Modern Science
973 subscribers
582 photos
249 videos
60 files
646 links
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است


@Sciencemodern2
Download Telegram
Daily Science to all
ScienceAlert - Latest Scientifically Speaking Which Is Better, Male or Female Orgasms? @sciencetoall
کدام‌یک از طرفین سکس، ارگاسم لذت‌بخش‌تری دارند؟ مرد یا زن؟

فاکتورهای زیادی برای «بهتر» خواندن ارگاسم در مرد یا زن وجود دارد.
زنان ارگاسمی طولانی در حدود 20 ثانیه دارند امل مردان فقط بین 3 تا 10 ثانیه ارگاسم دارند.
اما این همه قضیه نیست. مردها در 95% روابط جنسی‌شان موفق به ارگاسم میشوند در حالیکه زن ها در 69% مواقع.

در پژوهشی که بر تعدادی داوطلب 21 تا 26 ساله انجام گرفت:
در مردان همجنس‌گرا(gay) و غیر همجنس گرا، آمار یکسان است(همان 95%)، اما در مورد زنان آمار فرق می‌کند . زنان همجنس‌گرا (lesbian) 12% آمار بهتری از زنان غیرهمجنس‌گرا در رسیدن به ارگاسم دارند و 25% از این لزبین ها اذعان داشتند که در همه (100%) رابطه های جنسی‌شان به ارگاسم رسیده اند و نیمی از لزبین ها نیز در 75% مواقع به ارگاسم رسیدند.

علاوه بر اینکه لزبین ها ارگاسمهای بیشتری در روابطشان داشتند، بلکه مدت رابطه هایشان نیز بسیار بیشتر از غیر همجنس گراها بود (30-45 دقیقه در برابر 15-35 دقیقه).

علاوه بر نوع رابطه (همجنس یا غیر همجنس)، ژنتیک نیز می‌تواند در این امر موثر باشد. در پژوهشی که بر روی تعدادی دوقلو انجام شد، مشخص شد که ژنتیک میتواند یک سوم احتمال ارگاسم زن را پیش بینی کند.
🧬 @sciencemodern2
مترجم : علیرضا
کاری از تیم گروه علمی هنرعلم🧬
اگرچه برای اکثر زوج درمانگران امکان ساده انگاری دربارهٔ روابط فرازناشویی(خیانت) وجود ندارد، اما درک دو موضوع، هم برای درمانگران و هم مراجعان آنها، اهمیت خاصی دارد:

نخست اینکه، رابطه فرازناشویی می‌تواند یک ضربه روانی(trauma) تلقی شود، که بار هیجانی ناشی از آن باعث کاهش شدید عزت نفس، خشم و بی اعتمادی پایدار در شریک عاطفی فرد شود.

دوم اینکه، قطع کردن روابط فرازناشویی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که با تعهد فرد، قابل تضمین باشد‌. ممکن است تصور شود که شرمساری و تنبیه شدن فرد اقدام کننده، باعث می‌شود که او برای همیشه رابطه فرازناشویی را ترک کرده و به خانه برگردد، اما بسیاری از اوقات، بخصوص مواقعی که امکان ادامهٔ رابطه در فضایی نزدیک به خانه وجود دارد، و یا زمانی که ترمیم رابطهٔ اولیه غیرممکن به نظر می‌رسد، رابطه فرازناشویی مجددا آغاز میشود.


مطالب بسیاری راجع به موضوع روابط فرازناشویی، هم در متون تخصصی و هم غیرحرفه‌ای نوشته شده است. اما با توجه به اینکه این مسئله به صورت پایدار در جامعه وجود دارد، کمک به بازسازی و ترمیم روابط آسیب دیده در اثر موضوعات فرازناشویی، اهمیت اساسی دارد. برای دستیابی به این هدف، طی کردن چند گام، کمک کننده است:

رابطه فرازناشویی اغلب نشانه ای از یک مشکل ارتباطی در رابطه اولیه است. بنابراین پی بردن به عوامل زمینه ساز سوق یافتن فرد به موضوع فرازناشویی، و حل کشمکش‌های بین فردی که باعث پناهنده شدن فرد به آغوش رابطهٔ دوم میشود، ضروری است.
@Sciencemodern2
گرایش به رفتار فرازناشویی میتواند ریشه هایی در سابقه خانوادگی افراد داشته باشد. به طور مثال، اگر یکی از والدین ما در گذشته رابطه فرازناشویی داشته است، احتمال آنکه هنگام برآورده نشدن نیازهایمان، از او الگوبرداری کنیم، بالاست. یادگیری ابراز و به کلام درآوردن امیال و نیازها، می‌تواند باعث شکسته شدن الگوهای رفتاری تکرار شونده ای شود که بسیاری از آنها ریشه در همانندسازی ما با والدینمان دارد.

فردی که اقدام به رابطه فرازناشویی کرده است، باید مسئولیت عمل خود را بپذیرد. اگر ابراز پشیمانی و عذرخواهی برای فرد اقدام کننده دشوار یا غیرممکن باشد، احتمال غلبهٔ احساس خشم بر فضای رابطه بیشتر خواهد شد و به‌تبع آن احتمال ترمیم و بازسازی رابطه کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، فردی که مورد خیانت از سوی شریک عاطفی خود قرار گرفته است نیز باید مسئولیت خود را در سوق یافتن رابطه به سمت موضوعات فرازناشویی، بپذیرد. اجتناب فرد قربانی از پذیرش سهم خود در مشکلات ارتباطی، می‌تواند باعث تشدید خشم فرد اقدام کننده و توجیهی برای ادامه رابطه فرازناشویی از سوی او شود.


هریک از طرفین یک رابطه آسیب دیده باید به موقعیت مناسب برای تخلیه هیجانی دسترسی داشته باشد. بسیاری از افراد اقدام کننده به رابطه فرازناشویی تمایل دارند که هرگونه بحثی راجع به این موضوع مسکوت باقی بماند. با این حال لازم است که اجازه بروز خشم، رنجش و شکایت به هر دو طرف رابطه داده شود.
همدلی با رنج طرف مقابل، چه قربانی و چه اقدام کننده به رابطه فرازناشویی، غیرممکن نیست. به یادآوردن خاطرات و تجربه های خوشایند مشترک، بازنگه داشتن مجرای گفتگو و ادامه دادن بحث سازنده پیرامون سهم هریک از طرفین در مشکلات زمینه ساز شکل گیری رابطه فرازناشویی، توانایی دو طرف را برای همدلی با رنج یکدیگر، بخشش و نجات رابطه، بالا خواهد برد.



✳️ Stephen J Betchen
✳️ Marriage & family therapist, University of Pennsylvania


https://www.psychologytoday.com/intl/blog/magnetic-partners/201310/eleven-steps-recovering-extramarital-affair

https://t.me/Sciencemodern2
تجربهٔ دوره ای از لکنت زبان در کودکان، یک اتفاق شایع و در عین حال بسیار نگران کننده برای والدین است. در سنین ۱۸ ماهگی تا چهار سالگی، لکنت زبان می‌تواند به صورت کاملا ناگهانی شروع شده، و معمولا طی چند هفته یا چند ماه برطرف میشود.

در برخی از کودکان نوپا، لکنت زبان، شکل خفیفی به صورت تکرار یک حرف مثل 'ف-ف-ف...فردا' در ابتدای برخی کلمات یا جمله ها دارد. در گروهی دیگر، لکنت زبان به صورت تکرار اصوات، وارد کردن اصوات اضافی و مکث در بین کلمات، به تقریبا تمام جملات گسترش می یابد و ارتباط کلامی مطلوب را در کودک، مختل می‌کند.

برخی از کودکان در سنین پایین تر، در حین لکنت، نشانه های اضطراب را نشان میدهند؛ به سرعت پلک میزنند، صدایشان را بالا میبرند یا با نگرانی به مخاطب خود نگاه می‌کنند. خستگی، نگران بودن، عصبانیت و اضطراب، معمولا شدت لکنت را بیشتر می کنند.

لکنت زبان، در حدود ۵ تا ۱۰ درصد از کودکان را مبتلا می کند؛ که در اغلب آنها به طور خود به خود و در سیر زمان، برطرف میشود.

در یک کودک نوپا (سنین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی) این اختلال اغلب زمانی اتفاق می افتد که کودک نوپا تمایل دارد بیشتر از حد توانایی های کلامی متناسب با رشدش، صحبت کند. اگر علت لکنت زبان، عدم تناسب بین توانایی های ذهنی با توانایی های زبانی باشد، با رشد تواناییهای کلامی و مهارتهای صحبت کردن در کودک، لکنت زبان برطرف خواهد شد.

برای کودکانی که ذهن فعالتری دارند، ممکن است افکار و ایده هایی که در ذهن دارند، بر توانایی فیزیکی آنها برای صحبت کردن، پیشی بگیرد؛ به زبان ساده، می‌توان گفت، مغز بسیاری از کودکان باهوش، بهتر از زبان آنها کار میکند..

محققان معتقدند هنگامی که کودک در میانهٔ مسیر رشد مهارتهای کلامی خود قرار دارد، طبیعی است که کنار هم قرار دادن جملات و بیان سلیس عبارات برای او دشوار باشد.

هنگامی که یک کودک، که به خوبی صحبت میکرده است، دچار لکنت میشود، بسیاری از والدین خود را سرزنش می‌کنند یا دچار نگرانی برای جنبه های مختلف زندگی کودک میشوند. در حالیکه نیازی به پیدا کردن یک مقصر برای این مشکل وجود ندارد.

لکنت در کودکان نوپا، به ندرت بر اثر عوامل استرس زای محیطی اتفاق می افتد. در اغلب موارد، لکنت زبان در این سنین، یک مرحلهٔ گذرا در سیر رشد مهارتهای کلامی کودک است. بنابراین بسیاری از متخصصان پیشنهاد می کنند که تا قبل از سه سالگی، انجام اقدام تشخیصی یا درمانی خاصی در این زمینه ضروری نیست.

@Sciencemodern2

در این سنین، برای کمک به کودک می‌توان:

هنگامی که کودک، در حین تلاش برای صحبت کردن همراه با لکنت، دچار خطا می‌شود، ارتباط چشمی با او را حفظ کرد و به آرامی منتظر شد تا صحبت او تمام شود؛ تلاش نکنید که برای یافتن کلمات جایگزین به او کمک کنید یا جملهٔ آنها را تمام کنید.
در حین وقوع لکنت، از نصیحت کردن کودک و تشویق او به کشیدن نفسهای عمیق یا شروع دوبارهٔ جمله اش بپرهیزید. جلب کردن توجه کودک به لکنت، و افزایش دادن آگاهی او به خطای گفتاری که در حال وقوع است، باعث تشدید مشکل خواهد شد.

در عین حال میتوانید، با لحنی حمایتگرانه و مهربان، درک خود را از مشکلی که کودک در حال تحمل آن است، نشان دهید؛ "میفهمم حرفهای زیادی داری که ممکن است گفتن همهٔ آنها با هم، برایت سخت باشد"، "اینکه برای گفتن حرفت به من، حتی وقتی کار برایت سخت میشود، تلاش می‌کنی خیلی دوست دارم»، «برادر بزرگترت در کودکی، گفتن بعضی کلمات برایش سخت بود، اما الان این مشکلش برطرف شده است"

پس از اتمام صحبت کودک می‌توانید جملات او را به صورت روان و سلیس تکرار کنید تا هم مطمئن شود که صحبت او را فهمیده اید و هم نحوهٔ بیان صحیح کلمات را بشنود و بیاموزد.

با کودک، به آهستگی، با صدای آرام و تون پذیرنده صحبت کنید. اگر با این کودکان با سرعت و عجله صحبت کنید، منجر به تلاش آنها برای همگام شدن با شما، و تشدید لکنت خواهد شد.

در هر روز، زمان هایی را برای گفتگوی بدون استرس و عجله، و با توجه کامل به کودک، در نظر بگیرید. و فضایی را برای حرف زدن کودک فراهم کنید که تا جای ممکن، آرام و بدون تنش باشد.

در موقعیت هایی که لکنت زبان کودک شدید است، می‌توانید به طور غیرمستقیم، او را به سمت فعالیت‌هایی مثل نقاشی، رقص یا بازی، که نیاز کمتری به گفتگو دارند، سوق دهید.

بسیاری از اوقات، لکنت زبان در کودکان نوپا، با گذشت زمان خود به خود برطرف خواهد شد؛ اما اگر لکنت و تلاش های کودک برای تکلم روان، بیشتر از ۳ تا ۶ ماه طول بکشد، یا پس از سه سالگی هم ادامه پیدا کند، لازم است که با پزشک کودک برای ارجاع به گفتاردرمانگر و بررسی‌های بیشتر مشورت کرد.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/going-beyond-intelligence/201610/happily-chatty-toddlers-who-start-stutter
https://t.me/Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📸 روش زیبای حیوانات برای گرم نگه داشتن بدن

سرمای هوا ذخایر انرژی حیوانات را از طریق جذب گرمای بدنشان تحلیل می‌ برد، از همین رو حیوانات نیاز دارند تا بدن خود را گرم نگه دارند.

#تصویرعلم
@Sciencemode
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایی از تقسیم میتوز سلول

#تصویرعلم
charsooyelm
🆔@Sciencemodern2
💢 آبزی آب‌های عمیق هست. این ماهیگیر روسی از آبزیان قسمت‌های خیلی عمیق اقیانوس عکس میگیره و توی توییترش میذاره. هدفش نشون دادن این موضوعه که دانش ما درباره گونه‌های آبزی آب‌های عمیق چقدر کمه. 👇👇👇👇👇👇

@Sciencemodern2
💢ابزی اب های عمیق

@Sciencemodern2
💢آبزی آب های عمیق

@Sciencemodern2
💢آبزی اب های عمیق
@Sciencemodern2
💢آبزی آب های عمیق

@Sciencemodern2
💢آبزی آب های عمیق
@Sciencemodern2
💢آبزی آب های عمیق

@Sciencemodern2
💢آبزی آب های عمیق

@Sciencemodern2
اگر از یک فرد کمال گرا (perfectionist) دربارهٔ نتایج کمال خواهی او سوال کنیم، به احتمال زیاد با یک لیست طولانی از دست آوردهای مثبت، مانند نمرات امتحانی خوب، دریافت تحسین و تائید دیگران، دستاوردهای شغلی و تحصیلی فراوان و .. مواجه میشویم؛ اما اگر در ادامه، این سوال مطرح شود که، هزینه های کمال گرایی برای او چه بوده است، در پاسخ به این سوال نیز، با فهرستی طولانی از پیامدها، مانند اضطراب، تعارضات بین فردی، عزت نفس پایین، احساس نارضایتی مزمن و .. مواجه می‌شویم.

علیرغم تمامی این پیامدها، بسیاری از افراد کمال گرا، این ویژگی خود را یک عامل کلیدی در موفقیت هایشان، و یکی از ارزشمندترین خصوصیات خود، در نظر می‌گیرند.

مواجهه با این واقعیت که، کمال گرایی می‌تواند در یک یا چند حوزه از زندگی ثمربخش و مطلوب، اما در حوزه های دیگری آسیب زننده باشد، برای بسیاری از افراد کمال گرا دشوار است.
به طور مثال، نگرانی مفرط در ارتباط با وقوع هرگونه خطا، اگر‌چه میتواند باعث موفقیتهایی در محیط کار شود، اما در بسیاری از حوزه های دیگر زندگی مانند روابط صمیمانه، منجر به ایجاد اضطراب و رفتارهای کنترل گرانه خواهد شد.

تمایل به کامل و بی نقص بودن، با احساس خودسرزنشگری دائمی، نارضایتی از ایده آل نبودن شرایط، و احساس شرم و ناکامی شدید به دنبال مواجهه با هرگونه نقص یا شکست در دست یابی به استانداردهای بالا، همراه است.

افراد کمال گرا، هر خطا یا اشتباهی را معادل با شکست، و هر شکست را معادل با از دست دادن احترام و توجه دیگران تلقی می کنند. بر همین اساس، آنها بیش از هر نوع خلاقیت، آزمون و خطا و درگیر شدن در موقعیت های چالش برانگیز، بر پیشگیری از بروز کوچک‌ترین اشتباه، و اضطراب‌ رو به رو شدن با هرگونه نقصان یا شکست، متمرکز می‌شوند.
https://t.me/Sciencemodern2

داشتن استانداردها و اهداف بزرگ در زندگی، عامل اصلی گرفتاری افراد در الگوهای رفتاری کمال گرایانه نیست.
بسیاری از افراد موفق، استانداردهای بالایی در زندگی خود دارند، که در عین حال باعث اضطراب و فرسودگی آنها نمی‌شود.

نگرانی و ترس از بروز هرگونه نقص، تردید دائمی دربارهٔ توانایی ها و ارزشمندی خود، پای بندی ‌به معیارهای سختگیرانه و انعطاف ناپذیر برای ارزیابی کیفیت و نتیجهٔ کارها، عواملی هستند که زندگی فرد را تبدیل به جستجوی مداوم و رنج آور وضعیت بی نقص و کمال مطلق می‌کنند.

اضطراب مواجهه با محدودیت ها، ناتوانیها و اشتباهات، باعث می‌شود که افراد کمال گرا، اغلب سعی در پنهان کردن نقاط ضعف و خطاهای خود داشته باشند، و همچنین از هر موقعیتی که احتمال بروز اشتباه و آشکار شدن یک نقطه ضعف احتمالی در آن وجود دارد، اجتناب کنند؛

نمونه بارز این موضوع، ورزشکارانی هستند که پس از دستیابی به سطحی از موفقیت، ورزش را به کلی رها میکنند. و یا افرادی که برای اجتناب از مواجهه با محدودیت های خود، به اهمال کاری و به تعویق انداختن مکرر کارها روی می آورند.

هنگامی که کمال و بی نقص بودن هدف ما می‌شود، تناقض این هدف با ذات خطاپذیر و محدود انسانی مان، باعث ایجاد رنج دائمی از احساس شکست و افسوس برای نداشته ها، به جای لذت بردن از دستاوردهای هرچند کوچک و محدود می‌شود؛
لذت بردن از دستاوردها، و غلبه بر کمال گرایی نیاز به شجاعت دارد؛ شجاعت پذیرش نقص و محدودیت های خود به عنوان یک انسان، و پذیرش خطا، شکست و ناکامی، به عنوان اجزای جدایی ناپذیر از هر تجربه انسانی.

در عین حال، اذعان به این واقعیت که، کمال گرایی میتواند پیامدهای منفی و آسیب زننده ای داشته باشد، به معنای رها کردن میل به موفقیت و چشم پوشی از جستجوی اهداف بزرگ نیست؛ بلکه به معنای در نظر گرفتن این واقعیت است که، درگیری مفرط با "نتیجه"، تلاش برای بی نقص بودن و پیشگیری از هرنوع شکست، باعث محرومیت از همه لذتهای مسیر، و احساس ناکامی شدید در صورت عدم دستیابی به مقصد ایده آل میشود.

ترجمه :جناب دکتر علی نیک جو


✳️ Jeff Szymanski, Ph.D.
✳️ Clinical Psychologist, McLean Hospital’s Obsessive Compulsive Disorder Institute.
https://t.me/Sciencemodern2


iocdf.org/expert-opinions/perfectionism/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌صحنه جالب واستثنایی ازشکار شدن یک موجود مهره دار(مارمولک)توسط موجود بی مهره (نوعی حلزون غول پیکر)
این حلزون های غول پیکرمیتوانندبه اندازه موش بالغ خانگی رشدکنندو فقط درمحیط خشک زندگی می کنندو بومی افریقامی باشند..
نام علمی این حلزون "achatina fulica"
دارای رژیم گوشت خوار وعمده غذای این حلزون دوزیستان کوچک یا نابالغ است

بهترین کانال علمی👇👇

@Sciencemodern2
#روانشناسی

رانندگی و سلامت روانی. بخش اول

سالانه درحدود یک میلیون و سیصد هزار تن درجهان بر اثر حوادث جاده‌ای جان خود را از دست می‌دهند که سهم ایران ۲۶ هزارنفر و روزانه ۷۲ نفر است. سازمان بهداشت جهانی در گزارش سال ۱۳۸۵ خود جاده‌های ایران را از نظر تعداد کشته‌ها بر اثر حوادث رانندگی خطرناک‌ترین راه‌های دنیا معرفی کرد.
بسیاری از حوادث رانندگی به علت خطای انسانی رخ می‌دهد و عواملی دیگر چون مشکلات راه، آب و هوا و وسیله نقلیه نیز در این میان ایفای نقش می‌کنند. رانندگی رفتاری پیچیده است و خطای انسانی، رفتارهای سهوی تا زیرپاگذاشتن آگاهانه قوانین رانندگی را در بر می گیرد. مشکلات پزشکی رانندگان به استثنای مصرف الکل مسول کمتر از یک درصد حوادث رانندگی در انگلستان بوده است. مطالعات اولیه بیانگر این بودند که افراد مبتلا به روان‌پریشی دوبرابر افراد سالم دچار حوادث رانندگی می‌شوند. بررسی‌های تازه‌تر این موضوع را رد کرده است و تنها به این امر اشاره می‌کنند که در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که در مرحله فعال بیماری خود هستند احتمال خطر تنها تا حد متوسطی بالاتر می‌رود. در مورد اختلال دوقطبی این چنین به نظر می‌رسد که در مرحله‌ی شیدایی سرعت رانندگی فرد بالاتر برود ولی شواهدی قاطعی که از این فرضیه حمایت کنند وجود ندارد. بیماران در مرحله افسردگی و کندی حرکتی می‌توانند از اختلال در تمرکز رنج ببرند و تمایل به مرگ و داشتن افکار خودکشی در آن‌ها می‌تواند به افزایش حوادث رانندگی منجر شود. مصرف الکل یکی از مهم‌ترین عوامل در حوادث رانندگی در جهان است. نشان داده شده که مصرف الکل در تعامل با برخی عوامل شخصیتی مانند پرخاشگری و خصومت در برخی از رانندگان آن‌ها را بیش‌تر از بقیه در معرض سانحه قرار می‌دهد. افرادی که شیوه‌ی زندگی " ضد اجتماعی" دارند که مشخصه‌ی آن رفتارهایی چون مصرف مواد مخدر، تجاوز به حقوق دیگران و بی بندوباری جنسی است در رانندگی نیز بی‌مهابا رفتار می‌کنند. ارتباط مثبتی میان استفاده از الکل و رانندگی در سنین پایین و اختلالات روانی و رفتارهای خشونت‌بار جنایی مشاهده شده است. در سال‌های اخیر مشاهده شده که رانندگی تحت تاثیر موادی غیر از الکل از قبیل حشیش و مخدرهای صنعتی افزایش یافته است. مصرف داروهای خواب آور و آرامبخش نیز فرد را در معرض خطر سوانح رانندگی قرار می‌دهد. همچنین مشاهده شده که افرادی که درگیر مشکلات زندگی از قبیل جدایی و طلاق هستند نیز مستعد سانحه هستند.
مشاهدات تیلمن و هابس در ۱۹۴۹ از " عدم تحمل و داشتن حالت خصمانه نسبت به مراجع قدرت" در آن دسته از رانندگان تاکسی که سوانح بیش‌تری در کارنامه خود داشته‌اند حکایت می‌کند. این رانندگان جنبه‌هایی از اختلال سلوک، عدم سازگاری روان‌شناختی و رویکردی غیرمسئولانه نسبت به رانندگی داشتند و در پرونده‌ی آن‌ها مشکلات قانونی بیش‌تری به ثبت رسیده بود. مطالعات دیگر نیز بر این امر تاکید داشته‌اند که در برخی افراد اتوموبیل وسیله‌ای برای بروز و تجلی پرخاشگری و خشونت است. چنین رفتاری در مردها، جوانان، مجردها، بیکاران و یا صاحبان مشاغل سطح پایین بیش‌تر دیده می‌شود.
هرچند عامل برانگیزاننده خشم می‌تواند در حین رانندگی رخ دهد اما بسیاری از رانندگان پیش از آن‌که پشت فرمان بنشینند دچار برانگیختگی هستند. برخی از صاحب نظران عامل شخصیتی " کینه توزی و انتقام جویی" را به عنوان یک عامل دخیل در رفتار خشمگینانه درحین رانندگی قلمداد کرده‌اند. رانندگی پرخاشگرانه پدیده‌ی رفتاری پیچیده‌ای است که عوامل روان‌شناختی متعددی در آن دخیل هستند. همچنین، این رفتار، یک پدیده‌ی فرهنگی است که تحت تاثیر الگوهای حاکم بر جوامع واقع می‌شود.

🔻بقیه در ادامه...

https://t.me/Sciencemodern2
رانندگی و سلامت روانی. بخش دوم

دیدگاه‌های روانکاوانه بر تاثیر تکانه‌های ناخودآگاه خود تخریب‌گری در سوانح رانندگی تاکید دارند. در یک مطالعه در فنلاند مشاهده شده که ۲.۶ درصد حوادث رانندگی منجر به فوت را می‌توان به عنوان خودکشی طبقه بندی کرد در حالی‌که رقم احتمالی واقعی در حدود ۶ درصد است. خودکشی از طریق رانندگی خطرناک نه تنها برای فرد راننده بلکه برای عابرین و سرنشینان نیز خطرساز است. محققین دریافته‌اند که جنبه‌های چندی در رانندگان مستعد خودکشی شایع‌ترند. این عوامل عبارتند از: راننده‌ی مردی که به تنهایی رانندگی می‌کند، برخورد رود رو با وسیله‌ی نقلیه روبرو که به مراتب سنگین‌تر و بزرگ‌تر از اتومبیل فرد است، تحت تاثیر شرایط ناگوار زندگی قرار داشتن و ابتلا به مشکلات روانی از جمله سوء مصرف طولانی مدت الکل. از آن‌جایی که هنوز نمودار روان‌پزشکی قانونی افرادی که دست به رانندگی پرخطر به قصد کشتن خود می.زنند به خوبی ترسیم نشده است نمی‌توان ارزیابی دقیقی در این رابطه به دست داد و هیچ‌یک از بررسی‌ها شامل سابقه‌ی جنایی فرد و رفتارهای ضد اجتماعی وی نبوده‌اند. با این وجود مک دونالد در ۱۹۶۴ در بررسی‌ای که درباره‌ی خودکشی و دیگرکشی با استفاده از وسیله نقلیه در کلورادو انجام داد به ارزیابی وضعیت روانی رانندگان دست زد. وی به این نتیجه رسید که شایع‌ترین اختلالات روان‌پزشکی به دسته اختلالات شخصیتی مربوط می شوند(۷۵درصد) و در این میان سه اختلال شخصیتی نمایشی، ضد اجتماعی و انفعالی-پرخاشگر شایع‌تر بودند. پس از آن اختلالاتی از قبیل اسکیزوفرنیا و افسردگی( به ترتیب در حدود ۲۰ و ۵ درصد) قرار داشتند. همگی سوانح رانندگی از سوی رانندگان رقم نمی‌خورند در برخی از سوانح عابر پیاده به شکلی ناخودآگاه یا خودآگاه خود را درمعرض سانحه قرار می‌دهد.

🔻 "افراد مستعد سانحه" (Accident prone)به افرادی اطلاق می‌شود که بیش از دیگران دچار حادثه و سانحه می‌شوند. بررسی‌های انجام شده در برخی از کارخانجات نشان داده که گروهی از کارگران بیش از دیگران قربانی حوادث ناشی از کار می‌شوند. در این افراد میزان بیش‌تری از پرخاشگری، پرتحرکی و مشکلات اقتصادی و سابقه‌ی غیبت از محل کار گزارش شده است. منینگر روانکاو صاحب نام آمریکایی بیان می‌کند که تمایل ناخودآگاه به کیفر دادن خود به علت برخی اشتباهات زندگی و احساس گناه می‌تواند فرد را درمعرض حادثه قرار دهد
روان‌پزشکان و دیگر دست اندرکاران بهداشت روانی بیماران زیادی را ملاقات می‌کنند که قابلیت رانندگی دارند. برخی از این افراد درخطر آسیب رساندن به خود و دیگران به شکلی هدفدار و یا ناآگاهانه هستند. از طریق توجه بیش‌تر به این مقوله، مراقبان بهداشت روانی می‌توانند مشارکت موثری در پیشگیری از مرگ و میر برخاسته از سوانح رانندگی داشته باشند. آگاه ساختن برخی از این بیماران و یا همراهان آن‌ها از خطراتی که می‌توانند برای خود و دیگران داشته باشند اهمیت دارد.

دکتر علی فیروزآبادی.#روان‌پزشک


منبع:
Harvey Gordon: Psychiatry, The Law and death on the roads, Advances in Psychiatric treatment, 2004, 10, 439-445

https://t.me/Sciencemodern2
رنگ قرمز و خالهای سیاه کفشدوزکها ظاهر بامزه‌ای به آنها داده است. اما این حشرات به ظاهر معصوم، نیمه‌ تاریکی هم دارند. لارو‌های بسیاری از انواع کفشدوزکها، از جمله کفشدوزکهای دو خال، تخمهای خواهران و برادران شان را که هنوز از تخم بیرون نیامده اند را میخورند. تحقیقات نشان داده است لارو‌های کفشدوزکی که خواهران و برادران از تخم بیرون نیامده‌ی خود را میخورند، زودتر از کفشدوزکهای غیر همنوع خوار رشد میکنند.

@Sciencemodern2
Forwarded from Deleted Account
پیام این پوستر آگاه‌سازی: «اثر یک چیز‌هایی هیچ‌وقت از بین نمی‌رود. از کودکان در برابر خشونت و تجاوز محافظت کنیم.»
آیا ما واقعا می‌توانیم از خودکشی جلوگیری کنیم؟


چهار روش برای کاهش خودکشی و کمک به افرادی که در بحران خودکشی قرار دارند.


پژوهش ها نشان میدهند که اساسا چهار روش شناخته شده برای کاهش احتمال خودکشی وجود دارد:

۱) کاهش دسترسی به روشهای مرگبار: می‌دانیم که برای فردی که در بحران خودکشی قرار دارد، ایجاد یک فاصلهٔ زمانی و مکانی مطمئن تا دسترسی به روشهای مرگبار آسیب به خود، یکی از موثرترین روش های جلوگیری از وقوع تراژدی ست. تعبیه حفاظ برای پلهای عابر، دور نگه داشتن اسلحه از دسترس فرد، و پنهان کردن محل داروها از او، میتواند آنچه را که این افراد بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارند، یعنی «زمان»، برای آنها فراهم کند. زمانی برای تغییر دادن فضای ذهنیشان، زمانی برای جستجوی کمک، و زمانی برای دسترسی به فردی که مداخلهٔ حرفه ای را برای آنها شروع کند.

۲) نمایش و گزارش های رسانه ای امن دربارهٔ خودکشی: بیش از ۱۰۰ سال تحقیق و پژوهش علمی نشان داده است که گزارش های رسانه ها درباره خودکشی می‌تواند منتهی به پدیده هایی شود که اصطلاحا به آنها سرایت خودکشی یا تقلید خودکشی گفته میشود. تشویق رسانه ها برای پیروی از توصیه های مربوط به نحوه گزارش خودکشی، و تشویق هالیوود برای استفاده از این دستورالعمل ها، می‌تواند ریسک سرایت رفتارهای خودکشی را کاهش دهد. و هم چنین جمعیت عمومی را با علائم هشدار، و ریسک فاکتورهای خودکشی آشنا کند‌.

۳) کاهش انگ بیماری روانی: مشاهدات نشان می‌دهند که نزدیک به ۹۰٪ افرادی که به دنبال خودکشی فوت می کنند، یک اختلال روانی زمینه ای مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی یا سوء مصرف مواد داشته اند، که ممکن است هیچ گاه تشخیص داده نشده و درمانی دریافت نکرده باشند. هم چنین میدانیم که عواملی مثل شرم، انگ بیماری روانی و ناآگاهی درباره اختلالات روانی، در بسیاری از مواقع باعث می‌شود که افراد در جستجوی کمک برنیایند. رواندرمانی، در ترکیب با داروها، غالبا موثرترین شکل درمان برای بیماران در معرض خودکشی ست.

۴) اتصال و ارتباطات اجتماعی: یافته های پژوهش ها بیش از پیش تائیدکنندهٔ نقش ارتباطات اجتماعی در کاهش ریسک خودکشی هستند. انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که انزوا میتواند برای آنها رنج آور و دردناک باشد‌. این موضوع به آن معنا نیست که افرادی که بر اثر خودکشی می میرند، دوستان یا خانواده های حمایتگری ندارند؛ اکثر آنها از چنین حمایت‌هایی برخوردارند، اما اغلب، اختلال روانی زمینه ای باعث احساس انزوا، یا تحمیل انزوا به خود، در این افراد می‌شود. به همین دلیل است که یکی از نشانه های هشدار خودکشی، کناره گیری فرد از دوستان و فعالیت هایی ست که زمانی از آنها لذت می‌برده است.


آیا افرادی که بر اثر خودکشی فوت می کنند، واقعا میخواسته اند که بمیرند؟

مشاهدات بالینی و پژوهش ها نشان میدهند که اکثر افرادی که در اثر خودکشی فوت می کنند، در جستجوی پایانی برای رنجهای هیجانی و جسمانی طاقت فرسای خود هستند، و آنچه که واقعا میخواهند، مرگ نیست.

فردی که به پریدن از یک ساختمان در حال سوختن فکر می کند، تا خود را از آتش نجات دهد، ممکن است قادر به دیدن پله های اضطراری یا وسایل اطفاء حریق نباشد؛ ممکن است قادر به شنیدن صدای آژیر گروه های امداد نباشد، چون تنها چیزی که تجربه می کند، داغی شعله های آتش و نزدیکی آنها ست‌. به طور مشابه، فردی که به خودکشی فکر می کند، قادر به در نظر گرفتن رنجی که به نزدیکانش تحمیل خواهد شد یا احتمال روزهای خوبی که فرا خواهند رسید، نیست، چون چیزی که او امروز تجربه می‌کند، سوختن در میان شعله های آتش است.

روان‌درمانی و درمان دارویی مناسب، می‌تواند به پیشگیری از خودگیری کمک کند. ارتباط با یک درمانگر میتواند باعث کمرنگ شدن احساس انزوا، و فکر کردن فرد به راه حلهایی غیر از خودکشی شود.
رواندرمانی تحلیلی، به خصوص، فضایی را فراهم می کند که عمیق ترین ترسهایی که فرد در حال مبارزه با آنهاست، شنیده و فهمیده شوند.

با اینهمه، نمی‌توان ادعا کرد که تمام خودکشی ها قابل پیشگیری ست. و از طرفی، افزایش آمار خودکشی به میزان ۳۰٪ از سال ۱۹۹۹، در ایالات متحده، نشان دهنده نیاز به بازنگری در سیاست های سلامت عمومی و رویکردهای فرهنگی به اختلالات روانی ست.

ترجمه جناب دکتر علی نیک جو

#روانشناسی

✳️Wylie Tene & Sue Kolod. Ph.D.

منتشر شده توسط انجمن روانکاوی آمریکاه
https://www.psychologytoday.com/us/blog/psychoanalysis-unplugged/201806/can-we-really-prevent-suicide-yes
@sciencemodern2
👍1