🔺 شکستن سد دما: پیشرفت بزرگ در علم مواد، راه را برای پیلهای سوختی هیدروژنی ارزانتر هموار میکند
🔹 یکی از بزرگترین رویاهای انرژی پاک، استفاده از هیدروژن است. اما یک مانع بزرگ همواره بر سر راه آن بوده: پیلهای سوختی کارآمد (از نوع اکسید جامد) برای تولید برق از هیدروژن، به دماهای فوقالعاده بالا (حدود ۸۰۰ درجه سانتیگراد) نیاز دارند که آنها را بسیار گران و پیچیده میکند. اکنون، یک پیشرفت بزرگ در علم مواد که در ژورنال معتبر Nature Materials منتشر شده، این سد را شکسته است.
❕ چرا «دما» در پیلهای سوختی هیدروژنی اینقدر مهم است؟
در یک پیل سوختی، یک لایه سرامیکی به نام «الکترولیت» باید به یونهای هیدروژن (پروتونها) اجازه دهد تا به سرعت از آن عبور کنند. در مواد معمولی، این اتفاق تنها در دماهای بسیار بالا به اندازه کافی سریع رخ میدهد. این دمای بالا نیازمند استفاده از مواد گرانقیمت و مقاوم در برابر حرارت است و کاربرد این پیلها را به نیروگاههای بزرگ محدود میکند. کاهش این دما، کلید ساخت سیستمهای کوچکتر، ارزانتر و در دسترستر است.
🔹 دانشمندان دانشگاه کیوشو ژاپن موفق به ساخت یک الکترولیت سرامیکی جدید شدهاند که در دمای تنها ۳۰۰ درجه سانتیگراد، همان کارایی الکترولیتهای فعلی در دمای ۸۰۰ درجه را دارد! این کاهش بیش از ۵۰ درصدی دما، یک جهش بزرگ محسوب میشود.
❕ راز موفقیت: یک «بزرگراه» برای پروتونها
دانشمندان با یک پارادوکس قدیمی روبرو بودند: برای افزایش تعداد پروتونها در الکترولیت، باید به آن مواد افزودنی (دوپینگ) اضافه کرد. اما این مواد افزودنی معمولاً مسیر حرکت پروتونها را «مسدود» کرده و سرعت آنها را کم میکنند. تیم تحقیقاتی با یک ایده هوشمندانه این مشکل را حل کرد:
آنها از یک ترکیب سرامیکی «نرمتر» از حد معمول استفاده کردند و آن را با غلظت بالایی از «اسکاندیوم» دوپینگ کردند. اتمهای اسکاندیوم به جای مسدود کردن مسیر، یک «بزرگراه مولکولی» باز و نرم برای عبور پروتونها ایجاد کردند که به آنها اجازه میدهد با سرعت بسیار بالا حرکت کنند.
🔹 این کشف، راه را برای طراحی نسل جدیدی از پیلهای سوختی ارزانقیمت که در دماهای متوسط کار میکنند، هموار میسازد. هرچند دمای ۳۰۰ درجه سانتیگراد هنوز برای کاربردهای روزمره داغ است، اما این پیشرفت بزرگ، یک گام کلیدی به سوی تحقق اقتصاد هیدروژنی و استفاده گسترده از این منبع انرژی پاک است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#انرژی_پاک #هیدروژن #پیل_سوختی #علم_مواد #فناوری_سبز #مهندسی
🔹 یکی از بزرگترین رویاهای انرژی پاک، استفاده از هیدروژن است. اما یک مانع بزرگ همواره بر سر راه آن بوده: پیلهای سوختی کارآمد (از نوع اکسید جامد) برای تولید برق از هیدروژن، به دماهای فوقالعاده بالا (حدود ۸۰۰ درجه سانتیگراد) نیاز دارند که آنها را بسیار گران و پیچیده میکند. اکنون، یک پیشرفت بزرگ در علم مواد که در ژورنال معتبر Nature Materials منتشر شده، این سد را شکسته است.
❕ چرا «دما» در پیلهای سوختی هیدروژنی اینقدر مهم است؟
در یک پیل سوختی، یک لایه سرامیکی به نام «الکترولیت» باید به یونهای هیدروژن (پروتونها) اجازه دهد تا به سرعت از آن عبور کنند. در مواد معمولی، این اتفاق تنها در دماهای بسیار بالا به اندازه کافی سریع رخ میدهد. این دمای بالا نیازمند استفاده از مواد گرانقیمت و مقاوم در برابر حرارت است و کاربرد این پیلها را به نیروگاههای بزرگ محدود میکند. کاهش این دما، کلید ساخت سیستمهای کوچکتر، ارزانتر و در دسترستر است.
🔹 دانشمندان دانشگاه کیوشو ژاپن موفق به ساخت یک الکترولیت سرامیکی جدید شدهاند که در دمای تنها ۳۰۰ درجه سانتیگراد، همان کارایی الکترولیتهای فعلی در دمای ۸۰۰ درجه را دارد! این کاهش بیش از ۵۰ درصدی دما، یک جهش بزرگ محسوب میشود.
❕ راز موفقیت: یک «بزرگراه» برای پروتونها
دانشمندان با یک پارادوکس قدیمی روبرو بودند: برای افزایش تعداد پروتونها در الکترولیت، باید به آن مواد افزودنی (دوپینگ) اضافه کرد. اما این مواد افزودنی معمولاً مسیر حرکت پروتونها را «مسدود» کرده و سرعت آنها را کم میکنند. تیم تحقیقاتی با یک ایده هوشمندانه این مشکل را حل کرد:
آنها از یک ترکیب سرامیکی «نرمتر» از حد معمول استفاده کردند و آن را با غلظت بالایی از «اسکاندیوم» دوپینگ کردند. اتمهای اسکاندیوم به جای مسدود کردن مسیر، یک «بزرگراه مولکولی» باز و نرم برای عبور پروتونها ایجاد کردند که به آنها اجازه میدهد با سرعت بسیار بالا حرکت کنند.
🔹 این کشف، راه را برای طراحی نسل جدیدی از پیلهای سوختی ارزانقیمت که در دماهای متوسط کار میکنند، هموار میسازد. هرچند دمای ۳۰۰ درجه سانتیگراد هنوز برای کاربردهای روزمره داغ است، اما این پیشرفت بزرگ، یک گام کلیدی به سوی تحقق اقتصاد هیدروژنی و استفاده گسترده از این منبع انرژی پاک است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#انرژی_پاک #هیدروژن #پیل_سوختی #علم_مواد #فناوری_سبز #مهندسی
Gizmodo
Engineering Breakthrough Opens Door to Cheap Hydrogen Power
A new type of hydrogen fuel cell operates at much lower temperatures than what’s typically required for existing fuel cells, bringing them closer to widespread implementation.
🔺 غافلگیری در روده: افزودنیهای رایج غذایی که تصور میشد هضم نمیشوند، توسط باکتریها تجزیه میشوند
🔹 بسیاری از افزودنیهای غذایی رایج که برای غلیظ کردن محصولاتی مانند سس کچاپ، سس سالاد و بستنی استفاده میشوند، بر پایه سلولز ساخته شدهاند. باور عمومی و علمی تا به امروز این بود که این ترکیبات بدون تغییر از دستگاه گوارش ما عبور میکنند. اما یک پژوهش جدید نشان میدهد که باکتریهای روده ما در شرایطی خاص، میتوانند این ترکیبات را هضم کرده و به عنوان منبع انرژی مصرف کنند.
❕ این «غلظتدهندههای سلولزی» چه هستند؟
اینها ترکیباتی هستند که از سلولز طبیعی (موجود در گیاهان) مشتق شده و به صورت شیمیایی اصلاح شدهاند تا در آب حل شده و مایعات را غلیظ کنند. نامهای رایج آنها روی برچسبهای مواد غذایی شامل «کربوکسی متیل سلولز (CMC)» یا «متیل سلولز (MC)» است و در طیف وسیعی از محصولات فرآوریشده یافت میشوند.
🔹 این تحقیق که در ژورنال باکتریشناسی منتشر شده، کشف کرد که باکتریهای روده به تنهایی قادر به هضم این ترکیبات مصنوعی نیستند. اما یک اتفاق شگفتانگیز زمانی رخ میدهد که این باکتریها با فیبرهای طبیعی موجود در میوهها، سبزیجات و غلات «آماده» یا «فعال» (primed) شوند.
❕ مکانیسم «آمادهسازی» چگونه کار میکند؟
تصور کنید باکتریهای روده شما یک جعبه ابزار دارند. فیبرهای طبیعی مانند یک کلید عمل کرده و این جعبه ابزار را باز میکنند و آنزیمهای خاصی را روی سطح باکتری فعال میسازند. این پژوهش نشان داد که همین آنزیمها که برای هضم فیبر طبیعی فعال شدهاند، میتوانند به عنوان یک «اثر جانبی»، ترکیبات سلولزی مصنوعی را نیز تجزیه کنند. این یک مثال زیبا از تعامل پیچیده بین اجزای مختلف رژیم غذایی ما در سطح میکروبی است.
🔹 این یافته به معنای ناسالم بودن این افزودنیها نیست، بلکه پنجره جدیدی را به روی تحقیقات باز میکند. به گفته دکتر هری برومر، از نویسندگان مقاله: «اینکه این افزودنیهای رایج صرفاً غلظتدهندههای غیرفعال نیستند، یک شگفتی است.» محققان اکنون قصد دارند بررسی کنند که این توانایی در چه طیفی از باکتریهای روده وجود دارد و آیا متابولیسم این ترکیبات میتواند تأثیرات تغذیهای یا فیزیولوژیکی بر انسان داشته باشد یا خیر.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #میکروبیوم #سلامت_روده #گوارش #علوم_غذایی #باکتری
🔹 بسیاری از افزودنیهای غذایی رایج که برای غلیظ کردن محصولاتی مانند سس کچاپ، سس سالاد و بستنی استفاده میشوند، بر پایه سلولز ساخته شدهاند. باور عمومی و علمی تا به امروز این بود که این ترکیبات بدون تغییر از دستگاه گوارش ما عبور میکنند. اما یک پژوهش جدید نشان میدهد که باکتریهای روده ما در شرایطی خاص، میتوانند این ترکیبات را هضم کرده و به عنوان منبع انرژی مصرف کنند.
❕ این «غلظتدهندههای سلولزی» چه هستند؟
اینها ترکیباتی هستند که از سلولز طبیعی (موجود در گیاهان) مشتق شده و به صورت شیمیایی اصلاح شدهاند تا در آب حل شده و مایعات را غلیظ کنند. نامهای رایج آنها روی برچسبهای مواد غذایی شامل «کربوکسی متیل سلولز (CMC)» یا «متیل سلولز (MC)» است و در طیف وسیعی از محصولات فرآوریشده یافت میشوند.
🔹 این تحقیق که در ژورنال باکتریشناسی منتشر شده، کشف کرد که باکتریهای روده به تنهایی قادر به هضم این ترکیبات مصنوعی نیستند. اما یک اتفاق شگفتانگیز زمانی رخ میدهد که این باکتریها با فیبرهای طبیعی موجود در میوهها، سبزیجات و غلات «آماده» یا «فعال» (primed) شوند.
❕ مکانیسم «آمادهسازی» چگونه کار میکند؟
تصور کنید باکتریهای روده شما یک جعبه ابزار دارند. فیبرهای طبیعی مانند یک کلید عمل کرده و این جعبه ابزار را باز میکنند و آنزیمهای خاصی را روی سطح باکتری فعال میسازند. این پژوهش نشان داد که همین آنزیمها که برای هضم فیبر طبیعی فعال شدهاند، میتوانند به عنوان یک «اثر جانبی»، ترکیبات سلولزی مصنوعی را نیز تجزیه کنند. این یک مثال زیبا از تعامل پیچیده بین اجزای مختلف رژیم غذایی ما در سطح میکروبی است.
🔹 این یافته به معنای ناسالم بودن این افزودنیها نیست، بلکه پنجره جدیدی را به روی تحقیقات باز میکند. به گفته دکتر هری برومر، از نویسندگان مقاله: «اینکه این افزودنیهای رایج صرفاً غلظتدهندههای غیرفعال نیستند، یک شگفتی است.» محققان اکنون قصد دارند بررسی کنند که این توانایی در چه طیفی از باکتریهای روده وجود دارد و آیا متابولیسم این ترکیبات میتواند تأثیرات تغذیهای یا فیزیولوژیکی بر انسان داشته باشد یا خیر.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #میکروبیوم #سلامت_روده #گوارش #علوم_غذایی #باکتری
phys.org
Common food thickeners—long thought to pass right through us—are actually digested
It turns out those cellulose-based thickening agents found in common foods can be digested. Researchers at the University of British Columbia have shown that our gut bacteria can feed on these large molecules—something ...
🔺 چرخه معیوب تنهایی: افراد تنها تمایل دارند خود را باری بر دوش دیگران ببینند
🔹 تنهایی صرفاً به معنای تنها بودن نیست، بلکه یک احساس دردناک درونی از عدم ارتباط کیفی است. یک پژوهش جدید نشان میدهد که این احساس عمیق، نه تنها نگاه ما به دیگران، بلکه نگاه ما به خودمان را نیز تغییر میدهد و میتواند ما را در یک چرخه خود-تخریبگر از انزوا گرفتار کند.
🔹 این مطالعه که در ژورنال Psychophysiology منتشر شده، نشان میدهد افرادی که سطوح بالاتری از تنهایی را گزارش میدهند، تمایل دارند خود را به عنوان فردی ببینند که حمایت کمتری ارائه میدهد و «باری بر دوش» دوستان و خانواده خود است. این خودپنداره منفی، کلید درک چرخه معیوب تنهایی است: فرد تنها نه فقط به دلیل ترس از طرد شدن، بلکه به این دلیل که احساس میکند چیزی برای عرضه ندارد، از دیگران کنارهگیری میکند.
❕ «همبستگی» در برابر «علیت»: یک نکته مهم
این مطالعه یک «همبستگی» قوی بین تنهایی و احساس سربار بودن را نشان میدهد. اما این یک مطالعه مقطعی است، یعنی دادهها در یک زمان جمعآوری شدهاند. بنابراین، ما نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که آیا تنهایی باعث ایجاد این خودپنداره منفی میشود، یا اینکه افرادی که از ابتدا خود را سربار میبینند، بیشتر مستعد تنها شدن هستند. به احتمال زیاد، این دو عامل یکدیگر را در یک چرخه تقویت میکنند.
🔹 این پژوهش همچنین یک ارتباط جالب بین ذهن و بدن پیدا کرد. محققان «تغییرپذیری ضربان قلب» (HRV) شرکتکنندگان را اندازهگیری کردند. نتایج نشان داد افرادی که HRV بالاتری داشتند، حتی زمانی که احساس تنهایی میکردند، کمتر خود را باری بر دوش خانواده میدیدند. به عبارت دیگر، انعطافپذیری فیزیولوژیک بدن ممکن است به عنوان یک «سپر» در برابر اثرات روانی تنهایی عمل کند.
❕ «تغییرپذیری ضربان قلب» (HRV) چیست؟
ضربان قلب شما کاملاً منظم نیست و فاصله زمانی بین هر دو ضربان، کمی تغییر میکند. این تغییرات طبیعی را HRV مینامند. HRV بالا معمولاً نشاندهنده فعالیت قوی سیستم عصبی پاراسمپاتیک (سیستم «آرامش و هضم») است و به عنوان شاخصی از سلامت عمومی و «انعطافپذیری هیجانی» در نظر گرفته میشود. یعنی بدن شما آمادگی بهتری برای مدیریت استرس و انطباق با شرایط جدید دارد.
🔹 این یافتهها مسیرهای جدیدی برای کمک به افراد تنها باز میکند. به جای تمرکز صرف بر ایجاد فرصتهای اجتماعی، ممکن است لازم باشد به افراد کمک کنیم تا این خودپنداره منفی را به چالش بکشند. راهکارهایی مانند تمرین خود-شفقتی، بازسازی شناختی و تکنیکهای تنظیم هیجان (که میتوانند HRV را نیز بهبود بخشند)، ممکن است به شکستن این چرخه و بازسازی اعتماد به نفس برای برقراری ارتباط مجدد کمک کنند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #سلامت_روان #تنهایی #علوم_اعصاب #خودپنداره #روانشناسی_اجتماعی
🔹 تنهایی صرفاً به معنای تنها بودن نیست، بلکه یک احساس دردناک درونی از عدم ارتباط کیفی است. یک پژوهش جدید نشان میدهد که این احساس عمیق، نه تنها نگاه ما به دیگران، بلکه نگاه ما به خودمان را نیز تغییر میدهد و میتواند ما را در یک چرخه خود-تخریبگر از انزوا گرفتار کند.
🔹 این مطالعه که در ژورنال Psychophysiology منتشر شده، نشان میدهد افرادی که سطوح بالاتری از تنهایی را گزارش میدهند، تمایل دارند خود را به عنوان فردی ببینند که حمایت کمتری ارائه میدهد و «باری بر دوش» دوستان و خانواده خود است. این خودپنداره منفی، کلید درک چرخه معیوب تنهایی است: فرد تنها نه فقط به دلیل ترس از طرد شدن، بلکه به این دلیل که احساس میکند چیزی برای عرضه ندارد، از دیگران کنارهگیری میکند.
❕ «همبستگی» در برابر «علیت»: یک نکته مهم
این مطالعه یک «همبستگی» قوی بین تنهایی و احساس سربار بودن را نشان میدهد. اما این یک مطالعه مقطعی است، یعنی دادهها در یک زمان جمعآوری شدهاند. بنابراین، ما نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که آیا تنهایی باعث ایجاد این خودپنداره منفی میشود، یا اینکه افرادی که از ابتدا خود را سربار میبینند، بیشتر مستعد تنها شدن هستند. به احتمال زیاد، این دو عامل یکدیگر را در یک چرخه تقویت میکنند.
🔹 این پژوهش همچنین یک ارتباط جالب بین ذهن و بدن پیدا کرد. محققان «تغییرپذیری ضربان قلب» (HRV) شرکتکنندگان را اندازهگیری کردند. نتایج نشان داد افرادی که HRV بالاتری داشتند، حتی زمانی که احساس تنهایی میکردند، کمتر خود را باری بر دوش خانواده میدیدند. به عبارت دیگر، انعطافپذیری فیزیولوژیک بدن ممکن است به عنوان یک «سپر» در برابر اثرات روانی تنهایی عمل کند.
❕ «تغییرپذیری ضربان قلب» (HRV) چیست؟
ضربان قلب شما کاملاً منظم نیست و فاصله زمانی بین هر دو ضربان، کمی تغییر میکند. این تغییرات طبیعی را HRV مینامند. HRV بالا معمولاً نشاندهنده فعالیت قوی سیستم عصبی پاراسمپاتیک (سیستم «آرامش و هضم») است و به عنوان شاخصی از سلامت عمومی و «انعطافپذیری هیجانی» در نظر گرفته میشود. یعنی بدن شما آمادگی بهتری برای مدیریت استرس و انطباق با شرایط جدید دارد.
🔹 این یافتهها مسیرهای جدیدی برای کمک به افراد تنها باز میکند. به جای تمرکز صرف بر ایجاد فرصتهای اجتماعی، ممکن است لازم باشد به افراد کمک کنیم تا این خودپنداره منفی را به چالش بکشند. راهکارهایی مانند تمرین خود-شفقتی، بازسازی شناختی و تکنیکهای تنظیم هیجان (که میتوانند HRV را نیز بهبود بخشند)، ممکن است به شکستن این چرخه و بازسازی اعتماد به نفس برای برقراری ارتباط مجدد کمک کنند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #سلامت_روان #تنهایی #علوم_اعصاب #خودپنداره #روانشناسی_اجتماعی
PsyPost
Lonely individuals tend to view themselves as a burden to others
A study of U.S. adults finds that loneliness is linked to feeling like a burden in close relationships. The research also highlights how internal physiological states—such as heart rate variability—may shape how individuals cope with loneliness and self-doubt.
🔺 معمای «ارندل»: دورترین ستاره کشفشده، شاید اصلاً یک ستاره نباشد
🔹 «ارندل»، جرمی که در سال ۲۰۲۲ به عنوان دورترین ستاره منفرد کشفشده تاریخ معرفی شد و ۹۰۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ شکل گرفته بود، اکنون در مرکز یک مناظره علمی جذاب قرار دارد. یک تحلیل جدید با استفاده از دادههای تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) نشان میدهد که ارندل ممکن است یک ستاره منفرد نباشد، بلکه یک «خوشه ستارهای» فشرده و بسیار باستانی باشد.
❕ همگرایی گرانشی: تلسکوپ طبیعی کیهان
ما تنها به لطف پدیدهای به نام «همگرایی گرانشی» قادر به دیدن ارندل هستیم. یک خوشه کهکشانی عظیم که بین ما و ارندل قرار دارد، مانند یک عدسی غولپیکر عمل کرده و با خم کردن فضا-زمان، نور ارندل را بیش از ۴۰۰۰ بار تقویت میکند. این پدیده که توسط اینشتین پیشبینی شده بود، به ما اجازه میدهد اجرامی را ببینیم که در حالت عادی کاملاً نامرئی هستند.
🔹 ادعای جدید چه میگوید؟
تیمی از ستارهشناسان به رهبری ماسیمو پاسکال، با استفاده از طیفنگار جیمز وب، نور ارندل را تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند که «اثر انگشت نوری» یا طیف این جرم، شباهت زیادی به طیف خوشههای ستارهای کروی و کمفلز در جهان کنونی ما دارد. این یافته آنها را به این نتیجه رساند که ارندل به احتمال زیاد یک خوشه ستارهای بسیار فشرده است، نه یک ستاره واحد.
❕ چرا تشخیص این دو از هم دشوار است؟
در فاصله ۱۲.۹ میلیارد سال نوری، حتی با قدرت باورنکردنی جیمز وب و تقویت همگرایی گرانشی، ارندل تنها یک نقطه نورانی است. در چنین فاصلهای، تمایز بین طیف نور یک ستاره منفرد بسیار داغ و پرجرم، و طیف ترکیبی نور یک خوشه فشرده از ستارگان مشابه، بسیار دشوار است. این مناقشه، یک بحث بر سر تفسیر جزئیات بسیار ظریف در دادههاست.
🔹 پاسخ تیم کاشف اصلی:
برایان ولش، رهبر تیمی که ارندل را کشف کرد، معتقد است که این دادههای جدید برای نتیجهگیری قطعی کافی نیستند. او استدلال میکند که طیف یک ستاره و یک خوشه در این فاصله میتواند بسیار شبیه باشد و تیم جدید تنها فرضیه «خوشه ستارهای» را آزموده و آن را با فرضیه «ستاره منفرد» مقایسه نکرده است. هر دو تیم توافق دارند که راه حل نهایی، رصد پدیدهای به نام «ریزهمگرایی» است که میتواند به طور قطعی اندازه واقعی ارندل را مشخص کند.
🔹 این مناظره علمی یک نمونه فوقالعاده از فرآیند خود-اصلاحی در علم است. این یک «اشتباه» نیست، بلکه گامی ضروری برای رسیدن به درک دقیقتر از اجرامی است که در سپیدهدم کیهان میدرخشیدند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #جیمز_وب #ارندل #کیهان_شناسی #همگرایی_گرانشی #روش_علمی
🔹 «ارندل»، جرمی که در سال ۲۰۲۲ به عنوان دورترین ستاره منفرد کشفشده تاریخ معرفی شد و ۹۰۰ میلیون سال پس از بیگ بنگ شکل گرفته بود، اکنون در مرکز یک مناظره علمی جذاب قرار دارد. یک تحلیل جدید با استفاده از دادههای تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) نشان میدهد که ارندل ممکن است یک ستاره منفرد نباشد، بلکه یک «خوشه ستارهای» فشرده و بسیار باستانی باشد.
❕ همگرایی گرانشی: تلسکوپ طبیعی کیهان
ما تنها به لطف پدیدهای به نام «همگرایی گرانشی» قادر به دیدن ارندل هستیم. یک خوشه کهکشانی عظیم که بین ما و ارندل قرار دارد، مانند یک عدسی غولپیکر عمل کرده و با خم کردن فضا-زمان، نور ارندل را بیش از ۴۰۰۰ بار تقویت میکند. این پدیده که توسط اینشتین پیشبینی شده بود، به ما اجازه میدهد اجرامی را ببینیم که در حالت عادی کاملاً نامرئی هستند.
🔹 ادعای جدید چه میگوید؟
تیمی از ستارهشناسان به رهبری ماسیمو پاسکال، با استفاده از طیفنگار جیمز وب، نور ارندل را تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند که «اثر انگشت نوری» یا طیف این جرم، شباهت زیادی به طیف خوشههای ستارهای کروی و کمفلز در جهان کنونی ما دارد. این یافته آنها را به این نتیجه رساند که ارندل به احتمال زیاد یک خوشه ستارهای بسیار فشرده است، نه یک ستاره واحد.
❕ چرا تشخیص این دو از هم دشوار است؟
در فاصله ۱۲.۹ میلیارد سال نوری، حتی با قدرت باورنکردنی جیمز وب و تقویت همگرایی گرانشی، ارندل تنها یک نقطه نورانی است. در چنین فاصلهای، تمایز بین طیف نور یک ستاره منفرد بسیار داغ و پرجرم، و طیف ترکیبی نور یک خوشه فشرده از ستارگان مشابه، بسیار دشوار است. این مناقشه، یک بحث بر سر تفسیر جزئیات بسیار ظریف در دادههاست.
🔹 پاسخ تیم کاشف اصلی:
برایان ولش، رهبر تیمی که ارندل را کشف کرد، معتقد است که این دادههای جدید برای نتیجهگیری قطعی کافی نیستند. او استدلال میکند که طیف یک ستاره و یک خوشه در این فاصله میتواند بسیار شبیه باشد و تیم جدید تنها فرضیه «خوشه ستارهای» را آزموده و آن را با فرضیه «ستاره منفرد» مقایسه نکرده است. هر دو تیم توافق دارند که راه حل نهایی، رصد پدیدهای به نام «ریزهمگرایی» است که میتواند به طور قطعی اندازه واقعی ارندل را مشخص کند.
🔹 این مناظره علمی یک نمونه فوقالعاده از فرآیند خود-اصلاحی در علم است. این یک «اشتباه» نیست، بلکه گامی ضروری برای رسیدن به درک دقیقتر از اجرامی است که در سپیدهدم کیهان میدرخشیدند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #جیمز_وب #ارندل #کیهان_شناسی #همگرایی_گرانشی #روش_علمی
Live Science
Oops! Earendel, most distant star ever discovered, may not actually be a star, James Webb Telescope reveals
Astronomers used the James Webb Space Telescope to investigate whether the most distant star identified in the universe is, in fact, a star cluster.
🔺 هشدار سلامت عمومی: «میکرودوزینگ» و بازار خطرناک محصولات قارچی تقلبی
🔹 با افزایش محبوبیت «میکرودوزینگ» (مصرف دوزهای بسیار پایین مواد روانگردان) برای بهبود خلقوخو و تمرکز، بازار جدیدی از محصولات خوراکی مانند شکلات و پاستیلهای قارچی ایجاد شده است. اما یک گزارش تحقیقی جدید که توسط یک شیمیدان محصولات طبیعی نوشته شده، زنگ خطر را به صدا درآورده است: این بازار خاکستری و فاقد نظارت، مملو از محصولات تقلبی، سمی و با برچسبهای دروغین است که منجر به افزایش شدید مسمومیتها و مراجعات به اورژانس شده است.
❕ «نوتروپیک» یا داروی هوشمند چیست؟
«نوتروپیک» اصطلاحی است که برای توصیف موادی به کار میرود که ادعا میشود تواناییهای ذهنی مانند حافظه و تمرکز را افزایش میدهند. این اصطلاح اغلب به عنوان یک ابزار بازاریابی برای فروش محصولات مختلف، از مکملهای گیاهی تا قارچها، استفاده میشود و لزوماً پشتوانه علمی محکمی ندارد.
🔹 مشکل اصلی کجاست؟
تحقیقات علمی روی قارچهای روانگردان، عمدتاً بر روی گونههای Psilocybe متمرکز است که ماده فعال آنها (سیلوسایبین) با وجود سمیت پایین، در اکثر کشورها غیرقانونی است. برای دور زدن قانون، بسیاری از تولیدکنندگان در بازار خاکستری به سه راه خطرناک روی آوردهاند:
۱- جایگزینی با قارچهای سمیتر: استفاده از قارچهای جنس Amanita که قانونی هستند اما ترکیبات متفاوتی (مانند موسکارین و ایبوتنیک اسید) دارند و بسیار سمیتر هستند.
۲- برچسبگذاری دروغین: فروش محصولاتی با برچسب «ترکیب اختصاصی» که به آنها اجازه میدهد محتویات واقعی را پنهان کنند.
۳- آلودگی و تقلب: گزارشهای مراکز کنترل سموم آمریکا نشان داده که در برخی از این محصولات، علاوه بر قارچ، مواد اعلامنشدهای مانند کافئین، افدرین (یک محرک قوی)، کراتوم (یک ماده مخدر گیاهی) و حتی خود سیلوسایبین (که غیرقانونی است) یافت شده است!
❕ سه بازیگر اصلی در داستان قارچها
برای درک خطر، این سه گروه را از هم تفکیک کنید:
- قارچهای Psilocybe (مجیک ماشروم): حاوی سیلوسایبین. سمیت حاد پایینی دارند. در اکثر نقاط جهان غیرقانونی هستند. موضوع اصلی تحقیقات پزشکی معتبر.
- قارچهای Amanita (قارچ مگس): حاوی موسکارین/ایبوتنیک اسید. روانگردان هستند اما سمیت بسیار بیشتری دارند و میتوانند باعث تشنج و مشکلات قلبی-عروقی شوند. اغلب به عنوان جایگزین «قانونی» فروخته میشوند.
- محصولات تقلبی: خطرناکترین گروه. ممکن است حاوی هر ترکیبی از قارچهای فوق، گیاهان دیگر، داروها یا مواد مخدر صنعتی باشند. مصرفکننده هیچ راهی برای دانستن محتوای واقعی آنها ندارد.
🔹 این وضعیت منجر به یک بحران سلامت عمومی شده است. برای مثال، یک برند خاص از این محصولات به نام Diamond Shruumz باعث مسمومیت بیش از ۱۸۰ نفر در ۳۴ ایالت آمریکا شد و از بازار جمعآوری گردید. پیام اصلی متخصصان واضح است: تا زمانی که این بازار به شدت قانونمند و نظارتشده نباشد، مصرف هرگونه محصول خوراکی «نوتروپیک» یا «میکرودوزینگ» از منابع ناشناس، یک ریسک بسیار بزرگ و غیرقابل پیشبینی برای سلامتی شماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت_عمومی #ایمنی_مصرف_کننده #مسمومیت #روانگردان_ها #میکرودوزینگ #شبه_علم #نوتروپیک
🔹 با افزایش محبوبیت «میکرودوزینگ» (مصرف دوزهای بسیار پایین مواد روانگردان) برای بهبود خلقوخو و تمرکز، بازار جدیدی از محصولات خوراکی مانند شکلات و پاستیلهای قارچی ایجاد شده است. اما یک گزارش تحقیقی جدید که توسط یک شیمیدان محصولات طبیعی نوشته شده، زنگ خطر را به صدا درآورده است: این بازار خاکستری و فاقد نظارت، مملو از محصولات تقلبی، سمی و با برچسبهای دروغین است که منجر به افزایش شدید مسمومیتها و مراجعات به اورژانس شده است.
❕ «نوتروپیک» یا داروی هوشمند چیست؟
«نوتروپیک» اصطلاحی است که برای توصیف موادی به کار میرود که ادعا میشود تواناییهای ذهنی مانند حافظه و تمرکز را افزایش میدهند. این اصطلاح اغلب به عنوان یک ابزار بازاریابی برای فروش محصولات مختلف، از مکملهای گیاهی تا قارچها، استفاده میشود و لزوماً پشتوانه علمی محکمی ندارد.
🔹 مشکل اصلی کجاست؟
تحقیقات علمی روی قارچهای روانگردان، عمدتاً بر روی گونههای Psilocybe متمرکز است که ماده فعال آنها (سیلوسایبین) با وجود سمیت پایین، در اکثر کشورها غیرقانونی است. برای دور زدن قانون، بسیاری از تولیدکنندگان در بازار خاکستری به سه راه خطرناک روی آوردهاند:
۱- جایگزینی با قارچهای سمیتر: استفاده از قارچهای جنس Amanita که قانونی هستند اما ترکیبات متفاوتی (مانند موسکارین و ایبوتنیک اسید) دارند و بسیار سمیتر هستند.
۲- برچسبگذاری دروغین: فروش محصولاتی با برچسب «ترکیب اختصاصی» که به آنها اجازه میدهد محتویات واقعی را پنهان کنند.
۳- آلودگی و تقلب: گزارشهای مراکز کنترل سموم آمریکا نشان داده که در برخی از این محصولات، علاوه بر قارچ، مواد اعلامنشدهای مانند کافئین، افدرین (یک محرک قوی)، کراتوم (یک ماده مخدر گیاهی) و حتی خود سیلوسایبین (که غیرقانونی است) یافت شده است!
❕ سه بازیگر اصلی در داستان قارچها
برای درک خطر، این سه گروه را از هم تفکیک کنید:
- قارچهای Psilocybe (مجیک ماشروم): حاوی سیلوسایبین. سمیت حاد پایینی دارند. در اکثر نقاط جهان غیرقانونی هستند. موضوع اصلی تحقیقات پزشکی معتبر.
- قارچهای Amanita (قارچ مگس): حاوی موسکارین/ایبوتنیک اسید. روانگردان هستند اما سمیت بسیار بیشتری دارند و میتوانند باعث تشنج و مشکلات قلبی-عروقی شوند. اغلب به عنوان جایگزین «قانونی» فروخته میشوند.
- محصولات تقلبی: خطرناکترین گروه. ممکن است حاوی هر ترکیبی از قارچهای فوق، گیاهان دیگر، داروها یا مواد مخدر صنعتی باشند. مصرفکننده هیچ راهی برای دانستن محتوای واقعی آنها ندارد.
🔹 این وضعیت منجر به یک بحران سلامت عمومی شده است. برای مثال، یک برند خاص از این محصولات به نام Diamond Shruumz باعث مسمومیت بیش از ۱۸۰ نفر در ۳۴ ایالت آمریکا شد و از بازار جمعآوری گردید. پیام اصلی متخصصان واضح است: تا زمانی که این بازار به شدت قانونمند و نظارتشده نباشد، مصرف هرگونه محصول خوراکی «نوتروپیک» یا «میکرودوزینگ» از منابع ناشناس، یک ریسک بسیار بزرگ و غیرقابل پیشبینی برای سلامتی شماست.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت_عمومی #ایمنی_مصرف_کننده #مسمومیت #روانگردان_ها #میکرودوزینگ #شبه_علم #نوتروپیک
The Conversation
The growing fad of ‘microdosing’ mushrooms is leading to an uptick in poison control center calls and emergency room visits
With little evidence or regulatory oversight, some mushroom products claim to improve cognitive function while posing a risk of serious side effects, including seizures and cardiovascular risk.
🔺 خردهسیاهچالهها: آیا برخورد سیاهچالهها میتواند راز ماهیت فضا-زمان را فاش کند؟
🔹 یک فرضیه جدید و هیجانانگیز در فیزیک نظری پیشنهاد میکند که برخورد دو سیاهچاله غولپیکر، ممکن است «خردهسیاهچالههای» کوچکی را به اطراف پرتاب کند. این سیاهچالههای مینیاتوری به سرعت تبخیر شده و با از بین رفتنشان، سیگنالی منحصربهفرد از خود ساطع میکنند که میتواند پنجرهای به سوی عمیقترین رازهای کیهان، یعنی ماهیت کوانتومی فضا-زمان، باز کند.
❕ تابش هاوکینگ چیست و چرا اینقدر مهم است؟
در سال ۱۹۷۴، استیون هاوکینگ پیشبینی کرد که سیاهچالهها کاملاً سیاه نیستند و به دلیل اثرات کوانتومی در لبه افق رویدادشان، به آرامی تابش ساطع کرده و «تبخیر» میشوند. این «تابش هاوکینگ» نقطه تلاقی دو ستون بزرگ فیزیک مدرن است: نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی. مشاهده این تابش، یکی از بزرگترین اهداف فیزیک است، زیرا میتواند به حل «پارادوکس اطلاعات سیاهچاله» و یافتن نظریه «گرانش کوانتومی» کمک کند.
🔹 مشکل و ایده جدید:
مشکل این است که تابش هاوکینگ از سیاهچالههای بزرگ، فوقالعاده ضعیف و غیرقابل کشف است. اما سیاهچالههای کوچکتر، بسیار داغتر هستند و با سرعت بیشتری تبخیر میشوند. این مقاله جدید که در ژورنال Nuclear Physics B منتشر شده، این فرضیه را مطرح میکند که در جریان ادغام دو سیاهچاله، ممکن است تکههای کوچکی از آنها جدا شده و به فضا پرتاب شوند. این «خردهسیاهچالهها» به سرعت و با درخشندگی بالا تبخیر میشوند و سیگنالی قابل کشف تولید میکنند.
❕ یک نقشه راه هوشمندانه برای آزمایش:
زیبایی این فرضیه در قابل آزمایش بودن آن با فناوریهای امروزی است:
۱- اعلان خطر: رصدخانههای امواج گرانشی (مانند LIGO) برخورد دو سیاهچاله را ثبت کرده و مکان و زمان دقیق آن را به ستارهشناسان اطلاع میدهند.
۲- جستجو برای سیگنال: بلافاصله پس از دریافت این اعلان، تلسکوپهای پرتو گاما (مانند HESS و Fermi-LAT) به آن نقطه از آسمان خیره میشوند.
۳- شاهد جرم: آنها به دنبال یک سیگنال بسیار خاص میگردند: یک انفجار کوتاه از پرتوهای گامای بسیار پرانرژی با یک الگوی زمانی منحصربهفرد که مشخصه تبخیر یک سیاهچاله کوچک است.
🔹 اگر چنین سیگنالی مشاهده شود، نه تنها اولین مشاهده مستقیم تابش هاوکینگ خواهد بود، بلکه ویژگیهای این تابش میتواند به فیزیکدانان در پاسخ به سوالات بنیادین کمک کند: آیا فضا-زمان در مقیاس کوانتومی یک ساختار «کفمانند» و گسسته دارد؟ این فرضیه، یک پل زیبا بین نظریه و یک آزمایش واقعی و قابل اجرا میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #سیاه_چاله #تابش_هاوکینگ #امواج_گرانشی #گرانش_کوانتومی #کیهان_شناسی
🔹 یک فرضیه جدید و هیجانانگیز در فیزیک نظری پیشنهاد میکند که برخورد دو سیاهچاله غولپیکر، ممکن است «خردهسیاهچالههای» کوچکی را به اطراف پرتاب کند. این سیاهچالههای مینیاتوری به سرعت تبخیر شده و با از بین رفتنشان، سیگنالی منحصربهفرد از خود ساطع میکنند که میتواند پنجرهای به سوی عمیقترین رازهای کیهان، یعنی ماهیت کوانتومی فضا-زمان، باز کند.
❕ تابش هاوکینگ چیست و چرا اینقدر مهم است؟
در سال ۱۹۷۴، استیون هاوکینگ پیشبینی کرد که سیاهچالهها کاملاً سیاه نیستند و به دلیل اثرات کوانتومی در لبه افق رویدادشان، به آرامی تابش ساطع کرده و «تبخیر» میشوند. این «تابش هاوکینگ» نقطه تلاقی دو ستون بزرگ فیزیک مدرن است: نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی. مشاهده این تابش، یکی از بزرگترین اهداف فیزیک است، زیرا میتواند به حل «پارادوکس اطلاعات سیاهچاله» و یافتن نظریه «گرانش کوانتومی» کمک کند.
🔹 مشکل و ایده جدید:
مشکل این است که تابش هاوکینگ از سیاهچالههای بزرگ، فوقالعاده ضعیف و غیرقابل کشف است. اما سیاهچالههای کوچکتر، بسیار داغتر هستند و با سرعت بیشتری تبخیر میشوند. این مقاله جدید که در ژورنال Nuclear Physics B منتشر شده، این فرضیه را مطرح میکند که در جریان ادغام دو سیاهچاله، ممکن است تکههای کوچکی از آنها جدا شده و به فضا پرتاب شوند. این «خردهسیاهچالهها» به سرعت و با درخشندگی بالا تبخیر میشوند و سیگنالی قابل کشف تولید میکنند.
❕ یک نقشه راه هوشمندانه برای آزمایش:
زیبایی این فرضیه در قابل آزمایش بودن آن با فناوریهای امروزی است:
۱- اعلان خطر: رصدخانههای امواج گرانشی (مانند LIGO) برخورد دو سیاهچاله را ثبت کرده و مکان و زمان دقیق آن را به ستارهشناسان اطلاع میدهند.
۲- جستجو برای سیگنال: بلافاصله پس از دریافت این اعلان، تلسکوپهای پرتو گاما (مانند HESS و Fermi-LAT) به آن نقطه از آسمان خیره میشوند.
۳- شاهد جرم: آنها به دنبال یک سیگنال بسیار خاص میگردند: یک انفجار کوتاه از پرتوهای گامای بسیار پرانرژی با یک الگوی زمانی منحصربهفرد که مشخصه تبخیر یک سیاهچاله کوچک است.
🔹 اگر چنین سیگنالی مشاهده شود، نه تنها اولین مشاهده مستقیم تابش هاوکینگ خواهد بود، بلکه ویژگیهای این تابش میتواند به فیزیکدانان در پاسخ به سوالات بنیادین کمک کند: آیا فضا-زمان در مقیاس کوانتومی یک ساختار «کفمانند» و گسسته دارد؟ این فرضیه، یک پل زیبا بین نظریه و یک آزمایش واقعی و قابل اجرا میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #سیاه_چاله #تابش_هاوکینگ #امواج_گرانشی #گرانش_کوانتومی #کیهان_شناسی
ExtremeTech
Evaporating Black Hole 'Morsels' Could Reveal the Nature of Spacetime
They wouldn’t last for long, but the emissions from tiny black hole buds could light the way to quantum gravity.
🔺 لاکپشت گمشده حلب: داستان فسیلی ۵۰ میلیون ساله و پیروزی علم در سوریه
🔹 در سال ۲۰۱۰، در جریان یک انفجار در معدنی نزدیک شهر عفرین سوریه، یک فسیل لاکپشت باستانی کشف شد. این فسیل به مدت ۱۳ سال در دفتری در اداره کل زمینشناسی در حلب نگهداری میشد، در حالی که کشور درگیر بحران بود. اکنون، به همت یک تیم بینالمللی به رهبری یک دیرینهشناس سوری-برزیلی، این فسیل نه تنها به عنوان یک گونه جدید به دنیا معرفی شده، بلکه به نمادی از استقامت و پیروزی علم تبدیل گشته است.
🔹 این گونه جدید که Syriemys lelunensis نام گرفته، یک لاکپشت دریایی ۵۰ میلیون ساله است و اولین گونه مهرهدار فسیلی جدیدی است که تاکنون از سوریه توصیف شده است. تاریخگذاری دقیق آن با استفاده از میکروفسیلهای ریزی به نام «فرامینیفر» که در سنگهای اطراف فسیل یافت شدند، انجام گرفت.
❕ لاکپشتهای کنارگردن (Side-necked turtles)
این گروه از لاکپشتها به جای آنکه سر خود را مستقیماً به داخل لاک بکشند، آن را به صورت افقی در کنار بدن خود پنهان میکنند. نکته جالب این است که امروزه تمام اعضای این خانواده در آبهای شیرین زندگی میکنند، اما این کشف جدید تأیید میکند که اجداد باستانی آنها در دریاها و اقیانوسها شنا میکردهاند. این یافته همچنین تاریخچه این گروه را ۱۰ میلیون سال به عقبتر میبرد.
🔹 این کشف، خود بخشی از یک داستان بزرگتر و الهامبخش است. به گفته پروفسور مکس لنگر، از نویسندگان ارشد مقاله:
❕ پروژه «بازیابی زمان از دست رفته»
این تحقیق بخشی از مجموعه مقالاتی با عنوان «بازیابی زمان از دست رفته در سوریه» است. این عنوان نه تنها به گذشته زمینشناسی این کشور، بلکه به زمانی اشاره دارد که پیشرفت علم در سوریه متوقف شده بود. این پروژه به رهبری وفا عادل الحلبی، دیرینهشناس سوری-برزیلی، تلاش میکند تا با مستندسازی و مطالعه فسیلها، بخشی از این میراث علمی از دست رفته را احیا کند.
🔹 کشف Syriemys lelunensis فراتر از یک یافته دیرینهشناسی است؛ این داستان امید، همکاری بینالمللی و تعهد دانشمندانی است که معتقدند حتی در تاریکترین شرایط، نور علم هرگز خاموش نمیشود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #سوریه #تاریخ_علم #لاک_پشت #علم_در_بحران
🔹 در سال ۲۰۱۰، در جریان یک انفجار در معدنی نزدیک شهر عفرین سوریه، یک فسیل لاکپشت باستانی کشف شد. این فسیل به مدت ۱۳ سال در دفتری در اداره کل زمینشناسی در حلب نگهداری میشد، در حالی که کشور درگیر بحران بود. اکنون، به همت یک تیم بینالمللی به رهبری یک دیرینهشناس سوری-برزیلی، این فسیل نه تنها به عنوان یک گونه جدید به دنیا معرفی شده، بلکه به نمادی از استقامت و پیروزی علم تبدیل گشته است.
🔹 این گونه جدید که Syriemys lelunensis نام گرفته، یک لاکپشت دریایی ۵۰ میلیون ساله است و اولین گونه مهرهدار فسیلی جدیدی است که تاکنون از سوریه توصیف شده است. تاریخگذاری دقیق آن با استفاده از میکروفسیلهای ریزی به نام «فرامینیفر» که در سنگهای اطراف فسیل یافت شدند، انجام گرفت.
❕ لاکپشتهای کنارگردن (Side-necked turtles)
این گروه از لاکپشتها به جای آنکه سر خود را مستقیماً به داخل لاک بکشند، آن را به صورت افقی در کنار بدن خود پنهان میکنند. نکته جالب این است که امروزه تمام اعضای این خانواده در آبهای شیرین زندگی میکنند، اما این کشف جدید تأیید میکند که اجداد باستانی آنها در دریاها و اقیانوسها شنا میکردهاند. این یافته همچنین تاریخچه این گروه را ۱۰ میلیون سال به عقبتر میبرد.
🔹 این کشف، خود بخشی از یک داستان بزرگتر و الهامبخش است. به گفته پروفسور مکس لنگر، از نویسندگان ارشد مقاله:
«با توجه به تراژدیهایی که در سوریه در حال وقوع است، صحبت کردن در مورد فسیلها تقریباً سورئال به نظر میرسد. اما در عین حال، انتشار این یافته پتانسیل کشور و این واقعیت را که علم در آنجا هنوز زنده است، نشان میدهد.»
❕ پروژه «بازیابی زمان از دست رفته»
این تحقیق بخشی از مجموعه مقالاتی با عنوان «بازیابی زمان از دست رفته در سوریه» است. این عنوان نه تنها به گذشته زمینشناسی این کشور، بلکه به زمانی اشاره دارد که پیشرفت علم در سوریه متوقف شده بود. این پروژه به رهبری وفا عادل الحلبی، دیرینهشناس سوری-برزیلی، تلاش میکند تا با مستندسازی و مطالعه فسیلها، بخشی از این میراث علمی از دست رفته را احیا کند.
🔹 کشف Syriemys lelunensis فراتر از یک یافته دیرینهشناسی است؛ این داستان امید، همکاری بینالمللی و تعهد دانشمندانی است که معتقدند حتی در تاریکترین شرایط، نور علم هرگز خاموش نمیشود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #سوریه #تاریخ_علم #لاک_پشت #علم_در_بحران
phys.org
Fossil find in Syria: Unknown sea turtle discovered
Near the Syrian city of Afrin, an international research team, including researchers from the Senckenberg Center for Human Evolution and Paleoenvironment at the University of Tübingen, has discovered ...
🔺 «دکمه ریست» مغز: کشف سیستمی که خاطرات را به رویدادهای مجزا تقسیم میکند
🔹 زندگی به صورت یک جریان پیوسته اتفاق میافتد، اما ما آن را به صورت خاطرات مجزا و فصلبندیشده به یاد میآوریم. اما مغز چگونه تصمیم میگیرد که کجا یک «فصل» از حافظه را به پایان برساند و فصل جدیدی را آغاز کند؟ یک تحقیق جدید که در ژورنال معتبر Neuron منتشر شده، یک «دکمه ریست» یا «علامت نگارشی عصبی» را در اعماق مغز شناسایی کرده است.
❕ معرفی بازیگر اصلی: لوکوس سرولئوس (Locus Coeruleus)
این ناحیه کوچک اما قدرتمند در ساقه مغز، مانند «مرکز هشدار و توجه» مغز عمل میکند. این مرکز با ترشح انتقالدهنده عصبی «نوراپینفرین»، سطح برانگیختگی و هوشیاری ما را در پاسخ به اتفاقات مهم و غیرمنتظره تنظیم میکند.
🔹 دانشمندان در این مطالعه، فعالیت مغز افراد را در حالی که به زنجیرهای از تصاویر نگاه میکردند، رصد کردند. آنها با ایجاد یک تغییر ناگهانی در یک صدای پسزمینه، یک «مرز رویداد» مصنوعی ایجاد کردند. نتایج شگفتانگیز بود: دقیقاً در لحظه تغییر، ناحیه لوکوس سرولئوس یک جهش فعالیتی شدید نشان میداد. هرچه این جهش قویتر بود، خاطره فرد از تصاویر قبل و بعد از تغییر، از هم «جداتر» و «گسستهتر» میشد. به عبارت دیگر، لوکوس سرولئوس با ایجاد یک انفجار برانگیختگی، دکمه ریست را فشار میدهد.
❕ مکانیسم «ریست» چگونه کار میکند؟
این سیگنال هشدار از لوکوس سرولئوس به «هیپوکامپ» (مرکز اصلی حافظه در مغز) فرستاده میشود. این سیگنال به هیپوکامپ میگوید: «توجه کن! یک اتفاق مهم افتاد. فصل قبلی را ببند و اطلاعات بعدی را در یک فایل حافظه جدید و مجزا ذخیره کن.» این فرآیند «تفکیک الگو» نام دارد و به ما کمک میکند تا خاطرات مشابه اما مجزا را با هم اشتباه نگیریم.
🔹 ارتباط با استرس مزمن:
این تحقیق یک یافته بالینی بسیار مهم نیز داشت: در افرادی که نشانههایی از استرس و برانگیختگی مزمن داشتند، سیستم «ریست» به درستی کار نمیکرد. به نظر میرسد وقتی سیستم هشدار مغز به طور مداوم فعال است، دیگر نمیتواند به تغییرات مهم جدید، پاسخ قوی و مشخصی بدهد. این میتواند توضیح دهد که چرا در شرایطی مانند PTSD یا استرس شدید، خاطرات ممکن است به صورت یک جریان آشفته و بدون مرزبندی مشخص به یاد آورده شوند.
🔹 این کشف، درک ما از نحوه سازماندهی خاطرات را عمیقتر کرده و راه را برای توسعه درمانهای جدیدی که میتوانند با تنظیم سیستم برانگیختگی مغز، به بهبود حافظه در اختلالات مرتبط با استرس کمک کنند، هموار میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #حافظه #یادگیری #استرس #روانشناسی_شناختی
🔹 زندگی به صورت یک جریان پیوسته اتفاق میافتد، اما ما آن را به صورت خاطرات مجزا و فصلبندیشده به یاد میآوریم. اما مغز چگونه تصمیم میگیرد که کجا یک «فصل» از حافظه را به پایان برساند و فصل جدیدی را آغاز کند؟ یک تحقیق جدید که در ژورنال معتبر Neuron منتشر شده، یک «دکمه ریست» یا «علامت نگارشی عصبی» را در اعماق مغز شناسایی کرده است.
❕ معرفی بازیگر اصلی: لوکوس سرولئوس (Locus Coeruleus)
این ناحیه کوچک اما قدرتمند در ساقه مغز، مانند «مرکز هشدار و توجه» مغز عمل میکند. این مرکز با ترشح انتقالدهنده عصبی «نوراپینفرین»، سطح برانگیختگی و هوشیاری ما را در پاسخ به اتفاقات مهم و غیرمنتظره تنظیم میکند.
🔹 دانشمندان در این مطالعه، فعالیت مغز افراد را در حالی که به زنجیرهای از تصاویر نگاه میکردند، رصد کردند. آنها با ایجاد یک تغییر ناگهانی در یک صدای پسزمینه، یک «مرز رویداد» مصنوعی ایجاد کردند. نتایج شگفتانگیز بود: دقیقاً در لحظه تغییر، ناحیه لوکوس سرولئوس یک جهش فعالیتی شدید نشان میداد. هرچه این جهش قویتر بود، خاطره فرد از تصاویر قبل و بعد از تغییر، از هم «جداتر» و «گسستهتر» میشد. به عبارت دیگر، لوکوس سرولئوس با ایجاد یک انفجار برانگیختگی، دکمه ریست را فشار میدهد.
❕ مکانیسم «ریست» چگونه کار میکند؟
این سیگنال هشدار از لوکوس سرولئوس به «هیپوکامپ» (مرکز اصلی حافظه در مغز) فرستاده میشود. این سیگنال به هیپوکامپ میگوید: «توجه کن! یک اتفاق مهم افتاد. فصل قبلی را ببند و اطلاعات بعدی را در یک فایل حافظه جدید و مجزا ذخیره کن.» این فرآیند «تفکیک الگو» نام دارد و به ما کمک میکند تا خاطرات مشابه اما مجزا را با هم اشتباه نگیریم.
🔹 ارتباط با استرس مزمن:
این تحقیق یک یافته بالینی بسیار مهم نیز داشت: در افرادی که نشانههایی از استرس و برانگیختگی مزمن داشتند، سیستم «ریست» به درستی کار نمیکرد. به نظر میرسد وقتی سیستم هشدار مغز به طور مداوم فعال است، دیگر نمیتواند به تغییرات مهم جدید، پاسخ قوی و مشخصی بدهد. این میتواند توضیح دهد که چرا در شرایطی مانند PTSD یا استرس شدید، خاطرات ممکن است به صورت یک جریان آشفته و بدون مرزبندی مشخص به یاد آورده شوند.
🔹 این کشف، درک ما از نحوه سازماندهی خاطرات را عمیقتر کرده و راه را برای توسعه درمانهای جدیدی که میتوانند با تنظیم سیستم برانگیختگی مغز، به بهبود حافظه در اختلالات مرتبط با استرس کمک کنند، هموار میسازد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #حافظه #یادگیری #استرس #روانشناسی_شناختی
PsyPost
Scientists uncover brain’s “reset button” for splitting memories into distinct events
A small brainstem region known as the locus coeruleus appears to help the brain segment experiences into distinct memories. New research links this neural activity to pupil responses and changes in hippocampal patterns during meaningful event transitions.
🔺 یک قانون جهانی برای درهمتنیدگی کوانتومی: کشف الگویی پنهان در تمام ابعاد فضا
🔹 درهمتنیدگی کوانتومی، این ارتباط شبحوار بین ذرات، یکی از عجیبترین و پیچیدهترین پدیدههای فیزیک است. اما یک پژوهش جدید و انقلابی که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، نشان میدهد که در قلب این پیچیدگی، یک قانون شگفتانگیز، ساده و جهانی نهفته است که در تمام ابعاد ممکن فضا-زمان صدق میکند.
❕ راز درهمتنیدگی و «قانون مساحت»
تصور کنید یک اتاق دارید. میزان درهمتنیدگی کوانتومی بین ذرات «داخل» اتاق و ذرات «خارج» از آن، به طور شگفتانگیزی به «حجم» اتاق بستگی ندارد، بلکه تنها به «مساحت مرز» آن (دیوارها، سقف و کف) وابسته است! این اصل عجیب که به «قانون مساحت» (Area Law) معروف است، یکی از عمیقترین ایدهها در فیزیک مدرن است و حتی به درک ما از گرانش و سیاهچالهها نیز کمک میکند.
🔹 کشف جدید چیست؟
دانشمندان تا پیش از این، تنها در سیستمهای ساده دوبعدی (یک بعد فضا + یک بعد زمان) میتوانستند درهمتنیدگی را به خوبی توصیف کنند. اما این تیم تحقیقاتی با استفاده از ابزارهای ریاضی پیشرفته، یک فرمول جهانی پیدا کردهاند که رفتار درهمتنیدگی را در هر تعداد ابعادی (دو، سه، چهار و بالاتر) توصیف میکند. این فرمول نشان میدهد که تحت شرایطی خاص، میزان درهمتنیدگی به شکلی بسیار ساده و قابل پیشبینی، تنها به مساحت مرز و یک عدد ثابت که به نوع نظریه کوانتومی بستگی دارد، مرتبط است.
❕ چرا یافتن «قوانین جهانی» اینقدر هیجانانگیز است؟
فیزیک به دنبال کشف «قوانین مادر» یا اصول بنیادینی است که صرفنظر از جزئیات، در همه جا صادق باشند. قانون گرانش نیوتن یک مثال کلاسیک است: این قانون هم برای سیبی که از درخت میافتد و هم برای سیارهای که به دور خورشید میچرخد، کار میکند. کشف یک قانون جهانی برای درهمتنیدگی نیز به همین اندازه مهم است. این یعنی ما یک «کلید اصلی» پیدا کردهایم که میتواند قفل درک این پدیده را در سیستمهای بسیار پیچیده، از ابررساناها گرفته تا کامپیوترهای کوانتومی، باز کند.
🔹 این دستاورد، یک گام بزرگ در جهت درک عمیقتر ساختار اطلاعات کوانتومی است. این یافته نه تنها پایه نظری «قانون مساحت» را محکمتر میکند، بلکه میتواند به دانشمندانی که در حال ساخت شبیهسازها و کامپیوترهای کوانتومی هستند کمک کند تا الگوریتمهای کارآمدتری طراحی کنند. این کشف، نمونهای زیبا از یافتن نظمی شگفتانگیز در دل آشفتگی ظاهری دنیای کوانتوم است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #درهم_تنیدگی_کوانتومی #فیزیک_نظری #قانون_جهانی #علم_بنیادین
🔹 درهمتنیدگی کوانتومی، این ارتباط شبحوار بین ذرات، یکی از عجیبترین و پیچیدهترین پدیدههای فیزیک است. اما یک پژوهش جدید و انقلابی که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، نشان میدهد که در قلب این پیچیدگی، یک قانون شگفتانگیز، ساده و جهانی نهفته است که در تمام ابعاد ممکن فضا-زمان صدق میکند.
❕ راز درهمتنیدگی و «قانون مساحت»
تصور کنید یک اتاق دارید. میزان درهمتنیدگی کوانتومی بین ذرات «داخل» اتاق و ذرات «خارج» از آن، به طور شگفتانگیزی به «حجم» اتاق بستگی ندارد، بلکه تنها به «مساحت مرز» آن (دیوارها، سقف و کف) وابسته است! این اصل عجیب که به «قانون مساحت» (Area Law) معروف است، یکی از عمیقترین ایدهها در فیزیک مدرن است و حتی به درک ما از گرانش و سیاهچالهها نیز کمک میکند.
🔹 کشف جدید چیست؟
دانشمندان تا پیش از این، تنها در سیستمهای ساده دوبعدی (یک بعد فضا + یک بعد زمان) میتوانستند درهمتنیدگی را به خوبی توصیف کنند. اما این تیم تحقیقاتی با استفاده از ابزارهای ریاضی پیشرفته، یک فرمول جهانی پیدا کردهاند که رفتار درهمتنیدگی را در هر تعداد ابعادی (دو، سه، چهار و بالاتر) توصیف میکند. این فرمول نشان میدهد که تحت شرایطی خاص، میزان درهمتنیدگی به شکلی بسیار ساده و قابل پیشبینی، تنها به مساحت مرز و یک عدد ثابت که به نوع نظریه کوانتومی بستگی دارد، مرتبط است.
❕ چرا یافتن «قوانین جهانی» اینقدر هیجانانگیز است؟
فیزیک به دنبال کشف «قوانین مادر» یا اصول بنیادینی است که صرفنظر از جزئیات، در همه جا صادق باشند. قانون گرانش نیوتن یک مثال کلاسیک است: این قانون هم برای سیبی که از درخت میافتد و هم برای سیارهای که به دور خورشید میچرخد، کار میکند. کشف یک قانون جهانی برای درهمتنیدگی نیز به همین اندازه مهم است. این یعنی ما یک «کلید اصلی» پیدا کردهایم که میتواند قفل درک این پدیده را در سیستمهای بسیار پیچیده، از ابررساناها گرفته تا کامپیوترهای کوانتومی، باز کند.
🔹 این دستاورد، یک گام بزرگ در جهت درک عمیقتر ساختار اطلاعات کوانتومی است. این یافته نه تنها پایه نظری «قانون مساحت» را محکمتر میکند، بلکه میتواند به دانشمندانی که در حال ساخت شبیهسازها و کامپیوترهای کوانتومی هستند کمک کند تا الگوریتمهای کارآمدتری طراحی کنند. این کشف، نمونهای زیبا از یافتن نظمی شگفتانگیز در دل آشفتگی ظاهری دنیای کوانتوم است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #درهم_تنیدگی_کوانتومی #فیزیک_نظری #قانون_جهانی #علم_بنیادین
Earth.com
Quantum entanglement follows same rules across all dimensions - Earth.com
A new study shows quantum entanglement follows universal rules across dimensions using thermal effective theory.
🔺 بازطراحی رادیکال در راکت مریخ اسپیسایکس: بالههای جدید برای فرود دقیقتر
🔹 شرکت اسپیسایکس از یک بازطراحی اساسی در بوستر «سوپر هوی» (مرحله اول راکت استارشیپ) خبر داد که هدف آن افزایش کنترل، پایداری و کارایی در فرآیند پیچیده فرود و بازیابی است. این تغییرات که پس از تحلیل پروازهای آزمایشی گذشته انجام شده، نمونهای عالی از فرآیند طراحی تکرارشونده و سریع این شرکت است.
❕ «باله شبکهای» (Grid Fin) چیست؟
این بالههای مشبک که شبیه به قالبهای وافلپزی هستند، سطوح کنترل آیرودینامیکی منحصربهفردی هستند که اسپیسایکس برای هدایت راکتهای خود در هنگام بازگشت به جو زمین از آنها استفاده میکند. این بالهها با عبور دادن هوا از شبکههای خود، به راکت اجازه میدهند تا با دقتی بسیار بالا، مانند یک دارت غولپیکر، به سمت سکوی فرود یا برج پرتاب هدایت شود.
🔹 تغییرات کلیدی چه هستند؟
۱- تعداد کمتر، اندازه بزرگتر: تعداد بالههای شبکهای از ۴ به ۳ عدد کاهش یافته، اما اندازه هر باله ۵۰٪ بزرگتر و ساختار آن بسیار مستحکمتر شده است.
۲- موقعیت جدید: بالهها در ارتفاع پایینتری روی بدنه بوستر نصب میشوند تا از حرارت شدید موتورها در هنگام روشن شدن محافظت شوند.
۳- طراحی برای «گرفتن»: این طراحی جدید به طور خاص برای هماهنگی با «بازوهای مکانیکی» برج پرتاب (ملقب به مکازیلا) بهینه شده است تا برج بتواند بوستر را مستقیماً از هوا «بگیرد».
❕ فلسفه «بهترین قطعه، قطعهای است که وجود ندارد»
این بازطراحی یک نمونه کامل از فلسفه مهندسی ایلان ماسک است. با مستحکمتر کردن بالهها و افزودن یک نقطه اتصال جدید، اسپیسایکس در حال حذف کامل سیستم پیچیده و سنگین «پایههای فرود» از روی بوستر است. با حذف این قطعات، راکت سبکتر، سادهتر و ارزانتر شده و زمان آمادهسازی آن برای پرواز بعدی کوتاهتر میشود.
🔹 این تغییرات به بوستر اجازه میدهد تا با «زاویه تهاجم» بالاتری فرود بیاید که کنترل آن را در فاز نهایی بسیار افزایش میدهد. اسپیسایکس در حال آماده شدن برای دهمین پرواز آزمایشی مداری استارشیپ است و این پرواز، اولین آزمون واقعی برای این طراحی جدید و جسورانه خواهد بود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#هوافضا #اسپیس_ایکس #استارشیپ #فناوری #مهندسی #راکت
🔹 شرکت اسپیسایکس از یک بازطراحی اساسی در بوستر «سوپر هوی» (مرحله اول راکت استارشیپ) خبر داد که هدف آن افزایش کنترل، پایداری و کارایی در فرآیند پیچیده فرود و بازیابی است. این تغییرات که پس از تحلیل پروازهای آزمایشی گذشته انجام شده، نمونهای عالی از فرآیند طراحی تکرارشونده و سریع این شرکت است.
❕ «باله شبکهای» (Grid Fin) چیست؟
این بالههای مشبک که شبیه به قالبهای وافلپزی هستند، سطوح کنترل آیرودینامیکی منحصربهفردی هستند که اسپیسایکس برای هدایت راکتهای خود در هنگام بازگشت به جو زمین از آنها استفاده میکند. این بالهها با عبور دادن هوا از شبکههای خود، به راکت اجازه میدهند تا با دقتی بسیار بالا، مانند یک دارت غولپیکر، به سمت سکوی فرود یا برج پرتاب هدایت شود.
🔹 تغییرات کلیدی چه هستند؟
۱- تعداد کمتر، اندازه بزرگتر: تعداد بالههای شبکهای از ۴ به ۳ عدد کاهش یافته، اما اندازه هر باله ۵۰٪ بزرگتر و ساختار آن بسیار مستحکمتر شده است.
۲- موقعیت جدید: بالهها در ارتفاع پایینتری روی بدنه بوستر نصب میشوند تا از حرارت شدید موتورها در هنگام روشن شدن محافظت شوند.
۳- طراحی برای «گرفتن»: این طراحی جدید به طور خاص برای هماهنگی با «بازوهای مکانیکی» برج پرتاب (ملقب به مکازیلا) بهینه شده است تا برج بتواند بوستر را مستقیماً از هوا «بگیرد».
❕ فلسفه «بهترین قطعه، قطعهای است که وجود ندارد»
این بازطراحی یک نمونه کامل از فلسفه مهندسی ایلان ماسک است. با مستحکمتر کردن بالهها و افزودن یک نقطه اتصال جدید، اسپیسایکس در حال حذف کامل سیستم پیچیده و سنگین «پایههای فرود» از روی بوستر است. با حذف این قطعات، راکت سبکتر، سادهتر و ارزانتر شده و زمان آمادهسازی آن برای پرواز بعدی کوتاهتر میشود.
🔹 این تغییرات به بوستر اجازه میدهد تا با «زاویه تهاجم» بالاتری فرود بیاید که کنترل آن را در فاز نهایی بسیار افزایش میدهد. اسپیسایکس در حال آماده شدن برای دهمین پرواز آزمایشی مداری استارشیپ است و این پرواز، اولین آزمون واقعی برای این طراحی جدید و جسورانه خواهد بود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#هوافضا #اسپیس_ایکس #استارشیپ #فناوری #مهندسی #راکت
Interesting Engineering
SpaceX Mars rocket gets radical fin redesign to prevent flight failures
Elon Musk’s SpaceX has redesigned some parts of its colossal Mars-bound Starship to improve its stability and control.
❤1
🔺 تاریخ کیهانشناسی: داستانی از باورهای بدیهی که یکی پس از دیگری فرو ریختند
🔹 تاریخ علم، به ویژه کیهانشناسی، داستان واژگونی «حقایق بدیهی» است. هر نسل از دانشمندان بر اساس آنچه «بدیهی» به نظر میرسید کار کردهاند، تا اینکه یک مشاهده یا یک نظریه جدید، کل تصویر را دگرگون کرده است. این نگاه به گذشته، یک درس بزرگ برای امروز ماست.
🔹 باور بدیهی شماره ۱: جهان ثابت است.
تا اوایل قرن بیستم، این یک حقیقت غیرقابل بحث بود. حتی اینشتین نیز در سال ۱۹۱۷، معادلات نسبیت عام خود را که به جهانی در حال انبساط یا انقباض اشاره داشت، باور نکرد و یک «ثابت کیهانی» به آن اضافه کرد تا جهان را به صورت مصنوعی «ایستا» نگه دارد. او بعدها این کار را «بزرگترین اشتباه» خود نامید.
واژگونی: در دهه ۱۹۲۰، ادوین هابل با رصدهایش نشان داد که کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند و هر چه دورترند، سریعتر حرکت میکنند. جهان در حال انبساط بود.
🔹 باور بدیهی شماره ۲: انبساط جهان در حال کند شدن است.
پس از کشف انبساط، حقیقت بدیهی بعدی این بود: از آنجایی که گرانش تمام مواد عالم را به سمت هم میکشد، این انبساط باید در حال کند شدن باشد. در دهه ۱۹۹۰، دو تیم از ستارهشناسان رقابتی را برای اندازهگیری «میزان این کند شدن» آغاز کردند.
واژگونی: در سال ۱۹۹۸، هر دو تیم به طور مستقل به نتیجهای کاملاً برعکس و شوکهکننده رسیدند: انبساط جهان نه تنها کند نمیشود، بلکه در حال «شتاب گرفتن» است! این کشف، جایزه نوبل فیزیک را برای آنها به ارمغان آورد و مفهوم اسرارآمیز «انرژی تاریک» را متولد کرد.
❕ آیا این یعنی علم همیشه اشتباه میکند؟
خیر! این مهمترین درس است. علم یک فرآیند «اصلاحی و تکمیلی» است، نه تخریبی. نظریه نسبیت اینشتین، قانون گرانش نیوتن را «اشتباه» ثابت نکرد، بلکه نشان داد که گرانش نیوتن یک تقریب عالی در شرایط سرعت و گرانش پایین است. هر مدل جدید، مدل قبلی را به عنوان یک حالت خاص در بر میگیرد و تصویر ما از جهان را دقیقتر و کاملتر میکند. علم مجموعهای از حقایق ثابت نیست، بلکه بهترین توصیف ما از واقعیت بر اساس شواهد موجود است که دائماً در حال بهتر شدن است.
🔹 باورهای بدیهی امروز:
امروزه، مدل استاندارد کیهانشناسی میگوید که جهان از حدود ۵٪ ماده معمولی، ۲۷٪ ماده تاریک و ۶۸٪ انرژی تاریک تشکیل شده است. این مدل بسیار موفق است، اما هیچکس نمیداند ماده تاریک و انرژی تاریک واقعاً چه هستند. آیا ما نیز امروز، مانند اینشتین در سال ۱۹۱۷، اسیر یک «باور بدیهی» هستیم که در آینده واژگون خواهد شد؟ تاریخ علم به ما میآموزد که با ذهنی باز و متواضع، همیشه آماده شگفتیهای جدید باشیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #فلسفه_علم #کیهان_شناسی #انبساط_جهان #انرژی_تاریک #اینشتین #هابل
🔹 تاریخ علم، به ویژه کیهانشناسی، داستان واژگونی «حقایق بدیهی» است. هر نسل از دانشمندان بر اساس آنچه «بدیهی» به نظر میرسید کار کردهاند، تا اینکه یک مشاهده یا یک نظریه جدید، کل تصویر را دگرگون کرده است. این نگاه به گذشته، یک درس بزرگ برای امروز ماست.
🔹 باور بدیهی شماره ۱: جهان ثابت است.
تا اوایل قرن بیستم، این یک حقیقت غیرقابل بحث بود. حتی اینشتین نیز در سال ۱۹۱۷، معادلات نسبیت عام خود را که به جهانی در حال انبساط یا انقباض اشاره داشت، باور نکرد و یک «ثابت کیهانی» به آن اضافه کرد تا جهان را به صورت مصنوعی «ایستا» نگه دارد. او بعدها این کار را «بزرگترین اشتباه» خود نامید.
واژگونی: در دهه ۱۹۲۰، ادوین هابل با رصدهایش نشان داد که کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند و هر چه دورترند، سریعتر حرکت میکنند. جهان در حال انبساط بود.
🔹 باور بدیهی شماره ۲: انبساط جهان در حال کند شدن است.
پس از کشف انبساط، حقیقت بدیهی بعدی این بود: از آنجایی که گرانش تمام مواد عالم را به سمت هم میکشد، این انبساط باید در حال کند شدن باشد. در دهه ۱۹۹۰، دو تیم از ستارهشناسان رقابتی را برای اندازهگیری «میزان این کند شدن» آغاز کردند.
واژگونی: در سال ۱۹۹۸، هر دو تیم به طور مستقل به نتیجهای کاملاً برعکس و شوکهکننده رسیدند: انبساط جهان نه تنها کند نمیشود، بلکه در حال «شتاب گرفتن» است! این کشف، جایزه نوبل فیزیک را برای آنها به ارمغان آورد و مفهوم اسرارآمیز «انرژی تاریک» را متولد کرد.
❕ آیا این یعنی علم همیشه اشتباه میکند؟
خیر! این مهمترین درس است. علم یک فرآیند «اصلاحی و تکمیلی» است، نه تخریبی. نظریه نسبیت اینشتین، قانون گرانش نیوتن را «اشتباه» ثابت نکرد، بلکه نشان داد که گرانش نیوتن یک تقریب عالی در شرایط سرعت و گرانش پایین است. هر مدل جدید، مدل قبلی را به عنوان یک حالت خاص در بر میگیرد و تصویر ما از جهان را دقیقتر و کاملتر میکند. علم مجموعهای از حقایق ثابت نیست، بلکه بهترین توصیف ما از واقعیت بر اساس شواهد موجود است که دائماً در حال بهتر شدن است.
🔹 باورهای بدیهی امروز:
امروزه، مدل استاندارد کیهانشناسی میگوید که جهان از حدود ۵٪ ماده معمولی، ۲۷٪ ماده تاریک و ۶۸٪ انرژی تاریک تشکیل شده است. این مدل بسیار موفق است، اما هیچکس نمیداند ماده تاریک و انرژی تاریک واقعاً چه هستند. آیا ما نیز امروز، مانند اینشتین در سال ۱۹۱۷، اسیر یک «باور بدیهی» هستیم که در آینده واژگون خواهد شد؟ تاریخ علم به ما میآموزد که با ذهنی باز و متواضع، همیشه آماده شگفتیهای جدید باشیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تاریخ_علم #فلسفه_علم #کیهان_شناسی #انبساط_جهان #انرژی_تاریک #اینشتین #هابل
Scientific American
The Universe Keeps Rewriting Cosmology
The universe has a habit of disproving “unassailable” facts
👍1
🔺 آیا غذاهای فوقفرآوریشده واقعاً مقصر اصلی هستند؟ یک نگاه جدید به روانشناسی غذا
🔹 غذاهای فوقفرآوریشده (UPF) - از چیپس و نوشابه تا غذاهای آماده - به دشمن شماره یک سلامت عمومی تبدیل شدهاند و عامل بسیاری از بیماریها شناخته میشوند. اما یک پژوهش جدید از دانشگاه لیدز، این روایت ساده را به چالش میکشد و میگوید شاید باید به جای تمرکز صرف بر روی «برچسب فرآوری»، به عوامل عمیقتری نگاه کنیم: محتوای تغذیهای و مهمتر از آن، «باورهای ما» در مورد غذا.
❕ «غذای فوقفرآوریشده» (UPF) چیست؟
بر اساس سیستم طبقهبندی NOVA، اینها محصولات صنعتی هستند که با استفاده از فرآیندها و موادی ساخته میشوند که در آشپزخانه خانگی یافت نمیشوند (مانند طعمدهندهها، امولسیفایرها، و شیرینکنندههای مصنوعی). هدف از این فرآیندها، افزایش ماندگاری، خوشمزگی و جذابیت محصول است.
🔹 یافته شگفتانگیز: قدرت باورهای ما
در این پژوهش، محققان دریافتند که محتوای تغذیهای غذاها (مانند کالری، چربی و قند) در پیشبینی تمایل به پرخوری نقش مهمی دارد. اما یک عامل دیگر به همان اندازه قدرتمند بود: «ادراک و باور» ما در مورد غذا. وقتی ما یک غذا را «شیرین»، «چرب» یا «بسیار فرآوریشده» تلقی میکنیم، احتمال پرخوری آن غذا افزایش مییابد، صرف نظر از اینکه محتوای واقعی آن چیست! در واقع، برچسب «فوقفرآوریشده» به تنهایی، قدرت پیشبینیکنندگی بسیار کمی (کمتر از ۴٪) به مدلهای آماری اضافه کرد.
❕ یک نکته بسیار مهم: تعادل علمی را حفظ کنیم
این تحقیق نمیگوید فرآوری بیاهمیت است. صدها مطالعه اپیدمیولوژیک دیگر، همبستگی بسیار قوی بین مصرف بالای UPF و افزایش ریسک چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و حتی افسردگی را نشان دادهاند. بحث اصلی در جامعه علمی این است که آیا این اثرات منفی به خاطر خود «فرآیند» و مواد افزودنی است یا صرفاً به این دلیل است که اکثر UPFها از نظر تغذیهای (قند، چربی و نمک بالا و فیبر پایین) فقیر هستند.
🔹 نتیجهگیری: از برچسبها فراتر برویم
نویسندگان این مقاله استدلال میکنند که به جای «شیطانسازی» یک دسته کامل از غذاها، باید بر روی «سواد غذایی» تمرکز کنیم. باید یاد بگیریم که چه چیزی باعث میشود یک غذا برای ما لذتبخش و در عین حال سیرکننده باشد. بسیاری از UPFها به دلیل محتوای تغذیهای ضعیف و بازاریابی تهاجمی، به پرخوری دامن میزنند. اما برچسب زدن به همه آنها به عنوان «بد» میتواند باعث سردرگمی شود و ما را از توجه به عوامل مهمتری مانند کالری، قند، چربی، نمک و فیبر باز دارد. در نهایت، این محتوای تغذیهای و روانشناسی انتخابهای ماست که بیشترین اهمیت را دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #سلامت #روانشناسی #غذاهای_فرآوری_شده #سواد_غذایی
🔹 غذاهای فوقفرآوریشده (UPF) - از چیپس و نوشابه تا غذاهای آماده - به دشمن شماره یک سلامت عمومی تبدیل شدهاند و عامل بسیاری از بیماریها شناخته میشوند. اما یک پژوهش جدید از دانشگاه لیدز، این روایت ساده را به چالش میکشد و میگوید شاید باید به جای تمرکز صرف بر روی «برچسب فرآوری»، به عوامل عمیقتری نگاه کنیم: محتوای تغذیهای و مهمتر از آن، «باورهای ما» در مورد غذا.
❕ «غذای فوقفرآوریشده» (UPF) چیست؟
بر اساس سیستم طبقهبندی NOVA، اینها محصولات صنعتی هستند که با استفاده از فرآیندها و موادی ساخته میشوند که در آشپزخانه خانگی یافت نمیشوند (مانند طعمدهندهها، امولسیفایرها، و شیرینکنندههای مصنوعی). هدف از این فرآیندها، افزایش ماندگاری، خوشمزگی و جذابیت محصول است.
🔹 یافته شگفتانگیز: قدرت باورهای ما
در این پژوهش، محققان دریافتند که محتوای تغذیهای غذاها (مانند کالری، چربی و قند) در پیشبینی تمایل به پرخوری نقش مهمی دارد. اما یک عامل دیگر به همان اندازه قدرتمند بود: «ادراک و باور» ما در مورد غذا. وقتی ما یک غذا را «شیرین»، «چرب» یا «بسیار فرآوریشده» تلقی میکنیم، احتمال پرخوری آن غذا افزایش مییابد، صرف نظر از اینکه محتوای واقعی آن چیست! در واقع، برچسب «فوقفرآوریشده» به تنهایی، قدرت پیشبینیکنندگی بسیار کمی (کمتر از ۴٪) به مدلهای آماری اضافه کرد.
❕ یک نکته بسیار مهم: تعادل علمی را حفظ کنیم
این تحقیق نمیگوید فرآوری بیاهمیت است. صدها مطالعه اپیدمیولوژیک دیگر، همبستگی بسیار قوی بین مصرف بالای UPF و افزایش ریسک چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و حتی افسردگی را نشان دادهاند. بحث اصلی در جامعه علمی این است که آیا این اثرات منفی به خاطر خود «فرآیند» و مواد افزودنی است یا صرفاً به این دلیل است که اکثر UPFها از نظر تغذیهای (قند، چربی و نمک بالا و فیبر پایین) فقیر هستند.
🔹 نتیجهگیری: از برچسبها فراتر برویم
نویسندگان این مقاله استدلال میکنند که به جای «شیطانسازی» یک دسته کامل از غذاها، باید بر روی «سواد غذایی» تمرکز کنیم. باید یاد بگیریم که چه چیزی باعث میشود یک غذا برای ما لذتبخش و در عین حال سیرکننده باشد. بسیاری از UPFها به دلیل محتوای تغذیهای ضعیف و بازاریابی تهاجمی، به پرخوری دامن میزنند. اما برچسب زدن به همه آنها به عنوان «بد» میتواند باعث سردرگمی شود و ما را از توجه به عوامل مهمتری مانند کالری، قند، چربی، نمک و فیبر باز دارد. در نهایت، این محتوای تغذیهای و روانشناسی انتخابهای ماست که بیشترین اهمیت را دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تغذیه #سلامت #روانشناسی #غذاهای_فرآوری_شده #سواد_غذایی
The Conversation
Ultra-processed foods might not be the real villain in our diets – here’s what our research found
Chocolate and porridge are both popular but only one gets binged. Why? Our psychology plays a bigger role in overeating than food labels alone.
🔺 راز «خرگوشهای شاخدار»: ویروسی که به ساخت واکسن HPV کمک کرد
🔹 اخیراً تصاویری از خرگوشهایی با شاخهای عجیب و غریب در ایالت کلرادوی آمریکا منتشر شده که ممکن است در نگاه اول ترسناک به نظر برسند. اما این پدیده نه تنها برای انسانها بیخطر است، بلکه داستان علمی شگفتانگیزی در پس خود دارد که به یکی از مهمترین دستاوردهای پزشکی قرن بیستم، یعنی واکسن HPV، ختم میشود.
❕ این «شاخها» واقعاً چه هستند؟
این زوائد ترسناک، در واقع تومورهای خوشخیمی هستند که توسط «ویروس پاپیلومای شوپ» (Shope papillomavirus) ایجاد میشوند. این ویروس، از خانواده ویروسهای پاپیلومای انسانی (HPV) است که در انسانها باعث ایجاد زگیل میشود. این شاخها از جنس «کراتین» (ماده سازنده مو و ناخن) هستند و خودشان عفونی نیستند. این ویروس تنها خرگوشها را مبتلا میکند، برای انسان و حیوانات خانگی کاملاً بیخطر است و در اکثر موارد، سیستم ایمنی خرگوش پس از مدتی بر آن غلبه کرده و زوائد نیز میافتند.
🔹 این ویروس از طریق نیش حشراتی مانند پشه، کک و کنه منتقل میشود و به همین دلیل شیوع آن در تابستان بیشتر است. هرچند ظاهر حیوان مبتلا نگرانکننده است، اما این بیماری تنها زمانی برای خرگوش خطرناک میشود که زوائد در نزدیکی دهان یا چشم رشد کرده و مانع غذا خوردن او شوند.
❕ داستان شگفتانگیز یک کشف علمی
در سال ۱۹۳۳، ویروسشناسی به نام دکتر ریچارد شوپ (که کاشف ویروس آنفولانزای A نیز بود) برای اولین بار این ویروس را در خرگوشها شناسایی کرد. تحقیقات او نشان داد که یک ویروس میتواند باعث ایجاد تومور شود. این یک کشف انقلابی بود که در آن زمان به سختی پذیرفته شد. اما همین پژوهشها بر روی این ویروس به ظاهر بیاهمیت در خرگوشها، پایههای درک ما از ویروسهای سرطانزا در انسان را بنا نهاد. دههها بعد، دانشمندان با الهام از همین تحقیقات، ارتباط بین ویروس HPV و سرطان دهانه رحم را کشف کردند و در نهایت موفق به ساخت واکسن HPV شدند؛ واکسنی که امروزه جان میلیونها نفر را نجات میدهد.
🔹 بنابراین، دفعه بعد که با یک پدیده عجیب و غریب در طبیعت روبرو شدید، به یاد داشته باشید که ممکن است در پس آن، داستانی از یک کشف علمی بزرگ نهفته باشد. همانطور که مقامات حیات وحش میگویند: «وقتی بفهمید این زوائد برای خرگوشها مضر نیستند، میتوانید از دیدن علم در عمل لذت ببرید.»
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #ویروس_شناسی #تاریخ_علم #پزشکی #واکسن_HPV #حیات_وحش
🔹 اخیراً تصاویری از خرگوشهایی با شاخهای عجیب و غریب در ایالت کلرادوی آمریکا منتشر شده که ممکن است در نگاه اول ترسناک به نظر برسند. اما این پدیده نه تنها برای انسانها بیخطر است، بلکه داستان علمی شگفتانگیزی در پس خود دارد که به یکی از مهمترین دستاوردهای پزشکی قرن بیستم، یعنی واکسن HPV، ختم میشود.
❕ این «شاخها» واقعاً چه هستند؟
این زوائد ترسناک، در واقع تومورهای خوشخیمی هستند که توسط «ویروس پاپیلومای شوپ» (Shope papillomavirus) ایجاد میشوند. این ویروس، از خانواده ویروسهای پاپیلومای انسانی (HPV) است که در انسانها باعث ایجاد زگیل میشود. این شاخها از جنس «کراتین» (ماده سازنده مو و ناخن) هستند و خودشان عفونی نیستند. این ویروس تنها خرگوشها را مبتلا میکند، برای انسان و حیوانات خانگی کاملاً بیخطر است و در اکثر موارد، سیستم ایمنی خرگوش پس از مدتی بر آن غلبه کرده و زوائد نیز میافتند.
🔹 این ویروس از طریق نیش حشراتی مانند پشه، کک و کنه منتقل میشود و به همین دلیل شیوع آن در تابستان بیشتر است. هرچند ظاهر حیوان مبتلا نگرانکننده است، اما این بیماری تنها زمانی برای خرگوش خطرناک میشود که زوائد در نزدیکی دهان یا چشم رشد کرده و مانع غذا خوردن او شوند.
❕ داستان شگفتانگیز یک کشف علمی
در سال ۱۹۳۳، ویروسشناسی به نام دکتر ریچارد شوپ (که کاشف ویروس آنفولانزای A نیز بود) برای اولین بار این ویروس را در خرگوشها شناسایی کرد. تحقیقات او نشان داد که یک ویروس میتواند باعث ایجاد تومور شود. این یک کشف انقلابی بود که در آن زمان به سختی پذیرفته شد. اما همین پژوهشها بر روی این ویروس به ظاهر بیاهمیت در خرگوشها، پایههای درک ما از ویروسهای سرطانزا در انسان را بنا نهاد. دههها بعد، دانشمندان با الهام از همین تحقیقات، ارتباط بین ویروس HPV و سرطان دهانه رحم را کشف کردند و در نهایت موفق به ساخت واکسن HPV شدند؛ واکسنی که امروزه جان میلیونها نفر را نجات میدهد.
🔹 بنابراین، دفعه بعد که با یک پدیده عجیب و غریب در طبیعت روبرو شدید، به یاد داشته باشید که ممکن است در پس آن، داستانی از یک کشف علمی بزرگ نهفته باشد. همانطور که مقامات حیات وحش میگویند: «وقتی بفهمید این زوائد برای خرگوشها مضر نیستند، میتوانید از دیدن علم در عمل لذت ببرید.»
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #ویروس_شناسی #تاریخ_علم #پزشکی #واکسن_HPV #حیات_وحش
Scientific American
Why Are Rabbits Sprouting Tentacles?
Rabbits spotted with hornlike growths on their face in northern Colorado are doing better than they look
🔺 محیطهای سخت و شخصیتهای تاریک: آیا جامعه ما را خودخواه میکند؟
🔹 آیا بزرگ شدن در جامعهای پر از فساد، نابرابری و خشونت میتواند بر شخصیت ما تأثیر بگذارد؟ یک مطالعه عظیم جدید با بررسی بیش از ۱.۷ میلیون نفر در ۱۸۳ کشور، شواهدی ارائه میدهد که نشان میدهد یک ارتباط آماری بین شرایط نامساعد اجتماعی و گرایش افراد به ویژگیهای شخصیتی «تاریک» وجود دارد.
❕ «عامل تاریک شخصیت» یا D-Factor چیست؟
روانشناسان دریافتهاند که ویژگیهای شخصیتی ناخوشایند مانند خودشیفتگی، ماکیاولیسم (میل به سواستفاده و فریب) و روانپریشی (فقدان همدلی) یک هسته مشترک دارند. این هسته مشترک را «عامل تاریک شخصیت» یا D-Factor مینامند. این عامل، گرایش کلی فرد به اولویت دادن به منافع شخصی خود، حتی به قیمت آسیب رساندن به دیگران، و توجیه این رفتارها را نشان میدهد. این مفهوم شبیه «عامل هوش عمومی» (g-factor) است که زیربنای تواناییهای شناختی مختلف است.
🔹 فرضیه و روش تحقیق:
این پژوهش که در ژورنال معتبر PNAS منتشر شده، این فرضیه را آزموده که در جوامعی که بیعدالتی، ناامنی و فساد رایج است، رفتارهای خودخواهانه ممکن است به عنوان یک استراتژی لازم برای بقا تلقی شوند. محققان با استفاده از دادههای عمومی، شاخصی از «شرایط نامساعد اجتماعی» (شامل فساد، نابرابری، فقر و خشونت) را برای هر کشور و ایالت در حدود ۲۰ سال پیش محاسبه کردند و آن را با نمرات D-Factor افراد در زمان حال مقایسه کردند.
❕ مهمترین نکته: همبستگی علت نیست!
این تحقیق یک «همبستگی» را نشان میدهد، نه یک رابطه علت و معلولی قطعی. این یعنی دو پدیده با هم رخ میدهند، اما لزوماً یکی باعث دیگری نیست. شخصیت محصول تعامل بسیار پیچیدهای از ژنتیک، تجربیات شخصی منحصر به فرد و محیط اجتماعی است. این مطالعه تنها به یکی از این عوامل پرداخته و نشان میدهد که یک ارتباط «کوچک اما معنادار» بین آنها وجود دارد.
🔹 نتایج چه بود؟
نتایج نشان داد افرادی که در کشورها یا ایالتهایی با شرایط اجتماعی نامساعدتر بزرگ شده بودند، به طور متوسط، نمرات بالاتری در D-Factor داشتند. این الگو هم در مقیاس جهانی و هم در داخل آمریکا مشاهده شد. به گفته اینگو زتلر، نویسنده اصلی تحقیق، پیام کلیدی این است که «کاهش شرایط نامساعد در یک جامعه، نه تنها زندگی را برای مردم آسانتر میکند، بلکه ممکن است احتمال شکلگیری افراد بسیار خودخواه در آینده را نیز کاهش دهد.»
🔹 این یافتهها تأکید میکنند که شخصیت ما تنها محصول عوامل فردی نیست و محیط اجتماعی گستردهتری که در آن رشد میکنیم نیز میتواند در شکلگیری آن نقش داشته باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #جامعه_شناسی #شخصیت #روانشناسی_اجتماعی #عامل_تاریک_شخصیت
🔹 آیا بزرگ شدن در جامعهای پر از فساد، نابرابری و خشونت میتواند بر شخصیت ما تأثیر بگذارد؟ یک مطالعه عظیم جدید با بررسی بیش از ۱.۷ میلیون نفر در ۱۸۳ کشور، شواهدی ارائه میدهد که نشان میدهد یک ارتباط آماری بین شرایط نامساعد اجتماعی و گرایش افراد به ویژگیهای شخصیتی «تاریک» وجود دارد.
❕ «عامل تاریک شخصیت» یا D-Factor چیست؟
روانشناسان دریافتهاند که ویژگیهای شخصیتی ناخوشایند مانند خودشیفتگی، ماکیاولیسم (میل به سواستفاده و فریب) و روانپریشی (فقدان همدلی) یک هسته مشترک دارند. این هسته مشترک را «عامل تاریک شخصیت» یا D-Factor مینامند. این عامل، گرایش کلی فرد به اولویت دادن به منافع شخصی خود، حتی به قیمت آسیب رساندن به دیگران، و توجیه این رفتارها را نشان میدهد. این مفهوم شبیه «عامل هوش عمومی» (g-factor) است که زیربنای تواناییهای شناختی مختلف است.
🔹 فرضیه و روش تحقیق:
این پژوهش که در ژورنال معتبر PNAS منتشر شده، این فرضیه را آزموده که در جوامعی که بیعدالتی، ناامنی و فساد رایج است، رفتارهای خودخواهانه ممکن است به عنوان یک استراتژی لازم برای بقا تلقی شوند. محققان با استفاده از دادههای عمومی، شاخصی از «شرایط نامساعد اجتماعی» (شامل فساد، نابرابری، فقر و خشونت) را برای هر کشور و ایالت در حدود ۲۰ سال پیش محاسبه کردند و آن را با نمرات D-Factor افراد در زمان حال مقایسه کردند.
❕ مهمترین نکته: همبستگی علت نیست!
این تحقیق یک «همبستگی» را نشان میدهد، نه یک رابطه علت و معلولی قطعی. این یعنی دو پدیده با هم رخ میدهند، اما لزوماً یکی باعث دیگری نیست. شخصیت محصول تعامل بسیار پیچیدهای از ژنتیک، تجربیات شخصی منحصر به فرد و محیط اجتماعی است. این مطالعه تنها به یکی از این عوامل پرداخته و نشان میدهد که یک ارتباط «کوچک اما معنادار» بین آنها وجود دارد.
🔹 نتایج چه بود؟
نتایج نشان داد افرادی که در کشورها یا ایالتهایی با شرایط اجتماعی نامساعدتر بزرگ شده بودند، به طور متوسط، نمرات بالاتری در D-Factor داشتند. این الگو هم در مقیاس جهانی و هم در داخل آمریکا مشاهده شد. به گفته اینگو زتلر، نویسنده اصلی تحقیق، پیام کلیدی این است که «کاهش شرایط نامساعد در یک جامعه، نه تنها زندگی را برای مردم آسانتر میکند، بلکه ممکن است احتمال شکلگیری افراد بسیار خودخواه در آینده را نیز کاهش دهد.»
🔹 این یافتهها تأکید میکنند که شخصیت ما تنها محصول عوامل فردی نیست و محیط اجتماعی گستردهتری که در آن رشد میکنیم نیز میتواند در شکلگیری آن نقش داشته باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #جامعه_شناسی #شخصیت #روانشناسی_اجتماعی #عامل_تاریک_شخصیت
PsyPost
Dark personality traits flourish in these specific environments, huge new study reveals
Researchers have uncovered a connection between societal adversity and dark personality traits like callousness and manipulation. In places marked by corruption and violence, people were more likely to endorse self-serving behaviors—even when it meant harming…
👍1
🔺 شکافتن یک فوتون: دانشمندان یک قانون بنیادین فیزیک را در کوچکترین مقیاس ممکن تایید کردند
🔹 فیزیکدانان برای اولین بار در یک آزمایش شگفتانگیز موفق شدند نشان دهند که حتی یک ذره نور (یک فوتون)، هنگام «شکافته شدن» به دو فوتون دیگر، از یکی از سختگیرانهترین قوانین طبیعت پیروی میکند: قانون پایستگی تکانه زاویهای. این موفقیت که تنها یک بار در هر یک میلیارد تلاش رخ میدهد، نه تنها یکی از پایههای فیزیک را در مقیاس کوانتومی تثبیت میکند، بلکه راه را برای فناوریهای کوانتومی آینده هموار میسازد.
❕ تکانه زاویهای مداری (OAM) چیست؟
مانند یک توپ در حال چرخش، نور نیز میتواند یک نوع «چرخش» داشته باشد که به آن تکانه زاویهای مداری میگویند. این ویژگی به شکل فضایی پرتو نور مربوط است. تصور کنید یک پرتو نور به جای حرکت در یک خط مستقیم، مانند یک فنر یا پیچ چوبپنبهکش در حین حرکت به دور خود نیز میچرخد. این چرخش میتواند در جهت ساعتگرد (مثلاً با مقدار ۱+) یا پادساعتگرد (با مقدار ۱-) باشد.
🔹 آزمایش «سوزن در انبار کاه»
این پژوهش که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، این قانون را در کوچکترین سطح ممکن آزموده است. بر اساس قانون پایستگی، اگر یک فوتون اولیه با تکانه زاویهای صفر (بدون چرخش) به دو فوتون جدید تبدیل شود، مجموع تکانه زاویهای دو فوتون جدید نیز باید صفر باشد. این یعنی اگر یکی از آنها با مقدار ۱+ بچرخد، دیگری باید دقیقاً با مقدار ۱- بچرخد تا حاصل جمع آنها صفر شود. مشکل اینجاست که این فرآیند تبدیل، به شکل دیوانهواری ناکارآمد است و تنها یک فوتون از هر یک میلیارد فوتون به یک جفت تبدیل میشود.
❕ چرا تایید این قانون در سطح یک فوتون اینقدر مهم است؟
این سوال بسیار خوبی است. پاسخ در آینده فناوریهای کوانتومی نهفته است. کامپیوترهای کوانتومی، شبکههای ارتباطی کوانتومی و حسگرهای فوق دقیق، همگی بر این فرض استوار هستند که قوانین فیزیک کوانتوم به شکلی مطلق و بدون استثنا در سطح تکتک ذرات برقرار هستند. اگر این قوانین بنیادین حتی گاهی اوقات در این مقیاس کوچک نقض میشدند، ساختن هرگونه فناوری کوانتومی قابل اعتماد غیرممکن بود. این آزمایش، یک رأی اعتماد بسیار قوی به استحکام و پایداری قوانین طبیعت است.
🔹 این دستاورد نه تنها یک پیروزی برای فیزیک بنیادین است، بلکه یک گام مهم به سوی تولید حالتهای کوانتومی پیچیدهتر و درهمتنیده است که برای کاربردهای نسل بعدی فناوریهای کوانتومی ضروری هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #فوتون #قوانین_پایستگی #اپتیک_کوانتومی #فناوری_کوانتومی
🔹 فیزیکدانان برای اولین بار در یک آزمایش شگفتانگیز موفق شدند نشان دهند که حتی یک ذره نور (یک فوتون)، هنگام «شکافته شدن» به دو فوتون دیگر، از یکی از سختگیرانهترین قوانین طبیعت پیروی میکند: قانون پایستگی تکانه زاویهای. این موفقیت که تنها یک بار در هر یک میلیارد تلاش رخ میدهد، نه تنها یکی از پایههای فیزیک را در مقیاس کوانتومی تثبیت میکند، بلکه راه را برای فناوریهای کوانتومی آینده هموار میسازد.
❕ تکانه زاویهای مداری (OAM) چیست؟
مانند یک توپ در حال چرخش، نور نیز میتواند یک نوع «چرخش» داشته باشد که به آن تکانه زاویهای مداری میگویند. این ویژگی به شکل فضایی پرتو نور مربوط است. تصور کنید یک پرتو نور به جای حرکت در یک خط مستقیم، مانند یک فنر یا پیچ چوبپنبهکش در حین حرکت به دور خود نیز میچرخد. این چرخش میتواند در جهت ساعتگرد (مثلاً با مقدار ۱+) یا پادساعتگرد (با مقدار ۱-) باشد.
🔹 آزمایش «سوزن در انبار کاه»
این پژوهش که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، این قانون را در کوچکترین سطح ممکن آزموده است. بر اساس قانون پایستگی، اگر یک فوتون اولیه با تکانه زاویهای صفر (بدون چرخش) به دو فوتون جدید تبدیل شود، مجموع تکانه زاویهای دو فوتون جدید نیز باید صفر باشد. این یعنی اگر یکی از آنها با مقدار ۱+ بچرخد، دیگری باید دقیقاً با مقدار ۱- بچرخد تا حاصل جمع آنها صفر شود. مشکل اینجاست که این فرآیند تبدیل، به شکل دیوانهواری ناکارآمد است و تنها یک فوتون از هر یک میلیارد فوتون به یک جفت تبدیل میشود.
❕ چرا تایید این قانون در سطح یک فوتون اینقدر مهم است؟
این سوال بسیار خوبی است. پاسخ در آینده فناوریهای کوانتومی نهفته است. کامپیوترهای کوانتومی، شبکههای ارتباطی کوانتومی و حسگرهای فوق دقیق، همگی بر این فرض استوار هستند که قوانین فیزیک کوانتوم به شکلی مطلق و بدون استثنا در سطح تکتک ذرات برقرار هستند. اگر این قوانین بنیادین حتی گاهی اوقات در این مقیاس کوچک نقض میشدند، ساختن هرگونه فناوری کوانتومی قابل اعتماد غیرممکن بود. این آزمایش، یک رأی اعتماد بسیار قوی به استحکام و پایداری قوانین طبیعت است.
🔹 این دستاورد نه تنها یک پیروزی برای فیزیک بنیادین است، بلکه یک گام مهم به سوی تولید حالتهای کوانتومی پیچیدهتر و درهمتنیده است که برای کاربردهای نسل بعدی فناوریهای کوانتومی ضروری هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #فوتون #قوانین_پایستگی #اپتیک_کوانتومی #فناوری_کوانتومی
SciTechDaily
Scientists Just Split a Single Photon. Here’s What They Found
By splitting a single photon, scientists confirmed that angular momentum is always conserved — a billion-to-one experiment that reinforces the foundations of quantum physics.
🔺 کالبدشکافی یک ابرنواختر: دانشمندان برای اولین بار لایههای درونی یک ستاره در حال مرگ را دیدند
🔹 ما میدانیم که از غبار ستارگان ساخته شدهایم، اما چگونه میتوانیم از این موضوع مطمئن باشیم؟ یک رصد شگفتانگیز از یک نوع بسیار نادر از انفجار ستارهای، برای اولین بار به ستارهشناسان اجازه داد تا به صورت مستقیم لایههای داخلی یک ستاره پرجرم را درست پیش از مرگش ببینند و نظریههای بنیادین در مورد چگونگی ساخته شدن عناصر شیمیایی را تأیید کنند.
❕ کارخانه عناصر: ساختار پیاز-مانند یک ستاره
ستارگان پرجرم مانند یک کارخانه غولپیکر و لایهلایه عمل میکنند. در مرکز، هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود. با تمام شدن هیدروژن، هلیوم شروع به سوختن و تولید کربن میکند و این فرآیند در لایههایی تو در تو مانند یک پیاز ادامه مییابد: کربن به نئون، نئون به اکسیژن، اکسیژن به سیلیکون و در نهایت سیلیکون به آهن تبدیل میشود. هر لایه، محصول کار لایه بیرونیتر از خود است.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، بر روی ابرنواختری به نام SN 2021yfj متمرکز است. چیزی که این انفجار را منحصر به فرد کرد، ترکیب شیمیایی گاز اطراف آن بود. در ابرنواخترهای معمولی، ما لایههای بیرونی (هیدروژن یا هلیوم) را میبینیم. اما در این مورد، دانشمندان با تحلیل نور انفجار، گازی را آشکار کردند که سرشار از سیلیکون و گوگرد بود؛ یعنی لایهای که درست در بالای هسته آهنی ستاره قرار دارد!
❕ «ابرنواختر فوقالعاده پوستکنده» چیست؟
این بدان معناست که ستاره درست پیش از انفجار، تمام لایههای بیرونی خود (هیدروژن، هلیوم، کربن و...) را به طریقی از دست داده و مانند یک میوه که تا نزدیک هسته پوست کنده شده، «پوستکنده» شده است. بادهای ستارهای معمولی برای انجام این کار در چنین زمان کوتاهی کافی نیستند. محتملترین فرضیه، وجود یک «ستاره همدم خونآشام» در یک سیستم دوتایی است که با گرانش خود، لایههای بیرونی ستاره در حال مرگ را به سرعت به سمت خود کشیده و آن را عریان کرده است.
🔹 این انفجار مانند یک فلاش عکاسی عظیم عمل کرد و با روشن کردن این لایه تازه پرتابشده از سیلیکون و گوگرد، به دانشمندان اجازه داد تا یک «کالبدشکافی کیهانی» انجام دهند. این مشاهده مستقیم، یک تأیید قدرتمند برای مدلهای ما از ساختار درونی ستارگان و نحوه تولید عناصری مانند اکسیژن، سیلیکون و گوگرد است که برای شکلگیری سیارات سنگی و حیات، حیاتی هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #اخترفیزیک #ابرنواختر #عناصر_شیمیایی #تکامل_ستارگان #کیهان_شناسی
🔹 ما میدانیم که از غبار ستارگان ساخته شدهایم، اما چگونه میتوانیم از این موضوع مطمئن باشیم؟ یک رصد شگفتانگیز از یک نوع بسیار نادر از انفجار ستارهای، برای اولین بار به ستارهشناسان اجازه داد تا به صورت مستقیم لایههای داخلی یک ستاره پرجرم را درست پیش از مرگش ببینند و نظریههای بنیادین در مورد چگونگی ساخته شدن عناصر شیمیایی را تأیید کنند.
❕ کارخانه عناصر: ساختار پیاز-مانند یک ستاره
ستارگان پرجرم مانند یک کارخانه غولپیکر و لایهلایه عمل میکنند. در مرکز، هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود. با تمام شدن هیدروژن، هلیوم شروع به سوختن و تولید کربن میکند و این فرآیند در لایههایی تو در تو مانند یک پیاز ادامه مییابد: کربن به نئون، نئون به اکسیژن، اکسیژن به سیلیکون و در نهایت سیلیکون به آهن تبدیل میشود. هر لایه، محصول کار لایه بیرونیتر از خود است.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، بر روی ابرنواختری به نام SN 2021yfj متمرکز است. چیزی که این انفجار را منحصر به فرد کرد، ترکیب شیمیایی گاز اطراف آن بود. در ابرنواخترهای معمولی، ما لایههای بیرونی (هیدروژن یا هلیوم) را میبینیم. اما در این مورد، دانشمندان با تحلیل نور انفجار، گازی را آشکار کردند که سرشار از سیلیکون و گوگرد بود؛ یعنی لایهای که درست در بالای هسته آهنی ستاره قرار دارد!
❕ «ابرنواختر فوقالعاده پوستکنده» چیست؟
این بدان معناست که ستاره درست پیش از انفجار، تمام لایههای بیرونی خود (هیدروژن، هلیوم، کربن و...) را به طریقی از دست داده و مانند یک میوه که تا نزدیک هسته پوست کنده شده، «پوستکنده» شده است. بادهای ستارهای معمولی برای انجام این کار در چنین زمان کوتاهی کافی نیستند. محتملترین فرضیه، وجود یک «ستاره همدم خونآشام» در یک سیستم دوتایی است که با گرانش خود، لایههای بیرونی ستاره در حال مرگ را به سرعت به سمت خود کشیده و آن را عریان کرده است.
🔹 این انفجار مانند یک فلاش عکاسی عظیم عمل کرد و با روشن کردن این لایه تازه پرتابشده از سیلیکون و گوگرد، به دانشمندان اجازه داد تا یک «کالبدشکافی کیهانی» انجام دهند. این مشاهده مستقیم، یک تأیید قدرتمند برای مدلهای ما از ساختار درونی ستارگان و نحوه تولید عناصری مانند اکسیژن، سیلیکون و گوگرد است که برای شکلگیری سیارات سنگی و حیات، حیاتی هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #اخترفیزیک #ابرنواختر #عناصر_شیمیایی #تکامل_ستارگان #کیهان_شناسی
The Conversation
Astronomers have glimpsed the core of a dying star – confirming theories of how atoms are made
An ‘extremely stripped supernova’ confirms the existence of a key feature of physicists’ models of how stars produce the elements that make up the Universe.
تازههای علمی
🔺 تایچی و یوگا، گزینههای درمانی مؤثر برای بیخوابی: یک متاآنالیز بزرگ علمی تأیید میکند 🔹 یک تحلیل جامع از کارآزماییهای بالینی نشان میدهد که ورزشهای ذهن-بدن مانند تایچی، یوگا و حتی پیادهروی، میتوانند به عنوان یک درمان اولیه قدرتمند برای بهبود کیفیت…
🔺 یوگا با شدت بالا: آیا بهترین ورزش برای بهبود خواب پیدا شده است؟
🔹 همه میدانیم که ورزش برای خواب خوب است، اما با وجود گزینههای بیشمار از پیادهروی تا وزنهبرداری، کدام یک مؤثرتر است؟ یک متاآنالیز جدید که نتایج ۳۰ کارآزمایی بالینی را با هم ترکیب کرده، به یک پاسخ غافلگیرکننده رسیده است: به نظر میرسد «یوگای با شدت بالا» بیشترین تأثیر را در بهبود کیفیت خواب دارد.
🔹 این پژوهش که در ژورنال Sleep and Biological Rhythms منتشر شده، دادههای بیش از ۲۵۰۰ فرد مبتلا به اختلالات خواب را تحلیل کرده است. نتیجهگیری آن یک «نسخه ورزشی» دقیق را پیشنهاد میکند:
نوع ورزش: یوگای با شدت بالا
- فرکانس: دو بار در هفته
- مدت هر جلسه: کمتر از ۳۰ دقیقه
- طول دوره: ۸ تا ۱۰ هفته
این نسخه، مؤثرتر از پیادهروی، تمرینات مقاومتی و حتی تمرینات سنتی چینی مانند تایچی و چیگونگ ارزیابی شد.
❕ یوگا چگونه به خواب کمک میکند؟
مکانیسم دقیق این اثر هنوز کاملاً مشخص نیست، اما چندین فرضیه وجود دارد. یوگا نه تنها عضلات را درگیر کرده و ضربان قلب را بالا میبرد، بلکه تأکید ویژهای بر «کنترل تنفس» دارد. تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند «سیستم عصبی پاراسمپاتیک» (مسئول آرامش و استراحت) را فعال کنند. برخی مطالعات همچنین نشان میدهند که یوگا میتواند الگوهای امواج مغزی را به سمتی تنظیم کند که به خواب عمیقتر کمک میکند.
❕ یک نکته بسیار مهم: علم در حال تکامل است
چندی پیش در کانال، نتایج یک متاآنالیز بزرگ را منتشر کردیم که نشان میداد ورزشهای ذهن-بدن مانند یوگا و تایچی، گزینههای مؤثری برای بهبود خواب هستند. آیا این تحقیق جدید برخلاف تحقیق پیشین و یک نظر جدید است؟ خیر، این یعنی علم «دقیقتر» شده است. مطالعه قبلی (منتشر شده در BMJ) نشان داد که یوگا و تایچی به طور کلی مؤثر هستند. این مطالعه جدید (منتشر شده در Sleep and Biological Rhythms) با تمرکز بر «نسخه دقیق تمرین»، نشان میدهد که در میان انواع یوگا، نوع «با شدت بالا» ممکن است مؤثرتر باشد.
باید با احتیاط به این نتایج نگاه کرد. اولاً، خود نویسندگان این متاآنالیز تأکید میکنند که به دلیل تعداد محدود مطالعات، برای تأیید این یافتهها به تحقیقات باکیفیتتری در آینده نیاز است. ثانیاً، علم یک گفتگوی دائمی است؛ یک متاآنالیز دیگر در سال ۲۰۲۳ به این نتیجه رسیده بود که ورزش «هوازی» با شدت متوسط، مؤثرترین روش است. این تناقض نشان میدهد که هنوز پاسخ قطعی و نهایی برای این سوال وجود ندارد.
🔹 نتیجه نهایی این است که هیچ راه حل واحدی برای همه افراد وجود ندارد. بهترین ورزش برای بهبود خواب شما، احتمالاً ورزشی است که از آن لذت میبرید و میتوانید به طور منظم به آن پایبند باشید. اما این تحقیق جدید، یوگای با شدت بالا را به عنوان یک گزینه بسیار قدرتمند و امیدوارکننده به این فهرست اضافه میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #ورزش #خواب #یوگا #علوم_اعصاب #سبک_زندگی_سالم
🔹 همه میدانیم که ورزش برای خواب خوب است، اما با وجود گزینههای بیشمار از پیادهروی تا وزنهبرداری، کدام یک مؤثرتر است؟ یک متاآنالیز جدید که نتایج ۳۰ کارآزمایی بالینی را با هم ترکیب کرده، به یک پاسخ غافلگیرکننده رسیده است: به نظر میرسد «یوگای با شدت بالا» بیشترین تأثیر را در بهبود کیفیت خواب دارد.
🔹 این پژوهش که در ژورنال Sleep and Biological Rhythms منتشر شده، دادههای بیش از ۲۵۰۰ فرد مبتلا به اختلالات خواب را تحلیل کرده است. نتیجهگیری آن یک «نسخه ورزشی» دقیق را پیشنهاد میکند:
نوع ورزش: یوگای با شدت بالا
- فرکانس: دو بار در هفته
- مدت هر جلسه: کمتر از ۳۰ دقیقه
- طول دوره: ۸ تا ۱۰ هفته
این نسخه، مؤثرتر از پیادهروی، تمرینات مقاومتی و حتی تمرینات سنتی چینی مانند تایچی و چیگونگ ارزیابی شد.
❕ یوگا چگونه به خواب کمک میکند؟
مکانیسم دقیق این اثر هنوز کاملاً مشخص نیست، اما چندین فرضیه وجود دارد. یوگا نه تنها عضلات را درگیر کرده و ضربان قلب را بالا میبرد، بلکه تأکید ویژهای بر «کنترل تنفس» دارد. تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند «سیستم عصبی پاراسمپاتیک» (مسئول آرامش و استراحت) را فعال کنند. برخی مطالعات همچنین نشان میدهند که یوگا میتواند الگوهای امواج مغزی را به سمتی تنظیم کند که به خواب عمیقتر کمک میکند.
❕ یک نکته بسیار مهم: علم در حال تکامل است
چندی پیش در کانال، نتایج یک متاآنالیز بزرگ را منتشر کردیم که نشان میداد ورزشهای ذهن-بدن مانند یوگا و تایچی، گزینههای مؤثری برای بهبود خواب هستند. آیا این تحقیق جدید برخلاف تحقیق پیشین و یک نظر جدید است؟ خیر، این یعنی علم «دقیقتر» شده است. مطالعه قبلی (منتشر شده در BMJ) نشان داد که یوگا و تایچی به طور کلی مؤثر هستند. این مطالعه جدید (منتشر شده در Sleep and Biological Rhythms) با تمرکز بر «نسخه دقیق تمرین»، نشان میدهد که در میان انواع یوگا، نوع «با شدت بالا» ممکن است مؤثرتر باشد.
باید با احتیاط به این نتایج نگاه کرد. اولاً، خود نویسندگان این متاآنالیز تأکید میکنند که به دلیل تعداد محدود مطالعات، برای تأیید این یافتهها به تحقیقات باکیفیتتری در آینده نیاز است. ثانیاً، علم یک گفتگوی دائمی است؛ یک متاآنالیز دیگر در سال ۲۰۲۳ به این نتیجه رسیده بود که ورزش «هوازی» با شدت متوسط، مؤثرترین روش است. این تناقض نشان میدهد که هنوز پاسخ قطعی و نهایی برای این سوال وجود ندارد.
🔹 نتیجه نهایی این است که هیچ راه حل واحدی برای همه افراد وجود ندارد. بهترین ورزش برای بهبود خواب شما، احتمالاً ورزشی است که از آن لذت میبرید و میتوانید به طور منظم به آن پایبند باشید. اما این تحقیق جدید، یوگای با شدت بالا را به عنوان یک گزینه بسیار قدرتمند و امیدوارکننده به این فهرست اضافه میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #ورزش #خواب #یوگا #علوم_اعصاب #سبک_زندگی_سالم
ScienceAlert
One Form of Exercise Improves Sleep The Most, Scientists Say
And it takes less than 30 minutes.
🔺 یک نقص پنهان در فشارسنجها: چگونه فیزیک یک راه حل ساده برای تشخیص دقیقتر فشار خون پیدا کرد؟
🔹 فشار خون بالا عامل اصلی مرگومیر زودرس در جهان است، اما یک تحقیق جدید از دانشگاه کمبریج نشان میدهد که روش استاندارد اندازهگیری آن ممکن است تا ۳۰٪ از موارد را تشخیص ندهد. این پژوهش با استفاده از اصول فیزیک، علت این خطای قدیمی را کشف کرده و یک راه حل بالقوه بسیار ساده را پیشنهاد میدهد.
❕ فشار خون سیستولیک و دیاستولیک چیست؟
فشار خون با دو عدد اندازهگیری میشود (مثلاً ۱۲۰ روی ۸۰).
- عدد بالایی (سیستولیک): فشار خون در رگها در لحظهای که قلب شما میتپد و خون را به بیرون پمپاژ میکند.
- عدد پایینی (دیاستولیک): فشار خون در رگها در فاصله بین دو تپش، زمانی که قلب در حال استراحت است.
این تحقیق بر روی خطای اندازهگیری عدد بالایی (سیستولیک) تمرکز دارد.
🔹 معمای قدیمی و کشف جدید:
پزشکان مدتها میدانستند که فشارسنجهای کافدار (بازوبند) گاهی فشار سیستولیک را کمتر از مقدار واقعی نشان میدهند، اما دلیل فیزیکی آن یک معما بود. تیم کمبریج با ساختن یک مدل آزمایشگاهی دقیق از بازو و رگ، علت را کشف کردند.
❕ علت فیزیکی خطا: «اثر فشار پاییندست»
وقتی کاف فشارسنج باد شده و جریان خون را به طور کامل قطع میکند، فشار خون در بخش پایینی بازو (پاییندست) به شدت افت میکند. این منطقه کمفشار مانند یک اثر مکش عمل کرده و باعث میشود دیوارههای رگ به هم چسبیده باقی بمانند. وقتی کاف به آرامی خالی میشود، این «مکش» باعث میشود رگ دیرتر از آنچه باید باز شود. در نتیجه، صدایی که پرستار با گوشی پزشکی میشنود (که نشانه بازگشت جریان خون و فشار سیستولیک است) با تأخیر شنیده شده و فشار کمتری ثبت میشود.
🔹 یک راه حل بالقوه ساده:
محققان میگویند راه حل این مشکل ممکن است بسیار ساده باشد: «بالا بردن دست بیمار برای مدتی قبل از اندازهگیری». این کار میتواند به تخلیه کنترلشده خون از بخش پایینی بازو کمک کرده و اثر «مکش» را کاهش دهد و در نتیجه اندازهگیری را دقیقتر کند.
🔹 گام بعدی: آزمایشهای بالینی
بسیار مهم است که بدانیم این یافتهها از یک مدل فیزیکی آزمایشگاهی به دست آمدهاند. راه حل پیشنهادی باید در آزمایشهای بالینی گسترده بر روی انسانها تأیید شود تا بتواند به یک پروتکل پزشکی استاندارد تبدیل گردد. با این حال، این کشف زیبا نشان میدهد که چگونه نگاه کردن به یک مشکل قدیمی پزشکی از زاویه فیزیک، میتواند به راهحلهای ساده و نجاتبخش منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #سلامت #فشار_خون #فیزیک_پزشکی #تشخیص_پزشکی #مهندسی_پزشکی
🔹 فشار خون بالا عامل اصلی مرگومیر زودرس در جهان است، اما یک تحقیق جدید از دانشگاه کمبریج نشان میدهد که روش استاندارد اندازهگیری آن ممکن است تا ۳۰٪ از موارد را تشخیص ندهد. این پژوهش با استفاده از اصول فیزیک، علت این خطای قدیمی را کشف کرده و یک راه حل بالقوه بسیار ساده را پیشنهاد میدهد.
❕ فشار خون سیستولیک و دیاستولیک چیست؟
فشار خون با دو عدد اندازهگیری میشود (مثلاً ۱۲۰ روی ۸۰).
- عدد بالایی (سیستولیک): فشار خون در رگها در لحظهای که قلب شما میتپد و خون را به بیرون پمپاژ میکند.
- عدد پایینی (دیاستولیک): فشار خون در رگها در فاصله بین دو تپش، زمانی که قلب در حال استراحت است.
این تحقیق بر روی خطای اندازهگیری عدد بالایی (سیستولیک) تمرکز دارد.
🔹 معمای قدیمی و کشف جدید:
پزشکان مدتها میدانستند که فشارسنجهای کافدار (بازوبند) گاهی فشار سیستولیک را کمتر از مقدار واقعی نشان میدهند، اما دلیل فیزیکی آن یک معما بود. تیم کمبریج با ساختن یک مدل آزمایشگاهی دقیق از بازو و رگ، علت را کشف کردند.
❕ علت فیزیکی خطا: «اثر فشار پاییندست»
وقتی کاف فشارسنج باد شده و جریان خون را به طور کامل قطع میکند، فشار خون در بخش پایینی بازو (پاییندست) به شدت افت میکند. این منطقه کمفشار مانند یک اثر مکش عمل کرده و باعث میشود دیوارههای رگ به هم چسبیده باقی بمانند. وقتی کاف به آرامی خالی میشود، این «مکش» باعث میشود رگ دیرتر از آنچه باید باز شود. در نتیجه، صدایی که پرستار با گوشی پزشکی میشنود (که نشانه بازگشت جریان خون و فشار سیستولیک است) با تأخیر شنیده شده و فشار کمتری ثبت میشود.
🔹 یک راه حل بالقوه ساده:
محققان میگویند راه حل این مشکل ممکن است بسیار ساده باشد: «بالا بردن دست بیمار برای مدتی قبل از اندازهگیری». این کار میتواند به تخلیه کنترلشده خون از بخش پایینی بازو کمک کرده و اثر «مکش» را کاهش دهد و در نتیجه اندازهگیری را دقیقتر کند.
🔹 گام بعدی: آزمایشهای بالینی
بسیار مهم است که بدانیم این یافتهها از یک مدل فیزیکی آزمایشگاهی به دست آمدهاند. راه حل پیشنهادی باید در آزمایشهای بالینی گسترده بر روی انسانها تأیید شود تا بتواند به یک پروتکل پزشکی استاندارد تبدیل گردد. با این حال، این کشف زیبا نشان میدهد که چگونه نگاه کردن به یک مشکل قدیمی پزشکی از زاویه فیزیک، میتواند به راهحلهای ساده و نجاتبخش منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #سلامت #فشار_خون #فیزیک_پزشکی #تشخیص_پزشکی #مهندسی_پزشکی
SciTechDaily
How Physics Revealed a Life-Saving Blood Pressure Fix
Scientists uncovered a hidden cuff flaw that may miss 30% of hypertension cases — and found an easy fix.
🔺 نگاهی به یک فسیل شگفتانگیز: موجود دوسر از عصر دایناسورها
🔹 گاهی برخی اکتشافات علمی آنقدر شگفتانگیز هستند که ارزش بازگویی دارند. در سال ۲۰۰۶، دیرینهشناسان در چین از کشف یک فسیل باورنکردنی خبر دادند که همچنان یکی از منحصربهفردترین نمونههای تاریخ دیرینهشناسی است: بقایای یک خزنده آبزی دوسر که بیش از ۱۲۰ میلیون سال پیش زندگی میکرده است.
🔹 این فسیل متعلق به گونهای به نام «هیفالوسور» (Hyphalosaurus) است، یک خزنده کوچک آبزی از اوایل دوره کرتاسه. در حالی که هزاران فسیل از این موجود کشف شده، این نمونه خاص دارای دو سر و دو گردن کامل است که از ناحیه شانه از یکدیگر جدا شدهاند. این، قدیمیترین نمونه ثبتشده از یک ناهنجاری نادر در تاریخ فسیلی است.
❕ هیفالوسور چیست؟
هیفالوسور یک خزنده آبزی با گردن بلند و دمی دراز بود که حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش، در دوران دایناسورها، در دریاچههای آب شیرین چین امروزی زندگی میکرد. این موجود که نامش به معنای «سوسمار غوطهور» است، بخشی از اکوسیستم مشهور «زیستبوم ژهول» بود. هزاران فسیل از هیفالوسورها در تمام مراحل زندگی، از جنین تا بزرگسالی، کشف شده است که آن را به یکی از شناختهشدهترین خزندگان فسیلی تبدیل کرده است. این فراوانی، نادر بودن و اهمیت کشف نمونه دوسر را دوچندان میکند.
❕ انشعاب محوری (Axial Bifurcation) چیست؟
این پدیده که امروزه نیز در حیواناتی مانند مارها و لاکپشتها دیده میشود، زمانی رخ میدهد که یک جنین در مراحل اولیه رشد، فرآیند دوقلو شدن را آغاز میکند اما این فرآیند به طور کامل انجام نمیشود. نتیجه، موجودی با بخشهایی از بدن مشترک و بخشهایی تکراری (مانند دو سر) است. حیوانات با این وضعیت به ندرت تا بزرگسالی زنده میمانند.
🔹 فسیل دوسر هیفالوسور نیز به نظر میرسد متعلق به یک جنین یا یک نوزاد تازهمتولدشده باشد که نشان میدهد این موجود نیز عمر درازی نکرده است. با این حال، نفس کشف آن یک معجزه آماری است. یافتن هر فسیلی به خودی خود یک اتفاق نادر است؛ حال تصور کنید که فسیل موجودی با یک ناهنجاری بسیار نادر که شانس کمی برای بقا داشته، پس از ۱۲۰ میلیون سال به طور سالم پیدا شود.
🔹 در زمان کشف، محققان با دقت اصالت فسیل را بررسی کردند و تأیید نمودند که هیچ نشانهای از چسباندن یا دستکاری در آن وجود ندارد. این یافته شگفتانگیز، نه تنها وجود این ناهنجاریهای رشدی را در میلیونها سال پیش تأیید میکند، بلکه یادآور میشود که در تاریخچه حیات، شگفتیهای بیشماری وجود دارد که ما تنها گوشه کوچکی از آنها را کشف کردهایم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #خزندگان #تکامل #زیست_شناسی_رشدی #شگفتیهای_علم
🔹 گاهی برخی اکتشافات علمی آنقدر شگفتانگیز هستند که ارزش بازگویی دارند. در سال ۲۰۰۶، دیرینهشناسان در چین از کشف یک فسیل باورنکردنی خبر دادند که همچنان یکی از منحصربهفردترین نمونههای تاریخ دیرینهشناسی است: بقایای یک خزنده آبزی دوسر که بیش از ۱۲۰ میلیون سال پیش زندگی میکرده است.
🔹 این فسیل متعلق به گونهای به نام «هیفالوسور» (Hyphalosaurus) است، یک خزنده کوچک آبزی از اوایل دوره کرتاسه. در حالی که هزاران فسیل از این موجود کشف شده، این نمونه خاص دارای دو سر و دو گردن کامل است که از ناحیه شانه از یکدیگر جدا شدهاند. این، قدیمیترین نمونه ثبتشده از یک ناهنجاری نادر در تاریخ فسیلی است.
❕ هیفالوسور چیست؟
هیفالوسور یک خزنده آبزی با گردن بلند و دمی دراز بود که حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش، در دوران دایناسورها، در دریاچههای آب شیرین چین امروزی زندگی میکرد. این موجود که نامش به معنای «سوسمار غوطهور» است، بخشی از اکوسیستم مشهور «زیستبوم ژهول» بود. هزاران فسیل از هیفالوسورها در تمام مراحل زندگی، از جنین تا بزرگسالی، کشف شده است که آن را به یکی از شناختهشدهترین خزندگان فسیلی تبدیل کرده است. این فراوانی، نادر بودن و اهمیت کشف نمونه دوسر را دوچندان میکند.
❕ انشعاب محوری (Axial Bifurcation) چیست؟
این پدیده که امروزه نیز در حیواناتی مانند مارها و لاکپشتها دیده میشود، زمانی رخ میدهد که یک جنین در مراحل اولیه رشد، فرآیند دوقلو شدن را آغاز میکند اما این فرآیند به طور کامل انجام نمیشود. نتیجه، موجودی با بخشهایی از بدن مشترک و بخشهایی تکراری (مانند دو سر) است. حیوانات با این وضعیت به ندرت تا بزرگسالی زنده میمانند.
🔹 فسیل دوسر هیفالوسور نیز به نظر میرسد متعلق به یک جنین یا یک نوزاد تازهمتولدشده باشد که نشان میدهد این موجود نیز عمر درازی نکرده است. با این حال، نفس کشف آن یک معجزه آماری است. یافتن هر فسیلی به خودی خود یک اتفاق نادر است؛ حال تصور کنید که فسیل موجودی با یک ناهنجاری بسیار نادر که شانس کمی برای بقا داشته، پس از ۱۲۰ میلیون سال به طور سالم پیدا شود.
🔹 در زمان کشف، محققان با دقت اصالت فسیل را بررسی کردند و تأیید نمودند که هیچ نشانهای از چسباندن یا دستکاری در آن وجود ندارد. این یافته شگفتانگیز، نه تنها وجود این ناهنجاریهای رشدی را در میلیونها سال پیش تأیید میکند، بلکه یادآور میشود که در تاریخچه حیات، شگفتیهای بیشماری وجود دارد که ما تنها گوشه کوچکی از آنها را کشف کردهایم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #خزندگان #تکامل #زیست_شناسی_رشدی #شگفتیهای_علم
ScienceAlert
Incredible Fossil Reveals Two-Headed Creature From The Dinosaur Age
Better than one?
🔺 قطبنمای کوانتومی در فضا: هواپیمای فضایی محرمانه آمریکا جایگزین GPS را آزمایش میکند
🔹 هواپیمای فضایی محرمانه ارتش آمریکا، X-37B، قرار است در مأموریت بعدی خود میزبان یک آزمایش انقلابی باشد: یک «حسگر اینرسی کوانتومی» که میتواند به عنوان جایگزینی برای GPS عمل کند. این فناوری میتواند ناوبری فضاپیماها، هواپیماها و زیردریاییها را در محیطهایی که GPS در دسترس نیست یا دچار اختلال شده، متحول کند.
❕ مشکل سیستمهای ناوبری فعلی چیست؟
وقتی GPS در دسترس نیست (مثلاً در اعماق فضا یا زیر آب)، وسایل نقلیه از «سیستمهای ناوبری اینرسی» (INS) استفاده میکنند. این سیستمها مانند زمانی هستند که در یک خودرو با چشمان بسته نشستهاید و با حس کردن شتاب و چرخشها، حدس میزنید کجا هستید. مشکل این است که خطاهای کوچک در اندازهگیری به مرور زمان انباشته شده و باعث «رانش» (drift) و گم شدن وسیله نقلیه میشوند. این سیستمها برای دقت، نیازمند اصلاح مداوم توسط GPS هستند.
🔹 راه حل کوانتومی:
سیستم جدید از پدیدهای به نام «تداخلسنجی اتمی» استفاده میکند که بسیار دقیقتر است و دچار رانش نمیشود. این آزمایش، یک جهش بزرگ از علم محض به یک کاربرد مهندسی واقعی در فضاست.
❕ تداخلسنجی اتمی به زبان ساده چیست؟
۱- اتمها به موج تبدیل میشوند: ابتدا ابری از اتمها تا دمای نزدیک به صفر مطلق (۲۷۳- درجه سانتیگراد) سرد میشود. در این دما، اتمها خواص موجی از خود نشان میدهند.
۲- موج به دو مسیر تقسیم میشود: با استفاده از لیزر، هر «موج-اتم» به دو مسیر مجزا تقسیم میشود (مانند گربه شرودینگر که همزمان در دو حالت است).
۳- مسیرها دوباره ترکیب میشوند: این دو مسیر دوباره با هم ترکیب شده و یک الگوی تداخلی ایجاد میکنند (مانند تداخل دو موج روی سطح آب).
۴- خواندن حرکت از روی الگو: کوچکترین شتاب یا چرخش فضاپیما، این الگوی تداخلی را به شکلی قابل اندازهگیری تغییر میدهد. با خواندن این الگو، سیستم با دقتی بینظیر میفهمد که دقیقاً چگونه حرکت کرده است. از آنجایی که تمام اتمها یکسان هستند، این سیستم دچار فرسودگی و رانش نمیشود.
🔹 این فناوری برای نیروی فضایی آمریکا به معنای مقاومت در برابر اختلال یا از کار افتادن GPS در شرایط بحرانی است. برای اکتشافات فضایی آینده به ماه و مریخ، به معنای ناوبری کاملاً مستقل و دقیق بدون نیاز به سیگنال از زمین است. اگر این آزمایش که در ۲۱ آگوست ۲۰۲۵ پرتاب میشود موفقیتآمیز باشد، میتواند لحظهای تاریخی و یک جهش کوانتومی در تاریخ ناوبری فضایی باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری_کوانتومی #ناوبری #هوافضا #فیزیک #GPS #علوم_نظامی
🔹 هواپیمای فضایی محرمانه ارتش آمریکا، X-37B، قرار است در مأموریت بعدی خود میزبان یک آزمایش انقلابی باشد: یک «حسگر اینرسی کوانتومی» که میتواند به عنوان جایگزینی برای GPS عمل کند. این فناوری میتواند ناوبری فضاپیماها، هواپیماها و زیردریاییها را در محیطهایی که GPS در دسترس نیست یا دچار اختلال شده، متحول کند.
❕ مشکل سیستمهای ناوبری فعلی چیست؟
وقتی GPS در دسترس نیست (مثلاً در اعماق فضا یا زیر آب)، وسایل نقلیه از «سیستمهای ناوبری اینرسی» (INS) استفاده میکنند. این سیستمها مانند زمانی هستند که در یک خودرو با چشمان بسته نشستهاید و با حس کردن شتاب و چرخشها، حدس میزنید کجا هستید. مشکل این است که خطاهای کوچک در اندازهگیری به مرور زمان انباشته شده و باعث «رانش» (drift) و گم شدن وسیله نقلیه میشوند. این سیستمها برای دقت، نیازمند اصلاح مداوم توسط GPS هستند.
🔹 راه حل کوانتومی:
سیستم جدید از پدیدهای به نام «تداخلسنجی اتمی» استفاده میکند که بسیار دقیقتر است و دچار رانش نمیشود. این آزمایش، یک جهش بزرگ از علم محض به یک کاربرد مهندسی واقعی در فضاست.
❕ تداخلسنجی اتمی به زبان ساده چیست؟
۱- اتمها به موج تبدیل میشوند: ابتدا ابری از اتمها تا دمای نزدیک به صفر مطلق (۲۷۳- درجه سانتیگراد) سرد میشود. در این دما، اتمها خواص موجی از خود نشان میدهند.
۲- موج به دو مسیر تقسیم میشود: با استفاده از لیزر، هر «موج-اتم» به دو مسیر مجزا تقسیم میشود (مانند گربه شرودینگر که همزمان در دو حالت است).
۳- مسیرها دوباره ترکیب میشوند: این دو مسیر دوباره با هم ترکیب شده و یک الگوی تداخلی ایجاد میکنند (مانند تداخل دو موج روی سطح آب).
۴- خواندن حرکت از روی الگو: کوچکترین شتاب یا چرخش فضاپیما، این الگوی تداخلی را به شکلی قابل اندازهگیری تغییر میدهد. با خواندن این الگو، سیستم با دقتی بینظیر میفهمد که دقیقاً چگونه حرکت کرده است. از آنجایی که تمام اتمها یکسان هستند، این سیستم دچار فرسودگی و رانش نمیشود.
🔹 این فناوری برای نیروی فضایی آمریکا به معنای مقاومت در برابر اختلال یا از کار افتادن GPS در شرایط بحرانی است. برای اکتشافات فضایی آینده به ماه و مریخ، به معنای ناوبری کاملاً مستقل و دقیق بدون نیاز به سیگنال از زمین است. اگر این آزمایش که در ۲۱ آگوست ۲۰۲۵ پرتاب میشود موفقیتآمیز باشد، میتواند لحظهای تاریخی و یک جهش کوانتومی در تاریخ ناوبری فضایی باشد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری_کوانتومی #ناوبری #هوافضا #فیزیک #GPS #علوم_نظامی
The Conversation
Quantum alternative to GPS navigation will be tested on US military spaceplane
The experimental sensor could be groundbreaking.
تازههای علمی
🔺 قطبنمای کوانتومی در فضا: هواپیمای فضایی محرمانه آمریکا جایگزین GPS را آزمایش میکند 🔹 هواپیمای فضایی محرمانه ارتش آمریکا، X-37B، قرار است در مأموریت بعدی خود میزبان یک آزمایش انقلابی باشد: یک «حسگر اینرسی کوانتومی» که میتواند به عنوان جایگزینی برای GPS…
🔺 «قطبنمای کوانتومی» به فضا پرتاب شد: هواپیمای X-37B آزمایشهای آیندهنگرانه را آغاز کرد
🔹 در خبری که پیگیری پست اخیر ما در مورد ناوبری کوانتومی است، هواپیمای فضایی محرمانه نیروی فضایی آمریکا، X-37B، بامداد امروز (۲۲ آگوست ۲۰۲۵) با موفقیت توسط موشک فالکون ۹ اسپیسایکس به فضا پرتاب شد. این مأموریت که USSF-36 نام دارد، میزبان دو آزمایش فناورانه بسیار مهم است که میتواند آینده عملیاتهای فضایی را دگرگون کند.
🔹 آزمایش اول: ناوبری کوانتومی
همانطور که قبلاً گزارش دادیم، این هواپیمای فضایی حامل یک «حسگر اینرسی کوانتومی» است. این سیستم با رصد کردن حرکت اتمهای سردشده تا دمای نزدیک به صفر مطلق، میتواند موقعیت فضاپیما را با دقتی بینظیر و بدون نیاز به هیچ سیگنال خارجی (مانند GPS) مشخص کند. موفقیت این آزمایش، گامی بزرگ به سوی ناوبری کاملاً مستقل در فضا و محیطهایی است که GPS در آنها در دسترس نیست.
🔹 آزمایش دوم: ارتباطات لیزری
هواپیمای X-37B همچنین یک سیستم ارتباطات لیزری بین-ماهوارهای با پهنای باند بالا را آزمایش خواهد کرد. این فناوری، گام مهم بعدی در ارتباطات فضایی است.
❕ چرا ارتباطات لیزری اینقدر مهم است؟
ارتباطات رادیویی سنتی دارای محدودیت در سرعت انتقال داده و امنیت هستند. ارتباطات لیزری (اپتیکال) از نور مادون قرمز با طول موج کوتاهتر استفاده میکنند که به آنها اجازه میدهد حجم داده بسیار بیشتری را در هر ثانیه منتقل کنند. علاوه بر این، پرتوهای لیزر بسیار متمرکز هستند که شنود آنها را تقریباً غیرممکن کرده و امنیت ارتباطات را به شدت افزایش میدهد. این فناوری برای شبکههای ماهوارهای آینده مانند استارلینک و کاربردهای نظامی حیاتی است.
🔹 به گفته ژنرال چنس سالتزمن، فرمانده عملیاتهای فضایی، این آزمایشها «مقاومت، قابلیت اطمینان، سازگاری و سرعت انتقال داده در معماری ارتباطات ماهوارهای ما را تقویت خواهد کرد.» مدت زمان این مأموریت محرمانه باقی مانده، اما نتایج آزمایشهای آن میتواند تأثیرات عمیقی بر آینده فناوری فضایی داشته باشد.
[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری_کوانتومی #ناوبری #هوافضا #ارتباطات_لیزری #GPS #اسپیس_ایکس
🔹 در خبری که پیگیری پست اخیر ما در مورد ناوبری کوانتومی است، هواپیمای فضایی محرمانه نیروی فضایی آمریکا، X-37B، بامداد امروز (۲۲ آگوست ۲۰۲۵) با موفقیت توسط موشک فالکون ۹ اسپیسایکس به فضا پرتاب شد. این مأموریت که USSF-36 نام دارد، میزبان دو آزمایش فناورانه بسیار مهم است که میتواند آینده عملیاتهای فضایی را دگرگون کند.
🔹 آزمایش اول: ناوبری کوانتومی
همانطور که قبلاً گزارش دادیم، این هواپیمای فضایی حامل یک «حسگر اینرسی کوانتومی» است. این سیستم با رصد کردن حرکت اتمهای سردشده تا دمای نزدیک به صفر مطلق، میتواند موقعیت فضاپیما را با دقتی بینظیر و بدون نیاز به هیچ سیگنال خارجی (مانند GPS) مشخص کند. موفقیت این آزمایش، گامی بزرگ به سوی ناوبری کاملاً مستقل در فضا و محیطهایی است که GPS در آنها در دسترس نیست.
🔹 آزمایش دوم: ارتباطات لیزری
هواپیمای X-37B همچنین یک سیستم ارتباطات لیزری بین-ماهوارهای با پهنای باند بالا را آزمایش خواهد کرد. این فناوری، گام مهم بعدی در ارتباطات فضایی است.
❕ چرا ارتباطات لیزری اینقدر مهم است؟
ارتباطات رادیویی سنتی دارای محدودیت در سرعت انتقال داده و امنیت هستند. ارتباطات لیزری (اپتیکال) از نور مادون قرمز با طول موج کوتاهتر استفاده میکنند که به آنها اجازه میدهد حجم داده بسیار بیشتری را در هر ثانیه منتقل کنند. علاوه بر این، پرتوهای لیزر بسیار متمرکز هستند که شنود آنها را تقریباً غیرممکن کرده و امنیت ارتباطات را به شدت افزایش میدهد. این فناوری برای شبکههای ماهوارهای آینده مانند استارلینک و کاربردهای نظامی حیاتی است.
🔹 به گفته ژنرال چنس سالتزمن، فرمانده عملیاتهای فضایی، این آزمایشها «مقاومت، قابلیت اطمینان، سازگاری و سرعت انتقال داده در معماری ارتباطات ماهوارهای ما را تقویت خواهد کرد.» مدت زمان این مأموریت محرمانه باقی مانده، اما نتایج آزمایشهای آن میتواند تأثیرات عمیقی بر آینده فناوری فضایی داشته باشد.
[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری_کوانتومی #ناوبری #هوافضا #ارتباطات_لیزری #GPS #اسپیس_ایکس
CBS News
SpaceX launches unpiloted X-37B rocket plane on classified Space Force mission
During its secretive mission, the X-37B will test new laser communications gear and a "quantum" navigation sensor.