ژیناندرومورفی در پروانهی سبز بالپرندهای: نیمی از بدن این پروانه خصوصیات جنس نر و نیمهی دیگر آن فنوتیپ جنس ماده را نشان میدهد.
#عکاسی
BioArts
@Sciencemodern2
#عکاسی
BioArts
@Sciencemodern2
Modern Science
ژیناندرومورفی در پروانهی سبز بالپرندهای: نیمی از بدن این پروانه خصوصیات جنس نر و نیمهی دیگر آن فنوتیپ جنس ماده را نشان میدهد. #عکاسی BioArts @Sciencemodern2
ژیناندرومورفی (انگلیسی: Gynandromorphism) ارگانیسمیاست که ویژگی هر دو جنس نر و ماده را داشته باشد. این اصطلاح بیشتر در زمینه حشرهشناسی استفاده میشود ولی در سخت پوستان و پرندگان نیز گزارش شده است. دلیل این پدیده جدا نشدن کامل ژنهای جنسیتی پس از انعقاد نطفه است
👆🏿👆🏿👆🏿
✅ کروموزوم های انسان و شامپانزه
✳️ جایگاه توالی های شبه تلومر و شبه سانترومتر در کروموزوم شماره 2 انسان ( چپ ) با آنچه در تلومر های کروموزوم های 12 و 13 و سانترومر کروموزوم 13 شامپانزه مطابقت میکند.
✅ این واقعیت بیانگر این موضوع است که کروموزوم های 12 و 13 در اجداد انسان به صورت انتها به انتها به هم چسبیده و کروموزوم 2 انسان امروزی را ایجاد کرده اند.سانترومر کروموزوم 12 اجدادی در کروموزوم 2 انسانی به صورت عملکردی و کارا باقی مانده است.در حالی که سانترومر دیگر که از کروموزوم 13 آمده است اینچنین نیست.
✅ منبع : کتاب بیولوژی کمپبل
✅ کانال فرگشت
🆔 @sciencemodern2
✅ کروموزوم های انسان و شامپانزه
✳️ جایگاه توالی های شبه تلومر و شبه سانترومتر در کروموزوم شماره 2 انسان ( چپ ) با آنچه در تلومر های کروموزوم های 12 و 13 و سانترومر کروموزوم 13 شامپانزه مطابقت میکند.
✅ این واقعیت بیانگر این موضوع است که کروموزوم های 12 و 13 در اجداد انسان به صورت انتها به انتها به هم چسبیده و کروموزوم 2 انسان امروزی را ایجاد کرده اند.سانترومر کروموزوم 12 اجدادی در کروموزوم 2 انسانی به صورت عملکردی و کارا باقی مانده است.در حالی که سانترومر دیگر که از کروموزوم 13 آمده است اینچنین نیست.
✅ منبع : کتاب بیولوژی کمپبل
✅ کانال فرگشت
🆔 @sciencemodern2
Modern Science
شرحی نداره این ثبت بی نظیر کانال ساینس مدرن @Sciencemodern2
آخرین مهرهداری که منقرض میشود، کدام حیوان است؟
سکوی افتخار سریعترین تغییرات ژنتیکی در میان مهرهداران، متعلق به مارها است. جالب این که جدیترین رقیب آنها در این راه، غذاای لذیذ و اصلی مارهای یعنی موشها هستند.
به نظر میرسد که خزندگان ترسناک زمین خیلی عجله دارند. اولین تعیین توالی ژنتیک مارها که برای دو گونه پیتون برمه و شاه کبری انجام شده، نشان میدهند که یکی از سریعترین نرخهای تکامل در بین تمامی مهرهداران، مربوط به آنها است.
میتوان از شکل مارها و علاقه زیاد آنها به غذاهای غیر تکراری و عظیمالجثه، چنین استنباط کرد که آنها باید به نسبت زمانی که از دیگر مهرهداران جدا شدند، دستخوش تغییرات تکاملی فراوانی شده باشند. آنها همچنین هر بار که غذا میخورند، دستخوش نوسانات متابولیکی زیادی میشوند، و هزاران ژن را پس از هر وعده غذا فعال کرده و سپس دوباره خاموش میکنند تا به اندامهای داخلی مجال انقباض را در طول دورههای گرسنگی بدهند.
به گزارش نیوساینتیست، یک متخصص ژنتیک دانشگاه کلرادو در دنور به نام دیوید پولاک، میگوید: «آنها تغییرات ژنتیکی زیادی را پشت سر گذراندهاند تا با زندگی به صورت یک لوله سازگار شوند».
وقتی گروه پولاک تقریبا 7500 ژن مار پیتون و کبری را با همتایان آنها در بین مهرهداران مقایسه کرد، دریافت که این نوع مارها تعداد زیاد و غیرعادی از تغییرات تکاملی دارند و حتی موشها را در رقابت برای کسب جایگاه بیشترین تغییرات ژنتیکی پشت سر گذاشتهاند. این همچنین بدان معنی است که مارها سریعتر از هر مهردار دیگری با شرایط جدید سازگار میشوند و احتمالا آخرین مهرهداری خواهند بود که منقرض خواهد شد.
چالاکی تکاملی
خیلی از ژنهایی که بیشترین تغییرات تکاملی را پشت سر گذاشتهاند، با شکل بدن و رشد اندامها، متابولیسم، تولید سم و حس بویایی مرتبطند.
به جای توالیهایی که ژنها را خاموش و روشن میکردند، خیلی از این تغییرات، در بخشهایی از ژنها انجام شدهاند که پروتئینها را رمزگذاری میکردند. این یافته، تاییدیهای بر یک نظریه قدیمی است که میگوید بیشتر تغییرات تکاملی با تغییر خود ژن ایجاد نمیشوند، بلکه زمانی رخ میدهند که این ژنها فعال شوند.
به گفته پولاک، احتمالا ژنوم مارها بیش از اندازه مستعد تغییرات ژنتیکی هستند، چون حاوی تعداد زیادی توالی تکراری هستند که امکان تغییر کروموزومها و در نتیجه تکثیر ژنها را بیشتر میکنند. برای مثال، یکی از یافتههای گروه این است که به نظر میرسد بسیاری از ژنهای مربوط به تولید سم مار کبری از ژنهای تکراری منتج شدهاند که ترشحات لوزالمعده را کنترل میکنند.
به گفته یکی از زیستشناسان تکاملی دانشگاه هاروارد به نام اسکات ادواردز، این زیرکی تکاملی میتواند به مارها توانایی بیشتری در سازگاری با چالشهای آینده بدهند. با این حال او میافزاید که حتی همین تغییرات تکاملی «سریع» مارها هم، میلیونها سال به طول میانجامد. او میگوید: «اما این که آنها ان قدر انعطاف پذیر باشند که در برابر تمام چالشهای از دست رفتن زیست بوم و تغییرات آبوهوایی هم دوام بیاورند، چیزی است که زمان مشخص میکند». اینجا دیگر صحبت از یک میلیون سال برای تکامل نیست. این بار باید تنها در چند دهه، با شرایط جدید سازگار شوند. مجید جویا کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
ranianreptiles
@Sciencemodern2
سکوی افتخار سریعترین تغییرات ژنتیکی در میان مهرهداران، متعلق به مارها است. جالب این که جدیترین رقیب آنها در این راه، غذاای لذیذ و اصلی مارهای یعنی موشها هستند.
به نظر میرسد که خزندگان ترسناک زمین خیلی عجله دارند. اولین تعیین توالی ژنتیک مارها که برای دو گونه پیتون برمه و شاه کبری انجام شده، نشان میدهند که یکی از سریعترین نرخهای تکامل در بین تمامی مهرهداران، مربوط به آنها است.
میتوان از شکل مارها و علاقه زیاد آنها به غذاهای غیر تکراری و عظیمالجثه، چنین استنباط کرد که آنها باید به نسبت زمانی که از دیگر مهرهداران جدا شدند، دستخوش تغییرات تکاملی فراوانی شده باشند. آنها همچنین هر بار که غذا میخورند، دستخوش نوسانات متابولیکی زیادی میشوند، و هزاران ژن را پس از هر وعده غذا فعال کرده و سپس دوباره خاموش میکنند تا به اندامهای داخلی مجال انقباض را در طول دورههای گرسنگی بدهند.
به گزارش نیوساینتیست، یک متخصص ژنتیک دانشگاه کلرادو در دنور به نام دیوید پولاک، میگوید: «آنها تغییرات ژنتیکی زیادی را پشت سر گذراندهاند تا با زندگی به صورت یک لوله سازگار شوند».
وقتی گروه پولاک تقریبا 7500 ژن مار پیتون و کبری را با همتایان آنها در بین مهرهداران مقایسه کرد، دریافت که این نوع مارها تعداد زیاد و غیرعادی از تغییرات تکاملی دارند و حتی موشها را در رقابت برای کسب جایگاه بیشترین تغییرات ژنتیکی پشت سر گذاشتهاند. این همچنین بدان معنی است که مارها سریعتر از هر مهردار دیگری با شرایط جدید سازگار میشوند و احتمالا آخرین مهرهداری خواهند بود که منقرض خواهد شد.
چالاکی تکاملی
خیلی از ژنهایی که بیشترین تغییرات تکاملی را پشت سر گذاشتهاند، با شکل بدن و رشد اندامها، متابولیسم، تولید سم و حس بویایی مرتبطند.
به جای توالیهایی که ژنها را خاموش و روشن میکردند، خیلی از این تغییرات، در بخشهایی از ژنها انجام شدهاند که پروتئینها را رمزگذاری میکردند. این یافته، تاییدیهای بر یک نظریه قدیمی است که میگوید بیشتر تغییرات تکاملی با تغییر خود ژن ایجاد نمیشوند، بلکه زمانی رخ میدهند که این ژنها فعال شوند.
به گفته پولاک، احتمالا ژنوم مارها بیش از اندازه مستعد تغییرات ژنتیکی هستند، چون حاوی تعداد زیادی توالی تکراری هستند که امکان تغییر کروموزومها و در نتیجه تکثیر ژنها را بیشتر میکنند. برای مثال، یکی از یافتههای گروه این است که به نظر میرسد بسیاری از ژنهای مربوط به تولید سم مار کبری از ژنهای تکراری منتج شدهاند که ترشحات لوزالمعده را کنترل میکنند.
به گفته یکی از زیستشناسان تکاملی دانشگاه هاروارد به نام اسکات ادواردز، این زیرکی تکاملی میتواند به مارها توانایی بیشتری در سازگاری با چالشهای آینده بدهند. با این حال او میافزاید که حتی همین تغییرات تکاملی «سریع» مارها هم، میلیونها سال به طول میانجامد. او میگوید: «اما این که آنها ان قدر انعطاف پذیر باشند که در برابر تمام چالشهای از دست رفتن زیست بوم و تغییرات آبوهوایی هم دوام بیاورند، چیزی است که زمان مشخص میکند». اینجا دیگر صحبت از یک میلیون سال برای تکامل نیست. این بار باید تنها در چند دهه، با شرایط جدید سازگار شوند. مجید جویا کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
ranianreptiles
@Sciencemodern2
سه قلوهایی با 11 سال اختلاف سن!
دوتا از این سه دختر یازده سال پیش به دنیا میان و سومین جنین فریز میشه. بعد از11 سال پدر و مادر تصمیم میگیرن که قُل سوم رو هم به دنیا بیارن.
✅ این اتفاق در سال 2011 روی داده است و این روزها فضای مجازی ایران را فرا گرفته است.
یک زوج انگلیسی در سال 1998 تصمیم به فرزند اوری می کنند و به لطف علم 24 تخمک زن گرفته شد که 14 تخمک بارور شدند. از این 14 تخمک 2 مورد تبدیل به دو خواهر دوقلو شدند و 12 تخمک یا در واقع رویان یا جنین اولیه فریز شدند تا سال بعد فرزند بوجود بیاید که این تصمیم 11 سال بعد اتفاق افتاده و لقاح صورت گرفته و نوزاد قل سوم به دنیا آمد.که زن این خانواده در 37 سالگی این لقاح را انجام داد.
#بهترین_کانال_علمی 👇👇💢
@sciencemodern2
http://420chan.blogspot.com/2011/01/triplets-born-after-11-years-apart.html?m=1
دوتا از این سه دختر یازده سال پیش به دنیا میان و سومین جنین فریز میشه. بعد از11 سال پدر و مادر تصمیم میگیرن که قُل سوم رو هم به دنیا بیارن.
✅ این اتفاق در سال 2011 روی داده است و این روزها فضای مجازی ایران را فرا گرفته است.
یک زوج انگلیسی در سال 1998 تصمیم به فرزند اوری می کنند و به لطف علم 24 تخمک زن گرفته شد که 14 تخمک بارور شدند. از این 14 تخمک 2 مورد تبدیل به دو خواهر دوقلو شدند و 12 تخمک یا در واقع رویان یا جنین اولیه فریز شدند تا سال بعد فرزند بوجود بیاید که این تصمیم 11 سال بعد اتفاق افتاده و لقاح صورت گرفته و نوزاد قل سوم به دنیا آمد.که زن این خانواده در 37 سالگی این لقاح را انجام داد.
#بهترین_کانال_علمی 👇👇💢
@sciencemodern2
http://420chan.blogspot.com/2011/01/triplets-born-after-11-years-apart.html?m=1
Modern Science
سه قلوهایی با 11 سال اختلاف سن! دوتا از این سه دختر یازده سال پیش به دنیا میان و سومین جنین فریز میشه. بعد از11 سال پدر و مادر تصمیم میگیرن که قُل سوم رو هم به دنیا بیارن. ✅ این اتفاق در سال 2011 روی داده است و این روزها فضای مجازی ایران را فرا گرفته…
خب دوستان درود
گاهی خبرنگاران برای جذاب شدن یک خبر، دست به شیطنت های رسانه ای میزنند.
و اما در باب این خبر...
عرض شود که تا کنون چندین نوع دوقلویی ( چندقلویی) تقسیم بندی و شناخته شده است.
اولین سطح از این طبقه بندی، مبتنی بر دوقلویی همسان یا تک تخمکی و دوقلویی غیرهمسان یا دو تخمکی است.
در دو قلویی همسان، یک سلول تخم بارور شده، به دو سلول جدا از هم تقسیم میشود و هر کدام از این دو سلول، یک جنین درست میکنند.
لذا دوقلوهای تک تخمکی، از نظر ژنتیکی در تئوری، یکسانند.
و اما دوقلوها یا چند قلوهای غیر همسان، هر کدام ناشی از لقاح یک اسپرم و تخمک جداگانه هستند. از این نظر، در باب ژنتیک، درست مثل خواهر و برداران غیر دوقلو محسوب میشوند.
اما در مورد این خبر.
در درمان ناباروری و لقاح مصنوعی، بدلیل محدود بودن ذخایر تخمک زنان و پیچیدگی عملیات گرفتن تخمک، معمولا با تحریک تخمک گذاری، طی یک عمل، چندین تخمک گرفته میشود و بعد از تماس با اسپرم، و لقاح، جنین های اضافی، برای دفعات بعد فریز میشوند.
لذا چنانکه در عکس ملاحظه میفرمایید. این خواهران هیچ شباهتی با هم ندارند و دو قلوهای غیر همسان هستند.
اطلاق واژه سه قلو هم در این مورد، نادرست است.
باید گفت یک دوقلوی غیر همسان، و یک خواهر دیگر!
#دکترقبادیان
گاهی خبرنگاران برای جذاب شدن یک خبر، دست به شیطنت های رسانه ای میزنند.
و اما در باب این خبر...
عرض شود که تا کنون چندین نوع دوقلویی ( چندقلویی) تقسیم بندی و شناخته شده است.
اولین سطح از این طبقه بندی، مبتنی بر دوقلویی همسان یا تک تخمکی و دوقلویی غیرهمسان یا دو تخمکی است.
در دو قلویی همسان، یک سلول تخم بارور شده، به دو سلول جدا از هم تقسیم میشود و هر کدام از این دو سلول، یک جنین درست میکنند.
لذا دوقلوهای تک تخمکی، از نظر ژنتیکی در تئوری، یکسانند.
و اما دوقلوها یا چند قلوهای غیر همسان، هر کدام ناشی از لقاح یک اسپرم و تخمک جداگانه هستند. از این نظر، در باب ژنتیک، درست مثل خواهر و برداران غیر دوقلو محسوب میشوند.
اما در مورد این خبر.
در درمان ناباروری و لقاح مصنوعی، بدلیل محدود بودن ذخایر تخمک زنان و پیچیدگی عملیات گرفتن تخمک، معمولا با تحریک تخمک گذاری، طی یک عمل، چندین تخمک گرفته میشود و بعد از تماس با اسپرم، و لقاح، جنین های اضافی، برای دفعات بعد فریز میشوند.
لذا چنانکه در عکس ملاحظه میفرمایید. این خواهران هیچ شباهتی با هم ندارند و دو قلوهای غیر همسان هستند.
اطلاق واژه سه قلو هم در این مورد، نادرست است.
باید گفت یک دوقلوی غیر همسان، و یک خواهر دیگر!
#دکترقبادیان
🐒 شواهد از فرگشت حیوانات شهری میگویند
امروزه محیط زیست ما نسبت به صد سال قبل به طرز شگفت انگیزی تغییر کرده است. از طرف دیگر بر اساس نظریه فرگشت، تغییر محیط بر روی صفات گونه های مختلف تاثیر گذار است، بنابرین ممکن است این تغییرات نه تنها بر رروی انسان بلکه بر روی حیواناتی که در محیط های شهری زندگی می کنند اثر گذار بوده باشد.پروفسور «مارک جانسون»، استاد دانشگاه تورنتو و دکتر «جیسون مونشی ساوت» از دانشگاه نیویورک برای پاسخ دادن به این سوال تحقیقات گسترده ای را صورت داده اند که نشان می دهد موجودات ساکن در محیط های شهری در حال فرگشت هستند.
آنها در مطالعه خود به افزایش طول منقار سهره و چرخریسک در انگلیس و آمریکا اشاره کرده اند که دلیل آن تلاش برای سازگاری بیشتر با جعبه هایی است که در خیابان های این شهرها به منظور غذادهی به پرندگان نصب شده اند.در برخی نقاط دیگر ماهی ها و حیوانات خانگی در برابر آلودگی زیست محیطی در حال مقاوم شدن هستند. گونه های جدیدی از پشه ها نیز در تونل های زیرزمینی و فاضلاب ها مشاهده شده است.برخی حیوانات از جمله پرندگان و موش های ساکن در شهرها نسبت به همنوعان روستایی خود از مغز بزرگتری برخوردار بوده و باهوش تر شده اند.علاوه بر این در برخی شهرهای آمریکا سایز دست و پای مارمولک کرک دار در حال افزایش است اما دلیل آن هنوز مشخص نشده است.
گفتنی است نمونه های مذکور تنها بخش کوچکی از حیواناتی هستند که در اثر تغییرات بیش از حد در محیط های شهری در حال فرگشت هستند.محققان عقیده دارند که مواردی از قبیل نور مصنوعی، آسفالت، آجر و شیشه، آلودگی، تونل های سیمانی و دیگر زیرساخت ها در این دگرگونی زیستی نقش اصلی را ایفا می کنند.
ترجمه یونس مرادی /بازنشر سایت DIGIATO.COM
☢️ @sciencemodern2
مقاله اصلی👇
http://science.sciencemag.org/content/358/6363/eaam8327
امروزه محیط زیست ما نسبت به صد سال قبل به طرز شگفت انگیزی تغییر کرده است. از طرف دیگر بر اساس نظریه فرگشت، تغییر محیط بر روی صفات گونه های مختلف تاثیر گذار است، بنابرین ممکن است این تغییرات نه تنها بر رروی انسان بلکه بر روی حیواناتی که در محیط های شهری زندگی می کنند اثر گذار بوده باشد.پروفسور «مارک جانسون»، استاد دانشگاه تورنتو و دکتر «جیسون مونشی ساوت» از دانشگاه نیویورک برای پاسخ دادن به این سوال تحقیقات گسترده ای را صورت داده اند که نشان می دهد موجودات ساکن در محیط های شهری در حال فرگشت هستند.
آنها در مطالعه خود به افزایش طول منقار سهره و چرخریسک در انگلیس و آمریکا اشاره کرده اند که دلیل آن تلاش برای سازگاری بیشتر با جعبه هایی است که در خیابان های این شهرها به منظور غذادهی به پرندگان نصب شده اند.در برخی نقاط دیگر ماهی ها و حیوانات خانگی در برابر آلودگی زیست محیطی در حال مقاوم شدن هستند. گونه های جدیدی از پشه ها نیز در تونل های زیرزمینی و فاضلاب ها مشاهده شده است.برخی حیوانات از جمله پرندگان و موش های ساکن در شهرها نسبت به همنوعان روستایی خود از مغز بزرگتری برخوردار بوده و باهوش تر شده اند.علاوه بر این در برخی شهرهای آمریکا سایز دست و پای مارمولک کرک دار در حال افزایش است اما دلیل آن هنوز مشخص نشده است.
گفتنی است نمونه های مذکور تنها بخش کوچکی از حیواناتی هستند که در اثر تغییرات بیش از حد در محیط های شهری در حال فرگشت هستند.محققان عقیده دارند که مواردی از قبیل نور مصنوعی، آسفالت، آجر و شیشه، آلودگی، تونل های سیمانی و دیگر زیرساخت ها در این دگرگونی زیستی نقش اصلی را ایفا می کنند.
ترجمه یونس مرادی /بازنشر سایت DIGIATO.COM
☢️ @sciencemodern2
مقاله اصلی👇
http://science.sciencemag.org/content/358/6363/eaam8327
Science
Evolution of life in urban environments
Human populations are shifting en masse to cities, which is leading to rapid increases in the number and extent of urban areas. Such changes are well known to cause declines in many species, but they can also act as alternative selection pressures to which…
Duliticola paradoxa, trilobite beetle
سوسک تریلوبیتی، ساکن اندونزی، که جنس نر (راست) و ماده (چپ) آن به لحاظ ظاهری و حتی اندازه بسیار متفاوت هستند. دربارهی فیزیولوژی و حتی تنوع این سوسکها اطلاعات زیادی دردست نیست.
@Sciencemodern2
سوسک تریلوبیتی، ساکن اندونزی، که جنس نر (راست) و ماده (چپ) آن به لحاظ ظاهری و حتی اندازه بسیار متفاوت هستند. دربارهی فیزیولوژی و حتی تنوع این سوسکها اطلاعات زیادی دردست نیست.
@Sciencemodern2
از زمان دستگیری و صدور دستور حبس، تا دهه ها پس از اجرای حکم یا حتی عفو و رهایی یک فرد محکوم به اعدام، سلامت روان، روابط و شرایط زندگی فرزندان او به شکل مخربی تحت تاثیر قرار میگیرد. ضربهٔ روانی ناشی از اعدام یکی از والدین یا اعضاء نزدیک خانواده، زمانی چند برابر میشود که بازماندگان این افراد، مورد بی تفاوتی و حتی خصومت از سوی محیط پیرامون و منابع قدرتی قرار میگیرند که در بهترین حالت موظف به ارائهٔ حمایتهای ویژه به خانواده های بازمانده هستند.
اگرچه سیستم هایی برای حمایت از خانواده های مقتولین و قربانیان جنایت ها و حوادث وجود دارد، اما خانواده های افرادی که مرتکب جرم و محکوم به مجازات شده اند، از سوی جامعه، قربانی تلقی نمیشوند و واقعیت نیاز آنها به دریافت حمایتهای ویژه، به عنوان افرادی بی سرپرست و آسیب دیده، نادیده گرفته میشود.
اجرای حکم اعدام باعث قطع شدن بی بازگشت رابطهٔ کودک با والد به شکلی ناگهانی و توأم با خشونت، میشود. مطالعات موجود، ارتباطات آشکاری را بین مرگ یک والد به دنبال اعدام و واکنشهای روانی مثل اعتماد به نفس پایین، احساس شرم، انکار واقعه و تلاش برای پنهان نمودن آن از دیگران، خشم، کاهش اشتها و از دست دادن علاقه به مدرسه، بازی و ..، اختلال خواب و تمرکز، کابوس، شب ادراری و دردهای جسمانی، نشان میدهند.
فرزندان افراد محکوم به اعدام، اگرچه خود مرتکب جرمی نشده اند، اما اغلب در ذهن افراد و جامعهٔ پیرامون خود، مورد انگ، تبعیض و حتی سوء ظن واقع میشوند. به این ترتیب آنها به سمت تلاش برای پنهان کردن این جنبه از زندگی خود، یا از آن سو، همانند سازی آشکار با والد از دست رفتهٔ خود، سوق می یابند.
https://t.me/Sciencemodern2
از دست دادن یک والد در نتیجهٔ قوانین حاکم بر جامعه ای که کودک عضوی از آن است، میتواند باعث شکل گیری نوع خاصی از رابطه با جامعه، برای کودک شود، که شکل گیری احساسات خصمانه نسبت به جامعه و منابع قدرت، بخصوص تمامی افراد یا نهادهایی که به نوعی با مجازات و اعدام در ارتباط هستند، بخشی از آن است؛ به خصوص در مواردی که اعدام تحت پوشش رسانه ای و هجمه های کلامی و حتی فیزیکی به شخص مجرم یا خانواده او اتفاق می افتد.
فارغ از آنکه آمار افراد محکوم به حبس یا اعدام در هرسال، تا چه میزان در معرض آگاهی عمومی قرار میگیرد، کودکان بازمانده از والدین محکوم به این مجازات ها، جمعیتی نامرئی از افراد جامعه را تشکیل میدهد که رنج و مصائب روانشناختی آنها مورد غفلت یا انکار آگاهانه از سوی نزدیکان، محیط پیرامون و نهادهای اجتماعی واقع میشود.
بسیاری از این کودکان متعلق به اقلیتها و طبقات اقتصادی-اجتماعی آسیب پذیری هستند که مشکلات و محرومیت های زمینه ای آنها، پس از اجرای حکم حبس یا اعدام یک والد و انگ اجتماعی ناشی از آن، تشدید میشود.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
https://quno.org/resource/2013/9/children-parents-sentenced-death-or-executed-how-are-they-affected-how-can-they-be
https://t.me/Sciencemodern2
اگرچه سیستم هایی برای حمایت از خانواده های مقتولین و قربانیان جنایت ها و حوادث وجود دارد، اما خانواده های افرادی که مرتکب جرم و محکوم به مجازات شده اند، از سوی جامعه، قربانی تلقی نمیشوند و واقعیت نیاز آنها به دریافت حمایتهای ویژه، به عنوان افرادی بی سرپرست و آسیب دیده، نادیده گرفته میشود.
اجرای حکم اعدام باعث قطع شدن بی بازگشت رابطهٔ کودک با والد به شکلی ناگهانی و توأم با خشونت، میشود. مطالعات موجود، ارتباطات آشکاری را بین مرگ یک والد به دنبال اعدام و واکنشهای روانی مثل اعتماد به نفس پایین، احساس شرم، انکار واقعه و تلاش برای پنهان نمودن آن از دیگران، خشم، کاهش اشتها و از دست دادن علاقه به مدرسه، بازی و ..، اختلال خواب و تمرکز، کابوس، شب ادراری و دردهای جسمانی، نشان میدهند.
فرزندان افراد محکوم به اعدام، اگرچه خود مرتکب جرمی نشده اند، اما اغلب در ذهن افراد و جامعهٔ پیرامون خود، مورد انگ، تبعیض و حتی سوء ظن واقع میشوند. به این ترتیب آنها به سمت تلاش برای پنهان کردن این جنبه از زندگی خود، یا از آن سو، همانند سازی آشکار با والد از دست رفتهٔ خود، سوق می یابند.
https://t.me/Sciencemodern2
از دست دادن یک والد در نتیجهٔ قوانین حاکم بر جامعه ای که کودک عضوی از آن است، میتواند باعث شکل گیری نوع خاصی از رابطه با جامعه، برای کودک شود، که شکل گیری احساسات خصمانه نسبت به جامعه و منابع قدرت، بخصوص تمامی افراد یا نهادهایی که به نوعی با مجازات و اعدام در ارتباط هستند، بخشی از آن است؛ به خصوص در مواردی که اعدام تحت پوشش رسانه ای و هجمه های کلامی و حتی فیزیکی به شخص مجرم یا خانواده او اتفاق می افتد.
فارغ از آنکه آمار افراد محکوم به حبس یا اعدام در هرسال، تا چه میزان در معرض آگاهی عمومی قرار میگیرد، کودکان بازمانده از والدین محکوم به این مجازات ها، جمعیتی نامرئی از افراد جامعه را تشکیل میدهد که رنج و مصائب روانشناختی آنها مورد غفلت یا انکار آگاهانه از سوی نزدیکان، محیط پیرامون و نهادهای اجتماعی واقع میشود.
بسیاری از این کودکان متعلق به اقلیتها و طبقات اقتصادی-اجتماعی آسیب پذیری هستند که مشکلات و محرومیت های زمینه ای آنها، پس از اجرای حکم حبس یا اعدام یک والد و انگ اجتماعی ناشی از آن، تشدید میشود.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
https://quno.org/resource/2013/9/children-parents-sentenced-death-or-executed-how-are-they-affected-how-can-they-be
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
زنان احساس سرمای بیشتری میکنند
https://marde-rooz.com/84789/
@sciencemodern2
طبیعت زن و مرد به دلایل بسیار می تواند با هم فرق داشته باشد. اما این تفاوت های فیزیکی ویزگی های منحصر به فرد این دو جنس است. برای همین، شناخت هر چه کاملتر زنان حتما به درک بیشتر آنها می انجامد. اجازه دهید به ۴ دلیل علمی اشاره کنیم که توضیح می دهد چرا زنان سرمایی تر از ما مردان هستند.
جریان خون در دست و پای زنان کمتر است
دست و پای انسان وقتی در معرض هوای سرد قرار می گیرد سعی می کند از طریق منقبض کردن مویرگ ها، جریان خون کمتری را به سمت خود جذب کند. با این کار، دست و پا از حرارت کمتری برخوردار می شوند و گرمای بیشتر نصیب قلب و کلیه و شش ها و بقیه قسمت های حیاتی بدن می گردد.
زنان به خاطر اینکه خون کمتری در بدن شان وجود دارد این جلوگیری از انتقال خون به دست و پا و سطح پوست، تاثیرش بیشتر دیده می شود. برای همین زنها احساس سرمای بیشتری می کند.
هورمون های زنانه
استروژن سرعت گردش خون را کند می سازد و به این خاطر سطح بیرونی بدن زنان با گردش خون کمتری روبرو است و طبیعتا سردتر از اعضای درونی بدن آنها است. این اتفاق در دوران پریود ماهانه شان، بیشتر خودش را نشان می دهد.
نقطه مقابلش تاثیر هورمون مردانه تستوسترون است. هورمون مردانه باعث کاهش حساسیتعصب های نشان دهنده سرما در پوست هستند. به عبارتی دیگر مردان حساسیت کمتری به سرمای بیرونی می توانند نشان دهند.
متابولیسم زنان کمتر است
متابولیسم مردان ۲۳ درصد بیشتر از زنان است. یعنی اینکه بدن شان سوخت و ساز بیشتری به خرج می دهد که خود این مسئله باعث بالا رقتن سریعتر دمای بدن مردان می شود. به تعبیر دیگر زنان و مردان وقتی در مجاورت سرما قرار می گیرند بخاری مردان شعله بیشتری دارد و سریعتر بدن را گرم می کنند.
@sciencemodern2
البته بدن زنان چربی بیشتری در بدن انبار می کند و برای گرم بودن بدن موثر است ولی تاثیر چربی خیلی کمتر از حرارت ناشی از ماهیچه ها در متابولیسم می باشد.
داشتن دوستان سرد
محققین علوم اجتماعی متوجه شده اند که وقتی زنان با هم در یک جا جمع می شوند می توانند حساسیت به سرما را به همدیگر منتقل کنند.
در یک تحقیق با عنوان « سرایت سرما» متوجه شدند که حرارت دست زنان کاهش می یابد وقتی که به ویدئوی گذاشتن دستان درون آب سرد می نگریستند. وقتی زنان با هم هستند اگر یکی شان به سرما حساسیت نشان دهد به بقیه هم سرایت می کند.
https://marde-rooz.com/84789/
@sciencemodern2
طبیعت زن و مرد به دلایل بسیار می تواند با هم فرق داشته باشد. اما این تفاوت های فیزیکی ویزگی های منحصر به فرد این دو جنس است. برای همین، شناخت هر چه کاملتر زنان حتما به درک بیشتر آنها می انجامد. اجازه دهید به ۴ دلیل علمی اشاره کنیم که توضیح می دهد چرا زنان سرمایی تر از ما مردان هستند.
جریان خون در دست و پای زنان کمتر است
دست و پای انسان وقتی در معرض هوای سرد قرار می گیرد سعی می کند از طریق منقبض کردن مویرگ ها، جریان خون کمتری را به سمت خود جذب کند. با این کار، دست و پا از حرارت کمتری برخوردار می شوند و گرمای بیشتر نصیب قلب و کلیه و شش ها و بقیه قسمت های حیاتی بدن می گردد.
زنان به خاطر اینکه خون کمتری در بدن شان وجود دارد این جلوگیری از انتقال خون به دست و پا و سطح پوست، تاثیرش بیشتر دیده می شود. برای همین زنها احساس سرمای بیشتری می کند.
هورمون های زنانه
استروژن سرعت گردش خون را کند می سازد و به این خاطر سطح بیرونی بدن زنان با گردش خون کمتری روبرو است و طبیعتا سردتر از اعضای درونی بدن آنها است. این اتفاق در دوران پریود ماهانه شان، بیشتر خودش را نشان می دهد.
نقطه مقابلش تاثیر هورمون مردانه تستوسترون است. هورمون مردانه باعث کاهش حساسیتعصب های نشان دهنده سرما در پوست هستند. به عبارتی دیگر مردان حساسیت کمتری به سرمای بیرونی می توانند نشان دهند.
متابولیسم زنان کمتر است
متابولیسم مردان ۲۳ درصد بیشتر از زنان است. یعنی اینکه بدن شان سوخت و ساز بیشتری به خرج می دهد که خود این مسئله باعث بالا رقتن سریعتر دمای بدن مردان می شود. به تعبیر دیگر زنان و مردان وقتی در مجاورت سرما قرار می گیرند بخاری مردان شعله بیشتری دارد و سریعتر بدن را گرم می کنند.
@sciencemodern2
البته بدن زنان چربی بیشتری در بدن انبار می کند و برای گرم بودن بدن موثر است ولی تاثیر چربی خیلی کمتر از حرارت ناشی از ماهیچه ها در متابولیسم می باشد.
داشتن دوستان سرد
محققین علوم اجتماعی متوجه شده اند که وقتی زنان با هم در یک جا جمع می شوند می توانند حساسیت به سرما را به همدیگر منتقل کنند.
در یک تحقیق با عنوان « سرایت سرما» متوجه شدند که حرارت دست زنان کاهش می یابد وقتی که به ویدئوی گذاشتن دستان درون آب سرد می نگریستند. وقتی زنان با هم هستند اگر یکی شان به سرما حساسیت نشان دهد به بقیه هم سرایت می کند.
مرد روز
زنان احساس سرمای بیشتری میکنند - مرد روز
طبیعت زن و مرد به دلایل بسیاری می تواند با هم فرق داشته باشد. اما این تفاوت های فیزیکی ویژگی های منحصر به فرد...
روانشناسی بالینی جزو علوم تجربی(ساینس) نیست ، نالج محسوب میشه، شاخه های دیگری مثل روانشناسی تکاملی جزو ساینس محسوب میشن
مفهوم علم در زبان فارسی گاهی به معنای معرفت یا کسب اطلاعات و... استفاده میشه، اما علم تجربی به معنای ساینس ،مورد نظر ما بوده
نکته دیگه اینکه مثبت اندیشی ،اصطلاحی کاملا برگرفته از شبه علم و مبتنی بر درک خطا از انرژی هست.
روانشناسی مثبت گرا هم جزو ساینس نیست اصلا و ابداً ، اساسا دسته بندی های این مکتب هم متفاوت با روانشناسان دیگه هست
یعنی با نظام طبقه بندی DSM که دسته بندی اختلال های روانشناسی هست مخالفن اصلا طبقه بندی خاص خودشون رو ارائه میدن، یعنی CSV
اساس کارشون هم هیچ ارتباطی با علم تجربی نداره
حالا اینکه چقدر در جامعه روانشناسی مورد پذیرش هست یا نه،اون بحث دیگه ای مربوط به حوزه روانشناسی بالینی هست.
#روانشناسی
#آرین
@Sciencemodern2
مفهوم علم در زبان فارسی گاهی به معنای معرفت یا کسب اطلاعات و... استفاده میشه، اما علم تجربی به معنای ساینس ،مورد نظر ما بوده
نکته دیگه اینکه مثبت اندیشی ،اصطلاحی کاملا برگرفته از شبه علم و مبتنی بر درک خطا از انرژی هست.
روانشناسی مثبت گرا هم جزو ساینس نیست اصلا و ابداً ، اساسا دسته بندی های این مکتب هم متفاوت با روانشناسان دیگه هست
یعنی با نظام طبقه بندی DSM که دسته بندی اختلال های روانشناسی هست مخالفن اصلا طبقه بندی خاص خودشون رو ارائه میدن، یعنی CSV
اساس کارشون هم هیچ ارتباطی با علم تجربی نداره
حالا اینکه چقدر در جامعه روانشناسی مورد پذیرش هست یا نه،اون بحث دیگه ای مربوط به حوزه روانشناسی بالینی هست.
#روانشناسی
#آرین
@Sciencemodern2
🤔 چرا بعضی از رویاهایمان را بعد از بیدار شدن فراموش می کنیم؟
🔺ما تقریبا بیشتر همه ی خواب هایمان را فراموش می کنیم. این فراموشی عموما به وضعیت شیمیایی که در #مغز ماست مربوط می شود و در مرحله ای از #خواب که نام آن R.E.M یا حرکت سریع چشم ها است اتفاق می افتد، اما این همه ی داستان نیست.
✅ شاید بهترین جواب قانع کننده عدم حضور #اپی_نفرین در قشر #مخ (بخشی از مغز که یک نقش حیاتی در توانایی ما در #حافظه ، افکار، زبان و ... ایفا می کند) باشد. یک پژوهش در سال 2002 انجام شد و نتیجه آن بود که حضور اپی نفرین، حافظه را در #انسان بهبود می بخشد؛ اما نقش آن در یادگیری و یادآوری هنوز جای بحث داشت.
🔹 در کل ما در فراموش کردن چیز های غیر ضروری خیلی خوب هستیم. در واقع افکار ما، نه فقط آنهایی که ما در حین خواب دیدن داریم، فراموش می شوند. ما تمایل داریم که فقط چیز هایی را به یاد بیاوریم که اغلب به آنها فکر می کنیم یا اهمیت احساسی برای ما دارند. در واقع تفکر ژرف و عمیق روی افکار و نظر ها بخشی از مغز را فعال می کند که مسئول تسهیل حافظه ماست. و شاید این یکی از دلایل یادآوری چیز های مهم از جمله خواب های مهم باشد.
🔸 با وجود اینکه بسیاری از خواب ها را فراموش می کنیم اما مهم هایشان شاید تا آخر عمر با ما بمانند و با ما فراموش شوند. پس هر چه رویا ها یا افکار ما مهم تر باشند احتمال یادآوری آنها بیشتر است.
💬 برگردان: #احمدرضا_مرادی_علمدارلو
📡 Telegram.me/SCiencemodern2
════════════════
🔗 https://www.scientificamerican.com/article/why-do-memories-of-vivid-dreams/
🔺ما تقریبا بیشتر همه ی خواب هایمان را فراموش می کنیم. این فراموشی عموما به وضعیت شیمیایی که در #مغز ماست مربوط می شود و در مرحله ای از #خواب که نام آن R.E.M یا حرکت سریع چشم ها است اتفاق می افتد، اما این همه ی داستان نیست.
✅ شاید بهترین جواب قانع کننده عدم حضور #اپی_نفرین در قشر #مخ (بخشی از مغز که یک نقش حیاتی در توانایی ما در #حافظه ، افکار، زبان و ... ایفا می کند) باشد. یک پژوهش در سال 2002 انجام شد و نتیجه آن بود که حضور اپی نفرین، حافظه را در #انسان بهبود می بخشد؛ اما نقش آن در یادگیری و یادآوری هنوز جای بحث داشت.
🔹 در کل ما در فراموش کردن چیز های غیر ضروری خیلی خوب هستیم. در واقع افکار ما، نه فقط آنهایی که ما در حین خواب دیدن داریم، فراموش می شوند. ما تمایل داریم که فقط چیز هایی را به یاد بیاوریم که اغلب به آنها فکر می کنیم یا اهمیت احساسی برای ما دارند. در واقع تفکر ژرف و عمیق روی افکار و نظر ها بخشی از مغز را فعال می کند که مسئول تسهیل حافظه ماست. و شاید این یکی از دلایل یادآوری چیز های مهم از جمله خواب های مهم باشد.
🔸 با وجود اینکه بسیاری از خواب ها را فراموش می کنیم اما مهم هایشان شاید تا آخر عمر با ما بمانند و با ما فراموش شوند. پس هر چه رویا ها یا افکار ما مهم تر باشند احتمال یادآوری آنها بیشتر است.
💬 برگردان: #احمدرضا_مرادی_علمدارلو
📡 Telegram.me/SCiencemodern2
════════════════
🔗 https://www.scientificamerican.com/article/why-do-memories-of-vivid-dreams/
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد!! اجزای موجود در جهان است...
@Sciencemodern2
ارتباط با ادمین ها
@Alizeza
@Outcaste
@Pendaar77
@Roshana2026
@Sciencemodern2
ارتباط با ادمین ها
@Alizeza
@Outcaste
@Pendaar77
@Roshana2026
#فرگشت
#هنر_علم
50. انتخاب طبیعی چیست و چگونه کار میکند؟
🔹داروین نظریه خود درباره انتخاب طبیعی انواع (فرگشت یا تکامل از طریق انتخاب طبیعی) را بر پایه چهار اندیشه استوار کرد. اگر این اندیشه ها را در مورد جامعه ی خاصی مدنظر قرار دهیم، به راحتی میتوانیم استدلال های او را دنبال کنیم:
۱) زاد و ولد بیش از حد: زایش و تولید هر یک از انواع موجودات زنده، بحدی است که از میزان لازم برای بقای نسل آن تجاوز میکند. هر جفت موش میتواند سالانه شش بار و هر بار شش بچه به وجود آورد. در عرض شش هفته، همین بچه موش ها قادرند به نوبه ی خود، تولید مثل کنند. میتوانید تصور کنید اگر تمام بچه موش ها به حیات و تولید مثل خود ادامه میدادند، در حال حاضر چقدر موش وجود داشت؟ چرا کره زمین پر از موش نشده است؟ باروری یک جفش موش تا این حد زیاد است، با وجود این، شمار آحاد در مورد هر حیوانی که در نظر بگیرید، با توجه به این که کلیه نوزادان به سن تولید نمیرسند، گرایش تثبیتی دارد.
۲) تنازع بقا: شرایط محیط در امکان بقای موجود موثر است. موجودات زنده و محیط، متقابلا بر یکدیگر تاثیر میگذارند. محیط منبع تغذیه موجود است، فضا و محل مساعد برای رقبا و دشمنان را در نیز خود پناه داده است. برای همین است که تمامی آحاد تشکیل دهنده ی یک جامعه، تا سن تولیدمثل، به زندگی خود ادامه نمیدهند. امکان دارد موشی به وسیله یک پرنده گوشتخوار شکار شود. یا اینکه نتواند برای خود جفتی پیدا کند. و یا اینکه نتواند برای خود به اندازه کافی مواد غذایی فراهم آورد.
۳) چند تفاوت مهم: تمام آحاد تشکیل دهنده یک گروه مشابه نیستند و بعضی ها شانس بیشتری برای ادامه زندگی دارند. هرگز دو موش، کاملا شبیه یکدیگر نمیشوند. تفاوتهای چندی که این موش ها با هم دارند، شانس آنها را در یک زمینه ادامه زندگی تغییر میدهد. موش ها، همه یکرنگ نیستند و بعضی ها رنگ تیره تری دارند. بر روی یک زمینه تیره رنگ، موش هایی که رنگ روشن دارند، به راحتی مشخص میشوند. به همین سبب احتمال بیشتری وجود دارد که این موش ها، توسط جغد شکار شوند. در چنین شرایطی موش های تیره رنگ خود را بهتر با محیط تطبیق میدهند و شانس بیشتری برای ادامه حیات و تولیدمثل دارند.
۴) مسئله وراثت: بعضی از خصوصیات به نسل بعد منتقل میشود. بنابراین، برخی تفاوتها میان موجودات، مربوط به وراثت است. در مورد موش ها میتوان به رنگ موی آنها اشاره کرد. در منطقه ای که خاک تیره دارد. جانوران شکارچی موش هایی را که رنگ روشن دارند، بهتر می بینند. در نتیجه، احتمال دیده شدن موش های رنگ تیره کمتر است و آنها شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل دارند و به احتمال زیاد، این خصوصیت، به نسل های بعدی نیز منتقل می شود. در این صورت، در نسل بعدی، شمار موش های تیره رنگ بیشتر خواهد شد. اگر شرایط به همین نحو باقی بماند، شمار موش های تیره رنگ پیوسته در حال افزایش خواهد بود. بعد از چند نسل، این احتمال کاملا وجود دارد که تعداد موجودات دارای سازگاری بیشتر با شرایط محیط، افزایش یابد.
🔸داروین این فرآیند را انتخاب طبیعی مینامد. از طریق انتخاب طبیعی، میتوان توضیح داد چگونه به موازات سازگاری بیشتر و بهتر موجودات با محیط خود -که به تدریج حاصل میشود- خصوصات جمعی آنها تغییر میکند.
➖بید فلفلی: تغییر ناشی از زمان نمونه ای از انتخاب طبیعی که خصایص جمعیتی موجودات را تغییر میدهد. این نوع حشره (بید فلفلی) در انگلستان فراوان است و پرندگان زیادی از آنها تغذیه میکنند. پرنده ها، این حشرات شب پرواز را روزهنگام، زمانی که بر روی درختها مشغول به استراحت هستند، شکار میکنند. در قرن ۱۹، شرایط زیستی این پروانه ها بطور تاثرآوری تغییر پیدا کرد. پیش از انقلاب صنعتی، تنه درختان از انبوهی این حشرات خاکستری میزد. اما در اواخر قرن نوزده، ترشحات و دود کارخانه ها، قسمت اعظم این پروانه ها را از بین برد و در بیشتر مناطق صنعتی درختها از رنگ سیاه پوشانده شدند.
🐠 @Sciencemodern2 🐠
#هنر_علم
50. انتخاب طبیعی چیست و چگونه کار میکند؟
🔹داروین نظریه خود درباره انتخاب طبیعی انواع (فرگشت یا تکامل از طریق انتخاب طبیعی) را بر پایه چهار اندیشه استوار کرد. اگر این اندیشه ها را در مورد جامعه ی خاصی مدنظر قرار دهیم، به راحتی میتوانیم استدلال های او را دنبال کنیم:
۱) زاد و ولد بیش از حد: زایش و تولید هر یک از انواع موجودات زنده، بحدی است که از میزان لازم برای بقای نسل آن تجاوز میکند. هر جفت موش میتواند سالانه شش بار و هر بار شش بچه به وجود آورد. در عرض شش هفته، همین بچه موش ها قادرند به نوبه ی خود، تولید مثل کنند. میتوانید تصور کنید اگر تمام بچه موش ها به حیات و تولید مثل خود ادامه میدادند، در حال حاضر چقدر موش وجود داشت؟ چرا کره زمین پر از موش نشده است؟ باروری یک جفش موش تا این حد زیاد است، با وجود این، شمار آحاد در مورد هر حیوانی که در نظر بگیرید، با توجه به این که کلیه نوزادان به سن تولید نمیرسند، گرایش تثبیتی دارد.
۲) تنازع بقا: شرایط محیط در امکان بقای موجود موثر است. موجودات زنده و محیط، متقابلا بر یکدیگر تاثیر میگذارند. محیط منبع تغذیه موجود است، فضا و محل مساعد برای رقبا و دشمنان را در نیز خود پناه داده است. برای همین است که تمامی آحاد تشکیل دهنده ی یک جامعه، تا سن تولیدمثل، به زندگی خود ادامه نمیدهند. امکان دارد موشی به وسیله یک پرنده گوشتخوار شکار شود. یا اینکه نتواند برای خود جفتی پیدا کند. و یا اینکه نتواند برای خود به اندازه کافی مواد غذایی فراهم آورد.
۳) چند تفاوت مهم: تمام آحاد تشکیل دهنده یک گروه مشابه نیستند و بعضی ها شانس بیشتری برای ادامه زندگی دارند. هرگز دو موش، کاملا شبیه یکدیگر نمیشوند. تفاوتهای چندی که این موش ها با هم دارند، شانس آنها را در یک زمینه ادامه زندگی تغییر میدهد. موش ها، همه یکرنگ نیستند و بعضی ها رنگ تیره تری دارند. بر روی یک زمینه تیره رنگ، موش هایی که رنگ روشن دارند، به راحتی مشخص میشوند. به همین سبب احتمال بیشتری وجود دارد که این موش ها، توسط جغد شکار شوند. در چنین شرایطی موش های تیره رنگ خود را بهتر با محیط تطبیق میدهند و شانس بیشتری برای ادامه حیات و تولیدمثل دارند.
۴) مسئله وراثت: بعضی از خصوصیات به نسل بعد منتقل میشود. بنابراین، برخی تفاوتها میان موجودات، مربوط به وراثت است. در مورد موش ها میتوان به رنگ موی آنها اشاره کرد. در منطقه ای که خاک تیره دارد. جانوران شکارچی موش هایی را که رنگ روشن دارند، بهتر می بینند. در نتیجه، احتمال دیده شدن موش های رنگ تیره کمتر است و آنها شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل دارند و به احتمال زیاد، این خصوصیت، به نسل های بعدی نیز منتقل می شود. در این صورت، در نسل بعدی، شمار موش های تیره رنگ بیشتر خواهد شد. اگر شرایط به همین نحو باقی بماند، شمار موش های تیره رنگ پیوسته در حال افزایش خواهد بود. بعد از چند نسل، این احتمال کاملا وجود دارد که تعداد موجودات دارای سازگاری بیشتر با شرایط محیط، افزایش یابد.
🔸داروین این فرآیند را انتخاب طبیعی مینامد. از طریق انتخاب طبیعی، میتوان توضیح داد چگونه به موازات سازگاری بیشتر و بهتر موجودات با محیط خود -که به تدریج حاصل میشود- خصوصات جمعی آنها تغییر میکند.
➖بید فلفلی: تغییر ناشی از زمان نمونه ای از انتخاب طبیعی که خصایص جمعیتی موجودات را تغییر میدهد. این نوع حشره (بید فلفلی) در انگلستان فراوان است و پرندگان زیادی از آنها تغذیه میکنند. پرنده ها، این حشرات شب پرواز را روزهنگام، زمانی که بر روی درختها مشغول به استراحت هستند، شکار میکنند. در قرن ۱۹، شرایط زیستی این پروانه ها بطور تاثرآوری تغییر پیدا کرد. پیش از انقلاب صنعتی، تنه درختان از انبوهی این حشرات خاکستری میزد. اما در اواخر قرن نوزده، ترشحات و دود کارخانه ها، قسمت اعظم این پروانه ها را از بین برد و در بیشتر مناطق صنعتی درختها از رنگ سیاه پوشانده شدند.
🐠 @Sciencemodern2 🐠
Uropyia meticulodina
نوعی بید با ظاهری شبیه به یک برگ خشک چروکیده، که به خوبی به استتار آن در کف جنگل و زیر درختان کمک میکند. این بید در چین و تایوان یافت میشود.
BioArts
@Sciencemodern2
نوعی بید با ظاهری شبیه به یک برگ خشک چروکیده، که به خوبی به استتار آن در کف جنگل و زیر درختان کمک میکند. این بید در چین و تایوان یافت میشود.
BioArts
@Sciencemodern2
✅ چگونه مجلات #جعلی را شناسایی کنیم؟
#مجلات_جعلی (hijacked journals#) یا تقلبی(Fake#)
ژورنالهای جعلی یا تقلبی به یکی از معضلات جامعه علمی کشور تبدیل شده است. این پدیده باعت گمراهی پژوهشگران و دانشجویان شده و روز به روز به کمیت آن نیز افزوده میشود. بی اطلاعی برخی از پژوهشگران ودانشجویان موجب می شود که بازار این نوع مجلات داغ شده و متصدیان آن نیز به سود کلانی می رسند. این مجلات به واسطه ارائه پذیرشهای سریع السیر و همچنین دارا بودن ضریب تاثیر پژوهشگران را وسوسه کرده و به دام خود می اندازند. متاسفانه روزانه تماسهای متعددی با موسسه پارس تز ایرانیان گرفته میشود که به دام متصدیان چنین ژورنالهایی افتاده اند و علاوه بر از دست رفتن هزینه های چاپ به دلیل شناخته شدن این مجلات آبروی علمی نیز برای آنها باقی نمانده است.
@Sciencemodern2
مجلات جعلی (hijacked journals) یا تقلبی(Fake)چه ژورنالهایی هستند؟
ژورنالهای جعلی ژورنالهایی هستند که به دروغ نام و نشان علمی مجله ای که عموماً وب سایت ندارد را جعل کرده و با ظاهرسازی دروغین اعم از قراردادن آرشیو مقالات مجله اصلی، درج ISSN مجله اصلی و یا ثبت دامین با نام مجله درپی فریب پژوهشگران و دانشجویان برای سودجویی مالی خود هستند. مجلات جعلی عموماً از اسم مجله معتبری که وبسایتی ندارد سوء استفاده کرده و با طراحی وب سایت و معرفی مجله اصلی به دروغ ادعا می کند که وب سایت اصلی و معتبر می باشد. دقت کنید که افرادی که این وب سایت ها را طراحی می کنند در وب سایت تامپسون رویترز به دنبال مجلاتی می گردند که صاحبان مجله هنوز وب سایتی به اسم مجله ثبت نکرده اند. همین امر فرصتی را فراهم میکند که به سرعت وب سایت جعلی طراحی شده و از مشحصات ژورنال اصلی برای موجه جلوه دادن آن استفاده کنند.
از کجا می توان به جعلی یا hijacked بودن یک مجله پی برد؟
۱- وب سایت این ژونالها عموماً به تازگی طراحی می شوند و زمان ثبت دامین مربوط به یک یا دو سال اخیر می شود. شما می توانید با مراجعه به سایت http://whois.com/ به زمان دامین خریداری شده و طراحی آنها پی برد. هرچند ممکن است مواردی باشد که وب سایت اصلی یک مجله معتبر نیز تازه طراحی شده باشد ولی یکی از دلایلی که شما باید به آن شک کنید زمان ثبت دامین آن است.
۲- پوسته ظاهری این مجلات عموماً به صورت تمپلیت های آماده خریداری می شود و یا در غیر این صورت چند گزینه ساده مانند ارشیو، تماس با ما در سایت موجود می باشد. حرف ما این است که وقت زیادی برای این وب سایتها گذاشته نمی شود و صورت ظاهری آنها نشان از طراحی سرسری وب سایت ژورنال دارد.
۳- شما می دانید که اگر مجلهای isi بوده و یا دارای ضریب تاثیر باشد بنابرین طی سالهای متمادی با ارزیابی و پایش دقیق مقالات خود به این مرحله رسیده است پس بنابراین دارای ارشیو قوی از مقالات خود می باشد. در مجلاتی که جعل می شوند عموما جاعلان آنها دسترسی به ارشیو مقالات مجله اصلی و معتبر ندارند بنابراین یا ارشیوی تشکیل نمی دهند یا اگر تشکیل بدهند به تعداد انگشتان دست می رسد.
۴- حتما ارشیو این مجلات را چک کنید و با سرچ عناوین مقالاتی که در وب سایت قرار داده شده است مطمئن شوید که مقالات در جای دیگر چاپ نشده باشند. خیلی جالب است که بدانید چون این افراد به ارشیو مجله اصلی دسترسی ندارند برای گمراه کردن پژوهشگران اقدام به تشکیل ارشیو مقالاتی می کنند که قبلا در مجلات دیگر چاپ شده است و شما با یک سرچ سریع به آن دسترسی پیدا می کنید.
۵-حتما عنوان مجله را در گوگل سرچ کنید. می دانید که در بسیاری از وب سایتهای دیگر در مورد مجله مطالبی را درج میکنند. شما ممکن است با این کار به مطالبی برخورد کنید که در وب سایت های انگلیسی به تقلبی بودن آن وب سایت اشاره کرده باشند. یا به صورت ساده اسم ژورنال + hijacked را در گوگل سرچ کنید اگر آن وب سایت لو رفته باشد حتما راجع به آن مطالبی را نوشته اند.
۶-اسم ژورنال را به همراه ادیتور اصلی سرچ کنید. در این صورت مطمئن باشید به اسم ادیتور اصلی میرسید وقتی به اسم ادیتور رسیدید به دنبال ایمیل ایشان بگردید. عموما ادیتورهای ژورنالها اعضای هیئت علمی هستند و ایمیل ژورنالی آنها در وب سایتهای مختلفی درج شده است. ایمیل ژونالی ادیتور را با ایمیل درج شده در وب سایت های جعلی تطبیق دهید. مسلما اختلافاتی را می یابید. چرا که یک یور نیم برای اولین و اخرین بار ثبت می شود و امکان جعل دقیق آن وجود ندارد. جاعلان این وب سایت ها عموما از ایمیلهای ازاد مثل یاهو و جیمیل استفاده می کنند.
۷-دقت کنید ویژگی اصلی مجلات جعلی یا hijacked عدم داوری و مطالبه سریع هزینه های چاپ می باشد. به این نکته دقت کنید مجله ای که ISI و دارای ضریب تاثیر هیچ گاه به مقاله ای بدون کامنتهای داوری پذیرش نمی دهد.
منبع؛ اادیتورز
@Sciencemodern2
#مجلات_جعلی (hijacked journals#) یا تقلبی(Fake#)
ژورنالهای جعلی یا تقلبی به یکی از معضلات جامعه علمی کشور تبدیل شده است. این پدیده باعت گمراهی پژوهشگران و دانشجویان شده و روز به روز به کمیت آن نیز افزوده میشود. بی اطلاعی برخی از پژوهشگران ودانشجویان موجب می شود که بازار این نوع مجلات داغ شده و متصدیان آن نیز به سود کلانی می رسند. این مجلات به واسطه ارائه پذیرشهای سریع السیر و همچنین دارا بودن ضریب تاثیر پژوهشگران را وسوسه کرده و به دام خود می اندازند. متاسفانه روزانه تماسهای متعددی با موسسه پارس تز ایرانیان گرفته میشود که به دام متصدیان چنین ژورنالهایی افتاده اند و علاوه بر از دست رفتن هزینه های چاپ به دلیل شناخته شدن این مجلات آبروی علمی نیز برای آنها باقی نمانده است.
@Sciencemodern2
مجلات جعلی (hijacked journals) یا تقلبی(Fake)چه ژورنالهایی هستند؟
ژورنالهای جعلی ژورنالهایی هستند که به دروغ نام و نشان علمی مجله ای که عموماً وب سایت ندارد را جعل کرده و با ظاهرسازی دروغین اعم از قراردادن آرشیو مقالات مجله اصلی، درج ISSN مجله اصلی و یا ثبت دامین با نام مجله درپی فریب پژوهشگران و دانشجویان برای سودجویی مالی خود هستند. مجلات جعلی عموماً از اسم مجله معتبری که وبسایتی ندارد سوء استفاده کرده و با طراحی وب سایت و معرفی مجله اصلی به دروغ ادعا می کند که وب سایت اصلی و معتبر می باشد. دقت کنید که افرادی که این وب سایت ها را طراحی می کنند در وب سایت تامپسون رویترز به دنبال مجلاتی می گردند که صاحبان مجله هنوز وب سایتی به اسم مجله ثبت نکرده اند. همین امر فرصتی را فراهم میکند که به سرعت وب سایت جعلی طراحی شده و از مشحصات ژورنال اصلی برای موجه جلوه دادن آن استفاده کنند.
از کجا می توان به جعلی یا hijacked بودن یک مجله پی برد؟
۱- وب سایت این ژونالها عموماً به تازگی طراحی می شوند و زمان ثبت دامین مربوط به یک یا دو سال اخیر می شود. شما می توانید با مراجعه به سایت http://whois.com/ به زمان دامین خریداری شده و طراحی آنها پی برد. هرچند ممکن است مواردی باشد که وب سایت اصلی یک مجله معتبر نیز تازه طراحی شده باشد ولی یکی از دلایلی که شما باید به آن شک کنید زمان ثبت دامین آن است.
۲- پوسته ظاهری این مجلات عموماً به صورت تمپلیت های آماده خریداری می شود و یا در غیر این صورت چند گزینه ساده مانند ارشیو، تماس با ما در سایت موجود می باشد. حرف ما این است که وقت زیادی برای این وب سایتها گذاشته نمی شود و صورت ظاهری آنها نشان از طراحی سرسری وب سایت ژورنال دارد.
۳- شما می دانید که اگر مجلهای isi بوده و یا دارای ضریب تاثیر باشد بنابرین طی سالهای متمادی با ارزیابی و پایش دقیق مقالات خود به این مرحله رسیده است پس بنابراین دارای ارشیو قوی از مقالات خود می باشد. در مجلاتی که جعل می شوند عموما جاعلان آنها دسترسی به ارشیو مقالات مجله اصلی و معتبر ندارند بنابراین یا ارشیوی تشکیل نمی دهند یا اگر تشکیل بدهند به تعداد انگشتان دست می رسد.
۴- حتما ارشیو این مجلات را چک کنید و با سرچ عناوین مقالاتی که در وب سایت قرار داده شده است مطمئن شوید که مقالات در جای دیگر چاپ نشده باشند. خیلی جالب است که بدانید چون این افراد به ارشیو مجله اصلی دسترسی ندارند برای گمراه کردن پژوهشگران اقدام به تشکیل ارشیو مقالاتی می کنند که قبلا در مجلات دیگر چاپ شده است و شما با یک سرچ سریع به آن دسترسی پیدا می کنید.
۵-حتما عنوان مجله را در گوگل سرچ کنید. می دانید که در بسیاری از وب سایتهای دیگر در مورد مجله مطالبی را درج میکنند. شما ممکن است با این کار به مطالبی برخورد کنید که در وب سایت های انگلیسی به تقلبی بودن آن وب سایت اشاره کرده باشند. یا به صورت ساده اسم ژورنال + hijacked را در گوگل سرچ کنید اگر آن وب سایت لو رفته باشد حتما راجع به آن مطالبی را نوشته اند.
۶-اسم ژورنال را به همراه ادیتور اصلی سرچ کنید. در این صورت مطمئن باشید به اسم ادیتور اصلی میرسید وقتی به اسم ادیتور رسیدید به دنبال ایمیل ایشان بگردید. عموما ادیتورهای ژورنالها اعضای هیئت علمی هستند و ایمیل ژورنالی آنها در وب سایتهای مختلفی درج شده است. ایمیل ژونالی ادیتور را با ایمیل درج شده در وب سایت های جعلی تطبیق دهید. مسلما اختلافاتی را می یابید. چرا که یک یور نیم برای اولین و اخرین بار ثبت می شود و امکان جعل دقیق آن وجود ندارد. جاعلان این وب سایت ها عموما از ایمیلهای ازاد مثل یاهو و جیمیل استفاده می کنند.
۷-دقت کنید ویژگی اصلی مجلات جعلی یا hijacked عدم داوری و مطالبه سریع هزینه های چاپ می باشد. به این نکته دقت کنید مجله ای که ISI و دارای ضریب تاثیر هیچ گاه به مقاله ای بدون کامنتهای داوری پذیرش نمی دهد.
منبع؛ اادیتورز
@Sciencemodern2
Whois
Whois.com - Domain Names & Identity for Everyone
Get verified Whois information for any Domain Name, Check Domain Availability for FREE! Register Domain Names at best prices and host your own website.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای حیوانات، آلات تناسلی، یکی از عوامل ایجاد جاذبه جنسی هستند. اما چگونه؟ به نمونه هایی از این قبیل نگاه کنید.
#دنیای_فرگشت
@Sciencemodern2
#دنیای_فرگشت
@Sciencemodern2
⭕️ در مورد استراتژی های جفت یابی ماده ها ⁉️
@Sciencemodern2
#روانشناسی_تکاملی
#فرگشت
#زیست_شناسی
#تکهمسری و #چند_همسری
✍ به قلم دکتر قبادیان
قبلا فکر می کردیم فرآیند انتخاب در اغلب موجودات زنده،توسط نرها انجام می شود.
به زبان ساده،دیدگاه قدیمی این بود که نرها با هم نبرد می کنند و نر قوی تر، ماده را تصاحب می کند و ژنهای خودش را بارگیری می کند.
از این ساز و کار می شد به معنای واقعی کلمه ، به عنوان " تصاحب " نام برد. یعنی قبلا فکر می کردیم، ماده ها مغلوب نر برتر هستند و ناچار تن به لقاح می دهند.
اما در دهه اخیر، مکانیسم هایی کشف شد که متوجه شدیم ، استراتژی های ماده ها، بسیار پیشرفته و مکارانه است.
فی الواقع باید گفت ماده ها بسیار هوشمندانه تر و سیاستمدارنه تر دست به انتخاب جنسی می زنند.
حالا سعی میکنم چند مورد آن را برایتان به اختصار بگویم ، اگر دوستان علاقمند بودند، می شود بیشتر و دقیق تر توضیح دارد.
استراتژی اول : کاک اولد!
شما یک ماده زرنگ هستید که عقل تکاملی تان می گوید ، نیاز به یک نر قدرتمند و حمایتگر دارید تا از شما و توله هایتان محافظت کند و از خدمات حمایتی او ( مثلا در مورد انسان ، ثروت یا قدرت اجتماعی ) برخوردار شوید . اما چنین نر سینه سفیدی ( بخوانید ریش سفید ) الزاما بهترین ژن ها و سالم ترین فیزیک را ندارد .
در این حال یک استراتژی این است که همسر این نر سینه سفید بشوید ولی ژنهای مرغوب را از معشوق جوانتان دریافت کنید .
استراتژی دوم : مثلث عشقی
شما یک ماده جوان هستید که دو تا نر قلدر و میانسال دارند دنبال شما می افتند و بر سر تصاحب شما رقابت می کنند ...
یک استراتژی این است که با سیخ کردن دم و نشان دادن جذابیت های جنسی خودتان، بین آن دو تا نر دعوا راه می اندازید، و وقتی این دو تا مشغول جنگ خونین هستند ، بی سر و صدا می روید پشت درختها، با آن نر جوان و کاکل زری مورد وثوقتان خلوت می کنید !
استراتژی سوم : پنهان سازی تخمک گذاری
در جهان وحش، عاقلانه این است که زمان تخمک گذاری ماده ها مشخص و قابل تشخیص باشد تا نر اصلح بتواند در زمان مناسب ، ماده را تصاحب و بارور کند .
اما با کمال تعجب می بینید که خیلی جانوران ( مثل آدم دو پا ) تخمک گذاری خاموش دارند و برای هر کسی ممکن نیست زمان مناسب بارور کردن یک زن را حدس بزند.
مگر اینکه شما هم مثل بعضی ها متخصص باشید و از تغییرات فرکانس صدا گرفته تا نحوه راه رفتن و جلای پوست و مو و اخلاق و وجنات یک زن، بتوانید تخمک گذاری او را تشخیص دهید.
بسیاری از جانوران هم اصلا سیکل مشخص ندارند و آزاد سازی تخمک ، منوط به تحریک فیزیکی مناسب و استشمام فرومون های نر مناسب است.
استراتژی چهارم : انتخاب یا گزینش اسپرم
بعضی ماده ها علی رقم برقراری رابطه جنسی با نرهای متعدد ، توان ذخیره سازی ، و انتخاب یا غیر فعال کردن برخی از اسپرم ها را دارند .
پس در برخی جانداران، نزدیکی جنسی الزاما به معنای بارور شدن نیست.
استراتژی پنجم : تخمک گذاری کاذب
فرض کنید که شما یک ماده جوان هستید که از نر محبوبتان سه ماهه باردارید. دنیای وحش تابع قانون جنگل است.
یعنی احتمال اینکه یک نر قداری از راه برسد و نر محبوب شما را فراری داده ، شما را تصاحب کند ، کم نیست .
حالا اگر آن نر جرار ، متوجه شود که شما باردارید و توله یک نر دیگر را در دل می پرورانید ، استراتژی بهینه این است که شما را تا سر حد مرگ می ترساند و کتک می زند تا در اثر شوک و مدیاتورهای استرس ، سقط کنید و آماده باروری جدید بشوید .
اینجا ماده ها توان تقلید علایم تخمک گذاری را بصورت کاذب از خود نشان می دهند. یعنی با پرخون شدن اعضای تناسلی و رفتارهای جفت گزینی، به نر متخاصم میگویند که من آماده لقاح هستم.
نر هم تشریف می آورد و با ماده ( باردار ) نزدیکی می کند و به خیال خودش ، منتظر فرزندآوری می شود .
حال آنکه پروسه بارداری قبلی در جریان است و ماده فقط از حمایت و خدمات نر متخاصم بهرمند می شود.
این استراتژی آخر سود دیگری هم دارد.
یعنی اگر توله ای متولد شود و نر سرگروه او را فرزند خودش نداند ، احتمال کشتن نوزاد زیاد است . چرا که :
1- مادر شیر ده باردار نمی شود ( نقش پرولاکتین در عدم باروری )
2 - بچه دیگری را بزرگ کردن یک باخت دو جانبه است.
پس گول زدن نرها یک سیاست بسیار هوشمندانه است.
موارد دیگری هم وجود دارد که اگر به آن بپردازیم بحث طولانی میشود ولی اگر فکر می کنید که اینها مختص جانوران است، باید بگویم که خیر .
در جوامع مختلف انسانی ، بطور متوسط بین 5% تا 40% موالید، فرزند خونی پدرشان نیستند.
البته در کشور ما بحمد الله چنین مواردی نداریم .
مهرداد قبادیان
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
#روانشناسی_تکاملی
#فرگشت
#زیست_شناسی
#تکهمسری و #چند_همسری
✍ به قلم دکتر قبادیان
قبلا فکر می کردیم فرآیند انتخاب در اغلب موجودات زنده،توسط نرها انجام می شود.
به زبان ساده،دیدگاه قدیمی این بود که نرها با هم نبرد می کنند و نر قوی تر، ماده را تصاحب می کند و ژنهای خودش را بارگیری می کند.
از این ساز و کار می شد به معنای واقعی کلمه ، به عنوان " تصاحب " نام برد. یعنی قبلا فکر می کردیم، ماده ها مغلوب نر برتر هستند و ناچار تن به لقاح می دهند.
اما در دهه اخیر، مکانیسم هایی کشف شد که متوجه شدیم ، استراتژی های ماده ها، بسیار پیشرفته و مکارانه است.
فی الواقع باید گفت ماده ها بسیار هوشمندانه تر و سیاستمدارنه تر دست به انتخاب جنسی می زنند.
حالا سعی میکنم چند مورد آن را برایتان به اختصار بگویم ، اگر دوستان علاقمند بودند، می شود بیشتر و دقیق تر توضیح دارد.
استراتژی اول : کاک اولد!
شما یک ماده زرنگ هستید که عقل تکاملی تان می گوید ، نیاز به یک نر قدرتمند و حمایتگر دارید تا از شما و توله هایتان محافظت کند و از خدمات حمایتی او ( مثلا در مورد انسان ، ثروت یا قدرت اجتماعی ) برخوردار شوید . اما چنین نر سینه سفیدی ( بخوانید ریش سفید ) الزاما بهترین ژن ها و سالم ترین فیزیک را ندارد .
در این حال یک استراتژی این است که همسر این نر سینه سفید بشوید ولی ژنهای مرغوب را از معشوق جوانتان دریافت کنید .
استراتژی دوم : مثلث عشقی
شما یک ماده جوان هستید که دو تا نر قلدر و میانسال دارند دنبال شما می افتند و بر سر تصاحب شما رقابت می کنند ...
یک استراتژی این است که با سیخ کردن دم و نشان دادن جذابیت های جنسی خودتان، بین آن دو تا نر دعوا راه می اندازید، و وقتی این دو تا مشغول جنگ خونین هستند ، بی سر و صدا می روید پشت درختها، با آن نر جوان و کاکل زری مورد وثوقتان خلوت می کنید !
استراتژی سوم : پنهان سازی تخمک گذاری
در جهان وحش، عاقلانه این است که زمان تخمک گذاری ماده ها مشخص و قابل تشخیص باشد تا نر اصلح بتواند در زمان مناسب ، ماده را تصاحب و بارور کند .
اما با کمال تعجب می بینید که خیلی جانوران ( مثل آدم دو پا ) تخمک گذاری خاموش دارند و برای هر کسی ممکن نیست زمان مناسب بارور کردن یک زن را حدس بزند.
مگر اینکه شما هم مثل بعضی ها متخصص باشید و از تغییرات فرکانس صدا گرفته تا نحوه راه رفتن و جلای پوست و مو و اخلاق و وجنات یک زن، بتوانید تخمک گذاری او را تشخیص دهید.
بسیاری از جانوران هم اصلا سیکل مشخص ندارند و آزاد سازی تخمک ، منوط به تحریک فیزیکی مناسب و استشمام فرومون های نر مناسب است.
استراتژی چهارم : انتخاب یا گزینش اسپرم
بعضی ماده ها علی رقم برقراری رابطه جنسی با نرهای متعدد ، توان ذخیره سازی ، و انتخاب یا غیر فعال کردن برخی از اسپرم ها را دارند .
پس در برخی جانداران، نزدیکی جنسی الزاما به معنای بارور شدن نیست.
استراتژی پنجم : تخمک گذاری کاذب
فرض کنید که شما یک ماده جوان هستید که از نر محبوبتان سه ماهه باردارید. دنیای وحش تابع قانون جنگل است.
یعنی احتمال اینکه یک نر قداری از راه برسد و نر محبوب شما را فراری داده ، شما را تصاحب کند ، کم نیست .
حالا اگر آن نر جرار ، متوجه شود که شما باردارید و توله یک نر دیگر را در دل می پرورانید ، استراتژی بهینه این است که شما را تا سر حد مرگ می ترساند و کتک می زند تا در اثر شوک و مدیاتورهای استرس ، سقط کنید و آماده باروری جدید بشوید .
اینجا ماده ها توان تقلید علایم تخمک گذاری را بصورت کاذب از خود نشان می دهند. یعنی با پرخون شدن اعضای تناسلی و رفتارهای جفت گزینی، به نر متخاصم میگویند که من آماده لقاح هستم.
نر هم تشریف می آورد و با ماده ( باردار ) نزدیکی می کند و به خیال خودش ، منتظر فرزندآوری می شود .
حال آنکه پروسه بارداری قبلی در جریان است و ماده فقط از حمایت و خدمات نر متخاصم بهرمند می شود.
این استراتژی آخر سود دیگری هم دارد.
یعنی اگر توله ای متولد شود و نر سرگروه او را فرزند خودش نداند ، احتمال کشتن نوزاد زیاد است . چرا که :
1- مادر شیر ده باردار نمی شود ( نقش پرولاکتین در عدم باروری )
2 - بچه دیگری را بزرگ کردن یک باخت دو جانبه است.
پس گول زدن نرها یک سیاست بسیار هوشمندانه است.
موارد دیگری هم وجود دارد که اگر به آن بپردازیم بحث طولانی میشود ولی اگر فکر می کنید که اینها مختص جانوران است، باید بگویم که خیر .
در جوامع مختلف انسانی ، بطور متوسط بین 5% تا 40% موالید، فرزند خونی پدرشان نیستند.
البته در کشور ما بحمد الله چنین مواردی نداریم .
مهرداد قبادیان
@Sciencemodern2