@Sciencemodern2
اصلاح نباتات یا اصلاحنژاد گیاهان بهمعنای بهبود صفاتگیاهی با بهکاربردن تحلیلهای ژنتیکی است که بتوانند اهداف انسان را بهتر تأمینکنند.دانشمند اصلاح نباتات (اصلاحگر) برای تغییر یک صفت در ژنوتیپ مورد نظر خود، از دیگر ژنوتیپهایی که فرم مناسب صفت را دارند استفاده میکند. اصلاح نباتات بر دو اصل تنوع و گزینش فرم مطلوب استوار است. تنوع طبیعی که در طبیعت موجود است در اثر تجمع جهشهای طبیعی به وجود آمدهاست. اما اگر تنوع لازم در گونه مورد نظر در طبیعت وجود نداشته باشد، میتوان آن را به کمک جهش القایی تولید کرده یا از گونه دیگری که آن را دارد وارد کرد.گزینش یعنی انتخاب فرم مطلوب. معمولاً فرم مطلوب از نظر یک صفت، از نظر بقیه صفتها چندان مطلوب نیست و بنابراین، با انجام تلاقی بین آن و گیاه پذیرنده جمعیتی از افراد متنوع تولید میشود (جمعیت در حال تفکیک) که از بین آنها بوتههایی که از نظر بیشتر صفتها فرم مناسبی دارند انتخاب میشوند. تأثیر انتخاب بستگی به میزان وراثتپذیری صفت دارد.تنوع اساس اصلاح است.فرق اصلاح نباتات و زیست فناوری گیاهی در این است که اصلاح نباتات همانطور که از اسم آن برمی آید، استفاده از روشهای کلاسیک و نوین برای اصلاح گیاهان میباشد اما زیست فناوری به معنای تولید فراوردههای کشاورزی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی و در بیرون از گیاه است مانند تولید متابولیتهای ثانویه در سطح زیاد در شرایط درون شیشه ای.
به عنوان مثال انتقال ژن مقاومت به سرما از ماهی به برنج. همچنین در اصلاح نباتات کلاسیک زمان لازم برای انتقال صفت مورد نظر بیشتر است و تقریباً همیشه به همراه ژن هدف تعدادی ژن دیگر نیز به صورت ناخواسته وارد گیاه پذیرنده میشوند.
یکی از نمونههای بارز اصلاح نباتات میوهٔ موز کنونی است. سالها پیش این گیاه را از طریق بذر آن می کاشتند اما مشکلی که وجود داشت دارای هسته بودن آن بود که هم نمای آن را خراب و هم خوردن آن را سخت می کرد. امّا با روش جدید کاشت آن که کشت از راه پاجوش(نوعی قلمه) است این مشکل اصلاح شده و موز دیگر در داخل خود هسته ندارد.
@Sciencemodern2
اصلاح نباتات یا اصلاحنژاد گیاهان بهمعنای بهبود صفاتگیاهی با بهکاربردن تحلیلهای ژنتیکی است که بتوانند اهداف انسان را بهتر تأمینکنند.دانشمند اصلاح نباتات (اصلاحگر) برای تغییر یک صفت در ژنوتیپ مورد نظر خود، از دیگر ژنوتیپهایی که فرم مناسب صفت را دارند استفاده میکند. اصلاح نباتات بر دو اصل تنوع و گزینش فرم مطلوب استوار است. تنوع طبیعی که در طبیعت موجود است در اثر تجمع جهشهای طبیعی به وجود آمدهاست. اما اگر تنوع لازم در گونه مورد نظر در طبیعت وجود نداشته باشد، میتوان آن را به کمک جهش القایی تولید کرده یا از گونه دیگری که آن را دارد وارد کرد.گزینش یعنی انتخاب فرم مطلوب. معمولاً فرم مطلوب از نظر یک صفت، از نظر بقیه صفتها چندان مطلوب نیست و بنابراین، با انجام تلاقی بین آن و گیاه پذیرنده جمعیتی از افراد متنوع تولید میشود (جمعیت در حال تفکیک) که از بین آنها بوتههایی که از نظر بیشتر صفتها فرم مناسبی دارند انتخاب میشوند. تأثیر انتخاب بستگی به میزان وراثتپذیری صفت دارد.تنوع اساس اصلاح است.فرق اصلاح نباتات و زیست فناوری گیاهی در این است که اصلاح نباتات همانطور که از اسم آن برمی آید، استفاده از روشهای کلاسیک و نوین برای اصلاح گیاهان میباشد اما زیست فناوری به معنای تولید فراوردههای کشاورزی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی و در بیرون از گیاه است مانند تولید متابولیتهای ثانویه در سطح زیاد در شرایط درون شیشه ای.
به عنوان مثال انتقال ژن مقاومت به سرما از ماهی به برنج. همچنین در اصلاح نباتات کلاسیک زمان لازم برای انتقال صفت مورد نظر بیشتر است و تقریباً همیشه به همراه ژن هدف تعدادی ژن دیگر نیز به صورت ناخواسته وارد گیاه پذیرنده میشوند.
یکی از نمونههای بارز اصلاح نباتات میوهٔ موز کنونی است. سالها پیش این گیاه را از طریق بذر آن می کاشتند اما مشکلی که وجود داشت دارای هسته بودن آن بود که هم نمای آن را خراب و هم خوردن آن را سخت می کرد. امّا با روش جدید کاشت آن که کشت از راه پاجوش(نوعی قلمه) است این مشکل اصلاح شده و موز دیگر در داخل خود هسته ندارد.
@Sciencemodern2
۴/۵میلیارد سال طول کشیده است تا محصول تصادفی و آرام فرگشت بیولوژیکی، انسان را از گونه حیوانی انتقال داده و مجزا کند. در نتیجه #فرگشت بازهم در تکاپواست و این #انسان هرگز اشرف مخلوقات نیست.
@Sciencemod
@Sciencemod
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸 تصاویر دیدنی از جانداران ساکن آمازون
در این گزارش شما را به دل جنگل های آمازون در کشور برزیل می بریم و با حیوانات شگفت انگیز این جنگل آشنا می کنیم.
#محیط_زیست
@Sciencemodern2
در این گزارش شما را به دل جنگل های آمازون در کشور برزیل می بریم و با حیوانات شگفت انگیز این جنگل آشنا می کنیم.
#محیط_زیست
@Sciencemodern2
دانشمندان از قسمت رمزگشای مغز که فعالیتهای نورونی را به سخن تبدیل میکند پرده کشیدند.
صحبت کردن وسیله قدرتمندیست ولی ما جز از طریق بیولوژی ، توانایی استفاده از ان را نداریم.درچنین مواقعی تکنولوژی میتواند این شکاف را متصل کند به کمک الگوریتم جدیدی که پیامهای ماهیچه شمارا به صداهای خوانا تبدیل میکند.
تبدیل توده پیچیده اطلاعات فرستاده شده از مغز به قسمتهای بدن نیازمند تبدیل دم هوا به صدای معقول است که راه ساده ای نیست.
لبها، زبان ، گلو ، ارواره ، حنجره و دیافراگم همه نیاز به فعالیت همزمان دارند تا مغز برای بیان حتی ساده ترین عبارتها به هدایتگر حرفهای تبدیل شود.
محققان دانشگاه سانفرانسیسکوکالیفرنیا،کار خود را برای ضربه به طرح پیچیده امواج نورونی برش داده تا گفتار مصنوعی را ایجاد کنند.
راههای متفاوتی برای اینکار وجود دارد.اوایل امسال تیمی که توسط دانشگاه کالیفرنیا رهبری میشد با موفقیت روش کاملا متفاوتی برای تبدیل فعالیتهای مغزی به زبان گفتاری به کار بردند.
روش انها،کلمات تک هجاییپایه در قسمت دریافت صداهای شنیداری مغز را بازسازی کرد.
تبدیل لغات، انگونه که مغز انها را مستقیما به سخن تبدیل میکند خطر تولید کژتابی را دارد که درک لغات را سخت میکند.
روش بهتراجراشده توسط دانشگاه سانفرانسیسکو کالیفرنیا،رمزگشایی سیگنالهاییست که مغز به قسمتهای اوایی بدن میفرستد و حدس زدن اینکه چگونه به انواع اواهای تولید صدا منجر میشود.
دراصل ترجمه حرکات ماهیچه برای تفسیر نتیجه، ساده تر از ترجمه تکی سیگنالهای مغز است
برای ازمایش این ایده محققان پنج نفر از کسانی که قبلا برای درمان صرع مزمن تحت جراحی قرار گرفته بودند را به کار گرفتند.
در قسمتی از این روش،تیغه الکترون دقیق مقابل سطح مغزشان پیوند داده شد برای غربال کردن پیامهای نورونی که بندهای قسمت گفتاریشان را میکشید.
@sciencemodern2
انها همچنین سنسورهایی بر زبان،دندان و لبهایشان داشتند تا حرکتهای انها تحت بررسی قرارگیرد
افراد مورد ازمایش هزاران کلمه و جمله از منبع دیتای شناختی گفتاری و همچنین تعدادی افسانهی مشهور چون زیبای خفته و...خواندند.
برای جلوگیری کردن از سیگنال های احتمالی که نتیجه شنیدن صدای خودشان بود یک داوطلب خواندن انها را در سکوت به نمایش در میاورد
طرح سیگنال های مغز که اختصاص به کنترل حرکات لب،زبان و ارواره داشت توسط الگوریتم به خصوصی غربال شدند.نتایج فوق العاده بود.
بیشتر از۱۷۰۰شرکت کننده تلاش کردند حدس بزنند کدام کلماتِ لیست با صدایی که شنیدند همخوانی دارد.نتایج متفاوت بود فقط یک شنونده زمانیکه لیست ۲۵ کلمه را دریافت کرد همه جمله ها را درست حدس زد.درکل شنونده ها کمتر از نیمی از کلمات را درست گفتند.
ارسال این مدل تحقیقات به تکنولوژی قابلفروش به ازمایشهای بیشتری نیاز دارد ولازم به ذکر است موانعی اخلاقی برای پیوند الکترود نیز موجود است.
Published in Nature
🦠تیم هنرعلم 🦠
@sciencemodern2
مترجم : رزابل غیاثیان
صحبت کردن وسیله قدرتمندیست ولی ما جز از طریق بیولوژی ، توانایی استفاده از ان را نداریم.درچنین مواقعی تکنولوژی میتواند این شکاف را متصل کند به کمک الگوریتم جدیدی که پیامهای ماهیچه شمارا به صداهای خوانا تبدیل میکند.
تبدیل توده پیچیده اطلاعات فرستاده شده از مغز به قسمتهای بدن نیازمند تبدیل دم هوا به صدای معقول است که راه ساده ای نیست.
لبها، زبان ، گلو ، ارواره ، حنجره و دیافراگم همه نیاز به فعالیت همزمان دارند تا مغز برای بیان حتی ساده ترین عبارتها به هدایتگر حرفهای تبدیل شود.
محققان دانشگاه سانفرانسیسکوکالیفرنیا،کار خود را برای ضربه به طرح پیچیده امواج نورونی برش داده تا گفتار مصنوعی را ایجاد کنند.
راههای متفاوتی برای اینکار وجود دارد.اوایل امسال تیمی که توسط دانشگاه کالیفرنیا رهبری میشد با موفقیت روش کاملا متفاوتی برای تبدیل فعالیتهای مغزی به زبان گفتاری به کار بردند.
روش انها،کلمات تک هجاییپایه در قسمت دریافت صداهای شنیداری مغز را بازسازی کرد.
تبدیل لغات، انگونه که مغز انها را مستقیما به سخن تبدیل میکند خطر تولید کژتابی را دارد که درک لغات را سخت میکند.
روش بهتراجراشده توسط دانشگاه سانفرانسیسکو کالیفرنیا،رمزگشایی سیگنالهاییست که مغز به قسمتهای اوایی بدن میفرستد و حدس زدن اینکه چگونه به انواع اواهای تولید صدا منجر میشود.
دراصل ترجمه حرکات ماهیچه برای تفسیر نتیجه، ساده تر از ترجمه تکی سیگنالهای مغز است
برای ازمایش این ایده محققان پنج نفر از کسانی که قبلا برای درمان صرع مزمن تحت جراحی قرار گرفته بودند را به کار گرفتند.
در قسمتی از این روش،تیغه الکترون دقیق مقابل سطح مغزشان پیوند داده شد برای غربال کردن پیامهای نورونی که بندهای قسمت گفتاریشان را میکشید.
@sciencemodern2
انها همچنین سنسورهایی بر زبان،دندان و لبهایشان داشتند تا حرکتهای انها تحت بررسی قرارگیرد
افراد مورد ازمایش هزاران کلمه و جمله از منبع دیتای شناختی گفتاری و همچنین تعدادی افسانهی مشهور چون زیبای خفته و...خواندند.
برای جلوگیری کردن از سیگنال های احتمالی که نتیجه شنیدن صدای خودشان بود یک داوطلب خواندن انها را در سکوت به نمایش در میاورد
طرح سیگنال های مغز که اختصاص به کنترل حرکات لب،زبان و ارواره داشت توسط الگوریتم به خصوصی غربال شدند.نتایج فوق العاده بود.
بیشتر از۱۷۰۰شرکت کننده تلاش کردند حدس بزنند کدام کلماتِ لیست با صدایی که شنیدند همخوانی دارد.نتایج متفاوت بود فقط یک شنونده زمانیکه لیست ۲۵ کلمه را دریافت کرد همه جمله ها را درست حدس زد.درکل شنونده ها کمتر از نیمی از کلمات را درست گفتند.
ارسال این مدل تحقیقات به تکنولوژی قابلفروش به ازمایشهای بیشتری نیاز دارد ولازم به ذکر است موانعی اخلاقی برای پیوند الکترود نیز موجود است.
Published in Nature
🦠تیم هنرعلم 🦠
@sciencemodern2
مترجم : رزابل غیاثیان
Telegram
attach 📎
#آیا_میدانستید حدود 200 نوع مختلف سلول در بدن انسان وجود دارد❗️
🔗 http://nyti.ms/1VgN7g2
کانال علم مدرن 👈 @sciencemodern2
🔗 http://nyti.ms/1VgN7g2
کانال علم مدرن 👈 @sciencemodern2
عشق و اعتیاد ( مقاله ای از هلن فیشر )
دانشمندان و افراد عادی برای مدت مدیدی ، عشق را به عنوان امری ماوراء طبیعی و یا حتی به عنوان اختراع اجتماعی و آواز خوان های قرن 12 فرانسه در نظر گرفته اند ، اما شواهد این دیدگاه را تایید نمی کنند . شواهد فراوانی از وجود عشق در فرهنگ ها و تاریخ های متفاوت حکایت دارد ؛ آهنگ ها ، شعرها ، داستان ها ، اپراها ، باله ها ، رمان ها ، قهرمانان و افسانه های عاشقانه در حال حاضر در بیش از 200 فرهنگ مختلف ، در طول بیش از هزاران سال شناسایی شده اند . در تمام جهان مردم برای عشق رنجور می شوند ، زندگی می کنند ، می کشند و یا در راه عشق می میرند . عشق رمانتیک و یا به تعبیر دیگر عشق عمیق یکی از جنبه های طبیعی زندگی انسانی است .
جالب این که کسانی که عشق کورشان کرده ، همان نشانه های اولیه ی اعتیاد را نشان می دهند . عاشقان به مواد مورد علاقه ی شان ، در اینجا یعنی معشوق ( ابژه ی عشق ) ، اشتغال ذهنی دارند . آن ها به صورت وسواس گونه ای به " او " فکر می کنند ( افکار مزاحم ) ، گاهی اوقات بصورت تکانشی به " او " زنگ می زنند ، برای او می نویسند و یا در جلوی راه او سبز می شوند . انگیزه ی اصلی چنین رفتارهایی به دست آوردن معشوق است ، درست مانند مصرف کننده ی مواد که تمام ذهنش بر مواد مصرفی اش متمرکز شده است . عاشق واقعیت را تحریف می کند ، اولویت ها و برنامه های روزانه ی خود را تغییر می دهد تا با معشوق هم ساز شود ( تداخل عاطفی ) ، و همچنین گاهی کارهای خطرناک و غیر مناسبی برای جلب توجه " او " از خود نشان می دهد . خیلی ها دوست دارند در راه معشوق خود را قربانی کنند . عاشق به دنبال وحدت جسمی و عاطفی با معشوق نیز هست ( وابستگی ) و مثل سایر معتادان که در نبود مواد دچار خماری می شوند ، عاشقان نیز هنگامی که از معشوق خود جدا مانده اند درد می کشند ( اضطراب جدایی ) . علاوه بر این ، مخالفت ها و محرومیت های اجتماعی این شیفتگی را بیشتر می کنند ( جاذبه ی محرومیت ) . در واقع کورشدگان عشق همه ی چهار حالت اولیه ی اعتیاد را از خود نشان می دهند ؛ شوق ، تحمل ، ترک ، بازگشت . زمانی که با معشوق خود هستند احساس ' هجوم ' سر مستی دارند ( مسمومیت ) . هنگامی که تحمل در آن ها شکل می گیرد به دنبال ارتباط بیشتر با معشوق هستند ( شدید شدن ) . اگر معشوق رابطه را در هم بشکند ، عاشق نشانه های ترک از خود نشان می دهد ؛ از جمله اعتراض ، گریان بودن ، کمبود انرژی ، اضطراب ، بی خوابی یا پرخوابی ، از دست دادن اشتها و یا پرخوری ، تحریک پذیری و تنهایی .
عاشق مثل معتاد گاهی برای باز پس گرفتن معشوق دست به کارهای افراطی می زند ، کارهایی که گاهی از لحاظ فیزیکی خطرناک و نابود کننده است . علاوه بر این عشق می تواند دوباره عود کند ، دقیقا مانند آنچه در اعتیاد رخ می دهد . مدت ها پس از پایان رابطه ، مکان ها ، افراد ، آهنگ ها و سایر نشانگان بیرونی که با معشوق جفا کار در ارتباط اند ، می توانند خاطرات را زنده کنند و شوق را بیدار .
قانع کننده ترین شواهدی که نشان می دهد عشق رمانتیک یک اعتیاد است از علوم اعصاب به دست آمده است . تعدادی از دانشمندان با استفاده از روش های تصویر برداری مغز ( fMRI تصویر برداری کارکردی ارتعاشات مغناطیسی ) نشان داده اند که مناطق مغزی درگیر در عشق رمانتیک در برگیرنده برخی از قسمت های مسیر پاداش است ، به خصوص راه های دوپامینرژیک که با انرژی ، تمرکز ، انگیزش ، سرخوشی ، شوق و ناامیدی در ارتباط اند ؛ به عبارت دیگر همان مناطقی که در اعتیاد به مواد و غیر مواد درگیر هستند . در واقع یافته های گروه تحقیقاتی ما نشان داده اند که هسته ی آکامبنس _ هسته ی مغزی اصلی مرتبط با اعتیاد به مواد _ در عاشقان طرد شده فعال است . همچنین بعضی از نتایج جدید ما ( چاپ نشده ) نشان دهنده ارتباط بین فعالیت هسته ی آکامبنس و شور و جذبه ی عشق در افرادی است که به طرز دیوانه واری عاشق اند .
منبع :
http://content.time.com/time/magazine/article/0,9171,993160,00.html
https://t.me/Sciencemod
مترجم : محمد جواد حبیبیان
دانشمندان و افراد عادی برای مدت مدیدی ، عشق را به عنوان امری ماوراء طبیعی و یا حتی به عنوان اختراع اجتماعی و آواز خوان های قرن 12 فرانسه در نظر گرفته اند ، اما شواهد این دیدگاه را تایید نمی کنند . شواهد فراوانی از وجود عشق در فرهنگ ها و تاریخ های متفاوت حکایت دارد ؛ آهنگ ها ، شعرها ، داستان ها ، اپراها ، باله ها ، رمان ها ، قهرمانان و افسانه های عاشقانه در حال حاضر در بیش از 200 فرهنگ مختلف ، در طول بیش از هزاران سال شناسایی شده اند . در تمام جهان مردم برای عشق رنجور می شوند ، زندگی می کنند ، می کشند و یا در راه عشق می میرند . عشق رمانتیک و یا به تعبیر دیگر عشق عمیق یکی از جنبه های طبیعی زندگی انسانی است .
جالب این که کسانی که عشق کورشان کرده ، همان نشانه های اولیه ی اعتیاد را نشان می دهند . عاشقان به مواد مورد علاقه ی شان ، در اینجا یعنی معشوق ( ابژه ی عشق ) ، اشتغال ذهنی دارند . آن ها به صورت وسواس گونه ای به " او " فکر می کنند ( افکار مزاحم ) ، گاهی اوقات بصورت تکانشی به " او " زنگ می زنند ، برای او می نویسند و یا در جلوی راه او سبز می شوند . انگیزه ی اصلی چنین رفتارهایی به دست آوردن معشوق است ، درست مانند مصرف کننده ی مواد که تمام ذهنش بر مواد مصرفی اش متمرکز شده است . عاشق واقعیت را تحریف می کند ، اولویت ها و برنامه های روزانه ی خود را تغییر می دهد تا با معشوق هم ساز شود ( تداخل عاطفی ) ، و همچنین گاهی کارهای خطرناک و غیر مناسبی برای جلب توجه " او " از خود نشان می دهد . خیلی ها دوست دارند در راه معشوق خود را قربانی کنند . عاشق به دنبال وحدت جسمی و عاطفی با معشوق نیز هست ( وابستگی ) و مثل سایر معتادان که در نبود مواد دچار خماری می شوند ، عاشقان نیز هنگامی که از معشوق خود جدا مانده اند درد می کشند ( اضطراب جدایی ) . علاوه بر این ، مخالفت ها و محرومیت های اجتماعی این شیفتگی را بیشتر می کنند ( جاذبه ی محرومیت ) . در واقع کورشدگان عشق همه ی چهار حالت اولیه ی اعتیاد را از خود نشان می دهند ؛ شوق ، تحمل ، ترک ، بازگشت . زمانی که با معشوق خود هستند احساس ' هجوم ' سر مستی دارند ( مسمومیت ) . هنگامی که تحمل در آن ها شکل می گیرد به دنبال ارتباط بیشتر با معشوق هستند ( شدید شدن ) . اگر معشوق رابطه را در هم بشکند ، عاشق نشانه های ترک از خود نشان می دهد ؛ از جمله اعتراض ، گریان بودن ، کمبود انرژی ، اضطراب ، بی خوابی یا پرخوابی ، از دست دادن اشتها و یا پرخوری ، تحریک پذیری و تنهایی .
عاشق مثل معتاد گاهی برای باز پس گرفتن معشوق دست به کارهای افراطی می زند ، کارهایی که گاهی از لحاظ فیزیکی خطرناک و نابود کننده است . علاوه بر این عشق می تواند دوباره عود کند ، دقیقا مانند آنچه در اعتیاد رخ می دهد . مدت ها پس از پایان رابطه ، مکان ها ، افراد ، آهنگ ها و سایر نشانگان بیرونی که با معشوق جفا کار در ارتباط اند ، می توانند خاطرات را زنده کنند و شوق را بیدار .
قانع کننده ترین شواهدی که نشان می دهد عشق رمانتیک یک اعتیاد است از علوم اعصاب به دست آمده است . تعدادی از دانشمندان با استفاده از روش های تصویر برداری مغز ( fMRI تصویر برداری کارکردی ارتعاشات مغناطیسی ) نشان داده اند که مناطق مغزی درگیر در عشق رمانتیک در برگیرنده برخی از قسمت های مسیر پاداش است ، به خصوص راه های دوپامینرژیک که با انرژی ، تمرکز ، انگیزش ، سرخوشی ، شوق و ناامیدی در ارتباط اند ؛ به عبارت دیگر همان مناطقی که در اعتیاد به مواد و غیر مواد درگیر هستند . در واقع یافته های گروه تحقیقاتی ما نشان داده اند که هسته ی آکامبنس _ هسته ی مغزی اصلی مرتبط با اعتیاد به مواد _ در عاشقان طرد شده فعال است . همچنین بعضی از نتایج جدید ما ( چاپ نشده ) نشان دهنده ارتباط بین فعالیت هسته ی آکامبنس و شور و جذبه ی عشق در افرادی است که به طرز دیوانه واری عاشق اند .
منبع :
http://content.time.com/time/magazine/article/0,9171,993160,00.html
https://t.me/Sciencemod
مترجم : محمد جواد حبیبیان
TIME
Biology: Your Brain In Love
What goes on in your head when you fall madly in love? One scientist decided to find out. In an exclusive book excerpt, she lays bare the physiology of passion
دانشمندان آنتی بیوتیک ضد سرطان را تولید کردند.
در حدود ۳۰ سال پیش آنتی بیوتیکی به نام kedarcidin از نمونه های خاکی یافت شد که نه تنها مانند آنتی بیوتیک های دیگر دارای خاصیت ضد باکتریایی بود بلکه قادر به از بین بردن سلولهای سرطانی نیز بود.
اما مشکل این بود که به علت ساختار بسیار پیچیده دارو و علیرغم تلاش دانشمندان در سراسر جهان هیچ کس قادر به تولید عملکردی و صحیح آن نشد.
اینک با تلاش ۲۰ ساله دو دانشمند انگلیسی و ژاپنی، این ماده شیمیایی به شکل صحیح و کامل خود ساخته شده است.
ساخت این ترکیب پیچیده امید به ساخت آنتی بیوتیک های جدید و حتا ترکیباتی که بتوانند سرطانهای دیگر مانند لوسمی و میلوما را درمان کنند زنده می کند.
Science daily
در حدود ۳۰ سال پیش آنتی بیوتیکی به نام kedarcidin از نمونه های خاکی یافت شد که نه تنها مانند آنتی بیوتیک های دیگر دارای خاصیت ضد باکتریایی بود بلکه قادر به از بین بردن سلولهای سرطانی نیز بود.
اما مشکل این بود که به علت ساختار بسیار پیچیده دارو و علیرغم تلاش دانشمندان در سراسر جهان هیچ کس قادر به تولید عملکردی و صحیح آن نشد.
اینک با تلاش ۲۰ ساله دو دانشمند انگلیسی و ژاپنی، این ماده شیمیایی به شکل صحیح و کامل خود ساخته شده است.
ساخت این ترکیب پیچیده امید به ساخت آنتی بیوتیک های جدید و حتا ترکیباتی که بتوانند سرطانهای دیگر مانند لوسمی و میلوما را درمان کنند زنده می کند.
Science daily
کشف اولین میتوکندری دارای عملکرد کامل ولی فاقد DNA
میتوکندری مرکز تنفس سلولی و تولید انرژی در سلولهای هوازی است. میتوکندری دارای چند ژن جدای از ژنهای درون هسته نیز می باشد.
اما بر اساس مقاله ای که در مجله Science Advances چاپ شده است پژوهشگران در میتوکندری یک انگل به نام Amoebophyra ceratii که یک جلبک دریایی را آلوده می کند هیچ DNA پیدا نکردند. به نظر می رسد که تمام DNA در این انگل به هسته سلول منتقل می شود.
این نخستین بار است که دانشمندان ارگانیسمی یافته اند که از اکسیژن استفاده می کند و میتوکندری دارای عملکرد کامل دارد ولی هیچ DNA میتوکندریایی ندارد.
Science news
با آخرین یافته های علمی به روز باشید
daneshscience
@Sciencemodern2
میتوکندری مرکز تنفس سلولی و تولید انرژی در سلولهای هوازی است. میتوکندری دارای چند ژن جدای از ژنهای درون هسته نیز می باشد.
اما بر اساس مقاله ای که در مجله Science Advances چاپ شده است پژوهشگران در میتوکندری یک انگل به نام Amoebophyra ceratii که یک جلبک دریایی را آلوده می کند هیچ DNA پیدا نکردند. به نظر می رسد که تمام DNA در این انگل به هسته سلول منتقل می شود.
این نخستین بار است که دانشمندان ارگانیسمی یافته اند که از اکسیژن استفاده می کند و میتوکندری دارای عملکرد کامل دارد ولی هیچ DNA میتوکندریایی ندارد.
Science news
با آخرین یافته های علمی به روز باشید
daneshscience
@Sciencemodern2
Why Are You Always Tired, Even Though You Get Enough Sleep? Science Has Some Answers
چرا همیشه با وجود اینکه استراحت و خواب کافی داریم مجددا خسته هستیم . علم انرا پاسخ میدهد.
https://www.sciencealert.com/why-are-you-always-tired-even-though-you-get-enough-sleep-science-has-some-answers
@sciencemodern2
چرا همیشه با وجود اینکه استراحت و خواب کافی داریم مجددا خسته هستیم . علم انرا پاسخ میدهد.
https://www.sciencealert.com/why-are-you-always-tired-even-though-you-get-enough-sleep-science-has-some-answers
@sciencemodern2
نوشیدن الکل به اعتدال ممکن است احتمال ابتلا به دیابت را کم میکند
محققان دانمارکی میگویند احتمال ابتلای افرادی که اصلا الکل نمینوشند به دیابت نوع دوم، بیشتر از کسانی است که هفتهای سه یا چهار بار الکل مینوشند.
با این حال متخصصان تاکید کردهاند که نتیجه این تحقیق به هیچ وجه به معنای چراغ سبز برای نوشیدن الکل نیست و همواره الکل باید به اندازه و مسئولانه نوشیده شود.
برای این پژوهش که در نشریه دیابتشناسی منتشر شده میزان و دفعات نوشیدن الکل هفتاد هزار نفر بررسی شده است.
پس از پنج سال پیگیری افراد شرکت کننده در تحقیق، ۸۵۹ مرد و ۸۸۷ زن مبتلا به دیابت شدند، از هر دو نوع اما نوع دوم بیشتر.
پژوهشگران نتیجه گرفتند که نوشیدن معتدل الکل، سه یا چهار بار در هفته در زنان ۳۲ درصد و در مردان ۲۷ درصد خطر ابتلا به دیابت را در مقایسه با کسانی کمتر از هفتهای یک روز یا کمتر الکل می نوشیدند پایین میآورد.
این پژوهش شراب را بخصوص از این نظر مفید دانسته و احتمال داده که در تنظیم قند خون نقش مثبتی داشته باشد.
در مورد آبجو، مردانی که هفتهای یک تا شش آبجو میخوردند ۲۱ درصد احتمال ابتلایشان به دیابت کمتر از مردانی بود که هفتهای یک آبجو یا کمتر مینوشیدند، ولی در مورد زنان تفاوتی وجود نداشت.
اما از طرف دیگر نوشیدن زیاد الکلهای تقطیری (یا اسپریت، مثل ودکا، عرق، ویسکی، تکیلا، جین) احتمال ابتلای زنان به دیابت را به میزان قابل توجهی بالا میبرد در حالی که در مردان چنین تاثیری دیده نشد.
بر خلاف تحقیقات مشابه، این پژوهش رابطه مستقیمی بین افراط در نوشیدن الکل و دیابت نوع دوم مشاهده نکرد.
به گفته دکتر امیلی برنز یکی از مدیران انجمن دیابت بریتانیا، مردم باید توجه داشتند که تاثیر الکل در ایجاد دیابت نوع دو از فردی به فردی دیگر فرق میکند و همچنان مردم باید به راهنمای رسمی نوشیدن الکل توجه کنند.
بر اساس این راهنما، مردان و زنان نباید بیش از هفته ای ۱۴ واحد الکل بنوشند - معادل شش لیوان (پاینت) آبجو با الکل متوسط یا ده گیلاس شراب با الکل کم- و حداقل دو روز بدون الکل داشته باشند.
روزانا اکانر میر دفتر مواد مخدر، الکل و سیگار اداره بهداشت عمومی بریتانیا می گوید: "این که فقط درباره تاثیر الکل بر دیابت صبحت کنیم کار مفیدی نیست."
به گفته اداره بهداشت عمومی بریتانیا نوشیدن الکل با شمار زیادی از بیماریهای جدی مثل برخی سرطانها، بیماری قلبی و کبدی مرتبط است.
اما پروفسور یان تولستروپ، پژوهشگر موسسه ملی سلامت عمومی دانشگاه دانمارک جنوبی که این تحقیق را سرپرستی کرده تاثیر الکل بر بیماریهای دیگر هم را با روشی مشابه مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده که هفتهای چند بار نوشیدن معتدل الکل، با کاهش خطر بیماری های قلبی عروقی مثل سکته قلبی و مغزی مرتبط است.
با این حال نوشیدن الکل - به هر مقدار- خطر بیماریهایی مثل بیماری کبد الکلی و پانکراتیت (التهاب لوزالمعده) را افزایش میدهد.
پروفسور یان تولستروپ، دفعات و میزان نوشیدن الکل تاثیر مستقل از یکدیگر دارند از این رو "نوشیدن الکل در چهار قسمت تاثیر بهتری دارد تا نوشیدن یک جا."
او همچنین تاکید کرد که "الکل با پنجاه بیماری مرتبط است بنابراین ما اصلا نمیگوییم بروید الکل بنوشید."
🥃🍷@sciencemodern2
https://www.bbc.com/persian/amp/science-40751919
کانال علم مدرن🥂
محققان دانمارکی میگویند احتمال ابتلای افرادی که اصلا الکل نمینوشند به دیابت نوع دوم، بیشتر از کسانی است که هفتهای سه یا چهار بار الکل مینوشند.
با این حال متخصصان تاکید کردهاند که نتیجه این تحقیق به هیچ وجه به معنای چراغ سبز برای نوشیدن الکل نیست و همواره الکل باید به اندازه و مسئولانه نوشیده شود.
برای این پژوهش که در نشریه دیابتشناسی منتشر شده میزان و دفعات نوشیدن الکل هفتاد هزار نفر بررسی شده است.
پس از پنج سال پیگیری افراد شرکت کننده در تحقیق، ۸۵۹ مرد و ۸۸۷ زن مبتلا به دیابت شدند، از هر دو نوع اما نوع دوم بیشتر.
پژوهشگران نتیجه گرفتند که نوشیدن معتدل الکل، سه یا چهار بار در هفته در زنان ۳۲ درصد و در مردان ۲۷ درصد خطر ابتلا به دیابت را در مقایسه با کسانی کمتر از هفتهای یک روز یا کمتر الکل می نوشیدند پایین میآورد.
این پژوهش شراب را بخصوص از این نظر مفید دانسته و احتمال داده که در تنظیم قند خون نقش مثبتی داشته باشد.
در مورد آبجو، مردانی که هفتهای یک تا شش آبجو میخوردند ۲۱ درصد احتمال ابتلایشان به دیابت کمتر از مردانی بود که هفتهای یک آبجو یا کمتر مینوشیدند، ولی در مورد زنان تفاوتی وجود نداشت.
اما از طرف دیگر نوشیدن زیاد الکلهای تقطیری (یا اسپریت، مثل ودکا، عرق، ویسکی، تکیلا، جین) احتمال ابتلای زنان به دیابت را به میزان قابل توجهی بالا میبرد در حالی که در مردان چنین تاثیری دیده نشد.
بر خلاف تحقیقات مشابه، این پژوهش رابطه مستقیمی بین افراط در نوشیدن الکل و دیابت نوع دوم مشاهده نکرد.
به گفته دکتر امیلی برنز یکی از مدیران انجمن دیابت بریتانیا، مردم باید توجه داشتند که تاثیر الکل در ایجاد دیابت نوع دو از فردی به فردی دیگر فرق میکند و همچنان مردم باید به راهنمای رسمی نوشیدن الکل توجه کنند.
بر اساس این راهنما، مردان و زنان نباید بیش از هفته ای ۱۴ واحد الکل بنوشند - معادل شش لیوان (پاینت) آبجو با الکل متوسط یا ده گیلاس شراب با الکل کم- و حداقل دو روز بدون الکل داشته باشند.
روزانا اکانر میر دفتر مواد مخدر، الکل و سیگار اداره بهداشت عمومی بریتانیا می گوید: "این که فقط درباره تاثیر الکل بر دیابت صبحت کنیم کار مفیدی نیست."
به گفته اداره بهداشت عمومی بریتانیا نوشیدن الکل با شمار زیادی از بیماریهای جدی مثل برخی سرطانها، بیماری قلبی و کبدی مرتبط است.
اما پروفسور یان تولستروپ، پژوهشگر موسسه ملی سلامت عمومی دانشگاه دانمارک جنوبی که این تحقیق را سرپرستی کرده تاثیر الکل بر بیماریهای دیگر هم را با روشی مشابه مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده که هفتهای چند بار نوشیدن معتدل الکل، با کاهش خطر بیماری های قلبی عروقی مثل سکته قلبی و مغزی مرتبط است.
با این حال نوشیدن الکل - به هر مقدار- خطر بیماریهایی مثل بیماری کبد الکلی و پانکراتیت (التهاب لوزالمعده) را افزایش میدهد.
پروفسور یان تولستروپ، دفعات و میزان نوشیدن الکل تاثیر مستقل از یکدیگر دارند از این رو "نوشیدن الکل در چهار قسمت تاثیر بهتری دارد تا نوشیدن یک جا."
او همچنین تاکید کرد که "الکل با پنجاه بیماری مرتبط است بنابراین ما اصلا نمیگوییم بروید الکل بنوشید."
🥃🍷@sciencemodern2
https://www.bbc.com/persian/amp/science-40751919
کانال علم مدرن🥂
Telegram
attach 📎
پورنوگرافی با اندازه مغز چه ارتباطی دارد؟
سن قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی به قبل از سن مدرسه رسیده است
پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافتهاند که تماشای پورنوگرافی با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و تضعیف برخی ارتباطات مغزی همراه است.
یکی از فرضیههایی که موسسه تکامل انسانی مکس پلانک و دانشکده روانپزشکی شریته آلمان به طور مشترک مطرح کردند، به آسیب بخش خاکستری مغز در اثر تماشای پورنوگرافی اشاره دارد؛ چون مغز مردانی که بیشتر پورن میبینند، کاملا متفاوت با مغز معمولی است.
در این پژوهش امآرآی (MRI) مغز مردان ۲۱ تا ۴۵ ساله که گفته بودند در هفته بطور متوسط بیش از چهار ساعت پورن تماشا میکنند، مورد مطالعه قرار گرفت؛ نتیجه اینکه مغز کسانی که بیشتر در معرض پورنوگرافی قرار میگرفتند، در مناطقی که "انگیزه" و سیستم پاداش را در کنترل دارد کوچکتر بود.
هیچکدام ار افرادی که در این مطالعه شرکت داشتند اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به سکس را گزارش نکرده بودند.
سیستم پاداش (ریوارد سیستم) سیستم پیام رسانی ویژه مغز همه پستانداران است که بدن را از برطرف شدن نیازهایش آگاه میکند.
به این ترتیب که پس از برطرف شدن گرسنگی، برآورده شدن میل جنسی، گوش کردن به موسیقی و بسیاری از نیازهای دیگر مغز با ترشح هورمونی در فرد احساس لذت ایجاد میکند.
دکتر سیمونه کیون، مدیر این گروه تحقیقاتی میگوید: "نتایج این تحقیق میتواند بیانگر این باشد که مصرف مرتب پورنوگرافی سیستم پاداش مغز را تنبل میکند."
به گفته این پژوهشگران، مغز این افراد هنگامی که در حال تماشای صحنههای سکسی محرک بودند، پیام پاداشی کمتری صادر کرده است تا یک تماشاگر گهگاهی این فیلمها؛ به این معنی که مصرفکنندگان هر روزه پورنوگرافی از تماشای این صحنهها کمتر از یک تماشاگر معمولی لذت بردهاند.
بزرگی بازار جهانی پورنوگرافی را بیش از صد میلیارد دلار تخمین میزنند
سیمونه کیون گفت: "از این رو ما تصور میکنیم کسانی که زیاد پورن میبینند، به محرکهای بسیار قویتر جنسی نیاز دارند تا به لذت طبیعی برسند."
این امر میتواند دلیل نارضایتی از زندگی جنسی در بسیاری از زوجهای متقاضی پورنوگرافی باشد.
این در حالیست که در برخی کلینکهای درمان مشکلات جنسی، پورنوگرافی به عنوان ارتقا دهنده زندگی جنسی توصیه میشود؛ اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد که تماشای بیش از حد پورنوگرافی احتمالا میتواند زندگی جنسی زوجها را به مخاطره بیندازد.
سیمونه کیون توضیح میدهد: " یک تحقیق تازه دیگر نشان داد نوجوانان پسری که هر روز با موضوعات اروتیک سر و کار دارند علاقه بیشتری به انواع غیرقانونی پورنوگرافی وبه کار بردن آن در زندگی روزمره خود نشان میدهند. برخی محققان نیز به این نتیجه رسیدهاند که مصرف روزمره پورنوگرافی میل به اجرای آنچه را که دیدهمیشود، بیشتر میکند."
"این میل به تکرار خود به خودی دقیقا مشابه مکانیزم اعتیاد به مواد مخدر است. یعنی چون مصرف مواد مخدر، پس از مدتی، کارایی مغز در ایجاد حس لذت را کم میکند، فرد اعتیاد به محرک بیشتری پیدا میکند تا بتواند سیستم پاداش مغز را به همان اندازه قبل فعال نگه دارد."
پیش از این ثابت شده بود که تماشای زیاد پورنوگرافی با کاهش ارتباط بخش پیشین مغز و سیستم پاداش مربوط است؛ ارتباطات این دو منطقه مغز در ایجاد انگیزه نقش دارند و لذت طلبی را کنترل میکنند.
به این ترتیب از این تحقیق میتوان به دو نتیجه رسید که یا تماشای پورنوگرافی باعث تخریب مغز میشود یا اینکه افرادی که بخشی از کورتکس مغز آنها کوچکتر است نیاز به تماشای پورنوگرافی دارند.
اگر نتیجهگیری دوم درست باشد، میتوان پیش بینی کرد که چه مردانی بیشتر به تماشای صحنههای اروتیک علاقمندند.
به عبارت دیگر شاید کوچکی حجم مغز تماشاگران پورنوگرافی در واقع عامل علاقمندی این افراد به تماشای صحنههای اروتیک باشد نه محصول آن؛ یعنی میتوان نتیجه گرفت افرادی که بخشی از مغزشان کوچکتر است در واقع به محرک خارجی بیشتر و قویتری برای رسیدن به لذت معمولی احتیاج دارند و به همین دلیل به تماشای پورنوگرافی روی میآورند.
مصرف جهانی پورنوگرافی به دلیل دسترسی سادهتر و مخفیانهتر به این محصولات در اینترنت، بسیار افزایش یافته است.
در ایران نیز با افزایش مبادله این فیلمها با موبایل، تجارت فیلمهای پورنوگرافیک به یک حرفه غیرقانونی پرسود تبدیل شدهاست.
دکتر سیمونه کیون معتقد است با توجه به اینکه آمار نشان میدهد ۵۰٪ کاربران اینترنت به طور مرتب پورن تماشا میکنند، تحقیق در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است.
"این تحقیق نشان میدهد که بینندگان دائمی پورنوگرافی پاسخ طبیعی به محرک جنسی ندارند یا اینکه قدرت پاسخ به محرک در آنها کاهش یافته است که این امر در واقع به بیمیلی جنسی و روابط ضعیف جنسی میانجامد."
تحقیق دیگری که در ژورنال انجمن روانپزشکان آمریکا منتشر شده است 👇
سن قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی به قبل از سن مدرسه رسیده است
پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافتهاند که تماشای پورنوگرافی با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و تضعیف برخی ارتباطات مغزی همراه است.
یکی از فرضیههایی که موسسه تکامل انسانی مکس پلانک و دانشکده روانپزشکی شریته آلمان به طور مشترک مطرح کردند، به آسیب بخش خاکستری مغز در اثر تماشای پورنوگرافی اشاره دارد؛ چون مغز مردانی که بیشتر پورن میبینند، کاملا متفاوت با مغز معمولی است.
در این پژوهش امآرآی (MRI) مغز مردان ۲۱ تا ۴۵ ساله که گفته بودند در هفته بطور متوسط بیش از چهار ساعت پورن تماشا میکنند، مورد مطالعه قرار گرفت؛ نتیجه اینکه مغز کسانی که بیشتر در معرض پورنوگرافی قرار میگرفتند، در مناطقی که "انگیزه" و سیستم پاداش را در کنترل دارد کوچکتر بود.
هیچکدام ار افرادی که در این مطالعه شرکت داشتند اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به سکس را گزارش نکرده بودند.
سیستم پاداش (ریوارد سیستم) سیستم پیام رسانی ویژه مغز همه پستانداران است که بدن را از برطرف شدن نیازهایش آگاه میکند.
به این ترتیب که پس از برطرف شدن گرسنگی، برآورده شدن میل جنسی، گوش کردن به موسیقی و بسیاری از نیازهای دیگر مغز با ترشح هورمونی در فرد احساس لذت ایجاد میکند.
دکتر سیمونه کیون، مدیر این گروه تحقیقاتی میگوید: "نتایج این تحقیق میتواند بیانگر این باشد که مصرف مرتب پورنوگرافی سیستم پاداش مغز را تنبل میکند."
به گفته این پژوهشگران، مغز این افراد هنگامی که در حال تماشای صحنههای سکسی محرک بودند، پیام پاداشی کمتری صادر کرده است تا یک تماشاگر گهگاهی این فیلمها؛ به این معنی که مصرفکنندگان هر روزه پورنوگرافی از تماشای این صحنهها کمتر از یک تماشاگر معمولی لذت بردهاند.
بزرگی بازار جهانی پورنوگرافی را بیش از صد میلیارد دلار تخمین میزنند
سیمونه کیون گفت: "از این رو ما تصور میکنیم کسانی که زیاد پورن میبینند، به محرکهای بسیار قویتر جنسی نیاز دارند تا به لذت طبیعی برسند."
این امر میتواند دلیل نارضایتی از زندگی جنسی در بسیاری از زوجهای متقاضی پورنوگرافی باشد.
این در حالیست که در برخی کلینکهای درمان مشکلات جنسی، پورنوگرافی به عنوان ارتقا دهنده زندگی جنسی توصیه میشود؛ اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد که تماشای بیش از حد پورنوگرافی احتمالا میتواند زندگی جنسی زوجها را به مخاطره بیندازد.
سیمونه کیون توضیح میدهد: " یک تحقیق تازه دیگر نشان داد نوجوانان پسری که هر روز با موضوعات اروتیک سر و کار دارند علاقه بیشتری به انواع غیرقانونی پورنوگرافی وبه کار بردن آن در زندگی روزمره خود نشان میدهند. برخی محققان نیز به این نتیجه رسیدهاند که مصرف روزمره پورنوگرافی میل به اجرای آنچه را که دیدهمیشود، بیشتر میکند."
"این میل به تکرار خود به خودی دقیقا مشابه مکانیزم اعتیاد به مواد مخدر است. یعنی چون مصرف مواد مخدر، پس از مدتی، کارایی مغز در ایجاد حس لذت را کم میکند، فرد اعتیاد به محرک بیشتری پیدا میکند تا بتواند سیستم پاداش مغز را به همان اندازه قبل فعال نگه دارد."
پیش از این ثابت شده بود که تماشای زیاد پورنوگرافی با کاهش ارتباط بخش پیشین مغز و سیستم پاداش مربوط است؛ ارتباطات این دو منطقه مغز در ایجاد انگیزه نقش دارند و لذت طلبی را کنترل میکنند.
به این ترتیب از این تحقیق میتوان به دو نتیجه رسید که یا تماشای پورنوگرافی باعث تخریب مغز میشود یا اینکه افرادی که بخشی از کورتکس مغز آنها کوچکتر است نیاز به تماشای پورنوگرافی دارند.
اگر نتیجهگیری دوم درست باشد، میتوان پیش بینی کرد که چه مردانی بیشتر به تماشای صحنههای اروتیک علاقمندند.
به عبارت دیگر شاید کوچکی حجم مغز تماشاگران پورنوگرافی در واقع عامل علاقمندی این افراد به تماشای صحنههای اروتیک باشد نه محصول آن؛ یعنی میتوان نتیجه گرفت افرادی که بخشی از مغزشان کوچکتر است در واقع به محرک خارجی بیشتر و قویتری برای رسیدن به لذت معمولی احتیاج دارند و به همین دلیل به تماشای پورنوگرافی روی میآورند.
مصرف جهانی پورنوگرافی به دلیل دسترسی سادهتر و مخفیانهتر به این محصولات در اینترنت، بسیار افزایش یافته است.
در ایران نیز با افزایش مبادله این فیلمها با موبایل، تجارت فیلمهای پورنوگرافیک به یک حرفه غیرقانونی پرسود تبدیل شدهاست.
دکتر سیمونه کیون معتقد است با توجه به اینکه آمار نشان میدهد ۵۰٪ کاربران اینترنت به طور مرتب پورن تماشا میکنند، تحقیق در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است.
"این تحقیق نشان میدهد که بینندگان دائمی پورنوگرافی پاسخ طبیعی به محرک جنسی ندارند یا اینکه قدرت پاسخ به محرک در آنها کاهش یافته است که این امر در واقع به بیمیلی جنسی و روابط ضعیف جنسی میانجامد."
تحقیق دیگری که در ژورنال انجمن روانپزشکان آمریکا منتشر شده است 👇
Modern Science
پورنوگرافی با اندازه مغز چه ارتباطی دارد؟ سن قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی به قبل از سن مدرسه رسیده است پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافتهاند که تماشای پورنوگرافی با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و تضعیف برخی ارتباطات مغزی همراه است. یکی از فرضیههایی که موسسه…
به رابطه میان افزایش تماشای پورنوگرافی و افسردگی و روی آوردن به الکل اشاره میکند.
پژوهشگران این تحقیق نیز متوجه تفاوت مشابهی در اندازه مغز شدهاند؛ به ویژه در مناطقی که اعتیاد به موادی چون کوکائین و الکل را کنترل میکند.
در این تحقیق نیز تماشای زیاد پورنوگرافی به اعتیاد به مواد مخدر و الکل ربط داده شده است.
توجه به موضوعات اروتیک احتمالا از امیال زیستی بسیار قوی ناشی میشود.
در تحقیق دیگری که دکتر کیون و دکتر گالینا انجام دادهاند، میمونهای نر وقتی درحال نگاهکردن آلت تناسلی میمونهای ماده بودند، از دریافت پاداشهای خوردنی و نوشیدنی سر بازمیزدند.
به این ترتیب میتوان گفت که برای میمونها موضوعی معادل پورن از خوردن و نوشیدن نیز مهمتر است.
http://www.bbc.com/persian/science/2014/06/140608_pornography_shrinks_brain_cortex
@sciencemodern2
پژوهشگران این تحقیق نیز متوجه تفاوت مشابهی در اندازه مغز شدهاند؛ به ویژه در مناطقی که اعتیاد به موادی چون کوکائین و الکل را کنترل میکند.
در این تحقیق نیز تماشای زیاد پورنوگرافی به اعتیاد به مواد مخدر و الکل ربط داده شده است.
توجه به موضوعات اروتیک احتمالا از امیال زیستی بسیار قوی ناشی میشود.
در تحقیق دیگری که دکتر کیون و دکتر گالینا انجام دادهاند، میمونهای نر وقتی درحال نگاهکردن آلت تناسلی میمونهای ماده بودند، از دریافت پاداشهای خوردنی و نوشیدنی سر بازمیزدند.
به این ترتیب میتوان گفت که برای میمونها موضوعی معادل پورن از خوردن و نوشیدن نیز مهمتر است.
http://www.bbc.com/persian/science/2014/06/140608_pornography_shrinks_brain_cortex
@sciencemodern2
BBC News فارسی
پورنوگرافی با اندازه مغز چه ارتباطی دارد؟ - BBC News فارسی
پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافتهاند که تماشای پورنوگرافی با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و همچنین کمبود برخی ارتباطات مغزی در ارتباط است. آنها معتقدند کسانی که زیاد پورن میبینند، به محرکهای بسیار قویتر جنسی نیاز دارند تا به لذت طبیعی برسند.
👩🔬مغز ما میتواند افراد بیمار را تشخیص دهد
📷 goo.gl/naOyPL
✅ حس بینایی و بویایی به تنهایی کافیاند تا حتی پیش از این که یک بیماری شیوع پیدا کند، به ما هشدار دهند یک نفر دچار بیماری است. بر این اساس ما نه تنها از این بیماری مطلع میشویم بلکه بر اساس اطلاعات مغز وارد عمل شده و از افراد بیمار دوری میکنیم.
🆔 @sciencemodern2
🔸 این مطالعه در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences به چاپ رسیده است.
مغز انسان در شناسایی علائم مربوط به اولین مراحل بیماری بسیار بهتر از آنچه پیش از این تصور میکردیم عمل میکند. علاوه بر این ما به طور غریزی بر اساس این سیگنالها عمل کرده و با افراد آلوده کمتر از افراد سالم تعامل برقرار میکنیم.
🔹در این مطالعه محققان علائم بیماری را در تعدادی داوطلب ایجاد کردند. در طول این مدت از بوی این افراد نمونهبرداری شد و تصاویر و فیلمهایی نیز به ثبت رسید. پس از مدت کوتاهی اثر مواد تزریق شده و همینطور علائم بیماری از بین رفت.
🔸دیگر گروه شرکتکننده ها در معرض بوها و تصاویر افراد بیمار و افراد سالم قرار گرفتند. از آنها خواسته شد بگویند نسبت به کدام افراد احساس خوشایندتری دارند. از این افراد خواسته شد با نگاه کردن به تصاویر حدس بزنند کدام افراد بیمارند، کدام جذابترند و آنها تعامل با کدام فرد را ترجیح میدهند. در زمان انجام آزمایش، فعالیت مغزی افراد در اسکنر MIR اندازهگیری شد.
🔹 پروفسور متز اولسون از مؤسسه کارولینسکا دانشگاه علوم اعصاب بالینی سوئد میگوید:
👈 مجموعه علائمی همراه با پاسخ ایمنی در بدن افراد وجود دارد که به ما میگوید چه افرادی بیمارند و باید از آنها دوری کرد. با این حال اگر شما رابطه بسیار نزدیکی با فرد بیمار داشته باشید الزاما از او دوری نمیکنید. بنابراین علائم بیماری در افراد نزدیک باعث میشود حس مراقبت شما تحریک شود.
(منبع : ایران اکونومیست)
📡 http://Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════
🔗 مطالعه بیشتر :
https://goo.gl/kroNSF
📷 goo.gl/naOyPL
✅ حس بینایی و بویایی به تنهایی کافیاند تا حتی پیش از این که یک بیماری شیوع پیدا کند، به ما هشدار دهند یک نفر دچار بیماری است. بر این اساس ما نه تنها از این بیماری مطلع میشویم بلکه بر اساس اطلاعات مغز وارد عمل شده و از افراد بیمار دوری میکنیم.
🆔 @sciencemodern2
🔸 این مطالعه در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences به چاپ رسیده است.
مغز انسان در شناسایی علائم مربوط به اولین مراحل بیماری بسیار بهتر از آنچه پیش از این تصور میکردیم عمل میکند. علاوه بر این ما به طور غریزی بر اساس این سیگنالها عمل کرده و با افراد آلوده کمتر از افراد سالم تعامل برقرار میکنیم.
🔹در این مطالعه محققان علائم بیماری را در تعدادی داوطلب ایجاد کردند. در طول این مدت از بوی این افراد نمونهبرداری شد و تصاویر و فیلمهایی نیز به ثبت رسید. پس از مدت کوتاهی اثر مواد تزریق شده و همینطور علائم بیماری از بین رفت.
🔸دیگر گروه شرکتکننده ها در معرض بوها و تصاویر افراد بیمار و افراد سالم قرار گرفتند. از آنها خواسته شد بگویند نسبت به کدام افراد احساس خوشایندتری دارند. از این افراد خواسته شد با نگاه کردن به تصاویر حدس بزنند کدام افراد بیمارند، کدام جذابترند و آنها تعامل با کدام فرد را ترجیح میدهند. در زمان انجام آزمایش، فعالیت مغزی افراد در اسکنر MIR اندازهگیری شد.
🔹 پروفسور متز اولسون از مؤسسه کارولینسکا دانشگاه علوم اعصاب بالینی سوئد میگوید:
👈 مجموعه علائمی همراه با پاسخ ایمنی در بدن افراد وجود دارد که به ما میگوید چه افرادی بیمارند و باید از آنها دوری کرد. با این حال اگر شما رابطه بسیار نزدیکی با فرد بیمار داشته باشید الزاما از او دوری نمیکنید. بنابراین علائم بیماری در افراد نزدیک باعث میشود حس مراقبت شما تحریک شود.
(منبع : ایران اکونومیست)
📡 http://Telegram.me/Sciencemodern2
════════════════
🔗 مطالعه بیشتر :
https://goo.gl/kroNSF
گام بزرگ به عنوان درمان ضد ویروسی HIV دستیابی به "به طور موثر صفر" انتقال جنسی
@sciencemodern2
##new🌹
تیم هنرعلم
@sciencemodern2
##new🌹
تیم هنرعلم
یک سیارک با وسعت 1100 پایی در طول یک دهه از زمین عبور می کند
@sciencemodern2
#nasa
برای مشاهده gif مربوطه و توضیحات کاملتر به ادرس زیر مرجعه کنید
https://t.co/MKZu3Of4zr
@sciencemodern2
#nasa
برای مشاهده gif مربوطه و توضیحات کاملتر به ادرس زیر مرجعه کنید
https://t.co/MKZu3Of4zr
معماری آناتومی پري فرونتال (پيش پيشاني) در انسان و پریماتهای غیرانسان
#دکتر_مانی_منوچهری
https://link.medium.com/MEdIr525pW
@Sciencemodern2
#دکتر_مانی_منوچهری
https://link.medium.com/MEdIr525pW
@Sciencemodern2
Medium
معماری آناتومی پري فرونتال (پيش پيشاني) در انسان و پریماتهای غیرانسان
Yosuke Morishima
منابعی وجود دارد که جهت گیری جنسی ما از سنین نوجوانی تا بزرگسالی تغییر و تعدیل دارد
شیوه ای که ما به سایرین جذب میشویم و هویت جنسی ما متاثر از تجارب این دوره است و واژگانی چون گی،استریت،دوجنسگرا ووو برای توصیف هویت جنسی محدود و مبهم است
@sciencemodern2
تیم هنرعلم🦠
مترجم بانو شادی
منبع🔬 https://dx.doi.org/10.1080/00224499.2019.1577351
شیوه ای که ما به سایرین جذب میشویم و هویت جنسی ما متاثر از تجارب این دوره است و واژگانی چون گی،استریت،دوجنسگرا ووو برای توصیف هویت جنسی محدود و مبهم است
@sciencemodern2
تیم هنرعلم🦠
مترجم بانو شادی
منبع🔬 https://dx.doi.org/10.1080/00224499.2019.1577351
مورچه هایی که خدمات درمانی ارائه می دهند
یافتههای جدید پژوهشگران نشان میدهد نوعی مورچه موسوم به مورچههای ماتابل، پس از پایان جنگ با سایر مورچهها، به جستجوی مجروحین پرداخته، آنها را به لانه منتقل کرده و در بخشهای مخصوصی به درمان و مداوای آنها میپردازند.🐜
@Sciencemodern2
یافتههای جدید پژوهشگران نشان میدهد نوعی مورچه موسوم به مورچههای ماتابل، پس از پایان جنگ با سایر مورچهها، به جستجوی مجروحین پرداخته، آنها را به لانه منتقل کرده و در بخشهای مخصوصی به درمان و مداوای آنها میپردازند.🐜
@Sciencemodern2