آزمایش خلاء حرارتی (TVAC) یک فرآیند حیاتی برای شبیهسازی دقیق و کنترلشده شرایط محیطی سخت فضا، شامل خلاء و چرخههای دمایی شدید است. این آزمایش، عملکرد صحیح تمام زیرسیستمها از جمله الکترونیک، مکانیزمهای متحرک و سیستمهای گرمایشی را در دماهای عملیاتی و خارج از محدوده تأیید میکند. بعنوان مثال در تلسکوپ رومن ابزار WFI با میدان دیدی 100 برابر بزرگتر از هابل، نیاز به همراستایی نوری بینقص در سراسر میدان دید دارد؛هرگونه ناپایداری حرارتی که باعث تغییر جزئی در آینهها یا بدنه شود، میتواند فوکوس و کیفیت تصویر را در بخشهای وسیعی از تصویر مختل کند.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤2👍2
تصویر تراشۀ گیرنده خطوط چهار کاناله AM26LS32 محصول AMD که برای ارتباطات دادهای با سرعت بالا در فواصل طولانی و محیطهای پر نویز و به طور خاص برای استاندارد RS-422 و RS-423 توسعه یافته است. وجود چهار کانال گیرنده مستقل در یک پکیج به طراحان مدار اجازه میدهد تا چهار سیگنال مختلف را با یک تراشه دریافت کنند. این قطعه برای دریافت سیگنالهای دیفرانسیل طراحی شده است. در سیگنالدهی دیفرانسیل، دادهها توسط دو سیم با ولتاژهای معکوس ارسال میشوند که به طور مؤثری نویزهای حالت مشترک (Common-Mode Noise) را که از تداخل الکترومغناطیسی (EMI) ایجاد میشوند، حذف میکند.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤1👍1🔥1
Science Prime
Photo
شناور «یوری گاگارین» بعنوان گل سرسبد «ناوگان خدمات فضایی آکادمی علوم شوروی»، یک شاهکار در همگرایی مهندسی کشتیسازی و مهندسی الکترونیک برای کنترل و هدایت فضاپیمای های شوروی در فضا محسوب میشد. این کشتی 53500 تنی تحت پروژه شماره 1909 (Project 1909 "Phoenix") در دهۀ 1970 طراحی و در کارخانه کشتیسازی بالتیک (لنینگراد) ساخته شد. طراحی آن بر اساس بدنه تانکرهای کلاس "Sofia" بود، اما تغییرات ساختاری عمیقی برای تبدیل شدن به یک پلتفرم پایدار آزمایشگاهی در آن اعمال شد. کشتی از توربین بخار با قدرت 19000 اسب بخار که سرعتی معادل 18 گره دریایی را فراهم میکرد، بهره میبرد. مهمترین چالش مهندسی در این کشتی، جلوگیری از خمش بدنه بود؛ تغییر شکل بدنه کشتی بر اثر امواج (Hogging and Sagging) میتوانست کالیبراسیون دقیق آنتنها را برهم بزند. برای رفع این مشکل، مهندسان از یک سیستم لیزری اپتیکال پیشرفته برای اندازهگیری لحظهای تغییرات زاویهای بدنه و اصلاح دادههای آنتن استفاده میکردند. همچنین کشتی مجهز به سیستمهای Stabilizer (بالههای تثبیتکننده فعال) بود تا در شرایط طوفانی، میزان "Roll" و "Pitch" را به حداقل برساند. قلب تپنده این کشتی، سیستم فرمان و اندازهگیری رادیویی موسوم به «فوتون» (Foton) بود. معماری آنتنها برای پوشش باندهای فرکانسی مختلف و حفظ لینک مخابراتی با اجرام در حال حرکت با سرعت بالا طراحی شده بود و در همین رابطه دو آنتن سهموی 25 متری (کلاس TNA-57) هر کدام با وزن 240 تن برای ارتباطات دوربرد (Deep Space) و دریافت سیگنالهای ضعیف و دو آنتن 12 متری که برای ردیابی دقیق و تلهمتری در مدار LEO طراحی شده بودند. سیستمهای گیرنده مجهز به تقویتکنندههای پارامتریک بودند که با نیتروژن مایع خنک میشدند تا نویز حرارتی (Thermal Noise) را کاهش داده و حساسیت گیرنده را به حداکثر برسانند. پایههای آنتنها (Gimbals) با کمک سیستمهای سروو موتور هیدرولیک بسیار دقیق میتوانست با وجود تکانهای کشتی، روی هدف قفل بماند. از نظر مداری، وقتی فضاپیما بر فراز اقیانوس اطلس یا بخشهایی از اقیانوس آرام بود، خارج از دید ایستگاههای زمینی شوروی قرار داشت؛ این کشتی برای پر کردن این شکافهای ارتباطی در «مدارهای کور» طراحی شده بود. از طرفی برخلاف کشتیهای معمولی که صرفاً رلهکننده (Relay) بودند، «یوری گاگارین» یک MCC (مرکز کنترل مأموریت) شناور بود، این کشتی میتوانست مستقل از مسکو، فرامین اصلاح مدار، روشن شدن موتورها و دریافت دادههای حیاتی را پردازش و ارسال کند. کشتی «یوری گاگارین» نمونهای از مهندسی سیستمهای کلان (Macro-Engineering) با ترکیبی موفق از هیدرودینامیک سنگین و الکترونیک دقیق مایکروویو در دوران جنگ سرد بود.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤3🔥3
Forwarded from Science Prime Books & Articles
modern-missile-guidance-2nd-@Science_Prime.pdf
9.6 MB
کتاب "Modern Missile Guidance" نوشتۀ رافائل یانوشفسکی (Rafael Yanushevsky) در 2 نسخه
یکی از منابع تخصصی و پیشرفته در حوزه مهندسی هوافضا و سیستمهای کنترل
🔷در نسخۀ اول برخلاف برخی منابع که صرفاً به شبیهسازی میپردازند، رویکرد کاملاً تحلیلی و ریاضی است و در واقع پلی بین قوانین هدایت کلاسیک مانند ناوبری تناسبی و تئوری کنترل مدرن مانند کنترل بهینه و روشهای لیاپانوف ایجاد شده است.
🔷در نسخۀ دوم تلاش شده تا خشکی ریاضیاتی نسخه اول را با واقعیتهای مهندسی و شبیهسازی ترکیب کند و اسکریپتهای MATLAB را به کتاب اضافه کرده است. از طرفی تمرکز ویژهای روی IGC که در آن سیستم هدایت و کنترل بصورت یک بلوک واحد طراحی میشوند تا پاسخدهی موشک سریعتر شود (مخصوصاً برای زدن اهداف مانوردهنده) هم دارد. در این نسخه در مورد هدایت در فاز بوست (Boost-phase) و رهگیری موشکهای بالستیک هم بحث شده است.
@Science_Prime_Books
یکی از منابع تخصصی و پیشرفته در حوزه مهندسی هوافضا و سیستمهای کنترل
🔷در نسخۀ اول برخلاف برخی منابع که صرفاً به شبیهسازی میپردازند، رویکرد کاملاً تحلیلی و ریاضی است و در واقع پلی بین قوانین هدایت کلاسیک مانند ناوبری تناسبی و تئوری کنترل مدرن مانند کنترل بهینه و روشهای لیاپانوف ایجاد شده است.
🔷در نسخۀ دوم تلاش شده تا خشکی ریاضیاتی نسخه اول را با واقعیتهای مهندسی و شبیهسازی ترکیب کند و اسکریپتهای MATLAB را به کتاب اضافه کرده است. از طرفی تمرکز ویژهای روی IGC که در آن سیستم هدایت و کنترل بصورت یک بلوک واحد طراحی میشوند تا پاسخدهی موشک سریعتر شود (مخصوصاً برای زدن اهداف مانوردهنده) هم دارد. در این نسخه در مورد هدایت در فاز بوست (Boost-phase) و رهگیری موشکهای بالستیک هم بحث شده است.
@Science_Prime_Books
❤4
Science Prime
Photo
تصاویر رادار هشدار زودهنگام SBX-1 مستقر در پرل هاربر، هاوایی که یکی از پیچیدهترین و استراتژیکترین سامانههای دفاع موشکی آمریکا است. رادار در فرکانس کاری 8 تا 12 گیگاهرتز و طول موجهای کوتاه باند X حدود 2.5 تا 3.75 سانتیمتر، وضوح تصویربرداری بسیار بالایی ایجاد میکند. اما وظیفه اصلی این رادار فقط "کشف" موشک نیست (سایر رادارها این کار را انجام میدهند)، وظیفه اصلی آن تمایز یا Discrimination است. هنگامی که یک موشک بالستیک قارهپیما به فضا میرود، ممکن است کلاهک جنگی از بدنه موشک جدا شود و یا همراه با "ماکتها" (Decoys) و زبالههای فضایی باشد؛ دقت SBX-1 آنقدر بالا است که میتواند شکل اجسام را در فضا تشخیص دهد و به سیستم دفاعی بگوید کدام شیء "کلاهک جنگی واقعی" است و کدام یک "ماکت یا زباله" است. از طرفی با وجود تکنولوژی پیشرفته، این سیستم محدودیتهایی هم دارد، بدلیل استفاده از باند X و تمرکز بر وضوح بالا، میدان دید آن باریک است (مثل نگاه از درون یک نی) بنابراین، معمولاً نیاز دارد که سایر رادارهای برد بلند، محل تقریبی هدف را به آن اطلاع دهند که اصطلاحاً (Cued Search) گفته میشود تا SBX-1 روی آن قفل کند. رادار SBX-1 یک سیستم AESA است و سطح هشتضلعی رادار که مساحتی حدود 384 متر مربع دارد، با تقریباً 45000 ماژول نیمههادی T/R پوشیده شده که هر ماژول به تنهایی یک رادار کوچک است که میتواند پالس مایکروویو تولید و دریافت کند. این معماری امکان Graceful Degradation را فراهم میکند. یعنی اگر %10 از ماژولها بسوزند، رادار خاموش نمیشود، بلکه فقط %10 از توان خروجی کاهش مییابد و الگوریتمها این افت را جبران میکنند. اما سؤال اینجاست که چگونه رادار بدون حرکت فیزیکی، پرتو را حرکت میدهد؟ کامپیوتر مرکزی فازِ سیگنالِ هر یک از آن 45000 ماژول را با دقت نانوثانیه تغییر میدهد. اگر فرض کنیم رادار میخواهد پرتو را در زاویه θ هدایت کند، اختلاف فاز Δϕ بین المانهای مجاور که به فاصله d از هم قرار دارند، از رابطه زیر پیروی میکند (که k عدد موج است):
Δϕ=kdsin(θ)
با اعمال این شیفت فازی، جبهه موج در فضا کج میشود و پرتو بسمت دلخواه شلیک میشود. این تغییر جهت در حد میکروثانیه رخ میدهد، که به رادار اجازه میدهد چندین هدف را به صورت "همزمان" (Time-multiplexed) ردیابی کند.
اما سؤال بعدی اینکه چرا باند X؟ خب همه چیز به رزولوشن و سطح مقطع راداری (RCS) برمیگردد. طول موج (λ) در باند X حدود 2.5 تا 3.75 سانتیمتر است. طبق رابطه پراش (Diffraction)، پهنای پرتو (θBW) با قطر آنتن (D) و طول موج رابطه عکس دارد، پس :
θBW≈λ/D
از اینرو چون D در SBX بسیار بزرگ است و λ بسیار کوچک، پرتو خروجی مثل یک لیزر سوزنی (Pencil Beam) عمل میکند. این تمرکز انرژی، چگالی توان را روی هدف افزایش داده و نسبت سیگنال به نویز (SNR) را به شدت بالا میبرد. اما مهمترین بخش این رادار، قابلیت تصویربرداری راداری با دهانه مصنوعی معکوس (ISAR) است. رادار نه تنها سرعت حرکت کلی موشک (تغییر فرکانس دوپلر اصلی) را میسنجد، بلکه لرزشها و چرخشهای بدنه موشک (اثر میکرو داپلر) را نیز تحلیل میکند. بعنوان مثال یک کلاهک جنگی سنگین، پایدار و با اسپین مشخص حرکت میکند اما یک ماکت (Decoy) توخالی (مثل یک بالون فلزی) بدلیل سبکی، در خلاء یا لایههای رقیق جو دچار "تلوتلو خوردن" یا (Precession/Wobble) میشود. SBX-1 با تحلیل طیف فرکانسی بازگشتی، این نوسانات ریز را میبیند و نموداری از توزیع پراکندگی (Scattering Centers) روی جسم میسازد که عملاً یک دو بعدی از هدف است.
@Science_Prime
Δϕ=kdsin(θ)
با اعمال این شیفت فازی، جبهه موج در فضا کج میشود و پرتو بسمت دلخواه شلیک میشود. این تغییر جهت در حد میکروثانیه رخ میدهد، که به رادار اجازه میدهد چندین هدف را به صورت "همزمان" (Time-multiplexed) ردیابی کند.
اما سؤال بعدی اینکه چرا باند X؟ خب همه چیز به رزولوشن و سطح مقطع راداری (RCS) برمیگردد. طول موج (λ) در باند X حدود 2.5 تا 3.75 سانتیمتر است. طبق رابطه پراش (Diffraction)، پهنای پرتو (θBW) با قطر آنتن (D) و طول موج رابطه عکس دارد، پس :
θBW≈λ/D
از اینرو چون D در SBX بسیار بزرگ است و λ بسیار کوچک، پرتو خروجی مثل یک لیزر سوزنی (Pencil Beam) عمل میکند. این تمرکز انرژی، چگالی توان را روی هدف افزایش داده و نسبت سیگنال به نویز (SNR) را به شدت بالا میبرد. اما مهمترین بخش این رادار، قابلیت تصویربرداری راداری با دهانه مصنوعی معکوس (ISAR) است. رادار نه تنها سرعت حرکت کلی موشک (تغییر فرکانس دوپلر اصلی) را میسنجد، بلکه لرزشها و چرخشهای بدنه موشک (اثر میکرو داپلر) را نیز تحلیل میکند. بعنوان مثال یک کلاهک جنگی سنگین، پایدار و با اسپین مشخص حرکت میکند اما یک ماکت (Decoy) توخالی (مثل یک بالون فلزی) بدلیل سبکی، در خلاء یا لایههای رقیق جو دچار "تلوتلو خوردن" یا (Precession/Wobble) میشود. SBX-1 با تحلیل طیف فرکانسی بازگشتی، این نوسانات ریز را میبیند و نموداری از توزیع پراکندگی (Scattering Centers) روی جسم میسازد که عملاً یک دو بعدی از هدف است.
@Science_Prime
❤9🤯2
در سرعتها و دماهایی که SR-71 پرواز میکرد، اکسیژن خاصیت انفجاری پیدا کرده و میتواند خودبهخود در مخازن و لولههای سوخت مشتعل شود. برای جلوگیری از این اتفاق، تمام 6 مخزن سوخت قبل سوختگیری، با نیتروژن خالص پاکسازی میشدند. بلکبرد معمولاً 260 لیتر نیتروژن مایع (نسبت انبساط نیتروژن مایع به گاز حدود 1 به 694) را در 3 مخزن حمل میکرد. این نیتروژن همزمان با اتمام سوخت، به شکل گاز منبسط شده و به درون مخازن پمپ میشود تا فضای خالی ایجاد شده را پر کند. بدون وجود نیتروژن، مخازن خالی سوخت هنگام بازگشت به ارتفاعات پایینتر برای سوختگیری مجدد، بدلیل افزایش فشار بیرونی دچار کاویتاسیون (حفرهزایی یا مچاله شدن) میشدند. این وضعیت بدین معنا بود که مخازن سوخت نمیتوانستند تحت فشار قرار بگیرند تا بخارات سوخت را در ماخ بالا خنثی و بیاثر کنند.
@Science_Prime
@Science_Prime
👍3❤2
یکی از پدیدههای خطرناک در پرواز، تغییر ناگهانی و قوی در سرعت یا جهت باد در هنگام برخاست و فرود است. افزایش باد مخالف [فاز صعود] باعث افزایش نیروی بالابر شده و پرنده سریعتر از برنامه بالا می رود. در باد موافق بالابر کاهش مییابد و باعث فرود سریع یا ناتوانی در حفظ ارتفاع میشود. در فاز فرود هم به دلیل کاهش نیروی بالابر، پرنده سریعتر از آنچه در نظر گرفته شده فرود می آید.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤2👍1😱1