در پی تبلیغ شبهعلم دریکی از معتبرترین دانشگاه جهان
واکنش جامعه جهانی به شبهعلم نژادپرستانه
سیناپرس: در پی اعلام نظر جنجالی چند دانشمند بریتانیایی درباره تأثیر نژاد بر هوش انسانها، بسیاری از دانشمندان جهان نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و آن را مصداق شبهعلم نژادپرستانه دانستند.
بهتازگی یکی از دانشمندان مشهور انگلیسی و دانشآموخته دانشگاه آکسفورد به نام دکتر نوح کارل (Noah Carl) در پی اعلام نظرات عجیب خود در یک اجلاس علمی مبنی بر لزوم ایجاد پلتفرمی برای اصلاح نژادی انسانها و همچنین انتشار مقالهای با موضوع وجود رفتارهای قالبی و کلیشهای مجرمانه گروههای مهاجر در بریتانیا، تبدیل به شخصیتی جنجالی شده است.
اجلاس لندن درزمینهٔ هوش به میزبانی یونورسیتی کالج لندن برگزارشده و پس از بروز این جنجالها در آن، مسئولان دانشگاه اعلام کردند که موارد مطرحشده فوق بدون اطلاع و موافقت آنها ابرازشده است. در حاشیه این اجلاس، بحثهایی با موضوع هوش انسانی انجامشده بود و در آن اظهارشده بود که باید زیرساختهای لازم برای اصلاح نژادی بشر صورت گیرد.
این مسئله واکنشهای متعددی در پی داشته و دانشمندان علوم اجتماعی آکسفورد که بهعنوان پژوهشگران اتحادیه توبی جکمن نیوتون (Toby Jackman Newton Trust) در کالج سنت ادموند محسوب میشود از چندین استاد دانشگاه کمبریج دعوت میکنند تا این مطالب جنجالی را موردنقد و بررسی قرار دهند.
از سوی دیگر بیش از ۳۰۰ نفر از اساتید و پژوهشگران دانشگاههای کمبریج، آکسفورد و تعدادی از مؤسسات مشهور و مطرح در سراسر جهان، با امضای نامهای سرگشاده اظهار کردند که برخی از مقالات منتشرشده توسط پژوهشگرانی ازایندست، ازنظر اخلاقی مشکوک بوده و ازنظر روششناسی نیز ناقص هستند. در بخش آغازین این نامه عنوانشده است که: «ما بهطورجدی و عمیقی در رابطه با ورود نژادپرستی و شبهعلم در دانشگاه کمبریج، احساس نگرانی میکنیم.»
این بورسیه پژوهشی، علیرغم حضور دکتر نوح کارل در اجلاس اطلاعاتی لندن و دفاع عمومی وی از موضوعات بهشدت نژادپرستانه و شبهعلمی به وی اهداشده است. قابلذکر است که در حال حاضر بسیاری از مجامع افراطگرا و محافل نژادپرست به این گزارشهای شبهعلمی دکتر نوح کارل استناد کرده و از آن باهدف تقویت بیگانهستیزی و ایجاد درگیریهای نژادی بهره میبرند.
در این بیانیه تصریحشده است که در شرایطی که راستگرایان افراطی در سراسر جهان در حال افزایش هستند، این نوع نژادپرستی آمیخته با شبهعلم، خطری بسیار جدی برای توجیه سیاستهایی است که مستقیماً موجب بروز آسیب و دردسر میشود.
اجلاس لندن درزمینهٔ هوش به میزبانی یونورسیتی کالج لندن برگزارشده و پس از بروز این جنجالها در آن، مسئولان دانشگاه اعلام کردند که موارد مطرحشده فوق بدون اطلاع و موافقت آنها ابرازشده است. در حاشیه این اجلاس، بحثهایی با موضوع هوش انسانی انجامشده بود و در آن اظهارشده بود که باید زیرساختهای لازم برای اصلاح نژادی بشر صورت گیرد. ازجمله مهمترین افرادی که در این زمینه سخنرانی کرده بودند میتوان به ریچارد لین (Richard Lynn) متخصص روانشناسی اشاره کرد که به تفاوتهای نژادی در هوش باور دارد و پیشازاین نیز بارها به نژادپرستی علمی متهم شده بود. گرهارد میسنبرگ (Gerhard Meisenberg) که یکی دیگر از پژوهشگران بدنام درزمینهٔ شبهعلم و نژادپرستی است نیز در این مراسم سخنرانی کرده است. وی در محافل علمی با عنوان فردی که به برتری نژاد سفید اعتقاد دارد، مشهور است.
لازم به توضیح است که دانشمندان و اساتید امضاکننده این بیانیه، گفتههای دکتر نوح کارل را مصداق بارز شبهعلم دانسته و آن را نادرست قلمداد کردند. دکتر نوح کارل تاکنون به این موضوع واکنشی نشان نداده است.
ترجمه: احسان محمدحسینی
منبع: theworldnews
@Sciencemodern2
واکنش جامعه جهانی به شبهعلم نژادپرستانه
سیناپرس: در پی اعلام نظر جنجالی چند دانشمند بریتانیایی درباره تأثیر نژاد بر هوش انسانها، بسیاری از دانشمندان جهان نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و آن را مصداق شبهعلم نژادپرستانه دانستند.
بهتازگی یکی از دانشمندان مشهور انگلیسی و دانشآموخته دانشگاه آکسفورد به نام دکتر نوح کارل (Noah Carl) در پی اعلام نظرات عجیب خود در یک اجلاس علمی مبنی بر لزوم ایجاد پلتفرمی برای اصلاح نژادی انسانها و همچنین انتشار مقالهای با موضوع وجود رفتارهای قالبی و کلیشهای مجرمانه گروههای مهاجر در بریتانیا، تبدیل به شخصیتی جنجالی شده است.
اجلاس لندن درزمینهٔ هوش به میزبانی یونورسیتی کالج لندن برگزارشده و پس از بروز این جنجالها در آن، مسئولان دانشگاه اعلام کردند که موارد مطرحشده فوق بدون اطلاع و موافقت آنها ابرازشده است. در حاشیه این اجلاس، بحثهایی با موضوع هوش انسانی انجامشده بود و در آن اظهارشده بود که باید زیرساختهای لازم برای اصلاح نژادی بشر صورت گیرد.
این مسئله واکنشهای متعددی در پی داشته و دانشمندان علوم اجتماعی آکسفورد که بهعنوان پژوهشگران اتحادیه توبی جکمن نیوتون (Toby Jackman Newton Trust) در کالج سنت ادموند محسوب میشود از چندین استاد دانشگاه کمبریج دعوت میکنند تا این مطالب جنجالی را موردنقد و بررسی قرار دهند.
از سوی دیگر بیش از ۳۰۰ نفر از اساتید و پژوهشگران دانشگاههای کمبریج، آکسفورد و تعدادی از مؤسسات مشهور و مطرح در سراسر جهان، با امضای نامهای سرگشاده اظهار کردند که برخی از مقالات منتشرشده توسط پژوهشگرانی ازایندست، ازنظر اخلاقی مشکوک بوده و ازنظر روششناسی نیز ناقص هستند. در بخش آغازین این نامه عنوانشده است که: «ما بهطورجدی و عمیقی در رابطه با ورود نژادپرستی و شبهعلم در دانشگاه کمبریج، احساس نگرانی میکنیم.»
این بورسیه پژوهشی، علیرغم حضور دکتر نوح کارل در اجلاس اطلاعاتی لندن و دفاع عمومی وی از موضوعات بهشدت نژادپرستانه و شبهعلمی به وی اهداشده است. قابلذکر است که در حال حاضر بسیاری از مجامع افراطگرا و محافل نژادپرست به این گزارشهای شبهعلمی دکتر نوح کارل استناد کرده و از آن باهدف تقویت بیگانهستیزی و ایجاد درگیریهای نژادی بهره میبرند.
در این بیانیه تصریحشده است که در شرایطی که راستگرایان افراطی در سراسر جهان در حال افزایش هستند، این نوع نژادپرستی آمیخته با شبهعلم، خطری بسیار جدی برای توجیه سیاستهایی است که مستقیماً موجب بروز آسیب و دردسر میشود.
اجلاس لندن درزمینهٔ هوش به میزبانی یونورسیتی کالج لندن برگزارشده و پس از بروز این جنجالها در آن، مسئولان دانشگاه اعلام کردند که موارد مطرحشده فوق بدون اطلاع و موافقت آنها ابرازشده است. در حاشیه این اجلاس، بحثهایی با موضوع هوش انسانی انجامشده بود و در آن اظهارشده بود که باید زیرساختهای لازم برای اصلاح نژادی بشر صورت گیرد. ازجمله مهمترین افرادی که در این زمینه سخنرانی کرده بودند میتوان به ریچارد لین (Richard Lynn) متخصص روانشناسی اشاره کرد که به تفاوتهای نژادی در هوش باور دارد و پیشازاین نیز بارها به نژادپرستی علمی متهم شده بود. گرهارد میسنبرگ (Gerhard Meisenberg) که یکی دیگر از پژوهشگران بدنام درزمینهٔ شبهعلم و نژادپرستی است نیز در این مراسم سخنرانی کرده است. وی در محافل علمی با عنوان فردی که به برتری نژاد سفید اعتقاد دارد، مشهور است.
لازم به توضیح است که دانشمندان و اساتید امضاکننده این بیانیه، گفتههای دکتر نوح کارل را مصداق بارز شبهعلم دانسته و آن را نادرست قلمداد کردند. دکتر نوح کارل تاکنون به این موضوع واکنشی نشان نداده است.
ترجمه: احسان محمدحسینی
منبع: theworldnews
@Sciencemodern2
Telegram
attach 📎
🔰 ذهن در محیط کثیف و شلوغ کار نمیکند
✅ پزوهشگران میگویند کارکردن در یک محیط کثیف میتواند اثرات طولانی مدتی بر عملکردهای ذهنی بر جای بگذارد. آنها بر این باورند که #سلامت #مغز در اثر کار کردن در یک محیط غیرمحرک و راکد به خطر میافتد. به این ترتیب هر دو این عوامل یعنی هم محیط کثیف و به هم ریخته و هم محیطهای کاری بیهیجان و راکد میتوانند نقش مهمی در به خطر انداختن سلامت مغز بازی کنند.
🔹 محققان دریافتند مردان و زنانی که در محیطهای کاری کثیف کار میکنند که در آن کارکنان در هنگام کار در معرض #قارچ ها، حلالها و دیگر مواد شیمیایی قرار میگیرند بیشتر از سایرین به #اختلالات_ذهنی دچار میشوند. این افراد #حافظه رویدادی ضعیفتری دارند که شامل توانایی به خاطر آوردن رویدادها یعنی حوادث، زمان و مکان است. همچنین عملکرد ذهنی یعنی توانایی کنترل و استفاده از مهارتهای ذهنی سطح بالاتر در این افراد ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعه نشان داد کارکنانی که پیچیدگی شغلی بیشتری دارند و از فرصت آموزش مهارتهای جدیدتر و تجربه چالشهای جدید برخوردارند عملکرد ذهنی بهتری دارند. ارتباط بین این دو عامل در زنان قویتر بود. همچنین افراد با مشاغل مهیج عملکرد ذهنی، حافظه رویدادی و حافظه خود ادراکی بهتری داشتند.
════════
📡 Telegram.me/sciencemodern2
════════
🔗 http://medicalnewstoday.com/articles/311047.php
✅ پزوهشگران میگویند کارکردن در یک محیط کثیف میتواند اثرات طولانی مدتی بر عملکردهای ذهنی بر جای بگذارد. آنها بر این باورند که #سلامت #مغز در اثر کار کردن در یک محیط غیرمحرک و راکد به خطر میافتد. به این ترتیب هر دو این عوامل یعنی هم محیط کثیف و به هم ریخته و هم محیطهای کاری بیهیجان و راکد میتوانند نقش مهمی در به خطر انداختن سلامت مغز بازی کنند.
🔹 محققان دریافتند مردان و زنانی که در محیطهای کاری کثیف کار میکنند که در آن کارکنان در هنگام کار در معرض #قارچ ها، حلالها و دیگر مواد شیمیایی قرار میگیرند بیشتر از سایرین به #اختلالات_ذهنی دچار میشوند. این افراد #حافظه رویدادی ضعیفتری دارند که شامل توانایی به خاطر آوردن رویدادها یعنی حوادث، زمان و مکان است. همچنین عملکرد ذهنی یعنی توانایی کنترل و استفاده از مهارتهای ذهنی سطح بالاتر در این افراد ضعیفتر بود.
🔹 این مطالعه نشان داد کارکنانی که پیچیدگی شغلی بیشتری دارند و از فرصت آموزش مهارتهای جدیدتر و تجربه چالشهای جدید برخوردارند عملکرد ذهنی بهتری دارند. ارتباط بین این دو عامل در زنان قویتر بود. همچنین افراد با مشاغل مهیج عملکرد ذهنی، حافظه رویدادی و حافظه خود ادراکی بهتری داشتند.
════════
📡 Telegram.me/sciencemodern2
════════
🔗 http://medicalnewstoday.com/articles/311047.php
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
اِرنست والتر مایر ( Ernst Walter Mayr) (زاده ۵ ژوئن ۱۹۰۴ - درگذشته ۳ فوریه ۲۰۰۵)
http://Telegram.me/Sciencemodern2
http://Telegram.me/Sciencemodern2
زیستشناس آمریکایی آلمانیتبار است که برای آثارش در زمینه آرایهشناسی پرندگان، ژنتیک جمعیتی و فرگشت (تکامل) مشهور است. به عنوان یکی از زیستشناسان برجسته دنیا، او را گاه «چارلز داروین سده بیستم میلادی» خواندهاند. مایر در ۱۹۹۹ موفق به دریافت جایزه کرافورد زیستشناسی شد.
http://Telegram.me/Sciencemodern2
http://Telegram.me/Sciencemodern2
❓چرا پدرها با "کولر" مشکل دارند؟!
▪️ یک متخصص داخلی: با گذراندن دوران میانسالی، به تدریج چربی زیرپوست مردان کم شده و همین امر موجب نازک شدن پوست آنها شده و موجب میشود مردان سرما را بیشتر احساس کنند.
📡 Telegram.me/sciencemodern2
▪️ باید در این زمینه به پدران و مردان مسن حق داد و علت این امر هم تغییرات فیزیولوژیکی در بدن آنهاست.
@sciencenodern2
▪️ یک متخصص داخلی: با گذراندن دوران میانسالی، به تدریج چربی زیرپوست مردان کم شده و همین امر موجب نازک شدن پوست آنها شده و موجب میشود مردان سرما را بیشتر احساس کنند.
📡 Telegram.me/sciencemodern2
▪️ باید در این زمینه به پدران و مردان مسن حق داد و علت این امر هم تغییرات فیزیولوژیکی در بدن آنهاست.
@sciencenodern2
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
🌿 ایا گیاهان احساس دارند؟
🔹 این امری است که دوستداران گلها و گیاهان برای مدت طولانی همواره به آن باور داشتهاند، اما در حال حاضر دانشمندان استرالیایی شواهدی یافتهاند که بر پایهی آن، گفته شده که گیاهان واقعا میتوانند زمانی که ما به آنها دست میزنیم را حس کنند.
💭 محقق سرپرست این گروه، اولیویه فن آخن گفت:در حالی که به نظر میرسد، گیاهان هنگامی که لمسشان میکنیم یا ضربهشان میزنیم یا با پاهایمان آنها را له میکنیم هیچ واکنش و حسی نداشته باشند؛ اما واقعیت این است که آنها از این تماسها به طور کامل آگاه هستند و به سرعت به رفتار ما پاسخ میدهند.
🔹 اما اولین موردی که باید در
مقوله به آن توجه کنیم این است که برخورد شتابزدهای با موضوع اخیر نداشته باشیم و از نسبت دادن حس انسانپندارانه به تمامی گیاهان خودداری کنیم؛ رفتاری که گاهی اوقات از برخی افراد سر میزند و با استقبال هم مواجه میشود. اگر چه این توانایی احساس تماس در گیاهان فوقالعاده و شایان ستایش است. اما واقعیت این است که گیاهان مغز ندارند و توانایی «فکر کردن» را نیز طبیعتا ندارند. ما همچنین هیچ شواهدی نداریم که نشان دهد، آنها واقعا توانایی «احساس» رویدادها را به آن شکلی که ما در ذهن خود داریم، داشته باشند.
🔹 تحقیقات قبلی نشان دادهاند که گیاهان دارای آگاهی بسیار خوبی از محیط اطراف خود هستند. برای مثال، آنها میتوانند صدا را در زمانی که توسط حشرات جویده میشوند «بشنوند» و با انتشار مواد شیمیایی آنها را متوقف کنند. آنها همچنین قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر از طریق یک «شبکه» زیرزمینی متشکل از قارچها نیز هستند.
🔹 بر خلاف حیوانات، گیاهان قادر به فرار از شرایط مضر نیستند. در عوض، به نظر میرسد که گیاهان سیستمهای دفاعی در مقابل تنشهای پیچیده را در خود برای حس محیط و کمک به شناسایی خطرات و پاسخ مناسب به آنها در خود گسترش داده باشند.
🔹 البته واضح است یک مطالعهی صرف به اندازهی کافی برای تغییر اساسی درک ما از دریافت تحریک گیاهان، قانعکننده نیست و تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا این یافتهها به طور چندباره مورد تایید قرار گیرند. اما در حال حاضر، شاید همهی ما باید زمانی که در حال آسیب زدن به گیاهان یا رد شدن از کنارشان هستیم، باملاحظهتر برخورد کنیم. همچنین باید مراقب باشیم تا سایههایر خودمان را روی آنها نینداخته و مسیر نورشان را مسدود نکنیم.
❓ آیا این خبرها خوب هستند؟ خب باید بگوییم که خبر خوب این است که به نظر میرسد صدای آواز و موسیقی برای گیاهان بسیار امن و بیخطر باشد. فن آخن در این مورد به پیتر اسپینکس از پایگاه ایج (The Age) گفت:
🔹 تا کنون، هیچ شواهدی به دست نیامده تا بتواند از ایدهی برخی افراد پیرامون اینکه «ارتعاشات حاصل از موسیقی به حدی قوی هستند که بتوانند روی گیاهان تاثیر بگذارند.» پشتیبانی کند.
🌐 این تحقیقات در ژورنال (plant physiology) منتشر شده است
═════════════════
📡 Telegram.me/sciencemodern2
═════════════════
http://www.sciencealert.com/plants-really-do-respond-to-the-way-we-touch-them-scientists-reveal
🔹 این امری است که دوستداران گلها و گیاهان برای مدت طولانی همواره به آن باور داشتهاند، اما در حال حاضر دانشمندان استرالیایی شواهدی یافتهاند که بر پایهی آن، گفته شده که گیاهان واقعا میتوانند زمانی که ما به آنها دست میزنیم را حس کنند.
💭 محقق سرپرست این گروه، اولیویه فن آخن گفت:در حالی که به نظر میرسد، گیاهان هنگامی که لمسشان میکنیم یا ضربهشان میزنیم یا با پاهایمان آنها را له میکنیم هیچ واکنش و حسی نداشته باشند؛ اما واقعیت این است که آنها از این تماسها به طور کامل آگاه هستند و به سرعت به رفتار ما پاسخ میدهند.
🔹 اما اولین موردی که باید در
مقوله به آن توجه کنیم این است که برخورد شتابزدهای با موضوع اخیر نداشته باشیم و از نسبت دادن حس انسانپندارانه به تمامی گیاهان خودداری کنیم؛ رفتاری که گاهی اوقات از برخی افراد سر میزند و با استقبال هم مواجه میشود. اگر چه این توانایی احساس تماس در گیاهان فوقالعاده و شایان ستایش است. اما واقعیت این است که گیاهان مغز ندارند و توانایی «فکر کردن» را نیز طبیعتا ندارند. ما همچنین هیچ شواهدی نداریم که نشان دهد، آنها واقعا توانایی «احساس» رویدادها را به آن شکلی که ما در ذهن خود داریم، داشته باشند.
🔹 تحقیقات قبلی نشان دادهاند که گیاهان دارای آگاهی بسیار خوبی از محیط اطراف خود هستند. برای مثال، آنها میتوانند صدا را در زمانی که توسط حشرات جویده میشوند «بشنوند» و با انتشار مواد شیمیایی آنها را متوقف کنند. آنها همچنین قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر از طریق یک «شبکه» زیرزمینی متشکل از قارچها نیز هستند.
🔹 بر خلاف حیوانات، گیاهان قادر به فرار از شرایط مضر نیستند. در عوض، به نظر میرسد که گیاهان سیستمهای دفاعی در مقابل تنشهای پیچیده را در خود برای حس محیط و کمک به شناسایی خطرات و پاسخ مناسب به آنها در خود گسترش داده باشند.
🔹 البته واضح است یک مطالعهی صرف به اندازهی کافی برای تغییر اساسی درک ما از دریافت تحریک گیاهان، قانعکننده نیست و تحقیقات بیشتری مورد نیاز است تا این یافتهها به طور چندباره مورد تایید قرار گیرند. اما در حال حاضر، شاید همهی ما باید زمانی که در حال آسیب زدن به گیاهان یا رد شدن از کنارشان هستیم، باملاحظهتر برخورد کنیم. همچنین باید مراقب باشیم تا سایههایر خودمان را روی آنها نینداخته و مسیر نورشان را مسدود نکنیم.
❓ آیا این خبرها خوب هستند؟ خب باید بگوییم که خبر خوب این است که به نظر میرسد صدای آواز و موسیقی برای گیاهان بسیار امن و بیخطر باشد. فن آخن در این مورد به پیتر اسپینکس از پایگاه ایج (The Age) گفت:
🔹 تا کنون، هیچ شواهدی به دست نیامده تا بتواند از ایدهی برخی افراد پیرامون اینکه «ارتعاشات حاصل از موسیقی به حدی قوی هستند که بتوانند روی گیاهان تاثیر بگذارند.» پشتیبانی کند.
🌐 این تحقیقات در ژورنال (plant physiology) منتشر شده است
═════════════════
📡 Telegram.me/sciencemodern2
═════════════════
http://www.sciencealert.com/plants-really-do-respond-to-the-way-we-touch-them-scientists-reveal
Telegram
Modern Science
علم یک روش نظام مند و منطقی برای پی بردن به نحوه ی کارکرد اجزای موجود در جهان است
@Sciencemodern2
@Sciencemodern2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم First man داستان نیل آرمسترانگ و تلاشهای ناسا برای سفر به ماه محصول سال ۲۰۱۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا تجربهی بهبود افراد توسط طبسنتی قابل اتکا است؟ و آیا طب مزاجی (سردی و گرمی) واقعیت علمی دارد؟
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
Mehbaang
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
Mehbaang
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت علم و شبهعلم در پزشکی در کجاست؟
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
@Sciencemodern2
در باب اسطوره ها هر چه بگوییم، از جنس گمانه زنی های تاریخ تکامل بشر خواهد بود. هر چند بسیاری از ادله و همخوانی های اسطوره ای بسیار محکم و قابل اتکا هستند.
در اینجا در حد قوانین گروه و زبان الکن، چند نکته جالب به عرض میرسانم که شاید قبلا هم گفته باشم.
به هر صورت یکی از ایرادات آدمهای پرحرف، زدن حرفهای تکراری است!
عرض شود که...
قبل از هر چیز باید یک تمایزی قایل شویم بین افکار انسان امروز و انسان هزاره های قبل.
بسیاری از مفاهیم امروزی، متاثر از رخدادهایی ( مثل انقلاب علمی، انقلاب صنعتی، انقلاب کشاورزی و...) هستند و در هزاره های پیشین، در ذهن آدمی جای نداشته اند.
فی المثل برخی جنبه های عشق رمانتیک، متاخر و مربوط به سده های اخیر است.
روابط عاطفی و جنسیتی زن و مرد ( و حتی مرد و مرد) بسیار متفاوت از آنچه ما امروز تجربه میکنیم بوده است.
اگر بخواهیم به عصر پهلوانان و خدایان - مثلا 5000 سال پیش - برگردیم، با چند نکته جالب توجه روبرو میشویم.
اول اینکه انگار انسان قابلیت تمایز دادن و درک تفاوت بین خیالات و افکار و تخیلات خود، و رخدادهای واقعی را نداشته است.
به زبان ساده ارزش یک رویا یا تخیل در ذهن آدمی، با ارزش یک اتفاق عینی، همطراز بوده است.
فرقی نمیکرده که شما در عالم خیال یا خواب گزندی از کسی ببینید یا در عالم واقع. هر دو را یکجور میدیدید...
دقیقا به همین دلیل است که در دوره وحی و الهام، آدمی برای آن دستور ذهنی که میگوید " کارد را بردار و پسرت را قربانی خدا کن " ارزشی همسان با واقعیت قایل میشود و به فرمان ذهنی جامه عمل میپوشاند .
پس در یک جمعبندی کلی میشود گفت که انسان هزاره های یادشده، به خیالات و ندای ذهنش عینا مثل اتفاقات روزمره، برچسب <<واقعیت>> میزده است.
تبیین عصبشناختی این حالات را تحت عنوان " ذهن دو ساحتی " میشناسیم و عقیده بر این است که در آن روزگار، هنوز اتصالات راست و چپ و برخی مولفه های عصبشناختی بقدر کافی تکوین پیدا نکرده بودند تا آدمی بتواند تفاوت وهم و خیال و واقعیت را درک کند.
احتمالا اسکیزوفرنیا یا انواع خفیفتری مثل شخصیتهای اسکیزوتایپال، امروزه بازمانده همان مداربندی ها هستند.
توهم، هذیان و افکار جادویی و.... هم هنوز رایجند و به طور جالبی حتی امروز ادعاهای این افراد شبیه همانچیزی است که از دوره پهلوانان و خدایان اساطیری میشناسیم.
موضوع دیگر اینکه در اساطیر متقدم، آنچه از خدایان میبینیم، فی الواقع انسانهایی هستند که خصایص بسیار ویژه دارند.
این خدایان انسانوار، یکی زورش خیلی زیاد است، یکی مظهر زایش و تولید مثل است و...
میتوان تصور کرد در نقاط محدود و حاصلخیزی از زمین، جمعیت محدودی در قالب شهر با روستاهای کوچک اقماری، هر یک دارای پهلوان-شاهی بوده اند ( با خصایص ویژه)
بعدها این شاهان نیم خدا و نیم انسان میشوند.
در ادبیات کهن میبینیم که چطور خدایان با آدمها کشتی میگیرند، غذا میخورند، از آدمها زخمی میشوند و...
تعجبی هم ندارد که در اثر گذشت زمان و یک کلاغ چهل کلاغ، یک پهلوان زورمند تبدیل به یلی شود که کوهی یا دروازه ای را از جا میکند!
موضوع جالب دیگر، مشابهت داستانهای اساطیری و قهرمانان آنها در نقاط مختلف زمین و تمدنهای گوناگون است.
بطور مثال پدرکشی یا فرزندکشی، هم در رستم و سهراب، هم در افسانه آشیل، هم در داستان ابراهیم و نمونه های دیگر بچشم میخورد.
البته این اتفاقی نیست.
امروز هم یک جوان رعنا و تنومند، با پدرش که کم کم دارد یال و کوپال و جایگاه خود ( بخوانید اقتدار) از دست میدهد، اختلاف پیدا میکند.
وقتی موضوع اختلاف بسیار مهم باشد ( مثلا تاج و تخت) مبینید که پدر یا پسر، دست به کشتن یکدیگر میزنند.
شیر نر آلفا هم توله های تازه بالغ را از گروه فراری میدهد تا نتوانند ماده ها و قدرت را تصاحب کنند. تا روزی که یک نر جوان و قدرتمند بیاید و شیر پیر را در پیکار زخم بزند، معذول کند و فراری دهد.
پس این مشابهت ها، ناشی از سرشت بیولوژیک و رفتارشناختی است و در کلونی های مختلف تکرار شده.
اگر چه داستانها از حکایات دیگر تمدنها هم تاثیر وافر گرفته اند.
موضوع دیگر، سرشت اخلاقی بشر است.
باز بسیاری از مفاهیم امروزی، برساخته از مدنیت نوین هستند و روحیات آدمیزاد چند هزار سال پیش، جور دیگری بوده.
فی المثل، در افتخارات و خصایص ویژه گیلگمش، میخوانیم که او بقدری مقتدر و قوی بوده که اجازه نمیداده عروس به نزد داماد برود!
همینطور انگار آنچه ما امروز از معابد سراغ داریم، بیشتر شبیه عشرتکده هایی بوده که زیر عنوان الهه عشق و... زنان خود را وقف یا تقدیم میکردند.
دیالوگهای بین زن و مرد، هیچ اثری بجز رابطه تنانه و جنسی ندارد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
در باب اسطوره ها هر چه بگوییم، از جنس گمانه زنی های تاریخ تکامل بشر خواهد بود. هر چند بسیاری از ادله و همخوانی های اسطوره ای بسیار محکم و قابل اتکا هستند.
در اینجا در حد قوانین گروه و زبان الکن، چند نکته جالب به عرض میرسانم که شاید قبلا هم گفته باشم.
به هر صورت یکی از ایرادات آدمهای پرحرف، زدن حرفهای تکراری است!
عرض شود که...
قبل از هر چیز باید یک تمایزی قایل شویم بین افکار انسان امروز و انسان هزاره های قبل.
بسیاری از مفاهیم امروزی، متاثر از رخدادهایی ( مثل انقلاب علمی، انقلاب صنعتی، انقلاب کشاورزی و...) هستند و در هزاره های پیشین، در ذهن آدمی جای نداشته اند.
فی المثل برخی جنبه های عشق رمانتیک، متاخر و مربوط به سده های اخیر است.
روابط عاطفی و جنسیتی زن و مرد ( و حتی مرد و مرد) بسیار متفاوت از آنچه ما امروز تجربه میکنیم بوده است.
اگر بخواهیم به عصر پهلوانان و خدایان - مثلا 5000 سال پیش - برگردیم، با چند نکته جالب توجه روبرو میشویم.
اول اینکه انگار انسان قابلیت تمایز دادن و درک تفاوت بین خیالات و افکار و تخیلات خود، و رخدادهای واقعی را نداشته است.
به زبان ساده ارزش یک رویا یا تخیل در ذهن آدمی، با ارزش یک اتفاق عینی، همطراز بوده است.
فرقی نمیکرده که شما در عالم خیال یا خواب گزندی از کسی ببینید یا در عالم واقع. هر دو را یکجور میدیدید...
دقیقا به همین دلیل است که در دوره وحی و الهام، آدمی برای آن دستور ذهنی که میگوید " کارد را بردار و پسرت را قربانی خدا کن " ارزشی همسان با واقعیت قایل میشود و به فرمان ذهنی جامه عمل میپوشاند .
پس در یک جمعبندی کلی میشود گفت که انسان هزاره های یادشده، به خیالات و ندای ذهنش عینا مثل اتفاقات روزمره، برچسب <<واقعیت>> میزده است.
تبیین عصبشناختی این حالات را تحت عنوان " ذهن دو ساحتی " میشناسیم و عقیده بر این است که در آن روزگار، هنوز اتصالات راست و چپ و برخی مولفه های عصبشناختی بقدر کافی تکوین پیدا نکرده بودند تا آدمی بتواند تفاوت وهم و خیال و واقعیت را درک کند.
احتمالا اسکیزوفرنیا یا انواع خفیفتری مثل شخصیتهای اسکیزوتایپال، امروزه بازمانده همان مداربندی ها هستند.
توهم، هذیان و افکار جادویی و.... هم هنوز رایجند و به طور جالبی حتی امروز ادعاهای این افراد شبیه همانچیزی است که از دوره پهلوانان و خدایان اساطیری میشناسیم.
موضوع دیگر اینکه در اساطیر متقدم، آنچه از خدایان میبینیم، فی الواقع انسانهایی هستند که خصایص بسیار ویژه دارند.
این خدایان انسانوار، یکی زورش خیلی زیاد است، یکی مظهر زایش و تولید مثل است و...
میتوان تصور کرد در نقاط محدود و حاصلخیزی از زمین، جمعیت محدودی در قالب شهر با روستاهای کوچک اقماری، هر یک دارای پهلوان-شاهی بوده اند ( با خصایص ویژه)
بعدها این شاهان نیم خدا و نیم انسان میشوند.
در ادبیات کهن میبینیم که چطور خدایان با آدمها کشتی میگیرند، غذا میخورند، از آدمها زخمی میشوند و...
تعجبی هم ندارد که در اثر گذشت زمان و یک کلاغ چهل کلاغ، یک پهلوان زورمند تبدیل به یلی شود که کوهی یا دروازه ای را از جا میکند!
موضوع جالب دیگر، مشابهت داستانهای اساطیری و قهرمانان آنها در نقاط مختلف زمین و تمدنهای گوناگون است.
بطور مثال پدرکشی یا فرزندکشی، هم در رستم و سهراب، هم در افسانه آشیل، هم در داستان ابراهیم و نمونه های دیگر بچشم میخورد.
البته این اتفاقی نیست.
امروز هم یک جوان رعنا و تنومند، با پدرش که کم کم دارد یال و کوپال و جایگاه خود ( بخوانید اقتدار) از دست میدهد، اختلاف پیدا میکند.
وقتی موضوع اختلاف بسیار مهم باشد ( مثلا تاج و تخت) مبینید که پدر یا پسر، دست به کشتن یکدیگر میزنند.
شیر نر آلفا هم توله های تازه بالغ را از گروه فراری میدهد تا نتوانند ماده ها و قدرت را تصاحب کنند. تا روزی که یک نر جوان و قدرتمند بیاید و شیر پیر را در پیکار زخم بزند، معذول کند و فراری دهد.
پس این مشابهت ها، ناشی از سرشت بیولوژیک و رفتارشناختی است و در کلونی های مختلف تکرار شده.
اگر چه داستانها از حکایات دیگر تمدنها هم تاثیر وافر گرفته اند.
موضوع دیگر، سرشت اخلاقی بشر است.
باز بسیاری از مفاهیم امروزی، برساخته از مدنیت نوین هستند و روحیات آدمیزاد چند هزار سال پیش، جور دیگری بوده.
فی المثل، در افتخارات و خصایص ویژه گیلگمش، میخوانیم که او بقدری مقتدر و قوی بوده که اجازه نمیداده عروس به نزد داماد برود!
همینطور انگار آنچه ما امروز از معابد سراغ داریم، بیشتر شبیه عشرتکده هایی بوده که زیر عنوان الهه عشق و... زنان خود را وقف یا تقدیم میکردند.
دیالوگهای بین زن و مرد، هیچ اثری بجز رابطه تنانه و جنسی ندارد.
#دکتر_مهرداد_قبادیان
@Sciencemodern2
#ده_سوگند_علمی_برای_خطبه_عقد ❣
⭕️ بخش اول ⭕️
■ ییش از 20 متخصصِ روابط زناشویی برای مجله "علمِ روابط" می نویسند و سامانتا جول یکی از آنهاست.
■ او تعریف می کند که برای سوگند ازدواجش به همراه همسرش تصمیم گرفته است که به جای قسم های سنتی و مذهبی سر خطبه عقد، با جمع آوری بخشی از تحقیقات دانشگاهی، به 10 سوگند علمی دست یابند که با زندگی معاصر نسل جدید و خودشان همخوانی داشته باشد.
✋ من سوگند می خورم که به تو احترام بگذارم و قدر تو را آنطور که الان هستی و به هر نحوی که شخصیت تو در آینده رشد و تغییر کرد بدانم.
● تحقیقات در زمینه توهم مثبت [1] نشان داده است که تاکید بر خصوصیات خوب در شریک زندگی عملاً باعث افزایش احساس مثبت در زوج ها خواهد گشت.
● بخش دوم این سوگند اشاره مهمی دارد به تحولات شخصیتی مثبت [2] شریک زندگی در آینده و اینکه بتوانیم بر اساس کیفیت هایی که در او مشاهده کرده ایم میزان رشد هویت شان را در آنها ببینیم و مطمئن باشیم که رشد و تحول او را از جان و دل پذیرا هستیم. البته رشد و تحولی که او می خواهد و نه تغییری که ما دوست داریم داشته باشند.
✋ من سوگند می خورم که پشتیبانِ و محافظ استقلال تو باشم چون با وجود آنکه زندگی ما به هم گره خورده است ولی انتخاب ها و تصمیمات تو متعلق به خودت است.
● این پیمانِ ازدواج برخاسته از تحقیقاتی است که در زمینه استقلال وجودی [3] صورت گرفته است. ما انسانها با آنکه موجودات اجتماعی هستیم ولی در ضمن با تمام وجود دوست داریم تصمیمات مان را به طور فردی اتخاذ کنیم. هر نوع محدودیت، تعمد، اصرار و تحمیل عقیده بر شریک زندگی، در نهایت ( خواسته یا ناخواسته) تبدیل به احساس منفی خواهد شد. برای همین، سوگند ازدواج خوب است بتواند زمینه های سرکوب هویت فردی را از طریق اصرار، بازی قدرت یا ایجاد حس گناه، به حداقل برساند. هر عملی که آرامش و حرمت وجودی شریک مان را خدشه دار سازد دیر یا زود از جایی دیگر بیرون خواهد آمد.
✋ من سوگند می خورم که با تمام وجود بتوانم آرزوها، امیال و حتی ترس و رویاهای ترا عمیقاً درک کنم.
● این سوگند نتیجه تحقیقاتی است که در زمینه واکنش های مسئولانه [4] انجام شده است. تحقیقاتی که عکس العمل صادقانه نسبت به نیازهای شریک زندگی را در زندگی زناشویی مهم می داند. اساس این سوگند بر این واقعیت نهفته شده است که هیچ فردی نمی تواند نیازها و امید و آرزوهای همسرش را به درستی درک کند اگر قادر به شناخت و درک نیازمندی های واقعی خودش نباشد. خلاصه کلام اینکه سوگند بخوریم که می خواهیم همواره بدانیم که چرا همدیگر را دوست داریم.
🆔 @sciencemodern2
✋ سوگند می خورم که همواره در جستجوی تحقق آرزوها و نیازمندی های تو باشم نه به خاطر انکه وظیفه من است بلکه به خاطر اینکه تحقق شادی تو برای من مطبوع و خوشایند است.
● البته گفتن و قول دادن به این سوگند خیلی آسانتر از اجرا در آوردن آن است چون این سوگند، ازخودگذشتگی [5] واقعی و صمیمی می خواهد. تحقیقات نشان داده است که اگر اعمال مان، در اصل، یک رفتار وظیفه شناسانه واجباری باشد فرایند مثبتی در روحیه فردی که به ایثار به خرج داده است ندارد. من و همسرم به همین خاطر قول دادیم یا با دلبازی تمام برای همدیگر ازخودگذشتگی نشان می دهیم و یا اگر به هر دلیلی احساس مطبوعی برای آن نداشتیم انجامش ندهیم.
✋ سوگند می خورم که هر زمان و در هر موقعیتی پاسخگوی نیازهایت باشم.
● این تعهد و قسم از این جهت مهم است که زوج ها می توانند همواره از دلبستگی به یک شخص [6]، احساس امنیت کنند و تردید نداشته باشند که یک آغوش و پناهگاه امن همیشه برای شان وجود دارد. بر اساس این تئوری، افراد در حالت عادی به زندگی مستقل خویش ادامه خواهند داد ولی در شرائط بحرانی و حتی خطیر، دانستن این واقعیت که شخص قابل اتکایی در زندگی وجود دارد باعث آرامش و اعتماد به نفسی می گردد که اجازه می دهد از طوفان بحران ها به سلامت عبور کنیم.
✋ عهد خواهم کرد که یاور اهداف و حتی بلندپروازی های تو باشم. سوگند می خورم که تسکین دهندهِ لحظات سختِ شکست باشم و از پیروزی هایت احساس فرخندگی کنم.
● این عهد مکمل سوگند مربوط به دلبستگی و اتکاء به یک همراه و همسر است. خیلی برای من و شریک زندگی ام مهم بود که بدانیم آیا می توانیم برای برداشتن تصمیمات شجاعانه و ریسک پذیر به همدیگر اعتماد و تکیه کنیم؟
════════════════
@sciencemodern2
⭕️ بخش اول ⭕️
■ ییش از 20 متخصصِ روابط زناشویی برای مجله "علمِ روابط" می نویسند و سامانتا جول یکی از آنهاست.
■ او تعریف می کند که برای سوگند ازدواجش به همراه همسرش تصمیم گرفته است که به جای قسم های سنتی و مذهبی سر خطبه عقد، با جمع آوری بخشی از تحقیقات دانشگاهی، به 10 سوگند علمی دست یابند که با زندگی معاصر نسل جدید و خودشان همخوانی داشته باشد.
✋ من سوگند می خورم که به تو احترام بگذارم و قدر تو را آنطور که الان هستی و به هر نحوی که شخصیت تو در آینده رشد و تغییر کرد بدانم.
● تحقیقات در زمینه توهم مثبت [1] نشان داده است که تاکید بر خصوصیات خوب در شریک زندگی عملاً باعث افزایش احساس مثبت در زوج ها خواهد گشت.
● بخش دوم این سوگند اشاره مهمی دارد به تحولات شخصیتی مثبت [2] شریک زندگی در آینده و اینکه بتوانیم بر اساس کیفیت هایی که در او مشاهده کرده ایم میزان رشد هویت شان را در آنها ببینیم و مطمئن باشیم که رشد و تحول او را از جان و دل پذیرا هستیم. البته رشد و تحولی که او می خواهد و نه تغییری که ما دوست داریم داشته باشند.
✋ من سوگند می خورم که پشتیبانِ و محافظ استقلال تو باشم چون با وجود آنکه زندگی ما به هم گره خورده است ولی انتخاب ها و تصمیمات تو متعلق به خودت است.
● این پیمانِ ازدواج برخاسته از تحقیقاتی است که در زمینه استقلال وجودی [3] صورت گرفته است. ما انسانها با آنکه موجودات اجتماعی هستیم ولی در ضمن با تمام وجود دوست داریم تصمیمات مان را به طور فردی اتخاذ کنیم. هر نوع محدودیت، تعمد، اصرار و تحمیل عقیده بر شریک زندگی، در نهایت ( خواسته یا ناخواسته) تبدیل به احساس منفی خواهد شد. برای همین، سوگند ازدواج خوب است بتواند زمینه های سرکوب هویت فردی را از طریق اصرار، بازی قدرت یا ایجاد حس گناه، به حداقل برساند. هر عملی که آرامش و حرمت وجودی شریک مان را خدشه دار سازد دیر یا زود از جایی دیگر بیرون خواهد آمد.
✋ من سوگند می خورم که با تمام وجود بتوانم آرزوها، امیال و حتی ترس و رویاهای ترا عمیقاً درک کنم.
● این سوگند نتیجه تحقیقاتی است که در زمینه واکنش های مسئولانه [4] انجام شده است. تحقیقاتی که عکس العمل صادقانه نسبت به نیازهای شریک زندگی را در زندگی زناشویی مهم می داند. اساس این سوگند بر این واقعیت نهفته شده است که هیچ فردی نمی تواند نیازها و امید و آرزوهای همسرش را به درستی درک کند اگر قادر به شناخت و درک نیازمندی های واقعی خودش نباشد. خلاصه کلام اینکه سوگند بخوریم که می خواهیم همواره بدانیم که چرا همدیگر را دوست داریم.
🆔 @sciencemodern2
✋ سوگند می خورم که همواره در جستجوی تحقق آرزوها و نیازمندی های تو باشم نه به خاطر انکه وظیفه من است بلکه به خاطر اینکه تحقق شادی تو برای من مطبوع و خوشایند است.
● البته گفتن و قول دادن به این سوگند خیلی آسانتر از اجرا در آوردن آن است چون این سوگند، ازخودگذشتگی [5] واقعی و صمیمی می خواهد. تحقیقات نشان داده است که اگر اعمال مان، در اصل، یک رفتار وظیفه شناسانه واجباری باشد فرایند مثبتی در روحیه فردی که به ایثار به خرج داده است ندارد. من و همسرم به همین خاطر قول دادیم یا با دلبازی تمام برای همدیگر ازخودگذشتگی نشان می دهیم و یا اگر به هر دلیلی احساس مطبوعی برای آن نداشتیم انجامش ندهیم.
✋ سوگند می خورم که هر زمان و در هر موقعیتی پاسخگوی نیازهایت باشم.
● این تعهد و قسم از این جهت مهم است که زوج ها می توانند همواره از دلبستگی به یک شخص [6]، احساس امنیت کنند و تردید نداشته باشند که یک آغوش و پناهگاه امن همیشه برای شان وجود دارد. بر اساس این تئوری، افراد در حالت عادی به زندگی مستقل خویش ادامه خواهند داد ولی در شرائط بحرانی و حتی خطیر، دانستن این واقعیت که شخص قابل اتکایی در زندگی وجود دارد باعث آرامش و اعتماد به نفسی می گردد که اجازه می دهد از طوفان بحران ها به سلامت عبور کنیم.
✋ عهد خواهم کرد که یاور اهداف و حتی بلندپروازی های تو باشم. سوگند می خورم که تسکین دهندهِ لحظات سختِ شکست باشم و از پیروزی هایت احساس فرخندگی کنم.
● این عهد مکمل سوگند مربوط به دلبستگی و اتکاء به یک همراه و همسر است. خیلی برای من و شریک زندگی ام مهم بود که بدانیم آیا می توانیم برای برداشتن تصمیمات شجاعانه و ریسک پذیر به همدیگر اعتماد و تکیه کنیم؟
════════════════
@sciencemodern2
#ده_سوگند_علمی_برای_خطبه_عقد ❣
⭕️ بخش دوم ⭕️
✋ من عهد می بندم که با تمام وجود زندگی مان را جالب و پر شر و شور نگه دارم.
● از دست دادن شور و عشق اولیه یکی از مشکلات اساسی است که گریبان زندگی مشترک را خواهد گرفت. زوج هایی که بهای کافی به این خطر جدی ندهند و تسلیم تکرار و اعمال مشابه و عادی شده گردند دیر یا زود آتش عشق شان خاموش می گردد.
● افزودن کنجکاوی ها، علائق، ایجاد نقشه ها، اهداف و سفرهای جدید، جرقه مداومی را به زندگی مشترک خواهد افزود. مجموعه رفتارهای که در تحقیقات از آن به عنوان « خودگستردگی» [7] یاد می کنند در حقیقت واکنش ها و خصلت هایی است که عملا اثبات کرده است که از دلسردی و دلزدگی رابطه های زناشویی می کاهد.
✋ سوگند می خورم که در بدی ها و خوشی ها همواره حضور داشته باشم.
● این سوگند بخشی از قسم هایی است که در تمام فرهنگ های بشری وجود دارد و بنیان آن بر قول [8] تعهد و مسئولیتی است که زوج ها تقبل می کنند. تحقیقات نشان داده است پافشاری و نگهداری قول و قرار به خودی خود پشتوانه دلگرم کننده ایی برای روبرو شدن با دشواری ها در زندگی زناشویی است.
✋ عهد خواهم کرد که رفتار و اعمالم در ارتباط با تو بر اساس همدلی و مواظبت و مراقبت از نیازهای تو باشد تا بر زد و بندهای کاسبکارانه.
● خود را متعلق به یک تیم همدل و همراه [9] دانستن یعنی اینکه نیات و واکنش های مان را به جای آنکه بر کفه ترازو بگذاریم تا ثابت کنیم کدام مان بیشتر انرژی صرف کرده بر اساس منافع همراه و همسر قرار دهیم و دست از مقابله کاسبکارانه بکشیم.
✋ سوگند می خورم که هر روز با جان و دل نشان دهم چقدر شکرگزار زندگی مشترک مان هستم.
پذیرش این حقیقت که زندگی من بدون تو چه وضعیتی می توانست داشته باشد صمیمانه مجابم می سازد که بودن در کنار تو را فرخنده بدانم و همه تلاشم را برای حفظ این اتفاق زیبا به کار ببرم.[10]
🔺 @sciencemodern2
════════════════
🔗 http://goo.gl/RdrZcN
1⃣ goo.gl/GA4QUP 2⃣ goo.gl/EjvHdA 3⃣ goo.gl/VYvD5W 4⃣ goo.gl/8Y6nBm 5⃣ goo.gl/vp8sZn 6⃣ goo.gl/2UDbAL 7⃣ goo.gl/70gEdD 8⃣ goo.gl/J6UUeM 9⃣ goo.gl/JKpyAi 🔟 goo.gl/0ie9Rx
⭕️ بخش دوم ⭕️
✋ من عهد می بندم که با تمام وجود زندگی مان را جالب و پر شر و شور نگه دارم.
● از دست دادن شور و عشق اولیه یکی از مشکلات اساسی است که گریبان زندگی مشترک را خواهد گرفت. زوج هایی که بهای کافی به این خطر جدی ندهند و تسلیم تکرار و اعمال مشابه و عادی شده گردند دیر یا زود آتش عشق شان خاموش می گردد.
● افزودن کنجکاوی ها، علائق، ایجاد نقشه ها، اهداف و سفرهای جدید، جرقه مداومی را به زندگی مشترک خواهد افزود. مجموعه رفتارهای که در تحقیقات از آن به عنوان « خودگستردگی» [7] یاد می کنند در حقیقت واکنش ها و خصلت هایی است که عملا اثبات کرده است که از دلسردی و دلزدگی رابطه های زناشویی می کاهد.
✋ سوگند می خورم که در بدی ها و خوشی ها همواره حضور داشته باشم.
● این سوگند بخشی از قسم هایی است که در تمام فرهنگ های بشری وجود دارد و بنیان آن بر قول [8] تعهد و مسئولیتی است که زوج ها تقبل می کنند. تحقیقات نشان داده است پافشاری و نگهداری قول و قرار به خودی خود پشتوانه دلگرم کننده ایی برای روبرو شدن با دشواری ها در زندگی زناشویی است.
✋ عهد خواهم کرد که رفتار و اعمالم در ارتباط با تو بر اساس همدلی و مواظبت و مراقبت از نیازهای تو باشد تا بر زد و بندهای کاسبکارانه.
● خود را متعلق به یک تیم همدل و همراه [9] دانستن یعنی اینکه نیات و واکنش های مان را به جای آنکه بر کفه ترازو بگذاریم تا ثابت کنیم کدام مان بیشتر انرژی صرف کرده بر اساس منافع همراه و همسر قرار دهیم و دست از مقابله کاسبکارانه بکشیم.
✋ سوگند می خورم که هر روز با جان و دل نشان دهم چقدر شکرگزار زندگی مشترک مان هستم.
پذیرش این حقیقت که زندگی من بدون تو چه وضعیتی می توانست داشته باشد صمیمانه مجابم می سازد که بودن در کنار تو را فرخنده بدانم و همه تلاشم را برای حفظ این اتفاق زیبا به کار ببرم.[10]
🔺 @sciencemodern2
════════════════
🔗 http://goo.gl/RdrZcN
1⃣ goo.gl/GA4QUP 2⃣ goo.gl/EjvHdA 3⃣ goo.gl/VYvD5W 4⃣ goo.gl/8Y6nBm 5⃣ goo.gl/vp8sZn 6⃣ goo.gl/2UDbAL 7⃣ goo.gl/70gEdD 8⃣ goo.gl/J6UUeM 9⃣ goo.gl/JKpyAi 🔟 goo.gl/0ie9Rx
⁉️ چرا زنان کمر باریک دارای لگن پهن برای مردان جذاب هستند ؟
🔸شاخص نسبت کمر به لگن (WHR) که از نسبت پهنا و عرض کمر به پهنای لگن بدست می آید، یکی از ویژگیهای مهم از نظر مردان در تعیین جذابیت بدنی زنان است. یکی از مزایای شاخص کمر به لگن پایین تر، زایمان موفق تر است. زنانی که لگنهایی دارند که اندکی پهن تر از کمر آنهاست، از نظر آناتومیکی، صاحب لگن هایی هستند که امکان به دنیا آمدن سالم فرزندان را، بیشتر می کند.
🔹حتی در دنیای فعلی نیز، این خصیصه با تعداد زایمان های موفق در زنان، همبستگی داشته است. اگر چه که عمل جراحی سزارین، مشکل زایمان دشوار را در بسیاری از موارد برطرف کرده اما مکانیسم های ترجیحی انتخاب همسر یا شریک جنسی در مردان، زاده انطباق های تکاملی پدر بزرگان آنها و مربوط به میلیونها سال زندگی تکاملی است که در آن، خبری از روشهای پیشرفته پزشکی مانند سزارین نبوده است.
🔸 آن دسته از پدربزرگ های ما که ژنی را داشته اند که مسبب ایجاد ترجیح جنسی نسبت کمر به لگن پایین یعنی کمری باریک تر از لگن در زنان بوده، قادر به تولید مثل موفق تر، داشتن زاده های بیشتر و نتیجتا گسترش این ژنهای مسبب ترجیح چنین خصیصه ای در پسران نسل های آینده، میشدند. مردان چشم چران فعلی، این ژنها را از همین پدربزرگها به ارث برده اند که باعث می شود بطور مداوم، به رصد این ویژگی بدنی در زنان پرداخته و جذب آن شوند.
🔹 آنها همچنان حریصانه نسبت کمر به لگن پایین در زنان را پایش کرده و آن را جذاب می یابند. البته، علاوه بر موفقیت بیشتر در زایمان، نیمرخ هورمونی زنان دارای نسبت کمر به لگن پایین تر، حاکی از سلامتی و باروری بالاتر در آنهاست. نسبت کمر به لگن بالاتر (ناجذاب تر) در زنان، با باروری دیرتر، بیماری قلبی و مشکلات غدد درون ریز، رابطه دارد (باس، ۲۰۱۲).
📚از کتاب هوس های سرخ
🔸شاخص نسبت کمر به لگن (WHR) که از نسبت پهنا و عرض کمر به پهنای لگن بدست می آید، یکی از ویژگیهای مهم از نظر مردان در تعیین جذابیت بدنی زنان است. یکی از مزایای شاخص کمر به لگن پایین تر، زایمان موفق تر است. زنانی که لگنهایی دارند که اندکی پهن تر از کمر آنهاست، از نظر آناتومیکی، صاحب لگن هایی هستند که امکان به دنیا آمدن سالم فرزندان را، بیشتر می کند.
🔹حتی در دنیای فعلی نیز، این خصیصه با تعداد زایمان های موفق در زنان، همبستگی داشته است. اگر چه که عمل جراحی سزارین، مشکل زایمان دشوار را در بسیاری از موارد برطرف کرده اما مکانیسم های ترجیحی انتخاب همسر یا شریک جنسی در مردان، زاده انطباق های تکاملی پدر بزرگان آنها و مربوط به میلیونها سال زندگی تکاملی است که در آن، خبری از روشهای پیشرفته پزشکی مانند سزارین نبوده است.
🔸 آن دسته از پدربزرگ های ما که ژنی را داشته اند که مسبب ایجاد ترجیح جنسی نسبت کمر به لگن پایین یعنی کمری باریک تر از لگن در زنان بوده، قادر به تولید مثل موفق تر، داشتن زاده های بیشتر و نتیجتا گسترش این ژنهای مسبب ترجیح چنین خصیصه ای در پسران نسل های آینده، میشدند. مردان چشم چران فعلی، این ژنها را از همین پدربزرگها به ارث برده اند که باعث می شود بطور مداوم، به رصد این ویژگی بدنی در زنان پرداخته و جذب آن شوند.
🔹 آنها همچنان حریصانه نسبت کمر به لگن پایین در زنان را پایش کرده و آن را جذاب می یابند. البته، علاوه بر موفقیت بیشتر در زایمان، نیمرخ هورمونی زنان دارای نسبت کمر به لگن پایین تر، حاکی از سلامتی و باروری بالاتر در آنهاست. نسبت کمر به لگن بالاتر (ناجذاب تر) در زنان، با باروری دیرتر، بیماری قلبی و مشکلات غدد درون ریز، رابطه دارد (باس، ۲۰۱۲).
📚از کتاب هوس های سرخ
@sciencemodern2
بی وفایی در ژن های شماست
عدم وفاداری جنسی در نگاه امریکایی ها امری بسیار مذموم است. مطابق یک نظرسنجی گالوپ، ۹۱درصد مردم آن را غیراخلاقی می دانند، این رقم از خودکشی، کلون کردن انسان ها، چند همسری هم بیشتر است. با این حال امریکایی ها چندان هم از این رفتار بری نیستند. مطابق نظرسنجی دانشگاه شیکاگو، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد مردان و حدود ۱۰ درصد از زنان این رفتار را نشان می دهند.
ما عادت کرده ایم عدم وفاداری جنسی را نشانه ای از رابطه زناشویی ناشاد، ضعف اخلاقی یا علامتی از سقوط ارزش های جامعه ببینیم. زمانی که من آموزش می دیدم به روانپزشکان می گفتند که در شخصیت فرد به دنبال علت آن بگردند.
با این حال پژوهش های جدید نشان می دهد که عدم وفاداری جنسی هم تا حد زیادی وابسته به ژن ها و نحوه بروز آنهاست. از مدت ها پیش دانشمندان ژنتیک می دانستند که مردان، در وفاداری جنسی ضعیف هستند چون این باعث می شود شانس داشتن فرزندان شان را حداکثر بکند. اما پژوهش های جدید نشان می دهد بعضی از زنان هم چنین هستند، اگرچه دلیل فرگشتی مناسبی برایش پیشنهاد نشده.
برندن زایتس از دانشگاه کویینزلند در مطالعه ۷۴۰۰ دوقلوی فنلاندی که حداقل یک سال با کسی در رابطه بوده اند متوجه شد بی وفایی با بعضی از گونه های ژن های گیرنده های وازوپرسین و اکسی توسین مرتبط است. وازوپرسین هورمونی است که نقشی مهم در اعتمادسازی، نوع دوستی و علقه جنسی پیدا کردن ایفا می کند و بنابراین طبیعی است اشکالی از این ژن عامل عدم وفاداری باشند. در پژوهش او ۹.۸ درصد مردان و ۶.۴درصد زنان سال گذشته بیش از دو پارتنر داشته اند. او در نهایت پنج گونه ژن وازوپرسین را پیدا کرد که در زنان با عدم وفاداری مرتبط است. نتایج او حیرت آور بود، ۴۰ درصد رفتار بی وفایی در زنان تحت کنترل ژن وازوپرسین است. در نظر بگیرید که برای رفتار بی وفایی نیازمند چیزهای دیگر همچون جفت قادر و مایل هم هست! با این حال معلوم نشد چرا وازوپرسین با رفتار بی وفایی مردان ارتباطی ندارد.
یک پژوهشگر سوئدی در مطالعه اش متوجه شد یک گونه ژن اکسی توسین با اختلاف زناشویی و عدم علاقه به همسر رابطه دارد در زنان. در مقابل یک گونه ژن وازوپرسین در مردان با کیفیت پایین تر رابطه زناشویی مرتبط است.
حالا قبل از اینکه بروید و محتوای ژنتیکی همسرتان را کشف بکنید به خاطر داشته باشید که اولا ارتباط داشتن به معنی رابطه علی و معلولی نیست و در ضمن ندرتا کلیت یک رفتار، وابسته به ژن هاست.
با این حال پژوهش ها بروی حیوانات نشان داده این دو هورمون نقشی اساسی در بی وفایی دارند. دکتر اینسل توانست با پژوهش بروی جوندگان یک گونه که دو نوع مختلف داشتند که یکی بی وفا و دیگری تک همسری بود. او متوجه شد که دلیل اش، گیرنده های هورمون وازوپرسین در مغز این جوندگان است. محل این گیرنده ها متفاوت بود و به همین دلیل رفتار متفاوتی را باعث می شد این هورمون.
در جونده تک همسری وقتی وازوپرسین را مستقیم به مغزشان تزریق کردند باعث علقه می شد و وقتی اثرش را با دارویی خنثی می کردند باعث بی وفایی می شد. در تک همسری ها گیرنده ها در مرکز تشویق مغز است ولی در چند همسری ها در آمیگدال که مرکز پردازش اضطراب و ترس است. بنابراین در تک همسری ها جفت گیری باعث تشویق شان می شود و در چندهمسری ها باعث وابستگی نمی شود.
این امکان وجود دارد که یک جونده چند همسری خانه خراب کن را تبدیل به یک مرد خانه کرد. با استفاده از یک ویروس حامل، ژن گیرنده وازوپرسین را در مرکز تشویق می تواند به صورت مصنوعی بالا برد و او را تک همسری کرد. در ماده ها هم داستان به همین شکل است با این تفاوت که این اکسی توسین هست که رفتار را تعیین می کند. اینکه آیا در انسان ها هم گیرنده های وازوپرسین هستند که این نقش را دارند روشن نیست ولی محتمل است.
پژوهش های انسانی که این هورمون ها را وارد بدن انسان ها کرده اند نشان می دهد این هورمون ها نقشی فراتر از سکس دارند، و باعث اعتماد اجتماعی می شوند. در یک پژوهش، پیش از بازی تقسیم پول، به یک گروه داخل بینی شان اکسی توسین زدند و به گروه دیگر آب مقطر. در بازی، یک نفر پولی را برای اشتراک به دیگری می دهد و دیگری می تواند از این اعتماد سو استفاده بکند و همه پول را برای خودش بردارد. کسانی که اکسی توسین گرفته بودند، به مراتب قابل اعتماد تر بودند و پول را تقسیم می کردند حتی اگر پیشتر از اعتمادشان سو استفاده شده بود.
بی وفایی در ژن های شماست
عدم وفاداری جنسی در نگاه امریکایی ها امری بسیار مذموم است. مطابق یک نظرسنجی گالوپ، ۹۱درصد مردم آن را غیراخلاقی می دانند، این رقم از خودکشی، کلون کردن انسان ها، چند همسری هم بیشتر است. با این حال امریکایی ها چندان هم از این رفتار بری نیستند. مطابق نظرسنجی دانشگاه شیکاگو، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد مردان و حدود ۱۰ درصد از زنان این رفتار را نشان می دهند.
ما عادت کرده ایم عدم وفاداری جنسی را نشانه ای از رابطه زناشویی ناشاد، ضعف اخلاقی یا علامتی از سقوط ارزش های جامعه ببینیم. زمانی که من آموزش می دیدم به روانپزشکان می گفتند که در شخصیت فرد به دنبال علت آن بگردند.
با این حال پژوهش های جدید نشان می دهد که عدم وفاداری جنسی هم تا حد زیادی وابسته به ژن ها و نحوه بروز آنهاست. از مدت ها پیش دانشمندان ژنتیک می دانستند که مردان، در وفاداری جنسی ضعیف هستند چون این باعث می شود شانس داشتن فرزندان شان را حداکثر بکند. اما پژوهش های جدید نشان می دهد بعضی از زنان هم چنین هستند، اگرچه دلیل فرگشتی مناسبی برایش پیشنهاد نشده.
برندن زایتس از دانشگاه کویینزلند در مطالعه ۷۴۰۰ دوقلوی فنلاندی که حداقل یک سال با کسی در رابطه بوده اند متوجه شد بی وفایی با بعضی از گونه های ژن های گیرنده های وازوپرسین و اکسی توسین مرتبط است. وازوپرسین هورمونی است که نقشی مهم در اعتمادسازی، نوع دوستی و علقه جنسی پیدا کردن ایفا می کند و بنابراین طبیعی است اشکالی از این ژن عامل عدم وفاداری باشند. در پژوهش او ۹.۸ درصد مردان و ۶.۴درصد زنان سال گذشته بیش از دو پارتنر داشته اند. او در نهایت پنج گونه ژن وازوپرسین را پیدا کرد که در زنان با عدم وفاداری مرتبط است. نتایج او حیرت آور بود، ۴۰ درصد رفتار بی وفایی در زنان تحت کنترل ژن وازوپرسین است. در نظر بگیرید که برای رفتار بی وفایی نیازمند چیزهای دیگر همچون جفت قادر و مایل هم هست! با این حال معلوم نشد چرا وازوپرسین با رفتار بی وفایی مردان ارتباطی ندارد.
یک پژوهشگر سوئدی در مطالعه اش متوجه شد یک گونه ژن اکسی توسین با اختلاف زناشویی و عدم علاقه به همسر رابطه دارد در زنان. در مقابل یک گونه ژن وازوپرسین در مردان با کیفیت پایین تر رابطه زناشویی مرتبط است.
حالا قبل از اینکه بروید و محتوای ژنتیکی همسرتان را کشف بکنید به خاطر داشته باشید که اولا ارتباط داشتن به معنی رابطه علی و معلولی نیست و در ضمن ندرتا کلیت یک رفتار، وابسته به ژن هاست.
با این حال پژوهش ها بروی حیوانات نشان داده این دو هورمون نقشی اساسی در بی وفایی دارند. دکتر اینسل توانست با پژوهش بروی جوندگان یک گونه که دو نوع مختلف داشتند که یکی بی وفا و دیگری تک همسری بود. او متوجه شد که دلیل اش، گیرنده های هورمون وازوپرسین در مغز این جوندگان است. محل این گیرنده ها متفاوت بود و به همین دلیل رفتار متفاوتی را باعث می شد این هورمون.
در جونده تک همسری وقتی وازوپرسین را مستقیم به مغزشان تزریق کردند باعث علقه می شد و وقتی اثرش را با دارویی خنثی می کردند باعث بی وفایی می شد. در تک همسری ها گیرنده ها در مرکز تشویق مغز است ولی در چند همسری ها در آمیگدال که مرکز پردازش اضطراب و ترس است. بنابراین در تک همسری ها جفت گیری باعث تشویق شان می شود و در چندهمسری ها باعث وابستگی نمی شود.
این امکان وجود دارد که یک جونده چند همسری خانه خراب کن را تبدیل به یک مرد خانه کرد. با استفاده از یک ویروس حامل، ژن گیرنده وازوپرسین را در مرکز تشویق می تواند به صورت مصنوعی بالا برد و او را تک همسری کرد. در ماده ها هم داستان به همین شکل است با این تفاوت که این اکسی توسین هست که رفتار را تعیین می کند. اینکه آیا در انسان ها هم گیرنده های وازوپرسین هستند که این نقش را دارند روشن نیست ولی محتمل است.
پژوهش های انسانی که این هورمون ها را وارد بدن انسان ها کرده اند نشان می دهد این هورمون ها نقشی فراتر از سکس دارند، و باعث اعتماد اجتماعی می شوند. در یک پژوهش، پیش از بازی تقسیم پول، به یک گروه داخل بینی شان اکسی توسین زدند و به گروه دیگر آب مقطر. در بازی، یک نفر پولی را برای اشتراک به دیگری می دهد و دیگری می تواند از این اعتماد سو استفاده بکند و همه پول را برای خودش بردارد. کسانی که اکسی توسین گرفته بودند، به مراتب قابل اعتماد تر بودند و پول را تقسیم می کردند حتی اگر پیشتر از اعتمادشان سو استفاده شده بود.
در پژوهشی دیگر نشان داده شد که اکسی توسین می تواند آموزش عاطفی را بالا ببرد. به همین دلیل به این هورمون ها به عنوان درمان افرادی که زیادی اعتماد می کنند یا اصلا اعتماد اجتماعی ندارند استفاده بشود. پژوهش های اولیه بروی آتیستیک ها نشان داده وازوپرسین ممکن است اثرات سودمندی داشته باشد. در کودکان سندروم ویلیامز که به شکل بیمارگونه ای به همه اعتماد دارند سطح اکسی توسین خون شان سه برابر نرمال است و دارویی که اثر اکسی توسین را خنثی بکند شاید درمانی باشد.
اگر ذهنی اورولی داشته باشید سریع به این فکر می کنید که چه کارها که نمی شود با این هورمون ها کرد. یک سرمایه گذار را می شود مجبور به مشارکت کرد یا اگر شک دارید به شما خیانت می شود می توانید وفاداری را زیاد بکنید.
تک همسری در طبیعت پدیده ای نادر است و تنها ۳ تا ۵ درصد گونه های پستانداران انجام اش می دهند. حتی در گونه هایی که انجام می دهند هم بی وفاداری شایع است.
در مردان روشن است که بی وفایی مزیت فرگشتی دارد ولی زنان چه؟ روشن نیست که مزیت فرگشتی برای زنان وجود داشته باشد ولی خوب سکس هیچ وقت صرفا برای تولید مثل نبوده و می تواند تجربه لذت خارق العاده ای وقتی مخفیانه و خارج از عرف باشد داشته باشد. سکس مخدرها و پول، چیزهایی هستند که مراکز آزاد کننده دوپامین را تحریک می کنند. دوپامین باعث می شود نه تنها فرد لذت ببرد بلکه به مغز می گوید که این تجربه ای لذت بخش است و یادت باشد تکرارش بکنی.
سال ۲۰۱۰ جاستین گارسیا متوجه شد یک گونه از ژن گیرنده دوپامین به نام دی۴، ۵۰ درصد محتمل تر است که منجر به بی وفایی بشود. او متوجه شد این گیرنده تمایل کمتری به دوپامین دارد. به بیان دیگر این افراد در حالت عادی احساس برانگیختگی کمتری دارند و نیاز دارند کارهای جدید و هیجان انگیز بکنند.
خوب اگر یکی از این ژن ها را داشته باشیم کارت معافیت تک همسری می گیریم؟ نه! ژن ها تعیین کننده تمام رفتار ما نیستند. به علاوه ما کنترل کننده رفتار مان وقتی این عواطف را داریم هستیم. اما بایستی فراموش نکنیم که زمین بازی ژنتیکی، صاف نیست. من دوستی داشتم که در آستانه پنجاه سالگی، در زمانی که سالها با همسرش سکس نداشت، با دوستی قدیمی برخورد کرده بود با او رابطه جنسی داشت. می بینید که اینجا همه عوامل سنتی نقش داشت: اختلاف زناشویی، سردمزاجی در رابطه. ولی وقتی به من گفت که سالها قبل وقتی زندگی مشترک شان هم خوب بوده یک بار رابطه خارج از زناشویی داشته، متوجه شدم که احتمالا او ژن هایی دارد که او را مستعد تر کرده. برای بعضی ها، میل درونی به خیانت بسیار ضعیف است. برای دیگران، تک همسری سربالایی دشوار است
https://www.nytimes.com/2015/05/24/opinion/sunday/infidelity-lurks-in-your-genes.html
@sciencemodern2
اگر ذهنی اورولی داشته باشید سریع به این فکر می کنید که چه کارها که نمی شود با این هورمون ها کرد. یک سرمایه گذار را می شود مجبور به مشارکت کرد یا اگر شک دارید به شما خیانت می شود می توانید وفاداری را زیاد بکنید.
تک همسری در طبیعت پدیده ای نادر است و تنها ۳ تا ۵ درصد گونه های پستانداران انجام اش می دهند. حتی در گونه هایی که انجام می دهند هم بی وفاداری شایع است.
در مردان روشن است که بی وفایی مزیت فرگشتی دارد ولی زنان چه؟ روشن نیست که مزیت فرگشتی برای زنان وجود داشته باشد ولی خوب سکس هیچ وقت صرفا برای تولید مثل نبوده و می تواند تجربه لذت خارق العاده ای وقتی مخفیانه و خارج از عرف باشد داشته باشد. سکس مخدرها و پول، چیزهایی هستند که مراکز آزاد کننده دوپامین را تحریک می کنند. دوپامین باعث می شود نه تنها فرد لذت ببرد بلکه به مغز می گوید که این تجربه ای لذت بخش است و یادت باشد تکرارش بکنی.
سال ۲۰۱۰ جاستین گارسیا متوجه شد یک گونه از ژن گیرنده دوپامین به نام دی۴، ۵۰ درصد محتمل تر است که منجر به بی وفایی بشود. او متوجه شد این گیرنده تمایل کمتری به دوپامین دارد. به بیان دیگر این افراد در حالت عادی احساس برانگیختگی کمتری دارند و نیاز دارند کارهای جدید و هیجان انگیز بکنند.
خوب اگر یکی از این ژن ها را داشته باشیم کارت معافیت تک همسری می گیریم؟ نه! ژن ها تعیین کننده تمام رفتار ما نیستند. به علاوه ما کنترل کننده رفتار مان وقتی این عواطف را داریم هستیم. اما بایستی فراموش نکنیم که زمین بازی ژنتیکی، صاف نیست. من دوستی داشتم که در آستانه پنجاه سالگی، در زمانی که سالها با همسرش سکس نداشت، با دوستی قدیمی برخورد کرده بود با او رابطه جنسی داشت. می بینید که اینجا همه عوامل سنتی نقش داشت: اختلاف زناشویی، سردمزاجی در رابطه. ولی وقتی به من گفت که سالها قبل وقتی زندگی مشترک شان هم خوب بوده یک بار رابطه خارج از زناشویی داشته، متوجه شدم که احتمالا او ژن هایی دارد که او را مستعد تر کرده. برای بعضی ها، میل درونی به خیانت بسیار ضعیف است. برای دیگران، تک همسری سربالایی دشوار است
https://www.nytimes.com/2015/05/24/opinion/sunday/infidelity-lurks-in-your-genes.html
@sciencemodern2
NY Times
Opinion | Infidelity Lurks in Your Genes (Published 2015)
Oxytocin and vasopressin affect trust and bonding.