Modern Science
971 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
ارتباط سیگار کشیدن و سطح بالاتر علائم سایکوز

شیوع مصرف سیگار در مبتلایان به اختلال سایکوتیک به شدت بالاست. برخی از
بالینگران و محققین می‌گویند که این امر ممکن است به علت فواید بالقوه‌ی
نیکوتین و یا تنباکو برای افراد دارای سایکوز باشد که خود-درمانی گفته می‌شود. این باور مانع انجام برنامه‌های درمانی جهت کمک به بیماران
برای ترک سیگار می‌شود.
مطالعه‌ی ارزیابی این‌که آیا فواید بلندمدتی در سطح علائم و کیفیت زندگی سیگاری‌ها نسبت به غیر سیگاری‌ها وجود دارد یا نه طراحی شد.
نتایج این تحقیق به صورت آنلاین در ۵ دسامبر ۲۰۱۸ در Lancet Psychiatry منتشر گردیده است. محققین شرکت کننده‌ها را از کوهورت "خطر ژنتیک و عواقب سایکوز (GROUP)"‌ انتخاب کردند که شامل مبتلایان به طیف سایکوز غیر خلقی، والدین آن‌ها، همشیرهای غیر مبتلا، و گروه کنترل بودند.
بر اساس فرضیه‌ی خود-درمانی انتظار می‌رفت مصرف سیگار در بیماران سایکوتیک همراهی منفی با علائم، و همراهی مثبت با کیفیت زندگی داشته باشد. نمونه‌ی نهایی شامل ۱۹۸۴ بیمار با اختلال سایکوتیک غیر خلقی ( ۶۶ درصد اسکیزوفرنی)، ۱۰۴۷ همشیر، و ۱۵۷ کنترل بود. از بیماران شصت و هفت درصد مصرف متوسط ۱۷.۵ نخ سیگار در روز داشتند که میزان بالاتری
نسبت به همشیرها و کنترل (به ترتیب ۳۸ و ۲۵درصد) بود.
آنالیزها نشان داد در بیماران، مصرف سیگار نسبت به عدم مصرف آن، با میزان بالاتر گزارش علائم مثبت، منفی، و افسردگی همراه بود. همچنین مصرف سیگار در مقایسه با عدم مصرف، با کیفیت زندگی پایین‌تر همراهی داشت.
در همشیرها وابستگی‌های معنادار بین سیگار کشیدن و فرکانس بالاتر علائم
تحت بالینی یافت شد. در گروه کنترل همراهی معناداری بین مصرف سیگار و فرکانس بیش‌تر علائم مثبت و افسردگی تحت بالینی وجود داشت. بعد از انطباق سن و جنسیت، در هر سه گروه، تعداد بیش‌تر سیگار روزانه با فرکانس بالاتر علائم و کیفیت زندگی پایین‌تر مرتبط بود. محاسبه‌ی متغیرهای همزمان مثل سطح تحصیلات، ومصرف حشیش در هر سه گروه،
و داروهای آنتی‌سایکوتیک و سطح عملکرد در بیماران، تفاوتی در معناداری یافته‌ها ایجاد نکرد.
در بیماران شروع به سیگار کشیدن همراه با افزایش گزارش علائم مثبت، منفی، و افسردگی بود ( ولی نه کیفیت زندگی) در حالی‌که در گروهی که تغییری در وضعیت نداشتند کاهش کلی علائم گزارش شد. بعد از افزودن کل متغیرهای همزمان به آنالیزها، فقط همراهی بین شروع به مصرف سیگار و افزایش علائم مثبت معنادار باقی ماند.‌
نویسنده‌ی اصلی مقاله اشاره می‌کند که سیگار کشیدن می‌تواند یک رفتار ناسازگار برای مواجهه با استرس باشد و می‌توانیم به روش مصاحبه‌ی انگیزشی به بیمار کمک کنیم آن را با روش‌های کارآمدتر جایگزین کند. او چند توضیح بالقوه برای شیوع بالای سیگار در مبتلایان به سایکوز مطرح می‌کند از جمله "فرضیه‌ی آسیب پذیری مشترک" به این معنا که عوامل خطر مشترک ژنتیک و‌ محیطی برای سایکوز و اعتیاد به نیکوتین وجود دارد. دیگر این‌که، سیگار کشیدن عامل خطری برای سایکوز است.
بنابراین جدا از آسیب فیزیکی سیگار در بیماران اسکیزوفرنی، ما باید نگران تاثیر آن بر سلامت روانشان نیز باشیم.

دکتر عاطفه کمالو
https://t.me/sciencemodern2
فسیل «تایتانوبوآ» بزرگترین ماری که در زمین زندگی کرده است.
iranianreptiles

@Sciencemodern2
این تصویر آسمان و صخره های سنگی زیبا نیست. بلکه عکسی است که توسط یک میکروسکوپ الکترونی از ترک های روی یک فلز هنگام خم شدن گرفته شده است.

@Sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
برای علاقمندان به نوروساینس،این تصویر یک تایم لپس از 16 ساعت رشد سیستم عصبی در مرحله جنینی می باشد که توسط دکتر الیزابت هاینس ضبط شده است .تصویری شگفت انگیز که نحوه رشد،تکثیر و شکل گیری نورون ها را نشان میدهد

جناب دکتر علی درخشنده
https://t.me/sciencemodern2
Brephidium exilis, western pygmy blue butterfly
پروانه‌ی آبی کوتوله‌ی غربی، که یکی از کوچک‌ترین پروانه‌ها در جهان است.
#عکاسی
BioArts
@Sciencemodern2
Mohsen Raeisi:

■ دیدگاه #زیگموند_فروید درباره ی شخصیت


#فروید شخصیّت را مرکب از سه دستگاه (سیستم) یا سه سطح می‌داند:

● 1 نهاد که تابع اصل لذّت است.
● 2 من که با واقعیّت سر و کار دارد.
● 3 من برتر که جنبهٔ اجتماعی شخصیّت را می‌رساند.


این سه سطح ظاهراً از هم جدا هستند ولی با هم کار می‌کنند و رفتار آدمی تقریباً همیشه نتیجهٔ عمل این سه است.

■ 1. نهاد نیرویی است که از غرائز و از هر کیفیّت روانی دیگر که به ارث برده شده تشکیل یافته است و هر کس هنگام زادن آن را با خود به دنیا می‌آورد و تمام عمر را بگفتهٔ فروید با آن بسر می‌برد. نهاد به فعالیّت می‌پردازد تا با رفع نیازمندی‌ها حالت خستگی و ناشی از زندگی را از بین ببرد. این عمل نهاد یعنی سعی در کاستن یا از بین بردن تنیدگی و جلب راحتی و خوشی را فروید اصل لذّت می‌خواند و نهاد را تابع آن می‌داند. نهاد هیچ اصل و قاعدهٔ دیگری نمی‌شناسد. از موازین اخلاقی و قیود اجتماعی بکلی بی‌خبر است. از این رو در کمال آزادی و در صورت لزوم با کمال شدّت و خشونت در جستجوی بر آوردن خواهش‌های خود و کسب لذّت و خوشی است.

با این همه بر خلاف عقیدهٔ رایج، نهاد همیشه منبع فساد و بدی نیست و با آنچه به نفس اماره تعبیر می‌شود فرق دارد. این نیروی نهاد است که آدمی را برای رفع احتیاجات اولیهٔ زندگی به فعالیّت وا می‌دارد، و ضمناً چون تابع اصل لذّت است با مصرف کردن انرژی حیاتی از ناراحتی‌ها می‌کاهد و تعادل حیاتی را برقرار می‌سازد. نهاد البته خواهش‌های نامقبول و بیجا و احیاناً زیان بخشی هم دارد ولی او تنها عامل فعال نیست تا آدمی را بی‌بند و بار بگذارد که هر چه می‌خواهد بکند، بلکه همیشه با دو سطح دیگر شخصیّت هستند آمیخته و در کار است. فقط در کودکان خردسال که هنوز از اصل واقعیّت خبر ندارند و بعضی بیماران روان پریشی است که یکه تاز میدان است.


■ 2. من اصل واقعیّت، دلخوشی خیالی به خودی خود تنیدگی را از بین نمی‌برد و ایجاد آسایش و خوشی نمی‌کند. در آدم گرسنه تصور غذا شاید تا حدودی از تنیدگی بکاهد ولی نمی‌تواند گرسنگی را رفع کند. کار من این است که نخست میان وجود ذهنی چیزی (مثلاً تصویر غذا) و وجود خارجی آن با اینکه آن‌ها را همانند و این همان می‌داند، فرق بگذارد و معلوم بدارد که آیا آنچه به تصور آمده وجود خارجی هم دارد یا ندارد و آیا قابل وصول هست یا نیست و آیا مقتضی است برای رسیدن به آن بی‌درنگ اقدام شود یا بهتر است اقدام به تأخیر بیافتد، یا اینکه بهتر است خوشی و لذّتی که منظور است جای خود را به لذّت و خوشی مناسب‌تری بدهد... از این رو فروید در مقابل اصل لذّت که حاکم بر نهاد است قائل به اصل دیگری است بنام "اصل واقعیّت" و من را ملزم به رعایت آن می‌داند.

■ 3. من برتر، من توجهی به اصول و موازین اخلاقی ندارد، همینکه این توجه پیدا شود سطح دیگر یا مرتبهٔ عالی‌تر شخصیّت، که فروید آن را من برتر می‌خواند به ظهور می‌پیوندد. من برتر نمودار درونی ارزش‌های دیرین و کمال مطلوب‌های اجتماع است آنچنانکه والدین و مربیان آن‌ها را به کودکان شناسانده و با سیستم کیفر و پاداش ذهنی او کرده‌اند. باری من برتر حربه اخلاقی شخصیّت است و درست در مقابل نهاد قرار دارد و آن در واقع با آنچه "وجدان اخلاقی" خوانده می‌شود و با آنچه کانت از آن به عقل عملی تعبیر کرده است فرقی ندارد. حاصل اینکه "من برتر" به سوی کمال می‌گراید نه به سوی لذّت! توجه معطوف به تشخیص درست از نادرست و مطابقت یا مخالفت عمل با اصول و موازین اخلاقی که در اجتماع مورد قبول هستند



🐺   @sciencemodern2
دو دلیل مهم پوست اندازی مارها :الف- وظیفه جایگزینی پوست کهنه و مندرس قبلی
ب- رهایی حیوان از شر انگل‌ خارجی مثل کنه و امثال آن
@Sciencemodern2
Modern Science
دو دلیل مهم پوست اندازی مارها :الف- وظیفه جایگزینی پوست کهنه و مندرس قبلی ب- رهایی حیوان از شر انگل‌ خارجی مثل کنه و امثال آن @Sciencemodern2
پوست و پوست‌اندازی در مارها: پوست مار پوشیده از پولک است و بر خلاف باور عمومی که بدن مارها شبیه کرم‌ها و لزج است، پوست آنها دارای بافت خشکی است. بدون این زره محافظ مارها قادر به ادامه حیات در محیط‌های خشن مثل تنه درخت‌ها، ‌صخره‌ها و شنهای داغ صحراها نیستند. این پولکها ضد آب هستند. پولک‌های خشن شکمی مارها امکان حرکت آنها را روی شاخه درخت‌ها و مکان‌های دیگر فراهم می‌سازد. پولکها از چند لایه سلول روی هم ساخته شده‌اند. خارجی‌ترین سلول‌ها مرده هستند و از سلول‌های زنده زیرین محافظت می‌کنند. اغلب مارها ازپولکهای شکمی برای راه رفتن و سر خوردن روی سطح‌ها استفاده می‌کنند. پلک چشم مارها شامل پولکهای پشت‌نما و همیشه بسته بنام Brille است. پوست‌اندازی مار (Ecdysis, Moulting or Sloughing) بصورت افتادن یک لایه کامل پوست در سرتاسر بدن رخ می‌دهد. پولکهاجدا از هم نیستند و در واقع استطاله‌های اپیدرمی می‌باشند. بنابرین در زمان پوست‌اندازی بصورت جداجدا نمی‌افتند بلکه بصورت یک لایه کامل و سر هم از بدن جدا می‌شوند. شکل و تعداد پولکهای روی سر، گردن و شکم مارها، منحصر بفرد است و برای اهداف طبقه‌بندی بکار می‌رود. پولکهاعمدتاً بر اساس وضعیت آنها بر روی بدن مار شکل می‌گیرند. چشم مارها پوشیده از پولک یا پلک پشت‌نما و شفاف است. مارها مژه‌های متحرک ندارند و لذا چشم آنها همیشه باز است و در زمان خواب تنها شبکیه چشم آنها بسته می‌شود و یا سر در زیر بدن جمع و مخفی می‌شود.
شکل و اندازه پولک ‌ها در قسمت‌های مختلف بدن بخصوص بالای سر و زیر شکم مار تفاوت دارد و درست مثل قطعات استخوان‌ جمجمه در انسان نامگذاری شده و برای شناسایی آنها بکار می‌روند. برخی خصوصیات مارها بویژه خصلت تهاجمی و کشندگی زهر آنها ارتباط نزدیکی با چیدمان پولکها روی سر، ‌بدن و زیر شکم دارد. در برخی مارها پولک‌های روی سر ریز و در برخی درشت هستند و لذا به آن سپر می‌گیرند. در برخی مارها،پولک ها نرم و ملایم و در برخی زبر و خارمانند هستند. در برخی مارها، پولک های شکمی در سراسر شکم یا بخشی از آن دیده می‌شود و از نظر عرضی، کل شکم و یا یک سوم آن را فرا می‌گیرند. پوست‌اندازی یا پرریزی بمعنی انداختن پوشش خارجی بدن در برخی رده‌های جانوری بخصوص خزندگان و پرندگان وجود دارد ولی در پستانداران دیده نمیشود.. پوست‌اندازی در مارها دو وظیفه دارد: الف- وظیفه جایگزینی پوست کهنه و مندرس قبلی
ب- رهایی حیوان از شر انگل‌ خارجی مثل کنه و جرب و امثال آن
تجدید پوست خارجی در برخی حیوانات، از جمله حشرات نشانه آن است که بزرگ‌تر می‌شوند ولی در مار لزوماً چنین نیست زیرا پوست‌اندازی بصورت دوره‌ای و در طول عمر تکرار می‌شود. مارها قبل از پوست‌اندازی خوردن را متوقف ‌می‌کنند، مخفی می‌شوند و به محیط امنی می‌روند. درست قبل از انداختن پوست، رنگ آن ‌پریده و خشک و چشم‌ها ابرناک و آبی رنگ بنظر می‌رسد. سطح داخلی پوست قدیمی مایع می‌شود. این مسئله باعث جدایی پوست قدیم و جدید می‌شود. بعد از چند روز چشم‌ها شفاف شده و مار از درون پوست قدیمی خود بطور کامل بیرون می‌خزد. پوست قدیم در ناحیه دهان مار شکسته می‌شود و مار از طریق لولیدن از میان آن بیرون می‌آید. در این مرحله مار از مالیدن خود به سطوح نسبتاً زبر استفاده می‌کند. در بسیاری موارد پوست مار بصورت سرتاسری و از سر تا دم و یک‌تکه می‌افتد. در زیر آن لایه پوستی شفاف‌تر و بزرگ‌تری شکل می‌گیرد. مارهای مسن سالی یک یا دو بار پوست می‌اندازند ولی مارهایی که در حال رشد هستند چهار بار در سال پوست‌اندازی می‌کنند. پوست افتاده، نشان کاملی از مار است و اگر دست‌نخورده باشد می‌توان از روی آن شکل بدن مار را تخمین زد. این تجدید دوره‌ای پوست در مارها ابزاری برای سلامت و بهداشت آنها است. بهمین دلیل روی عصای خدای طب (Rod of Asclepius) در یونان قدیم عکس مار کشیده شده است.
iranianreptile

@Sciencemodern2
تجدید پوست خارجی در برخی حیوانات، از جمله حشرات نشانه آن است که بزرگ‌تر می‌شوند ولی در مار لزوماً چنین نیست زیرا پوست‌اندازی بصورت دوره‌ای و در طول عمر تکرار می‌شود

iranianreptiles

@Sciencemodern2
مارها قبل از پوست‌اندازی خوردن را متوقف ‌می‌کنند، مخفی می‌شوند و به محیط امنی می‌روند. درست قبل از انداختن پوست، رنگ آن ‌پریده و خشک و چشم‌ها ابرناک و آبی رنگ بنظر می‌رسد
iranianreptiles
@Sciencemoder
اگر زیانهای ناشی از گزش مار با زیانهای ناشی از جانوران دیگر وبیماریها مقایسه شود ناچیز خواهد بود. عدم آگاهی وآشنایی با مارها باعث مي‌شود مردم با ديدن مار بترسند وآن ها را بکشند.
@Sciencemodern2
شواهد بسیاری وجود دارند که نشان میدهند طلاق والدین برای هر کودکی یک تجربهٔ دشوار است، و اگر‌چه این موضوع تردیدناپذیر است، اما باید اذعان کرد که زندگی و رشد یک کودک در محیطی انباشته از خشم، خشونت، سوء استفاده و .. مضرات بسیار بیشتری نسبت به دشواری های مرتبط با طلاق دارد.

باقی ماندن در تأهل و زندگی زناشویی "به خاطر کودکان"، می‌تواند معادل با مواجه نمودن هر روز و هر لحظهٔ آنها با بحث و جدل های آشکار، نفرت و نارضایتی های پنهان، پرخاشگری، چرخه های بی پایان رنجش و خشم، و در مجموع، فضایی باشد که به هیچ وجه آرام و امن نیست.

مطالعات اخیر نشان میدهند که کودکان طلاق، بیش و پیش از آنکه از جدایی والدین آسیب ببینند، از نزاع و تعارضات خانوادگی پیش از طلاق آسیب دیده اند. نتایج این مطالعات نشان می‌دهند‌ که از میان کودکانی که والدین آنها طلاق گرفته اند، کسانی که شاهد بحث و درگیری مکرر والدین بوده اند، ۳۰ درصد احتمال بیشتری برای ابتلا به ناهنجاری ها و مشکلات رفتاری دارند.

به طور مشابه، در زمینهٔ افت عملکرد تحصیلی، روابط بین فردی و مشکلات هیجانی، تاثیر فاکتورهای تنش زای پیش از طلاق بر روی کودکان، بیش از خود طلاق و چالش های پس از آن بوده است.


تاهل و زندگی خانوادگی سرشار از تعارض، مانند یک زخم باز است که برداشته شدن مکرر دلمه ها، ترمیم و بسته شدن دائمی آن را غیرممکن میکند. در چنین شرایطی، تلاش والدین، هر چند سرسختانه، برای کنار هم نگه داشتن اجزای خانواده، حتی در صورت کاهش بار خشونت آمیز فضا، منتهی به از بین بردن احساس بی ثباتی، و تأمین عشق و صمیمیت موردنیاز فرزندان، نخواهد شد.

تقسیم شدن محیط زندگی به دو خانهٔ مجزا بعد از طلاق والدین، یک تحول چالش برانگیز است، اما به کودک اجازه می‌دهد که به جای درگیر شدن دائمی با هیجانات منفی و پیچیده، به زندگی کودکانهٔ خود بپردازد.
اگرچه زندگی در دو خانهٔ بدون جنگ، الزاما بدون نقص نیست، اما تقریبا همیشه بهتر از زندگی در زیر یک سقف انباشته از تنش است.

ماه های ابتدایی پس از طلاق، که دوران گذار به یک شرایط تازه و سازگاری با آن است، پیچیدگی‌های مخصوص به خود را دارد، اما در اغلب موارد وضعیت به سمت آرامش، ثبات و فرونشینی تنش‌های پیرامون فرآیند جدایی پیش خواهد رفت.

درک یک کودک از تصمیم والدین برای طلاق، می‌تواند به صورت تلاش مشترکی از سوی دو والد برای ساختن یک شرایط بهتر باشد. اگر نگاه والدین به طلاق، نوعی مصالحه و یافتن راه حل مشترک برای یک مسئله باشد، این نگرش به کودک نیز منتقل خواهد شد، و او از والدین خود می آموزد که بسیاری از اوقات، ساختن آینده ای بهتر نیازمند تصمیم گیری های سخت و عبور از مراحل دشوار است.

ترجمه دکتر علی نیک جو


https://www.metroparent.com/daily/parenting/divorce-family-law/parents-arguments-harmful-kids-divorce-study-says/

@sciencemodern2
💢عزیزی در باب Pre-selection سئوال فرمودند. تلاش میکنم خیلی خلاصه و به زبان ساده توضیحاتی تقدیم کنم.


عرض شود که در موضوع جذابیت، که یک بخش آن جذابیت جنسی است ولی وجوه دیگری مثل کاریزما و جایگاه یک شخص در سلسه مراتب اجتماعی هم در آن میگنجد، مغز ما فقط متکی به داده ها و سلایق شخصی خودمان نیست.

مغز ما در گروه طوری فرگشت یافته که نظر دیگران هم در ادراکات و احساسات ما اثر گذار است.

وقتی مردی توسط حلقه ای از زنان احاطه شده و مورد تمجید قرار میگیرد، حتی اگر از نظر ملاک ها و سلایق یک زن یا ناظر، مرد جذابی نبوده باشد، تنها و تنها به دلیل مورد توجه دیگر زنان بودن، در ذهن زن یا مرد ناظر، " پیشاپیش جذاب " جلوه میکند.

از این خاصیت مغز ما در نورومارکتینگ و انواع تبلیغات مکررا استفاده میشود.

به عنوان مثال آن مردک دلقک که در ترکیه فرقه درست کرده را در تبلیغاتش ببینید که چطور جماعتی از پریوشان دورش حلقه زده اند!
در ویدیو کلیپها و ترانه ها ببینید چطور خواننده را میگذارند وسط و یک یا چند زیبا روی گل اندام، حلوا حلوایش میکنند!

پس مغز ما آن ریخت و قیافه مضحک طرف را با آن کلاه گیس بافته شده از پشم بز، و شعر بند تنبانی و آهنگ و تنظیم آبکی، نادیده میگیرد و سیگنال میدهد که عجب مرد جذابی...

موضوع فقط به جذابیت جنسی ختم نمیشود.

اگر یک آدم خیلی خیلی معمولی را ببینید که از درب یک تالار وارد شد و جماعت همه بلند شدند و احترام گذاشتند و بر صدر نشاندند، شما هم نشناخته، در ذهنتان او را آدم بسیار مهمی قلمداد میکنید.

به همین دلیل است که سیاستمداران و بسیاری افراد، همیشه حلقه ای از حواریون دورشان دارند که در انظار بالا بالایشان کنند و خم و راست شوند و جماعت ناظر را تحت تاثیر قرار دهند.

بس بطور خلاصه میشود گفت
Pre-selection
به پیش داوری مغز ما، تحت تاثیر سلایق یا منش و گفتار دیگران در باب یک شخص یا موضوع، گفته میشود.

بزبان ساده، شما به خودتان میگویید، اگر این آدم جذاب نبود، اینهمه زن زیبا دورش ملتمسانه حلقه نمیزدند.
اگر فلان کس قدرتمند نبود، اینهمه خدم و حشم و حواری نداشت.
و....


#دکتر_مهرداد_قبادیان

@Sciencemodern2
#افق_رویداد
#علمی

♡ عشق و عاشق شدن چیست؟ (قسمت نخست)


پاسخ علم:
عشق فقط هورمون است و بس،حتی عشق مادر به فرزند را هورمونهایی ایجاد میکنند که اگر آن هورمونها را کم کنیم میزان عشق مادر به فرزندش کم خواهد شد .


▪️ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ

●مراحل عاشق شدن:

اول:حس جنسی
دوم: جذب
سوم : وابستگی

ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﯾﮏ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ کاملا ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ . ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺩﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻘﺎﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﺳﺖ . ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ، ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﺮﻭﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﻼﯾﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎﺳﺖ، ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﺯ ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺷﺘﻬﺎ ﻭ ﺣﺲ ﺳﺮﺧﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺐ . ﻋﺸﻖ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻥ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺑﺎ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻫﺎﯼ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺧﺎﺻﯽ ﺭﺍ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ
ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺣﺲ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ . ﺷﻤﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻣﺎﻩ ﻫﺎ ﯾﺎ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﻌﺪ، ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ . ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .

●ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﻭﻝ : ﺣﺲ ﺟﻨﺴﯽ
ﺣﺲ ﺷﻬﻮﺕ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﺮﺷﺢ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﺴﺘﻮﺳﺘﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﻭﮊﻥ ﺍﺳﺖ . ﺗﺴﺘﻮﺳﺘﺮﻭﻥ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺟﻨﺴﯽ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻋﻤﺪﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ .

●ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ : ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻥ
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺣﺘﯽ ﮐﻢ ﺍﺷﺘﻬﺎ ﻭ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺟﺪﯾﺪﺷﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ . ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺳﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ( neuro-transmitters ) ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻮﻧﻮ ﺁﻣﯿﻦ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :
ﺩﻭﭘﺎﻣﯿﻦ : ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻮﮐﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﻧﯿﮑﻮﺗﯿﻦ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﻌﺎﻝ ﺷﻮﺩ .
ﻧﻮﺭﺍﭘﯽﻧﻔﺮﯾﻦ : ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺩﺭﻧﺎﻟﯿﻦ ﻫﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺪﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺐ ﺷﻮﺩ .
ﺳﺮﻭﺗﻮﻧﯿﻦ : ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺗﺮﮐﯿﺒﺎﺕ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ .

●ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻮﻡ : ﺣﺲ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ
ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ، ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ، ﺣﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜﻞ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻋﺼﺒﯽ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﻭﺯ ﺣﺲ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﺩ :
ﻭﺍﺯﻭﭘﺮﺳﯿﻦ : ﻣﺎﺩﻩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪﺕ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﺩ . ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﻮﺵ ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ، ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﺍﺯﻭﭘﺮﺳﯿﻦ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺳﺒﺐ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺷﺮﯾﮏ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﮐﺴﯽﺗﻮﺳﯿﻦ : ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻏﺪﻩ ﻫﯿﭙﻮﺗﺎﻻﻣﻮﺱ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﺷﯿﺮ ﺍﺯ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﭘﯿﻮﻧﺪﯼ ﻗﻮﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻭﺝ ﻟﺬﺕ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺟﻨﺲ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻻﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

▫️ادامه دارد فردا همین ساعت همراه با رفرنس های تحقیقات و ژورنالهای علمی

🌍 @sciencemodern2
#
#علمی

♡ عشق و عاشق شدن چیست (قسمت دوم و پایانی)

●ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻐﺰﯼ
ﻧﺎﺣﯿﻪﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ، ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺁﻥ ﻧﻮﺍﺣﯽﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻭ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻨﺪ، ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻭ ﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﺁﺳﺒﮏ ﻣﻐﺰ ( ﻫﯿﭙﻮ ﮐﻤﭙﻮﺱ )، ﺯﯾﺮﻧﻬﻨﺞ ( ﻫﯿﭙﻮ ﺗﺎﻻﻣﻮﺱ ) ﻭ ﻗﺸﺮ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪﯼ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻐﺰ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﻪ ﺑﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺗﺪﺍﻓﻌﯽ ﻣﯽﺍﻧﺠﺎﻣﺪ، ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ، ﻧﻮﺍﺣﯽﺍﯼ ﻣﺜﻞ ﺁﻣﯿﮕﺪﺍﻝ ﻭ ﻟﻮﺏ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ، ﻏﯿﺮ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ : ﻓﺮﺁﯾﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﻭﻇﯿﻔﻪﯼ ﺁﻥ ﮐﺎﻫﺶ ﮐﻠﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻨﻔﯽ ﯾﺎ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺷﺮﯾﮏ ﻭ ﯾﺎﺭﺗﺎﻥ ﺍﺳﺖ .ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻐﺰ ﺩﺭ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺑﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﻋﺸﻘﯿﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﮐﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﻭﺍﮐﻨﺶﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻣﺮﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﺨﺺﻣﯽﮐﻨﺪ ﺁﯾﺎ ﻣﻐﺰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻓﻌﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﻫﻢ ﺭﻓﺎﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﻫﻢ ﻣﺮﺯ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻮﻓﻖﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻭ ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ ﺷﺮﯾﮑﺘﺎﻥ ﻭ ﺭﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪﺗﺎﻥ، ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻐﺰﯼ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ...

●ﻋﺸﻖ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ،شکست عشقی

ﻋﺸﻖ ﮐﺎﺭﺁﯾﯽ ﻓﺮﮔﺸﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻤﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻄﺢ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ . ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﯿﻤﻪﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩﻣﺎﻥ(از نظر علمی وجود ندارد) ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ #ﻋﺸﻖ ﺍﻣﺮﯼ ﺷﺎﯾﻊ ﺍﺳﺖ . ﭼﻪ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺮﮒ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻓﺎﺋﻖ ﻣﯽﺍﯾﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ . ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻣﺮﮒ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩﺍﯼ ﺭﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺩﺍﻏﺪﯾﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﯾﮑﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ( ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﻋﮑﺲ ) ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻏﻢﻫﺎﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﺤﺮﯾﮑﺎﺕ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻮﻋﯽ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﯾﺎ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺭﺍ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻏﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽﺩﻫﺪ .

●ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ

ﻣﻄﺎﺑﻘﺖﻫﺎﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﺸﻖﻫﺎﯼ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ( ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ) ﻭ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﺎﻝ ﻧﻮﺍﺣﯽﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻐﺰ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺣﯽﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺗﻄﺎﺑﻖﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻣﻐﺰ ﮐﻪ ﺣﺎﻭﯼ ﺗﺮﺍﮐﻢ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﮐﺴﯽ ﺗﻮﺳﯿﻦ ﻭ ﻭﺍﺯﻭﭘﺮﺳﯿﻦ ﻓﻌﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﻏﯿﺮﻓﻌﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻃﯽ ﻋﺸﻖ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ( ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺍﺳﺖ ) ﺩﺭ ﻃﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﻫﻢ ﻏﯿﺮ ﻓﻌﺎﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺑﻌﻼﻭﻩ ﺗﺮﺍﮐﻢ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﻭ ﮐﻢ ﺷﺪﻩﯼ ﺍﮐﺴﯽ ﺗﻮﺳﯿﻦ، ﻧﺴﺒﺖ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﻭ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﺭﺥ ﻣﯽﺩﻫﺪ . ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﻧﻮﺍﺣﯽﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ( ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﻩﯼ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺠﺮﺍ ) ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﯽ ﻋﺸﻖ ﺭﻭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻓﻌﺎﻝﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ . 

ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥﻫﺎ ﻭ ﺑﺮﻫﻢ ﮐﻨﺶ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﮕﻔﺘﯽﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﻡ ﺑﮕﯿﺮﺩ.

پایان

رفرنس

http://www.iflscience.com/brain/what-love-here-s-science/

🌍 @sciencemodern2
Forwarded from اتچ بات
✔️آشنایی با نورون و ساختار آن
تهیه شده در کانال نورو ساینس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸عنکبوتی که می خندد

این جانور از خویشاوندان نزدیک بیوه سیاه است که در جنگل های بارانی هاوایی یافت می شود.نام محلی عنکبوت خنده رو "نانانانا ماکاکیی" است.

#تصویرعلم

@Sciencemodern2
Modern Science
📸عنکبوتی که می خندد این جانور از خویشاوندان نزدیک بیوه سیاه است که در جنگل های بارانی هاوایی یافت می شود.نام محلی عنکبوت خنده رو "نانانانا ماکاکیی" است. #تصویرعلم @Sciencemodern2
متاسفانه به دلیل کم بودن تعداد این جانور و محدود شدن زیستگاه طبیعی شان، نام آنها در لیست جانوران در خطر انقراض قرار دارد

@Sciencemodern2
#فرگشت

🌵 سه اتفاق تکاملی در اندام تناسلی مردان

🔹 عضو تناسلی بی استخوان
بعضی از حیوانات همچنان از استخوان موجود در عضو تناسلی بهره مند هستند اما حذف آن در موجودات پیشرفته تر، ضرورتی بود که به بقا و ماندگاری بیشتر حیوانات منجر گشت. البته اکثر پستانداران نزدیک به نوع بشر هنوز از آنها برخوردارند. داشتن استخوان که به طور دائم عضو تناسلی را در حالت برافراشته قرار می دهد می تواند فریب دهنده باشد و بخشی از بیماری های ژنتیک و حتی ضعف های جنسی مذکر را بپوشاند.
ریچارد داوکینز در کتاب معروفش « ژن خودخواه» می گوید برای زنان، هزینه جفت گیری خیلی بالا است. زنان تعداد محدودی تخمک دارند و شانس باروری شان یکبار در سال است. به همین خاطر برای شان ضرورت داشت که با کمترین خطا، مرد منتخب شان را برگزینند. وجود استخوان در آلت تناسلی مرد، باعث می شد که نسبت به قدرت جنسی مردی که برمی گزیدند اشتباه کنند.
برای حل این مشکل، به مرور حذف استخوان در عضو تناسلی مردان در دستور کار طبیعت قرار گرفت. عملی که باعث شد قدرت تشخیص قدرت تولیدِ مثل مردان از طریق انتقال سریعتر خون در آلت مشاهده شود. از آن پس، زنان از این طریق، قادر به تشخیص واضحترِ قابلیت کاربردی عضو تناسلی مردان گشته اند.
شاید برای مردان، نداشتن استخوان در عضو تناسلی دردسر آفرین شده است! مردان از آن به بعد نمی توانستند به عضو همیشه ایستاده خود تکیه کنند. بدن مرد می بایست انرژی و تلاش بیشتری برای جابجایی سریع خون به خرج دهد. ولی بقای بشر، مدیون بی استخوان شدن عضو تناسلی است چون از آن طریق، سالمترین و قوی ترین های نوع بشر فرصت ادامه بقا یافته اند.

🔹 خاردار بودن عضو تناسلی
تکامل فیزیکی بشر در طی ۶ میلیون سال گذشته منجر به تغییر و تصحیح بخش بزرگی از عضو تناسلی بشر شده است. به گفته دانشمندان، اجداد خیلی قدیمی بشر و میمونها، از حدود ۷۰۰ هزار سال پیش، حالت خاردار بودن عضو تناسلی را بعد از حذف گیرنده های آندروژنی، از دست داده اند. البته شمپانزه ها و بسیاری از پستانداران نظیر گربه همچنان مسلح به برآمدگی های کوچک خار مانند هستند.
از نظر زیست شناسان یکی از ضرورت های داشتن عضو تناسلی خاردار در این است که سرعت جفت گیری را افزایش می‌داد. سرعت هر چه بیشتر جفت گیری به خاطر خطرات مختلف محیط وحش است یک موهبت حیاتی بود و شانس آسیب پذیری حیوانات در حین سکس را به حداقل می رساند.

🔹 عضو تناسلی همیشه بیدار
اعضای تولید مثلِ مردان هر چه بیشتر کار کند و از انبساط و انقباض برخوردار گردد سالم تر خواهد ماند. برای همین وقتی که همه اعضای دیگر بدن به خواب می روند آنها در طول شب به طور مداوم بیدار می شوند. به طور متوسط هر مرد در طول شب بین ۳ تا ۵ بار به طور خودکار خون وارد مویرگ های عضو تناسلی شان می شود و آنها را بیدار می کند.
نکته دیگری که می توان به لیست خصوصیات مثبت بیدارباش شبانگاهی اعضای تناسلی مردان افزود این است که « انبساط و انقباض پوست های اطراف عضو تولید مثل» آنها را از کوچک شدن و سفت و سخت شدن مصون نگه می دارد. محققین با اندازه گیری دقیق ثابت کرده اند افرادی که به دلائل مختلف، چه در خواب یا در حین خرناس کشیدن نتوانند با بلند شدن، پوست اطراف الت تناسلی را انبساط بخشند اندام تناسلی شان، در مجموع بین ۱ تا ۲ سانتیمتر کوچکتر می شوند.

📝 گرداوری علیرضا رایگان

منابع
http://news.nationalgeographic.com/news/2011/03/110309-humans-men-penises-spines-dna-genome-science/
http://www.motherjones.com/blue-marble/2011/03/penis-boner-spike-evolution

💎 @sciencemodern2