Modern Science
977 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
این باستان شناس با مطالعات و تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که مهندسان اهرام مصر در حدود 4500 سال قبل از روش اعتدال پاییزی (خط استوای نجومی) برای دقت در خطوط ایجاد شده استفاده می کرده اند.
خط اعدال پاییزی به حالتی از حرکت زمین گفته می شود که زمین در سال دو مرتبه از مرکز دیسک خورشیدی عبور می کند و بر طبق این اصل مهندسان آن زمان قادر بودند خطوطی به این دقت و با کمترین خطا در ساختار ساختمانها ایجاد کنند.
این باستانشناس و محقق از سال 2016 با برسی اعتدال پاییزی در نقاط مختلف اهرام خصوصا هرم خوفو به این نتیجه رسیده است .
متاسفانه تاکنون هیچ سند و مدرک و یاداشتی در مورد روش ساخت این اهرام با وجود کاوشهای بسیار بدست نیامده است اما مطالعات بر نوع ساختار این ساختمانها تا میزان بالایی اطلاعات از روش کار مهندسان مصر باستان به باستان شناسان ارائه داده است .
http://feedproxy.google.com/~r/sciencealert-latestnews/~3/0ebJLVBVMvE/an-archaeologist-has-figured-out-the-secret-of-the-pyramids-peculiar-alignment
مترجم جنابm.nbdy
@sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸 اژدهای بر مانند دریا

اژدهای بر مانند دریا (Leafy Sea Dragon) یازدهمین جاندار عجیب دنیاست.

یازدهمین جاندار عجیب جهان یک نوع ماهی هیولاست که به دلیل قابلیت استتار شدن این لقب را از آن خود کرده است. این ماهی هیولا که در آب های سرد و آرام زندگی می کند،، برای اولین بار در آب های استرالیا یافت شد و از سال 1982 میلادی تحت حمایت دولت این کشور قرار گرفت.
#تصویرعلم

@Sciencemodern2
بدن بانوان روش پیشرفته ای برای مسدود کردن اسپرم های ضعیف دارد
زندگی یک اسپرم ساده نیست.از‌ رحم تا تخمک,ناحیه تناسلی بانوان این شناگران کوچک را در مسیر پرمانع قرار می‌دهد.
انگار به اجبار در خانه روح‌زده قرار گرفته اید و تنها راه خروج به سمت جلوست،در هر چرخشی مسیرهای بیشتری برای مردن‌هست.
حمام اسید،پیچ‌درپیچ در مخاط،مورد حمله سیستم ایمنی قرار گرفتن،تاخته شدن با جریان پیشِ‌رو،شاید حتی در یک سردابه گیرافتادن...
این یک ازمون نه‌ فقط برای تحمل بلکه برای سرعت اسپرم هاست.
بااستفاده از مدل‌وشبیه‌سازی‌کامپیوتری، تحقیقات جدید نشان داده تنها فرزترین اسپرم میتواند خود را از این نقطه تنگ نجات دهد.
وقتی به یک درزگاه باریک در اندام تناسلی نزدیک میشویم مثلا از دهانه رحم تا لوله‌های رحم،جریان مایع پیشِ‌رو سریع تر جاری میشود،فقط به شایسته ترین رقیب ها اجازه ورود به مرحله بعد را میدهد.
با ازمایش اسپرم از مردان و تخمک‌های یک اندام شبیه سازی شده تناسلی زنانه،نویسندگان مطرح میکنند این اندام های تناسلی پستاندار نقطه هایی را نیشگون میگیرند که مانند دریچه هستند تا اسپرم‌ها را از رسیدن به هدفشان متوقف کند
ویدیو حاصل از تحقیقات نشان میدهد این موانع هدایت و جهت‌یابی را دشوار میکند،همچنین چطور اینکه یک اسپرم تلاش میکند از راه باریک تکان بخورد قبل ازینکه با جریان اب به عقب کشانده شود.
شگفت اورترین قسمت ان بود که چگونه اسپرم به صورت طرحی که شبیه بال های یک پروانه است شنا میکرد،با نزدیک دیوارها ماندن،اسپرم‌ نزدیک دهانه و جریان مایع میشود قبل ازینکه به عقب و به سمت دیوار مقابل کشیده شده و دوباره در طرف دیگر این مراحل را امتحان کند.درنهایت گرچه احتمالات ناخوشایندند تنها سریع‌ترین ها میتوانند به دیوار بچسبند و تعداد خیلی کمتری شانس عبور دارند.بقیه بالاخره در جریان مایع گرفتارشده و به عقب کشیده میشوند.
هنوز روشن نیست چرا این درزگاه ها وجود دارند،گرچه از نظر زیستی معقول به نظر می اید،باریک شدگی ها میتوانند مانند دیگر موانع در اندام تناسلی بانوان باشند که برای حذف حریف های ضعیف تکامل یافتند
این تحقیق به صورت کمی نشان میدهد این ساختار سلسله مراتبی،رقابتی بین اسپرم ها تحمیل میکند.
بااین وجود هنوز برای سریع ترین اسپرم‌ها شانس موفق شدن تا انتهای مسیر وحشتناک است
برای هر شناگر شانس یک درمیلیون برای رسیدن به تخم و شانس یک در صد میلیون برای رسیدن به یک تخمک و بارورکردن ان وجود دارد.
Published in:Science Advances
http://feedproxy.google.com/~r/sciencealert-latestnews/~3/zqDOrHKTFN4/the-female-body-is-designed-like-an-obstacle-course-to-weed-out-the-weak-sperm
کاری از تیم هنر علم
مترجم : بانو رزابل غیاثیان
@sciencemodern2
✳️ آیا سندرم تک فرزند حقیقت دارد؟


قسمت اول


بر اساس جدیدترین مطالعات، این باور قدیمی که کودکان تک-فرزند، افرادی خودخواه و خودمحور هستند، یک باور اغراق شده است. و این سوال مطرح می‌شود، که سوگیری به سمت چنین نگاهی، از چه چیزی نشأت می‌گیرد.

در یک مطالعه که در قرن نوزدهم در دانشگاه ماساچوست انجام شد، پرسشنامه ای حاوی تعدادی سوال در ارتباط با ویژگی‌های غیرعادی کودکان تک-فرزند، به ۲۰۰ نفر داده شد، که از بین آنها، ۱۹۶ نفر، کودکان تک-فرزند را لوس و خودخواه توصیف کردند. محققان این مطالعه، این نتیجه را پذیرفته و انتشار دادند.

تردید گسترده نسبت به تک-فرزندی، با ترس از افزایش جمعیت در طبقات پایین تر جامعه، و کمتر بودن تعداد متوسط فرزندان در طبقات متوسط و بالای جامعه، تشدید شد. به علاوه، در اوایل قرن بیستم، برخی دچار این نگرانی شدند که‌ زندگی بدون خواهر و برادر، و معطوف شدن تمام نگرانی‌ها و ترسهای والدین به یک کودک، باعث می‌شود که او بیش از حد حساس و تحریک پذیر باشد.

اما شواهدی که در مطالعات قرن ۲۱ به دست آمده‌اند، صحت این دیدگاه ها را زیر سوال برده اند. به طور مثال یک مطالعه وسیع در دانشگاه تگزاس، که با هدف جمع بندی نتایج ۲۰۰ مطالعه در این زمینه انجام شد، نشان داد که تفاوت معنی داری بین ویژگی‌های کودکان تک فرزند، با گروهی که خواهر و برادر دارند، وجود ندارد. تنها تفاوت یافت شده در این مطالعه، قوی تر بودن ارتباط کودکان تک-فرزند با والدینشان، در مقایسه با کودکان دیگر بود.



این دیدگاه، با نتایج مطالعه ای که در سال ۲۰۱۸ بر روی ۱۰ هزار کودک آلمانی در سنین مدرسه انجام شد، تائید شد. در این مطالعه، تمرکز اصلی بر روی کیفیت رابطه کودک با والد، براساس میزان احساس‌ راحتی کودک برای مطرح کردن مسائل مهم با والد، بود.
در این مطالعه، ۲۵ در صد از کودکان تک فرزند رابطه خود را با والد، مثبت و رضایت بخش گزارش کردند. از میان کودکان دارای خواهر و برادر، در حدود ۲۴ درصد از فرزندان اول، ۲۰ درصد فرزندان وسط، و ۱۸ درصد فرزندان آخر، رابطه خوب با والدینشان را گزارش کردند.

اما علیرغم رابطه قوی با والدین، اغلب کودکان تک فرزند نسبت به موضوع نداشتن خواهر و برادر، احساس تاسف و حسرت دارند. در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۱ انجام شد، مشاهدات نشان داد که افراد تک-فرزند هنگام مرور گذشتهٔ خود، از نداشتن یک همبازی قابل اعتماد در کودکی خود ابراز تاسف میکنند. آنها در مقایسه با کودکان دیگر، به احتمال بیشتری دوستان خیالی داشته اند که تجربه های روزمره خود را با آنها به اشتراک می گذاشته اند. اما گروهی از محققان بر این باورند که بازی خلاقانه با دوستان خیالی باعث تقویت مهارتهای اجتماعی و توانایی ارتباط در کودکان می‌شود.

ترجمه جناب دکتر نیک جو

ادامه دارد..

https://t.me/Sciencemodern2

https://www.scientificamerican.com/article/is-only-child-syndrome-real/
✳️ آیا سندرم تک فرزند حقیقت دارد؟



قسمت دوم



باورهایی وجود دارد که کودکان تک-فرزند توانایی کمتری برای تعامل و تطابق با دیگران دارند. در جدیدترین مطالعات انجام شده در چین، جایی که سیاست تک-فرزندی برای نزدیک به چهار دهه، به برنامه ریزی خانواده ها جهت میداده است، بررسی ۱۲۶ کودک تک-فرزند و ۱۷۷ کودک دارای خواهر و برادر از نظر ویژگی های شخصیتی و قدرت تفکر نشان داد که، کودکان تک-فرزند در معیارهای مرتبط با بردباری و قدرت تحمل، امتیازات کمتری کسب کردند. بر اساس مدلهای پنج محوری شخصیت، فاکتور بردباری با ویژگی هایی مانند نوعدوستی، همدلی و همکاری مرتبط است، و ویژگی هایی مانند ستیزه جویی، عدم اعتماد، خودخواهی و رقابت جویی، با عدم تحمل و ناشکیبایی ارتباط نزدیک دارند.

دانش آموزان شرکت کننده در این مطالعه همچنین پرسشنامه ای در ارتباط با تفکر خلاق را پر کردند. نتایج این بخش نشان داد که کودکان تک-فرزند مسائل را به شکل خلاقانه تری حل میکنند و در مجموع انعطاف پذیری بیشتری در انتخاب گزینه های موازی دارند. محققان این مطالعه، در توضیح این نتایج، این احتمال را مطرح می‌کنند که کودکان تک-فرزند اغلب برای حل مشکلات به خودشان متکی هستند و بنابراین نیاز بیشتری به رشد توانایی حل مسئله و تفکر خلاقانه دارند.



مطالعات MRI، همچنین تفاوت هایی را در ساختار مغز کودکان تک فرزند با کودکان دیگر نشان داده اند. در ژیروس سوپرامارژینال، که ناحیه ای در قشر مغز و مرتبط با خلاقیت و خیالپردازی است، حجم ماده خاکستری در کودکان تک فرزند بیشتر بوده است. با این وجود مطالعات نشان داد که در ناحیه پیشانی مغز، و به خصوص در ناحیه قشر جلو پیشانی میانی (mPFC)، تعداد سلولهای خاکستری در تک-فرزندها کمتر است. این کمبود با میزان تحمل و بردباری کمتر در این کودکان مرتبط است، زیرا این ناحیه از مغز، با پردازش هیجانی، توانایی انتساب احساسات مختلف به دیگران و تنظیم هیجانات خود، مرتبط است.

علیرغم تمامی این مطالعات، پاسخ به این سوال که تک فرزند بودن چه تاثیری بر یک‌ کودک دارد، به طور دقیق مشخص نیست. این موضوع به میزان زیادی بستگی به میزان فرصت‌هایی دارد که یک کودک تک-فرزند برای رشد مهارتهای اجتماعی و توانایی های شناختی اش دارد. به طور مثال روابط کودک در مهدکودک فضای مناسب برای یادگیری مهارتهای بین فردی را برای کودک فراهم می‌کند.

طبیعتا، والدین کودکان تک-فرزند باید تلاش و توجه بیشتری را به فراهم کردن فرصت تعاملات اجتماعی و آموزش مهارتهای ارتباطی به کودک، معطوف کنند؛ موقعیتهایی که کودک در آنها، به اشتراک گذاشتن اسباب بازی ها، کتابها و حتی توجه والدینش را تجربه کند.
در نهایت باید گفت که ساختن یک محیط آرام و غنی از احساس دوست داشتن، در رشد و شکل گیری شخصیت کودک، اهمیت بیشتری نسبت به تعداد فرزندان خانواده دارد.

ترجمه جناب دکتر نیک جو

https://t.me/Sciencemodern2

https://www.scientificamerican.com/article/is-only-child-syndrome-real/
تا پیش از سه سالگی یک کودک، بخش عمده ای از تکامل نیمکرهٔ راست مغز که مرتبط با تنظیم هیجانات است، اتفاق می افتد. محرومیت از حضور موثر مادر در طی این دوران، می‌تواند باعث اختلال در این مسیر رشدی و افزایش مشکلات اجتماعی و هیجانی در کودک شود.

مطالعات مرتبط با دلبستگی و تکامل هیجانی در کودکان نشان میدهند که اگرچه حضور پدر نقش مهمی در رشد روانی کودک دارد، اما شکل گیری دلبستگی ایمن در طی سالهای ابتدایی زندگی، بیش از هرچیز بستگی به کیفیت و تداوم رابطهٔ کودک با مادر دارد.




مشاهدات نشان میدهند که پدرها و مادرها سبکهای تعاملی متفاوتی با کودک دارند، که بخشی از آن ناشی از تفاوت برخی کارکردهای مغزی در آنان است. به طور مثال، ترشح اکسی توسین در مغز والدین در نتیجهٔ تعامل با کودک، تاثیرات متفاوتی در پدر و مادر دارد.

اکسی توسین در مغز مادر، باعث ایجاد حساسیت و همدلی بیشتر می‌شود، در حالیکه در پدر، هیجان و نوجویی را تحریک می‌کند. در سه سال ابتدایی زندگی، که زمان شکل گیری دلبستگی ایمن است، کودک بیش از هرچیز به مراقبت حساس و همدلانه که مؤلفه اصلی در مراقبت مادرانه است، احتیاج دارد، و پس از این زمان، جرأت مندی و نوجویی غالب برای فضای رابطه با پدر، روند استقلال کودک از مادر را تسهیل خواهد کرد.

در طی سالهای ابتدایی زندگی، یکی از فاکتورهای اساسی در رابطه مادر-کودک، تداوم و یکپارچگی آن است؛ و اشتغال تمام وقت مادر در طی این دوران، یکی از عواملی است که فراهم شدن این استمرار را با مشکل مواجه می‌کند.



گروهی از متخصصان بر این باورند که تا سن سه سالگی، کودک نیاز به حضور به مدت ۸ تا ۹ ساعت در کنار مادر دارد، در حالیکه اشتغال تمام وقت مادر ، این زمان را به دو تا سه ساعت کاهش می‌دهد. و واقعیت این است که در طی این بازهٔ رشدی، مراقبت روزانه تمام وقت توسط پرستار، یا مراقبت گروهی در مهد کودک، جایگزین کافی و کاملی برای رابطهٔ کودک با والدین نیست.

مشاهدات نشان می‌دهند که کودکان پیش دبستانی که برای ۸ تا ۱۰ ساعت از هر روز، تحت مراقبت در مهد کودک قرار دارند، در پاسخ به این این استرس، دچار احساساتی مانند خشم، کناره گیری، احساس غم عمیق، فقدان و رها شدگی، می‌شوند.

حضور تمام وقت در کنار کودک برای حداقل ۶ ماه تا یک سال ابتدایی زندگی، و اشتغال به صورت پاره وقت تا پایان سه سالگی کودک، میتواند فضای ارتباطی کافی برای شکل گیری دلبستگی امن را برای کودک فراهم کند. از طرفی باید اذعان کرد که حضور مادر، دربردارندهٔ هر دو‌ وجه حضور فیزیکی، و دسترسی هیجانی برای کودک است. ممکن است مادر علیرغم حضور فیزیکی در کنار کودک، از نظر روانی و هیجانی غایب باشد.
بودن در کنار کودک، به معنای علاقه مندی، حضور در لحظه، و حساس بودن به هر نشانه ای از سوی کودک، است.

تاکید بر اهمیت حضور هیجانی و فیزیکی مادر در سال‌های ابتدایی زندگی، به معنای رها کردن مسیر حرفه ای به عنوان یک شرط ضروری برای تامین نیازهای هیجان کودک نیست؛ اما از آنجا که منابع جسمانی و هیجانی هر انسان محدود است، به عهده گرفتن نقش مادری میتواند مستلزم بازنگری در میزان سرمایه گذاری روانی و زمانی بر روی شغل در سال‌های ابتدایی پس از تولد فرزند، و کاهش شتاب در مسیر حرفه ای، برای بازه ای از زمان، باشد.

ترجمه جناب دکتر نیک جو


https://t.me/Sciencemodern2

https://www.parentmap.com/article/new-book-motherhood-first-three-years
🔆 زندگی یک پرستو: خواب و خوراک و جفت گیری، همگی در آسمان!

🔹به گزارش csmonitor، نوعی پرستو بنام Apus apus بیشتر عمر خود را در حال پرواز سپری می‌کند، 10 ماه در سال! این پرنده قادر است نزدیک به 300 روز بدون وقفه در آسمان باشد، غذای خود را از حشرات تامین می‌کند و در آسمان جفت‌گیری می‌کند و حتی میخوابد. در واقع این پرنده فقط برای کارهای ضروری - مثل تخم گذاری و طوفانهای زمستانی - فرود می‌آید.

این پرنده‌ها برای زندگی در آسمان ساخته شده‌اند. روی زمین با آن پاهای کوچک، بسیار دست و پا چلفتی هستند و لقمه‌ای راحت برای مهاجمان. اما در آسمان قادرند با سرعت 120km/h پرواز کنند و خود را در جریان‌های هوایی قرار بدهند و بال نزنند.

در مورد خوابیدن این پرنده‌ها هنوز اطلاعات زیادی در دست نیست اما در مورد خواب نوعی مرغ دریایی تحقیقاتی انجام شده است. این تحقیقات نشان داد که این مرغهای دریایی روزی فقط 42 دقیقه می‌خوابند و فقط زمانهایی که بال نمیزنند، می‌خوابند.

این پرنده ها 20 سال عمر میکنند و در طول عمرشان 14 برابر فاصله زمین تا ماه را طی می‌کنند!

ترجمه: علیرضا

@sciencemodern2
🔆 چرا استرالیا میزبان این‌همه جانور کیسه‌دار است؟

- منبع: LiveScience
- مترجم: علیرضا

🔹 با توجه به اینکه استرالیا میزبان بیشترین تعداد انواع کیسه‌داران است، پس آیا اجداد کانگورو، وامبت و کوالا از همان اول در استرالیا بوده‌اند؟ پاسخ، خیر است!

در آمریکای شمالی و جنوبی نیز گونه‌هایی از کیسه‌داران یافت می‌شود اما تعداد آنها کمتر از استرالیا است.
قدیمی‌ترین فسیلی که از پستانداران کیسه‌دار در استرالیا پیدا شده مربوط به 55 میلیون سال پیش است حال آنکه در حدود 125 میلیون سال پیش اولین کیسه‌داران در آمریکای شمالی زندگی میکردند. حدود 66 میلیون سال قبل آنها راه خودشان را به آمریکای جنوبی یافتند و وارد این قاره شدند. البته در آن زمان این دو قاره به شکل کنونی به هم چسبیده نبودند اما فاصله بسیار نزدیکی داشتند، احتمالا این گونه از طریق مجموعه جزایر یا مسیرهای باریک زمینی، خود را به آمریکای جنوبی رسانده.

پس از رسیدن کیسه‌داران به سرزمین‌های آمریکای جنوبی، در طی 2-3 میلیون سال به گوناگونی اعجاب آوری رسیدند که به خرس و گوشتخواران و تعدادی حیوانات میوه‌خوار و دانه‌خوار فرگشت یافتند.

اما کیسه‌داران چطور از آمریکای جنوبی به استرالیا رسیدند؟!
حدود 35-40 میلیون سال پیش، آمریکای جنوبی و استرالیا به قاره جنوبگان (قطب جنوب) متصل بودند و یک سرزمین یکدست را تشکیل می‌دادند. جنوبگان جای بدی برای زندگی نبود و اتفاقا متشکل از جنگل‌های معتدل بود! فسیل‌هایی نیز از خویشاوندان کیسه‌داران در این قاره پیدا شده.

علت اینکه چرا کیسه‌داران در استرالیا اینقدر موفق بوده‌اند مشخص نیست.
کیسه‌داران فرزندانی بسیار ناکامل و رشد نیافته بدنیا می‌آورند، بخش بیشتر رشد کودک پس از زایمان مادر و در کیسه او انجام میشود. نوزاد ماه ها از سینه مادر شیر می‌نوشد تا بزرگ بشود. یک تئوری می‌گوید که علت موفقیت کیسه‌داران این است که در مواقع سخت می‌توانستند به راحتی از «شر» بچه خود راحت شوند! اما دیگر پستانداران برای مدت‌ها آبستن بودند و باید انرژی زیادی برای جنین درون شکم خود مصرف می‌کردند.

در حال حاضر حدود 250 گونه کیسه‌دار در استرالیا، 120 گونه در آمریکای جنوبی و فقط 1 گونه در آمریکای شمالی زندگی میکنند! این دقیقا برعکس جغرافیای اجدادی این موجودات است.
جالب توجه است که آن یک گونه ساکن آمریکای شمالی نیز از گونه‌های مهاجری بوده که از آمریکای جنوبی به آمریکای شمالی کوچ کرده است.

@sciencemodern2
ناتوانی از مقابلهٔ موثر با احساساتی مانند اضطراب و تعارض درونی، خشم، شرم، فقدان، غم، ناامیدی، تنهایی و درماندگی، میتواند منجر به گرایش به رفتارهایی شود که به صورت ارادی یا نیمه ارادی، تکانشی یا برنامه ریزی شده، باعث آسیب روانشناختی یا فیزیکی به فرد می‌شوند، و تحت عنوان رفتارهای خود-تخریبی
self-destructive behaviors
شناخته می‌شوند.

عادتهای رفتاری مثل سوء مصرف داروها، الکل، سیگار و مواد مخدر، از جمله شایع ترین رفتارهای خودتخریبی هستند. قماربازی بیمارگونه، اعتیاد به روابط جنسی پرخطر، بی اشتهایی یا پرخوری عصبی، مثالهای دیگری از عادت های رفتاری خودتخریبگر هستند.

خودتخریبی همچنین می‌تواند به شکل الگوها و سبکهای رفتاری مانند غفلت و نادیده گرفتن نیازهای خود، فداکاری بیش از حد، ماندن در یک رابطهٔ توام با سوء استفاده، رانندگی پرخطر و رفتارهای جرح خود، مانند بریدن، سوزاندن یا خراشیدن پوست و کندن مو، خود را نشان دهد.




کسانی که رفتارهای خودتخریبی را نشان میدهند، اگرچه تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند، اما در برخی ویژگی ها مشترک هستند. به طور مثال، اغلب این افراد احساسات مختلف را به شکلی عمیق تر و قوی تر از سایر افراد تجربه می کنند. این ویژگی، به خودی خود نه تنها مخرب نیست بلکه میتواند باعث خلاقیت و قدرت همدلی بیشتر در فرد می‌شود.

زندگی و رشد در محیطی انباشته از تجربیات منفی مانند سوء استفاده فیزیکی و هیجانی، غفلت، انتقادگری مفرط، از جمله ویژگی های مشترک در تاریخچه کودکی بسیاری از این افراد است. حساسیت بالا در کنار قرار گرفتن مستمر در معرض تجربه های دردناک هیجانی میتواند باعث سوق یافتن فرد به سمت القای احساس کرختی با هر روشی از جمله رفتارهای خودتخریبی، شود.

برخی از نظریه پردازان بر این باورند که رفتارهای خودتخریبی را میتوان به عنوان عملی در جهت خود-تنبیهی، به عنوان پیامدی از احساس عدم کنترل بر دنیای پیرامون، یا به عنوان ابزاری برای ابراز غیرمستقیم نیازها و درخواست کمک و حمایت، تعبیر و تفسیر کرد.

کمبود اعتماد به نفس و پایین بودن احساس‌ ارزشمندی، ترس از طرد یا شکست، اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیتی، از جمله فاکتورهای روانشناختی زمینه ساز خودتخریبی هستند. دروغ گویی و پنهان کاری برای مخفی کردن رفتارهای خودتخریبی، میل به انزوا، و شکست در روابط بین فردی، از جمله پیامدهای آنها هستند.

رفتارهای خود-تخریبی اگر‌چه در کوتاه مدت باعث تسکین یا حتی لذت گذرا می‌شوند، اما در درازمدت مانعی بزرگ در برابر ساختن یک زندگی رضایت بخش هستند. برای متوقف کردن این رفتارها، شناسایی ریشه های شکل گیری و عوامل برانگیزاننده آنها، از موقعیت ها، افراد یا مکانها، تا وضعیت های روانشناختی مانند استرس، اضطراب، ملال، تنهایی و .. یکی از گامهای اساسی است.

این واکاوی، در کنار جایگزینی تدریجی الگوهای مخرب با روشهای سازگاری سالم و موثر، فرآیندی است که دریافت کمک حرفه ای در قالب درمان شناختی-رفتاری، رواندرمانی فردی، گروه درمانی و برنامه های ۱۲ گام، دست یابی به آن را تسهیل خواهد ‌کرد.

ترجمه جناب دکتر نیک جو

https://t.me/sciencemodern2

https://www.google.com/amp/s/www.psychologytoday.com/gb/blog/beyond-self-destructive-behavior/201512/understanding-self-destructive-dysregulated-behaviors%3famp
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆 محققان توانستند قابلیت دید در شب را به موش‌ها تزریق کنند!


🔹 به گزارش Sci-news، محققانی از آمریکا و چین موفق شدند با تزریق نانوذرات به چشم موش‌ها، توانایی دیدن نور فروسرخ را به آنها بدهند که این توانایی برای مدت 10 هفته و با کمترین عوارض جانبی، در آنها باقی ماند.

حرارت بدن جانداران موجب ساطع شدن نور فروسرخ از بدن آنها میشود که این امر موجب دیده شدن جانداران توسط دوربین‌های دید در شب میشود.

محدوده طول موج قابل رؤیت برای پستانداران (مانند موش و انسان) ، بین 400 الی 700 نانومتر میباشد که نور فروسرخ خارج از این محدوده است.

این نانوذرات توسط نوعی پروتئین به سلول‌های Photoreceptor سطح شبکیه چشم «چسبانده» شدند. کارکرد این نانوذرات اینگونه است که نور فروسرخ را به نور سبز مرئی برای چشم موش تبدیل می‌کنند ، مثل همان کاری که عینکهای دید در شب انجام می‌دهند. با این تفاوت که عینکهای دید در شب، فقط شبها خوب کار میکنند و در طول روز نمی‌توانند تصویر واضحی نشان دهند، اما این موش‌ها پس از دريافت نانوذرات، هم در روز و هم در شب دید خوبی داشتند!

ترجمه: علیرضا
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆 این عنکبوت از تار خود مانند تیرکمان استفاده میکند تا طعمه را شکار کند!

در کشور پرو نوعی عنکبوت مشهور به «عنکبوت تیرکمانی» وجود دارد که با شتاب 100 برابر شتاب یوزپلنگ، 1100 متر بر مجذور ثانیه، به قربانی حمله میکند.
سرعت دویدن این عنکبوت نیز حدود 15 کیلومتر بر ساعت است!

@ScienceModern2
مراقبت از کودک در برابر رنج، بیماری، ترس .. و تأمین امنیت برای او، یکی از اولین انتظاراتی است که هر پدر یا مادر از خود دارد. هنگامی که تشخیص یک بیماری مزمن مانند دیابت، سرطان، آرتریت مزمن و .. برای یک کودک مطرح می‌شود، احساس درماندگی در برابر تمامی تاثیرات آن بر کودک، احساس ناتوانی از محافظت کودک در مقابل رنجهای ناتمام بیماری، گرفتار شدن در حس گناه و غم عمیق، ‌و تجربه خشم نسبت به زندگی، جهان و .. برای والدین اجتناب ناپذیر است.

تجربه چنین احساساتی به دنبال آگاهی از ابتلای کودک به یک بیماری مزمن، واکنشی قابل درک، و با تمام دشواری، قابل تعدیل است. معطوف نمودن توجه و تلاش خود به پیگیری درمان و مدیریت بیماری کودک، به عبور از این احساسات و ادامه مسیر زندگی کمک خواهد کرد.

مطالعات نشان میدهند که از میان والدین کودکان سرطانی، کسانی که با تمرکز بر مشکل کودک و راه حلهای موجود دست به اقدام و پیگیری درمان میزنند، نسبت به کسانی که وجود بیماری یا وخامت آن را انکار می‌کنند، سطح اضطراب پایین تری را تجربه‌ میکنند.




در بسیاری از والدین کودکان مبتلا به بیماری های مزمن، احتمال سوق یافتن به سمت مراقبت افراطی از کودک، وجود دارد. برقراری تعادل بین در نظر گرفتن آسیب پذیری های خاص کودک، و محدود نکردن غیرضروری فعالیت های او، کاری دشوار و در عین حال ضروری است. از آن سو، بسیاری از والدین در واکنش به چنین شرایطی، سهل گیری مفرط، به طور مثال اجازه دادن به کودک برای بیدار ماندن تا دیروقت را در پیش می‌گیرند.

اما واقعیت این است که زیر پا گذاشتن قوانین و ساختار قبلی خانواده به دنبال ابتلای کودک به بیماری، باعث سردرگمی و اضطراب بیشتر در کودک خواهد شد. باید دانست که نیاز کودک، بیش از هر سهل گیری یا مراقبت افراطی، حفظ روال معمول و قابل پیش بینی زندگی خانوادگی، همانند دوران پیش از تشخیص بیماری است.


احساس‌ متفاوت بودن، انزوا در محیط های اجتماعی، و محدودیت در فعالیت ها، در بسیاری از کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن وجود دارد. در سنین دبستان آنها به ندرت میتوانند این احساسات، و غم و اضطراب ناشی از آنها را بیان کنند، و به جای آن کناره گیری از دوستان و خانواده، رفتارهای پرخاشگرانه یا مقاومت در برابر درمان را نشان میدهند.

از آن سو، بسیاری از اوقات والدین، به منظور مراقبت کودک از آسیبهای هیجانی، از گفتگو با او پیرامون بیماری و احساساتش نسبت به آن، اجتناب میکنند. در حالی که اکثر متخصصان بر این باورند که کنار آمدن با یک حقیقت ناخوشایند برای کودک، آسان تر از تحمل پنهان کاری والدین و ابهام در ارتباط با بیماری است.

بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کننده در سازگاری و احساس تسلط کودک بر بیماری، برخورداری از رابطه ای است که مراقبت و عشق قابل اتکا را برای کودک فراهم می‌کند. برقراری چنین ارتباطی با کودک،‌ و کمک به او برای شناسایی احساسات غم، ناامیدی، اضطراب .. و تشویق او به حرف زدن درباره این هیجانات، به کاهش احساس ترس، درماندگی و تنهایی کودک در برابر بیماری کمک خواهد کرد.

ترجمه جناب دکتر علی نیکجو




https://www.healthychildren.org/English/health-issues/conditions/chronic/Pages/Children-with-Chronic-Illness-Dealing-with-Emotional-Problems-and-Depression.aspx

https://t.me/ScienceModern2
Forwarded from Deleted Account
❇️ سوپر گروه هنــــر ؏ـــــــلم تقدیم میڪند ❇️

💢موضـــــــوع کنفرانس : #پیدایش_حیات


🕘📆 تاریخ برگزارے: پنجشنبه 16اسفند🕙 ساعت ۲۲:۰۰


ارائه دهنده: 👨‍⚕جناب #پوریا
👨‍🎓رشته تحصیلی: #مهندسی_صنایع

⬅️ ⚜️ لینک گروه
https://t.me/joinchat/HdPDIEo-sz6pW6C2uH-N2g

لینک ورود👆👆 برای شما عزیزان دوستدار نگرش علمی🌹🌹
سيامك زادسر به نقل از هراری :

انقلاب کشاورزی بزرگ‌ترين فريب تاريخ بود
اين گندم بود که انسان را اهلی کرد، نه بالعکس
انسان خردمند
ترجمه نيک گرگين
صفحه ۱۲۳

محققين پيش از اين بر اين باور بودند که انقلاب کشاورزی برای بشريت جهش بزرگی به پيش بود. آن‌ها از پيشرفتی سخن می‌گفتند که با قدرت مغز تحقق می‌يافت.

اما اين داستان يک خيالبافی است. مدرکی مبنی بر اينکه انسان‌ها به مرور زمان باهوش‌تر شده باشند، در دست نيست. انقلاب کشاورزی، به‌جای اينکه منادی عصر جديدی از زندگی راحت برای کشاورزان بوده باشد، منشاء يک زندگی سخت‌تر و ناخوشايندتر از زندگی در دورۀ قبل بود.

خوراک‌جويان اوقات خود را به نحو هيجان‌انگيزتر و متنوع‌تری می‌گذراندند و کمتر در معرض قحطی و بيماری بودند. انقلاب کشاورزی قطعاً مقدار غذای بشر را بيشتر کرد، اما اين مترادف با غذای بهتر و اوقات فر‌اغت بيشتر نبود، بلکه به معنای يک افزايش انفجارآميز جمعيت و شکل‌گيری يک قشر ممتاز تن‌پرور بود.

کشاورز معمولی در مقايسه با خوراک‌جوی پيشين کار دشوارتری داشت و غذای بدتری بدست می‌آورد. انقلاب کشاورزی بزرگترين فريب تاريخ بود.

چه کسی مسئول بود؟ نه شاهان، نه کشيشان و نه تجار. مقصرين، معدودی از انواع مختلف گياهان، از جمله گندم، برنج و سيب زمينی بودند. در حقيقت اين گياهان بودند که انسان خردمند را اهلی کردند، نه بالعکس.

گندم اين کار را با اغوای انسان خردمند در مورد امتيازاتش انجام داد. اين ميمون تا ده هزار سال قبل زندگی نسبتاً راحتی را با گردآوری خوراک می‌گذراند، اما بعد شروع به صرف نيروی بيشتر و بيشتر روی کشت گندم کرد.

انسان ظرف چند هزار سال در بسياری از نقاط جهان کاری به‌جز اين نداشت که از بام تا شام وقت خود را روی کشت گندم بگذارد. اين کار آسانی نبود. کشت گندم انرژی بسيار زيادی می‌طلبيد.

بدن انسان خردمند برای کارهايی مثل روفتن سنگ، حمل سطل آب ساخته نشده بود، تا شرايط را برای کشت گندم آماده کند
مطالعاتی در مورد اسکلت‌های کهن نشان داد که گذار به دوران کشاورزی با خود موجی از بيماری‌هايی مثل جابه‌جايی مهره‌های کمر، آرتوروز و فتق به‌همراه داشت.

علاوه بر اين، وظايف جديد کشاورزی به قدری وقت می‌طلبيد که مردم را ناچار می‌کرد که به‌طور دائم در جوار مزرعه‌های گندم خود ساکن شوند. اين امر به‌طور کامل شيوۀ زندگی آن‌ها را دستخوش را اهلی کرديم، بلکه اين گندم بود که ما را اهلی کرد. واژه «domesticate» به‌معنی رام و اهلی و خانگی کردن] از ريشهٔ لاتين «domus»، به معنی خانه، می‌آيد. بنابر اين چه کسی است که در خانه زندگی می‌کند؟ اين انسان خردمند است، نه گندم.

چطور گندم انسان خردمند را قانع به عوض کردن يک زندگی نسبتاً رضايت‌بخش، با يک زندگی نکبت‌بار کرد؟ و در ازای اين، گندم چه چيزی به انسان داد؟

گندم به انسان امنيت اقتصادی نداد. زندگی يک کشاورز، در مقايسه با زندگی خوراک‌جوی کهن، از امنيت کمتری برخوردار است.
...
@Sciencemodern2
#دکتر_مهرداد_قبادیان

از آنجا که کتب هراری برای برخی عزیزان تبدیل به وحی منزل و کتاب مقدس شده، به حکم خرد لازم میدانم چند خط از اباطیلی که در جهت ترویج یک ایدولوژی خاص، با لابی های قدرتمند در سرتاسر جهان ترجمه و پخش شده نقد کنم.

در پاراگراف اول قید شده که "محققین پیش از این بر این باور بودند که انقلاب کشاورزی برای بشریت جهش بزرگی به پیش بود و..."
این پاراگراف را نمیدانم دروغ بنامم یا مغالطه!
یعنی همه محققین نظرشان عوض شده و انقلاب کشاورزی را برای بشر جهشی بزرگ به پیش نمیدانند؟

بعد میفرماید این داستان خیالبافی است و مدرکی برای اینکه بشر به مرور زمان باهوشتر شده باشد در دست نیست!

باید عرض کنم که اگر هوش را توان حل مسئله بدانیم، یک نگاهی به اطراف خودتان بیندازید و ببینید توان حل مسئله در بشر قرن 21 و انسان غارنشین چگونه قیاسی خواهد بود. انسانی که مریخ نورد و شتابدهنده ذرات میسازد، اتم را میشکافد و واکسن و داروی شیمی درمانی میسازد و با صنایع های-تک امکان ارتباط افراد را در سراسر این کره فراهم میکند، از نگر هوش همان غارنشین آدمخوار قبلی است؟

بعد میفرماید "انقلاب کشاورزی بجای اینکه منادی عصر جدیدی از زندگی راحت.... باشد، منشا یک زندگی سخت تر و نا خوشایند تر... بوده"

البته برای نویسنده که دست میکند در یخچال و همزمان یک میوه استوایی و یک میوه سردسیری را در بشقاب میگذارد و تناول میکند، شاید تصویر دوران ماقبل کشاورزی، همان بهشت خیالی و اساطیری کتب مقدس است.
بعد میفرماید " خوراک جویان اوقات خود را بنحو هیجان انگیزتر و متنوع تری میگذراندند "
این سخن صحیح است، هیجان خورده شدن توسط حیوانات وحشی، هیجان گرسنگی و قحطی، هیجان دزدیده شدن اطفال توسط قبایل مجاور و هیجان مرگ!
همینطور تنوع شدید غذایی، شامل تغذیه از حشرات و کرمها و حیوانات کوچک مثل موش و سنجاب و میمون و گیاهان و ریشه های ثقیل الهضم، لاشه خواری... و همینطور آدمخواری!

سپس نویسنده ادعا میکند انسانهای پیشاکشاورزی کمتر در معرض قحطی و بیماری بوده اند.
این نشان میدهد که هراری حتی تاریخ را به عنوان رشته تخصصی خودش درست نمیداند و یا منافع ایدولوژیک باعث قلب واقعیت میگردد.
چرا که زندگی گونه انسان و باقی عموزاده هایش بسیار پر مخاطره و سرشار از گرسنگی و رنج بود.
انسان حدود یکصد هزار سال، یعنی بیست برابر تاریخ مکتوب تمدن بشری، گرفتار دوره یخبندان بود و بجز گونه انسان خردمند، از باقی عموزاده های اثری نماند.
طول عمر کوتاه، آثار انواع خشونت و مرگ ناشی از نزاع و دریده شدن و شواهد آدمخواری به ما نشانه های تکان دهنده ای از آن دوران مخوف و طولانی و فرساینده ارایه میدهد.

سپس نویسنده کشاورزی را در مقایسه با خوراکجویی کار دشوارتری میداند که غذای بدتری هم فراهم می آورد.
پیداست که هراری گرفتار همان تصویر خیالی بهشت عدن است و چیدن سیب و پرتقال و عنبه و دشتهای گندم وحشی و حیوانات رام را در خیال میپروراند، در حالی که هرگز چنین نبوده و نمیتواند چنین باشد.

سپس نویسنده ادعا میکند این میمون تا ده هزار سال قبل زندگی راحتی را با خوراک جویی میگذرانده و بعد شروع به صرف نیروی بیشتر و بیشتر روی گندم کرد.
بعد ادعا میکند که انسان برای چندهزار سال از بام تا شام وقت خود را روی گندم گذاشت...
نویسنده سپس روغن داغ آش را زیاد میکند و میگوید آدمیزاد بس که برای کشت گندم زحمت کشید، آرتروز و فتق گرفت!
میفرماید فتق را هم از روی اسکلت های کهن بدست آمده در مطالعات فهمیده!

آخر پدر جان، فتق آسیب بافت نرم است روی اسکلت آدمیزاد که نمیشود فتق تشخیص داد.
گندم حتی امروزه به میزان زیادی به روش دیم استحصال میشود و اهم کشاورزی کهن بشر، بصورت دیم بوده است.
مواردی معدودی هم که آبیاری صورت میگرفته، آب به روشی زه کشی از رودهای بزرگی - مثل نیل - بدست می آمده و کسی مزارع نادر آبی را با سطل آب نمیداده است.
بعد ادعا میکند وظایف کشاورزی بقدری وقت میطلبد که انسان باید دایم در جوار مزرعه باشد.
این هم مهمل است!
همین امروز هم کشاورز دیم کار، میرود و نیمچه شخمی میزند و بذری میپاشد و تا هنگام برداشت، یکی دو بار بیشتر به مرزعه دیم سر نمیزند.
مزارع دیم امروزه گاهی کیلومترها از روستا فاصله دارند.

بعد نویسنده ادعای بی دلیل و خرد ستیز دیگری مطرح میکند و مینویسد :
" گندم به انسان امنیت اقتصادی نداد....و زندگی یک کشاورز در مقایسه با خوراکجو از امنیت کمتری برخوردار است "
در این مورد بنده اصلا ترجیح میدهم چیزی نگویم، چرا که برخی ادعا ها حتی ارزش نقد ندارند.
فقط توصیه قبلی را تکرار میکنم.
این عزیزانی که اینقدر علاقمند زندگی خوراکجویی هستند، چرا نمیروند در یکی از مناطق نیمه قطبی و دور از تمدن، چند ماهی عصر یخبندان یکصدهزار ساله را با خوراکجویی تجربه کنند؟
ببینم بعد یک هفته همدیگر را میخورند یا خیر؟
نشستن جلوی شومینه مدرن،
#دکتر_مهرداد_قبادیان

رکت و فراونی غذا و امکانات نگهداری آن و تنوع خارق العاده زندگی امروزی، انگار قدرت استدلال و استنتاج بعضی افراد را کور کرده.
شاید هم تحمیق مردم با اطلاعات اشتباه و مغالطات متعدد، یک متد سیاسی پوپولیستی سوسیالیستی شده باشد.

#نقد_کتاب_انسان_خردمند
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸 اختاپوس گوش دراز را بشناسید

پانزدهمین موجود شگفت آور دنیا، یک نوع اختاپوس گوش دراز است.
پانزدهمین موجود شگفت آور دنیا، یک نوع اختاپوس گوش دراز است که اختاپوس دومبو لقب گرفته و در آب های پرعمق اقیانوس ها و آب های آزاد زندگی می کند. نام این اختاپوس را از شخصیت کارتونی «دومبو» در فیلم های والت دیزنی گرفته اند.
#تصویرعلم

@Sciencemodern2
تشخیص اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، در بسیاری از دخترهای مبتلا به آن، تا سن بلوغ به تعویق می افتد، و حتی در این سنین هم احتمال آن وجود دارد که علائم ADHD، به اشتباه به عنوان اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی تشخیص داده شود.
مطالعات نشان می‌دهند که حدود ۱۴٪ از دخترهای مبتلا به ADHD، پیش از درمان اختصاصی این اختلال، درمان ضدافسردگی دریافت کرده اند، در حالیکه این احتمال در پسرها ۵٪ بوده است.

برخلاف پسرهای مبتلا به ADHD که اغلب علائم بیش فعالی و تکانشگری را نشان میدهند، تظاهر ADHD در دخترها اغلب به سمت بی توجهی و کمبود تمرکز گرایش دارد. دخترها در تلاش برای انطباق با انتظارات محیطی و اجتماعی مرتبط با جنسیت خود، علائم بیش فعالی را تا حد زیادی مهار می‌کنند.

تلاش دخترها برای تطابق دادن خود با انتظارات محیطی، ممکن است منتهی به آن شود که آنها علامت بیش فعالی را صرفا به صورت انجام کارهای بی هدف و بی‌قراری در صندلی یا نیمکت کلاس، و تکانشگری را به صورت علائمی مانند پرحرفی، گفتن کلمات نامتناسب بدون فکر کردن به آنها، تغییر دادن سریع جریان صحبت از موضوعی به موضوع دیگر، و پریدن وسط حرف دیگران، نشان دهند.


تمام دخترهای مبتلا به ADHD، تمام علائم و نشانه های زیر را بروز نمی‌دهند. و از طرفی، داشتن یک یا دو علامت از علائم زیر مساوی با تشخیص ADHD نیست. با این وجود، مشاهده تعدادی از این علائم به صورت پایدار، می‌تواند نشان دهندهٔ ضرورت مشورت با یک متخصص باشد:

- حواسپرتی و ناتوانی از حفظ تمرکز
- منحرف شدن مکرر و سریع توجه از یک فعالیت به فعالیت دیگر
- آشفتگی و به هم ریختگی در ظاهر و رفتار
- فراموشکاری
- مشکل در به اتمام رساندن تکالیف
- خیال‌پردازی افراطی
- صرف زمان نسبتا طولانی برای پردازش خواسته ها و دستورات؛ به طوریکه ممکن است در ابتدا به نظر برسد که چیزی نشنیده است.
- بی دقتی و اشتباهات مکرر به دنبال آن
- پرحرفی و مشکل در گوش دادن به صحبت دیگران تا انتها.
- مدیریت زمانی مختل؛ به طور مثال دیر
رسیدن مکرر.
- زودرنجی، تحریک پذیری و حساسیت مفرط.

عدم تشخیص این علائم به عنوان یک شرایط طبی نیازمند درمان، باعث می‌شود که کودک و اطرافیان او، این علائم را به عنوان یک نقص شخصیتی سرزنش آمیز تلقی کنند.
بر همین اساس، دخترهای مبتلا به ADHD به احتمال بیشتری دچار افسردگی، اضطراب، محدود شدن روابط دوستانه به دنبال افت اعتماد به نفس، و درگیری در روابط توأم با سوء استفاده، می‌شوند.


تشخیص ADHD می‌تواند باعث برداشته شدن بار شرم، گناه و القابی مانند تنبل، حواس پرت و .. از کودک شود. دریافت درمان مناسب در شکل درمان دارویی، مشاوره، آموزش به والدین، تکنیک های مدیریت رفتاری و .. می‌تواند باعث کاهش مشکلات ناشی از علائم بیماری، و روشن تر شدن دورنمای آینده این کودکان شود.

در عین حال، مطرح شدن تشخیص یک اختلال روانشناختی، اگر‌چه باعث کم شدن میزان سردرگمی و ابهام والدین در ارتباط با علت رفتارهای مختل کودک میشود، اما خودسرزنشگری، غمگینی، و میل به انکار، بخصوص در والدین دخترانی که تشخیص اختلال ADHD برای آنها مطرح می‌شود، اجتناب ناپذیر است.
به همین دلیل می‌توان گفت، یک بخش اساسی در فرایند ارزیابی و تشخیص یک اختلال در کودک، فراهم کردن حمایت های روانشناختی کافی برای والدین است.

ترجمه جناب دکتر علی نیکجو



https://www.verywellmind.com/adhd-in-girls-symptoms-of-adhd-in-girls-20547
https://t.me/Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفاً در نشر و گسترش این مطلب ما را یاری کنید!

چند وقتی‌ است که عرضه‌ی بطری‌های کوچک حاوی آب و گیاهان آب‌زی، با یک یا چند ماهی درونش در بسیاری از فروشگاه‌ها، کتابفروشی‌ها و گلفروشی و حتی مترو و اتوبوس دیده‌ می‌شود و ماهی‌های زیبای زبرا قرمز در این تنگ‌های بسیار کوچک همچون اسباب‌بازی یا کالایی بی‌جان به فروش می‌روند.

این ماهی‌ها همچون همه‌ موجودات زنده به شرایط محیطی خاص خود نیاز دارند و یقیناً در این فضای کوچک و در معرض تنش‌های دمایی، نوری، صوتی و عوامل میکروبی و کمبود اکسیژن خواهند مرد.

آنها بنابر سبک زندگی در زیستگاه و در شرایط طبیعی بسیار پر جنب و جوش هستند و گروهی حرکت‌ می‌کنند و حبس آنها در چنین فضایی کوچک، نوعی ظلم و تجاوز آشکار به نحوه و ساختار زندگی طبیعی شان است.

جالب است بدانید برای دسته‌های پنج تایی ازین گونه ماهی، به چهل لیتر آب نیاز است و این درحالی‌ست که در این بطری‌ها، مقدار آب به نیم لیتر هم نمی‌رسد و عمر معمول این ماهی‌ها که در شرایط عادی تا حدود پنج سال تخمین زده می‌شود، در این شرایط اسفبار گاهی به یک ماه هم نمی‌رسد.

بیایید از #تجارت_مرگ حمایت نکنیم!

@Sciencemodern2