تازه‌های علمی
716 subscribers
38 photos
3 videos
2.12K links
🔹 پوشش آخرین یافته‌ها از اعماق کیهان‌ و فیزیک تا دنیای ژنتیک، نوآوری‌های مهندسی، باستان‌شناسی و هوش مصنوعی، همه به زبانی قابل فهم.
Download Telegram
🔺 راز داغ ماه فاش شد: یک نیمه آن داغ‌تر از دیگری است

🔹 بر اساس داده‌های دقیق ماموریت GRAIL ناسا، دانشمندان دریافته‌اند که بخش داخلی نیمه نزدیک ماه (سمتی که همیشه رو به ماست) به طور قابل توجهی گرم‌تر از نیمه دور آن است. این کشف ثابت می‌کند که تفاوت دو روی ماه، فقط یک پدیده سطحی نیست و تا اعماق آن ریشه دارد.

🔹 محققان با استفاده از داده‌های گرانشی این ماموریت، میزان تغییر شکل ماه تحت تاثیر کشش جزر و مدی زمین را اندازه‌گیری کردند. آن‌ها دریافتند که نیمه نزدیک ماه، ۷۲ درصد بیشتر از آنچه برای یک کره کاملاً یکنواخت و متقارن انتظار می‌رود، «له» یا فشرده می‌شود. بهترین توضیح برای این «نرمی» و انعطاف‌پذیری بیشتر، این است که این بخش از درون گرم‌تر است.

چگونه از گرانش به دمای داخلی می‌رسیم؟ میدان گرانشی یک جرم آسمانی، بازتابی از توزیع جرم و چگالی در داخل آن است. ماموریت GRAIL با اندازه‌گیری دقیق این میدان، ناهنجاری‌هایی را کشف کرد که نشان‌دهنده عدم تقارن داخلی بود. مدل‌های کامپیوتری نشان دادند که یک توزیع دمای نامتقارن (یک سمت گرم‌تر و نرم‌تر) بهترین توضیح برای این ناهنجاری‌های گرانشی و میزان تغییر شکل ماه است.

🔹 این یافته جدید با مشاهدات قبلی نیز همخوانی دارد. می‌دانیم که نیمه نزدیک ماه دارای فعالیت‌های آتشفشانی بیشتری در گذشته بوده و سرشار از عناصر رادیواکتیو گرمازا مانند اورانیوم و توریوم است.

چرا ماه نامتقارن است؟ دلیل اصلی این عدم تقارن هنوز یک سوال بی‌جواب است، اما فرضیه اصلی به نحوه شکل‌گیری ماه باز می‌گردد. برخوردی عظیم که میلیاردها سال پیش ماه را به وجود آورد، ممکن است باعث توزیع نامتوازن این عناصر گرمازا شده باشد. این عناصر در طول زمان با واپاشی هسته‌ای، یک سمت ماه را بیشتر از سمت دیگر گرم کرده‌اند.

🔹 گام بعدی محققان، استفاده از داده‌های لرزه‌نگاری «ماه‌لرزه‌ها» برای تایید و درک بهتر این ساختار داخلی نامتقارن است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فضا #ماه #ناسا #اختروفیزیک
🔺 برای اولین بار در تاریخ، محتویات معده یک ساروپاد کشف شد: غذایشان را نمی‌جویدند!

🔹 دانشمندان برای نخستین بار در تاریخ دیرینه‌شناسی، موفق به کشف محتویات فسیل‌شده معده یک دایناسور ساروپاد شده‌اند. این یافته استثنایی که متعلق به یک گونه به نام Diamantinasaurus matildae از ۹۵ میلیون سال پیش در استرالیا است، نشان می‌دهد که این غول‌های گیاهخوار، غذای خود را نمی‌جویدند و در عوض از یک «کوره گوارشی» داخلی برای هضم آن استفاده می‌کردند.

کولولیت (Cololite) چیست و چرا این کشف مهم است؟ کولولیت نام علمی محتویات فسیل‌شده دستگاه گوارش است. یافتن چنین فسیلی فوق‌العاده نادر است، زیرا محتویات معده و روده که بافت نرم هستند، تقریباً هرگز همراه با استخوان‌ها باقی نمی‌مانند. این کشف، مانند یک کپسول زمان، به ما اجازه می‌دهد تا به آخرین وعده غذایی یک دایناسور پس از میلیون‌ها سال نگاه کنیم و به طور مستقیم رژیم غذایی آن را مطالعه کنیم.

🔹 تجزیه و تحلیل این فسیل نشان داد که این ساروپاد از گیاهانی مانند مخروطیان و سرخس‌ها تغذیه می‌کرده است. اما نکته جالب‌تر این بود که بقایای گیاهان به صورت تکه‌های بزرگ و نجویده باقی مانده بودند. این موضوع تأیید می‌کند که ساروپادها مانند بسیاری از گیاهخواران بزرگ امروزی (مثل فیل‌ها و کرگدن‌ها)، غذای خود را به سرعت می‌بلعیدند و وظیفه هضم را به دستگاه گوارش عظیم خود می‌سپردند.

«کوره گوارشی» چگونه کار می‌کرد؟ این دایناسورها از فرآیندی به نام «تخمیر پس‌روده» استفاده می‌کردند. در این روش، توده‌های عظیم گیاهی در دستگاه گوارش توسط میکروب‌ها تجزیه می‌شوند. این فرآیند تخمیر، گرمای بسیار زیادی تولید می‌کند که به آن «کوره گوارشی» می‌گویند. این کشف یک فرضیه جالب را تقویت می‌کند: شاید یکی از دلایلی که ساروپادها گردن و دم بسیار درازی داشتند، استفاده از آن‌ها به عنوان رادیاتورهایی برای دفع این گرمای شدید داخلی بوده است (مانند گوش‌های بزرگ فیل).

🔹 این یافته نه تنها رژیم غذایی این موجودات را روشن می‌کند، بلکه دیدگاه ما را نسبت به نقش آن‌ها در اکوسیستم تغییر می‌دهد. ساروپادها در تمام مراحل زندگی خود، از نوزادی تا بزرگسالی، با اشتهای سیری‌ناپذیرشان مانند «مهندسان اکوسیستم» عمل کرده و محیط اطراف خود را به طور مداوم شکل می‌دادند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #دایناسور #ساروپاد #فرگشت #فسیل
🔺 اپل از هوش مصنوعی اختصاصی و تحول بزرگ در سیستم‌عامل‌های خود رونمایی کرد

🔹 شرکت اپل در کنفرانس جهانی توسعه‌دهندگان خود (WWDC 2025)، از مجموعه‌ای از به‌روزرسانی‌های بزرگ برای پلتفرم‌های خود رونمایی کرد که مهم‌ترین آن‌ها، ورود جدی این شرکت به دنیای هوش مصنوعی با سیستم «هوش اپل» (Apple Intelligence) و ایجاد تحولی بنیادین در قابلیت‌های چندوظیفه‌ای iPad است.

🔹 معرفی «هوش اپل» (Apple Intelligence):
اپل سرانجام از سیستم هوش مصنوعی اختصاصی خود پرده‌برداری کرد. این سیستم به جای تمرکز بر سرورهای ابری، بسیاری از پردازش‌ها را روی خود دستگاه انجام می‌دهد تا حریم خصوصی کاربر حفظ شود. این هوش مصنوعی قابلیت‌هایی مانند جستجوی محتوای روی صفحه (Screen Search) و «ترجمه زنده» (Live Translation) مکالمات تلفنی، تصویری و متنی را فراهم می‌کند. اپل همچنین اعلام کرد که مدل‌های زبان بزرگ خود را در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌دهد تا ابزارهای جدیدی خلق کنند.

«هوش اپل» چیست و چه تفاوتی دارد؟ این نام، چتر بزرگی برای مجموعه‌ای از قابلیت‌های هوش مصنوعی است که عمیقاً در سیستم‌عامل‌های اپل (iOS 26, macOS 26) ادغام شده‌اند. تفاوت کلیدی رویکرد اپل، تاکید بر «پردازش روی دستگاه» است. این یعنی اطلاعات شخصی شما برای پردازش به سرورهای ابری ارسال نمی‌شود که امنیت و حریم خصوصی بالاتری را به ارمغان می‌آورد. البته برای وظایف پیچیده‌تر، امکان استفاده از مدل‌های ابری مانند ChatGPT نیز فراهم شده است.

🔹 انقلاب در iPad با iPadOS 26:
مهم‌ترین به‌روزرسانی فنی شاید متعلق به آیپد باشد. با قابلیت‌های جدید مدیریت پنجره‌ها، کاربران سرانجام می‌توانند اندازه پنجره اپلیکیشن‌ها را تغییر دهند، آن‌ها را آزادانه در صفحه جابجا کنند و چندین پنجره را همزمان باز نگه دارند. این تغییر، iPad را از یک تبلت ساده به یک ابزار بسیار نزدیک‌تر به کامپیوترهای مک تبدیل می‌کند.

🔹 دیگر به‌روزرسانی‌ها:
طراحی جدید Liquid Glass: تمام سیستم‌عامل‌ها یک ظاهر بصری جدید با شفافیت بیشتر در دکمه‌ها و کنترل‌ها دریافت می‌کنند.
کنترلرهای PSVR2 برای Vision Pro: هدست واقعیت ترکیبی اپل اکنون از کنترلرهای پلی‌استیشن VR2 پشتیبانی می‌کند که امکان اجرای بازی‌های بیشتری را فراهم می‌آورد.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #اپل #فناوری #WWDC25 #iPadOS
🔺 قانون اول نیوتون را ۳۰۰ سال اشتباه فهمیده‌ایم؟ یک کلمه لاتین همه چیز را تغییر می‌دهد

🔹 یک فیلسوف علم استدلال می‌کند که ما نزدیک به ۳۰۰ سال است که یکی از مشهورترین قوانین فیزیک، یعنی قانون اول حرکت نیوتون، را به دلیل یک اشتباه کوچک در ترجمه، به درستی درک نکرده‌ایم. این بازخوانی جدید، محاسبات فیزیک را تغییر نمی‌دهد، اما دیدگاه ما نسبت به نبوغ نیوتون را عمیق‌تر می‌کند.

🔹 ترجمه رایج و جاافتاده قانون اول می‌گوید: «یک جسم در حالت سکون یا حرکت یکنواخت در یک خط راست باقی می‌ماند، مگر اینکه نیرویی خارجی بر آن اثر کند.» این تفسیر یک مشکل بزرگ ایجاد می‌کند: در کجای جهان واقعی می‌توان جسمی را یافت که مطلقاً هیچ نیرویی (مانند گرانش یا اصطکاک) بر آن وارد نشود؟

🔹 دنیل هوک، فیلسوف دانشگاه ویرجینیا تک، با بازگشت به متن لاتین اصلی نیوتون، نشان می‌دهد که مشکل از ترجمه کلمه «quatenus» است. این کلمه به اشتباه «مگر اینکه» (unless) ترجمه شده، در حالی که معنای دقیق‌تر آن «تا جایی که» یا «از آن جهت که» (insofar as) است.

«مگر اینکه» در برابر «تا جایی که»: تفاوت در چیست؟
- نسخه رایج (بر اساس «مگر اینکه»): این قانون فقط برای اجسام ایده‌آلی به کار می‌رود که هیچ نیرویی به آن‌ها وارد نمی‌شود (وضعیتی که در عالم واقع وجود ندارد).
- نسخه اصلاح‌شده (بر اساس «تا جایی که»): این قانون یک ابزار جهانی است. به ما می‌گوید اگر حرکت یک جسم تغییر کرد (مثلاً سیاره‌ای که در مدارش می‌چرخد یا فرفره‌ای که کند می‌شود)، باید به دنبال نیروی مسبب آن بگردیم. این قانون دلیل «تغییر» را توضیح می‌دهد، نه یک وضعیت ایزوله بدون تغییر را.

🔹 این تفسیر جدید، قانون اول را از یک گزاره در مورد یک وضعیت غیرممکن، به یک اصل بنیادین و کاربردی تبدیل می‌کند. خود نیوتون برای توضیح این قانون، مثال «فرفره در حال چرخش» را می‌آورد؛ فرفره‌ای که به وضوح تحت تاثیر نیروی گرانش و اصطکاک هوا قرار دارد و به همین دلیل حرکتش تغییر می‌کند (کند می‌شود). قانون اول به ما می‌گوید که این تغییر حرکت، دقیقاً به دلیل وجود همین نیروهاست.

چرا این تفاوت ظریف مهم است؟ این بازخوانی نشان می‌دهد که قصد نیوتون، ارائه یک اصل قدرتمند برای استنتاج بوده است: «هر تغییری در حرکت، علتی (نیرو) دارد.» این دیدگاه، انقلابی بود زیرا قوانین حاکم بر اجسام زمینی (مثل فرفره) و اجرام آسمانی (مثل سیارات) را برای اولین بار یکسان در نظر می‌گرفت و به ما ابزاری برای فهم کل کیهان می‌داد.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #نیوتون #تاریخ_علم #فلسفه_علم
🔺 شرکت IBM از معماری جدیدی برای کامپیوترهای کوانتومی رونمایی کرد: گامی بزرگ به سوی ماشین‌های بدون خطا

🔹 شرکت IBM از یک معماری و پردازنده کوانتومی جدید رونمایی کرده است که ادعا می‌کند می‌تواند بزرگترین مانع بر سر راه ساخت کامپیوترهای کوانتومی قدرتمند، یعنی «تصحیح خطا»، را برطرف کند. این پیشرفت می‌تواند مسیر رسیدن به ماشین‌های کوانتومی مقاوم در برابر خطا را به طور چشمگیری کوتاه کند.

«تصحیح خطای کوانتومی» چیست و چرا اینقدر مهم است؟ کیوبیت‌ها، واحدهای اصلی محاسبات کوانتومی، به شدت شکننده هستند و به راحتی تحت تأثیر محیط، حالت کوانتومی خود را از دست داده و دچار خطا می‌شوند. یک کامپیوتر کوانتومی مفید نیازمند میلیون‌ها یا میلیاردها عملیات است و حتی یک خطای کوچک می‌تواند کل محاسبات را بی‌ارزش کند. تصحیح خطا، فرآیند شناسایی و جبران این خطاها بدون از بین بردن حالت کوانتومی سیستم است و بزرگترین چالش مهندسی در این حوزه محسوب می‌شود.

🔹 راه حل متداول برای این مشکل، استفاده از تعداد زیادی کیوبیت «فیزیکی» برای ساختن یک کیوبیت «منطقی» است که در برابر خطا مقاوم باشد. اما روش‌های قبلی (مانند کدهای سطحی) به حدود ۱۰۰۰ کیوبیت فیزیکی برای ساخت فقط یک کیوبیت منطقی نیاز داشتند که ساخت کامپیوترهای بزرگ را تقریباً غیرممکن می‌کرد.

تفاوت کیوبیت فیزیکی و منطقی چیست؟ کیوبیت فیزیکی، یک واحد سخت‌افزاری واقعی و شکننده است (مانند یک ترانزیستور کوانتومی). اما کیوبیت منطقی، یک واحد اطلاعاتی مقاوم و تصحیح‌شده است که با استفاده از افزونگی و در هم تنیدن چندین کیوبیت فیزیکی ساخته می‌شود. می‌توان کیوبیت‌های فیزیکی را مانند «محافظان شخصی» در نظر گرفت که از یک کیوبیت منطقی (که اطلاعات اصلی را حمل می‌کند) در برابر خطاهای محیطی محافظت می‌کنند.

🔹 معماری جدید IBM که بر اساس کدهایی به نام «qLDPC» کار می‌کند، این نسبت را به شدت کاهش داده و تعداد کیوبیت‌های مورد نیاز را تقریباً یک دهم می‌کند. این شرکت برای پیاده‌سازی این روش، پردازنده جدیدی به نام «Nighthawk» با اتصالات بسیار بهتر و دوربردتر بین کیوبیت‌ها طراحی کرده است. IBM یک نقشه راه بلندپروازانه برای ساخت یک کامپیوتر کوانتومی مقاوم در برابر خطا تا سال ۲۰۲۹ بر اساس این فناوری جدید ارائه داده است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کوانتوم #فناوری #IBM #کامپیوتر_کوانتومی
🔺 میسترال از مدل‌های هوش مصنوعی جدید خود با قابلیت «استدلال گام‌به‌گام» رونمایی کرد

🔹 آزمایشگاه هوش مصنوعی فرانسوی، میسترال (Mistral)، از خانواده جدیدی از مدل‌های خود به نام «مجیسترال» (Magistral) رونمایی کرد. این مدل‌ها که در دو نسخه «کوچک» و «متوسط» عرضه شده‌اند، بر روی قابلیت «استدلال» تمرکز دارند که یکی از حوزه‌های کلیدی و رقابتی در دنیای هوش مصنوعی محسوب می‌شود.

«مدل استدلال‌گر» چیست؟ مدل‌های زبانی استاندارد گاهی برای پاسخ به سوالات پیچیده، به جای تحلیل، «حدس» می‌زنند. اما یک مدل استدلال‌گر طوری طراحی شده که مسائل را به صورت «گام‌به‌گام» حل کند؛ مانند یک دانش‌آموز که به جای نوشتن جواب نهایی یک مسئله ریاضی، تمام مراحل حل آن را روی کاغذ می‌نویسد. این رویکرد باعث می‌شود پاسخ‌ها قابل اعتمادتر، دقیق‌تر و قابل ردیابی باشند.

🔹 بر اساس بنچمارک‌های منتشر شده توسط خود شرکت، مدل متوسط مجیسترال در آزمون‌های پیچیده استدلال علمی و ریاضی، عملکردی پایین‌تر از رقبای اصلی خود مانند Gemini 2.5 Pro گوگل و Claude Opus 4 شرکت انتروپیک دارد. این موضوع نشان‌دهنده رقابت بسیار شدید در بالاترین سطح هوش مصنوعی است.

«بنچمارک‌های هوش مصنوعی» چه هستند؟ چگونه می‌توانیم بفهمیم کدام مدل هوش مصنوعی «باهوش‌تر» یا تواناتر است؟ بنچمارک‌ها مجموعه‌ای از آزمون‌های استاندارد و بسیار دشوار در زمینه‌هایی مانند ریاضیات، فیزیک، کدنویسی و درک منطقی هستند. شرکت‌ها با اجرای این آزمون‌ها بر روی مدل‌های خود، می‌توانند عملکرد آن‌ها را به صورت عینی با یکدیگر مقایسه کنند.

🔹 با این حال، میسترال بر روی نقاط قوت دیگر این مدل‌ها، مانند سرعت بسیار بالا (تا ۱۰ برابر سریع‌تر از رقبا در پلتفرم خود) و پشتیبانی از زبان‌های متعدد تاکید می‌کند. نسخه کوچک این مدل (Magistral Small) نیز به صورت متن-باز (Open Source) منتشر شده که به توسعه‌دهندگان در سراسر جهان اجازه می‌دهد از آن استفاده کرده و آن را بهبود بخشند.

[منبع] [سایت Mistral]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #میسترال #مدل_زبانی #یادگیری_عمیق #فناوری
🔺 دو چهره فوران اتنا از فضا: رودخانه گدازه در کنار بهمن آذرآواری

🔹 تصویری شگفت‌انگیز که توسط ماهواره کوپرنیکوس اتحادیه اروپا ثبت شده، فوران اخیر و قدرتمند آتشفشان اتنا در جزیره سیسیل ایتالیا را از فضا به تصویر می‌کشد. این تصویر به وضوح یک «رودخانه گدازه» درخشان را نشان می‌دهد که از یک سو به پایین سرازیر شده، در حالی که در جهت مخالف، یک بهمن عظیم و داغ از خاکستر در حال فروریختن است.

🔹 این فوران که در تاریخ ۲ ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد، با یک «جریان آذرآواری» ناگهانی آغاز شد. این پدیده زمانی اتفاق افتاد که بخشی از دیواره دهانه آتشفشان فرو ریخت و باعث شد بهمنی از گازهای داغ و خاکستر با سرعت زیاد به پایین دامنه سرازیر شود. همزمان، ستونی از دود و گاز دی‌اکسید گوگرد تا ارتفاع ۶.۵ کیلومتری به آسمان پرتاب شد.

تفاوت جریان گدازه و جریان آذرآواری چیست؟ «جریان گدازه» (Lava Flow) حرکت سنگ‌های مذاب و روان است که معمولاً سرعت پایینی دارد. اما «جریان آذرآواری» (Pyroclastic Flow) توده‌ای بسیار داغ (تا ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) از گاز، خاکستر و قطعات سنگ است که با سرعتی بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت از دامنه کوه پایین می‌آید و بسیار ویرانگرتر و مرگبارتر از جریان گدازه است.

🔹 کریس هدفیلد، فضانورد بازنشسته و فرمانده سابق ایستگاه فضایی بین‌المللی، با اشتراک‌گذاری این تصویر نوشت: «دیدن فوران یک آتشفشان از فضا دیوانه‌کننده است... این منظره یادآوری می‌کند که ما بر روی پوسته‌ای نازک و سرد شده بر فراز یک جهنم از سنگ‌های مذاب زندگی می‌کنیم.»

چرا کوه اتنا اینقدر فعال است؟ این آتشفشان در مرز برخورد دو صفحه تکتونیکی بزرگ، یعنی صفحه آفریقا و اوراسیا، قرار دارد. فشار ناشی از این برخورد باعث ایجاد ماگما و انباشت مقادیر زیادی گازهای آتشفشانی در زیر کوه می‌شود که منجر به فوران‌های مکرر و قدرتمند می‌گردد.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#آتشفشان #زمین_شناسی #اتنا #فضا
🔺 قدیمی‌ترین DNA انسان در اروپا، از یک شاخه گمشده خانواده ما پرده برداشت

🔹 تجزیه و تحلیل قدیمی‌ترین DNA انسان مدرن که تاکنون در اروپا یافت شده، نشان می‌دهد گروهی از پیشگامان که حدود ۴۵ هزار سال پیش وارد این قاره شدند، خویشاوندان گمشده ما بودند که نسلشان به طور کامل منقرض شده و هیچ اثری در ژنوم انسان‌های امروزی باقی نگذاشته‌اند.

🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، بر اساس استخوان‌های بسیار کوچکی از یک غار در «رونیس» (Ranis) آلمان و یک جمجمه از «زلاتی کون» (Zlatý kůň) در جمهوری چک انجام شده است. تحلیل DNA نشان داد که این افراد با وجود فاصله جغرافیایی زیاد، با یکدیگر خویشاوندی دور (در حد پسرعموی درجه پنجم یا ششم) داشته‌اند. این یعنی آن‌ها بخشی از یک جامعه بزرگ و متصل بودند، نه گروه‌هایی پراکنده.

چرا ابزارهای سنگی اینقدر مهم هستند؟ در کنار این استخوان‌ها، ابزارهای سنگی خاصی به نام «LRJ» یافت شد. برای سال‌ها، باستان‌شناسان بر سر اینکه این ابزارهای پیشرفته توسط نئاندرتال‌ها ساخته شده یا انسان‌های مدرن، اختلاف نظر داشتند. این کشف با اثبات اینکه استخوان‌ها متعلق به انسان مدرن هستند، به این بحث طولانی خاتمه داد و تایید کرد که این گروه از پیشگامان، سازنده این فناوری بوده‌اند.

🔹 اما شگفت‌انگیزترین یافته این بود که خط ژنتیکی این گروه از اروپاییان اولیه، به طور کامل ناپدید شده است. آن‌ها با موفقیت وارد اروپا شدند، با نئاندرتال‌ها روبرو شدند و برای هزاران سال در عصر یخبندان دوام آوردند، اما در نهایت نسلشان منقرض شد و در شکل‌گیری جمعیت‌های بعدی اروپا نقشی نداشتند.

«بن‌بست ژنتیکی» به چه معناست؟ تاریخ فرگشت انسان یک خط مستقیم نیست، بلکه درختی پر از شاخه‌های مختلف است. کشف یک «بن‌بست ژنتیکی» مانند یافتن یک شاخه کامل از این درخت است که رشد کرده، شکوفا شده، اما در نهایت قبل از پیوستن به شاخه‌های دیگر، خشک شده و از بین رفته است. این گروه، خویشاوندان ما بودند، اما اجداد مستقیم ما نیستند.

🔹 این مطالعه تصویر ما از نحوه ورود انسان به اروپا را پیچیده‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که این قاره در دوره‌های مختلف شاهد ورود موج‌های متفاوتی از انسان‌های مدرن بوده که سرنوشت‌های گوناگونی داشته‌اند. این پیشگامان، هرچند در بلندمدت باقی نماندند، اما داستانشان بخشی فراموش‌شده از تاریخ خانواده بزرگ بشری است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#باستان_شناسی #ژنتیک #فرگشت #انسان_نخستین #نئاندرتال
🔺 رونمایی از قطب جنوب خورشید برای اولین بار در تاریخ

🔹 فضاپیمای «مدارگرد خورشیدی» (Solar Orbiter)، در یک دستاورد تاریخی، اولین تصاویر از قطب جنوب خورشید را به زمین ارسال کرده است. این تصاویر برای اولین بار نمایی از این منطقه مرموز و ناشناخته از نزدیک‌ترین ستاره به ما را فراهم می‌کنند و درک ما از رفتار خورشید را متحول خواهند کرد.

چرا قطب‌های خورشید اینقدر مهم و دور از دسترس بودند؟ تمام فضاپیماها و سیارات، از جمله زمین، تقریباً در یک صفحه به دور استوای خورشید می‌چرخند. برای دیدن قطب‌های خورشید، یک فضاپیما باید از این صفحه خارج شده و به یک مدار بسیار مایل و پرانرژی وارد شود. این منطقه، «موتورخانه» میدان مغناطیسی خورشید است و درک آن برای پیش‌بینی چرخه فعالیت‌های خورشیدی حیاتی است.

🔹 این تصاویر یک «وصله‌کاری آشفته» از فعالیت‌های مغناطیسی را نشان می‌دهند؛ جایی که برخلاف میدان مغناطیسی نسبتاً منظم زمین، تکه‌هایی از قطب‌های مغناطیسی شمال و جنوب در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این مشاهدات، مدل‌های کامپیوتری را که چنین ساختار پیچیده‌ای را پیش‌بینی کرده بودند، تایید می‌کند.

«چرخه ۱۱ ساله خورشیدی» چیست و چگونه کار می‌کند؟ خورشید مانند یک جسم صلب نمی‌چرخد؛ استوای آن سریع‌تر (هر ۲۶ روز) از قطب‌هایش (هر ۳۳ روز) می‌چرخد. این چرخش نامتناسب باعث می‌شود خطوط میدان مغناطیسی خورشید مانند نوارهای لاستیکی در هم بپیچند و کشیده شوند. این فرآیند پس از حدود ۱۱ سال به اوج آشفتگی می‌رسد و باعث می‌شود قطب‌های مغناطیسی شمال و جنوب خورشید جای خود را با هم عوض کنند.

🔹 درک دقیق این فرآیند واژگونی قطبیت برای پیش‌بینی آب‌وهوای فضایی، از جمله شراره‌های خورشیدی و طوفان‌هایی که می‌توانند به ماهواره‌ها و شبکه‌های برق روی زمین آسیب بزنند، ضروری است. فضاپیمای مدارگرد خورشیدی در سال‌های آینده به تدریج زاویه مدار خود را افزایش خواهد داد تا تصاویر دقیق‌تر و کامل‌تری از این مناطق حیاتی تهیه کند.

[منبع] [منبع esa]
🆔 @Science_Focus
#فضا #خورشید #ناسا #آژانس_فضایی_اروپا #اختروفیزیک #مدارگرد_خورشیدی
🔺 رمزگشایی از نقشه بازسازی اندام: ماده‌ای در داروی آکنه می‌تواند کلید باشد

🔹 دانشمندان کشف کرده‌اند که یک ماده شیمیایی به نام «رتینوئیک اسید»، که شکل فعالی از ویتامین A و همچنین ماده موثره در برخی داروهای قوی آکنه است، نقش حیاتی در هدایت فرآیند بازسازی اندام در سمندرهای اکسولوتل ایفا می‌کند. این یافته می‌تواند گامی مهم به سوی رویای بازسازی اندام در انسان باشد.

🔹 سمندرهای اکسولوتل توانایی شگفت‌انگیزی در بازسازی کامل اندام‌های از دست رفته خود دارند. اما یک سوال بزرگ همیشه وجود داشته: این حیوان چگونه «نقشه» اندام جدید را می‌خواند تا استخوان‌ها، عضلات و پوست را دقیقاً در جای درست خود قرار دهد؟

رتینوئیک اسید چیست؟ این یک مولکول مشتق از ویتامین A است که در بسیاری از فرآیندهای بیولوژیکی، به ویژه در دوران جنینی، نقش حیاتی دارد. این ماده به عنوان یک «سیگنال موقعیت» عمل می‌کند و به سلول‌ها می‌گوید که در کجای بدن قرار دارند و باید به چه چیزی تبدیل شوند. به همین دلیل مصرف داروهای حاوی این ماده (مانند ایزوترتینوئین) در دوران بارداری ممنوع است، زیرا می‌تواند در نقشه تکامل جنین اختلال ایجاد کند.

🔹 مطالعه جدید که در ژورنال Nature Communications منتشر شده، نشان می‌دهد که غلظت رتینوئیک اسید در طول اندام در حال بازسازی، مانند یک نقشه راه عمل می‌کند. غلظت بالای آن به سلول‌ها دستور می‌دهد که به رشد بخش‌های بالایی اندام (مانند بازو) ادامه دهند، در حالی که غلظت پایین‌تر، سیگنال ساخت بخش‌های انتهایی (مانند پنجه و انگشتان) را صادر می‌کند. محققان حتی آنزیم کلیدی (CYP26b1) را شناسایی کرده‌اند که با تجزیه رتینوئیک اسید، غلظت آن را در نقاط دقیق تنظیم می‌کند.

چرا این کشف برای انسان‌ها مهم است؟ انسان‌ها نیز بسیاری از ژن‌ها و مسیرهای مولکولی که در بازسازی اندام اکسولوتل نقش دارند را در DNA خود دارند. تفاوت اصلی این است که در انسان‌های بالغ، این ژن‌های تکاملی «خاموش» یا غیرفعال هستند. دانشمندان معتقدند که شاید برای فعال کردن بازسازی در انسان، نیازی به مهندسی هزاران ژن نباشد، بلکه تنها کافی است راهی برای «روشن کردن مجدد» این مسیرهای باستانی پیدا کنیم. این کشف، یکی از کلیدهای اصلی برای این کار را شناسایی کرده است.

🔹 هرچند بازسازی کامل دست و پا در انسان هنوز به دهه‌ها تحقیق بیشتر نیاز دارد، اما این یافته‌های بنیادی می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود درمان زخم‌ها، سوختگی‌ها و حتی برخی انواع سرطان کمک کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #پزشکی #ژنتیک #اکسولوتل
🔺 ذره «غیرممکن» که به زمین برخورد کرد: آیا اولین نشانه از ماده تاریک بود؟

🔹 یک ذره با انرژی فوق‌العاده زیاد که در سال ۲۰۲۳ از میان زمین عبور کرد، دانشمندان را گیج کرده است. در حالی که بسیاری معتقد بودند این ذره یک نوترینوی بسیار پرانرژی و نادر است، اکنون یک تیم از محققان فرضیه جسورانه‌تری را مطرح کرده‌اند: ممکن است این ذره، اولین برخورد مستقیم ما با «ماده تاریک» بوده باشد.

ماده تاریک چیست؟ ماده تاریک یک ماده فرضی و نامرئی است که حدود ۸۵ درصد از کل ماده موجود در کیهان را تشکیل می‌دهد. ما وجود آن را فقط از طریق اثرات گرانشی‌اش بر روی کهکشان‌ها و ستارگان می‌شناسیم، اما هرگز نتوانسته‌ایم ذره‌ای از آن را به طور مستقیم شناسایی کنیم. یافتن آن یکی از بزرگترین اهداف فیزیک مدرن است.

🔹 معمای اصلی این بود: این ذره توسط آشکارساز KM3NeT در سواحل ایتالیا شناسایی شد، اما آشکارساز بسیار بزرگتر و قدرتمندتر IceCube در قطب جنوب، هیچ اثری از آن ندید. اگر یک منبع کیهانی (مانند یک سیاه‌چاله فعال به نام بلازار) این ذره را به سمت ما شلیک کرده، چرا آشکارساز قوی‌تر آن را ثبت نکرده است؟

فرضیه ماده تاریک چگونه این معما را حل می‌کند؟ محققان می‌گویند پاسخ در مسیر حرکت ذره نهفته است. برای رسیدن به KM3NeT، ذره مجبور بوده از بخش بیشتری از کره زمین عبور کند. فرضیه جدید این است که اگر این ذره از نوع خاصی از ماده تاریک باشد، برهم‌کنش آن با ماده معمولی متفاوت است و هرچه از ماده بیشتری (مانند هسته زمین) عبور کند، احتمال آشکار شدنش بیشتر می‌شود. به همین دلیل KM3NeT که در انتهای یک مسیر طولانی قرار داشت، آن را دید، اما IceCube که در مسیر کوتاه‌تری بود، آن را از دست داد.

🔹 این ایده هنوز در حد یک فرضیه است و بسیاری از دانشمندان معتقدند ساده‌ترین توضیح (اصل تیغ اوکام) این است که ذره صرفاً یک نوترینوی بسیار پرانرژی بوده است. با این حال، این فرضیه جدید یک راه آزمایش در آینده نیز پیشنهاد می‌دهد: اگر این ذره ماده تاریک باشد، برخورد آن با زمین باید دو ذره میون تولید کند، نه یکی. آشکارسازهای فعلی دقت لازم برای تشخیص این تفاوت را ندارند، اما نسل‌های بعدی خواهند توانست این پیش‌بینی را بیازمایند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_ذرات #ماده_تاریک #نوترینو #اختروفیزیک #کشف_علمی
🔺 کدام عادت بیشترین نقش را در زوال عقل دارد؟ پاسخ یک مطالعه بزرگ

🔹 یک مطالعه جدید و گسترده بر روی ۳۲ هزار فرد بالای ۵۰ سال در اروپا، نشان می‌دهد که یک انتخاب در سبک زندگی، با اختلاف زیاد، بزرگترین عامل در تسریع زوال شناختی و کاهش توانایی‌های ذهنی در دوران پیری است: سیگار کشیدن.

🔹 در این تحقیق که نتایج آن در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، دانشمندان تأثیر چهار عادت کلیدی را بررسی کردند: سیگار کشیدن، ورزش منظم، ارتباط اجتماعی هفتگی و مصرف متعادل الکل. نتایج شگفت‌انگیز بود: سیگار کشیدن به تنهایی و با اختلاف زیاد، بزرگترین عامل تسریع‌کننده زوال شناختی بود. افت توانایی‌های ذهنی (مانند حافظه و روانی کلام) در افراد سیگاری در یک دوره ده‌ساله، تا ۸۵ درصد بیشتر از افراد غیرسیگاری بود.

«زوال شناختی» چیست؟ این اصطلاح به کاهش تدریجی توانایی‌های ذهنی مانند حافظه، تمرکز، سرعت تفکر، حل مسئله و مهارت‌های زبانی اشاره دارد. این فرآیند بخشی طبیعی از افزایش سن است، اما سرعت و شدت آن به شدت تحت تأثیر سبک زندگی قرار دارد.

🔹 نکته جالب‌تر این بود که وقتی محققان عامل سیگار را از تحلیل‌ها حذف کردند، تأثیر سایر ترکیبات سبک زندگی بر سلامت مغز تقریباً مشابه یکدیگر بود. به عبارت دیگر، ورزش نکردن یا داشتن ارتباط اجتماعی کمتر، هرچند نامطلوب هستند، اما تأثیر مخرب آن‌ها در مقایسه با سیگار کشیدن بسیار ناچیز بود.

سیگار چگونه به مغز آسیب می‌رساند؟ دود سیگار حاوی سمومی است که مستقیماً به رگ‌های خونی مغز آسیب می‌رسانند. این مواد باعث سفت شدن دیواره رگ‌ها، محدود شدن جریان اکسیژن و ایجاد التهاب مزمن در بافت مغز می‌شوند. این فرآیندها به مرور زمان می‌توانند باعث تسریع تحلیل رفتن و کوچک شدن نواحی کلیدی مغز شوند که مسئول حافظه و زبان هستند.

🔹 این مطالعه مشاهده‌ای نمی‌تواند به طور قطعی رابطه علت و معلولی را ثابت کند، اما قوی‌ترین شواهد تا به امروز را ارائه می‌دهد که ترک سیگار، مهم‌ترین گام برای حفظ سلامت شناختی در دوران پیری است.

📌 توجه: این مطلب یک یافته تحقیقاتی برای کمک به توسعه ابزارهای تشخیصی آینده توسط پزشکان است و نباید به عنوان راهنمایی برای خود-تشخیصی یا ارزیابی دیگران مورد استفاده قرار گیرد. لطفاً با خواندن آن دچار اضطراب نشوید.


[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت_مغز #زوال_عقل #ترک_سیگار #سبک_زندگی_سالم #پزشکی
1
🔺 فسیل‌های «انسان» باستانی ژاپن در واقع متعلق به یک خرس بودند

🔹 یک مطالعه جدید، باوری ۷۰ ساله را در باستان‌شناسی ژاپن تغییر داد: فسیل‌هایی که برای دهه‌ها به عنوان قدیمی‌ترین بقایای انسانی در این کشور شناخته می‌شدند، در واقع متعلق به یک خرس قهوه‌ای باستانی هستند.

🔹 این استخوان‌ها که در دهه ۱۹۵۰ در نزدیکی شهر «تویوهاشی» کشف شده بودند، به عنوان مدرکی از اولین انسان‌هایی که حدود ۲۰ هزار سال پیش قدم به خاک ژاپن گذاشتند، در تاریخ این کشور ثبت شدند. اما اکنون، تیمی از محققان دانشگاه توکیو با استفاده از فناوری‌های مدرن مانند سی‌تی اسکن، ساختار داخلی این استخوان‌ها را به دقت بررسی کرده و دریافته‌اند که آن‌ها هیچ شباهتی به استخوان انسان ندارند و کاملاً با بقایای خرس‌های باستانی مطابقت دارند.

چرا چنین اشتباهی رخ می‌دهد؟ شناسایی فسیل‌ها، به ویژه زمانی که تکه‌تکه یا فرسوده شده باشند، بسیار دشوار است. در گذشته، دانشمندان تنها به مقایسه ظاهری استخوان‌ها تکیه می‌کردند. اما امروزه فناوری‌هایی مانند سی‌تی اسکن، تحلیل DNA و پایگاه‌های داده عظیم، به محققان اجازه می‌دهند تا با دقتی بسیار بالاتر هویت یک فسیل را تعیین کنند. این اشتباهات نه از روی سهل‌انگاری، بلکه به دلیل محدودیت‌های فناوری در زمان خود بوده‌اند.

🔹 با این بازنگری، اکنون بقایای یافت‌شده در «هاماکیتا» که حدود ۱۴ تا ۱۷ هزار سال قدمت دارند، به عنوان قدیمی‌ترین استخوان‌های انسانی شناخته‌شده در خاک اصلی ژاپن در نظر گرفته می‌شوند. (هرچند آثاری از فعالیت انسانی با قدمت بیشتر در جزایر ریوکیو یافت شده است).

اهمیت این بازنگری در چیست؟ این داستان یک نمونه عالی از «خود-اصلاح‌گری علم» است. علم مجموعه‌ای از حقایق ثابت و ابدی نیست، بلکه یک فرآیند مستمر برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت است. هر باور و نظریه‌ای باید آماده باشد تا با شواهد جدید و ابزارهای بهتر، به چالش کشیده و اصلاح شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#باستان_شناسی #انسان_شناسی #فسیل #علم #ژاپن
🔺 تلسکوپ جیمز وب از یک سیاره فراخورشیدی «سرد» و عجیب تصویربرداری کرد

🔹 تلسکوپ فضایی جیمز وب موفق به ثبت اولین تصویر مستقیم خود از یک سیاره فراخورشیدی به نام «۱۴ هرکول سی» (14 Herculis c) شده است. نکته شگفت‌انگیز این است که این سیاره برخلاف اکثر سیاراتی که مستقیماً رصد شده‌اند، بسیار سرد است. این دستاورد می‌تواند دیدگاه ما نسبت به تکامل منظومه‌های سیاره‌ای را تغییر دهد.

چرا تصویربرداری مستقیم از سیارات فراخورشیدی اینقدر دشوار است؟ سیارات فراخورشیدی نوری از خود تولید نمی‌کنند و نوری که از ستاره مادر خود بازتاب می‌دهند، میلیاردها بار کم‌نورتر از خود ستاره است. پیدا کردن آن‌ها مانند تلاش برای دیدن یک کرم شب‌تاب در کنار یک نورافکن بسیار قوی از فاصله ده‌ها کیلومتری است. تلسکوپ‌ها برای این کار از ابزاری به نام «تاج‌نگار» (Coronagraph) استفاده می‌کنند تا نور ستاره را مسدود کرده و سیاره کم‌نور را آشکار کنند.

🔹 سیاره «۱۴ هرکول سی» که در فاصله ۶۰ سال نوری از ما قرار دارد، حدود هفت برابر مشتری جرم داشته و دمای آن تنها ۳- درجه سانتی‌گراد است. این سیاره در منظومه‌ای عجیب قرار دارد؛ برخلاف منظومه شمسی ما که سیارات تقریباً در یک صفحه می‌چرخند، مدار این سیاره و سیاره همسایه‌اش نسبت به یکدیگر حدود ۴۰ درجه انحراف دارند. دانشمندان معتقدند این آشفتگی ممکن است به دلیل پرتاب شدن یک سیاره سوم به بیرون از منظومه در اوایل تاریخ شکل‌گیری آن باشد.

چرا وب توانست این سیاره سرد را ببیند؟ اجسام سرد، گرمای زیادی از خود تابش نمی‌کنند و نوری که از آن‌ها ساطع می‌شود، عمدتاً در محدوده «نور فروسرخ» است که با چشم انسان دیده نمی‌شود. تلسکوپ جیمز وب برای دیدن همین نور فروسرخ طراحی شده است. حساسیت بالای وب در این طیف نوری به آن اجازه می‌دهد تا اجرامی بسیار سردتر از آنچه قبلاً ممکن بود را مستقیماً مشاهده کند و به مطالعه سیارات پیرتر و تکامل‌یافته‌تر بپردازد.

🔹 این کشف نشان می‌دهد که تاریخ منظومه‌ها می‌تواند بسیار آشفته و پر از رویدادهای خشونت‌آمیز باشد و وب اکنون ابزاری قدرتمند برای پرده‌برداری از این تاریخچه در اختیار ما قرار داده است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سیاره_فراخورشیدی #تلسکوپ_جیمز_وب #فضا #نجوم #اختروفیزیک
تازه‌های علمی
🔺 کشف منبع نور در سپیده‌دم کیهان 🔹 دانشمندان پس از دهه‌ها تحقیق، بالاخره منبع نور اولیه جهان را شناسایی کردند! داده‌های تلسکوپ‌های «هابل» و «جیمز وب» نشان می‌دهد کهکشان‌های کوتوله (کم‌نور و کوچک) مسئول روشن‌کردن جهان تاریک و مه‌آلود ابتدایی هستند. این کهکشان‌ها…
🔺 اخترشناسان برای اولین بار «سپیده‌دم کیهانی» را از روی زمین رصد کردند

🔹 تیمی از اخترشناسان برای اولین بار با استفاده از یک تلسکوپ زمینی موفق شدند به ۱۳ میلیارد سال قبل نگاه کرده و اثرات «سپیده‌دم کیهانی» را مشاهده کنند؛ دورانی که اولین ستاره‌های کیهان متولد شدند و به تاریکی کیهانی پایان دادند. این دستاورد که پیش از این تصور می‌شد تنها از فضا ممکن باشد، درک ما از تکامل کیهان را یک گام به جلو می‌برد.

«سپیده‌دم کیهانی» چیست؟ پس از مه‌بانگ، کیهان برای حدود ۳۸۰ هزار سال یک مه داغ و کدر بود. سپس با سرد شدن، اتم‌ها شکل گرفتند و «اولین نور» کیهان که امروز آن را «تابش زمینه کیهانی» (CMB) می‌نامیم، آزاد شد. پس از آن، یک دوره طولانی به نام «عصر تاریکی کیهانی» آغاز شد. «سپیده‌دم کیهانی» لحظه‌ای است که اولین ستاره‌ها در دل این تاریکی شعله‌ور شدند. نور شدید آن‌ها گاز هیدروژن خنثی اطراف را دوباره یونیزه کرد و کیهان را برای همیشه تغییر داد.

🔹 دانشمندان با استفاده از مجموعه تلسکوپ‌های CLASS در بیابان آتاکامای شیلی، خود ستاره‌ها را ندیدند، بلکه «اثر انگشت» آن‌ها را بر روی تابش زمینه کیهانی مشاهده کردند. نور CMB در مسیر ۱۳ میلیارد ساله‌اش به سمت ما، از میان گازهایی که توسط اولین ستاره‌ها یونیزه شده بودند، عبور کرده است. این برخورد باعث شده بخشی از نور CMB به شکل خاصی «قطبیده» (polarized) شود.

«نور قطبیده» چیست و چرا مهم است؟ نور یک موج است و معمولاً در همه جهات نوسان می‌کند. وقتی نور از یک سطح بازتاب یا از میان ذرات خاصی پراکنده می‌شود، نوسانات آن در یک جهت خاص محدود می‌شود که به آن «قطبیده شدن» می‌گویند. در این تحقیق، نور CMB با پراکنده شدن از الکترون‌های آزاد شده توسط اولین ستاره‌ها، قطبیده شده است. مانند یک عینک آفتابی پلاروید که بازتاب نور از سطح جاده را حذف می‌کند، این تلسکوپ توانسته «بازتاب کیهانی» اولین ستاره‌ها را از سیگنال اصلی جدا کند و ببیند.

🔹 این موفقیت یک دستاورد فنی بزرگ است، زیرا سیگنال کیهانی بسیار ضعیف است و تشخیص آن از میان نویزهای جوی و سیگنال‌های رادیویی انسانی روی زمین، کاری فوق‌العاده دشوار محسوب می‌شود. این داده‌های جدید به دانشمندان کمک می‌کند تا تصویری دقیق‌تر از کیهان نوزاد، ماده تاریک و ذرات گریزان دیگر به دست آورند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #نجوم #فیزیک #تلسکوپ #سپیده_دم_کیهانی #مه_بانگ
🔺 کشف گونه جدیدی از دایناسورها که شجره‌نامه تی‌رکس را «بازنویسی» می‌کند

🔹 دانشمندان با بررسی مجدد فسیل‌هایی که برای دهه‌ها در یک موزه در مغولستان نگهداری می‌شد، گونه جدیدی از دایناسورها را کشف کرده‌اند که نزدیک‌ترین خویشاوند شناخته‌شده به خانواده تیرانوسورهای غول‌پیکر، از جمله تی‌رکس، محسوب می‌شود. این گونه جدید «خانکولو مغولی» (Khankhuuluu mongoliensis) به معنای «شاهزاده اژدهای مغولستان» نام گرفته است.

🔹 این دایناسور که حدود ۸۶ میلیون سال پیش می‌زیسته، یک «فسیل انتقالی» بسیار مهم است. با وزنی حدود ۷۵۰ کیلوگرم، بسیار کوچکتر از تی‌رکس ۸ تنی بود، اما ویژگی‌های کلیدی نیاکان قدرتمند خود را به نمایش می‌گذاشت؛ از جمله ساختار استخوان بینی که به آرواره‌های آن قدرت بیشتری می‌بخشید و گامی به سوی آرواره‌های استخوان‌شکن تی‌رکس بود. به گفته محققان، «این کشف به ما نشان می‌دهد که پیش از آنکه تیرانوسورها پادشاه شوند، شاهزاده بودند.»

«فسیل انتقالی» چیست و چرا مهم است؟ این نوع فسیل‌ها بقایای گونه‌هایی هستند که ویژگی‌هایی مابین یک گروه اجدادی و یک گروه جدیدتر را نشان می‌دهند. آن‌ها مانند یک عکس فوری از میانه مسیر فرگشت عمل کرده و به دانشمندان کمک می‌کنند تا بفهمند چگونه ویژگی‌های پیچیده (مانند آرواره‌های قوی یا بال‌ها) به تدریج و مرحله به مرحله تکامل یافته‌اند. خانکولو، شکاف بین تیرانوسورهای کوچک اولیه و غول‌های حاکم بعدی را پر می‌کند.

🔹 این کشف داستان جالبی نیز دارد. این فسیل‌ها در دهه ۱۹۷۰ کشف شده بودند اما به اشتباه به یک گونه دیگر به نام آلکتروسوروس نسبت داده شده بودند. یک دانشجوی دکترا به نام جرد وریس، هنگام بررسی مجدد این فسیل‌ها متوجه ویژگی‌های منحصربه‌فردی شد که نشان می‌داد با یک گونه کاملاً جدید روبرو هستند.

چرا بازنگری فسیل‌های قدیمی مهم است؟ این داستان یک نمونه عالی از فرآیند علم است. با پیشرفت دانش و فناوری و با نگاه‌های جدید، یافته‌های قدیمی می‌توانند به اکتشافات کاملاً جدیدی منجر شوند. علم مجموعه‌ای از حقایق ثابت نیست، بلکه فرآیندی دائمی از پرسش، بررسی و اصلاح است.

🔹 این کشف همچنین به درک بهتر ما از چگونگی مهاجرت و تکامل تیرانوسورها بین قاره‌های آسیا و آمریکای شمالی از طریق پل‌های خشکی باستانی کمک می‌کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرین_شناسی #دایناسور #تیرکس #فرگشت #کشف_علمی
🔺 وویجرها یک «دیوار آتش» در مرز منظومه شمسی کشف کردند

🔹 فضاپیماهای دوقلوی وویجر ناسا که در سال ۱۹۷۷ پرتاب شدند، در سفر خود به مرزهای منظومه شمسی با پدیده‌ای شگفت‌انگیز روبرو شدند: یک منطقه بسیار داغ که به آن لقب «دیوار آتش» داده‌اند و دمای آن به ۳۰ تا ۵۰ هزار درجه کلوین (حدود ۳۰ تا ۵۰ هزار درجه سانتی‌گراد) می‌رسد.

مرز منظومه شمسی کجاست؟ یکی از راه‌های تعریف مرز منظومه شمسی، منطقه‌ای به نام «هلیوپاز» (Heliopause) است. خورشید به طور مداوم جریانی از ذرات باردار به نام «باد خورشیدی» را به بیرون می‌فرستد. این بادها یک حباب مغناطیسی عظیم به نام «هلیوسفر» (Heliosphere) را در اطراف منظومه شمسی ایجاد می‌کنند. هلیوپاز جایی است که فشار این باد خورشیدی با فشار بادهای بین‌ستاره‌ای به تعادل می‌رسد و عملاً مرز نفوذ خورشید محسوب می‌شود.

🔹 کاوشگر وویجر ۱ در سال ۲۰۱۲ و وویجر ۲ در سال ۲۰۱۸، به عنوان تنها ساخته‌های دست بشر، از این مرز عبور کردند و وارد فضای بین‌ستاره‌ای شدند. هر دو فضاپیما در هنگام عبور از هلیوپاز، این افزایش دمای شدید را ثبت کردند.

چرا این دمای فوق‌العاده بالا، فضاپیماها را ذوب نکرد؟ پاسخ در تفاوت بین «دما» و «گرما» نهفته است. دما، میانگین انرژی جنبشی ذرات است. در این منطقه، ذرات بسیار پرانرژی هستند و سریع حرکت می‌کنند (دمای بالا). اما فضا در آنجا به شدت رقیق و تقریباً خالی است؛ یعنی تعداد ذرات بسیار کم است. «گرما» مقدار کل انرژی است که منتقل می‌شود. برای اینکه یک جسم داغ شود، باید تعداد زیادی ذره پرانرژی با آن برخورد کنند. در هلیوپاز، با وجود دمای بالا، تعداد ذرات آنقدر کم است که گرمای قابل توجهی به فضاپیما منتقل نمی‌شود و به همین دلیل آسیبی به آن نمی‌رسد.

🔹 وویجرها پس از گذشت نزدیک به ۵۰ سال از پرتابشان، همچنان در حال ارسال داده از آن سوی این «دیوار آتش» هستند و به ما اولین نگاه اجمالی از محیط خارج از حباب منظومه شمسی را می‌دهند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فضا #وویجر #ناسا #منظومه_شمسی #اختروفیزیک #هلیوسفر
🔺 رمزگشایی از دستور پخت «کریپتونایت»: کانی کمیابی که می‌تواند آینده انرژی را تأمین کند

🔹 دانشمندان موزه تاریخ طبیعی لندن موفق به کشف «دستور پخت» زمین‌شناسی برای تشکیل یک کانی بسیار نادر به نام «جاداریت» (Jadarite) شده‌اند. این کانی که تاکنون تنها در یک نقطه از جهان (در صربستان) یافت شده، به دلیل شباهت فرمول شیمیایی‌اش با کریپتونایت خیالی در داستان‌های سوپرمن به شهرت رسید، اما ارزش واقعی آن در محتوای بالای لیتیم و پتانسیل آن برای تأمین انرژی سبز است.

کریپتونایت واقعی؟ نه دقیقاً. فرمول شیمیایی جاداریت (هیدروکسید سدیم لیتیم بوروسیلیکات) شباهت زیادی به فرمول خیالی و ناقص کریپتونایت دارد، اما فاقد فلوئور است و البته هیچ ربطی به سیاره کریپتون یا تضعیف قدرت سوپرمن ندارد!

🔹 این تحقیق که در ژورنال Nature Geoscience منتشر شده، نشان می‌دهد که تشکیل جاداریت مانند «پختن یک کیک» است و به یک دستور بسیار دقیق با شرایط کاملاً مشخص نیاز دارد:
۱. وجود یک دریاچه قلیایی.
۲. حضور شیشه‌های آتشفشانی غنی از لیتیم در اطراف آن.
۳. تبدیل کانی‌های رسی به ساختارهای بلوری خاص.

اگر هر یک از این شرایط، از جمله دما یا اسیدیته محیط، دقیق نباشد، این کانی تشکیل نمی‌شود. این دستور پخت بسیار خاص، دلیل کمیابی شدید جاداریت را توضیح می‌دهد.

چرا لیتیم برای آینده سبز مهم است؟ این عنصر فلزی سبک، جزء کلیدی باتری‌های قابل شارژ است که تقریباً در همه جا، از گوشی‌های هوشمند گرفته تا خودروهای الکتریکی و سیستم‌های ذخیره‌سازی انرژی در مقیاس بزرگ، استفاده می‌شوند. با حرکت جهان به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر، تقاضا برای لیتیم به شدت در حال افزایش است.

🔹 با درک دقیق این «دستور پخت»، دانشمندان اکنون می‌توانند به دنبال مکان‌های احتمالی دیگر در سراسر جهان بگردند که ممکن است این شرایط زمین‌شناسی نادر را داشته باشند و منابع جدیدی از این کانی ارزشمند را در خود جای داده باشند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زمین_شناسی #کانی_شناسی #انرژی_پاک #لیتیم
🔺 ریاضیدانان معمای «پیکان زمان» را حل کردند: یک مسئله ۱۲۵ ساله فیزیک ثابت شد

🔹 سه ریاضیدان در یک دستاورد تاریخی، موفق به اثبات ریاضی یکی از مسائل بنیادی فیزیک شده‌اند که توضیح می‌دهد چرا با وجود اینکه قوانین حاکم بر تک‌تک ذرات، بازگشت‌پذیر در زمان هستند، در دنیای ما زمان تنها یک جهت دارد و همیشه به سمت جلو حرکت می‌کند.

پارادوکس «پیکان زمان»: قوانین فیزیک در مقیاس میکروسکوپی (مثلاً برخورد دو ذره مانند دو توپ بیلیارد) کاملاً در زمان متقارن هستند. یعنی اگر از یک برخورد فیلم بگیرید و آن را برعکس پخش کنید، همچنان از نظر فیزیکی منطقی به نظر می‌رسد. اما در دنیای ماکروسکوپی ما، این‌طور نیست. یک قطره جوهر در آب پخش می‌شود، اما هرگز خودبه‌خود جمع نمی‌شود؛ ما پیر می‌شویم، اما جوان نمی‌شویم. به این جهت یک‌طرفه زمان، «پیکان زمان» می‌گویند. سوال بزرگ این بود: چگونه از قوانین بازگشت‌پذیر، واقعیتی بازگشت‌ناپذیر پدید می‌آید؟

🔹 این اثبات ریاضی، در واقع بخشی از یک چالش بزرگتر به نام «مسئله ششم هیلبرت» بود که در سال ۱۹۰۰ مطرح شد. هیلبرت از ریاضیدانان خواسته بود تا با استفاده از اصول ریاضی، سازگاری بین مدل‌های مختلف فیزیک در مقیاس‌های گوناگون را ثابت کنند. یک حلقه گمشده مهم، اثبات این بود که چگونه رفتار تک‌تک ذرات (مقیاس میکروسکوپی) به رفتار آماری گازها (مقیاس مزوسکوپی) که توسط «معادله بولتزمن» توصیف می‌شود، منجر می‌گردد.

مسئله ششم هیلبرت به زبان ساده: دیوید هیلبرت، ریاضیدان بزرگ، از جامعه علمی خواست تا برای فیزیک، بنیان‌های ریاضی استواری مانند آنچه برای هندسه وجود دارد، بسازند. بخش مهمی از این چالش، اثبات این بود که مدل‌های مختلفی که برای توصیف یک پدیده (مثلاً یک گاز) در مقیاس‌های مختلف (ذره‌ای، آماری، سیال) به کار می‌بریم، واقعاً از نظر ریاضی با یکدیگر سازگار هستند و از دل هم بیرون می‌آیند.

🔹 اثبات جدید این سه ریاضیدان، دقیقاً همین حلقه گمشده را برقرار می‌کند. آن‌ها با ریاضی نشان دادند که اگرچه هر برهم‌کنش ذره‌ای به تنهایی بازگشت‌پذیر است، اما در مجموعه‌ای با میلیاردها ذره، احتمال آماری اینکه سیستم به حالت منظم اولیه خود بازگردد (مثلاً قطره جوهر دوباره جمع شود) عملاً صفر است. به عبارت دیگر، سیستم به طور طبیعی همیشه به سمت بی‌نظمی بیشتر (افزایش آنتروپی) حرکت می‌کند و این حرکت آماری به سمت بی‌نظمی، همان چیزی است که ما به عنوان «جریان یک‌طرفه زمان» تجربه می‌کنیم.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#ریاضیات #فیزیک #پیکان_زمان #فلسفه_علم #معادله_بولتزمن #هیلبرت
🔺 کشف یک ساختار مارپیچی غول‌پیکر و مرموز در مرز منظومه شمسی

🔹 بر اساس یک مطالعه جدید که مبتنی بر شبیه‌سازی‌های کامپیوتری پیچیده است، یک ساختار مارپیچی عظیم و پایدار ممکن است در «ابر اورت داخلی»، یعنی دورترین مرزهای منظومه شمسی ما، پنهان شده باشد. این یافته، که در صورت تأیید، درک ما از تعامل منظومه شمسی با کهکشان راه شیری را تغییر می‌دهد، نشان‌دهنده نظمی غیرمنتظره در این منطقه سرد و تاریک است.

ابر اورت چیست؟ ابر اورت یک پوسته کروی غول‌پیکر و فرضی از اجرام یخی است که کل منظومه شمسی را در بر گرفته است. این ابر بسیار دورتر از «کمربند کویپر» (که پلوتون در آن قرار دارد) واقع شده و منشأ بسیاری از دنباله‌دارهای بلند-دوره محسوب می‌شود.

🔹 این مطالعه که هنوز در مرحله پیش‌چاپ قرار دارد و منتظر داوری همتا است، نشان می‌دهد که این ساختار مارپیچی حدود ۱۵ هزار واحد نجومی (۱۵ هزار برابر فاصله زمین تا خورشید) طول دارد و میلیاردها سال است که وجود دارد. اما چه چیزی می‌تواند چنین ساختار عظیمی را در لبه منظومه شمسی ایجاد کرده باشد؟ پاسخ، نیروی گرانش خود کهکشان است.

«کشش وندی کهکشانی» (Galactic Tide) چیست؟ همان‌طور که گرانش ماه باعث جزر و مد در اقیانوس‌های زمین می‌شود، گرانش عظیم کهکشان راه شیری نیز بر منظومه شمسی ما تأثیر می‌گذارد. نیروی گرانش مرکز کهکشان بر سمتی از منظومه شمسی که به آن نزدیک‌تر است، کمی قوی‌تر از سمتی است که دورتر است. این تفاوت نیرو در طول میلیاردها سال، مانند یک دست نامرئی عمل کرده و اجرامی را که به صورت ضعیفی به گرانش خورشید متصل هستند (مانند اجرام ابر اورت) به آرامی کشیده و آن‌ها را در یک الگوی مارپیچی منظم کرده است.

🔹 هرچند مشاهده مستقیم این ساختار با فناوری فعلی تقریباً غیرممکن است، اما وجود آن در مدل‌های کامپیوتری مختلف، سرنخ مهمی از تاریخچه و تکامل منظومه شمسی ما ارائه می‌دهد. این یافته نشان می‌دهد که منظومه شمسی ما یک حباب ایزوله نیست، بلکه در یک رقص گرانشی ظریف و طولانی‌مدت با کل کهکشان راه شیری قرار دارد.

[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #منظومه_شمسی #ابر_اورت #کیهان_شناسی #اختروفیزیک
1
🔺 درمان زوال عقل ژنتیکی یک قدم به واقعیت نزدیک‌تر شد: امیدی تازه برای FTD

🔹 یک شرکت بیوتکنولوژی بریتانیایی به نام «آویادوبایو» (AviadoBio) در حال انجام یک کارآزمایی بالینی پیشگامانه برای درمانی است که امیدوارند بتواند پیشرفت نوعی از زوال عقل به نام «دمانس فرونتوتمپورال» (FTD) را متوقف کند. این بیماری همان اختلالی است که اخیراً در بروس ویلیس، بازیگر مشهور، تشخیص داده شده است.

زوال عقل فرونتوتمپورال (FTD) چیست؟ این نوع از زوال عقل برخلاف آلزایمر، معمولاً با از دست دادن حافظه شروع نمی‌شود. FTD عمدتاً بخش‌های پیشانی و گیجگاهی مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و علائم اولیه آن تغییرات شخصیتی، رفتاری و از دست دادن قدرت تکلم است. این بیماری اغلب افراد جوان‌تری (۴۵ تا ۶۵ سال) را درگیر می‌کند و بخش قابل توجهی از موارد آن علت ژنتیکی مشخصی دارد. همین ویژگی، آن را به یک هدف ایده‌آل برای ژن‌درمانی تبدیل کرده است.

🔹 درمان جدید که «AVB-101» نام دارد، به طور خاص برای نوعی از این بیماری به نام «FTD-GRN» طراحی شده است. در این بیماران، یک جهش در ژن GRN باعث می‌شود پروتئین حیاتی به نام «پروگرانولین» به اندازه کافی در مغز تولید نشود. این پروتئین برای بقا و سلامت سلول‌های عصبی ضروری است.

این ژن‌درمانی چگونه کار می‌کند؟ در این روش، پزشکان طی یک عمل جراحی، یک نسخه سالم و کارآمد از ژن پروگرانولین را مستقیماً به مغز بیمار تزریق می‌کنند. این ژن جدید مانند یک «دفترچه راهنمای سالم» به سلول‌های مغز داده می‌شود تا بتوانند دوباره پروتئین مورد نیاز خود را بسازند. هدف این است که با بازگرداندن سطح پروتئین به حالت عادی، از تحلیل رفتن بیشتر مغز جلوگیری شود. این درمان به صورت «یک‌باره» انجام می‌شود و امید است اثرات آن بلندمدت باشد.

🔹 این کارآزمایی بالینی در حال حاضر در بریتانیا، آمریکا و چندین کشور اروپایی در حال انجام است و اولین نتایج آن سال آینده منتشر خواهد شد. هرچند هنوز راه درازی تا تأیید نهایی باقی است، اما این رویکرد یکی از امیدوارکننده‌ترین تلاش‌ها برای یافتن درمانی مؤثر برای یکی از بی‌رحمانه‌ترین انواع زوال عقل به شمار می‌رود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #ژن_درمانی #زوال_عقل #عصب_شناسی #FTD #سلامت_مغز