Forwarded from اتچ بات
✔️آشنایی با نورون و ساختار آن
تهیه شده در کانال نورو ساینس
تهیه شده در کانال نورو ساینس
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸عنکبوتی که می خندد
این جانور از خویشاوندان نزدیک بیوه سیاه است که در جنگل های بارانی هاوایی یافت می شود.نام محلی عنکبوت خنده رو "نانانانا ماکاکیی" است.
#تصویرعلم
@Sciencemodern2
این جانور از خویشاوندان نزدیک بیوه سیاه است که در جنگل های بارانی هاوایی یافت می شود.نام محلی عنکبوت خنده رو "نانانانا ماکاکیی" است.
#تصویرعلم
@Sciencemodern2
Modern Science
📸عنکبوتی که می خندد این جانور از خویشاوندان نزدیک بیوه سیاه است که در جنگل های بارانی هاوایی یافت می شود.نام محلی عنکبوت خنده رو "نانانانا ماکاکیی" است. #تصویرعلم @Sciencemodern2
متاسفانه به دلیل کم بودن تعداد این جانور و محدود شدن زیستگاه طبیعی شان، نام آنها در لیست جانوران در خطر انقراض قرار دارد
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
#فرگشت
🌵 سه اتفاق تکاملی در اندام تناسلی مردان
🔹 عضو تناسلی بی استخوان
بعضی از حیوانات همچنان از استخوان موجود در عضو تناسلی بهره مند هستند اما حذف آن در موجودات پیشرفته تر، ضرورتی بود که به بقا و ماندگاری بیشتر حیوانات منجر گشت. البته اکثر پستانداران نزدیک به نوع بشر هنوز از آنها برخوردارند. داشتن استخوان که به طور دائم عضو تناسلی را در حالت برافراشته قرار می دهد می تواند فریب دهنده باشد و بخشی از بیماری های ژنتیک و حتی ضعف های جنسی مذکر را بپوشاند.
ریچارد داوکینز در کتاب معروفش « ژن خودخواه» می گوید برای زنان، هزینه جفت گیری خیلی بالا است. زنان تعداد محدودی تخمک دارند و شانس باروری شان یکبار در سال است. به همین خاطر برای شان ضرورت داشت که با کمترین خطا، مرد منتخب شان را برگزینند. وجود استخوان در آلت تناسلی مرد، باعث می شد که نسبت به قدرت جنسی مردی که برمی گزیدند اشتباه کنند.
برای حل این مشکل، به مرور حذف استخوان در عضو تناسلی مردان در دستور کار طبیعت قرار گرفت. عملی که باعث شد قدرت تشخیص قدرت تولیدِ مثل مردان از طریق انتقال سریعتر خون در آلت مشاهده شود. از آن پس، زنان از این طریق، قادر به تشخیص واضحترِ قابلیت کاربردی عضو تناسلی مردان گشته اند.
شاید برای مردان، نداشتن استخوان در عضو تناسلی دردسر آفرین شده است! مردان از آن به بعد نمی توانستند به عضو همیشه ایستاده خود تکیه کنند. بدن مرد می بایست انرژی و تلاش بیشتری برای جابجایی سریع خون به خرج دهد. ولی بقای بشر، مدیون بی استخوان شدن عضو تناسلی است چون از آن طریق، سالمترین و قوی ترین های نوع بشر فرصت ادامه بقا یافته اند.
🔹 خاردار بودن عضو تناسلی
تکامل فیزیکی بشر در طی ۶ میلیون سال گذشته منجر به تغییر و تصحیح بخش بزرگی از عضو تناسلی بشر شده است. به گفته دانشمندان، اجداد خیلی قدیمی بشر و میمونها، از حدود ۷۰۰ هزار سال پیش، حالت خاردار بودن عضو تناسلی را بعد از حذف گیرنده های آندروژنی، از دست داده اند. البته شمپانزه ها و بسیاری از پستانداران نظیر گربه همچنان مسلح به برآمدگی های کوچک خار مانند هستند.
از نظر زیست شناسان یکی از ضرورت های داشتن عضو تناسلی خاردار در این است که سرعت جفت گیری را افزایش میداد. سرعت هر چه بیشتر جفت گیری به خاطر خطرات مختلف محیط وحش است یک موهبت حیاتی بود و شانس آسیب پذیری حیوانات در حین سکس را به حداقل می رساند.
🔹 عضو تناسلی همیشه بیدار
اعضای تولید مثلِ مردان هر چه بیشتر کار کند و از انبساط و انقباض برخوردار گردد سالم تر خواهد ماند. برای همین وقتی که همه اعضای دیگر بدن به خواب می روند آنها در طول شب به طور مداوم بیدار می شوند. به طور متوسط هر مرد در طول شب بین ۳ تا ۵ بار به طور خودکار خون وارد مویرگ های عضو تناسلی شان می شود و آنها را بیدار می کند.
نکته دیگری که می توان به لیست خصوصیات مثبت بیدارباش شبانگاهی اعضای تناسلی مردان افزود این است که « انبساط و انقباض پوست های اطراف عضو تولید مثل» آنها را از کوچک شدن و سفت و سخت شدن مصون نگه می دارد. محققین با اندازه گیری دقیق ثابت کرده اند افرادی که به دلائل مختلف، چه در خواب یا در حین خرناس کشیدن نتوانند با بلند شدن، پوست اطراف الت تناسلی را انبساط بخشند اندام تناسلی شان، در مجموع بین ۱ تا ۲ سانتیمتر کوچکتر می شوند.
📝 گرداوری علیرضا رایگان
منابع
http://news.nationalgeographic.com/news/2011/03/110309-humans-men-penises-spines-dna-genome-science/
http://www.motherjones.com/blue-marble/2011/03/penis-boner-spike-evolution
💎 @sciencemodern2
🌵 سه اتفاق تکاملی در اندام تناسلی مردان
🔹 عضو تناسلی بی استخوان
بعضی از حیوانات همچنان از استخوان موجود در عضو تناسلی بهره مند هستند اما حذف آن در موجودات پیشرفته تر، ضرورتی بود که به بقا و ماندگاری بیشتر حیوانات منجر گشت. البته اکثر پستانداران نزدیک به نوع بشر هنوز از آنها برخوردارند. داشتن استخوان که به طور دائم عضو تناسلی را در حالت برافراشته قرار می دهد می تواند فریب دهنده باشد و بخشی از بیماری های ژنتیک و حتی ضعف های جنسی مذکر را بپوشاند.
ریچارد داوکینز در کتاب معروفش « ژن خودخواه» می گوید برای زنان، هزینه جفت گیری خیلی بالا است. زنان تعداد محدودی تخمک دارند و شانس باروری شان یکبار در سال است. به همین خاطر برای شان ضرورت داشت که با کمترین خطا، مرد منتخب شان را برگزینند. وجود استخوان در آلت تناسلی مرد، باعث می شد که نسبت به قدرت جنسی مردی که برمی گزیدند اشتباه کنند.
برای حل این مشکل، به مرور حذف استخوان در عضو تناسلی مردان در دستور کار طبیعت قرار گرفت. عملی که باعث شد قدرت تشخیص قدرت تولیدِ مثل مردان از طریق انتقال سریعتر خون در آلت مشاهده شود. از آن پس، زنان از این طریق، قادر به تشخیص واضحترِ قابلیت کاربردی عضو تناسلی مردان گشته اند.
شاید برای مردان، نداشتن استخوان در عضو تناسلی دردسر آفرین شده است! مردان از آن به بعد نمی توانستند به عضو همیشه ایستاده خود تکیه کنند. بدن مرد می بایست انرژی و تلاش بیشتری برای جابجایی سریع خون به خرج دهد. ولی بقای بشر، مدیون بی استخوان شدن عضو تناسلی است چون از آن طریق، سالمترین و قوی ترین های نوع بشر فرصت ادامه بقا یافته اند.
🔹 خاردار بودن عضو تناسلی
تکامل فیزیکی بشر در طی ۶ میلیون سال گذشته منجر به تغییر و تصحیح بخش بزرگی از عضو تناسلی بشر شده است. به گفته دانشمندان، اجداد خیلی قدیمی بشر و میمونها، از حدود ۷۰۰ هزار سال پیش، حالت خاردار بودن عضو تناسلی را بعد از حذف گیرنده های آندروژنی، از دست داده اند. البته شمپانزه ها و بسیاری از پستانداران نظیر گربه همچنان مسلح به برآمدگی های کوچک خار مانند هستند.
از نظر زیست شناسان یکی از ضرورت های داشتن عضو تناسلی خاردار در این است که سرعت جفت گیری را افزایش میداد. سرعت هر چه بیشتر جفت گیری به خاطر خطرات مختلف محیط وحش است یک موهبت حیاتی بود و شانس آسیب پذیری حیوانات در حین سکس را به حداقل می رساند.
🔹 عضو تناسلی همیشه بیدار
اعضای تولید مثلِ مردان هر چه بیشتر کار کند و از انبساط و انقباض برخوردار گردد سالم تر خواهد ماند. برای همین وقتی که همه اعضای دیگر بدن به خواب می روند آنها در طول شب به طور مداوم بیدار می شوند. به طور متوسط هر مرد در طول شب بین ۳ تا ۵ بار به طور خودکار خون وارد مویرگ های عضو تناسلی شان می شود و آنها را بیدار می کند.
نکته دیگری که می توان به لیست خصوصیات مثبت بیدارباش شبانگاهی اعضای تناسلی مردان افزود این است که « انبساط و انقباض پوست های اطراف عضو تولید مثل» آنها را از کوچک شدن و سفت و سخت شدن مصون نگه می دارد. محققین با اندازه گیری دقیق ثابت کرده اند افرادی که به دلائل مختلف، چه در خواب یا در حین خرناس کشیدن نتوانند با بلند شدن، پوست اطراف الت تناسلی را انبساط بخشند اندام تناسلی شان، در مجموع بین ۱ تا ۲ سانتیمتر کوچکتر می شوند.
📝 گرداوری علیرضا رایگان
منابع
http://news.nationalgeographic.com/news/2011/03/110309-humans-men-penises-spines-dna-genome-science/
http://www.motherjones.com/blue-marble/2011/03/penis-boner-spike-evolution
💎 @sciencemodern2
National Geographic
Explore National Geographic. A world leader in geography, cartography and exploration.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نخستین دانهی گیاه پنبه که توسط فضاپیمای چینی به سمت تاریک ماه ارسال شده بود امروز جوانه زده است! این ماهنورد چینی بذر سیبزمینی و تخم مگس سرکه هم حمل میکند.
#فیلم
#فیلم
《مصاحبه مجله اکونومیست با ساتوسی کانازاوا محقق مدرسه، مدیریت اقتصاد لندن و عضو کالج روانشناسی لندن》
@Sciencemodern2
💢اکونومیست: چرا ما فکر می کنیم که باهوش بودن در دنیای معاصر مهم است؟
ساتوشی کانازوا: در دوره و زمانه ما، باهوش بودن مهم است چون تعداد مواردی که بشرباید انتخاب و تصمیم هوشمندانه بگیرد بیشتر شده است. موفق بودن در مدرسه، پیدا کردن شغل و یا کسب مهرت های فنی از اتفاقات جدیدی است که نیاز به هوشمندی دارد.
اما همین بخش از بشر که شعور و قدرت تصمیم بیشتری دارد در سامان دادن به نیازهای اولیه و اساسی اش مشکل دارد. با هوش ها در پیدا کردن زوج درمانده تر هستند. در تربیت بچه های شان کارایی کمتری دارند و نمی دانند چگونه دوست پیدا کنند.
AntiReligion
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
💢اکونومیست: چرا ما فکر می کنیم که باهوش بودن در دنیای معاصر مهم است؟
ساتوشی کانازوا: در دوره و زمانه ما، باهوش بودن مهم است چون تعداد مواردی که بشرباید انتخاب و تصمیم هوشمندانه بگیرد بیشتر شده است. موفق بودن در مدرسه، پیدا کردن شغل و یا کسب مهرت های فنی از اتفاقات جدیدی است که نیاز به هوشمندی دارد.
اما همین بخش از بشر که شعور و قدرت تصمیم بیشتری دارد در سامان دادن به نیازهای اولیه و اساسی اش مشکل دارد. با هوش ها در پیدا کردن زوج درمانده تر هستند. در تربیت بچه های شان کارایی کمتری دارند و نمی دانند چگونه دوست پیدا کنند.
AntiReligion
@Sciencemodern2
💢اکونومیست: واقعاً؟
ساتوشی کانازوا: اجداد باستانی ما، وجودشان طراحی شده بود تا باور داشته باشند که قدرت هایی با نیت هایی خاص، پشت حوادث طبیعی وجود دارند. برای بشر اولیه خطر و نگرانی کمتری وجود داشت وقتی اگر باور داشته باشد پشتِ پرده حوادث ناگوار، مشیت و سرنوشتی نهفته است. به عبارتی ساده، انسانها نمی خواستند و نمی توانستند بپذیرند که مثلا یک نفر قصد کشتن شان را بدون هیچ طراحی از پیش تعیین شده داشته است. نیاز بشر به مذهب هم شاید از همین مسیر تبلور یافته است و اینگونه بود که پناه بردن به ایده آل و آرزو، به انسان فرصت داد تا واقعیتِ دنیای غیر قابل درک را انکار کند.
بشر چاره ایی نداشت جز آنکه، وقتی «من» انسانی اش از سایر حیوانات فاصله گرفت و تشخیص داد که در این طبیعت خشن و بیرحم، دو راه بیشتر ندارد. یا باید از ترس و غم دیوانه می شد یا به تخیلات و ماوراء الطبیعه پناه می برد.
پایان.
AntiReligion
@Sciencemodern2
ساتوشی کانازوا: اجداد باستانی ما، وجودشان طراحی شده بود تا باور داشته باشند که قدرت هایی با نیت هایی خاص، پشت حوادث طبیعی وجود دارند. برای بشر اولیه خطر و نگرانی کمتری وجود داشت وقتی اگر باور داشته باشد پشتِ پرده حوادث ناگوار، مشیت و سرنوشتی نهفته است. به عبارتی ساده، انسانها نمی خواستند و نمی توانستند بپذیرند که مثلا یک نفر قصد کشتن شان را بدون هیچ طراحی از پیش تعیین شده داشته است. نیاز بشر به مذهب هم شاید از همین مسیر تبلور یافته است و اینگونه بود که پناه بردن به ایده آل و آرزو، به انسان فرصت داد تا واقعیتِ دنیای غیر قابل درک را انکار کند.
بشر چاره ایی نداشت جز آنکه، وقتی «من» انسانی اش از سایر حیوانات فاصله گرفت و تشخیص داد که در این طبیعت خشن و بیرحم، دو راه بیشتر ندارد. یا باید از ترس و غم دیوانه می شد یا به تخیلات و ماوراء الطبیعه پناه می برد.
پایان.
AntiReligion
@Sciencemodern2
بخشی از مصاحبه مجله اکونومیست با «ساتوشی کانازاوا» محقق مدرسه مدیریت اقتصاد لندن و عضو افتخاری کالج روانشناسی دانشگاه لندن را با هم مرور می کنیم.
AntiReligion
@Sciencemodern2
AntiReligion
@Sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
رشد پیچیدگی؛ تصادف یا انتخاب؟
منبع: رادیو زمانه نویسنده: مایکل لهپیچ مترجم: احسان سنایی
برخی موجودات در روند فرگشت پیچیده تر میشوند ،دقت کنید برخی موجودات آیا علت این پیچیده شدن فقط تصادف است ؟
در حقیقت باید گفت انتخاب طبیعی هم موجب رشد پیچیدگی میشود. البته در بسیاری موارد این پیچیدگی، در ضعف و یا حتی نبود انتخاب طبیعیست که میتواند افزایش یابد.اگر چیزی را بلااستفاده رها کنید، از دستاش خواهید داد. فرگشت، اکثراً بهجای افزودن، دور میاندازد.
مثلاً غارماهیها (Cave Fish) چشمشان را دور انداختهاند و انگلهایی نظیر «کرمهای نواری» (Tapeworms) هم شکمشان را. این مختصرسازی، احتمالاً گستردهتر از حدود درک ماست. برخی موجوداتِ ظاهراً آغازی، بهجای اینکه اولاد نیاکانِ مشابه (و سادهترشان) باشند؛ از موجودات پیچیدهتری پدید آمدهاند. مثلاً اجداد «ستارههای دریایی ِ بیمغز» و «جوجهتیغیهای دریایی»، مجهز به مغز بودهاند.
با این وجود، شکی نیست که انتخاب طبیعی، در طول چهار میلیارد سال گذشته موجودات پیچیدهتری را شکل داده. اما سؤال اینجاست که: چرا؟ معمولاً این موضوع از نتایج ِ بدیهی ِ انتخاب طبیعی برشمرده میشود؛ اما اخیراً چندی از زیستشناسانی که به بررسی ژنومهای عجیب و بلااستفاده میپردازند؛ چنین انگارهای را به چالش کشیدهاند. پیشنهادشان هم این است که پیچیدگی، به جای اینکه اساساً از انتخاب طبیعی منتج شده باشد؛ برعکس، در ضعف و یا حتی نبود انتخاب طبیعیست که رشد میکند! چگونه چنین چیزی ممکن است؟
جانوری را تصور کنید که مجهز به ژنی با دو کاربری متفاوت است. اگر جهش ژنتیکی، موجب شود که بچههایش، دو نسخه از این ژن را به ارث ببرند؛ دیگر این بچهها را نمیتوان در آن دستهی جانوری قرار داد. در واقعیت امر، بهواسطهی تعداد دوبرابریِ ژنهای بچهها، آنها انطباق کمتر (و البته نامحسوسی) با گروهِ والدین خود خواهند داشت. در جمعیتِ وسیعی که فشار انتخابی محسوستر است؛ چنین جهشهایی احتمالاً حذف خواهند شد. اما در جوامع کوچکتر که قدرت انتخابی هم بهمراتب ضعیفتر است؛ این جهشها با وجود اینکه تا حدودی زیانآورند؛ اما شاید بهعنوان پیامد یک انحراف ژنتیکی ِ تصادفی، مابین اعضاء شیوع یابند (به پرسش اول رجوع کنید).
هرچه که ژنهای المثنی بیشتر در جمعیتی پراکنده شوند؛ این جمعیت جهشهای سریعتری را هم تجربه خواهد کرد. جهشی که در یک نسخهی المثنی از این ژن رخ دهد، شاید اولین عملکرد از دو کاربریِ پیشیناش را از دست بدهد. بعدتر هم شاید نسخهای دیگر از همین ژن، با دومین عملکرد از دو کاربریِ پیشیناش بیگانه شود. همانگونه که پیشتر اشاره شد، این جهشها دیگر حیوان را نسخهی کاملاً مشابهی با والدیناش نمیکند؛ هرچند که رفتار و ظاهری دقیقاً مشابه با هم داشته باشند. از اینرو این ژنهای متفاوت، اساساً «انتخاب» نشدهاند؛ بلکه با انحراف ژنتیکی رواج یافتهاند.
بدینترتیب، یک گونهی جانوریِ مجهز به ژنی با دو عملکرد؛ میتواند فرزندانی داشته باشد که دو ژن با کاربریهای واحد دارند. این رشدِ پیچیدگی، نه بهواسطهی انتخاب طبیعی؛ بلکه در نبودِ آن رخ داده است.
با این حال، مادامیکه یک ژنوم رو به پیچیدگی میگذارد؛ جهشهای بیشترش میتواند ساختار بدن و رفتارهای آن گونهی جانوری را پیچیدهتر کند. مثلاً داشتن ِ دو ژنِ مختلف بدینمعناست که احتمال دارد هرکدامشان در آینده، یا در بدن فرزندانشان، بقا یابد و یا کاملاً از میان برود. هرچه که جهشهای مفید افزایش یابد، انتخاب طبیعی هم به شیوعاش کمک خواهد کرد.
اگر چنین تصوری را صحیح بدانیم؛ این بدینمعناست که در بطن فرگشت، نیروهای متناقضی با هم در جریان است. ساختارها و رفتارهای پیچیدهای نظیر چشم و کلام، بیتردید محصول انتخاب طبیعیاند. اما زمانیکه قدرت انتخاب طبیعی افزونتر است (همانگونه که در جوامع بزرگتر اینچنین است)؛ این عامل از وقوع دگرگونیهای ژنتیکی ِ تصادفی، ممانعت به عمل میآورد تا پیچیدگی، در وهلهی اول رشد کند. این ایده حتی میتواند توجیهکنندهی علت سرعت گرفتن ظاهریِ فرگشت، پس از وقوع فجایع طبیعی نظیر برخوردهای شهابسنگی هم باشد.
این وقایع، جمعیت گونههای باقیمانده را بهوضوح کاهش میدهند و بدینترتیب از قدرت انتخاب طبیعی کاسته؛ و به رشد پیچیدگیهای ژنومی، که از مسیر فرآیندهای تصادفی رخ میدهد، کمک میکنند. اینگونه است که راه برای وقوع پیچیدگیهای فیزیکی یا رفتاری از مسیر فرآیندهای انتخابی، هموارتر میشود.
سایت اگاهی روز داروین
☢️ @sciencemodern2
#فرگشت #انتخاب_طبیعی #تصادف #پیچیدگی
منبع: رادیو زمانه نویسنده: مایکل لهپیچ مترجم: احسان سنایی
برخی موجودات در روند فرگشت پیچیده تر میشوند ،دقت کنید برخی موجودات آیا علت این پیچیده شدن فقط تصادف است ؟
در حقیقت باید گفت انتخاب طبیعی هم موجب رشد پیچیدگی میشود. البته در بسیاری موارد این پیچیدگی، در ضعف و یا حتی نبود انتخاب طبیعیست که میتواند افزایش یابد.اگر چیزی را بلااستفاده رها کنید، از دستاش خواهید داد. فرگشت، اکثراً بهجای افزودن، دور میاندازد.
مثلاً غارماهیها (Cave Fish) چشمشان را دور انداختهاند و انگلهایی نظیر «کرمهای نواری» (Tapeworms) هم شکمشان را. این مختصرسازی، احتمالاً گستردهتر از حدود درک ماست. برخی موجوداتِ ظاهراً آغازی، بهجای اینکه اولاد نیاکانِ مشابه (و سادهترشان) باشند؛ از موجودات پیچیدهتری پدید آمدهاند. مثلاً اجداد «ستارههای دریایی ِ بیمغز» و «جوجهتیغیهای دریایی»، مجهز به مغز بودهاند.
با این وجود، شکی نیست که انتخاب طبیعی، در طول چهار میلیارد سال گذشته موجودات پیچیدهتری را شکل داده. اما سؤال اینجاست که: چرا؟ معمولاً این موضوع از نتایج ِ بدیهی ِ انتخاب طبیعی برشمرده میشود؛ اما اخیراً چندی از زیستشناسانی که به بررسی ژنومهای عجیب و بلااستفاده میپردازند؛ چنین انگارهای را به چالش کشیدهاند. پیشنهادشان هم این است که پیچیدگی، به جای اینکه اساساً از انتخاب طبیعی منتج شده باشد؛ برعکس، در ضعف و یا حتی نبود انتخاب طبیعیست که رشد میکند! چگونه چنین چیزی ممکن است؟
جانوری را تصور کنید که مجهز به ژنی با دو کاربری متفاوت است. اگر جهش ژنتیکی، موجب شود که بچههایش، دو نسخه از این ژن را به ارث ببرند؛ دیگر این بچهها را نمیتوان در آن دستهی جانوری قرار داد. در واقعیت امر، بهواسطهی تعداد دوبرابریِ ژنهای بچهها، آنها انطباق کمتر (و البته نامحسوسی) با گروهِ والدین خود خواهند داشت. در جمعیتِ وسیعی که فشار انتخابی محسوستر است؛ چنین جهشهایی احتمالاً حذف خواهند شد. اما در جوامع کوچکتر که قدرت انتخابی هم بهمراتب ضعیفتر است؛ این جهشها با وجود اینکه تا حدودی زیانآورند؛ اما شاید بهعنوان پیامد یک انحراف ژنتیکی ِ تصادفی، مابین اعضاء شیوع یابند (به پرسش اول رجوع کنید).
هرچه که ژنهای المثنی بیشتر در جمعیتی پراکنده شوند؛ این جمعیت جهشهای سریعتری را هم تجربه خواهد کرد. جهشی که در یک نسخهی المثنی از این ژن رخ دهد، شاید اولین عملکرد از دو کاربریِ پیشیناش را از دست بدهد. بعدتر هم شاید نسخهای دیگر از همین ژن، با دومین عملکرد از دو کاربریِ پیشیناش بیگانه شود. همانگونه که پیشتر اشاره شد، این جهشها دیگر حیوان را نسخهی کاملاً مشابهی با والدیناش نمیکند؛ هرچند که رفتار و ظاهری دقیقاً مشابه با هم داشته باشند. از اینرو این ژنهای متفاوت، اساساً «انتخاب» نشدهاند؛ بلکه با انحراف ژنتیکی رواج یافتهاند.
بدینترتیب، یک گونهی جانوریِ مجهز به ژنی با دو عملکرد؛ میتواند فرزندانی داشته باشد که دو ژن با کاربریهای واحد دارند. این رشدِ پیچیدگی، نه بهواسطهی انتخاب طبیعی؛ بلکه در نبودِ آن رخ داده است.
با این حال، مادامیکه یک ژنوم رو به پیچیدگی میگذارد؛ جهشهای بیشترش میتواند ساختار بدن و رفتارهای آن گونهی جانوری را پیچیدهتر کند. مثلاً داشتن ِ دو ژنِ مختلف بدینمعناست که احتمال دارد هرکدامشان در آینده، یا در بدن فرزندانشان، بقا یابد و یا کاملاً از میان برود. هرچه که جهشهای مفید افزایش یابد، انتخاب طبیعی هم به شیوعاش کمک خواهد کرد.
اگر چنین تصوری را صحیح بدانیم؛ این بدینمعناست که در بطن فرگشت، نیروهای متناقضی با هم در جریان است. ساختارها و رفتارهای پیچیدهای نظیر چشم و کلام، بیتردید محصول انتخاب طبیعیاند. اما زمانیکه قدرت انتخاب طبیعی افزونتر است (همانگونه که در جوامع بزرگتر اینچنین است)؛ این عامل از وقوع دگرگونیهای ژنتیکی ِ تصادفی، ممانعت به عمل میآورد تا پیچیدگی، در وهلهی اول رشد کند. این ایده حتی میتواند توجیهکنندهی علت سرعت گرفتن ظاهریِ فرگشت، پس از وقوع فجایع طبیعی نظیر برخوردهای شهابسنگی هم باشد.
این وقایع، جمعیت گونههای باقیمانده را بهوضوح کاهش میدهند و بدینترتیب از قدرت انتخاب طبیعی کاسته؛ و به رشد پیچیدگیهای ژنومی، که از مسیر فرآیندهای تصادفی رخ میدهد، کمک میکنند. اینگونه است که راه برای وقوع پیچیدگیهای فیزیکی یا رفتاری از مسیر فرآیندهای انتخابی، هموارتر میشود.
سایت اگاهی روز داروین
☢️ @sciencemodern2
#فرگشت #انتخاب_طبیعی #تصادف #پیچیدگی
Telegram
attach 📎
📣 مطالعه بقایای ده ها #دایناسور در انگلستان
پژوهشگران دانشگاه کمبریج در جدیدترین کاوش خود موفق به کشف تقریباً 100 نمونه ردپای دایناسورها در سواحل هستینگز کشور انگلستان شدند که بررسی آنها اطلاعات مهمی را در اختیار محققان قرار خواهد داد.
💢منطقه اطراف هستینگز، یکی از غنیترین منابع فسیلهای دایناسوری در انگلستان است. نخستین فسیل متعلق به ایگوآنودون بوده که در این منطقه کشفشده و کشف آن به سال 1825 میلادی بازمیگردد و نخستین نمونه بافت مغز فسیلشده دایناسور در سال 2016 میلادی کشفشده است. ردپاهای کشفشده در ابعادی بین 2 تا بیش از 60 سانتیمتر هستند. برخی از ردپاهای کشفشده بهقدری خوب حفظشدهاند که جزئیات پیچیده پوست، اندازه و پنجه دایناسورها در آنها کاملاً مشهور هستند.
@Sciencemodern2
پژوهشگران دانشگاه کمبریج در جدیدترین کاوش خود موفق به کشف تقریباً 100 نمونه ردپای دایناسورها در سواحل هستینگز کشور انگلستان شدند که بررسی آنها اطلاعات مهمی را در اختیار محققان قرار خواهد داد.
💢منطقه اطراف هستینگز، یکی از غنیترین منابع فسیلهای دایناسوری در انگلستان است. نخستین فسیل متعلق به ایگوآنودون بوده که در این منطقه کشفشده و کشف آن به سال 1825 میلادی بازمیگردد و نخستین نمونه بافت مغز فسیلشده دایناسور در سال 2016 میلادی کشفشده است. ردپاهای کشفشده در ابعادی بین 2 تا بیش از 60 سانتیمتر هستند. برخی از ردپاهای کشفشده بهقدری خوب حفظشدهاند که جزئیات پیچیده پوست، اندازه و پنجه دایناسورها در آنها کاملاً مشهور هستند.
@Sciencemodern2
اختلال کانورژن سابقا به اختلالاتی گفته میشد که علائم نورولوژیک ( مانند فلج، کوری ، ...)بدون علت مشخص ایجاد میشدند و اغلب اوقات تببین روانپزشکی برای علامت ایجاد شده قابل شناسایی بود.کم کم با بررسی دقیقتر مشخص شده است که در مغز این افراد نیز تغییراتی وجود دارد.
نام این اختلالات در چند سال اخیر از کانورژن به functional neurological disorder تغییر کرده است.
در مطالعه ی مروری زیر سعی شده است به بررسی تغییرات مغز در این اختلالات پرداخته شود تا درک بهتری از شرایط این بیماران و اتیولوژی آن حاصل شود.
تهیه شده در کانال عصب روانپزشکی و علوم اعصاب
https://t.me/sciencemodern2
Neuroanatomy of conversion disorder: towards a network approach : Reviews in the Neurosciences
https://www.degruyter.com/view/j/revneuro.2018.29.issue-4/revneuro-2017-0041/revneuro-2017-0041.xml
نام این اختلالات در چند سال اخیر از کانورژن به functional neurological disorder تغییر کرده است.
در مطالعه ی مروری زیر سعی شده است به بررسی تغییرات مغز در این اختلالات پرداخته شود تا درک بهتری از شرایط این بیماران و اتیولوژی آن حاصل شود.
تهیه شده در کانال عصب روانپزشکی و علوم اعصاب
https://t.me/sciencemodern2
Neuroanatomy of conversion disorder: towards a network approach : Reviews in the Neurosciences
https://www.degruyter.com/view/j/revneuro.2018.29.issue-4/revneuro-2017-0041/revneuro-2017-0041.xml
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
حیوان هراسی (animal phobia) و هراس از حشرات (insect phobia)، به صورت ترس و اضطراب شدید، قابل توجه و غیرواقع بینانه در هنگام مواجهه با حیوانات خاص یا حشرات، تعریف میشود. این میزان از ترس و اضطراب میتواند باعث اجتناب از هر موقعیتی شود که احتمال تماس با آن حیوان خاص وجود دارد. برخلاف سایر انواع هراس، در حیوان هراسی و هراس از حشرات، تنفر و اشمئزاز اغلب در کنار هیجان ترس، تجربه میشود.
درمان شناختی-رفتاری (CBT)،
Cognitive behavioral therapy
یک روش موثر و با احتمال پاسخ دهی بالا، برای بهبود فوبیای حیوانات و حشرات است. این درمان شامل بازنگری افکار و پیش فرض هایی است که باعث تداوم ترس، درگیر شدن در رفتارهای کاهش دهندهٔ ترس، و اجتناب از مواجهه با حیوانات میشود. درمان حیوان هراسی اغلب دربرگیرندهٔ اجزای زیر است:
آموزش تن آرامی؛
relaxation training
از آنجا که افراد مبتلا به فوبیا، به آسانی در حضور عامل برانگیزانندهٔ ترس، دچار به هم ریختگی و عدم تعادل هیجانی میشوند، مجهز کردن آنها به روشهایی برای کاهش برانگیختگی ناشی از اضطراب، از جمله، تکنیک های ریلکسیشن یا تن آرامی، اغلب کمک کننده است.
بازسازی شناختی؛
cognitive restrucuring
در این مرحله از درمان، به شناسایی الگوهای فکری که منتهی به هیجانات شدید میشوند، پرداخته میشود و به فرد کمک میشود که طرز فکر واقع بینانه تری را در ارتباط با حیوان یا حشرهٔ مورد هراس، جایگزین تفکرات ناکارآمد، کند.
https://t.me/sciencemodern2
مواجههٔ نظام مند؛
Systemic Exposure
این مرحله، یکی از دشوارترین و در عین حال موثرترین اجزاء درمان حیوان هراسی و هراس از حشرات است. مواجههٔ سیستمیک، با تهیهٔ لیستی از درجات مختلف مواجهه با حیوان مورد هراس، شامل مشاهدهٔ حیوان در عکس یا فیلم، تا لمس آن، شروع میشود.
بعد از مرتب کردن این لیست، به صورت سلسله مراتبی از موقعیت های برانگیزانندهٔ شدیدترین اضطراب، تا موقعیت های با اضطراب خفیف، بیمار شروع به تمرین مواجهه با موقعیت های هراس آور، و شکستن الگوی اجتناب و تداوم ترس، میکند.
شروع مواجهه، از موقعیت های با کمترین شدت اضطراب و طی کردن گام به گام سلسله مراتب موقعیت ها، تا اضطراب زاترین آنها، باعث تسهیل فرآیند مواجهه و تحمل اضطراب ناشی از آن میشود.
ذهن آگاهی (mindfulness)؛ مهارتی است که به جدا شدن و قطع آمیختگی فرد با الگوهای فکری ناکارآمد، و اتصال عمیق تر با آنچه که به طور واقعی در اطراف او در جریان است، کمک میکند.
تمرین ذهن آگاهی، از آن جهت در درمان فوبیای حیوانات موثر است که اغلب اوقات افکار فرد دربارهٔ حیوان مورد هراس، اغراق آمیز و فاجعه بارتر از خطرات واقعی مرتبط با آن حیوان است. به زبان دیگر، ذهن آگاهی به افراد کمک میکند که از مغز خود بیرون بیایند و فاصله ای را بین خود و ترسهایشان ایجاد کنند.
ترجمه جناب دکتر علی نیکجو
https://t.me/sciencemodern2
http://cogbtherapy.com/animal-and-insect-phobia-treatment/
درمان شناختی-رفتاری (CBT)،
Cognitive behavioral therapy
یک روش موثر و با احتمال پاسخ دهی بالا، برای بهبود فوبیای حیوانات و حشرات است. این درمان شامل بازنگری افکار و پیش فرض هایی است که باعث تداوم ترس، درگیر شدن در رفتارهای کاهش دهندهٔ ترس، و اجتناب از مواجهه با حیوانات میشود. درمان حیوان هراسی اغلب دربرگیرندهٔ اجزای زیر است:
آموزش تن آرامی؛
relaxation training
از آنجا که افراد مبتلا به فوبیا، به آسانی در حضور عامل برانگیزانندهٔ ترس، دچار به هم ریختگی و عدم تعادل هیجانی میشوند، مجهز کردن آنها به روشهایی برای کاهش برانگیختگی ناشی از اضطراب، از جمله، تکنیک های ریلکسیشن یا تن آرامی، اغلب کمک کننده است.
بازسازی شناختی؛
cognitive restrucuring
در این مرحله از درمان، به شناسایی الگوهای فکری که منتهی به هیجانات شدید میشوند، پرداخته میشود و به فرد کمک میشود که طرز فکر واقع بینانه تری را در ارتباط با حیوان یا حشرهٔ مورد هراس، جایگزین تفکرات ناکارآمد، کند.
https://t.me/sciencemodern2
مواجههٔ نظام مند؛
Systemic Exposure
این مرحله، یکی از دشوارترین و در عین حال موثرترین اجزاء درمان حیوان هراسی و هراس از حشرات است. مواجههٔ سیستمیک، با تهیهٔ لیستی از درجات مختلف مواجهه با حیوان مورد هراس، شامل مشاهدهٔ حیوان در عکس یا فیلم، تا لمس آن، شروع میشود.
بعد از مرتب کردن این لیست، به صورت سلسله مراتبی از موقعیت های برانگیزانندهٔ شدیدترین اضطراب، تا موقعیت های با اضطراب خفیف، بیمار شروع به تمرین مواجهه با موقعیت های هراس آور، و شکستن الگوی اجتناب و تداوم ترس، میکند.
شروع مواجهه، از موقعیت های با کمترین شدت اضطراب و طی کردن گام به گام سلسله مراتب موقعیت ها، تا اضطراب زاترین آنها، باعث تسهیل فرآیند مواجهه و تحمل اضطراب ناشی از آن میشود.
ذهن آگاهی (mindfulness)؛ مهارتی است که به جدا شدن و قطع آمیختگی فرد با الگوهای فکری ناکارآمد، و اتصال عمیق تر با آنچه که به طور واقعی در اطراف او در جریان است، کمک میکند.
تمرین ذهن آگاهی، از آن جهت در درمان فوبیای حیوانات موثر است که اغلب اوقات افکار فرد دربارهٔ حیوان مورد هراس، اغراق آمیز و فاجعه بارتر از خطرات واقعی مرتبط با آن حیوان است. به زبان دیگر، ذهن آگاهی به افراد کمک میکند که از مغز خود بیرون بیایند و فاصله ای را بین خود و ترسهایشان ایجاد کنند.
ترجمه جناب دکتر علی نیکجو
https://t.me/sciencemodern2
http://cogbtherapy.com/animal-and-insect-phobia-treatment/
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
🔴🔴🔴🔴
یک پژوهش از رویکرد دلبستگی در مورد سنین نوجوانانی
نوجوانانی که نادیده گرفته شده اند یا مورد سوء استفاده قرار گرفته اند در بزرگسالی در خطر تکرار همان رفتار و دیگر رفتارهای تخریب کننده هستند ( هاوارد ، 2000 ) .
پسرانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند احتمال بیشتری دارد که سوء استفاده کننده شوند و دخترانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند با احتمال بیشتری در ارتباطاتشان قربانی یا خودآزار می شوند ( کارمن ، ریکر و میلز ، 1984 ).
وقتی که احساس اعتماد و انصاف کسی آسیب ببیند ، آن فرد همیشه احساس می کند در معرض خطر تهدیدات یا حتی چیزهایی که نسبتا تهدید کننده نیستند ، قرار دارد ( بوزورمنی _ نگی و کراسنرپ ، 1986 ).
در عوض ، دریافت اعتراف و پشیمانی از مرتکب شونده ، میتواند احساس مورد ظلم و بی انصافی واقع شدن را در فرد آسیب دیده ترمیم کند ( هرمن ، 1992 ). تحقیقاتی که در مورد بخشش انجام شده نشان داده اند که وقتی قربانی کننده مسئولیت آسیب زدن به قربانی را می پذیرد ، قربانی را از تمایل به سرزنش او یا خودش یا شرمندگی در مورد وقایع آسیب زا آزاد می سازد ( ورتینگتن ، 1998 ).
همانطور که در مدل های بهبود تروما و بخشش آمده است ، عذرخواهی از طرف مرتکب شونده ، اگر چه بسیار کم ، ولی توانایی قربانی را برای حل ضربه های روحی گذشته تسریع می کند ( هرمن ، 1992 ).
Attachment process in couple & family therapy.
ترجمه جناب محمد جواد حبیبیان
https://t.me/sciencemodern2
یک پژوهش از رویکرد دلبستگی در مورد سنین نوجوانانی
نوجوانانی که نادیده گرفته شده اند یا مورد سوء استفاده قرار گرفته اند در بزرگسالی در خطر تکرار همان رفتار و دیگر رفتارهای تخریب کننده هستند ( هاوارد ، 2000 ) .
پسرانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند احتمال بیشتری دارد که سوء استفاده کننده شوند و دخترانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند با احتمال بیشتری در ارتباطاتشان قربانی یا خودآزار می شوند ( کارمن ، ریکر و میلز ، 1984 ).
وقتی که احساس اعتماد و انصاف کسی آسیب ببیند ، آن فرد همیشه احساس می کند در معرض خطر تهدیدات یا حتی چیزهایی که نسبتا تهدید کننده نیستند ، قرار دارد ( بوزورمنی _ نگی و کراسنرپ ، 1986 ).
در عوض ، دریافت اعتراف و پشیمانی از مرتکب شونده ، میتواند احساس مورد ظلم و بی انصافی واقع شدن را در فرد آسیب دیده ترمیم کند ( هرمن ، 1992 ). تحقیقاتی که در مورد بخشش انجام شده نشان داده اند که وقتی قربانی کننده مسئولیت آسیب زدن به قربانی را می پذیرد ، قربانی را از تمایل به سرزنش او یا خودش یا شرمندگی در مورد وقایع آسیب زا آزاد می سازد ( ورتینگتن ، 1998 ).
همانطور که در مدل های بهبود تروما و بخشش آمده است ، عذرخواهی از طرف مرتکب شونده ، اگر چه بسیار کم ، ولی توانایی قربانی را برای حل ضربه های روحی گذشته تسریع می کند ( هرمن ، 1992 ).
Attachment process in couple & family therapy.
ترجمه جناب محمد جواد حبیبیان
https://t.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
سخنرانی دکتر حافظ باجغلی - روانپزشک در سمپوزیوم های یک روزه اعتیاد درباره عشق از نگاه روانپزشکی
۲۵ آذر ۱۳۹۵
https://t.me/Sciencemodern2
۲۵ آذر ۱۳۹۵
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
جستجوی اجبارگونه برای برقراری روابط عاشقانه، به عنوان تنها منبع تأمین کنندهٔ احساس امنیت، رضایت و ارزشمندی، که به عنوان اعتیاد به عشق (love addiction) شناخته میشود، منتهی به زندگی در دنیای آشفته ای از نیازهای ارضانشده و هیجانات ناکام مانده میشود.
ترس از تنها ماندن یا طرد شدن، باعث میشود که افراد مبتلا به اعتیاد عشق در جستجویی بی پایان برای دست یابی به کسی که این احساس را از آنها بگیرد، گرفتار شوند.
اشتیاق مزمن و مداوم برای برقراری روابط عاشقانه، ناتوانی از حفظ صمیمیت زمانی که تازگی و هیجانات ابتدای رابطه فرو می نشیند،
ناتوانی از تحمل تنهایی، احساس اجبار به استفاده از رابطه و فانتزی های جنسی برای پر کردن احساس تنهایی،
انتخاب افرادی که از نظر هیجانی، فیزیکی یا کلامی، سوء استفاده گر یا دور از دسترس هستند،
انجام فعالیت هایی در تضاد با منافع و ارزش های شخصی و رها کردن علائق و دوستی ها در جهت راضی نگه داشتن طرف مقابل یک رابطه،
از دست دادن موقعیت ها و تجربه های خوشایند اجتماعی و خانوادگی به دنبال جستجو یا حفظ روابط عاشقانه،
احساس ناتوانی از ترک روابط ناسالم یا سوء استفاده گرانه علیرغم تلاش های مکرر،
بازگشت به روابط آسیب زننده و رنج آور علیرغم عهد بستن مکرر با خود یا دیگران، از ویژگی های اعتیاد به عشق هستند.
افراد مبتلا به اعتیاد عشق، ممکن است فرصت های زیادی برای دست یابی به روابط صمیمانه و پایدار داشته باشند، اما آنها بیش از آنکه متمایل به صمیمیت امن یک رابطهٔ سالم باشند، مجذوب احساسات شدید عاشق شدن در شروع یک رابطه هستند.
برای افرادی که در جستجوی روابط پایدار و درازمدت هستند، احساسات عاشقانهٔ پرشور ابتدای رابطه، واسطه و مرحله ای برای دستیابی به احساس تعلقی است که لازمهٔ حفظ یک رابطهٔ امن است. اما از آنجا که افراد مبتلا به اعتیاد عشق، وابسته به احساسات پرشور ابتدای رابطه هستند، با محو شدن تدریجی این مرحله از رابطه، احساس گسیختگی و جدایی، بی قراری، برانگیختگی و نارضایتی میکنند.
هنگامی که یک فرد مبتلا به اعتیاد عشق، در رابطه نیست، احساس ناامیدی، بی ارزشی و تنهایی میکند، تا زمانی که فرصت تازه ای برای تجربهٔ احساسات پرشور عاشق شدن، مجددا ایجاد شود.
اگرچه در تمام روابط عاشقانه برخی از این تمایلات و رفتارها، کم و بیش، و حداقل در برخی موقعیت ها خود را نشان میدهند، اما در اعتیاد عشق، الگوی دائمی و تغییرناپذیری از یک یا چندین علامت مذکور، که منتهی به پیامدهای منفی در زندگی فرد میشود، وجود دارد.
https://t.me/Sciencemodern2
افراد مبتلا به اعتیاد عشق، برای دستیابی به احساس ثبات در زندگی و هیجانات خود، دائما در جستجوی وسیله ای خارج از دنیای درونی خود هستند؛ ابزاری در شکل یک فرد، رابطه و یا تجربه های پرشور عاشقانه، که این احساس ثبات و آرامش را به طور موقت برای فرد تأمین میکنند.
اعتماد به نفس پایین، شرایط رشدی ناکارآمد، عدم وجود الگوهای کافی از رابطهٔ متعهدانه در گذشتهٔ فرد و .. از جمله عوامل زمینه ساز شناخته شده برای شکل گیری اعتیاد عشق هستند.
برای برداشتن اولین گامها در مسیر شکستن الگوی اعتیاد عشق، در درجهٔ اول نیاز به تأمل و تعمق بر روی این الگوها، از طریق بازنگری روابط گذشته است.
این واکاوی، و تصور شرایطی که در آن احساس شادی، رضایت و موفقیت، در مسیری خارج از جستجوی اجبارگونهٔ عشق یا حفظ روابط ناسالم، قابل دست یابی باشد، در ابتدا همراه با احساس تنهایی، غم و حتی پوچی خواهد بود.
اما طی کردن موفقیت آمیز آن میتواند منتهی به احساسی از علاقه و توجه بیشتر به خود، پذیرفتن واقع بینانه تر روابط با همه محدویت ها، و غنی تر شدن زندگی در جنبه های مختلف و مغفول مانده ای از آن شود.
ترجمه جناب دکتر علی نیکجو
https://t.me/Sciencemodern2
https://www.priorygroup.com/blog/what-is-sex-and-love-addiction
#اعتیاد_به_عشق
ترس از تنها ماندن یا طرد شدن، باعث میشود که افراد مبتلا به اعتیاد عشق در جستجویی بی پایان برای دست یابی به کسی که این احساس را از آنها بگیرد، گرفتار شوند.
اشتیاق مزمن و مداوم برای برقراری روابط عاشقانه، ناتوانی از حفظ صمیمیت زمانی که تازگی و هیجانات ابتدای رابطه فرو می نشیند،
ناتوانی از تحمل تنهایی، احساس اجبار به استفاده از رابطه و فانتزی های جنسی برای پر کردن احساس تنهایی،
انتخاب افرادی که از نظر هیجانی، فیزیکی یا کلامی، سوء استفاده گر یا دور از دسترس هستند،
انجام فعالیت هایی در تضاد با منافع و ارزش های شخصی و رها کردن علائق و دوستی ها در جهت راضی نگه داشتن طرف مقابل یک رابطه،
از دست دادن موقعیت ها و تجربه های خوشایند اجتماعی و خانوادگی به دنبال جستجو یا حفظ روابط عاشقانه،
احساس ناتوانی از ترک روابط ناسالم یا سوء استفاده گرانه علیرغم تلاش های مکرر،
بازگشت به روابط آسیب زننده و رنج آور علیرغم عهد بستن مکرر با خود یا دیگران، از ویژگی های اعتیاد به عشق هستند.
افراد مبتلا به اعتیاد عشق، ممکن است فرصت های زیادی برای دست یابی به روابط صمیمانه و پایدار داشته باشند، اما آنها بیش از آنکه متمایل به صمیمیت امن یک رابطهٔ سالم باشند، مجذوب احساسات شدید عاشق شدن در شروع یک رابطه هستند.
برای افرادی که در جستجوی روابط پایدار و درازمدت هستند، احساسات عاشقانهٔ پرشور ابتدای رابطه، واسطه و مرحله ای برای دستیابی به احساس تعلقی است که لازمهٔ حفظ یک رابطهٔ امن است. اما از آنجا که افراد مبتلا به اعتیاد عشق، وابسته به احساسات پرشور ابتدای رابطه هستند، با محو شدن تدریجی این مرحله از رابطه، احساس گسیختگی و جدایی، بی قراری، برانگیختگی و نارضایتی میکنند.
هنگامی که یک فرد مبتلا به اعتیاد عشق، در رابطه نیست، احساس ناامیدی، بی ارزشی و تنهایی میکند، تا زمانی که فرصت تازه ای برای تجربهٔ احساسات پرشور عاشق شدن، مجددا ایجاد شود.
اگرچه در تمام روابط عاشقانه برخی از این تمایلات و رفتارها، کم و بیش، و حداقل در برخی موقعیت ها خود را نشان میدهند، اما در اعتیاد عشق، الگوی دائمی و تغییرناپذیری از یک یا چندین علامت مذکور، که منتهی به پیامدهای منفی در زندگی فرد میشود، وجود دارد.
https://t.me/Sciencemodern2
افراد مبتلا به اعتیاد عشق، برای دستیابی به احساس ثبات در زندگی و هیجانات خود، دائما در جستجوی وسیله ای خارج از دنیای درونی خود هستند؛ ابزاری در شکل یک فرد، رابطه و یا تجربه های پرشور عاشقانه، که این احساس ثبات و آرامش را به طور موقت برای فرد تأمین میکنند.
اعتماد به نفس پایین، شرایط رشدی ناکارآمد، عدم وجود الگوهای کافی از رابطهٔ متعهدانه در گذشتهٔ فرد و .. از جمله عوامل زمینه ساز شناخته شده برای شکل گیری اعتیاد عشق هستند.
برای برداشتن اولین گامها در مسیر شکستن الگوی اعتیاد عشق، در درجهٔ اول نیاز به تأمل و تعمق بر روی این الگوها، از طریق بازنگری روابط گذشته است.
این واکاوی، و تصور شرایطی که در آن احساس شادی، رضایت و موفقیت، در مسیری خارج از جستجوی اجبارگونهٔ عشق یا حفظ روابط ناسالم، قابل دست یابی باشد، در ابتدا همراه با احساس تنهایی، غم و حتی پوچی خواهد بود.
اما طی کردن موفقیت آمیز آن میتواند منتهی به احساسی از علاقه و توجه بیشتر به خود، پذیرفتن واقع بینانه تر روابط با همه محدویت ها، و غنی تر شدن زندگی در جنبه های مختلف و مغفول مانده ای از آن شود.
ترجمه جناب دکتر علی نیکجو
https://t.me/Sciencemodern2
https://www.priorygroup.com/blog/what-is-sex-and-love-addiction
#اعتیاد_به_عشق
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2