کرونا طب سنتی و شبهعلم
این روزها دقت کنید که شبهعلم با پوشیدن لباس و رویه طب سنتی یا اسلامی، در دستان و بر زبان عدهای جاری است.
به گزارش ایسنا، مهدی زارع، عضو وابسته فرهنگستان علوم، در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: «این روزها که کشور درگیر مسئله ویروس کرونا است، هرروز در بعضی فروشگاههایی که گیاهان دارویی میفروشند، اطلاعیهای بر شیشه مغازه نصب میشود که «شربت کرونا رسید»، یا «دخان کرونا برای درمان ویروس کرونا رسید.» این داروها همگی بهعنوان طب سنتی عرضه میشوند. در پنج سال اخیر تعداد این نوع فروشگاهها، در محدودهای که نگارنده در تهران زندگی میکند حدود پنج برابر افزایش یافته است. ظاهرا این کسبوکاری بسیار پررونق است و تأسفبار آن است که این رونق کسبوکار در کنار رونق مغازههای فروش توتون، تنباکو، قلیان و سیگار است! این نوع فروشگاهها به ظاهر به محل عرضه درمان دردهای بیدرمان مردم تبدیل شدهاند.
آیتالله سیداحمد علمالهدی، امام جمعه مشهد روز ۲۳ فروردین ۹۷ در اولین مجمع سلامت استان خراسان رضوی گفت: «جریان سلامت کاملا علمی، تخصصی و وابسته به اندیشه، فکر، علم و تخصص است. همه اقداماتی که در این زمینه انجام میشود، باید با مشورت و نظارت متخصص در مسئله سلامت انجام شود... سلامت ارتباط بسیار قوی با علم و تخصص دارد و با سایر بافتهای اجتماعی نمیتوان جریان سلامت را تأمین و اداره کرد. ...در عرصه اسلام و دین در تأمین سلامت و درمان افراد چه در حوزههای اجتماعی و چه در حوزههای فردی هیچ منبعی جز تخصص طب وجود ندارد. برادران و خواهران متدین باید این واقعیت را بپذیرید و بدانید که اگر ما چیزی به نام طب اسلامی داشتیم، خود ائمه علیهمالسلام که مبدأ اسلام هستند، به طبیب مراجعه نمیکردند. اگر در اسلام طبی وجود داشت، آیا ممکن بود امام صادق(ع) آن را ندانند و در مقام درمان بیماری خودشان به یک طبیب کافر مراجعه کنند؛ درحالیکه در اسلام طب وجود دارد. تأمین سلامت خارج از تخصص طب با هیچ دعا، ثنا و تمسکی قابل اجرا نیست.»
استیو جابز (بنیانگذار شرکت اپل و مخترع گوشیهای تمام لمسی آیفون) در سال ۲۰۰۹ به سرطان مبتلا شد ولی برای درمان بیماریاش از طب سنتی استفاده کرد و عمل جراحیاش را برای ۹ ماه عقب انداخت؛ تأخیری که به عامل مرگ سازنده «اپل» در نیمه اکتبر ۲۰۱۱ تبدیل شد. این بیاعتمادی رئیس و بنیانگذار فقید یکی از مدرنترین شرکتهای فناوری دنیا به پزشکی مدرن، نمونه و شاخص بحرانی است که در سرتاسر دنیا بهویژه ایران چند سالی است ظاهر شده؛ مردم به دلایل مختلف برای درمان بیماریهایی مثل سرماخوردگی، میگرن یا حتی سرطان، بهجای روشهای روز پزشکی از همان روشهای قدیمی که بهعنوان طب سنتی و طب اسلامی عرضه میشود، استفاده میکنند. نتایج یک نظرسنجی از انجمن انکلوژی بالینی ایالت متحده آمریکا نشان داده است که ۴۰ درصد جمعیت این کشور بر این باورند که طب مکمل میتواند سرطان را درمان کند!
در فرهنگ روزمره و گفتار و باورهای عامیانه مردم با طرز فکرها و ادعاهایی مواجه میشویم که علمی نیستند ولی ظاهر علمی دارند و از بیان و کلام ظاهرا علمی برای اثبات ادعاهای غیرعلمی استفاده میکنند. به این نوع ادعاها و طرز فکرها شبهعلم میگویند. شبهعلم معمولا بیشترین آسیب را به علم و توسعه و ترویج آن میزند؛ چراکه ظاهر علمی دارد ولی به ترویج خرافات و موهومات در قالب و ظاهر علم کمک میکند. بسیاری از دانشگران حوزه تاریخ و فلسفه علم مصداقهایی ازجمله طالعبینی، ستارهبینی، کفبینی، هومیوپاتی و طب سوزنی و انواع پیشگوییها را ازجمله موارد مرتبط با شبهعلم میدانند. مردم شبهعلم را باور میکنند، چون به هیجان نیاز دارند، تفکرات آرزومندانه نزد مردم وجود دارد، بسیاری ساده و زودباور هستند، بسیاری هر رخداد جدیدی را بهعنوان واقعیت دائمی به خاطر میسپارند و ازدسترفتهها را فراموش میکنند. شبهعلم چندین ویژگی دارد: ادعایی است با طبیعت و ظاهر علمی که شواهد علمی قابل تکرار و مستند ندارد، مبتنی بر شواهد روایی (حکایتها) است، روی موارد ناسازگاریهای (مفروض) علمی مانور میدهد، برای توصیف مسائل غیرقابل توضیح بهصورت راز یا اسطوره تلاش میکند، براساس برقراری تشابه صرف بحث میکند، از بحثهای آماری سوءاستفاده میکند، آمار را فیلتر میکند یا رویکردی انتخابی با آمار دارد، پیشفرضهای غیرقابلابطال دارد، تجدیدنظر نمیکند، حتی اگر ثابت شود که غلط است، مطالبش مستقیما به روزنامهها میرود بهجای اینکه قبلا در ژورنالهای معتبر علمی با داوری منتشر شود، ادعا میکند در معرض حذف و آزار قرارگرفته است، ادعا میکند الگوی نمونه جدیدی را کشف کرده است و ادعا میکند برای هر مرضی حتما یک درمان دارد.
این روزها دقت کنید که شبهعلم با پوشیدن لباس و رویه طب سنتی یا اسلامی، در دستان و بر زبان عدهای جاری است.
به گزارش ایسنا، مهدی زارع، عضو وابسته فرهنگستان علوم، در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: «این روزها که کشور درگیر مسئله ویروس کرونا است، هرروز در بعضی فروشگاههایی که گیاهان دارویی میفروشند، اطلاعیهای بر شیشه مغازه نصب میشود که «شربت کرونا رسید»، یا «دخان کرونا برای درمان ویروس کرونا رسید.» این داروها همگی بهعنوان طب سنتی عرضه میشوند. در پنج سال اخیر تعداد این نوع فروشگاهها، در محدودهای که نگارنده در تهران زندگی میکند حدود پنج برابر افزایش یافته است. ظاهرا این کسبوکاری بسیار پررونق است و تأسفبار آن است که این رونق کسبوکار در کنار رونق مغازههای فروش توتون، تنباکو، قلیان و سیگار است! این نوع فروشگاهها به ظاهر به محل عرضه درمان دردهای بیدرمان مردم تبدیل شدهاند.
آیتالله سیداحمد علمالهدی، امام جمعه مشهد روز ۲۳ فروردین ۹۷ در اولین مجمع سلامت استان خراسان رضوی گفت: «جریان سلامت کاملا علمی، تخصصی و وابسته به اندیشه، فکر، علم و تخصص است. همه اقداماتی که در این زمینه انجام میشود، باید با مشورت و نظارت متخصص در مسئله سلامت انجام شود... سلامت ارتباط بسیار قوی با علم و تخصص دارد و با سایر بافتهای اجتماعی نمیتوان جریان سلامت را تأمین و اداره کرد. ...در عرصه اسلام و دین در تأمین سلامت و درمان افراد چه در حوزههای اجتماعی و چه در حوزههای فردی هیچ منبعی جز تخصص طب وجود ندارد. برادران و خواهران متدین باید این واقعیت را بپذیرید و بدانید که اگر ما چیزی به نام طب اسلامی داشتیم، خود ائمه علیهمالسلام که مبدأ اسلام هستند، به طبیب مراجعه نمیکردند. اگر در اسلام طبی وجود داشت، آیا ممکن بود امام صادق(ع) آن را ندانند و در مقام درمان بیماری خودشان به یک طبیب کافر مراجعه کنند؛ درحالیکه در اسلام طب وجود دارد. تأمین سلامت خارج از تخصص طب با هیچ دعا، ثنا و تمسکی قابل اجرا نیست.»
استیو جابز (بنیانگذار شرکت اپل و مخترع گوشیهای تمام لمسی آیفون) در سال ۲۰۰۹ به سرطان مبتلا شد ولی برای درمان بیماریاش از طب سنتی استفاده کرد و عمل جراحیاش را برای ۹ ماه عقب انداخت؛ تأخیری که به عامل مرگ سازنده «اپل» در نیمه اکتبر ۲۰۱۱ تبدیل شد. این بیاعتمادی رئیس و بنیانگذار فقید یکی از مدرنترین شرکتهای فناوری دنیا به پزشکی مدرن، نمونه و شاخص بحرانی است که در سرتاسر دنیا بهویژه ایران چند سالی است ظاهر شده؛ مردم به دلایل مختلف برای درمان بیماریهایی مثل سرماخوردگی، میگرن یا حتی سرطان، بهجای روشهای روز پزشکی از همان روشهای قدیمی که بهعنوان طب سنتی و طب اسلامی عرضه میشود، استفاده میکنند. نتایج یک نظرسنجی از انجمن انکلوژی بالینی ایالت متحده آمریکا نشان داده است که ۴۰ درصد جمعیت این کشور بر این باورند که طب مکمل میتواند سرطان را درمان کند!
در فرهنگ روزمره و گفتار و باورهای عامیانه مردم با طرز فکرها و ادعاهایی مواجه میشویم که علمی نیستند ولی ظاهر علمی دارند و از بیان و کلام ظاهرا علمی برای اثبات ادعاهای غیرعلمی استفاده میکنند. به این نوع ادعاها و طرز فکرها شبهعلم میگویند. شبهعلم معمولا بیشترین آسیب را به علم و توسعه و ترویج آن میزند؛ چراکه ظاهر علمی دارد ولی به ترویج خرافات و موهومات در قالب و ظاهر علم کمک میکند. بسیاری از دانشگران حوزه تاریخ و فلسفه علم مصداقهایی ازجمله طالعبینی، ستارهبینی، کفبینی، هومیوپاتی و طب سوزنی و انواع پیشگوییها را ازجمله موارد مرتبط با شبهعلم میدانند. مردم شبهعلم را باور میکنند، چون به هیجان نیاز دارند، تفکرات آرزومندانه نزد مردم وجود دارد، بسیاری ساده و زودباور هستند، بسیاری هر رخداد جدیدی را بهعنوان واقعیت دائمی به خاطر میسپارند و ازدسترفتهها را فراموش میکنند. شبهعلم چندین ویژگی دارد: ادعایی است با طبیعت و ظاهر علمی که شواهد علمی قابل تکرار و مستند ندارد، مبتنی بر شواهد روایی (حکایتها) است، روی موارد ناسازگاریهای (مفروض) علمی مانور میدهد، برای توصیف مسائل غیرقابل توضیح بهصورت راز یا اسطوره تلاش میکند، براساس برقراری تشابه صرف بحث میکند، از بحثهای آماری سوءاستفاده میکند، آمار را فیلتر میکند یا رویکردی انتخابی با آمار دارد، پیشفرضهای غیرقابلابطال دارد، تجدیدنظر نمیکند، حتی اگر ثابت شود که غلط است، مطالبش مستقیما به روزنامهها میرود بهجای اینکه قبلا در ژورنالهای معتبر علمی با داوری منتشر شود، ادعا میکند در معرض حذف و آزار قرارگرفته است، ادعا میکند الگوی نمونه جدیدی را کشف کرده است و ادعا میکند برای هر مرضی حتما یک درمان دارد.
علم آن چیزی است که بهعنوان قانونمندیهای طبیعت و زندگی از طریق فنون آزمایشی جدید، از طریق روش علمی و بهصورت پویا به دست آید. علم به پیشبینی آینده بر اساس قانونمندیهای جهانشمول و قابل آزمون میپردازد. این قانونمندیها را میتوان در هر عرصه تخصصی مطرح کرد. این پیشبینیها در جهان واقعی قابل پیگیری است. قانونهای علمی با قوانین ریاضی قابل بیان بوده و کوتاه و منسجم است. امکان کشف و ابطال هر گزاره علمی وجود دارد و سازوکاری قابل توضیح برای قانونهای علمی بر اساس نیروهای شناختهشده وجود دارد. نوشتهها و گزارههای علمی در صورت ابطال با گزاره جدید جایگزین میشود. این روزها دقت کنید که شبهعلم با پوشیدن لباس و رویه طب سنتی یا اسلامی، در دستان و بر زبان عدهای جاری است. گروهی با حضور در جلسه مدیریت بحران در هفته دوم اسفند ۹۸ در شهر قم وقت متخصصان پزشکی و مدیریت بحران را با حرفهای ناروا و ادعاهای نابجا درباره طب میگیرند و شعار تبعیت از حضرت امام جعفر صادق (ع) میدهند. گروهی دیگر به نام کمک به پرستاران به درون بخشهای مراقبتهای ویژه بیماران کرونا رفتهاند و از آنجا به نحوه درمان و نظافت و استرلیزه کردن محیط و اساسا مراجعه بیماران به بیمارستانها ایراد میگیرند! این گروه در شرایطی که بحران همهگیری ویروس کرونا مردم ما را تهدید میکند، به خطری مضاعف تبدیل شدهاند. به هوش باشیم که گرایش مردم به هر میزان به این افراد و این نوع روشهای درمانی بیحسابوکتاب بسیار برای سلامت همگانی خطرناک است.»
دکتر مهدی زارع
https://t.me/Scienceadvocation
دکتر مهدی زارع
https://t.me/Scienceadvocation
Forwarded from TEDxTehran (Hossein Nasiri)
بسیاری از ما انسانها در مواجهه با موقعیتهای سخت به ویژه هنگام دچارشدن خودمان و یا عزیزانمان به بیماریهای نادر، آمادگی فریبخوردن داریم؛
«کیارش آرامش» - متخصص پزشکی اجتماعی و اخلاق پزشکی - با توجه به سالها تحقیق و بررسی علل رجوع بیماران به شبهعلم و خرافات، به راهکارهایی کاربردی برای تشخیص آنها از علم و گرفتارنشدن در دام فریبکاران رسیده است؛
او در این تداکستاک که در رویداد #تداکس_تهران_۲۰۱۷ انجام شده است، شما را به صورت شفاف و دقیق با این راهکارها آشنا میکند؛
این شما و این «چگونه خودمان را در هنگام بیماری فریب میدهیم».
https://www.aparat.com/v/O8HhK/ns#
تداکستهران امید دارد که از تماشای این تاک لذت و بهره ببرید.
#TEDxTehran2017
#تداکس_تهران
#هر_جمعه_یک_سخنرانی
@TEDxTehran
«کیارش آرامش» - متخصص پزشکی اجتماعی و اخلاق پزشکی - با توجه به سالها تحقیق و بررسی علل رجوع بیماران به شبهعلم و خرافات، به راهکارهایی کاربردی برای تشخیص آنها از علم و گرفتارنشدن در دام فریبکاران رسیده است؛
او در این تداکستاک که در رویداد #تداکس_تهران_۲۰۱۷ انجام شده است، شما را به صورت شفاف و دقیق با این راهکارها آشنا میکند؛
این شما و این «چگونه خودمان را در هنگام بیماری فریب میدهیم».
https://www.aparat.com/v/O8HhK/ns#
تداکستهران امید دارد که از تماشای این تاک لذت و بهره ببرید.
#TEDxTehran2017
#تداکس_تهران
#هر_جمعه_یک_سخنرانی
@TEDxTehran
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
چگونه خودمان را هنگام بیماری فریب می دهیم | کیارش آرامش
بر هیچکس پوشیده نیست که قسمتی از فرهنگمان با باورها و اعتقادات خرافی بسیاری پیوند خورده است؛ در چنین فرهنگی به ویژه در مواقع سخت میبایست چگونه فکر و عمل کنیم؟ مثلن در مواجهه با بیماریهای نادر حواسمان باید به چه چیزهایی باشد؟
شباهت طب سنتی و هومیوپاتی
طب سنتی و هومیوپاتی یک ویژگی مشترک دارند. (البته این ویژگی را خیلی دیگر از شاخههای شبهعلم دارند. اما اینجا سخن من درباره این دو شاخه است.)
ویژگی مشترک این که هر دو مجموعهای از «مقدسات» دارند. این مقدسات غیرقابل نقد و تغییرند زیرا هویت این دو رشته را در گرو خود دارند. یعنی اگر آن مقدسات نباشند، دیگر طب سنتی و هومیوپاتی هیچ هویت و شخصیت مستقلی نخواهند داشت.
منظور از مقدس در اینجا، اعتقادی است که به باور فرد، ورای نقد علمی و عقلی قرار میگیرد. یعنی در هر حال باید به آن باور داشت و آن را از نقد بنیادین در امان نگاه داشت. یعنی به هر قیمتی و به عنوان یک وطیفه آیینی باید به دنبال شواهد و مدارک برای تایید آن گشت و هر شاهد و مدرک و دلیل رد کنندهای را به لطایف الحیل فروکوفت و رد کرد. یعنی اعتقادی که «باید» درست باشد.
باوری اول به درست بودنش باور کردهایم و به جزم رسیدهایم و بعد، به سراغ دلایل و شواهد و مدارک و استدلال و پژوهش میرویم، فقط به این قصد که دلایل و شواهد درست بودن آن باور را پیدا کنیم یا به منتقدان و ناباوران پاسخ درخور بدهیم.
مقدسات طب سنتی عبارتند از نظریه مزاجی و اخلاطی. یعنی باور به وجود اخلاط و مزاجهای چهارگانه و تعریف سلامت و بیماری بر اساس آنها و تعادل و عدم تعادل میان آنها.
و مقدسات هومیوپاتی عبارتند از دو اصل بنیادین آن: «مشابه، مشابه را درمان میکند» و «رقت کمتر باعث تاثیر بیشتر میرشود.»
هر دو رشته این ویژگی مشترک را دارند که اگر باورهای مقدس و جزمیشان فروپاشد، دیگر «هویت» خود را از دست میدهند. یعنی دیگر چیزی از سنتی بودن یا هومیوپاتی بودن این رشتهها باقی نمیماند.
همکاران طب سنتی از منابع متعدد مدرن استفاده میکنند. کتابهای گیاه شناسی دارویی مدرن را در مطالعه میگیرند تا از آن ها قطعههایی را استخراج کنند و لحاف چهل تکهای را به عنوان مجموعه روشهای درمانی عرضه کنند. اما اگر به استفاده از منابع معتبر و مبتنی بر شواهد اکتفا کنند، دیگر طب سنتی نیستند. حداکثر میشوند گیاه درمانی.
اما آن چه که به ایشان هویت مستقل میدهد تا خود را یک رشته در کنار طب مدرن بخوانند، همان تمسک به بدنه فربهای از نظریات منسوخ و شبهعلمی به نام نظریه مزاجی و اخلاطی است. اینجاست که جدا باور میکنند و ادعا میکنند که چیزی میدانند و در چنته دارند که از بقیه متفاوت و ممتاز است. این سرمایه ممتاز کننده در واقع همان پاشنه آشیل آنهاست. یعنی لنگری که آنها را همچنان و همیشه پایبست مرداب شبهعلم نگاه می دارد.
دكتر كيارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
طب سنتی و هومیوپاتی یک ویژگی مشترک دارند. (البته این ویژگی را خیلی دیگر از شاخههای شبهعلم دارند. اما اینجا سخن من درباره این دو شاخه است.)
ویژگی مشترک این که هر دو مجموعهای از «مقدسات» دارند. این مقدسات غیرقابل نقد و تغییرند زیرا هویت این دو رشته را در گرو خود دارند. یعنی اگر آن مقدسات نباشند، دیگر طب سنتی و هومیوپاتی هیچ هویت و شخصیت مستقلی نخواهند داشت.
منظور از مقدس در اینجا، اعتقادی است که به باور فرد، ورای نقد علمی و عقلی قرار میگیرد. یعنی در هر حال باید به آن باور داشت و آن را از نقد بنیادین در امان نگاه داشت. یعنی به هر قیمتی و به عنوان یک وطیفه آیینی باید به دنبال شواهد و مدارک برای تایید آن گشت و هر شاهد و مدرک و دلیل رد کنندهای را به لطایف الحیل فروکوفت و رد کرد. یعنی اعتقادی که «باید» درست باشد.
باوری اول به درست بودنش باور کردهایم و به جزم رسیدهایم و بعد، به سراغ دلایل و شواهد و مدارک و استدلال و پژوهش میرویم، فقط به این قصد که دلایل و شواهد درست بودن آن باور را پیدا کنیم یا به منتقدان و ناباوران پاسخ درخور بدهیم.
مقدسات طب سنتی عبارتند از نظریه مزاجی و اخلاطی. یعنی باور به وجود اخلاط و مزاجهای چهارگانه و تعریف سلامت و بیماری بر اساس آنها و تعادل و عدم تعادل میان آنها.
و مقدسات هومیوپاتی عبارتند از دو اصل بنیادین آن: «مشابه، مشابه را درمان میکند» و «رقت کمتر باعث تاثیر بیشتر میرشود.»
هر دو رشته این ویژگی مشترک را دارند که اگر باورهای مقدس و جزمیشان فروپاشد، دیگر «هویت» خود را از دست میدهند. یعنی دیگر چیزی از سنتی بودن یا هومیوپاتی بودن این رشتهها باقی نمیماند.
همکاران طب سنتی از منابع متعدد مدرن استفاده میکنند. کتابهای گیاه شناسی دارویی مدرن را در مطالعه میگیرند تا از آن ها قطعههایی را استخراج کنند و لحاف چهل تکهای را به عنوان مجموعه روشهای درمانی عرضه کنند. اما اگر به استفاده از منابع معتبر و مبتنی بر شواهد اکتفا کنند، دیگر طب سنتی نیستند. حداکثر میشوند گیاه درمانی.
اما آن چه که به ایشان هویت مستقل میدهد تا خود را یک رشته در کنار طب مدرن بخوانند، همان تمسک به بدنه فربهای از نظریات منسوخ و شبهعلمی به نام نظریه مزاجی و اخلاطی است. اینجاست که جدا باور میکنند و ادعا میکنند که چیزی میدانند و در چنته دارند که از بقیه متفاوت و ممتاز است. این سرمایه ممتاز کننده در واقع همان پاشنه آشیل آنهاست. یعنی لنگری که آنها را همچنان و همیشه پایبست مرداب شبهعلم نگاه می دارد.
دكتر كيارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
داستان طب سنتی همانند بسیاری از مسایل اجتماعی دیگر ریشه در نیازها و عادات و یافته های تاریخی دارد که در بوته زمان و تجربه وشواهد قابل اعتنا و پذیرفتنی و عقل پسند بررسی و پذیرفته شده اند
فراموش نکنیم که این سیر بسیار طولانی و ریشه دار انگیزه ای جز نیاز مردم نداشته است مشابه این تلاش عظیم را میتوان در موارد بیشمار دیگری نیز مشاهده کرد
یک لحظه طب سنتی را به کناری بگزاریم و مثلا مساله نقل و انتقال و مسافرت و سیر آن در تاریخ را اجمالا بر رسی کنیم
در آغاز تاریخ حوا با گرفتن دست کودکان خود آن ها را پا به پا برد تا شیوه راه رفتن را به آنان بیاموزد ولی چون پای برهنه و ناهمواری راه با هم سازگاری ندارند پوششی برای پا از برگ درختان و بعد پوست درخت درست کردند تا راه رفتن دل پذیر تر شود و کفش اختراع شد سالهای دیگر گذشت تا انسان آموخت که میتواند بعضی از حیوانات را رام کند و بر پشت آنان سوار شود و راحت و بدون خستگی مسافت بیشتری را در زمانی کوتاهتر طی کند
این یک تحول عظیم در زمان خود بود ولی تازه اول کار بود
داستان را کوتاه کنیم
زمانی که چرخ اختراع شد تحولی عظیم بعدی رخداد و همه قواعد موجود را زیر و رو کرد
مسافرت های دور تر به آسانی میسر شد و روابط انسانی قواعد تازه پیدا کرد
با اختراع موتور و جایگزینی
آن با شتر ، دنیا زیر و رو و قواعد جدید حکم فرما شد اقیانوس ها فرمان پذیر شدند و آسمان ها رام انسان شدند و سرا سر دنیا بهم نزدیکتر شده انسان به کره ماه قدم گذاشت
شگفت آنکه امروز هم ، انسان. با تمام انواع وسایل و شیوه های فوق ، از پای برهنه تا فضا پیما ی مدرن استفاده میکند و هیچ دعوا و بحث و منازعه ای هم در کار نیست
هیچ کس در صدد نیست مسافرت سنتی را جایگزین مسافرت مدرن بکند و برای مسافرت عهد عتیق محاسن بی شمار ردیف کند و ارابه را در مقابل قطار سریع السیر یا هواپیمای فوق صوت ب رخ بکشد و هزار و یک خاصیت شگفت اور برای آن تعریف کند
چرا؟؟؟؟
جهان را خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکو است
شک نیست بعضی روش های سنتی که موثر و بی ضرر بودن آن را سیر زمان و سینه مادر بزرگان پذیرفته اند امروز هم قابل استفاده هستند
ولی دانشکده جدا برای طب سنتی درست کردن و آن را از طب علمی و مورد پذیرش دنیا جدا کردن مساله ای بسیار قابل تامل است و نیاز به بررسی عاقلانه ، فارغ از تعصب و بسیاری از عوامل دیگر دارد
دکتر ایرج فاضل
https://t.me/Scienceadvocation
فراموش نکنیم که این سیر بسیار طولانی و ریشه دار انگیزه ای جز نیاز مردم نداشته است مشابه این تلاش عظیم را میتوان در موارد بیشمار دیگری نیز مشاهده کرد
یک لحظه طب سنتی را به کناری بگزاریم و مثلا مساله نقل و انتقال و مسافرت و سیر آن در تاریخ را اجمالا بر رسی کنیم
در آغاز تاریخ حوا با گرفتن دست کودکان خود آن ها را پا به پا برد تا شیوه راه رفتن را به آنان بیاموزد ولی چون پای برهنه و ناهمواری راه با هم سازگاری ندارند پوششی برای پا از برگ درختان و بعد پوست درخت درست کردند تا راه رفتن دل پذیر تر شود و کفش اختراع شد سالهای دیگر گذشت تا انسان آموخت که میتواند بعضی از حیوانات را رام کند و بر پشت آنان سوار شود و راحت و بدون خستگی مسافت بیشتری را در زمانی کوتاهتر طی کند
این یک تحول عظیم در زمان خود بود ولی تازه اول کار بود
داستان را کوتاه کنیم
زمانی که چرخ اختراع شد تحولی عظیم بعدی رخداد و همه قواعد موجود را زیر و رو کرد
مسافرت های دور تر به آسانی میسر شد و روابط انسانی قواعد تازه پیدا کرد
با اختراع موتور و جایگزینی
آن با شتر ، دنیا زیر و رو و قواعد جدید حکم فرما شد اقیانوس ها فرمان پذیر شدند و آسمان ها رام انسان شدند و سرا سر دنیا بهم نزدیکتر شده انسان به کره ماه قدم گذاشت
شگفت آنکه امروز هم ، انسان. با تمام انواع وسایل و شیوه های فوق ، از پای برهنه تا فضا پیما ی مدرن استفاده میکند و هیچ دعوا و بحث و منازعه ای هم در کار نیست
هیچ کس در صدد نیست مسافرت سنتی را جایگزین مسافرت مدرن بکند و برای مسافرت عهد عتیق محاسن بی شمار ردیف کند و ارابه را در مقابل قطار سریع السیر یا هواپیمای فوق صوت ب رخ بکشد و هزار و یک خاصیت شگفت اور برای آن تعریف کند
چرا؟؟؟؟
جهان را خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکو است
شک نیست بعضی روش های سنتی که موثر و بی ضرر بودن آن را سیر زمان و سینه مادر بزرگان پذیرفته اند امروز هم قابل استفاده هستند
ولی دانشکده جدا برای طب سنتی درست کردن و آن را از طب علمی و مورد پذیرش دنیا جدا کردن مساله ای بسیار قابل تامل است و نیاز به بررسی عاقلانه ، فارغ از تعصب و بسیاری از عوامل دیگر دارد
دکتر ایرج فاضل
https://t.me/Scienceadvocation
برای آموزش در دانشکده های طب سنتی بد نیست استادان رشته نیز برای آموزش طب سنتی به عربستان فرستاده شوند.
دکتر بهروز برومند
دکتر بهروز برومند
✔صدا و سیمائی که قرار بود دانشگاه عمومی باشد به سازمانی برای ترویج شیادی و شبه علم و انحطاط بیش از پیش دانش و فرهنگ عمومی، انحراف نظام بهداشت و درمان کشور از اصول و شواهد علمی، گمراهی و فریب مردم و خسارت به سلامت جامعه و انسانها تبدیل شده است!
✔در زمانه ای قرار گرفته ایم که عنوان "حکیم" که از اسماالله و زیبنده دانشمندان بزرگی چون ابن سینا و خیام و جرجانی است تا سطح تجارت با جان و سلامت مردم سقوط کرده است!
✔با این بدآموزی های صدا و سیما(نمک بجای ماسک!)، آیا مردم زدن ماسک، فاصله گذاری اجتماعی و رعایت توصیه های بهداشتی را جدی خواهند گرفت؟!
✔واقعیت این است که آنچه تاکنون با عنوان طب سنتی، ایرانی و یا اسلامی در کشورمان معرفی و ترویج شده فاقد شواهد علمی و پژوهشی است و جنبه خرافی و شبه علم دارد!
⁉️ اعلام برنامه ادغام طب سنتی(ایرانی) در شبکه های بهداشتی و مراقبت های اولیه کشور توسط وزارت بهداشت در واقع پسرفت به پزشکی حداقل یکهزار سال قبل خواهد بود؟!
https://www.instagram.com/tv/CGf0e8aJbOd/?igshid=15lt3x7enah9z
https://t.me/Scienceadvocation
✔در زمانه ای قرار گرفته ایم که عنوان "حکیم" که از اسماالله و زیبنده دانشمندان بزرگی چون ابن سینا و خیام و جرجانی است تا سطح تجارت با جان و سلامت مردم سقوط کرده است!
✔با این بدآموزی های صدا و سیما(نمک بجای ماسک!)، آیا مردم زدن ماسک، فاصله گذاری اجتماعی و رعایت توصیه های بهداشتی را جدی خواهند گرفت؟!
✔واقعیت این است که آنچه تاکنون با عنوان طب سنتی، ایرانی و یا اسلامی در کشورمان معرفی و ترویج شده فاقد شواهد علمی و پژوهشی است و جنبه خرافی و شبه علم دارد!
⁉️ اعلام برنامه ادغام طب سنتی(ایرانی) در شبکه های بهداشتی و مراقبت های اولیه کشور توسط وزارت بهداشت در واقع پسرفت به پزشکی حداقل یکهزار سال قبل خواهد بود؟!
https://www.instagram.com/tv/CGf0e8aJbOd/?igshid=15lt3x7enah9z
https://t.me/Scienceadvocation
Instagram
@dr.m.moin
ترویج شیادی و شبه علم"⁉️ ▪️⁉️ ▪️⁉️
✔صدا و سیمائی که قرار بود دانشگاه عمومی باشد به سازمانی برای ترویج شیادی و شبه علم، انحطاط بیش از پیش دانش و فرهنگ عمومی، انحراف نظام بهداشت و درمان کشور از اصول و شواهد علمی، گمراهی و فریب مردم و خسارت به سلامت جامعه و…
✔صدا و سیمائی که قرار بود دانشگاه عمومی باشد به سازمانی برای ترویج شیادی و شبه علم، انحطاط بیش از پیش دانش و فرهنگ عمومی، انحراف نظام بهداشت و درمان کشور از اصول و شواهد علمی، گمراهی و فریب مردم و خسارت به سلامت جامعه و…
دوستان و سروران عزیز
تا تهیه وتدارک امکانات کانال بطور کامل ،خواهشمندیم نظریات خود را در زمینه اهداف و محتوای کانال برای ادمین های کانال ارسال بفرمایید
@sciadvadm
تا تهیه وتدارک امکانات کانال بطور کامل ،خواهشمندیم نظریات خود را در زمینه اهداف و محتوای کانال برای ادمین های کانال ارسال بفرمایید
@sciadvadm
دفاع از علم pinned «دوستان و سروران عزیز تا تهیه وتدارک امکانات کانال بطور کامل ،خواهشمندیم نظریات خود را در زمینه اهداف و محتوای کانال برای ادمین های کانال ارسال بفرمایید @sciadvadm»
کدام بخش از طب ایرانی شبه علم است؟
پیش از پاسخ دادن به این سوال، دو نکته کوچک را بگویم تا سخنم روشنتر شود:
1- منظور من از طب ایرانی در این متن، بخش دانشگاهی و سامانمند آن است. یعنی آن بخش که مورد حمایت وزارت بهداشت است و در دانشکدههای طب ایرانی تدریس میشود. منظورم مدعیان بازاری طب سنتی نیست. به عبارت دیگر، سخن از گفتگوی صادقانه درباره علم و شبه علم است، نه از غوغای گروهی که با فریبکاری دوغ و دوشاب را به هم میآمیزند تا از آب گلالود ماهی بگیرند.
2- همانطور که از متن روشن است، من نمیخواهم که تاریخ ارزشمند و پرافتخار پزشکی ایران را تخطئه کنم. و نیز نمیخواهم بگویم که دست و دامن طب ایرانی یکسره از درمانهای موثر خالی است. البته درمانهایی که در سنت طب ایرانی به کار گرفته میشدند (به ویژه گیاهان دارویی) باید با روشهای علمی سنجیده شوند و اگر ایمن و اثربخش بودند، با افتخار به جهان معرفی شوند. (مشتاقانه منتظریم که اصحاب طب سنتی دانشگاهی ایران این کار را بکنند) بخش درست فلسفه تاسیس گروههای طب ایرانی نیز همین بوده است.
اگر گروههای و دانشکدههای طب سنتی به همان کاری میپرداختند که در بالا گفته شد، یعنی کار علمی بر روی میراث طب سنتی ایرانی، ما هیچ بحث و گفتگویی نداشتیم. آن گروهی که این کار را بکنند – یا می کنند- پژوهشگرانی اند که در مسیر علمی و درست گام برمیداند.
اما و هزار اما، بخشی دیگر از این جریان به مسیری رفته است که چیزی نیست جز درغلطیدن در وادی شبه علم. به این ترتیب که خواستهاند یک «هویت» برای طب ایرانی درست کنند تا آن را از طب مبتنی بر شواهد جدا و متمایز کنند. این هویت به معنای افزودن بخشی حجیم و ناموزون به پیشفرضهای این رشته بوده است که برای حفظ هویت باید به شکل موجودش نگهداری شود و از محک نقد علمی دور بماند.
این بخش حجیم و ناموزون همان «نظریه مزاجی» است. نظریهای که البته در اصل یونانی است و به چهار خلط و چهار مزاج اعتقاد دارد و بر این باور است که سلامت همانا تعادل میان این اخلاط و امزجه و بیماری همانا عدم تعادل میان آنهاست و قس علی هذا....
این نظریه امروزه منسوخ است. از دیدگاه علمی آنقدر ایراد برآن وارد است که دیگر فقط به تاریخ علم تعلق دارد.
ولی فرض کنیم که چنین نباشد. یعنی فرض کنیم که مسجل نشده باشد که نظریه مزاجی از دید علمی منسوخ و باطل است. باز هم بنانهادن هویت این رشته بر این فرضیه باعث میشود که در هر حال، اصحاب این رشته نتوانند با بیطرفی و نقادی علمي با آن روبه رو شوند. بنابراین تنها تلاششان را معطوف به «توجیه» این نظریه میکنند. یعنی آسمان و ریسمان را به هم میبافند و کاه را کوه میکنند و کوه را نمیبینند، تا این نظریه محوری را حفظ کنند! زیرا هویت رشتهشان را در گرو آن قرار دادهاند. و از همین جاست که به وادی شبه علم در میغلطند.
بنابراین تا زمانی که اصحاب دانشگاهی طب ایرانی، غیر از معیارهای دقیق و مدون علمی، بخواهند بار سنگینی از پیشفرضهای غیرقابل خدشه را برای حفظ هویت رشتهشان با خود حمل کنند، پایشان از وادی شبه علم خارج نخواهد شد.
دکتر کیارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
پیش از پاسخ دادن به این سوال، دو نکته کوچک را بگویم تا سخنم روشنتر شود:
1- منظور من از طب ایرانی در این متن، بخش دانشگاهی و سامانمند آن است. یعنی آن بخش که مورد حمایت وزارت بهداشت است و در دانشکدههای طب ایرانی تدریس میشود. منظورم مدعیان بازاری طب سنتی نیست. به عبارت دیگر، سخن از گفتگوی صادقانه درباره علم و شبه علم است، نه از غوغای گروهی که با فریبکاری دوغ و دوشاب را به هم میآمیزند تا از آب گلالود ماهی بگیرند.
2- همانطور که از متن روشن است، من نمیخواهم که تاریخ ارزشمند و پرافتخار پزشکی ایران را تخطئه کنم. و نیز نمیخواهم بگویم که دست و دامن طب ایرانی یکسره از درمانهای موثر خالی است. البته درمانهایی که در سنت طب ایرانی به کار گرفته میشدند (به ویژه گیاهان دارویی) باید با روشهای علمی سنجیده شوند و اگر ایمن و اثربخش بودند، با افتخار به جهان معرفی شوند. (مشتاقانه منتظریم که اصحاب طب سنتی دانشگاهی ایران این کار را بکنند) بخش درست فلسفه تاسیس گروههای طب ایرانی نیز همین بوده است.
اگر گروههای و دانشکدههای طب سنتی به همان کاری میپرداختند که در بالا گفته شد، یعنی کار علمی بر روی میراث طب سنتی ایرانی، ما هیچ بحث و گفتگویی نداشتیم. آن گروهی که این کار را بکنند – یا می کنند- پژوهشگرانی اند که در مسیر علمی و درست گام برمیداند.
اما و هزار اما، بخشی دیگر از این جریان به مسیری رفته است که چیزی نیست جز درغلطیدن در وادی شبه علم. به این ترتیب که خواستهاند یک «هویت» برای طب ایرانی درست کنند تا آن را از طب مبتنی بر شواهد جدا و متمایز کنند. این هویت به معنای افزودن بخشی حجیم و ناموزون به پیشفرضهای این رشته بوده است که برای حفظ هویت باید به شکل موجودش نگهداری شود و از محک نقد علمی دور بماند.
این بخش حجیم و ناموزون همان «نظریه مزاجی» است. نظریهای که البته در اصل یونانی است و به چهار خلط و چهار مزاج اعتقاد دارد و بر این باور است که سلامت همانا تعادل میان این اخلاط و امزجه و بیماری همانا عدم تعادل میان آنهاست و قس علی هذا....
این نظریه امروزه منسوخ است. از دیدگاه علمی آنقدر ایراد برآن وارد است که دیگر فقط به تاریخ علم تعلق دارد.
ولی فرض کنیم که چنین نباشد. یعنی فرض کنیم که مسجل نشده باشد که نظریه مزاجی از دید علمی منسوخ و باطل است. باز هم بنانهادن هویت این رشته بر این فرضیه باعث میشود که در هر حال، اصحاب این رشته نتوانند با بیطرفی و نقادی علمي با آن روبه رو شوند. بنابراین تنها تلاششان را معطوف به «توجیه» این نظریه میکنند. یعنی آسمان و ریسمان را به هم میبافند و کاه را کوه میکنند و کوه را نمیبینند، تا این نظریه محوری را حفظ کنند! زیرا هویت رشتهشان را در گرو آن قرار دادهاند. و از همین جاست که به وادی شبه علم در میغلطند.
بنابراین تا زمانی که اصحاب دانشگاهی طب ایرانی، غیر از معیارهای دقیق و مدون علمی، بخواهند بار سنگینی از پیشفرضهای غیرقابل خدشه را برای حفظ هویت رشتهشان با خود حمل کنند، پایشان از وادی شبه علم خارج نخواهد شد.
دکتر کیارش آرامش
https://t.me/Scienceadvocation
دانش و قانون
آیا با تصویب یک قانون ولو با اتفاق آرا میتوان اصول بدیهی علمی را تغییر داد؟ آیا با مصوبات قانونی زمین از چرخیدن باز ایستاد یا بیوشیمی طبق قوانین حزب با بستر آن حزب سازگار درآمد؟
اخیراً انجمنی "قانونی" به نام انجمن طب سنتی،که هنوز معلوم نیست چگونه طبی است، هجمهای توهینآمیز نسبت به اظهارات متولی رسمی دانش طب در کشور یعنی معاونت فنآوری وزارت بهداشت بهعمل آورده است که عدم برخورد جدی با آن از طرف سایر بخشها باعث نگرانی عمیق جوامع و انجمنهای علمی پزشکی در کشور شده است. معاون فنآوری پزشکی در کشور ما تنها یک سوال جدی پرسیده بود که نسبت سنت با طب به ادعای ایشان چگونه ارتباطی است که در سایر زمینهها مثل سفر، حملونقل، لباس پوشیدن و ارتباطات نمیتوان این نسبت را برقرار کرد؟ انجمن"قانونی" طب سنتی بهجای پاسخ به این سوال اساسی به تندترین شکل ممکن فقط به این موضوع استناد کرده بود که در کشور نه تنها انجمنی برای این نوع طب به تصویب رسیده و عده زیادی به آن اشتغال دارند بلکه بهطور رسمی بخشی از بدنه وزارت بهداشت را هم تشکیل میدهند. ناگفته پیداست که بدون پاسخ به سوال اساسی فوق این توجیه مصداق عذر بدتر از گناه است چراکه وظیفه هر انسان شرافتمند و عاقلی است که وقتی قانون با دانش در تقابل قرار میگیرد در اصلاح آن قانون از مجاری قانونی تلاش کند و قاعدتاً بخشی از بدنه دولت که در این زمینه مسئولیت دارد بنابر وظیفه خود با طرح آن سوال دارد در همین جهت زمینه سازی میکند. به این ترتیب بهنظر میرسد عدم پاسخ قاطع به مطالبی که انجمن مزبور مطرح ساخته از طرف سایر بخشهای وزارت معنایی ندارد جز آنکه در سایر بخش های وزارت ما هنوز تسویه حساب قطعی ذهنی با مسائل شبهعلمی صورت نگرفته و بسیاری از مسئولین ممکن است در این زمینهها دچار نوعی تساهل و تسامح لاادریگرایانه بسیار خطرناک باشند یا حتی در اینگونه مسائل توهمات جدی داشته باشند. ایضاً عدم ایفای وظیفه قانونی سازمان نظام پزشکی در برخورد با این مداخلات ویرانگر و عدم تذکر توبیخ و تنبیه مدیران سوگند خورده پیمانشکنی که در برابر این انحرافات مماشات میکنند روشن نیست.گاه حتی از بالاترین منابر وزارت هم صداهایی به به گوش میرسند که این نگرانی را تشدید میکنند. هنوز خاطره برخوردهای قانونی سازمان نظام پزشکی در گذشتههای دور با اینگونه انحرافات در پانوشت روزنامهها و خاطره ماجرای «دکتر حسن اهری» هنوز از خاطرهها محو نشده است. گسترش قانونی چنین دفتر و دستک عریض و طویلی در حضور آن نظام پزشکی قدرتمند قابل تصور نبود. بنابراین انجمنهای علمی در غیاب هرگونه مدافع جدی و بی رودر بایستی حق دارند نگران روزی باشند که ممکن است همین تنها مسند کاملاً بی توهم و همین تنها سنگر دفاع صریح از دانش طب هم روزی آنقدر تضعیف شود که قافیه را به منادیان شبه علم با تمام خطراتش ببازد .
در این جدل یک بار دیگر مقابله لعل و خزف تداعی می شود. از یکسو متولی رسمی فنآوری طب در کشور قرار دارد، استاد شناخته شدهای که مسلط به دانش عملی طب به روشهای تحقیقاتی است و بنیانگذار بسیاری از سیستمهای درمانی آموزشی و تحقیقاتی کشور بوده است و از طرف دیگر گروهی که هیچکس در جوامع علمی پزشکی کشور نمیتوانند کمترین فایده ملموس از کارهایشان را به یاد آورد. یک نفر در جامعه پزشکی در یاد نمیآورد که حتی برای یک بار دردرمان یک بیماربراساس منطق و دانش احساس نیاز به کمک خواستن از این ناوگان عظیم پر طمطراق سنتی کرده باشد و این درحالیست که صداقت در مشورت که با این مجادله به شکلی توهینآمیز ی زیر سوال میرود جزو اساسیترین ارزشهای آموزش داده شده در دانش طب است. گویا ممکن است پزشکان حقیقتی را در جایی به نفع بیمارانشان ببینند و آنرا انکار کنند!آن هم بخاطر منافع خود. آیا چیزی توهینآمیزتر از این را میتوان تصور کرد؟
جامعه پزشکی کشور، انجمنهای علمی و خیل عظیم پزشکان ایرانی در داخل و خارج کشور که با نگرانی شاهد این روندها، تخریب موریانهوار دانش در کشور خود هستند تنها یک درخواست مطرح میکنند؛
آیا با تصویب یک قانون ولو با اتفاق آرا میتوان اصول بدیهی علمی را تغییر داد؟ آیا با مصوبات قانونی زمین از چرخیدن باز ایستاد یا بیوشیمی طبق قوانین حزب با بستر آن حزب سازگار درآمد؟
اخیراً انجمنی "قانونی" به نام انجمن طب سنتی،که هنوز معلوم نیست چگونه طبی است، هجمهای توهینآمیز نسبت به اظهارات متولی رسمی دانش طب در کشور یعنی معاونت فنآوری وزارت بهداشت بهعمل آورده است که عدم برخورد جدی با آن از طرف سایر بخشها باعث نگرانی عمیق جوامع و انجمنهای علمی پزشکی در کشور شده است. معاون فنآوری پزشکی در کشور ما تنها یک سوال جدی پرسیده بود که نسبت سنت با طب به ادعای ایشان چگونه ارتباطی است که در سایر زمینهها مثل سفر، حملونقل، لباس پوشیدن و ارتباطات نمیتوان این نسبت را برقرار کرد؟ انجمن"قانونی" طب سنتی بهجای پاسخ به این سوال اساسی به تندترین شکل ممکن فقط به این موضوع استناد کرده بود که در کشور نه تنها انجمنی برای این نوع طب به تصویب رسیده و عده زیادی به آن اشتغال دارند بلکه بهطور رسمی بخشی از بدنه وزارت بهداشت را هم تشکیل میدهند. ناگفته پیداست که بدون پاسخ به سوال اساسی فوق این توجیه مصداق عذر بدتر از گناه است چراکه وظیفه هر انسان شرافتمند و عاقلی است که وقتی قانون با دانش در تقابل قرار میگیرد در اصلاح آن قانون از مجاری قانونی تلاش کند و قاعدتاً بخشی از بدنه دولت که در این زمینه مسئولیت دارد بنابر وظیفه خود با طرح آن سوال دارد در همین جهت زمینه سازی میکند. به این ترتیب بهنظر میرسد عدم پاسخ قاطع به مطالبی که انجمن مزبور مطرح ساخته از طرف سایر بخشهای وزارت معنایی ندارد جز آنکه در سایر بخش های وزارت ما هنوز تسویه حساب قطعی ذهنی با مسائل شبهعلمی صورت نگرفته و بسیاری از مسئولین ممکن است در این زمینهها دچار نوعی تساهل و تسامح لاادریگرایانه بسیار خطرناک باشند یا حتی در اینگونه مسائل توهمات جدی داشته باشند. ایضاً عدم ایفای وظیفه قانونی سازمان نظام پزشکی در برخورد با این مداخلات ویرانگر و عدم تذکر توبیخ و تنبیه مدیران سوگند خورده پیمانشکنی که در برابر این انحرافات مماشات میکنند روشن نیست.گاه حتی از بالاترین منابر وزارت هم صداهایی به به گوش میرسند که این نگرانی را تشدید میکنند. هنوز خاطره برخوردهای قانونی سازمان نظام پزشکی در گذشتههای دور با اینگونه انحرافات در پانوشت روزنامهها و خاطره ماجرای «دکتر حسن اهری» هنوز از خاطرهها محو نشده است. گسترش قانونی چنین دفتر و دستک عریض و طویلی در حضور آن نظام پزشکی قدرتمند قابل تصور نبود. بنابراین انجمنهای علمی در غیاب هرگونه مدافع جدی و بی رودر بایستی حق دارند نگران روزی باشند که ممکن است همین تنها مسند کاملاً بی توهم و همین تنها سنگر دفاع صریح از دانش طب هم روزی آنقدر تضعیف شود که قافیه را به منادیان شبه علم با تمام خطراتش ببازد .
در این جدل یک بار دیگر مقابله لعل و خزف تداعی می شود. از یکسو متولی رسمی فنآوری طب در کشور قرار دارد، استاد شناخته شدهای که مسلط به دانش عملی طب به روشهای تحقیقاتی است و بنیانگذار بسیاری از سیستمهای درمانی آموزشی و تحقیقاتی کشور بوده است و از طرف دیگر گروهی که هیچکس در جوامع علمی پزشکی کشور نمیتوانند کمترین فایده ملموس از کارهایشان را به یاد آورد. یک نفر در جامعه پزشکی در یاد نمیآورد که حتی برای یک بار دردرمان یک بیماربراساس منطق و دانش احساس نیاز به کمک خواستن از این ناوگان عظیم پر طمطراق سنتی کرده باشد و این درحالیست که صداقت در مشورت که با این مجادله به شکلی توهینآمیز ی زیر سوال میرود جزو اساسیترین ارزشهای آموزش داده شده در دانش طب است. گویا ممکن است پزشکان حقیقتی را در جایی به نفع بیمارانشان ببینند و آنرا انکار کنند!آن هم بخاطر منافع خود. آیا چیزی توهینآمیزتر از این را میتوان تصور کرد؟
جامعه پزشکی کشور، انجمنهای علمی و خیل عظیم پزشکان ایرانی در داخل و خارج کشور که با نگرانی شاهد این روندها، تخریب موریانهوار دانش در کشور خود هستند تنها یک درخواست مطرح میکنند؛
در برابر تمام هزینه هایی که کشور برای تاسیس انجمن و دانشکده و معاونت یا دفتر طب سنتی میپردازد وخیل عظیم کسانی که اوقات خود را به این کار میگذرانند فقط یکمورد را نشان بدهند که در تشخیص یا پیشگیری یا درمان، این دانش کاذب بر دانش طب پیشی گرفته باشد، کاری را توصیه کند که خارج از دانش طب باشد و با آخرین سیستمهای تحقیقاتی روز دنیا (ونه با روشهای ذهنی غیر استاندارد) تاثیر آن به اثبات رسیده باشد، تنها یک بیمار را نشان بدهند که بادکش و زالو او را از مرضی که دانش طب قادر نبوده رهانیده است و اگر چنین موردی وجود ندارد که ندارد پس در پس این هیاهوی بسیار برای هیچ چه چیزی نهفته است؟
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation