دفاع از علم
363 subscribers
78 photos
38 videos
27 files
208 links
Download Telegram
در حضور ذهنیت پیشامدرن از خویشتن و جهان، در دوران غلبه و سطوت سرمایه بر تمامی زوایای انسان و هم‌چنین ناتوانی پزشکی مدرن در گشودن روزنه‌ی امیدی برای بیماری‌های صعب‌العلاج، آیا می‌توان به رهایی اندیشید؟ آیا رویکردهای نصیحت‌گرانه و تقوامنشانه می تواند راهی نو پیش پای پزشکی نوین باز کند؟ آیا رویکردهای ژورنالیستی و راه‌حل‌های یک‌شبه می‌تواند در برابر بازار بزرگ درمان و دارو سد بگذارد و مقررات و قاعده را به آن تحمیل کند؟
طب حاشیه در جهان مدرن به زیست خود ادامه می‌دهد، علی‌رغم همه‌ی گسست‌هایی که تجدد به ارمغان آورده است. تجددی ناتمام که انسان را از بندهای پیشین گسسته است و به بندی دیگر بی‌اعتنا مانده. انسانی رهاشده به حال خود، در جهانی ناامن که فرد به‌تنهایی باید گلیمش را از آب بیرون بکشد؛ در دنیایی که ترس از بیماری، بیکاری، بی‌نانی و بی‌کسی بر آن سایه انداخته است؛ طب حاشیه هم‌چنان فاتح و فیروز است. زیرا خرافات در جهانی تداوم می‌یابند که نیازمند خرافه و در سودای اعجاز است. اعجازی که با پیوند دادن فرد به نیرویی بالاتر و نیرومندتر او را از ترس مدام رهایی دهد، به بیماری و رنج معنایی دیگر بخشد و تا دم مرگ او را به‌آرامی بدرقه کند …… پس رهایی در گرو تغییر جهانی است که خرافه را ناگزیر می‌کند. در آفریدن جهانی بدون ترس است که انسان در آن پناه انسان باشد!
دکتر مزدک دانشور

https://t.me/Scienceadvocation
آیا طب ابن‌سینا شبه‌علم بوده است؟

بعد از انتشار مطلب قبلی من درباره‌مشخصه‌های شبه علم، یکی از همکاران بسیار آگاه و نکته‌دانم، در نقد مطلب من نوشتند:

«... اما من نمی‌توانم بپذیرم طب ابن‌سینا شبه‌علم بوده [است]. این بی‌انصافی در حق آن مرد است. ابن‌سینا بنده خدا تلاش کرده [است تا] نتایج لثراتی که از غذا و ادویه می‌بیند را تفسیر و تبیین کند و البته باور به روش‌های علمی داشته است. اگر عمرش قد می‌داد که رد علمی تبیین‌هایش را ببیند، فروتنانه آن را می‌پذیرفت...»

در پاسخ به این همکار گرامی، علاوه بر تشکر بابت مشارکت در این بحث، دو نکته برای گفتن دارم. بکی فرعی و دیگری اصلی:

نکته فرعی این که: اگر بخواهیم کارهای ابن‌سینا را با معیارهای علم تجربی امروزین بسنجیم و داوری کنیم، دچار خطای «ناهمزمانی تاریخی» شده‌ایم.
درست مانند کسانی که می‌خواهند حکومت‌داری برخی پادشاهان و حکمرانان دوران باستان و قرون وسطی را با معیارهای امروزین حقوق بشر و تفکیک قوا و حکومت دموکراتیک بسنجند و به آن‌ها اعتبار غیرواقعی بدهند یا به روشی نادرست محکومشان کنند.
مردم هر دوره‌ای را باید در سیاق و با توجه به شرایط واقعی همان دوره سنجید و فهمید و داوری کرد.
به همین سیاق نیز، ابن‌سینا را نباید با معیارهای علم تجربی و طب مبتنی بر شواهد امروز نقد کرد.

ابن‌سینا در سیاق علم زمانه خود و پزشکی آن دوران، دانشمند بزرگی بوده است و البته مایه افتخار ما برای همه تاریخ است.
اما این فرق می‌کند با این که فکر کنیم که می‌توان روش‌ها و یافته‌های او را مطابق با علم مدرن و پزشکی مبتنی بر شواهد دانست یا بر آن اساس نقد کرد یا مورد مقایسه قرار داد.

نکته اصلی اما این است: تفاوت علم و شبه‌علم در روش‌ها است نه در یافته‌ها و نتایج.

این نکته کلیدی و مهمی است.

نمی‌توان گفت که درمان‌های ابن‌سینا همگی علمی یا شبه‌علمی بوده‌اند. روش برخورد ما با آن‌هاست که می‌تواند علمی یا شبه‌علمی باشد.

یعنی اگر درمانی را که ابن سینا به کار می‌برده و به نظر ما درست می‌اید، با روش علمی (شامل کارآزمایی بالینی) بسنجیم، به هر نتیجه‌ای که برسیم، یعنی چه ببینیم آن درمان موثر است و چه ناموثر، کارمان علمی بوده است.

اما اگر به جای پایبندی به پزشکی مبتنی بر شواهد، آن دارو یا روش درمان را (صرفنظر از این که واقعا موثر هست یا نه) به کار ببندیم به خاطر این که «ابن سینا گفته است» یا این که آن را بر اساس نظریه‌های منسوخ طب مزاجی توجیه کنیم، در این صورت از روش شبه‌علمی استفاده کرده‌ایم.

بنابراین «شیوه برخورد» با فرضیه‌های درمانی است که چه در نهایت موثر باشند و چه غیرموثر، می‌تواند علمی یا شبه علمی باشد.

اشاره من به ابن سینا به این معنی نبود که هرچه که این سینا گفته است شبه علمی است.

البته ابن سینا به مزاج‌ها و اخلاط باور داشت. این شیوه شناخت بدن انسان امروزه منسوخ شده است. نیز بخش بزرگی از آموزه‌های آناتومی و فیزیولوژی آن دوران که توسط او تبیین شده‌اند، امروزه نادرست و نادقیق به شمار می‌ایند.

اما گفتن این که تمامی درمان‌ها و داروهای این سینا (یا طب سنتی، یا هر منبع فرضیه دیگری) علمی یا شبه علمی است، خود خارج شدن از روش علمی است.

این شیوه برخورد ما با آن‌ها و تعیین اثربخشی و ایمنی آن‌ها است که می‌تواند علمی یا شبه علمی باشد.

اشاره من در مطلب قبلی در واقع به روش کسانی بود که آموزه‌های این سینا را فقط به این دلیل که «ابن سینا گفته است» معتبر و علمی می‌دانند و حتی از پس قرن‌ها و تحولات شگرف و بنیادین در علم و از در درآمدن نظریه‌ها و یافته‌های جدید مانند کشف میکروب‌ها و ...، همچنان آن‌ها را ثابت و مقدس‌گونه می‌پندارند و می‌گویند شیوه ما در طبابت این است که :«فکر کنیم که اگر ابن سینا بود، چه می‌کرد، ما هم همان کار را می‌کنیم.»

این است که نادرست و شبه‌علم است. نه ابن‌سینا که درود و ستایش ما بر او باد.

#دكتر_كيارش_آرامش

https://t.me/Scienceadvocation
دکتر محمد فصیحی، متخصص عفونی: زنجبیل و آویشن برای کرونا: آری

دکتر فاضله حیدریان: پزشک طب سنتی: زنجبیل و آویشن برای کرونا: نه

https://t.me/Scienceadvocation
دارو نعمت خدا !!

روبروي من نشسته است . خيلي بهتر شده اما هنوز كند است و دست راستش ميلرزد اما ميتواند راه برود كارهاي خودش را انحجام بدهد و مختصري اشپزي هم بكند اما به شدت ناراضي است .

" بله بهترم ولي اقاي دكتر تاكي بايد اين همه قزص بخورم ؟ هرسه ساعت از اين قرص هاي اصلي بايد بخورم روزي شش تا هم از ان قرص هاي كمكي تازه بايد روزي 12 تا هم قرص فشار و قند و چربي بايد بخورم . مگر اين معده چقدر ظرفيت داره يك روز ميتركه "

دختر بيمار كه تحصيل كرده به نظر ميرسد و با نگراني ما را مينگرد مي گويد " اقاي دكتر همه اين داروها هم شيميايي اند كبد و كليه اش را خراب نميكنند؟ " ميترسد كه مبادا به من برخورده باشد مي افزايد " ببخشيد ها !"

بارها اين صحبت را با هم كرده ايم و هر بار به نحوي توضيح داده ام كه اين داروها لازم هستند . اما تاثيري نداشته . اين بار مي گويم :
" شما با نان اضافي سفره چه كار ميكنيد مي اندازيد سطل اشغال ؟ "
ابتدا توجه نميكند و هم چنان در حال شكوه است .مجبور ميشوم سوالم را تكرار كنم . عاقبت مكث ميكند و شمرده ميگويد "نه اقاي دكتر نان را ميبوسم توي كيسه ميگذارم "
"خب چرا ؟"
"براي اينكه نعمت خداست بركته من كه نا شكر نيستم "
" خوب اين داروها هم بركت خداست "
پوز خند ميزند " بركت خداست يا مصينته ؟ "
" يك زماني به خواست خدا و دست بشر از دل زمين فقط نان در مي امد كه روزي ادميزاد بود زندگي را ادامه ميداد حالا به خواست خدا و همت بشر فهم و توانايي ادميزاد به جايي رسيده كه گوشه اي از شگفتي هاي جهان خلقت را ميتوانيم ببينيم وبر اساس اون ها داروهايي بسازيم كه اگر اين دارو ها نباشند ادميزاد يك گوشه خشك ميشود وتكان نميخورد . يا ميتوانيم داروهايي بسازيم كه فشار خون ادميزاد را پايين مي اورند و نميگذارند سكته كند يا داروهايي بسازيم كه چرك را در درون سينه اش خشك كنند و نفسش را ادامه دهند . حالا اين ها هم همه اضافه بر نان - كه هنوز هم بهترين نعمت خداست –بركتند و مومن شكر گذار بايد قدر ان ها ر ا بداند و به مدد ان ها از هرنفسي كه فرو مي دهد يا هر قدمي كه بر ميدارد لذت ببرد كه شكر گذاري عين دم غنيمت شمردن است "
" يعني مي گوييد حالا بايد هر روز اين قرص ها را هم ببوسم و بخورم "
" اين دقيقا همان چيزي است كه ميخواهم بگويم"


اين يك واقيت است كه بسياري از پزشكان بيش از حد دارو تجويز ميكنند . اين هم درست است كه در كشور ما رابطه پزشك و بيمار فقط و فقط از طريق نسخه ودر نتيجه دارو برقرار ميشود و يك گفتگوي ساده بدون تجويز دارو كار تمام شده اي تلقي نميشود و دربسياري از موارد ممكن است باعث بازخواست حق العلاج گردد . از اين ها گذشته بايد پذيرفت كه منافع برخي شركت ها بر ميزان مصرف برخي داروها بي تاثير نيست . اما ناگفته پيداست اما بايد گفت كه بسياري از داروهاي جديد جز شگفت اورترين معجزات قرن اخير ميباشند و تاثير انها بر كيفيت زندگي بشر از بسياري از اكتشافات در زمينه هاي ديگر كمتر نبوده است . طول عمر و كيفيت حيات در روزگار ما انچنان تحت تاثر همين داروها قرار گرفته كه حتي انتظاراتي بيش از توانايي اين داروها در اذهان مردم پديد اورده . حالا كه ميشود كسي را كه تا قبل از پيدايش اين داروها مثلا به دليل پاركينسون به خاموشي و كندي مطلق ميرسيد با چند قرص به حركت در اورد لابد میشود به روشي در جايي از دنيا طوري درمان كرد كه ديگر نيازي به دارو هم نباشد !!. كه البته در حال حاضر مقدور نيست . براستي هم قدر نان داشتن معناي ديگر ان اين است كه همين امروز قطع نظر از دارويي كه فردا خواهد امد قدر نعمت بدانيم . قدر قرص را قطع نظر از انچه كه فردا مي ايد . اما انچه كه بايد افزود و مقصود اينجانب از اين يادداشت هم بيشتر همان است اينكه چه بسيار موضوعات مدرن كه بر محمل ها و قالب هاي سنتي بهتر ميتوان عرضه كرد و چه بسا با اين تركيب بتوان قالب هاي سنتي را محتوا يي تازه و روز امد بخشيد .

اماده رفتنند و بيمار مختصري اميدوار تر بنظر ميرسد اما نگراني چهره دختر جوان را هنوز ترك نكرده ميگويم " انشائ الله در مورد شيميايي و گياهي هم يك روز مفصل صحبت مي كنيم "
دکتر بابک زمانی

https://t.me/Scienceadvocation
از معدود برنامه های روشنگرانه صدا و سیما
شبه علم، طب سنتی، و واژه‌های مدرن

یکی از ترفندهای رایج شبه‌علم، استفاده نادقیق از واژه‌ها است. واژه‌هایی که طنین علمی دارند و در جای خودشان معنی و تعریف مشخصی دارند. اما شبه‌علم از این واژه‌ها استفاده نابه‌جا می‌کند، فقط برای آن که طنین علمی به خودش بدهد. بدون آن که واقعاً به تعریف و معنی درست آن‌ها پایبند باشد.

برای مثال به این اصطلاح که نام یکی از کتاب‌های دیپاک چوپرا (یکی از شاخص‌ترین چهره‌های شبه علم در دنیای معاصر) است، توجه کنید: «شفای کوانتومی»
در ابتدا این تصور به خواننده دست می‌دهد که نویسنده پیوندی میان دانش‌های پزشکی و فیزیک برقرار کرده است یا خاصیت شفا بخشی در کوانتوم (که یک مفهوم پیشرفته با تعریف مشخص در فیزیک جدید است) پیدا کرده‌است. اما واقعیت این است که نویسنده هیچ دانش و آگاهی درست و دقیقی از فیزیک جدید و کوانتوم ندارد. و از این مفهوم در معنای درست آن استفاده نمی‌کند. بلکه تنها و تنها از یک واژه مطنطن متعلق به علم جدید سوءاستفاده می‌کند تا طنینی علمی به سخنان خود بدهد.

به همین منوال است تعبیر «انرژی درمانی» که آن چه در آن می‌رود، به کل یا مفهوم فیزیکی و علمی انرژی بیگانه است. بلکه تنها از واژه انرژی برای فریفتن مخاطب بهره کشی می‌کند.

دیگر واژه‌های متعلق به علم جدید (و قدیم) هم بازها مورد چنین سوءاستفاده‌هایی قرار گرفته‌اند و از آن‌ها ترکیب‌های بیمعنی اما مطنطن ساخته و به مردم فروخته شده است نظیر اکسیژن اُ، مدار انرژی در بدن، حافظه مولکولی، قانون کائنات، و بی‌شمار مثال دیگر

طب سنتی هم وقتی از مسیر درست و اصلی خود (یعنی انجام پژوهش علمی و درست بر روی درمان‌های سنتی و معرفی موارد موثر احتمالی) دور می‌شود، و به ورطه شبه‌علم می‌افتد، به همین ترفند متشبث می‌شود.

برای مثال، واژه‌هایی مانند «طب کل نگر» یا «طب شخصی شده» را مورد بهره‌برداری نابه‌جا و غلط قرار می‌دهد. شگفت آن که در اسنادی که از سوی وزارت بهداشت نیز منتشر می‌شوند، چشم بر این سوءاستفاده شیادانه از واژه‌ها بسته می‌شود.

طب کل‌نگر در معنای درست آن، دلالت دارد بر این که پزشک در درمان بیمار خود تنها به یک علامت یا عضو یا بیماری خاص متمرکز نشود . به عبارت دیگر با «بیمار» سروکار داشته باشد نه با «بیماری» یا «عضو بیمار». برای مثال، با توجه فوق تخصصی به علایم گوارشی، بیماری قلبی از نظرش دور نماند. و یا با تمرکز بر درمان یک درد یا جراحت خاص، به سلامت روانی، یا وضعیت اجتماعی و خانوادگی بی‌اعتنایی نکند و از موادری مانند سوءرفتار اجتماعیِ، افسردگی، کمبودهای هورمونی، و هزاران مورد دیگر را که از دایره محدود تمرکز تخصصی‌اش دورمانده‌اند، غافل نشود. این حرف درستی است و جا دارد که سیستم پزشکی هرچه بیشتر آن را درنظر بگیرد.

اما مشکل وقتی ایجاد می‌شود که از این تعبیر و جهت‌گیری درست، برای خوراندن و تحمیل شبه‌علمی به نام طب مزاجی استفاده می‌شود. طب مزاجی که ریشه در یونان و دیگر تمدن‌های باستانی دارد و امروزه کاملا منسوخ شده است، سلامت و بیماری را حاصل تعادل یا بی‌تعادلی میان مزاج‌ها و اخلاط می‌داند. مزاج‌ها و اخلاط به دنیای شبه علم تعلق دارند و هیج مابه‌ازای علمی و معتبری ندارند. حالا بر تن مرده این نظریه منسوخ و شبه علمی قبایی فربینده از تعابیری مثل طب کل‌نگر کردن و به مردم فروختن، چیزی جز عرضه و فروش شبه‌علم نیست.

طبابت‌های منسوخ قدیمی در خیلی از موارد نظریه‌هایی در مورد سلامت و بیماری داشتند که تمام بدن را دربر می‌گرفت. دانش آن ها از فیزیولوژی و آناتومی اعضا خیلی ضعیف بود و در مورد کلیات بدن افسانه پردازی می‌کردند. احیای آن افسانه ها و عرضه آن ها با اسم‌های مطنطن اما بی‌ربط مانند «طب کل‌نگر»، یکی از شیوه‌های ناپسند شبه ‌علم است.

بر همین منوال است، طب شخصی شده یا personalized medicine. در اصطلاح علمی، این طب به معنی تنظیم دارو و درمان براساس ویژگی‌های ژنتیکی شخصی هر بیمار است. این روش در ابتدای راه خود است اما امید زیادی را برانگیخته است. طب شخصی شده جزئی از علم مدرن و رایج است و کاملا از همان نظریه‌ها، همان فیزیولوژی و ژنتیک، و همان روش های علم مبتنی بر شواهد استفاده می‌کند. حالا روش‌های طب مزاجی در تعیین مزاج هرشخص (که کاملا شبه‌علمی و فاقد مبنای علمی است) و تعیین درمان‌ها و پرهیزهای غذایی بر اساس آن را «طب شخصی شده» خواندن، هدفی ندارد جز اولا استفاده نادرست از طنین علمی این واژه برای علمی نشان دادن خود و ثانیاً طرح فریبکارانه این ادعا که طب علم هم در نهایت به حرف و روش ما رسیده است!!!

حال آن که آگاهان دانند که میان این دو ماه، تفاوت از زمین تا آسمان است.

دكتر كيارش آرامش

https://t.me/Scienceadvocation
انتقاد عجیب از معاونت تحقیقات وزارت بهداشت برای شرکت در یک مطالعه بین المللی که حاکی از بی اطلاعی از روش های تحقیقاتی و ارزش شرکت در مطالعات بین المللی است و بدنبال پاسخ معاونت تحقیقات
پاسخ معاون تحقیقات وزیر بهداشت به برخی تردیدافکنی ها در همکاری های ایران با مطالعه کارآزمایی بالینی WHO برای درمان کووید -19:
هیچ کشوری قهرمان نیست، اتحاد جهانی تنها راه شکست کروناست!👇👇

https://t.me/Scienceadvocation
⭕️ عیب‌جویی سنتی: لزوم پرهیز از سیاسی‌کردن علم پزشکی

نوشته‌ای از دکتر شاهین آخوندزاده، استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @RADAIran
- - - - -
با کلیک بر روی آدرس زیر عضو کانال تلگرامی رسانه دانش ایران (ردا) شوید.
http://t.me/radairan
⭕️ عیب‌جویی سنتی: لزوم پرهیز از سیاسی‌کردن علم پزشکی

نوشته‌ای از دکتر شاهین آخوندزاده، استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🆔 @RADAIran
- - - - -
با کلیک بر روی آدرس زیر عضو کانال تلگرامی رسانه دانش ایران (ردا) شوید.
http://t.me/radairan

https://t.me/Scienceadvocation
مقابله با کرونا؛ مدل ایرانی یا جهانی؟

دکتر علی جعفریان*

مقابله با کرونا؛ مدل ایرانی یا جهانی؟
بارها گفته اند و شنیده ایم که بین المللی شدن تنها راه پیشرفت است. از طرفی باز بارها گفته اند و شنیده ایم که باید الگوهای بین المللی را با ایران متناسب کرد و بعد از آنها استفاده نمود و این کار را "ایرانیزه کردن" می نامند.
فکر نمی کنم کسی با این دو جمله در اساس اشکال داشته باشد، مشکل از آنجا شروع می شود که استثنائاتی تعریف می شود یا در باره مصادیق اختلاف می شود. مثلا در مورد طب گروهی می گویند که طب ایرانی یا اسلامی از اساس با پزشکی کلاسیک فرق دارد و در این مقوله نباید بین المللی بود، بدون آنکه شواهد قابل دفاع برای این ادعا داشته باشند. گروه دیگر معتقدند علوم انسانی مبانی متفاوتی از علوم رایج دارند و نمی توان در این مقولات با جریان بین المللی همراه شد. برخی هم معتقدند حتی فیزیک و شیمی ما هم باید با آنچه در جهان رایج است متفاوت باشد چون نگاه ما به جهان متفاوت از نگاه شرق و غرب است. شکی نیست که هر یک از صاحبان این افکار دلایلی برای اثبات مدعای خود دارند که باید به آن توجه کرد و در آن مداقه نمود.

من اکنون قصد ورود فلسفی به این مناقشات را ندارم و تنها چند پرسش ساده را مطرح می کنم:

آیا خودرو یا یخچال یا ساختمانی که ما می سازیم و از این کار خوشحال هم هستیم و سعی در بهبود کیفیت آن داریم، با آنچه در کشورهای صنعتی تولید می‌شود تفاوتی دارد؟

آیا درمان شکستگی استخوان و نارسایی قلب و عفونت ریه ایرانیان با سایر اقوام دنیا متفاوت است؟

آیا ابزارهای ناوبری هواپیماهای ما با آنچه در دنیا استفاده می‌شود متفاوت است و اصولا می‌توانیم با خیال راحت سوار هواپیمایی شویم که بالاترین استانداردهای روز دنیا را نداشته باشد؟و در نهایت آیا روند همه‌گیری کرونا در ایران غیر از سایر کشورهایی است که مثل ما عمل کرده‌اند؟

ضمن قبول این واقعیت که ممکن است اعتقادات ما در مسائل مختلف با بسیاری از مردم جهان متفاوت باشد، باید این واقعیت را هم بپذیریم که در اموری که محصول علوم تجربی هستند، هیچ تفاوتی میان مسلمان و مسیحی و بی‌دین نیست. همه ما به یک درجه از امنیت در خودرو نیازمندیم، همه از یخچال یک انتظار واحد داریم، همه برای نارسایی قلب از یک گروه دارویی استفاده می‌کنیمو همه با یک روند به کرونا مبتلا می‌شویم و آنرا به دیگران انتقال می‌دهیم. حتی در اموری مثل سوگواری که کاملا تابع فرهنگ و آداب و رسوم است، بسیاری از شواهد تجربی وجود دارد که در مناطق مختلف دنیا صادق است.

باید بپذیریم که راه "ایرانیزه" یا بومی برای بسیاری از مصادیق علوم تجربی وجود ندارد و کاری که ما ادعا می‌کنیم می‌خواهیم انجام دهیم گاهی یک قدم عقب‌تر از اختراع مجدد چرخ است. ماهیت علوم تجربی روشن و نظام رسیدن به نتیجه در آن نیز مشخص است. هر کس در این علوم جلوتر باشد بهتر عمل خواهد کرد. پر واضح است که آنچه خارج از حیطه علم تجربی است که کم هم نیست، داستان متفاوتی دارد اما نمی‌دانم چرا عده‌ای اصرار دارند که آن بخش را رها کنند و در علوم تجربی مدعی خرق عادت و راه‌های مشعشع و ابداعی شوند و سرمایه، عمر و جان مردم را به بازی بگیرند. این دقیقا همان کاری است که سال‌های طولانی در صنعت خودرو انجام شد تا جایی که کمربند ایمنی را به عنوان یک وسیله لوکس از اتومبیل پیکان حذف کردند! حالا هم ظاهرا عده‌ای دانشمند لدنی هستند که در مورد کنترل همه‌گیری کرونا دنبال مدل جدید و احتمالا عجیب و غریب می‌گردند و هر روز هم یک اتهام به سازمان جهانی بهداشت وارد می‌کنند. بدون شک این سازمان و هر سازمان و مؤسسه دیگر بهداشتی در مقابل این ویروس نوپدید دچار خطاهایی بوده و هست و این به دلیل ماهیت علم تجربی است. بنده مدافع عملکرد هیچ نهاد بین المللی در این موضوع نیستم اما آنچه محصول مطالعات متعدد در سطح دنیا است را نمی‌توان ندیده گرفت و دنبال الگوی ایرانی برای کنترل بیماری بود. ممکن است ما هم بتوانیم برای این بیماری مانند سایر امور تجربی راهکارهایی پیدا کنیم اما باید تمام مراحل روش تجربی را طی کنیم؛ نمی‌شود ادعا کنیم به روش میانبر دستگاهی تولید کرده‌ایم که از فاصله صد متری ویروس کرونا را پیدا می‌کند یا دارویی داریم که بدون کارآزمایی درمان قطعی کرونا باشد! بدتر آن که افرادی بدون دانش کافی، دستوری را ابداع کرده یا از برخی مستندات قدیمی استخراج می‌کنند و یک نام مقدس و مورد احترام مردم را روی آن می گذارند تا باب هرگونه نقد و تحلیل را روی درمان ابداعی خود ببندند و به این ترتیب خانواده‌های بیشتری را گرفتار می‌کنند.
مسئولان سازمان جهانی بهداشت در طول 10 ماه گذشته ده‌ها بار گفته‌اند که کشورها باید متناسب با امکانات و ظرفیت‌های خودشان اصول کنترل بیماری را اجرا کنند که شامل توانمند ساز مردم در محافظت از خود (حفظ فاصله فیزیکی، استفاده از ماسک، شستن مکرر دستها، رعایت بهداشت تنفسی، پرهیز از تجمع در فضاهای بسته)؛ کاهش مرگ و میر از طریق محافظت از افراد آسیب پذیر و کارکنان خط مقدم مبارزه با اپیدمی؛ قطع زنجیره انتقال بیماری در جامعه از طریق بیماریابی و جداسازی آنها و ردیابی تماسهای ایشان و قرنطینه کردنشان؛ و پرهیز از اقدامات تشدید کننده طغیانهای اپیدمی مانند هر نوع تجمعات است. نتایج این اقدامات در همه دنیا یکسان است و مدل ایرانی جایگرینی برای آنها وجود ندارد، آنچه در ایران و سایر کشورها متفاوت است نحوه مدیریت و اجرای آنها و امکانات موجود کشور است و این معنی بومی‌سازی است.

گذشته از برخی شیادان که در مورد اصل وجود چنین ویروسی هم تردید می‌کنند و با بیانات عوامفریبانه و البته به ظاهر علمی، توصیه‌های بهداشتی را رد می‌کنند، گروهی هم هنوز نمیخواهند بپذیرند که یافته‌های بین المللی در علوم تجربی قابل چشم‌پوشی نیستند و نمی‌توان به راحتی با برچسب‌های سیاسی یا اعتقادی آنها را منکوب کرد. علم تجربی اصالتا مرز جغرافیایی و قومی ندارد و شواهد این امر در زندگی روزمره ما بی‌شمار است. جدا کردن ایران از دنیا در هر آنچه به علوم تجربی مرتبط است با توجیهات مختلف از جمله اعتقادات و فرهنگ، نتیجه‌ای جز پسرفت کشور ندارد. اعتقادات راسخ و فرهنگ غنی ما باید جای دیگری میدان‌داری کند، و این کار را در طول تاریخ پرافتخار ایران کرده و می‌کند.

نمیدانم چرا عده‌ای هنوز اصرار دارند کمربند ایمنی وسیله‌ای لوکس است که از خارج آمده!

4 آبان 1399

* استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی تهران

https://t.me/Scienceadvocation