اگر از یک فرد کمال گرا (perfectionist) دربارهٔ نتایج کمال خواهی او سوال کنیم، به احتمال زیاد با یک لیست طولانی از دست آوردهای مثبت، مانند نمرات امتحانی خوب، دریافت تحسین و تائید دیگران، دستاوردهای شغلی و تحصیلی فراوان و .. مواجه میشویم؛ اما اگر در ادامه، این سوال مطرح شود که، هزینه های کمال گرایی برای او چه بوده است، در پاسخ به این سوال نیز، با فهرستی طولانی از پیامدها، مانند اضطراب، تعارضات بین فردی، عزت نفس پایین، احساس نارضایتی مزمن و .. مواجه میشویم.
علیرغم تمامی این پیامدها، بسیاری از افراد کمال گرا، این ویژگی خود را یک عامل کلیدی در موفقیت هایشان، و یکی از ارزشمندترین خصوصیات خود، در نظر میگیرند.
مواجهه با این واقعیت که، کمال گرایی میتواند در یک یا چند حوزه از زندگی ثمربخش و مطلوب، اما در حوزه های دیگری آسیب زننده باشد، برای بسیاری از افراد کمال گرا دشوار است.
به طور مثال، نگرانی مفرط در ارتباط با وقوع هرگونه خطا، اگرچه میتواند باعث موفقیتهایی در محیط کار شود، اما در بسیاری از حوزه های دیگر زندگی مانند روابط صمیمانه، منجر به ایجاد اضطراب و رفتارهای کنترل گرانه خواهد شد.
تمایل به کامل و بی نقص بودن، با احساس خودسرزنشگری دائمی، نارضایتی از ایده آل نبودن شرایط، و احساس شرم و ناکامی شدید به دنبال مواجهه با هرگونه نقص یا شکست در دست یابی به استانداردهای بالا، همراه است.
افراد کمال گرا، هر خطا یا اشتباهی را معادل با شکست، و هر شکست را معادل با از دست دادن احترام و توجه دیگران تلقی می کنند. بر همین اساس، آنها بیش از هر نوع خلاقیت، آزمون و خطا و درگیر شدن در موقعیت های چالش برانگیز، بر پیشگیری از بروز کوچکترین اشتباه، و اضطراب رو به رو شدن با هرگونه نقصان یا شکست، متمرکز میشوند.
https://t.me/Sciencemodern2
داشتن استانداردها و اهداف بزرگ در زندگی، عامل اصلی گرفتاری افراد در الگوهای رفتاری کمال گرایانه نیست.
بسیاری از افراد موفق، استانداردهای بالایی در زندگی خود دارند، که در عین حال باعث اضطراب و فرسودگی آنها نمیشود.
نگرانی و ترس از بروز هرگونه نقص، تردید دائمی دربارهٔ توانایی ها و ارزشمندی خود، پای بندی به معیارهای سختگیرانه و انعطاف ناپذیر برای ارزیابی کیفیت و نتیجهٔ کارها، عواملی هستند که زندگی فرد را تبدیل به جستجوی مداوم و رنج آور وضعیت بی نقص و کمال مطلق میکنند.
اضطراب مواجهه با محدودیت ها، ناتوانیها و اشتباهات، باعث میشود که افراد کمال گرا، اغلب سعی در پنهان کردن نقاط ضعف و خطاهای خود داشته باشند، و همچنین از هر موقعیتی که احتمال بروز اشتباه و آشکار شدن یک نقطه ضعف احتمالی در آن وجود دارد، اجتناب کنند؛
نمونه بارز این موضوع، ورزشکارانی هستند که پس از دستیابی به سطحی از موفقیت، ورزش را به کلی رها میکنند. و یا افرادی که برای اجتناب از مواجهه با محدودیت های خود، به اهمال کاری و به تعویق انداختن مکرر کارها روی می آورند.
هنگامی که کمال و بی نقص بودن هدف ما میشود، تناقض این هدف با ذات خطاپذیر و محدود انسانی مان، باعث ایجاد رنج دائمی از احساس شکست و افسوس برای نداشته ها، به جای لذت بردن از دستاوردهای هرچند کوچک و محدود میشود؛
لذت بردن از دستاوردها، و غلبه بر کمال گرایی نیاز به شجاعت دارد؛ شجاعت پذیرش نقص و محدودیت های خود به عنوان یک انسان، و پذیرش خطا، شکست و ناکامی، به عنوان اجزای جدایی ناپذیر از هر تجربه انسانی.
در عین حال، اذعان به این واقعیت که، کمال گرایی میتواند پیامدهای منفی و آسیب زننده ای داشته باشد، به معنای رها کردن میل به موفقیت و چشم پوشی از جستجوی اهداف بزرگ نیست؛ بلکه به معنای در نظر گرفتن این واقعیت است که، درگیری مفرط با "نتیجه"، تلاش برای بی نقص بودن و پیشگیری از هرنوع شکست، باعث محرومیت از همه لذتهای مسیر، و احساس ناکامی شدید در صورت عدم دستیابی به مقصد ایده آل میشود.
ترجمه :جناب دکتر علی نیک جو
✳️ Jeff Szymanski, Ph.D.
✳️ Clinical Psychologist, McLean Hospital’s Obsessive Compulsive Disorder Institute.
https://t.me/Sciencemodern2
iocdf.org/expert-opinions/perfectionism/
علیرغم تمامی این پیامدها، بسیاری از افراد کمال گرا، این ویژگی خود را یک عامل کلیدی در موفقیت هایشان، و یکی از ارزشمندترین خصوصیات خود، در نظر میگیرند.
مواجهه با این واقعیت که، کمال گرایی میتواند در یک یا چند حوزه از زندگی ثمربخش و مطلوب، اما در حوزه های دیگری آسیب زننده باشد، برای بسیاری از افراد کمال گرا دشوار است.
به طور مثال، نگرانی مفرط در ارتباط با وقوع هرگونه خطا، اگرچه میتواند باعث موفقیتهایی در محیط کار شود، اما در بسیاری از حوزه های دیگر زندگی مانند روابط صمیمانه، منجر به ایجاد اضطراب و رفتارهای کنترل گرانه خواهد شد.
تمایل به کامل و بی نقص بودن، با احساس خودسرزنشگری دائمی، نارضایتی از ایده آل نبودن شرایط، و احساس شرم و ناکامی شدید به دنبال مواجهه با هرگونه نقص یا شکست در دست یابی به استانداردهای بالا، همراه است.
افراد کمال گرا، هر خطا یا اشتباهی را معادل با شکست، و هر شکست را معادل با از دست دادن احترام و توجه دیگران تلقی می کنند. بر همین اساس، آنها بیش از هر نوع خلاقیت، آزمون و خطا و درگیر شدن در موقعیت های چالش برانگیز، بر پیشگیری از بروز کوچکترین اشتباه، و اضطراب رو به رو شدن با هرگونه نقصان یا شکست، متمرکز میشوند.
https://t.me/Sciencemodern2
داشتن استانداردها و اهداف بزرگ در زندگی، عامل اصلی گرفتاری افراد در الگوهای رفتاری کمال گرایانه نیست.
بسیاری از افراد موفق، استانداردهای بالایی در زندگی خود دارند، که در عین حال باعث اضطراب و فرسودگی آنها نمیشود.
نگرانی و ترس از بروز هرگونه نقص، تردید دائمی دربارهٔ توانایی ها و ارزشمندی خود، پای بندی به معیارهای سختگیرانه و انعطاف ناپذیر برای ارزیابی کیفیت و نتیجهٔ کارها، عواملی هستند که زندگی فرد را تبدیل به جستجوی مداوم و رنج آور وضعیت بی نقص و کمال مطلق میکنند.
اضطراب مواجهه با محدودیت ها، ناتوانیها و اشتباهات، باعث میشود که افراد کمال گرا، اغلب سعی در پنهان کردن نقاط ضعف و خطاهای خود داشته باشند، و همچنین از هر موقعیتی که احتمال بروز اشتباه و آشکار شدن یک نقطه ضعف احتمالی در آن وجود دارد، اجتناب کنند؛
نمونه بارز این موضوع، ورزشکارانی هستند که پس از دستیابی به سطحی از موفقیت، ورزش را به کلی رها میکنند. و یا افرادی که برای اجتناب از مواجهه با محدودیت های خود، به اهمال کاری و به تعویق انداختن مکرر کارها روی می آورند.
هنگامی که کمال و بی نقص بودن هدف ما میشود، تناقض این هدف با ذات خطاپذیر و محدود انسانی مان، باعث ایجاد رنج دائمی از احساس شکست و افسوس برای نداشته ها، به جای لذت بردن از دستاوردهای هرچند کوچک و محدود میشود؛
لذت بردن از دستاوردها، و غلبه بر کمال گرایی نیاز به شجاعت دارد؛ شجاعت پذیرش نقص و محدودیت های خود به عنوان یک انسان، و پذیرش خطا، شکست و ناکامی، به عنوان اجزای جدایی ناپذیر از هر تجربه انسانی.
در عین حال، اذعان به این واقعیت که، کمال گرایی میتواند پیامدهای منفی و آسیب زننده ای داشته باشد، به معنای رها کردن میل به موفقیت و چشم پوشی از جستجوی اهداف بزرگ نیست؛ بلکه به معنای در نظر گرفتن این واقعیت است که، درگیری مفرط با "نتیجه"، تلاش برای بی نقص بودن و پیشگیری از هرنوع شکست، باعث محرومیت از همه لذتهای مسیر، و احساس ناکامی شدید در صورت عدم دستیابی به مقصد ایده آل میشود.
ترجمه :جناب دکتر علی نیک جو
✳️ Jeff Szymanski, Ph.D.
✳️ Clinical Psychologist, McLean Hospital’s Obsessive Compulsive Disorder Institute.
https://t.me/Sciencemodern2
iocdf.org/expert-opinions/perfectionism/
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه جالب واستثنایی ازشکار شدن یک موجود مهره دار(مارمولک)توسط موجود بی مهره (نوعی حلزون غول پیکر)
این حلزون های غول پیکرمیتوانندبه اندازه موش بالغ خانگی رشدکنندو فقط درمحیط خشک زندگی می کنندو بومی افریقامی باشند..
نام علمی این حلزون "achatina fulica"
دارای رژیم گوشت خوار وعمده غذای این حلزون دوزیستان کوچک یا نابالغ است
✅بهترین کانال علمی👇👇
@Sciencemodern2
این حلزون های غول پیکرمیتوانندبه اندازه موش بالغ خانگی رشدکنندو فقط درمحیط خشک زندگی می کنندو بومی افریقامی باشند..
نام علمی این حلزون "achatina fulica"
دارای رژیم گوشت خوار وعمده غذای این حلزون دوزیستان کوچک یا نابالغ است
✅بهترین کانال علمی👇👇
@Sciencemodern2
#روانشناسی
رانندگی و سلامت روانی. بخش اول
سالانه درحدود یک میلیون و سیصد هزار تن درجهان بر اثر حوادث جادهای جان خود را از دست میدهند که سهم ایران ۲۶ هزارنفر و روزانه ۷۲ نفر است. سازمان بهداشت جهانی در گزارش سال ۱۳۸۵ خود جادههای ایران را از نظر تعداد کشتهها بر اثر حوادث رانندگی خطرناکترین راههای دنیا معرفی کرد.
بسیاری از حوادث رانندگی به علت خطای انسانی رخ میدهد و عواملی دیگر چون مشکلات راه، آب و هوا و وسیله نقلیه نیز در این میان ایفای نقش میکنند. رانندگی رفتاری پیچیده است و خطای انسانی، رفتارهای سهوی تا زیرپاگذاشتن آگاهانه قوانین رانندگی را در بر می گیرد. مشکلات پزشکی رانندگان به استثنای مصرف الکل مسول کمتر از یک درصد حوادث رانندگی در انگلستان بوده است. مطالعات اولیه بیانگر این بودند که افراد مبتلا به روانپریشی دوبرابر افراد سالم دچار حوادث رانندگی میشوند. بررسیهای تازهتر این موضوع را رد کرده است و تنها به این امر اشاره میکنند که در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که در مرحله فعال بیماری خود هستند احتمال خطر تنها تا حد متوسطی بالاتر میرود. در مورد اختلال دوقطبی این چنین به نظر میرسد که در مرحلهی شیدایی سرعت رانندگی فرد بالاتر برود ولی شواهدی قاطعی که از این فرضیه حمایت کنند وجود ندارد. بیماران در مرحله افسردگی و کندی حرکتی میتوانند از اختلال در تمرکز رنج ببرند و تمایل به مرگ و داشتن افکار خودکشی در آنها میتواند به افزایش حوادث رانندگی منجر شود. مصرف الکل یکی از مهمترین عوامل در حوادث رانندگی در جهان است. نشان داده شده که مصرف الکل در تعامل با برخی عوامل شخصیتی مانند پرخاشگری و خصومت در برخی از رانندگان آنها را بیشتر از بقیه در معرض سانحه قرار میدهد. افرادی که شیوهی زندگی " ضد اجتماعی" دارند که مشخصهی آن رفتارهایی چون مصرف مواد مخدر، تجاوز به حقوق دیگران و بی بندوباری جنسی است در رانندگی نیز بیمهابا رفتار میکنند. ارتباط مثبتی میان استفاده از الکل و رانندگی در سنین پایین و اختلالات روانی و رفتارهای خشونتبار جنایی مشاهده شده است. در سالهای اخیر مشاهده شده که رانندگی تحت تاثیر موادی غیر از الکل از قبیل حشیش و مخدرهای صنعتی افزایش یافته است. مصرف داروهای خواب آور و آرامبخش نیز فرد را در معرض خطر سوانح رانندگی قرار میدهد. همچنین مشاهده شده که افرادی که درگیر مشکلات زندگی از قبیل جدایی و طلاق هستند نیز مستعد سانحه هستند.
مشاهدات تیلمن و هابس در ۱۹۴۹ از " عدم تحمل و داشتن حالت خصمانه نسبت به مراجع قدرت" در آن دسته از رانندگان تاکسی که سوانح بیشتری در کارنامه خود داشتهاند حکایت میکند. این رانندگان جنبههایی از اختلال سلوک، عدم سازگاری روانشناختی و رویکردی غیرمسئولانه نسبت به رانندگی داشتند و در پروندهی آنها مشکلات قانونی بیشتری به ثبت رسیده بود. مطالعات دیگر نیز بر این امر تاکید داشتهاند که در برخی افراد اتوموبیل وسیلهای برای بروز و تجلی پرخاشگری و خشونت است. چنین رفتاری در مردها، جوانان، مجردها، بیکاران و یا صاحبان مشاغل سطح پایین بیشتر دیده میشود.
هرچند عامل برانگیزاننده خشم میتواند در حین رانندگی رخ دهد اما بسیاری از رانندگان پیش از آنکه پشت فرمان بنشینند دچار برانگیختگی هستند. برخی از صاحب نظران عامل شخصیتی " کینه توزی و انتقام جویی" را به عنوان یک عامل دخیل در رفتار خشمگینانه درحین رانندگی قلمداد کردهاند. رانندگی پرخاشگرانه پدیدهی رفتاری پیچیدهای است که عوامل روانشناختی متعددی در آن دخیل هستند. همچنین، این رفتار، یک پدیدهی فرهنگی است که تحت تاثیر الگوهای حاکم بر جوامع واقع میشود.
🔻بقیه در ادامه...
https://t.me/Sciencemodern2
رانندگی و سلامت روانی. بخش اول
سالانه درحدود یک میلیون و سیصد هزار تن درجهان بر اثر حوادث جادهای جان خود را از دست میدهند که سهم ایران ۲۶ هزارنفر و روزانه ۷۲ نفر است. سازمان بهداشت جهانی در گزارش سال ۱۳۸۵ خود جادههای ایران را از نظر تعداد کشتهها بر اثر حوادث رانندگی خطرناکترین راههای دنیا معرفی کرد.
بسیاری از حوادث رانندگی به علت خطای انسانی رخ میدهد و عواملی دیگر چون مشکلات راه، آب و هوا و وسیله نقلیه نیز در این میان ایفای نقش میکنند. رانندگی رفتاری پیچیده است و خطای انسانی، رفتارهای سهوی تا زیرپاگذاشتن آگاهانه قوانین رانندگی را در بر می گیرد. مشکلات پزشکی رانندگان به استثنای مصرف الکل مسول کمتر از یک درصد حوادث رانندگی در انگلستان بوده است. مطالعات اولیه بیانگر این بودند که افراد مبتلا به روانپریشی دوبرابر افراد سالم دچار حوادث رانندگی میشوند. بررسیهای تازهتر این موضوع را رد کرده است و تنها به این امر اشاره میکنند که در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که در مرحله فعال بیماری خود هستند احتمال خطر تنها تا حد متوسطی بالاتر میرود. در مورد اختلال دوقطبی این چنین به نظر میرسد که در مرحلهی شیدایی سرعت رانندگی فرد بالاتر برود ولی شواهدی قاطعی که از این فرضیه حمایت کنند وجود ندارد. بیماران در مرحله افسردگی و کندی حرکتی میتوانند از اختلال در تمرکز رنج ببرند و تمایل به مرگ و داشتن افکار خودکشی در آنها میتواند به افزایش حوادث رانندگی منجر شود. مصرف الکل یکی از مهمترین عوامل در حوادث رانندگی در جهان است. نشان داده شده که مصرف الکل در تعامل با برخی عوامل شخصیتی مانند پرخاشگری و خصومت در برخی از رانندگان آنها را بیشتر از بقیه در معرض سانحه قرار میدهد. افرادی که شیوهی زندگی " ضد اجتماعی" دارند که مشخصهی آن رفتارهایی چون مصرف مواد مخدر، تجاوز به حقوق دیگران و بی بندوباری جنسی است در رانندگی نیز بیمهابا رفتار میکنند. ارتباط مثبتی میان استفاده از الکل و رانندگی در سنین پایین و اختلالات روانی و رفتارهای خشونتبار جنایی مشاهده شده است. در سالهای اخیر مشاهده شده که رانندگی تحت تاثیر موادی غیر از الکل از قبیل حشیش و مخدرهای صنعتی افزایش یافته است. مصرف داروهای خواب آور و آرامبخش نیز فرد را در معرض خطر سوانح رانندگی قرار میدهد. همچنین مشاهده شده که افرادی که درگیر مشکلات زندگی از قبیل جدایی و طلاق هستند نیز مستعد سانحه هستند.
مشاهدات تیلمن و هابس در ۱۹۴۹ از " عدم تحمل و داشتن حالت خصمانه نسبت به مراجع قدرت" در آن دسته از رانندگان تاکسی که سوانح بیشتری در کارنامه خود داشتهاند حکایت میکند. این رانندگان جنبههایی از اختلال سلوک، عدم سازگاری روانشناختی و رویکردی غیرمسئولانه نسبت به رانندگی داشتند و در پروندهی آنها مشکلات قانونی بیشتری به ثبت رسیده بود. مطالعات دیگر نیز بر این امر تاکید داشتهاند که در برخی افراد اتوموبیل وسیلهای برای بروز و تجلی پرخاشگری و خشونت است. چنین رفتاری در مردها، جوانان، مجردها، بیکاران و یا صاحبان مشاغل سطح پایین بیشتر دیده میشود.
هرچند عامل برانگیزاننده خشم میتواند در حین رانندگی رخ دهد اما بسیاری از رانندگان پیش از آنکه پشت فرمان بنشینند دچار برانگیختگی هستند. برخی از صاحب نظران عامل شخصیتی " کینه توزی و انتقام جویی" را به عنوان یک عامل دخیل در رفتار خشمگینانه درحین رانندگی قلمداد کردهاند. رانندگی پرخاشگرانه پدیدهی رفتاری پیچیدهای است که عوامل روانشناختی متعددی در آن دخیل هستند. همچنین، این رفتار، یک پدیدهی فرهنگی است که تحت تاثیر الگوهای حاکم بر جوامع واقع میشود.
🔻بقیه در ادامه...
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
رانندگی و سلامت روانی. بخش دوم
دیدگاههای روانکاوانه بر تاثیر تکانههای ناخودآگاه خود تخریبگری در سوانح رانندگی تاکید دارند. در یک مطالعه در فنلاند مشاهده شده که ۲.۶ درصد حوادث رانندگی منجر به فوت را میتوان به عنوان خودکشی طبقه بندی کرد در حالیکه رقم احتمالی واقعی در حدود ۶ درصد است. خودکشی از طریق رانندگی خطرناک نه تنها برای فرد راننده بلکه برای عابرین و سرنشینان نیز خطرساز است. محققین دریافتهاند که جنبههای چندی در رانندگان مستعد خودکشی شایعترند. این عوامل عبارتند از: رانندهی مردی که به تنهایی رانندگی میکند، برخورد رود رو با وسیلهی نقلیه روبرو که به مراتب سنگینتر و بزرگتر از اتومبیل فرد است، تحت تاثیر شرایط ناگوار زندگی قرار داشتن و ابتلا به مشکلات روانی از جمله سوء مصرف طولانی مدت الکل. از آنجایی که هنوز نمودار روانپزشکی قانونی افرادی که دست به رانندگی پرخطر به قصد کشتن خود می.زنند به خوبی ترسیم نشده است نمیتوان ارزیابی دقیقی در این رابطه به دست داد و هیچیک از بررسیها شامل سابقهی جنایی فرد و رفتارهای ضد اجتماعی وی نبودهاند. با این وجود مک دونالد در ۱۹۶۴ در بررسیای که دربارهی خودکشی و دیگرکشی با استفاده از وسیله نقلیه در کلورادو انجام داد به ارزیابی وضعیت روانی رانندگان دست زد. وی به این نتیجه رسید که شایعترین اختلالات روانپزشکی به دسته اختلالات شخصیتی مربوط می شوند(۷۵درصد) و در این میان سه اختلال شخصیتی نمایشی، ضد اجتماعی و انفعالی-پرخاشگر شایعتر بودند. پس از آن اختلالاتی از قبیل اسکیزوفرنیا و افسردگی( به ترتیب در حدود ۲۰ و ۵ درصد) قرار داشتند. همگی سوانح رانندگی از سوی رانندگان رقم نمیخورند در برخی از سوانح عابر پیاده به شکلی ناخودآگاه یا خودآگاه خود را درمعرض سانحه قرار میدهد.
🔻 "افراد مستعد سانحه" (Accident prone)به افرادی اطلاق میشود که بیش از دیگران دچار حادثه و سانحه میشوند. بررسیهای انجام شده در برخی از کارخانجات نشان داده که گروهی از کارگران بیش از دیگران قربانی حوادث ناشی از کار میشوند. در این افراد میزان بیشتری از پرخاشگری، پرتحرکی و مشکلات اقتصادی و سابقهی غیبت از محل کار گزارش شده است. منینگر روانکاو صاحب نام آمریکایی بیان میکند که تمایل ناخودآگاه به کیفر دادن خود به علت برخی اشتباهات زندگی و احساس گناه میتواند فرد را درمعرض حادثه قرار دهد
روانپزشکان و دیگر دست اندرکاران بهداشت روانی بیماران زیادی را ملاقات میکنند که قابلیت رانندگی دارند. برخی از این افراد درخطر آسیب رساندن به خود و دیگران به شکلی هدفدار و یا ناآگاهانه هستند. از طریق توجه بیشتر به این مقوله، مراقبان بهداشت روانی میتوانند مشارکت موثری در پیشگیری از مرگ و میر برخاسته از سوانح رانندگی داشته باشند. آگاه ساختن برخی از این بیماران و یا همراهان آنها از خطراتی که میتوانند برای خود و دیگران داشته باشند اهمیت دارد.
دکتر علی فیروزآبادی.#روانپزشک
منبع:
Harvey Gordon: Psychiatry, The Law and death on the roads, Advances in Psychiatric treatment, 2004, 10, 439-445
https://t.me/Sciencemodern2
دیدگاههای روانکاوانه بر تاثیر تکانههای ناخودآگاه خود تخریبگری در سوانح رانندگی تاکید دارند. در یک مطالعه در فنلاند مشاهده شده که ۲.۶ درصد حوادث رانندگی منجر به فوت را میتوان به عنوان خودکشی طبقه بندی کرد در حالیکه رقم احتمالی واقعی در حدود ۶ درصد است. خودکشی از طریق رانندگی خطرناک نه تنها برای فرد راننده بلکه برای عابرین و سرنشینان نیز خطرساز است. محققین دریافتهاند که جنبههای چندی در رانندگان مستعد خودکشی شایعترند. این عوامل عبارتند از: رانندهی مردی که به تنهایی رانندگی میکند، برخورد رود رو با وسیلهی نقلیه روبرو که به مراتب سنگینتر و بزرگتر از اتومبیل فرد است، تحت تاثیر شرایط ناگوار زندگی قرار داشتن و ابتلا به مشکلات روانی از جمله سوء مصرف طولانی مدت الکل. از آنجایی که هنوز نمودار روانپزشکی قانونی افرادی که دست به رانندگی پرخطر به قصد کشتن خود می.زنند به خوبی ترسیم نشده است نمیتوان ارزیابی دقیقی در این رابطه به دست داد و هیچیک از بررسیها شامل سابقهی جنایی فرد و رفتارهای ضد اجتماعی وی نبودهاند. با این وجود مک دونالد در ۱۹۶۴ در بررسیای که دربارهی خودکشی و دیگرکشی با استفاده از وسیله نقلیه در کلورادو انجام داد به ارزیابی وضعیت روانی رانندگان دست زد. وی به این نتیجه رسید که شایعترین اختلالات روانپزشکی به دسته اختلالات شخصیتی مربوط می شوند(۷۵درصد) و در این میان سه اختلال شخصیتی نمایشی، ضد اجتماعی و انفعالی-پرخاشگر شایعتر بودند. پس از آن اختلالاتی از قبیل اسکیزوفرنیا و افسردگی( به ترتیب در حدود ۲۰ و ۵ درصد) قرار داشتند. همگی سوانح رانندگی از سوی رانندگان رقم نمیخورند در برخی از سوانح عابر پیاده به شکلی ناخودآگاه یا خودآگاه خود را درمعرض سانحه قرار میدهد.
🔻 "افراد مستعد سانحه" (Accident prone)به افرادی اطلاق میشود که بیش از دیگران دچار حادثه و سانحه میشوند. بررسیهای انجام شده در برخی از کارخانجات نشان داده که گروهی از کارگران بیش از دیگران قربانی حوادث ناشی از کار میشوند. در این افراد میزان بیشتری از پرخاشگری، پرتحرکی و مشکلات اقتصادی و سابقهی غیبت از محل کار گزارش شده است. منینگر روانکاو صاحب نام آمریکایی بیان میکند که تمایل ناخودآگاه به کیفر دادن خود به علت برخی اشتباهات زندگی و احساس گناه میتواند فرد را درمعرض حادثه قرار دهد
روانپزشکان و دیگر دست اندرکاران بهداشت روانی بیماران زیادی را ملاقات میکنند که قابلیت رانندگی دارند. برخی از این افراد درخطر آسیب رساندن به خود و دیگران به شکلی هدفدار و یا ناآگاهانه هستند. از طریق توجه بیشتر به این مقوله، مراقبان بهداشت روانی میتوانند مشارکت موثری در پیشگیری از مرگ و میر برخاسته از سوانح رانندگی داشته باشند. آگاه ساختن برخی از این بیماران و یا همراهان آنها از خطراتی که میتوانند برای خود و دیگران داشته باشند اهمیت دارد.
دکتر علی فیروزآبادی.#روانپزشک
منبع:
Harvey Gordon: Psychiatry, The Law and death on the roads, Advances in Psychiatric treatment, 2004, 10, 439-445
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
رنگ قرمز و خالهای سیاه کفشدوزکها ظاهر بامزهای به آنها داده است. اما این حشرات به ظاهر معصوم، نیمه تاریکی هم دارند. لاروهای بسیاری از انواع کفشدوزکها، از جمله کفشدوزکهای دو خال، تخمهای خواهران و برادران شان را که هنوز از تخم بیرون نیامده اند را میخورند. تحقیقات نشان داده است لاروهای کفشدوزکی که خواهران و برادران از تخم بیرون نیامدهی خود را میخورند، زودتر از کفشدوزکهای غیر همنوع خوار رشد میکنند.
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
آیا ما واقعا میتوانیم از خودکشی جلوگیری کنیم؟
چهار روش برای کاهش خودکشی و کمک به افرادی که در بحران خودکشی قرار دارند.
پژوهش ها نشان میدهند که اساسا چهار روش شناخته شده برای کاهش احتمال خودکشی وجود دارد:
۱) کاهش دسترسی به روشهای مرگبار: میدانیم که برای فردی که در بحران خودکشی قرار دارد، ایجاد یک فاصلهٔ زمانی و مکانی مطمئن تا دسترسی به روشهای مرگبار آسیب به خود، یکی از موثرترین روش های جلوگیری از وقوع تراژدی ست. تعبیه حفاظ برای پلهای عابر، دور نگه داشتن اسلحه از دسترس فرد، و پنهان کردن محل داروها از او، میتواند آنچه را که این افراد بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارند، یعنی «زمان»، برای آنها فراهم کند. زمانی برای تغییر دادن فضای ذهنیشان، زمانی برای جستجوی کمک، و زمانی برای دسترسی به فردی که مداخلهٔ حرفه ای را برای آنها شروع کند.
۲) نمایش و گزارش های رسانه ای امن دربارهٔ خودکشی: بیش از ۱۰۰ سال تحقیق و پژوهش علمی نشان داده است که گزارش های رسانه ها درباره خودکشی میتواند منتهی به پدیده هایی شود که اصطلاحا به آنها سرایت خودکشی یا تقلید خودکشی گفته میشود. تشویق رسانه ها برای پیروی از توصیه های مربوط به نحوه گزارش خودکشی، و تشویق هالیوود برای استفاده از این دستورالعمل ها، میتواند ریسک سرایت رفتارهای خودکشی را کاهش دهد. و هم چنین جمعیت عمومی را با علائم هشدار، و ریسک فاکتورهای خودکشی آشنا کند.
۳) کاهش انگ بیماری روانی: مشاهدات نشان میدهند که نزدیک به ۹۰٪ افرادی که به دنبال خودکشی فوت می کنند، یک اختلال روانی زمینه ای مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی یا سوء مصرف مواد داشته اند، که ممکن است هیچ گاه تشخیص داده نشده و درمانی دریافت نکرده باشند. هم چنین میدانیم که عواملی مثل شرم، انگ بیماری روانی و ناآگاهی درباره اختلالات روانی، در بسیاری از مواقع باعث میشود که افراد در جستجوی کمک برنیایند. رواندرمانی، در ترکیب با داروها، غالبا موثرترین شکل درمان برای بیماران در معرض خودکشی ست.
۴) اتصال و ارتباطات اجتماعی: یافته های پژوهش ها بیش از پیش تائیدکنندهٔ نقش ارتباطات اجتماعی در کاهش ریسک خودکشی هستند. انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که انزوا میتواند برای آنها رنج آور و دردناک باشد. این موضوع به آن معنا نیست که افرادی که بر اثر خودکشی می میرند، دوستان یا خانواده های حمایتگری ندارند؛ اکثر آنها از چنین حمایتهایی برخوردارند، اما اغلب، اختلال روانی زمینه ای باعث احساس انزوا، یا تحمیل انزوا به خود، در این افراد میشود. به همین دلیل است که یکی از نشانه های هشدار خودکشی، کناره گیری فرد از دوستان و فعالیت هایی ست که زمانی از آنها لذت میبرده است.
آیا افرادی که بر اثر خودکشی فوت می کنند، واقعا میخواسته اند که بمیرند؟
مشاهدات بالینی و پژوهش ها نشان میدهند که اکثر افرادی که در اثر خودکشی فوت می کنند، در جستجوی پایانی برای رنجهای هیجانی و جسمانی طاقت فرسای خود هستند، و آنچه که واقعا میخواهند، مرگ نیست.
فردی که به پریدن از یک ساختمان در حال سوختن فکر می کند، تا خود را از آتش نجات دهد، ممکن است قادر به دیدن پله های اضطراری یا وسایل اطفاء حریق نباشد؛ ممکن است قادر به شنیدن صدای آژیر گروه های امداد نباشد، چون تنها چیزی که تجربه می کند، داغی شعله های آتش و نزدیکی آنها ست. به طور مشابه، فردی که به خودکشی فکر می کند، قادر به در نظر گرفتن رنجی که به نزدیکانش تحمیل خواهد شد یا احتمال روزهای خوبی که فرا خواهند رسید، نیست، چون چیزی که او امروز تجربه میکند، سوختن در میان شعله های آتش است.
رواندرمانی و درمان دارویی مناسب، میتواند به پیشگیری از خودگیری کمک کند. ارتباط با یک درمانگر میتواند باعث کمرنگ شدن احساس انزوا، و فکر کردن فرد به راه حلهایی غیر از خودکشی شود.
رواندرمانی تحلیلی، به خصوص، فضایی را فراهم می کند که عمیق ترین ترسهایی که فرد در حال مبارزه با آنهاست، شنیده و فهمیده شوند.
با اینهمه، نمیتوان ادعا کرد که تمام خودکشی ها قابل پیشگیری ست. و از طرفی، افزایش آمار خودکشی به میزان ۳۰٪ از سال ۱۹۹۹، در ایالات متحده، نشان دهنده نیاز به بازنگری در سیاست های سلامت عمومی و رویکردهای فرهنگی به اختلالات روانی ست.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
#روانشناسی
✳️Wylie Tene & Sue Kolod. Ph.D.
منتشر شده توسط انجمن روانکاوی آمریکاه
https://www.psychologytoday.com/us/blog/psychoanalysis-unplugged/201806/can-we-really-prevent-suicide-yes
@sciencemodern2
چهار روش برای کاهش خودکشی و کمک به افرادی که در بحران خودکشی قرار دارند.
پژوهش ها نشان میدهند که اساسا چهار روش شناخته شده برای کاهش احتمال خودکشی وجود دارد:
۱) کاهش دسترسی به روشهای مرگبار: میدانیم که برای فردی که در بحران خودکشی قرار دارد، ایجاد یک فاصلهٔ زمانی و مکانی مطمئن تا دسترسی به روشهای مرگبار آسیب به خود، یکی از موثرترین روش های جلوگیری از وقوع تراژدی ست. تعبیه حفاظ برای پلهای عابر، دور نگه داشتن اسلحه از دسترس فرد، و پنهان کردن محل داروها از او، میتواند آنچه را که این افراد بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارند، یعنی «زمان»، برای آنها فراهم کند. زمانی برای تغییر دادن فضای ذهنیشان، زمانی برای جستجوی کمک، و زمانی برای دسترسی به فردی که مداخلهٔ حرفه ای را برای آنها شروع کند.
۲) نمایش و گزارش های رسانه ای امن دربارهٔ خودکشی: بیش از ۱۰۰ سال تحقیق و پژوهش علمی نشان داده است که گزارش های رسانه ها درباره خودکشی میتواند منتهی به پدیده هایی شود که اصطلاحا به آنها سرایت خودکشی یا تقلید خودکشی گفته میشود. تشویق رسانه ها برای پیروی از توصیه های مربوط به نحوه گزارش خودکشی، و تشویق هالیوود برای استفاده از این دستورالعمل ها، میتواند ریسک سرایت رفتارهای خودکشی را کاهش دهد. و هم چنین جمعیت عمومی را با علائم هشدار، و ریسک فاکتورهای خودکشی آشنا کند.
۳) کاهش انگ بیماری روانی: مشاهدات نشان میدهند که نزدیک به ۹۰٪ افرادی که به دنبال خودکشی فوت می کنند، یک اختلال روانی زمینه ای مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی یا سوء مصرف مواد داشته اند، که ممکن است هیچ گاه تشخیص داده نشده و درمانی دریافت نکرده باشند. هم چنین میدانیم که عواملی مثل شرم، انگ بیماری روانی و ناآگاهی درباره اختلالات روانی، در بسیاری از مواقع باعث میشود که افراد در جستجوی کمک برنیایند. رواندرمانی، در ترکیب با داروها، غالبا موثرترین شکل درمان برای بیماران در معرض خودکشی ست.
۴) اتصال و ارتباطات اجتماعی: یافته های پژوهش ها بیش از پیش تائیدکنندهٔ نقش ارتباطات اجتماعی در کاهش ریسک خودکشی هستند. انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که انزوا میتواند برای آنها رنج آور و دردناک باشد. این موضوع به آن معنا نیست که افرادی که بر اثر خودکشی می میرند، دوستان یا خانواده های حمایتگری ندارند؛ اکثر آنها از چنین حمایتهایی برخوردارند، اما اغلب، اختلال روانی زمینه ای باعث احساس انزوا، یا تحمیل انزوا به خود، در این افراد میشود. به همین دلیل است که یکی از نشانه های هشدار خودکشی، کناره گیری فرد از دوستان و فعالیت هایی ست که زمانی از آنها لذت میبرده است.
آیا افرادی که بر اثر خودکشی فوت می کنند، واقعا میخواسته اند که بمیرند؟
مشاهدات بالینی و پژوهش ها نشان میدهند که اکثر افرادی که در اثر خودکشی فوت می کنند، در جستجوی پایانی برای رنجهای هیجانی و جسمانی طاقت فرسای خود هستند، و آنچه که واقعا میخواهند، مرگ نیست.
فردی که به پریدن از یک ساختمان در حال سوختن فکر می کند، تا خود را از آتش نجات دهد، ممکن است قادر به دیدن پله های اضطراری یا وسایل اطفاء حریق نباشد؛ ممکن است قادر به شنیدن صدای آژیر گروه های امداد نباشد، چون تنها چیزی که تجربه می کند، داغی شعله های آتش و نزدیکی آنها ست. به طور مشابه، فردی که به خودکشی فکر می کند، قادر به در نظر گرفتن رنجی که به نزدیکانش تحمیل خواهد شد یا احتمال روزهای خوبی که فرا خواهند رسید، نیست، چون چیزی که او امروز تجربه میکند، سوختن در میان شعله های آتش است.
رواندرمانی و درمان دارویی مناسب، میتواند به پیشگیری از خودگیری کمک کند. ارتباط با یک درمانگر میتواند باعث کمرنگ شدن احساس انزوا، و فکر کردن فرد به راه حلهایی غیر از خودکشی شود.
رواندرمانی تحلیلی، به خصوص، فضایی را فراهم می کند که عمیق ترین ترسهایی که فرد در حال مبارزه با آنهاست، شنیده و فهمیده شوند.
با اینهمه، نمیتوان ادعا کرد که تمام خودکشی ها قابل پیشگیری ست. و از طرفی، افزایش آمار خودکشی به میزان ۳۰٪ از سال ۱۹۹۹، در ایالات متحده، نشان دهنده نیاز به بازنگری در سیاست های سلامت عمومی و رویکردهای فرهنگی به اختلالات روانی ست.
ترجمه جناب دکتر علی نیک جو
#روانشناسی
✳️Wylie Tene & Sue Kolod. Ph.D.
منتشر شده توسط انجمن روانکاوی آمریکاه
https://www.psychologytoday.com/us/blog/psychoanalysis-unplugged/201806/can-we-really-prevent-suicide-yes
@sciencemodern2
Psychology Today
Can We Really Prevent Suicide? Yes!
4 ways to reduce suicide and how you can help.
👍1
⭕️ دورگه انسان و گوسفند ‼️
✅ دانشمندان موفق به ساخت هیبرید (دورگه) انسان و گوسفند شدند. این تحقیق که به منظور پیوند عضو انجام گرفته است می تواند در آینده در این بخش کمک موثری باشد.
در این پژوهش آنها توانستند جنینی گوسفندی با 99 درصد گوسفند و یک درصد انسان بوجود بیاورند. که دستاوردی بسیار مهم در این زمینه می باشد.
#هیبرید
@irangreatwal
@Sciencemodern2
An earlier version of this article was first
https://www.sciencealert.com/scientists-successfully-made-sheep-human-hybrids-in-2018
✅ دانشمندان موفق به ساخت هیبرید (دورگه) انسان و گوسفند شدند. این تحقیق که به منظور پیوند عضو انجام گرفته است می تواند در آینده در این بخش کمک موثری باشد.
در این پژوهش آنها توانستند جنینی گوسفندی با 99 درصد گوسفند و یک درصد انسان بوجود بیاورند. که دستاوردی بسیار مهم در این زمینه می باشد.
#هیبرید
@irangreatwal
@Sciencemodern2
An earlier version of this article was first
https://www.sciencealert.com/scientists-successfully-made-sheep-human-hybrids-in-2018
ScienceAlert
Scientists Successfully Made Sheep-Human Hybrids in 2018
Researchers in 2018 achieved a new kind of chimeric first, producing sheep-human hybrid embryos that could one day represent the future of organ donation – by using body parts grown inside unnatural, engineered animals.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوره های چرخش دقیق 8 سیاره بزرگ منظومه شمسی
charsooyelm
charsooyelm
💭فرزندانی که از مادران مسن تر متولد می شوند تواناییهای تفکری بالاتری دارند در حالیکه 40 تا 50 سال پیش خلاف این مطلب صادق بوده است.
🔸امروزه زنان در سن بالاتری اولین فررزند خود را به دنیا می آورند, و بطور متوسط, فرزندان اول نتایج بهتری در آزمونهای شناختی که توانایی های تفکری را اندازه گیری می کنند بدست می آورند. شاید دلیلش این باشد که نسبت به بچه های بعد, توجه بیشتری از پدرو مادر خود دریافت می کنند.
💭آلیس گویسیس نویسنده این پژوهش در London School of Economics and Political Science می گوید" «توانایی شناختی به نوبه خود بسیار اهمیت دارد, ولی اهمیت مضاعف آن در این است که معیاری برای پیش بینی موفقیت فرد در زمینه های تحصیلی, کاری و سلامت در آینده می باشد.»
🔹در گذشته مادران مسن تر فرزند سوم یا چهارم خود را به دنیا می آوردند که از نظر انرژی و منابع آنها را تحت فشار قرار می داده.
امروزه مادران مسن تر نسبت به جوان تر ها برتری هایی دارند. آنها اغلب تحصیلکرده تر هستند و احتمال اینکه شغل مناسبی داشته باشند بالاتر و شانس سیگاری بودنشان که بررشد جنین تاثیر منفی دارد کمتراست.
🔸 در سالهای 1958 تا 1970 فرزندان 10 تا 11 ساله از مادران 25 تا 29ساله در مقایسه با مادران 35 تا 39 ساله امتیاز بالاتری در آزمون شناختی کسب کردند درحالیکه این نتایج در سال 2001 برعکس شده است.
این پژوهش اخیرا در ternational Journal of Epidemiology چاپ شده است.
💬 برگردان: #انسیه_قطبی
📡 Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗http://health.usnews.com/health-care/articles/2017-02-20/kids-born-to-older-moms-score-higher-on-thinking-tests
🔸امروزه زنان در سن بالاتری اولین فررزند خود را به دنیا می آورند, و بطور متوسط, فرزندان اول نتایج بهتری در آزمونهای شناختی که توانایی های تفکری را اندازه گیری می کنند بدست می آورند. شاید دلیلش این باشد که نسبت به بچه های بعد, توجه بیشتری از پدرو مادر خود دریافت می کنند.
💭آلیس گویسیس نویسنده این پژوهش در London School of Economics and Political Science می گوید" «توانایی شناختی به نوبه خود بسیار اهمیت دارد, ولی اهمیت مضاعف آن در این است که معیاری برای پیش بینی موفقیت فرد در زمینه های تحصیلی, کاری و سلامت در آینده می باشد.»
🔹در گذشته مادران مسن تر فرزند سوم یا چهارم خود را به دنیا می آوردند که از نظر انرژی و منابع آنها را تحت فشار قرار می داده.
امروزه مادران مسن تر نسبت به جوان تر ها برتری هایی دارند. آنها اغلب تحصیلکرده تر هستند و احتمال اینکه شغل مناسبی داشته باشند بالاتر و شانس سیگاری بودنشان که بررشد جنین تاثیر منفی دارد کمتراست.
🔸 در سالهای 1958 تا 1970 فرزندان 10 تا 11 ساله از مادران 25 تا 29ساله در مقایسه با مادران 35 تا 39 ساله امتیاز بالاتری در آزمون شناختی کسب کردند درحالیکه این نتایج در سال 2001 برعکس شده است.
این پژوهش اخیرا در ternational Journal of Epidemiology چاپ شده است.
💬 برگردان: #انسیه_قطبی
📡 Telegram.me/sciencemodern2
════════════════
🔗http://health.usnews.com/health-care/articles/2017-02-20/kids-born-to-older-moms-score-higher-on-thinking-tests
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
گروهی از محققان هندی گونههای جدیدی از عنکبوتها را در رشتهکوه غربی مرکزی غات در کارناتاکای هند شناسایی کرده و آنها را به یاد یکی از جادوگران داستان هریپاتر، "گریفیندور" نام گذاری کردهاند.
به نقل از ای.بی.سی، نامگذاری این گونه به نام "اریوویکسیا گریفیندور" (Eriovixia gryffindori) به دلیل شباهت شکم آن به کلاه جادویی این جادوگر بوده که یکی از چهار بنیانگذار مدرسه جادوگری هاگوارتز در داستانهای تخیلی هریپاتر است.
شکل سر این حشره مثلثی شکل است و شباهت شکل و شمایل آن به کلاه جادویی گریفیندور بسیار عجیب است.
@Sciencemodern2
به نقل از ای.بی.سی، نامگذاری این گونه به نام "اریوویکسیا گریفیندور" (Eriovixia gryffindori) به دلیل شباهت شکم آن به کلاه جادویی این جادوگر بوده که یکی از چهار بنیانگذار مدرسه جادوگری هاگوارتز در داستانهای تخیلی هریپاتر است.
شکل سر این حشره مثلثی شکل است و شباهت شکل و شمایل آن به کلاه جادویی گریفیندور بسیار عجیب است.
@Sciencemodern2
Modern Science
@sciencemodern2 بی وفایی در ژن های شماست عدم وفاداری جنسی در نگاه امریکایی ها امری بسیار مذموم است. مطابق یک نظرسنجی گالوپ، ۹۱درصد مردم آن را غیراخلاقی می دانند، این رقم از خودکشی، کلون کردن انسان ها، چند همسری هم بیشتر است. با این حال امریکایی ها چندان هم…
ایا علت بی وفایی در ژنها نهفته است!!!💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگل های خجالتی
تاج خجالتی، نام پدیده ای است که در برخی از گونه های درختان دیده می شود. شاخههای برخی از درختان مانند صنوبرسیتکا، کاج ژاپنی و اکالیپتوس در این پدیده همدیگر را لمس نمیکنند.
#تصویرعلم
@Sciencemodern2
تاج خجالتی، نام پدیده ای است که در برخی از گونه های درختان دیده می شود. شاخههای برخی از درختان مانند صنوبرسیتکا، کاج ژاپنی و اکالیپتوس در این پدیده همدیگر را لمس نمیکنند.
#تصویرعلم
@Sciencemodern2
مواجهه با موضوع طلاق والدین، کودکان را در هر سنی، با احساساتی مانند خشم، گناه، ابهام و خودسرزنشگری مواجه میکند. علیرغم تمام دشواری هایی که سازگاری با زندگی پس از طلاق در پی خواهد داشت، نحوه برخورد والدین و توجه آنها به نیازهای ویژهٔ کودک در این شرایط، تاثیر بسزایی در کاهش رنج و تسهیل تطابق او با زندگی پس از طلاق خواهد داشت.
در حین اولین گفتگوها با کودک پیرامون جدایی، در درجه اول، هدف این است که او به این درک برسد که برای طلاق والدین تقصیر یا سرزنشی متوجه او نیست. مسئولیت و تصمیم گیری برای جدایی، موضوعی تماما مربوط به والدین است، و هر دو والد، همچنان و برای همیشه، به عشق، توجه و مراقبت خود از او ادامه خواهند داد.
باید دانست که اولین گفتگو، شروعی برای گفتگوها و سوالهای بیشتر خواهد بود که بتدریج در ذهن کودک شکل میگیرد. سوالاتی که بسته به سرعت کودک، باید فضای کافی برای مطرح شدن آنها را به او داد.
بسیاری از اوقات، کودکان هم مانند بالغین، بیش از ارائهٔ راه حل، نیازمند درک و شنیده شدن هستند. احساس اضطرار و شتاب والدین برای از بین بردن یک احساس منفی مانند خشم در کودک، میتواند نشان دهنده ی عدم تحمل والدین برای مواجهه با این احساسات در کودک، احساس گناه خود آنها در ارتباط با طلاق و .. باشد. این در حالیست که کودک بیش از هر راه حلی، نیاز به پذیرش و فهم این احساسات از سوی والدین دارد.
طلاق میتواند باعث برانگیخته شدن احساس بی ثباتی، تزلزل و بلاتکلیفی در کودک شود. به همین دلیل، حتی در صورت ناگزیر بودن تحولاتی مانند تغییر محل زندگی، مدرسه و ..، تلاش برای برقراری برنامه های روتین، منظم و قابل پیش بینی، در سریع ترین زمان ممکن، به بازگشت احساس ثبات و امنیت در کودک کمک خواهد کرد.
استمرار مواجههٔ کودک با اختلاف، درگیری یا خصومت والدین با یکدیگر پس از طلاق، پیامدهای منفی زیادی برای او خواهد داشت. به همین دلیل لازم است که در مقابل کودک، از انتقاد، بدگویی و ابراز خصومت نسبت به والد دیگر، حتی به شکل غیرمستقیم، اجتناب کرد.
https://t.me/Sciencemodern2
توجه به سن و مرحلهٔ رشدی که کودک در آن قرار دارد، در کمک به او برای تطابق با موضوع طلاق، موثر است.
تا قبل از پنج سالگی، توانایی کودکان برای درک شرایط پیچیده، پیش بینی آینده و فهم احساساتشان بسیار محدود است.
ذهن یک کودک سه یا چهار ساله، ممکن است باورهای غلطی درباره علت طلاق برای خود بسازد؛ که اغلب اوقات حول محور خود اوست. به طور مثال اگر پس از طلاق، پدر خانه را ترک کرده است، تفسیر یک کودک سه یا چهار ساله این است که "پدر من را رها کرده است"؛
کودکان نیاز به درک این واقعیت دارند که تصمیم به جدایی، موضوعی مربوط به والدین است؛ واقعیتی که فهم آن برای یک کودک در سنین پیش دبستانی دشوار است.
کودکان در سنین پیش دبستانی نیاز به توضیحات ساده، شفاف و قابل فهم درباره فرآیند طلاق دارند. موضوعاتی مثل اینکه کدام والد خانه را ترک خواهد کرد، پس از جدایی، کودک با چه کسی زندگی خواهد کرد و برنامهٔ دیدارهای او با والد دیگر چگونه خواهد بود.
کودک ۶ تا ۱۱ ساله توانایی بیشتری برای فکر کردن و گفتگو درباره احساساتش دارد. و همچنین، نحوهٔ تفسیر او از وقایع پیرامون، نسبت به مراحل رشدی قبل، کمتر خودمحورانه است. در عین حال، بسیاری از آنها خیالپردازی هایی در ارتباط با آشتی والدین و کارهایی که بتوانند برای پیوستن مجدد والدین انجام دهند، دارند.
پژوهشگران معتقدند کودکانی که بر این باور باقی می مانند که آنها باعث طلاق والدین شده اند یا میتوانند باعث پیوستن دوبارهٔ آنها شوند، در تطابق با زندگی پس از طلاق با مشکل مواجه میشوند. بر همین اساس، کمک به کودک برای درک این موضوع که، همانند مسئولیت جدایی، هر تصمیمی برای پیوستن دوباره والدین، موضوعی مربوط به والدین، و خارج از عهدهٔ کودک است، در کاهش بار مسئولیت و تنشهای روانشناختی او کمک کننده خواهد بود.
ترجمه جناب دکتر نیک جو
https://www.helpguide.org/articles/parenting-family/children-and-divorce.htm/
https://t.me/Sciencemodern2
در حین اولین گفتگوها با کودک پیرامون جدایی، در درجه اول، هدف این است که او به این درک برسد که برای طلاق والدین تقصیر یا سرزنشی متوجه او نیست. مسئولیت و تصمیم گیری برای جدایی، موضوعی تماما مربوط به والدین است، و هر دو والد، همچنان و برای همیشه، به عشق، توجه و مراقبت خود از او ادامه خواهند داد.
باید دانست که اولین گفتگو، شروعی برای گفتگوها و سوالهای بیشتر خواهد بود که بتدریج در ذهن کودک شکل میگیرد. سوالاتی که بسته به سرعت کودک، باید فضای کافی برای مطرح شدن آنها را به او داد.
بسیاری از اوقات، کودکان هم مانند بالغین، بیش از ارائهٔ راه حل، نیازمند درک و شنیده شدن هستند. احساس اضطرار و شتاب والدین برای از بین بردن یک احساس منفی مانند خشم در کودک، میتواند نشان دهنده ی عدم تحمل والدین برای مواجهه با این احساسات در کودک، احساس گناه خود آنها در ارتباط با طلاق و .. باشد. این در حالیست که کودک بیش از هر راه حلی، نیاز به پذیرش و فهم این احساسات از سوی والدین دارد.
طلاق میتواند باعث برانگیخته شدن احساس بی ثباتی، تزلزل و بلاتکلیفی در کودک شود. به همین دلیل، حتی در صورت ناگزیر بودن تحولاتی مانند تغییر محل زندگی، مدرسه و ..، تلاش برای برقراری برنامه های روتین، منظم و قابل پیش بینی، در سریع ترین زمان ممکن، به بازگشت احساس ثبات و امنیت در کودک کمک خواهد کرد.
استمرار مواجههٔ کودک با اختلاف، درگیری یا خصومت والدین با یکدیگر پس از طلاق، پیامدهای منفی زیادی برای او خواهد داشت. به همین دلیل لازم است که در مقابل کودک، از انتقاد، بدگویی و ابراز خصومت نسبت به والد دیگر، حتی به شکل غیرمستقیم، اجتناب کرد.
https://t.me/Sciencemodern2
توجه به سن و مرحلهٔ رشدی که کودک در آن قرار دارد، در کمک به او برای تطابق با موضوع طلاق، موثر است.
تا قبل از پنج سالگی، توانایی کودکان برای درک شرایط پیچیده، پیش بینی آینده و فهم احساساتشان بسیار محدود است.
ذهن یک کودک سه یا چهار ساله، ممکن است باورهای غلطی درباره علت طلاق برای خود بسازد؛ که اغلب اوقات حول محور خود اوست. به طور مثال اگر پس از طلاق، پدر خانه را ترک کرده است، تفسیر یک کودک سه یا چهار ساله این است که "پدر من را رها کرده است"؛
کودکان نیاز به درک این واقعیت دارند که تصمیم به جدایی، موضوعی مربوط به والدین است؛ واقعیتی که فهم آن برای یک کودک در سنین پیش دبستانی دشوار است.
کودکان در سنین پیش دبستانی نیاز به توضیحات ساده، شفاف و قابل فهم درباره فرآیند طلاق دارند. موضوعاتی مثل اینکه کدام والد خانه را ترک خواهد کرد، پس از جدایی، کودک با چه کسی زندگی خواهد کرد و برنامهٔ دیدارهای او با والد دیگر چگونه خواهد بود.
کودک ۶ تا ۱۱ ساله توانایی بیشتری برای فکر کردن و گفتگو درباره احساساتش دارد. و همچنین، نحوهٔ تفسیر او از وقایع پیرامون، نسبت به مراحل رشدی قبل، کمتر خودمحورانه است. در عین حال، بسیاری از آنها خیالپردازی هایی در ارتباط با آشتی والدین و کارهایی که بتوانند برای پیوستن مجدد والدین انجام دهند، دارند.
پژوهشگران معتقدند کودکانی که بر این باور باقی می مانند که آنها باعث طلاق والدین شده اند یا میتوانند باعث پیوستن دوبارهٔ آنها شوند، در تطابق با زندگی پس از طلاق با مشکل مواجه میشوند. بر همین اساس، کمک به کودک برای درک این موضوع که، همانند مسئولیت جدایی، هر تصمیمی برای پیوستن دوباره والدین، موضوعی مربوط به والدین، و خارج از عهدهٔ کودک است، در کاهش بار مسئولیت و تنشهای روانشناختی او کمک کننده خواهد بود.
ترجمه جناب دکتر نیک جو
https://www.helpguide.org/articles/parenting-family/children-and-divorce.htm/
https://t.me/Sciencemodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
شعور جنسی یعنی چه
مشاور زناشویی و نویسنده کتاب پر سر و صدای « زناشویی در قفس» Esther Perel که به شکل خارق العاده ایی به درون امیال جنسی بشر معاصر نقب می زند مصاحبه ایی داشته است با مجله سلامت مردان که بخش هایی از آن را برای تان تهیه کرده ایم:
منظورت از شعور جنسی چیست؟
من در طی سال ها مشاوره زناشویی مدام این بحث زوج هایی که از هم ناراضی هستند را می شنوم که مرد به همسرش می گوید « « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» که زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی»
این همان اتفاقی است که من آن را کمبود شعور جنسی می دانم. اکثر مردان و زنان یاد نگرفتند از مرحل سکس حیوانی عبور کنند. یاد نگرفتند در خصوصی و شکننده ترین حالت شان یعنی وقتی در کنار هم لخت درازکشیده اند با هم صمیمی و صادق باشند....
💠 @sciencemodern2
مرد روز
https://www.menshealth.com/content/the-best-way-to-raise-your-erotic-iq
مشاور زناشویی و نویسنده کتاب پر سر و صدای « زناشویی در قفس» Esther Perel که به شکل خارق العاده ایی به درون امیال جنسی بشر معاصر نقب می زند مصاحبه ایی داشته است با مجله سلامت مردان که بخش هایی از آن را برای تان تهیه کرده ایم:
منظورت از شعور جنسی چیست؟
من در طی سال ها مشاوره زناشویی مدام این بحث زوج هایی که از هم ناراضی هستند را می شنوم که مرد به همسرش می گوید « « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» که زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی»
این همان اتفاقی است که من آن را کمبود شعور جنسی می دانم. اکثر مردان و زنان یاد نگرفتند از مرحل سکس حیوانی عبور کنند. یاد نگرفتند در خصوصی و شکننده ترین حالت شان یعنی وقتی در کنار هم لخت درازکشیده اند با هم صمیمی و صادق باشند....
💠 @sciencemodern2
مرد روز
https://www.menshealth.com/content/the-best-way-to-raise-your-erotic-iq
Men's Health
The 25 Best Men's Health Sex Tips Ever
We dug up the all-time best sex advice from our archives.