Modern Science
978 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
عقب ماندگی ذهنی براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی شرایطی است که در آن رشد و تکامل قوای ذهنی کودک شامل مهارتهای اجتماعی، کلامی و حرکتی، دچار توقف یا نارسایی جدی در مسیر خود می‌شود. بسیاری از کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی دچار اختلالات همراه یا زمینه سازی مانند اوتیسم، سندرم داون، فلج مغزی، اختلال نقص توجه/بیش فعالی، و صرع، نیز هستند که هرکدام نیاز به توجه و مراقبتهای مخصوص به خود را دارد.

ابتلای عضوی از خانواده به هر درجه ای از عقب ماندگی ذهنی، حجم سنگینی از تنش، استرس و احساس مسئولیت نسبت به شرایط خاص عضو معلول را بر دوش سایر اعضای خانواده قرار می‌دهد.

نخستین چالشی که والدین یک کودک دچار عقب ماندگی ذهنی با آن مواجه میشوند، 'پذیرش' واقعیت معلولیت و نقص مادام العمر کودک است. هنگامی که چنین تشخیصی برای یک کودک مطرح میشود، بسیاری از والدین مدت زمانی حتی برای چند سال، در 'انکار' این واقعیت باقی مانده، و به جست و جوی راهی برای علاج کامل آن، می‌پردازند.

کندو کاو در گذشته، دوران بارداری و پس از تولد کودک، برای یافتن مقصری برای معلولیت او، واکنشی است که بسیاری از والدین این کودکان را دچار احساس گناه، خود سرزنشگری و خشم نسبت به خود و دیگران می‌کند.
بسیاری از این والدین، داشتن یک کودک دچار معلولیت ذهنی را، نوعی انگ و مایهٔ شرم در برابر آشنایان، همسایگان و دوستان خود می‌دانند و به دنبال آن دچار میل به انزوا و کناره گیری از جامعه میشوند.

برای بسیاری از والدین، مدیریت مشکلات رفتاری مرتبط با عقب ماندگی ذهنی کودک، مانند پرخاشگری، لجاجت، جیغ زدن و نافرمانی، بسیار دشوار است. ناآگاهی کودک از احساسات خود و پیامدهای مخرب رفتارش، فراتر رفتن آنها از سطح تحمل والدین، برانگیختن خشم آنها، و تشدید رفتار کودک به دنبال عصبانیت و تنبیه والدین، باعث ایجاد چرخهٔ معیوبی می‌شود که پیامد آن احساس سردرگمی و تنش مضاعف در فضای خانواده است.



ناهماهنگی و عدم توافق والدین بر روی نحوه تعامل و میزان سرمایه گذاری روانی بر روی کودک معلول، می‌تواند باعث تنش و اختلاف بین دو والد، و همچنین میان هر یک از آنها با سایر فرزندان خانواده شود.

عدم برخورداری از حمایت سایر اعضای خانواده، بسیاری از والدین چنین کودکانی را با این نگرانی مواجه می‌کند که، در نبود آنها چه کسی مراقبت و توجه مورد نیاز برای ادامه حیات کودک معلول را برای او فراهم خواهد کرد. و از آن سو، نداشتن دسترسی به منابع و نهادهای اجتماعی قابل اتکا، و یا ناآگاهی از وجود چنین منابعی، می‌تواند منتهی به احساس رهاشدگی و درماندگی در این گروه از افراد جامعه شود.

آموزش و حمایت از والدین کودکان مبتلا به عقب ماندگی ذهنی، و کمک به آنها برای درک علل، ماهیت و نحوهٔ تعامل با این معلولیت، میتواند باعث حرکت آنها به سمت انتظارات واقع بینانه از خود و کودک، فراهم کردن فرصت های متناسب برای برآورده شدن آن انتظارات، و رهایی از احساس گناه، خودسرزنشگری و درماندگی در آنها شود.

مترجم جناب دکتر علی نیکجو


https://talkitover.in/family/families-of-mentally-retarded-challenges-and-concerns

https://t.me/sciencemodern2
با کانال ما همراه باشید👇👇👇👇


@Sciencemodern2
‍ - دانشمندان سلول مصنوعی ای را ایجاد کردند که انرژی خود را توسط فتوسنتز بدست می آورد

دانشمندان با ایجاد سلول هایی که قادر به تولید انرژی شیمیایی خود هستند و همچنین بخش هایی از ساختمان خود را می سازند ، یک گام بزرگی را در پیشبرد ساختن سلول های مصنوعی برداشتند.

این باعث می شود که سلول های مصنوعی بیشتر شبیه سلول های واقعی باشند که می توانند بطور طبیعی ساختمان خود را بسازند و سازماندهی کنند.

نه تنها این می تواند به ما کمک کند که درک کنیم که سلول های واقعی چگونه کار می کنند و در ابتدا چگونه کار می کردند، همچنین می تواند برای بسیاری از زمینه های دیگر تحقیقاتی، مانند تولید اندام های مصنوعی و دیگر بافت های بدن برای مبارزه با علیه بیماری ها استفاده گردد.

در این روش سلول های مصنوعی توسط لیپید احاطه شده است که در واقع این لیپید غشای سلول را می سازد ، غشای لیپیدی حاوی پروتئین ATP سنتاز و باکتریورودوپسین هستند که از سلول های زنده گرفته شدند. این دو ساختار با همکاری یک دیگر از انرژی نور استفاده کرده و در نهایت انرژی برای تولید پروتئین و دیگر مولکول ها استفاده می شود.

در ادامه دار شدن این نوع تحقیقات ما می توانیم شاهد تولید و توسعه سوپر سنسور ها نیز باشیم.

در نهایت محققان نوشتند : سیستم سلول فتوسنتز کننده مصنوعی ، ادامه راه را برای ساخت یک سلول مصنوعی مستقل ( از نظر انرژی ) ، هموار می کند.
مترجم جناب شریفی پور
تیم گروه هنرعلم
@sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️چرا از کیسه های پلاستیکی استفاده نکنیم؟
#طبیعت #محیط_زیست

@Sciencemodern2
🦎ترفند جالب یک نوع مارمولک برای نفس کشیدن🦎
@scienemodern2
دانشمندان برای اولین بار مامولکی را مشاهده کردند که زیر آب نفس میکشد!!

این نوع مارمولک که river anoles نام دارد به مدت ۱۵ دقیقه زیر آب می‌ماند. دانشمندان فرض میکردند آنها در این مدت نفس خود را حبس میکنند اما فیلم جالبی که گرفته شد نظر آنان را تغییر داد.

ترفند جالب این مارمولک بدینصورت است که حبابی از اکسیژن را در بالای سر خود ذخیره میکند و در طی حضور خود زیر آب از آن استفاده میکند.
@sciencemodern2
https://youtu.be/g9PDcqVTa5I

https://www.sciencealert.com/first-ever-footage-captured-of-a-lizard-breathing-underwater/amp?__twitter_impression=true
مترجم پوریا
📚 کتابخانه صوتی 🎧





https://t.me/Audio_library_12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لومینول هیدروژن پراکسید ماده ای مایع در شیمی که می‌تواند بجای چراغ استفاده شود


@Sciencemodern2
Modern Science
لومینول هیدروژن پراکسید ماده ای مایع در شیمی که می‌تواند بجای چراغ استفاده شود @Sciencemodern2
. این ماده با اکسایش خود خاصیت نورتابی شیمیایی از خود نشان می دهد. از این ماده در آشکار سازی صحنه های جرم استفاده می شود.
دانشمندان کشف کردند که در سوپ بنیادین اولیه(قبل از ایجاد حیات)
هم DNA هم RNA وجود داشتند!
این کشف بر خلاف فرضیه های کنونی اغاز حیات هست که RNA را اولین مولکول دارای توانایی همانند سازی معرفی میکنند(به علت ساده تر بودن ساختار RNA)

اما طبق این ازمایش در اغاز ترکیب و میکسی از هر دو مولکول وجود داشته و بعد ها سیستم پایداری بر اساس Dna ایجاد شده
@sciencemodern2
مترجم بانو شادی

DNA And RNA May Have Existed Together Before Life Began on Earth
https://www.sciencealert.com/building-blocks-of-rna-and-dna-might-have-appeared-together-before-life-began-on-earth
تمام خفاش ها در غار زندگی نمیکنند.
این خفاش های سفید هندوراس که به اندازه انگشت هستند در جنگل های بارانی زندگی میکنند. آن ها چند همسر هستند. میان
هر یک از برگ ها یک خفاش نر و 6خفاش ماده زندگی میکنند.
@sciencemodern2
علمی: Ectophylla alba

اسامی عمومی:  Honduran white bat  ( خفاش سفید هندوراس )

White Bat

خانواده:  Phyllostomatidae
پس از یک فاجعهٔ طبیعی مانند سیل، بازسازی خانه های تخریب شده، دریافت کمک از منابع حکومتی و مردمی، ترمیم تجهیزات آسیب دیده، و ساکن شدن دوبارهٔ ساکنان شهر یا محله ویران شده در کنار هم، ممکن است باعث بهبود جنبه هایی از زندگی بازماندگان شود، اما جبران بخش مهمی از خسارات، مانند اثرات فاجعه بر سلامت روان شاهدان و بازماندگان آن، بسیار دشوارتر از ترمیم یک بنا یا ساختن یک خانه است.

قرار گرفتن در شرایطی که حیات و تمامیت وجودی یک فرد را تهدید می‌کند و یا منتهی به از دست رفتن محل سکونت، همسایگان، تعلقات، دوستان و اعضای خانواده او می‌شود، می‌تواند باعث ایجاد مشکلات روانشناختی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود، که در صورت عدم دریافت مداخله و حمایت درمانی، تبدیل به منشأ رنج و تنش مزمن در زندگی بازماندگان می‌شود.

مشکلات روانشناختی مانند اختلال استرس پس از سانحه، با علائمی مانند برانگیختگی، تحریک پذیری، یادآوری مکرر صحنه های حادثه، کرختی هیجانی و تخریب عملکردهای فردی و اجتماعی، باعث تحمیل باری مضاعف بر دوش خانواده هایی می‌شود که محل سکونت و امرار معاش خود را از دست داده اند. از این منظر، یک حادثه طبیعی مانند سیل، به موازات خسارات فیزیکی و مادی، یک تهدید جدی برای سلامت روان عمومی تلقی میشود.

از جمله گروه های آسیب پذیر که در خطر ابتلا به PTSD پس از یک سانحه طبیعی می‌باشند، کودکان هستند. در مقایسه با بالغین که توانایی های شناختی کافی برای فهم ماهیت فاجعه و تجزیه و تحلیل علل محیطی و جغرافیایی آن را دارند، کودکان غالبا برای فهم چنین اتفاقاتی، معانی و دلایل شخصی را به آنها نسبت می‌دهند.

کودکان اتفاقات فاجعه بار را غالبا به عنوان تنبیهی برای رفتارهای غلط احتمالی خود، تعبیر می‌کنند، و به دلیل تفکر انتزاعی ضعیف تر نسبت به بزرگسالان و قدرت تکلم محدودتر، قادر به بیان استنباط و احساس خود در ارتباط با فاجعه، نیستند.


در عین حال، تمام کودکانی که در معرض یک فاجعه طبیعی قرار می گیرند، دچار علائم اختلال استرس پس از سانحه نمیشوند. مطالعات نشان داده اند که برخورداری از حمایت عاطفی خانواده، دوستان و همسالان مهمترین فاکتور محافظت کننده در برابر شکل گیری PTSD در کودکان است.
وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین، سابقه مواجهه با حوادث مشابه، و عدم برخورداری از شبکه حمایتی قابل اتکا، باعث افزایش خطر مشکلات روانشناختی در کودکان، به دنبال فجایع طبیعی می‌شود.
ترمیم روانشناختی و جلوگیری از تثبیت علائم PTSD در کودکانی که در معرض سانحه بوده اند، در درجه اول مستلزم کمک به آنها برای بیان ترس، خشم، درماندگی، اضطراب‌، و سایر هیجاناتی است که در حین سانحه و پس از آن تجربه کرده اند؛ همچنین، به چالش کشیدن و تصحیح احساس گناه، شرم و مسئولیت نامتناسبی که کودک با خود حمل می‌کند، مهم است.

ازمان علائمی مانند بی‌خوابی، کابوسهای شبانه، تحریک پذیری، انزوا، مشکل در تمرکز، و اجتناب‌ از مواجهه با هر موقعیتی که تداعی کنندهٔ حادثه باشد، نشان دهندهٔ نیاز جدی به دریافت کمک حرفه ای است. مطالعات متعدد بر روی کودکان و نوجوانان بازمانده از بلایای طبیعی، اثربخشی مداخلات روانشناختی مانند درمان شناختی-رفتاری را در کاهش علائم PTSD نشان داده اند. ارائه مراقبت و حمایت زودهنگام و هدفمند برای این گروه سنی، مانع از خسارات غیرقابل جبران به سلامت روان کودکان، خانواده های آنها و جامعه خواهد شد.

ترجمه جناب دکتر علی نیکجو


https://www.scientificamerican.com/article/the-trauma-after-the-storm/

https://t.me/sciencemodern2
اختلال دوقطبی یک بیماری روانی است که با نوسانات شدید خلق، به صورت بروز دوره های شیدایی (مانیا) و افسردگی مشخص می‌شود. بیمار مبتلا به این اختلال، در دوره های شیدایی علائمی مانند سرخوشی، تحریک پذیری، بی‌قراری، افزایش اعتماد به نفس، کاهش نیاز به خواب، فشار افکار و رفتارهای آسیب رسان و تکانشی را تجربه می‌کند. از آن سو این بیماران ممکن است دچار دوره های افسردگی عمیق شامل علائمی مانند ناامیدی، عدم لذت، کاهش اعتماد به نفس و افکار خودکشی شوند.

علیرغم این علائم شدید و مختل کننده، بسیاری از اوقات بیماران مبتلا به این بیماری، تشخیص و درمان متناسب را دریافت نمی‌کنند. به طوریکه فاصلهٔ زمانی بین بروز اولین اپیزود خلقی و دریافت درمان اختصاصی، در بیماران دوقطبی به طور متوسط ده سال تخمین زده شده است.
اگرچه در اغلب موارد تشخیص اختلال دوقطبی، برای بالغین مطرح می‌شود، اما نخستین نشانه‌های ابتلا به این اختلال بسیاری از اوقات در دوران کودکی و نوجوانی ظاهر میشود. بر همین اساس، آشنایی والدین، مربیان و بالینگران کودکان با نشانه های نوسانات خلقی مرتبط با اختلال دوقطبی می‌تواند منتهی به تشخیص و مداخله زودهنگام، و کاهش اثرات این بیماری بر زندگی کودک شود.

بسیاری از علائم بیماری دوقطبی در کودکی، شبیه به علائم اختلالات دیگری مانند نقص توجه/بیش فعالی (ADHD) و اختلال نافرمانی مقابله جویانه (ODD) است، که افتراق آن از این اختلالات در اکثر موارد بسیار دشوار است.

یک فاکتور کلیدی برای این افتراق، سیر نوسانی اختلال دوقطبی، در مقایسه با ثبات علائم در سایر اختلالات است. به بیان دیگر، در مقایسه با بیماری دوقطبی که به عنوان یک بیماری دوره ای یا اپیزودیک شناخته می‌شود، اختلالاتی مانند ADHD یا ODD، در صورت عدم درمان، فراگیر و بدون نوسانات قابل توجه در طول زمان هستند.



کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی در دوره های شیدایی، علائم افزایش انرژی، تکلم پرفشار، حواسپرتی، کاهش نیاز به خواب، افزایش اعتماد به نفس و خودبزرگ‌بینی را تجربه میکنند. بزرگ منشی یک کودک مبتلا به اختلال دوقطبی، محدود به خیال‌پردازی های معمول متناسب با سن یا بازی های او نیست. همچنانکه واکنشهای یک کودک مبتلا به اختلال دوقطبی به موقعیت های برانگیزانندهٔ هیجانات مختلف، به شکلی شدیدتر و طولانی تر از میزان موردانتظار برای سن او اتفاق می افتد.

به موازات تحریک پذیری و هیجانات شدید در این کودکان، مشاهدهٔ فرم های مخرب و عمیقی از افسردگی در آنها شایع است. هر نشانه ای از افکار خودکشی و رفتارهای جرح خود در یک کودک، و یا سوء مصرف مواد و رفتارهای مهارگسیختهٔ جنسی در یک نوجوان را باید به عنوان هشداری برای اختلالات خلقی اساسی مانند اختلال دوقطبی، جدی تلقی کرد.

از نظر سیر زمانی، اپیزود خلقی در افراد بالغ میتواند از چندین روز تا چند هفته تداوم داشته باشد، اما در کودکان و نوجوانان با اختلال دوقطبی، اولین اپیزودهای خلقی می‌تواند نوساناتی بسیار سریع در طی حتی یک روز، داشته باشد.

یکی از مشکلاتی که در مسیر شناسایی زودهنگام اختلال دوقطبی وجود دارد، این است که نوسانات خلقی در یک فرد می‌تواند به دلایل دیگر مثل به دست آوردن یک پیشرفت بزرگ در زندگی، یا شکست های تحصیلی اتفاق بیفتد. اما آنچه که اپیزودهای خلقی دوقطبی را از نوسانات معمول مرتبط با وقایع زندگی متمایز می‌کند، مشکل جدی کودک در تنظیم و کنترل هیجانات، و مشاهدهٔ تخریب جدی در عملکردهای فردی، اجتماعی و تحصیلی او است؛ وجود چنین شرایطی، نشان دهندهٔ نیاز به دریافت کمک حرفه ای برای ارزیابی دقیقتر از نظر وجود اختلال خلقی، و احتمال نیاز به شروع درمان است.

ترجمه جناب دکتر نیکجو


https://www.psychologytoday.com/intl/blog/owning-bipolar/201811/how-recognize-bipolar-disorder-in-children


https://t.me/sciencemodern2
⭕️این ویژگی عجیب مغزتان می‌تواند توضیح دهد که چرا صدای گیف‌های بی‌صدا را "می‌شنوید".
@Sciencemodern2
احتمالا تا کنون برخی از گیف‌های "پر سر و صدا" را که در اینترنت منتشر شده‌اند دیده‌اید. در واقع آنها هیچ صدایی ندارند، با این وجود تعداد زیادی از مردم می‌توانند صدای تولید شده در این تصاویر را "بشنوند".

پژوهشی جدید نشان می‌دهد که این موضوع می‌تواند به علت تفاوت‌های موجود در نحوه‌ای باشد که قسمت‌های پردازنده‌ی صدا و تصویر در مغز برخی افراد با یکدیگر فعالیت می‌کنند.

الیوت فریمن، نویسنده‌ی ارشد این پژوهش و روانشناس در سیتی یونیورسیتی لندن، می‌گوید: "تازه‌ترین پژوهش ما تفاوت‌هایی طبیعی را در افراد نشان می‌دهد در نحوه‌ای که حواس بینایی و شنوایی بر یکدیگر اثر متقابل دارند. ما فهمیدیم که افرادی که "گوش‌های تصویری" دارند، می‌توانند هر دو حس را با هم به کار بگیرند تا حرکات بی‌صدا را ببینند و "بشنوند"، اما در سایر افراد هنگام تماشای این توالی‌های تصویری شنیدن بازداری می‌شود(= اجازه عمل پیدا نمی‌کند). یافته‌های ما نشان می‌دهد که ۲۱ درصد افراد می‌توانند شکل‌هایی از این پدیده را تجربه کنند، که آن را تا حد قابل ملاحظه‌ای شایع‌تر از سایر هم‌‌ادراکی‌ها می‌سازد.( هم‌ادراکی = فعال شدن یک حس توسط حسی دیگر:) (synesthesia) "

دو فرضیه‌ی پرطرفدار در مورد علت این پدیده، که پاسخ صوتی فراخوانده شده از طریق تصویر (vEAR) نامیده می‌شود، وجود دارد: یا افرادی وجود دارند که اتصالات بیشتری بین نواحی پردازنده‌ی صوت و تصویر در مغز خود دارند، که موجب vEAR می‌شود، یا اینکه همه‌ی افراد دارای اتصالات یکسان هستند، اما فقط افرادی که دارای vEAR هستند می‌توانند از آنها استفاده کنند.

تیم پژوهش بیش از ۵۰ نفر را در تعدادی آزمایش‌ شرکت داد. آنها از روشی به نام تحریک فراجمجمه‌ای از طریق جریان متناوب، با دو طول موج متفاوت بهره جستند و پاسخ "شنوایی" افراد را به توالی‌های کد مورس (Morse code) اندازه‌گیری کردند.
@Sciencemodern2
در افرادی که vEAR را تجربه نکردند، جریان‌های محرک عملا نحوه‌ای را که مغز آنها فعالیت می‌کرد تغییر داد. اگر جریان تحریک نزدیک ناحیه‌ی پردازنده‌ی تصویر قرار می‌گرفت، این افراد با کاهش عملکرد دیداری، اما عملکرد بهتر شنیداری، روبرو می‌شدند. و این موضوع زمانی که تحریک نزدیک قسمت‌های پردازنده‌ی صوت انجام می‌گرفت برعکس بود. در حالی که در افرادی که vEAR را تجربه کردند، تغییری صورت نگرفت.

نکته‌ی جالب این بود که در میان ۵۰ شرکت‌کننده ۱۶ موسیقیدان از رویال کالج موسیقی لندن حضور داشتند که به طور معناداری احتمال تجربه‌ی vEAR در آنها، نسبت به غیر موسیقیدانان، بیشتر بود.

فریمن می‌گوید:" نکته‌ی جالب دیگر برای ما این بود که شرکت‌کنندگان دارای گوش تصویری به طور میانگین از افراد بدون آن در هر دو دسته تکالیف دیداری و شنیداری عملکرد بهتری داشتند. شاید همکاری بین قسمت‌های شنیداری و دیداری در مغز آنها به عملکردشان کمک می‌کند، زیرا که قسمت‌های بیشتری از مغز درگیر پردازش دیداری هستند. ممکن است این همکاری برای عملکرد موسیقایی نیز مفید باشد، و این توضیح می‌دهد که چرا تعداد زیادی از موسیقیدانهایی که مورد مطالعه قرار دادیم گفتند که گوش تصویری را تجربه کردند".

این مطالعه نسبتا کوچک بود و پژوهشگران باید با گروه بزرگتری از افراد بررسی بیشتری انجام دهند، در عین حال، جستجوی جالبی در مورد این پدیده‌ی عجیب و غریب بود.



@Sciencemodern2

https://www.sciencealert.com/some-people-can-actually-hear-silent-gifs-and-scientists-are-discovering-why?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+sciencealert-latestnews+%28ScienceAlert-Latest%29
@Sciencemodern2

‍ تصویر زیبا و نایابی از یک گل رز به نام گل رز بنت در کوه های آلپ را مشاهده می کنید. جزء نادر ترین گل های رز در جهان است و در کوه های آلپ که از شرق به غرب اروپا گسترده شده یافت می شود. عجیب ترین گل رزی که تا حالا ندیده اید این گل نایاب ترین گل رزکه فقط در کوه های آلپ پیدا میشود خواص دارویی دارد محلی ها به این گل ، گل زخم های مسیح میگویند چرا که شکوفه ی آن یادآور زخم پنچگانه مسیح بر روی صلیب است و گل آن همانند توپ خاردار کوچک و گرد دیده میشود که تاج عیسی مسیح که خار داشت .گل بنت گیاهان دارویی زخم مسیح را تصویر می کشد به همین دلیل در قرن سیزدهم به وسیله برخی راهبان در دفع ارواح شریربه کارمیرفته


@Sciencemodern2
Forwarded from Cosmos' Language
اولین عکس واقعی از سیاهچاله.

@Cosmos_language
قطراین سیاهچاله‌ ۴۰ میلیارد کیلومتر است، یعنی سه میلیون برابر زمین، و دانشمندان آن را یک "غول" توصیف کرده‌اند.
فاصله سیاهچاله با زمین ۵۰۰ میلیون تریلیون کیلومتر است

@Sciencemodern2
Modern Science
قطراین سیاهچاله‌ ۴۰ میلیارد کیلومتر است، یعنی سه میلیون برابر زمین، و دانشمندان آن را یک "غول" توصیف کرده‌اند. فاصله سیاهچاله با زمین ۵۰۰ میلیون تریلیون کیلومتر است @Sciencemodern2
پروفسور هاینو فالکه، از دانشگاه رادبود هلند و کسی که ایده این پژوهش را مطرح کرد، به بی‌بی‌سی گفت: "آنچه می‌بینیم از کل منظومه شمسی ما بزرگتر است."
"جرم آن ۶.۵ میلیارد برابر خورشید است و فکر می‌کنیم یکی از سنگین‌ترین سیاهچاله‌های موجود باشد. یک غول واقعی است. قهرمان سنگین وزن سیاهچاله‌های کیهان."
تصویر به دست آمده از سیاهچاله مرکز کهکشان یک "حلقه آتش" درخشان را به دور سوراخی سیاه نشان می‌دهد.

@Sciencemodern2
Modern Science
قطراین سیاهچاله‌ ۴۰ میلیارد کیلومتر است، یعنی سه میلیون برابر زمین، و دانشمندان آن را یک "غول" توصیف کرده‌اند. فاصله سیاهچاله با زمین ۵۰۰ میلیون تریلیون کیلومتر است @Sciencemodern2
هر جرم دارای گرانشه، اما چون گرانش نیروی بسیار ضعیفی‌ست، در جرم‌های بالا آثارش مشهود میشه، هرچقدر جرم بیشتر باشه گرانش بیشتری داره، مثلا گرانش در روی زمین ۹.۸ متر بر مجذور ثانیه‌ست، یعنی اگر ما بخواهیم از زمین خارج شیم باید شتابی معادل ۹.۸ متر بر مجذور ثانیه داشته باشیم، حالا هرچه جرم بیشتر باشه این عدد بزرگتر میشه یعنی باید شتاب حرکت ما بیشتر باشه، از طرفی هرچقدر جسم ما فشرده‌تر باشه باز هم گرانش بالاتر میره، سیاهچاله‌ها اجرامی هستند که نسبت جرمشون به حجمشون از حد خاصی بیشتره که این حد به نام حد چاندراساخار شناخته میشه، گفتیم که با افزایش جرم یا کاهش حجم، شتاب گریز بیشتر میشه ( شتاب گریز با حداقل شتاب برای خارج شدن از اون ستاره یا سیاره یا حالا هر جرمی گفته میشه)، شتاب گریز در سیاهچاله‌ها از سرعت نور هم بیشتره! یعنی ما با سرعت نور هم حرکت کنیم نمی‌تونیم از ستاره بیرون بیایم، از طرفی ما جسمی رو می بینیم که نور بهش تابیده میشه و از اون جسم بازتاب پیدا می‌کنه به چشم ما، اما میزان گرانش سیاهچاله اینقدر بالاست که نور هم نمیتونه ازش خارج شه به همین خاطر سیاهچاله‌ها نامرئی هستند، اما هرچی از یک جرم دور شیم طبق معادله گرانش به میزانی خاص (فاصله به توان ۲) اثر گذاریش کمتر میشه، نتیجتا از یه فاصله‌ای از مرکز سیاهچاله به بعد گرانش سیاهچاله از سرعت نور کمتره که بهش افق رویداد سیاهچاله میگن، حالا اگه نوری پیش از رد شدن از افق رویداد به بیردن تابیده بشه میتونه از گرانش سیاهچاله فرار کنه، از طرفی سیاهچاله‌ها به مرور تمام اجرامی رو که دور و بر خودشون هستند رو جذب می‌کنند و اصطلاحا اونا رو می بلعند، اون اجرام هم از خودشون نور و سایر امواج رو ساطع می‌کنند (هر جرمی از خودش امواجی ساطع می‌کنه)، که طبیعتا تا قبل از رسیدن به افق رویداد هنوز گرانش سیاهچاله قادر به تله انداختنشون نیست؛ از روی این امواج شکل سیاهچاله رو شبیه‌سازی کردند

@Sciencemodern2
بر اساس تخمین های بین المللی، سالانه ۱۷۵ میلیون کودک در سراسر جهان، با فجایع طبیعی رو به رو میشوند، که نزدیک به نیمی از آنها تحت تاثیر این مواجهه، دچار اختلالات روانشناختی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی و اضطراب می‌شوند.

ماهیت و شدت واکنشهای روانشناختی کودکان به سانحه، به میزان زیادی وابسته به سن آنان است. در کودکان کمتر از ۶ سال، افزایش کابوسهای شبانه، ترس از جدایی از اعضای خانواده، وحشت از نشانه های محیطی تداعی کنندهٔ سانحه مانند رعد و برق، قشقرق و انفجارهای هیجانی، شب ادراری و کاهش اشتها، قابل پیش بینی است. در کودکان بزرگتر، اغلب علائمی مانند احساس گناه و درماندگی، مشکلات خواب، اضطراب، مشکل تمرکز، بیش برانگیختگی و ترس از تکرار فاجعه، مشاهده می‌شود.

برای حمایت از یک کودک سانحه دیده، در درجه اول بازگرداندن او به والدین، اعضای خانواده یا مراقبانش، ضروری است. پایش دقیق سیر علائم و واکنش های هیجانی کودک، برقراری ارتباط مستمر و عمیق با او، و‌ همچنین برداشتن گام‌های زیر از سوی مراقبان کودک، در کاهش آسیب‌های روانشناختی ناشی از سانحه کمک کننده است.

اختصاص دادن زمان و فضای کافی برای شنیدن احساسات، نگرانی ها و‌ سوالات کودک، در کاهش تنش‌های درونی او بسیار موثر است؛ در عین حال لازم است که از اعمال فشار به کودک برای حرف زدن، و گفتگو پیرامون حادثه بلافاصله قبل از زمان خواب پرهیز کرد. در همین زمینه، می‌توان به کودکانی که توانایی و یا تمایل به برقراری ارتباط کلامی ندارند کمک کرد که روشهای دیگری را برای بیان احساسات، افکار و ترسهای خود، به طور مثال در قالب نقاشی، بازی، شعر و داستان سازی، بیابند.

باید به کودک اطمینان داد که اقداماتی در جهت برقراری امنیت، توسط خانواده و نیروهای کمکی در حال انجام است. اما در عین اطمینان بخشی، مهم است که به کودک وعده های غیرواقع بینانه داده نشود؛ به طور مثال نباید به او قول داد که هیچ گاه در زندگی او چنین سانحه ای تکرار نخواهد شد.

ارائه اطلاعات و پاسخ های صادقانه؛
صادقانه نبودن یا ساختگی بودن توضیحات و پاسخ هایی که به سوالات کودک پیرامون سانحه داده میشود، و درک این موضوع توسط کودک، بر توانایی او برای اطمینان به دیگران، و‌ قابل اتکا بودن والدین برای او، اثرات منفی خواهد داشت.
بسیاری از کودکان در طی هفته های ابتدایی پس از فاجعه، درخواست خوابیدن در کنار والدین، و مقاومت در برابر هرگونه جدایی از والدین را نشان می‌دهند. برآورده کردن این نیاز کودک، به طور موقت، قابل قبول خواهد بود، و به شکل گیری مجدد احساس امنیت در او، کمک خواهد کرد.
بسیاری از کودکان وقوع فاجعه طبیعی را به بد بودن خودشان نسبت می‌دهند و در عین حال، از بیان این احساس گناه، و سایر هیجانات شدیدی که تجربه میکنند، ناتوان هستند. کمک به آنها برای به کلام در آوردن و پذیرش احساسات گوناگون درونشان، و آگاه کردن آنها به این حقیقت که هیچ گونه مسئولیتی در ارتباط با آنچه که اتفاق افتاده متوجه آنها نیست، در کاهش احساس گناه و تخفیف خودسرزنشگری کودک موثر است.




توجه به شکایت‌های جسمی مانند سردرد و دل درد در کودک مهم است؛ بسیاری از کودکان اضطراب و تنش‌های روانی خود را در قالب دردهای جسمانی نشان می‌دهند. این نشانه ها، و همچنین تداوم علائمی مانند اختلال خواب، افکار مزاحم، ترس از هرگونه جدایی از والدین، انزوا و اشتغال فکری مفرط با سانحه، می‌تواند نشان دهنده نیاز به ارزیابی و مداخله توسط درمانگران آموزش دیده باشد.

اگرچه اغلب بزرگسالان تمایل به پیگیری اخبار و وقایع لحظه به لحظهٔ سانحه دارند، اما تکرار مواجهه با این صحنه ها برای کودکان آسیب زننده است. آنها در چنین شرایطی بیش از هر چیز نیاز به بازگشت به فضای کودکانه خود، و برخورداری از فضایی پذیرا و شنونده برای پرسیدن سوالات و به کلام آوردن افکار و نگرانی های خود دارند.
ترجمه جناب دکتر علی نیکجو


https://t.me/alipsychiatrist


https://www.aboutkidshealth.ca/Article?contentid=302&language=English


https://t.me/Sciencemodern2