🔺 کشف یکی از سنگینترین سیاهچالههای عالم: هیولایی با جرم ۳۶ میلیارد خورشید که با روشی نوین اندازهگیری شد
🔹 اخترشناسان با استفاده از یک روش نوآورانه، جرم یکی از عظیمترین سیاهچالههای شناختهشده را با دقتی بیسابقه اندازهگیری کردهاند: یک هیولای کیهانی با جرم ۳۶.۳ میلیارد برابر خورشید که در قلب یک کهکشان بسیار دور به نام «نعل اسب کیهانی» کمین کرده است.
❕ لنز گرانشی و «نعل اسب کیهانی» چیست؟
بر اساس نظریه نسبیت عام اینشتین، اجرام بسیار پرجرم میتوانند تار و پود فضا-زمان را خمیده کنند و مانند یک عدسی غولپیکر (لنز گرانشی) عمل نمایند. کهکشانی که این سیاهچاله در آن قرار دارد، به قدری پرجرم است که نور یک کهکشان دورتر در پشت خود را خم کرده و تصویر آن را به شکل یک نعل اسب درخشان درآورده است.
🔹 وجه تمایز این کشف، نه فقط جرم عظیم، بلکه «روش اندازهگیری» آن است. اکثر سیاهچالههای دوردست، زمانی جرمشان تخمین زده میشود که «فعال» هستند و در حال بلعیدن مواد میباشند. اما این سیاهچاله «خاموش» است. دانشمندان برای اولین بار با ترکیب دو روش قدرتمند به صورت همزمان، جرم آن را محاسبه کردند:
۱- تحلیل لنز گرانشی: بررسی میزان خمیدگی نور توسط کل کهکشان.
۲- دینامیک ستارهای: اندازهگیری سرعت سرسامآور ستارههایی که با سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ثانیه در نزدیکی مرکز کهکشان در حال چرخش هستند.
این روش ترکیبی، یک اندازهگیری مستقیم از اثر گرانش سیاهچاله فراهم کرده و عدم قطعیت را به شدت کاهش داده است.
❕ داستان یک «کهکشان فسیلی»
کهکشان میزبان این سیاهچاله، یک «کهکشان فسیلی» است؛ یعنی یک کهکشان غولپیکر که در طول میلیاردها سال، تمام کهکشانهای همسایه خود را بلعیده و به تنهایی باقی مانده است. این کشف نشان میدهد که این سیاهچاله عظیم نیز احتمالاً حاصل ادغام سیاهچالههای مرکزی تمام آن کهکشانهای بلعیدهشده است. ما در حال تماشای «فصل پایانی» و باشکوه تکامل یک کهکشان و سیاهچاله آن هستیم.
🔹 این یافته که در ژورنال معتبر MNRAS منتشر شده، نه تنها یک رکوردشکن جدید را به ما معرفی میکند، بلکه با ارائه یک روش اندازهگیری دقیقتر، به دانشمندان کمک میکند تا رابطه بین رشد سیاهچالهها و کهکشانهای میزبانشان را در مقیاسهای کیهانی بهتر درک کنند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #سیاه_چاله #اختروفیزیک #لنز_گرانشی #کهکشان #کیهان_شناسی
🔹 اخترشناسان با استفاده از یک روش نوآورانه، جرم یکی از عظیمترین سیاهچالههای شناختهشده را با دقتی بیسابقه اندازهگیری کردهاند: یک هیولای کیهانی با جرم ۳۶.۳ میلیارد برابر خورشید که در قلب یک کهکشان بسیار دور به نام «نعل اسب کیهانی» کمین کرده است.
❕ لنز گرانشی و «نعل اسب کیهانی» چیست؟
بر اساس نظریه نسبیت عام اینشتین، اجرام بسیار پرجرم میتوانند تار و پود فضا-زمان را خمیده کنند و مانند یک عدسی غولپیکر (لنز گرانشی) عمل نمایند. کهکشانی که این سیاهچاله در آن قرار دارد، به قدری پرجرم است که نور یک کهکشان دورتر در پشت خود را خم کرده و تصویر آن را به شکل یک نعل اسب درخشان درآورده است.
🔹 وجه تمایز این کشف، نه فقط جرم عظیم، بلکه «روش اندازهگیری» آن است. اکثر سیاهچالههای دوردست، زمانی جرمشان تخمین زده میشود که «فعال» هستند و در حال بلعیدن مواد میباشند. اما این سیاهچاله «خاموش» است. دانشمندان برای اولین بار با ترکیب دو روش قدرتمند به صورت همزمان، جرم آن را محاسبه کردند:
۱- تحلیل لنز گرانشی: بررسی میزان خمیدگی نور توسط کل کهکشان.
۲- دینامیک ستارهای: اندازهگیری سرعت سرسامآور ستارههایی که با سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ثانیه در نزدیکی مرکز کهکشان در حال چرخش هستند.
این روش ترکیبی، یک اندازهگیری مستقیم از اثر گرانش سیاهچاله فراهم کرده و عدم قطعیت را به شدت کاهش داده است.
❕ داستان یک «کهکشان فسیلی»
کهکشان میزبان این سیاهچاله، یک «کهکشان فسیلی» است؛ یعنی یک کهکشان غولپیکر که در طول میلیاردها سال، تمام کهکشانهای همسایه خود را بلعیده و به تنهایی باقی مانده است. این کشف نشان میدهد که این سیاهچاله عظیم نیز احتمالاً حاصل ادغام سیاهچالههای مرکزی تمام آن کهکشانهای بلعیدهشده است. ما در حال تماشای «فصل پایانی» و باشکوه تکامل یک کهکشان و سیاهچاله آن هستیم.
🔹 این یافته که در ژورنال معتبر MNRAS منتشر شده، نه تنها یک رکوردشکن جدید را به ما معرفی میکند، بلکه با ارائه یک روش اندازهگیری دقیقتر، به دانشمندان کمک میکند تا رابطه بین رشد سیاهچالهها و کهکشانهای میزبانشان را در مقیاسهای کیهانی بهتر درک کنند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #سیاه_چاله #اختروفیزیک #لنز_گرانشی #کهکشان #کیهان_شناسی
IFLScience
New Monster Black Hole 36.3 Billion Times Our Sun May Be “Most Massive” Ever Found
It sits at the center of one of the most massive galaxies ever observed.
🔺 «چشم سائورون» در اعماق فضا: حل معمای یک جت کیهانی که مستقیم به ما نگاه میکند
🔹 اخترشناسان با استفاده از یک تلسکوپ به اندازه کره زمین، تصویری شگفتانگیز از یک جت کیهانی ثبت کردهاند که به دلیل شباهت خیرهکنندهاش به «چشم سائورون» در فیلم ارباب حلقهها، نامگذاری شده است. این کشف، معمای ده سالهای را در مورد یکی از درخشانترین و عجیبترین اجرام آسمان حل کرده است.
❕ معمای بزرگ: چگونه یک جت «کند» اینقدر «درخشان» است؟
جرم مورد مطالعه، یک بلازار به نام PKS 1424+240 است که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد. این بلازار یکی از درخشانترین منابع پرتوهای گامای پرانرژی و نوترینوها در آسمان است. این درخشندگی شدید باید به این معنا باشد که جت پلاسمای آن با سرعتی نزدیک به سرعت نور به سمت ما حرکت میکند. اما مشاهدات رادیویی نشان میداد که سرعت این جت به طرز عجیبی «کند» است. این یک پارادوکس بزرگ بود.
🔹 تیمی از دانشمندان با ترکیب دادههای ۱۵ ساله از «آرایه خط پایه بسیار طولانی» (VLBA) - شبکهای از تلسکوپهای رادیویی در سراسر جهان که یک تلسکوپ مجازی به اندازه زمین میسازند - توانستند یک تصویر بسیار عمیق و با جزئیات بیسابقه از این جت تهیه کنند. این تصویر خیرهکننده، راهحل معما را فاش کرد: ما دقیقاً در حال نگاه کردن به «داخل لوله» یا مخروط این جت هستیم.
❕ راه حل فیزیکی: ترکیب «تقویت دوپلری» و «توهم نوری»
این زاویه دید مستقیم و بسیار نادر، دو اثر شگفتانگیز از نسبیت خاص اینشتین را به وجود میآورد:
۱- تقویت دوپلری: مانند صدای آمبولانسی که وقتی به سمت شما میآید زیرتر شنیده میشود، نوری که مستقیماً از یک منبع پرسرعت به سمت ما میآید، بسیار درخشانتر و پرانرژیتر به نظر میرسد. در این مورد، درخشندگی جت بیش از ۳۰ برابر تقویت شده است.
۲- توهم نوری: وقتی یک جسم تقریباً با سرعت نور مستقیماً به سمت شما حرکت میکند، حرکت جانبی آن بسیار ناچیز به نظر میرسد و این توهم را ایجاد میکند که جسم بسیار کند است.
🔹 بنابراین، این جت کیهانی اصلاً کند نیست؛ بلکه زاویه دید ما باعث شده هم به طرز اغراقآمیزی درخشان به نظر برسد و هم به طرز فریبندهای کند. این تصویر همچنین به دانشمندان اجازه داد تا برای اولین بار ساختار میدان مغناطیسی این جت را که شکلی چنبرهای (شبیه دونات) دارد، مشاهده کنند. این ساختار در شتاب دادن ذرات به انرژیهای فوقالعاده بالا نقش کلیدی دارد. این کشف، یک گام بزرگ در حوزه «اخترشناسی چندپیامی» و درک منشأ پرانرژیترین ذرات کیهان است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#اختروفیزیک #نجوم #بلازار #سیاه_چاله #نوترینو #نسبیت_خاص
🔹 اخترشناسان با استفاده از یک تلسکوپ به اندازه کره زمین، تصویری شگفتانگیز از یک جت کیهانی ثبت کردهاند که به دلیل شباهت خیرهکنندهاش به «چشم سائورون» در فیلم ارباب حلقهها، نامگذاری شده است. این کشف، معمای ده سالهای را در مورد یکی از درخشانترین و عجیبترین اجرام آسمان حل کرده است.
❕ معمای بزرگ: چگونه یک جت «کند» اینقدر «درخشان» است؟
جرم مورد مطالعه، یک بلازار به نام PKS 1424+240 است که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد. این بلازار یکی از درخشانترین منابع پرتوهای گامای پرانرژی و نوترینوها در آسمان است. این درخشندگی شدید باید به این معنا باشد که جت پلاسمای آن با سرعتی نزدیک به سرعت نور به سمت ما حرکت میکند. اما مشاهدات رادیویی نشان میداد که سرعت این جت به طرز عجیبی «کند» است. این یک پارادوکس بزرگ بود.
🔹 تیمی از دانشمندان با ترکیب دادههای ۱۵ ساله از «آرایه خط پایه بسیار طولانی» (VLBA) - شبکهای از تلسکوپهای رادیویی در سراسر جهان که یک تلسکوپ مجازی به اندازه زمین میسازند - توانستند یک تصویر بسیار عمیق و با جزئیات بیسابقه از این جت تهیه کنند. این تصویر خیرهکننده، راهحل معما را فاش کرد: ما دقیقاً در حال نگاه کردن به «داخل لوله» یا مخروط این جت هستیم.
❕ راه حل فیزیکی: ترکیب «تقویت دوپلری» و «توهم نوری»
این زاویه دید مستقیم و بسیار نادر، دو اثر شگفتانگیز از نسبیت خاص اینشتین را به وجود میآورد:
۱- تقویت دوپلری: مانند صدای آمبولانسی که وقتی به سمت شما میآید زیرتر شنیده میشود، نوری که مستقیماً از یک منبع پرسرعت به سمت ما میآید، بسیار درخشانتر و پرانرژیتر به نظر میرسد. در این مورد، درخشندگی جت بیش از ۳۰ برابر تقویت شده است.
۲- توهم نوری: وقتی یک جسم تقریباً با سرعت نور مستقیماً به سمت شما حرکت میکند، حرکت جانبی آن بسیار ناچیز به نظر میرسد و این توهم را ایجاد میکند که جسم بسیار کند است.
🔹 بنابراین، این جت کیهانی اصلاً کند نیست؛ بلکه زاویه دید ما باعث شده هم به طرز اغراقآمیزی درخشان به نظر برسد و هم به طرز فریبندهای کند. این تصویر همچنین به دانشمندان اجازه داد تا برای اولین بار ساختار میدان مغناطیسی این جت را که شکلی چنبرهای (شبیه دونات) دارد، مشاهده کنند. این ساختار در شتاب دادن ذرات به انرژیهای فوقالعاده بالا نقش کلیدی دارد. این کشف، یک گام بزرگ در حوزه «اخترشناسی چندپیامی» و درک منشأ پرانرژیترین ذرات کیهان است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#اختروفیزیک #نجوم #بلازار #سیاه_چاله #نوترینو #نسبیت_خاص
phys.org
Astronomers spot the 'Eye of Sauron' in deep space
A stunning new image of a cosmic jet has helped astronomers unlock the mystery behind the unusually bright emission of high-energy gamma rays and neutrinos from a peculiar celestial object. The source ...
❤1
🔺 هورمون دوستی یا تنظیمگر اجتماعی؟ نقش پیچیده اکسیتوسین در انتخاب دوستان
🔹 همه ما شنیدهایم که اکسیتوسین «هورمون عشق» یا «ماده شیمیایی نوازش» است. اما یک پژوهش جدید و دقیق، این تصور سادهانگارانه را به چالش کشیده و نشان میدهد که نقش این هورمون در مغز بسیار پیچیدهتر و جالبتر است: اکسیتوسین نه یک کلید خاموش/روشن برای دوستی، بلکه یک «شتابدهنده» و «تنظیمکننده انتخاب اجتماعی» است.
❕ اکسیتوسین: فراتر از یک هورمون ساده
اکسیتوسین یک نورومودولاتور است که در تعاملات اجتماعی آزاد میشود. اما تحقیقات جدید نشان میدهد که نقش آن دوسویه است: این هورمون نه تنها به تقویت پیوند با افراد «خودی» و آشنا کمک میکند، بلکه همزمان باعث افزایش پرهیز و دوری از افراد «غریبه» نیز میشود. بنابراین، به جای آنکه صرفاً یک «هورمون عشق» باشد، بیشتر یک «تنظیمکننده مرزهای اجتماعی» است.
🔹 دانشمندان برای درک نقش اکسیتوسین در دوستی (و نه پیوند جفتی)، از وُل مرغزار (پستاندار شبیه به همستر است که در مرکز آمریکای شمالی یافت میشود.) استفاده کردند. آنها دریافتند ولهایی که به صورت ژنتیکی فاقد گیرنده اکسیتوسین بودند، همچنان میتوانستند دوست شوند، اما با دو تفاوت بزرگ:
۱- سرعت تشکیل پیوند: ولهای عادی طی ۲۴ ساعت یک پیوند دوستی قوی برقرار میکردند، اما ولهای فاقد گیرنده اکسیتوسین برای رسیدن به همین نقطه به یک هفته زمان نیاز داشتند.
۲- انتخاب اجتماعی: در یک محیط گروهی شبیه به مهمانی، ولهای عادی ابتدا کنار دوست خود میماندند و سپس با دیگران معاشرت میکردند. اما ولهای فاقد گیرنده، دوستان خود را نادیده گرفته و به صورت تصادفی با همه مخلوط میشدند. انگار که دوست خود را نمیشناختند!
❕ چرا «وُل مرغزار» مدل مناسبی برای مطالعه دوستی است؟
وُل مرغزار (Prairie Voles) از معدود پستاندارانی هستند که مانند انسانها، پیوندهای اجتماعی انتخابی و بلندمدت برقرار میکنند. آنها نه تنها جفتهای تکهمسر تشکیل میدهند، بلکه دوستیهای پایدار و گزینشی نیز با همسالان خود دارند. این رفتار اجتماعی پیچیده، آنها را به یک مدل حیوانی ایدهآل برای مطالعه نوروبیولوژی روابط انسانی تبدیل کرده است.
🔹 این یافتهها نشان میدهد که اکسیتوسین برای داشتن دوست «ضروری» نیست، اما برای «تسریع» در ایجاد دوستی و مهمتر از آن، برای «اولویتبندی» دوستان نسبت به غریبهها، نقشی حیاتی ایفا میکند. این تحقیق، درک ما را از شیمی مغز یک گام به واقعیت نزدیکتر کرده و نشان میدهد که فرآیندهای اجتماعی چقدر پیچیده و ظریف هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #دوستی #اکسی_توسین #روانشناسی_اجتماعی #زیست_شناسی
🔹 همه ما شنیدهایم که اکسیتوسین «هورمون عشق» یا «ماده شیمیایی نوازش» است. اما یک پژوهش جدید و دقیق، این تصور سادهانگارانه را به چالش کشیده و نشان میدهد که نقش این هورمون در مغز بسیار پیچیدهتر و جالبتر است: اکسیتوسین نه یک کلید خاموش/روشن برای دوستی، بلکه یک «شتابدهنده» و «تنظیمکننده انتخاب اجتماعی» است.
❕ اکسیتوسین: فراتر از یک هورمون ساده
اکسیتوسین یک نورومودولاتور است که در تعاملات اجتماعی آزاد میشود. اما تحقیقات جدید نشان میدهد که نقش آن دوسویه است: این هورمون نه تنها به تقویت پیوند با افراد «خودی» و آشنا کمک میکند، بلکه همزمان باعث افزایش پرهیز و دوری از افراد «غریبه» نیز میشود. بنابراین، به جای آنکه صرفاً یک «هورمون عشق» باشد، بیشتر یک «تنظیمکننده مرزهای اجتماعی» است.
🔹 دانشمندان برای درک نقش اکسیتوسین در دوستی (و نه پیوند جفتی)، از وُل مرغزار (پستاندار شبیه به همستر است که در مرکز آمریکای شمالی یافت میشود.) استفاده کردند. آنها دریافتند ولهایی که به صورت ژنتیکی فاقد گیرنده اکسیتوسین بودند، همچنان میتوانستند دوست شوند، اما با دو تفاوت بزرگ:
۱- سرعت تشکیل پیوند: ولهای عادی طی ۲۴ ساعت یک پیوند دوستی قوی برقرار میکردند، اما ولهای فاقد گیرنده اکسیتوسین برای رسیدن به همین نقطه به یک هفته زمان نیاز داشتند.
۲- انتخاب اجتماعی: در یک محیط گروهی شبیه به مهمانی، ولهای عادی ابتدا کنار دوست خود میماندند و سپس با دیگران معاشرت میکردند. اما ولهای فاقد گیرنده، دوستان خود را نادیده گرفته و به صورت تصادفی با همه مخلوط میشدند. انگار که دوست خود را نمیشناختند!
❕ چرا «وُل مرغزار» مدل مناسبی برای مطالعه دوستی است؟
وُل مرغزار (Prairie Voles) از معدود پستاندارانی هستند که مانند انسانها، پیوندهای اجتماعی انتخابی و بلندمدت برقرار میکنند. آنها نه تنها جفتهای تکهمسر تشکیل میدهند، بلکه دوستیهای پایدار و گزینشی نیز با همسالان خود دارند. این رفتار اجتماعی پیچیده، آنها را به یک مدل حیوانی ایدهآل برای مطالعه نوروبیولوژی روابط انسانی تبدیل کرده است.
🔹 این یافتهها نشان میدهد که اکسیتوسین برای داشتن دوست «ضروری» نیست، اما برای «تسریع» در ایجاد دوستی و مهمتر از آن، برای «اولویتبندی» دوستان نسبت به غریبهها، نقشی حیاتی ایفا میکند. این تحقیق، درک ما را از شیمی مغز یک گام به واقعیت نزدیکتر کرده و نشان میدهد که فرآیندهای اجتماعی چقدر پیچیده و ظریف هستند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #دوستی #اکسی_توسین #روانشناسی_اجتماعی #زیست_شناسی
Neuroscience News
Friendship Chemistry: How Oxytocin Shapes Who We Bond With
New research on prairie voles shows that while oxytocin is not strictly necessary for friendship, it plays a vital role in quickly forming and maintaining strong social bonds.
❤1
🔺 انگل هوشمند: کشف کرمی که «زنگ خطر» درد بدن را برای نفوذ مخفیانه خاموش میکند
🔹 دانشمندان کشف کردهاند که یک کرم انگلی به نام شیستوزوما مانسونی، یک ترفند تکاملی شگفتانگیز برای نفوذ به بدن میزبان خود دارد: این انگل قبل از ورود، سیستم هشدار درد و خارش پوست را «خاموش» میکند و به صورت کاملاً مخفیانه و بدون ایجاد هیچ حسی وارد بدن میشود.
❕نورون TRPV1+: زنگ خطر درد و حرارت بدن
در پوست ما، نورونهای عصبی خاصی وجود دارند که مجهز به گیرندهای به نام TRPV1 هستند. این گیرندهها مانند «حسگرهای حرارت و درد» عمل میکنند. آنها همان گیرندههایی هستند که با خوردن فلفل تند فعال شده و حس سوزش ایجاد میکنند. وقتی یک عامل خارجی به پوست آسیب میزند، این گیرندهها فعال شده و سیگنال درد و خارش را به مغز میفرستند و همزمان سیستم ایمنی را نیز باخبر میکنند.
🔹 این پژوهش جدید که در ژورنال ایمونولوژی منتشر شده، نشان میدهد که این کرم انگلی مولکولهایی ترشح میکند که به طور خاص این گیرندههای TRPV1 را مسدود و غیرفعال میکنند. در نتیجه، وقتی انگل از پوست عبور میکند، هیچ سیگنال دردی به مغز ارسال نمیشود و سیستم ایمنی نیز از این تهاجم آگاه نمیگردد. این یک نمونه خیرهکننده از «پنهانکاری بیوشیمیایی» در طبیعت است.
❕ دو روی سکه یک کشف: الهام برای دارو و پیشگیری
این یافته میتواند دو کاربرد کاملاً متضاد و هیجانانگیز داشته باشد:
۱- ساخت مسکنهای جدید: اگر دانشمندان بتوانند مولکولهایی که انگل برای خاموش کردن درد استفاده میکند را شناسایی و تولید کنند، میتوانند نسل جدیدی از داروهای ضددرد بسیار هدفمند و غیرمخدر (جایگزین اپیوئیدها) بسازند.
۲- پیشگیری از عفونت: از طرف دیگر، میتوان کرمهای موضعی ساخت که دقیقاً برعکس عمل کنند؛ یعنی حاوی مولکولهایی باشند که گیرندههای TRPV1 را «روشن» کنند. با این کار، هنگام تماس با آب آلوده، سیستم ایمنی بدن بلافاصله از حضور انگل آگاه شده و قبل از نفوذ کامل، آن را از بین میبرد.
🔹 این مطالعه که روی موشها انجام شده، نه تنها یک راز تکاملی را فاش میکند، بلکه بار دیگر نشان میدهد که چگونه طبیعت، حتی در قالب یک انگل، میتواند الهامبخش راهحلهای نوآورانه در پزشکی باشد. گام بعدی محققان، شناسایی و جداسازی مولکولهای دقیق مسئول این اثر شگفتانگیز است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #انگل_شناسی #ایمونولوژی #علوم_اعصاب #داروسازی #زیست_شناسی #تکامل
🔹 دانشمندان کشف کردهاند که یک کرم انگلی به نام شیستوزوما مانسونی، یک ترفند تکاملی شگفتانگیز برای نفوذ به بدن میزبان خود دارد: این انگل قبل از ورود، سیستم هشدار درد و خارش پوست را «خاموش» میکند و به صورت کاملاً مخفیانه و بدون ایجاد هیچ حسی وارد بدن میشود.
❕نورون TRPV1+: زنگ خطر درد و حرارت بدن
در پوست ما، نورونهای عصبی خاصی وجود دارند که مجهز به گیرندهای به نام TRPV1 هستند. این گیرندهها مانند «حسگرهای حرارت و درد» عمل میکنند. آنها همان گیرندههایی هستند که با خوردن فلفل تند فعال شده و حس سوزش ایجاد میکنند. وقتی یک عامل خارجی به پوست آسیب میزند، این گیرندهها فعال شده و سیگنال درد و خارش را به مغز میفرستند و همزمان سیستم ایمنی را نیز باخبر میکنند.
🔹 این پژوهش جدید که در ژورنال ایمونولوژی منتشر شده، نشان میدهد که این کرم انگلی مولکولهایی ترشح میکند که به طور خاص این گیرندههای TRPV1 را مسدود و غیرفعال میکنند. در نتیجه، وقتی انگل از پوست عبور میکند، هیچ سیگنال دردی به مغز ارسال نمیشود و سیستم ایمنی نیز از این تهاجم آگاه نمیگردد. این یک نمونه خیرهکننده از «پنهانکاری بیوشیمیایی» در طبیعت است.
❕ دو روی سکه یک کشف: الهام برای دارو و پیشگیری
این یافته میتواند دو کاربرد کاملاً متضاد و هیجانانگیز داشته باشد:
۱- ساخت مسکنهای جدید: اگر دانشمندان بتوانند مولکولهایی که انگل برای خاموش کردن درد استفاده میکند را شناسایی و تولید کنند، میتوانند نسل جدیدی از داروهای ضددرد بسیار هدفمند و غیرمخدر (جایگزین اپیوئیدها) بسازند.
۲- پیشگیری از عفونت: از طرف دیگر، میتوان کرمهای موضعی ساخت که دقیقاً برعکس عمل کنند؛ یعنی حاوی مولکولهایی باشند که گیرندههای TRPV1 را «روشن» کنند. با این کار، هنگام تماس با آب آلوده، سیستم ایمنی بدن بلافاصله از حضور انگل آگاه شده و قبل از نفوذ کامل، آن را از بین میبرد.
🔹 این مطالعه که روی موشها انجام شده، نه تنها یک راز تکاملی را فاش میکند، بلکه بار دیگر نشان میدهد که چگونه طبیعت، حتی در قالب یک انگل، میتواند الهامبخش راهحلهای نوآورانه در پزشکی باشد. گام بعدی محققان، شناسایی و جداسازی مولکولهای دقیق مسئول این اثر شگفتانگیز است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #انگل_شناسی #ایمونولوژی #علوم_اعصاب #داروسازی #زیست_شناسی #تکامل
ScienceDaily
The parasite that turns off your body’s pain alarm and sneaks in
Scientists have discovered a parasite that can sneak into your skin without you feeling a thing. The worm, Schistosoma mansoni, has evolved a way to switch off the body’s pain and itch signals, letting it invade undetected. By blocking certain nerve pathways…
🔺 چهره جدید ماریجوانا: چرا فرمهای پرقدرت امروزی، یک چالش بزرگ برای سلامت روان هستند؟
🔹 تصویری که از مصرف ماریجوانا در ذهن بسیاری وجود دارد، به گذشته تعلق دارد. امروزه، به ویژه در میان جوانان، روشهای مصرف و نوع محصولات به کلی دگرگون شدهاند. این تغییر، یک چالش بزرگ برای سلامت عمومی ایجاد کرده است: افزایش سرسامآور غلظت ماده روانگردان THC و خطرات ناشی از آن.
❕ روشهای جدید مصرف چه هستند؟
بر خلاف روش سنتی (سوزاندن گیاه خشک)، روشهای جدید بر پایه «عصارههای بسیار غلیظ» ماریجوانا کار میکنند. دو روش اصلی عبارتند از:
۱- ویپینگ (Vaping): در این روش، از دستگاههایی شبیه سیگارهای الکترونیکی به نام «ویپ» استفاده میشود. کارتریج این دستگاهها با یک روغن بسیار غلیظ پر شده که از گیاه ماریجوانا استخراج شده است. دستگاه این روغن را تا حدی داغ میکند که بخار شود (نه اینکه بسوزد) و فرد این بخار بسیار قوی را استنشاق میکند. این روش به دلیل بیبو بودن و سادگی استفاده، محبوبیت زیادی پیدا کرده است.
۲- دبینگ (Dabbing): این روش حتی از ویپینگ هم قویتر است. در این حالت، از عصارههای جامد و صمغیشکل ماریجوانا که به نامهای «وکس» (Wax) یا «شتر» (Shatter) شناخته میشوند، استفاده میشود. فرد تکه کوچکی از این ماده را روی یک سطح بسیار داغ (که اغلب با مشعل داغ میشود) قرار میدهد و بخار متصاعد شده را از طریق یک لوله آبی استنشاق میکند.
🔹 چرا این روشها نگرانکننده هستند؟ مشکل در «قدرت» است.
غلظت THC (ماده روانگردان اصلی) در ماریجوانای سنتی حدود ۴٪ بود. در گیاهان امروزی این رقم به ۱۸ تا ۳۵ درصد رسیده است. اما در عصارههایی که برای ویپینگ و دبینگ استفاده میشوند، این غلظت به طور میانگین بین ۶۵ تا ۹۵ درصد است! این یعنی مصرفکننده با هر پک، دوزی معادل چندین برابر یک سیگار ماریجوانای سنتی را وارد بدن خود میکند.
❕ چرا مغز نوجوانان به شدت آسیبپذیر است؟
مغز انسان تا اواسط دهه بیست زندگی در حال تکامل است. یکی از مهمترین فرآیندهای این تکامل، «هرس سیناپسی» نام دارد؛ مغز اتصالات عصبی ناکارآمد را حذف میکند تا مسیرهای کارآمدتر را تقویت کند. مصرف منظم THC با غلظت بالا میتواند این فرآیند حیاتی را مختل کرده و به رشد طبیعی مغز آسیب دائمی بزند. به همین دلیل، اثرات مخرب بر حافظه، تمرکز و کنترل تکانه در نوجوانان بسیار شدیدتر است.
🔹 خطرات اثباتشده برای سلامت روان:
- روانپریشی (Psychosis): یک مطالعه نشان داد نوجوانانی که به صورت هفتگی از ماریجوانای پرقدرت استفاده میکنند، ۱۱ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانپریشی هستند.
- اعتیاد: برخلاف تصور رایج، ماریجوانا اعتیادآور است. در گذشته ریسک «اختلال مصرف» کمتر از ۱ در ۱۰ نفر بود، اما با محصولات پرقدرت امروزی، این ریسک به ۱ در ۳ نفر افزایش یافته است. این خطر در نوجوانان به مراتب بیشتر است.
- سایر مشکلات: افزایش ریسک اضطراب، افسردگی و پارانویا نیز با مصرف دوزهای بالای THC در ارتباط است.
🔹 این یافتهها تأکید میکنند که بحث در مورد ماریجوانا دیگر نمیتواند بدون در نظر گرفتن این «جهش بزرگ در قدرت» و روشهای جدید مصرف آن انجام شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #سلامت_روان #مغز #اعتیاد #نوجوانان #ویپینگ
🔹 تصویری که از مصرف ماریجوانا در ذهن بسیاری وجود دارد، به گذشته تعلق دارد. امروزه، به ویژه در میان جوانان، روشهای مصرف و نوع محصولات به کلی دگرگون شدهاند. این تغییر، یک چالش بزرگ برای سلامت عمومی ایجاد کرده است: افزایش سرسامآور غلظت ماده روانگردان THC و خطرات ناشی از آن.
❕ روشهای جدید مصرف چه هستند؟
بر خلاف روش سنتی (سوزاندن گیاه خشک)، روشهای جدید بر پایه «عصارههای بسیار غلیظ» ماریجوانا کار میکنند. دو روش اصلی عبارتند از:
۱- ویپینگ (Vaping): در این روش، از دستگاههایی شبیه سیگارهای الکترونیکی به نام «ویپ» استفاده میشود. کارتریج این دستگاهها با یک روغن بسیار غلیظ پر شده که از گیاه ماریجوانا استخراج شده است. دستگاه این روغن را تا حدی داغ میکند که بخار شود (نه اینکه بسوزد) و فرد این بخار بسیار قوی را استنشاق میکند. این روش به دلیل بیبو بودن و سادگی استفاده، محبوبیت زیادی پیدا کرده است.
۲- دبینگ (Dabbing): این روش حتی از ویپینگ هم قویتر است. در این حالت، از عصارههای جامد و صمغیشکل ماریجوانا که به نامهای «وکس» (Wax) یا «شتر» (Shatter) شناخته میشوند، استفاده میشود. فرد تکه کوچکی از این ماده را روی یک سطح بسیار داغ (که اغلب با مشعل داغ میشود) قرار میدهد و بخار متصاعد شده را از طریق یک لوله آبی استنشاق میکند.
🔹 چرا این روشها نگرانکننده هستند؟ مشکل در «قدرت» است.
غلظت THC (ماده روانگردان اصلی) در ماریجوانای سنتی حدود ۴٪ بود. در گیاهان امروزی این رقم به ۱۸ تا ۳۵ درصد رسیده است. اما در عصارههایی که برای ویپینگ و دبینگ استفاده میشوند، این غلظت به طور میانگین بین ۶۵ تا ۹۵ درصد است! این یعنی مصرفکننده با هر پک، دوزی معادل چندین برابر یک سیگار ماریجوانای سنتی را وارد بدن خود میکند.
❕ چرا مغز نوجوانان به شدت آسیبپذیر است؟
مغز انسان تا اواسط دهه بیست زندگی در حال تکامل است. یکی از مهمترین فرآیندهای این تکامل، «هرس سیناپسی» نام دارد؛ مغز اتصالات عصبی ناکارآمد را حذف میکند تا مسیرهای کارآمدتر را تقویت کند. مصرف منظم THC با غلظت بالا میتواند این فرآیند حیاتی را مختل کرده و به رشد طبیعی مغز آسیب دائمی بزند. به همین دلیل، اثرات مخرب بر حافظه، تمرکز و کنترل تکانه در نوجوانان بسیار شدیدتر است.
🔹 خطرات اثباتشده برای سلامت روان:
- روانپریشی (Psychosis): یک مطالعه نشان داد نوجوانانی که به صورت هفتگی از ماریجوانای پرقدرت استفاده میکنند، ۱۱ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانپریشی هستند.
- اعتیاد: برخلاف تصور رایج، ماریجوانا اعتیادآور است. در گذشته ریسک «اختلال مصرف» کمتر از ۱ در ۱۰ نفر بود، اما با محصولات پرقدرت امروزی، این ریسک به ۱ در ۳ نفر افزایش یافته است. این خطر در نوجوانان به مراتب بیشتر است.
- سایر مشکلات: افزایش ریسک اضطراب، افسردگی و پارانویا نیز با مصرف دوزهای بالای THC در ارتباط است.
🔹 این یافتهها تأکید میکنند که بحث در مورد ماریجوانا دیگر نمیتواند بدون در نظر گرفتن این «جهش بزرگ در قدرت» و روشهای جدید مصرف آن انجام شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #سلامت_روان #مغز #اعتیاد #نوجوانان #ویپینگ
Health
Here's how your dab pen and vape could affect your mental health
Why researchers are raising red flags about super-concentrated pot—especially among teens.
🔺 قدرت پنهان تقلید: یک ابزار ذهنی برای یادگیری سریعتر
🔹 گاهی اوقات، سادهترین راه برای بهتر شدن فوری در یک کار، این است که از فکر کردن به «چگونه انجام دادن» آن دست برداریم و در عوض، از خود بپرسیم: «یک فرد بسیار ماهر چگونه این کار را انجام میدهد؟» و سپس سعی کنیم از او تقلید کنیم. این یک ابزار ذهنی قدرتمند است که ریشه در نحوه عملکرد مغز ما دارد.
❕ دو سیستم یادگیری در مغز: صریح در برابر ضمنی
مغز ما دو راه اصلی برای یادگیری دارد:
۱- یادگیری صریح (Explicit): این سیستم آگاهانه و تحلیلی است. وقتی سعی میکنیم یک مهارت را به مراحل کوچک تقسیم کنیم (مانند یادگیری گرامر زبان یا دستورالعملهای یک مربی تنیس)، از این سیستم استفاده میکنیم.
۲- یادگیری ضمنی (Implicit): این سیستم ناخودآگاه و شهودی است. این همان روشی است که یک کودک زبان مادری خود را بدون دانستن گرامر یاد میگیرد یا راه رفتن را میآموزد. این سیستم در تقلید از الگوهای کامل و کلی بسیار قدرتمندتر عمل میکند.
🔹کیت هال، (شطرنجباز/ بازیکن حرفهای پوکر/ شیمیدان/ فلسفهدان/ حقوقدان) استدلال میکند که ما با بزرگ شدن، بیش از حد به سیستم صریح تکیه کرده و قدرت سیستم ضمنی را فراموش میکنیم. وقتی در یک مکالمه ناجور به دنبال کلمات میگردیم، در حال استفاده از سیستم کند و تحلیلی خود هستیم. اما اگر به سادگی از خودمان بخواهیم که «مانند یک فرد کاریزماتیک رفتار کنیم»، مغز ما به صورت ضمنی الگوی کلی آن فرد را تقلید میکند و اغلب نتیجه روانتر و طبیعیتر است. به قول هال:
❕ چرا پرسیدن «فلان شخص چه میکرد؟» اینقدر مؤثر است؟
وقتی شما این سوال را میپرسید، در واقع در حال اجرای یک شبیهسازی قدرتمند در مغز خود هستید. شما به جای تکیه بر دانش محدود و سوگیریهای خودتان، به یک مدل ذهنی از یک فرد ماهر دسترسی پیدا میکنید. این کار به شما اجازه میدهد تا از «فلج تحلیلی» (analysis paralysis) و اضطراب یک تازهکار عبور کرده و مستقیماً به الگوی یک فرد موفق جهش کنید. این همان منطق پشت سوال معروف «مسیح چه میکرد؟» یا پرسیدن یک شطرنجباز مبتدی از خود است که «یک استاد بزرگ در این موقعیت چه حرکتی میکرد؟».
🔹 این ابزار ذهنی نه تنها در مهارتهای اجتماعی، بلکه در یادگیری مهارتهای فیزیکی (مانند ورزش یا کار با ابزار) و حتی کارهای کاملاً جدید نیز کاربرد دارد. با تظاهر به اینکه شما یک «فرد عموماً باکفایت» هستید (حتی اگر آن فرد در این کار خاص متخصص نباشد)، میتوانید بر اضطراب اولیه غلبه کرده و با اعتماد به نفس بیشتری با چالش روبرو شوید. این روش به شما کمک میکند تا باورهای محدودکنندهای که در مورد تواناییهای خودتان دارید را کنار بگذارید و به استاندارد بسیار بالاتری از آنچه تصور میکردید، دست یابید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#مهارت_آموزی #روانشناسی #یادگیری #خودسازی #ابزار_ذهنی
🔹 گاهی اوقات، سادهترین راه برای بهتر شدن فوری در یک کار، این است که از فکر کردن به «چگونه انجام دادن» آن دست برداریم و در عوض، از خود بپرسیم: «یک فرد بسیار ماهر چگونه این کار را انجام میدهد؟» و سپس سعی کنیم از او تقلید کنیم. این یک ابزار ذهنی قدرتمند است که ریشه در نحوه عملکرد مغز ما دارد.
❕ دو سیستم یادگیری در مغز: صریح در برابر ضمنی
مغز ما دو راه اصلی برای یادگیری دارد:
۱- یادگیری صریح (Explicit): این سیستم آگاهانه و تحلیلی است. وقتی سعی میکنیم یک مهارت را به مراحل کوچک تقسیم کنیم (مانند یادگیری گرامر زبان یا دستورالعملهای یک مربی تنیس)، از این سیستم استفاده میکنیم.
۲- یادگیری ضمنی (Implicit): این سیستم ناخودآگاه و شهودی است. این همان روشی است که یک کودک زبان مادری خود را بدون دانستن گرامر یاد میگیرد یا راه رفتن را میآموزد. این سیستم در تقلید از الگوهای کامل و کلی بسیار قدرتمندتر عمل میکند.
🔹کیت هال، (شطرنجباز/ بازیکن حرفهای پوکر/ شیمیدان/ فلسفهدان/ حقوقدان) استدلال میکند که ما با بزرگ شدن، بیش از حد به سیستم صریح تکیه کرده و قدرت سیستم ضمنی را فراموش میکنیم. وقتی در یک مکالمه ناجور به دنبال کلمات میگردیم، در حال استفاده از سیستم کند و تحلیلی خود هستیم. اما اگر به سادگی از خودمان بخواهیم که «مانند یک فرد کاریزماتیک رفتار کنیم»، مغز ما به صورت ضمنی الگوی کلی آن فرد را تقلید میکند و اغلب نتیجه روانتر و طبیعیتر است. به قول هال:
«تقلید از یک کل، آسانتر از مونتاژ آن از قطعات است.»
❕ چرا پرسیدن «فلان شخص چه میکرد؟» اینقدر مؤثر است؟
وقتی شما این سوال را میپرسید، در واقع در حال اجرای یک شبیهسازی قدرتمند در مغز خود هستید. شما به جای تکیه بر دانش محدود و سوگیریهای خودتان، به یک مدل ذهنی از یک فرد ماهر دسترسی پیدا میکنید. این کار به شما اجازه میدهد تا از «فلج تحلیلی» (analysis paralysis) و اضطراب یک تازهکار عبور کرده و مستقیماً به الگوی یک فرد موفق جهش کنید. این همان منطق پشت سوال معروف «مسیح چه میکرد؟» یا پرسیدن یک شطرنجباز مبتدی از خود است که «یک استاد بزرگ در این موقعیت چه حرکتی میکرد؟».
🔹 این ابزار ذهنی نه تنها در مهارتهای اجتماعی، بلکه در یادگیری مهارتهای فیزیکی (مانند ورزش یا کار با ابزار) و حتی کارهای کاملاً جدید نیز کاربرد دارد. با تظاهر به اینکه شما یک «فرد عموماً باکفایت» هستید (حتی اگر آن فرد در این کار خاص متخصص نباشد)، میتوانید بر اضطراب اولیه غلبه کرده و با اعتماد به نفس بیشتری با چالش روبرو شوید. این روش به شما کمک میکند تا باورهای محدودکنندهای که در مورد تواناییهای خودتان دارید را کنار بگذارید و به استاندارد بسیار بالاتری از آنچه تصور میکردید، دست یابید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#مهارت_آموزی #روانشناسی #یادگیری #خودسازی #ابزار_ذهنی
Big Think
How to instantly be better at things
One simple yet surprisingly effective way to improve at something is to imitate someone more skilled than you.
🔺 شکوه زندگی پیش از مرگ بزرگ: فسیلها نشان میدهند حیات قبل از بزرگترین انقراض زمین در حال شکوفایی بود
🔹 درست پیش از آنکه بزرگترین فاجعه تاریخ حیات روی زمین رخ دهد، سیاره ما سرشار از زندگی و اکوسیستمهای پیچیده و پررونق بود. نتایج یک پروژه تحقیقاتی عظیم ۱۵ ساله در آفریقا، با کشف فسیلهای جدید و شگفتانگیز، تصویری واضح از این دنیای گمشده ارائه میدهد و نشان میدهد که انقراض بزرگ پایانی دوره پرمین، یک اکوسیستم شکوفا را به ورطه نابودی کشاند.
❕ «مرگ بزرگ» چه بود؟
انقراض پرمین-تریاس، که حدود ۲۵۲ میلیون سال پیش رخ داد، مرگبارترین رویداد انقراض در تاریخ زمین است. در این فاجعه، حدود ۹۶٪ از گونههای دریایی و ۷۰٪ از مهرهداران خشکی برای همیشه از بین رفتند. علت دقیق آن همچنان مورد بحث است، اما فعالیتهای آتشفشانی عظیم در سیبری و تغییرات اقلیمی شدید ناشی از آن، محتملترین گزینهها هستند. این رویداد، مسیر تکامل را کاملاً تغییر داد و راه را برای ظهور دایناسورها هموار کرد.
🔹 این پژوهش که حاصل کار تیمی به رهبری دانشگاه واشنگتن است، بر اساس یافتههای سه حوضه فسیلی غنی در تانزانیا و زامبیا انجام شده است. دانشمندان با کشف گونههای جدیدی از حیوانات، تصویری دقیق از زنجیره غذایی در واپسین روزهای دوره پرمین ترسیم کردهاند:
- دیسینودونتها (Dicynodonts): خزندگان گیاهخوار و فراوانی که پوزهای منقارمانند و دو عاج کوچک برای حفر زمین داشتند.
- گورگونوپسینها (Gorgonopsians): شکارچیان رأس هرم غذایی که دندانهایی شمشیرمانند داشتند و اربابان آن دوران محسوب میشدند.
- تمنوسپوندیلها (Temnospondyls): دوزیستان درشتهیکلی شبیه به سمندر که در رودخانهها و باتلاقها زندگی میکردند.
❕ چرا مقایسه مناطق مختلف جغرافیایی مهم است؟
تا پیش از این، بیشتر دانش ما از این دوره به فسیلهای یک منطقه در آفریقای جنوبی (حوضه کارو) محدود بود. این مانند آن است که بخواهیم با مطالعه یک شهر، کل جهان را بشناسیم. این تحقیق جدید با ارائه دادههایی از مناطق دیگر، به دانشمندان اجازه میدهد تا الگوهای جهانی انقراض را از رویدادهای محلی تفکیک کنند و بفهمند که آیا این فاجعه در همه جا به یک شکل رخ داده است یا خیر.
🔹 این یافتهها نشان میدهند که برخلاف تصورات قبلی، حیات در آستانه انقراض در حال ضعیف شدن یا افول نبود، بلکه در اوج تنوع و پویایی خود قرار داشت. این تضاد، ماهیت فاجعهبار و ناگهانی «مرگ بزرگ» را بیش از پیش آشکار میکند و به دانشمندان کمک میکند تا بفهمند اکوسیستمها در برابر فشارهای شدید چگونه واکنش نشان میدهند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #انقراض_پرمین #تکامل #تاریخ_زمین #جانورشناسی
🔹 درست پیش از آنکه بزرگترین فاجعه تاریخ حیات روی زمین رخ دهد، سیاره ما سرشار از زندگی و اکوسیستمهای پیچیده و پررونق بود. نتایج یک پروژه تحقیقاتی عظیم ۱۵ ساله در آفریقا، با کشف فسیلهای جدید و شگفتانگیز، تصویری واضح از این دنیای گمشده ارائه میدهد و نشان میدهد که انقراض بزرگ پایانی دوره پرمین، یک اکوسیستم شکوفا را به ورطه نابودی کشاند.
❕ «مرگ بزرگ» چه بود؟
انقراض پرمین-تریاس، که حدود ۲۵۲ میلیون سال پیش رخ داد، مرگبارترین رویداد انقراض در تاریخ زمین است. در این فاجعه، حدود ۹۶٪ از گونههای دریایی و ۷۰٪ از مهرهداران خشکی برای همیشه از بین رفتند. علت دقیق آن همچنان مورد بحث است، اما فعالیتهای آتشفشانی عظیم در سیبری و تغییرات اقلیمی شدید ناشی از آن، محتملترین گزینهها هستند. این رویداد، مسیر تکامل را کاملاً تغییر داد و راه را برای ظهور دایناسورها هموار کرد.
🔹 این پژوهش که حاصل کار تیمی به رهبری دانشگاه واشنگتن است، بر اساس یافتههای سه حوضه فسیلی غنی در تانزانیا و زامبیا انجام شده است. دانشمندان با کشف گونههای جدیدی از حیوانات، تصویری دقیق از زنجیره غذایی در واپسین روزهای دوره پرمین ترسیم کردهاند:
- دیسینودونتها (Dicynodonts): خزندگان گیاهخوار و فراوانی که پوزهای منقارمانند و دو عاج کوچک برای حفر زمین داشتند.
- گورگونوپسینها (Gorgonopsians): شکارچیان رأس هرم غذایی که دندانهایی شمشیرمانند داشتند و اربابان آن دوران محسوب میشدند.
- تمنوسپوندیلها (Temnospondyls): دوزیستان درشتهیکلی شبیه به سمندر که در رودخانهها و باتلاقها زندگی میکردند.
❕ چرا مقایسه مناطق مختلف جغرافیایی مهم است؟
تا پیش از این، بیشتر دانش ما از این دوره به فسیلهای یک منطقه در آفریقای جنوبی (حوضه کارو) محدود بود. این مانند آن است که بخواهیم با مطالعه یک شهر، کل جهان را بشناسیم. این تحقیق جدید با ارائه دادههایی از مناطق دیگر، به دانشمندان اجازه میدهد تا الگوهای جهانی انقراض را از رویدادهای محلی تفکیک کنند و بفهمند که آیا این فاجعه در همه جا به یک شکل رخ داده است یا خیر.
🔹 این یافتهها نشان میدهند که برخلاف تصورات قبلی، حیات در آستانه انقراض در حال ضعیف شدن یا افول نبود، بلکه در اوج تنوع و پویایی خود قرار داشت. این تضاد، ماهیت فاجعهبار و ناگهانی «مرگ بزرگ» را بیش از پیش آشکار میکند و به دانشمندان کمک میکند تا بفهمند اکوسیستمها در برابر فشارهای شدید چگونه واکنش نشان میدهند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #فسیل #انقراض_پرمین #تکامل #تاریخ_زمین #جانورشناسی
Earth.com
Fossils reveal thriving life before Earth’s greatest mass extinction - Earth.com
Fossils from Tanzania and Zambia reveal thriving ecosystems before Earth's worst extinction, reshaping our view of the late Permian world.
🔺 درخت خانوادگی ما شلوغتر از تصور بود: فسیلها نشان میدهند اجداد ما تنها نبودهاند
🔹 تصویری که از تکامل انسان در ذهن داریم، اغلب یک خط مستقیم از یک گونه به گونه دیگر است. اما یک کشف جدید و بسیار مهم در اتیوپی، این تصویر ساده را در هم میشکند و نشان میدهد که تاریخ خانواده ما بسیار شلوغتر و پیچیدهتر بوده است. دانشمندان فسیلهایی از یک گونه ناشناخته از آسترالوپیتکوس پیدا کردهاند که حدود ۲.۶ میلیون سال پیش، همزمان و در همان مکان با یکی از اولین اعضای سرده هومو (سرده خود ما) زندگی میکرده است.
❕ آسترالوپیتکوس در برابر هومو
- آسترالوپیتکوس: یک سرده بسیار موفق از انسانتباران اولیه که میلیونها سال در آفریقا زندگی کردند. مشهورترین عضو آنها «لوسی» است. آنها ترکیبی از ویژگیهای انسانمانند و میمونمانند داشتند.
- هومو: سردهای که گونه ما، هومو ساپینس (انسان خردمند)، به آن تعلق دارد. اولین اعضای این سرده حدود ۲.۸ میلیون سال پیش ظاهر شدند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، بر اساس ۱۰ دندان فسیلشده صورت گرفته است. این یافته به این معناست که در یک دوره زمانی حساس از تاریخ تکامل، حداقل چهار گونه مختلف انسانتبار (شامل آسترالوپیتکوس، پارانتروپوس و هومو) به طور همزمان در شرق آفریقا در حال پرسه زدن بودند. این یافته، ایده تکامل خطی را با تصویر یک «درخت پر از شاخ و برگ» جایگزین میکند که در آن، گونههای مختلفی به موازات هم تکامل یافته و بسیاری از آنها منقرض شدهاند.
❕ چرا «همزیستی» اینقدر مهم است؟
اینکه دو گونه مختلف از انسانتباران در یک مکان و زمان زندگی میکردند، سوالات بسیار مهمی را مطرح میکند. آیا آنها برای منابع غذایی مشابهی با هم رقابت میکردند؟ آیا با یکدیگر تعامل داشتند؟ یا هر کدام گوشه متفاوتی از اکوسیستم را اشغال کرده بودند؟ این کشف، پنجرهای جدید به روی درک پیچیدگیهای تعاملات اجداد ما باز میکند.
🔹 محققان تأکید میکنند که این گونه جدید، یک «حلقه گمشده» نیست. به گفته برایان ویلمور، نویسنده اصلی مقاله: «این یافته این ایده را تقویت میکند که داستان تکامل انسان، داستان یک خط منفرد که به آرامی در طول زمان تغییر میکند، نیست.» هر کشف جدید، قطعهای دیگر از پازلی است که نشان میدهد خانواده ما چقدر متنوع و شگفتانگیز بوده است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #تکامل_انسان #فسیل #انسان_نخستین #آسترالوپیتکوس #هومو
🔹 تصویری که از تکامل انسان در ذهن داریم، اغلب یک خط مستقیم از یک گونه به گونه دیگر است. اما یک کشف جدید و بسیار مهم در اتیوپی، این تصویر ساده را در هم میشکند و نشان میدهد که تاریخ خانواده ما بسیار شلوغتر و پیچیدهتر بوده است. دانشمندان فسیلهایی از یک گونه ناشناخته از آسترالوپیتکوس پیدا کردهاند که حدود ۲.۶ میلیون سال پیش، همزمان و در همان مکان با یکی از اولین اعضای سرده هومو (سرده خود ما) زندگی میکرده است.
❕ آسترالوپیتکوس در برابر هومو
- آسترالوپیتکوس: یک سرده بسیار موفق از انسانتباران اولیه که میلیونها سال در آفریقا زندگی کردند. مشهورترین عضو آنها «لوسی» است. آنها ترکیبی از ویژگیهای انسانمانند و میمونمانند داشتند.
- هومو: سردهای که گونه ما، هومو ساپینس (انسان خردمند)، به آن تعلق دارد. اولین اعضای این سرده حدود ۲.۸ میلیون سال پیش ظاهر شدند.
🔹 این کشف که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، بر اساس ۱۰ دندان فسیلشده صورت گرفته است. این یافته به این معناست که در یک دوره زمانی حساس از تاریخ تکامل، حداقل چهار گونه مختلف انسانتبار (شامل آسترالوپیتکوس، پارانتروپوس و هومو) به طور همزمان در شرق آفریقا در حال پرسه زدن بودند. این یافته، ایده تکامل خطی را با تصویر یک «درخت پر از شاخ و برگ» جایگزین میکند که در آن، گونههای مختلفی به موازات هم تکامل یافته و بسیاری از آنها منقرض شدهاند.
❕ چرا «همزیستی» اینقدر مهم است؟
اینکه دو گونه مختلف از انسانتباران در یک مکان و زمان زندگی میکردند، سوالات بسیار مهمی را مطرح میکند. آیا آنها برای منابع غذایی مشابهی با هم رقابت میکردند؟ آیا با یکدیگر تعامل داشتند؟ یا هر کدام گوشه متفاوتی از اکوسیستم را اشغال کرده بودند؟ این کشف، پنجرهای جدید به روی درک پیچیدگیهای تعاملات اجداد ما باز میکند.
🔹 محققان تأکید میکنند که این گونه جدید، یک «حلقه گمشده» نیست. به گفته برایان ویلمور، نویسنده اصلی مقاله: «این یافته این ایده را تقویت میکند که داستان تکامل انسان، داستان یک خط منفرد که به آرامی در طول زمان تغییر میکند، نیست.» هر کشف جدید، قطعهای دیگر از پازلی است که نشان میدهد خانواده ما چقدر متنوع و شگفتانگیز بوده است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #تکامل_انسان #فسیل #انسان_نخستین #آسترالوپیتکوس #هومو
Reuters
Ethiopian fossils reveal new species in human evolutionary lineage
Researchers have unearthed tooth fossils in Ethiopia dating to about 2.65 million years ago of a previously unknown species in the human evolutionary lineage, one that lived in the same time and place as the earliest-known member of the genus Homo to which…
🔺 دو چهره دوپامین در یادگیری: کشف نقش دوگانه یک ماده شیمیایی کلیدی در مغز
🔹 همه ما نام دوپامین را به عنوان «ماده شیمیایی پاداش و لذت» شنیدهایم. اما یک پژوهش جدید و بسیار دقیق که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، نشان میدهد که نقش این ماده در یادگیری بسیار پیچیدهتر و هوشمندانهتر از تصورات قبلی ماست. دوپامین در واقع دو نقش کاملاً متفاوت در دو سیستم اصلی یادگیری مغز ایفا میکند.
❕ مغز ما چگونه یاد میگیرد؟ دو سیستم اصلی
۱- حافظه کاری (Working Memory): این سیستم مانند «تخته سفید ذهنی» یا رم (RAM) کامپیوتر شماست. سریع، انعطافپذیر و آگاهانه است، اما ظرفیت محدودی دارد و نیازمند تلاش ذهنی است. (مثلاً وقتی یک شماره تلفن را برای چند ثانیه به خاطر میسپارید).
۲- یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning): این سیستم مانند «شکلگیری عادت» است. کند، تدریجی و ناخودآگاه است و بر اساس آزمون و خطا کار میکند. (مثلاً یادگیری دوچرخهسواری که در ابتدا دشوار است اما سپس به یک مهارت خودکار تبدیل میشود).
🔹 دانشمندان با استفاده از تصویربرداری مغز و داروهای تعدیلکننده دوپامین، به یک کشف شگفتانگیز دست یافتند:
- دوپامین پایه (طبیعی): افرادی که به طور طبیعی ظرفیت تولید دوپامین بالاتری داشتند، بیشتر تمایل داشتند از «تخته سفید ذهنی» (حافظه کاری) خود استفاده کنند. به نظر میرسد دوپامین پایه ما را به سمت استفاده از استراتژیهای سریع، انعطافپذیر اما پرهزینه سوق میدهد.
- افزایش دوپامین (با دارو): وقتی محققان با استفاده از داروی متیلفنیدیت (که به عنوان ابزاری علمی برای این تحقیق استفاده شد) سطح دوپامین را افزایش دادند، برخلاف انتظار، عملکرد حافظه کاری بهبود نیافت. در عوض، سیستم «یادگیری تقویتی» (شکلگیری عادت) تقویت شد! به عبارت دیگر، افزایش دوپامین باعث شد مغز از آزمون و خطاهای خود درسهای بهتری بگیرد و سریعتر عادتهای جدید را شکل دهد.
❕ نقش دوگانه و هوشمندانه دوپامین
این یافته نشان میدهد که دوپامین یک «تنظیمکننده ارشد» در مغز است. دوپامین پایه به ما کمک میکند تا تصمیم بگیریم که آیا میخواهیم از انرژی ذهنی خود برای استفاده از «تخته سفید» سریع و پرهزینه استفاده کنیم یا خیر. از طرف دیگر، یک جهش در سطح دوپامین (مانند زمانی که یک پاداش غیرمنتظره دریافت میکنیم) به عنوان سیگنالی عمل میکند که به سیستم کندترِ «شکلگیری عادت» میگوید: "این نکته مهم بود، آن را یاد بگیر!"
🔹 این پژوهش نه تنها درک ما از یادگیری را عمیقتر میکند، بلکه میتواند به روشن شدن نقش دوپامین در اختلالاتی مانند ADHD (که با داروهای تعدیلکننده دوپامین درمان میشود) نیز کمک شایانی کند و نشان میدهد که چگونه یک ماده شیمیایی واحد میتواند به شکلی هوشمندانه دو استراتژی کاملاً متفاوت یادگیری را در مغز مدیریت نماید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #یادگیری #حافظه #دوپامین #روانشناسی_شناختی
🔹 همه ما نام دوپامین را به عنوان «ماده شیمیایی پاداش و لذت» شنیدهایم. اما یک پژوهش جدید و بسیار دقیق که در ژورنال معتبر Nature Communications منتشر شده، نشان میدهد که نقش این ماده در یادگیری بسیار پیچیدهتر و هوشمندانهتر از تصورات قبلی ماست. دوپامین در واقع دو نقش کاملاً متفاوت در دو سیستم اصلی یادگیری مغز ایفا میکند.
❕ مغز ما چگونه یاد میگیرد؟ دو سیستم اصلی
۱- حافظه کاری (Working Memory): این سیستم مانند «تخته سفید ذهنی» یا رم (RAM) کامپیوتر شماست. سریع، انعطافپذیر و آگاهانه است، اما ظرفیت محدودی دارد و نیازمند تلاش ذهنی است. (مثلاً وقتی یک شماره تلفن را برای چند ثانیه به خاطر میسپارید).
۲- یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning): این سیستم مانند «شکلگیری عادت» است. کند، تدریجی و ناخودآگاه است و بر اساس آزمون و خطا کار میکند. (مثلاً یادگیری دوچرخهسواری که در ابتدا دشوار است اما سپس به یک مهارت خودکار تبدیل میشود).
🔹 دانشمندان با استفاده از تصویربرداری مغز و داروهای تعدیلکننده دوپامین، به یک کشف شگفتانگیز دست یافتند:
- دوپامین پایه (طبیعی): افرادی که به طور طبیعی ظرفیت تولید دوپامین بالاتری داشتند، بیشتر تمایل داشتند از «تخته سفید ذهنی» (حافظه کاری) خود استفاده کنند. به نظر میرسد دوپامین پایه ما را به سمت استفاده از استراتژیهای سریع، انعطافپذیر اما پرهزینه سوق میدهد.
- افزایش دوپامین (با دارو): وقتی محققان با استفاده از داروی متیلفنیدیت (که به عنوان ابزاری علمی برای این تحقیق استفاده شد) سطح دوپامین را افزایش دادند، برخلاف انتظار، عملکرد حافظه کاری بهبود نیافت. در عوض، سیستم «یادگیری تقویتی» (شکلگیری عادت) تقویت شد! به عبارت دیگر، افزایش دوپامین باعث شد مغز از آزمون و خطاهای خود درسهای بهتری بگیرد و سریعتر عادتهای جدید را شکل دهد.
❕ نقش دوگانه و هوشمندانه دوپامین
این یافته نشان میدهد که دوپامین یک «تنظیمکننده ارشد» در مغز است. دوپامین پایه به ما کمک میکند تا تصمیم بگیریم که آیا میخواهیم از انرژی ذهنی خود برای استفاده از «تخته سفید» سریع و پرهزینه استفاده کنیم یا خیر. از طرف دیگر، یک جهش در سطح دوپامین (مانند زمانی که یک پاداش غیرمنتظره دریافت میکنیم) به عنوان سیگنالی عمل میکند که به سیستم کندترِ «شکلگیری عادت» میگوید: "این نکته مهم بود، آن را یاد بگیر!"
🔹 این پژوهش نه تنها درک ما از یادگیری را عمیقتر میکند، بلکه میتواند به روشن شدن نقش دوپامین در اختلالاتی مانند ADHD (که با داروهای تعدیلکننده دوپامین درمان میشود) نیز کمک شایانی کند و نشان میدهد که چگونه یک ماده شیمیایی واحد میتواند به شکلی هوشمندانه دو استراتژی کاملاً متفاوت یادگیری را در مغز مدیریت نماید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #یادگیری #حافظه #دوپامین #روانشناسی_شناختی
PsyPost
Dopamine’s role in learning may be broader than previously thought
New research reveals dopamine helps the brain juggle fast, flexible problem-solving with gradual habit formation. By boosting working memory use and enhancing trial-and-error learning, dopamine influences both how quickly we learn and how costly mental effort…
🔺 پرتاب بینقص راکت ولکان: یک پیروزی در فضا، اما مسابقه اصلی روی زمین است
🔹 راکت قدرتمند «ولکان» متعلق به شرکت ULA (اتحادیه پرتابهای متحد)، در سومین پرواز خود، اولین مأموریت عملیاتی و امنیت ملی خود را با موفقیت کامل به انجام رساند و چندین ماهواره نظامی را در یک مدار بسیار پیچیده قرار داد. این یک پیروزی بزرگ فنی برای این راکت جدید بود، اما تحلیلگران معتقدند که چالش اصلی ULA تازه آغاز شده است.
❕ چرا این مأموریت یک آزمون بزرگ فنی بود؟
این پرتاب به مقصد «مدار زمینهمگام» (Geosynchronous Orbit) در ارتفاع حدود ۳۶ هزار کیلومتری انجام شد. چنین مأموریتی بسیار دشوار است زیرا مرحله فوقانی راکت باید برای ساعتها در فضا باقی بماند، چندین بار موتورهای خود را روشن و خاموش کند، و در عین حال سوخت فوق سرد خود را در برابر تشعشعات شدید فضایی و نوسانات دمایی شدید، در دمای مناسب نگه دارد. موفقیت در این مأموریت، قابلیتهای بالای مهندسی ولکان را به اثبات رساند.
🔹 با این پیروزی، ULA اکنون با یک چالش بزرگتر روبروست: «نرخ تولید و پرتاب». این شرکت یک لیست بلند از بیش از ۷۰ پرتاب قرارداد بسته شده (عمدتاً برای نیروی فضایی آمریکا و اینترنت ماهوارهای آمازون) دارد. اما برای انجام آنها، باید بتواند راکتهای خود را با سرعت بسیار بالایی تولید و پرتاب کند. اینجاست که رقابت با اسپیسایکس اهمیت پیدا میکند.
❕ «گلوگاه تولید»: تفاوت استراتژی ULA و اسپیسایکس
مسابقه فضایی مدرن تنها بر سر ساخت راکتهای بهتر نیست، بلکه بر سر پرتاب سریعتر و ارزانتر است.
- استراتژی ULA: راکت ولکان عمدتاً یکبارمصرف است. این یعنی برای هر پرتاب باید یک راکت تقریباً کامل از نو ساخته شود.
- استراتژی اسپیسایکس: راکتهای فالکون ۹ از بوسترهای قابل استفاده مجدد بهره میبرند که هزینهها و زمان بین پرتابها را به شدت کاهش میدهد.
مشکل اصلی ULA در حال حاضر، زیرساختهای زمینی است. این شرکت تنها یک سکوی پرتاب فعال برای ولکان و یک آشیانه مونتاژ دارد که این موضوع، توانایی آن برای افزایش سرعت پرتابها را به شدت محدود میکند.
🔹 در حالی که ULA سخت در تلاش است تا زیرساختهای خود را گسترش دهد، این موفقیت فنی بزرگ در فضا، اهمیت چالش لجستیکی روی زمین را برجستهتر میکند. راکت ولکان ثابت کرده که یک پرتابگر بسیار تواناست، اما در نهایت، پیروز این رقابت شرکتی خواهد بود که بتواند با بیشترین سرعت، ماهوارهها را از کارخانه به مدار برساند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فضا #فناوری #راکت #ولکان #ULA #اسپیس_ایکس #صنعت_فضا
🔹 راکت قدرتمند «ولکان» متعلق به شرکت ULA (اتحادیه پرتابهای متحد)، در سومین پرواز خود، اولین مأموریت عملیاتی و امنیت ملی خود را با موفقیت کامل به انجام رساند و چندین ماهواره نظامی را در یک مدار بسیار پیچیده قرار داد. این یک پیروزی بزرگ فنی برای این راکت جدید بود، اما تحلیلگران معتقدند که چالش اصلی ULA تازه آغاز شده است.
❕ چرا این مأموریت یک آزمون بزرگ فنی بود؟
این پرتاب به مقصد «مدار زمینهمگام» (Geosynchronous Orbit) در ارتفاع حدود ۳۶ هزار کیلومتری انجام شد. چنین مأموریتی بسیار دشوار است زیرا مرحله فوقانی راکت باید برای ساعتها در فضا باقی بماند، چندین بار موتورهای خود را روشن و خاموش کند، و در عین حال سوخت فوق سرد خود را در برابر تشعشعات شدید فضایی و نوسانات دمایی شدید، در دمای مناسب نگه دارد. موفقیت در این مأموریت، قابلیتهای بالای مهندسی ولکان را به اثبات رساند.
🔹 با این پیروزی، ULA اکنون با یک چالش بزرگتر روبروست: «نرخ تولید و پرتاب». این شرکت یک لیست بلند از بیش از ۷۰ پرتاب قرارداد بسته شده (عمدتاً برای نیروی فضایی آمریکا و اینترنت ماهوارهای آمازون) دارد. اما برای انجام آنها، باید بتواند راکتهای خود را با سرعت بسیار بالایی تولید و پرتاب کند. اینجاست که رقابت با اسپیسایکس اهمیت پیدا میکند.
❕ «گلوگاه تولید»: تفاوت استراتژی ULA و اسپیسایکس
مسابقه فضایی مدرن تنها بر سر ساخت راکتهای بهتر نیست، بلکه بر سر پرتاب سریعتر و ارزانتر است.
- استراتژی ULA: راکت ولکان عمدتاً یکبارمصرف است. این یعنی برای هر پرتاب باید یک راکت تقریباً کامل از نو ساخته شود.
- استراتژی اسپیسایکس: راکتهای فالکون ۹ از بوسترهای قابل استفاده مجدد بهره میبرند که هزینهها و زمان بین پرتابها را به شدت کاهش میدهد.
مشکل اصلی ULA در حال حاضر، زیرساختهای زمینی است. این شرکت تنها یک سکوی پرتاب فعال برای ولکان و یک آشیانه مونتاژ دارد که این موضوع، توانایی آن برای افزایش سرعت پرتابها را به شدت محدود میکند.
🔹 در حالی که ULA سخت در تلاش است تا زیرساختهای خود را گسترش دهد، این موفقیت فنی بزرگ در فضا، اهمیت چالش لجستیکی روی زمین را برجستهتر میکند. راکت ولکان ثابت کرده که یک پرتابگر بسیار تواناست، اما در نهایت، پیروز این رقابت شرکتی خواهد بود که بتواند با بیشترین سرعت، ماهوارهها را از کارخانه به مدار برساند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فضا #فناوری #راکت #ولکان #ULA #اسپیس_ایکس #صنعت_فضا
Ars Technica
After first operational launch, here’s the next big test for ULA’s Vulcan rocket
This launch was a big success, but it doesn’t necessarily quash anxieties about ULA’s ability to deliver.
🔺 پروتئینها، کلید اسرار باستانی: چگونه دانشمندان از تاریخ انقضای DNA عبور میکنند؟
🔹 مولکول DNA یک محدودیت بزرگ دارد: تاریخ انقضا. به طور متوسط، نیمی از آن هر ۵۲۱ سال از بین میرود و پس از چند ده هزار سال در مناطق گرمسیری مانند آفریقا (مهد تکامل انسان) و پس از چند میلیون سال در بهترین شرایط، دیگر اطلاعاتی برای ارائه ندارد. اما اکنون یک رشته علمی انقلابی به نام «دیرینپروتئینشناسی» در حال شکستن این محدودیت زمانی و فاش کردن اسرار اجداد بسیار کهن ماست.
❕ دیرینپروتئینشناسی (Paleoproteomics) چیست؟
این رشته، علم مطالعه پروتئینهای باستانی است. پروتئینها که از روی دستورالعمل DNA ساخته میشوند، ساختاری بسیار فشردهتر و مقاومتر از DNA دارند و میتوانند برای میلیونها سال در فسیلها باقی بمانند. دانشمندان با استخراج و توالییابی این پروتئینهای باستانی (عمدتاً از مینای دندان که سختترین بخش بدن است)، میتوانند اطلاعات ژنتیکی اجداد ما را مدتها پس از نابودی DNA آنها بازیابی کنند.
🔹 این فناوری جدید در حال حل کردن معماهایی است که DNA هرگز قادر به حلشان نبود:
۱- تعیین جایگاه Homo antecessor: تحلیل پروتئین دندان فسیل ۸۰۰ هزار ساله این گونه در اروپا نشان داد که او یک شاخه خواهر برای انسانهای مدرن، نئاندرتالها و دنیسوواها بوده، نه یک جد مستقیم.
۲- شناسایی دنیسوواها در تایوان: پروتئینهای استخراجشده از یک آرواره مرموز در تایوان ثابت کرد که این فسیل به یک دنیسووا تعلق داشته است. این اولین مدرک فیزیکی از حضور این انسانتباران در یک منطقه گرم و مرطوب است.
۳- تعیین جنسیت فسیلهای ۲ میلیون ساله: دانشمندان با تحلیل پروتئین دندانهای فسیل Paranthropus robustus در آفریقای جنوبی، توانستند برای اولین بار جنسیت این موجودات را (دو نر و دو ماده) مشخص کنند.
❕ پروتئین در برابر DNA: یک مقایسه
- مولکول DNA: دقت فوقالعاده بالایی دارد و میتواند روابط خانوادگی بین افراد را مشخص کند، اما بسیار شکننده است و تاریخ انقضای نسبتاً کوتاهی دارد.
- پروتئین: دقت کمتری دارد و بیشتر برای تعیین روابط بین «گونهها» مناسب است تا افراد، اما به طرز شگفتانگیزی مقاوم است و میتواند ما را به میلیونها سال قبل ببرد.
این دو روش مکمل یکدیگر هستند؛ DNA برای تاریخ نزدیک و پروتئین برای تاریخ عمیق.
🔹 دیرینپروتئینشناسی هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد، اما در حال باز کردن پنجرهای بینظیر به گذشتههای بسیار دوری است که تا پیش از این برای همیشه از دسترس ما خارج به نظر میرسید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تکامل #دیرینه_شناسی #باستان_شناسی #ژنتیک #پروتئین #انسان_نخستین
🔹 مولکول DNA یک محدودیت بزرگ دارد: تاریخ انقضا. به طور متوسط، نیمی از آن هر ۵۲۱ سال از بین میرود و پس از چند ده هزار سال در مناطق گرمسیری مانند آفریقا (مهد تکامل انسان) و پس از چند میلیون سال در بهترین شرایط، دیگر اطلاعاتی برای ارائه ندارد. اما اکنون یک رشته علمی انقلابی به نام «دیرینپروتئینشناسی» در حال شکستن این محدودیت زمانی و فاش کردن اسرار اجداد بسیار کهن ماست.
❕ دیرینپروتئینشناسی (Paleoproteomics) چیست؟
این رشته، علم مطالعه پروتئینهای باستانی است. پروتئینها که از روی دستورالعمل DNA ساخته میشوند، ساختاری بسیار فشردهتر و مقاومتر از DNA دارند و میتوانند برای میلیونها سال در فسیلها باقی بمانند. دانشمندان با استخراج و توالییابی این پروتئینهای باستانی (عمدتاً از مینای دندان که سختترین بخش بدن است)، میتوانند اطلاعات ژنتیکی اجداد ما را مدتها پس از نابودی DNA آنها بازیابی کنند.
🔹 این فناوری جدید در حال حل کردن معماهایی است که DNA هرگز قادر به حلشان نبود:
۱- تعیین جایگاه Homo antecessor: تحلیل پروتئین دندان فسیل ۸۰۰ هزار ساله این گونه در اروپا نشان داد که او یک شاخه خواهر برای انسانهای مدرن، نئاندرتالها و دنیسوواها بوده، نه یک جد مستقیم.
۲- شناسایی دنیسوواها در تایوان: پروتئینهای استخراجشده از یک آرواره مرموز در تایوان ثابت کرد که این فسیل به یک دنیسووا تعلق داشته است. این اولین مدرک فیزیکی از حضور این انسانتباران در یک منطقه گرم و مرطوب است.
۳- تعیین جنسیت فسیلهای ۲ میلیون ساله: دانشمندان با تحلیل پروتئین دندانهای فسیل Paranthropus robustus در آفریقای جنوبی، توانستند برای اولین بار جنسیت این موجودات را (دو نر و دو ماده) مشخص کنند.
❕ پروتئین در برابر DNA: یک مقایسه
- مولکول DNA: دقت فوقالعاده بالایی دارد و میتواند روابط خانوادگی بین افراد را مشخص کند، اما بسیار شکننده است و تاریخ انقضای نسبتاً کوتاهی دارد.
- پروتئین: دقت کمتری دارد و بیشتر برای تعیین روابط بین «گونهها» مناسب است تا افراد، اما به طرز شگفتانگیزی مقاوم است و میتواند ما را به میلیونها سال قبل ببرد.
این دو روش مکمل یکدیگر هستند؛ DNA برای تاریخ نزدیک و پروتئین برای تاریخ عمیق.
🔹 دیرینپروتئینشناسی هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد، اما در حال باز کردن پنجرهای بینظیر به گذشتههای بسیار دوری است که تا پیش از این برای همیشه از دسترس ما خارج به نظر میرسید.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#تکامل #دیرینه_شناسی #باستان_شناسی #ژنتیک #پروتئین #انسان_نخستین
Live Science
DNA has an expiration date. But proteins are revealing secrets about our ancient ancestors we never thought possible.
Analysis of ancient proteins may fill in the gaps of human evolution left by the decomposition of DNA.
👍1
تازههای علمی
🔺 کشف نوترینوی پرانرژیترین ذرهی تاریخ در اعماق دریای مدیترانه 🔹 تیمی از محققان اعلام کردند که به طور تصادفی موفق به کشف نوترینویی با انرژی بیسابقه شدهاند. این نوترینو که توسط آشکارساز KM3Net در کف دریای مدیترانه شناسایی شد، انرژی بین ۶۰ تا ۲۳۰ پتاآلکترونولت…
🔺 «ذره شبح» رکوردشکن: تأیید رسمی پرانرژیترین نوترینویی که به زمین برخورد کرده است
🔹 اکنون تایید شده: سیگنالی که در فوریه ۲۰۲۳ توسط یک آشکارساز در اعماق دریای مدیترانه ثبت شد، یک خطای دستگاهی نبود، بلکه برخورد یک «ذره شبح» یا نوترینو با انرژی بیسابقه و رکوردشکن بود. این تأییدیه که در ژورنال معتبر Physical Review X منتشر شده، پنجرهای جدید به روی خشنترین و پرانرژیترین پدیدههای کیهان باز میکند.
❕ نوترینو یا «ذره شبح» چیست؟
نوترینوها یکی از فراوانترین ذرات بنیادی در کیهان هستند. آنها تقریباً بدون جرم و بدون بار الکتریکی هستند و به ندرت با ماده برهمکنش میکنند. همین حالا، صدها میلیارد نوترینو از بدن شما عبور میکنند بدون آنکه متوجه شوید. به همین دلیل به آنها «ذره شبح» میگویند و شناسایی آنها نیازمند آشکارسازهای غولپیکر در مکانهای ایزوله مانند اعماق اقیانوس یا یخهای قطب جنوب است.
🔹 این ذره که با کد KM3-230213A شناخته میشود، توسط آشکارساز KM3NeT در عمق ۳۴۵۰ متری دریای مدیترانه شناسایی شد. انرژی تخمینزده شده برای آن ۲۲۰ پتاالکترونولت (PeV) بود. این انرژی آنقدر زیاد بود که جامعه علمی را شگفتزده کرد، زیرا رکورد قبلی ثبتشده برای یک نوترینو تنها ۱۰ PeV بود! تحلیلهای جامع جدید اکنون تأیید میکنند که این سیگنال کاملاً واقعی بوده است.
❕ انرژی ۲۲۰ پتاالکترونولتی چقدر زیاد است؟
یک پتاالکترونولت (PeV) برابر با یک میلیون میلیارد الکترونولت است. برای مقایسه، انرژی کل برخورد دو پروتون در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC)، قدرتمندترین شتابدهنده ساخته دست بشر، حدود ۱۳ تراالکترونولت (TeV) است. این بدان معناست که این یک نوترینوی تنها، بیش از ۱۵ برابر انرژی کل برخورد در LHC را با خود حمل میکرده است!
🔹 بزرگترین معما اکنون این است: این ذره از کجا آمده است؟ تحلیلها نشان میدهند که منشأ آن به احتمال قریب به یقین، از خارج از کهکشان راه شیری ما بوده است. نامزدهای احتمالی، خشنترین پدیدههای کیهانی هستند: سیاهچالههای ابرپرجرم در مرکز کهکشانهای فعال، انفجارهای پرتو گاما، یا شاید حتی برهمکنش پرتوهای کیهانی با «تابش زمینه کیهانی» (پژواک بیگ بنگ). این ذره، سرنخی از جهانی پرانرژیتر از آن چیزی است که تاکنون دیدهایم و تلاشها برای ردیابی مسیر آن و یافتن منشأ این هیولای کیهانی ادامه دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_ذرات #اختروفیزیک #نوترینو #کیهان_شناسی #نجوم
🔹 اکنون تایید شده: سیگنالی که در فوریه ۲۰۲۳ توسط یک آشکارساز در اعماق دریای مدیترانه ثبت شد، یک خطای دستگاهی نبود، بلکه برخورد یک «ذره شبح» یا نوترینو با انرژی بیسابقه و رکوردشکن بود. این تأییدیه که در ژورنال معتبر Physical Review X منتشر شده، پنجرهای جدید به روی خشنترین و پرانرژیترین پدیدههای کیهان باز میکند.
❕ نوترینو یا «ذره شبح» چیست؟
نوترینوها یکی از فراوانترین ذرات بنیادی در کیهان هستند. آنها تقریباً بدون جرم و بدون بار الکتریکی هستند و به ندرت با ماده برهمکنش میکنند. همین حالا، صدها میلیارد نوترینو از بدن شما عبور میکنند بدون آنکه متوجه شوید. به همین دلیل به آنها «ذره شبح» میگویند و شناسایی آنها نیازمند آشکارسازهای غولپیکر در مکانهای ایزوله مانند اعماق اقیانوس یا یخهای قطب جنوب است.
🔹 این ذره که با کد KM3-230213A شناخته میشود، توسط آشکارساز KM3NeT در عمق ۳۴۵۰ متری دریای مدیترانه شناسایی شد. انرژی تخمینزده شده برای آن ۲۲۰ پتاالکترونولت (PeV) بود. این انرژی آنقدر زیاد بود که جامعه علمی را شگفتزده کرد، زیرا رکورد قبلی ثبتشده برای یک نوترینو تنها ۱۰ PeV بود! تحلیلهای جامع جدید اکنون تأیید میکنند که این سیگنال کاملاً واقعی بوده است.
❕ انرژی ۲۲۰ پتاالکترونولتی چقدر زیاد است؟
یک پتاالکترونولت (PeV) برابر با یک میلیون میلیارد الکترونولت است. برای مقایسه، انرژی کل برخورد دو پروتون در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC)، قدرتمندترین شتابدهنده ساخته دست بشر، حدود ۱۳ تراالکترونولت (TeV) است. این بدان معناست که این یک نوترینوی تنها، بیش از ۱۵ برابر انرژی کل برخورد در LHC را با خود حمل میکرده است!
🔹 بزرگترین معما اکنون این است: این ذره از کجا آمده است؟ تحلیلها نشان میدهند که منشأ آن به احتمال قریب به یقین، از خارج از کهکشان راه شیری ما بوده است. نامزدهای احتمالی، خشنترین پدیدههای کیهانی هستند: سیاهچالههای ابرپرجرم در مرکز کهکشانهای فعال، انفجارهای پرتو گاما، یا شاید حتی برهمکنش پرتوهای کیهانی با «تابش زمینه کیهانی» (پژواک بیگ بنگ). این ذره، سرنخی از جهانی پرانرژیتر از آن چیزی است که تاکنون دیدهایم و تلاشها برای ردیابی مسیر آن و یافتن منشأ این هیولای کیهانی ادامه دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_ذرات #اختروفیزیک #نوترینو #کیهان_شناسی #نجوم
ScienceAlert
It's Official: 'Ghost Particle' That Smashed Into Earth Breaks Records
Hot damn.
👍1
🔺 دستاورد بزرگ دانشمند ایرانی در کلتک: استفاده از «صدا» برای به خاطر سپردن اطلاعات کوانتومی
🔹 یکی از بزرگترین چالشها در مسیر ساخت کامپیوترهای کوانتومی، ذخیره و نگهداری اطلاعات کوانتومی برای مدت طولانی است. اکنون، تیمی از دانشمندان به سرپرستی دکتر محمد میرحسینی، استاد ایرانی دانشگاه معتبر کلتک (Caltech)، راه حلی خلاقانه و بسیار مؤثر برای این مشکل پیدا کردهاند: تبدیل اطلاعات کوانتومی الکتریکی به «صدا» و ذخیرهسازی آن در ارتعاشات مکانیکی.
❕ چرا «حافظه کوانتومی» اینقدر دشوار است؟
اطلاعات در کامپیوترهای کوانتومی در «کیوبیتها» ذخیره میشود که حالتهای بسیار شکنندهای دارند. این حالتها به دلیل کوچکترین اختلال از محیط (مانند نویز الکترومغناطیسی)، به سرعت از بین میروند و اطلاعات را نابود میکنند. کیوبیتهای ابررسانا در پردازش سریع عالی هستند، اما در نگهداری طولانیمدت اطلاعات بسیار ضعیف عمل میکنند.
🔹 این پژوهش که در ژورنال تراز اول Nature Physics منتشر شده، یک «حافظه کوانتومی هیبریدی» را معرفی میکند. تیم دکتر میرحسینی یک کیوبیت ابررسانا را به یک «نوسانگر مکانیکی» مینیاتوری متصل کردند. این نوسانگر، که مانند یک دیاپازون بسیار کوچک عمل میکند، میتواند اطلاعات کوانتومی را از کیوبیت دریافت کرده و آن را به شکل «فونون» (ذره کوانتومی صدا یا ارتعاش) ذخیره کند. نتایج شگفتانگیز بود: این حافظه مکانیکی توانست اطلاعات کوانتومی را تا ۳۰ برابر بیشتر از بهترین کیوبیتهای ابررسانا نگهداری کند.
❕ چرا «صدا» برای این کار بهتر است؟
امواج صوتی دو مزیت بزرگ دارند:
۱- سرعت کمتر: امواج صوتی بسیار کندتر از امواج الکترومغناطیسی حرکت میکنند. این به مهندسان اجازه میدهد تا دستگاههای حافظه بسیار فشردهتر و کوچکتری بسازند.
۲- عدم نشت انرژی: ارتعاشات مکانیکی، برخلاف امواج الکترومغناطیسی، در فضای خالی منتشر نمیشوند. این یعنی انرژی و اطلاعات از سیستم به بیرون «نشت» نمیکند و میتوان آن را برای مدت طولانیتری حفظ کرد.
🔹 با این حال، دکتر میرحسینی تأکید میکند که این یک گام اولیه اما بسیار مهم است: «برای اینکه این پلتفرم واقعاً مفید باشد، باید بتوانیم دادههای کوانتومی را بسیار سریعتر در سیستم قرار داده و از آن خارج کنیم.» تیم او در حال کار بر روی راه حلهایی برای افزایش این سرعت است. این دستاورد، مسیر جدید و بسیار امیدوارکنندهای را برای ساخت حافظههای پایدار و مقیاسپذیر برای کامپیوترهای کوانتومی آینده باز میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کوانتوم #کامپیوتر_کوانتومی #فیزیک #فناوری #مهندسی_کوانتوم #کل_تک
🔹 یکی از بزرگترین چالشها در مسیر ساخت کامپیوترهای کوانتومی، ذخیره و نگهداری اطلاعات کوانتومی برای مدت طولانی است. اکنون، تیمی از دانشمندان به سرپرستی دکتر محمد میرحسینی، استاد ایرانی دانشگاه معتبر کلتک (Caltech)، راه حلی خلاقانه و بسیار مؤثر برای این مشکل پیدا کردهاند: تبدیل اطلاعات کوانتومی الکتریکی به «صدا» و ذخیرهسازی آن در ارتعاشات مکانیکی.
❕ چرا «حافظه کوانتومی» اینقدر دشوار است؟
اطلاعات در کامپیوترهای کوانتومی در «کیوبیتها» ذخیره میشود که حالتهای بسیار شکنندهای دارند. این حالتها به دلیل کوچکترین اختلال از محیط (مانند نویز الکترومغناطیسی)، به سرعت از بین میروند و اطلاعات را نابود میکنند. کیوبیتهای ابررسانا در پردازش سریع عالی هستند، اما در نگهداری طولانیمدت اطلاعات بسیار ضعیف عمل میکنند.
🔹 این پژوهش که در ژورنال تراز اول Nature Physics منتشر شده، یک «حافظه کوانتومی هیبریدی» را معرفی میکند. تیم دکتر میرحسینی یک کیوبیت ابررسانا را به یک «نوسانگر مکانیکی» مینیاتوری متصل کردند. این نوسانگر، که مانند یک دیاپازون بسیار کوچک عمل میکند، میتواند اطلاعات کوانتومی را از کیوبیت دریافت کرده و آن را به شکل «فونون» (ذره کوانتومی صدا یا ارتعاش) ذخیره کند. نتایج شگفتانگیز بود: این حافظه مکانیکی توانست اطلاعات کوانتومی را تا ۳۰ برابر بیشتر از بهترین کیوبیتهای ابررسانا نگهداری کند.
❕ چرا «صدا» برای این کار بهتر است؟
امواج صوتی دو مزیت بزرگ دارند:
۱- سرعت کمتر: امواج صوتی بسیار کندتر از امواج الکترومغناطیسی حرکت میکنند. این به مهندسان اجازه میدهد تا دستگاههای حافظه بسیار فشردهتر و کوچکتری بسازند.
۲- عدم نشت انرژی: ارتعاشات مکانیکی، برخلاف امواج الکترومغناطیسی، در فضای خالی منتشر نمیشوند. این یعنی انرژی و اطلاعات از سیستم به بیرون «نشت» نمیکند و میتوان آن را برای مدت طولانیتری حفظ کرد.
🔹 با این حال، دکتر میرحسینی تأکید میکند که این یک گام اولیه اما بسیار مهم است: «برای اینکه این پلتفرم واقعاً مفید باشد، باید بتوانیم دادههای کوانتومی را بسیار سریعتر در سیستم قرار داده و از آن خارج کنیم.» تیم او در حال کار بر روی راه حلهایی برای افزایش این سرعت است. این دستاورد، مسیر جدید و بسیار امیدوارکنندهای را برای ساخت حافظههای پایدار و مقیاسپذیر برای کامپیوترهای کوانتومی آینده باز میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کوانتوم #کامپیوتر_کوانتومی #فیزیک #فناوری #مهندسی_کوانتوم #کل_تک
California Institute of Technology
Using Sound to Remember Quantum Information
Mohammad Mirhosseini's lab has paired a superconducting qubit on a chip with a miniature tuning fork, demonstrating how to store quantum states longer.
🔺 یک مولکول طبیعی در سبزیجات: آیا راهی جدید برای مبارزه با پلاک دندان در آزمایشگاه پیدا شده؟
🔹 دانشمندان یک مولکول طبیعی به نام DIM (که در سبزیجاتی مانند کلم بروکلی یافت میشود) را شناسایی کردهاند که در شرایط آزمایشگاهی توانسته تا ۹۰٪ از بیوفیلم باکتری اصلی عامل پوسیدگی دندان را از بین ببرد. این یافته اولیه، که در ژورنال Antibiotics منتشر شده، میتواند مسیرهای جدیدی را برای تحقیقات آینده در زمینه بهداشت دهان و دندان باز کند.
❕ مهمترین نکته: تفاوت تحقیقات «آزمایشگاهی» و «بالینی»
این یک مطالعه «آزمایشگاهی» (in-vitro) است، یعنی در ظرف پتری و روی کشت باکتری انجام شده. چنین مطالعاتی اولین گام برای آزمودن یک ایده هستند. هزاران ترکیب در این مرحله نتایج امیدوارکننده نشان میدهند، اما بعداً در مطالعات «بالینی» (روی انسان) شکست میخورند یا اثرات متفاوتی دارند. در حال حاضر هیچ آزمایش انسانی برای تأیید این اثر انجام نشده و این مولکول در هیچ محصول بهداشتی دندان تأیید نشده است.
🔹 باکتری اصلی عامل پوسیدگی دندان، استرپتوکوک موتانس، با تشکیل یک لایه چسبنده و محافظ به نام «بیوفیلم» روی سطح دندانها، باعث ایجاد پلاک و پوسیدگی میشود. در این مطالعه آزمایشگاهی، مولکول DIM توانست این بیوفیلم را مختل کرده و از رشد باکتریها جلوگیری کند.
❕ «بیوفیلم» چیست و چرا مهم است؟
بیوفیلم یک جامعه سازمانیافته از میکروبهاست که در یک ماتریس چسبنده قرار گرفتهاند و مانند یک «قلعه محافظ» عمل میکنند. این ساختار، باکتریها را از آنتیبیوتیکها و سیستم ایمنی بدن محافظت میکند. پلاک دندان یک نمونه کلاسیک از بیوفیلم است. استراتژیهای جدید به جای کشتن مستقیم باکتریها، به دنبال از بین بردن این قلعه محافظ هستند که DIM در محیط آزمایشگاه این کار را به خوبی انجام داده است.
🔹 این تحقیق یک گام اولیه هیجانانگیز است. اگر مطالعات آینده (ابتدا روی حیوانات و سپس روی انسان) بتوانند این نتایج را تأیید کرده و ایمنی آن را ثابت کنند، شاید روزی بتوان از این مولکول در خمیردندانها و دهانشویهها استفاده کرد. اما تا آن روز، راهی طولانی در پیش است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دندانپزشکی #بهداشت_دهان #میکروبیولوژی #بیوفیلم #تحقیقات_علمی
🔹 دانشمندان یک مولکول طبیعی به نام DIM (که در سبزیجاتی مانند کلم بروکلی یافت میشود) را شناسایی کردهاند که در شرایط آزمایشگاهی توانسته تا ۹۰٪ از بیوفیلم باکتری اصلی عامل پوسیدگی دندان را از بین ببرد. این یافته اولیه، که در ژورنال Antibiotics منتشر شده، میتواند مسیرهای جدیدی را برای تحقیقات آینده در زمینه بهداشت دهان و دندان باز کند.
❕ مهمترین نکته: تفاوت تحقیقات «آزمایشگاهی» و «بالینی»
این یک مطالعه «آزمایشگاهی» (in-vitro) است، یعنی در ظرف پتری و روی کشت باکتری انجام شده. چنین مطالعاتی اولین گام برای آزمودن یک ایده هستند. هزاران ترکیب در این مرحله نتایج امیدوارکننده نشان میدهند، اما بعداً در مطالعات «بالینی» (روی انسان) شکست میخورند یا اثرات متفاوتی دارند. در حال حاضر هیچ آزمایش انسانی برای تأیید این اثر انجام نشده و این مولکول در هیچ محصول بهداشتی دندان تأیید نشده است.
🔹 باکتری اصلی عامل پوسیدگی دندان، استرپتوکوک موتانس، با تشکیل یک لایه چسبنده و محافظ به نام «بیوفیلم» روی سطح دندانها، باعث ایجاد پلاک و پوسیدگی میشود. در این مطالعه آزمایشگاهی، مولکول DIM توانست این بیوفیلم را مختل کرده و از رشد باکتریها جلوگیری کند.
❕ «بیوفیلم» چیست و چرا مهم است؟
بیوفیلم یک جامعه سازمانیافته از میکروبهاست که در یک ماتریس چسبنده قرار گرفتهاند و مانند یک «قلعه محافظ» عمل میکنند. این ساختار، باکتریها را از آنتیبیوتیکها و سیستم ایمنی بدن محافظت میکند. پلاک دندان یک نمونه کلاسیک از بیوفیلم است. استراتژیهای جدید به جای کشتن مستقیم باکتریها، به دنبال از بین بردن این قلعه محافظ هستند که DIM در محیط آزمایشگاه این کار را به خوبی انجام داده است.
🔹 این تحقیق یک گام اولیه هیجانانگیز است. اگر مطالعات آینده (ابتدا روی حیوانات و سپس روی انسان) بتوانند این نتایج را تأیید کرده و ایمنی آن را ثابت کنند، شاید روزی بتوان از این مولکول در خمیردندانها و دهانشویهها استفاده کرد. اما تا آن روز، راهی طولانی در پیش است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دندانپزشکی #بهداشت_دهان #میکروبیولوژی #بیوفیلم #تحقیقات_علمی
SciTechDaily
Natural Molecule Wipes Out 90% of Cavity-Causing Plaque
A naturally occurring has been found to slash plaque-producing biofilms in the mouth by 90%, offering a promising new weapon against cavities.
🔺 بیخوابی و سلامت روده: یک خیابان دوطرفه؟ علم ژنتیک پاسخ میدهد
🔹 اگر با بیخوابی دستوپنجه نرم میکنید، احتمالاً استرس، کافئین یا سایر مشکلات سلامتی را مقصر میدانید. اما یک پژوهش جدید و قدرتمند نشان میدهد که بخشی از پاسخ ممکن است در روده شما نهفته باشد. این مطالعه شواهد محکمی برای یک رابطه علت و معلولی دوطرفه بین میکروبهای روده و بیخوابی ارائه میدهد.
❕ تصادفیسازی مندلی: یک کارآگاه ژنتیکی
چگونه میتوان فهمید آیا دو چیز صرفاً با هم «مرتبط» هستند یا یکی «علت» دیگری است؟ دانشمندان در این پژوهش از روشی هوشمندانه به نام «تصادفیسازی مندلی» (MR) استفاده کردند. این روش مانند یک «قرعهکشی ژنتیکی طبیعی» عمل میکند. از آنجایی که ژنهای ما به صورت تصادفی به ارث میرسند و بر ویژگیهای ما (مانند نوع باکتریهای روده) تأثیر میگذارند، میتوان با بررسی ژنتیک جمعیتهای بسیار بزرگ، روابط علت و معلولی را با اطمینان بیشتری نسبت به مطالعات مشاهدهای صرف، استنتاج کرد.
🔹 این مطالعه که در ژورنال معتبر General Psychiatry منتشر شده، با تحلیل دادههای ژنتیکی صدها هزار نفر، به دو یافته کلیدی دست یافت:
۱- از روده به مغز: ۱۴ گروه از باکتریهای روده شناسایی شدند که به نظر میرسد ریسک ابتلا به بیخوابی را (بین ۱ تا ۴ درصد) افزایش میدهند. ۸ گروه دیگر نیز با کاهش ریسک مرتبط بودند.
۲- از مغز به روده: خود بیخوابی نیز به صورت علی باعث تغییر در فراوانی باکتریهای روده میشود. در افراد مبتلا به بیخوابی، سطح ۷ گروه از باکتریها به طور قابل توجهی کمتر و سطح ۱۲ گروه دیگر بیشتر بود.
❕ محور مغز-روده چیست؟
این یک شبکه ارتباطی پیچیده و دوطرفه بین سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) و سیستم گوارش است. میکروبهای روده میتوانند با تولید مواد شیمیایی مانند سروتونین و دوپامین (که در تنظیم خواب نقش دارند)، مستقیماً بر عملکرد مغز تأثیر بگذارند. از طرف دیگر، استرس و بیخوابی (که از مغز نشأت میگیرند) نیز میتوانند محیط روده را تغییر داده و باعث رشد یا کاهش برخی باکتریها شوند.
🔹 این یافتهها یک رابطه پیچیده و دوطرفه را نشان میدهند. با این حال، محققان تأکید میکنند که این مطالعه محدودیتهایی دارد (مانند جمعیت عمدتاً اروپایی) و اندازه اثر مشاهدهشده کوچک است. این یعنی سلامت روده تنها یکی از چندین عامل مؤثر بر خواب است. با این حال، این پژوهش راه را برای تحقیقات آینده در مورد درمانهای مبتنی بر میکروبیوم (مانند پروبیوتیکها یا پریبیوتیکها) برای کمک به بهبود خواب هموار میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت_روده #بی_خوابی #میکروبیوم #محور_مغز_روده #ژنتیک #علوم_اعصاب
🔹 اگر با بیخوابی دستوپنجه نرم میکنید، احتمالاً استرس، کافئین یا سایر مشکلات سلامتی را مقصر میدانید. اما یک پژوهش جدید و قدرتمند نشان میدهد که بخشی از پاسخ ممکن است در روده شما نهفته باشد. این مطالعه شواهد محکمی برای یک رابطه علت و معلولی دوطرفه بین میکروبهای روده و بیخوابی ارائه میدهد.
❕ تصادفیسازی مندلی: یک کارآگاه ژنتیکی
چگونه میتوان فهمید آیا دو چیز صرفاً با هم «مرتبط» هستند یا یکی «علت» دیگری است؟ دانشمندان در این پژوهش از روشی هوشمندانه به نام «تصادفیسازی مندلی» (MR) استفاده کردند. این روش مانند یک «قرعهکشی ژنتیکی طبیعی» عمل میکند. از آنجایی که ژنهای ما به صورت تصادفی به ارث میرسند و بر ویژگیهای ما (مانند نوع باکتریهای روده) تأثیر میگذارند، میتوان با بررسی ژنتیک جمعیتهای بسیار بزرگ، روابط علت و معلولی را با اطمینان بیشتری نسبت به مطالعات مشاهدهای صرف، استنتاج کرد.
🔹 این مطالعه که در ژورنال معتبر General Psychiatry منتشر شده، با تحلیل دادههای ژنتیکی صدها هزار نفر، به دو یافته کلیدی دست یافت:
۱- از روده به مغز: ۱۴ گروه از باکتریهای روده شناسایی شدند که به نظر میرسد ریسک ابتلا به بیخوابی را (بین ۱ تا ۴ درصد) افزایش میدهند. ۸ گروه دیگر نیز با کاهش ریسک مرتبط بودند.
۲- از مغز به روده: خود بیخوابی نیز به صورت علی باعث تغییر در فراوانی باکتریهای روده میشود. در افراد مبتلا به بیخوابی، سطح ۷ گروه از باکتریها به طور قابل توجهی کمتر و سطح ۱۲ گروه دیگر بیشتر بود.
❕ محور مغز-روده چیست؟
این یک شبکه ارتباطی پیچیده و دوطرفه بین سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) و سیستم گوارش است. میکروبهای روده میتوانند با تولید مواد شیمیایی مانند سروتونین و دوپامین (که در تنظیم خواب نقش دارند)، مستقیماً بر عملکرد مغز تأثیر بگذارند. از طرف دیگر، استرس و بیخوابی (که از مغز نشأت میگیرند) نیز میتوانند محیط روده را تغییر داده و باعث رشد یا کاهش برخی باکتریها شوند.
🔹 این یافتهها یک رابطه پیچیده و دوطرفه را نشان میدهند. با این حال، محققان تأکید میکنند که این مطالعه محدودیتهایی دارد (مانند جمعیت عمدتاً اروپایی) و اندازه اثر مشاهدهشده کوچک است. این یعنی سلامت روده تنها یکی از چندین عامل مؤثر بر خواب است. با این حال، این پژوهش راه را برای تحقیقات آینده در مورد درمانهای مبتنی بر میکروبیوم (مانند پروبیوتیکها یا پریبیوتیکها) برای کمک به بهبود خواب هموار میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت_روده #بی_خوابی #میکروبیوم #محور_مغز_روده #ژنتیک #علوم_اعصاب
euronews
Can’t sleep? Your gut health may be partly to blame, study finds
The study suggests that certain bacteria found in the gut could actually cause insomnia.
👍1
🔺 سرنخهای جدید از واپاشیهای نادر بوزون هیگز: مشاهده یک رویداد کلیدی و آزمودن مرزهای فیزیک
🔹 فیزیکدانان در آزمایش ATLAS در سرن (CERN) با تحلیل دادههای جدید برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC)، به نتایج هیجانانگیزی در مورد دو واپاشی بسیار نادر بوزون هیگز دست یافتهاند. این یافتهها هم درک ما از مدل استاندارد فیزیک ذرات را عمیقتر میکند و هم مرزهای آن را به چالش میکشد.
❕ مقیاس کشف در فیزیک: «سیگما» به چه معناست؟
در فیزیک ذرات، برای اطمینان از اینکه یک سیگنال مشاهدهشده صرفاً یک نوسان آماری تصادفی نیست، از مقیاسی به نام «انحراف معیار» یا «سیگما» (σ) استفاده میشود. به طور خلاصه:
- ۳ سیگما: به معنای «شواهد» (Evidence) است. احتمال تصادفی بودن آن حدود ۱ در ۳۰۰۰ است.
- ۵ سیگما: به معنای «کشف» (Discovery) است. احتمال تصادفی بودن آن کمتر از ۱ در ۳.۵ میلیون است.
🔹 ۱- شواهد محکم برای واپاشی هیگز به میونها:
دانشمندان ATLAS برای اولین بار به «شواهدی» با قطعیت آماری ۳.۴ سیگما برای واپاشی بوزون هیگز به دو ذره «میون» دست یافتند. این یک نتیجه بسیار مهم است، زیرا میونها به «نسل دوم» ذرات تعلق دارند. تا پیش از این، برهمکنش هیگز تنها با ذرات نسل سوم (مانند کوارک تاپ و لپتون تاو) اثبات شده بود. این یافته تأیید میکند که مکانیسم هیگز برای تمام نسلهای ذرات کار میکند و درک ما از منشأ جرم را کاملتر میکند.
🔹 ۲- اندازهگیری دقیقتر واپاشی هیگز به بوزون Z و فوتون:
این واپاشی حتی از قبلی هم نادرتر است و برای فیزیکدانان بسیار جذاب است، زیرا از طریق یک «حلقه از ذرات مجازی» رخ میدهد. این یعنی ذراتی که حتی در مدل استاندارد وجود ندارند (فیزیک نوین)، میتوانند در این حلقه شرکت کرده و نرخ این واپاشی را تغییر دهند. نتیجه جدید ATLAS با قطعیت ۲.۵ سیگما، دقیقترین اندازهگیری تا به امروز است، اما با پیشبینی مدل استاندارد کاملاً سازگار است و در حال حاضر هیچ نشانهای از فیزیک نوین را نشان نمیدهد.
❕ دو واپاشی، دو هدف متفاوت
این دو نتیجه به زیبایی دو هدف اصلی فیزیک امروز را نشان میدهند:
- واپاشی به میون: هدف آن «تأیید» و تکمیل مدل استاندارد است. (موفقیتآمیز)
- واپاشی به Z و فوتون: هدف آن «جستجو» برای یافتن شکاف در مدل استاندارد و کشف فیزیک نوین است. (تاکنون بینتیجه)
🔹 این نتایج، قدرت شگفتانگیز LHC و آشکارساز ATLAS را در اندازهگیری پدیدههایی فوقالعاده کمیاب نشان میدهد و ثابت میکند که داستان بوزون هیگز هنوز فصلهای هیجانانگیز زیادی برای روایت کردن دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_ذرات #بوزون_هیگز #سرن #LHC #مدل_استاندارد
🔹 فیزیکدانان در آزمایش ATLAS در سرن (CERN) با تحلیل دادههای جدید برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC)، به نتایج هیجانانگیزی در مورد دو واپاشی بسیار نادر بوزون هیگز دست یافتهاند. این یافتهها هم درک ما از مدل استاندارد فیزیک ذرات را عمیقتر میکند و هم مرزهای آن را به چالش میکشد.
❕ مقیاس کشف در فیزیک: «سیگما» به چه معناست؟
در فیزیک ذرات، برای اطمینان از اینکه یک سیگنال مشاهدهشده صرفاً یک نوسان آماری تصادفی نیست، از مقیاسی به نام «انحراف معیار» یا «سیگما» (σ) استفاده میشود. به طور خلاصه:
- ۳ سیگما: به معنای «شواهد» (Evidence) است. احتمال تصادفی بودن آن حدود ۱ در ۳۰۰۰ است.
- ۵ سیگما: به معنای «کشف» (Discovery) است. احتمال تصادفی بودن آن کمتر از ۱ در ۳.۵ میلیون است.
🔹 ۱- شواهد محکم برای واپاشی هیگز به میونها:
دانشمندان ATLAS برای اولین بار به «شواهدی» با قطعیت آماری ۳.۴ سیگما برای واپاشی بوزون هیگز به دو ذره «میون» دست یافتند. این یک نتیجه بسیار مهم است، زیرا میونها به «نسل دوم» ذرات تعلق دارند. تا پیش از این، برهمکنش هیگز تنها با ذرات نسل سوم (مانند کوارک تاپ و لپتون تاو) اثبات شده بود. این یافته تأیید میکند که مکانیسم هیگز برای تمام نسلهای ذرات کار میکند و درک ما از منشأ جرم را کاملتر میکند.
🔹 ۲- اندازهگیری دقیقتر واپاشی هیگز به بوزون Z و فوتون:
این واپاشی حتی از قبلی هم نادرتر است و برای فیزیکدانان بسیار جذاب است، زیرا از طریق یک «حلقه از ذرات مجازی» رخ میدهد. این یعنی ذراتی که حتی در مدل استاندارد وجود ندارند (فیزیک نوین)، میتوانند در این حلقه شرکت کرده و نرخ این واپاشی را تغییر دهند. نتیجه جدید ATLAS با قطعیت ۲.۵ سیگما، دقیقترین اندازهگیری تا به امروز است، اما با پیشبینی مدل استاندارد کاملاً سازگار است و در حال حاضر هیچ نشانهای از فیزیک نوین را نشان نمیدهد.
❕ دو واپاشی، دو هدف متفاوت
این دو نتیجه به زیبایی دو هدف اصلی فیزیک امروز را نشان میدهند:
- واپاشی به میون: هدف آن «تأیید» و تکمیل مدل استاندارد است. (موفقیتآمیز)
- واپاشی به Z و فوتون: هدف آن «جستجو» برای یافتن شکاف در مدل استاندارد و کشف فیزیک نوین است. (تاکنون بینتیجه)
🔹 این نتایج، قدرت شگفتانگیز LHC و آشکارساز ATLAS را در اندازهگیری پدیدههایی فوقالعاده کمیاب نشان میدهد و ثابت میکند که داستان بوزون هیگز هنوز فصلهای هیجانانگیز زیادی برای روایت کردن دارد.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_ذرات #بوزون_هیگز #سرن #LHC #مدل_استاندارد
SciTechDaily
A Glimpse of New Physics? ATLAS Edges Closer to Unlocking Higgs Boson Secrets
The ATLAS collaboration has reported evidence for Higgs bosons decaying into muons and has enhanced the ability to detect Higgs boson decays involving a Z boson and a photon. At the 2025 European Physical Society Conference on High Energy Physics (EPS-HEP)…
🔺 مغز و سایکوپاتی: ارتباط ویژگیهای ضداجتماعی با ساختار مغز
🔹 سایکوپاتی یک مفهوم پیچیده است که اغلب به اشتباه به صورت یکپارچه درک میشود. یک پژوهش جدید با استفاده از تصویربرداری پیشرفته مغزی، نشان میدهد که ویژگیهای مختلف مرتبط با سایکوپاتی، ممکن است ریشههای بیولوژیکی متفاوتی در مغز داشته باشند.
❕ دو چهره سایکوپاتی
متخصصان معمولاً سایکوپاتی را به دو بُعد اصلی تقسیم میکنند:
۱- ویژگیهای بینفردی-عاطفی: شامل خصوصیاتی مانند فریبندگی، جذابیت ظاهری، عدم پشیمانی و بیاحساسی.
۲- سبک زندگی-ضداجتماعی: شامل خصوصیاتی مانند تکانشگری (رفتار آنی و بدون فکر)، کنترل ضعیف رفتاری، بیمسئولیتی و گرایش به قانونشکنی.
این مطالعه نشان میدهد که این دو بُعد، ارتباطات متفاوتی با ساختار مغز دارند.
🔹 دانشمندان با بررسی مغز ۳۹ فرد از جمعیت پزشکی قانونی که امتیاز بالایی در سایکوپاتی داشتند، یک یافته کلیدی را کشف کردند: افرادی که در بُعد دوم (سبک زندگی-ضداجتماعی) امتیاز بالاتری داشتند، به طور معناداری حجم کمتری در نواحی خاصی از مغز نشان دادند. این نواحی عمدتاً در مدارهای «پیشانی-زیرقشری» قرار دارند.
❕ سیستم «ترمز و کنترل» مغز
مدارهای پیشانی-زیرقشری شبکههایی هستند که بخشهای عالی مغز (قشر پیشانی، مسئول تصمیمگیری) را به ساختارهای عمیقتر (مانند عقدههای قاعدهای، مسئول کنترل حرکت و انگیزه) متصل میکنند. این مدارها نقش حیاتی در کنترل تکانهها، ارزیابی ریسک و تنظیم هیجانات دارند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اختلال ساختاری در این سیستم «ترمز» مغزی، ممکن است با رفتارهای تکانشی و ضداجتماعی مرتبط باشد.
🔹 جالب اینجاست که در این مطالعه، ارتباط معناداری بین بُعد اول سایکوپاتی (ویژگیهای عاطفی مانند بیاحساسی) و ساختار مغز پیدا نشد. این نشان میدهد که سایکوپاتی یک پدیده یکپارچه نیست و ویژگیهای مختلف آن ممکن است مسیرهای متفاوتی داشته باشند.
🔹 نویسندگان مقاله قویاً تأکید میکنند: «این یافتهها نه مسئولیت کسی را برای رفتارش سلب میکند و نه به این سوال پاسخ میدهد که حفاظت مناسب در برابر مجرمان سایکوپات چیست. مطالعه ما به علل این تفاوتهای ساختاری نیز نپرداخته است.» این تحقیق صرفاً یک گام در جهت درک بهتر پایههای بیولوژیکی رفتارهای پیچیده انسانی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #روانشناسی #مغز #سایکوپاتی #سلامت_روان #تصویربرداری_عصبی
🔹 سایکوپاتی یک مفهوم پیچیده است که اغلب به اشتباه به صورت یکپارچه درک میشود. یک پژوهش جدید با استفاده از تصویربرداری پیشرفته مغزی، نشان میدهد که ویژگیهای مختلف مرتبط با سایکوپاتی، ممکن است ریشههای بیولوژیکی متفاوتی در مغز داشته باشند.
❕ دو چهره سایکوپاتی
متخصصان معمولاً سایکوپاتی را به دو بُعد اصلی تقسیم میکنند:
۱- ویژگیهای بینفردی-عاطفی: شامل خصوصیاتی مانند فریبندگی، جذابیت ظاهری، عدم پشیمانی و بیاحساسی.
۲- سبک زندگی-ضداجتماعی: شامل خصوصیاتی مانند تکانشگری (رفتار آنی و بدون فکر)، کنترل ضعیف رفتاری، بیمسئولیتی و گرایش به قانونشکنی.
این مطالعه نشان میدهد که این دو بُعد، ارتباطات متفاوتی با ساختار مغز دارند.
🔹 دانشمندان با بررسی مغز ۳۹ فرد از جمعیت پزشکی قانونی که امتیاز بالایی در سایکوپاتی داشتند، یک یافته کلیدی را کشف کردند: افرادی که در بُعد دوم (سبک زندگی-ضداجتماعی) امتیاز بالاتری داشتند، به طور معناداری حجم کمتری در نواحی خاصی از مغز نشان دادند. این نواحی عمدتاً در مدارهای «پیشانی-زیرقشری» قرار دارند.
❕ سیستم «ترمز و کنترل» مغز
مدارهای پیشانی-زیرقشری شبکههایی هستند که بخشهای عالی مغز (قشر پیشانی، مسئول تصمیمگیری) را به ساختارهای عمیقتر (مانند عقدههای قاعدهای، مسئول کنترل حرکت و انگیزه) متصل میکنند. این مدارها نقش حیاتی در کنترل تکانهها، ارزیابی ریسک و تنظیم هیجانات دارند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اختلال ساختاری در این سیستم «ترمز» مغزی، ممکن است با رفتارهای تکانشی و ضداجتماعی مرتبط باشد.
🔹 جالب اینجاست که در این مطالعه، ارتباط معناداری بین بُعد اول سایکوپاتی (ویژگیهای عاطفی مانند بیاحساسی) و ساختار مغز پیدا نشد. این نشان میدهد که سایکوپاتی یک پدیده یکپارچه نیست و ویژگیهای مختلف آن ممکن است مسیرهای متفاوتی داشته باشند.
🔹 نویسندگان مقاله قویاً تأکید میکنند: «این یافتهها نه مسئولیت کسی را برای رفتارش سلب میکند و نه به این سوال پاسخ میدهد که حفاظت مناسب در برابر مجرمان سایکوپات چیست. مطالعه ما به علل این تفاوتهای ساختاری نیز نپرداخته است.» این تحقیق صرفاً یک گام در جهت درک بهتر پایههای بیولوژیکی رفتارهای پیچیده انسانی است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #روانشناسی #مغز #سایکوپاتی #سلامت_روان #تصویربرداری_عصبی
PsyPost
New neuroscience research links psychopathy’s antisocial features to distinct brain structure abnormalities
Researchers used high-resolution brain imaging to investigate psychopathy’s neural basis, finding widespread structural differences in men with high psychopathy scores, particularly in frontal-subcortical circuits linked to impulse regulation, decision-making…
👍1
🔺 یک «شبح مارپیچ» آسمان شب را تسخیر کرد: معمای عامل یک پدیده نادر چیست؟
🔹 در شامگاه سهشنبه (۱۲ آگوست)، در حالی که رصدگران آسمان در سراسر ایالات متحده و کانادا منتظر اوج بارش شهابی برساوشی بودند، یک مهمان ناخوانده و شگفتانگیز در آسمان ظاهر شد: یک مارپیچ غولپیکر و شبحوار از نور سفید که برای حدود ۱۰ دقیقه در آسمان رقصید و سپس محو شد. اما این پدیده زیبا چیست و چرا کارشناسان در مورد منشأ دقیق آن اختلاف نظر دارند؟
❕ «مارپیچهای فضایی» چگونه شکل میگیرند؟
این پدیده زیبا و عجیب، یک توضیح کاملاً علمی و شناختهشده دارد. این مارپیچها زمانی ایجاد میشوند که یک طبقه بالایی از موشک، پیش از ورود مجدد به جو زمین، سوخت اضافی خود را تخلیه میکند. این سوخت در سرمای فضا فوراً به ابر وسیعی از کریستالهای یخ تبدیل میشود. این کریستالها نور خورشید را (حتی زمانی که روی زمین شب است) به سمت ما بازتاب میدهند و درخشان به نظر میرسند. از آنجایی که موشک در این مرحله معمولاً در حال چرخش است، این ابر یخی شکل یک مارپیچ زیبا به خود میگیرد.
🔹 معمای کارآگاهی: دو موشک در یک شب
معمای این مارپیچ خاص از اینجا شروع شد که در آن شب، دو پرتاب فضایی با فاصله زمانی بسیار کم انجام شده بود:
۱- یک موشک «ولکان قنطورس» از شرکت ULA که از فلوریدا پرتاب شد.
۲- یک موشک «آریان ۶» از آژانس فضایی اروپا که تنها ۱۹ دقیقه قبل از آن، از گویان فرانسه پرتاب شده بود.
🔹 هر دو پرتاب میتوانستند عامل این پدیده باشند و این موضوع باعث سردرگمی و بحث در میان کارشناسان شد. دکتر جاناتان مکداول، اخترشناس برجسته از دانشگاه هاروارد، با تحلیل مسیر حرکت موشکها، معتقد است که موشک اروپایی «آریان ۶» محتملترین گزینه است، اما هنوز قطعیت ۱۰۰ درصدی در این مورد وجود ندارد.
🔹 با افزایش شدید تعداد پرتابهای فضایی در سالهای اخیر، به خصوص توسط شرکتهایی مانند اسپیسایکس، مشاهده این «مارپیچهای فضایی» در سراسر جهان رو به افزایش است و آسمان شب را با پدیدههای جدید و ساخته دست بشر تزئین میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #فضا #موشک #پدیده_آسمانی #بارش_شهابی #فناوری_فضایی
🔹 در شامگاه سهشنبه (۱۲ آگوست)، در حالی که رصدگران آسمان در سراسر ایالات متحده و کانادا منتظر اوج بارش شهابی برساوشی بودند، یک مهمان ناخوانده و شگفتانگیز در آسمان ظاهر شد: یک مارپیچ غولپیکر و شبحوار از نور سفید که برای حدود ۱۰ دقیقه در آسمان رقصید و سپس محو شد. اما این پدیده زیبا چیست و چرا کارشناسان در مورد منشأ دقیق آن اختلاف نظر دارند؟
❕ «مارپیچهای فضایی» چگونه شکل میگیرند؟
این پدیده زیبا و عجیب، یک توضیح کاملاً علمی و شناختهشده دارد. این مارپیچها زمانی ایجاد میشوند که یک طبقه بالایی از موشک، پیش از ورود مجدد به جو زمین، سوخت اضافی خود را تخلیه میکند. این سوخت در سرمای فضا فوراً به ابر وسیعی از کریستالهای یخ تبدیل میشود. این کریستالها نور خورشید را (حتی زمانی که روی زمین شب است) به سمت ما بازتاب میدهند و درخشان به نظر میرسند. از آنجایی که موشک در این مرحله معمولاً در حال چرخش است، این ابر یخی شکل یک مارپیچ زیبا به خود میگیرد.
🔹 معمای کارآگاهی: دو موشک در یک شب
معمای این مارپیچ خاص از اینجا شروع شد که در آن شب، دو پرتاب فضایی با فاصله زمانی بسیار کم انجام شده بود:
۱- یک موشک «ولکان قنطورس» از شرکت ULA که از فلوریدا پرتاب شد.
۲- یک موشک «آریان ۶» از آژانس فضایی اروپا که تنها ۱۹ دقیقه قبل از آن، از گویان فرانسه پرتاب شده بود.
🔹 هر دو پرتاب میتوانستند عامل این پدیده باشند و این موضوع باعث سردرگمی و بحث در میان کارشناسان شد. دکتر جاناتان مکداول، اخترشناس برجسته از دانشگاه هاروارد، با تحلیل مسیر حرکت موشکها، معتقد است که موشک اروپایی «آریان ۶» محتملترین گزینه است، اما هنوز قطعیت ۱۰۰ درصدی در این مورد وجود ندارد.
🔹 با افزایش شدید تعداد پرتابهای فضایی در سالهای اخیر، به خصوص توسط شرکتهایی مانند اسپیسایکس، مشاهده این «مارپیچهای فضایی» در سراسر جهان رو به افزایش است و آسمان شب را با پدیدههای جدید و ساخته دست بشر تزئین میکند.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #فضا #موشک #پدیده_آسمانی #بارش_شهابی #فناوری_فضایی
Live Science
Ghostly 'spiral' photobombs Perseid meteors over several US states — and experts are unsure what caused it
The ghostly light, which was triggered by a rocket reentry, sailed across the night sky as skywatchers across the U.S. looked up to see "shooting stars" streak across the heavens. However, experts are confused over which spacecraft is responsible.
🔺 پروتئین شگفتانگیز خرس آبی: کلید بقا در فضا یا خطری برای سلولهای مغز؟
📌 توجه: این مطلب به یک حوزه تحقیقاتی بسیار جدید و پیچیده میپردازد که نتایج متناقضی در آن مشاهده شده است. این پست به جای ارائه یک پاسخ قطعی، داستان فراز و نشیب یک اکتشاف علمی را روایت میکند.
🔹 خرسهای آبی یا تاردیگریدها، استادان بقا در سختترین شرایط هستند. یکی از رازهای این مقاومت فوقالعاده، پروتئینی به نام «Dsup» (سرکوبگر آسیب) است که مانند یک سپر مولکولی از DNA آنها در برابر تشعشعات مرگبار محافظت میکند. این کشف، رویای استفاده از این پروتئین برای حفاظت از فضانوردان در سفر به مریخ یا حتی مقاومسازی گیاهان در برابر خشکسالی را زنده کرد. اما داستان علمی به این سادگی نیست.
❕ وعده بزرگ Dsup: یک سپر DNA
در تئوری و در آزمایشهای اولیه، Dsup یک پروتئین شگفتانگیز است. این پروتئین به دور DNA میپیچد و مانند یک بالشتک، انرژی تشعشعات مضر را قبل از رسیدن به رشتههای DNA جذب و پراکنده میکند. در سال ۲۰۱۶، دانشمندان نشان دادند که با وارد کردن ژن این پروتئین به سلولهای کشت داده شده انسان (از نوع سلولهای سرطانی)، مقاومت آنها در برابر اشعه ایکس تا ۴۰٪ افزایش یافت. تحقیقات مشابه در گیاه برنج نیز نتایج امیدوارکنندهای در افزایش مقاومت به استرس محیطی نشان داده است.
🔹 این نتایج اولیه، موجی از هیجان را در جوامع علمی ایجاد کرد. شبیهسازیهای کامپیوتری نیز نشان دادند که این پروتئین میتواند یک سپر فیزیکی مؤثر باشد. اما علم همیشه با یک آزمایش به نتیجه نمیرسد و داستان Dsup یک پیچیدگی غافلگیرکننده و بسیار مهم پیدا کرد.
❕ چالش بزرگ: اثر متضاد در سلولهای عصبی!
یک مطالعه جدید و بسیار مهم، تصمیم گرفت عملکرد Dsup را در جایی که بیشترین اهمیت را برای انسان دارد، یعنی سلولهای عصبی (نورونها)، آزمایش کند. نتایج کاملاً برعکس انتظار بود: Dsup در سلولهای عصبی پستانداران نه تنها اثر محافظتی نداشت، بلکه باعث آسیب به DNA و مرگ سلولی میشد! این پروتئین در نورونها، باعث تراکم شدید کروماتین (بستهبندی DNA) شده و به جای سپر، مانند یک عامل سمی عمل میکرد.
🔹 این یافته متضاد، داستان Dsup را بسیار پیچیدهتر و واقعیتر کرد. این پروتئین ممکن است در انواع خاصی از سلولها (مانند سلولهای در حال تقسیم سریع) مفید باشد، اما برای سلولهای بسیار تخصصی و حساس مانند نورونها، مضر باشد. این نشان میدهد که انتقال یک راهحل زیستی از یک موجود به موجود دیگر، چالشهای عظیمی دارد.
🔹 بنابراین، رویای استفاده ساده از Dsup برای حفاظت از مغز فضانوردان فعلاً با یک مانع بسیار بزرگ روبرو شده است. داستان این پروتئین دوچهره، یک مثال عالی از فرآیند واقعی علم است: یک اکتشاف هیجانانگیز، یک دوره امیدواری، و سپس کشف چالشها و پیچیدگیهایی که نیازمند سالها تحقیق بیشتر برای حل شدن هستند.
[منبع] [منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #ژنتیک #خرس_آبی #فضا #علوم_اعصاب #تحقیقات_علمی
📌 توجه: این مطلب به یک حوزه تحقیقاتی بسیار جدید و پیچیده میپردازد که نتایج متناقضی در آن مشاهده شده است. این پست به جای ارائه یک پاسخ قطعی، داستان فراز و نشیب یک اکتشاف علمی را روایت میکند.
🔹 خرسهای آبی یا تاردیگریدها، استادان بقا در سختترین شرایط هستند. یکی از رازهای این مقاومت فوقالعاده، پروتئینی به نام «Dsup» (سرکوبگر آسیب) است که مانند یک سپر مولکولی از DNA آنها در برابر تشعشعات مرگبار محافظت میکند. این کشف، رویای استفاده از این پروتئین برای حفاظت از فضانوردان در سفر به مریخ یا حتی مقاومسازی گیاهان در برابر خشکسالی را زنده کرد. اما داستان علمی به این سادگی نیست.
❕ وعده بزرگ Dsup: یک سپر DNA
در تئوری و در آزمایشهای اولیه، Dsup یک پروتئین شگفتانگیز است. این پروتئین به دور DNA میپیچد و مانند یک بالشتک، انرژی تشعشعات مضر را قبل از رسیدن به رشتههای DNA جذب و پراکنده میکند. در سال ۲۰۱۶، دانشمندان نشان دادند که با وارد کردن ژن این پروتئین به سلولهای کشت داده شده انسان (از نوع سلولهای سرطانی)، مقاومت آنها در برابر اشعه ایکس تا ۴۰٪ افزایش یافت. تحقیقات مشابه در گیاه برنج نیز نتایج امیدوارکنندهای در افزایش مقاومت به استرس محیطی نشان داده است.
🔹 این نتایج اولیه، موجی از هیجان را در جوامع علمی ایجاد کرد. شبیهسازیهای کامپیوتری نیز نشان دادند که این پروتئین میتواند یک سپر فیزیکی مؤثر باشد. اما علم همیشه با یک آزمایش به نتیجه نمیرسد و داستان Dsup یک پیچیدگی غافلگیرکننده و بسیار مهم پیدا کرد.
❕ چالش بزرگ: اثر متضاد در سلولهای عصبی!
یک مطالعه جدید و بسیار مهم، تصمیم گرفت عملکرد Dsup را در جایی که بیشترین اهمیت را برای انسان دارد، یعنی سلولهای عصبی (نورونها)، آزمایش کند. نتایج کاملاً برعکس انتظار بود: Dsup در سلولهای عصبی پستانداران نه تنها اثر محافظتی نداشت، بلکه باعث آسیب به DNA و مرگ سلولی میشد! این پروتئین در نورونها، باعث تراکم شدید کروماتین (بستهبندی DNA) شده و به جای سپر، مانند یک عامل سمی عمل میکرد.
🔹 این یافته متضاد، داستان Dsup را بسیار پیچیدهتر و واقعیتر کرد. این پروتئین ممکن است در انواع خاصی از سلولها (مانند سلولهای در حال تقسیم سریع) مفید باشد، اما برای سلولهای بسیار تخصصی و حساس مانند نورونها، مضر باشد. این نشان میدهد که انتقال یک راهحل زیستی از یک موجود به موجود دیگر، چالشهای عظیمی دارد.
🔹 بنابراین، رویای استفاده ساده از Dsup برای حفاظت از مغز فضانوردان فعلاً با یک مانع بسیار بزرگ روبرو شده است. داستان این پروتئین دوچهره، یک مثال عالی از فرآیند واقعی علم است: یک اکتشاف هیجانانگیز، یک دوره امیدواری، و سپس کشف چالشها و پیچیدگیهایی که نیازمند سالها تحقیق بیشتر برای حل شدن هستند.
[منبع] [منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #ژنتیک #خرس_آبی #فضا #علوم_اعصاب #تحقیقات_علمی
Earth.com
This tiny animal could help humans colonize Mars - Earth.com
Scientists reveal how the Dsup protein found in tardigrades protects DNA from extreme radiation, which is key for future space missions.
🔺 راز یک فنجان چای سالمتر: چرا دمای نوشیدنی شما مهمتر از نوع آن است؟
🔹 بسیاری از ما از نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه داغ لذت میبریم. اما تحقیقات علمی نشان میدهد که شاید بهتر باشد چند دقیقه بیشتر برای خنک شدن آن صبر کنیم. شواهد علمی قوی وجود دارد که نشان میدهد این «دما»ی نوشیدنی است، و نه خود چای یا قهوه، که میتواند در درازمدت برای سلامتی ما ریسک ایجاد کند.
❕ طبقهبندی «احتمالاً سرطانزا» به چه معناست؟
در سال ۲۰۱۶، آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان (IARC) نوشیدنیهای بسیار داغ (با دمای بالاتر از ۶۵ درجه سانتیگراد) را در گروه «احتمالاً سرطانزا برای انسان» طبقهبندی کرد. این همان گروهی است که گوشت قرمز در آن قرار دارد. این طبقهبندی به معنای وجود شواهد قوی مبنی بر آسیب حرارتی مکرر است که میتواند در طول زمان منجر به ایجاد سلولهای سرطانی در مری (لوله گوارش) شود.
🔹 مطالعات متعدد در سراسر جهان، از آمریکای جنوبی گرفته تا آسیا و اخیراً یک مطالعه بزرگ در بریتانیا، این ارتباط را تأیید کردهاند. مکانیسم اصلی، «آسیب حرارتی» است. نوشیدن مکرر مایعات بسیار داغ، به سلولهای پوششی مری آسیب میزند. بدن این سلولها را ترمیم میکند، اما این چرخه مداوم آسیب و ترمیم، در درازمدت میتواند ریسک بروز سرطان مری را افزایش دهد.
❕ دمای ۶۵ درجه چقدر داغ است و چه کنیم؟
دمای ۶۵ درجه سانتیگراد، داغتر از آنی است که بتوان به راحتی نوشید و معمولاً حس «سوزاندن» ملایمی ایجاد میکند. بسیاری از نوشیدنیهای بیرونبر در دماهای بسیار بالاتر (گاهی تا ۹۰ درجه) سرو میشوند. خبر خوب این است که کاهش این ریسک بسیار ساده است:
- صبر کنید: اجازه دهید نوشیدنی شما فقط چند دقیقه (مثلاً ۵ دقیقه) خنک شود. این کار میتواند دمای آن را ۱۰ تا ۱۵ درجه کاهش دهد.
- شیر یا آب سرد اضافه کنید.
- با جرعههای کوچک شروع کنید تا دما را بسنجید.
🔹 نکته کلیدی این است که یک بار نوشیدن چای داغ مشکلی ایجاد نمیکند. ریسک مورد بحث مربوط به یک عادت طولانیمدت و مصرف مداوم نوشیدنیها در دمای بسیار بالاست. با کمی صبر و تغییر در عادت، میتوانیم همچنان از نوشیدنی محبوب خود لذت ببریم و همزمان مراقب سلامتی خود باشیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #تغذیه #سرطان #پیشگیری #سبک_زندگی_سالم #علمی
🔹 بسیاری از ما از نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه داغ لذت میبریم. اما تحقیقات علمی نشان میدهد که شاید بهتر باشد چند دقیقه بیشتر برای خنک شدن آن صبر کنیم. شواهد علمی قوی وجود دارد که نشان میدهد این «دما»ی نوشیدنی است، و نه خود چای یا قهوه، که میتواند در درازمدت برای سلامتی ما ریسک ایجاد کند.
❕ طبقهبندی «احتمالاً سرطانزا» به چه معناست؟
در سال ۲۰۱۶، آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان (IARC) نوشیدنیهای بسیار داغ (با دمای بالاتر از ۶۵ درجه سانتیگراد) را در گروه «احتمالاً سرطانزا برای انسان» طبقهبندی کرد. این همان گروهی است که گوشت قرمز در آن قرار دارد. این طبقهبندی به معنای وجود شواهد قوی مبنی بر آسیب حرارتی مکرر است که میتواند در طول زمان منجر به ایجاد سلولهای سرطانی در مری (لوله گوارش) شود.
🔹 مطالعات متعدد در سراسر جهان، از آمریکای جنوبی گرفته تا آسیا و اخیراً یک مطالعه بزرگ در بریتانیا، این ارتباط را تأیید کردهاند. مکانیسم اصلی، «آسیب حرارتی» است. نوشیدن مکرر مایعات بسیار داغ، به سلولهای پوششی مری آسیب میزند. بدن این سلولها را ترمیم میکند، اما این چرخه مداوم آسیب و ترمیم، در درازمدت میتواند ریسک بروز سرطان مری را افزایش دهد.
❕ دمای ۶۵ درجه چقدر داغ است و چه کنیم؟
دمای ۶۵ درجه سانتیگراد، داغتر از آنی است که بتوان به راحتی نوشید و معمولاً حس «سوزاندن» ملایمی ایجاد میکند. بسیاری از نوشیدنیهای بیرونبر در دماهای بسیار بالاتر (گاهی تا ۹۰ درجه) سرو میشوند. خبر خوب این است که کاهش این ریسک بسیار ساده است:
- صبر کنید: اجازه دهید نوشیدنی شما فقط چند دقیقه (مثلاً ۵ دقیقه) خنک شود. این کار میتواند دمای آن را ۱۰ تا ۱۵ درجه کاهش دهد.
- شیر یا آب سرد اضافه کنید.
- با جرعههای کوچک شروع کنید تا دما را بسنجید.
🔹 نکته کلیدی این است که یک بار نوشیدن چای داغ مشکلی ایجاد نمیکند. ریسک مورد بحث مربوط به یک عادت طولانیمدت و مصرف مداوم نوشیدنیها در دمای بسیار بالاست. با کمی صبر و تغییر در عادت، میتوانیم همچنان از نوشیدنی محبوب خود لذت ببریم و همزمان مراقب سلامتی خود باشیم.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#سلامت #تغذیه #سرطان #پیشگیری #سبک_زندگی_سالم #علمی
The Conversation
Do hot drinks really give you cancer? A gut expert explains
It’s a good idea to let your drinks cool down before you take a sip.
👍1
🔺 کربن زرهپوش: شیمیدانان برای اولین بار از زمان کشف فولرنها، یک دگرشکل جدید و پایدار از کربن ساختند
🔹 شیمیدانان دانشگاه آکسفورد یک دستاورد تاریخی را گزارش کردهاند: ساخت یک دگرشکل (آلوتروپ) مولکولی کاملاً جدید از کربن که برای اولین بار میتوان آن را در دمای اتاق و در یک ویال آزمایشگاهی مطالعه کرد. این اولین موفقیت در نوع خود از زمان کشف فولرنها (باکیبالها) در سال ۱۹۹۰ است و یک فصل جدید در شیمی کربن میگشاید.
❕ خانواده کربن: «دگرشکل» چیست؟
کربن عنصری با چهرههای متفاوت است. چیدمان اتمهای کربن، خواص آن را به طور کامل تغییر میدهد. به این چهرههای مختلف، «دگرشکل» یا آلوتروپ میگویند. برای مثال:
- الماس: اتمها در یک شبکه سهبعدی بسیار محکم قرار گرفتهاند (سختترین ماده طبیعی).
- گرافیت: اتمها در لایههایی قرار دارند که روی هم میلغزند (نرم و شکننده، مغز مداد).
- فولرن: اتمها یک ساختار توپیشکل (مانند توپ فوتبال) میسازند که به آن باکیبال (BuckyBall) نیز میگویند.
- سیکلوکربن: شکل تئوری که در آن اتمها یک حلقه ساده را تشکیل میدهند. این شکل جدید، یک سیکلوکربن است.
🔹 مشکل اصلی سیکلوکربنها این است که فوقالعاده ناپایدار و واکنشپذیر هستند و تا پیش از این، تنها در فاز گاز یا در دماهای بسیار پایین نزدیک به صفر مطلق قابل مشاهده بودند. اما تیم تحقیقاتی با یک راه حل بسیار هوشمندانه بر این مشکل غلبه کردند: آنها یک «زره مولکولی» برای حلقه کربنی ساختند!
❕ راز پایداری: ساختار «کاتنان» یا حلقههای در هم تنیده
این روش که به آن ساختار «کاتنان» میگویند، مانند این است که شما یک رشته نخ (حلقه کربنی) را برای محافظت، از درون چند مهره عبور دهید. در این پژوهش، دانشمندان یک حلقه متشکل از ۴۸ اتم کربن (C48) را سنتز کردند، در حالی که این حلقه از درون سه حلقه مولکولی بزرگتر «نخ» شده بود. این حلقههای محافظ، مانند یک زره، مانع از واکنشپذیری حلقه کربنی شده و به آن پایداری بیسابقهای میبخشند.
🔹 این مولکول جدید به قدری پایدار است که در دمای اتاق (۲۰ درجه سانتیگراد) در محلول، نیمهعمری برابر با ۹۲ ساعت دارد. این پایداری به دانشمندان اجازه میدهد تا برای اولین بار خواص فیزیکی و شیمیایی این عضو جدید خانواده کربن را با ابزارهای استاندارد آزمایشگاهی مطالعه کنند. این دستاورد بزرگ، که در ژورنال معتبر Science منتشر شده، یک بلوک ساختمانی کاملاً جدید را در اختیار دانشمندان قرار میدهد که میتواند در آینده به توسعه مواد و فناوریهای جدید منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #علم_مواد #کربن #فناوری_نانو #کشف_علمی #شیمی_آلی
🔹 شیمیدانان دانشگاه آکسفورد یک دستاورد تاریخی را گزارش کردهاند: ساخت یک دگرشکل (آلوتروپ) مولکولی کاملاً جدید از کربن که برای اولین بار میتوان آن را در دمای اتاق و در یک ویال آزمایشگاهی مطالعه کرد. این اولین موفقیت در نوع خود از زمان کشف فولرنها (باکیبالها) در سال ۱۹۹۰ است و یک فصل جدید در شیمی کربن میگشاید.
❕ خانواده کربن: «دگرشکل» چیست؟
کربن عنصری با چهرههای متفاوت است. چیدمان اتمهای کربن، خواص آن را به طور کامل تغییر میدهد. به این چهرههای مختلف، «دگرشکل» یا آلوتروپ میگویند. برای مثال:
- الماس: اتمها در یک شبکه سهبعدی بسیار محکم قرار گرفتهاند (سختترین ماده طبیعی).
- گرافیت: اتمها در لایههایی قرار دارند که روی هم میلغزند (نرم و شکننده، مغز مداد).
- فولرن: اتمها یک ساختار توپیشکل (مانند توپ فوتبال) میسازند که به آن باکیبال (BuckyBall) نیز میگویند.
- سیکلوکربن: شکل تئوری که در آن اتمها یک حلقه ساده را تشکیل میدهند. این شکل جدید، یک سیکلوکربن است.
🔹 مشکل اصلی سیکلوکربنها این است که فوقالعاده ناپایدار و واکنشپذیر هستند و تا پیش از این، تنها در فاز گاز یا در دماهای بسیار پایین نزدیک به صفر مطلق قابل مشاهده بودند. اما تیم تحقیقاتی با یک راه حل بسیار هوشمندانه بر این مشکل غلبه کردند: آنها یک «زره مولکولی» برای حلقه کربنی ساختند!
❕ راز پایداری: ساختار «کاتنان» یا حلقههای در هم تنیده
این روش که به آن ساختار «کاتنان» میگویند، مانند این است که شما یک رشته نخ (حلقه کربنی) را برای محافظت، از درون چند مهره عبور دهید. در این پژوهش، دانشمندان یک حلقه متشکل از ۴۸ اتم کربن (C48) را سنتز کردند، در حالی که این حلقه از درون سه حلقه مولکولی بزرگتر «نخ» شده بود. این حلقههای محافظ، مانند یک زره، مانع از واکنشپذیری حلقه کربنی شده و به آن پایداری بیسابقهای میبخشند.
🔹 این مولکول جدید به قدری پایدار است که در دمای اتاق (۲۰ درجه سانتیگراد) در محلول، نیمهعمری برابر با ۹۲ ساعت دارد. این پایداری به دانشمندان اجازه میدهد تا برای اولین بار خواص فیزیکی و شیمیایی این عضو جدید خانواده کربن را با ابزارهای استاندارد آزمایشگاهی مطالعه کنند. این دستاورد بزرگ، که در ژورنال معتبر Science منتشر شده، یک بلوک ساختمانی کاملاً جدید را در اختیار دانشمندان قرار میدهد که میتواند در آینده به توسعه مواد و فناوریهای جدید منجر شود.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #علم_مواد #کربن #فناوری_نانو #کشف_علمی #شیمی_آلی
phys.org
Chemists synthesize a new allotrope of carbon
In a new study led by Oxford University's Department of Chemistry, chemists have demonstrated the synthesis of a cyclocarbon that is stable enough for spectroscopic characterization in solution at room ...