🔺 اسکلتهای غولپیکر و هیولاهای یکچشم: مردمان باستان با دیدن فسیلها به چه فکر میکردند؟
🔹 اگر یک جمجمه ماموت را بدون هیچ پیشزمینهای ببینید، یک حفره بزرگ در مرکز آن توجه شما را جلب میکند؛ حفرهای که به راحتی میتواند جای چشم یک غول یکچشم باشد! جای تعجب نیست که بسیاری از مورخان علم معتقدند افسانه «سیکلوپها» در یونان باستان، از کشف همین فسیلها نشأت گرفته است. اما این تنها آغاز داستان شگفتانگیز تفسیر فسیلها توسط مردمان باستان است.
❕ راز جمجمه سیکلوپ
جمجمه فیلها و ماموتهای باستانی دارای یک حفره بینی بسیار بزرگ در مرکز صورت است که محل اتصال خرطوم بوده است. برای کسی که هرگز یک فیل زنده ندیده، کاملاً منطقی است که این حفره را به عنوان یک کاسه چشم غولپیکر تفسیر کند. کشف این جمجمهها در جزایری مانند سیسیل و کرت، که زمانی زیستگاه فیلهای کوتوله باستانی بودند، به احتمال زیاد به شکلگیری افسانه سیکلوپها کمک کرده است.
🔹 دو نگاه به یک استخوان: اسطوره در برابر علم اولیه
واکنش مردمان باستان به این استخوانهای غولپیکر یکسان نبود.
۱- نگاه اسطورهای: بسیاری از مردم، این استخوانها را بقایای غولها، قهرمانان افسانهای (مانند آشیل یا هرکول) یا هیولاهایی میدانستند که در دوران پیش از انسانها زندگی میکردند. این یافتهها، باورهای موجود در اساطیر را تأیید و تقویت میکرد.
۲- نگاه علمی: همزمان، جرقههای تفکر علمی نیز در حال شکلگیری بود. در قرن ششم پیش از میلاد، فیلسوف یونانی «گزنوفانس» با دیدن فسیل ماهیها در جزیره مالت، به درستی نتیجه گرفت که این جزیره زمانی زیر آب بوده است. «هرودوت» نیز با مشاهده فسیلهای دریایی در مصر، به نتایج مشابهی رسید. آنها درک کرده بودند که اینها بقایای موجودات زندهای هستند که در گذشتهای دور منقرض شدهاند.
❕ فرضیه گریفین (شیردال) و دایناسور
یکی از جذابترین فرضیهها، افسانه گریفین را به فسیلهای دایناسور «پروتوسراتوپس» در آسیای میانه مرتبط میکند. این دایناسورها بدنی چهارپا (شبیه شیر)، منقار (شبیه عقاب) و یک زائده استخوانی در پشت جمجمه (شبیه بال) داشتند. از آنجایی که فسیلهای آنها در مناطقی یافت میشود که مسیرهای باستانی تجارت طلا بوده، این فرضیه مطرح است که کوچنشینان سکایی با دیدن این فسیلها، داستان هیولاهایی که از طلا محافظت میکنند را ساختهاند. با این حال، این یک فرضیه قوی اما اثباتنشده است و برخی دانشمندان در مورد آن تردید دارند.
🔹 این داستان شگفتانگیز نشان میدهد که چگونه ذهن انسان همواره در تلاش برای معنا بخشیدن به جهان اطراف خود بوده است. فسیلها در طول تاریخ، هم الهامبخش داستانها و اسطورههای ماندگار بودهاند و هم جرقههای اولیه کنجکاوی علمی را شعلهور کردهاند که در نهایت به پیدایش علم دیرینهشناسی مدرن منجر شد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #دیرینه_شناسی #باستان_شناسی #اسطوره_شناسی #فسیل #سیکلوپ #گریفین
🔹 اگر یک جمجمه ماموت را بدون هیچ پیشزمینهای ببینید، یک حفره بزرگ در مرکز آن توجه شما را جلب میکند؛ حفرهای که به راحتی میتواند جای چشم یک غول یکچشم باشد! جای تعجب نیست که بسیاری از مورخان علم معتقدند افسانه «سیکلوپها» در یونان باستان، از کشف همین فسیلها نشأت گرفته است. اما این تنها آغاز داستان شگفتانگیز تفسیر فسیلها توسط مردمان باستان است.
❕ راز جمجمه سیکلوپ
جمجمه فیلها و ماموتهای باستانی دارای یک حفره بینی بسیار بزرگ در مرکز صورت است که محل اتصال خرطوم بوده است. برای کسی که هرگز یک فیل زنده ندیده، کاملاً منطقی است که این حفره را به عنوان یک کاسه چشم غولپیکر تفسیر کند. کشف این جمجمهها در جزایری مانند سیسیل و کرت، که زمانی زیستگاه فیلهای کوتوله باستانی بودند، به احتمال زیاد به شکلگیری افسانه سیکلوپها کمک کرده است.
🔹 دو نگاه به یک استخوان: اسطوره در برابر علم اولیه
واکنش مردمان باستان به این استخوانهای غولپیکر یکسان نبود.
۱- نگاه اسطورهای: بسیاری از مردم، این استخوانها را بقایای غولها، قهرمانان افسانهای (مانند آشیل یا هرکول) یا هیولاهایی میدانستند که در دوران پیش از انسانها زندگی میکردند. این یافتهها، باورهای موجود در اساطیر را تأیید و تقویت میکرد.
۲- نگاه علمی: همزمان، جرقههای تفکر علمی نیز در حال شکلگیری بود. در قرن ششم پیش از میلاد، فیلسوف یونانی «گزنوفانس» با دیدن فسیل ماهیها در جزیره مالت، به درستی نتیجه گرفت که این جزیره زمانی زیر آب بوده است. «هرودوت» نیز با مشاهده فسیلهای دریایی در مصر، به نتایج مشابهی رسید. آنها درک کرده بودند که اینها بقایای موجودات زندهای هستند که در گذشتهای دور منقرض شدهاند.
❕ فرضیه گریفین (شیردال) و دایناسور
یکی از جذابترین فرضیهها، افسانه گریفین را به فسیلهای دایناسور «پروتوسراتوپس» در آسیای میانه مرتبط میکند. این دایناسورها بدنی چهارپا (شبیه شیر)، منقار (شبیه عقاب) و یک زائده استخوانی در پشت جمجمه (شبیه بال) داشتند. از آنجایی که فسیلهای آنها در مناطقی یافت میشود که مسیرهای باستانی تجارت طلا بوده، این فرضیه مطرح است که کوچنشینان سکایی با دیدن این فسیلها، داستان هیولاهایی که از طلا محافظت میکنند را ساختهاند. با این حال، این یک فرضیه قوی اما اثباتنشده است و برخی دانشمندان در مورد آن تردید دارند.
🔹 این داستان شگفتانگیز نشان میدهد که چگونه ذهن انسان همواره در تلاش برای معنا بخشیدن به جهان اطراف خود بوده است. فسیلها در طول تاریخ، هم الهامبخش داستانها و اسطورههای ماندگار بودهاند و هم جرقههای اولیه کنجکاوی علمی را شعلهور کردهاند که در نهایت به پیدایش علم دیرینهشناسی مدرن منجر شد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #دیرینه_شناسی #باستان_شناسی #اسطوره_شناسی #فسیل #سیکلوپ #گریفین
IFLScience
What Did Ancient People Think When They Found Fossils?
From Homer to Pliny, some of the greatest classical writers may have been inspired - and fooled - by fossil discoveries.
🔺 ورزش و «حس هشتم»: چگونه فعالیت بدنی آگاهی شما از بدنتان را تقویت میکند؟
🔹 همه ما میدانیم که ورزش برای بهبود خلقوخو مفید است، اما یک تحقیق جدید نشان میدهد که ورزش هوازی یک فایده شگفتانگیز دیگر نیز دارد: تقویت «حس هشتم» ما یا توانایی درک سیگنالهای درونی بدن. این مطالعه نشان داد که تنها چند هفته ورزش معمولی میتواند ارتباط ذهن و بدن ما را قویتر کند.
❕ «حس هشتم» یا درونآگاهی (Interoception) چیست؟
علاوه بر پنج حس سنتی، دانشمندان حس ششم (حس عمقی یا آگاهی از موقعیت بدن) و حس هفتم (حس تعادل) را نیز در نظر میگیرند. «حس هشتم» یا «درونآگاهی»، توانایی درک سیگنالهای فیزیولوژیکی از درون بدن است؛ مانند حس کردن ضربان قلب، ریتم تنفس، گرسنگی، تشنگی یا خستگی. اختلال در این حس با شرایطی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط است، زیرا ارتباط ما را با نیازهای واقعی بدنمان قطع میکند.
🔹 در این مطالعه، جوانان کمتحرک به دو گروه تقسیم شدند: گروهی که یک برنامه دوچرخهسواری ثابت ۱۲ هفتهای را دنبال کردند و گروه کنترل. نتایج شگفتانگیز بود:
- پس از تنها ۶ هفته ورزش با «شدت متوسط»، شرکتکنندگان در گروه ورزش به طور قابل توجهی در شمارش دقیق ضربان قلب خود (بدون لمس نبض) بهتر شدند.
- همزمان، علائم افسردگی و اضطراب در این گروه به شکل چشمگیری کاهش یافت.
- نکته جالب: ۶ هفته دوم تمرین که با «شدت بالا» انجام شد، هیچ فایده اضافی برای درونآگاهی یا خلقوخوی آنها به همراه نداشت!
❕ یک نکته علمی: همبستگی یا علت و معلول؟
این تحقیق نشان میدهد که بهبود درونآگاهی و بهبود خلقوخو همزمان با ورزش رخ دادهاند. اما نمیتواند ثابت کند که آیا بهبود درونآگاهی باعث بهبود خلقوخو شده است یا خیر. ممکن است ورزش به طور مستقل هر دوی اینها را بهبود بخشیده باشد. با این حال، این همبستگی یک سرنخ بسیار مهم برای تحقیقات آینده است.
🔹 پیام اصلی این پژوهش بسیار دلگرمکننده است: برای بهرهمند شدن از فواید روانی و فیزیولوژیکی ورزش، نیازی به تمرینات طاقتفرسا نیست. به گفته محققان، تنها سه جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقهای فعالیت متوسط در هفته، مانند دوچرخهسواری، کافی است تا هم حال بهتری داشته باشید و هم شنونده بهتری برای بدن خود شوید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #ورزش #سلامت_روان #افسردگی #اضطراب #درون_آگاهی
🔹 همه ما میدانیم که ورزش برای بهبود خلقوخو مفید است، اما یک تحقیق جدید نشان میدهد که ورزش هوازی یک فایده شگفتانگیز دیگر نیز دارد: تقویت «حس هشتم» ما یا توانایی درک سیگنالهای درونی بدن. این مطالعه نشان داد که تنها چند هفته ورزش معمولی میتواند ارتباط ذهن و بدن ما را قویتر کند.
❕ «حس هشتم» یا درونآگاهی (Interoception) چیست؟
علاوه بر پنج حس سنتی، دانشمندان حس ششم (حس عمقی یا آگاهی از موقعیت بدن) و حس هفتم (حس تعادل) را نیز در نظر میگیرند. «حس هشتم» یا «درونآگاهی»، توانایی درک سیگنالهای فیزیولوژیکی از درون بدن است؛ مانند حس کردن ضربان قلب، ریتم تنفس، گرسنگی، تشنگی یا خستگی. اختلال در این حس با شرایطی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط است، زیرا ارتباط ما را با نیازهای واقعی بدنمان قطع میکند.
🔹 در این مطالعه، جوانان کمتحرک به دو گروه تقسیم شدند: گروهی که یک برنامه دوچرخهسواری ثابت ۱۲ هفتهای را دنبال کردند و گروه کنترل. نتایج شگفتانگیز بود:
- پس از تنها ۶ هفته ورزش با «شدت متوسط»، شرکتکنندگان در گروه ورزش به طور قابل توجهی در شمارش دقیق ضربان قلب خود (بدون لمس نبض) بهتر شدند.
- همزمان، علائم افسردگی و اضطراب در این گروه به شکل چشمگیری کاهش یافت.
- نکته جالب: ۶ هفته دوم تمرین که با «شدت بالا» انجام شد، هیچ فایده اضافی برای درونآگاهی یا خلقوخوی آنها به همراه نداشت!
❕ یک نکته علمی: همبستگی یا علت و معلول؟
این تحقیق نشان میدهد که بهبود درونآگاهی و بهبود خلقوخو همزمان با ورزش رخ دادهاند. اما نمیتواند ثابت کند که آیا بهبود درونآگاهی باعث بهبود خلقوخو شده است یا خیر. ممکن است ورزش به طور مستقل هر دوی اینها را بهبود بخشیده باشد. با این حال، این همبستگی یک سرنخ بسیار مهم برای تحقیقات آینده است.
🔹 پیام اصلی این پژوهش بسیار دلگرمکننده است: برای بهرهمند شدن از فواید روانی و فیزیولوژیکی ورزش، نیازی به تمرینات طاقتفرسا نیست. به گفته محققان، تنها سه جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقهای فعالیت متوسط در هفته، مانند دوچرخهسواری، کافی است تا هم حال بهتری داشته باشید و هم شنونده بهتری برای بدن خود شوید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #ورزش #سلامت_روان #افسردگی #اضطراب #درون_آگاهی
PsyPost
Moderate aerobic exercise enhances the brain’s “eighth sense”
Researchers found that just six weeks of moderate aerobic exercise improved mood, increased self-efficacy, and strengthened the ability to sense internal bodily signals. The study highlights a possible pathway linking physical activity and emotional health:…
👍1
🔺 یک هشدار مهم برای امنیت غذایی: تغییرات اقلیمی چگونه تجمع آرسنیک در برنج را افزایش میدهد؟
🔹 برنج، غذای اصلی میلیاردها نفر در سراسر جهان، با یک تهدید پنهان اما جدی روبروست. یک مطالعه بزرگ ۱۰ ساله که در ژورنال معتبر The Lancet Planetary Health منتشر شده، شواهد محکمی ارائه میدهد که نشان میدهد تغییرات اقلیمی (افزایش دما و دیاکسید کربن) باعث افزایش جذب آرسنیک سمی توسط گیاه برنج میشود و این میتواند ریسکهای سلامتی را برای مصرفکنندگان در سراسر جهان افزایش دهد.
❕ چرا آرسنیک در برنج وجود دارد؟
آرسنیک یک عنصر طبیعی است که در خاک و آب بسیاری از نقاط جهان وجود دارد. برنج به دو دلیل مستعد جذب آن است: اول اینکه اغلب در شالیزارهای غرقابی کشت میشود. شرایط غرقابی و کمبود اکسیژن باعث میشود آرسنیک در خاک به شکل محلول و قابل جذب برای ریشه گیاه درآید. دوم اینکه به دلیل شباهت شیمیایی آرسنیک به سیلیس، کانالهای جذبی ریشه برنج که برای جذب سیلیس (یک ماده مغذی) تکامل یافتهاند، قادر به تمایز کامل بین این دو نیستند و آرسنیک را نیز جذب میکنند.
🔹 یافته کلیدی و نگرانکننده تحقیق:
دانشمندان در یک آزمایش میدانی ۱۰ ساله دریافتند که افزایش دما و افزایش سطح CO₂ به صورت «همافزا» (Synergistic) عمل میکنند. این دو عامل با هم، تغییراتی در شیمی و میکروبیوم خاک ایجاد میکنند که باعث آزاد شدن فرم سمیتر آرسنیک (آرسنیک غیرآلی) از ذرات خاک شده و جذب آن توسط گیاه را به شدت افزایش میدهند. مدلسازیها نشان میدهد که این پدیده میتواند ریسک ابتلا به بیماریهای مرتبط با آرسنیک (مانند برخی سرطانها و بیماریهای قلبی) را در کشورهای پرمصرف برنج تا ۴۴٪ افزایش دهد.
❕ مکانیسم شیمیایی: گرما و CO₂ چگونه خاک را تغییر میدهند؟
افزایش دما و CO₂ باعث تحریک فعالیت میکروبهای خاصی در خاک شالیزار میشود. این میکروبها با مصرف اکسیژن، محیط خاک را بیش از پیش بیهوازی میکنند. در این شرایط، ترکیبات آهنی که به طور معمول آرسنیک را به دام انداخته و آن را غیرفعال نگه میدارند، حل شده و آرسنیک سمی را در آب رها میکنند و گیاه برنج به راحتی آن را جذب میکند.
🔹 این یک مشکل جدی است، اما راهکار وجود دارد:
این تحقیق صرفاً یک هشدار نیست، بلکه یک فراخوان برای اقدام است. دانشمندان چندین راهکار عملی را برای کاهش این خطر پیشنهاد میکنند:
۱- اصلاح نژاد: توسعه و کشت گونههای برنجی که به طور ژنتیکی تمایل کمتری به جذب آرسنیک از خاک دارند.
۲- مدیریت آب: استفاده از روشهای آبیاری متناوب (خشک و مرطوب کردن متناوب شالیزار) به جای غرقابی دائم. این کار به اکسیژن اجازه میدهد دوباره وارد خاک شده و آرسنیک را به دام بیندازد.
۳- روشهای پس از برداشت: روشهای خاص پخت و آبکشی برنج میتواند به کاهش میزان آرسنیک در وعده نهایی کمک کند.
🔹 پیام اصلی این پژوهش این است که امنیت غذایی ما به طور مستقیم به سلامت سیاره گره خورده است. برای ایمن نگه داشتن یکی از مهمترین منابع غذایی جهان، باید هوشمندانهتر کشاورزی کنیم و به طور جدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی اقدام نماییم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#امنیت_غذایی #سلامت_عمومی #تغییرات_اقلیمی #کشاورزی #برنج #آرسنیک
🔹 برنج، غذای اصلی میلیاردها نفر در سراسر جهان، با یک تهدید پنهان اما جدی روبروست. یک مطالعه بزرگ ۱۰ ساله که در ژورنال معتبر The Lancet Planetary Health منتشر شده، شواهد محکمی ارائه میدهد که نشان میدهد تغییرات اقلیمی (افزایش دما و دیاکسید کربن) باعث افزایش جذب آرسنیک سمی توسط گیاه برنج میشود و این میتواند ریسکهای سلامتی را برای مصرفکنندگان در سراسر جهان افزایش دهد.
❕ چرا آرسنیک در برنج وجود دارد؟
آرسنیک یک عنصر طبیعی است که در خاک و آب بسیاری از نقاط جهان وجود دارد. برنج به دو دلیل مستعد جذب آن است: اول اینکه اغلب در شالیزارهای غرقابی کشت میشود. شرایط غرقابی و کمبود اکسیژن باعث میشود آرسنیک در خاک به شکل محلول و قابل جذب برای ریشه گیاه درآید. دوم اینکه به دلیل شباهت شیمیایی آرسنیک به سیلیس، کانالهای جذبی ریشه برنج که برای جذب سیلیس (یک ماده مغذی) تکامل یافتهاند، قادر به تمایز کامل بین این دو نیستند و آرسنیک را نیز جذب میکنند.
🔹 یافته کلیدی و نگرانکننده تحقیق:
دانشمندان در یک آزمایش میدانی ۱۰ ساله دریافتند که افزایش دما و افزایش سطح CO₂ به صورت «همافزا» (Synergistic) عمل میکنند. این دو عامل با هم، تغییراتی در شیمی و میکروبیوم خاک ایجاد میکنند که باعث آزاد شدن فرم سمیتر آرسنیک (آرسنیک غیرآلی) از ذرات خاک شده و جذب آن توسط گیاه را به شدت افزایش میدهند. مدلسازیها نشان میدهد که این پدیده میتواند ریسک ابتلا به بیماریهای مرتبط با آرسنیک (مانند برخی سرطانها و بیماریهای قلبی) را در کشورهای پرمصرف برنج تا ۴۴٪ افزایش دهد.
❕ مکانیسم شیمیایی: گرما و CO₂ چگونه خاک را تغییر میدهند؟
افزایش دما و CO₂ باعث تحریک فعالیت میکروبهای خاصی در خاک شالیزار میشود. این میکروبها با مصرف اکسیژن، محیط خاک را بیش از پیش بیهوازی میکنند. در این شرایط، ترکیبات آهنی که به طور معمول آرسنیک را به دام انداخته و آن را غیرفعال نگه میدارند، حل شده و آرسنیک سمی را در آب رها میکنند و گیاه برنج به راحتی آن را جذب میکند.
🔹 این یک مشکل جدی است، اما راهکار وجود دارد:
این تحقیق صرفاً یک هشدار نیست، بلکه یک فراخوان برای اقدام است. دانشمندان چندین راهکار عملی را برای کاهش این خطر پیشنهاد میکنند:
۱- اصلاح نژاد: توسعه و کشت گونههای برنجی که به طور ژنتیکی تمایل کمتری به جذب آرسنیک از خاک دارند.
۲- مدیریت آب: استفاده از روشهای آبیاری متناوب (خشک و مرطوب کردن متناوب شالیزار) به جای غرقابی دائم. این کار به اکسیژن اجازه میدهد دوباره وارد خاک شده و آرسنیک را به دام بیندازد.
۳- روشهای پس از برداشت: روشهای خاص پخت و آبکشی برنج میتواند به کاهش میزان آرسنیک در وعده نهایی کمک کند.
🔹 پیام اصلی این پژوهش این است که امنیت غذایی ما به طور مستقیم به سلامت سیاره گره خورده است. برای ایمن نگه داشتن یکی از مهمترین منابع غذایی جهان، باید هوشمندانهتر کشاورزی کنیم و به طور جدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی اقدام نماییم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#امنیت_غذایی #سلامت_عمومی #تغییرات_اقلیمی #کشاورزی #برنج #آرسنیک
Earth.com
Study warns a very deadly poison accumulating in global rice fields - Earth.com
Rice feeds billions, thriving in warm, wet fields. Those flooded fields can also make arsenic available to rice plants, poisoning the grains.
🔺 مورچههایی که قوانین کار تیمی را نقض میکنند: راز «ابربازدهی» مورچههای بافنده
🔹 یک اصل قدیمی در کار تیمی وجود دارد که میگوید هرچه یک گروه بزرگتر شود، بازدهی فردی هر عضو کاهش مییابد. اما یک تحقیق جدید نشان میدهد که مورچههای بافنده نه تنها این قانون را نقض میکنند، بلکه دقیقاً برعکس آن عمل کرده و در تیمهای بزرگتر، قویتر میشوند!
❕ «اثر رینگلمن» یا اصل کمکاری در گروه چیست؟
این اثر که بیش از یک قرن پیش کشف شد، بیان میکند که در کارهای فیزیکی، با افزایش تعداد اعضای یک تیم، میانگین نیرویی که هر فرد وارد میکند، کاهش مییابد. این پدیده به دلیل مشکلات هماهنگی و کاهش انگیزه فردی رخ میدهد. به زبان ساده، هرچه تعداد آشپزها بیشتر شود، احتمالاً آش شورتر میشود!
🔹 دانشمندان با اندازهگیری نیروی کششی مورچههای بافنده (Oecophylla smaragdina) در حین ساخت لانه، به یک نتیجه شگفتانگیز رسیدند:
- یک مورچه تنها میتواند نیرویی معادل ۶۰ برابر وزن بدنش را بکشد.
- اما در یک زنجیره ۱۵ تایی، نیروی کششی هر مورچه به طور میانگین به بیش از ۱۰۰ برابر وزن بدنش افزایش مییابد!
این یعنی مورچههای بافنده در تیم، نه تنها ضعیفتر نمیشوند، بلکه تقریباً دو برابر قویتر کار میکنند. این پدیده «ابربازدهی» (Superefficiency) نام دارد.
❕ راز این ابربازدهی چیست؟ فرضیه «چرخ ضامندار نیرو»
محققان برای توضیح این پدیده شگفتانگیز، یک فرضیه هوشمندانه به نام «چرخ ضامندار نیرو» (Force Ratchet) را پیشنهاد میکنند. بر اساس این ایده، در زنجیره مورچهها یک تقسیم کار هوشمندانه رخ میدهد:
- مقاومتکنندگان غیرفعال: برخی مورچهها پاهای فوقالعاده چسبناک خود را محکم به سطح زمین قلاب کرده و مانند یک لنگر عمل میکنند.
- کشندگان فعال: مورچههای دیگر با تمام قدرت میکشند و نیروی تولیدی خود را در این زنجیره لنگرانداخته «ذخیره» میکنند.
این سیستم به تیم اجازه میدهد تا نیرو را به صورت پلهپله و بدون اتلاف، جمع و اعمال کنند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Current Biology منتشر شده، نه تنها درک ما از کار تیمی در طبیعت را به چالش میکشد، بلکه میتواند الهامبخش مهندسان برای طراحی الگوریتمهای کارآمدتر در سیستمهای هوش مصنوعی توزیعشده و رباتیک ازدحامی (Swarm Robotics) باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#جانورشناسی #کار_تیمی #مورچه #رفتارشناسی #بیومیمتیک #رباتیک
🔹 یک اصل قدیمی در کار تیمی وجود دارد که میگوید هرچه یک گروه بزرگتر شود، بازدهی فردی هر عضو کاهش مییابد. اما یک تحقیق جدید نشان میدهد که مورچههای بافنده نه تنها این قانون را نقض میکنند، بلکه دقیقاً برعکس آن عمل کرده و در تیمهای بزرگتر، قویتر میشوند!
❕ «اثر رینگلمن» یا اصل کمکاری در گروه چیست؟
این اثر که بیش از یک قرن پیش کشف شد، بیان میکند که در کارهای فیزیکی، با افزایش تعداد اعضای یک تیم، میانگین نیرویی که هر فرد وارد میکند، کاهش مییابد. این پدیده به دلیل مشکلات هماهنگی و کاهش انگیزه فردی رخ میدهد. به زبان ساده، هرچه تعداد آشپزها بیشتر شود، احتمالاً آش شورتر میشود!
🔹 دانشمندان با اندازهگیری نیروی کششی مورچههای بافنده (Oecophylla smaragdina) در حین ساخت لانه، به یک نتیجه شگفتانگیز رسیدند:
- یک مورچه تنها میتواند نیرویی معادل ۶۰ برابر وزن بدنش را بکشد.
- اما در یک زنجیره ۱۵ تایی، نیروی کششی هر مورچه به طور میانگین به بیش از ۱۰۰ برابر وزن بدنش افزایش مییابد!
این یعنی مورچههای بافنده در تیم، نه تنها ضعیفتر نمیشوند، بلکه تقریباً دو برابر قویتر کار میکنند. این پدیده «ابربازدهی» (Superefficiency) نام دارد.
❕ راز این ابربازدهی چیست؟ فرضیه «چرخ ضامندار نیرو»
محققان برای توضیح این پدیده شگفتانگیز، یک فرضیه هوشمندانه به نام «چرخ ضامندار نیرو» (Force Ratchet) را پیشنهاد میکنند. بر اساس این ایده، در زنجیره مورچهها یک تقسیم کار هوشمندانه رخ میدهد:
- مقاومتکنندگان غیرفعال: برخی مورچهها پاهای فوقالعاده چسبناک خود را محکم به سطح زمین قلاب کرده و مانند یک لنگر عمل میکنند.
- کشندگان فعال: مورچههای دیگر با تمام قدرت میکشند و نیروی تولیدی خود را در این زنجیره لنگرانداخته «ذخیره» میکنند.
این سیستم به تیم اجازه میدهد تا نیرو را به صورت پلهپله و بدون اتلاف، جمع و اعمال کنند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Current Biology منتشر شده، نه تنها درک ما از کار تیمی در طبیعت را به چالش میکشد، بلکه میتواند الهامبخش مهندسان برای طراحی الگوریتمهای کارآمدتر در سیستمهای هوش مصنوعی توزیعشده و رباتیک ازدحامی (Swarm Robotics) باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#جانورشناسی #کار_تیمی #مورچه #رفتارشناسی #بیومیمتیک #رباتیک
New Scientist
These ants are one of the most effective teams in the natural world
Typically, individuals work less effectively in bigger teams, but weaver ants buck this trend by increasing their power output when they pull together
👍1
🔺 بازآموزی شخصیسازیشده راه رفتن: آیا میتوان درد آرتروز زانو را بدون دارو کاهش داد؟
🔹 آرتروز زانو یکی از شایعترین علل درد و ناتوانی در جهان است که درمانهای آن اغلب به داروهای مسکن و در نهایت جراحی تعویض مفصل محدود میشود. اما یک تحقیق بسیار باکیفیت که در ژورنال معتبر The Lancet Rheumatology منتشر شده، نشان میدهد که یک روش غیردارویی و هوشمندانه به نام «بازآموزی شخصیسازیشده راه رفتن» میتواند هم درد را کاهش دهد و هم روند تخریب غضروف را کند نماید.
❕ کلید موفقیت: «شخصیسازی» به جای توصیه عمومی
این روش با توصیههای کلی مانند «سعی کن پایت را صاف بگذاری» کاملاً متفاوت است. در این تحقیق، هر بیمار ابتدا در یک آزمایشگاه پیشرفته با استفاده از دوربینهای ضبط حرکت و تردمیلهای حساس به فشار، آنالیز شد تا بهترین زاویه قرارگیری پا (کمی به داخل یا کمی به خارج) که باعث کاهش حداکثری فشار بر روی مفصل زانوی همان فرد میشود، به طور دقیق مشخص گردد. این رویکرد شخصیسازیشده، راز موفقیت این روش است.
🔹 در این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه مداخله که یاد گرفتند با زاویه پای بهینهسازیشده خود راه بروند، و گروه کنترل (پلاسیبو) که با همان زاویه طبیعی خود راه میرفتند. هر دو گروه با استفاده از یک سیستم بازخورد لرزشی روی ساق پا، آموزش دیدند. نتایج پس از یک سال شگفتانگیز بود:
- گروه مداخله کاهش درد قابل توجهی را گزارش کردند که به گفته محققان، اثربخشی آن بین یک داروی مسکن بدون نسخه (مانند ایبوپروفن) و یک داروی اپیوئیدی قرار میگیرد.
- مهمتر از آن، تصاویر MRI نشان داد که روند تخریب غضروف در گروه مداخله به طور معناداری کندتر از گروه کنترل بوده است.
❕ یک پیشرفت بزرگ، اما هنوز در مرحله تحقیق
بسیار مهم است که بدانیم این یک موفقیت بزرگ در یک «محیط تحقیقاتی» است و هنوز به عنوان یک درمان روزمره در کلینیکها در دسترس نیست. تجهیزات مورد استفاده برای تشخیص زاویه بهینه گرانقیمت هستند. قدم بعدی محققان، توسعه روشهای ارزانتر و در دسترستر (مانند استفاده از دوربین گوشی هوشمند و کفشهای هوشمند) است تا بتوان این درمان امیدوارکننده را در آینده به کلینیکهای فیزیوتراپی آورد. لطفاً از تغییر خودسرانه نحوه راه رفتن خود پرهیز کنید.
🔹 این پژوهش یک مسیر کاملاً جدید و بسیار امیدوارکننده را برای مدیریت آرتروز باز میکند که در آن بیمار به جای مصرف منفعلانه دارو، به صورت فعال و با یادگیری یک مهارت جدید، در بهبود سلامت خود نقش ایفا میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #آرتروز #توانبخشی #بیومکانیک #سلامت #فناوری_پوشیدنی
🔹 آرتروز زانو یکی از شایعترین علل درد و ناتوانی در جهان است که درمانهای آن اغلب به داروهای مسکن و در نهایت جراحی تعویض مفصل محدود میشود. اما یک تحقیق بسیار باکیفیت که در ژورنال معتبر The Lancet Rheumatology منتشر شده، نشان میدهد که یک روش غیردارویی و هوشمندانه به نام «بازآموزی شخصیسازیشده راه رفتن» میتواند هم درد را کاهش دهد و هم روند تخریب غضروف را کند نماید.
❕ کلید موفقیت: «شخصیسازی» به جای توصیه عمومی
این روش با توصیههای کلی مانند «سعی کن پایت را صاف بگذاری» کاملاً متفاوت است. در این تحقیق، هر بیمار ابتدا در یک آزمایشگاه پیشرفته با استفاده از دوربینهای ضبط حرکت و تردمیلهای حساس به فشار، آنالیز شد تا بهترین زاویه قرارگیری پا (کمی به داخل یا کمی به خارج) که باعث کاهش حداکثری فشار بر روی مفصل زانوی همان فرد میشود، به طور دقیق مشخص گردد. این رویکرد شخصیسازیشده، راز موفقیت این روش است.
🔹 در این کارآزمایی بالینی تصادفیشده، بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه مداخله که یاد گرفتند با زاویه پای بهینهسازیشده خود راه بروند، و گروه کنترل (پلاسیبو) که با همان زاویه طبیعی خود راه میرفتند. هر دو گروه با استفاده از یک سیستم بازخورد لرزشی روی ساق پا، آموزش دیدند. نتایج پس از یک سال شگفتانگیز بود:
- گروه مداخله کاهش درد قابل توجهی را گزارش کردند که به گفته محققان، اثربخشی آن بین یک داروی مسکن بدون نسخه (مانند ایبوپروفن) و یک داروی اپیوئیدی قرار میگیرد.
- مهمتر از آن، تصاویر MRI نشان داد که روند تخریب غضروف در گروه مداخله به طور معناداری کندتر از گروه کنترل بوده است.
❕ یک پیشرفت بزرگ، اما هنوز در مرحله تحقیق
بسیار مهم است که بدانیم این یک موفقیت بزرگ در یک «محیط تحقیقاتی» است و هنوز به عنوان یک درمان روزمره در کلینیکها در دسترس نیست. تجهیزات مورد استفاده برای تشخیص زاویه بهینه گرانقیمت هستند. قدم بعدی محققان، توسعه روشهای ارزانتر و در دسترستر (مانند استفاده از دوربین گوشی هوشمند و کفشهای هوشمند) است تا بتوان این درمان امیدوارکننده را در آینده به کلینیکهای فیزیوتراپی آورد. لطفاً از تغییر خودسرانه نحوه راه رفتن خود پرهیز کنید.
🔹 این پژوهش یک مسیر کاملاً جدید و بسیار امیدوارکننده را برای مدیریت آرتروز باز میکند که در آن بیمار به جای مصرف منفعلانه دارو، به صورت فعال و با یادگیری یک مهارت جدید، در بهبود سلامت خود نقش ایفا میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #آرتروز #توانبخشی #بیومکانیک #سلامت #فناوری_پوشیدنی
SciTechDaily
No Pills, No Surgery: Scientists Discover Simple Way To Relieve Arthritis Pain
A new study led by a Utah engineering professor shows that gait retraining can reduce pain and slow cartilage damage. Almost one in four adults over the age of 40 live with painful osteoarthritis, a condition that has become one of the leading causes of disability.…
تازههای علمی
🔺 یک هشدار مهم برای امنیت غذایی: تغییرات اقلیمی چگونه تجمع آرسنیک در برنج را افزایش میدهد؟ 🔹 برنج، غذای اصلی میلیاردها نفر در سراسر جهان، با یک تهدید پنهان اما جدی روبروست. یک مطالعه بزرگ ۱۰ ساله که در ژورنال معتبر The Lancet Planetary Health منتشر شده،…
🔺 تحلیل اختصاصی: آرسنیک در برنج ایران، تغییرات اقلیمی و آنچه علم میگوید
🔹 با توجه به اهمیت حیاتی این موضوع و ایجاد سوال برای مخاطبان در مورد شرایط ایران، ما با بررسی چندین مطالعه علمی معتبر، این تحلیل جامع و اختصاصی را آماده کردهایم.
❕ تفاوت کلیدی: «آرسنیک کل» در برابر «آرسنیک غیرآلی»
آرسنیک در طبیعت به دو شکل اصلی وجود دارد: آلی و غیرآلی. فرم «غیرآلی» آن است که بسیار سمیتر بوده و توسط سازمانهای بهداشتی جهانی به عنوان سرطانزای گروه ۱ طبقهبندی شده است. بنابراین، در ارزیابی خطر، تمرکز اصلی بر روی میزان آرسنیک غیرآلی در مواد غذایی است، نه فقط آرسنیک کل.
🔹 وضعیت برنج ایران: یک تصویر پیچیده
۱- غلظت کلی پایین است: خبر خوب این است که اکثر مطالعات، از جمله یک متاآنالیز بزرگ ۱۰ ساله، نشان میدهند که میانگین غلظت «آرسنیک کل» در برنجهای ایرانی، پایینتر از استانداردهای ملی و بینالمللی است.
۲- اما فرم سمی قابل توجه است: مطالعاتی که به تفکیک انواع آرسنیک پرداختهاند، نشان میدهند که بخش قابل توجهی از آرسنیک موجود در برنج ایران از نوع غیرآلی و سمیتر است. یک مطالعه حتی نشان داد که نمونه برنج ایرانی، آرسنیک غیرآلی بیشتری نسبت به نمونههای هندی و آمریکایی داشته است.
❕ تفاوت «غلظت» و «ریسک تجمعی در طول عمر» (ILCR)
این مهمترین نکته است. غلظت پایین یک ماده در غذا به معنای بیخطر بودن مطلق آن نیست، به خصوص اگر آن غذا بخش اصلی رژیم غذایی باشد. ILCR یک معیار در سلامت عمومی است که محاسبه میکند مصرف روزانه یک ماده در طول عمر، چقدر شانس ابتلا به سرطان را افزایش میدهد. ریسک بالاتر از ۱ در ۱۰,۰۰۰ معمولاً نگرانکننده تلقی میشود.
🔹 نتیجهگیری اصلی مطالعات: ریسک بالاتر از حد قابل قبول است
تقریباً تمام مطالعات معتبر در ایران به یک نتیجه مشترک رسیدهاند: با وجود غلظت نسبتاً پایین، به دلیل سرانه بالای مصرف برنج، «ریسک تجمعی سرطانزایی» ناشی از آرسنیک غیرآلی برای جمعیت ایران، بالاتر از حد قابل قبول جهانی برآورد میشود. این یافته شامل برنجهای داخلی و وارداتی میشود.
🔹 و اما ارتباط با تغییرات اقلیمی:
اکنون پاسخ به سوال اصلی واضح است. از آنجایی که یک «ریسک پایهای» قابل توجه در شرایط فعلی نیز وجود دارد، یافتههای تحقیق جهانی مبنی بر اینکه «افزایش دما و CO₂ جذب آرسنیک غیرآلی توسط گیاه برنج را به صورت همافزا افزایش میدهد»، برای ما یک هشدار بسیار جدی است. هر عاملی که غلظت آرسنیک غیرآلی را حتی به مقدار کم افزایش دهد، ریسک تجمعی را تشدید خواهد کرد.
❕ یک واقعیت کلیدی: مزیت طبیعی در برابر ریسک انسانی
شواهد نشان میدهد که بسیاری از خاکهای ایران، برخلاف مناطقی مانند بنگلادش، به طور طبیعی دارای سطح پایینی از آرسنیک هستند. اما این مزیت زمینشناسی به معنای عدم وجود خطر نیست. مشکل اصلی اغلب از منابع «انسانزاد» (Anthropogenic) ناشی میشود. فعالیتهای صنعتی، استفاده تاریخی از آفتکشها، سوزاندن سوختهای فسیلی سنگین مانند مازوت، و به خصوص مدیریت غیراصولی پسماند که منجر به تولید و نفوذ شیرابههای سمی به منابع آب میشود، میتوانند آرسنیک غیرآلی را به صورت متمرکز وارد محیط زیست کنند. در واقع، آب آبیاری آلوده، شاهراه اصلی انتقال این آلایندهها به شالیزارها و در نهایت به دانه برنج است. بنابراین، هرچند پتانسیل طبیعی ایران برای آلودگی آرسنیک ممکن است پایین باشد، سوء مدیریت منابع آلاینده میتواند این مزیت را خنثی کرده و یک ریسک جدی و قابل پیشگیری برای سلامت عمومی و امنیت غذایی ایجاد کند.
🔹 هرچند وضعیت شالیزارهای ایران درحال حاضر بحرانی نیست، اما ریسک ناشی از آرسنیک در برنج مصرفی جدی است و تغییرات اقلیمی این ریسک را در آینده افزایش خواهد داد. راهکارهایی مانند مدیریت آب، اصلاح نژاد و نظارت مستمر بر محصولات داخلی و وارداتی، برای تضمین امنیت غذایی و سلامت عمومی در دهههای آینده حیاتی هستند.
[منبع] [منبع] [منبع] [منبع] [منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#امنیت_غذایی #سلامت_عمومی #آرسنیک #برنج_ایرانی #تغییرات_اقلیمی #ریسک_سنجی
🔹 با توجه به اهمیت حیاتی این موضوع و ایجاد سوال برای مخاطبان در مورد شرایط ایران، ما با بررسی چندین مطالعه علمی معتبر، این تحلیل جامع و اختصاصی را آماده کردهایم.
❕ تفاوت کلیدی: «آرسنیک کل» در برابر «آرسنیک غیرآلی»
آرسنیک در طبیعت به دو شکل اصلی وجود دارد: آلی و غیرآلی. فرم «غیرآلی» آن است که بسیار سمیتر بوده و توسط سازمانهای بهداشتی جهانی به عنوان سرطانزای گروه ۱ طبقهبندی شده است. بنابراین، در ارزیابی خطر، تمرکز اصلی بر روی میزان آرسنیک غیرآلی در مواد غذایی است، نه فقط آرسنیک کل.
🔹 وضعیت برنج ایران: یک تصویر پیچیده
۱- غلظت کلی پایین است: خبر خوب این است که اکثر مطالعات، از جمله یک متاآنالیز بزرگ ۱۰ ساله، نشان میدهند که میانگین غلظت «آرسنیک کل» در برنجهای ایرانی، پایینتر از استانداردهای ملی و بینالمللی است.
۲- اما فرم سمی قابل توجه است: مطالعاتی که به تفکیک انواع آرسنیک پرداختهاند، نشان میدهند که بخش قابل توجهی از آرسنیک موجود در برنج ایران از نوع غیرآلی و سمیتر است. یک مطالعه حتی نشان داد که نمونه برنج ایرانی، آرسنیک غیرآلی بیشتری نسبت به نمونههای هندی و آمریکایی داشته است.
❕ تفاوت «غلظت» و «ریسک تجمعی در طول عمر» (ILCR)
این مهمترین نکته است. غلظت پایین یک ماده در غذا به معنای بیخطر بودن مطلق آن نیست، به خصوص اگر آن غذا بخش اصلی رژیم غذایی باشد. ILCR یک معیار در سلامت عمومی است که محاسبه میکند مصرف روزانه یک ماده در طول عمر، چقدر شانس ابتلا به سرطان را افزایش میدهد. ریسک بالاتر از ۱ در ۱۰,۰۰۰ معمولاً نگرانکننده تلقی میشود.
🔹 نتیجهگیری اصلی مطالعات: ریسک بالاتر از حد قابل قبول است
تقریباً تمام مطالعات معتبر در ایران به یک نتیجه مشترک رسیدهاند: با وجود غلظت نسبتاً پایین، به دلیل سرانه بالای مصرف برنج، «ریسک تجمعی سرطانزایی» ناشی از آرسنیک غیرآلی برای جمعیت ایران، بالاتر از حد قابل قبول جهانی برآورد میشود. این یافته شامل برنجهای داخلی و وارداتی میشود.
🔹 و اما ارتباط با تغییرات اقلیمی:
اکنون پاسخ به سوال اصلی واضح است. از آنجایی که یک «ریسک پایهای» قابل توجه در شرایط فعلی نیز وجود دارد، یافتههای تحقیق جهانی مبنی بر اینکه «افزایش دما و CO₂ جذب آرسنیک غیرآلی توسط گیاه برنج را به صورت همافزا افزایش میدهد»، برای ما یک هشدار بسیار جدی است. هر عاملی که غلظت آرسنیک غیرآلی را حتی به مقدار کم افزایش دهد، ریسک تجمعی را تشدید خواهد کرد.
❕ یک واقعیت کلیدی: مزیت طبیعی در برابر ریسک انسانی
شواهد نشان میدهد که بسیاری از خاکهای ایران، برخلاف مناطقی مانند بنگلادش، به طور طبیعی دارای سطح پایینی از آرسنیک هستند. اما این مزیت زمینشناسی به معنای عدم وجود خطر نیست. مشکل اصلی اغلب از منابع «انسانزاد» (Anthropogenic) ناشی میشود. فعالیتهای صنعتی، استفاده تاریخی از آفتکشها، سوزاندن سوختهای فسیلی سنگین مانند مازوت، و به خصوص مدیریت غیراصولی پسماند که منجر به تولید و نفوذ شیرابههای سمی به منابع آب میشود، میتوانند آرسنیک غیرآلی را به صورت متمرکز وارد محیط زیست کنند. در واقع، آب آبیاری آلوده، شاهراه اصلی انتقال این آلایندهها به شالیزارها و در نهایت به دانه برنج است. بنابراین، هرچند پتانسیل طبیعی ایران برای آلودگی آرسنیک ممکن است پایین باشد، سوء مدیریت منابع آلاینده میتواند این مزیت را خنثی کرده و یک ریسک جدی و قابل پیشگیری برای سلامت عمومی و امنیت غذایی ایجاد کند.
🔹 هرچند وضعیت شالیزارهای ایران درحال حاضر بحرانی نیست، اما ریسک ناشی از آرسنیک در برنج مصرفی جدی است و تغییرات اقلیمی این ریسک را در آینده افزایش خواهد داد. راهکارهایی مانند مدیریت آب، اصلاح نژاد و نظارت مستمر بر محصولات داخلی و وارداتی، برای تضمین امنیت غذایی و سلامت عمومی در دهههای آینده حیاتی هستند.
[منبع] [منبع] [منبع] [منبع] [منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#امنیت_غذایی #سلامت_عمومی #آرسنیک #برنج_ایرانی #تغییرات_اقلیمی #ریسک_سنجی
PubMed
Concentrations of arsenic and lead in rice (Oryza sativa L.) in Iran: A systematic review and carcinogenic risk assessment - PubMed
Exposure to heavy metals such as arsenic (As), lead (Pb), and cadmium (Cd) in either the short or the long term can cause cancers in humans. Dietary intake and consumption of rice (Oryza sativa L.) is increasing in Iran, and several studies on the concentration…
🔺 عدد اسرارآمیزی که جهان ما را به حرکت درمیآورد: ثابت تراوایی خلأ چیست؟
🔹 در فیزیک، مجموعهای از اعداد ثابت و به ظاهر تصادفی وجود دارند که قوانین جهان ما را توصیف میکنند. یکی از مهمترین آنها «ثابت تراوایی خلأ» (μ₀) است؛ عددی که قدرت میدانهای مغناطیسی را تعیین میکند و بدون آن، نه تنها موتورهای الکتریکی و بلندگوها, بلکه خودِ نور هم وجود نداشت و ما در تاریکی ابدی زندگی میکردیم.
❕ اصل اساسی الکترومغناطیس در دو جمله
کل دنیای مدرن ما بر پایه دو اصل ساده بنا شده است:
۱- بارهای الکتریکی متحرک (جریان برق)، یک میدان مغناطیسی ایجاد میکنند.
۲- یک میدان مغناطیسی متغیر، یک میدان الکتریکی (و در نتیجه جریان برق) ایجاد میکند.
«ثابت تراوایی خلأ» (μ₀) دقیقاً نرخ تبدیل الکتریسیته به مغناطیس در اصل اول را مشخص میکند. این عدد، مانند یک «نرخ تبدیل» بنیادین در طبیعت است.
🔹 این عدد در کجا پنهان شده است؟
هر بار که از یک وسیله الکتریکی استفاده میکنید، با این ثابت سروکار دارید:
موتورهای الکتریکی: جریان برق از یک سیمپیچ عبور میکند و بر اساس این ثابت، یک میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث چرخش موتور میشود؛ از پنکه گرفته تا خودروی برقی شما.
بلندگوها: سیگنال الکتریکی موسیقی، یک آهنربای الکتریکی را به لرزه درآورده و با ایجاد امواج فشار در هوا، صدا تولید میکند.
تولید برق: در نیروگاهها، یک توربین (با نیروی بخار، باد یا آب) یک سیمپیچ را در یک میدان مغناطیسی میچرخاند. این میدان مغناطیسی متغیر، بر اساس همین قوانین، جریان برق تولید میکند.
❕ یک «تقلب» زیبا در علم فیزیک (که اخیراً تغییر کرده!)
شاید فکر کنید دانشمندان تمام این ثابتها را اندازهگیری میکنند، اما یک راز جالب وجود دارد. تا قبل از سال ۲۰۱۹، ثابت تراوایی خلأ (μ₀) یک عدد دقیقاً تعریفشده بود (4π × 10⁻⁷) که برای تعریف واحد «آمپر» به کار میرفت. سپس دانشمندان با استفاده از آن و سرعت نور (که آن هم تعریفشده است)، ثابت الکتریکی (ε₀) را محاسبه میکردند. اما پس از بازتعریف اساسی واحدهای SI در سال ۲۰۱۹، این وضعیت تغییر کرد! اکنون واحد آمپر بر اساس ثابتهای بنیادین دیگری (مانند بار الکترون) تعریف میشود و در نتیجه، ثابت تراوایی خلأ دیگر یک عدد تعریفشده نیست، بلکه یک ثابت اندازهگیریشده است که مقدارش به یک ثابت بنیادین دیگر به نام «ثابت ساختار ریز» وابسته است. البته مقدار اندازهگیریشده جدید آنقدر به مقدار تعریفشده قدیمی نزدیک است (با اختلاف کمتر از یک در میلیارد) که در عمل هیچ تغییری در محاسبات روزمره ما ایجاد نمیکند، اما این تغییر، نمونهای زیبا از تلاش بیپایان علم برای رسیدن به دقیقترین توصیف ممکن از جهان است.
🔹 بنابراین، دفعه بعدی که چراغی را روشن میکنید یا به موسیقی گوش میدهید، به یاد این عدد اسرارآمیز و بنیادین بیفتید که به طور نامرئی، جهان تکنولوژیک ما را ممکن میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #الکترومغناطیس #علم_پایه #فناوری #ثابت_های_فیزیکی
🔹 در فیزیک، مجموعهای از اعداد ثابت و به ظاهر تصادفی وجود دارند که قوانین جهان ما را توصیف میکنند. یکی از مهمترین آنها «ثابت تراوایی خلأ» (μ₀) است؛ عددی که قدرت میدانهای مغناطیسی را تعیین میکند و بدون آن، نه تنها موتورهای الکتریکی و بلندگوها, بلکه خودِ نور هم وجود نداشت و ما در تاریکی ابدی زندگی میکردیم.
❕ اصل اساسی الکترومغناطیس در دو جمله
کل دنیای مدرن ما بر پایه دو اصل ساده بنا شده است:
۱- بارهای الکتریکی متحرک (جریان برق)، یک میدان مغناطیسی ایجاد میکنند.
۲- یک میدان مغناطیسی متغیر، یک میدان الکتریکی (و در نتیجه جریان برق) ایجاد میکند.
«ثابت تراوایی خلأ» (μ₀) دقیقاً نرخ تبدیل الکتریسیته به مغناطیس در اصل اول را مشخص میکند. این عدد، مانند یک «نرخ تبدیل» بنیادین در طبیعت است.
🔹 این عدد در کجا پنهان شده است؟
هر بار که از یک وسیله الکتریکی استفاده میکنید، با این ثابت سروکار دارید:
موتورهای الکتریکی: جریان برق از یک سیمپیچ عبور میکند و بر اساس این ثابت، یک میدان مغناطیسی ایجاد کرده و باعث چرخش موتور میشود؛ از پنکه گرفته تا خودروی برقی شما.
بلندگوها: سیگنال الکتریکی موسیقی، یک آهنربای الکتریکی را به لرزه درآورده و با ایجاد امواج فشار در هوا، صدا تولید میکند.
تولید برق: در نیروگاهها، یک توربین (با نیروی بخار، باد یا آب) یک سیمپیچ را در یک میدان مغناطیسی میچرخاند. این میدان مغناطیسی متغیر، بر اساس همین قوانین، جریان برق تولید میکند.
❕ یک «تقلب» زیبا در علم فیزیک (که اخیراً تغییر کرده!)
شاید فکر کنید دانشمندان تمام این ثابتها را اندازهگیری میکنند، اما یک راز جالب وجود دارد. تا قبل از سال ۲۰۱۹، ثابت تراوایی خلأ (μ₀) یک عدد دقیقاً تعریفشده بود (4π × 10⁻⁷) که برای تعریف واحد «آمپر» به کار میرفت. سپس دانشمندان با استفاده از آن و سرعت نور (که آن هم تعریفشده است)، ثابت الکتریکی (ε₀) را محاسبه میکردند. اما پس از بازتعریف اساسی واحدهای SI در سال ۲۰۱۹، این وضعیت تغییر کرد! اکنون واحد آمپر بر اساس ثابتهای بنیادین دیگری (مانند بار الکترون) تعریف میشود و در نتیجه، ثابت تراوایی خلأ دیگر یک عدد تعریفشده نیست، بلکه یک ثابت اندازهگیریشده است که مقدارش به یک ثابت بنیادین دیگر به نام «ثابت ساختار ریز» وابسته است. البته مقدار اندازهگیریشده جدید آنقدر به مقدار تعریفشده قدیمی نزدیک است (با اختلاف کمتر از یک در میلیارد) که در عمل هیچ تغییری در محاسبات روزمره ما ایجاد نمیکند، اما این تغییر، نمونهای زیبا از تلاش بیپایان علم برای رسیدن به دقیقترین توصیف ممکن از جهان است.
🔹 بنابراین، دفعه بعدی که چراغی را روشن میکنید یا به موسیقی گوش میدهید، به یاد این عدد اسرارآمیز و بنیادین بیفتید که به طور نامرئی، جهان تکنولوژیک ما را ممکن میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #الکترومغناطیس #علم_پایه #فناوری #ثابت_های_فیزیکی
WIRED
What Is the Magnetic Constant, and Why Does It Matter?
This persnickety number determines the strength of magnetic fields. It figures in everything from motors and generators to audio speakers. Oh, and without it we’d live in eternal darkness.
🔺 فراتر از شادی و معنا: روانشناسان «مسیر سوم» برای یک زندگی خوب را معرفی میکنند
🔹 برای قرنها، فلاسفه و روانشناسان «زندگی خوب» را به دو شکل اصلی تعریف کردهاند: یک زندگی شاد (پر از احساسات مثبت) یا یک زندگی معنادار (پر از هدفمندی). اما اگر مسیر سومی هم وجود داشته باشد؟ یک پژوهش جدید، مفهومی به نام «زندگی غنی روانشناختی» را معرفی میکند که ممکن است قطعه گمشده پازل برای بسیاری از ما باشد.
❕ سه مسیر برای یک زندگی خوب:
- زندگی شاد (Hedonic): تمرکز اصلی بر «احساس خوب» است؛ یعنی تجربه لذت، راحتی و رضایت.
- زندگی معنادار (Eudaimonic): تمرکز اصلی بر «انجام کار خوب» است؛ یعنی داشتن هدف، خدمت به چیزی بزرگتر از خود و شکوفایی استعدادها.
- زندگی غنی روانشناختی: تمرکز اصلی بر «دیدن جهان به شیوهای نو» است؛ یعنی داشتن تجربیات متنوع، چالشبرانگیز و دگرگونکنندهای که دیدگاه ما را نسبت به جهان تغییر میدهند.
🔹 این تحقیق که در ژورنال معتبر Trends in Cognitive Sciences منتشر شده، توضیح میدهد که چرا برخی افراد با وجود داشتن شغل خوب، خانواده دوستداشتنی و احساس رضایت کلی، همچنان حس میکنند چیزی در زندگیشان کم است. آنچه کم است، «غنای روانشناختی» است. این مفهوم به طور خاص با ویژگی شخصیتی «گشودگی به تجربه» (کنجکاوی، خلاقیت و تمایل به تجربههای جدید) گره خورده است.
❕ تجربیات «غنی» لزوماً «خوشایند» نیستند!
این مهمترین و غافلگیرکنندهترین جنبه این نظریه است. یک تجربه غنی، لزوماً نباید شاد یا حتی معنادار باشد. مهم این است که دیدگاه شما را تغییر دهد.
- رفتن به دانشگاه: ممکن است همیشه لذتبخش نباشد و پر از استرس باشد، اما نحوه تفکر شما را برای همیشه تغییر میدهد.
- سفر به یک کشور کاملاً متفاوت: ممکن است با چالشها و ناراحتیهای زیادی همراه باشد، اما درک شما از فرهنگ و انسانیت را عمیقتر میکند.
- خواندن یک کتاب عمیق یا دیدن یک فیلم تأثیرگذار: این تجربیات میتوانند آرامش ذهنی شما را به چالش بکشند یا شما را با احساسات پیچیدهای روبرو کنند، اما در نهایت جهانبینی شما را گسترش میدهند.
🔹 محققان تأکید میکنند که هدف، جایگزین کردن شادی و معنا با غنا نیست. یک زندگی ایدهآل ممکن است ترکیبی سالم از هر سه باشد. این تحقیق صرفاً تعریف ما از «زندگی خوب» را گسترش میدهد و به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات، ارزشمندترین تجربیات زندگی، آنهایی هستند که ما را به چالش میکشند و مجبورمان میکنند دنیا را با چشمانی تازه ببینیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #فلسفه_زندگی #خوشبختی #معنای_زندگی #بهزیستی #علوم_شناختی
🔹 برای قرنها، فلاسفه و روانشناسان «زندگی خوب» را به دو شکل اصلی تعریف کردهاند: یک زندگی شاد (پر از احساسات مثبت) یا یک زندگی معنادار (پر از هدفمندی). اما اگر مسیر سومی هم وجود داشته باشد؟ یک پژوهش جدید، مفهومی به نام «زندگی غنی روانشناختی» را معرفی میکند که ممکن است قطعه گمشده پازل برای بسیاری از ما باشد.
❕ سه مسیر برای یک زندگی خوب:
- زندگی شاد (Hedonic): تمرکز اصلی بر «احساس خوب» است؛ یعنی تجربه لذت، راحتی و رضایت.
- زندگی معنادار (Eudaimonic): تمرکز اصلی بر «انجام کار خوب» است؛ یعنی داشتن هدف، خدمت به چیزی بزرگتر از خود و شکوفایی استعدادها.
- زندگی غنی روانشناختی: تمرکز اصلی بر «دیدن جهان به شیوهای نو» است؛ یعنی داشتن تجربیات متنوع، چالشبرانگیز و دگرگونکنندهای که دیدگاه ما را نسبت به جهان تغییر میدهند.
🔹 این تحقیق که در ژورنال معتبر Trends in Cognitive Sciences منتشر شده، توضیح میدهد که چرا برخی افراد با وجود داشتن شغل خوب، خانواده دوستداشتنی و احساس رضایت کلی، همچنان حس میکنند چیزی در زندگیشان کم است. آنچه کم است، «غنای روانشناختی» است. این مفهوم به طور خاص با ویژگی شخصیتی «گشودگی به تجربه» (کنجکاوی، خلاقیت و تمایل به تجربههای جدید) گره خورده است.
❕ تجربیات «غنی» لزوماً «خوشایند» نیستند!
این مهمترین و غافلگیرکنندهترین جنبه این نظریه است. یک تجربه غنی، لزوماً نباید شاد یا حتی معنادار باشد. مهم این است که دیدگاه شما را تغییر دهد.
- رفتن به دانشگاه: ممکن است همیشه لذتبخش نباشد و پر از استرس باشد، اما نحوه تفکر شما را برای همیشه تغییر میدهد.
- سفر به یک کشور کاملاً متفاوت: ممکن است با چالشها و ناراحتیهای زیادی همراه باشد، اما درک شما از فرهنگ و انسانیت را عمیقتر میکند.
- خواندن یک کتاب عمیق یا دیدن یک فیلم تأثیرگذار: این تجربیات میتوانند آرامش ذهنی شما را به چالش بکشند یا شما را با احساسات پیچیدهای روبرو کنند، اما در نهایت جهانبینی شما را گسترش میدهند.
🔹 محققان تأکید میکنند که هدف، جایگزین کردن شادی و معنا با غنا نیست. یک زندگی ایدهآل ممکن است ترکیبی سالم از هر سه باشد. این تحقیق صرفاً تعریف ما از «زندگی خوب» را گسترش میدهد و به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات، ارزشمندترین تجربیات زندگی، آنهایی هستند که ما را به چالش میکشند و مجبورمان میکنند دنیا را با چشمانی تازه ببینیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #فلسفه_زندگی #خوشبختی #معنای_زندگی #بهزیستی #علوم_شناختی
SciTechDaily
Psychologists Reveal The Surprising Reason a “Happy” Life May Leave You Empty
New research indicates that psychological richness, defined as a life filled with experiences that change one’s perspective, may be just as important as happiness or meaning. For centuries, thinkers and researchers have defined the “good life” in two main…
👍1
🔺 دقیقترین تصویر تاریخ از یک شراره خورشیدی: تلسکوپ اینوی معماری مغناطیسی خورشید را آشکار کرد
🔹 تلسکوپ خورشیدی «دنیل ک. اینوی» (DKIST)، قدرتمندترین رصدخانه خورشیدی جهان، تصاویری با جزئیات بیسابقه از یک شراره خورشیدی قدرتمند (کلاس X1.3) ثبت کرده است. این تصاویر به دانشمندان اجازه داده تا برای اولین بار، ساختارهای فوقالعاده ظریفی را ببینند که تاکنون تنها در مدلهای نظری پیشبینی میشدند.
❕ «حلقههای تاجی» چه هستند؟
این حلقهها، کمانهای عظیمی از پلاسمای سوزان هستند که مسیر خطوط میدان مغناطیسی خورشید را دنبال میکنند. آنها مانند اسکلت یک شراره خورشیدی هستند. درک اندازه و شکل دقیق این حلقهها، کلید فهمیدن این است که چگونه انرژی مغناطیسی در خورشید ذخیره و به صورت ناگهانی آزاد میشود؛ فرآیندی که باعث ایجاد طوفانهای خورشیدی و تأثیر بر آبوهوای فضایی میشود.
🔹 این تصاویر جدید، صدها رشته یا حلقه تاجی را با وضوحی باورنکردنی نشان میدهند. دانشمندان توانستند عرض این حلقهها را اندازهگیری کنند که به طور متوسط ۴۸ کیلومتر بود. برخی از این رشتهها حتی به باریکی ۲۱ کیلومتر بودند!
❕ این ابعاد چقدر کوچک هستند؟
در مقیاس خورشید، عرض ۲۱ کیلومتر به طرز شگفتانگیزی کوچک است. برای مقایسه، این ابعاد تقریباً برابر با طول جزیره منهتن در نیویورک یا عرض یک شهر بزرگ است. دیدن چنین ساختار ظریفی بر روی سطح خورشید از فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری، یک دستاورد فنی خیرهکننده است.
🔹 این مشاهده یک جهش بزرگ در علم خورشیدشناسی است. کول تامبوری، نویسنده اصلی این پژوهش، این دستاورد را اینگونه توصیف میکند: «این مانند آن است که از دیدن یک جنگل، به دیدن تک تک درختان آن برسیم.» دانشمندان برای اولین بار در حال مشاهده «بلوکهای ساختمانی» بنیادین شرارههای خورشیدی هستند.
🔹 این یافتهها به طور مستقیم به بهبود مدلهای کامپیوتری که برای پیشبینی شرارهها و طوفانهای خورشیدی استفاده میشوند، کمک خواهد کرد و درک ما را از فیزیک ستاره نزدیکمان عمیقتر میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #خورشید #اختروفیزیک #شراره_خورشیدی #آب_و_هوای_فضایی #تلسکوپ
🔹 تلسکوپ خورشیدی «دنیل ک. اینوی» (DKIST)، قدرتمندترین رصدخانه خورشیدی جهان، تصاویری با جزئیات بیسابقه از یک شراره خورشیدی قدرتمند (کلاس X1.3) ثبت کرده است. این تصاویر به دانشمندان اجازه داده تا برای اولین بار، ساختارهای فوقالعاده ظریفی را ببینند که تاکنون تنها در مدلهای نظری پیشبینی میشدند.
❕ «حلقههای تاجی» چه هستند؟
این حلقهها، کمانهای عظیمی از پلاسمای سوزان هستند که مسیر خطوط میدان مغناطیسی خورشید را دنبال میکنند. آنها مانند اسکلت یک شراره خورشیدی هستند. درک اندازه و شکل دقیق این حلقهها، کلید فهمیدن این است که چگونه انرژی مغناطیسی در خورشید ذخیره و به صورت ناگهانی آزاد میشود؛ فرآیندی که باعث ایجاد طوفانهای خورشیدی و تأثیر بر آبوهوای فضایی میشود.
🔹 این تصاویر جدید، صدها رشته یا حلقه تاجی را با وضوحی باورنکردنی نشان میدهند. دانشمندان توانستند عرض این حلقهها را اندازهگیری کنند که به طور متوسط ۴۸ کیلومتر بود. برخی از این رشتهها حتی به باریکی ۲۱ کیلومتر بودند!
❕ این ابعاد چقدر کوچک هستند؟
در مقیاس خورشید، عرض ۲۱ کیلومتر به طرز شگفتانگیزی کوچک است. برای مقایسه، این ابعاد تقریباً برابر با طول جزیره منهتن در نیویورک یا عرض یک شهر بزرگ است. دیدن چنین ساختار ظریفی بر روی سطح خورشید از فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری، یک دستاورد فنی خیرهکننده است.
🔹 این مشاهده یک جهش بزرگ در علم خورشیدشناسی است. کول تامبوری، نویسنده اصلی این پژوهش، این دستاورد را اینگونه توصیف میکند: «این مانند آن است که از دیدن یک جنگل، به دیدن تک تک درختان آن برسیم.» دانشمندان برای اولین بار در حال مشاهده «بلوکهای ساختمانی» بنیادین شرارههای خورشیدی هستند.
🔹 این یافتهها به طور مستقیم به بهبود مدلهای کامپیوتری که برای پیشبینی شرارهها و طوفانهای خورشیدی استفاده میشوند، کمک خواهد کرد و درک ما را از فیزیک ستاره نزدیکمان عمیقتر میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #خورشید #اختروفیزیک #شراره_خورشیدی #آب_و_هوای_فضایی #تلسکوپ
phys.org
Inouye Solar Telescope delivers record-breaking images of solar flare and coronal loops
The highest-resolution images of a solar flare captured at the H-alpha wavelength (656.28 nm) ever captured may reshape how we understand the sun's magnetic architecture—and improve space weather forecasting.
🔺 بیوگرافی یک سیارک: نمونههای «بنو» داستان تولد خشن و گذشته پرآب منظومه شمسی را فاش کرد
🔹 تحلیلهای جدید از نمونههای سیارک «بنو» که توسط ماموریت OSIRIS-REx ناسا به زمین آورده شده، مانند یک کپسول زمان عمل کرده و داستان زندگی ۴.۵ میلیارد ساله این جرم آسمانی را در سه پرده شگفتانگیز روایت میکند: تولد از والدینی متنوع، تحول در اثر آب، و زندگی تحت بمباران دائمی.
۱- پرده اول: تولدی از غبار ستارگان
تحلیلها نشان میدهد که «بنو» از بقایای یک سیارک مادر بسیار بزرگتر که در اثر یک برخورد خشن متلاشی شده، به وجود آمده است. اما شگفتانگیزتر اینکه این سیارک مادر، ترکیبی از موادی از سراسر منظومه شمسی و حتی فراتر از آن بوده است!
❕ غبار پیشخورشیدی (Presolar Grains) چیست؟
دانشمندان در نمونههای بنو، دانههای غباری پیدا کردهاند که از نظر شیمیایی «قدیمیتر از خود خورشید» هستند. اینها فسیلهای میکروسکوپی از ستارههای دیگری هستند که میلیونها سال قبل از تولد منظومه شمسی ما مردهاند و بقایایشان در ابر گازی که منظومه ما را ساخته، پراکنده شده است. پیدا کردن آنها مانند پیدا کردن یک قطعه از دنیایی است که دیگر وجود ندارد.
۲- پرده دوم: تحول در یک دنیای آبی باستانی
بخش عمده نمونههای بنو (حدود ۸۰٪) از مواد معدنی تشکیل شده که تنها در حضور آب مایع شکل میگیرند. این یافته نشان میدهد که سیارک مادر بنو، در گذشتههای دور دارای مقادیر زیادی یخ بوده که با گرمای ناشی از واپاشی رادیواکتیو یا برخوردهای اولیه، ذوب شده و یک محیط آبی فعال را برای میلیاردها سال ایجاد کرده است. این محیط، بستری ایدهآل برای شکلگیری مولکولهای آلی پیچیده (بلوکهای سازنده حیات) بوده است.
۳- پرده سوم: زندگی زیر بمباران
سطح دانههای بنو پر از دهانههای برخوردی میکروسکوپی و قطرات سنگی ذوبشده است. این نشان میدهد که سطح این سیارک دائماً توسط «ریزشهابسنگها» بمباران میشود. این فرآیند که «هوازدگی فضایی» نام دارد، بسیار سریعتر از آنچه قبلاً تصور میشد، در حال تغییر دادن چهره بنو است.
❕ هوازدگی فضایی (Space Weathering) چیست؟
برخلاف زمین که اتمسفر از آن محافظت میکند، سیارکها در معرض بمباران دائمی ذرات پرانرژی خورشید (باد خورشیدی) و غبارهای میکروسکوپی فضا هستند. این فرآیند مداوم، به آرامی رنگ و بافت سطح سیارکها را در طول میلیونها سال تغییر میدهد.
🔹 این یافتهها اهمیت فوقالعاده ماموریتهای بازگرداندن نمونه را نشان میدهند، زیرا بسیاری از این جزئیات در شهابسنگهایی که روی زمین پیدا میشوند، به دلیل سوختن در جو از بین میروند. بنو یک پنجره بکر و دستنخورده به سپیدهدم منظومه شمسی ماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سیارک_بنو #OSIRIS_REx #منظومه_شمسی #اخترشیمی #ستاره_شناسی #ناسا
🔹 تحلیلهای جدید از نمونههای سیارک «بنو» که توسط ماموریت OSIRIS-REx ناسا به زمین آورده شده، مانند یک کپسول زمان عمل کرده و داستان زندگی ۴.۵ میلیارد ساله این جرم آسمانی را در سه پرده شگفتانگیز روایت میکند: تولد از والدینی متنوع، تحول در اثر آب، و زندگی تحت بمباران دائمی.
۱- پرده اول: تولدی از غبار ستارگان
تحلیلها نشان میدهد که «بنو» از بقایای یک سیارک مادر بسیار بزرگتر که در اثر یک برخورد خشن متلاشی شده، به وجود آمده است. اما شگفتانگیزتر اینکه این سیارک مادر، ترکیبی از موادی از سراسر منظومه شمسی و حتی فراتر از آن بوده است!
❕ غبار پیشخورشیدی (Presolar Grains) چیست؟
دانشمندان در نمونههای بنو، دانههای غباری پیدا کردهاند که از نظر شیمیایی «قدیمیتر از خود خورشید» هستند. اینها فسیلهای میکروسکوپی از ستارههای دیگری هستند که میلیونها سال قبل از تولد منظومه شمسی ما مردهاند و بقایایشان در ابر گازی که منظومه ما را ساخته، پراکنده شده است. پیدا کردن آنها مانند پیدا کردن یک قطعه از دنیایی است که دیگر وجود ندارد.
۲- پرده دوم: تحول در یک دنیای آبی باستانی
بخش عمده نمونههای بنو (حدود ۸۰٪) از مواد معدنی تشکیل شده که تنها در حضور آب مایع شکل میگیرند. این یافته نشان میدهد که سیارک مادر بنو، در گذشتههای دور دارای مقادیر زیادی یخ بوده که با گرمای ناشی از واپاشی رادیواکتیو یا برخوردهای اولیه، ذوب شده و یک محیط آبی فعال را برای میلیاردها سال ایجاد کرده است. این محیط، بستری ایدهآل برای شکلگیری مولکولهای آلی پیچیده (بلوکهای سازنده حیات) بوده است.
۳- پرده سوم: زندگی زیر بمباران
سطح دانههای بنو پر از دهانههای برخوردی میکروسکوپی و قطرات سنگی ذوبشده است. این نشان میدهد که سطح این سیارک دائماً توسط «ریزشهابسنگها» بمباران میشود. این فرآیند که «هوازدگی فضایی» نام دارد، بسیار سریعتر از آنچه قبلاً تصور میشد، در حال تغییر دادن چهره بنو است.
❕ هوازدگی فضایی (Space Weathering) چیست؟
برخلاف زمین که اتمسفر از آن محافظت میکند، سیارکها در معرض بمباران دائمی ذرات پرانرژی خورشید (باد خورشیدی) و غبارهای میکروسکوپی فضا هستند. این فرآیند مداوم، به آرامی رنگ و بافت سطح سیارکها را در طول میلیونها سال تغییر میدهد.
🔹 این یافتهها اهمیت فوقالعاده ماموریتهای بازگرداندن نمونه را نشان میدهند، زیرا بسیاری از این جزئیات در شهابسنگهایی که روی زمین پیدا میشوند، به دلیل سوختن در جو از بین میروند. بنو یک پنجره بکر و دستنخورده به سپیدهدم منظومه شمسی ماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سیارک_بنو #OSIRIS_REx #منظومه_شمسی #اخترشیمی #ستاره_شناسی #ناسا
Live Science
'Potentially hazardous' asteroid Bennu contains dust older than the solar system itself — and traces of interstellar space
The near-Earth asteroid Bennu contains stardust that is older than the solar system and clues about its violent history, three new studies of the asteroid's sample materials show.
🔺 سیاهچالهها به عنوان منبع انرژی تاریک: آیا یک نظریه جدید میتواند بزرگترین معماهای کیهانشناسی را حل کند؟
🔹 چه میشود اگر سیاهچالهها صرفاً نقاط پایان گرانشی نباشند، بلکه کارخانههایی برای تولید «انرژی تاریک» باشند؟ یک نظریه جدید و جسورانه که با دادههای پیشرفته پروژه DESI آزموده شده، پیشنهاد میکند که هر بار یک ستاره پرجرم میمیرد و به یک سیاهچاله تبدیل میشود، در واقع ماده خود را به انرژی تاریک تبدیل میکند. این ایده انقلابی ممکن است بتواند چندین مشکل بزرگ و حلنشده در درک ما از کیهان را برطرف کند.
❕ مدل استاندارد کیهانشناسی و «ترکهای» جدید
«کتاب قانون» فعلی ما برای کیهان، مدل استاندارد یا ΛCDM نام دارد. این مدل فرض میکند که انرژی تاریک (نیرویی که باعث انبساط شتابدار کیهان میشود) یک ثابت کیهانی است و قدرت آن در طول زمان تغییر نمیکند. اما دادههای جدید و بسیار دقیق پروژه DESI نشانههایی از این را یافتهاند که قدرت انرژی تاریک در گذشته ممکن است کمتر بوده باشد. این یک «ترک» جدی در مدل استاندارد است.
🔹 نظریه جدید چه میگوید؟
این نظریه که «سیاهچالههای جفتشده کیهانی» (CCBH) نام دارد، میگوید انرژی تاریک یک ثابت ازلی نیست، بلکه محصول مرگ ستارههاست. بنابراین، مقدار آن در کیهان با نرخ تشکیل ستارهها در طول تاریخ کیهان گره خورده است. این به زیبایی توضیح میدهد که چرا ممکن است قدرت انرژی تاریک در طول زمان تغییر کند.
❕ حل یک معمای شبحوار: مشکل جرم نوترینوها
یکی از زیباترین نتایج این نظریه، حل یک مشکل بزرگ دیگر است. نوترینوها، ذرات شبحواری هستند که میدانیم جرمی غیرصفر دارند. اما وقتی دادههای DESI را در مدل استاندارد قرار میدهیم، این مدل آنقدر «بودجه کیهانی» کمی برای ماده باقی میگذارد که جرم نوترینوها یک عدد غیرفیزیکی و «منفی» به دست میآید! نظریه جدید با بیان اینکه بخشی از ماده معمولی (ماده ستارهها) در طول زمان به انرژی تاریک تبدیل شده، این بودجه را «آزاد» میکند. در نتیجه، جرم نوترینوها یک عدد مثبت و کاملاً منطبق با آزمایشهای زمینی به دست میآید!
🔹 این نظریه هنوز در ابتدای راه است و به آزمونهای بسیار بیشتری نیاز دارد. اما همانطور که یکی از محققان میگوید، این یک ایده «متقاعدکننده» است. این پژوهش که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، نمونهای فوقالعاده از این است که چگونه دادههای جدید میتوانند الهامبخش ایدههایی کاملاً نو برای درک عمیقترین رازهای کیهان شوند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #سیاه_چاله #انرژی_تاریک #فیزیک_ذرات #نوترینو #اختروفیزیک
🔹 چه میشود اگر سیاهچالهها صرفاً نقاط پایان گرانشی نباشند، بلکه کارخانههایی برای تولید «انرژی تاریک» باشند؟ یک نظریه جدید و جسورانه که با دادههای پیشرفته پروژه DESI آزموده شده، پیشنهاد میکند که هر بار یک ستاره پرجرم میمیرد و به یک سیاهچاله تبدیل میشود، در واقع ماده خود را به انرژی تاریک تبدیل میکند. این ایده انقلابی ممکن است بتواند چندین مشکل بزرگ و حلنشده در درک ما از کیهان را برطرف کند.
❕ مدل استاندارد کیهانشناسی و «ترکهای» جدید
«کتاب قانون» فعلی ما برای کیهان، مدل استاندارد یا ΛCDM نام دارد. این مدل فرض میکند که انرژی تاریک (نیرویی که باعث انبساط شتابدار کیهان میشود) یک ثابت کیهانی است و قدرت آن در طول زمان تغییر نمیکند. اما دادههای جدید و بسیار دقیق پروژه DESI نشانههایی از این را یافتهاند که قدرت انرژی تاریک در گذشته ممکن است کمتر بوده باشد. این یک «ترک» جدی در مدل استاندارد است.
🔹 نظریه جدید چه میگوید؟
این نظریه که «سیاهچالههای جفتشده کیهانی» (CCBH) نام دارد، میگوید انرژی تاریک یک ثابت ازلی نیست، بلکه محصول مرگ ستارههاست. بنابراین، مقدار آن در کیهان با نرخ تشکیل ستارهها در طول تاریخ کیهان گره خورده است. این به زیبایی توضیح میدهد که چرا ممکن است قدرت انرژی تاریک در طول زمان تغییر کند.
❕ حل یک معمای شبحوار: مشکل جرم نوترینوها
یکی از زیباترین نتایج این نظریه، حل یک مشکل بزرگ دیگر است. نوترینوها، ذرات شبحواری هستند که میدانیم جرمی غیرصفر دارند. اما وقتی دادههای DESI را در مدل استاندارد قرار میدهیم، این مدل آنقدر «بودجه کیهانی» کمی برای ماده باقی میگذارد که جرم نوترینوها یک عدد غیرفیزیکی و «منفی» به دست میآید! نظریه جدید با بیان اینکه بخشی از ماده معمولی (ماده ستارهها) در طول زمان به انرژی تاریک تبدیل شده، این بودجه را «آزاد» میکند. در نتیجه، جرم نوترینوها یک عدد مثبت و کاملاً منطبق با آزمایشهای زمینی به دست میآید!
🔹 این نظریه هنوز در ابتدای راه است و به آزمونهای بسیار بیشتری نیاز دارد. اما همانطور که یکی از محققان میگوید، این یک ایده «متقاعدکننده» است. این پژوهش که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، نمونهای فوقالعاده از این است که چگونه دادههای جدید میتوانند الهامبخش ایدههایی کاملاً نو برای درک عمیقترین رازهای کیهان شوند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #سیاه_چاله #انرژی_تاریک #فیزیک_ذرات #نوترینو #اختروفیزیک
Space
Black holes that transform matter into dark energy could solve 'cosmic hiccups' mystery
'This is so cool!'
🔺 راز تکامل همزمان دست و مغز: چرا نخستیهایی با شست بلندتر، مغز بزرگتری دارند؟
🔹 همیشه تصور کردهایم که دستان ماهر و مغز بزرگ، ویژگیهای استثنایی انسان هستند که ما را از سایر نخستیها جدا میکنند. اما یک پژوهش جدید که ۹۴ گونه از نخستیها (از لمورها تا انسانهای باستانی) را بررسی کرده، نشان میدهد که یک قانون کلی و شگفتانگیز در کار است: نخستیهایی که نسبت به اندازه دستشان، شست بلندتری دارند، مغز بزرگتری نیز دارند.
❕ تکامل همزمان (Co-evolution) چیست؟
این مفهوم به یک «حلقه بازخورد تکاملی» اشاره دارد. در این مورد، یک جهش کوچک که منجر به شست کمی بلندتر میشود، به یک نخستی اجازه میدهد تا اشیاء را بهتر دستکاری کند. این مهارت جدید، به نوبه خود، مغزی را که بتواند برای این دستکاریها برنامهریزی پیچیدهتری انجام دهد، برتری میبخشد. سپس، این مغز پیچیدهتر، از دستانی حتی ماهرتر سود میبرد و این چرخه برای میلیونها سال ادامه مییابد و باعث تکامل همزمان دست و مغز میشود.
🔹 این تحقیق که در ژورنال Communications Biology منتشر شده، نشان میدهد که این ارتباط به طور خاص با اندازه «نوقشر» (Neocortex) مغز در ارتباط است؛ بخشی که مسئول تفکر عالی، برنامهریزی و پردازش حسی است. شگفتانگیزتر اینکه، ارتباطی با اندازه مخچه (که در کنترل حرکتی نقش دارد) پیدا نشد.
❕ آیا انسان یک استثناست؟ خیر!
این غافلگیرکنندهترین یافته پژوهش است. درست است که ما انسانها شستهای بسیار بلند و مغزهای بسیار بزرگی داریم. اما این تحقیق نشان میدهد که ما یک «استثنا» بر این قانون نیستیم، بلکه کاملاً از آن پیروی میکنیم! ما صرفاً در نقطه انتهایی یک طیف قرار داریم که تمام نخستیها روی آن هستند. به عبارت دیگر، ما یک «طرح کلی نخستیها» را به نهایت خود رساندهایم، نه اینکه طرحی کاملاً جدید باشیم.
🔹 این یافته، درک ما از تکامل انسان را عمیقتر میکند و نشان میدهد که چگونه ویژگیهای کلیدی ما، ریشه در یک تاریخچه تکاملی مشترک و عمیق با تمام خویشاوندان نخستی ما دارد. مهارتهای دستی ما صرفاً محصول مغز بزرگ ما نیست، بلکه خود یکی از نیروهای محرکهای بوده که به بزرگ شدن مغز ما کمک کرده است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تکامل #انسان_شناسی #نخستی_ها #مغز #علوم_اعصاب #زیست_شناسی
🔹 همیشه تصور کردهایم که دستان ماهر و مغز بزرگ، ویژگیهای استثنایی انسان هستند که ما را از سایر نخستیها جدا میکنند. اما یک پژوهش جدید که ۹۴ گونه از نخستیها (از لمورها تا انسانهای باستانی) را بررسی کرده، نشان میدهد که یک قانون کلی و شگفتانگیز در کار است: نخستیهایی که نسبت به اندازه دستشان، شست بلندتری دارند، مغز بزرگتری نیز دارند.
❕ تکامل همزمان (Co-evolution) چیست؟
این مفهوم به یک «حلقه بازخورد تکاملی» اشاره دارد. در این مورد، یک جهش کوچک که منجر به شست کمی بلندتر میشود، به یک نخستی اجازه میدهد تا اشیاء را بهتر دستکاری کند. این مهارت جدید، به نوبه خود، مغزی را که بتواند برای این دستکاریها برنامهریزی پیچیدهتری انجام دهد، برتری میبخشد. سپس، این مغز پیچیدهتر، از دستانی حتی ماهرتر سود میبرد و این چرخه برای میلیونها سال ادامه مییابد و باعث تکامل همزمان دست و مغز میشود.
🔹 این تحقیق که در ژورنال Communications Biology منتشر شده، نشان میدهد که این ارتباط به طور خاص با اندازه «نوقشر» (Neocortex) مغز در ارتباط است؛ بخشی که مسئول تفکر عالی، برنامهریزی و پردازش حسی است. شگفتانگیزتر اینکه، ارتباطی با اندازه مخچه (که در کنترل حرکتی نقش دارد) پیدا نشد.
❕ آیا انسان یک استثناست؟ خیر!
این غافلگیرکنندهترین یافته پژوهش است. درست است که ما انسانها شستهای بسیار بلند و مغزهای بسیار بزرگی داریم. اما این تحقیق نشان میدهد که ما یک «استثنا» بر این قانون نیستیم، بلکه کاملاً از آن پیروی میکنیم! ما صرفاً در نقطه انتهایی یک طیف قرار داریم که تمام نخستیها روی آن هستند. به عبارت دیگر، ما یک «طرح کلی نخستیها» را به نهایت خود رساندهایم، نه اینکه طرحی کاملاً جدید باشیم.
🔹 این یافته، درک ما از تکامل انسان را عمیقتر میکند و نشان میدهد که چگونه ویژگیهای کلیدی ما، ریشه در یک تاریخچه تکاملی مشترک و عمیق با تمام خویشاوندان نخستی ما دارد. مهارتهای دستی ما صرفاً محصول مغز بزرگ ما نیست، بلکه خود یکی از نیروهای محرکهای بوده که به بزرگ شدن مغز ما کمک کرده است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تکامل #انسان_شناسی #نخستی_ها #مغز #علوم_اعصاب #زیست_شناسی
the Guardian
Primates with longer thumbs tend to have bigger brains, research finds
Results suggest brain co-evolved with manual dexterity, say scientists, with humans by no means the outlier
🔺 معمای قضیه فیثاغورس: لوحهای گلی باستانی که تاریخ ریاضیات را بازنویسی کردند
🔹 قضیه فیثاغورس احتمالاً مشهورترین معادله در تاریخ ریاضیات است. اما شواهد محکم باستانشناسی نشان میدهد فیلسوف و ریاضیدان یونانی، فیثاغورس، کاشف آن نبوده، بلکه ریاضیدانان بابلی بیش از ۱۰۰۰ سال قبل از تولد او، این رابطه را به خوبی میشناختند و از آن استفاده میکردند.
❕ یادآوری قضیه فیثاغورس
این قضیه بیان میکند که در هر مثلث قائمالزاویه، مجموع مربعهای دو ضلع قائم (a² + b²) برابر با مربع وتر (c²) است. این رابطه بنیادین، اساس بخش بزرگی از هندسه، مثلثات و فیزیک است.
🔹 مدرک اصلی این ادعا، یک لوح گلی بابلی به نام «IM 67118» است که قدمت آن به حدود ۱۷۷۰ سال پیش از میلاد میرسد. روی این لوح، مسئلهای حک شده که از قضیه فیثاغورس برای محاسبه طول قطر یک مستطیل استفاده میکند. لوحهای دیگری نیز وجود دارند که نشان میدهند بابلیها نه تنها این قضیه را میشناختند، بلکه حتی جداولی از «سهگانههای فیثاغورسی» (اعداد صحیحی که در این معادله صدق میکنند) را نیز تهیه کرده بودند.
❕ پس چرا این قضیه به نام فیثاغورس مشهور شد؟
این سوال پاسخ سادهای ندارد، اما چند دلیل محتمل وجود دارد:
۱- فقدان اسناد: هیچ نوشتهای از خود فیثاغورس باقی نمانده است. دانش در مکتب او به صورت «شفاهی» از استاد به شاگرد منتقل میشد.
۲- سنت مکتب فیثاغورسی: در این مکتب، رسم بر این بود که تمام اکتشافات شاگردان، از روی احترام به استاد، به نام خود فیثاغورس ثبت شود.
۳- نقش در اثبات و فرمولبندی: ممکن است نقش اصلی فیثاغورس و پیروانش، نه «کشف» اولیه این رابطه، بلکه «اثبات» آن به صورت یک قضیه کلی و منطقی و فرمولبندی آن به شکلی که ما امروز میشناسیم، بوده باشد.
🔹 این داستان، نمونهای شگفتانگیز از این است که چگونه تاریخ علم شکل میگیرد. فیثاغورس بدون شک یک متفکر بزرگ بود، اما داستان قضیه معروف او، یک داستان پیچیدهتر از انتقال دانش در میان تمدنهای باستانی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #ریاضیات #فیثاغورس #باستان_شناسی #بابل #هندسه
🔹 قضیه فیثاغورس احتمالاً مشهورترین معادله در تاریخ ریاضیات است. اما شواهد محکم باستانشناسی نشان میدهد فیلسوف و ریاضیدان یونانی، فیثاغورس، کاشف آن نبوده، بلکه ریاضیدانان بابلی بیش از ۱۰۰۰ سال قبل از تولد او، این رابطه را به خوبی میشناختند و از آن استفاده میکردند.
❕ یادآوری قضیه فیثاغورس
این قضیه بیان میکند که در هر مثلث قائمالزاویه، مجموع مربعهای دو ضلع قائم (a² + b²) برابر با مربع وتر (c²) است. این رابطه بنیادین، اساس بخش بزرگی از هندسه، مثلثات و فیزیک است.
🔹 مدرک اصلی این ادعا، یک لوح گلی بابلی به نام «IM 67118» است که قدمت آن به حدود ۱۷۷۰ سال پیش از میلاد میرسد. روی این لوح، مسئلهای حک شده که از قضیه فیثاغورس برای محاسبه طول قطر یک مستطیل استفاده میکند. لوحهای دیگری نیز وجود دارند که نشان میدهند بابلیها نه تنها این قضیه را میشناختند، بلکه حتی جداولی از «سهگانههای فیثاغورسی» (اعداد صحیحی که در این معادله صدق میکنند) را نیز تهیه کرده بودند.
❕ پس چرا این قضیه به نام فیثاغورس مشهور شد؟
این سوال پاسخ سادهای ندارد، اما چند دلیل محتمل وجود دارد:
۱- فقدان اسناد: هیچ نوشتهای از خود فیثاغورس باقی نمانده است. دانش در مکتب او به صورت «شفاهی» از استاد به شاگرد منتقل میشد.
۲- سنت مکتب فیثاغورسی: در این مکتب، رسم بر این بود که تمام اکتشافات شاگردان، از روی احترام به استاد، به نام خود فیثاغورس ثبت شود.
۳- نقش در اثبات و فرمولبندی: ممکن است نقش اصلی فیثاغورس و پیروانش، نه «کشف» اولیه این رابطه، بلکه «اثبات» آن به صورت یک قضیه کلی و منطقی و فرمولبندی آن به شکلی که ما امروز میشناسیم، بوده باشد.
🔹 این داستان، نمونهای شگفتانگیز از این است که چگونه تاریخ علم شکل میگیرد. فیثاغورس بدون شک یک متفکر بزرگ بود، اما داستان قضیه معروف او، یک داستان پیچیدهتر از انتقال دانش در میان تمدنهای باستانی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #ریاضیات #فیثاغورس #باستان_شناسی #بابل #هندسه
IFLScience
The Pythagorean Theorem Predates Pythagoras By 1,000 Years: "The Proof Is Carved Into Clay"
Sorry Pythagoras, someone else got there first.
🔺 رمزگشایی از «موج ماتریسی»: چگونه ابررایانهها معمای امواج شبکهای رودخانه کیانتانگ را حل کردند؟
🔹 سال گذشته، ناظران در کنار رودخانه کیانتانگ چین، شاهد یک پدیده طبیعی خیرهکننده و بسیار نادر بودند: امواجی که با یکدیگر برخورد کرده و یک الگوی شبکهای یا «ماتریسی» کامل را روی سطح آب تشکیل دادند. اکنون، تیمی از ریاضیدانان با استفاده از ابررایانهها، برای اولین بار موفق به رمزگشایی ریاضیات پیچیده پشت این پدیده شگفتانگیز شدهاند.
❕ موج گُسَلی (Tidal Bore) چیست؟
این پدیده زمانی رخ میدهد که موج اولیه جزر و مد از اقیانوس وارد یک رودخانه باریک میشود و به صورت یک موج قدرتمند و گاهی خروشان، در خلاف جهت جریان رودخانه حرکت میکند. رودخانه کیانتانگ چین به دلیل داشتن یکی از بزرگترین و دیدنیترین امواج گسلی جهان مشهور است و هزاران نفر هر سال برای تماشای آن جمع میشوند.
🔹 پدیده «موج ماتریسی» زمانی رخ داد که دو موج گسلی از دو جهت مختلف با هم برخورد کردند. اگرچه این پدیده زیبا بود، اما توصیف ریاضی آن برای دههها یک معمای حلنشده باقی مانده بود.
❕ چرا این معما اینقدر دشوار بود؟
معادلات ریاضی که حرکت این نوع امواج (امواج ضربهای پراکنده) را توصیف میکنند، فوقالعاده پیچیده هستند. تا به امروز، دانشمندان تنها قادر به حل این معادلات برای حالت «یکبعدی» بودند (یعنی یک موج که در یک کانال مستقیم حرکت میکند). اما توصیف برخورد دو موج در فضای «دوبعدی» (مانند سطح یک رودخانه) از نظر محاسباتی آنقدر سنگین بود که غیرممکن به نظر میرسید.
🔹 این تحقیق که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، با استفاده از قدرت محاسباتی عظیم ابررایانههای دانشگاه بوفالو، برای اولین بار این معادلات را در دو بعد شبیهسازی کرد. نتایج شگفتانگیز بود: شبیهسازیها الگوهای موجی تولید کردند که شباهت فوقالعادهای به پدیده «موج ماتریسی» مشاهدهشده در دنیای واقعی داشتند.
🔹 این دستاورد نه تنها یک پدیده طبیعی زیبا را توضیح میدهد، بلکه درک ما از نحوه رفتار امواج در سیستمهای دیگر، از پلاسماهای فیزیکی گرفته تا مواد چگال، را نیز عمیقتر میکند و بار دیگر قدرت ریاضیات و محاسبات را در رمزگشایی از پیچیدهترین الگوهای طبیعت به نمایش میگذارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #ریاضیات #پدیده_های_طبیعی #ابررایانه #دینامیک_سیالات
🔹 سال گذشته، ناظران در کنار رودخانه کیانتانگ چین، شاهد یک پدیده طبیعی خیرهکننده و بسیار نادر بودند: امواجی که با یکدیگر برخورد کرده و یک الگوی شبکهای یا «ماتریسی» کامل را روی سطح آب تشکیل دادند. اکنون، تیمی از ریاضیدانان با استفاده از ابررایانهها، برای اولین بار موفق به رمزگشایی ریاضیات پیچیده پشت این پدیده شگفتانگیز شدهاند.
❕ موج گُسَلی (Tidal Bore) چیست؟
این پدیده زمانی رخ میدهد که موج اولیه جزر و مد از اقیانوس وارد یک رودخانه باریک میشود و به صورت یک موج قدرتمند و گاهی خروشان، در خلاف جهت جریان رودخانه حرکت میکند. رودخانه کیانتانگ چین به دلیل داشتن یکی از بزرگترین و دیدنیترین امواج گسلی جهان مشهور است و هزاران نفر هر سال برای تماشای آن جمع میشوند.
🔹 پدیده «موج ماتریسی» زمانی رخ داد که دو موج گسلی از دو جهت مختلف با هم برخورد کردند. اگرچه این پدیده زیبا بود، اما توصیف ریاضی آن برای دههها یک معمای حلنشده باقی مانده بود.
❕ چرا این معما اینقدر دشوار بود؟
معادلات ریاضی که حرکت این نوع امواج (امواج ضربهای پراکنده) را توصیف میکنند، فوقالعاده پیچیده هستند. تا به امروز، دانشمندان تنها قادر به حل این معادلات برای حالت «یکبعدی» بودند (یعنی یک موج که در یک کانال مستقیم حرکت میکند). اما توصیف برخورد دو موج در فضای «دوبعدی» (مانند سطح یک رودخانه) از نظر محاسباتی آنقدر سنگین بود که غیرممکن به نظر میرسید.
🔹 این تحقیق که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، با استفاده از قدرت محاسباتی عظیم ابررایانههای دانشگاه بوفالو، برای اولین بار این معادلات را در دو بعد شبیهسازی کرد. نتایج شگفتانگیز بود: شبیهسازیها الگوهای موجی تولید کردند که شباهت فوقالعادهای به پدیده «موج ماتریسی» مشاهدهشده در دنیای واقعی داشتند.
🔹 این دستاورد نه تنها یک پدیده طبیعی زیبا را توضیح میدهد، بلکه درک ما از نحوه رفتار امواج در سیستمهای دیگر، از پلاسماهای فیزیکی گرفته تا مواد چگال، را نیز عمیقتر میکند و بار دیگر قدرت ریاضیات و محاسبات را در رمزگشایی از پیچیدهترین الگوهای طبیعت به نمایش میگذارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #ریاضیات #پدیده_های_طبیعی #ابررایانه #دینامیک_سیالات
SciTechDaily
Scientists Crack the Code of China’s Mysterious “Matrix Tide”
A University at Buffalo study describes two-dimensional wave patterns, including undular bores, that propagate in two directions. Last year, spectators along China’s Qiantang River witnessed an unusual sight: waves arranging themselves into a grid-like formation.…
🔺 سیارهای که نباید وجود داشته باشد: کشف یک غول گازی به دور یک ستاره کوتوله، قوانین تشکیل سیارات را به چالش میکشد
🔹 ستارهشناسان یک سیاره غولپیکر هماندازه زحل را در حال گردش به دور یک ستاره کوتوله قرمز بسیار کوچک کشف کردهاند. این منظومه که TOI-6894 نام دارد، رکوردی جدید در نجوم است و مدلهای فعلی ما در مورد چگونگی شکلگیری سیارات را با یک معمای جدی روبرو کرده است.
❕ چرا این کشف «قوانین» را به چالش میکشد؟
نظریه غالب برای تشکیل سیارات، مدل «برافزایش هسته» است. بر اساس این مدل، سیارات از یک دیسک چرخان از گاز و غبار به نام «دیسک پیشسیارهای» که به دور یک ستاره جوان در حال گردش است، متولد میشوند. یک قانون ساده در این مدل حاکم است: ستارههای کوچک، دیسکهای کوچک و کمجرمی دارند. بنابراین، تصور میشد که دیسک اطراف یک کوتوله قرمز کوچک، به سادگی «مواد اولیه» کافی برای ساختن یک سیاره غولپیکر گازی را ندارد. این مانند آن است که تلاش کنید با مواد اولیه موجود در یک آشپزخانه کوچک، یک کیک عروسی چند طبقه بپزید!
🔹 این سیاره که TOI-6894b نام دارد، ابتدا توسط ماهواره TESS ناسا به عنوان یک نامزد احتمالی شناسایی شد و سپس توسط تلسکوپهای زمینی (از جمله پروژههای معتبر SPECULOOS و TRAPPIST) تأیید گردید. ستاره میزبان آن تنها ۲۰٪ جرم خورشید را دارد، اما سیاره آن با جرمی حدود نصف زحل، یک غول گازی واقعی است. این سیاره به قدری بزرگ و به ستارهاش نزدیک است که هر عبور آن از مقابل ستاره، ۱۷٪ از نور ستاره را مسدود میکند.
❕ اهمیت این «سیاره ممنوعه» چیست؟
۱- فراوانی سیارات: کوتولههای قرمز رایجترین نوع ستاره در کهکشان ما هستند. اگر این ستارهها، برخلاف تصور قبلی، بتوانند میزبان سیارات غولپیکر باشند، تعداد کل این نوع سیارات در کهکشان راه شیری میتواند بسیار بیشتر از برآوردهای فعلی باشد.
۲- بازنگری در نظریهها: این کشف دانشمندان را مجبور میکند تا در مدلهای تشکیل سیارات بازنگری کنند. شاید مکانیسمهای دیگری مانند «ناپایداری گرانشی» نقش مهمتری ایفا میکنند، یا شاید دیسکهای پیشسیارهای کارآمدتر از آن چیزی هستند که ما فکر میکردیم.
۳- یک آزمایشگاه جوی عالی: به دلیل اندازه بزرگ سیاره و ستاره کوچک، هر عبور آن فرصتی استثنایی برای مطالعه جو این سیاره با تلسکوپهایی مانند جیمز وب فراهم میکند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature Astronomy منتشر شده، بار دیگر نشان میدهد که کیهان همواره راههایی برای غافلگیر کردن ما پیدا میکند و تنوع منظومههای سیارهای بسیار فراتر از تصورات ماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #سیارات_فراخورشیدی #کوتوله_قرمز #تشکیل_سیارات #TESS #SPECULOOS
🔹 ستارهشناسان یک سیاره غولپیکر هماندازه زحل را در حال گردش به دور یک ستاره کوتوله قرمز بسیار کوچک کشف کردهاند. این منظومه که TOI-6894 نام دارد، رکوردی جدید در نجوم است و مدلهای فعلی ما در مورد چگونگی شکلگیری سیارات را با یک معمای جدی روبرو کرده است.
❕ چرا این کشف «قوانین» را به چالش میکشد؟
نظریه غالب برای تشکیل سیارات، مدل «برافزایش هسته» است. بر اساس این مدل، سیارات از یک دیسک چرخان از گاز و غبار به نام «دیسک پیشسیارهای» که به دور یک ستاره جوان در حال گردش است، متولد میشوند. یک قانون ساده در این مدل حاکم است: ستارههای کوچک، دیسکهای کوچک و کمجرمی دارند. بنابراین، تصور میشد که دیسک اطراف یک کوتوله قرمز کوچک، به سادگی «مواد اولیه» کافی برای ساختن یک سیاره غولپیکر گازی را ندارد. این مانند آن است که تلاش کنید با مواد اولیه موجود در یک آشپزخانه کوچک، یک کیک عروسی چند طبقه بپزید!
🔹 این سیاره که TOI-6894b نام دارد، ابتدا توسط ماهواره TESS ناسا به عنوان یک نامزد احتمالی شناسایی شد و سپس توسط تلسکوپهای زمینی (از جمله پروژههای معتبر SPECULOOS و TRAPPIST) تأیید گردید. ستاره میزبان آن تنها ۲۰٪ جرم خورشید را دارد، اما سیاره آن با جرمی حدود نصف زحل، یک غول گازی واقعی است. این سیاره به قدری بزرگ و به ستارهاش نزدیک است که هر عبور آن از مقابل ستاره، ۱۷٪ از نور ستاره را مسدود میکند.
❕ اهمیت این «سیاره ممنوعه» چیست؟
۱- فراوانی سیارات: کوتولههای قرمز رایجترین نوع ستاره در کهکشان ما هستند. اگر این ستارهها، برخلاف تصور قبلی، بتوانند میزبان سیارات غولپیکر باشند، تعداد کل این نوع سیارات در کهکشان راه شیری میتواند بسیار بیشتر از برآوردهای فعلی باشد.
۲- بازنگری در نظریهها: این کشف دانشمندان را مجبور میکند تا در مدلهای تشکیل سیارات بازنگری کنند. شاید مکانیسمهای دیگری مانند «ناپایداری گرانشی» نقش مهمتری ایفا میکنند، یا شاید دیسکهای پیشسیارهای کارآمدتر از آن چیزی هستند که ما فکر میکردیم.
۳- یک آزمایشگاه جوی عالی: به دلیل اندازه بزرگ سیاره و ستاره کوچک، هر عبور آن فرصتی استثنایی برای مطالعه جو این سیاره با تلسکوپهایی مانند جیمز وب فراهم میکند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature Astronomy منتشر شده، بار دیگر نشان میدهد که کیهان همواره راههایی برای غافلگیر کردن ما پیدا میکند و تنوع منظومههای سیارهای بسیار فراتر از تصورات ماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #سیارات_فراخورشیدی #کوتوله_قرمز #تشکیل_سیارات #TESS #SPECULOOS
SciTechDaily
This Tiny Star Hosts a Giant Planet That Breaks the Rules of Astronomy
A Saturn-sized planet circling a tiny red dwarf is rewriting what scientists thought was possible in planetary systems.
🔺 فراتر از درد: مغز شما چگونه از طرد شدن به عنوان یک قطبنما برای ارتباطات اجتماعی استفاده میکند؟
🔹 همه ما درد طرد شدن را تجربه کردهایم؛ دعوت نشدن به یک مهمانی یا نادیده گرفته شدن توسط یک دوست. اما تحقیقات جدید نشان میدهد مغز ما در این لحظات دردناک، کاری بسیار پیچیدهتر از صرفاً «احساس درد» انجام میدهد: در واقع در حال یادگیری و کالیبره کردن قطبنمای اجتماعی ماست.
❕ چرا طرد شدن دردناک است؟ نظریه «درد اجتماعی»
تحقیقات کلاسیک علوم اعصاب نشان دادهاند که طرد شدن اجتماعی، همان ناحیهای از مغز (قشر سینگولیت قدامی) را فعال میکند که درد فیزیکی را پردازش میکند. از دیدگاه تکاملی، این منطقی است: برای اجداد ما، رانده شدن از گروه به معنای مرگ بود، بنابراین مغز ما طرد شدن را به عنوان یک تهدید جدی برای بقا ثبت میکند. اما این تمام داستان نیست.
🔹 یک پژوهش جدید که در ژورنال معتبر PNAS منتشر شده، این ایده را به چالش میکشد. دانشمندان با طراحی یک بازی هوشمندانه دریافتند که مغز ما در هر تعامل اجتماعی، دو نوع اطلاعات کاملاً مجزا را به طور همزمان پردازش و یاد میگیرد:
۱- نتیجه پاداشدهنده: آیا در نهایت پذیرفته شدید یا نه؟ (مثلاً آیا به تیم ورزشی راه پیدا کردید؟)
۲- ارزش رابطهای: دیگران چقدر برای شما ارزش قائل بودند؟ (مثلاً آیا نفر اول انتخاب شدید یا نفر آخر؟)
ممکن است شما به دلیل کمبود ظرفیت پذیرفته نشوید (نتیجه منفی)، اما همچنان بدانید که برایتان ارزش زیادی قائل بودهاند (ارزش رابطهای بالا). مغز این دو را از هم تفکیک میکند.
❕ یک قطبنما با دو سوزن: چگونه مغز یاد میگیرد؟
تصویربرداری مغزی نشان داد که این دو نوع یادگیری توسط دو سیستم کاملاً مجزا در مغز انجام میشود:
- سوزن پاداش: یادگیری از «نتیجه» (پذیرفته شدن یا نشدن)، ناحیه «جسم مخطط شکمی» (Ventral Striatum) را فعال میکند که مرکز پاداش مغز است. این سیستم به ما انگیزه میدهد تا به دنبال تعاملات مثبت باشیم.
- سوزن ارزش: یادگیری در مورد «ارزش رابطهای»، همان ناحیه مرتبط با درد اجتماعی (قشر سینگولیت قدامی) را فعال میکند. اما کار این ناحیه صرفاً احساس درد نیست، بلکه در حال بهروزرسانی یک «نقشه ذهنی» از این است که چه کسی برای ما ارزش قائل است و چه کسی نیست. این سیستم به ما کمک میکند تا تصمیم بگیریم روی کدام روابط سرمایهگذاری کنیم.
🔹 این کشف، درک ما از سلامت روان را نیز عمیقتر میکند. برای مثال، در شرایطی مانند اختلال شخصیت مرزی، ممکن است فرد در تفکیک این دو سیگنال دچار مشکل شود و یک نتیجه منفی (مانند کنسل شدن یک قرار) را به اشتباه به عنوان بیارزش بودن خود تعبیر کند. این پژوهش نشان میدهد که طرد شدن، اگرچه دردناک است، اما یک معلم قدرتمند است که به مغز ما کمک میکند تا در دنیای پیچیده اجتماعی، مسیر خود را به سوی روابط معنادار پیدا کند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #روانشناسی #مغز #یادگیری #سلامت_روان #هوش_اجتماعی
🔹 همه ما درد طرد شدن را تجربه کردهایم؛ دعوت نشدن به یک مهمانی یا نادیده گرفته شدن توسط یک دوست. اما تحقیقات جدید نشان میدهد مغز ما در این لحظات دردناک، کاری بسیار پیچیدهتر از صرفاً «احساس درد» انجام میدهد: در واقع در حال یادگیری و کالیبره کردن قطبنمای اجتماعی ماست.
❕ چرا طرد شدن دردناک است؟ نظریه «درد اجتماعی»
تحقیقات کلاسیک علوم اعصاب نشان دادهاند که طرد شدن اجتماعی، همان ناحیهای از مغز (قشر سینگولیت قدامی) را فعال میکند که درد فیزیکی را پردازش میکند. از دیدگاه تکاملی، این منطقی است: برای اجداد ما، رانده شدن از گروه به معنای مرگ بود، بنابراین مغز ما طرد شدن را به عنوان یک تهدید جدی برای بقا ثبت میکند. اما این تمام داستان نیست.
🔹 یک پژوهش جدید که در ژورنال معتبر PNAS منتشر شده، این ایده را به چالش میکشد. دانشمندان با طراحی یک بازی هوشمندانه دریافتند که مغز ما در هر تعامل اجتماعی، دو نوع اطلاعات کاملاً مجزا را به طور همزمان پردازش و یاد میگیرد:
۱- نتیجه پاداشدهنده: آیا در نهایت پذیرفته شدید یا نه؟ (مثلاً آیا به تیم ورزشی راه پیدا کردید؟)
۲- ارزش رابطهای: دیگران چقدر برای شما ارزش قائل بودند؟ (مثلاً آیا نفر اول انتخاب شدید یا نفر آخر؟)
ممکن است شما به دلیل کمبود ظرفیت پذیرفته نشوید (نتیجه منفی)، اما همچنان بدانید که برایتان ارزش زیادی قائل بودهاند (ارزش رابطهای بالا). مغز این دو را از هم تفکیک میکند.
❕ یک قطبنما با دو سوزن: چگونه مغز یاد میگیرد؟
تصویربرداری مغزی نشان داد که این دو نوع یادگیری توسط دو سیستم کاملاً مجزا در مغز انجام میشود:
- سوزن پاداش: یادگیری از «نتیجه» (پذیرفته شدن یا نشدن)، ناحیه «جسم مخطط شکمی» (Ventral Striatum) را فعال میکند که مرکز پاداش مغز است. این سیستم به ما انگیزه میدهد تا به دنبال تعاملات مثبت باشیم.
- سوزن ارزش: یادگیری در مورد «ارزش رابطهای»، همان ناحیه مرتبط با درد اجتماعی (قشر سینگولیت قدامی) را فعال میکند. اما کار این ناحیه صرفاً احساس درد نیست، بلکه در حال بهروزرسانی یک «نقشه ذهنی» از این است که چه کسی برای ما ارزش قائل است و چه کسی نیست. این سیستم به ما کمک میکند تا تصمیم بگیریم روی کدام روابط سرمایهگذاری کنیم.
🔹 این کشف، درک ما از سلامت روان را نیز عمیقتر میکند. برای مثال، در شرایطی مانند اختلال شخصیت مرزی، ممکن است فرد در تفکیک این دو سیگنال دچار مشکل شود و یک نتیجه منفی (مانند کنسل شدن یک قرار) را به اشتباه به عنوان بیارزش بودن خود تعبیر کند. این پژوهش نشان میدهد که طرد شدن، اگرچه دردناک است، اما یک معلم قدرتمند است که به مغز ما کمک میکند تا در دنیای پیچیده اجتماعی، مسیر خود را به سوی روابط معنادار پیدا کند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #روانشناسی #مغز #یادگیری #سلامت_روان #هوش_اجتماعی
The Conversation
Your brain learns from rejection − here’s how it becomes your compass for connection
Rejection can feel physically painful. It also provides a lesson for your brain on whom to connect with and how.
🔺 چگونه یک اشتباه ظریف در کدنویسی، هزینههای هوش مصنوعی ما را ۹۰٪ افزایش داده بود؟
🔹 یک تیم مهندسی متوجه شد که اسکریپت آنها برای تست مدلهای زبان بزرگ (LLM)، با اینکه به ظاهر تمیز، سریع و بدون خطا کار میکرد، در حال سوزاندن ۱۰ برابر هزینه و منابع بیشتر از حد نیاز بود. این داستان، یک درس مهم در مورد «باگهای پنهان» در بهرهوری و مهندسی مسئولانه است.
❕ برنامهنویسی غیرهمزمان (Async) چیست؟
تصور کنید در حال پختن صبحانه هستید. به جای اینکه منتظر بمانید تا نان تست کاملاً آماده شود و بعد شروع به درست کردن قهوه کنید (روش سنتی یا همزمان)، شما هر دو کار را «همزمان» شروع میکنید (روش غیرهمزمان). در حالی که تست در حال آماده شدن است، شما قهوه را درست میکنید. این روش از «مسدود شدن» و انتظار بیمورد جلوگیری کرده و سرعت کلی را به شدت افزایش میدهد، به خصوص در کارهایی که شامل انتظار برای پاسخ شبکه (مانند ارسال درخواست به یک سرور LLM) هستند.
🔹 مشکل کجا بود؟
اسکریپت این تیم باید ۱۰۰ درخواست به سرور LLM ارسال میکرد، اما به محض دریافت ۱۰ پاسخ مثبت، باید متوقف میشد. از دید کاربر، همه چیز درست بود: اسکریپت پس از دریافت حدود ۲۰ پاسخ (که ۱۰ تای آنها مثبت بود) متوقف میشد. اما در پشت صحنه، یک اتفاق دیگر در حال وقوع بود.
❕ اشتباه ظریف: سفارش دادن ۱۰۰ پیتزا وقتی فقط به ۱۰ تا نیاز دارید!
مشکل در نحوه زمانبندی درخواستها بود. کد آنها به گونهای نوشته شده بود که در همان لحظه اول، هر ۱۰۰ درخواست را به صورت غیرهمزمان «تعریف» و برای اجرا «زمانبندی» میکرد. این مانند آن است که شما به یک رستوران زنگ بزنید و همزمان سفارش ۱۰۰ پیتزا را ثبت کنید، با این امید که پس از تحویل گرفتن دهمین پیتزا، بقیه را لغو کنید. اما رستوران (سرور LLM) از قبل شروع به پختن تمام ۱۰۰ پیتزا کرده است! در نتیجه، با اینکه اسکریپت کاربر زود متوقف میشد، سرور مجبور بود تمام ۱۰۰ درخواست را پردازش کند که این باعث افزایش ۹۰ درصدی هزینه و ترافیک غیرضروری میشد.
🔹 راه حل: کنترل هوشمندانه درخواستها
راهحل، استفاده از یک مکانیزم کنترل همزمانی به نام «سمافور» بود. این تیم با افزودن چند خط کد، تعداد درخواستهای «فعال» در هر لحظه را به یک عدد معقول (مثلاً ۱۵) محدود کردند. با این کار، در حالی که ۱۵ درخواست در حال پردازش بود، ۸۵ درخواست دیگر در صف «منتظر» باقی میماندند. به محض اینکه اسکریپت به ۱۰ پاسخ مثبت خود میرسید و متوقف میشد، آن ۸۵ درخواست منتظر هرگز ارسال نمیشدند.
🔹این مطالعه موردی یک یادآوری مهم است: کد «تمیز» لزوماً کد «بهینه» نیست. در سیستمهای پیچیده، به خصوص در کار با منابع گرانقیمت مانند LLMها، درک عمیق از نحوه اجرای کد و مدیریت هوشمندانه منابع میتواند به صرفهجوییهای عظیم در هزینه و زمان منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#مهندسی_نرم_افزار #هوش_مصنوعی #LLM #برنامه_نویسی #پایتون #بهینه_سازی
🔹 یک تیم مهندسی متوجه شد که اسکریپت آنها برای تست مدلهای زبان بزرگ (LLM)، با اینکه به ظاهر تمیز، سریع و بدون خطا کار میکرد، در حال سوزاندن ۱۰ برابر هزینه و منابع بیشتر از حد نیاز بود. این داستان، یک درس مهم در مورد «باگهای پنهان» در بهرهوری و مهندسی مسئولانه است.
❕ برنامهنویسی غیرهمزمان (Async) چیست؟
تصور کنید در حال پختن صبحانه هستید. به جای اینکه منتظر بمانید تا نان تست کاملاً آماده شود و بعد شروع به درست کردن قهوه کنید (روش سنتی یا همزمان)، شما هر دو کار را «همزمان» شروع میکنید (روش غیرهمزمان). در حالی که تست در حال آماده شدن است، شما قهوه را درست میکنید. این روش از «مسدود شدن» و انتظار بیمورد جلوگیری کرده و سرعت کلی را به شدت افزایش میدهد، به خصوص در کارهایی که شامل انتظار برای پاسخ شبکه (مانند ارسال درخواست به یک سرور LLM) هستند.
🔹 مشکل کجا بود؟
اسکریپت این تیم باید ۱۰۰ درخواست به سرور LLM ارسال میکرد، اما به محض دریافت ۱۰ پاسخ مثبت، باید متوقف میشد. از دید کاربر، همه چیز درست بود: اسکریپت پس از دریافت حدود ۲۰ پاسخ (که ۱۰ تای آنها مثبت بود) متوقف میشد. اما در پشت صحنه، یک اتفاق دیگر در حال وقوع بود.
❕ اشتباه ظریف: سفارش دادن ۱۰۰ پیتزا وقتی فقط به ۱۰ تا نیاز دارید!
مشکل در نحوه زمانبندی درخواستها بود. کد آنها به گونهای نوشته شده بود که در همان لحظه اول، هر ۱۰۰ درخواست را به صورت غیرهمزمان «تعریف» و برای اجرا «زمانبندی» میکرد. این مانند آن است که شما به یک رستوران زنگ بزنید و همزمان سفارش ۱۰۰ پیتزا را ثبت کنید، با این امید که پس از تحویل گرفتن دهمین پیتزا، بقیه را لغو کنید. اما رستوران (سرور LLM) از قبل شروع به پختن تمام ۱۰۰ پیتزا کرده است! در نتیجه، با اینکه اسکریپت کاربر زود متوقف میشد، سرور مجبور بود تمام ۱۰۰ درخواست را پردازش کند که این باعث افزایش ۹۰ درصدی هزینه و ترافیک غیرضروری میشد.
🔹 راه حل: کنترل هوشمندانه درخواستها
راهحل، استفاده از یک مکانیزم کنترل همزمانی به نام «سمافور» بود. این تیم با افزودن چند خط کد، تعداد درخواستهای «فعال» در هر لحظه را به یک عدد معقول (مثلاً ۱۵) محدود کردند. با این کار، در حالی که ۱۵ درخواست در حال پردازش بود، ۸۵ درخواست دیگر در صف «منتظر» باقی میماندند. به محض اینکه اسکریپت به ۱۰ پاسخ مثبت خود میرسید و متوقف میشد، آن ۸۵ درخواست منتظر هرگز ارسال نمیشدند.
🔹این مطالعه موردی یک یادآوری مهم است: کد «تمیز» لزوماً کد «بهینه» نیست. در سیستمهای پیچیده، به خصوص در کار با منابع گرانقیمت مانند LLMها، درک عمیق از نحوه اجرای کد و مدیریت هوشمندانه منابع میتواند به صرفهجوییهای عظیم در هزینه و زمان منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#مهندسی_نرم_افزار #هوش_مصنوعی #LLM #برنامه_نویسی #پایتون #بهینه_سازی
Towards Data Science
How We Reduced LLM Costs by 90% with 5 Lines of Code | Towards Data Science
When clean code hides inefficiencies: what we learned from fixing a few lines of code and saving 90% in LLM cost.
🔺 شکستن دیوار تکینگی: آیا ابرکامپیوترها میتوانند به پیش از بیگ بنگ نگاه کنند؟
🔹 همیشه به ما گفته شده که پرسیدن سوال «چه چیزی قبل از بیگ بنگ بود؟» بیمعنا یا غیرعلمی است. اما یک مقاله جدید از کیهانشناسان برجسته، راهی جدید برای عبور از این مرز دانش پیشنهاد میکند: استفاده از شبیهسازیهای کامپیوتری فوقالعاده پیچیده برای حل معادلات اینشتین در شرایطی که قلم و کاغذ از پاسخ دادن باز میمانند.
❕ چرا پرسیدن این سوال دشوار است؟ دیوار تکینگی
معادلات نسبیت عام اینشتین، که گرانش و کیهان را توصیف میکنند، وقتی به لحظه بیگ بنگ میرسند، «میشکنند». آنها به یک نقطه با چگالی و دمای بینهایت به نام «تکینگی» میرسند که در آن قوانین فیزیک دیگر کار نمیکنند. این مانند یک دیوار است که ما نمیتوانیم آن سوی آن را ببینیم.
🔹 کیهانشناسان برای حل معادلات اینشتین، معمولاً فرض میکنند که جهان اولیه بسیار ساده و «یکنواخت» بوده است. این فرض به آنها اجازه میدهد پاسخهای دقیقی برای بسیاری از سوالات پیدا کنند. اما این کار مانند جستجو کردن فقط در زیر «نور یک چراغ برق» است؛ ما نمیتوانیم به نقاط تاریک و پیچیدهای که این فرض سادهسازی در آنجا صادق نیست، نگاه کنیم.
❕ «نسبیت عددی» چیست؟ نوری در تاریکی
نسبیت عددی (Numerical Relativity) به معنای استفاده از ابرکامپیوترها برای حل نسخههای کامل و بدون سادهسازی معادلات اینشتین است. این ابزار به دانشمندان اجازه میدهد تا از زیر نور چراغ دور شده و به تاریکی قدم بگذارند و شرایطی را شبیهسازی کنند که بسیار پیچیده و نامتقارن هستند؛ شرایطی که ممکن است در لحظه بیگ بنگ یا حتی قبل از آن حاکم بوده باشد.
🔹 با این ابزار قدرتمند، دانشمندان میتوانند به سراغ بزرگترین معماهای کیهانشناسی بروند:
- جهانهای جهنده: آیا جهان ما در یک چرخه ابدی از بیگ بنگها و فروپاشیها قرار دارد؟
- چندجهانی: آیا میتوانیم نشانههایی از برخورد جهان ما با یک جهان همسایه را پیدا کنیم؟
- ریسمانهای کیهانی: آیا میتوانیم امواج گرانشی حاصل از «ترک»های باستانی در تار و پود فضا-زمان را شناسایی کنیم؟
🔹 این مقاله یک «نقشه راه» برای آینده کیهانشناسی است. این پژوهش هنوز پاسخ این سوالات را به ما نمیدهد، اما برای اولین بار، یک ابزار عملی و قدرتمند برای شروع جستجو در اختیار ما قرار میدهد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #بیگ_بنگ #نسبیت_عام #ابرکامپیوتر #فیزیک_نظری #تکینگی
🔹 همیشه به ما گفته شده که پرسیدن سوال «چه چیزی قبل از بیگ بنگ بود؟» بیمعنا یا غیرعلمی است. اما یک مقاله جدید از کیهانشناسان برجسته، راهی جدید برای عبور از این مرز دانش پیشنهاد میکند: استفاده از شبیهسازیهای کامپیوتری فوقالعاده پیچیده برای حل معادلات اینشتین در شرایطی که قلم و کاغذ از پاسخ دادن باز میمانند.
❕ چرا پرسیدن این سوال دشوار است؟ دیوار تکینگی
معادلات نسبیت عام اینشتین، که گرانش و کیهان را توصیف میکنند، وقتی به لحظه بیگ بنگ میرسند، «میشکنند». آنها به یک نقطه با چگالی و دمای بینهایت به نام «تکینگی» میرسند که در آن قوانین فیزیک دیگر کار نمیکنند. این مانند یک دیوار است که ما نمیتوانیم آن سوی آن را ببینیم.
🔹 کیهانشناسان برای حل معادلات اینشتین، معمولاً فرض میکنند که جهان اولیه بسیار ساده و «یکنواخت» بوده است. این فرض به آنها اجازه میدهد پاسخهای دقیقی برای بسیاری از سوالات پیدا کنند. اما این کار مانند جستجو کردن فقط در زیر «نور یک چراغ برق» است؛ ما نمیتوانیم به نقاط تاریک و پیچیدهای که این فرض سادهسازی در آنجا صادق نیست، نگاه کنیم.
❕ «نسبیت عددی» چیست؟ نوری در تاریکی
نسبیت عددی (Numerical Relativity) به معنای استفاده از ابرکامپیوترها برای حل نسخههای کامل و بدون سادهسازی معادلات اینشتین است. این ابزار به دانشمندان اجازه میدهد تا از زیر نور چراغ دور شده و به تاریکی قدم بگذارند و شرایطی را شبیهسازی کنند که بسیار پیچیده و نامتقارن هستند؛ شرایطی که ممکن است در لحظه بیگ بنگ یا حتی قبل از آن حاکم بوده باشد.
🔹 با این ابزار قدرتمند، دانشمندان میتوانند به سراغ بزرگترین معماهای کیهانشناسی بروند:
- جهانهای جهنده: آیا جهان ما در یک چرخه ابدی از بیگ بنگها و فروپاشیها قرار دارد؟
- چندجهانی: آیا میتوانیم نشانههایی از برخورد جهان ما با یک جهان همسایه را پیدا کنیم؟
- ریسمانهای کیهانی: آیا میتوانیم امواج گرانشی حاصل از «ترک»های باستانی در تار و پود فضا-زمان را شناسایی کنیم؟
🔹 این مقاله یک «نقشه راه» برای آینده کیهانشناسی است. این پژوهش هنوز پاسخ این سوالات را به ما نمیدهد، اما برای اولین بار، یک ابزار عملی و قدرتمند برای شروع جستجو در اختیار ما قرار میدهد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #بیگ_بنگ #نسبیت_عام #ابرکامپیوتر #فیزیک_نظری #تکینگی
phys.org
What happened before the Big Bang? Computational method may provide answers
We're often told it is "unscientific" or "meaningless" to ask what happened before the Big Bang. But a new paper by FQxI cosmologist Eugene Lim, of King's College London, UK, and astrophysicists Katy ...
🔺 چرا یک سیاهچاله نمیتواند کل جهان را ببلعد؟ پاسخ علم به یک ترس کیهانی
🔹 سیاهچالهها اغلب به عنوان هیولاهای گرسنه کیهان تصور میشوند؛ جاروبرقیهای کیهانی که هر چیزی را به درون خود میکشند. اما آیا این امکان وجود دارد که یک سیاهچاله آنقدر بزرگ شود که کل جهان ما را ببلعد؟ به گفته ناسا و فیزیکدانان، پاسخ کوتاه و قاطع «خیر» است.
❕ یک آزمایش فکری کلیدی: اگر خورشید به سیاهچاله تبدیل میشد چه اتفاقی میافتاد؟
تصور کنید خورشید ما به طور ناگهانی به یک سیاهچاله با «جرم کاملاً یکسان» تبدیل شود. چه بلایی سر زمین میآمد؟ هیچ! زمین و سایر سیارات دقیقاً در همان مدار فعلی به چرخش خود ادامه میدادند. تنها تفاوت این بود که همه چیز تاریک و بسیار سرد میشد. این آزمایش فکری به ما یک قانون بنیادین فیزیک را میآموزد: گرانش یک جسم به «جرم» و «فاصله» شما از آن بستگی دارد، نه به اینکه آن جسم ستاره است یا سیاهچاله. سیاهچالهها اجسام را به سمت خود «نمیمکند»؛ آنها فقط گرانش بسیار قویای در فاصله بسیار نزدیک دارند.
🔹 یک سیاهچاله تنها اجرامی را میبلعد که از «افق رویداد» آن عبور کنند؛ نقطهای بیبازگشت که حتی نور نیز نمیتواند از آن بگریزد. برای یک سیاهچاله همجرم خورشید، این مرز تنها ۳ کیلومتر از مرکز آن فاصله دارد. بنابراین، تا زمانی که یک جسم فضایی مستقیماً به سمت سیاهچاله حرکت نکند و از این مرز بسیار نزدیک عبور ننماید، در امان خواهد بود.
❕ دو محدودیت بزرگ کیهانی برای رشد سیاهچالهها
حتی بزرگترین سیاهچالهها نیز نمیتوانند تا ابد به صورت افسارگسیخته رشد کنند. دو دلیل اصلی برای این موضوع وجود دارد:
۱- خود-تنظیمی: وقتی یک سیاهچاله به طور حریصانه مواد اطراف خود را میبلعد، این فرآیند مقادیر عظیمی تابش و انرژی آزاد میکند. این تابش، مانند یک باد قدرتمند، گاز و غبار اطراف را داغ کرده و به بیرون پرتاب میکند و در نتیجه، رسیدن «غذا»ی بیشتر به سیاهچاله را دشوار میسازد.
۲- انبساط جهان: در مقیاسهای بسیار بزرگ، خود فضا-زمان با سرعتی در حال انبساط است که از سرعت گرانش بیشتر است. این انبساط باعث میشود کهکشانها و خوشههای کهکشانی دائماً از یکدیگر دور شوند و این عملاً غیرممکن میسازد که یک سیاهچاله بتواند بر کل جهان غلبه کند.
🔹 بنابراین، میتوانید آسوده خاطر باشید. سیاهچالهها پدیدههای شگفتانگیز و قدرتمندی هستند، اما آنها هیولاهای همهچیزخوار داستانهای علمی-تخیلی نیستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سیاه_چاله #کیهان_شناسی #گرانش #نسبیت_عام #نجوم
🔹 سیاهچالهها اغلب به عنوان هیولاهای گرسنه کیهان تصور میشوند؛ جاروبرقیهای کیهانی که هر چیزی را به درون خود میکشند. اما آیا این امکان وجود دارد که یک سیاهچاله آنقدر بزرگ شود که کل جهان ما را ببلعد؟ به گفته ناسا و فیزیکدانان، پاسخ کوتاه و قاطع «خیر» است.
❕ یک آزمایش فکری کلیدی: اگر خورشید به سیاهچاله تبدیل میشد چه اتفاقی میافتاد؟
تصور کنید خورشید ما به طور ناگهانی به یک سیاهچاله با «جرم کاملاً یکسان» تبدیل شود. چه بلایی سر زمین میآمد؟ هیچ! زمین و سایر سیارات دقیقاً در همان مدار فعلی به چرخش خود ادامه میدادند. تنها تفاوت این بود که همه چیز تاریک و بسیار سرد میشد. این آزمایش فکری به ما یک قانون بنیادین فیزیک را میآموزد: گرانش یک جسم به «جرم» و «فاصله» شما از آن بستگی دارد، نه به اینکه آن جسم ستاره است یا سیاهچاله. سیاهچالهها اجسام را به سمت خود «نمیمکند»؛ آنها فقط گرانش بسیار قویای در فاصله بسیار نزدیک دارند.
🔹 یک سیاهچاله تنها اجرامی را میبلعد که از «افق رویداد» آن عبور کنند؛ نقطهای بیبازگشت که حتی نور نیز نمیتواند از آن بگریزد. برای یک سیاهچاله همجرم خورشید، این مرز تنها ۳ کیلومتر از مرکز آن فاصله دارد. بنابراین، تا زمانی که یک جسم فضایی مستقیماً به سمت سیاهچاله حرکت نکند و از این مرز بسیار نزدیک عبور ننماید، در امان خواهد بود.
❕ دو محدودیت بزرگ کیهانی برای رشد سیاهچالهها
حتی بزرگترین سیاهچالهها نیز نمیتوانند تا ابد به صورت افسارگسیخته رشد کنند. دو دلیل اصلی برای این موضوع وجود دارد:
۱- خود-تنظیمی: وقتی یک سیاهچاله به طور حریصانه مواد اطراف خود را میبلعد، این فرآیند مقادیر عظیمی تابش و انرژی آزاد میکند. این تابش، مانند یک باد قدرتمند، گاز و غبار اطراف را داغ کرده و به بیرون پرتاب میکند و در نتیجه، رسیدن «غذا»ی بیشتر به سیاهچاله را دشوار میسازد.
۲- انبساط جهان: در مقیاسهای بسیار بزرگ، خود فضا-زمان با سرعتی در حال انبساط است که از سرعت گرانش بیشتر است. این انبساط باعث میشود کهکشانها و خوشههای کهکشانی دائماً از یکدیگر دور شوند و این عملاً غیرممکن میسازد که یک سیاهچاله بتواند بر کل جهان غلبه کند.
🔹 بنابراین، میتوانید آسوده خاطر باشید. سیاهچالهها پدیدههای شگفتانگیز و قدرتمندی هستند، اما آنها هیولاهای همهچیزخوار داستانهای علمی-تخیلی نیستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سیاه_چاله #کیهان_شناسی #گرانش #نسبیت_عام #نجوم
livescience.com
Could a black hole devour the universe?
Black holes can swallow stars, planets and even merge with other black holes, but could a massive one swallow the entire universe?
🔺 محور روده-مغز: آیا یک مکمل پریبیوتیک میتواند حافظه را در بزرگسالان سالم بهبود بخشد؟
📌 توجه: برخلاف برخی عناوین خبری، این مطالعه به هیچ وجه «جلوگیری از زوال عقل» را نشان نمیدهد. این یک پژوهش اولیه و محدود روی افراد سالم است که نتایج آن نباید به توصیههای درمانی تعمیم داده شود. لطفاً متن را با دقت مطالعه فرمایید.
🔹 دانشمندان در یک مطالعه با طراحی بسیار هوشمندانه، به بررسی این موضوع پرداختند که آیا میتوان با تغذیه باکتریهای مفید روده، عملکرد شناختی را در افراد مسن سالم بهبود بخشید یا خیر. نتایج این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، سرنخهای جالبی ارائه میدهد.
❕ پریبیوتیک چیست و با پروبیوتیک چه تفاوتی دارد؟
- پروبیوتیکها: خودِ باکتریهای مفید زنده هستند (مانند آنچه در ماست وجود دارد).
- پریبیوتیکها: «غذای» باکتریهای مفید هستند. اینها نوعی فیبر گیاهی (مانند اینولین و FOS) هستند که بدن ما قادر به هضم آنها نیست، اما باکتریهای خوب روده از آنها تغذیه کرده و رشد میکنند.
🔹 یک طراحی مطالعاتی بسیار قوی: دوقلوها
این پژوهش بر روی ۳۶ جفت دوقلوی سالم بالای ۶۰ سال انجام شد. در هر جفت، به یک دوقلو به مدت ۱۲ هفته مکمل پریبیوتیک (ترکیبی از فروکتوالیگوساکاریدها و اینولین) و به دوقلوی دیگر دارونما داده شد. طراحی بر روی دوقلوها به محققان اجازه میدهد تا تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی مشترک را به بهترین شکل کنترل کنند.
❕ مطالعه چه چیزی را نشان داد و چه چیزی را نشان نداد؟
- آنچه نشان داده شد: گروهی که مکمل پریبیوتیک دریافت کرده بودند، در پایان ۱۲ هفته، در یک تست حافظه خاص (که به تغییرات اولیه مرتبط با آلزایمر حساس است) امتیاز بهتری کسب کردند. همچنین، همانطور که انتظار میرفت، جمعیت باکتریهای مفید «بیفیدوباکتریوم» در روده آنها افزایش یافت.
- آنچه نشان داده نشد: این مطالعه هیچ تأثیری بر عملکرد فیزیکی و قدرت عضلانی (که هدف اولیه مطالعه بود) نشان نداد. مهمتر از همه، این مطالعه به هیچ وجه «جلوگیری از زوال عقل» را بررسی یا اثبات نکرده است.
🔹 نتیجهگیری محتاطانه و علمی:
این یک مطالعه اولیه، کوچک و کوتاهمدت است که نشان میدهد یک مداخله ساده و ارزان در روده، ممکن است پتانسیل تأثیرگذاری بر جنبههای خاصی از عملکرد شناختی در افراد سالم را داشته باشد. این یافته، اهمیت محور روده-مغز را برجسته میکند، اما برای رسیدن به هرگونه نتیجهگیری قطعی یا توصیه بالینی، به مطالعات بسیار بزرگتر و طولانیمدتتر نیاز است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #سلامت_مغز #میکروبیوم #پری_بیوتیک #حافظه #محور_روده_مغز
📌 توجه: برخلاف برخی عناوین خبری، این مطالعه به هیچ وجه «جلوگیری از زوال عقل» را نشان نمیدهد. این یک پژوهش اولیه و محدود روی افراد سالم است که نتایج آن نباید به توصیههای درمانی تعمیم داده شود. لطفاً متن را با دقت مطالعه فرمایید.
🔹 دانشمندان در یک مطالعه با طراحی بسیار هوشمندانه، به بررسی این موضوع پرداختند که آیا میتوان با تغذیه باکتریهای مفید روده، عملکرد شناختی را در افراد مسن سالم بهبود بخشید یا خیر. نتایج این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، سرنخهای جالبی ارائه میدهد.
❕ پریبیوتیک چیست و با پروبیوتیک چه تفاوتی دارد؟
- پروبیوتیکها: خودِ باکتریهای مفید زنده هستند (مانند آنچه در ماست وجود دارد).
- پریبیوتیکها: «غذای» باکتریهای مفید هستند. اینها نوعی فیبر گیاهی (مانند اینولین و FOS) هستند که بدن ما قادر به هضم آنها نیست، اما باکتریهای خوب روده از آنها تغذیه کرده و رشد میکنند.
🔹 یک طراحی مطالعاتی بسیار قوی: دوقلوها
این پژوهش بر روی ۳۶ جفت دوقلوی سالم بالای ۶۰ سال انجام شد. در هر جفت، به یک دوقلو به مدت ۱۲ هفته مکمل پریبیوتیک (ترکیبی از فروکتوالیگوساکاریدها و اینولین) و به دوقلوی دیگر دارونما داده شد. طراحی بر روی دوقلوها به محققان اجازه میدهد تا تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی مشترک را به بهترین شکل کنترل کنند.
❕ مطالعه چه چیزی را نشان داد و چه چیزی را نشان نداد؟
- آنچه نشان داده شد: گروهی که مکمل پریبیوتیک دریافت کرده بودند، در پایان ۱۲ هفته، در یک تست حافظه خاص (که به تغییرات اولیه مرتبط با آلزایمر حساس است) امتیاز بهتری کسب کردند. همچنین، همانطور که انتظار میرفت، جمعیت باکتریهای مفید «بیفیدوباکتریوم» در روده آنها افزایش یافت.
- آنچه نشان داده نشد: این مطالعه هیچ تأثیری بر عملکرد فیزیکی و قدرت عضلانی (که هدف اولیه مطالعه بود) نشان نداد. مهمتر از همه، این مطالعه به هیچ وجه «جلوگیری از زوال عقل» را بررسی یا اثبات نکرده است.
🔹 نتیجهگیری محتاطانه و علمی:
این یک مطالعه اولیه، کوچک و کوتاهمدت است که نشان میدهد یک مداخله ساده و ارزان در روده، ممکن است پتانسیل تأثیرگذاری بر جنبههای خاصی از عملکرد شناختی در افراد سالم را داشته باشد. این یافته، اهمیت محور روده-مغز را برجسته میکند، اما برای رسیدن به هرگونه نتیجهگیری قطعی یا توصیه بالینی، به مطالعات بسیار بزرگتر و طولانیمدتتر نیاز است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #سلامت_مغز #میکروبیوم #پری_بیوتیک #حافظه #محور_روده_مغز
Earth.com
Common and inexpensive supplement quickly improves memory and prevents dementia
A twin trial reveals that daily consumption of protein and prebiotics called fructooligosaccharides quickly improves memory in older adults.
🔺 شیمی شگفتانگیز: دانشمندان کریستالی ساختند که مانند یک موجود زنده، اکسیژن «نفس» میکشد
🔹 دانشمندان کریستال جدیدی ساختهاند که میتواند مانند یک موجود زنده، به طور مکرر اکسیژن را «جذب» و «آزاد» کند. این ماده شگفتانگیز که از استرانسیوم، آهن و کبالت ساخته شده، میتواند فناوریهای انرژی پاک، از پیلهای سوختی هیدروژنی گرفته تا پنجرههای هوشمند را متحول کند.
❕ این «تنفس» چگونه کار میکند؟
این «تنفس» یک فرآیند شیمیایی برگشتپذیر است و ربطی به حیات ندارد. این کریستال مانند یک اسفنج برای اکسیژن عمل میکند. اتمهای کبالت در این ساختار میتوانند با دریافت گرما، حالت الکترونی خود را تغییر داده و یک اتم اکسیژن را «بازدم» کنند و یک جای خالی در شبکه کریستالی به جا بگذارند. سپس، با قرار گرفتن مجدد در معرض اکسیژن، آن را «استنشاق» کرده و به حالت اولیه خود بازمیگردند. این فرآیند بارها و بارها بدون تخریب ساختار کریستال قابل تکرار است.
🔹 این اولین مادهای نیست که چنین قابلیتی دارد، اما مزیت بزرگ آن این است که این فرآیند را در دماهای نسبتاً پایین (حدود ۴۰۰ درجه سانتیگراد) و با پایداری بالا انجام میدهد. این یک پیشرفت بزرگ برای «پیلهای سوختی اکسید جامد» (SOFCs) است که هیدروژن را به الکتریسیته تبدیل میکنند اما معمولاً به دماهای بسیار بالاتر (۶۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه) نیاز دارند. کاهش دمای عملیاتی، آنها را ارزانتر و کارآمدتر میکند.
❕ چالش بزرگ: مشکل کبالت
با این حال، این فناوری یک چالش بزرگ به همراه دارد: کبالت. بخش قابل توجهی از کبالت جهان از معادنی استخراج میشود که با نقض حقوق بشر و آسیبهای شدید زیستمحیطی همراه هستند. کمیاب بودن و قیمت بالای این فلز نیز یکی دیگر از موانع بزرگ برای استفاده گسترده از این فناوری است.
🔹 این کریستال همچنین با آزاد کردن اکسیژن، شفافتر میشود که آن را به گزینهای ایدهآل برای ساخت «پنجرههای هوشمند» تبدیل میکند که میتوانند جریان گرما را بر اساس شرایط محیطی تنظیم کنند. این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، یک گام مهم به سوی ساخت مواد هوشمندی است که میتوانند خود را با محیط تطبیق دهند، هرچند چالشهای عملی برای تولید انبوه آن همچنان باقی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #علم_مواد #فناوری_سبز #انرژی_پاک #پیل_سوختی #کبالت
🔹 دانشمندان کریستال جدیدی ساختهاند که میتواند مانند یک موجود زنده، به طور مکرر اکسیژن را «جذب» و «آزاد» کند. این ماده شگفتانگیز که از استرانسیوم، آهن و کبالت ساخته شده، میتواند فناوریهای انرژی پاک، از پیلهای سوختی هیدروژنی گرفته تا پنجرههای هوشمند را متحول کند.
❕ این «تنفس» چگونه کار میکند؟
این «تنفس» یک فرآیند شیمیایی برگشتپذیر است و ربطی به حیات ندارد. این کریستال مانند یک اسفنج برای اکسیژن عمل میکند. اتمهای کبالت در این ساختار میتوانند با دریافت گرما، حالت الکترونی خود را تغییر داده و یک اتم اکسیژن را «بازدم» کنند و یک جای خالی در شبکه کریستالی به جا بگذارند. سپس، با قرار گرفتن مجدد در معرض اکسیژن، آن را «استنشاق» کرده و به حالت اولیه خود بازمیگردند. این فرآیند بارها و بارها بدون تخریب ساختار کریستال قابل تکرار است.
🔹 این اولین مادهای نیست که چنین قابلیتی دارد، اما مزیت بزرگ آن این است که این فرآیند را در دماهای نسبتاً پایین (حدود ۴۰۰ درجه سانتیگراد) و با پایداری بالا انجام میدهد. این یک پیشرفت بزرگ برای «پیلهای سوختی اکسید جامد» (SOFCs) است که هیدروژن را به الکتریسیته تبدیل میکنند اما معمولاً به دماهای بسیار بالاتر (۶۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه) نیاز دارند. کاهش دمای عملیاتی، آنها را ارزانتر و کارآمدتر میکند.
❕ چالش بزرگ: مشکل کبالت
با این حال، این فناوری یک چالش بزرگ به همراه دارد: کبالت. بخش قابل توجهی از کبالت جهان از معادنی استخراج میشود که با نقض حقوق بشر و آسیبهای شدید زیستمحیطی همراه هستند. کمیاب بودن و قیمت بالای این فلز نیز یکی دیگر از موانع بزرگ برای استفاده گسترده از این فناوری است.
🔹 این کریستال همچنین با آزاد کردن اکسیژن، شفافتر میشود که آن را به گزینهای ایدهآل برای ساخت «پنجرههای هوشمند» تبدیل میکند که میتوانند جریان گرما را بر اساس شرایط محیطی تنظیم کنند. این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، یک گام مهم به سوی ساخت مواد هوشمندی است که میتوانند خود را با محیط تطبیق دهند، هرچند چالشهای عملی برای تولید انبوه آن همچنان باقی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #علم_مواد #فناوری_سبز #انرژی_پاک #پیل_سوختی #کبالت
Popular Mechanics
Scientists Discovered a Powerful Crystal That Breathes Oxygen Like a Living Thing
With the ability to release and absorb oxygen at low temperatures, this metal oxide could improve everything from fuel cell technology to smart windows.
❤1