This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گونه ای مارمواک به نام Water Anole قادر است هوا را در بالای سر خود ذخیره کند.
آنها هنگام احساس خطر به درون آب میپرند و با این ذخیره هوایی که دارند میتوانند تا 16 دقیقه در زیر آب پنهان شوند.
هنوز به درستی ساز و کار این قابلیت شناسایی نشده است.
@sciencemodern2
آنها هنگام احساس خطر به درون آب میپرند و با این ذخیره هوایی که دارند میتوانند تا 16 دقیقه در زیر آب پنهان شوند.
هنوز به درستی ساز و کار این قابلیت شناسایی نشده است.
@sciencemodern2
🔅 حشرات درد را احساس میکنند
پیش از این در سال 2003 تحقیقات نشان داده بود که حشرات چیزی شبیه درد را احساس میکنند، اما در جدیدترین پژوهش مشخص شده که حشرات حتی دردهای مزمن پس از بهبودی را نیز تجربه میکنند.
@ScienceModern2
ادامه در «Instant View» 👇
پیش از این در سال 2003 تحقیقات نشان داده بود که حشرات چیزی شبیه درد را احساس میکنند، اما در جدیدترین پژوهش مشخص شده که حشرات حتی دردهای مزمن پس از بهبودی را نیز تجربه میکنند.
@ScienceModern2
ادامه در «Instant View» 👇
Telegraph
حشرات درد را احساس میکنند
ScienceModern2
انتروپی سیاه چاله که توسط یاکوب بکنشتاین در سال ۱۹۷۳ و استیون هاوکینگ در سال ۱۹۷۴ پیشنهاد شد .
یک سیاهچاله نه تنها دارای دما است، بلکه چنان رفتار میکند که گویا کمیتی به نام انتروپی را نیز دارد.
در این فرمول A مساحت افق رویداد سیاهچالهها، k ثابت بولتزمان، c سرعت نور، h ثابت پلانک و G ثابت گرانشی نیوتن است.
این فرمول بیانگر آن است که در هر واحد بنیادی مساحت افق، جزئی اطلاعات در مورد حالت درونی سیاهچاله وجود دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
@sciencemodern2
یک سیاهچاله نه تنها دارای دما است، بلکه چنان رفتار میکند که گویا کمیتی به نام انتروپی را نیز دارد.
در این فرمول A مساحت افق رویداد سیاهچالهها، k ثابت بولتزمان، c سرعت نور، h ثابت پلانک و G ثابت گرانشی نیوتن است.
این فرمول بیانگر آن است که در هر واحد بنیادی مساحت افق، جزئی اطلاعات در مورد حالت درونی سیاهچاله وجود دارد.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
@sciencemodern2
ناهيد؛ سيارهاي که در آن خورشيد از غرب طلوع ميکند❕‼️❕
لحظهي تشکيل منظومهي شمسي ما به زماني برميگردد که يک سحابي از گرد و غبار کيهاني شروع به چرخش به دور خود کرد و يک ديسک پيشستارهاي را ايجاد کرد. خورشيد در مرکز اين قرص بود و بقيه سيارات هم از گرد و غبار اطراف اين قرص پديد آمدند. به همين علت، جهت حرکت مداري و حرکت وضعي همه سيارات ميبايست مشابه جهت چرخش همان سحابي مادر باشد.
امروزه در مورد حرکت مداري (انتقالي) اين موضوع را ميتوان در تمامي سيارات مشاهده کرد. ولي زماني که صحبت از حرکت وضعي (چرخش به دور خود) ميشود، دو سيارهي متفاوت ديده ميشوند. اگر از سمت قطب شمال خورشيد به منظومهي شمسي نگاه کنيم، حرکت وضعي همهي سيارات بجز ناهيد و اورانوس، پادساعتگرد است.
محور چرخش اورانوس بر محور مداريش منطبق شده و به پهلو ميچرخد. زهره نيز در جهت کاملا مخالفي به شکل ساعتگرد ميچرخد. دانشمندان علت احتمالي اين شگفتي را برخوردهاي سيارکها و شهابسنگهاي غولپيکري ميدانند که در گذشتههاي دور آنها از از مسير چرخش اصليشان منحرف کردهاند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
لحظهي تشکيل منظومهي شمسي ما به زماني برميگردد که يک سحابي از گرد و غبار کيهاني شروع به چرخش به دور خود کرد و يک ديسک پيشستارهاي را ايجاد کرد. خورشيد در مرکز اين قرص بود و بقيه سيارات هم از گرد و غبار اطراف اين قرص پديد آمدند. به همين علت، جهت حرکت مداري و حرکت وضعي همه سيارات ميبايست مشابه جهت چرخش همان سحابي مادر باشد.
امروزه در مورد حرکت مداري (انتقالي) اين موضوع را ميتوان در تمامي سيارات مشاهده کرد. ولي زماني که صحبت از حرکت وضعي (چرخش به دور خود) ميشود، دو سيارهي متفاوت ديده ميشوند. اگر از سمت قطب شمال خورشيد به منظومهي شمسي نگاه کنيم، حرکت وضعي همهي سيارات بجز ناهيد و اورانوس، پادساعتگرد است.
محور چرخش اورانوس بر محور مداريش منطبق شده و به پهلو ميچرخد. زهره نيز در جهت کاملا مخالفي به شکل ساعتگرد ميچرخد. دانشمندان علت احتمالي اين شگفتي را برخوردهاي سيارکها و شهابسنگهاي غولپيکري ميدانند که در گذشتههاي دور آنها از از مسير چرخش اصليشان منحرف کردهاند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
در خلا کوانتومی چه میگذرد؟ پر از خالی‼️❕‼️
باز هم صحبت از نور است! این بار در یک آزمایش، روش جدیدی برای دستیابی آزمایشگاهی به دنیای کوانتومی، امکان پذیر شده است. محققان دانشگاه
کنستانس آلمان در این آزمایش، نشان دادند که چکونه می توان میدان خلا کوانتومی را دستکاری کرد. با ذستکاری میدان خلا، می توان انحراف از حالت پایه فضای خالی را درک کرد و این موضوعی است که تنها می توان آن را در چارچوب نظریه کوانتومی نور، درک کرد. نتایج این مقاله، دیروز در ژورنال معتبر نیچر منتشر شد.
این پژوهش جدید بر پایه کاری که همین تیم در اکتبر ۲۰۱۵ در زمینه پدیده های فوق سریع و فوتونیک انجام دادند، و نتیجه آن در ژورنال ساینس منتشر شد، انجام دادند. در آن آزمایش، دانشمندان سیگنال هایی را در “عدم” یا “هیچ” تشخیص دادند. این پیشرفت علمی، می تواند به حل مسائلی که فیزیکدانان مدت ها با آنها، دست و پنجه نرم می کردند کمک کند؛ مسائلی از درک عمیق تر ماهیت کوانتومی تابش تا تحقیق روی ویژگی های جذابی مانند ابررسانایی دمای بالا.
ابن آزمایش به کمک یک تکنیک اندازه گیری نوری بسیار مهم، امکان پذیر شد. یک سیستم لیزر ویژه، پالس های نوری فوق کوتاهی را تولید می کند که فقط چند فمتوثانیه طول عمر دارند و بنابراین کوتاه تر از نصف چرخه نور در محدوده طیفی مورد بررسی هستند (یک فمتوثانیه معادل یک میلیونیوم یک میلیاردم یک ثانیه است). این روش می تواند افت و خیزهای الکترومغناطیسی با شدت صفر، یعنی در تاریکی کامل را اندازه گیری کند. از لحاظ نظری، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می گوید خلا کوانتومی آنطور که ما از واژه خلا انتظار داریم، عدم نیست، بلکه دارای افت و خیز است. حالا دانشمندان موفق شدند برای نخستین بار این افت و خیزها را به طور مستقیم در محدوده فرکانس های مادون قرمز میانه، مشاهده کنند.
@sciencemodern2
ایده نوینی که در این آزمایش، به کار رفته این است که به جای روش های مبتنی بر فرکانس، به طور مستقیم از آمارهای کوانتومی نور در حوزه زمان، استفاده کنیم. در این تکنیک، دانشمندان در یک لحظه از زمان، به جای تجزیه تحلیل نور در یک نوار فرکانس باریک، دامنه های میدان الکتریکی را به طور مستقیم، اندازه گیری می کنند. با مطالعه زمان های مختلف، الگوهای مشخصه ای بدست می آیند که به کمک آنها می توان حالت کوانتومی نور را مشخص کرد. فضا و زمان یا همان فضا-زمان، به طور کاملا یکسانی در این آزمایش ها عمل می کنند، که نشانه ای از ماهیت نسبیتی تابش الکترومغناطیس است.
این تکینک جدید برای اندازه گیری فوتون ها، به جذب یا تقویت آنها نیاز ندارد؛ بنابراین دانشمندان می توانند نوفه پس زمینه الکترومغناطیسی خلا را به طور مستقیم آشکارسازی کرده و بنابراین انحراف از حالت پایه را کنترل کنند. پایداری بالای تکتولوژی کنستانس، ویژگی مهمی برای اندازه گیری های کوانتومی است، زیرا نوفه پس زمینه پالس های لیزر فوق کوتاه، به شدت کم است.
با دستکاری خلا با پالس های فمتوثانیه ای بشدت متمرکز، محققان از یک روش جدید برای تولید نور فشرده (یک حالت بشدت غیرکلاسیکی یک میدان تابش) استفاده کردند. به این منظور، دانشمندان به کمک یک پالس شدید لیزر فمتوثانیه ای، سرعت نور را در بخش معینی از فضا-زمان، تغییر دادند. با این تغییر محلی سرعت انتشار، میدان خلا فشرده شده؛ و در نتیجه، افت و خیزهای خلا، دوباره توزیع شدند. دانشمندان این مکانیسم کوانتومی را با ترافیک در یک بزرگراه، مقایسه می کنند: ترافیک از یک نقطه معین، آغاز می شود و پشت سر این نقطه، ازدحام ترافیک دیده می شود، در حالیکه تراکم ترافیک در جلوی این نقطه، کاهش می یابد؛ یعنی وقتی دامنه افت و خیزها در یک مکان، کاهش می یابد، تراکم آنها در مکان دیگر، افزایش می یابد.
اگرچه با افزایش سرعت نور، دامنه افت و خیز نسبت به نوفه خلا، بیشتر می شود، اما با کم کردن سرعت نور، یک پدیده عجیب رخ می دهد: سطح نوفه اندازه گیری شده از حالت خلا، (یعنی حالت پایه فضای خالی) کمتر می شود! این پدیده را می توان معادل با تولید دو فوتون به طور همزمان در یک نقطه یکسان از فضا-زمان دانست. در این آزمایش، سوالات جدید و در نتیجه زمینه های تحقیقاتی هیجان انگیزی، به وجود آمد: مثلا یک فوتون، دقیقا چیست؟ فیزیکدانان این پژوهش می گویند: به جای آنکه یک فوتون را به صورت یک بسته کوانتیزه از یک انرژی، درنظر بگیریم، بهتر است آن را اندازه گیری آمارهای کوانتومی محلی میدان های الکترومغناطیسی در فضا-زمان قلمداد کنیم.
👨🚀تیم هنرعلم🦠
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
باز هم صحبت از نور است! این بار در یک آزمایش، روش جدیدی برای دستیابی آزمایشگاهی به دنیای کوانتومی، امکان پذیر شده است. محققان دانشگاه
کنستانس آلمان در این آزمایش، نشان دادند که چکونه می توان میدان خلا کوانتومی را دستکاری کرد. با ذستکاری میدان خلا، می توان انحراف از حالت پایه فضای خالی را درک کرد و این موضوعی است که تنها می توان آن را در چارچوب نظریه کوانتومی نور، درک کرد. نتایج این مقاله، دیروز در ژورنال معتبر نیچر منتشر شد.
این پژوهش جدید بر پایه کاری که همین تیم در اکتبر ۲۰۱۵ در زمینه پدیده های فوق سریع و فوتونیک انجام دادند، و نتیجه آن در ژورنال ساینس منتشر شد، انجام دادند. در آن آزمایش، دانشمندان سیگنال هایی را در “عدم” یا “هیچ” تشخیص دادند. این پیشرفت علمی، می تواند به حل مسائلی که فیزیکدانان مدت ها با آنها، دست و پنجه نرم می کردند کمک کند؛ مسائلی از درک عمیق تر ماهیت کوانتومی تابش تا تحقیق روی ویژگی های جذابی مانند ابررسانایی دمای بالا.
ابن آزمایش به کمک یک تکنیک اندازه گیری نوری بسیار مهم، امکان پذیر شد. یک سیستم لیزر ویژه، پالس های نوری فوق کوتاهی را تولید می کند که فقط چند فمتوثانیه طول عمر دارند و بنابراین کوتاه تر از نصف چرخه نور در محدوده طیفی مورد بررسی هستند (یک فمتوثانیه معادل یک میلیونیوم یک میلیاردم یک ثانیه است). این روش می تواند افت و خیزهای الکترومغناطیسی با شدت صفر، یعنی در تاریکی کامل را اندازه گیری کند. از لحاظ نظری، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می گوید خلا کوانتومی آنطور که ما از واژه خلا انتظار داریم، عدم نیست، بلکه دارای افت و خیز است. حالا دانشمندان موفق شدند برای نخستین بار این افت و خیزها را به طور مستقیم در محدوده فرکانس های مادون قرمز میانه، مشاهده کنند.
@sciencemodern2
ایده نوینی که در این آزمایش، به کار رفته این است که به جای روش های مبتنی بر فرکانس، به طور مستقیم از آمارهای کوانتومی نور در حوزه زمان، استفاده کنیم. در این تکنیک، دانشمندان در یک لحظه از زمان، به جای تجزیه تحلیل نور در یک نوار فرکانس باریک، دامنه های میدان الکتریکی را به طور مستقیم، اندازه گیری می کنند. با مطالعه زمان های مختلف، الگوهای مشخصه ای بدست می آیند که به کمک آنها می توان حالت کوانتومی نور را مشخص کرد. فضا و زمان یا همان فضا-زمان، به طور کاملا یکسانی در این آزمایش ها عمل می کنند، که نشانه ای از ماهیت نسبیتی تابش الکترومغناطیس است.
این تکینک جدید برای اندازه گیری فوتون ها، به جذب یا تقویت آنها نیاز ندارد؛ بنابراین دانشمندان می توانند نوفه پس زمینه الکترومغناطیسی خلا را به طور مستقیم آشکارسازی کرده و بنابراین انحراف از حالت پایه را کنترل کنند. پایداری بالای تکتولوژی کنستانس، ویژگی مهمی برای اندازه گیری های کوانتومی است، زیرا نوفه پس زمینه پالس های لیزر فوق کوتاه، به شدت کم است.
با دستکاری خلا با پالس های فمتوثانیه ای بشدت متمرکز، محققان از یک روش جدید برای تولید نور فشرده (یک حالت بشدت غیرکلاسیکی یک میدان تابش) استفاده کردند. به این منظور، دانشمندان به کمک یک پالس شدید لیزر فمتوثانیه ای، سرعت نور را در بخش معینی از فضا-زمان، تغییر دادند. با این تغییر محلی سرعت انتشار، میدان خلا فشرده شده؛ و در نتیجه، افت و خیزهای خلا، دوباره توزیع شدند. دانشمندان این مکانیسم کوانتومی را با ترافیک در یک بزرگراه، مقایسه می کنند: ترافیک از یک نقطه معین، آغاز می شود و پشت سر این نقطه، ازدحام ترافیک دیده می شود، در حالیکه تراکم ترافیک در جلوی این نقطه، کاهش می یابد؛ یعنی وقتی دامنه افت و خیزها در یک مکان، کاهش می یابد، تراکم آنها در مکان دیگر، افزایش می یابد.
اگرچه با افزایش سرعت نور، دامنه افت و خیز نسبت به نوفه خلا، بیشتر می شود، اما با کم کردن سرعت نور، یک پدیده عجیب رخ می دهد: سطح نوفه اندازه گیری شده از حالت خلا، (یعنی حالت پایه فضای خالی) کمتر می شود! این پدیده را می توان معادل با تولید دو فوتون به طور همزمان در یک نقطه یکسان از فضا-زمان دانست. در این آزمایش، سوالات جدید و در نتیجه زمینه های تحقیقاتی هیجان انگیزی، به وجود آمد: مثلا یک فوتون، دقیقا چیست؟ فیزیکدانان این پژوهش می گویند: به جای آنکه یک فوتون را به صورت یک بسته کوانتیزه از یک انرژی، درنظر بگیریم، بهتر است آن را اندازه گیری آمارهای کوانتومی محلی میدان های الکترومغناطیسی در فضا-زمان قلمداد کنیم.
👨🚀تیم هنرعلم🦠
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
Telegram
attach 📎
شعاع شوارتزشلید
هرجسم فیزیکی با شعاعی کوچکتر از این مقدار را "سیاهچاله" مینامیم.
در سال 1916 اندکی پس از ارائه نظریه نسبیت عام توسط انیشتین و انقلابی جدید در فیزیک نوین کسی به نام " چارلز شوارتزشلید" راه حل معادله نسبیت عام برای نمیشا سیاه چاله ها یافت یافته وی تا سالها درک نشد خود انیشتین نیز هرگز به وجود سیاه چاله ها باور نداشت . نام " سیاه چاله " اولین بار توسط فیزیک دانی امریکایی به نام ( جان ارچیبالد ویلر ) مطرح شد . کشف "کوازارها " در سال 1963 باعث شد تلاش تجربی بیشتری نسبت به سیاه چاله ها شکل بگیرد .
ستاره های بسیار عظیم بسیار سریعتر از خورشید هیدروژن خود را میسوزانند و به هلیوم تبدیل میکنند و طوری که در مدت زمان کوتاهی معادل چند صد میلیون سال هیدروژن از دست میدهند . انها میتوانند هلیوم را سوزانده و به عناصر سنگین تر مثل کربن اکسیژن و..تبدیل کنند اما واکنشهای هسته ای انرژی زیادی رها نمیسازند پس ستاره ها گرما و فشار گرمایی خود را که از انها در برابر گرانش محافظت میکند از دست میدهند . از این رو کم کم کوچک میشوند . اگر جرم انها حدود دو برابر خورشید ما باشند فشار درونی برای توقف انقباض و فروپاشی کافی نیست . انها به اندازه ای معادل صفر متراکم میشوند و به چیزی به نام " تکین شوند .
زمانی که ستاره ها به شعاع بحرانی مد نظر برسند نور ار فاصله ای ثابت از مرکز شناور خواهد بود و هرگز دور نمیشود این مسیر بحرانی نور سطحی ایجاد میکنه به نام "افق رویداد " منطقه ای است که نور از ان فضا زمان میتواند عبور کند هر چیزی پس از گذر از این منطقه وارد سیاه چاله بشه هرگز نمیتواند خارج شود .
یک سیاه چاله نه تنها دما دارد بلکه رفتارش به گونه ای است که کمیتی به نام انتروپی نیز دارد . انتروپی مقیاس تعداد حالتهای درونی است که یک سیاه چاله میتواند داشته باشد بدون انکه در نظر یک ناظر بیرونی که فقط میتواند جرم –گردش و چرخش و بار ان را مشاهده کند متفاوت به نظر برسد ....
برای مثال شعاع خورشید تقریباً ۷۰۰۰۰۰ کیلومتر است، در حالی که شعاع شوارتز شیلد آن فقط ۲۹۵۰ متر است؛ یعنی اگر شعاع خورشید کمتر از ۲ کیلومتر شود آنگاه خورشید یک سیاهچاله است
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
هرجسم فیزیکی با شعاعی کوچکتر از این مقدار را "سیاهچاله" مینامیم.
در سال 1916 اندکی پس از ارائه نظریه نسبیت عام توسط انیشتین و انقلابی جدید در فیزیک نوین کسی به نام " چارلز شوارتزشلید" راه حل معادله نسبیت عام برای نمیشا سیاه چاله ها یافت یافته وی تا سالها درک نشد خود انیشتین نیز هرگز به وجود سیاه چاله ها باور نداشت . نام " سیاه چاله " اولین بار توسط فیزیک دانی امریکایی به نام ( جان ارچیبالد ویلر ) مطرح شد . کشف "کوازارها " در سال 1963 باعث شد تلاش تجربی بیشتری نسبت به سیاه چاله ها شکل بگیرد .
ستاره های بسیار عظیم بسیار سریعتر از خورشید هیدروژن خود را میسوزانند و به هلیوم تبدیل میکنند و طوری که در مدت زمان کوتاهی معادل چند صد میلیون سال هیدروژن از دست میدهند . انها میتوانند هلیوم را سوزانده و به عناصر سنگین تر مثل کربن اکسیژن و..تبدیل کنند اما واکنشهای هسته ای انرژی زیادی رها نمیسازند پس ستاره ها گرما و فشار گرمایی خود را که از انها در برابر گرانش محافظت میکند از دست میدهند . از این رو کم کم کوچک میشوند . اگر جرم انها حدود دو برابر خورشید ما باشند فشار درونی برای توقف انقباض و فروپاشی کافی نیست . انها به اندازه ای معادل صفر متراکم میشوند و به چیزی به نام " تکین شوند .
زمانی که ستاره ها به شعاع بحرانی مد نظر برسند نور ار فاصله ای ثابت از مرکز شناور خواهد بود و هرگز دور نمیشود این مسیر بحرانی نور سطحی ایجاد میکنه به نام "افق رویداد " منطقه ای است که نور از ان فضا زمان میتواند عبور کند هر چیزی پس از گذر از این منطقه وارد سیاه چاله بشه هرگز نمیتواند خارج شود .
یک سیاه چاله نه تنها دما دارد بلکه رفتارش به گونه ای است که کمیتی به نام انتروپی نیز دارد . انتروپی مقیاس تعداد حالتهای درونی است که یک سیاه چاله میتواند داشته باشد بدون انکه در نظر یک ناظر بیرونی که فقط میتواند جرم –گردش و چرخش و بار ان را مشاهده کند متفاوت به نظر برسد ....
برای مثال شعاع خورشید تقریباً ۷۰۰۰۰۰ کیلومتر است، در حالی که شعاع شوارتز شیلد آن فقط ۲۹۵۰ متر است؛ یعنی اگر شعاع خورشید کمتر از ۲ کیلومتر شود آنگاه خورشید یک سیاهچاله است
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
Telegram
attach 📎
🔅 این کرم یکی از صدابلندترین موجودات دریا است!
گونه ای کرم دریایی به نام Marine worm که فقط 29mm طول دارد،یکی از بلندترین صداهایی را که در دریا وجود دارد تولید میکند. او میتواند صدایی با 157 دسیبل قدرت ایجاد کند.
گوش انسان صداها را از حدود 10dB به بالا میشنود و محدوده 130dB برای گوش انسان بشدت آسیب زننده است. لازم به ذکر است که صدای موتور هواپیما حدود 110dB است. (اطلاعات بیشتر)
این کرم احتمالا از این صدا برای ارتباط، دفاع و حمله استفاده میکند.
نوعی میگو به نام Snapping shrimp قادر است با چنگال قیچی مانند خود که با سرعت بسیار بالا بسته میشود، صدایی تا 189dB تولید کند که برای گیج کردن یا حتی کشتن قربانی ها استفاده میشود.
مکانیزم تولید صدا به این شکل است که چنگال آنقدر سریع بسته میشود (با سرعت صوت) که آب اطراف چنگال برای لحظه ای بخار شده و منبسط میشود(حباب ایجاد میگردد) . سپس فشار آب اطراف باعث میشود که حباب با سرعت بسیار زیادی دچار فروپاشی به درون خودش شده و صدای بلندی ایجاد شود.
ترجمه: علیرضا - تیم هنر علم
منبع: ScienceAlert
@ScienceModern2
گونه ای کرم دریایی به نام Marine worm که فقط 29mm طول دارد،یکی از بلندترین صداهایی را که در دریا وجود دارد تولید میکند. او میتواند صدایی با 157 دسیبل قدرت ایجاد کند.
گوش انسان صداها را از حدود 10dB به بالا میشنود و محدوده 130dB برای گوش انسان بشدت آسیب زننده است. لازم به ذکر است که صدای موتور هواپیما حدود 110dB است. (اطلاعات بیشتر)
این کرم احتمالا از این صدا برای ارتباط، دفاع و حمله استفاده میکند.
نوعی میگو به نام Snapping shrimp قادر است با چنگال قیچی مانند خود که با سرعت بسیار بالا بسته میشود، صدایی تا 189dB تولید کند که برای گیج کردن یا حتی کشتن قربانی ها استفاده میشود.
مکانیزم تولید صدا به این شکل است که چنگال آنقدر سریع بسته میشود (با سرعت صوت) که آب اطراف چنگال برای لحظه ای بخار شده و منبسط میشود(حباب ایجاد میگردد) . سپس فشار آب اطراف باعث میشود که حباب با سرعت بسیار زیادی دچار فروپاشی به درون خودش شده و صدای بلندی ایجاد شود.
ترجمه: علیرضا - تیم هنر علم
منبع: ScienceAlert
@ScienceModern2
⚫️سیاهچاله چیست⁉️
فرض کنید جرم ستاره ای درحدود 20 برابر جرم خورشید باشد بعد از طی مراحل تکامل وانفجار بصورت ابرنواختری, اگر جرم ستاره باقی مانده به سه برابر خورشید برسد از آنجاییکه این جرم برای تبدیل به ستاره نوترونی شدن زیاداست ستاره بطور کامل متراکم شده و به یک سیاهچاله تبدیل خواهد شد.برطبق قوانین فیزیک واستنتاج منطقی عاقبت کار یکتایی (Singularity) خواهد بود.یکتایی نقطه ای که شعاع آن صفر وچگالی آن بینهایت خواهد بود.هر چه به این جرم نزدیکتر شویم سرعت فرار از آن بیشتر خواهد شد و در فاصله ای که بانام شعاع شوارزشیلد شناخته میشود سرعت فرار از چنین جرمی با سرعت نور بی می شود.اندازه این شعاع ویژه به جرم ستاره بستگی مستقیم دارد برای ستاره ای با جرم خورشید مقدار آن 3 کیلومتر است این بدان معناست برای اینکه خورشید به یک سیاه چاله تبدیل شود باید قطر آن به 3 کیلومتر کاهش بیابد.اگر کره ای با شعاع شوارزشیلد حول نقطه مرکزی رسم کنیم (نام این کره افق رویداد(Event horizon )می باشد)درون این کره سرعت فرار از سرعت نور بیشتر خواهد بود و از آنجاییکه هیچ جسمی توانایی حرکت باسرعت بیشتر از سرعت نور را ندارد ، هیچ جسمی توانایی گریز از این منطقه را ندارد.برطبق روابط فیزیکی معمول هیچ خبری از درون این کره در دسترس نمی باشد و نیروهای شدید کشندی درون این محیط موجب انفجار و از هم گسیختگی هر جسمی که به آن نزدیک شود می گردد.
برطبق نسبیت عام فضای اطراف افق رویداد به شدت تاب برمی دارد.مقدار تاب برداشتن به جرم سیاهچاله بستگی دارد وهر جرم بیشتر باشد مقدار آن بیشتر خواهد بود.از آنجاییکه سیاه چاله هیچ نوری از خود بیرون نمی دهد تنها براساس همین تغییر فضای اطراف آن است که ما می توانیم وجود آنرا بطور غیرمستقیم ردیابی کنیم.درواقع مابا مشاهده اثر آن بر مواد بیرون از افق رویداد میتوانیم تاحدودی آنرا تشخیص دهیم.سیاهچاله مواداطراف خود را به شدت جذب می کند واین مواد جذبی قبل از برخورد با آن به دلیل سرعت سقوط فوق العاده زیاد پرتوهای ایکس گاما و امواج رادیویی گسیل می کنند.
سیاهچاله هایی که در یک دستگاه دوتایی قرار دارند از گازهای ستاره همدم خود گازدریافت می کنند واین گاز با نزدیک شدن به افق رویداد دراثر نیروهای شدید گرانشی گرم شده وشروع به تابش اشعه ایکس می کنند پس یک راه برای تشخیص سیاهچاله ها جستجوبرای یافتن ستاره های دوتایی است که منبع قوی امواج اشعه ایکس باشند.موادی که از ستاره همدم می آیند بطور مستقیم برسطح سیاهچاله سقوط نمی کنند بلکه ابتداتشکیل یک قرص برافزایشی می دهند مواد درون این قرص با حرکت سریع ومارپیچی به سیاهچاله نزدیک شده وبه مرور زمان میسوزند.عکسهای گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل در مواردبسیار زیادی نشاندهنده این قرص می باشد.
این گمان وجود دارد که در مرکز کهکشانها سیاهچاله های ابر سنگین وجود داشته باشد.از جمله در کهکشان خودمان.نحوه حرکت ابرهای گازی وشدت پرتوهای ارسالی از مرکز کهکشان خودمان از دلایل وجود چنین سیاهچاله ای می باشد. بررسی سرعت ستارههای نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری که امروزه توسط تلسکوپهابل قابل انجام است، بیانگر این واقعیت است که جرم هسته کهکشان بسیار بزرگ بوده که در یک ناحیه کوچک قرار دارد این نمونه میتواند وجود سیاهچاله در مرکز کهکشانها را مورد تایید قرار دهد. همچنین مشاهده اشعه گاما متغییر را میتوان به عنوان شاهدی دال بر قبول سیاهچاله ابرجرمدار در مرکز کهکشانها دانست. اخیرا" وجود سیاهچاله در مرکز کهشکان M87 نیز مورد قبول منجمین قرار گرفته است.
چگالی متوسط یک سیاهچاله متناسب با عکس مربع جرم آن است. برای یک سیاهچاله در حد جرم خورشید چگالی ده میلیون تن در سانتی مترمکعب بدست میآید که چهل برابر چگالتر از مواد هستهای است . در صورتی که برای یک سیاهچاله با جرم صد میلیون برابر جرم خورشید چگالی یک گرم در سانتی مترمکعب محاسبه میشود که برابر چگالی آب است. بنابراین شرایطی که میتواند یک سیاهچاله کوچک ایجاد گردد بسیار سخت تر از شرایطی است که یک سیاهچاله بزرگ میتواند تولید شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
فرض کنید جرم ستاره ای درحدود 20 برابر جرم خورشید باشد بعد از طی مراحل تکامل وانفجار بصورت ابرنواختری, اگر جرم ستاره باقی مانده به سه برابر خورشید برسد از آنجاییکه این جرم برای تبدیل به ستاره نوترونی شدن زیاداست ستاره بطور کامل متراکم شده و به یک سیاهچاله تبدیل خواهد شد.برطبق قوانین فیزیک واستنتاج منطقی عاقبت کار یکتایی (Singularity) خواهد بود.یکتایی نقطه ای که شعاع آن صفر وچگالی آن بینهایت خواهد بود.هر چه به این جرم نزدیکتر شویم سرعت فرار از آن بیشتر خواهد شد و در فاصله ای که بانام شعاع شوارزشیلد شناخته میشود سرعت فرار از چنین جرمی با سرعت نور بی می شود.اندازه این شعاع ویژه به جرم ستاره بستگی مستقیم دارد برای ستاره ای با جرم خورشید مقدار آن 3 کیلومتر است این بدان معناست برای اینکه خورشید به یک سیاه چاله تبدیل شود باید قطر آن به 3 کیلومتر کاهش بیابد.اگر کره ای با شعاع شوارزشیلد حول نقطه مرکزی رسم کنیم (نام این کره افق رویداد(Event horizon )می باشد)درون این کره سرعت فرار از سرعت نور بیشتر خواهد بود و از آنجاییکه هیچ جسمی توانایی حرکت باسرعت بیشتر از سرعت نور را ندارد ، هیچ جسمی توانایی گریز از این منطقه را ندارد.برطبق روابط فیزیکی معمول هیچ خبری از درون این کره در دسترس نمی باشد و نیروهای شدید کشندی درون این محیط موجب انفجار و از هم گسیختگی هر جسمی که به آن نزدیک شود می گردد.
برطبق نسبیت عام فضای اطراف افق رویداد به شدت تاب برمی دارد.مقدار تاب برداشتن به جرم سیاهچاله بستگی دارد وهر جرم بیشتر باشد مقدار آن بیشتر خواهد بود.از آنجاییکه سیاه چاله هیچ نوری از خود بیرون نمی دهد تنها براساس همین تغییر فضای اطراف آن است که ما می توانیم وجود آنرا بطور غیرمستقیم ردیابی کنیم.درواقع مابا مشاهده اثر آن بر مواد بیرون از افق رویداد میتوانیم تاحدودی آنرا تشخیص دهیم.سیاهچاله مواداطراف خود را به شدت جذب می کند واین مواد جذبی قبل از برخورد با آن به دلیل سرعت سقوط فوق العاده زیاد پرتوهای ایکس گاما و امواج رادیویی گسیل می کنند.
سیاهچاله هایی که در یک دستگاه دوتایی قرار دارند از گازهای ستاره همدم خود گازدریافت می کنند واین گاز با نزدیک شدن به افق رویداد دراثر نیروهای شدید گرانشی گرم شده وشروع به تابش اشعه ایکس می کنند پس یک راه برای تشخیص سیاهچاله ها جستجوبرای یافتن ستاره های دوتایی است که منبع قوی امواج اشعه ایکس باشند.موادی که از ستاره همدم می آیند بطور مستقیم برسطح سیاهچاله سقوط نمی کنند بلکه ابتداتشکیل یک قرص برافزایشی می دهند مواد درون این قرص با حرکت سریع ومارپیچی به سیاهچاله نزدیک شده وبه مرور زمان میسوزند.عکسهای گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل در مواردبسیار زیادی نشاندهنده این قرص می باشد.
این گمان وجود دارد که در مرکز کهکشانها سیاهچاله های ابر سنگین وجود داشته باشد.از جمله در کهکشان خودمان.نحوه حرکت ابرهای گازی وشدت پرتوهای ارسالی از مرکز کهکشان خودمان از دلایل وجود چنین سیاهچاله ای می باشد. بررسی سرعت ستارههای نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری که امروزه توسط تلسکوپهابل قابل انجام است، بیانگر این واقعیت است که جرم هسته کهکشان بسیار بزرگ بوده که در یک ناحیه کوچک قرار دارد این نمونه میتواند وجود سیاهچاله در مرکز کهکشانها را مورد تایید قرار دهد. همچنین مشاهده اشعه گاما متغییر را میتوان به عنوان شاهدی دال بر قبول سیاهچاله ابرجرمدار در مرکز کهکشانها دانست. اخیرا" وجود سیاهچاله در مرکز کهشکان M87 نیز مورد قبول منجمین قرار گرفته است.
چگالی متوسط یک سیاهچاله متناسب با عکس مربع جرم آن است. برای یک سیاهچاله در حد جرم خورشید چگالی ده میلیون تن در سانتی مترمکعب بدست میآید که چهل برابر چگالتر از مواد هستهای است . در صورتی که برای یک سیاهچاله با جرم صد میلیون برابر جرم خورشید چگالی یک گرم در سانتی مترمکعب محاسبه میشود که برابر چگالی آب است. بنابراین شرایطی که میتواند یک سیاهچاله کوچک ایجاد گردد بسیار سخت تر از شرایطی است که یک سیاهچاله بزرگ میتواند تولید شود.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
جو زمین از چه ساختاری تشکیل شده ⁉️
جو زمين از مولکولهاي: نيتروژن (۷۸%)، اکسيژن (۲۱%)، آرگون (۰٫۹%) و مقاديري دي اکسيد کربن، نئون، هليوم، متان، کريپتون، هيدروژن، اکسيد نيتروژن، زنون، ازون، يد، مونو اکسيد کربن و آمونياک، تشکيل شده است. همچنين در ارتفاعات پايين تر مقاديري بخار آب نيز دارد. جوي که امروز سياره ما دارد، بطور کلي با جو اوليه زمين متفاوت است. زماني که سياره براي نخستين بار در حدود ۴٫۴ ميليارد سال پيش رو به سردي گذاشت، آتشفشانها بخار، دي اکسيد کربن و آمونياک را به جو تزريق کردند که غلظتشان يکصد برابر جو امروز زمين بود.
نخستين باکتري موسوم به سيانوباکتري، احتمالاً نخستين جاندار اکسيژن ساز بوده است. تقريباً ۲٫۷ تا ۲٫۲ ميليارد سال پيش، چنين باکتري هايي مقادير بسيار فراواني اکسيژن را آزاد کرده و مولکول هاي دي اکسيد کربن را از هم گسلاندند. همچنان که اکسيژن آزاد مي شد، با آمونياک واکنش داده و بدين ترتيب نيتروژن آزاد مي شد. دي اکسيد کربن جو نيز به وسيله گياهان و بعدها عوامل انساني به جو زمين تزريق شد.
جو زمين داراي لايه هاي مختلفي است که زير به اختصار در موردشان توضيح داده شده:
لايه تروپوسفر:
تروپوسفر لايه پاييني جوّ زمين است که ارتفاع آن در قطبها در حدود ۷ تا ۸ کيلومتر و در استوا در حدود ۱۶ تا ۱۸ کيلومتر است. تغييرات آب و هوايي تأثير مختصري بر روي اين ارتفاع دارد. هواي لايه تروپوسفر مدام در حال جابجايي در راستاي عمودي است. اين پديده عمدتاً در اثر تابش نور خورشيد به سطح زمين، گرم شدن و کم چگال شدن هواي مجاور سطح زمين رخ ميدهد. «تروپو» ريشه يوناني دارد و به مفهوم اختلاط، گشتن و چرخيدن است. فشار هوا در مرز بالايي اين لايه فقط در حدود ۱۰ درصد فشار در سطح دريا است. مرز اين لايه، با لايه بعدي جو (که خود در حد يک لايه چند کيلومتري است)، [تروپوپاز] ناميده ميشود.
لايه استراتوسفر:
استراتوسفر دومين لايهٔ جو زمين است که ارتفاع آن در ۵۰ کيلومتري از سطح زمين، قرار دارد. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دماي هوا افزايش پيدا ميکند. قسمت اعظم لايه ازون که سطح کره زمين را در برابر پرتو فرابنفش خورشيد حفاظت ميکند، در قسمتهاي پاييني اين لايه قرار دارد. ضخامت لايه ازن با تغييرات فصلي و جغرافيايي دستخوش تغيير ميشود. «استراتو» از ريشه لاتين به معني پخش و گسترده گرفته شده است. مرز اين لايه با لايه بعدي جو (که خود در حد يک لايه چند کيلومتري است)، [استراتوپاز] ناميده ميشود.
لايه مزوسفر:
اين لايه تا ارتفاع حدود ۸۰ تا ۸۵ کيلومتري از سطح زمين قرار گرفته و ميان استراتوسفر و ترموسفر قرار دارد. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دماي هوا کم ميشود. «مزو» ريشهاي يوناني دارد و به معني وسط است. روزانه حدود ۵۰ تن شهابسنگ وارد جو زمين ميشود و بيشتر آنها در مزوسفر تبخير ميشوند. اينگونه مواد موجود در شهابسنگها در مزوسفر پراکنده ميشوند و اين لايه هماکنون داراي مقادير آهن و فلزات ديگر است. بالونهاي هواشناسي و هواپيما نميتوانند به اين لايه برسند
لايه ترموسفر:
اين لايه تا ارتفاع حدود ۶۰۰ تا ۶۴۰ کيلومتري از سطح زمين قرار دارد. در معدودي مراجع نيز اين لايه را فاقد مرز فوقاني دانستهاند. عنوان ترموسفر به سبب دماي فوقالعاده زياد ترموديناميکي، به اين لايه نسبت داده شده است. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دما نيز افزايش پيدا ميکند. اين دما ممکن است به ۱۵۰۰ کلوين نيز برسد که منشاء اصلي آن يونيزه شدن مولکولهاي اکسيژن و نيتروژن، در اثر برخورد با پرتو فرابنفش خورشيد است. جلوه سرخي شفق يکي از پديدههاي قسمت پاييني لايه ترموسفر است.
لايه يونوسفر:
اين لايه هويت مستقلي ندارد و در واقع همان بخش اعظم از لايه ترموسفر است که فرايند يونيزه شدن مولکولهاي گازي در آن صورت ميگيرد. يونوسفر نقش اصلي در انتشار امواج الکترومغناطيسي داشته و اثرات مهمي بر ارتباطات راه دور دارد. پديده بازتابش امواج راديويي تابيده شده از سطح زمين در همين لايه اتفاق ميافتد. شديده شفق نيز در همين لايه پديد ميآيد.
لايه اگزوسفر:
اين لايه بالاترين لايهٔ جو زمين است که جو پس از آن پايان ميپذيرد و خلأ آغاز ميگردد. هوا در اين لايه بسيار رقيق است و تفاوت چنداني با خلأ ندارد. اجزاي اصلي اين لايه هيدروژن و هليم هستند که تراکم کمي دارند و بسياري از ماهوارهها در اين لايه قرار دارند. ارتفاع اين لايه بالاي ۶۰۰ کيلومتر تا حدود ۱۰۰۰۰ کيلومتر از سطح زمين است که عموماً اتمها و مولکولهاي جو تحت تاثير بادهاي خورشيدي و ميدان مغناطيسي زمين به فضاي اطراف رانده ميشوند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
جو زمين از مولکولهاي: نيتروژن (۷۸%)، اکسيژن (۲۱%)، آرگون (۰٫۹%) و مقاديري دي اکسيد کربن، نئون، هليوم، متان، کريپتون، هيدروژن، اکسيد نيتروژن، زنون، ازون، يد، مونو اکسيد کربن و آمونياک، تشکيل شده است. همچنين در ارتفاعات پايين تر مقاديري بخار آب نيز دارد. جوي که امروز سياره ما دارد، بطور کلي با جو اوليه زمين متفاوت است. زماني که سياره براي نخستين بار در حدود ۴٫۴ ميليارد سال پيش رو به سردي گذاشت، آتشفشانها بخار، دي اکسيد کربن و آمونياک را به جو تزريق کردند که غلظتشان يکصد برابر جو امروز زمين بود.
نخستين باکتري موسوم به سيانوباکتري، احتمالاً نخستين جاندار اکسيژن ساز بوده است. تقريباً ۲٫۷ تا ۲٫۲ ميليارد سال پيش، چنين باکتري هايي مقادير بسيار فراواني اکسيژن را آزاد کرده و مولکول هاي دي اکسيد کربن را از هم گسلاندند. همچنان که اکسيژن آزاد مي شد، با آمونياک واکنش داده و بدين ترتيب نيتروژن آزاد مي شد. دي اکسيد کربن جو نيز به وسيله گياهان و بعدها عوامل انساني به جو زمين تزريق شد.
جو زمين داراي لايه هاي مختلفي است که زير به اختصار در موردشان توضيح داده شده:
لايه تروپوسفر:
تروپوسفر لايه پاييني جوّ زمين است که ارتفاع آن در قطبها در حدود ۷ تا ۸ کيلومتر و در استوا در حدود ۱۶ تا ۱۸ کيلومتر است. تغييرات آب و هوايي تأثير مختصري بر روي اين ارتفاع دارد. هواي لايه تروپوسفر مدام در حال جابجايي در راستاي عمودي است. اين پديده عمدتاً در اثر تابش نور خورشيد به سطح زمين، گرم شدن و کم چگال شدن هواي مجاور سطح زمين رخ ميدهد. «تروپو» ريشه يوناني دارد و به مفهوم اختلاط، گشتن و چرخيدن است. فشار هوا در مرز بالايي اين لايه فقط در حدود ۱۰ درصد فشار در سطح دريا است. مرز اين لايه، با لايه بعدي جو (که خود در حد يک لايه چند کيلومتري است)، [تروپوپاز] ناميده ميشود.
لايه استراتوسفر:
استراتوسفر دومين لايهٔ جو زمين است که ارتفاع آن در ۵۰ کيلومتري از سطح زمين، قرار دارد. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دماي هوا افزايش پيدا ميکند. قسمت اعظم لايه ازون که سطح کره زمين را در برابر پرتو فرابنفش خورشيد حفاظت ميکند، در قسمتهاي پاييني اين لايه قرار دارد. ضخامت لايه ازن با تغييرات فصلي و جغرافيايي دستخوش تغيير ميشود. «استراتو» از ريشه لاتين به معني پخش و گسترده گرفته شده است. مرز اين لايه با لايه بعدي جو (که خود در حد يک لايه چند کيلومتري است)، [استراتوپاز] ناميده ميشود.
لايه مزوسفر:
اين لايه تا ارتفاع حدود ۸۰ تا ۸۵ کيلومتري از سطح زمين قرار گرفته و ميان استراتوسفر و ترموسفر قرار دارد. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دماي هوا کم ميشود. «مزو» ريشهاي يوناني دارد و به معني وسط است. روزانه حدود ۵۰ تن شهابسنگ وارد جو زمين ميشود و بيشتر آنها در مزوسفر تبخير ميشوند. اينگونه مواد موجود در شهابسنگها در مزوسفر پراکنده ميشوند و اين لايه هماکنون داراي مقادير آهن و فلزات ديگر است. بالونهاي هواشناسي و هواپيما نميتوانند به اين لايه برسند
لايه ترموسفر:
اين لايه تا ارتفاع حدود ۶۰۰ تا ۶۴۰ کيلومتري از سطح زمين قرار دارد. در معدودي مراجع نيز اين لايه را فاقد مرز فوقاني دانستهاند. عنوان ترموسفر به سبب دماي فوقالعاده زياد ترموديناميکي، به اين لايه نسبت داده شده است. در اين لايه با افزايش ارتفاع، دما نيز افزايش پيدا ميکند. اين دما ممکن است به ۱۵۰۰ کلوين نيز برسد که منشاء اصلي آن يونيزه شدن مولکولهاي اکسيژن و نيتروژن، در اثر برخورد با پرتو فرابنفش خورشيد است. جلوه سرخي شفق يکي از پديدههاي قسمت پاييني لايه ترموسفر است.
لايه يونوسفر:
اين لايه هويت مستقلي ندارد و در واقع همان بخش اعظم از لايه ترموسفر است که فرايند يونيزه شدن مولکولهاي گازي در آن صورت ميگيرد. يونوسفر نقش اصلي در انتشار امواج الکترومغناطيسي داشته و اثرات مهمي بر ارتباطات راه دور دارد. پديده بازتابش امواج راديويي تابيده شده از سطح زمين در همين لايه اتفاق ميافتد. شديده شفق نيز در همين لايه پديد ميآيد.
لايه اگزوسفر:
اين لايه بالاترين لايهٔ جو زمين است که جو پس از آن پايان ميپذيرد و خلأ آغاز ميگردد. هوا در اين لايه بسيار رقيق است و تفاوت چنداني با خلأ ندارد. اجزاي اصلي اين لايه هيدروژن و هليم هستند که تراکم کمي دارند و بسياري از ماهوارهها در اين لايه قرار دارند. ارتفاع اين لايه بالاي ۶۰۰ کيلومتر تا حدود ۱۰۰۰۰ کيلومتر از سطح زمين است که عموماً اتمها و مولکولهاي جو تحت تاثير بادهاي خورشيدي و ميدان مغناطيسي زمين به فضاي اطراف رانده ميشوند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چرا خارش میگیریم؟
#TED_Education
♦️یک انسان معمولی روزانه دهها بار خارش را تجربه میکند. همهٔ ما خارشهای آزاردهنده را تجربه کردهایم. اما آیا تا به حال فکر کردید چرا خارش میگیریم؟ آیا دلیلی تکاملی برای خارش وجود دارد یا فقط برای آزار ما به وجود آمده؟
@Sciencemodern2
#TED_Education
♦️یک انسان معمولی روزانه دهها بار خارش را تجربه میکند. همهٔ ما خارشهای آزاردهنده را تجربه کردهایم. اما آیا تا به حال فکر کردید چرا خارش میگیریم؟ آیا دلیلی تکاملی برای خارش وجود دارد یا فقط برای آزار ما به وجود آمده؟
@Sciencemodern2
ماهیت نور چیست ❓❔❓
درباره ماهیت نور سه نظریه قالب وجود دارد که نظریات دیگر زیر مجموعه ای از آن میباشند ؛ نظریه نخست دیدگاه کلاسیک و سنتی نیوتن درباره نور است که نور را متشکل از ذراتی با جرم و وزنی مشخص بنام فوتون معرفی میکرد و انتشار نور در امتداد یک خط مستقیم را یکی از دلایل ذره ای بودن آن میدانست ، دیدگاه دوم نظریه موجی بودن نور است که پایه های اصلی آن بوسیله یانگ و فرنل پی ریزی شد آنها تلاش میکردند با اشاره به پدیده هایی مانند تداخل و پراش و قطبش نور ثابت کنند که نور خاصیت موجی دارد ، اما اشکال کار در این بود که نور هم خاصیت ذره ای و هم خاصیت موجی بودن را از خود نشان میداد ، پس موج سوم نور شناخت در قرن بیستم شروع شد ، در این موج سوم که انیشتین نیز از طرفدارانش بود میخواستند ثابت کنند که نور از بسته های انرژی به نام کوانتوم تشکیل شده است که دارای خاصیت ذره ای و موجی به صورت توام هستند و جرم و وزن و فرکانس دارند
با پذیرفتن دیدگاه سوم درباره نور سعی میکنم آنرا کاملتر نمایم و بخشهای ناگفته اش را روشنتر نمایم، در این دیدگاه مطابق نظریه مکس پلانک هر کوانتوم نور با انرژی ( e=hv) انتشار می یابد که –h- یک ثابت جهانی بوده و مقدار آن برابر است با( JS 6/6256×۱۰̄⁻³⁴=h ) و ( v ) نیز فرکانس کوانتوم نور میباشد ، مشخص است که هر چقدر فرکانس بیشتر باشد مقدار انرژی کوانتوم نیز بیشتر میشود ، این کوانتومها میتوانند مطابق دیدگاه پلانک با ضرایب مشخصی به الکترونهای اتم برخورد کرده و آنها را به مدارهایی بالاتر صعود بدهند ، از سوی دیگر در دیدگاه موجی نور گفته میشود که نور ترکیبی از امواج الکتریکی E و مغناطیسی B میباشد .
بله نور جرم نسبیتی مثبت داره از این رو می توان انرژی نور را به تکانه و در نتیجه جرم معادل آن مرتبط کرد
اما ......{{{ جرم سکون ( همان چیزی که شما با ترازو اندازه می گیرید ) برای ذرات نور برابر صفر است،}}}
جرم سکون برای ذرات نور برابر صفر است، همانطور که مثلا بار الکتریکی هم ندارند، به همین خاطر هم نور با سرعت نور حرکت می کند. از دید یک ناظر لخت ( که حرکت شناب دار ندارد ) ذره ای که جرم سکون مثبت داشته باشد، با افزایش سرعتش، دچار افزایش جرم می شود و این افزایش جرم باعث می شود به نیروی بیشتری برای شتاب بیشتر نیاز داشته باشد. ذره ای که جرم سکون دارد در سرعت هایی نزدیک به سرعت نور، جرمش به بی نهایت میل می کند و به همین دلیل به نیرو و زمان بی نهایت برای رسیدن به سرعت نور نیاز خواهد داشت و به همین دلیل هرگز نمی تواند با سرعت نور حرکت کند.
ذرات که جرم سکون مثبت دارند برای رسیدن به سرعت نور به شتاب بیشتری نیاز دارند . برای همین دچار افزایش جرم زیاد میشن ...
و برای رسیدن به سرعت نور برای اجرامی که جرم سکون مثبت دارن به بینهایت انرژی نیاز داریم که ممکن نیست
ماهیت ذرهای
اسحاق نیوتن در کتاب خود در رسالهای درباره نور نوشت پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی نشر میشوند. احتمالاً اسحاق نیوتن نور را به این دلیل بصورت ذره در نظر گرفت که در محیطهای همگن به نظر میرسد در امتداد خط مستقیم منتشر میشوند که این امر را قانون مینامند و یکی از مثالهای خوب برای توضیح آن بوجود آمدن سایه است.
ماهیت موجی
کریسیتان هویگنس طرفدار توضیح دیگری بود که در آن حرکت نور به صورت موجی است و از چشمههای نوری به تمام جهات پخش میشود به خاطر داشته باشید که هویگنس با بکار بردن امواج اصلی و موجکهای ثانوی قوانین بازتاب و شکست را تشریح کرد. حقایق دیگری که با تصور موجی بودن نور توجیه میشوند پدیدههای تداخلی هستند مانند به وجود آمدن فریزهای روشن و تاریک در اثر بازتاب نور از لایههای نازک و یا پراش نور در اطراف مانع.
ماهیت الکترومغناطیس
بیشتر به خاطر نبوغ جیمز کلارک ماکسول است که ما امروزه میدانیم نور نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که معمولاً به عنوان امواج الکترومغناطیسی توصیف میشود.
گسترده کامل امواج الکترومغناطیسی شامل: موج رادیویی ، تابش فرو سرخ ، نور مرئی از قرمز تا بنفش ، تابش فرابنفش ، اشعه ایکس و اشعه گاما میباشد.
@sciencemodern2
ماهیت کوانتومی نور
طبق نظریه مکانیک کوانتومی نور، که در دو دهه اول قرن بیستم بوسیله پلانک و آلبرت انیشتین و بور برای اولین بار پیشنهاد شد، انرژی الکترومغناطیسی کوانتیده است، یعنی جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به مقادیر گسستهای به نام "فوتون" انجام میگیرد.
نظریه مکملی
نظریه جدید نور شامل اصولی از تعاریف نیوتون و هویگنس است. بنابراین گفته میشود که نور خاصیت دو گانهای دارد، برخی از پدیدهها مثل تداخل و پراش خاصیت موجی آنرا نشان میدهد و برخی دیگر مانند پدیده فوتوالکتریک ، پدیده کامپتون و ... با خاصیت ذرهای نور قابل توضیح هستند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
درباره ماهیت نور سه نظریه قالب وجود دارد که نظریات دیگر زیر مجموعه ای از آن میباشند ؛ نظریه نخست دیدگاه کلاسیک و سنتی نیوتن درباره نور است که نور را متشکل از ذراتی با جرم و وزنی مشخص بنام فوتون معرفی میکرد و انتشار نور در امتداد یک خط مستقیم را یکی از دلایل ذره ای بودن آن میدانست ، دیدگاه دوم نظریه موجی بودن نور است که پایه های اصلی آن بوسیله یانگ و فرنل پی ریزی شد آنها تلاش میکردند با اشاره به پدیده هایی مانند تداخل و پراش و قطبش نور ثابت کنند که نور خاصیت موجی دارد ، اما اشکال کار در این بود که نور هم خاصیت ذره ای و هم خاصیت موجی بودن را از خود نشان میداد ، پس موج سوم نور شناخت در قرن بیستم شروع شد ، در این موج سوم که انیشتین نیز از طرفدارانش بود میخواستند ثابت کنند که نور از بسته های انرژی به نام کوانتوم تشکیل شده است که دارای خاصیت ذره ای و موجی به صورت توام هستند و جرم و وزن و فرکانس دارند
با پذیرفتن دیدگاه سوم درباره نور سعی میکنم آنرا کاملتر نمایم و بخشهای ناگفته اش را روشنتر نمایم، در این دیدگاه مطابق نظریه مکس پلانک هر کوانتوم نور با انرژی ( e=hv) انتشار می یابد که –h- یک ثابت جهانی بوده و مقدار آن برابر است با( JS 6/6256×۱۰̄⁻³⁴=h ) و ( v ) نیز فرکانس کوانتوم نور میباشد ، مشخص است که هر چقدر فرکانس بیشتر باشد مقدار انرژی کوانتوم نیز بیشتر میشود ، این کوانتومها میتوانند مطابق دیدگاه پلانک با ضرایب مشخصی به الکترونهای اتم برخورد کرده و آنها را به مدارهایی بالاتر صعود بدهند ، از سوی دیگر در دیدگاه موجی نور گفته میشود که نور ترکیبی از امواج الکتریکی E و مغناطیسی B میباشد .
بله نور جرم نسبیتی مثبت داره از این رو می توان انرژی نور را به تکانه و در نتیجه جرم معادل آن مرتبط کرد
اما ......{{{ جرم سکون ( همان چیزی که شما با ترازو اندازه می گیرید ) برای ذرات نور برابر صفر است،}}}
جرم سکون برای ذرات نور برابر صفر است، همانطور که مثلا بار الکتریکی هم ندارند، به همین خاطر هم نور با سرعت نور حرکت می کند. از دید یک ناظر لخت ( که حرکت شناب دار ندارد ) ذره ای که جرم سکون مثبت داشته باشد، با افزایش سرعتش، دچار افزایش جرم می شود و این افزایش جرم باعث می شود به نیروی بیشتری برای شتاب بیشتر نیاز داشته باشد. ذره ای که جرم سکون دارد در سرعت هایی نزدیک به سرعت نور، جرمش به بی نهایت میل می کند و به همین دلیل به نیرو و زمان بی نهایت برای رسیدن به سرعت نور نیاز خواهد داشت و به همین دلیل هرگز نمی تواند با سرعت نور حرکت کند.
ذرات که جرم سکون مثبت دارند برای رسیدن به سرعت نور به شتاب بیشتری نیاز دارند . برای همین دچار افزایش جرم زیاد میشن ...
و برای رسیدن به سرعت نور برای اجرامی که جرم سکون مثبت دارن به بینهایت انرژی نیاز داریم که ممکن نیست
ماهیت ذرهای
اسحاق نیوتن در کتاب خود در رسالهای درباره نور نوشت پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی نشر میشوند. احتمالاً اسحاق نیوتن نور را به این دلیل بصورت ذره در نظر گرفت که در محیطهای همگن به نظر میرسد در امتداد خط مستقیم منتشر میشوند که این امر را قانون مینامند و یکی از مثالهای خوب برای توضیح آن بوجود آمدن سایه است.
ماهیت موجی
کریسیتان هویگنس طرفدار توضیح دیگری بود که در آن حرکت نور به صورت موجی است و از چشمههای نوری به تمام جهات پخش میشود به خاطر داشته باشید که هویگنس با بکار بردن امواج اصلی و موجکهای ثانوی قوانین بازتاب و شکست را تشریح کرد. حقایق دیگری که با تصور موجی بودن نور توجیه میشوند پدیدههای تداخلی هستند مانند به وجود آمدن فریزهای روشن و تاریک در اثر بازتاب نور از لایههای نازک و یا پراش نور در اطراف مانع.
ماهیت الکترومغناطیس
بیشتر به خاطر نبوغ جیمز کلارک ماکسول است که ما امروزه میدانیم نور نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که معمولاً به عنوان امواج الکترومغناطیسی توصیف میشود.
گسترده کامل امواج الکترومغناطیسی شامل: موج رادیویی ، تابش فرو سرخ ، نور مرئی از قرمز تا بنفش ، تابش فرابنفش ، اشعه ایکس و اشعه گاما میباشد.
@sciencemodern2
ماهیت کوانتومی نور
طبق نظریه مکانیک کوانتومی نور، که در دو دهه اول قرن بیستم بوسیله پلانک و آلبرت انیشتین و بور برای اولین بار پیشنهاد شد، انرژی الکترومغناطیسی کوانتیده است، یعنی جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به مقادیر گسستهای به نام "فوتون" انجام میگیرد.
نظریه مکملی
نظریه جدید نور شامل اصولی از تعاریف نیوتون و هویگنس است. بنابراین گفته میشود که نور خاصیت دو گانهای دارد، برخی از پدیدهها مثل تداخل و پراش خاصیت موجی آنرا نشان میدهد و برخی دیگر مانند پدیده فوتوالکتریک ، پدیده کامپتون و ... با خاصیت ذرهای نور قابل توضیح هستند.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
در تحقیقی کشف شده که صدای کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه، شبیه صدای گریه بچه شامپانزه هست.
در یک تحقیقات دیگه مشخص شده که کانال گوش انسان طوری توسط طبیعت طراحی شده که روی صداهایی که در فرکانس 2000 تا 4000Hz هستن بیشترین حساسیت رو داره و این صداها رو تقویت (ampilify) میکنه. احتمالا صدای جیغ فرار در این بازه فرکانسی هست. حالا برخی صداها از روی شانس بد ما ممکنه در این بازه باشن و برای ما آزار دهنده باشن.
در تحقیقی دیگر که روی 74 نفر داوطلب انجام گرفت، مشخص شد که صدای آب جاری، رعد و برق و خنده بچه، لذتبخشترین صداها هستن؛ دلیل فرگشتیش هم که واضحه.
https://www.livescience.com/57106-why-fingernails-on-chalkboard-hurts.html
🦍🐒💁♂ @sciencemodern2
در یک تحقیقات دیگه مشخص شده که کانال گوش انسان طوری توسط طبیعت طراحی شده که روی صداهایی که در فرکانس 2000 تا 4000Hz هستن بیشترین حساسیت رو داره و این صداها رو تقویت (ampilify) میکنه. احتمالا صدای جیغ فرار در این بازه فرکانسی هست. حالا برخی صداها از روی شانس بد ما ممکنه در این بازه باشن و برای ما آزار دهنده باشن.
در تحقیقی دیگر که روی 74 نفر داوطلب انجام گرفت، مشخص شد که صدای آب جاری، رعد و برق و خنده بچه، لذتبخشترین صداها هستن؛ دلیل فرگشتیش هم که واضحه.
https://www.livescience.com/57106-why-fingernails-on-chalkboard-hurts.html
🦍🐒💁♂ @sciencemodern2
livescience.com
Fingernails on a chalkboard: Why this sound gives you the shivers
Most people can't stand the sound of fingernails scraping across a blackboard.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌳 بهره کشی درختان جنگل از هم
🌲 ریچارد داوکینز در این ویدئو یک نمونه از این درگیریِ میان درختان را که در طی فرگشت به وجود آمده است، نشان میدهد.
✨کانال ویدئو های آموزشی ریچارد داوکینز در مورد فرگشت
🌟dr_dawkins
@Sciencemodern2
🌲 ریچارد داوکینز در این ویدئو یک نمونه از این درگیریِ میان درختان را که در طی فرگشت به وجود آمده است، نشان میدهد.
✨کانال ویدئو های آموزشی ریچارد داوکینز در مورد فرگشت
🌟dr_dawkins
@Sciencemodern2
کشف استخوان ۴۰۰ کیلوگرمی یک دایناسور در فرانسه
.
.
.
دانشمندان در فرانسه به کشفی باورنکردنی در خصوص دایناسورها دست یافتند. در نزدیکی آنژاک-شرانت در فرانسه باستان شناسان استخوان ران یک دایناسور غول پیکر را پیدا کردهاند. این در حالی است که تقریبا ۱۴۰ میلیون سال قبل دایناسورها منقرض شدند.
اندازهگیری نشان میدهد این استخوان ران دایناسور ۲ متر طول و تقریبا ۴۰۰ کیلوگرم هم وزن دارد. این استخوان کاملا سالم و یکدست کشف شده و همین مسئله شگفتی دانشمندان را به همراه داشته است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2K9C9ew
تهیه و تنظیم: نعیمه شریفی
umzarchnews
@Sciencemodern2
.
.
.
دانشمندان در فرانسه به کشفی باورنکردنی در خصوص دایناسورها دست یافتند. در نزدیکی آنژاک-شرانت در فرانسه باستان شناسان استخوان ران یک دایناسور غول پیکر را پیدا کردهاند. این در حالی است که تقریبا ۱۴۰ میلیون سال قبل دایناسورها منقرض شدند.
اندازهگیری نشان میدهد این استخوان ران دایناسور ۲ متر طول و تقریبا ۴۰۰ کیلوگرم هم وزن دارد. این استخوان کاملا سالم و یکدست کشف شده و همین مسئله شگفتی دانشمندان را به همراه داشته است.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2K9C9ew
تهیه و تنظیم: نعیمه شریفی
umzarchnews
@Sciencemodern2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦠گروه هنر علم تقدیم میکند🦠
تقدیم به دوستداران علم🌕🌖🌗🌘🌑
https://t.me/joinchat/HdPDIEo-sz7tw2wuzjE_Fw
گروهی برای تبادل افکار و ترویج علم
با اخبار علمی روز دنیا
کنفرانس های علمی پزشکی، زیست، فیزیک و...
@artofsciencegroup
تقدیم به دوستداران علم🌕🌖🌗🌘🌑
https://t.me/joinchat/HdPDIEo-sz7tw2wuzjE_Fw
گروهی برای تبادل افکار و ترویج علم
با اخبار علمی روز دنیا
کنفرانس های علمی پزشکی، زیست، فیزیک و...
@artofsciencegroup
دلایل محکم تایدیه نظریه بیگ بنگ از نظر علمی و منطقی چیست ❔❓❔
#بیگ_بنگ_تئوری
به چند مورد بسیار مهم ان اشاره خواهم کرد :
1)ممکن بود ستاره شناسان جسمی را کشف کنند که فراوانی نسبی هلیوم ان 0 یا بهر حال کمتر از 23 درصد باشد چنین کشفی برای نظریه بیگ بنگ مهلک میامد . زیرا همجوشی هیدروژن در ستاره ها براحتی میتواند فراوانی هیدروژن را از مقدار دوره پیش کهکشانی ان بالاتر برود اما هیچ راهی برای بازگرداندن هلیوم به هیدروژن نیست . .
2)تابش زمینه کیهانی از ماهواره کوبه ( و سپس دبلیو مپ ) انقدر ظریف و دقیق همان تابش گرمایی بود که طبق پیش بینی نظریه بیگ بنگ درست از اب درامد .
3)ممکن بود فیزیک دانها چیزهایی در مورد نوترینو ها کشف کنند که با نظریه مهبانگ سازگاری نداشته باشد . در اذرگوی ابتدایی عالم تعداد نوترینو ها نیز مثل فوتون ها به مراتب 1 میلیارد برابر از تعداد اتمها بود . اگر هر نوترینو به اندازه یک میلیونیوم اتم هیدروژن جرم داشت انوقت سهمی که نوترینو ها داشتند مجموعا حتی از مقداری که در ماده تاریک نهفته باشد بیشتر میشد .
4)فراوانی دوتریوم میتوانست از مقداری که انتظار میرود از مهبانگ به جا مانده باشد متفاوت باشد..
که همگی سازگارا با نظریه بیگ بنگ بودند ..
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
#بیگ_بنگ_تئوری
به چند مورد بسیار مهم ان اشاره خواهم کرد :
1)ممکن بود ستاره شناسان جسمی را کشف کنند که فراوانی نسبی هلیوم ان 0 یا بهر حال کمتر از 23 درصد باشد چنین کشفی برای نظریه بیگ بنگ مهلک میامد . زیرا همجوشی هیدروژن در ستاره ها براحتی میتواند فراوانی هیدروژن را از مقدار دوره پیش کهکشانی ان بالاتر برود اما هیچ راهی برای بازگرداندن هلیوم به هیدروژن نیست . .
2)تابش زمینه کیهانی از ماهواره کوبه ( و سپس دبلیو مپ ) انقدر ظریف و دقیق همان تابش گرمایی بود که طبق پیش بینی نظریه بیگ بنگ درست از اب درامد .
3)ممکن بود فیزیک دانها چیزهایی در مورد نوترینو ها کشف کنند که با نظریه مهبانگ سازگاری نداشته باشد . در اذرگوی ابتدایی عالم تعداد نوترینو ها نیز مثل فوتون ها به مراتب 1 میلیارد برابر از تعداد اتمها بود . اگر هر نوترینو به اندازه یک میلیونیوم اتم هیدروژن جرم داشت انوقت سهمی که نوترینو ها داشتند مجموعا حتی از مقداری که در ماده تاریک نهفته باشد بیشتر میشد .
4)فراوانی دوتریوم میتوانست از مقداری که انتظار میرود از مهبانگ به جا مانده باشد متفاوت باشد..
که همگی سازگارا با نظریه بیگ بنگ بودند ..
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
تابع موج چیست⁉️
مکانیک کوانتوم را میتوان به دو بخش قدیم و مدرن تقسیم کرد. دوره ی کوانتوم قدیم، اندکی پس از معرفی دوگانگی موج-ذره توسط دوبروی، به پایان رسید. به این ترتیب سال های ۱۹۰۰تا ۱۹۲۵ را دوره ی کوانتوم قدیم می نامند. پدیده های اصلی کوانتوم قدیم، کوانتش انرژی و دوگانگی موج-ذره هستند. از سال ۱۹۲۵ به بعد، با مکانیک کوانتومی مدرن سروکار داریم. فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر شی کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی پیچیده بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود. تابع موج را با حرف یونانی Ψ (بخوانید:سای) بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).
تابع موج یک تابع ریاضی پیچیده است که تمام ویژگی های شی کوانتومی (اندازه حرکت، موقعیت و …) در آن ذخیره می شود. این مجموعه از ویژگی های شی کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود. یک حالت کوانتومی به صورت <ψ| نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
مکانیک کوانتوم را میتوان به دو بخش قدیم و مدرن تقسیم کرد. دوره ی کوانتوم قدیم، اندکی پس از معرفی دوگانگی موج-ذره توسط دوبروی، به پایان رسید. به این ترتیب سال های ۱۹۰۰تا ۱۹۲۵ را دوره ی کوانتوم قدیم می نامند. پدیده های اصلی کوانتوم قدیم، کوانتش انرژی و دوگانگی موج-ذره هستند. از سال ۱۹۲۵ به بعد، با مکانیک کوانتومی مدرن سروکار داریم. فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر شی کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی پیچیده بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود. تابع موج را با حرف یونانی Ψ (بخوانید:سای) بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).
تابع موج یک تابع ریاضی پیچیده است که تمام ویژگی های شی کوانتومی (اندازه حرکت، موقعیت و …) در آن ذخیره می شود. این مجموعه از ویژگی های شی کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود. یک حالت کوانتومی به صورت <ψ| نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
https://telegram.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
💊دانشمندان سه بیماری را به عنوان مهمترین و خطرناکترین بیماریها معرفی کردند که عبارتند از :
سندرم ریوی خاورمیانه (MERS)، تب لاسا و بیماری ویروسی نیپا Nipah (NIV که همه آنها بسیار مسری بوده و در حال حاضر هیچ واکسن یا درمانی برای آنها وجود ندارد
ادانشمندان به طور جدی به دنبال تولید واکسنی برای بیماری MERS بوده که برای اولین بار در عربستان سعودی و در سال 20122 گزارش شده است.
MERS
یک بیماری ناشی از یک ویروس است(به طور خاص، کوروناویروس) است که به سندروم تنفسی کرونا خاورمیانه (Middle East Respiratory Syndrome Coronavirus) نام گرفته است.
بسیاری از بیمارانی که به MERS دچار میشوند دارای علایم حاد تنفسی، تب، سرفه و تنگی نفس هستند و گزارش شده که در حدود سه تا چهار نفر از هر 10 نفری که به این بیماری دچار میشوند میمیرند
این بیماری
فقط از طریق افرادی که از عربستان سعودی به مکانهای دیگر سفر میکنند شیوع پیدا میکند.
بیماری بعدی تب لاسا و بیماری ویروسی نیپا بوده که یک تهدید جدی برای بشریت محسوب میشوند.تب لاسا که در سال 2015 در غرب آفریقا کشف شد، زمانی شیوع پیدا میکند که انسان در معرض ادرار یا مدفوع آلوده موش قرار گیرد.
این ویروس میتواند از فردی به فرد دیگر و از طریق مایعات بدن انتقال یابد.تاکنون 160 نفر در این منطقه به دلیل این بیماری جان باختند که بیشترین مرگ و میر در نیجریه رخ داده است.بیماری NIV که همچنین Nipah نیز نامیده میشود در سال 19988 در مالزی کشف شد که از طریق خوردن غذای آلوده به خفاش میوهخوار شیوع پیدا میکند.
NIV
درست مثل تب لاسا می تواند از انسان به انسان انتقال یافته که این امر بیشتر در محیط بیمارستان رخ داده و از سال 2001 تاکنون سبب مرگ 196 نفر شده است.دانشمندان امیدوارند که این ویروسها قبل از اینکه آنها به بیماریهای همه گیر جهانی تبدیل شوند، طرحشان موفقیت آمیز باشد
http://www.sciencealert.com/here-are-the-three-disease-that-scientists-say-might-lead-to-global-epidemics
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 https://telegram.me/sciencemodern2
سندرم ریوی خاورمیانه (MERS)، تب لاسا و بیماری ویروسی نیپا Nipah (NIV که همه آنها بسیار مسری بوده و در حال حاضر هیچ واکسن یا درمانی برای آنها وجود ندارد
ادانشمندان به طور جدی به دنبال تولید واکسنی برای بیماری MERS بوده که برای اولین بار در عربستان سعودی و در سال 20122 گزارش شده است.
MERS
یک بیماری ناشی از یک ویروس است(به طور خاص، کوروناویروس) است که به سندروم تنفسی کرونا خاورمیانه (Middle East Respiratory Syndrome Coronavirus) نام گرفته است.
بسیاری از بیمارانی که به MERS دچار میشوند دارای علایم حاد تنفسی، تب، سرفه و تنگی نفس هستند و گزارش شده که در حدود سه تا چهار نفر از هر 10 نفری که به این بیماری دچار میشوند میمیرند
این بیماری
فقط از طریق افرادی که از عربستان سعودی به مکانهای دیگر سفر میکنند شیوع پیدا میکند.
بیماری بعدی تب لاسا و بیماری ویروسی نیپا بوده که یک تهدید جدی برای بشریت محسوب میشوند.تب لاسا که در سال 2015 در غرب آفریقا کشف شد، زمانی شیوع پیدا میکند که انسان در معرض ادرار یا مدفوع آلوده موش قرار گیرد.
این ویروس میتواند از فردی به فرد دیگر و از طریق مایعات بدن انتقال یابد.تاکنون 160 نفر در این منطقه به دلیل این بیماری جان باختند که بیشترین مرگ و میر در نیجریه رخ داده است.بیماری NIV که همچنین Nipah نیز نامیده میشود در سال 19988 در مالزی کشف شد که از طریق خوردن غذای آلوده به خفاش میوهخوار شیوع پیدا میکند.
NIV
درست مثل تب لاسا می تواند از انسان به انسان انتقال یافته که این امر بیشتر در محیط بیمارستان رخ داده و از سال 2001 تاکنون سبب مرگ 196 نفر شده است.دانشمندان امیدوارند که این ویروسها قبل از اینکه آنها به بیماریهای همه گیر جهانی تبدیل شوند، طرحشان موفقیت آمیز باشد
http://www.sciencealert.com/here-are-the-three-disease-that-scientists-say-might-lead-to-global-epidemics
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 https://telegram.me/sciencemodern2
ScienceAlert
These Are The 3 Diseases Scientists Say We Really Need to Worry About Becoming Epidemics
And how science will defeat them.