Modern Science
977 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
سيامك زادسر به نقل از هراری :

انقلاب کشاورزی بزرگ‌ترين فريب تاريخ بود
اين گندم بود که انسان را اهلی کرد، نه بالعکس
انسان خردمند
ترجمه نيک گرگين
صفحه ۱۲۳

محققين پيش از اين بر اين باور بودند که انقلاب کشاورزی برای بشريت جهش بزرگی به پيش بود. آن‌ها از پيشرفتی سخن می‌گفتند که با قدرت مغز تحقق می‌يافت.

اما اين داستان يک خيالبافی است. مدرکی مبنی بر اينکه انسان‌ها به مرور زمان باهوش‌تر شده باشند، در دست نيست. انقلاب کشاورزی، به‌جای اينکه منادی عصر جديدی از زندگی راحت برای کشاورزان بوده باشد، منشاء يک زندگی سخت‌تر و ناخوشايندتر از زندگی در دورۀ قبل بود.

خوراک‌جويان اوقات خود را به نحو هيجان‌انگيزتر و متنوع‌تری می‌گذراندند و کمتر در معرض قحطی و بيماری بودند. انقلاب کشاورزی قطعاً مقدار غذای بشر را بيشتر کرد، اما اين مترادف با غذای بهتر و اوقات فر‌اغت بيشتر نبود، بلکه به معنای يک افزايش انفجارآميز جمعيت و شکل‌گيری يک قشر ممتاز تن‌پرور بود.

کشاورز معمولی در مقايسه با خوراک‌جوی پيشين کار دشوارتری داشت و غذای بدتری بدست می‌آورد. انقلاب کشاورزی بزرگترين فريب تاريخ بود.

چه کسی مسئول بود؟ نه شاهان، نه کشيشان و نه تجار. مقصرين، معدودی از انواع مختلف گياهان، از جمله گندم، برنج و سيب زمينی بودند. در حقيقت اين گياهان بودند که انسان خردمند را اهلی کردند، نه بالعکس.

گندم اين کار را با اغوای انسان خردمند در مورد امتيازاتش انجام داد. اين ميمون تا ده هزار سال قبل زندگی نسبتاً راحتی را با گردآوری خوراک می‌گذراند، اما بعد شروع به صرف نيروی بيشتر و بيشتر روی کشت گندم کرد.

انسان ظرف چند هزار سال در بسياری از نقاط جهان کاری به‌جز اين نداشت که از بام تا شام وقت خود را روی کشت گندم بگذارد. اين کار آسانی نبود. کشت گندم انرژی بسيار زيادی می‌طلبيد.

بدن انسان خردمند برای کارهايی مثل روفتن سنگ، حمل سطل آب ساخته نشده بود، تا شرايط را برای کشت گندم آماده کند
مطالعاتی در مورد اسکلت‌های کهن نشان داد که گذار به دوران کشاورزی با خود موجی از بيماری‌هايی مثل جابه‌جايی مهره‌های کمر، آرتوروز و فتق به‌همراه داشت.

علاوه بر اين، وظايف جديد کشاورزی به قدری وقت می‌طلبيد که مردم را ناچار می‌کرد که به‌طور دائم در جوار مزرعه‌های گندم خود ساکن شوند. اين امر به‌طور کامل شيوۀ زندگی آن‌ها را دستخوش را اهلی کرديم، بلکه اين گندم بود که ما را اهلی کرد. واژه «domesticate» به‌معنی رام و اهلی و خانگی کردن] از ريشهٔ لاتين «domus»، به معنی خانه، می‌آيد. بنابر اين چه کسی است که در خانه زندگی می‌کند؟ اين انسان خردمند است، نه گندم.

چطور گندم انسان خردمند را قانع به عوض کردن يک زندگی نسبتاً رضايت‌بخش، با يک زندگی نکبت‌بار کرد؟ و در ازای اين، گندم چه چيزی به انسان داد؟

گندم به انسان امنيت اقتصادی نداد. زندگی يک کشاورز، در مقايسه با زندگی خوراک‌جوی کهن، از امنيت کمتری برخوردار است.
...
@Sciencemodern2
#دکتر_مهرداد_قبادیان

از آنجا که کتب هراری برای برخی عزیزان تبدیل به وحی منزل و کتاب مقدس شده، به حکم خرد لازم میدانم چند خط از اباطیلی که در جهت ترویج یک ایدولوژی خاص، با لابی های قدرتمند در سرتاسر جهان ترجمه و پخش شده نقد کنم.

در پاراگراف اول قید شده که "محققین پیش از این بر این باور بودند که انقلاب کشاورزی برای بشریت جهش بزرگی به پیش بود و..."
این پاراگراف را نمیدانم دروغ بنامم یا مغالطه!
یعنی همه محققین نظرشان عوض شده و انقلاب کشاورزی را برای بشر جهشی بزرگ به پیش نمیدانند؟

بعد میفرماید این داستان خیالبافی است و مدرکی برای اینکه بشر به مرور زمان باهوشتر شده باشد در دست نیست!

باید عرض کنم که اگر هوش را توان حل مسئله بدانیم، یک نگاهی به اطراف خودتان بیندازید و ببینید توان حل مسئله در بشر قرن 21 و انسان غارنشین چگونه قیاسی خواهد بود. انسانی که مریخ نورد و شتابدهنده ذرات میسازد، اتم را میشکافد و واکسن و داروی شیمی درمانی میسازد و با صنایع های-تک امکان ارتباط افراد را در سراسر این کره فراهم میکند، از نگر هوش همان غارنشین آدمخوار قبلی است؟

بعد میفرماید "انقلاب کشاورزی بجای اینکه منادی عصر جدیدی از زندگی راحت.... باشد، منشا یک زندگی سخت تر و نا خوشایند تر... بوده"

البته برای نویسنده که دست میکند در یخچال و همزمان یک میوه استوایی و یک میوه سردسیری را در بشقاب میگذارد و تناول میکند، شاید تصویر دوران ماقبل کشاورزی، همان بهشت خیالی و اساطیری کتب مقدس است.
بعد میفرماید " خوراک جویان اوقات خود را بنحو هیجان انگیزتر و متنوع تری میگذراندند "
این سخن صحیح است، هیجان خورده شدن توسط حیوانات وحشی، هیجان گرسنگی و قحطی، هیجان دزدیده شدن اطفال توسط قبایل مجاور و هیجان مرگ!
همینطور تنوع شدید غذایی، شامل تغذیه از حشرات و کرمها و حیوانات کوچک مثل موش و سنجاب و میمون و گیاهان و ریشه های ثقیل الهضم، لاشه خواری... و همینطور آدمخواری!

سپس نویسنده ادعا میکند انسانهای پیشاکشاورزی کمتر در معرض قحطی و بیماری بوده اند.
این نشان میدهد که هراری حتی تاریخ را به عنوان رشته تخصصی خودش درست نمیداند و یا منافع ایدولوژیک باعث قلب واقعیت میگردد.
چرا که زندگی گونه انسان و باقی عموزاده هایش بسیار پر مخاطره و سرشار از گرسنگی و رنج بود.
انسان حدود یکصد هزار سال، یعنی بیست برابر تاریخ مکتوب تمدن بشری، گرفتار دوره یخبندان بود و بجز گونه انسان خردمند، از باقی عموزاده های اثری نماند.
طول عمر کوتاه، آثار انواع خشونت و مرگ ناشی از نزاع و دریده شدن و شواهد آدمخواری به ما نشانه های تکان دهنده ای از آن دوران مخوف و طولانی و فرساینده ارایه میدهد.

سپس نویسنده کشاورزی را در مقایسه با خوراکجویی کار دشوارتری میداند که غذای بدتری هم فراهم می آورد.
پیداست که هراری گرفتار همان تصویر خیالی بهشت عدن است و چیدن سیب و پرتقال و عنبه و دشتهای گندم وحشی و حیوانات رام را در خیال میپروراند، در حالی که هرگز چنین نبوده و نمیتواند چنین باشد.

سپس نویسنده ادعا میکند این میمون تا ده هزار سال قبل زندگی راحتی را با خوراک جویی میگذرانده و بعد شروع به صرف نیروی بیشتر و بیشتر روی گندم کرد.
بعد ادعا میکند که انسان برای چندهزار سال از بام تا شام وقت خود را روی گندم گذاشت...
نویسنده سپس روغن داغ آش را زیاد میکند و میگوید آدمیزاد بس که برای کشت گندم زحمت کشید، آرتروز و فتق گرفت!
میفرماید فتق را هم از روی اسکلت های کهن بدست آمده در مطالعات فهمیده!

آخر پدر جان، فتق آسیب بافت نرم است روی اسکلت آدمیزاد که نمیشود فتق تشخیص داد.
گندم حتی امروزه به میزان زیادی به روش دیم استحصال میشود و اهم کشاورزی کهن بشر، بصورت دیم بوده است.
مواردی معدودی هم که آبیاری صورت میگرفته، آب به روشی زه کشی از رودهای بزرگی - مثل نیل - بدست می آمده و کسی مزارع نادر آبی را با سطل آب نمیداده است.
بعد ادعا میکند وظایف کشاورزی بقدری وقت میطلبد که انسان باید دایم در جوار مزرعه باشد.
این هم مهمل است!
همین امروز هم کشاورز دیم کار، میرود و نیمچه شخمی میزند و بذری میپاشد و تا هنگام برداشت، یکی دو بار بیشتر به مرزعه دیم سر نمیزند.
مزارع دیم امروزه گاهی کیلومترها از روستا فاصله دارند.

بعد نویسنده ادعای بی دلیل و خرد ستیز دیگری مطرح میکند و مینویسد :
" گندم به انسان امنیت اقتصادی نداد....و زندگی یک کشاورز در مقایسه با خوراکجو از امنیت کمتری برخوردار است "
در این مورد بنده اصلا ترجیح میدهم چیزی نگویم، چرا که برخی ادعا ها حتی ارزش نقد ندارند.
فقط توصیه قبلی را تکرار میکنم.
این عزیزانی که اینقدر علاقمند زندگی خوراکجویی هستند، چرا نمیروند در یکی از مناطق نیمه قطبی و دور از تمدن، چند ماهی عصر یخبندان یکصدهزار ساله را با خوراکجویی تجربه کنند؟
ببینم بعد یک هفته همدیگر را میخورند یا خیر؟
نشستن جلوی شومینه مدرن،
#دکتر_مهرداد_قبادیان

رکت و فراونی غذا و امکانات نگهداری آن و تنوع خارق العاده زندگی امروزی، انگار قدرت استدلال و استنتاج بعضی افراد را کور کرده.
شاید هم تحمیق مردم با اطلاعات اشتباه و مغالطات متعدد، یک متد سیاسی پوپولیستی سوسیالیستی شده باشد.

#نقد_کتاب_انسان_خردمند
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸 اختاپوس گوش دراز را بشناسید

پانزدهمین موجود شگفت آور دنیا، یک نوع اختاپوس گوش دراز است.
پانزدهمین موجود شگفت آور دنیا، یک نوع اختاپوس گوش دراز است که اختاپوس دومبو لقب گرفته و در آب های پرعمق اقیانوس ها و آب های آزاد زندگی می کند. نام این اختاپوس را از شخصیت کارتونی «دومبو» در فیلم های والت دیزنی گرفته اند.
#تصویرعلم

@Sciencemodern2
تشخیص اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، در بسیاری از دخترهای مبتلا به آن، تا سن بلوغ به تعویق می افتد، و حتی در این سنین هم احتمال آن وجود دارد که علائم ADHD، به اشتباه به عنوان اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی تشخیص داده شود.
مطالعات نشان می‌دهند که حدود ۱۴٪ از دخترهای مبتلا به ADHD، پیش از درمان اختصاصی این اختلال، درمان ضدافسردگی دریافت کرده اند، در حالیکه این احتمال در پسرها ۵٪ بوده است.

برخلاف پسرهای مبتلا به ADHD که اغلب علائم بیش فعالی و تکانشگری را نشان میدهند، تظاهر ADHD در دخترها اغلب به سمت بی توجهی و کمبود تمرکز گرایش دارد. دخترها در تلاش برای انطباق با انتظارات محیطی و اجتماعی مرتبط با جنسیت خود، علائم بیش فعالی را تا حد زیادی مهار می‌کنند.

تلاش دخترها برای تطابق دادن خود با انتظارات محیطی، ممکن است منتهی به آن شود که آنها علامت بیش فعالی را صرفا به صورت انجام کارهای بی هدف و بی‌قراری در صندلی یا نیمکت کلاس، و تکانشگری را به صورت علائمی مانند پرحرفی، گفتن کلمات نامتناسب بدون فکر کردن به آنها، تغییر دادن سریع جریان صحبت از موضوعی به موضوع دیگر، و پریدن وسط حرف دیگران، نشان دهند.


تمام دخترهای مبتلا به ADHD، تمام علائم و نشانه های زیر را بروز نمی‌دهند. و از طرفی، داشتن یک یا دو علامت از علائم زیر مساوی با تشخیص ADHD نیست. با این وجود، مشاهده تعدادی از این علائم به صورت پایدار، می‌تواند نشان دهندهٔ ضرورت مشورت با یک متخصص باشد:

- حواسپرتی و ناتوانی از حفظ تمرکز
- منحرف شدن مکرر و سریع توجه از یک فعالیت به فعالیت دیگر
- آشفتگی و به هم ریختگی در ظاهر و رفتار
- فراموشکاری
- مشکل در به اتمام رساندن تکالیف
- خیال‌پردازی افراطی
- صرف زمان نسبتا طولانی برای پردازش خواسته ها و دستورات؛ به طوریکه ممکن است در ابتدا به نظر برسد که چیزی نشنیده است.
- بی دقتی و اشتباهات مکرر به دنبال آن
- پرحرفی و مشکل در گوش دادن به صحبت دیگران تا انتها.
- مدیریت زمانی مختل؛ به طور مثال دیر
رسیدن مکرر.
- زودرنجی، تحریک پذیری و حساسیت مفرط.

عدم تشخیص این علائم به عنوان یک شرایط طبی نیازمند درمان، باعث می‌شود که کودک و اطرافیان او، این علائم را به عنوان یک نقص شخصیتی سرزنش آمیز تلقی کنند.
بر همین اساس، دخترهای مبتلا به ADHD به احتمال بیشتری دچار افسردگی، اضطراب، محدود شدن روابط دوستانه به دنبال افت اعتماد به نفس، و درگیری در روابط توأم با سوء استفاده، می‌شوند.


تشخیص ADHD می‌تواند باعث برداشته شدن بار شرم، گناه و القابی مانند تنبل، حواس پرت و .. از کودک شود. دریافت درمان مناسب در شکل درمان دارویی، مشاوره، آموزش به والدین، تکنیک های مدیریت رفتاری و .. می‌تواند باعث کاهش مشکلات ناشی از علائم بیماری، و روشن تر شدن دورنمای آینده این کودکان شود.

در عین حال، مطرح شدن تشخیص یک اختلال روانشناختی، اگر‌چه باعث کم شدن میزان سردرگمی و ابهام والدین در ارتباط با علت رفتارهای مختل کودک میشود، اما خودسرزنشگری، غمگینی، و میل به انکار، بخصوص در والدین دخترانی که تشخیص اختلال ADHD برای آنها مطرح می‌شود، اجتناب ناپذیر است.
به همین دلیل می‌توان گفت، یک بخش اساسی در فرایند ارزیابی و تشخیص یک اختلال در کودک، فراهم کردن حمایت های روانشناختی کافی برای والدین است.

ترجمه جناب دکتر علی نیکجو



https://www.verywellmind.com/adhd-in-girls-symptoms-of-adhd-in-girls-20547
https://t.me/Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفاً در نشر و گسترش این مطلب ما را یاری کنید!

چند وقتی‌ است که عرضه‌ی بطری‌های کوچک حاوی آب و گیاهان آب‌زی، با یک یا چند ماهی درونش در بسیاری از فروشگاه‌ها، کتابفروشی‌ها و گلفروشی و حتی مترو و اتوبوس دیده‌ می‌شود و ماهی‌های زیبای زبرا قرمز در این تنگ‌های بسیار کوچک همچون اسباب‌بازی یا کالایی بی‌جان به فروش می‌روند.

این ماهی‌ها همچون همه‌ موجودات زنده به شرایط محیطی خاص خود نیاز دارند و یقیناً در این فضای کوچک و در معرض تنش‌های دمایی، نوری، صوتی و عوامل میکروبی و کمبود اکسیژن خواهند مرد.

آنها بنابر سبک زندگی در زیستگاه و در شرایط طبیعی بسیار پر جنب و جوش هستند و گروهی حرکت‌ می‌کنند و حبس آنها در چنین فضایی کوچک، نوعی ظلم و تجاوز آشکار به نحوه و ساختار زندگی طبیعی شان است.

جالب است بدانید برای دسته‌های پنج تایی ازین گونه ماهی، به چهل لیتر آب نیاز است و این درحالی‌ست که در این بطری‌ها، مقدار آب به نیم لیتر هم نمی‌رسد و عمر معمول این ماهی‌ها که در شرایط عادی تا حدود پنج سال تخمین زده می‌شود، در این شرایط اسفبار گاهی به یک ماه هم نمی‌رسد.

بیایید از #تجارت_مرگ حمایت نکنیم!

@Sciencemodern2
Forwarded from @evoluscience
چالشی جدید و متفاوت برای حفظ محیط زیست ....

در این چالش فرد مکانی که نیاز به تمیز کردن دارد را یافته و بعد از پاک و تمیز کردن محیط با تصویر قبل و بعد آن را به نمایش گذاشته و پست می کند.

برای داشتن محیطی تمیز و بدون پلاستیک این پست را نشر دهید .
سپاس
M.nbdy

#زمین
#زیست
#پلاستیک

@irangreatwal
Forwarded from اتچ بات
Artofscience
آیا انسان بر خلاف سایر موجودات دارای فطرت است؟

* موافقان فطرت *

به‌باور افلاطون روح انسان پیش از تولّد و تعلّق به جسم، در عالم مثل، نسبت به همه چیز آگاه شده‌است و جسم و مادیات هم‌چون حجابی میان او و دانسته‌هایش هستند، و یادگیری در این جهان، درواقع یادآوری دانسته‌هایی است که در «عالم مُثُل» کسب و در این عالم فراموش کرده‌است.
.
به‌باور رنه دکارت تصورات، کمال و قضایای ریاضی و همه دانسته‌های انسان فطری‌اند و تجربه و حس (که آن‌را عامل خطای فکر می‌داند) در حصول این دانسته‌ها نقشی نداشته‌است.
.
به‌باور ایمانوئل کانت برخی از دانسته‌ها که در دیدگاهش لازمهٔ ساختمان ذهن است و به‌ واسطه آن می‌توان دربارهٔ قضیه‌ها حکم داد ممکن نیست از راه حس و تجربه حاصل شده باشند و به‌عبارتی فطری‌اند.


مخالفان فطرت

به‌باور دیوید هیوم همه ادراکات و دانسته‌های انسان «اکتسابی‌اند» و تنها با حواس پنجگانه به‌دست می‌آیند.

جان لاک، امیل دورکیم، ژان پل سارتر و رفتارگرایانی چون اسکینر نیز از مخالفان وجود فطرت‌اند.
.
بسیاری از اگزیستانسیالیست‌ها نیز از منکران وجود فطرت‌اند و ماهیت انسان را تأثیرپذیرفته از «محیط و تجربه» می‌دانند.
.
.
به‌باور این منکران فطرت، فکر انسان سلسله اصول ثابتی که لازمهٔ چگونگی کارکرد عقل باشد، ندارد و خود این اصول تفکر هم می‌تواند اکتسابی باشد و اگر محیط تغییر کند، انسان به اصول دیگری قائل می‌شود.

شما چه فکر میکنید؟ آیا انسان دارای فطرت است؟
@sciencemodern2

@Sciencemodern2

مجله مشهور علمی نیو ساینتیست در شماره اخیر خود به بررسی واقعیت‌ها و مطالب غیرعلمی در رابطه با ساختار مغز زن و مرد پرداخته است. در حقیقت جنسیت تأثیر زیادی در نوع ساختار مغز انسان نداشته و مغز زن و مرد تقریباً به‌طور یکسانی فعالیت می‌کند اما در این میان تفاوت‌هایی جزئی در مغز زنان و مردان وجود دارد. بیشتر افراد در سراسر دنیا فکر می‌کنند که زنان در مقایسه با مردان احساساتی‌تر بوده و در شرایط تصمیم‌گیری، کمتر منطقی هستند. پژوهش‌های جدید یک گروه مطالعاتی که اعضای آن از کشورهای مختلفی هستند، نشان می‌دهد که این موضوع حقیقت نداشته و نتایج این مطالعات نشان می‌دهد اگرچه زنان در مسائل عاطفی و احساسی، آسیب‌پذیرتر از مردان هستند اما میزان تصمیم‌گیری منطقی و نوع واکنش‌های منطقی هر دو گروه از زنان و مردان در سطحی تقریباً برابر قرار دارد. در این میان تنها موضوع قابل‌توجه، این مسئله است که زنان باید احساسات خود را که منجر به بروز استرس می‌شود کنترل کرده و به خاطر داشته باشند این مسئله زمینه‌ساز بیماری‌ها و مشکلات قلبی است. از سوی دیگر مردم اغلب فکر می‌کنند که تفاوت جنسی بیولوژیکی فقط پس از بلوغ ایجاد می‌شود درحالی‌که این مسئله از رحم مادر آغازشده و تا مرگ همراه فرد بوده و بین زن و مرد متفاوت است بنابراین روش‌های درمانی یکسان نمی‌تواند هم برای نوزادان دختر و هم برای نوزاد پس مؤثر باشد. ما نیازمند پیشرفت‌هایی علمی در ارائه روش‌های درمانی مؤثر برای هر گروه جنسی به‌طور جداگانه هستیم. پژوهشگران اعلام کردند، پروتئینی در بدن انسان شناسایی‌شده که باعث می‌شود زنان بتوانند بهتر در برابر آسیب‌های مغزی مقاومت کنند. آمارها نشان می‌دهند، نوزادان پسر نسبت به عارضه آنسفالوپاتی ایسکمیک هیپوکسیک که یک نوع آسیب مغزی محسوب می‌شود، بیشتر از نوزادان دختر آسیب‌پذیر هستند. دانشمندان و محققان با آگاهی از این مسئله به بررسی علت آن پرداختند که چرا این تفاوت جنسیتی باعث تفاوت میزان آسیب‌های مغزی می‌شود.

@Sciencemodern2
پس از ۲۸۰۰۰ هزارسال از مرگ ماموتی که در یخ های سیبری کشف شده بود دانشمندان به وسیله ازمایشات مختلف موفق شدند برخی از سلولهای این ماموت غول پیکر را دوباره به پروسه حیات برگردانند
پس از گذشت چند هزارسال همچنان میتوان سلولهای مرده را به تقسیم سازی و رشد وا داشت!
درصورت پیشرقت تکنولوژی و توان تکثیر DNA موجودات باستانی میتوان دوباره انها را به عرصه حیات باز گرداند!!!
مترجم بانو شادی
@sciencemodern2
منبع نیچر
بیش از ۴میلیارد سال پیش،وقتی زمین اشفته و تازه بود نشانه عجیب زندگی به وجود امد،ما کامل مطمئن نیستیم که چگونه این اتفاق افتاد ولی شواهد نشان میدهد که زیست در عمق دریاها خیلی دوراز دسترس اشعه های خورشید وجود داشت.
اگر بتوانیم بفهمیم این نشانه چگونه شکل گرفت میتواند به ما در جست وجوی زندگی در جهان‌های بیگانه کمک کند،و اکنون ستاره زیست شناسان ناسا شرایط زیردریا را بازسازی کرده‌اند.
یکی از نظریه های مربوط به منشا زندگی شامل موارد‌ عمق دریا مانند منافظ گرمابی می‌شود شکاف هایی در زمین اقیانوس مرتبط با فعالیت‌های اتشفشانی هستند جایی که گرما از عمق داخل زمین فرار میکند.
در روزهای اولیه زمین وقتی سیاره در بستر اشعه‌های کشنده فرابنفش بود،زیست میتوانست در عمق اقیانوس جایی که اشعه ها امکان نفوذ ندارند به وجود امده باشد.مجاور منافظ گرمابی موجودات به فتوسنتز نیاز ندارند(پروسه ای که برای بیشتر موجودات زنده زمین ضروری شده است)
درعوض انجا به هم کنش شیمیایی اکتفا میکنند.تجمع باکتری اطراف منفظ انرژی شیمیایی را مهار میکند،مانند واکنش بین هیدروژن سولفید منفظ و اکسیژن اب دریای اطراف ان، مولکول های قندی به عنوان غذا تولیدمیکند.و زمانی که باکتری موجود باشد بقیه حیوانات میتوانند از ان تغذیه کنند و موادمغذی تولید کنند بدین شکل یک زنجیره کامل غذایی میتواند در تاریکی رونق یابد.
این خیلی هیجان انگیز است چون پژوهشگران ناسا دلیلی برای تفکر راجب قمرهای پوشیده ازیخ منظومه های خورشیدی نداشتند مانند اروپای مشتری و انسلادوس زحل که ممکن است به منافظ گرمابی در مایع اقیانوس زیر پوسته های یخ زده پناه داده باشند
برای بررسی دقیق تر شرایط زیست ستاره شناسLaurie Bargeدر ازمایشگاه نیروی رانشی جت ناسا، زمین های دریایی مینیاتوری ساختند و ان‌را بر اساس گزارش فسیل ها با ترکیبی که شرایط دریاهای اولیه را تقلید میکند پر کردند.این ها مانند پرورشگاه هایی برای پرورش امینواسید( بلوک های ساختمان که پروتئین از ان شکل میگیرد) عمل میکنند.
فهمیدن اینکه چقدر میتوانید تنها با مواد ارگانیک و معدنی ادامه دهید قبل ازینکه یک سلول حقیقی داشته باشید برای درک اینکه چه نوع محیط های زیستی میتواند ایجاد شود خیلی مهم است . همچنین بررسی اینکه چگونه اجزایی مثل اتمسفر اقیانوس و مواد معدنی منافظ همه بر این اثر میگذارند میتواند به درک اینکه چقدر احتمال رخداد ان در سیاره دیگر وجود دارد کمک کند .
ترکیب از اب مواد معدنی ،pyruvateو امونیاک دو مولکولی که تحت شرایط منافظ گرم ابی شکل می‌گیرندو برای شکل گیری امینواسیدها ضروری اند ساخته شده است
تیم اکسیژن را از اب حذف کردند تا اقیانوس های بی اکسیژن زمین اولیه را همانند سازی کنند phرا برای بازیابی خاصیت قلیایی تنظیم کردند ،green rust (اهن هیدروکسید که در سال های اولیه زمین بسیار فراوان بود)به ان اضافه کرده و بعد تا ۷۰درجه سلسیوس(۱۵۸درجه فارنهایت)ان را حرارت دادند.مانند اب اطراف منافظ
وقتی مقدار کمی اکسیژن وارد اب کردند امینو اسیدalanine همچنین لاکتات الفاهیدروکسیل اسید شکل گرفت،که فراورده واکنش های امینو اسیداست،که میتوانست در مخلوط مولکول های ارگانیک ترکیب شود تا زیست را شکوفاکند
ما نشان دادیم در شرایط جغرافیایی مشابه روزهای اولیه زمین و شاید سایر سیاره ها، میتوانیم امینواسیدها و الفا هیدروکسیل اسیدهای حاصل از یک واکنش تحت شرایط معتدل که در زمین دریایی موجود هست راتشکیل دهیم
تیم برای نه سال روی این دسته از پژوهش‌ها کار کرده در تلاش برای فهمیدن اینکه منافظ گرمابی چقدرانرژی میتوانند تولیدکنند و چه موادی اطراف ان ها پیدا میشود
ولی این اولین باریست که ان ها یک واکنش طبیعی تحت شرایط گرمابی مشاهده کرده اند.
ناسا همچنین منافظ حقیقی گرمابی زیر اقیانوس را مورد مطالعه قرار داده اب های مجاور انها را مورد ازمایش قرارداده تلاش کردند تصویر کامل‌تری از چگونگی ان محیط ها تشکیل دهند اگر زندگی ای در منظومه شمسی وجود داشته باشد که متعلق به زمین نیست قمر های پوشیده از یخی که ذکر کردیم و منافظ گرمابیشان بیشتر شبیه مکانی برای پژوهش هستند
در حقیقت ما سال پیش یک ترکیب پیچیده مولکول های طبیعی در توده های نمک‌ پرتاب شده از انسلادوس یافتیم.
ما مدرک اشکاری از زیست در جای دیگر نداریم ولی درک شرایط لازم برای منشا زیست میتواند مکان هایی که فکر میکنیم امکان زیست در ان ها موجودباشد را محدود کند.
مترجم رزابل غیاثیان
@sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کدام ویژگی آلت تناسلی مردان ، برای زنان مهمتر است ؟ قطر یا طول ؟


#آگاهی_جنسی

#سکس_بهتر_زندگی_بهتر

برگرفته از کانال:امیزش
عکسهایی که ناسا درباره شباهت زمین و مشتری ارسال کرد🌹
@sciencemodern2
احساس ناکامی(frustration)، یکی از هیجاناتی است که هر کودک از نخستین مراحل زندگی با آن مواجه می‌شود. رشد روانشناختی تا حد زیادی بستگی به این دارد که کودک ناکامی های ذاتی زندگی را چگونه تجربه و تحمل می‌کند. مواجههٔ فزاینده با دشواری ها و محرومیت‌هایی که مراقبت والدانه نیز قادر به رفع آنها نیست، باعث شکل گیری دفاعها و ساختارهای روانی در کودک می‌شود که برای رو به رو شدن با رنج و ناکامی از آنها استفاده می‌کند.

اگر شدت ناکامی ها بیش از قدرت روانی کودک برای تحمل آنها باشد، باورهای مرتبط با بی ارزشی و ناتوانی بر کودک غالب می‌شوند و زندگی را تماما ناامیدکننده و بیرحم تجربه می‌کند.
برای افزایش قدرت روانی کودک در برابر شکست و ناکامی، در درجه اول باید اجازه داد که کودک این احساسات را در خود شناخته، و آگاهانه تجربه کند.




هنگامی که کودک دچار شکست یا ناتوانی از دستیابی به یک هدف می‌شود، به طور طبیعی والدین تلاش می‌کنند که به سرعت احساس ناراحتی او را برطرف کنند؛ شتابزدگی غریزی والدین برای کم کردن ناراحتی کودک، میتواند به طور ضمنی این پیام را در خود داشته باشد که "نباید ناراحت باشی"، یا "اگر تو موفق نشدی حتما یک جای کار اشتباه بوده است"، و به این ترتیب از مواجه شدن کودک با احساس رنج، نقص و ناکامی جلوگیری می‌کنند.

میزان پذیرش و قدرت رو به رو شدن کودک با شکست و ناکامی، متاثر از الگوی واکنش والدین به چنین شرایطی است. بی صبری، خشم، واکنشهای عجولانه، و ناامیدی والدین در هنگام مواجهه با ناکامی های خود یا فرزندشان، می‌تواند باعث یادگیری این الگوها در کودک شود. در حالیکه حفظ آرامش، پذیرش نقص و محدودیت های خود، و جست و جو برای راه حل های ممکن برای از میان برداشتن موانع، شکل دیگری از واکنش است که مشاهدهٔ آن در والدین، می‌تواند باعث تبدیل شدن آن به الگویی برای رو به رو شدن با رنج و ناکامی، در کودک شود.
ترجمه جناب دکتر نیکجو



https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-power-prime/201009/parenting-frustration-in-children-aarrgghh

https://t.me/sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
ناسا عکسی حیرت انگیز از صحنه تصادم دو کهکشان که توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است را منتشر کرده.
@sciencemodern2


۲۳۰ میلیون سال نوری دورتر، درون صورت فلکی هرکولس، سرانجام جنگی بی‌امان و طولانی مدت در حال پایان یافتن است. دو کهکشان در حال برخورد که توسط جاذبه به سوی هم کشیده می‌شدند، سرانجام در حال باز کردن بازو هایشان و بهم پیوستن نیروهایشان هستند.
تصویر جدید ارسال شده از تلسکوپ فضایی هابل دو کهکشان را در آستانه یکی شدن نشان میدهد.
در ابتدا وقتی که این نبرد سهمگین در ۱۷۸۴ توسط ویلیام هرشل کیهانشناس کشف شد، وی پنداشت این یک کهکشان بسیار بزرگ به شکلی دایره ای غیر معمول است.
امروز ما میدانیم کهکشان NGC 6052 درواقع دو کهکشان مجزا در آخرین مراحل تلفیقشان هستند که بقدری درهم گره خورده اند که مرز مشخصشان محو شده است. همچنان که به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر می‌شوند، ستاره هایشان از مدار اصلی خود منحرف شده و وارد مسیر جدید میشوند. ممکن است شبیه یک فاجعه باشد ولی از آنجایی که کهکشان ها عمدتا از فضای خالی تشکیل شده، عملا برخورد ستارگان بندرت و با فاصله است.
آژانس فضایی اروپا توضیح میدهد: "با توجه به نوری که از ستارگان میبینیم، کهکشان شکلی بشدت آشفته دارد. سرانجام، این کهکشان تازه بشکل تثبیت شده خود درخواهد آمد که ممکن است شبیه هیچ کدام از دو کهکشان مولد خود نباشد"
کهکشان ما، کهکشان راه شیری، روزی با کهکشان مجاورمان آندرومدا به چنین سرنوشتی محکوم خواهد شد. اما جای شکرش باقیست تصادم ما خیلی قریب الوقوع نیست. دانشمندان می‌گویند ما دست کم چهار میلیارد سال فرصت داریم.
برای مطالعه لکه هایی نورانی نظیر NGC 6052 مدت زیادی وقت لازم است تا اسرار چرخه زندگانی کهکشان آشکار شود.
عکس توسط تلسکوپ با دوربین سیاره ای و میدان وسیع شماره ۲ گرفته شده است.

به نقل از ScienceAlert
مترجم جناب بزرگمهر
@sciencemodern2
بر اساس آمارهای آکادمی طب خواب امریکا، میزان بروز کابوس، در سنین ۵ تا ۱۰ سالگی بیش از هر بازهٔ سنی دیگر است؛ کابوسهایی که غالبا واضح و قابل یادآوری در سال‌های بعدی زندگی هستند، به طوریکه پژوهش‌های مرتبط با خواب در بالغین نشان می‌دهند که حدود ۷۵٪ از افراد بزرگسال حداقل یکی از کابوسهایی را که در کودکی تجربه کرده اند، به یاد می آورند.


اگرچه تجربهٔ کابوس، قسمتی از مراحل رشد طبیعی هر کودک است، اما برای بسیاری از والدین نحوه واکنش به ترس و آشفتگی کودک پیرامون کابوس، و آگاهی از علائمی که نشان دهندهٔ نیاز به دریافت کمک حرفه ای هستند، مهم است.


علیرغم شیوع بالاتر کابوس در کودکان، مطالعات بسیار محدودی در ارتباط با علت و پیامدهای کابوس در این سنین انجام شده است. اما برخی از فاکتورهای مشترکی که به عنوان عوامل زمینه ساز کابوسهای تکرار شونده در کودکان و بالغین شناخته شده اند، شامل اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و هر تجربه آسیب زا از نظر روانشناختی، اضطراب، و تغییرات تنش زا در زندگی هستند، که این تغییرات برای کودک می‌تواند به واسطهٔ تولد فرزند جدید، طلاق والدین، و تغییر مدرسه یا محل زندگی، اتفاق بیفتد.


از آنجا که کابوسهای شبانه دربردارندهٔ آمیزه ای از احساسات مختلف کودک در طی روز، شامل غم، ناکامی، خجالت و ترس، هستند، برای دستیابی به واقعیت های زمینه ساز کابوس لازم است که هیجانات و اضطرابهای روزانه کودک را، با نزدیک تر شدن به دنیای او، تحت نظر قرار دهیم.


https://t.me/sciencemodern2

برای راهیابی به هیجانات زمینه ساز کابوس های کودک، می‌توان از او خواست که رؤیای خود را نقاشی کند، در حین نقاشی آن را دوباره تعریف کند، و پایانی متفاوت از آنچه که در خواب دیده است برای آن تصور کند. تبدیل شدن تصاویر خواب به نقاشی، به کلام درآوردن احساسات پیرامون آنها، و بازی با تصاویر و انتهای رویا، باعث افزایش احساس تسلط و کنترل کودک بر آن، و کاهش وحشت ناشی از احساس درماندگی، خواهد شد.


همچنین میتوان از کودک خواست یک ماسک کاغذی از ترسناکترین چهره‌ای که در خواب دیده درست کند، آن را روی صورتش بگذارد و نقش آن شخصیت ترسناک در خوابش را بازی کند. از آنجا که بسیاری از موجودات و شخصیت های ترسناک کابوس ها، بیان نمادین تعارضات و احساساتی هستند که شناسایی و ابراز مستقیم آنها برای فرد دشوار است، نقاشی یا بازی کردن نقش آنها در دنیای بیداری، می‌تواند باعث اتصال عمیق تر کودک با قسمت‌هایی از ذهن خودش، به کلام آوردن تنش ها، ترسها و اضطرابهایش، و به اشتراک گذاشتن آنها با والدین شود.


برای کاهش میزان بروز کابوس‌، مهمترین گام، برقراری ارتباط نزدیک تر با کودک، تلاش برای فهم استرس های روزمره‌ او، فراهم کردن امنیت و دسترسی هیجانی برای ابراز و به اشتراک گذاشتن آنها از سوی کودک، و جلوگیری از مواجهه او با فیلمها، داستانها و نمایش های تلویزیونی ترسناک، پیش از خواب است.


تداوم کابوس ها، وجود‌ یک محتوای تکرارشونده در آنها، و اتفاق افتادن آنها در هر شب، به طوری که باعث اضطراب شدید و اجتناب کودک از رفتن به رختخواب به دلیل ترس از تکرار کابوس شود، میتواند نشان دهنده نیاز به دریافت کمک حرفه ای برای پرداختن به تنش‌های روانشناختی زمینه ساز کابوس باشد.

ترجمه جناب دکتر نیکجو

https://www.google.com/amp/s/aleteia.org/2018/02/18/how-to-deal-with-your-childs-nightmares/amp/


https://t.me/sciencemodern2