ایده پشت ناوبری اینرسی، ردیابی موقعیت موشک با اندازهگیری مداوم شتاب آن است. با انتگرالگیری از شتاب، سرعت را و با انتگرالگیری از سرعت، موقعیت را به دست میآوریم. ناوبری اینرسی مستقل است، که مزیت بزرگی برای یک موشک محسوب میشود زیرا دشمن نمیتواند ناوبری شما را مختل کند. بخش سخت ماجرا، اندازهگیری شتاب و زاویهها با دقت بسیار بالا است، زیرا حتی خطاهای کوچک نیز با حرکت موشک چند برابر میشوند. هدایت اینرسی موشک Minuteman حول یک پلتفرم تثبیتشده با ژیروسکوپ ساخته شده است که در جهت ثابتی نگه داشته میشود. این پلتفرم بر روی دو گیمبال بریلیوم نصب شده است. بازخورد ژیروسکوپها، سه موتور گشتاور را برای چرخاندن گیمبالها به کار میاندازد تا پلتفرم پایدار را دقیقاً در همان جهت نگه دارد، صرف نظر از اینکه موشک چگونه میپیچد و میچرخد.
@Science_Prime
@Science_Prime
👌5
Forwarded from Science Prime Books & Articles
Global geopolitical developments@Science_Prime.pdf
4.6 MB
در این نوشتار تحلیلی کوتاه، سعی کردم وضعیت ژئوپلیتیک جهان بخصوص در مناطق خاص را از منظر تحلیل سیستم و ریاضی و البته حتیالمقدور به زبان ساده بررسی کنم. در آینده سعی میکنم بیشتر به پیچیدگیها بپردازم.
@Science_Prime_Books
@Science_Prime_Books
👍3
برای هدفگیری Minuteman I، موشک باید بصورت فیزیکی در سیلو چرخانده و با هدف همتراز و زاویهای که آزیموت پرتاب نامیده میشد با دقت بسیار تعیین میشد، زیرا حتی یک خطای زاویهای کوچک نیز در طول مسیر موشک بسیار بزرگنمایی میشود. برای همترازی از ستاره قطبی برای تعیین شمال استفاده میشد و از آنجایی که ستاره از داخل سیلو قابل مشاهده نبود، از یک تکنیک نقشهبرداری پیچیده با استفاده از تئودولیت نقشهبرداری، زوایای بین ستاره قطبی و سه بنای بتنی خارج از سیلو اندازهگیری میشد. در داخل سیلو، نزدیکترین بنا از طریق یک مجرای رصدی قابل مشاهده بود و امکان اندازهگیری دقیق زاویه را به سیلو فراهم میکرد. سپس یک دستگاه بنام اتوکالیماتور دقیقاً 90 درجه از آزیموت پرتاب قرار میگرفت. اتوکالیماتور پرتوی از نور را از طریق پنجرهای در کنار موشک پرتاب میکرد، که از طریق آینهای روی سکوی پایدار منعکس میشد و به اتوکالیماتور بازمیگشت. اگر پرتو برگشتی دقیقاً موازی نبود، اتوکالیماتور با لرسال سیگنال باعث چرخش سکوی پایدار میشد. نتیجه این فرآیند این بود که سکوی پایدار دقیقاً با زاویه مورد نظر نسبت به هدف همتراز میشد.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤5
یکی از مواردی که بطور گسترده و در طیف وسیعی از سیستمهای مخابراتی و الکترونیکی حساس به فرکانس کاربرد دارد، فیلتر میانگذر مایکروویو است که شامل یک مدار عمدتاً غیرفعال و دو پورت است و برای انتقال سیگنالها در یک محدوده فرکانسی خاص Passband طراحی میشود. این فیلترها به طور همزمان سیگنالهای خارج از این محدوده را در دو طرف که به آنها نواحی Stopbands گفته میشود، به شدت تضعیف میکنند. فیلترها در فرکانسهای بالا، معمولاً از 1 تا 300 گیگاهرتز کار میکنند و نقش حیاتی در جداسازی سیگنالهای مطلوب از نویز و تداخلهای ناخواسته دارند. در گیرندههای رادار برای انتخاب فرکانس پالسهای بازگشتی از هدف و حذف نویز پسزمینه و تداخلها، و در ایستگاههای زمینی و ترانسپوندرهای ماهوارهای برای جداسازی کانالهای فرکانسی مختلف و افزایش نسبت سیگنال به نویز کاربرد دارد. ساختار این نوع فیلترها با استفاده از نرمافزارهای شبیهسازی الکترومغناطیسی مانند CST Studio Suite یا Ansys HFSS، مدلسازی میشوند.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤3
Science Prime
نمودار S21 یک فیلتر میانگذر 10 گیگاهرتز @Science_Prime
ضریب انتقال مستقیم یکی از پارامترهای S است که برای مشخصهیابی قطعات فرکانس بالا در RF و مایکروویو استفاده میشود. این پارامتر نسبت توان خروجی به توان ورودی را نشان میدهد. در تصویر، S21 به صورت دسیبل (dB) نمایش داده شده که یک مقیاس لگاریتمی برای نمایش نسبت توانها است. مقادیر نزدیک به 0 دسیبل در یک فیلتر ایدهآل نشاندهنده عبور کامل سیگنال است، در حالی که مقادیر منفی بزرگ نشاندهنده تضعیف (Attenuation) شدید است. نمودار، عملکرد فیلتر را در برابر فرکانس نشان میدهد؛ فرکانس مرکزی برابر با 9.983 گیگاهرتز است که بسیار نزدیک به 10 گیگاهرتز اسمی فیلتر و نشاندهنده عملکرد دقیق آن است. حداکثر S21 یا Peak S21 که مقدار تضعیف داخلی فیلتر را نشان میدهد برابر با -1.97 دسیبل است. هر چه این مقدار به 0 نزدیکتر باشد، عملکرد بهتری دارد. در اینجا این مقدار نشاندهنده یک تضعیف قابل قبول برای یک فیلتر پسیو است. پهنای باند 3 دسیبل (3-dB Bandwidth) برابر با 1.367 گیگاهرتز است. این مقدار فاصله فرکانسی بین نقاطی است که تضعیف سیگنال 3 دسیبل کمتر از حداکثر تضعیف در ناحیه عبور است. نقاط لبه این پهنای باند در نمودار با f_low = 9.383 گیگاهرتز و f_high = 10.750 گیگاهرتز مشخص هستند. نواحی خارج از ناحیه عبور، ناحیه توقف را تشکیل میدهند که در فیلتر سیگنال را به شدت تضعیف میکند. حداقل تضعیف در ناحیه توقف در پایین نمودار برابر با -46.85 دسیبل در بدترین حالت (WORST-CASE) ذکر شده است. این مقدار نشاندهنده توانایی فیلتر در حذف سیگنالهای ناخواسته خارج از ناحیه عبور است. مقادیر بالا و پایین این ناحیه نیز با Lower: -46.85 دسیبل و Upper: -49.18 دسیبل مشخص شده است. کاهش S21 در دو طرف ناحیه عبور بسیار تیز (steep) است که این شیب تند نشاندهنده ضریب کیفیت (Quality Factor) بالای فیلتر است. مقدار Q در پایین نمودار برابر با 7.30 است. این ضریب یک معیار مهم برای فیلترها است که تیزی (Selectivity) آن را نشان میدهد. به صورت ساده، Q برابر با نسبت فرکانس مرکزی به پهنای باند 3 دسیبل است:
Q=fc/BW3db
با توجه به مقادیر نمودار :
Q=9.983Ghz/1.367Ghz ≈7.30
این مقدار نشاندهنده یک طراحی بهینه و عملکرد خوب برای یک فیلتر پسیو است و برای کاربردهای حرفهای در سیستمهای مخابراتی، راداری و فرکانس رادیویی بسیار مطلوب است.
@Science_Prime
Q=fc/BW3db
با توجه به مقادیر نمودار :
Q=9.983Ghz/1.367Ghz ≈7.30
این مقدار نشاندهنده یک طراحی بهینه و عملکرد خوب برای یک فیلتر پسیو است و برای کاربردهای حرفهای در سیستمهای مخابراتی، راداری و فرکانس رادیویی بسیار مطلوب است.
@Science_Prime
❤1👍1
Science Prime
Photo
فناوری ارتباطات لیزری بین ماهوارهای (ISLL)، ستون فقرات شبکه ماهوارههای استارلینک در مدار LEO را تشکیل میدهد. این فناوری، یکی از نوآوریهای اصلی استارلینک برای ارائه اینترنت پرسرعت و با تأخیر بسیار پایین در سراسر جهان است. هر ماهواره نسل جدید استارلینک، مجهز به چندین پایانه ارتباطات لیزری (معمولاً چهار پایانه) است. این پایانهها از لیزرهای فروسرخ نزدیک برای انتقال دادهها بین ماهوارهها استفاده میکنند که عملکرد این سیستم به دلیل چالشهای فنی، بسیار جالب است. ماهوارهها با سرعت بسیار بالا (تقریباً 27000 ک.م/س) در حال حرکت هستند؛ برای اینکه ماهواره بتواند پرتو لیزر باریک خود را به درستی به گیرنده ماهواره دیگر که صدها یا هزاران کیلومتر دورتر است هدف قرار دهد، به یک سیستم نشانهگیری، دستیابی و ردیابی (PAT) فوقالعاده دقیق نیاز دارد. این سیستم از سنسورها، ژیروسکوپها و میکرو آینهها برای پیشبینی دقیق مکان ماهواره هدف و حفظ قفل نوری در طول مدت انتقال داده استفاده میکند. همچنین این سیستمها با کمک قابلیت Full-Duplex به صورت کامل دوطرفه عمل میکنند، به این معنی که هر ماهواره میتواند به طور همزمان داده را ارسال و دریافت کند و به جای انتقال داده به نزدیکترین ایستگاه زمینی، ماهوارهها میتوانند دادهها را از طریق لینکهای لیزری بین خودشان مسیریابی کرده و از طریق کوتاهترین مسیر ممکن به مقصد برسانند. از بعد دیگر، لیزرها میتوانند حجم بسیار بیشتری از داده را در مقایسه با امواج رادیویی منتقل کنند، که برای یک شبکه اینترنت با ظرفیت بالا ضروری است. از طرفی پرتو لیزر بسیار متمرکز و باریک است، بنابراین رهگیری آن دشوار است و کمتر در معرض تداخل الکترومغناطیسی یا پارازیت قرار میگیرد.
@Science_Prime
@Science_Prime
❤2👍1🤯1🙏1