در خصوص ریشه واژه «بیماری» داستان های جالبی رواج دارد، از داستان نجات شهر رم از بیماری طاعون با کمک مارها گرفته تا داستان رواج همین بیماری در ایران و..
iranianreptiles
@Sciencemodern2
iranianreptiles
@Sciencemodern2
نگاهی به خواص درمانی انواع سموم
در خصوص ریشه واژه «بیماری» داستان های جالبی رواج دارد، از داستان نجات شهر رم از بیماری طاعون با کمک مارها گرفته تا داستان مربوط به رواج همین بیماری در ایران و نقش مارها برای فراری دادن موش های ناقل بیماری. به هر ترتیب به نظر می رسد نقش مهم مارها در ایجاد سلامتی و کاهش انواع بیماری، جایگاهی سنتی و دیرینه است.
مروری بر پزشکی مدرن نیز نشان می دهد این نقش باستانی تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است. فارغ از کاربرد زهر مار در پزشکی باستانی بسیاری از کشورهای شرقی و کهن، در داروسازی امروز نیز از زهر مار برای ساخت داروهای ترکیبی پیشرفته استفاده می شود.درواقع افزون بر زهر مار، سموم بسیاری از موجودات دیگر مثل عقرب و رتیل نیز قابلیت استفاده در انواع روش های درمانی را دارند، بنابراین می توان معتقد بود بیماری های خاص تا حد زیادی در زمینه خطرناک بودن رفع اتهام می شوند.
وقتی سم مار به جنگ عقرب سرطان می رود
استفاده از انواع زهرها برای ساخت داروهای قوی در صنعت داروسازی موضوعی است عادی و متداول. یکی از بیماری هایی که از زهرها و به ویژه زهرمار استفاده شایانی می کند، سرطان است. براساس پژوهشی که در نشریه علمی sciencedirect منتشر شده، سم مار یکی از پرثمر ترین درمان هایی است که برای سرطان موجود است.
سم مارها سرشار از ماده ای ارزشمند به نام بیوتوکسین (biotoxin) است؛ ماده ای که نقشی پرثمر و امیدوارانه در رشد سلول های مولکولی مبارزه با سرطان ایفا می کند. افزون بر اینها، این سم مخلوطی پیچیده از آنزیم ها، پپتیدها، کربوهیدرات ها، مواد معدنی و پروتیین هایی با جرم مولکولی کم و البته مواد شیمیایی خاص است.
مجموعه این مواد فعالیت های بیولوژیکی را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می دهند. این خواص شگفت انگیز را می توان در درمان انواع سرطان، آرتریت، درد و اختلالات عصبی عضلانی، مشکلات خونی، اختلالات قلبی و عروقی، عفونت ها و بیماری های التهابی استفاده کرد.
بنابراین طبیعی است که تجارت سم مار و صادرات آن، بازاری گرم و پرمشتری داشته باشد. اگرچه بسیاری از افراد، بین انواع مارها تنها با مارهای کبری آشنا هستند، اما مارهای مختلفی وجود دارند که سموم شان برای درمان بیماری های مختلف کاربرد دارد؛ مارهایی که گاه قیمت زهرهایشان سر به فلک می گذارد و کمتر از طلا نیست. یکی از انواع سرطان که بیش از سایرین به استفاده از سم مار واکنش مثبت نشان داده، سرطان دهان است؛ سرطانی که این روزها به سبب افزایش استعمال دخانیات و عدم رعایت موارد بهداشتی و سلامتی بسیار شایع شده است.
کاهش فشار خون
واکنش افراد مختلف به دیدن مارها متفاوت است. برخی افراد به محض دیدن مارها دچار افت فشار شده و از ترس به لرزه می افتند. به نظر می رسد این خصلت مارها به طور علمی در سم شان نیز نهفته است.
درواقع در زهر انواع مارها ماده ای وجود دارد که به کاهش فشارخون افراد کمک می کند. این کارکرد مثبت سم ها نه تنها به کاهش فشار خون کمک می کند، بلکه نرخ ابتلا به بسیاری از بیماری های کلیوی، سکته مغزی و دیابت را نیز کاهش می دهد.
مصرف منظم داروهایی که با استفاده از نوع مشخصی از سم مار ساخته شده اند، در افزایش سطح سلامت عمومی افرادی که مبتلا به برخی بیماری های خاص هستند بی تأثیر نیست.
تولید انواع مسکن
افزون بر کارکرد مثبت سم انواع مار در ساخت داروهای ضد سرطان، می توان از سم نوعی ویژه از رطیل نیز برای ساخت مسکن های ترکیبی قدرتمند استفاده کرد. این نوع از رتیل ها که با نام رتیل مکزیکیMexican redknee) مشهور هستند، ترکیبی ویژه و منحصربه فرد از ماده ای تسکین دهنده را در سم خود جای داده اند که از طریق صنعت داروسازی قادر به تبدیل شدن به نوعی ارزشمند از دارو است.
درواقع سم این رتیل با مسدود کردن بخشی از کانال های عصبی که وظیفه انتقال درد را بر عهده دارند، روند احساس درد را دچار وقفه کرده و میزان درد را به سطحی بسیار کمتر از برآوردهای ذهنی بیمار کاهش می دهد؛ کارکردی مثبت که برای بیمارانی با دردهای مزمن، ارزش و اهمیتی بسزا دارد.
درمان اختلال های سیستم عصبی
یکی از درمان هایی که برای سیستم عصبی کاربردی مثبت دارد، استفاده از انواع زهر و سم است. مار مامبای سیاه، یکی از نادرترین گونه هایی است که برای درمان انواع اختلال های سیستم عصبی کاربرد دارد. زهر این مار که در بازارهای جهانی قیمتی بسیار بالا دارد، برای درمان بیماری های کمیاب و نادر تأثیر گذار است.
@Sciencemodern2
در خصوص ریشه واژه «بیماری» داستان های جالبی رواج دارد، از داستان نجات شهر رم از بیماری طاعون با کمک مارها گرفته تا داستان مربوط به رواج همین بیماری در ایران و نقش مارها برای فراری دادن موش های ناقل بیماری. به هر ترتیب به نظر می رسد نقش مهم مارها در ایجاد سلامتی و کاهش انواع بیماری، جایگاهی سنتی و دیرینه است.
مروری بر پزشکی مدرن نیز نشان می دهد این نقش باستانی تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است. فارغ از کاربرد زهر مار در پزشکی باستانی بسیاری از کشورهای شرقی و کهن، در داروسازی امروز نیز از زهر مار برای ساخت داروهای ترکیبی پیشرفته استفاده می شود.درواقع افزون بر زهر مار، سموم بسیاری از موجودات دیگر مثل عقرب و رتیل نیز قابلیت استفاده در انواع روش های درمانی را دارند، بنابراین می توان معتقد بود بیماری های خاص تا حد زیادی در زمینه خطرناک بودن رفع اتهام می شوند.
وقتی سم مار به جنگ عقرب سرطان می رود
استفاده از انواع زهرها برای ساخت داروهای قوی در صنعت داروسازی موضوعی است عادی و متداول. یکی از بیماری هایی که از زهرها و به ویژه زهرمار استفاده شایانی می کند، سرطان است. براساس پژوهشی که در نشریه علمی sciencedirect منتشر شده، سم مار یکی از پرثمر ترین درمان هایی است که برای سرطان موجود است.
سم مارها سرشار از ماده ای ارزشمند به نام بیوتوکسین (biotoxin) است؛ ماده ای که نقشی پرثمر و امیدوارانه در رشد سلول های مولکولی مبارزه با سرطان ایفا می کند. افزون بر اینها، این سم مخلوطی پیچیده از آنزیم ها، پپتیدها، کربوهیدرات ها، مواد معدنی و پروتیین هایی با جرم مولکولی کم و البته مواد شیمیایی خاص است.
مجموعه این مواد فعالیت های بیولوژیکی را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می دهند. این خواص شگفت انگیز را می توان در درمان انواع سرطان، آرتریت، درد و اختلالات عصبی عضلانی، مشکلات خونی، اختلالات قلبی و عروقی، عفونت ها و بیماری های التهابی استفاده کرد.
بنابراین طبیعی است که تجارت سم مار و صادرات آن، بازاری گرم و پرمشتری داشته باشد. اگرچه بسیاری از افراد، بین انواع مارها تنها با مارهای کبری آشنا هستند، اما مارهای مختلفی وجود دارند که سموم شان برای درمان بیماری های مختلف کاربرد دارد؛ مارهایی که گاه قیمت زهرهایشان سر به فلک می گذارد و کمتر از طلا نیست. یکی از انواع سرطان که بیش از سایرین به استفاده از سم مار واکنش مثبت نشان داده، سرطان دهان است؛ سرطانی که این روزها به سبب افزایش استعمال دخانیات و عدم رعایت موارد بهداشتی و سلامتی بسیار شایع شده است.
کاهش فشار خون
واکنش افراد مختلف به دیدن مارها متفاوت است. برخی افراد به محض دیدن مارها دچار افت فشار شده و از ترس به لرزه می افتند. به نظر می رسد این خصلت مارها به طور علمی در سم شان نیز نهفته است.
درواقع در زهر انواع مارها ماده ای وجود دارد که به کاهش فشارخون افراد کمک می کند. این کارکرد مثبت سم ها نه تنها به کاهش فشار خون کمک می کند، بلکه نرخ ابتلا به بسیاری از بیماری های کلیوی، سکته مغزی و دیابت را نیز کاهش می دهد.
مصرف منظم داروهایی که با استفاده از نوع مشخصی از سم مار ساخته شده اند، در افزایش سطح سلامت عمومی افرادی که مبتلا به برخی بیماری های خاص هستند بی تأثیر نیست.
تولید انواع مسکن
افزون بر کارکرد مثبت سم انواع مار در ساخت داروهای ضد سرطان، می توان از سم نوعی ویژه از رطیل نیز برای ساخت مسکن های ترکیبی قدرتمند استفاده کرد. این نوع از رتیل ها که با نام رتیل مکزیکیMexican redknee) مشهور هستند، ترکیبی ویژه و منحصربه فرد از ماده ای تسکین دهنده را در سم خود جای داده اند که از طریق صنعت داروسازی قادر به تبدیل شدن به نوعی ارزشمند از دارو است.
درواقع سم این رتیل با مسدود کردن بخشی از کانال های عصبی که وظیفه انتقال درد را بر عهده دارند، روند احساس درد را دچار وقفه کرده و میزان درد را به سطحی بسیار کمتر از برآوردهای ذهنی بیمار کاهش می دهد؛ کارکردی مثبت که برای بیمارانی با دردهای مزمن، ارزش و اهمیتی بسزا دارد.
درمان اختلال های سیستم عصبی
یکی از درمان هایی که برای سیستم عصبی کاربردی مثبت دارد، استفاده از انواع زهر و سم است. مار مامبای سیاه، یکی از نادرترین گونه هایی است که برای درمان انواع اختلال های سیستم عصبی کاربرد دارد. زهر این مار که در بازارهای جهانی قیمتی بسیار بالا دارد، برای درمان بیماری های کمیاب و نادر تأثیر گذار است.
@Sciencemodern2
Modern Science
نگاهی به خواص درمانی انواع سموم در خصوص ریشه واژه «بیماری» داستان های جالبی رواج دارد، از داستان نجات شهر رم از بیماری طاعون با کمک مارها گرفته تا داستان مربوط به رواج همین بیماری در ایران و نقش مارها برای فراری دادن موش های ناقل بیماری. به هر ترتیب به نظر…
به نظر می رسد این مار با ایجاد یک واکنش شیمیایی ویژه میدانی کارکردهایی مثبت ایجاد می کند که منجر به درمان نارسایی های سیستم عصبی می شود. دانشگاه مرکزی پورتوریکو کانون اولیه پژوهش در حوزه های درمان از طریق سموم است. پژوهشگران این دانشگاه به واسطه پژوهش های گسترده و پرشمار خود در سطح جهان موفقیت هایی قابل توجهی کسب و نظام درمانی از طریق سموم را دستخوش تحولاتی مهم کرده اند.
از سوی دیگر جدیدترین نتایج و آمارهای پژوهشی نشان می دهند درمان بیماری هایی مثل پارکینسون نیز، از طریق شکستن سلول های عصبی ناممکن نیست. روشی که اگرچه جدید است، اما می تواند طی سال های آتی اثراتی بسیار مثبت را برای بیمارانی که به انواع بیماری های خاص و ناشناخته مبتلا هستند رقم زند.
ترجمه: باران اخوت نیا /فرصت امروز کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
@Sciencemodern2
از سوی دیگر جدیدترین نتایج و آمارهای پژوهشی نشان می دهند درمان بیماری هایی مثل پارکینسون نیز، از طریق شکستن سلول های عصبی ناممکن نیست. روشی که اگرچه جدید است، اما می تواند طی سال های آتی اثراتی بسیار مثبت را برای بیمارانی که به انواع بیماری های خاص و ناشناخته مبتلا هستند رقم زند.
ترجمه: باران اخوت نیا /فرصت امروز کانال تخصصی خزندگان و دوزیستان
@Sciencemodern2
ارتباط شروع ضدافسردگی با شکستگی هیپ در افراد مسن
علاوه بر مطالعات قبلی که نشان میدادند به دنبال شروع داروهای ضدافسردگی تعداد شکستگی هیپ افزایش مییابد، مطالعهی جدیدی میگوید دورهی زمانی بلافاصله قبل از درمان نیز با افزایش خطر چنین صدماتی همراه است.
مطالعهی بیش از ۴۰۸۰۰۰ فرد سالمند نشان داد كسانی که داروهای ضدافسردگی شروع کردهاند، هم در یک سال قبل و هم در سال بعد از شروع درمان، ۲ برابر بیشتر از همتایانی که دارو نمیگیرند دچار شکستگی لگن میشوند.
این مطالعه در ۲ ژانویه ۲۰۱۹ در JAMA Psychiatry به صورت آنلاین منتشر شد.
طبق مطالعات قبلی، افزایش خطر سقوط یکی از عوارض ناخواستهی استفاده از اکثر ضدافسردگیها بود. محققین جدید متوجه شدند که طراحی مشاهدهای مطالعات قبلی سوالاتی دربارهی علیت، مخدوش شدگی و بایاس در نتایج برمیانگیزد. آنها ۲۰۴۰۷۲ بیمار ۶۵ ساله و مسنتر که بین جولای ۲۰۰۶ و دسامبر ۲۰۱۱ داروی ضدافسردگی گرفته بودند را با ۲۰۴۰۷۲ فردی که دارو نگرفتند منطبق، و مقایسه کردند. سن متوسط شرکت کنندگان در این مطالعهی کوهورت منطبق شده، ۸۰ سال بود و ۶۳٪ آنان خانم بودند. حدود دو سوم (۶۳٪) شرکت کنندهها یک مهارکنندهی انتخابی بازجذب سروتونین دریافت کردند که شایعترین گروه دارویی تجویزشده، بود.
قویترین همراهی برای خطر شکستگی لگن و شروع داروی ضد افسردگی در هفتههای قبل از شروع درمان به دست آمد.
اوج همراهی ۳۰-۱۶ روز قبل از شروع درمان بود.
به صورت مشابه، وقتی محققین سه دارویی که بیشتر تجویز شده بود(سیتالوپرام، میرتازاپین، و آمیتریپتیلین) را جداگانه آنالیز کردند نیز، اوج خطر در ۳۰-۱۶ روز قبل از شروع درمان به دست آمد.
https://t.me/Sciencemodern2
محققین اثر جنسیت، و دوز کم یا زیاد دارو را هم بر خطر شکستگی لگن ارزیابی کردند. آنها دریافتند که در مردان، همراهی قویتری در ۳۰-۱۶ روز قبل از درمان وجود دارد. در مقایسهی دوز کم و زیاد دارو یافتهها مغشوش بود و هیچ ارتباط دوز-پاسخی دیده نشد.
نویسندهی اصلی مقاله میگوید خطر شکستگی هیپ و سایر آسیبهای ناشی از سقوط در افراد مسن بیشتر است. شیوع افسردگی نیز در این گروه بالاست و هردو، موربیدیتی و مورتالیتی بالایی دارند که باید در پیشگیری، غربالگری و درمان مورد توجه قرار گیرد.
دانش ما درمورد پیشگیری از سقوط در سالمندان به وضوح بیشتر است تا چگونگی پیشگیری و درمان افسردگی.
خطر بالای شکستگی لگن درست پیش از شروع درمان در جمعیت مورد مطالعه لزوما به این معنا نیست که این دو با هم مرتبطند. این افزایش خطرات میتواند موازی و بازتابندهی آسیبپذیری در زمان سختیهای دیگر باشد.
متابولیسم استخوان میتواند با هردو عامل مصرف ضد افسردگی و افسردگی تغییر کند که منجر به بروز بالاتر شکستگی لگن در مشاهدات شود. به علاوه، بستری به دنبال شکستگی هیپ میتواند احتمال افسردگی و در نتیجه شروع داروی ضدافسردگی را بالاببرد.
محققین شروع درمان و پایش دقیق هر اثر مثبت و منفی را در افراد سالمند توصیه کردند.
یکی از محدودیتهای این مطالعه فقدان اطلاعات دربارهی همبودیهایی مثل دمانس، دیابت، و افسردگی خفیف تا متوسط بوده است.
ترجمه دکتر عاطفه کمالو
https://t.me/Sciencemodern2
علاوه بر مطالعات قبلی که نشان میدادند به دنبال شروع داروهای ضدافسردگی تعداد شکستگی هیپ افزایش مییابد، مطالعهی جدیدی میگوید دورهی زمانی بلافاصله قبل از درمان نیز با افزایش خطر چنین صدماتی همراه است.
مطالعهی بیش از ۴۰۸۰۰۰ فرد سالمند نشان داد كسانی که داروهای ضدافسردگی شروع کردهاند، هم در یک سال قبل و هم در سال بعد از شروع درمان، ۲ برابر بیشتر از همتایانی که دارو نمیگیرند دچار شکستگی لگن میشوند.
این مطالعه در ۲ ژانویه ۲۰۱۹ در JAMA Psychiatry به صورت آنلاین منتشر شد.
طبق مطالعات قبلی، افزایش خطر سقوط یکی از عوارض ناخواستهی استفاده از اکثر ضدافسردگیها بود. محققین جدید متوجه شدند که طراحی مشاهدهای مطالعات قبلی سوالاتی دربارهی علیت، مخدوش شدگی و بایاس در نتایج برمیانگیزد. آنها ۲۰۴۰۷۲ بیمار ۶۵ ساله و مسنتر که بین جولای ۲۰۰۶ و دسامبر ۲۰۱۱ داروی ضدافسردگی گرفته بودند را با ۲۰۴۰۷۲ فردی که دارو نگرفتند منطبق، و مقایسه کردند. سن متوسط شرکت کنندگان در این مطالعهی کوهورت منطبق شده، ۸۰ سال بود و ۶۳٪ آنان خانم بودند. حدود دو سوم (۶۳٪) شرکت کنندهها یک مهارکنندهی انتخابی بازجذب سروتونین دریافت کردند که شایعترین گروه دارویی تجویزشده، بود.
قویترین همراهی برای خطر شکستگی لگن و شروع داروی ضد افسردگی در هفتههای قبل از شروع درمان به دست آمد.
اوج همراهی ۳۰-۱۶ روز قبل از شروع درمان بود.
به صورت مشابه، وقتی محققین سه دارویی که بیشتر تجویز شده بود(سیتالوپرام، میرتازاپین، و آمیتریپتیلین) را جداگانه آنالیز کردند نیز، اوج خطر در ۳۰-۱۶ روز قبل از شروع درمان به دست آمد.
https://t.me/Sciencemodern2
محققین اثر جنسیت، و دوز کم یا زیاد دارو را هم بر خطر شکستگی لگن ارزیابی کردند. آنها دریافتند که در مردان، همراهی قویتری در ۳۰-۱۶ روز قبل از درمان وجود دارد. در مقایسهی دوز کم و زیاد دارو یافتهها مغشوش بود و هیچ ارتباط دوز-پاسخی دیده نشد.
نویسندهی اصلی مقاله میگوید خطر شکستگی هیپ و سایر آسیبهای ناشی از سقوط در افراد مسن بیشتر است. شیوع افسردگی نیز در این گروه بالاست و هردو، موربیدیتی و مورتالیتی بالایی دارند که باید در پیشگیری، غربالگری و درمان مورد توجه قرار گیرد.
دانش ما درمورد پیشگیری از سقوط در سالمندان به وضوح بیشتر است تا چگونگی پیشگیری و درمان افسردگی.
خطر بالای شکستگی لگن درست پیش از شروع درمان در جمعیت مورد مطالعه لزوما به این معنا نیست که این دو با هم مرتبطند. این افزایش خطرات میتواند موازی و بازتابندهی آسیبپذیری در زمان سختیهای دیگر باشد.
متابولیسم استخوان میتواند با هردو عامل مصرف ضد افسردگی و افسردگی تغییر کند که منجر به بروز بالاتر شکستگی لگن در مشاهدات شود. به علاوه، بستری به دنبال شکستگی هیپ میتواند احتمال افسردگی و در نتیجه شروع داروی ضدافسردگی را بالاببرد.
محققین شروع درمان و پایش دقیق هر اثر مثبت و منفی را در افراد سالمند توصیه کردند.
یکی از محدودیتهای این مطالعه فقدان اطلاعات دربارهی همبودیهایی مثل دمانس، دیابت، و افسردگی خفیف تا متوسط بوده است.
ترجمه دکتر عاطفه کمالو
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
از دست دادن همراه تمام سالهای زندگی، میتواند استرس زا ترین اتفاق در طول عمر یک فرد سالمند باشد.
تجربه ی فرد سالمندی که همسر خود را از دست داده است، میتواند مانند آن باشد که او بهترین دوست، و تنها منبع و مجرای ارتباطی خود را با جهان پیرامون از دست داده است. و بنابراین درخواست کمک از هر کس دیگری میتواند برای او بی معنا و بیهوده به نظر برسد.
یکی از موضوعاتی که فقدان همسر و سوگواری را در افراد مسن پیچیده میکند، غافل شدن فرد سالمند از نیازهای خودش است. تمام عادتهای مربوط به مراقبت از خود، الگوهای خواب، خوردن و مصرف داروها، بعد از مرگ همسر در سالمندی، میتواند دچار به هم ریختگی شود.
نتیجهٔ این موضوع، تشدید مشکلات جسمی از پیش موجود، و مشکلات روانشناختی فرد سوگوار است.
افت شدید مقاومتهای جسمی و روانی افراد سالمند پس از فقدان همسر، باعث میشود که بسیاری از آنها ظرف زمان کوتاهی پس از مرگ همسر، در خطر بالایی برای مرگ قرار گیرند. افزایش حوادث قلبی عروقی و اختلال عملکرد عضلات قلب در سالمندان سوگوار، اتفاقی است که از آن به عنوان "سندرم قلب شکسته" یاد میشود.
افت عملکرد سیستم ایمنی و سرعت گرفتن روند تخریب قوای شناختی بعد از مرگ همسر، به آسیب پذیری افراد سالمند اضافه میکند.
https://t.me/Sciencemodern2
احساس تنهایی عمیق، در فرد سالمندی که همسر خود را از دست داده است، شاید مهمترین عاملی باشد که میتواند باعث فعال شدن سایر علائم افسردگی و پیچیده شدن سوگ شود. احساس تنهایی، و افسردگی ناشی از آن میتواند باعث تشدید تخریب قوای شناختی یا سوق دادن فرد سالمند به سمت رفتارهای مخربی مثل مصرف الکل یا عدم مراقبت از خود، عدم مصرف داروهای طبی و .. شود.
مهم ترین فاکتور پیش بینی کنندهٔ خروج یک فرد سالمند از بحران سوگ شریک عاطفی، بازگرداندن او به فعالیت های معمول زندگی و درگیر کردن او در روابط اجتماعی پایدار است. روابطی که تسلی و حمایت کافی را برای فرد بازمانده، در لحظات برانگیختگی های مرتبط با سوگ، فراهم میکند.
به تجربه دیده شده است که دریافت حمایت عاطفی از جانب دوستان قدیمی و نزدیک، در بسیاری از موارد موثرتر و تسلی بخش تر از دریافت حمایت از خانواده بوده است. اما در عین حال، چیزی که بیشترین اهمیت را دارد، حفظ ارتباطات اجتماعی، به هر شکلی است.
راه هایی برای کمک به افراد سالمندی که با مرگ همسر خود تنها میشوند وجود دارد. بسیاری از افراد سالمند، به دلیل افت قوای بینایی، شنوایی و حرکتی، ترس از سقوط و .. از ترک کردن خانه اجتناب میکنند و به این ترتیب انزوا و تنهایی آنها تشدید میشود. باید با فعال نگه داشتن فرد سالمند تا حد ممکن، مثل فراهم کردن عصا و واکر و .. .و چک کردن منظم و دوره ای وضعیت شنوایی و بینایی فرد سالمند، ارتباطات او را با دنیای بیرون تقویت کرد.
مهم است که آنها را به مراقبت از خودشان، حتی در حین دوران سوگواری حاد، تشویق کرد. اینکه آنها در هر شرایطی باید به تغذیه و خواب کافی، و مصرف داروهایشان با یک برنامه منظم ادامه دهند. مشارکت دادن آنها در هر فعالیتی که به آنها حسی از هدف داشتن در زندگی بدهد، مثل فعالیتهای خیریه، یا شرکت در هر نوع فعالیت گروهی با همسالان یا اعضای خانواده، کمک کننده است.
هم چنین باید فرد سالمند را به هر نوع فعالیت فیزیکی و ورزشی در حد توانش، از شنا تا یوگا بر روی صندلی چرخدار، تشویق کرد.
مهم است که در عین آگاهی از عمق رنج یک فرد سالمند سوگوار، این امید را داشت که مرگ نزدیک ترین فرد زندگی او، الزاما به معنای حرکت پرشتاب تر به سمت مرگ، و به دنبال فرد از دست رفته، نیست؛ و از آنجا که "تنهایی" مهمترین فاکتور خطر برای افسردگی و پیچیده شدن سوگ در افراد سالمند است، مراقبت و توجه اطرافیان، میتواند باعث کاهش تنهایی، ترمیم فرد بازمانده و طولانی تر شدن زندگی او شود.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
✳️ Marilyn A. Mendoza
✳️ Psychologist, Author, Loyola University of Chicago
https://www.psychologytoday.com/intl/blog/understanding-grief/201807/surviving-the-death-spouse
https://t.me/Sciencemodern2
تجربه ی فرد سالمندی که همسر خود را از دست داده است، میتواند مانند آن باشد که او بهترین دوست، و تنها منبع و مجرای ارتباطی خود را با جهان پیرامون از دست داده است. و بنابراین درخواست کمک از هر کس دیگری میتواند برای او بی معنا و بیهوده به نظر برسد.
یکی از موضوعاتی که فقدان همسر و سوگواری را در افراد مسن پیچیده میکند، غافل شدن فرد سالمند از نیازهای خودش است. تمام عادتهای مربوط به مراقبت از خود، الگوهای خواب، خوردن و مصرف داروها، بعد از مرگ همسر در سالمندی، میتواند دچار به هم ریختگی شود.
نتیجهٔ این موضوع، تشدید مشکلات جسمی از پیش موجود، و مشکلات روانشناختی فرد سوگوار است.
افت شدید مقاومتهای جسمی و روانی افراد سالمند پس از فقدان همسر، باعث میشود که بسیاری از آنها ظرف زمان کوتاهی پس از مرگ همسر، در خطر بالایی برای مرگ قرار گیرند. افزایش حوادث قلبی عروقی و اختلال عملکرد عضلات قلب در سالمندان سوگوار، اتفاقی است که از آن به عنوان "سندرم قلب شکسته" یاد میشود.
افت عملکرد سیستم ایمنی و سرعت گرفتن روند تخریب قوای شناختی بعد از مرگ همسر، به آسیب پذیری افراد سالمند اضافه میکند.
https://t.me/Sciencemodern2
احساس تنهایی عمیق، در فرد سالمندی که همسر خود را از دست داده است، شاید مهمترین عاملی باشد که میتواند باعث فعال شدن سایر علائم افسردگی و پیچیده شدن سوگ شود. احساس تنهایی، و افسردگی ناشی از آن میتواند باعث تشدید تخریب قوای شناختی یا سوق دادن فرد سالمند به سمت رفتارهای مخربی مثل مصرف الکل یا عدم مراقبت از خود، عدم مصرف داروهای طبی و .. شود.
مهم ترین فاکتور پیش بینی کنندهٔ خروج یک فرد سالمند از بحران سوگ شریک عاطفی، بازگرداندن او به فعالیت های معمول زندگی و درگیر کردن او در روابط اجتماعی پایدار است. روابطی که تسلی و حمایت کافی را برای فرد بازمانده، در لحظات برانگیختگی های مرتبط با سوگ، فراهم میکند.
به تجربه دیده شده است که دریافت حمایت عاطفی از جانب دوستان قدیمی و نزدیک، در بسیاری از موارد موثرتر و تسلی بخش تر از دریافت حمایت از خانواده بوده است. اما در عین حال، چیزی که بیشترین اهمیت را دارد، حفظ ارتباطات اجتماعی، به هر شکلی است.
راه هایی برای کمک به افراد سالمندی که با مرگ همسر خود تنها میشوند وجود دارد. بسیاری از افراد سالمند، به دلیل افت قوای بینایی، شنوایی و حرکتی، ترس از سقوط و .. از ترک کردن خانه اجتناب میکنند و به این ترتیب انزوا و تنهایی آنها تشدید میشود. باید با فعال نگه داشتن فرد سالمند تا حد ممکن، مثل فراهم کردن عصا و واکر و .. .و چک کردن منظم و دوره ای وضعیت شنوایی و بینایی فرد سالمند، ارتباطات او را با دنیای بیرون تقویت کرد.
مهم است که آنها را به مراقبت از خودشان، حتی در حین دوران سوگواری حاد، تشویق کرد. اینکه آنها در هر شرایطی باید به تغذیه و خواب کافی، و مصرف داروهایشان با یک برنامه منظم ادامه دهند. مشارکت دادن آنها در هر فعالیتی که به آنها حسی از هدف داشتن در زندگی بدهد، مثل فعالیتهای خیریه، یا شرکت در هر نوع فعالیت گروهی با همسالان یا اعضای خانواده، کمک کننده است.
هم چنین باید فرد سالمند را به هر نوع فعالیت فیزیکی و ورزشی در حد توانش، از شنا تا یوگا بر روی صندلی چرخدار، تشویق کرد.
مهم است که در عین آگاهی از عمق رنج یک فرد سالمند سوگوار، این امید را داشت که مرگ نزدیک ترین فرد زندگی او، الزاما به معنای حرکت پرشتاب تر به سمت مرگ، و به دنبال فرد از دست رفته، نیست؛ و از آنجا که "تنهایی" مهمترین فاکتور خطر برای افسردگی و پیچیده شدن سوگ در افراد سالمند است، مراقبت و توجه اطرافیان، میتواند باعث کاهش تنهایی، ترمیم فرد بازمانده و طولانی تر شدن زندگی او شود.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
✳️ Marilyn A. Mendoza
✳️ Psychologist, Author, Loyola University of Chicago
https://www.psychologytoday.com/intl/blog/understanding-grief/201807/surviving-the-death-spouse
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
آب مروارید، به شکل گلبرگ های گل!
.
آقایی ۳۰ ساله که با شکایت کاهش دید چشم چپ، به پزشک مراجعه کرده است و ذکر میکند حدود ۳ ماه قبل هنگام دوچرخه سواری، در اثر تصادف با یک موتور سیکلت، ترومایی غیر نافذ به چشم چپ او وارد شده است. بررسی چشم چپ او، کدورتی شبیه به یک گُل دَه برگ را نشان میدهد. حاشیه هر گلبرگ، متراکم تر از مرکز آن است. این نوع از آب مروارید، معمولا در افرادی دیده میشود که سابقه ای از ترومای غیرنافذ به چشم داشته باشند.
@Sciencemodern2
.
آقایی ۳۰ ساله که با شکایت کاهش دید چشم چپ، به پزشک مراجعه کرده است و ذکر میکند حدود ۳ ماه قبل هنگام دوچرخه سواری، در اثر تصادف با یک موتور سیکلت، ترومایی غیر نافذ به چشم چپ او وارد شده است. بررسی چشم چپ او، کدورتی شبیه به یک گُل دَه برگ را نشان میدهد. حاشیه هر گلبرگ، متراکم تر از مرکز آن است. این نوع از آب مروارید، معمولا در افرادی دیده میشود که سابقه ای از ترومای غیرنافذ به چشم داشته باشند.
@Sciencemodern2
اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD (مخفف Posttraumatic Stress Disorder) نوعی از عارضه های بلندمدت است که پس از تجربه عوامل استرس زای شدید در انسانها مشاهده میشود.
تجربه های نزدیک به مرگ (تصادف و سانحه و جنگ و زلزله و تجاوز) میتوانند از جمله عوامل استرس زای قدرتمندی باشند که اثر خود را در قالب اختلال استرس پس از سانحه بر زندگی ما باقی بگذارند.
البته الزاماً همهی کسانی که فشارهای روانی شدید را تجربه میکنند، گرفتار این نوع اختلال نمیشوند.
موارد زیر میتوانند از جمله علتهای به وجود آمدن اختلال استرس پس از سانحه باشند:
تجربه مستقیم سانحه
مشاهده مستقیم سانحه
تجربه سانحه توسط نزدیکان (در خانواده یا دوستان بسیار نزدیک)
مشاهدهی دائمی جزئیات سانحه (مستقیم و نه از طریق رسانهها و فیلمها)
از جمله وجوه تمایز اختلال استرس حاد با اختلال استرس پس از سانحه زمان به وقوع پیوستن و مدت زمان دوام آنهاست.
معمولاً وقتی آسیب های ناشی از استرس در جنبههای مختلف زندگی (مثلاً خانواده، شغل و روابط عاطفی) مشاهده میشوند و برای مدت بیش از یک ماه دوام پیدا میکنند، ممکن است روانپزشکان این وضعیت را به عنوان PTSD در نظر بگیرند.
هر سانحهای نمیتواند منجر به بروز PTSD یا اختلال استرس پس از سانحه بشود.
معمولاً وجود شرطهای زیر میتواند احتمال بروز این اختلال را افزایش دهد:
ترس و وحشت زیاد در اثر تجربه سانحه
احساس درماندگی و ناتوانی در مواجهه با آن سانحه
#روانشناسی
@Sciencemodern2
منبع: DSM-V: Posttraumatic Stress Disorder Factsheet (PDF)
تجربه های نزدیک به مرگ (تصادف و سانحه و جنگ و زلزله و تجاوز) میتوانند از جمله عوامل استرس زای قدرتمندی باشند که اثر خود را در قالب اختلال استرس پس از سانحه بر زندگی ما باقی بگذارند.
البته الزاماً همهی کسانی که فشارهای روانی شدید را تجربه میکنند، گرفتار این نوع اختلال نمیشوند.
موارد زیر میتوانند از جمله علتهای به وجود آمدن اختلال استرس پس از سانحه باشند:
تجربه مستقیم سانحه
مشاهده مستقیم سانحه
تجربه سانحه توسط نزدیکان (در خانواده یا دوستان بسیار نزدیک)
مشاهدهی دائمی جزئیات سانحه (مستقیم و نه از طریق رسانهها و فیلمها)
از جمله وجوه تمایز اختلال استرس حاد با اختلال استرس پس از سانحه زمان به وقوع پیوستن و مدت زمان دوام آنهاست.
معمولاً وقتی آسیب های ناشی از استرس در جنبههای مختلف زندگی (مثلاً خانواده، شغل و روابط عاطفی) مشاهده میشوند و برای مدت بیش از یک ماه دوام پیدا میکنند، ممکن است روانپزشکان این وضعیت را به عنوان PTSD در نظر بگیرند.
هر سانحهای نمیتواند منجر به بروز PTSD یا اختلال استرس پس از سانحه بشود.
معمولاً وجود شرطهای زیر میتواند احتمال بروز این اختلال را افزایش دهد:
ترس و وحشت زیاد در اثر تجربه سانحه
احساس درماندگی و ناتوانی در مواجهه با آن سانحه
#روانشناسی
@Sciencemodern2
منبع: DSM-V: Posttraumatic Stress Disorder Factsheet (PDF)
علائم PTSD
ناآرامی و بیقراری، رفتارهای پرخاشگرانه، احساس بیزاری از دیگران،
گوشهگیری و مشکلات در روابط بین فردی، بهسختی انس گرفتن با دیگران،
احساس گناه و شرمزدگی، بیاحساسی و فقر هیجانی که از طریق جمع کردن خود و انقباض عضلات صورت میگیرد،
واپسرویهای رشدی (بازگشت به رفتارهای اولیه کودکان، شبادراری، مکیدن شست و…)
رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (حالت گوش به زنگ بودن که به محض مواجه شدن با محرک تنشزا شوکه میشود)
اختلال خواب و خوابهای ترسناک (رویاهای هولناک بدون محتوای مشخص)
اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را یادآوری میکند،
تکرار خاطرههای آسیبزا از قبیل مزاحمت، تجاوز و… در ذهن،
تمایل به بازیهای تکراری پیرامون حادثهای که تجربه کردند (درمورد کودکان)،
اختلال در کار روزانه، مشکلات در تمرکز و آموزش،
البته همه اینها باید سه شرط مهم دیگر را نیز به همراه داشته باشند:
فرد باید در معرض یک رویداد پرتنش قرار گرفته باشد،
فرد باید مرتب به یاد این رویداد بیفتد و فلاش بک داشته باشد،
علائم باید بیش از یک ماه طول بکشد
#روانشناسی
@Sciencemodern2
ناآرامی و بیقراری، رفتارهای پرخاشگرانه، احساس بیزاری از دیگران،
گوشهگیری و مشکلات در روابط بین فردی، بهسختی انس گرفتن با دیگران،
احساس گناه و شرمزدگی، بیاحساسی و فقر هیجانی که از طریق جمع کردن خود و انقباض عضلات صورت میگیرد،
واپسرویهای رشدی (بازگشت به رفتارهای اولیه کودکان، شبادراری، مکیدن شست و…)
رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (حالت گوش به زنگ بودن که به محض مواجه شدن با محرک تنشزا شوکه میشود)
اختلال خواب و خوابهای ترسناک (رویاهای هولناک بدون محتوای مشخص)
اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را یادآوری میکند،
تکرار خاطرههای آسیبزا از قبیل مزاحمت، تجاوز و… در ذهن،
تمایل به بازیهای تکراری پیرامون حادثهای که تجربه کردند (درمورد کودکان)،
اختلال در کار روزانه، مشکلات در تمرکز و آموزش،
البته همه اینها باید سه شرط مهم دیگر را نیز به همراه داشته باشند:
فرد باید در معرض یک رویداد پرتنش قرار گرفته باشد،
فرد باید مرتب به یاد این رویداد بیفتد و فلاش بک داشته باشد،
علائم باید بیش از یک ماه طول بکشد
#روانشناسی
@Sciencemodern2
درمان PTSD
قبل از هرگونه ارائه روش درمانی باید به این نکته اشاره کرد که بحث درمان در مورد اختلالات روانی بسیار حساس و جدی است، رفتارهای نادرست اطرافیان می تواند سطح اختلالات و درگیری را بسیار جدی تر کند. پس مشورت با روانشناس و در صورت نیاز ویزیت روانپزشک در اولویت قرار دارد.
به دلیل اهمیت اختلالات روانی از هر نوع خود درمانی بشدت پرهیز شود.
#روانشناسی
@Sciencemodern2
قبل از هرگونه ارائه روش درمانی باید به این نکته اشاره کرد که بحث درمان در مورد اختلالات روانی بسیار حساس و جدی است، رفتارهای نادرست اطرافیان می تواند سطح اختلالات و درگیری را بسیار جدی تر کند. پس مشورت با روانشناس و در صورت نیاز ویزیت روانپزشک در اولویت قرار دارد.
به دلیل اهمیت اختلالات روانی از هر نوع خود درمانی بشدت پرهیز شود.
#روانشناسی
@Sciencemodern2
۱_ اگر کسی ویروس HIV داشته باشد یعنی دچار بیماری ایدز شده است.
📣افسانه
داشتن ویروس HIV در بدن به منزله ی مبتلا بودن به ایدز نیست.
از زمان ورود ویروس به بدن تا ظهور علائم بسته به وضعیت سیستم ایمنی میتواند شش ماه تا ده سال یا حتی تا آخر عمر طول بکشد که علائم بیماری ظهور کند.
با پیشرفت داروهای ضد رتروویروسی جدید و تغذیه مناسب گاها فرد مبتلا هرگز علائم بیماری ایدز را نشان نخواهد داد.
#پزشکی
@sciencemodern2
📣افسانه
داشتن ویروس HIV در بدن به منزله ی مبتلا بودن به ایدز نیست.
از زمان ورود ویروس به بدن تا ظهور علائم بسته به وضعیت سیستم ایمنی میتواند شش ماه تا ده سال یا حتی تا آخر عمر طول بکشد که علائم بیماری ظهور کند.
با پیشرفت داروهای ضد رتروویروسی جدید و تغذیه مناسب گاها فرد مبتلا هرگز علائم بیماری ایدز را نشان نخواهد داد.
#پزشکی
@sciencemodern2
ده داروی شایعی که منجر به مسمومیت منجر به مرگ میشوند
(این اطلاعات به صورت آنلاین در شمارهی ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸ گزارش آمارهای حیاتی ملی ایالات متحده منتشر شده است.)
مرگ ناشی از مسمومیت ( Overdose) دارو در آمریکا از 2011 تا 2016، 54% افزایش یافته است و شایعترین گروههای دارویی مسول، اوپیوئیدها، بنزودیازپینها و محرکها هستند.
طبق گزارش مراکز کنترل بیماری، و مرکز ملی پیشگیری، آمارهای سلامت تعداد مرگ ناشی از مسمومیت در 2011، 41340 نفر و در 2016، 63632 نفر بوده است.
https://t.me/sciencemodern2
در 2011 اکسی کدون بیشترین داروی ثبت شده بود ولی از 2012 تا 2015 هروئین در راس فهرست قرار گرفت.
فنتانیل مشکلسازتر شد و میزان مرگ ناشی از آن یا یکی از آنالوگهایش در فاصلهی 2013 تا 2016 هرسال دو برابر شد تا جاییکه شایعترین دارو شد و در 2016، 29% مرگ ناشی از اوردوز (18335 مورد) در اثر فنتانیل رخ داد.
در طول دورهی مطالعه، داروی محرک کوکائین دومین یا سومین داروی ثبت شده بود.
داروهای دیگر این فهرست، عبارتند از متادون، مورفین، و هیدروکدون، آلپرازولام و دیازپام، و مت آمفتامین.
از بین ده دارو، فقط متادون از 2011 تا 2016 کاهش میزان مرگ نشان داد.
اگرچه ترتیب داروها در سالهای مختلف عوض شده، ولی ده داروی اول مسوول مرگ در این دورهی شش ساله ثابت ماندند.
علاوه بر ده داروی اول، ردیف ۱۱ تا ۱۵ داروهای مسوول مرگ ناشی از اوردوز در این شش سال به دیفن هیدرامین، استامینوفن، سیتالوپرام، کاریزوپرودول، اکسی مورفون، ترامادول، آمیتریپتیلین، کلونازپام، گاباپنتین، و آمفتامین تعلق داشت.
داروهایی که در مرگ غیرعمدی ناشی از اوردوز در 2016 دخالت داشتند فنتانیل، هروئین و کوکائین بودند.
شایعترین داروهای ثبت شده در خودکشی با اوردوز اکسی کدون، دیفن هیدرامین، هیدروکدون و آلپرازولام بودند.
دکتر عاطفه کمالو
https://t.me/sciencemodern2
(این اطلاعات به صورت آنلاین در شمارهی ۱۲ دسامبر ۲۰۱۸ گزارش آمارهای حیاتی ملی ایالات متحده منتشر شده است.)
مرگ ناشی از مسمومیت ( Overdose) دارو در آمریکا از 2011 تا 2016، 54% افزایش یافته است و شایعترین گروههای دارویی مسول، اوپیوئیدها، بنزودیازپینها و محرکها هستند.
طبق گزارش مراکز کنترل بیماری، و مرکز ملی پیشگیری، آمارهای سلامت تعداد مرگ ناشی از مسمومیت در 2011، 41340 نفر و در 2016، 63632 نفر بوده است.
https://t.me/sciencemodern2
در 2011 اکسی کدون بیشترین داروی ثبت شده بود ولی از 2012 تا 2015 هروئین در راس فهرست قرار گرفت.
فنتانیل مشکلسازتر شد و میزان مرگ ناشی از آن یا یکی از آنالوگهایش در فاصلهی 2013 تا 2016 هرسال دو برابر شد تا جاییکه شایعترین دارو شد و در 2016، 29% مرگ ناشی از اوردوز (18335 مورد) در اثر فنتانیل رخ داد.
در طول دورهی مطالعه، داروی محرک کوکائین دومین یا سومین داروی ثبت شده بود.
داروهای دیگر این فهرست، عبارتند از متادون، مورفین، و هیدروکدون، آلپرازولام و دیازپام، و مت آمفتامین.
از بین ده دارو، فقط متادون از 2011 تا 2016 کاهش میزان مرگ نشان داد.
اگرچه ترتیب داروها در سالهای مختلف عوض شده، ولی ده داروی اول مسوول مرگ در این دورهی شش ساله ثابت ماندند.
علاوه بر ده داروی اول، ردیف ۱۱ تا ۱۵ داروهای مسوول مرگ ناشی از اوردوز در این شش سال به دیفن هیدرامین، استامینوفن، سیتالوپرام، کاریزوپرودول، اکسی مورفون، ترامادول، آمیتریپتیلین، کلونازپام، گاباپنتین، و آمفتامین تعلق داشت.
داروهایی که در مرگ غیرعمدی ناشی از اوردوز در 2016 دخالت داشتند فنتانیل، هروئین و کوکائین بودند.
شایعترین داروهای ثبت شده در خودکشی با اوردوز اکسی کدون، دیفن هیدرامین، هیدروکدون و آلپرازولام بودند.
دکتر عاطفه کمالو
https://t.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
توزیع پرتقال و میوههای آلوده به ویروس ایدز توسط داعش در استان های غربی کشور
📣شایعه ( بسیار مضحک و خنده دار)
ویروس HIV در برابر تنش های محیطی مانند خشکی هوا، نور آفتاب، محیط قلیایی و اسیدی و ... بسیار حساس است به طوری که در لکه خون پخش شده بیش از ۷۲ ساعت زنده نمیماند.
و در محیطهای اسیدی و بازی( در محلول فرمالین کمتر از ۱۵ دقیقه) کمتر هم زنده میماند.
پرتقال و میوهها نیز که اکثرا محیط اسیدی دارند.
و جدای از مسایل فوق باید به این نکته هم اشاره کرد که ویروس از طریق خوردن احتمال انتقال ندارد.
این نوع مطالب صرفا جهت جلب مخاطبهای ناآگاه در محیط آموزشی بسیار ضعیف ما تولید میشود.
#پزشکی و بهداشت
@sciencemodern2
📣شایعه ( بسیار مضحک و خنده دار)
ویروس HIV در برابر تنش های محیطی مانند خشکی هوا، نور آفتاب، محیط قلیایی و اسیدی و ... بسیار حساس است به طوری که در لکه خون پخش شده بیش از ۷۲ ساعت زنده نمیماند.
و در محیطهای اسیدی و بازی( در محلول فرمالین کمتر از ۱۵ دقیقه) کمتر هم زنده میماند.
پرتقال و میوهها نیز که اکثرا محیط اسیدی دارند.
و جدای از مسایل فوق باید به این نکته هم اشاره کرد که ویروس از طریق خوردن احتمال انتقال ندارد.
این نوع مطالب صرفا جهت جلب مخاطبهای ناآگاه در محیط آموزشی بسیار ضعیف ما تولید میشود.
#پزشکی و بهداشت
@sciencemodern2
گرگها برخلاف سگها توانایی درک علت و معلول را دارند
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
نتایج یک تحقیق نشان میدهد گرگها علت و معلول را درک میکنند، در حالی که به نظر میرسد سگها این توانایی را به مرور زمان از دست دادهاند.
به گزارش آنا تیم تحقیقاتی در مرکز تحقیقات گرگ «وتمدونی» واقع در وین اتریش، در مطالعهای 14 سگ و 12 گرگ تربیت شده را مورد بررسی قرار دادند. چگونگی به کارگیری روشها و نشانههای ارتباطی، رفتاری و علتی برای یافتن غذا در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در حالی که سگها قادر به برقراری ارتباط میان علت و معلول نبودند، گرگها این توانایی را از خود نشان دادند.
محققان در این مطالعه جدید دریافتند که سگها ممکن است در روند تکوین و تکامل، توانایی درک ارتباط بین علت و اثر را از دست داده باشند. محققان با بررسی مهارتهای استدلال سگها و گرگهای تربیتشده متوجه شدند که این دو حیوان هنگامی که برای دستیابی به غذا راهنمایی میشدند، روشهای متفاوتی برای رسیدن به آن داشتند.
مطالعه نشان داد که برخلاف گرگها، سگها نتوانستند میان علت و معلول رابطه برقرار کنند و این نشان میدهد که ممکن است اهلی کردن سگها تواناییهای شناختی آنها را تغییر داده باشد.
میشل لامپ، از دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، میگوید: «نتایج مطالعه ما نشان میدهد که اهلیسازی روی درک علت و معلول سگها تاثیر گذاشته است. اما نمیتوان انکار کرد که تفاوتها را میتوان با این واقعیت توضیح داد که گرگها برای کشف اشیاء نسبت به سگها مصرتر و سمجتر هستند. سگها برای گرفتن غذا از ما شرطی میشوند، در حالی که گرگها، خودشان باید غذایشان را در طبیعت پیدا کنند».
تیم تحقیقاتی توانایی آنها را در استفاده از نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی، اشاره حرکتی و نشانههای رفتاری مانند دستیابی به جسم صحیح بدون تماس چشمی با حیوان ارزیابی کرد. سپس، سگها و گرگها برای حدس جای غذای پنهان شده، براساس نشانههای سببی، از جمله سر و صدای تولید شده هنگامی که شیء حاوی مواد غذایی تکان خورده است، تنها گذاشته شدند.
جولیان بروئر، از موسسه ماکس پلانک علوم تاریخ بشر در آلمان، میگوید: «مطالعه ما منحصر به فرد است، زیرا تنها سگها و گرگها نیستند که تحت شرایط مشابه با سابقه تاریخی و دوره آموزشی زندگی کردهاند. ما همچنین سگهای خانگی را نیز مقایسه میکنیم».
وی افزود: «آزمایش نشان داد که هر دو حیوان قادر به دنبال کردن نشانههای ارتباطی برای پیدا کردن غذای پنهان شده بودند، اما سگها قادر به انتخاب جسم صحیح بدون تماس مستقیم چشمی نبودند». محققان همچنین دریافتند که تنها گرگها توانستند نتیجهگیریهای علیتی ایجاد کنند، که نشان میداد آنها قادر به درک علت و معلول بودند.
با توجه به نتایج این تحقیق، توانایی گرگها برای درک تماس چشمی با انسانها هم یک نکته قابل توجه بود. ضمن اینکه در مورد چگونگی گسترش ارتباط بین انسانها و سگها نیز اطلاعاتی به دست آمد. سوفیا ویرانی، از مرکز تحقیقاتی وین در اتریش، گفت: «توانایی گرگها برای درک علائم ارتباطی با انسان ممکن است به اهلی شدن آنها کمک کند. با این وجود، کار با گرگهای تربیتشده ممکن است نتایج را تحت تاثیر قرار دهد».
وی افزود: «این مساله میتواند اختلاف و تفاوتهای بین سگها و گرگها را پنهان کند، مانند اینکه سگها در طول زندگی خود بیشتر در مورد ارتباطات انسانی میآموزند».
https://phys.org/news/2017-09-wolves-effect-dogs.html
☢ @sciencemodern2
phys.org
Wolves understand cause and effect better than dogs
Domestic dogs may have lost some of their innate animal skill when they came in from the wild, according to new research conducted at the Wolf Science Center in Austria.
چرا بعد از تموم شدن رابطه دست از سرم بر نمیداره !
تحلیلی بر مزاحمت های بعد از روابط عاشقانه از نگاه روابط ابژه
مزاحمت می تواند به عنوان رفتار عمدی ، مغرضانه یا آزار مکرر فرد دیگری که امنیت او را تهدید می کند ، تعریف شود ( ملوی و گوتارد ، 1995 ، ص 258 ) . رفتارهای مزاحمتی ، نوعا شامل ترکیبی از تعقیب ، ارتباطات ناخوشایند آزار دهنده و تهدید به خشونت ( مثل اسید پاشی )و یا خشونت می باشد . مزاحمان به شکلی ناخوشایند و غیره منتظره در قلمرو شخصی فرد هدف ظاهر می شوند . آنها خودشان را به زور به آگاهی قربانی ، به وسیله تماس های تلفنی ، نامه ها ، ایمیل ها ، بسته های پستی و ..... ( اغلب شبانه ) ، قرار می دهند . تنوع رفتارهای مزاحمت آمیز نامحدود است . اما شایان ذکر است که هم تهدید به خشونت و هم خشونت واقعی رایج هستند و این امر غیرمعمول نیست که اشخاص ثالث که شامل اعضای خانواده یا دوستان است ، هدف ثانویه شوند ( کمفیوس و املکمپ ، 2000 ) پیامدهای روانشناختی برای قربانیان اغلب شدید است و ممکن است شامل نشانه شناسی شبیه PTSD باشد .
به طور معمول ، مزاحمت یک الگوی نابهنجار دیرپای رفتار بین فردی را نشان می دهد . در نظر اول ، دلیلی مبنی بر مظنون شدن به اسیب شناسی شخصیت مزاحمت وجود دارد . تاکنون هیچ تحقیق سیستماتیک که شخصیت و انگیزش های مزاحمان را مورد بررسی قرار دهد وجود نداشته است . رویکردها به شخصیت و عملکردهای درون روانی مزاحمان ، از نظر ماهیت عمدتا روان پویشی هستند و بر مزاحمان پس از روابط صمیمی ( مثل مزاحمت پس از به هم خوردن روابط عاشقانه ) تمرکز دارد . ویژگی اصلی این نظریه ها این است که یک واکنش خودشیفتگی شدید به طرد و فقدان در ترکیب با مکانیسم های دفاعی از قبیل جداسازی ، ایده آل سازی اولیه و بی ارزش سازی به دنبال آن ، فرافکنی و همانندسازی فرافکن از خود نشان می دهند . خشم مزاحمان بنابراین به عنوان یک دفاع در مقابل احساسات شدید حقارت ، شرم و نگرانی می باشد . چنین انگیزش ها ، آسیب پذیری ها و پویایی ها در رابطه با آسیب شناسی اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی بیهوده می باشد .
این مطلب ادامه دارد......
تهیه و ترجمه : محمد جواد حبیبیان
منبع :
Personality disorder , 2007
Emmelkamp , paul M.G
Kamphuis , Jan Henk
https://t.me/sciencemodern2
تحلیلی بر مزاحمت های بعد از روابط عاشقانه از نگاه روابط ابژه
مزاحمت می تواند به عنوان رفتار عمدی ، مغرضانه یا آزار مکرر فرد دیگری که امنیت او را تهدید می کند ، تعریف شود ( ملوی و گوتارد ، 1995 ، ص 258 ) . رفتارهای مزاحمتی ، نوعا شامل ترکیبی از تعقیب ، ارتباطات ناخوشایند آزار دهنده و تهدید به خشونت ( مثل اسید پاشی )و یا خشونت می باشد . مزاحمان به شکلی ناخوشایند و غیره منتظره در قلمرو شخصی فرد هدف ظاهر می شوند . آنها خودشان را به زور به آگاهی قربانی ، به وسیله تماس های تلفنی ، نامه ها ، ایمیل ها ، بسته های پستی و ..... ( اغلب شبانه ) ، قرار می دهند . تنوع رفتارهای مزاحمت آمیز نامحدود است . اما شایان ذکر است که هم تهدید به خشونت و هم خشونت واقعی رایج هستند و این امر غیرمعمول نیست که اشخاص ثالث که شامل اعضای خانواده یا دوستان است ، هدف ثانویه شوند ( کمفیوس و املکمپ ، 2000 ) پیامدهای روانشناختی برای قربانیان اغلب شدید است و ممکن است شامل نشانه شناسی شبیه PTSD باشد .
به طور معمول ، مزاحمت یک الگوی نابهنجار دیرپای رفتار بین فردی را نشان می دهد . در نظر اول ، دلیلی مبنی بر مظنون شدن به اسیب شناسی شخصیت مزاحمت وجود دارد . تاکنون هیچ تحقیق سیستماتیک که شخصیت و انگیزش های مزاحمان را مورد بررسی قرار دهد وجود نداشته است . رویکردها به شخصیت و عملکردهای درون روانی مزاحمان ، از نظر ماهیت عمدتا روان پویشی هستند و بر مزاحمان پس از روابط صمیمی ( مثل مزاحمت پس از به هم خوردن روابط عاشقانه ) تمرکز دارد . ویژگی اصلی این نظریه ها این است که یک واکنش خودشیفتگی شدید به طرد و فقدان در ترکیب با مکانیسم های دفاعی از قبیل جداسازی ، ایده آل سازی اولیه و بی ارزش سازی به دنبال آن ، فرافکنی و همانندسازی فرافکن از خود نشان می دهند . خشم مزاحمان بنابراین به عنوان یک دفاع در مقابل احساسات شدید حقارت ، شرم و نگرانی می باشد . چنین انگیزش ها ، آسیب پذیری ها و پویایی ها در رابطه با آسیب شناسی اختلال شخصیت خودشیفته و مرزی بیهوده می باشد .
این مطلب ادامه دارد......
تهیه و ترجمه : محمد جواد حبیبیان
منبع :
Personality disorder , 2007
Emmelkamp , paul M.G
Kamphuis , Jan Henk
https://t.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
Forwarded from عکس نگار
چرا بعد از تموم شدن رابطه دست از سرم بر نمیداره
بخش دوم و پایانی
تحلیلی بر مزاحمت های بعد از روابط عاشقانه ، از نگاه روابط ابژه
بیشترین اطلاعات درباره مزاحمان از موارد شدید قانونی که در زندان نبوده و به ندرت تمایل به مصاحبه داشته اند ، بدست آمده است . یکی از راه های دور زدن این مشکل استفاده از نمونه ارزیابی آگاهی دهنده است . کمفیوس و همکاران ( 2004 ) با استفاده از 112 زن قربانی مزاحمت به عنوان آگاهی دهنده ، توصیفاتی از مدل 5 عاملی شخصیت ، و میزان دلبستگی به نمونه اصلی و پروفایل آسیب شناسی روانی را به دست داده اند . پروفایل های آسیب شناسی روانی نشان دادند که 4 نفر از هر 5 مزاحم ، افرادی با عملکرد قابل قبول بودند ولیکن آنها به طور غیر عادی به طرد شدن ، محرومیت و فقدان حساسند ( ص 176 ). پاسخ آزمودنی ها نشان داد که 86 % مزاحمان یک نوع سبک دلبستگی ناایمن نشان می دهند . بر حسب نظریه روابط ابژه ، در مقایسه با افراد عادی ، مزاحمان افرادی با بینش منفی نسبت به خود هستند ، در حالی که دیدگاه های خنثی یا منفی نسبت به دیگران دارند . مزاحمان در مقیاس خوشایندی نمره خیلی کم گرفتند . در مقایسه با جمعیت نرمال ، مزاحمان پس از روابط صمیمی نمره خوشایندی پایینی دارند . مزاحمان با نمره خوشایندی پایین ، به عنوان افرادی سلطه جو ، خودرای ، خود محور و استثمار گر مشخص شدند . به علاوه مزاحمان نسبت به افراد عادی اساسا کمتر منظم و سازمان یافته بوده و ثبات هیجانی کمتری نیز داشتند . این یافته ها به طور جالبی شبیه به آنهایی بودند که توسط داتون ، ساندرز ، استارزومسکی و بارتولومیو ( 1994 ) ، از بین 120مردی که به قصد درمان به خاطر مضروب ساختن همسرانشان شرکت کرده بودند ، مشاهده شد .
نکته جالب این است که باید در آنچه این یافته ها بر حسب نظریه مزاحمت پیشنهاد می دهند ، شک داشته باشیم . این یافته ها به نظر می رسد از مفهوم سازی مزاحمت ملوی ( 1998 ) که بازتابی از آسیب شناسی دلبستگی باشد ، حمایت می کنند . نظریه_دلبستگی می تواند به ما کمک کند تا میزانی که همسر آزاران و مزاحم های پس از روابط صمیمی به منظور کسب مجدد توجه و عاطفه هدف هایشان پیش می روند را توضیح بدهیم . طرد یا ترک ادراک شده ، سیستم دلبستگی ناسازگارانه مزاحم را فعال کرده و این امر منجر به این می شود که جستجوی نزدیکی با یک منبع دلبستگی باشند . حتی اگر این منبع دلبستگی ، منبعی از تهدید باشد . رفتار مزاحمتی و کوشش های خشونت بار دوباره به دست آوردن شریک می تواند به عنوان اعتراضی دیده شود که توسط فقدان صلاحیت دلبستگی ایجاد شده است . از دیدگاه روانشناسی خویشتن ( Self ) می توان گفت که مزاحم به وسیله اضطراب از هم پاشیدگی ( تجزیه ) یک خویشتن آسیب پذیر برانگیخته می شود . او قادر نیست شخصی را که کلید تعادل روانی شکننده او را در دست دارد رها کند .
تهیه و ترجمه : محمد جواد حبیبیان
https://t.me/sciencemodern2
چرا بعد از تموم شدن رابطه دست از سرم بر نمیداره
بخش دوم و پایانی
تحلیلی بر مزاحمت های بعد از روابط عاشقانه ، از نگاه روابط ابژه
بیشترین اطلاعات درباره مزاحمان از موارد شدید قانونی که در زندان نبوده و به ندرت تمایل به مصاحبه داشته اند ، بدست آمده است . یکی از راه های دور زدن این مشکل استفاده از نمونه ارزیابی آگاهی دهنده است . کمفیوس و همکاران ( 2004 ) با استفاده از 112 زن قربانی مزاحمت به عنوان آگاهی دهنده ، توصیفاتی از مدل 5 عاملی شخصیت ، و میزان دلبستگی به نمونه اصلی و پروفایل آسیب شناسی روانی را به دست داده اند . پروفایل های آسیب شناسی روانی نشان دادند که 4 نفر از هر 5 مزاحم ، افرادی با عملکرد قابل قبول بودند ولیکن آنها به طور غیر عادی به طرد شدن ، محرومیت و فقدان حساسند ( ص 176 ). پاسخ آزمودنی ها نشان داد که 86 % مزاحمان یک نوع سبک دلبستگی ناایمن نشان می دهند . بر حسب نظریه روابط ابژه ، در مقایسه با افراد عادی ، مزاحمان افرادی با بینش منفی نسبت به خود هستند ، در حالی که دیدگاه های خنثی یا منفی نسبت به دیگران دارند . مزاحمان در مقیاس خوشایندی نمره خیلی کم گرفتند . در مقایسه با جمعیت نرمال ، مزاحمان پس از روابط صمیمی نمره خوشایندی پایینی دارند . مزاحمان با نمره خوشایندی پایین ، به عنوان افرادی سلطه جو ، خودرای ، خود محور و استثمار گر مشخص شدند . به علاوه مزاحمان نسبت به افراد عادی اساسا کمتر منظم و سازمان یافته بوده و ثبات هیجانی کمتری نیز داشتند . این یافته ها به طور جالبی شبیه به آنهایی بودند که توسط داتون ، ساندرز ، استارزومسکی و بارتولومیو ( 1994 ) ، از بین 120مردی که به قصد درمان به خاطر مضروب ساختن همسرانشان شرکت کرده بودند ، مشاهده شد .
نکته جالب این است که باید در آنچه این یافته ها بر حسب نظریه مزاحمت پیشنهاد می دهند ، شک داشته باشیم . این یافته ها به نظر می رسد از مفهوم سازی مزاحمت ملوی ( 1998 ) که بازتابی از آسیب شناسی دلبستگی باشد ، حمایت می کنند . نظریه_دلبستگی می تواند به ما کمک کند تا میزانی که همسر آزاران و مزاحم های پس از روابط صمیمی به منظور کسب مجدد توجه و عاطفه هدف هایشان پیش می روند را توضیح بدهیم . طرد یا ترک ادراک شده ، سیستم دلبستگی ناسازگارانه مزاحم را فعال کرده و این امر منجر به این می شود که جستجوی نزدیکی با یک منبع دلبستگی باشند . حتی اگر این منبع دلبستگی ، منبعی از تهدید باشد . رفتار مزاحمتی و کوشش های خشونت بار دوباره به دست آوردن شریک می تواند به عنوان اعتراضی دیده شود که توسط فقدان صلاحیت دلبستگی ایجاد شده است . از دیدگاه روانشناسی خویشتن ( Self ) می توان گفت که مزاحم به وسیله اضطراب از هم پاشیدگی ( تجزیه ) یک خویشتن آسیب پذیر برانگیخته می شود . او قادر نیست شخصی را که کلید تعادل روانی شکننده او را در دست دارد رها کند .
تهیه و ترجمه : محمد جواد حبیبیان
https://t.me/sciencemodern2
پیش آیندهای قبل از تولد و بعد از تولد
بدرفتاری ممکن است قبل از تولد کودک روی دهد . شواهد محکمی وجود دارد که مادران بی مسئولیتی که جنین را در معرض الکل ( السون ، بوکستین و تید ، 1997 ) ماری جوانا ( گلداسمیت ، دی و ریچاردسون ، 2000 ) و مواد مخدر ( دکوباس و فیلد ، 1993 ) قرار می دهند ، احتمال خطر ایجاد مشکلات سلوکی را در فرزندان خویش در 10 _ 13 سال بعد افزایش می دهند . علاوه بر این مصرف سیگار در طول دوران حاملگی ممکن است عامل مهمی در ایجاد نقص های مغزی باشد که در بزهکاران بزرگسال یافت می شود . هم برنان ، گرکین و مدنیک ( 1999 ) و هم راسانن و همکاران ( 1999 ) ، آمار فزاینده ی جنایات خشن دوران بزرگسالی در فرزندان مادرانی که در طول بارداری سیگار مصرف کرده بودند ، یافتند .
مترجم محمد جواد حبیبیان
منبع :
Personality disorder , 2007
Emmelkamp , paul M.G
Kamphuis , Jan Henk
https://t.me/sciencemodern2
بدرفتاری ممکن است قبل از تولد کودک روی دهد . شواهد محکمی وجود دارد که مادران بی مسئولیتی که جنین را در معرض الکل ( السون ، بوکستین و تید ، 1997 ) ماری جوانا ( گلداسمیت ، دی و ریچاردسون ، 2000 ) و مواد مخدر ( دکوباس و فیلد ، 1993 ) قرار می دهند ، احتمال خطر ایجاد مشکلات سلوکی را در فرزندان خویش در 10 _ 13 سال بعد افزایش می دهند . علاوه بر این مصرف سیگار در طول دوران حاملگی ممکن است عامل مهمی در ایجاد نقص های مغزی باشد که در بزهکاران بزرگسال یافت می شود . هم برنان ، گرکین و مدنیک ( 1999 ) و هم راسانن و همکاران ( 1999 ) ، آمار فزاینده ی جنایات خشن دوران بزرگسالی در فرزندان مادرانی که در طول بارداری سیگار مصرف کرده بودند ، یافتند .
مترجم محمد جواد حبیبیان
منبع :
Personality disorder , 2007
Emmelkamp , paul M.G
Kamphuis , Jan Henk
https://t.me/sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2