Science Prime
@Science_Prime
ترانزیستورهای FinFET و GAAFET هر دو از ساختار ترانزیستوری غیر مسطح استفاده میکنند که سرعت و عملکرد دستگاه را با مصرف انرژی و فوتپرینت کاهش میدهد. از نظر ساختار داخلی در finFET ها، ساختار داخلی دستگاه به گونهای توسعه یافته که گیت سه طرف کانال را احاطه کرده است. برخلاف فناوری finFET، در GAAFETها، گیت کل کانال را در بر میگیرد که نام این ترانزیستورها به همین دلیل است. فناوری نانو سیم یا نانو صفحات انباشته درGAAFET استفاده میشود که مزیتهای مقیاسپذیری کانال و عرض کانال را افزایش میدهد. از نظر تولید هر دو finFET و GAAFET را میتوان با استفاده از ابزارها، فرآیند و روشهای ساخت یکسان به تولید انبوه رساند. از نظر مساحت فوتپرینت و سرعت هم در finFETها، finهای اضافی برای افزایش سرعت دستگاه مورد نیاز است. فرآیند افزودنfinهای موازی باعث افزایش مساحت فوتپرینت میشود و این افزایش سرعت را در finFETها در فرآیند کوچکسازی محدود میکند. به همین علت نانو صفحات جایگزین finها در GAAFET میشوند. نانو صفحات معمولاً به صورت عمودی روی هم چیده میشوند که نیاز به مساحت بیشتر را از بین میبرد. در GAAFET، سرعت بالاتری در اندازه کلی ترانزیستورهای کوچکتر در مقایسه باfinFETها به دست میآید. در مورد جریان های درایو بالا هم نانو صفحات در فناوریGAA در حال پیشرفت هستند. GAAFETهای مبتنی بر نانو صفحات در مقایسه با فناوریfin، جریان درایو بزرگتری را ارائه میدهند. نانو صفحات، عرض کانال موثر بیشتری ایجاد میکند و قابلیت جریان درایو دستگاه را در مقایسه با finFET ها افزایش میدهد. روی دیگر مسئله، جریانهای نشتی کم، ولتاژ عملیاتی و توان دینامیکی است؛ از آنجایی که درfinFETها، گیت سه طرف کانال را احاطه کرده است، یک طرف بدون کنترل گیت باقی میماند. هنگامی که طول گیت در finFET کاهش مییابد، اثرات کانال کوتاه و جریانهای نشتی بیشتری را از طریق سمت بدون گیت دستگاه ایجاد میکند. اما در GAAFET، تمام طرفهای کانال توسط مواد گیت محصور شده است. محصور کردن کانال توسط گیت درGAAFET ها، کنترل کانال را افزایش و جریانهای نشتی را کاهش و ولتاژ عملیاتی و توان دینامیکی را کاهش میدهد. در پایان با مقایسه فنآوریهایfinFET و GAAFET، میتوان خلاصه کرد که ترانزیستورهای GAAFET آینده مدارهای مجتمع هستند. انعطافپذیری طراحی، ولتاژ عملیاتی پایین، جریانهای درایو بالا، سرعت محاسباتی بالا، و عملکرد عالی در یک منطقه کوچکتر، توانایی آنها را عیان میسازد.
@Science_Prime
@Science_Prime
👍3👏1
این تصویر منظرهای تماشایی از ابرها که پس از انفجار و مرگ یک ستاره عظیم و بقایای آن است که با نام ابرنواختر Vela شناخته میشود. این تصویر پر از جزئیات، شامل 554 میلیون پیکسل و یک تصویر موزاییکی ترکیبی از رصد است که با دوربین 268 میلیون پیکسلی OmegaCAM گرفته شده است.
@Science_Prime
@Science_Prime
👍5😱1
Science Prime
این تصویر منظرهای تماشایی از ابرها که پس از انفجار و مرگ یک ستاره عظیم و بقایای آن است که با نام ابرنواختر Vela شناخته میشود. این تصویر پر از جزئیات، شامل 554 میلیون پیکسل و یک تصویر موزاییکی ترکیبی از رصد است که با دوربین 268 میلیون پیکسلی OmegaCAM گرفته…
ابزار OmegaCAM نصب شده بر روی فوکوس کاسگرین تلسکوپ از 32 CCD جداگانه تشکیل شده است که در یک آرایش موزاییکی چیده شدهاند. CCD آشکارساز فوتون بسیار حساس بر روی یک ریزتراشه سیلیکونی است که نورِ جمعآوری شدۀ تلسکوپ روی آن متمرکز میشود. این ریزتراشه شامل شبکه بزرگی از عناصر حسگر نور به نام پیکسل است که هر پیکسل تقریباً یک مربع 10 میکرومتری روی یک قطعه سیلیکونی به ضخامت ~50 میکرومتر پرینت شده است. این ابزار به تلسکوپ اجازه میدهد تا با میدان دید 1×1 درجه، معادل 256 میلیون پیکسل رصد کند. برای مقایسه، دوربین ACS هابل 16 میلیون پیکسل است، یعنی OmegaCAM میتواند تصاویری 16 برابر بزرگتر تولید کند! ابزارOmegaCAM با 12 فیلتر باند پهن میتواند میدان بزرگی از دهها هزار ستاره و کهکشان را در طیف وسیعی از طول موجها از 350 در فرابنفش تا 1000 نانومتر در فروسرخ رصد کند. همچنین این ابزار دارای دو فیلتر باند باریک است که برای کارکرد در اطراف خط انتشار H-alpha طراحی شدهاند. H-alpha یک خط طیفی بسیار قرمز است که وقتی الکترون درون اتم هیدروژن انرژی خود را از دست میدهد؛ ایجاد میشود و در تعیین حرکت گاز در اجرامی مانند ستارهها و سحابیها مهم است. این حساسیت به OmegaCAM اجازه میدهد تا بتواند ستارگان جوانی که در حال ایجاد جرم برافزایشی برای تشکیل یک دیسک پیشسیارهای، یا توصیف فیزیک ابرهای مولکولی غولپیکر که در آن ستارهها و سیارات جدید تشکیل میشوند، مطالعه کند.
@Science_Prime
@Science_Prime
👍2🔥1
Science Prime
@Science_Prime
وقتی یک فضاپیما [سایوز/دراگون] از ایستگاه فضایی جدا میشود، این کار را بسیار آهسته انجام میدهد. با سوزش یک موتور کوچک، فضاپیما در مداری متفاوت از ایستگاه فضایی بین المللی قرار میگیرد تا احتمال برخورد وجود نداشته باشد. ورود مجدد به جو انرژی زیادی نمیخواهد اما نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد. پس از جدایش، فضاپیما در مداری تقریباً دایرهای بالای جو زمین قرار میگیرد. ممکن است باالاجبار در مدار بچرخد تا مسیر مداری آن به گونهای باشد که فضاپیما بر روی منطقه خاصی که برنامۀ فرود دارد، قرار گیرد. برای SpaceX، این خلیج مکزیک یا اقیانوس اطلس در نزدیکی فلوریدا است. در نیمۀ مدار قبل از عبور فضاپیما از منطقه بازیابی [در طرف مقابل زمین]، با سوزش یک موتور کوچک، مدار فضاپیما کمی بیضوی میشود، این یک تغییر شدید نیست، اما توجه داشته باشید که سمت دور مدار اکنون به اندازه کافی پایین است که به قسمت بالای اتمسفر ورود کند. هنگامی که فضاپیما حتی با اتمسفر نازک بالایی روبرو میشود، به سرعت کُند شده و کشش اتمسفر آن را از مدار خارج میکند و سرعت آن را به شدت کاهش میدهد. دراگون تا حدودی بر مسیر پرواز خود کنترل دارد و میتواند با دقت بسیار زیادی خود را به سمت نقطه سقوط خود هدایت کند. در طول فرود نهایی، چتر نجات فضاپیما را تا برخورد ملایم با آب کند میکند.
@Science_Prime
@Science_Prime
👏3👍1