یادداشت دکتر علی پاشا میثمی
رییس انجمن پزشکی اجتماعی در مورد نامه فوق
سلام و احترام
نکته مهم و قابل توجه آن است که در این نامه، هیچ اشاره ای به مستندات مرتبط با محتوای آن نشده است. به منظور انتساب توفیق در کنترل یک بیماری به هر نوع مداخله، مطالعات با روش شناسی و متدولوژی خاص باید انجام شده و شواهد باید بر اساس معیارها و شاخص ها ارائه شوند.
اظهار نظر افراد و نقل قول، کمترین اعتبار را در اثبات تأثیر هر مداخله دارد.
نکتهی بسیار مهم دیگر در مورد ادعای تأثیر برای هر مداخله (چه سنتی و غیر آن) وجود گروه مقایسهی همسان و هم زمان و کنترل دیگر عوامل مؤثر است، که به نظر می رسد هیچ یک در مورد اکثر مداخلات مطرح شده در مورد مهار بیماری، در مطالعات، فراهم نبوده باشد.
نکته مهم دیگری نیز البته وجود دارد و آن منفعتی است که از تجارت هر نوع مداخله (سنتی و غیر آن) نصیب کشورها و افراد خواهد شد، لذا اگر فرض سودمندی یک روش بدون شواهد متقن طرح و تاکید شود، منابع بسیار زیادی به طور طبیعی به سمت تامین و تهیه آنها خواهد رفت، این رخداد دو نتیجهی منفی خواهد داشت، هزینه برای مداخلهای که مؤثر نبوده و عدم تامین منابع برای یافتن مداخلاتی که ممکن است سودمند باشند، چه در مورد تلاش برای کشف آنها و چه درمورد هزینه کرد برای فراهم آوری.
از طرف دیگر این خطا که آن را خطای نوع یک می نامند، تأثیری ماندگار در ذهنها داشته و حتی مادام که شواهد به بی تاثیر بودن، گواهی می دهند، انسانها به تجویز و استفاده ادامه خواهند داد. چرا که جایی گفته شد بود که این مداخله مؤثر است.
به نظر می رسد، باید سازوکار مشخصی در وزارت بهداشت به منظور تعیین و اثبات اثربخشی مداخلات، فارغ از اظهارنظر افراد و گروه ها و تنها به صورت مبتنی بر شواهد وجود داشته باشد که با شفافیت کامل، مشابه آنچه در سایتهای معتبری چون up-to-date مشاهده می کنیم، اطلاعات صحیح را به گروه های مختلف، اعم از سیاستگذاران، پزشکان و مردم، ارائه نماید و سیاستگذاریها، از شواهد معتبر و نقد شده، تبعیت کنند.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
رییس انجمن پزشکی اجتماعی در مورد نامه فوق
سلام و احترام
نکته مهم و قابل توجه آن است که در این نامه، هیچ اشاره ای به مستندات مرتبط با محتوای آن نشده است. به منظور انتساب توفیق در کنترل یک بیماری به هر نوع مداخله، مطالعات با روش شناسی و متدولوژی خاص باید انجام شده و شواهد باید بر اساس معیارها و شاخص ها ارائه شوند.
اظهار نظر افراد و نقل قول، کمترین اعتبار را در اثبات تأثیر هر مداخله دارد.
نکتهی بسیار مهم دیگر در مورد ادعای تأثیر برای هر مداخله (چه سنتی و غیر آن) وجود گروه مقایسهی همسان و هم زمان و کنترل دیگر عوامل مؤثر است، که به نظر می رسد هیچ یک در مورد اکثر مداخلات مطرح شده در مورد مهار بیماری، در مطالعات، فراهم نبوده باشد.
نکته مهم دیگری نیز البته وجود دارد و آن منفعتی است که از تجارت هر نوع مداخله (سنتی و غیر آن) نصیب کشورها و افراد خواهد شد، لذا اگر فرض سودمندی یک روش بدون شواهد متقن طرح و تاکید شود، منابع بسیار زیادی به طور طبیعی به سمت تامین و تهیه آنها خواهد رفت، این رخداد دو نتیجهی منفی خواهد داشت، هزینه برای مداخلهای که مؤثر نبوده و عدم تامین منابع برای یافتن مداخلاتی که ممکن است سودمند باشند، چه در مورد تلاش برای کشف آنها و چه درمورد هزینه کرد برای فراهم آوری.
از طرف دیگر این خطا که آن را خطای نوع یک می نامند، تأثیری ماندگار در ذهنها داشته و حتی مادام که شواهد به بی تاثیر بودن، گواهی می دهند، انسانها به تجویز و استفاده ادامه خواهند داد. چرا که جایی گفته شد بود که این مداخله مؤثر است.
به نظر می رسد، باید سازوکار مشخصی در وزارت بهداشت به منظور تعیین و اثبات اثربخشی مداخلات، فارغ از اظهارنظر افراد و گروه ها و تنها به صورت مبتنی بر شواهد وجود داشته باشد که با شفافیت کامل، مشابه آنچه در سایتهای معتبری چون up-to-date مشاهده می کنیم، اطلاعات صحیح را به گروه های مختلف، اعم از سیاستگذاران، پزشکان و مردم، ارائه نماید و سیاستگذاریها، از شواهد معتبر و نقد شده، تبعیت کنند.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
راديو ، سكته و زالو
در يكي از شهر ها با همكاران مغز واعصاب در يك سمپوزيوم سكته مغزي نشسته و داريم پيشرفت ها و مشكلات در مان سكته مغزي حاد -كه تنها در سه ساعت اول امكان پذير است -را در كشور بررسي ميكنيم كه ناگهان ويديويي از صدا وسيما پخش ميشود و تبليغ ميكند كه بيماران را در دوساعت اول به زالو برسانيد تا خوب شون ناگهان احساس كرديم تمام تلاش هاي همه ما در دوسال گذشته دارد به كأم زالو ريخته ميشود .به پخش خرافات از سيماي ملي اعتراض كرديم و گفتيم با هركس كه بيماران را به شكل غير استاندارد درمان ميكند برخورد كنيد و به ما هم در همان رسانه فرصت رد اين ادعا را بدهيد .از سيما تماس گرفتند كه ساعت ٧ صبح ! با شما تماس ميگيرند براي مصاحبه ! گفتم ؛خب البته ٧ صبح يكي از شبكه هاي راديو با اخبار سراسري ساعت هشت ونيم تلويزيون قابل مقايسه نيست همانطور كه جان و توان ما هم با "زالو" قابل مقايسه نميباشد !ولي خب كفش كهنه هم در بيابان غنيمت است . به هر حال صبح ديرتر به سوي بيمارستان راهي شديم تا اين مصاحبه زالو يي به سرانجام برسد. گوشي در دست منتظر بودم تا مجري بنده را فرا بخواند و لاجرم شنونده اطلاعات فراواني شدم كه ايشان با همان لحن شاد و قالبي راديويي بي دريغ به كأم شنوندگان عزيز صبحگاهي مي ريخت كه بعله "سكته مغزي اخيرا شائع شده ....مهم ترين علامت سكته مغزي فشارخون است ! و.... بعد از اينكه در مورد درمان سكته مغزي توسط گروهي از پزشكان با زالو اطلاع رساني كرديم حالا گروهي ديگر نظرات ديگري دارند " و دعوت كردند بنده به عنوان "ان گروه ديگر" در ان محيط ظاهرا شاد صبحگاهي أسباب ناراحتي زالو ها و كإسبان زالو را فراهم اورم چند جمله اي بيشتر نگفته بودم كه تشكري باسمه اي نثار كردند و فرمودند "بله البته در بين كارشناسان! ممكن است روايات مختلفي وجود داشته باشد .سعي كردم با سرعت هرچه تمام تر بگويم "طبابت يك شيوه بيشتر ندارد و زالو هم در ان جايي ندارد ...."اما جايي در وسط حرف هايم ارتباط قطع شد و كلام به اصطلاح منعقد نشد البته جمله بعد حتي بر زبان هم نيا مد و راه بر نفس در گلو گرفت كه "فشار خون " علامت سكته مغزي نيست بلكه فاكتور خطر ان است و اصلا فشارخون علامتي ندارد . شعار جهاني اين است :علايم سكته مغزي حاد عبارت است از كج شدن صورت ، اختلال تكلم و فلج بازو ! فشار خون اصلا علامتي ندارد تا چه برسد به اينكه "علامت "سكته مغزي باشد " و بعد هم اينكه سكته مغزي انفلوانزا نيست كه شايع بشود تازه تازه فهميديم ميتوانيم درمانش كنيم كه زالو از راه رسيده !
انگار شنيدم يك نفر اهي كشيد و گفت "خدا به دادمان برسد !"
دکتر بابک زمانی
برای عضویت در کانال از لینک زیر وارد شوید
https://t.me/Scienceadvocation
در يكي از شهر ها با همكاران مغز واعصاب در يك سمپوزيوم سكته مغزي نشسته و داريم پيشرفت ها و مشكلات در مان سكته مغزي حاد -كه تنها در سه ساعت اول امكان پذير است -را در كشور بررسي ميكنيم كه ناگهان ويديويي از صدا وسيما پخش ميشود و تبليغ ميكند كه بيماران را در دوساعت اول به زالو برسانيد تا خوب شون ناگهان احساس كرديم تمام تلاش هاي همه ما در دوسال گذشته دارد به كأم زالو ريخته ميشود .به پخش خرافات از سيماي ملي اعتراض كرديم و گفتيم با هركس كه بيماران را به شكل غير استاندارد درمان ميكند برخورد كنيد و به ما هم در همان رسانه فرصت رد اين ادعا را بدهيد .از سيما تماس گرفتند كه ساعت ٧ صبح ! با شما تماس ميگيرند براي مصاحبه ! گفتم ؛خب البته ٧ صبح يكي از شبكه هاي راديو با اخبار سراسري ساعت هشت ونيم تلويزيون قابل مقايسه نيست همانطور كه جان و توان ما هم با "زالو" قابل مقايسه نميباشد !ولي خب كفش كهنه هم در بيابان غنيمت است . به هر حال صبح ديرتر به سوي بيمارستان راهي شديم تا اين مصاحبه زالو يي به سرانجام برسد. گوشي در دست منتظر بودم تا مجري بنده را فرا بخواند و لاجرم شنونده اطلاعات فراواني شدم كه ايشان با همان لحن شاد و قالبي راديويي بي دريغ به كأم شنوندگان عزيز صبحگاهي مي ريخت كه بعله "سكته مغزي اخيرا شائع شده ....مهم ترين علامت سكته مغزي فشارخون است ! و.... بعد از اينكه در مورد درمان سكته مغزي توسط گروهي از پزشكان با زالو اطلاع رساني كرديم حالا گروهي ديگر نظرات ديگري دارند " و دعوت كردند بنده به عنوان "ان گروه ديگر" در ان محيط ظاهرا شاد صبحگاهي أسباب ناراحتي زالو ها و كإسبان زالو را فراهم اورم چند جمله اي بيشتر نگفته بودم كه تشكري باسمه اي نثار كردند و فرمودند "بله البته در بين كارشناسان! ممكن است روايات مختلفي وجود داشته باشد .سعي كردم با سرعت هرچه تمام تر بگويم "طبابت يك شيوه بيشتر ندارد و زالو هم در ان جايي ندارد ...."اما جايي در وسط حرف هايم ارتباط قطع شد و كلام به اصطلاح منعقد نشد البته جمله بعد حتي بر زبان هم نيا مد و راه بر نفس در گلو گرفت كه "فشار خون " علامت سكته مغزي نيست بلكه فاكتور خطر ان است و اصلا فشارخون علامتي ندارد . شعار جهاني اين است :علايم سكته مغزي حاد عبارت است از كج شدن صورت ، اختلال تكلم و فلج بازو ! فشار خون اصلا علامتي ندارد تا چه برسد به اينكه "علامت "سكته مغزي باشد " و بعد هم اينكه سكته مغزي انفلوانزا نيست كه شايع بشود تازه تازه فهميديم ميتوانيم درمانش كنيم كه زالو از راه رسيده !
انگار شنيدم يك نفر اهي كشيد و گفت "خدا به دادمان برسد !"
دکتر بابک زمانی
برای عضویت در کانال از لینک زیر وارد شوید
https://t.me/Scienceadvocation
https://www.asriran.com/fa/news/753915/%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B6%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B1
https://t.me/Scienceadvocation
https://t.me/Scienceadvocation
عصر ايران
«فرمول های ضد کرونا» از زبان متخصص بیماری های عفونی: پیشگیری و کاهش فوق العاده مرگ و میر
اگر چند حبه سیر را داخل شیر بریزید و شیر را به حدی حرارت دهید که نصفش بخار شود، آنچه باقی می ماند برای پیشگیری از کرونا بسیار مفید است.
یادداشت رییس انجمن پزشکی اجتماعی ایران پیرامون اکتشافات متخصصی طب سنتی که تحصیلات دانشگاهی در رشته عفونی را هم به پایان رسانده!
سلام و احترام
نقد علمی و یا appraise، از مباحثی است که این روزها در دانشکده های پزشکی به دانشجویان آموزش داده می شود و سعی بر آن است که مهارت آن، حداقل در این گروه، ایجاد شود.
متن درج شده را اگر مرور کنیم، با چنان اطمینان بالایی مرقوم شده است که گویی هیچ شبههای بر تاثیر هیچ یک از توصیهها وجود ندارد.
اگرچه در برخی توصیه ها به وجود یا عدم وجود مقالات در مورد آنها اشاره شده، اما پیش از این گونه جملات نیز، ابتدا اثربخشی و تاثیر، تاکید شده است.
واقعیت این است که در هر متن علمی، که توصیه هایی مشابه را مطرح می کند، حال به منظور تجویز دارو، گیاه، شربت، افشره و هر نوع دیگری از مداخلات مدرن و صنعتی یا سنتی و طبیعی، باید به مطالعات علمی منتشر شده در مجلات معتبر که در آنها مقالات توسط داوران بررسی می شوند، با آدرس دهی دقیق اشاره شود.
نگارش علمی، بیان قطعی تاثیر نیست، بلکه نقل گزارشِ اثر، طبق مطالعه یا مطالعاتی است که توسط افراد انجام شده و نتایج آن در قالب مقالهی معتبر منتشر شده است.
به عنوان یک مثال فرضی: در یک کارآزمایی بالینی با تخصیص تصادفی که دوستدار و همکاران در سال ۲۰۰۹ به انتشار رسانده اند، ترکیب سیر و شیر در کوتاه کردن روزهای سرفه در ۵۰ بیمار در مقایسه با گروه شاهد مؤثر گزارش شده است.(شماره منبع)
اگر راهنمای بالینی طراحی شده باشد، باید میزان تاثیر و سطح اعتبار شواهد به ترتیب با بیان class of evidence و level of evidence، به طور مشخص تعیین شود. در انتهای هر عبارت، مقاله/مقالات مروری نظاممندی که منبع استناد است باید آدرس دهی شود.
به عنوان مثال فرضی: تاثیر ترکیب سیر و شیر در کنترل عوارض تنفسی بیماری آنفولانزا نیاز به مطالعات بیشتر دارد. (C,III)(شماره منبع مطالعه مرورنظاممند)
اگر مداخله ای مؤثر باشد، جزییات نحوهی تجویز باید به وضوح مشخص شده باشد. به عنوان مثال فرضی، ۲۰ سیسی از ترکیب سیر و شیر با نسبت یک حبه کوچک سیر (۵ گرم) در ۱۰۰ سیسی شیر گوسفندی با چربی ۲.۵ درصد تا سه بار در روز هر ۸ ساعت.
علاوه بر این موارد محدودیت مصرف در گروه های حساس و پرخطر باید بر اساس مطالعات معتبر مشخص شود، که نشان دهندهی توجه به عوارض احتمالی هر توصیه است. عدم توجه به این بخش، پنهان کردن بخشی از واقعیت است.
به عنوان مثال فرضی: مصرف ترکیب سیر با شیر در بیماران مبتلا به زخم معده یا دوازدهه می تواند منجر به شدید علائم و حتی خونریزی معده شود. لذا در این گروه بلید با احتیاط تجویز شود.
نکتهی بسیار مهم، آدرس دهی مطالب به نحوی است که دسترسی به منبع آنها، برای هر مخاطب به سادگی امکانپذیر باشد.
به نظر می رسد، در پاسداشت اخلاق حرفهای در حرفه مقدس پزشکی، نیاز است کارگاههای آموزشی به منظور آموزش این اصول در سطوح مختلف از مسئولان محترم تا همکاران ارجمند، برگزار شده و قوانین مشخصی، در راستای پیشگیری از بیان مطالب غیر مطمئن و غیر علمی در سطح جامعه که تبعات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت، وضع شود. آنگونه که هر فرد، مسئول مطالبی که بیان می کند و عواقب آن باشد.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
سلام و احترام
نقد علمی و یا appraise، از مباحثی است که این روزها در دانشکده های پزشکی به دانشجویان آموزش داده می شود و سعی بر آن است که مهارت آن، حداقل در این گروه، ایجاد شود.
متن درج شده را اگر مرور کنیم، با چنان اطمینان بالایی مرقوم شده است که گویی هیچ شبههای بر تاثیر هیچ یک از توصیهها وجود ندارد.
اگرچه در برخی توصیه ها به وجود یا عدم وجود مقالات در مورد آنها اشاره شده، اما پیش از این گونه جملات نیز، ابتدا اثربخشی و تاثیر، تاکید شده است.
واقعیت این است که در هر متن علمی، که توصیه هایی مشابه را مطرح می کند، حال به منظور تجویز دارو، گیاه، شربت، افشره و هر نوع دیگری از مداخلات مدرن و صنعتی یا سنتی و طبیعی، باید به مطالعات علمی منتشر شده در مجلات معتبر که در آنها مقالات توسط داوران بررسی می شوند، با آدرس دهی دقیق اشاره شود.
نگارش علمی، بیان قطعی تاثیر نیست، بلکه نقل گزارشِ اثر، طبق مطالعه یا مطالعاتی است که توسط افراد انجام شده و نتایج آن در قالب مقالهی معتبر منتشر شده است.
به عنوان یک مثال فرضی: در یک کارآزمایی بالینی با تخصیص تصادفی که دوستدار و همکاران در سال ۲۰۰۹ به انتشار رسانده اند، ترکیب سیر و شیر در کوتاه کردن روزهای سرفه در ۵۰ بیمار در مقایسه با گروه شاهد مؤثر گزارش شده است.(شماره منبع)
اگر راهنمای بالینی طراحی شده باشد، باید میزان تاثیر و سطح اعتبار شواهد به ترتیب با بیان class of evidence و level of evidence، به طور مشخص تعیین شود. در انتهای هر عبارت، مقاله/مقالات مروری نظاممندی که منبع استناد است باید آدرس دهی شود.
به عنوان مثال فرضی: تاثیر ترکیب سیر و شیر در کنترل عوارض تنفسی بیماری آنفولانزا نیاز به مطالعات بیشتر دارد. (C,III)(شماره منبع مطالعه مرورنظاممند)
اگر مداخله ای مؤثر باشد، جزییات نحوهی تجویز باید به وضوح مشخص شده باشد. به عنوان مثال فرضی، ۲۰ سیسی از ترکیب سیر و شیر با نسبت یک حبه کوچک سیر (۵ گرم) در ۱۰۰ سیسی شیر گوسفندی با چربی ۲.۵ درصد تا سه بار در روز هر ۸ ساعت.
علاوه بر این موارد محدودیت مصرف در گروه های حساس و پرخطر باید بر اساس مطالعات معتبر مشخص شود، که نشان دهندهی توجه به عوارض احتمالی هر توصیه است. عدم توجه به این بخش، پنهان کردن بخشی از واقعیت است.
به عنوان مثال فرضی: مصرف ترکیب سیر با شیر در بیماران مبتلا به زخم معده یا دوازدهه می تواند منجر به شدید علائم و حتی خونریزی معده شود. لذا در این گروه بلید با احتیاط تجویز شود.
نکتهی بسیار مهم، آدرس دهی مطالب به نحوی است که دسترسی به منبع آنها، برای هر مخاطب به سادگی امکانپذیر باشد.
به نظر می رسد، در پاسداشت اخلاق حرفهای در حرفه مقدس پزشکی، نیاز است کارگاههای آموزشی به منظور آموزش این اصول در سطوح مختلف از مسئولان محترم تا همکاران ارجمند، برگزار شده و قوانین مشخصی، در راستای پیشگیری از بیان مطالب غیر مطمئن و غیر علمی در سطح جامعه که تبعات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت، وضع شود. آنگونه که هر فرد، مسئول مطالبی که بیان می کند و عواقب آن باشد.
دکتر علی پاشا میثمی
https://t.me/Scienceadvocation
http://www.didbaniran.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%AB-5/94414-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
https://t.me/Scienceadvocation
https://t.me/Scienceadvocation
دیدبان ایران
عضو ستاد ملی کرونا: طب سنتی به نظر من همان «طب شیادی» است
عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: شورای شهر می خواهد چیزی بگوید که بالاتر ازآمار اعلامی باشد و جلب توجه کنند که مردم نگویند که این شورای شهری ها می خورند و می خوابند و کاری برای شهرانجام نمی دهند.
اراجیف
آقای متشخصی است، در جلوی دوربین دقیقا یک "دانای کل" است. همان که بسیاری از رمانها را مینویسد و از همه چیز خبر دارد. با لحنی عالمانه، عاقل اندر سفیه با مکثهایی حسابشده برای جا انداختن مطلب و نگاههایی به مصاحبهکننده حاکی از اطلاع از اسرار فراوان! کت سورمهای خوش رنگ، پیراهن سفید با یقه دکمهدار و شلوار خاکی بسیار تنگ پوشیده. آخرین مد برای لباس مردان جوان و میانه سال میگوید:
«من در زمان معاینه بیماران در اتاق، ماسکم را در میآورم، حتی اگر بگوید کرونا دارم کنار خودم مینشانم و ته حلق و سینه و سرفه آنها را بدون ماسک معاینه میکنم ت رس از کرونا که بریزد نیمی از کار درمان انجام شده"
و بعد خطاب به بینندگان "عزیز" میگوید: «راه پیشگیری از کرونا تنها دو چیز است؛ شستوشو با آبنمک و استفاده روزانه از زنجبیل!»
در مورد این صحبتها حرف زیادی وجود ندارد. خوشبختانه در زبان فارسی کلمهای هست که این اظهارات را سرتاپا به خوبی توضیح میدهد؛ اراجیف!
اینکه چنین عقایدی وجود دارند هم عجیب نیست، وقتی که رسماً معاونتی برای طب سنتی، ایرانی یا هر اسم دیگری در وزارت بهداشت و درمان ما وجود دارد لابد چنین عقایدی کم رنگتر یا پررنگتر با ظاهری آراسته یا نیاراسته، فرقی هم نمیکند، در جامعه ما وجود دارند. معاونت مربوطه توجیه حضورش در حرف ساماندهی و تحقیقات است و اینکه اگر نباشد چه خواهد شد؟ ولی در عمل باعث ترویج و رسمیت بخشیدن به چیزی است که از اساس علمی نیست.
پخش چنین اظهاراتی از سیمای ملی ما هم هیچ جای تعجب ندارد. باور به دانش در کشور ما هنوز آنطور که باید و شاید جا نیفتاده. در کسانی هم که تصور میکنند به دانش باور دارند و اکثریت آنها هم نوعی "دانش"کده را از سر گذراندهاند یا حتی در آن تدریس میکنند این باور آنقدر عمیق نیست که بتواند با نوعی لاادریگری بسیار خطرناک مقابله کند؛کسی چه میداند شاید هم زنجبیل موثر بود ماسک هم شاید لازم نباشد؟!
اینکه سازمان نظام بزشکی و سایر موسسات مسئول هم در برابر این تخریب اشکار مقررات پیشگیری از کرونا هیچ اقدام قانونی و عملی انجام نمیدهند و فقط به پوزخندی در شبکههای مجازی خود اکتفا میکنند، جای تعجبی ندارد، این موسسات سالهاست تنها با یک گزارش و تنها به خاطر پنج تا ده هزار تومان دریافت اضافه بر پنجاه هزار تومان قانونی -آن هم در این شرایط تورم- و آن هم برای تشخیص و درمانهایی بسیار سنگین و دشوار مجربترین اساتید را تفتیش مطب میکنند و به کمیسیون و دادگاه فرامیخوانند اما در برابر این "عزیزان" و این اراجیف مخرب تنها به پوزخند و طنز اکتفا میکنند.
تعجب من اما تنها برای نکتهایست که هیچ پاسخ یا توجیهی برای آن ندارم و آن هم اینکه چگونه است که سنتها و نیکوییهای آن تنها برای طب کاربرد دارند اما در سایر امور مثل لباس پوشیدن باید از آخرین مدها و سنتها پیروی کرد؟ و اینکه چگونه است که حتی لباس پوشیدن در هردوره تغییر میکند اما طب، آن هم برای مردم، همواره باید کهن و سنتی باقی بماند؟ راستی این همه موسسات تحقیقاتی گوناگون برای روزآمد کردن دانش طب به چه کار میآیند؟ من اگر میخواستم به سنتهای آموختهام در سی سال پیش زمان اخذ تخصص اکتفا کنم الان به چه کار میآمدم؟ بعلاوه آیا داستانها و روایتهای سنتی از زبان پیری ملبس به لباس قدیم قابل تحملتر است یا آقایی با آخرین مد لباس پوشیدن که اطمینان ندارم شاید پا هم بدون جوراب در کفش بود
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
آقای متشخصی است، در جلوی دوربین دقیقا یک "دانای کل" است. همان که بسیاری از رمانها را مینویسد و از همه چیز خبر دارد. با لحنی عالمانه، عاقل اندر سفیه با مکثهایی حسابشده برای جا انداختن مطلب و نگاههایی به مصاحبهکننده حاکی از اطلاع از اسرار فراوان! کت سورمهای خوش رنگ، پیراهن سفید با یقه دکمهدار و شلوار خاکی بسیار تنگ پوشیده. آخرین مد برای لباس مردان جوان و میانه سال میگوید:
«من در زمان معاینه بیماران در اتاق، ماسکم را در میآورم، حتی اگر بگوید کرونا دارم کنار خودم مینشانم و ته حلق و سینه و سرفه آنها را بدون ماسک معاینه میکنم ت رس از کرونا که بریزد نیمی از کار درمان انجام شده"
و بعد خطاب به بینندگان "عزیز" میگوید: «راه پیشگیری از کرونا تنها دو چیز است؛ شستوشو با آبنمک و استفاده روزانه از زنجبیل!»
در مورد این صحبتها حرف زیادی وجود ندارد. خوشبختانه در زبان فارسی کلمهای هست که این اظهارات را سرتاپا به خوبی توضیح میدهد؛ اراجیف!
اینکه چنین عقایدی وجود دارند هم عجیب نیست، وقتی که رسماً معاونتی برای طب سنتی، ایرانی یا هر اسم دیگری در وزارت بهداشت و درمان ما وجود دارد لابد چنین عقایدی کم رنگتر یا پررنگتر با ظاهری آراسته یا نیاراسته، فرقی هم نمیکند، در جامعه ما وجود دارند. معاونت مربوطه توجیه حضورش در حرف ساماندهی و تحقیقات است و اینکه اگر نباشد چه خواهد شد؟ ولی در عمل باعث ترویج و رسمیت بخشیدن به چیزی است که از اساس علمی نیست.
پخش چنین اظهاراتی از سیمای ملی ما هم هیچ جای تعجب ندارد. باور به دانش در کشور ما هنوز آنطور که باید و شاید جا نیفتاده. در کسانی هم که تصور میکنند به دانش باور دارند و اکثریت آنها هم نوعی "دانش"کده را از سر گذراندهاند یا حتی در آن تدریس میکنند این باور آنقدر عمیق نیست که بتواند با نوعی لاادریگری بسیار خطرناک مقابله کند؛کسی چه میداند شاید هم زنجبیل موثر بود ماسک هم شاید لازم نباشد؟!
اینکه سازمان نظام بزشکی و سایر موسسات مسئول هم در برابر این تخریب اشکار مقررات پیشگیری از کرونا هیچ اقدام قانونی و عملی انجام نمیدهند و فقط به پوزخندی در شبکههای مجازی خود اکتفا میکنند، جای تعجبی ندارد، این موسسات سالهاست تنها با یک گزارش و تنها به خاطر پنج تا ده هزار تومان دریافت اضافه بر پنجاه هزار تومان قانونی -آن هم در این شرایط تورم- و آن هم برای تشخیص و درمانهایی بسیار سنگین و دشوار مجربترین اساتید را تفتیش مطب میکنند و به کمیسیون و دادگاه فرامیخوانند اما در برابر این "عزیزان" و این اراجیف مخرب تنها به پوزخند و طنز اکتفا میکنند.
تعجب من اما تنها برای نکتهایست که هیچ پاسخ یا توجیهی برای آن ندارم و آن هم اینکه چگونه است که سنتها و نیکوییهای آن تنها برای طب کاربرد دارند اما در سایر امور مثل لباس پوشیدن باید از آخرین مدها و سنتها پیروی کرد؟ و اینکه چگونه است که حتی لباس پوشیدن در هردوره تغییر میکند اما طب، آن هم برای مردم، همواره باید کهن و سنتی باقی بماند؟ راستی این همه موسسات تحقیقاتی گوناگون برای روزآمد کردن دانش طب به چه کار میآیند؟ من اگر میخواستم به سنتهای آموختهام در سی سال پیش زمان اخذ تخصص اکتفا کنم الان به چه کار میآمدم؟ بعلاوه آیا داستانها و روایتهای سنتی از زبان پیری ملبس به لباس قدیم قابل تحملتر است یا آقایی با آخرین مد لباس پوشیدن که اطمینان ندارم شاید پا هم بدون جوراب در کفش بود
دکتر بابک زمانی
https://t.me/Scienceadvocation
دفاع از علم pinned «کانال “دفاع از علم “ کانالی برای شبه علم زدایی از دانش طب آخرین مقالات در ارتباط با جدل دانش و شبه دانش را از این کانال پی گیری کنید https://t.me/Scienceadvocation»