تصاویر یک ریزپردازنده تخصصی با معماری هاروارد، محصول شرکت تگزاس اینسترومنتس (TI) در دهۀ 1980 برای پردازش سیگنال با سرعت بالا با فرکانس کلاک 20MHz بر اساس فرآیند NMOS، پکیج PGA و مصرف توان 1.25W
معماری هاروارد، امکان دسترسی همزمان به فضاهای حافظه برنامه و داده را فراهم میسازد. این جداسازی باسها، پهنای باند حافظه را 2x و امکان اجرای سریعتر دستورات بویژه عملیاتهای اصلی DSP مانند MAC را میدهد. با ضربکننده سختافزاری سریع، قادر به انجام عملیات 16×16 بیتی ضرب در یک سیکل دستورالعمل هم بود که این قابلیت برای کاربردهای بلادرنگ در پردازش سیگنال حیاتی است. این پردازنده، قابلیت بکارگیری در پردازش پالس رادار و تحلیل طیف فرکانسی در سیستمهای جنگ الکترونیک و هدایت موشکها در سیستمهای هدایت فعال یا نیمهفعال برای پردازش سریع دادههای حسگرهای تصویربرداری یا فروسرخ را در زمان خود دارا بوده است.
@Science_Prime
معماری هاروارد، امکان دسترسی همزمان به فضاهای حافظه برنامه و داده را فراهم میسازد. این جداسازی باسها، پهنای باند حافظه را 2x و امکان اجرای سریعتر دستورات بویژه عملیاتهای اصلی DSP مانند MAC را میدهد. با ضربکننده سختافزاری سریع، قادر به انجام عملیات 16×16 بیتی ضرب در یک سیکل دستورالعمل هم بود که این قابلیت برای کاربردهای بلادرنگ در پردازش سیگنال حیاتی است. این پردازنده، قابلیت بکارگیری در پردازش پالس رادار و تحلیل طیف فرکانسی در سیستمهای جنگ الکترونیک و هدایت موشکها در سیستمهای هدایت فعال یا نیمهفعال برای پردازش سریع دادههای حسگرهای تصویربرداری یا فروسرخ را در زمان خود دارا بوده است.
@Science_Prime
❤3
بن ریچ، از مهندسان ارشد لاکهید [مارتین] و مدیر اسکانک ورکز، در کتاب خاطرات خود میگوید :
پس از بازگشت "بلکبرد" از ماموریت در ارتفاع بالا در استراتوسفر در سرعت ماخ 3، متوجه نقاط سیاه ریزی در شیشه جلوی هواپیما که شبیه لکههای سوخته به نظر میرسید، شدیم. شیشه جلو را برای آزمایش فرستادیم.پس از آزمایش مشخص شد که این لکههای سیاه کوچک "حشرات" هستند. برآوردها بر این بود که این حشرات طی انجام آزمایش هستهای به استراتوسفر پرتاب شدهاند و با گرد و غبار و... در ارتفاع 75000 پایی در اطراف زمین میچرخیدند، و تصادفاً به بلکبرد اصابت کردند.
@Science_Prime
پس از بازگشت "بلکبرد" از ماموریت در ارتفاع بالا در استراتوسفر در سرعت ماخ 3، متوجه نقاط سیاه ریزی در شیشه جلوی هواپیما که شبیه لکههای سوخته به نظر میرسید، شدیم. شیشه جلو را برای آزمایش فرستادیم.پس از آزمایش مشخص شد که این لکههای سیاه کوچک "حشرات" هستند. برآوردها بر این بود که این حشرات طی انجام آزمایش هستهای به استراتوسفر پرتاب شدهاند و با گرد و غبار و... در ارتفاع 75000 پایی در اطراف زمین میچرخیدند، و تصادفاً به بلکبرد اصابت کردند.
@Science_Prime
😱6❤2
همۀ هواپیماها برای کاهش وزن از پوستههای فلزی نسبتاً سبک بهره میبرند. پوستههای فلزی نازک در طول پرواز در معرض بارهای متراکم و پرفشار هوا هستند که باعث ایجاد اثر موجدار در فلز یا در واقع کمانش پوسته آلومینیومی هواپیما میشوند. این موج به هواپیما آسیبی نمیرساند و ظاهراً عملکرد پرواز را هم تغییر نمیدهد. این شرایط بطور ویژه در بمبافکن B-52 که بدنه بزرگ و بلندی دارد، قابل مشاهده است. در این نوع طراحی، پوستۀ بیرونی (Skin) هواپیما نه تنها نقش آیرودینامیکی دارد، بلکه بار سازهای (مانند تنشهای فشاری، کششی و برشی) را نیز تحمل میکند. در شرایط پرواز و مانور، نیروهای بزرگ آیرودینامیکی و بارهای بال منجر به فشردهسازی برخی پنلهای بدنه میشوند. این پوستههای آلومینیومی نازک، تحت فشار، بطور جزئی و موضعی خم شده و موجدار میشوند. بطور کلی این اعوجاجها بدلیل طراحی سبک پوسته تحت بار (Stressed-Skin) در ترکیب با تنشهای سیکلی پروازی در طول زمان است. این پدیده به طور فعال توسط تیمهای نگهداری مورد نظارت قرار میگیرد تا به یک ترک خستگی بحرانی تبدیل نشود.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤2🤔1
Forwarded from Science Prime Books & Articles
W-COM-Goldsmith@Science_Prime.pdf
3.4 MB
کتاب "Wireless Communications" نوشته Andrea Goldsmith استاد برجستۀ دانشگاه استنفورد
این کتاب بعنوان یکی از بهترین و جامعترین منابع در زمینه ارتباطات بیسیم، مفاهیم اساسی تا تکنیکهای پیشرفته و مدرن مانند MIMO (چند ورودی-چند خروجی)، تکنیکهای تطبیقی، و شبکههای Ad-hoc را پوشش میدهد.
@Science_Prime_Books
این کتاب بعنوان یکی از بهترین و جامعترین منابع در زمینه ارتباطات بیسیم، مفاهیم اساسی تا تکنیکهای پیشرفته و مدرن مانند MIMO (چند ورودی-چند خروجی)، تکنیکهای تطبیقی، و شبکههای Ad-hoc را پوشش میدهد.
@Science_Prime_Books
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمرین یک داگفایت سنگین
در نبردهای امروزی داگفایت به ندرت رخ میدهد اما در صورت وقوع، مهارت خلبان مهمترین عامل است؛همچنین در مورد جنگنده نیز مانورپذیری، عملکرد موتور و دقت سنسور دارای بیشترین اهمیت و شعاع چرخش، نسبت رانش به وزن و سرعت چرخش هواپیما هم از عوامل تعیین کننده هستند.
@Science_Prime
در نبردهای امروزی داگفایت به ندرت رخ میدهد اما در صورت وقوع، مهارت خلبان مهمترین عامل است؛همچنین در مورد جنگنده نیز مانورپذیری، عملکرد موتور و دقت سنسور دارای بیشترین اهمیت و شعاع چرخش، نسبت رانش به وزن و سرعت چرخش هواپیما هم از عوامل تعیین کننده هستند.
@Science_Prime
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساختار "نشانگر وضعیت" یا "نشانگر افق" هواپیما
خلبان با کمک نشانگر وضعیت میتونه در شب، هوای ابری یا زمانی که افق قابل مشاهده نیست پرواز کنه و پیچ و بنک هم با کمک این ابزار انجام بده
@Science_Prime
خلبان با کمک نشانگر وضعیت میتونه در شب، هوای ابری یا زمانی که افق قابل مشاهده نیست پرواز کنه و پیچ و بنک هم با کمک این ابزار انجام بده
@Science_Prime
🤯3❤2💯1
❤1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این فیلم بازسازیشده از دهۀ 1940، سیر تکامل باورنکردنی یکی از زیباییهای هوانوردی یعنی هواپیمای «بال پرنده» جک نورثروپ از N-1M تا YB-49، از نمونههای اولیه چوبی تا غولهای جت که تقریباً نیروی هوایی آمریکا را متحول کردند را شاهد خواهیم بود.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤2🤯2👍1
سیستم تولید برق کمکی (Auxiliary Power Generation System - APGS) در جنگنده F-22 نقش بسیار حیاتی در تأمین توان و انرژی مورد نیاز هواپیما در شرایط خاص بویژه در هنگام استارت موتورها روی زمین دارد.
سیستم APGS از دو جزء اصلی تشکیل شده است:
1-واحد توان کمکی APU که یک موتور کوچک توربین گازی است.
2-سیستم SES که شامل هوای فشرده (یا گاز فشرده) است.
عملکرد کلی به این صورت است که SES حاوی هوای فشرده، برای راهاندازی اولیه APU استفاده میشود. این فرآیند اغلب سریع است و برای همین، F-22 میتواند در شرایط اضطراری (اسکرَمبل) به سرعت موتورهای خود را روشن کند. پس از روشن شدن، APU به تنهایی برق، توان هیدرولیک یا هوای بلیید (bleed air) مورد نیاز برای راهاندازی موتورهای اصلی (F119-PW-100) هواپیما را تأمین میکند. در واقع، APGS وظایفی مشابه APU در هواپیماهای مسافربری را انجام میدهد، اما با استفاده از روش سیستم انرژی ذخیره شده برای راهاندازی سریعتر؛ همچنین میتواند توان لازم را برای سیستمهای حیاتی هواپیما، زمانی که موتورهای اصلی خاموش هستند مثلاً روی زمین یا در صورت از کار افتادن موتورها در پرواز، فراهم کند.
@Science_Prime
سیستم APGS از دو جزء اصلی تشکیل شده است:
1-واحد توان کمکی APU که یک موتور کوچک توربین گازی است.
2-سیستم SES که شامل هوای فشرده (یا گاز فشرده) است.
عملکرد کلی به این صورت است که SES حاوی هوای فشرده، برای راهاندازی اولیه APU استفاده میشود. این فرآیند اغلب سریع است و برای همین، F-22 میتواند در شرایط اضطراری (اسکرَمبل) به سرعت موتورهای خود را روشن کند. پس از روشن شدن، APU به تنهایی برق، توان هیدرولیک یا هوای بلیید (bleed air) مورد نیاز برای راهاندازی موتورهای اصلی (F119-PW-100) هواپیما را تأمین میکند. در واقع، APGS وظایفی مشابه APU در هواپیماهای مسافربری را انجام میدهد، اما با استفاده از روش سیستم انرژی ذخیره شده برای راهاندازی سریعتر؛ همچنین میتواند توان لازم را برای سیستمهای حیاتی هواپیما، زمانی که موتورهای اصلی خاموش هستند مثلاً روی زمین یا در صورت از کار افتادن موتورها در پرواز، فراهم کند.
@Science_Prime
🤯2❤1
Science Prime
@Science_Prime
در سال 1955 با شروع تحقیقات برای جایگزینی B-52 با یک بمب افکن استراتژیک بزرگ و دوربرد، طرح XB-70 مطرح شد. از آنجایی که در برنامه B-58، نیروی هوایی خواهان فناوری پیشرفته و جدید، برد بلند و با سرعت ماخ 3 با قابلیت حمل سلاح هستهای و متعارف بود، رقابت شدیدی بین بوئینگ و نورث امریکن برای عقد قرارداد در مرحله طراحی رخ داد. در سال 1958، طرح نورث امریکن انتخاب و قرارداد توسعه منعقد شد. این هواپیما با استفاده از تیتانیوم و فولاد ضد زنگ honeycomb ساخته شده تا در برابر حرارتدهی در بخشهای پایدار در ماخِ بالا، مقاومت کند. سیستم پیشرانه متشکل از 6 موتور توربوجت جنرال الکتریک (J93-GE 3) با 2 کانال ورودی مستطیل شکل بزرگ بود که جریان هوای 2 بعدی را تأمین میکردند. XB-70 دارای طول 60 متر، ارتفاع در دم 9.5 متر و حداکثر وزن ناخالص 236 تن بود. دهانه بال دلتا 32 متر با 6 موتور توربوجت در کنار هم و در یک غلاف بزرگ در زیر بدنه قرار داشت. بال در حدود 65.5 درجه زاویه پیدا میکرد و نوک بالها به صورت هیدرولیکی 25 درجه تا 65 درجه خم میشد تا ثبات را در سرعتهای مافوق صوت هواپیما تا ماخ 3 بهبود بخشد. یک کانارد بزرگ در جلوی بدنه با دهانه 8.5 متر هم برای پایداری استفاده شده است. طراحی XB-70 دارای انعطافپذیری محموله بود اما انعطاف پذیری مأموریت و عملیات نداشت. در سال 1959 کانسپت XB-70 به هواپیمای RS-70 تبدیل و آن را به هواپیمای شناسایی با قابلیت بمب افکن تبدیل کرد. با این حال، توانایی شناسایی آن به خوبی هواپیماهای شناسایی در ارتفاعِ بالا نبود که برای هدف شناسایی طراحی شدهاند. کشیدگی زیاد بدنۀ هواپیما برای سرعت ماخ 3، نیاز به سوختی قابل مقایسه با B-52 داشت اما دامنۀ برد را به حدود 8000 کیلومتر محدود میکرد. این هواپیما توانایی حمل سلاح های متعارف و هستهای را بصورت داخلی داشت اما به دلیل طراحی برای مأموریت ماخ 3، نمیتوانست ادوات خارجی را حمل کند. در سال 1961، کندی رئیس جمهور آمریکا با توجه به هزینۀ بالا (بیش از 700 میلیون دلار برای هر نمونه اولیه) و آسیبپذیری آن اعلام کرد که برنامه XB-70 فقط به تحقیق محدود شود. در اوایل دهه 1960، مرکز تحقیقات پرواز ناسا در پشتیبانی از برنامه حمل و نقل مافوق صوت ملی (SST) مشارکت داشت و این دو نمونه اولیه بمب افکن XB-70 که توسط نورث امریکن برای نیروی هوایی ساخته شده بود را با لغو برنامه نظامی مورد نظر، برای تحقیقات SST در اختیار گرفت. هواپیمای شماره 2 در برخورد هوایی با هواپیمایِ ناسا F-104N (N813NA) در 8 ژوئن 1966 منهدم شد. هواپیمای کندتر شماره 1 در برنامه تحقیقاتی با موفقیت محدودی روبرو شد. شماره 1 از مارس 1967 تا اوایل سال 1969 توسط مرکز تحقیقات پرواز ناسا (اکنون NASA Dryden) در ادواردز، کالیفرنیا پرواز کرد. با تمام این اتفاقات، برنامه XB-70A مقدار قابل توجهی از اطلاعات را در مورد پرواز مافوق صوت تا سرعت ماخ 3 در مورد آشفتگی هوا، کنترل پرواز، ائرودینامیک و عملکرد سیستم پیشرانه و مشکلات عملکرد به SSTها ارائه کرد.
@Science_Prime
@Science_Prime
👍3❤1🤯1