دفاع از علم
363 subscribers
78 photos
38 videos
27 files
208 links
Download Telegram
Forwarded from دفاع از علم
در مطلب اول سایت رسمی دانشکده طب سنتی از ابلاغ تشکر وزیر بهداشت از متخصصین طب سنتی می‌گوید و اصل نامه را درج کرده
در مطلب دوم سخنگوی وزارت می‌گوید هیچ درمان شناخته شده سنتی برای کرونا وجود ندارد
آقای وزیر برای هیچ از ایشان تشکر کرده اند ؟ یا مشاور وزیر و مسیول دفتر سنتی در وزارت ما می‌تواند از هرکه خواست از جانب وزیر تشکر کند ؟
آیا اشاره مصاحبه کننده به امضاکنندگان دونامه انجمن هاست؟
گزیده ای از صحبتهای دکتر نوبخت، دکتر ولایتی و مجری برنامه 👆
مغز، و دارونما ( پلاسبو)
دارونما یا پلاسبو، یک روش یا مادّه خنثی است که دارای هیچ اثر درمانی نیست. پلاسبو‌های رایج، عبارتند از قرص‌های خنثی ( مثل قرص شکر)، تزریقات مواد خنثی (مثل تزریق آب نمک)، و جرّاحی‌های ساختگی، و غیره. اثرات پلاسبو معمولاً مثبت است. در مقابلِ پلاسبو، نوسبو Nocebo قرار دارد که دارونماها و یا روش‌ها، باعث اثرات منفی در فرد می‌شوند.
در بسیاری از پژوهش های بالینی برای درمان درد و یا بیماری‌های روانی، در ۱۹ درسد افراد بالغ و ۲۶ درسد افراد پیر، اثرات پلاسبو و نوسبو در پاسخ به دارونماها گزارش شده است. بعضی از این اثرات نوسبو (عارضه ناشی از دارونما) چنان بارز بوده که بیمار دارو را (که یک ماده خنثی بوده) قطع کرده است.
امّا چه مکانیسم‌هایی در مغز، باعث این اثرات می‌شوند؟
۱- تغییرات شیمیایی در مغز: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که موادّ ِ شبه تریاکی داخل مغز endogenous opioid , شبه حشیشی endocannabioids، دوپامین، اکسی توسین و وازوپرسین، در ایجاد اثرات پلاسبو و نوسبو نقش دارند. اثرات هر کدام از این موادّ شیمیایی برای نوعی بیماریِ اختصاصی است. مثلاً در بیماریِ پارکینسون (که ناشی از کمبود دوپامین در مغز است)، دارونما باعث افزایش دوپامین در مغز می‌شود ولی همین مادّه، در اثرات ضد درد پلاسبو نقشی ندارد.
در یک پژوهش تجربی که با ایجاد تلقین کلامی در افراد ایجاد درد کردند( اثر نوسبو)، میزان یکی از نوروپپتیدها (کوله سیستوکایین) در مغز افزایش یافت. در این افراد تزریق پروگلوماید proglumide, که مهارکننده کوله سیستوکایین هست، اثرات تلقین کلامی برای ایجاد درد را خنثی نمود.
۲- اثرات ژنتیکی: در پژوهش‌های مختلف اثراتِ تغییراتِ ژنتیکی به علّت پلی مورفیسم تک نوکلوتیدی
Single-nucleotid polymorphism
(SNP)
مشاهده شده است. به طور مثال یکی از این پلی مورفیسم ها SNP، در بیماری پارکینسون تغییر کوچک در کروموزوم ۲۲ است (rs4680)، که باعث تغییر در متابولیسم دوپامین شده و اثرات دارونما‌ها را در این بیماران، تقویت می‌کند.
۳- اثرات سیم کشی‌های داخل مغز: پژوهش‌های توسط ام آر آی عملکردی مغز نشان داده که پلاسبو‌ها بر روی چندین شبکه مغزی تاثیر می گذارند. تصویر برداری‌های مغز و نخاع نشان داده‌اند، که اثرات نوسبو که باعث‌ِ افزایش درد می‌شود، بر روی مراکز ِمغزی و نخاعی، تاثیر می‌گذارد.
تمامیِ اثرات ِمولکولی و شبکه‌ایِ (شبکه‌های مغزی) پلاسبوها و نوسبوها، نهایتاً به انتظارات بیمار از درمان ارتباط پیدا مى‌کند. در درمانگاه‌ها، انتظارات بر اساس نوعِ تجویز دارو تغییر میکند. به طور مثال، اگر بعد از یک جرّاحی، برای کنترلِ درد به بیمار مرفین بدهید، و به بیمار بگویید که «اکنون یک داروی خیلی قوی دریافت میکنی»، دارو بیشتر اثر می‌کند، تا اینکه همان میزان دارو را، بدون تاًکید بر میزان ِ اثر ِ دارو، به بیمار بدهیم. در مورد عوارض جانبی دارو‌ هم، این انتظارات نقش دارند. در یک پژوهش در مورد داروی آتنولول ( بلوکر گیرنده های بتا برای درمان فشار خون)، هنگامی که عوارض جانبی به بیمار گفته شد، ۳۱ درسدِ بیماران در طول درمان عوارض را گزارش کردند، ولی هنگامی که هیچ توضیحی داده نشد فقط ۱۶ درسَد، عوارض را گزارش کردند.
یادگیری و‌شرطی شدن هم در ایجاد اثرات پلاسبو و نوسبو تقش دارند. در یک پژوهش، بیمارانِ با سرطان سینه که شیمی درمانی شده و دچار تهوع شده بودند، حتّی هنگامی که وارد اطاق تزریق می‌شدند، و یا پرستاران آن‌ها را برای تزریق آماده می‌کردند، حتّی قبل از دریافتِ دارو دچار تهوّع می‌شدند.
مشاهده تجربیاتِ درمانی دیگران هم باعث ایجاد اثرات پلاسبو، و یا نوسبو می‌شود. در پژوهشی به یک فرد گفته شد که یک پماد خنثی به پوست خود بمالد و سپس به افراد حاضر در اطاق از درد ناشی از پماد شکایت کند. جالب آنکه تعداد زیادی از افرادی که در همان اطاق بودند با استفاده از همان پماد خنثی، از درد شکایت کردند.
تبلیغاتِ دارویی در رسانه‌های جمعی هم باعث اثرات پلاسبو، و نوسبو می‌شوند. به عنوان مثال هنگامی که چند گزارش منفی در مورد استاتین‌ها ( داروی درمان کلسترول) در رسانه‌های جمعی منتشر شد، ناگهان تعداد گزارش های عوارض جانبی از این دارو توسط بیماران به طور بارزی افزایش یافت.
اثرات پلاسبو و نوسبو در درمان‌های بالینی بسیار بارز و شایع است. یکی از چالش‌های بزرگِ روزانه برای پزشکان، درکِ اثرات درمانی و یا عوارض داروها در هر بیمار، و این که تا چه میزان اثراتِ پلاسبو و نوسبو در آن‌ها نقش دارند، می‌باشد. استراتژی مؤثّر آن است که اثرات پلاسبو افزایش، و اثراتِ نوسبو کاهش یافته، و با کاهش علائم کیفیت زندگی بیمار بهبود یابد.
دکتر محمد انتظاری طاهر
https://t.me/Scienceadvocation
دفاع از علم
Video
در پاسخ به ایشان ‌و مطالب مطرح شده باید گفت :
-چاپ انبوهی از مقالات دلیلی بر موجه بودن طب سنتی نیست آنچه اهمیت دارد وارد شدن در گایدلاین های درمانی است که قطعا بین المللی خواهد بود
-از جریان مقاله سازی در سال های اخیر هم همه آگاه هستند و اینکه آگهی تهیه و فروش مقاله در کشور ما متاسفانه شانه به شانه آگهی تخلیه چاه دیوارها را پر کرده است
-داروهایی که میفرمایند مجوز گرفته نامشان چیست که بسیاری از ما در نورولوژی و روانپزشکی ‌و اطفال کوارش و کلیه و روماتولوژی و.........آن ها را نمیشناسیم و به چه دلیل این داروها تنها برای ایرانیان کاربرد دارند ؟
-در دانشکده ای که میفرمایند پزشکان جوان زیادی در حال کار هستند برنامه روزانه این عزیزان چیست ؟ چه نوع بیمارانی را میبنند ؟ مواد درسی ایشان چیست ؟ آیا بیماران را در بخش بستری می‌کنند ؟ یا درمانگاه سر پایی دارند ؟ چگونه بیمارانی هستند که ما در رشته های بالینی متنوع خود ایشان را نمیشناسیم ؟
-میفرمایند “گندم نمای جوفروش “نیستند لطفا بفرمایند در ازای این صحبت های زیبا و سوای چاپ مقاله (گندم )در عمل چه گام درمانی ،بهداشتی برای مردم و کشور برداشته اند ؟
-میفرمایند سر در طرحی “نو “دارند برخلاف “کهنه پرستان “(که لابد جامعه پزشکی متعارف منظورشان است ) توضیح نمیدهند که ارتباط این “نو”شدن با ادعای “سنت”چیست ؟
دکتر بابک زمانی

https://t.me/Scienceadvocation
باید از دانشمند فرهیخته ایراندوست سرور دکتر رضا ملک زاده استاد گرامی بپرسیم این مصاحبه کننده ای را که در کانال تلگرام دفاع از علم مصاحبه خود را با استفاده از عکس مصاحبه غیرمربوط به داستان طب سنتی با در برنامه تلویزیون دولتی پخش نموده تا چه اندازه میشناسند و تلویزیون دولتی باید بگوید چه کسانی برنامه گسترش طب سنتی را تبلیغ مینمایند
دکتر بهروز برومند
🔴علم، شبه علم، ضد علم در پزشکی

🔻اعتماد ۵ مهر ۱۳۹۹

🔘یکی از ویژگی‌های دنیای جدید نسبت به قدیم تفوق و پذیرش علم نسبت به شبه علم و ضد علم است. این تفوق به گونه‌ای است که یکی از شاخص‌هایی که در ایران خیلی به آن افتخار می‌شود، شاخص رشد مقالات علمی ما است. هر چند مسأله اصلی چگونگی ارتباط یافتن علم با زندگی روزمره مردم و رشد اقتصاد و صنعت است و از این جهت باید وضعیت ایران را ارزیابی کرد که احتمالاً شرایط مناسبی نباشد. آنچه که در ایران جالب است نه فقط ارتباط اندک علم با زندگی، بلکه تبلیغ رسمی شبه علم و حضور آن در زندگی است!

🔘ابتدا متذکر شوم که گرایش به شبه علم یا حتی ضد علم همیشه بوده و حتی در کشورهای پیشرفته نیز همچنان وجود دارد و ایرادی هم ندارد. این طبیعت جامعه است. هنوز کسانی در پیشرفته‌ترین کشور هستند که با گزاره کلی تکامل مخالف و طرفدار خلقت آنی هستند، حتی در سطوح بالای حکومتی، مخالف واکسیناسیون هستند. البته مخالفت با این گزاره‌ها از منظر علمی ایرادی ندارد که لازم هم است، ولی شبه علم خیلی نفوذ دارد. شبه علم، در واقع گرگی است که در لباس میش در آمده است. ضد علمی است که خود را علم معرفی می‌کند. علم بدون روش علمی است. ویژگی علم، روش آن است. تکرارپذیری، آزمون‌پذیری، اثبات‌پذیری و... جزو ویژگی‌های علم است.

🔘در ایران هم گرایش‌های شبه علم فراوان بوده است. اوایل انقلاب عده‌ای دنبال فیزیک و شیمی اسلامی بودند. بعد در پی جامعه‌شناسی اسلامی راه افتادند!! و بعد که دنبال درآمد بودند، شبه علم را در پزشکی رواج دادند. هیچ‌کدام از اینها مهم نیست و نبود، و همه آنها مثل حباب و کف دریا می‌آیند و می‌روند، تا هنگامی که از سال 1384 به بعد این گرایش در سطح رسمی کشور نیز بازتاب یافت. گرایشی کاملاً متضاد.

🔘از یک سو می‌خواستند میمون را با موشک به فضا بفرستند، از سوی دیگر با کودکانشان در زیرزمین خانه انرژی هسته‌ای تولید می‌کردند! و با یک نگاه به علف‌ها و سطح زمین تمام معادن موجود در عمق زمین را معرفی می‌کنند. تضمینی هم بود. نام آن را دانش ایرانی گذشتند.

🔘این وضعیت و شبه‌علم در عرصه طبابت از قدیم بوده است و ایراد چندانی هم به آن وارد نبود. مردم که نمی‌توانستند برای هر کاری نزد پزشک بروند. خودشان یا به واسطه، گیاهی را به عنوان دارو مصرف می‌کردند، این نیز برحسب تجربه عادی و غیر مستند بود.

🔘ولی از همان سال 1384 به بعد، فضا برای ورود شبه علم به عرصه رسمی فراهم شد، و دانشکده طب سنتی نیز شکل گرفت. البته هر موضوعی از جمله طب سنتی یا حتی خرافات می‌تواند موضوع علم قرار گیرد و از این نظر ایرادی ندارد. علم نسبت به این موارد یا هر مورد دیگر پیش‌فرض تأییدی یا ردی ندارد. علم براساس روش تحقیق خود باید گزاره‌های آن را تأیید یا رد کند. حتی در باره خرافات هم می‌توان چنین گفت.

🔘ولی اینها مشروط است به ملتزم بودن جوینده علم نسبت روش تجربی علم و نتایج آن. اگر چنین التزامی نبود و علم، و به طور مشخص دانش پزشکی بر پایه شواهد کافی و معنادار نبود، ترامپ تا به حال چند بار مردم آمریکا را در برابر کرونا واکسیناسیون کرده بود!

🔘همه اینها گفته شد تا به دو نامه‌ای اشاره شود، که اخیراً از سوی روسای انجمن‌های علمی پزشکی ایران که نمایندگان واقعی جامعه پزشکی هستند، خطاب به وزیر بهداشت و نیز رییس سازمان نظام پزشکی نوشته شده است.

🔘اگر شبه علم، بویژه در حوزه بهداشت و درمان با حمایت رسمی وارد عرصه عمومی شود، زنگ خطر جدی خواهد بود. با اطمینان می‌توان گفت که مقامات کشور کمتر از هر گروه دیگر برای درمان خود به این شبه علم که بدتر از ضد علم است مراجعه می‌کنند. یک نفر هم که مراجعه کرد، فوت کرد.

🔘آنان بیش از دیگران خود را به تیغ‌های علم پزشکی در غرب می‌سپارند ولی برای مردم ایران شبه علم را تبلیغ می‌کنند. چرا؟ برای اینکه مردم فقیر را با این شیوه‌های بی‌ثمر و یا کم‌ثمر راضی کنند. مردم مستأصل را خوشحال کنند که با مراجعه به شبه علم خیال کنند که دارند کاری می‌کنند و درمان می‌شوند!

🔘این جریان ضد علم، مثل موریانه در صدد پوک کردن دانش پزشکی در ایران و فراری دادن متخصصان این رشته از کشور است. من به طور معمول طرفدار تئوری توطئه نیستم، ولی گمان می‌کنم که دست‌هایی وجود دارد که می‌خواهد این نقطه قوت جامعه ایران را نابود کند و متخصصان آن را به مهاجرت سوق دهد و دیگر کشورها از این سرمایه‌های بزرگ، مفت و مجانی بهره‌مند شوند.

🔘عجیب اینکه این جریان در اوج همه‌گیری کرونا رخ می‌دهد که پزشکان و جامعه پزشکی در خط مقدم مقابله با این ویروس هستند!
🔘مسئولینی که در پی رسمیت دادن و رواج شبه علم هستند، باید خیلی صریح و روشن اعلام کنند که آیا تا کنون خودشان یا نزدیکانشان برای درمان به این مثلاً طب مراجعه کرده‌اند؟ یا کی چنین کاری را خواهند کرد؟ آنچه را که بر خود نمی‌پسندید بر دیگران بویژه مردم فقیر نپسندید.

🔘سیاست تبلیغ شبه علم در پزشکی در پی بیرون کشیدن گلیم مدیریتی خود از وضعیت موجود است و هیچ خیری برای مردم ندارد. شبه علم را در رسانه‌ها و فضای عمومی به جای علم قالب نکنید. آن را به کمیته‌ها و گروه‌های علمی و آزمایشگاه‌ها و آمار و ارقام ببرید و تاییدیه بگیرید و نه در تلویزیون ایران. اگر واقعا صادق هستید چند نفر بیمار کرونایی را با شیوه‌های خود درمان کنید.
عباس عبدی
دوستان ‌‌و سروران عزیز
تا تهیه وتدارک امکانات کانال بطور کامل ،خواهشمندیم نظریات خود را در زمینه اهداف و محتوای کانال برای ادمین های کانال ارسال بفرمایید
دفاع از علم pinned «دوستان ‌‌و سروران عزیز تا تهیه وتدارک امکانات کانال بطور کامل ،خواهشمندیم نظریات خود را در زمینه اهداف و محتوای کانال برای ادمین های کانال ارسال بفرمایید»
کرونا طب سنتی و شبه‌علم

این روزها دقت کنید که شبه‌علم با پوشیدن لباس و رویه طب سنتی یا اسلامی، در دستان و بر زبان عده‌ای جاری است.

به گزارش ایسنا، مهدی زارع، عضو وابسته فرهنگستان علوم، در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت:‌ «این روزها که کشور درگیر مسئله ویروس کرونا است، هرروز در بعضی فروشگاه‌هایی که گیاهان دارویی می‌فروشند، اطلاعیه‌ای بر شیشه مغازه نصب می‌شود که «شربت کرونا رسید»، یا «دخان کرونا برای درمان ویروس کرونا رسید.» این دارو‌ها همگی به‌عنوان طب سنتی عرضه می‌شوند. در پنج سال اخیر تعداد این نوع فروشگاه‌ها، در محدوده‌ای که نگارنده در تهران زندگی می‌کند حدود پنج برابر افزایش یافته است. ظاهرا این کسب‌و‌کاری بسیار پررونق است و تأسف‌بار آن است که این رونق کسب‌وکار در کنار رونق مغازه‌های فروش توتون، تنباکو، قلیان و سیگار است! این نوع فروشگاه‌ها به ظاهر به محل عرضه درمان دردهای بی‌درمان مردم تبدیل شده‌اند.

آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد روز ۲۳ فروردین ۹۷ در اولین مجمع سلامت استان خراسان رضوی گفت: «جریان سلامت کاملا علمی، تخصصی و وابسته به اندیشه، فکر، علم و تخصص است. همه اقداماتی که در این زمینه انجام می‌شود، باید با مشورت و نظارت متخصص در مسئله سلامت انجام شود... سلامت ارتباط بسیار قوی با علم و تخصص دارد و با سایر بافت‌های اجتماعی نمی‌توان جریان سلامت را تأمین و اداره کرد. ...در عرصه اسلام و دین در تأمین سلامت و درمان افراد چه در حوزه‌های اجتماعی و چه در حوزه‌های فردی هیچ منبعی جز تخصص طب وجود ندارد. برادران و خواهران متدین باید این واقعیت را بپذیرید و بدانید که اگر ما چیزی به نام طب اسلامی داشتیم، خود ائمه علیهم‌السلام که ‌ مبدأ اسلام هستند، به طبیب مراجعه نمی‌کردند. اگر در اسلام طبی وجود داشت، آیا ممکن بود امام صادق(ع) آن را ندانند و در مقام درمان بیماری خودشان به یک طبیب کافر مراجعه کنند؛ درحالی‌که در اسلام طب وجود دارد. تأمین سلامت خارج از تخصص طب با هیچ دعا، ثنا‌ و تمسکی قابل اجرا نیست.»

استیو جابز (بنیان‌گذار شرکت اپل و مخترع گوشی‌های تمام لمسی آیفون‌) در سال ۲۰۰۹ به سرطان مبتلا شد ولی برای درمان بیماری‌اش از طب سنتی استفاده کرد و عمل جراحی‌اش را برای ۹ ماه عقب انداخت؛ تأخیری که به عامل مرگ سازنده «اپل» در نیمه اکتبر ۲۰۱۱ تبدیل شد. این بی‌اعتمادی رئیس و بنیان‌گذار فقید یکی از مدرن‌ترین شرکت‌های فناوری دنیا به پزشکی مدرن، نمونه و شاخص بحرانی است که در سرتاسر دنیا به‌ویژه ایران چند سالی است ظاهر شده؛ مردم به دلایل مختلف برای درمان بیماری‌هایی مثل سرما‌خوردگی، میگرن یا حتی سرطان، به‌جای روش‌های روز پزشکی از همان روش‌های قدیمی که به‌عنوان طب سنتی و طب اسلامی عرضه می‌شود، استفاده می‌کنند. نتایج یک نظرسنجی از انجمن انکلوژی بالینی ایالت متحده آمریکا نشان داده است که ۴۰ درصد جمعیت این کشور بر این باورند که طب مکمل می‌تواند سرطان را درمان کند!

در فرهنگ روزمره و گفتار و باورهای عامیانه مردم با طرز فکرها‌ و ادعاهایی مواجه می‌شویم که علمی نیستند ولی ظاهر علمی دارند و از بیان و کلام ظاهرا علمی برای اثبات ادعاهای غیرعلمی استفاده می‌کنند. به این نوع ادعاها و طرز فکرها شبه‌علم می‌گویند. شبه‌علم معمولا بیشترین آسیب را به علم و توسعه و ترویج آن می‌زند؛ چراکه ظاهر علمی دارد ولی به ترویج خرافات و موهومات در قالب و ظاهر علم کمک می‌کند. بسیاری از دانشگران حوزه تاریخ و فلسفه علم مصداق‌هایی ازجمله طالع‌بینی، ستاره‌بینی، کف‌بینی، هومیوپاتی و طب سوزنی و انواع پیشگویی‌ها را ازجمله موارد مرتبط با شبه‌علم می‌دانند. مردم شبه‌علم را باور می‌کنند، چون به هیجان نیاز دارند، تفکرات آرزومندانه نزد مردم وجود دارد، بسیاری ساده و زودباور هستند، بسیاری هر رخداد جدیدی را به‌عنوان واقعیت دائمی به خاطر می‌سپارند و از‌دست‌رفته‌ها را فراموش می‌کنند. شبه‌علم چندین ویژگی دارد: ادعایی است با طبیعت و ظاهر علمی که شواهد علمی قابل تکرار و مستند ندارد، مبتنی بر شواهد روایی (حکایت‌ها) است، روی موارد ناسازگاری‌های (مفروض) علمی مانور می‌دهد، برای توصیف مسائل غیرقابل توضیح به‌صورت راز یا اسطوره تلاش می‌کند، براساس برقراری تشابه صرف بحث می‌کند، از بحث‌های آماری سوءاستفاده می‌کند، آمار را فیلتر می‌کند یا رویکردی انتخابی با آمار دارد، پیش‌فرض‌های غیرقابل‌ابطال دارد، تجدید‌نظر نمی‌کند، حتی اگر ثابت شود که غلط است، مطالبش مستقیما به روزنامه‌ها می‌رود به‌جای اینکه قبلا در ژورنال‌های معتبر علمی با داوری منتشر شود، ادعا می‌کند در معرض حذف و آزار قرارگرفته است، ادعا می‌کند الگوی نمونه جدیدی را کشف کرده است و ادعا می‌کند برای هر مرضی حتما یک درمان دارد.
علم آن چیزی است که به‌عنوان قانونمندی‌های طبیعت و زندگی از طریق فنون آزمایشی جدید، از طریق روش علمی و به‌صورت پویا به دست آید. علم به پیش‌بینی آینده بر اساس قانونمندی‌های جهان‌شمول و قابل آزمون می‌پردازد. این قانونمندی‌ها را می‌توان در هر عرصه تخصصی مطرح کرد. این پیش‌بینی‌ها در جهان واقعی قابل پیگیری است. قانون‌های علمی با قوانین ریاضی قابل بیان بوده و کوتاه و منسجم است. امکان کشف و ابطال هر گزاره علمی وجود دارد و سازوکاری قابل توضیح برای قانون‌های علمی بر اساس نیروهای شناخته‌شده وجود دارد. نوشته‌ها و گزاره‌های علمی در صورت ابطال با گزاره جدید جایگزین می‌شود. این روزها دقت کنید که شبه‌علم با پوشیدن لباس و رویه طب سنتی یا اسلامی، در دستان و بر زبان عده‌ای جاری است. گروهی با حضور در جلسه مدیریت بحران در هفته دوم اسفند ۹۸ در شهر قم وقت متخصصان پزشکی و مدیریت بحران را با حرف‌های ناروا و ادعاهای نابجا درباره طب می‌گیرند و شعار تبعیت از حضرت امام جعفر صادق (ع) می‌دهند. گروهی دیگر به نام کمک به پرستاران به درون بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیماران کرونا رفته‌اند و از آنجا به نحوه درمان و نظافت و استرلیزه کردن محیط و اساسا مراجعه بیماران به بیمارستان‌ها ایراد می‌گیرند! این گروه در شرایطی که بحران همه‌گیری ویروس کرونا مردم ما را تهدید می‌کند، به خطری مضاعف تبدیل شده‌اند. به هوش باشیم که گرایش مردم به هر میزان به این افراد و این نوع روش‌های درمانی بی‌حساب‌و‌کتاب بسیار برای سلامت همگانی خطرناک است.»
دکتر مهدی زارع

https://t.me/Scienceadvocation
Forwarded from TEDxTehran (Hossein Nasiri)
بسیاری از ما انسان‌ها در مواجهه با موقعیت‌های سخت به ویژه هنگام دچارشدن خودمان و یا عزیزان‌مان به بیماری‌های نادر، آمادگی فریب‌خوردن داریم؛

«کیارش آرامش» - متخصص پزشکی اجتماعی و اخلاق پزشکی - با توجه به سال‌ها تحقیق و بررسی علل رجوع بیماران به شبه‌علم و خرافات، به راه‌کارهایی کاربردی برای تشخیص آن‌ها از علم و گرفتارنشدن در دام فریب‌کاران رسیده است؛

او در این تداکس‌تاک که در رویداد #تداکس_تهران_۲۰۱۷ انجام شده است، شما را به صورت شفاف و دقیق با این راه‌کارها آشنا می‌کند؛

این شما و این «چگونه خودمان را در هنگام بیماری فریب می‌دهیم».

https://www.aparat.com/v/O8HhK/ns#

تداکس‌تهران امید دارد که از تماشای این تاک لذت و بهره ببرید.

#TEDxTehran2017
#تداکس_تهران
#هر_جمعه_یک_سخنرانی

@TEDxTehran
شباهت طب سنتی و هومیوپاتی

طب سنتی و هومیوپاتی یک ویژگی مشترک دارند. (البته این ویژگی را خیلی دیگر از شاخه‌های شبه‌علم دارند. اما اینجا سخن من درباره این دو شاخه است.)

ویژگی مشترک این که هر دو مجموعه‌ای از «مقدسات» دارند. این مقدسات غیرقابل نقد و تغییرند زیرا هویت این دو رشته را در گرو خود دارند. یعنی اگر آن مقدسات نباشند، دیگر طب سنتی و هومیوپاتی هیچ هویت و شخصیت مستقلی نخواهند داشت.

منظور از مقدس در این‌جا، اعتقادی است که به باور فرد، ورای نقد علمی و عقلی قرار می‌گیرد. یعنی در هر حال باید به آن باور داشت و آن را از نقد بنیادین در امان نگاه داشت. یعنی به هر قیمتی و به عنوان یک وطیفه آیینی باید به دنبال شواهد و مدارک برای تایید آن گشت و هر شاهد و مدرک و دلیل رد کننده‌ای را به لطایف الحیل فروکوفت و رد کرد. یعنی اعتقادی که «باید» درست باشد.

باوری اول به درست بودنش باور کرده‌ایم و به جزم رسیده‌ایم و بعد، به سراغ دلایل و شواهد و مدارک و استدلال و پژوهش می‌رویم، فقط به این قصد که دلایل و شواهد درست بودن آن باور را پیدا کنیم یا به منتقدان و ناباوران پاسخ درخور بدهیم.

مقدسات طب سنتی عبارتند از نظریه مزاجی و اخلاطی. یعنی باور به وجود اخلاط و مزاج‌های چهارگانه و تعریف سلامت و بیماری بر اساس آن‌ها و تعادل و عدم تعادل میان آن‌ها.

و مقدسات هومیوپاتی عبارتند از دو اصل بنیادین آن: «مشابه، مشابه را درمان می‌کند» و «رقت کمتر باعث تاثیر بیشتر می‌رشود.»

هر دو رشته این ویژگی مشترک را دارند که اگر باورهای مقدس و جزمیشان فروپاشد، دیگر «هویت» خود را از دست می‌دهند. یعنی دیگر چیزی از سنتی بودن یا هومیوپاتی بودن این رشته‌ها باقی نمی‌ماند.

همکاران طب سنتی از منابع متعدد مدرن استفاده می‌کنند. کتاب‌های گیاه شناسی دارویی مدرن را در مطالعه می‌گیرند تا از آن ها قطعه‌هایی را استخراج کنند و لحاف چهل تکه‌ای را به عنوان مجموعه روش‌های درمانی عرضه کنند. اما اگر به استفاده از منابع معتبر و مبتنی بر شواهد اکتفا کنند، دیگر طب سنتی نیستند. حداکثر می‌شوند گیاه درمانی.

اما آن چه که به ایشان هویت مستقل می‌دهد تا خود را یک رشته در کنار طب مدرن بخوانند، همان تمسک به بدنه فربه‌ای از نظریات منسوخ و شبه‌علمی به نام نظریه مزاجی و اخلاطی است. این‌جاست که جدا باور می‌کنند و ادعا می‌کنند که چیزی می‌دانند و در چنته دارند که از بقیه متفاوت و ممتاز است. این سرمایه ممتاز کننده در واقع همان پاشنه آشیل آن‌هاست. یعنی لنگری که آن‌ها را همچنان و همیشه پای‌بست مرداب شبه‌علم نگاه می دارد.

دكتر كيارش آرامش

https://t.me/Scienceadvocation
داستان طب سنتی همانند بسیاری از مسایل اجتماعی دیگر ریشه در نیازها و عادات و یافته های تاریخی دارد که در بوته زمان و تجربه و‌شواهد قابل اعتنا و پذیرفتنی و عقل پسند بررسی و پذیرفته شده اند
فراموش نکنیم که این سیر بسیار طولانی و ریشه دار انگیزه ای جز نیاز مردم نداشته است مشابه این تلاش عظیم را می‌توان در موارد بیشمار دیگری نیز مشاهده کرد
یک لحظه طب سنتی را به کناری بگزاریم و مثلا مساله نقل و انتقال و مسافرت و سیر آن در تاریخ را اجمالا بر رسی کنیم
در آغاز تاریخ حوا با گرفتن دست کودکان خود آن ها را پا به پا برد تا شیوه راه رفتن را به آنان بیاموزد ولی چون پای برهنه و ناهمواری راه با هم سازگاری ندارند پوششی برای پا از برگ درختان و بعد پوست درخت درست کردند تا راه رفتن دل پذیر تر شود و کفش اختراع شد سال‌های دیگر گذشت تا انسان آموخت که می‌تواند بعضی از حیوانات را رام کند و بر پشت آنان سوار شود و راحت و بدون خستگی مسافت بیشتری را در زمانی کوتاهتر طی کند
این یک تحول عظیم در زمان خود بود ولی تازه اول کار بود
داستان را کوتاه کنیم
زمانی که چرخ اختراع شد تحولی عظیم بعدی رخداد و همه قواعد موجود را زیر و رو کرد
مسافرت های دور تر به آسانی میسر شد و روابط انسانی قواعد تازه پیدا کرد
با اختراع موتور و جایگزینی
آن با شتر ، دنیا زیر و رو و قواعد جدید حکم فرما شد اقیانوس ها فرمان ‌پذیر شدند و آسمان ها رام انسان شدند و سرا سر دنیا بهم نزدیکتر شده انسان به کره ماه قدم گذاشت
شگفت آنکه امروز هم ، انسان. با تمام انواع وسایل و شیوه های فوق ، از پای برهنه تا فضا پیما ی مدرن استفاده میکند و هیچ دعوا و بحث و منازعه ای هم در کار نیست
هیچ کس در صدد نیست مسافرت سنتی را جایگزین مسافرت مدرن بکند و برای مسافرت عهد عتیق محاسن بی شمار ردیف کند و ارابه را در مقابل قطار سریع السیر یا هواپیمای فوق صوت ب رخ بکشد و هزار و یک خاصیت شگفت اور برای آن تعریف کند
چرا؟؟؟؟
جهان را خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکو است
شک نیست بعضی روش های سنتی که موثر و بی ضرر بودن آن را سیر زمان و سینه مادر بزرگان پذیرفته اند امروز هم قابل استفاده هستند
ولی دانشکده جدا برای طب سنتی درست کردن و آن را از طب علمی و مورد پذیرش دنیا جدا کردن مساله ای بسیار قابل تامل است و نیاز به بررسی عاقلانه ، فارغ از تعصب و بسیاری از عوامل دیگر دارد
دکتر ایرج فاضل

https://t.me/Scienceadvocation