کدام بخش از طب ایرانی شبه علم است؟
پیش از پاسخ دادن به این سوال، دو نکته کوچک را بگویم تا سخنم روشنتر شود:
1- منظور من از طب ایرانی در این متن، بخش دانشگاهی و سامانمند آن است. یعنی آن بخش که مورد حمایت وزارت بهداشت است و در دانشکدههای طب ایرانی تدریس میشود. منظورم مدعیان بازاری طب سنتی نیست. به عبارت دیگر، سخن از گفتگوی صادقانه درباره علم و شبه علم است، نه از غوغای گروهی که با فریبکاری دوغ و دوشاب را به هم میآمیزند تا از آب گلالود ماهی بگیرند.
2- همانطور که از متن روشن است، من نمیخواهم که تاریخ ارزشمند و پرافتخار پزشکی ایران را تخطئه کنم. و نیز نمیخواهم بگویم که دست و دامن طب ایرانی یکسره از درمانهای موثر خالی است. البته درمانهایی که در سنت طب ایرانی به کار گرفته میشدند (به ویژه گیاهان دارویی) باید با روشهای علمی سنجیده شوند و اگر ایمن و اثربخش بودند، با افتخار به جهان معرفی شوند. (مشتاقانه منتظریم که اصحاب طب سنتی دانشگاهی ایران این کار را بکنند) بخش درست فلسفه تاسیس گروههای طب ایرانی نیز همین بوده است.
اگر گروههای و دانشکدههای طب سنتی به همان کاری میپرداختند که در بالا گفته شد، یعنی کار علمی بر روی میراث طب سنتی ایرانی، ما هیچ بحث و گفتگویی نداشتیم. آن گروهی که این کار را بکنند – یا می کنند- پژوهشگرانی اند که در مسیر علمی و درست گام برمیداند.
اما و هزار اما، بخشی دیگر از این جریان به مسیری رفته است که چیزی نیست جز درغلطیدن در وادی شبه علم. به این ترتیب که خواستهاند یک «هویت» برای طب ایرانی درست کنند تا آن را از طب مبتنی بر شواهد جدا و متمایز کنند. این هویت به معنای افزودن بخشی حجیم و ناموزون به پیشفرضهای این رشته بوده است که برای حفظ هویت باید به شکل موجودش نگهداری شود و از محک نقد علمی دور بماند.
این بخش حجیم و ناموزون همان «نظریه مزاجی» است. نظریهای که البته در اصل یونانی است و به چهار خلط و چهار مزاج اعتقاد دارد و بر این باور است که سلامت همانا تعادل میان این اخلاط و امزجه و بیماری همانا عدم تعادل میان آنهاست و قس علی هذا....
این نظریه امروزه منسوخ است. از دیدگاه علمی آنقدر ایراد برآن وارد است که دیگر فقط به تاریخ علم تعلق دارد.
ولی فرض کنیم که چنین نباشد. یعنی فرض کنیم که مسجل نشده باشد که نظریه مزاجی از دید علمی منسوخ و باطل است. باز هم بنانهادن هویت این رشته بر این فرضیه باعث میشود که در هر حال، اصحاب این رشته نتوانند با بیطرفی و نقادی علمي با آن روبه رو شوند. بنابراین تنها تلاششان را معطوف به «توجیه» این نظریه میکنند. یعنی آسمان و ریسمان را به هم میبافند و کاه را کوه میکنند و کوه را نمیبینند، تا این نظریه محوری را حفظ کنند! زیرا هویت رشتهشان را در گرو آن قرار دادهاند. و از همین جاست که به وادی شبه علم در میغلطند.
بنابراین تا زمانی که اصحاب دانشگاهی طب ایرانی، غیر از معیارهای دقیق و مدون علمی، بخواهند بار سنگینی از پیشفرضهای غیرقابل خدشه را برای حفظ هویت رشتهشان با خود حمل کنند، پایشان از وادی شبه علم خارج نخواهد شد.
دکتر کیارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
پیش از پاسخ دادن به این سوال، دو نکته کوچک را بگویم تا سخنم روشنتر شود:
1- منظور من از طب ایرانی در این متن، بخش دانشگاهی و سامانمند آن است. یعنی آن بخش که مورد حمایت وزارت بهداشت است و در دانشکدههای طب ایرانی تدریس میشود. منظورم مدعیان بازاری طب سنتی نیست. به عبارت دیگر، سخن از گفتگوی صادقانه درباره علم و شبه علم است، نه از غوغای گروهی که با فریبکاری دوغ و دوشاب را به هم میآمیزند تا از آب گلالود ماهی بگیرند.
2- همانطور که از متن روشن است، من نمیخواهم که تاریخ ارزشمند و پرافتخار پزشکی ایران را تخطئه کنم. و نیز نمیخواهم بگویم که دست و دامن طب ایرانی یکسره از درمانهای موثر خالی است. البته درمانهایی که در سنت طب ایرانی به کار گرفته میشدند (به ویژه گیاهان دارویی) باید با روشهای علمی سنجیده شوند و اگر ایمن و اثربخش بودند، با افتخار به جهان معرفی شوند. (مشتاقانه منتظریم که اصحاب طب سنتی دانشگاهی ایران این کار را بکنند) بخش درست فلسفه تاسیس گروههای طب ایرانی نیز همین بوده است.
اگر گروههای و دانشکدههای طب سنتی به همان کاری میپرداختند که در بالا گفته شد، یعنی کار علمی بر روی میراث طب سنتی ایرانی، ما هیچ بحث و گفتگویی نداشتیم. آن گروهی که این کار را بکنند – یا می کنند- پژوهشگرانی اند که در مسیر علمی و درست گام برمیداند.
اما و هزار اما، بخشی دیگر از این جریان به مسیری رفته است که چیزی نیست جز درغلطیدن در وادی شبه علم. به این ترتیب که خواستهاند یک «هویت» برای طب ایرانی درست کنند تا آن را از طب مبتنی بر شواهد جدا و متمایز کنند. این هویت به معنای افزودن بخشی حجیم و ناموزون به پیشفرضهای این رشته بوده است که برای حفظ هویت باید به شکل موجودش نگهداری شود و از محک نقد علمی دور بماند.
این بخش حجیم و ناموزون همان «نظریه مزاجی» است. نظریهای که البته در اصل یونانی است و به چهار خلط و چهار مزاج اعتقاد دارد و بر این باور است که سلامت همانا تعادل میان این اخلاط و امزجه و بیماری همانا عدم تعادل میان آنهاست و قس علی هذا....
این نظریه امروزه منسوخ است. از دیدگاه علمی آنقدر ایراد برآن وارد است که دیگر فقط به تاریخ علم تعلق دارد.
ولی فرض کنیم که چنین نباشد. یعنی فرض کنیم که مسجل نشده باشد که نظریه مزاجی از دید علمی منسوخ و باطل است. باز هم بنانهادن هویت این رشته بر این فرضیه باعث میشود که در هر حال، اصحاب این رشته نتوانند با بیطرفی و نقادی علمي با آن روبه رو شوند. بنابراین تنها تلاششان را معطوف به «توجیه» این نظریه میکنند. یعنی آسمان و ریسمان را به هم میبافند و کاه را کوه میکنند و کوه را نمیبینند، تا این نظریه محوری را حفظ کنند! زیرا هویت رشتهشان را در گرو آن قرار دادهاند. و از همین جاست که به وادی شبه علم در میغلطند.
بنابراین تا زمانی که اصحاب دانشگاهی طب ایرانی، غیر از معیارهای دقیق و مدون علمی، بخواهند بار سنگینی از پیشفرضهای غیرقابل خدشه را برای حفظ هویت رشتهشان با خود حمل کنند، پایشان از وادی شبه علم خارج نخواهد شد.
دکتر کیارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
دانش و قانون
آیا با تصویب یک قانون ولو با اتفاق آرا میتوان اصول بدیهی علمی را تغییر داد؟ آیا با مصوبات قانونی زمین از چرخیدن باز ایستاد یا بیوشیمی طبق قوانین حزب با بستر آن حزب سازگار درآمد؟
اخیراً انجمنی "قانونی" به نام انجمن طب سنتی،که هنوز معلوم نیست چگونه طبی است، هجمهای توهینآمیز نسبت به اظهارات متولی رسمی دانش طب در کشور یعنی معاونت فنآوری وزارت بهداشت بهعمل آورده است که عدم برخورد جدی با آن از طرف سایر بخشها باعث نگرانی عمیق جوامع و انجمنهای علمی پزشکی در کشور شده است. معاون فنآوری پزشکی در کشور ما تنها یک سوال جدی پرسیده بود که نسبت سنت با طب به ادعای ایشان چگونه ارتباطی است که در سایر زمینهها مثل سفر، حملونقل، لباس پوشیدن و ارتباطات نمیتوان این نسبت را برقرار کرد؟ انجمن"قانونی" طب سنتی بهجای پاسخ به این سوال اساسی به تندترین شکل ممکن فقط به این موضوع استناد کرده بود که در کشور نه تنها انجمنی برای این نوع طب به تصویب رسیده و عده زیادی به آن اشتغال دارند بلکه بهطور رسمی بخشی از بدنه وزارت بهداشت را هم تشکیل میدهند. ناگفته پیداست که بدون پاسخ به سوال اساسی فوق این توجیه مصداق عذر بدتر از گناه است چراکه وظیفه هر انسان شرافتمند و عاقلی است که وقتی قانون با دانش در تقابل قرار میگیرد در اصلاح آن قانون از مجاری قانونی تلاش کند و قاعدتاً بخشی از بدنه دولت که در این زمینه مسئولیت دارد بنابر وظیفه خود با طرح آن سوال دارد در همین جهت زمینه سازی میکند. به این ترتیب بهنظر میرسد عدم پاسخ قاطع به مطالبی که انجمن مزبور مطرح ساخته از طرف سایر بخشهای وزارت معنایی ندارد جز آنکه در سایر بخش های وزارت ما هنوز تسویه حساب قطعی ذهنی با مسائل شبهعلمی صورت نگرفته و بسیاری از مسئولین ممکن است در این زمینهها دچار نوعی تساهل و تسامح لاادریگرایانه بسیار خطرناک باشند یا حتی در اینگونه مسائل توهمات جدی داشته باشند. ایضاً عدم ایفای وظیفه قانونی سازمان نظام پزشکی در برخورد با این مداخلات ویرانگر و عدم تذکر توبیخ و تنبیه مدیران سوگند خورده پیمانشکنی که در برابر این انحرافات مماشات میکنند روشن نیست.گاه حتی از بالاترین منابر وزارت هم صداهایی به به گوش میرسند که این نگرانی را تشدید میکنند. هنوز خاطره برخوردهای قانونی سازمان نظام پزشکی در گذشتههای دور با اینگونه انحرافات در پانوشت روزنامهها و خاطره ماجرای «دکتر حسن اهری» هنوز از خاطرهها محو نشده است. گسترش قانونی چنین دفتر و دستک عریض و طویلی در حضور آن نظام پزشکی قدرتمند قابل تصور نبود. بنابراین انجمنهای علمی در غیاب هرگونه مدافع جدی و بی رودر بایستی حق دارند نگران روزی باشند که ممکن است همین تنها مسند کاملاً بی توهم و همین تنها سنگر دفاع صریح از دانش طب هم روزی آنقدر تضعیف شود که قافیه را به منادیان شبه علم با تمام خطراتش ببازد .
در این جدل یک بار دیگر مقابله لعل و خزف تداعی می شود. از یکسو متولی رسمی فنآوری طب در کشور قرار دارد، استاد شناخته شدهای که مسلط به دانش عملی طب به روشهای تحقیقاتی است و بنیانگذار بسیاری از سیستمهای درمانی آموزشی و تحقیقاتی کشور بوده است و از طرف دیگر گروهی که هیچکس در جوامع علمی پزشکی کشور نمیتوانند کمترین فایده ملموس از کارهایشان را به یاد آورد. یک نفر در جامعه پزشکی در یاد نمیآورد که حتی برای یک بار دردرمان یک بیماربراساس منطق و دانش احساس نیاز به کمک خواستن از این ناوگان عظیم پر طمطراق سنتی کرده باشد و این درحالیست که صداقت در مشورت که با این مجادله به شکلی توهینآمیز ی زیر سوال میرود جزو اساسیترین ارزشهای آموزش داده شده در دانش طب است. گویا ممکن است پزشکان حقیقتی را در جایی به نفع بیمارانشان ببینند و آنرا انکار کنند!آن هم بخاطر منافع خود. آیا چیزی توهینآمیزتر از این را میتوان تصور کرد؟
جامعه پزشکی کشور، انجمنهای علمی و خیل عظیم پزشکان ایرانی در داخل و خارج کشور که با نگرانی شاهد این روندها، تخریب موریانهوار دانش در کشور خود هستند تنها یک درخواست مطرح میکنند؛
آیا با تصویب یک قانون ولو با اتفاق آرا میتوان اصول بدیهی علمی را تغییر داد؟ آیا با مصوبات قانونی زمین از چرخیدن باز ایستاد یا بیوشیمی طبق قوانین حزب با بستر آن حزب سازگار درآمد؟
اخیراً انجمنی "قانونی" به نام انجمن طب سنتی،که هنوز معلوم نیست چگونه طبی است، هجمهای توهینآمیز نسبت به اظهارات متولی رسمی دانش طب در کشور یعنی معاونت فنآوری وزارت بهداشت بهعمل آورده است که عدم برخورد جدی با آن از طرف سایر بخشها باعث نگرانی عمیق جوامع و انجمنهای علمی پزشکی در کشور شده است. معاون فنآوری پزشکی در کشور ما تنها یک سوال جدی پرسیده بود که نسبت سنت با طب به ادعای ایشان چگونه ارتباطی است که در سایر زمینهها مثل سفر، حملونقل، لباس پوشیدن و ارتباطات نمیتوان این نسبت را برقرار کرد؟ انجمن"قانونی" طب سنتی بهجای پاسخ به این سوال اساسی به تندترین شکل ممکن فقط به این موضوع استناد کرده بود که در کشور نه تنها انجمنی برای این نوع طب به تصویب رسیده و عده زیادی به آن اشتغال دارند بلکه بهطور رسمی بخشی از بدنه وزارت بهداشت را هم تشکیل میدهند. ناگفته پیداست که بدون پاسخ به سوال اساسی فوق این توجیه مصداق عذر بدتر از گناه است چراکه وظیفه هر انسان شرافتمند و عاقلی است که وقتی قانون با دانش در تقابل قرار میگیرد در اصلاح آن قانون از مجاری قانونی تلاش کند و قاعدتاً بخشی از بدنه دولت که در این زمینه مسئولیت دارد بنابر وظیفه خود با طرح آن سوال دارد در همین جهت زمینه سازی میکند. به این ترتیب بهنظر میرسد عدم پاسخ قاطع به مطالبی که انجمن مزبور مطرح ساخته از طرف سایر بخشهای وزارت معنایی ندارد جز آنکه در سایر بخش های وزارت ما هنوز تسویه حساب قطعی ذهنی با مسائل شبهعلمی صورت نگرفته و بسیاری از مسئولین ممکن است در این زمینهها دچار نوعی تساهل و تسامح لاادریگرایانه بسیار خطرناک باشند یا حتی در اینگونه مسائل توهمات جدی داشته باشند. ایضاً عدم ایفای وظیفه قانونی سازمان نظام پزشکی در برخورد با این مداخلات ویرانگر و عدم تذکر توبیخ و تنبیه مدیران سوگند خورده پیمانشکنی که در برابر این انحرافات مماشات میکنند روشن نیست.گاه حتی از بالاترین منابر وزارت هم صداهایی به به گوش میرسند که این نگرانی را تشدید میکنند. هنوز خاطره برخوردهای قانونی سازمان نظام پزشکی در گذشتههای دور با اینگونه انحرافات در پانوشت روزنامهها و خاطره ماجرای «دکتر حسن اهری» هنوز از خاطرهها محو نشده است. گسترش قانونی چنین دفتر و دستک عریض و طویلی در حضور آن نظام پزشکی قدرتمند قابل تصور نبود. بنابراین انجمنهای علمی در غیاب هرگونه مدافع جدی و بی رودر بایستی حق دارند نگران روزی باشند که ممکن است همین تنها مسند کاملاً بی توهم و همین تنها سنگر دفاع صریح از دانش طب هم روزی آنقدر تضعیف شود که قافیه را به منادیان شبه علم با تمام خطراتش ببازد .
در این جدل یک بار دیگر مقابله لعل و خزف تداعی می شود. از یکسو متولی رسمی فنآوری طب در کشور قرار دارد، استاد شناخته شدهای که مسلط به دانش عملی طب به روشهای تحقیقاتی است و بنیانگذار بسیاری از سیستمهای درمانی آموزشی و تحقیقاتی کشور بوده است و از طرف دیگر گروهی که هیچکس در جوامع علمی پزشکی کشور نمیتوانند کمترین فایده ملموس از کارهایشان را به یاد آورد. یک نفر در جامعه پزشکی در یاد نمیآورد که حتی برای یک بار دردرمان یک بیماربراساس منطق و دانش احساس نیاز به کمک خواستن از این ناوگان عظیم پر طمطراق سنتی کرده باشد و این درحالیست که صداقت در مشورت که با این مجادله به شکلی توهینآمیز ی زیر سوال میرود جزو اساسیترین ارزشهای آموزش داده شده در دانش طب است. گویا ممکن است پزشکان حقیقتی را در جایی به نفع بیمارانشان ببینند و آنرا انکار کنند!آن هم بخاطر منافع خود. آیا چیزی توهینآمیزتر از این را میتوان تصور کرد؟
جامعه پزشکی کشور، انجمنهای علمی و خیل عظیم پزشکان ایرانی در داخل و خارج کشور که با نگرانی شاهد این روندها، تخریب موریانهوار دانش در کشور خود هستند تنها یک درخواست مطرح میکنند؛
در برابر تمام هزینه هایی که کشور برای تاسیس انجمن و دانشکده و معاونت یا دفتر طب سنتی میپردازد وخیل عظیم کسانی که اوقات خود را به این کار میگذرانند فقط یکمورد را نشان بدهند که در تشخیص یا پیشگیری یا درمان، این دانش کاذب بر دانش طب پیشی گرفته باشد، کاری را توصیه کند که خارج از دانش طب باشد و با آخرین سیستمهای تحقیقاتی روز دنیا (ونه با روشهای ذهنی غیر استاندارد) تاثیر آن به اثبات رسیده باشد، تنها یک بیمار را نشان بدهند که بادکش و زالو او را از مرضی که دانش طب قادر نبوده رهانیده است و اگر چنین موردی وجود ندارد که ندارد پس در پس این هیاهوی بسیار برای هیچ چه چیزی نهفته است؟
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
جناب اقای دکتر نمکی
وزیر ارجمند بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام و عرض تسلیت در گذشت و ابتلای روزانه صدها هموطن عزیز در جریان همه گیری کرونا
در شرایطی که شاهد جانفشانی های شبانه روزی کادر معظم پزشکی و پرستاری و پیراپزشکی ( تحقیقاتی و آموزشی و بهداشتی و درمانی ) هستیم
متاسفانه بجای اشاعه رعایت پروتوکلهای علمی بویژه بهداشتی توسط دستگاههای ذیربط اخیرا شاهد پخش نکات موهومی همچون استفاده از نمک بجای ماسک توسط یکی از کانالهای رسمی جمهوری اسلامی ایران بوده ایم
که اغماض در برابر ان یعنی پذیرفتن هزاران ابتلا و صدها مرگ ملت بزرگوار ایران
همانگونه که استحضار دارند طبق قوانین کشوری دخالت افراد غیر مجاز در امور پزشکی جرم است انتظار دارد دستور فرمایند مسببان تولید و پخش این برنامه مخرب و آسیب رسان به سلامتی مردم و تشویق کنندگان به استفاده از نمک بجای ماسک مورد تعقیب قضایی قرارگیرند و نتیجه ان به اطلاع مردم عزیزمان رسانیده شود
همچنین پیشنهاد مینماید پس از تصویب ستاد ملی مقابله با کرونا تمام برنامه هایی که قرار است در مورد کرونا از شبکه های صدا و سیماپخش شود قبلا به تایید کمیته های علمی ذیربط در وزارت بهداشت برسد
با آرزوی توفیق روز افزون جنابعالی و تیم محترم همکار
دکتر علی نوبخت
۹۹-۷-۳۰
https://t.me/alinobakht_ir
https://t.me/Scienceadvocation
وزیر ارجمند بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام و عرض تسلیت در گذشت و ابتلای روزانه صدها هموطن عزیز در جریان همه گیری کرونا
در شرایطی که شاهد جانفشانی های شبانه روزی کادر معظم پزشکی و پرستاری و پیراپزشکی ( تحقیقاتی و آموزشی و بهداشتی و درمانی ) هستیم
متاسفانه بجای اشاعه رعایت پروتوکلهای علمی بویژه بهداشتی توسط دستگاههای ذیربط اخیرا شاهد پخش نکات موهومی همچون استفاده از نمک بجای ماسک توسط یکی از کانالهای رسمی جمهوری اسلامی ایران بوده ایم
که اغماض در برابر ان یعنی پذیرفتن هزاران ابتلا و صدها مرگ ملت بزرگوار ایران
همانگونه که استحضار دارند طبق قوانین کشوری دخالت افراد غیر مجاز در امور پزشکی جرم است انتظار دارد دستور فرمایند مسببان تولید و پخش این برنامه مخرب و آسیب رسان به سلامتی مردم و تشویق کنندگان به استفاده از نمک بجای ماسک مورد تعقیب قضایی قرارگیرند و نتیجه ان به اطلاع مردم عزیزمان رسانیده شود
همچنین پیشنهاد مینماید پس از تصویب ستاد ملی مقابله با کرونا تمام برنامه هایی که قرار است در مورد کرونا از شبکه های صدا و سیماپخش شود قبلا به تایید کمیته های علمی ذیربط در وزارت بهداشت برسد
با آرزوی توفیق روز افزون جنابعالی و تیم محترم همکار
دکتر علی نوبخت
۹۹-۷-۳۰
https://t.me/alinobakht_ir
https://t.me/Scienceadvocation
Telegram
دکترعلي نوبخت حقیقی
پایگاه اطلاع رسانی،
نماينده رييس جمهور در شورايعالي جمعيت هلال احمر و دبير مجمع انجمن هاي گروه پزشكي ايران
www.alinobakht.ir
اینستاگرام
#alinobakht_ir
نماينده رييس جمهور در شورايعالي جمعيت هلال احمر و دبير مجمع انجمن هاي گروه پزشكي ايران
www.alinobakht.ir
اینستاگرام
#alinobakht_ir
به نام خدا
علم و شبه علم
دکتر علي پاشا ميثمي
متخصص پزشکي اجتماعي و پيشگيري، استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران، رئيس انجمن علمي پزشکي اجتماعي ايران
مقدمه
انسان به طور طبيعي، در غذا و نوشيدني ها و ديگر اقلام پيرامون خود، در جستجوي مرهمي براي دردها و مشکلات سلامتي خود بوده است.
در طول تاريخ، حتي دوراني براي انسان وجود داشته که چاره اي جز پناه جستن به جادو و خرافه به منظور درمان نداشته است. ماداميکه يک موضوع قطعي نيست و حدس و گمان، پايه و اساس تصميم گيري است، هر مداخله و توصيه، پذيرفتني به نظر مي رسد. علم پزشکي، يک علم و دانش واحد است. سنتي و مدرن براي آن وجود ندارد.
هر پزشک، که بايد به دنبال بهترين درمان براي بيمار خود باشد، بهترين مداخله و درمان را انتخاب مي کند، تفاوتي ندارد، دارويي ساخته شده در يک شرکت بسيار معتبر و پيشرفته باشد و يا حتي يک نوشيدني تهيه شده در منزل، نکته مهم براي طبيب، اثربخشي آن توصيه است، نه گزينه ديگري.
در مقوله رعايت اصول اخلاق حرفه اي، البته بايد در کنار اثربخشي، به هزينه مداخله نيز توجه داشت. لذا مناسب ترين عبارت اين خواهد بود، يک طبيب، مداخله اي را توصيه مي کند، که هزينه-اثربخش است. يعني علم دارد که با هزينه اي که انجام مي شود، مي تواند تاثير داشته باشد.
خطاها در مشاهدات و مطالعات
از ديرباز گفته ايم، که در مسير اثبات تأثير براي يک مداخله و يا توصيه، خطاهاي مشخصي وجود دارد. تعداد اين خطاها در طبقه بندي کلي زياد نيست، لذا مرور آنها چندان دشوار نخواهد بود.
خطاي شانسي
در مورد هر توصيه، درمان، مداخله و يا اقدام، اولين خطا، خطاي شانسي است. ممکن است نتيجه مطلوبِ مشاهده شده تصادفي و شانسي رخ داده باشد و اساسا ارتباطي به توصيه مربوطه نداشته باشد.
ماداميکه مشاهدات محدود است، تعداد کم در افراد مورد مطالعه، حتما اين خطا تاثير قابل توجهي خواهد داشت و نتيجه نامطمئن خواهد بود.
منابع طب سنتي، که اغلب گزارش هاي افراد حاذق در زمان هاي گذشته هستند، تقريباً در تمام موارد، از کم بودن تعداد افراد مورد بررسي، در محدوديت هستند. لذا ممکن است گزارشات ثبت شده در اين منابع، بر اثر شانس مشاهده شده باشند و در تکرار پايدار نباشند.
خطاهاي نظام مند
گروه ديگر از خطا، خطاهاي نظام مند هستند. هر فردي که به دنبال مکتوب کردن مشاهدات خود است، مشاهدات مطلوب و مثبت را ثبت خواهد کرد. انتظار نداريم مولفين کتب طب سنتي در صدها سال پيش، موارد منجر به فوت، عدم بهبودي و يا همراه با عوارض را گزارش کرده باشند. لذا تورش انتخاب در گزارش صرفاً موارد بهبود يافته و رضايت بخش، محدوديت جدي و مهم ديگري است که در توصيه هاي منابع طب سنتي با احتمال بسيار زياد، مطرح است.
در ثبت پيامدها نيز، معمولاً مشاهدهگر به نتايج مطلوب تمايل دارد، و مي تواند با تورش همراه شود، تورش اندازه گيري نيز تقريباً در بسياري از مشاهدات اطباي قديم با احتمال بسيار بالا وجود داشته است.
فقدان گروه شاهد
يکي از مهمترين مسايل در اثبات تاثير، نياز به وجود گروه شاهد است. تقريباً براي هيچ يک از مشاهدات ثبت شده در کتب مرجع طب سنتي، گروه شاهد وجود نداشته است. لذا اينکه نتايج مشاهده شده اساسأ به مداخلات و توصيه ها مرتبط باشد و يا به طور طبيعي در سير بيماري براي افراد رخ داده باشد، بسيار محتمل است.
البته علم، چيزي را انکار نمي کند، بلکه هر توصيه را به بوته آزمايش خواهد گذاشت و اگر اثبات شد آن را تا زمانيکه شواهدي عليه تأثير آن به دست نيامده باشد، مي پذيرد و هر زمان شواهد جديدي به دست آمد بر اساس آن اظهار نظر خواهد کرد. همکاران در مباني شبه علم، هر گزينه از پيشينيان رسيده را متقن دانسته و آن را براي بيماران تجويز مي کنند و نيازي به بررسي و به روز رساني و اصلاح در آنها نمي بينند.
کارآزمائي باليني
مطالعات مداخله اي، از نوع کارآزمايي با گروه شاهد هم زمان و همراه با تخصيص تصادفي مداخلات، معيار اصلي در تعيين اثربخشي هر توصيه و مداخله هستند. علم طب، به هر مداخله اي، که بر اساس اين مطالعات، اثربخشي آنها نشان داده شده باشد، توجه مي کند.
اگر يک داروي گياهي و ارزان قيمت، بتواند قند و يا چربي خون بيماران را در مقايسه با داروهاي ثابت شده، به خوبي کنترل نمايد، بديهي است تمامي پزشکان آن دارو را تجويز و توصيه خواهند کرد. لذا نتايج اين مطالعات تعيين کننده خواهد بود.
هيچ مطالعه اي، ولو اينکه عنوان کارآزمايي باليني با تخصيص تصادفي همراه با کورسازي را همراه داشته باشد، بي نقص نيست. لذا، به يک مطالعه اکتفا نخواهد شد و تکرار نتايج در مطالعات مختلف و با تعداد قابل قبولي از بيماران که در آنها خطاهاي ذکر شده کنترل شده باشند، بايد وجود داشته باشد.
مخدوش کنندگي
يکي ديگر از مهمترين خطاها، مخدوش کنندگي است.
علم و شبه علم
دکتر علي پاشا ميثمي
متخصص پزشکي اجتماعي و پيشگيري، استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران، رئيس انجمن علمي پزشکي اجتماعي ايران
مقدمه
انسان به طور طبيعي، در غذا و نوشيدني ها و ديگر اقلام پيرامون خود، در جستجوي مرهمي براي دردها و مشکلات سلامتي خود بوده است.
در طول تاريخ، حتي دوراني براي انسان وجود داشته که چاره اي جز پناه جستن به جادو و خرافه به منظور درمان نداشته است. ماداميکه يک موضوع قطعي نيست و حدس و گمان، پايه و اساس تصميم گيري است، هر مداخله و توصيه، پذيرفتني به نظر مي رسد. علم پزشکي، يک علم و دانش واحد است. سنتي و مدرن براي آن وجود ندارد.
هر پزشک، که بايد به دنبال بهترين درمان براي بيمار خود باشد، بهترين مداخله و درمان را انتخاب مي کند، تفاوتي ندارد، دارويي ساخته شده در يک شرکت بسيار معتبر و پيشرفته باشد و يا حتي يک نوشيدني تهيه شده در منزل، نکته مهم براي طبيب، اثربخشي آن توصيه است، نه گزينه ديگري.
در مقوله رعايت اصول اخلاق حرفه اي، البته بايد در کنار اثربخشي، به هزينه مداخله نيز توجه داشت. لذا مناسب ترين عبارت اين خواهد بود، يک طبيب، مداخله اي را توصيه مي کند، که هزينه-اثربخش است. يعني علم دارد که با هزينه اي که انجام مي شود، مي تواند تاثير داشته باشد.
خطاها در مشاهدات و مطالعات
از ديرباز گفته ايم، که در مسير اثبات تأثير براي يک مداخله و يا توصيه، خطاهاي مشخصي وجود دارد. تعداد اين خطاها در طبقه بندي کلي زياد نيست، لذا مرور آنها چندان دشوار نخواهد بود.
خطاي شانسي
در مورد هر توصيه، درمان، مداخله و يا اقدام، اولين خطا، خطاي شانسي است. ممکن است نتيجه مطلوبِ مشاهده شده تصادفي و شانسي رخ داده باشد و اساسا ارتباطي به توصيه مربوطه نداشته باشد.
ماداميکه مشاهدات محدود است، تعداد کم در افراد مورد مطالعه، حتما اين خطا تاثير قابل توجهي خواهد داشت و نتيجه نامطمئن خواهد بود.
منابع طب سنتي، که اغلب گزارش هاي افراد حاذق در زمان هاي گذشته هستند، تقريباً در تمام موارد، از کم بودن تعداد افراد مورد بررسي، در محدوديت هستند. لذا ممکن است گزارشات ثبت شده در اين منابع، بر اثر شانس مشاهده شده باشند و در تکرار پايدار نباشند.
خطاهاي نظام مند
گروه ديگر از خطا، خطاهاي نظام مند هستند. هر فردي که به دنبال مکتوب کردن مشاهدات خود است، مشاهدات مطلوب و مثبت را ثبت خواهد کرد. انتظار نداريم مولفين کتب طب سنتي در صدها سال پيش، موارد منجر به فوت، عدم بهبودي و يا همراه با عوارض را گزارش کرده باشند. لذا تورش انتخاب در گزارش صرفاً موارد بهبود يافته و رضايت بخش، محدوديت جدي و مهم ديگري است که در توصيه هاي منابع طب سنتي با احتمال بسيار زياد، مطرح است.
در ثبت پيامدها نيز، معمولاً مشاهدهگر به نتايج مطلوب تمايل دارد، و مي تواند با تورش همراه شود، تورش اندازه گيري نيز تقريباً در بسياري از مشاهدات اطباي قديم با احتمال بسيار بالا وجود داشته است.
فقدان گروه شاهد
يکي از مهمترين مسايل در اثبات تاثير، نياز به وجود گروه شاهد است. تقريباً براي هيچ يک از مشاهدات ثبت شده در کتب مرجع طب سنتي، گروه شاهد وجود نداشته است. لذا اينکه نتايج مشاهده شده اساسأ به مداخلات و توصيه ها مرتبط باشد و يا به طور طبيعي در سير بيماري براي افراد رخ داده باشد، بسيار محتمل است.
البته علم، چيزي را انکار نمي کند، بلکه هر توصيه را به بوته آزمايش خواهد گذاشت و اگر اثبات شد آن را تا زمانيکه شواهدي عليه تأثير آن به دست نيامده باشد، مي پذيرد و هر زمان شواهد جديدي به دست آمد بر اساس آن اظهار نظر خواهد کرد. همکاران در مباني شبه علم، هر گزينه از پيشينيان رسيده را متقن دانسته و آن را براي بيماران تجويز مي کنند و نيازي به بررسي و به روز رساني و اصلاح در آنها نمي بينند.
کارآزمائي باليني
مطالعات مداخله اي، از نوع کارآزمايي با گروه شاهد هم زمان و همراه با تخصيص تصادفي مداخلات، معيار اصلي در تعيين اثربخشي هر توصيه و مداخله هستند. علم طب، به هر مداخله اي، که بر اساس اين مطالعات، اثربخشي آنها نشان داده شده باشد، توجه مي کند.
اگر يک داروي گياهي و ارزان قيمت، بتواند قند و يا چربي خون بيماران را در مقايسه با داروهاي ثابت شده، به خوبي کنترل نمايد، بديهي است تمامي پزشکان آن دارو را تجويز و توصيه خواهند کرد. لذا نتايج اين مطالعات تعيين کننده خواهد بود.
هيچ مطالعه اي، ولو اينکه عنوان کارآزمايي باليني با تخصيص تصادفي همراه با کورسازي را همراه داشته باشد، بي نقص نيست. لذا، به يک مطالعه اکتفا نخواهد شد و تکرار نتايج در مطالعات مختلف و با تعداد قابل قبولي از بيماران که در آنها خطاهاي ذکر شده کنترل شده باشند، بايد وجود داشته باشد.
مخدوش کنندگي
يکي ديگر از مهمترين خطاها، مخدوش کنندگي است.
بسياري از مطالعات کارآزمايي باليني، با آنکه مدعي تخصيص تصادفي مداخله به بيماران هستند، در اين مهم داراي محدوديت هستند. لذا، اينکه تفاوتهاي مشاهده شده بين دو گروه به علتي، غير از مداخلهي تخصيص يافته، رخ داده باشد، در ذيل خطاي مخدوش کنندگي بايد بررسي شود.
از اينرو، داوران مقالات منتج از پژوهش هاي مختلف، تمامي موارد فوق را در نظر گرفته و با اين وجود، در موارد متعددي، مانع از انتشار نتايج مطالعات ضعيف نيز نخواهد شد، بلکه با اذعان محدوديت هاي مطالعه، سعي در بيان واقعيت و ارايه مسير جهت ديگر پژوهش هاي آتي خواهند داشت.
مطالعات ثانويه
در تعيين اثربخشي مداخلات، در نهايت، بايد مطالعات ثانويه، يعني مقالات مروري نظام مند همراه با متاآناليز، ميزان دقيق تفاوت و اثر و وضعيت کيفيت مطالعات منفرد انجام شده در مورد مداخله را مشخص کنند. هر مداخله اي، که در نهايت مؤثر شناخته شده باشد، در دستور کار تمامي اطبا قرار خواهد گرفت.
چگونگي تصميم گيري در مورد شبه علم
باور انسان ها، سليقه، احترام به تاريخ و گذشته و همچنين مذهب، هيچ يک در تضاد با اصول ذکر شده در بالا قرار ندارند و علم طب، هيچ افتراقي را ميان رويکردهاي مختلف درماني قايل نيست. آنچه اين روزها مشاهده مي شود، ادعاي بدون پشتوانهي علمي در خصوص تاثير مداخلات مختلف در قالب طب با صفت هاي مختلف، سنتي، ايراني، اسلامي، سوزني، هميوپاتي و غيره است.
وزارت محترم بهداشت درمان و آموزش پزشکي، در سال هاي گذشته، وظيفه داشته است که طرح جامعي به منظور سامان دهي بخشي از سلامت، که در چرخه اي از عطاري ها تا دانشکده هاي طب سنتي است، کاملاً علمي و با در نظر گرفتن هزينه اثربخشي، تدوين و اجرا نمايد.
مشهود است که در اين عرصه، بنيان هاي علمي بسيار ضعيف است، بزرگ بودن تاريخ، افراد تاريخي، بزرگان دين و صاحبان جايگاه تصميمسازي، هيچ يک جايگزين شواهد مورد نياز به منظور اثبات تأثير يک مداخله نيستند. هر چند، تعداد افراد صاحب منصب امضاء کننده و مدعي بسيار باشد و فرصت و مجال براي بيان نکات علمي وجود نداشته باشد.
به نظر مي رسد، به عوض برخوردهايي که مبتني بر علم نيست، ضروري است در اين حوزه، ابتدا بررسي وضعيت موجود شود، سپس، موارد احتمالي منطبق با اصول علمي مشخص شود، و پس از آن به فوريت جامعه، از فقدان شواهد علمي کافي در مورد اثربخشي مداخلات موجود آگاه شود. اين آگاه سازي، هم براي عموم مردم و هم پزشکان، ضروري به نظر مي رسد.
هر گاه اثربخشي مداخلهاي به اثبات رسيده باشد، همهي پزشکان، فارغ از هر نوع تخصص و گرايشي بايد به آن توصيه کنند. رويکرد علمي به ويژه در طب، چنين نيست که يک مداخله و توصيهي مؤثر وجود داشته باشد و کساني آن را متعلق به خود دانسته و ديگران از آن برائت جويند. هر مداخلهي مؤثر، بايد براي هر بيمار که به آن نيازمند است توسط هر يک از پزشکان، تجويز شود. لذا اکر بحث آموزش هر یک از مبانی درمانی و یا پیشگیری برای دانشجویان پزشکی و یا دیگر گروه ها مطرح باشد، این مقوله فارغ از عنوان طب سنتی مطرح خواهد بود. یعنی درمان ثابت شده برای یک بیماری جزئی از طب برای همان حوزه تخصصی است نه جدای از آن. از اینرو آموزش کتاب های مرجع طب سنتی به جز مرور گزارشات تاریخی چیز دیگری نیست.
نکته بسيار مهم، که مبتني بر دين، انسانيت، عرف و قانون است، اين است که ترويج و توصيه به مداخلاتي که اثربخشي آنها اثبات نشده است، اخلاقاً مجاز نيست و در مواردي که ممکن است، تاثيري وجود داشته باشد، ضروري است ساختار مشخصي به منظور تعيين تکليف سريع اثربخشي مداخلات صورت پذيرد.
بديهي است که همه بايد بدانند که انجام پژوهش در مورد يک توصيه، هرگز به معناي اثربخش بودن آن نيست. حتي منتضر شدن مقالات متعدد در مورد يک موضوع نيز چنين است.
بسياري از بزرگواران حامي شبه علم، به اينکه در مورد يک توصيه تحقيق مي شود، اشاره کرده و آن را کافي براي تجويز به منظور درمان بيماران قلمداد مي کنند، که اين موضوع حتي اگر نتايج مطالعات در قالب مقالات منتشر شده باشد نيز صادق نخواهد بود. هر مطالعه بايد از نظر خطاها و تورشها بررسي و در نهايت بر اساس معيارهاي مشخصي، در مورد نتيجه گيري به دست آمده از آن تصميم گيري شود.
حتي در مورد برخي از بديهي ترين واقعيت ها، انجام مطالعات ضروري است. مثلاً گياه استويا، بدون داشتن قند، شيرين است. توصيه به استفاده از مواد شيرين کنندهي فاقد قند توسط هر پزشک مي تواند صورت پذيرد. اما تنها زماني يک طبيب حاذق با اطمينان اين ماده غذايي را توصيه خواهد کرد که مطالعات طولي با حجم نمونه کافي، مصرف طولاني مدت اين ماده را براي سلامتي مضر نشناخته باشند.
از اينرو، داوران مقالات منتج از پژوهش هاي مختلف، تمامي موارد فوق را در نظر گرفته و با اين وجود، در موارد متعددي، مانع از انتشار نتايج مطالعات ضعيف نيز نخواهد شد، بلکه با اذعان محدوديت هاي مطالعه، سعي در بيان واقعيت و ارايه مسير جهت ديگر پژوهش هاي آتي خواهند داشت.
مطالعات ثانويه
در تعيين اثربخشي مداخلات، در نهايت، بايد مطالعات ثانويه، يعني مقالات مروري نظام مند همراه با متاآناليز، ميزان دقيق تفاوت و اثر و وضعيت کيفيت مطالعات منفرد انجام شده در مورد مداخله را مشخص کنند. هر مداخله اي، که در نهايت مؤثر شناخته شده باشد، در دستور کار تمامي اطبا قرار خواهد گرفت.
چگونگي تصميم گيري در مورد شبه علم
باور انسان ها، سليقه، احترام به تاريخ و گذشته و همچنين مذهب، هيچ يک در تضاد با اصول ذکر شده در بالا قرار ندارند و علم طب، هيچ افتراقي را ميان رويکردهاي مختلف درماني قايل نيست. آنچه اين روزها مشاهده مي شود، ادعاي بدون پشتوانهي علمي در خصوص تاثير مداخلات مختلف در قالب طب با صفت هاي مختلف، سنتي، ايراني، اسلامي، سوزني، هميوپاتي و غيره است.
وزارت محترم بهداشت درمان و آموزش پزشکي، در سال هاي گذشته، وظيفه داشته است که طرح جامعي به منظور سامان دهي بخشي از سلامت، که در چرخه اي از عطاري ها تا دانشکده هاي طب سنتي است، کاملاً علمي و با در نظر گرفتن هزينه اثربخشي، تدوين و اجرا نمايد.
مشهود است که در اين عرصه، بنيان هاي علمي بسيار ضعيف است، بزرگ بودن تاريخ، افراد تاريخي، بزرگان دين و صاحبان جايگاه تصميمسازي، هيچ يک جايگزين شواهد مورد نياز به منظور اثبات تأثير يک مداخله نيستند. هر چند، تعداد افراد صاحب منصب امضاء کننده و مدعي بسيار باشد و فرصت و مجال براي بيان نکات علمي وجود نداشته باشد.
به نظر مي رسد، به عوض برخوردهايي که مبتني بر علم نيست، ضروري است در اين حوزه، ابتدا بررسي وضعيت موجود شود، سپس، موارد احتمالي منطبق با اصول علمي مشخص شود، و پس از آن به فوريت جامعه، از فقدان شواهد علمي کافي در مورد اثربخشي مداخلات موجود آگاه شود. اين آگاه سازي، هم براي عموم مردم و هم پزشکان، ضروري به نظر مي رسد.
هر گاه اثربخشي مداخلهاي به اثبات رسيده باشد، همهي پزشکان، فارغ از هر نوع تخصص و گرايشي بايد به آن توصيه کنند. رويکرد علمي به ويژه در طب، چنين نيست که يک مداخله و توصيهي مؤثر وجود داشته باشد و کساني آن را متعلق به خود دانسته و ديگران از آن برائت جويند. هر مداخلهي مؤثر، بايد براي هر بيمار که به آن نيازمند است توسط هر يک از پزشکان، تجويز شود. لذا اکر بحث آموزش هر یک از مبانی درمانی و یا پیشگیری برای دانشجویان پزشکی و یا دیگر گروه ها مطرح باشد، این مقوله فارغ از عنوان طب سنتی مطرح خواهد بود. یعنی درمان ثابت شده برای یک بیماری جزئی از طب برای همان حوزه تخصصی است نه جدای از آن. از اینرو آموزش کتاب های مرجع طب سنتی به جز مرور گزارشات تاریخی چیز دیگری نیست.
نکته بسيار مهم، که مبتني بر دين، انسانيت، عرف و قانون است، اين است که ترويج و توصيه به مداخلاتي که اثربخشي آنها اثبات نشده است، اخلاقاً مجاز نيست و در مواردي که ممکن است، تاثيري وجود داشته باشد، ضروري است ساختار مشخصي به منظور تعيين تکليف سريع اثربخشي مداخلات صورت پذيرد.
بديهي است که همه بايد بدانند که انجام پژوهش در مورد يک توصيه، هرگز به معناي اثربخش بودن آن نيست. حتي منتضر شدن مقالات متعدد در مورد يک موضوع نيز چنين است.
بسياري از بزرگواران حامي شبه علم، به اينکه در مورد يک توصيه تحقيق مي شود، اشاره کرده و آن را کافي براي تجويز به منظور درمان بيماران قلمداد مي کنند، که اين موضوع حتي اگر نتايج مطالعات در قالب مقالات منتشر شده باشد نيز صادق نخواهد بود. هر مطالعه بايد از نظر خطاها و تورشها بررسي و در نهايت بر اساس معيارهاي مشخصي، در مورد نتيجه گيري به دست آمده از آن تصميم گيري شود.
حتي در مورد برخي از بديهي ترين واقعيت ها، انجام مطالعات ضروري است. مثلاً گياه استويا، بدون داشتن قند، شيرين است. توصيه به استفاده از مواد شيرين کنندهي فاقد قند توسط هر پزشک مي تواند صورت پذيرد. اما تنها زماني يک طبيب حاذق با اطمينان اين ماده غذايي را توصيه خواهد کرد که مطالعات طولي با حجم نمونه کافي، مصرف طولاني مدت اين ماده را براي سلامتي مضر نشناخته باشند.
نقل قول هايي مانند آنکه ساکنان يک منطقه ساليان متمادي از يک ماده غذايي استفاده کرده اند، نشان دهنده اثربخشي آن ماده در درمان بيماري نيست.
منطق علمي و زيست شناختي در مورد مداخلات توصيه شده از معيارهاي مهم در تصميم گيري در مورد انتخاب توصيه ها براي پژوهش است.
هم اکنون شاهد هستيم که حتي برخي پزشکان با عناوين سنتي و يا ايراني، مثلاً از عسل به عنوان پايين آورنده قند خون و يا دنبه به عنوان پايين آورنده چربي خون ياد مي کنند. عسل در هر شکل حاوي قند است. از نظر زيست شناختي مصرف قند از هر نوع باعث افزايش قند خون خواهد شد. دنبه حاوي چربي هاي اشباع است و مصرف آن طبعاً باعث بالا رفتن چربي نامطلوب در بدن خواهد شد. لذا اينگونه ادعاها، حتما نيازمند شواهد آزمايشگاهي متقن، پيش از حتي طرح به عنوان موضوع پژوهشهاي انساني در پژوهش هاي حيواني است.
بنابراین اساتید منتسب به طب سنتی به جای تلاش برای حفظ و گسترش جایگاه های درمانی و ارائه خدمات به صورتی که می تواند شائبه توجه به کسب منافع بیش از توجه به درمان برای بیماران را به همراه داشته باشد، باید در راستای ایجاد شواهد مرتبط با این مداخلات تلاش کنند. شاید یکی از دلایل در مورد اینکه این رشته دستیاری تخصصی مصوب نشده و PHD تعریف شده است، همین مبنای علمی مهم است. تعیین مواد مؤثر در هر یک از مداخلات گیاهی و غیرگیاهی، تعیین دوز و مقدار قابل تجویز، تعیین میزان اثربخشی و مدت زمان آن و تعیین عوارض و هزینه اثربخشی در مورد هر یک از مدخلات احتمالی، وظیفه خطیری است که می بایست دغدغه شبانه روزی برای هر یک از مدافعان طب سنتی باشد که متأسفانه اساساً در آن حد که ادعا می شود و شایسته است، مورد توجه نبوده و نیست.
گريز از واقعيت ها البته در برخي مسئولين منجر به دامن زدن به روند پيش رو از شبه علم خواهد شد. به عنوان مثال يکي ديگر از معيارهاي در اثبات اثربخشي، اختصاصي بودن است. اگر اين معيار تعيين کننده نيست اما در بسياري از مداخلتي که در مقوله شبه علم شاهد هستيم، تأثير گياه، توصيه يا مداخله بر طيف گسترده اي از بيماري ها و اختلالات ذکر مي شود. مثلاً موردي از اختلالات نيست که به زعم توصيه کنندگان با حجامت بهبود نيابد. حال انکه شواهد علمي در مورد حجامت محدود و از نظر اعتبار پايين بوده و نياز به مطالعات گسترده در مورد اين مداخله، عوارض و تأثيرات آن است.
تقدس بخشيدن به برخي از امور از رويکردهاي ايجاد رونق و بازار کسب در اين روند است، که شاهد بوديم که مسئولين محترم در وزارت بهداشت سعي در اصلاح اين رويه و تغيير عناوين از طب اسلامي به طب ايراني برآمدند. اما به نظر مي رسد ايجاد ساختار مشخص در اين فرايند بايد فراتر از اين بوده و منحصراً معيارهاي علمي مبنا قرار گيرد.
ايجاد ساختارهاي ثبت مداخلات و فعاليت ها در اين زمينه از رويکردهاي اساسي به منظور شناسائي وضعيت موجود و ابعاد آن و ايجاد بستر مناسب در مورد ثبت عوارض مربوطه است. پيشنهادي که از ديرباز وجود داشته اما مورد توجه قرار نگرفته است.
نتيجهگيري
علم در ميان همه ي هياهوهاي طرح شده با ابزاري قدرتمند هميشه آماده دفاع از واقعيت است. اگر به معيارها و اصول علمي مراجعه کنيم، نيازي به عناوين و استفاده از شخصيت ها به منظور اثبات اثربخشي مداخلات نخواهيم بود. چه خوب است به جای اهانت به یکدیگر، شواهد را از نظر علمی در هر مورد مرور کنیم.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
منطق علمي و زيست شناختي در مورد مداخلات توصيه شده از معيارهاي مهم در تصميم گيري در مورد انتخاب توصيه ها براي پژوهش است.
هم اکنون شاهد هستيم که حتي برخي پزشکان با عناوين سنتي و يا ايراني، مثلاً از عسل به عنوان پايين آورنده قند خون و يا دنبه به عنوان پايين آورنده چربي خون ياد مي کنند. عسل در هر شکل حاوي قند است. از نظر زيست شناختي مصرف قند از هر نوع باعث افزايش قند خون خواهد شد. دنبه حاوي چربي هاي اشباع است و مصرف آن طبعاً باعث بالا رفتن چربي نامطلوب در بدن خواهد شد. لذا اينگونه ادعاها، حتما نيازمند شواهد آزمايشگاهي متقن، پيش از حتي طرح به عنوان موضوع پژوهشهاي انساني در پژوهش هاي حيواني است.
بنابراین اساتید منتسب به طب سنتی به جای تلاش برای حفظ و گسترش جایگاه های درمانی و ارائه خدمات به صورتی که می تواند شائبه توجه به کسب منافع بیش از توجه به درمان برای بیماران را به همراه داشته باشد، باید در راستای ایجاد شواهد مرتبط با این مداخلات تلاش کنند. شاید یکی از دلایل در مورد اینکه این رشته دستیاری تخصصی مصوب نشده و PHD تعریف شده است، همین مبنای علمی مهم است. تعیین مواد مؤثر در هر یک از مداخلات گیاهی و غیرگیاهی، تعیین دوز و مقدار قابل تجویز، تعیین میزان اثربخشی و مدت زمان آن و تعیین عوارض و هزینه اثربخشی در مورد هر یک از مدخلات احتمالی، وظیفه خطیری است که می بایست دغدغه شبانه روزی برای هر یک از مدافعان طب سنتی باشد که متأسفانه اساساً در آن حد که ادعا می شود و شایسته است، مورد توجه نبوده و نیست.
گريز از واقعيت ها البته در برخي مسئولين منجر به دامن زدن به روند پيش رو از شبه علم خواهد شد. به عنوان مثال يکي ديگر از معيارهاي در اثبات اثربخشي، اختصاصي بودن است. اگر اين معيار تعيين کننده نيست اما در بسياري از مداخلتي که در مقوله شبه علم شاهد هستيم، تأثير گياه، توصيه يا مداخله بر طيف گسترده اي از بيماري ها و اختلالات ذکر مي شود. مثلاً موردي از اختلالات نيست که به زعم توصيه کنندگان با حجامت بهبود نيابد. حال انکه شواهد علمي در مورد حجامت محدود و از نظر اعتبار پايين بوده و نياز به مطالعات گسترده در مورد اين مداخله، عوارض و تأثيرات آن است.
تقدس بخشيدن به برخي از امور از رويکردهاي ايجاد رونق و بازار کسب در اين روند است، که شاهد بوديم که مسئولين محترم در وزارت بهداشت سعي در اصلاح اين رويه و تغيير عناوين از طب اسلامي به طب ايراني برآمدند. اما به نظر مي رسد ايجاد ساختار مشخص در اين فرايند بايد فراتر از اين بوده و منحصراً معيارهاي علمي مبنا قرار گيرد.
ايجاد ساختارهاي ثبت مداخلات و فعاليت ها در اين زمينه از رويکردهاي اساسي به منظور شناسائي وضعيت موجود و ابعاد آن و ايجاد بستر مناسب در مورد ثبت عوارض مربوطه است. پيشنهادي که از ديرباز وجود داشته اما مورد توجه قرار نگرفته است.
نتيجهگيري
علم در ميان همه ي هياهوهاي طرح شده با ابزاري قدرتمند هميشه آماده دفاع از واقعيت است. اگر به معيارها و اصول علمي مراجعه کنيم، نيازي به عناوين و استفاده از شخصيت ها به منظور اثبات اثربخشي مداخلات نخواهيم بود. چه خوب است به جای اهانت به یکدیگر، شواهد را از نظر علمی در هر مورد مرور کنیم.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
📭
پیام های واصله
درود بر شما
ممنون از کانال خوبتون
پیشنهادی داشتم
اگر ممکن میباشد در مورد تفاوت های طب به اصطلاح سنتی و طب گیاهی بگویید
همان طور که میدانید همه اطلاعاتی که ما در مورد گیاهان داریم مربوط به علم نوین میباشد که در آزمایشگاهها و با بررسی های زیاد به آن دست یافتهاند مثلا فلان گیاه دارای این میزان قند و چربی و.... است ولی دوستداران طب سنتی با جعل و فریب میگویند که مثلا فلان گیاه را بخورید چون قند دارد و .... تازه استناد هم میکنند به مثلا ابن سینا و.... در صورتی که نه ابن سینا و نه طب سنتی اصلا نمیدانستند قند و چربی و ...چه چیزی هستند و آن موقع اینها ناشناخته بود لذا این دوستان طب سنتی علاوه بر اینکه دانسته های ما در مورد گیاهان که مربوط به چند دهه گذشته یا در ۱۵۰ سال گذشته میباشد را جعل کرده و منتسب به هزارسال پیش میکنند بلکه در تحریف تاریخ هم دستی دارند
ممنون میشوم در این موارد هم مطلب بگذارید
سپاس🌹🌹🌹🌹
امیر
https://t.me/Scienceadvocation
پیام های واصله
درود بر شما
ممنون از کانال خوبتون
پیشنهادی داشتم
اگر ممکن میباشد در مورد تفاوت های طب به اصطلاح سنتی و طب گیاهی بگویید
همان طور که میدانید همه اطلاعاتی که ما در مورد گیاهان داریم مربوط به علم نوین میباشد که در آزمایشگاهها و با بررسی های زیاد به آن دست یافتهاند مثلا فلان گیاه دارای این میزان قند و چربی و.... است ولی دوستداران طب سنتی با جعل و فریب میگویند که مثلا فلان گیاه را بخورید چون قند دارد و .... تازه استناد هم میکنند به مثلا ابن سینا و.... در صورتی که نه ابن سینا و نه طب سنتی اصلا نمیدانستند قند و چربی و ...چه چیزی هستند و آن موقع اینها ناشناخته بود لذا این دوستان طب سنتی علاوه بر اینکه دانسته های ما در مورد گیاهان که مربوط به چند دهه گذشته یا در ۱۵۰ سال گذشته میباشد را جعل کرده و منتسب به هزارسال پیش میکنند بلکه در تحریف تاریخ هم دستی دارند
ممنون میشوم در این موارد هم مطلب بگذارید
سپاس🌹🌹🌹🌹
امیر
https://t.me/Scienceadvocation
گیاهی یا شیمیایی
روبروی من نشسته و به من مینگرد زخمی عمیق روی بینی اش به چشم میخورد . چشم راستش کاسه خون است و زیر پشم کاملا کبود شده اینها همه نشانه یک ضربه مغزی شدید هستند . مبتلا به اپی لپسی است اما از دو سال پیش با مصرف منظم دارو ها دیگر تشنج نداشته است .تا دیروز که مجددا تشنج کرده و منجر به این صدمات شده است .
مادر ش میگوید تا دیروز اصلا تشنج نکرده بود اعصابش هم خیلی خوب بود خودش داروها را کرده بود روزی دوتا من هم گفتم یک مدتی یکی بخوره حالاهم قطع کرده دست شما درد نکنه داروهای شما خیلی خوب بود ."
"نفهمیدم چکار کردین ؟ دارو را قطع کردین ؟ مگر من نگفتم که تا سه سال باید دارو ها را بخورد؟ "
"حالش خیلی خوب بود اصلا تشنج نکرده بود "
"اینکه دلیل نمیشه "
"اما اخه میدونین این داروهای شیمیایی با اون همه عوارض که خودشون توی بروشورش نوشته واقعا لازمه وقتی تشنج هم نمیکنه این همه سال بخوره ؟ راستش باباش یک سری داروی گیاهی براش خریده اون ها رو هم میدادیم . میگن برای اعصاب خیلی خوبه . "
" اها پس موضوع همون موضوع قدیمی شیمیایی و گیاهیه "
راستی این وحشت عمومی و تصورات عجیب و غریب در مورد داروهای شیمیایی برای چیست ؟ چرا داروهای جدید را یک کاسه شیمیایی و شیمیایی را چیزی غیر متعارف، مسموم کننده ،خارجی به شمار می اوریم و هر داروی غیر علمی و غیر مدرنی را گیاهی و گیاهی را یک کاسه غیر شیمیایی، چیزی متعارف، مطابق طبع و به گونه ای داخلی تصور می کنیم ؟
راستی ایا داروهای گیاهی فرمول شیمیایی ندارند ؟ایا بسیاری از داروهای مدرن در ابتدا گیاهی نبوده اند ؟
واقعیت این است که شیمی یکی از دقیق ترین تفاسیر جهان هستی است همه اجسام وموجودات را میتوان با نگاه شیمیایی به عناصر سارنده انها اتم ها و مولکول ها تجزیه کرد . بنابر این تمام داروهای گیاهی هم نهایتا یک فرمول شیمیایی دارند و شیمیایی هستند .از سوی دیگر داروهای مدرن هم در بسیاری موارد در اصل داروهای محلی مناظق مختلف دنیا بوده اند که به روش های علمی مورد بررسی قرار گرفته اند تاثیر انها به اثبات رسیده و توسط جوامع بین المللی دارویی تایید شده اند .
در واقع شکل "گیاهی " داروها در کیسه ای پلاستیکی و شکل "قرص" ی داروها با برچسب مخصوص و بروشور مصرف دوشکل مختلف از یک پدیده واحد در طول تکامل تاریخی هستند ،نه دو انتخاب همزمان !. البته میتوان در برابر یک اتوموبیل مدل بالا یک گاری را برای سوار شدن انتخاب کرد اما باید برای این کار دلایلی منظقی مثل تفنن ! داشت وگرنه هیچ گاه نمیتوان اخرین دستاوردهای تکنولوژِ ی را وانهاد و وسیله ای متعلق به تاریخ را برگزید .
داروهای مدرن در بسیاری از موارد همان داروهای قدیمی هستند که ابتدا خطرناک بودن انها با تجربیات حیوانی به اثبات رسیده سپس تاثیر انها با مطالعات علمی دوسو کور اثبات شده مقدار موثر تعیین شده عوارض قابل تحمل و عوارضی که شدیدند اما شیوع بسیار کمی دارند تعیین شده اند و صادقانه –صداقتی که جزئ جدایی ناپذیر دانش مدرن است – در بروشوری در اختیار بیمار قرار گرفته اند . و البته بقیه داروهای مدرن هم که اخیرا ساخته شده اند باید چنین روندی را طی کنند .
اما داروهای گیاهی هنوز هیچ کدام از این مراحل را طی نکرده اند . داروهایی هستند با اثرات احتمالی، میزان موثر نامعلوم و عوارض نا پیدا . احتمال وجود یک داروی گیاهی با تاثیرات قابل توجهی که تا به حال گزارش نشده همواره وجود دارد اما چنین احتمالی مسیولیت مهمی برعهده کسی میگذارد که به چنین احتمالی مطمدن باشد یا دل ببندد . چراکه این دارو باید به سرعت مورد بررسی قرار بگیرد و در صورت اثبات تحول بزرگی در دارو درمانی جهانی ایجاد کند !! به همین سادگی نمیتوان دارویی را که دنیا هنوز نشناخته به تنهایی به خانه برد و تنها تنها استفاده کرد . گنجینه دارویی دنیا که بسیاری از انها با رنج های بیشمار به دست امده یا به اثبات رسیده از ابتدا جهانی یعنی به رایگان همگانی است !
اما با این همه چرا بسیاری از ما همچنان به دنبال داروهای گیاهی هستیم . نوعی نوستالژی گذشته، نوعی وازدگی از تکنولوژی انهم در حالی که در بسیاری از جنبه ها اجتناب ناپذیری استفاده از این تکنولوژِ ی را دریافته ایم بحث گیاهی شیمییایی را احاطه کرده است که اثرات نا مطلوبی دارد .
برخی از داروهای اپی لپسی البته چاق میکنند، برخی ممکن است باعث کم خونی شوند، بسیاری از انها پوکی استخوان می اورند ودر ابتدا بسیاری از انها خواب الودگی ایجاد میکنند .
روبروی من نشسته و به من مینگرد زخمی عمیق روی بینی اش به چشم میخورد . چشم راستش کاسه خون است و زیر پشم کاملا کبود شده اینها همه نشانه یک ضربه مغزی شدید هستند . مبتلا به اپی لپسی است اما از دو سال پیش با مصرف منظم دارو ها دیگر تشنج نداشته است .تا دیروز که مجددا تشنج کرده و منجر به این صدمات شده است .
مادر ش میگوید تا دیروز اصلا تشنج نکرده بود اعصابش هم خیلی خوب بود خودش داروها را کرده بود روزی دوتا من هم گفتم یک مدتی یکی بخوره حالاهم قطع کرده دست شما درد نکنه داروهای شما خیلی خوب بود ."
"نفهمیدم چکار کردین ؟ دارو را قطع کردین ؟ مگر من نگفتم که تا سه سال باید دارو ها را بخورد؟ "
"حالش خیلی خوب بود اصلا تشنج نکرده بود "
"اینکه دلیل نمیشه "
"اما اخه میدونین این داروهای شیمیایی با اون همه عوارض که خودشون توی بروشورش نوشته واقعا لازمه وقتی تشنج هم نمیکنه این همه سال بخوره ؟ راستش باباش یک سری داروی گیاهی براش خریده اون ها رو هم میدادیم . میگن برای اعصاب خیلی خوبه . "
" اها پس موضوع همون موضوع قدیمی شیمیایی و گیاهیه "
راستی این وحشت عمومی و تصورات عجیب و غریب در مورد داروهای شیمیایی برای چیست ؟ چرا داروهای جدید را یک کاسه شیمیایی و شیمیایی را چیزی غیر متعارف، مسموم کننده ،خارجی به شمار می اوریم و هر داروی غیر علمی و غیر مدرنی را گیاهی و گیاهی را یک کاسه غیر شیمیایی، چیزی متعارف، مطابق طبع و به گونه ای داخلی تصور می کنیم ؟
راستی ایا داروهای گیاهی فرمول شیمیایی ندارند ؟ایا بسیاری از داروهای مدرن در ابتدا گیاهی نبوده اند ؟
واقعیت این است که شیمی یکی از دقیق ترین تفاسیر جهان هستی است همه اجسام وموجودات را میتوان با نگاه شیمیایی به عناصر سارنده انها اتم ها و مولکول ها تجزیه کرد . بنابر این تمام داروهای گیاهی هم نهایتا یک فرمول شیمیایی دارند و شیمیایی هستند .از سوی دیگر داروهای مدرن هم در بسیاری موارد در اصل داروهای محلی مناظق مختلف دنیا بوده اند که به روش های علمی مورد بررسی قرار گرفته اند تاثیر انها به اثبات رسیده و توسط جوامع بین المللی دارویی تایید شده اند .
در واقع شکل "گیاهی " داروها در کیسه ای پلاستیکی و شکل "قرص" ی داروها با برچسب مخصوص و بروشور مصرف دوشکل مختلف از یک پدیده واحد در طول تکامل تاریخی هستند ،نه دو انتخاب همزمان !. البته میتوان در برابر یک اتوموبیل مدل بالا یک گاری را برای سوار شدن انتخاب کرد اما باید برای این کار دلایلی منظقی مثل تفنن ! داشت وگرنه هیچ گاه نمیتوان اخرین دستاوردهای تکنولوژِ ی را وانهاد و وسیله ای متعلق به تاریخ را برگزید .
داروهای مدرن در بسیاری از موارد همان داروهای قدیمی هستند که ابتدا خطرناک بودن انها با تجربیات حیوانی به اثبات رسیده سپس تاثیر انها با مطالعات علمی دوسو کور اثبات شده مقدار موثر تعیین شده عوارض قابل تحمل و عوارضی که شدیدند اما شیوع بسیار کمی دارند تعیین شده اند و صادقانه –صداقتی که جزئ جدایی ناپذیر دانش مدرن است – در بروشوری در اختیار بیمار قرار گرفته اند . و البته بقیه داروهای مدرن هم که اخیرا ساخته شده اند باید چنین روندی را طی کنند .
اما داروهای گیاهی هنوز هیچ کدام از این مراحل را طی نکرده اند . داروهایی هستند با اثرات احتمالی، میزان موثر نامعلوم و عوارض نا پیدا . احتمال وجود یک داروی گیاهی با تاثیرات قابل توجهی که تا به حال گزارش نشده همواره وجود دارد اما چنین احتمالی مسیولیت مهمی برعهده کسی میگذارد که به چنین احتمالی مطمدن باشد یا دل ببندد . چراکه این دارو باید به سرعت مورد بررسی قرار بگیرد و در صورت اثبات تحول بزرگی در دارو درمانی جهانی ایجاد کند !! به همین سادگی نمیتوان دارویی را که دنیا هنوز نشناخته به تنهایی به خانه برد و تنها تنها استفاده کرد . گنجینه دارویی دنیا که بسیاری از انها با رنج های بیشمار به دست امده یا به اثبات رسیده از ابتدا جهانی یعنی به رایگان همگانی است !
اما با این همه چرا بسیاری از ما همچنان به دنبال داروهای گیاهی هستیم . نوعی نوستالژی گذشته، نوعی وازدگی از تکنولوژی انهم در حالی که در بسیاری از جنبه ها اجتناب ناپذیری استفاده از این تکنولوژِ ی را دریافته ایم بحث گیاهی شیمییایی را احاطه کرده است که اثرات نا مطلوبی دارد .
برخی از داروهای اپی لپسی البته چاق میکنند، برخی ممکن است باعث کم خونی شوند، بسیاری از انها پوکی استخوان می اورند ودر ابتدا بسیاری از انها خواب الودگی ایجاد میکنند .
اما اولا: همین داروها با همین معایب زندگی بیماران مبتلا به اپی لپسی را به شدت متحول کرده اند ثانیا : تمامی این عوارض به وضوح شناخته شده اند و میتوان بیمار را از نظر بروز انها مانیتور کرد ثالثا :این دنیا دار مکافات، دار هزینه / منفعت و در یک کلام دار نسبیات است . مطلق ، یعنی درمانی که بی هیچ عارضه و هزینه ای صورت میگیرد در این جهان قابل حصول نیست .
البته باید در جهت اصلاح معایب تکنولوژِ ی مدرن طب از هیچ تلاشی دریغ نکرد. باید ان را نقد کرد تا بهتر و بهتر شود. اما دشواری این نقد نمیتواند و نباید مارا به نفی ان برساند چراکه نتیجه چیزی در حد دماغ شکسته و چشم هایی کاسه خون خواهد بود !!.
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
البته باید در جهت اصلاح معایب تکنولوژِ ی مدرن طب از هیچ تلاشی دریغ نکرد. باید ان را نقد کرد تا بهتر و بهتر شود. اما دشواری این نقد نمیتواند و نباید مارا به نفی ان برساند چراکه نتیجه چیزی در حد دماغ شکسته و چشم هایی کاسه خون خواهد بود !!.
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
📎در باب رواج و رویش شبهعلم و خرافات
🔺چرا برخی از مردم و حتی بعضی از تحصیلکردهها و پزشکان به روشهای درمانی خرافی، شبهعلمی و حتی زیانبار رو میآورند. به راستی رمز و راز دیرپایی بعضی دیدگاهها که اثبات بطلان آنها به سادگی امکان پذیر است و شواهد متعددی نیز در طول زمان بیانگر آن بودهاند در چیست؟
🔺علتهای مختلف روانشناختی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی را میتوان برای این پدیده برشمرد. صاحبنظران به عواملی چون صفات ضداجتماعی، مداخله باورهای فردی در نتیجهگیری علمی، منفعتطلبی، توسل به فرضیه توطئه برای تخطئه علم، ذهنیت بدبینانه و هراس از برخورد با واقعیت اشاره کردهاند. (علی فیروزآبادی، علم، شبه علم: باور، حقیقت و خیال، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۹۲).
✔️در این یادداشت به این پدیده از زاویهای دیگر پرداخته شده است:
🔺انسان در گذار از دوران کودکی به بزرگسالی و بلوغ دستخوش تغییری در شیوه تفکر خود میشود که جهت آن از وابستگی به سوی استقلال، از قطعیت به سوی ابهام و از سیاه و سفید دیدن امور به سوی درک پیچیدگی پدیدهها است. کودک قادر به زندگی در ابهام نیست. پاسخ قطعی و مشخص برای سوالات خود طلب کرده و جهان را دوپاره میکند. نداشتن جواب، به بیقراری و اضطراب او دامن میزند. او برای رسیدن به احساسی امن در جهان باید به پاسخهای والدین، معلمین و بزرگترها اعتماد و اعتقاد پیدا کند. اگر از یک پاسخ قانع نشد ذهن او به فوریت به دنبال پاسخی جایگزین میگردد که آرامش از دست رفته را به وی بازگرداند. شک و ابهام پذیری در شیوه تفکر او راه ندارد.
🔺رابطه مکاتب شبهعلمی و خرافی با انسان رابطه والد- کودک است. آنها پاسخهای حاضر آماده برای پرسشها داشته و به شکلی تخیلی ذهن انسان ها را از ابهام خارج کرده و اضطراب برخاسته از بیجوابی را تخفیف میدهند. علم، از سوی دیگر با انسان رابطه ای بالغ- بالغ برقرار میکند. به او میگوید در حال حاضر درمانی برای بیماری کرونا ندارم. برو و اقدامات پیشگیرانه را تقویت کن. اما شبه علم به او وعده درمان با ادرارشتر و روغن بنفشه میدهد. این امر به یک منطقه خاص نیز محدود نیست. کافی است پای صحبت رهبر کشوری که پرچمدار علم در جهان است و نزدیک به ۸۰ درصد تولید علم را در اختیار دارد بنشینید تا به قدرت تفکر شبهعلمی باور پیدا کنید.
🔺علم اطمینان کاذب ایجاد نمیکند. متواضع است. ادعاهای بزرگ ندارد. قول و قرار بیجا نمیگذارد و میداند که آن چه امروز بیان میکند بیگمان در آینده کاملتر خواهد شد. این رویکرد برای انسان بالغ به شکلی پارادوکسیکال( متناقضنما) اعتماد آفرین است. اما ذهنی که به بلوغ نرسیده آرامش برخاسته از توهمی فریبکارانه را به اضطراب ناشی از نگریستن به نور حقیقت ترجیح میدهد. شکاکیت و عدم قطعیت بخشی مهم از برخورد علمی با پدیدهها هستند. در شبه علم، اما گزاره های قطعی و متعصبانه فراوان مشاهده میشوند. زمانی فرانسیس بیکن چنین گفت که انسان ترجیح میدهد آنچه را که میخواهد و دوست دارد باور کند. علم، آسودگی انسان را بر هم میزند. انسان بالغ توان برقراری تمایز میان تمایلات خود و واقعیت را دارد هرچند این فرایندی دشوار است که نیازمند رسیدن به درجه ای از رشد روانی است. شبه علم هنوز برای بعضی انسانها که از توان لازم برای به چالش کشیدن تفکرات آرزومندانه خود برخوردار نیستند جذابیت بیشتری دارد.
https://t.me/alifiroozabadi1344
https://t.me/Scienceadvocation
🔺چرا برخی از مردم و حتی بعضی از تحصیلکردهها و پزشکان به روشهای درمانی خرافی، شبهعلمی و حتی زیانبار رو میآورند. به راستی رمز و راز دیرپایی بعضی دیدگاهها که اثبات بطلان آنها به سادگی امکان پذیر است و شواهد متعددی نیز در طول زمان بیانگر آن بودهاند در چیست؟
🔺علتهای مختلف روانشناختی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی را میتوان برای این پدیده برشمرد. صاحبنظران به عواملی چون صفات ضداجتماعی، مداخله باورهای فردی در نتیجهگیری علمی، منفعتطلبی، توسل به فرضیه توطئه برای تخطئه علم، ذهنیت بدبینانه و هراس از برخورد با واقعیت اشاره کردهاند. (علی فیروزآبادی، علم، شبه علم: باور، حقیقت و خیال، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۹۲).
✔️در این یادداشت به این پدیده از زاویهای دیگر پرداخته شده است:
🔺انسان در گذار از دوران کودکی به بزرگسالی و بلوغ دستخوش تغییری در شیوه تفکر خود میشود که جهت آن از وابستگی به سوی استقلال، از قطعیت به سوی ابهام و از سیاه و سفید دیدن امور به سوی درک پیچیدگی پدیدهها است. کودک قادر به زندگی در ابهام نیست. پاسخ قطعی و مشخص برای سوالات خود طلب کرده و جهان را دوپاره میکند. نداشتن جواب، به بیقراری و اضطراب او دامن میزند. او برای رسیدن به احساسی امن در جهان باید به پاسخهای والدین، معلمین و بزرگترها اعتماد و اعتقاد پیدا کند. اگر از یک پاسخ قانع نشد ذهن او به فوریت به دنبال پاسخی جایگزین میگردد که آرامش از دست رفته را به وی بازگرداند. شک و ابهام پذیری در شیوه تفکر او راه ندارد.
🔺رابطه مکاتب شبهعلمی و خرافی با انسان رابطه والد- کودک است. آنها پاسخهای حاضر آماده برای پرسشها داشته و به شکلی تخیلی ذهن انسان ها را از ابهام خارج کرده و اضطراب برخاسته از بیجوابی را تخفیف میدهند. علم، از سوی دیگر با انسان رابطه ای بالغ- بالغ برقرار میکند. به او میگوید در حال حاضر درمانی برای بیماری کرونا ندارم. برو و اقدامات پیشگیرانه را تقویت کن. اما شبه علم به او وعده درمان با ادرارشتر و روغن بنفشه میدهد. این امر به یک منطقه خاص نیز محدود نیست. کافی است پای صحبت رهبر کشوری که پرچمدار علم در جهان است و نزدیک به ۸۰ درصد تولید علم را در اختیار دارد بنشینید تا به قدرت تفکر شبهعلمی باور پیدا کنید.
🔺علم اطمینان کاذب ایجاد نمیکند. متواضع است. ادعاهای بزرگ ندارد. قول و قرار بیجا نمیگذارد و میداند که آن چه امروز بیان میکند بیگمان در آینده کاملتر خواهد شد. این رویکرد برای انسان بالغ به شکلی پارادوکسیکال( متناقضنما) اعتماد آفرین است. اما ذهنی که به بلوغ نرسیده آرامش برخاسته از توهمی فریبکارانه را به اضطراب ناشی از نگریستن به نور حقیقت ترجیح میدهد. شکاکیت و عدم قطعیت بخشی مهم از برخورد علمی با پدیدهها هستند. در شبه علم، اما گزاره های قطعی و متعصبانه فراوان مشاهده میشوند. زمانی فرانسیس بیکن چنین گفت که انسان ترجیح میدهد آنچه را که میخواهد و دوست دارد باور کند. علم، آسودگی انسان را بر هم میزند. انسان بالغ توان برقراری تمایز میان تمایلات خود و واقعیت را دارد هرچند این فرایندی دشوار است که نیازمند رسیدن به درجه ای از رشد روانی است. شبه علم هنوز برای بعضی انسانها که از توان لازم برای به چالش کشیدن تفکرات آرزومندانه خود برخوردار نیستند جذابیت بیشتری دارد.
https://t.me/alifiroozabadi1344
https://t.me/Scienceadvocation
Telegram
دكتر فیروزآبادی
@AliFiroozabadi
📎معرفی کتاب
روانپزشکان و درمانگران سنتی (انتشارات نوید شیراز با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مرکز تحقیقات طب سنتی، ۱۳۹۰)
🔺با گام گذاشتن به قرن و هزاره نوین، شاهد آن هستیم که خدمات علمی و پیچیده روانپزشکی، روانشناسی و توانبخشی در جهان رو به گسترش است. تقریبا هر کشوری به ارتقا بهداشت روان در جوامع خود از طریق استفاده قدرتمندانه از پیشرفتهای علوم اعصاب، پزشکی رفتاری و بهداشت روانی متعهد شده است. با این وجود اکثریت جمعیت دنیا که در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی(۲۰۰۱) دسترسی محدودی به خدمات پزشکی و روانپزشکی دارند. تخمین زده شده که تا ۸۵ درصد جمعیت دنیا به طبیبان و داروهای سنتی برای مقابله با مشکلات جسمی و روانی خود تکیه میکنند. سازمان جهانی بهداشت در استراتژی طب سنتی خود اشاره میکند که در اوگاندا به طور مثال، نسبت شفا دهندگان سنتی به جمعیت در حدود یک به دویست است. این به شکلی واضح در تقابل با دسترسی به درمانگران مدرن قرار دارد (یک به بیستهزار). در برخی نقاط جهان از قبیل آند در امریکای جنوبی هیچ روانپزشکی یا سیستم مراقبتی بهداشت روانی برای جماعت بومی وجود ندارد. بنابراین آنها به شکلی کامل به شفادهندگان سنتی، خانواده و حمایتهای قبیلهای برای کنار آمدن با مشکلات روانشناختی خود رو میاورند. این کتاب بر مشارکت قابل توجه درمانگران سنتی در سلامتی اکثریت مردم جهان پرداخته و نقش ناشناخته آنها را در بهداشت روانی دنیا برجسته میکند.
🔺منشا این کتاب به موسسهای ابتکاری در اکوادور بر میگردد که در دهه ۸۰ شکل گرفت و سپس با حمایت شاخه بین فرهنگی انجمن جهانی روانپزشکی در ۲۰۰۱ گسترش یافت. این کتاب نتیجه کنفرانس بین المللی تحت عنوان “ روانپزشکان و شفادهندگان، همکاران ناخواسته- چالشی برای روانپزشکی بینفرهنگی در عصر جهانی شدن” بود که در ۲۰۰۵ در کیتو اکوادور برگزار شد
🔺این کتاب ارایه کننده دادههای تحقیقاتی اصیل ، تجارب بالینی، مشاهدات موردی و برنامه های مقدماتی (پایلوت)روانپزشکی در مورد همکاری شفادهندگان و روانپزشکان در کشورهای مختلف دنیا است.
https://t.me/alifiroozabadi1344
https://t.me/Scienceadvocation
روانپزشکان و درمانگران سنتی (انتشارات نوید شیراز با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مرکز تحقیقات طب سنتی، ۱۳۹۰)
🔺با گام گذاشتن به قرن و هزاره نوین، شاهد آن هستیم که خدمات علمی و پیچیده روانپزشکی، روانشناسی و توانبخشی در جهان رو به گسترش است. تقریبا هر کشوری به ارتقا بهداشت روان در جوامع خود از طریق استفاده قدرتمندانه از پیشرفتهای علوم اعصاب، پزشکی رفتاری و بهداشت روانی متعهد شده است. با این وجود اکثریت جمعیت دنیا که در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی(۲۰۰۱) دسترسی محدودی به خدمات پزشکی و روانپزشکی دارند. تخمین زده شده که تا ۸۵ درصد جمعیت دنیا به طبیبان و داروهای سنتی برای مقابله با مشکلات جسمی و روانی خود تکیه میکنند. سازمان جهانی بهداشت در استراتژی طب سنتی خود اشاره میکند که در اوگاندا به طور مثال، نسبت شفا دهندگان سنتی به جمعیت در حدود یک به دویست است. این به شکلی واضح در تقابل با دسترسی به درمانگران مدرن قرار دارد (یک به بیستهزار). در برخی نقاط جهان از قبیل آند در امریکای جنوبی هیچ روانپزشکی یا سیستم مراقبتی بهداشت روانی برای جماعت بومی وجود ندارد. بنابراین آنها به شکلی کامل به شفادهندگان سنتی، خانواده و حمایتهای قبیلهای برای کنار آمدن با مشکلات روانشناختی خود رو میاورند. این کتاب بر مشارکت قابل توجه درمانگران سنتی در سلامتی اکثریت مردم جهان پرداخته و نقش ناشناخته آنها را در بهداشت روانی دنیا برجسته میکند.
🔺منشا این کتاب به موسسهای ابتکاری در اکوادور بر میگردد که در دهه ۸۰ شکل گرفت و سپس با حمایت شاخه بین فرهنگی انجمن جهانی روانپزشکی در ۲۰۰۱ گسترش یافت. این کتاب نتیجه کنفرانس بین المللی تحت عنوان “ روانپزشکان و شفادهندگان، همکاران ناخواسته- چالشی برای روانپزشکی بینفرهنگی در عصر جهانی شدن” بود که در ۲۰۰۵ در کیتو اکوادور برگزار شد
🔺این کتاب ارایه کننده دادههای تحقیقاتی اصیل ، تجارب بالینی، مشاهدات موردی و برنامه های مقدماتی (پایلوت)روانپزشکی در مورد همکاری شفادهندگان و روانپزشکان در کشورهای مختلف دنیا است.
https://t.me/alifiroozabadi1344
https://t.me/Scienceadvocation
Telegram
دكتر فیروزآبادی
@AliFiroozabadi
کانال “دفاع از علم “
کانالی برای شبه علم زدایی از دانش طب
آخرین مقالات در ارتباط با جدل دانش و شبه دانش را از این کانال پی گیری کنید
https://t.me/Scienceadvocation
کانالی برای شبه علم زدایی از دانش طب
آخرین مقالات در ارتباط با جدل دانش و شبه دانش را از این کانال پی گیری کنید
https://t.me/Scienceadvocation
👥 وبینار «شبهعلم و طب سنتی»
👤 تاریخ: ١٣٩٩/٨/١٥، ساعت ١١ صبح، به مدت یکساعت
👤 سخنرانیها به ترتیب اجرا:
🔘 علم روشمند، شبهعلم بیروش (دکتر رضا #منصوری: استاد دانشگاه صنعتی شریف و معاون اسبق پژوهشی وزارت علوم)
🔘 تبارشناسی تصورات پزشکی (دکتر بابک #زمانی: دبیر انجمن علمی بيمارىهاى مغز و اعصاب ايران و رئیس سابق انجمن سکته مغزی ایران)
🔘 ارتباط طب سنتی با رشته پزشکی (دکتر رضا #ملکزاده: معاون تحقيقات و فناورى وزارت بهداشت و رئیس پژوهشکده بیماریهای گوارش و کبد)
🔘 طب مبتنی بر شواهد در پزشکی امروز (دکتر امیر #شعبانی: استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران و دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران)
👤 لینک ورود به وبینار:
💥 https://imcall.iums.ac.ir/b/h6e-89b-dfm
https://t.me/Scienceadvocation
👤 تاریخ: ١٣٩٩/٨/١٥، ساعت ١١ صبح، به مدت یکساعت
👤 سخنرانیها به ترتیب اجرا:
🔘 علم روشمند، شبهعلم بیروش (دکتر رضا #منصوری: استاد دانشگاه صنعتی شریف و معاون اسبق پژوهشی وزارت علوم)
🔘 تبارشناسی تصورات پزشکی (دکتر بابک #زمانی: دبیر انجمن علمی بيمارىهاى مغز و اعصاب ايران و رئیس سابق انجمن سکته مغزی ایران)
🔘 ارتباط طب سنتی با رشته پزشکی (دکتر رضا #ملکزاده: معاون تحقيقات و فناورى وزارت بهداشت و رئیس پژوهشکده بیماریهای گوارش و کبد)
🔘 طب مبتنی بر شواهد در پزشکی امروز (دکتر امیر #شعبانی: استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران و دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران)
👤 لینک ورود به وبینار:
💥 https://imcall.iums.ac.ir/b/h6e-89b-dfm
https://t.me/Scienceadvocation
imcall.iums.ac.ir
وبینار شبه علم و طب سنتی
با استفاده از سامانه از شما دعوت شده است تا به وبینار شبه علم و طب سنتی بپیوندید. برای پیوستن، پیوند زیر را کلیک کنید و نام خود را درج کنید.
👤 احمد مروارید | استاد دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد
🔆 مدعیان طب اسلامی بگویند چرا ائمه (ع) به طبیب مراجعه میکردند؟
🔆 با تقدیس طب اسلامی، مخالفین خود را به عنوان مخالف اسلام جلوه میدهند!
https://bit.ly/37zQPAU
🔉 کانال تلگرامی سلامت روان و جامعه
🌄 صفحهی اینستاگرامی سلامت روان و جامعه
https://t.me/Scienceadvocation
🔆 مدعیان طب اسلامی بگویند چرا ائمه (ع) به طبیب مراجعه میکردند؟
🔆 با تقدیس طب اسلامی، مخالفین خود را به عنوان مخالف اسلام جلوه میدهند!
https://bit.ly/37zQPAU
🔉 کانال تلگرامی سلامت روان و جامعه
🌄 صفحهی اینستاگرامی سلامت روان و جامعه
https://t.me/Scienceadvocation