تازه‌های علمی
676 subscribers
38 photos
3 videos
2.06K links
🔹 پوشش آخرین یافته‌ها از اعماق کیهان‌ و فیزیک تا دنیای ژنتیک، نوآوری‌های مهندسی، باستان‌شناسی و هوش مصنوعی، همه به زبانی قابل فهم.
کانال تازه‌های آموزشی: @Learning_Focus
Download Telegram
🔺 هوش مصنوعی، انشای ۱۱ سالگی و پیش‌بینی آینده: یک تحقیق شگفت‌انگیز و بحث‌برانگیز

🔹 آیا یک انشای کوتاه که در ۱۱ سالگی نوشته شده، می‌تواند سرنوشت تحصیلی و شناختی یک فرد را دهه‌ها بعد پیش‌بینی کند؟ یک پژوهش جدید و تکان‌دهنده که در ژورنال Communications Psychology منتشر شده، نشان می‌دهد که مدل‌های زبان بزرگ (LLM) می‌توانند با تحلیل این انشاها، پیش‌بینی‌هایی ارائه دهند که به اندازه ارزیابی یک معلم دقیق، و حتی از داده‌های ژنتیکی نیز قوی‌تر است.

🔹 این تحقیق از یک مجموعه داده منحصر به فرد استفاده کرده است: هزاران انشای حدوداً ۲۵۰ کلمه‌ای که کودکان بریتانیایی در دهه ۱۹۵۰ در سن ۱۱ سالگی نوشته‌اند و به تازگی دیجیتالی شده‌اند. محققان با استفاده از هوش مصنوعی، این انشاها را تحلیل کرده و نتایج آن را با سرنوشت همان افراد در بزرگسالی مقایسه کردند.

هوش مصنوعی چگونه انشا را «می‌فهمد»؟
این مدل‌ها از روشی به نام «جاسازی متن» (Text Embedding) استفاده می‌کنند. آن‌ها هر انشا را به یک «اثر انگشت عددی» پیچیده تبدیل می‌کنند که سبک، ساختار، غنای واژگان و پیچیدگی معنایی متن را در صدها بُعد مختلف ثبت می‌کند. این اثر انگشت سپس به یک مدل یادگیری ماشین داده می‌شود تا الگوهای پنهان در آن را با نتایج آینده افراد (مانند سطح تحصیلات یا توانایی شناختی) مرتبط کند.

🔹 نتایج شگفت‌انگیز:
پیش‌بینی‌های هوش مصنوعی بر اساس همین انشای کوتاه، با ارزیابی معلمانی که آن کودکان را برای سال‌ها می‌شناختند، «برابری» می‌کرد. شگفت‌انگیزتر اینکه، این پیش‌بینی‌ها به طور قابل توجهی از پیش‌بینی‌های مبتنی بر «امتیازهای پلی‌ژنیک» (پیش‌بینی‌های ژنتیکی) بهتر بود. این یافته نشان می‌دهد که مهارت‌های بیانی و نحوه سازماندهی افکار در قالب کلمات در سنین پایین، یک شاخص فوق‌العاده قدرتمند از توانایی‌های شناختی و غیرشناختی فرد است.

یک ابزار قدرتمند یا یک «پیش‌گوی» خطرناک؟ ملاحظات اخلاقی

این یافته‌ها به همان اندازه که هیجان‌انگیز هستند، نگرانی‌های اخلاقی عمیقی را نیز به همراه دارند.

- این یک پیش‌گویی قطعی نیست: این مدل‌ها «همبستگی‌های آماری» را در یک جمعیت بزرگ پیدا می‌کنند و سرنوشت یک «فرد» را تعیین نمی‌کنند. همیشه استثنائات و عوامل بی‌شمار دیگری (محیط، شانس، اراده) وجود دارند.

- خطر برچسب‌گذاری و جبرگرایی: استفاده از چنین ابزارهایی در مدارس می‌تواند منجر به برچسب زدن به کودکان و محدود کردن فرصت‌های آن‌ها بر اساس یک پیش‌بینی الگوریتمی شود.

- تعصبات پنهان: اگر مدل بر روی داده‌های تاریخی که حاوی تعصبات اجتماعی هستند آموزش ببیند، می‌تواند همان تعصبات را علیه گروه‌های محروم بازتولید و تقویت کند.

🔹 این پژوهش بیش از هر چیز، قدرت نهفته در «زبان» را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که هوش مصنوعی ابزاری بی‌سابقه برای رمزگشایی از آن است. با این حال، استفاده مسئولانه از این ابزار و تمرکز بر حمایت از افراد به جای پیش‌بینی سرنوشت آن‌ها، بزرگترین چالشی است که این فناوری پیش روی ما قرار می‌دهد.

[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #روانشناسی #جامعه_شناسی #یادگیری_ماشین #علم_داده_ها #اخلاق_در_فناوری
🔺 آیا حساسیت بالا یک سپر دفاعی روانی است؟ تحقیقی که یک باور رایج را به چالش می‌کشد

🔹 بسیاری تصور می‌کنند که «حساسیت بالا» یک نقطه ضعف است که فرد را در برابر استرس و مشکلات روانی شکننده‌تر می‌کند. اما یک پژوهش جدید که در ژورنال گزارش‌های روانشناسی منتشر شده، این ایده را به شکلی غافلگیرکننده به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد این ویژگی ممکن است مانند یک «سپر دفاعی شناختی» عمل کند.

«فرد بسیار حساس» (HSP) به چه معناست؟
این یک اصطلاح روانشناسی برای توصیف افرادی است که سیستم عصبی آن‌ها به طور ذاتی به محرک‌های فیزیکی، اجتماعی و عاطفی، پاسخ قوی‌تری می‌دهد. این افراد به جزئیات و ظرافت‌های محیط خود بسیار آگاهند، خلاقیت بالایی دارند، اما در عین حال ممکن است سریع‌تر دچار برانگیختگی یا خستگی حسی شوند. این یک ویژگی شخصیتی است، نه یک اختلال.

🔹 این تحقیق به بررسی «تجارب ادراکی نامتعارف» (مانند شنیدن صداها یا دیدن چیزهایی که دیگران نمی‌بینند) پرداخت. برخلاف انتظار، مشخص شد که حساسیت بالا به خودی خود باعث افزایش این تجارب نمی‌شود. اما یافته شگفت‌انگیز زمانی آشکار شد که محققان ویژگی دیگری به نام «استعداد به روان‌پریشی» را نیز در نظر گرفتند.

پارادوکس حساسیت: ترمز در برابر ریسک
این یافته کلیدی تحقیق است:

- افرادی که «استعداد به روان‌پریشی» بالایی دارند، همانطور که انتظار می‌رود، تجارب ادراکی نامتعارف بیشتری را گزارش می‌دهند.

- اما اگر همین افراد، «حساسیت بالا» نیز داشته باشند، این ویژگی مانند یک «ترمز» یا «سپر دفاعی» عمل کرده و احتمال گزارش این تجارب را کاهش می‌دهد!
به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد حساسیت بالا به افراد کمک می‌کند تا این تجارب درونی را بهتر پردازش، مدیریت و فیلتر کنند و آن‌ها را به عنوان بخشی از دنیای درونی خود بپذیرند، بدون آنکه این تجارب لزوماً به یک مشکل بالینی تبدیل شوند.

🔹 این یافته‌ها، دیدگاه‌های ساده‌انگارانه را که هر تجربه نامتعارفی را نشانه‌ای از بیماری می‌دانند، به چالش می‌کشد. این تحقیق نشان می‌دهد که حساسیت بالا، نه یک شکنندگی، بلکه نوعی «پیچیدگی روانی» است که می‌تواند به تاب‌آوری فرد کمک کند. لازم به ذکر است که این یک مطالعه همبستگی است و برای اثبات رابطه علت و معلولی به تحقیقات بیشتری نیاز است، اما گامی مهم در جهت کاهش انگ و درک بهتر تنوع تجارب انسانی است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #سلامت_روان #حساسیت_بالا #علوم_اعصاب #تنوع_عصبی #شخصیت
🔺 کشف فسیل یک پستاندارسان اولیه، شکاف ۴۰ میلیون ساله تکاملی را پر کرد

🔹 دیرینه‌شناسان با کشف یک تکه فک و یک دندان کوچک در گرینلند، گونه جدیدی از یک گروه منقرض‌شده از خویشاوندان پستانداران را شناسایی کرده و یک معمای ۴۰ میلیون ساله در تاریخ تکامل را روشن‌تر کرده‌اند. این گونه جدید که Nujalikodon cassiopeiae نام گرفته، قدیمی‌ترین عضو قطعی گروه خود محسوب می‌شود.

«داکودونت‌ها» چه بودند؟
داکودونت‌ها گروهی از «پستاندارسانان» (Mammaliaforms) بودند که در دوران دایناسورها زندگی می‌کردند. آن‌ها پستاندار واقعی نبودند، اما خویشاوندان بسیار نزدیکی محسوب می‌شدند. ویژگی برجسته آن‌ها داشتن دندان‌های بسیار پیچیده بود که به آن‌ها اجازه می‌داد رژیم غذایی متنوعی داشته باشند و از نظر اکولوژیکی بسیار موفق باشند. با این حال، این گروه بدون به جا گذاشتن هیچ نسل زنده‌ای، منقرض شدند.

🔹 این کشف جدید از این جهت اهمیت دارد که یک «تبار شبح» را به میزان قابل توجهی کوتاه می‌کند. این فسیل که قدمت آن به اوایل دوره ژوراسیک بازمی‌گردد، شکاف ۴۰ میلیون ساله‌ای که بین اولین اعضای احتمالی داکودونت‌ها و نسل‌های متنوع بعدی آن‌ها وجود داشت را به ۳۳ میلیون سال کاهش می‌دهد.

«تبار شبح» (Ghost Lineage) در دیرینه‌شناسی چیست؟
تصور کنید یک آلبوم عکس خانوادگی دارید. شما عکس پدربزرگتان و عکس جد بزرگتان را دارید، اما هیچ عکسی از پدرِ پدربزرگتان در دست نیست. شما می‌دانید که او وجود داشته، اما هیچ مدرک فیزیکی از او ندارید. آن بخش خالی در آلبوم شما، یک «تبار شبح» است. در دیرینه‌شناسی نیز، وقتی می‌دانیم یک گروه باید در یک دوره زمانی وجود داشته باشد اما فسیلی از آن پیدا نکرده‌ایم، با یک تبار شبح روبرو هستیم. این کشف جدید، مانند پیدا کردن اولین عکس از آن جد گمشده است.

🔹 این دندان کوچک، اطلاعات بسیار مهمی را فاش می‌کند. ساختار آن یک حالت «میانی» بین دندان‌های ساده اجداد قدیمی‌تر و دندان‌های بسیار پیچیده داکودونت‌های بعدی را نشان می‌دهد و به دانشمندان سرنخ می‌دهد که این ویژگی کلیدی چگونه تکامل یافته است. علاوه بر این، پیدا شدن این فسیل در گرینلند، این نظریه را تقویت می‌کند که داکودونت‌ها ابتدا در منطقه‌ای که امروز شامل اروپا و گرینلند است پدید آمده و سپس در سراسر نیمکره شمالی پراکنده شده‌اند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #تکامل #پستانداران_نخستین #فسیل #داکودونت #ژوراسیک
🔺 معمای ستاره‌های نخستین: چرا هیچ اثری از خود به جا نگذاشته‌اند؟ یک نظریه جدید پاسخ می‌دهد

🔹 کیهان‌شناسان دهه‌ها با یک معمای بزرگ روبرو بوده‌اند: ستاره‌های نسل اول که در «سپیده‌دم کیهانی» متولد شدند کجا هستند و چرا ما تقریباً هیچ اثری از «خاکستر» شیمیایی آن‌ها در ستاره‌های نسل‌های بعدی پیدا نمی‌کنیم؟ اکنون، یک شبیه‌سازی کامپیوتری پیشرفته که نتایج آن در ژورنال Astrophysical Journal Letters منتشر شده، پاسخی زیبا و غافلگیرکننده برای این معما ارائه می‌دهد.

معمای «خاکستر گمشده» چیست؟
ستاره‌ها مانند کارخانه‌های تولید عناصر عمل می‌کنند. طبق نظریه‌های استاندارد، ستاره‌های نسل اول باید غول‌هایی با جرمی بیش از ۱۰۰ برابر خورشید بوده باشند. چنین ستاره‌هایی در پایان عمر خود در انفجارهای ابرنواختری عظیمی از هم پاشیده و «خاکستر» خود، یعنی عناصر سنگین، را در فضا پراکنده می‌کنند. ستاره‌های نسل‌های بعدی باید از این گاز آغشته به خاکستر متولد شوند. اما وقتی ما قدیمی‌ترین ستاره‌های کهکشان خود را مطالعه می‌کنیم، این امضای شیمیایی مورد انتظار را پیدا نمی‌کنیم.

🔹 نظریه قدیمی: غول‌های تنها. تصویر کلاسیک این بود که ستاره‌های نخستین به صورت منفرد و از ابرهای گازی آرام و عظیم متولد می‌شدند.
🔹 نظریه جدید: آشفتگی و خوشه‌های کوچک. شبیه‌سازی جدید نشان می‌دهد که محیط کیهان اولیه بسیار خشن‌تر از تصور ما بوده است. ابرهای گازی که اولین ستاره‌ها را به وجود آوردند، دچار «آشفتگی فراصوت» (جریان‌های گازی با سرعتی بیش از ۵ برابر سرعت صوت) بودند.

راه حل معما: آشفتگی چگونه همه چیز را تغییر می‌دهد؟
این آشفتگی شدید مانند یک مخلوط‌کن کیهانی عمل کرده و ابر گازی عظیم را به جای آنکه اجازه دهد به صورت یکپارچه رمبش کرده و یک ستاره غول‌پیکر بسازد، به «تکه‌های کوچک‌تر» و متعدد خرد کرده است. در نتیجه، به جای یک ستاره ۱۰۰ برابر خورشید، خوشه‌ای از چندین ستاره «کم‌جرم‌تر» (مثلاً با جرمی حدود ۸ برابر خورشید در این شبیه‌سازی) متولد شده‌اند.

🔹 این تغییر در اندازه، سرنوشت ستاره‌ها را به کلی دگرگون می‌کند. ستاره‌های کم‌جرم‌تر، زندگی و مرگ متفاوتی دارند. آن‌ها ممکن است به شکل ابرنواخترهای متفاوتی منفجر شوند یا حتی بدون انفجار، مستقیماً به سیاه‌چاله تبدیل شوند. در هر صورت، «خاکستر» شیمیایی که از خود به جا می‌گذارند، با آنچه از یک ستاره غول‌پیکر انتظار می‌رود، کاملاً متفاوت است. این نظریه به زیبایی توضیح می‌دهد که چرا ما آن امضای شیمیایی مورد انتظار را پیدا نمی‌کنیم.

🔹 این پژوهش، که بر اساس یکی از پیشرفته‌ترین شبیه‌سازی‌های کیهانی انجام شده، دیدگاه ما را نسبت به تولد اولین ساختارها در جهان تغییر می‌دهد و راه را برای مشاهدات آینده با تلسکوپ جیمز وب هموارتر می‌کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #اختروفیزیک #ستاره_شناسی #بیگ_بنگ #جیمز_وب #شبیه_سازی_علمی
🔺 کشف آرامگاه ۳ هزار ساله یک «شاهدخت» در خراسان: جعبه آرایش عقرب و گنجینه‌ای از طلا و عاج

🔹 باستان‌شناسان در تپه چلو در استان خراسان شمالی، آرامگاهی باشکوه متعلق به یک دختر نوجوان را کشف کرده‌اند که بیش از ۳۰۰۰ سال پیش در اوج «تمدن خراسان بزرگ» زندگی می‌کرده است. این آرامگاه، به لطف اشیاء منحصر به فردش، پنجره‌ای نو به سوی یک جامعه پیچیده و ثروتمند در عصر برنز ایران گشوده است.

«تمدن خراسان بزرگ» چه بود؟
این تمدن که به «مجموعه باستان‌شناسی باختر-مرو» (BMAC) نیز شهرت دارد، یک تمدن قدرتمند در عصر برنز (حدود ۲۲۰۰ تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد) بود که در بخش‌های وسیعی از ایران، ترکمنستان، افغانستان و ازبکستان امروزی گسترده بود. آن‌ها دارای شهرهای مستحکم، معماری یادمانی و شبکه‌های تجاری گسترده‌ای بودند که از بین‌النهرین تا دره سند امتداد داشت.

🔹 این دختر نوجوان که در زمان مرگ حدود ۱۸ سال داشته، با ثروت و احترام فراوانی به خاک سپرده شده است. در کنار او گوشواره‌ها و انگشتر طلا، سنجاق‌های برنزی و عاجی، یک آینه برنزی، ظروف سفالی متعدد و یک مهر برجسته برنزی با نقش پای انسان کشف شده است. وجود چنین اشیای گران‌بهایی نشان می‌دهد که او به یک خانواده بسیار ثروتمند تعلق داشته و از «مقام موروثی» برخوردار بوده است؛ یعنی این جایگاه اجتماعی را نه با تلاش خود، بلکه از طریق تولد در یک خانواده اشرافی به دست آورده بود.

جعبه آرایش شگفت‌انگیز مار و عقرب
یکی از خیره‌کننده‌ترین اشیاء یافت‌شده، یک جعبه مستطیلی ساخته‌شده از سنگ کلریت سیاه است که با نقوش مار و عقرب تزئین شده است. این جعبه احتمالاً برای نگهداری «سُرمه» یا سایر لوازم آرایشی استفاده می‌شده است. به گفته باستان‌شناسان، نقوش مار و عقرب، که در بسیاری از فرهنگ‌های باستانی نماد خطر و محافظت هستند، ممکن است کارکردی آیینی یا محافظتی برای دور کردن ارواح خبیث داشته‌اند. این جعبه شباهت بسیاری به نمونه‌ای دارد که در منطقه باختر (شمال افغانستان امروزی) کشف شده و احتمالاً از آنجا به خراسان وارد شده است.

🔹 این کشف نه تنها داستان زندگی یک فرد را روایت می‌کند، بلکه نشان‌دهنده ساختار اجتماعی سلسله‌مراتبی و ارتباطات تجاری و فرهنگی گسترده تمدن خراسان بزرگ با همسایگان دور و نزدیک خود در بیش از سه هزار سال پیش است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#باستان_شناسی #تاریخ_ایران #عصر_برنز #خراسان_بزرگ #تمدن_BMAC #گنجینه
🔺 فراتر از کلیشه‌ها: علم روان‌پریشی (سایکوپاتی) چهره جدیدی از این الگوی شخصیتی را نشان می‌دهد

🔹 وقتی کلمه «روان‌پریش» را می‌شنویم، اغلب به یاد شخصیت‌های شرور و بی‌رحم در فیلم‌ها می‌افتیم. اما علم مدرن، تصویری بسیار پیچیده‌تر و دقیق‌تر ارائه می‌دهد. روان‌پریشی نه یک برچسب سیاه و سفید، بلکه یک «طیف» از ویژگی‌های شخصیتی است که می‌تواند با درجات مختلف در افراد جامعه وجود داشته باشد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این ویژگی‌ها چگونه بر همه چیز، از درک درد گرفته تا عادات روزمره، تأثیر می‌گذارند.

مدل طیفی روان‌پریشی چیست؟
روانشناسان روان‌پریشی را مجموعه‌ای از ویژگی‌ها در سه بعد اصلی توصیف می‌کنند:
۱- بعد بین‌فردی: جذابیت سطحی، خودبزرگ‌بینی و فریبکاری.
۲- بعد عاطفی: فقدان پشیمانی، بی‌عاطفگی و عدم همدلی.
۳- بعد رفتاری: تکانشگری (ایمپالسیو بودن)، سبک زندگی بی‌ثبات و رفتارهای ضداجتماعی.
یک فرد ممکن است در برخی از این ابعاد نمرات بالایی داشته باشد و در برخی دیگر نه. این دیدگاه طیفی، با کلیشه «قاتل خونسرد» کاملاً متفاوت است.

🔹 ریشه‌های پردازشی و بیولوژیکی
تحقیقات نشان می‌دهد که این ویژگی‌ها ریشه‌های عمیقی در نحوه پردازش اطلاعات در مغز دارند:

- یادگیری از درد: مطالعه‌ای نشان داد افرادی که صفات روان‌پریشی بالاتری دارند، از پیامدهای دردناک (مانند شوک الکتریکی خفیف در یک بازی) درس نمی‌گیرند. مغز آن‌ها گویی سیگنال درد را به عنوان یک تجربه آموزشی مهم ثبت نمی‌کند و به سرعت به رفتار قبلی بازمی‌گردد.

- پاسخ به چهره‌ها: در تحقیقی دیگر، مشخص شد افرادی که در بعد «کینه‌توزی/بدجنسی» نمره بالایی داشتند، هنگام دیدن چهره‌های مختلف (شاد، غمگین، عصبانی)، فعالیت مغزی ضعیف‌تری در مراحل اولیه پردازش اطلاعات نشان می‌دادند. این یعنی مغز آن‌ها ممکن است در همان چند میلی‌ثانیه اول، اهمیت چندانی به سیگنال‌های عاطفی دیگران ندهد.

🔹 تظاهرات در رفتارهای اجتماعی
این تفاوت‌های درونی، خود را در رفتارهای روزمره نشان می‌دهند:

- استفاده از لوازم آرایش: در یک مطالعه جالب روی زنان، مشخص شد زنانی که صفات روان‌پریشی بالاتری داشتند، در مجموع کمتر آرایش می‌کردند و برخلاف دیگران، میزان آرایش خود را در موقعیت‌های مختلف (مثلاً در محل کار یا قرار ملاقات) تغییر نمی‌دادند. این ممکن است نشان‌دهنده اهمیت کمتر دادن به بازخورد اجتماعی و هنجارها باشد.

- اجرای عدالت: تحقیقی دیگر نشان داد افراد با صفات روان‌پریشی بالا، تنها زمانی حاضر به مجازات کردن فردی که هنجاری را زیر پا گذاشته بودند، که این کار برای خودشان هزینه‌ای در بر نداشت. آن‌ها بی‌عدالتی را تشخیص می‌دادند، اما انگیزه‌ای برای اجرای عدالت نداشتند، مگر اینکه به نفعشان باشد.

🔹 پیامدهای بلندمدت
این الگوهای رفتاری می‌توانند پیامدهای جدی در طول زندگی داشته باشند. یک مطالعه طولانی‌مدت روی جوانان زندانی سابق نشان داد آن‌هایی که در نوجوانی نمرات روان‌پریشی بالاتری داشتند، به طور قابل توجهی بیشتر در معرض مرگ زودهنگام (ناشی از خشونت، خودکشی یا حوادث) قبل از ۳۵ سالگی بودند. این یافته بر اهمیت روان‌پریشی به عنوان یک عامل خطر جدی برای سلامت تأکید می‌کند.

🔹 این پژوهش‌ها در مجموع نشان می‌دهند که روان‌پریشی یک ساختار شخصیتی چندوجهی است و درک علمی آن به ما کمک می‌کند تا فراتر از برچسب‌ها و کلیشه‌های ساده‌انگارانه حرکت کنیم.

📌 توجه: این مطلب به بررسی یک الگوی شخصیتی پیچیده از دیدگاه علم روانشناسی می‌پردازد. «روان‌پریشی» یا «سایکوپاتی» یک اصطلاح بالینی است و این اطلاعات به هیچ وجه نباید به عنوان ابزاری برای برچسب زدن یا تشخیص دیگران مورد استفاده قرار گیرد. هدف این پست، افزایش درک علمی و مقابله با کلیشه‌های نادرست است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #روانپزشکی #شخصیت #سایکوپاتی
1
🔺 سلاح مخفی یک انگل: کشف روشی که توکسوپلاسما شیمی مغز را از راه دور کنترل می‌کند

🔹 انگل «توکسوپلاسما گوندی»، که در سراسر جهان بسیار رایج است، می‌تواند پس از ورود به بدن، به مغز رفته و در سلول‌های عصبی به صورت کیست‌های غیرفعال برای تمام عمر باقی بماند. اما چگونه این مهمان خاموش می‌تواند بر محیط اطراف خود تأثیر بگذارد؟ یک پژوهش جدید از یک مکانیسم هوشمندانه و مخفی پرده برداشته است.

توکسوپلاسموز چیست و چرا تحقیقات روی آن مهم است؟
توکسوپلاسموز، بیماری ناشی از انگل تک‌سلولی «توکسوپلاسما گوندی» است. در اکثر افراد سالم، این عفونت بدون علامت و تحت کنترل کامل سیستم ایمنی است. اما این بیماری برای دو گروه بسیار پرخطر است: افراد با سیستم ایمنی ضعیف، و زنان بارداری که برای اولین بار در دوران حاملگی به آن مبتلا می‌شوند، زیرا می‌تواند باعث توکسوپلاسموز مادرزادی و آسیب جدی به جنین شود. همچنین، پژوهش‌های قبلی ارتباط آماری بین ابتلا به توکسوپلاسموز و افزایش ریسک برخی اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی را نشان داده‌اند. به همین دلیل، درک مکانیسم دقیق تأثیر این انگل بر مغز بسیار مهم است.

🔹 این پژوهش جدید که در ژورنال PLOS Pathogens منتشر شده، نشان می‌دهد که توکسوپلاسما برای تأثیرگذاری بر مغز، به یک استراتژی جاسوسی متوسل می‌شود. این انگل، سیستم ارتباطی خود مغز را «هک» می‌کند.

پیام‌رسان‌های مغز: بسته‌های پستی بین سلول‌ها
سلول‌های مغز، به ویژه نورون‌ها، برای ارتباط با یکدیگر از بسته‌های پیام‌رسان میکروسکوپی به نام «وزیکول‌های خارج سلولی» (EVs) استفاده می‌کنند. این بسته‌ها که حاوی پروتئین‌ها و مولکول‌های دیگر هستند، مانند یک سرویس پستی بین سلول‌ها عمل کرده و پیام‌هایی را به سلول‌های همسایه، از جمله سلول‌های پشتیبان به نام «آستروسیت‌ها» می‌رسانند.

🔹 دانشمندان کشف کردند که وقتی یک نورون به توکسوپلاسما آلوده می‌شود، دو اتفاق رخ می‌دهد: اولاً، تعداد این بسته‌های پستی را کاهش می‌دهد. دوماً، محتوای بسته‌هایی که ارسال می‌شوند را تغییر می‌دهد و پروتئین‌های خود انگل (مانند پروتئین GRA7) را در آن‌ها جاسازی می‌کند. این پیام‌های تغییریافته وقتی به آستروسیت‌ها می‌رسند، باعث ایجاد یک واکنش التهابی خفیف شده و توانایی آستروسیت‌ها برای پاکسازی یک انتقال‌دهنده عصبی مهم به نام «گلوتامات» را کاهش می‌دهند.

🔹 این یافته نشان می‌دهد که حتی تعداد کمی از سلول‌های آلوده می‌توانند با «هک کردن» سیستم ارتباطی مغز، تأثیر گسترده‌ای بر محیط اطراف خود بگذارند. این پژوهش، با رمزگشایی از یک مکانیسم مولکولی، به توضیح برخی از ارتباطات پیچیده مشاهده‌شده در مطالعات قبلی کمک کرده و درک ما از تعامل بین میزبان و انگل در مغز را یک گام به جلو می‌برد.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #ایمونولوژی #انگل_شناسی #مغز #توکسوپلاسموز #زیست_شناسی
🔺 چرا برخی افراد با موسیقی درس می‌خوانند؟ مطالعه‌ای که الگوهای شنیداری متفاوت مغز را نشان می‌دهد

🔹 آیا گوش دادن به موسیقی هنگام کار یا مطالعه به تمرکز کمک می‌کند؟ پاسخ به این سوال ممکن است به نوع مغز شما بستگی داشته باشد. یک مطالعه جدید نشان می‌دهد جوانانی که علائم «اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی» (ADHD) را گزارش می‌دهند، عادات شنیداری متفاوتی نسبت به همسالان خود دارند و از موسیقی به عنوان یک ابزار «خودتنظیمی» استفاده می‌کنند.

«مدل برانگیختگی متوسط مغز» به زبان ساده
این نظریه می‌گوید که مغز برای عملکرد بهینه، به یک سطح مشخصی از «برانگیختگی» یا «هوشیاری» نیاز دارد. در افراد مبتلا به ADHD، سطح پایه این برانگیختگی ممکن است پایین‌تر باشد. به همین دلیل، آن‌ها به دنبال محرک‌های خارجی (مانند موسیقی پرانرژی، تکان دادن پا، یا حتی استرس ناشی از به تعویق انداختن کارها) می‌گردند تا سطح برانگیختگی مغز خود را به نقطه بهینه رسانده و بتوانند روی یک کار متمرکز شوند.

🔹 در این مطالعه، محققان عادات شنیداری ۴۳۴ جوان را بررسی کردند و آن‌ها را بر اساس یک پرسشنامه غربالگری به دو گروه تقسیم کردند: گروه دارای علائم ADHD و گروه عادی (Neurotypical). نتایج جالب بود:

- گروه دارای علائم ADHD: این افراد به طور کلی بیشتر به موسیقی پس‌زمینه گوش می‌دادند، به خصوص هنگام مطالعه. نکته کلیدی این بود که آن‌ها در حین انجام کارهای ذهنی دشوار، موسیقی «تحریک‌کننده و پرانرژی» را ترجیح می‌دادند.

- گروه عادی (Neurotypical): این افراد در حین کارهای ذهنی دشوار، موسیقی «آرامش‌بخش» را ترجیح می‌دادند و موسیقی پرانرژی را برای کارهای ساده‌تر مانند نظافت یا ورزش انتخاب می‌کردند.

چند نکته مهم برای درک بهتر این تحقیق
۱- غربالگری در برابر تشخیص بالینی: این مطالعه بر اساس یک پرسشنامه غربالگری انجام شده و نه تشخیص قطعی توسط پزشک. بنابراین، نتایج به افرادی با «علائم ADHD» اشاره دارد.
۲- توصیف عادت، نه تجویز راه حل: این تحقیق نشان می‌دهد که افراد دارای علائم ADHD به طور غریزی چه کاری انجام می‌دهند (استفاده از موسیقی پرانرژی برای افزایش برانگیختگی). این لزوماً به این معنا نیست که این کار بهترین یا تنها راه حل برای افزایش تمرکز است، بلکه یک استراتژی خودتنظیمی است که آن‌ها به کار می‌برند.

🔹 این یافته‌ها نشان می‌دهد که موسیقی برای بسیاری از افراد فقط یک سرگرمی نیست، بلکه ابزاری فعال برای مدیریت توجه، خلق‌وخو و انگیزه است. درک این عادات روزمره می‌تواند به توسعه راهبردهای شخصی‌سازی‌شده‌تر برای کمک به تمرکز و سلامت روان، به ویژه در افراد با چالش‌های توجه، کمک کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #موسیقی #تمرکز #یادگیری #ADHD
2
🔺 آزمایشی در مرزهای جدول تناوبی: شیمی‌دانان رفتار سنگین‌ترین عنصر ممکن را مشاهده کردند

🔹 جدول تناوبی، نقشه راه بنیادی علم شیمی است. اما آیا قوانین این نقشه در سنگین‌ترین و ناشناخته‌ترین سرزمین‌های آن نیز معتبر است؟ در یک دستاورد فنی شگفت‌انگیز، دانشمندان برای اولین بار موفق شدند یک واکنش شیمیایی با نوبلیوم (عنصر ۱۰۲) را مشاهده و محصول آن را مستقیماً شناسایی کنند و به این سوال مهم پاسخ دهند.

چرا ممکن است جدول تناوبی در انتها «بشکند»؟
در اتم‌های فوق سنگین، الکترون‌ها با سرعتی نزدیک به سرعت نور به دور هسته عظیم خود می‌چرخند. طبق نظریه نسبیت اینشتین، این سرعت بالا جرم مؤثر الکترون‌ها را افزایش می‌دهد. این «اثرات نسبیتی» می‌تواند مدارهای الکترونی را تغییر داده و در نتیجه، رفتار شیمیایی یک عنصر را به کلی دگرگون کند و آن را از خانه‌ای که در جدول تناوبی برایش پیش‌بینی شده، منحرف سازد.

🔹 در این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، دانشمندان در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی، با شلیک اتم‌های کلسیم به یک هدف سربی، اتم‌های نوبلیوم را «یک به یک» ساختند. آن‌ها سپس مشاهده کردند که این اتم‌ها با نیتروژن و آب موجود در هوا واکنش داده و مولکول تشکیل می‌دهند. در گام بعدی که یک شاهکار تجربی است، با استفاده از یک آشکارساز فوق دقیق به نام FIONA، توانستند این مولکول‌های تازه متولد شده را مستقیماً شناسایی کنند.

چرا «شناسایی مستقیم مولکول» یک جهش بزرگ است؟
عناصر فوق سنگین به شدت ناپایدار هستند و در چند ثانیه یا کسری از ثانیه واپاشی می‌کنند. انجام یک واکنش شیمیایی و سپس شناسایی قطعی محصول آن در این زمان کوتاه، یک چالش فنی عظیم است. پیش از این، دانشمندان تنها می‌توانستند رفتار شیمیایی را به صورت غیرمستقیم حدس بزنند. این اولین باری است که یک مولکول ساخته‌شده از چنین عنصر سنگینی به طور مستقیم «دیده» و هویتش تأیید می‌شود.

🔹 نتیجه این آزمایش چه بود؟ رفتار شیمیایی نوبلیوم دقیقاً با چیزی که برای موقعیتش در ردیف اکتینیدها پیش‌بینی می‌شد، مطابقت داشت. بنابراین، این تحقیق جایگاه نوبلیوم در جدول تناوبی را تأیید کرد. با این حال، اهمیت واقعی این دستاورد در این است که اکنون ابزاری برای آزمودن عناصر حتی سنگین‌تر (مانند عناصر ۱۰۵، ۱۱۴ یا ۱۱۸) در اختیار داریم؛ عناصری که پیش‌بینی می‌شود ممکن است واقعاً قوانین جدول تناوبی را به چالش بکشند. این تحقیق، دریچه‌ای جدید به دنیای شگفت‌انگیز شیمی در مرزهای دانش باز کرده است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #فیزیک #جدول_تناوبی #عناصر_فوق_سنگین #علمی #Nature
🔺 چرا مریخ‌نوردها در شن گیر می‌کنند؟ یک متغیر فراموش‌شده، معما را پس از ۵۰ سال حل کرد

🔹 برای دهه‌ها، مهندسان فضایی با یک مشکل تکرارشونده و پرهزینه روبرو بودند: چرا مریخ‌نوردها و ماه‌نوردهای رباتیک ما مدام در خاک نرم سیارات دیگر گیر می‌کنند؟ مشهورترین نمونه، مریخ‌نورد «اسپیریت» ناسا بود که در سال ۲۰۰۹ برای همیشه در شن‌های مریخ زمین‌گیر شد. اکنون، مهندسان دانشگاه ویسکانسین-مدیسون پاسخ این معمای ۵۰ ساله را پیدا کرده‌اند: آن‌ها یک متغیر ساده اما حیاتی را فراموش کرده بودند.

اشتباه قدیمی در شبیه‌سازی چه بود؟
برای دهه‌ها، روش استاندارد برای آزمایش یک ماه‌نورد این بود که نمونه‌ای با یک-ششم وزن واقعی آن بسازند و آن را در بیابان‌های زمین آزمایش کنند تا اثر گرانش ضعیف‌تر ماه بر روی خود مریخ‌نورد شبیه‌سازی شود.
اما خطای بزرگ اینجا بود: آن‌ها فراموش کرده بودند که گرانش ضعیف، بر روی خود شن‌ها نیز تأثیر می‌گذارد! شن‌های بیابان در زمین، تحت تأثیر گرانش قوی، متراکم و محکم هستند. اما همان شن در ماه یا مریخ، به دلیل گرانش ضعیف‌تر، بسیار «پفکی‌تر»، نرم‌تر و روان‌تر است و چسبندگی بسیار کمتری دارد.

🔹 تیم تحقیقاتی با استفاده از یک موتور شبیه‌سازی فیزیک پیشرفته به نام «پروژه کرونو» (Project Chrono)، که خودشان آن را توسعه داده و در اختیار ناسا قرار داده‌اند، متوجه این عدم تطابق شدند. شبیه‌سازی‌های کامپیوتری آن‌ها به وضوح نشان داد که یک مریخ‌نورد در خاک «پفکی» و کم‌گرانش، بسیار راحت‌تر از آنچه در آزمایش‌های زمینی پیش‌بینی می‌شد، گیر می‌کند.

🔹 این یافته، که در ژورنال رباتیک میدانی منتشر شده، درک ما از مهندسی فضایی را متحول می‌کند. این کشف ساده اما عمیق به مهندسان اجازه می‌دهد تا شبیه‌سازی‌های بسیار دقیق‌تری انجام دهند و چرخ‌ها و سیستم‌های حرکتی بهتری برای مأموریت‌های آینده، از جمله برنامه «آرتمیس» برای بازگشت انسان به ماه، طراحی کنند تا دیگر شاهد زمین‌گیر شدن ربات‌های چند میلیون دلاری خود در خاک سیارات دیگر نباشیم.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فضا #مریخ_نورد #ناسا #مهندسی #شبیه_سازی #فیزیک #آرتمیس
2
🔺 شکستن قفل پلاسما: کشف یک راز کلیدی برای همجوشی هسته‌ای پایدار

🔹 دانشمندان در کره جنوبی به یک پیشرفت بنیادین در درک پلاسما دست یافته‌اند که می‌تواند مسیر دستیابی به انرژی پاک و نامحدود از طریق همجوشی هسته‌ای را هموارتر کند. این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، برای اولین بار به صورت تجربی نشان می‌دهد که چگونه آشفتگی‌های بسیار کوچک در مقیاس ذرات می‌توانند باعث تغییرات ناگهانی و بزرگ در کل سیستم شوند.

پلاسما چیست و چرا کنترل آن دشوار است؟
پلاسما حالت چهارم ماده است؛ گازی فوق‌العاده داغ که در آن الکترون‌ها از اتم‌ها جدا شده‌اند. خورشید و ستارگان از پلاسما ساخته شده‌اند. در رآکتورهای همجوشی، دانشمندان تلاش می‌کنند همین فرآیند را روی زمین شبیه‌سازی کنند، که این کار مانند تلاش برای «نگه داشتن خورشید در یک قفس مغناطیسی» است. پلاسما به شدت ناپایدار است و کوچکترین اختلالی می‌تواند کل سیستم را از هم بپاشد.

🔹 یکی از بزرگترین معماهای فیزیک پلاسما، پدیده‌ای به نام «جفت‌شدگی چندمقیاسی» بوده است: چگونه یک آشفتگی کوچک در سطح چند ذره (مقیاس میکرو) می‌تواند به سرعت رشد کرده و باعث تغییرات فاجعه‌بار در ساختار کلی پلاسما (مقیاس ماکرو) شود؟ تیمی از محققان در دانشگاه ملی سئول، با استفاده از دستگاه همجوشی VEST، برای اولین بار این فرآیند را به صورت زنده مشاهده و ثبت کردند.

«اثر پروانه‌ای» در پلاسما
مفهوم «جفت‌شدگی چندمقیاسی» شبیه «اثر پروانه‌ای» است. همانطور که بال زدن یک پروانه در یک سوی جهان می‌تواند به صورت نظری باعث ایجاد طوفان در سوی دیگر شود، این تحقیق نشان می‌دهد که آشفتگی‌های کوچک در سطح ذرات (بال زدن پروانه) می‌تواند باعث یک رویداد زنجیره‌ای به نام «بازاتصال مغناطیسی» شده و به سرعت ساختار میدان مغناطیسی که پلاسما را دربر گرفته، تغییر دهد (ایجاد طوفان).

🔹 در این آزمایش، دانشمندان دو طناب مغناطیسی از پلاسما ایجاد کردند و سپس با استفاده از پرتوهای الکترونی، آشفتگی‌های کوچکی در آن به وجود آوردند. آن‌ها مشاهده کردند که این آشفتگی کوچک باعث یک بازاتصال سریع شد که در نتیجه آن، دو طناب پلاسما به سرعت در هم ادغام شده و یک ساختار واحد و جدید تشکیل دادند. این یافته به دانشمندان کمک می‌کند تا بفهمند ناپایداری‌های بزرگ چگونه آغاز می‌شوند و در نتیجه، راهکارهای بهتری برای جلوگیری از آن‌ها و پایدار نگه داشتن پلاسما برای مدت طولانی‌تر طراحی کنند. این دانش نه تنها برای انرژی همجوشی، بلکه برای درک پدیده‌های کیهانی مانند شراره‌های خورشیدی نیز حیاتی است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_پلاسما #همجوشی_هسته_ای #انرژی_پاک #اختروفیزیک #فناوری
2
🔺 شخصیت و روان‌گردان‌ها: چرا تجربیات افراد اینقدر متفاوت است؟ یک تحقیق جدید پاسخ می‌دهد

📌 توجه: این مطلب، نتایج یک مطالعه مبتنی بر «نظرسنجی آنلاین» را گزارش می‌دهد که روی یک گروه خود-انتخاب انجام شده و یک مطالعه بالینی کنترل‌شده نیست. یافته‌های آن باید با احتیاط فراوان تفسیر شود و به هیچ عنوان توصیه‌ای برای مصرف هیچ ماده‌ای نیست.

🔹 چرا یک تجربه روان‌گردان برای یک فرد عمیقاً معنادار و مثبت است، اما برای دیگری چالش‌برانگیز و اضطراب‌آور؟ یک پژوهش جدید که در ژورنال مطالعات روان‌گردان منتشر شده، نشان می‌دهد که بخشی از پاسخ ممکن است در ویژگی‌های شخصیتی ما نهفته باشد.

مدل پنج عاملی شخصیت (Big Five) چیست؟
این مدل، معتبرترین چارچوب برای توصیف شخصیت در روانشناسی مدرن است و شخصیت را در پنج بعد اصلی توصیف می‌کند:
۱- گشودگی به تجربه: میزان کنجکاوی، خلاقیت و تمایل به تجربه‌های جدید.
۲- وظیفه‌شناسی (وجدان): میزان نظم، مسئولیت‌پذیری و قابل اعتماد بودن.
۳- برون‌گرایی: میزان اجتماعی بودن و پرانرژی بودن.
۴- سازگاری (موافق بودن): میزان همدلی، مهربانی و روحیه همکاری.
۵- روان‌رنجوری (نوروتیسیزم): تمایل به تجربه هیجانات منفی مانند اضطراب، نگرانی و بی‌ثباتی عاطفی.

🔹 در این مطالعه، محققان از ۴۰۰ فردی که تجربه مصرف روان‌گردان (عمدتاً LSD یا سیلوسایبین) داشتند، خواستند تا به پرسشنامه‌هایی در مورد شخصیت خود و معنادارترین تجربه روان‌گردانی که داشته‌اند، پاسخ دهند. نتایج یک الگوی واضح را نشان داد:

- گشودگی به تجربه: افرادی که نمره بالاتری در این ویژگی داشتند، به احتمال بیشتری تجربه خود را «عرفانی» و دارای «تأثیرات مثبت و ماندگار» توصیف می‌کردند.

- روان‌رنجوری: افرادی که نمره بالاتری در این ویژگی داشتند، به احتمال بیشتری از «عواقب منفی» و «چالش‌های» حین تجربه گزارش می‌دادند.

محدودیت‌های بسیار مهم این مطالعه
این یافته‌ها بسیار جالب هستند اما باید با در نظر گرفتن محدودیت‌های جدی مطالعه تفسیر شوند:
۱- نمونه‌گیری: این یک مطالعه بالینی کنترل‌شده نبود. شرکت‌کنندگان از طریق یک نظرسنجی آنلاین و به صورت داوطلبانه شرکت کردند و به احتمال زیاد افرادی بوده‌اند که از قبل تجربیات مثبت و معناداری داشته‌اند. بنابراین، این نتایج به هیچ وجه قابل تعمیم به کل جمعیت نیست.
۲- عدم تعیین علت و معلول: این مطالعه نمی‌تواند ثابت کند که آیا شخصیت بر تجربه اثر می‌گذارد یا خود تجربه روان‌گردان در طول زمان باعث تغییر شخصیت می‌شود.

🔹 این پژوهش تأکید می‌کند که در کنار «محیط» (Setting) و «حالت ذهنی» (Set)، «شخصیت» فرد نیز یک عامل کلیدی در شکل‌دهی به تجربه روان‌گردان است. این یافته‌ها می‌توانند در آینده به طراحی مطالعات بالینی بهتر و ایمن‌تر کمک کنند، اما در حال حاضر تنها یک سرنخ اولیه در یک حوزه تحقیقاتی بسیار پیچیده هستند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #شخصیت #روانگردان_ها #روانپزشکی
3
🔺 ساعت هسته‌ای توریوم-۲۲۹: آیا دقیق‌ترین ابزار جهان، راز ماده تاریک را فاش می‌کند؟

🔹 فیزیکدانان در حال کار بر روی ساخت دقیق‌ترین ابزار زمان‌سنجی تاریخ هستند: یک «ساعت هسته‌ای». این ساعت به قدری حساس خواهد بود که می‌تواند نیروهایی ۱۰ تریلیون بار ضعیف‌تر از گرانش را حس کند و این امید را ایجاد کرده که بتواند بالاخره راز بزرگ «ماده تاریک» را فاش کند.

ساعت اتمی در برابر ساعت هسته‌ای: یک جهش در دقت
دقیق‌ترین ساعت‌های امروزی، «ساعت‌های اتمی» هستند که بر اساس نوسان الکترون‌ها کار می‌کنند. اما الکترون‌ها به راحتی تحت تأثیر میدان‌های الکتریکی محیط قرار می‌گیرند. «ساعت هسته‌ای» به جای الکترون، از نوسان خود «هسته اتم» استفاده می‌کند. از آنجایی که هسته بسیار کوچک‌تر و منزوی‌تر است، تقریباً هیچ تأثیری از محیط نمی‌گیرد و این به آن دقتی بی‌سابقه می‌بخشد.

🔹 ایده اصلی این است: ماده تاریک که ۸۰٪ از جرم جهان را تشکیل می‌دهد، مانند یک نسیم کیهانی دائماً از میان ما عبور می‌کند و باعث ایجاد نوسانات بسیار بسیار کوچکی در ثابت‌های بنیادی فیزیک می‌شود. یک ساعت فوق دقیق مانند ساعت هسته‌ای می‌تواند این «لرزش» یا «تیک‌تاک نامنظم» ناشی از عبور ماده تاریک را ثبت کند.

چرا توریوم-۲۲۹ اینقدر خاص است؟
برای ساخت ساعت هسته‌ای، به هسته‌ای نیاز داریم که بتوان با لیزرهای معمولی آن را «هل داد» یا برانگیخته کرد (مانند هل دادن یک تاب). هسته اکثر اتم‌ها به انرژی بسیار بالایی نیاز دارد. اما ایزوتوپ توریوم-۲۲۹ یک استثنای شگفت‌انگیز است: نوسان هسته‌ای آن به قدری کم‌انرژی است که می‌توان آن را با لیزرهای فرابنفش استاندارد کنترل کرد. این ویژگی، آن را به تنها کاندیدای شناخته‌شده برای ساخت ساعت هسته‌ای تبدیل کرده است.

🔹 یک میان‌بر هوشمندانه
ساخت یک ساعت هسته‌ای کامل ممکن است سال‌ها طول بکشد. اما یک تیم از فیزیکدانان نظری، در مقاله‌ای که در ژورنال معتبر Physical Review X منتشر شده، یک راه هوشمندانه را پیشنهاد کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند نیازی نیست منتظر «تیک‌تاک» ساعت بمانیم. با استفاده از داده‌های بسیار دقیقی که اخیراً از ویژگی‌های توریوم-۲۲۹ به دست آمده، می‌توانیم همین حالا به دنبال اثر ماده تاریک بگردیم. چگونه؟ با تحلیل دقیق «شکل طیف جذب» آن. هرگونه تغییر یا اعوجاج در این طیف، می‌تواند نشانه عبور ماده تاریک باشد. این روش، حتی پیش از ساخت کامل ساعت، حساسیت جستجو برای ماده تاریک را ۱۰۰,۰۰۰ برابر افزایش می‌دهد.

🔹 این تحقیق، یک نمونه زیبا از همکاری بین نظریه و آزمایش است که راهی کاملاً جدید برای شکار یکی از بزرگترین اسرار کیهان پیش روی ما قرار می‌دهد.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک #ماده_تاریک #کیهان_شناسی #ساعت_هسته_ای #فیزیک_ذرات
2
🔺 «مورچه فرانکنشتاین»: یک هیبرید تهاجمی جدید که بهترین و بدترین ویژگی‌های والدینش را به ارث برده

🔹 دانشمندان در ایالات متحده نسبت به گسترش سریع یک گونه هیبریدی جدید از مورچه‌های آتشین هشدار می‌دهند. این حشره که توسط مردم محلی به دلیل سرسختی و خطرناک بودنش «مورچه فرانکنشتاین» نام گرفته، حاصل پیوند دو گونه مهاجم (مورچه آتشین قرمز و سیاه) است و به نظر می‌رسد بهترین ویژگی‌های هر دو را برای بقا و تهاجم به ارث برده است.

«قدرت هیبریدی» (Heterosis) چیست؟
گاهی اوقات، فرزندان حاصل از آمیزش دو گونه یا نژاد مختلف، ویژگی‌هایی برتر از هر دو والد خود نشان می‌دهند. این پدیده که به آن «قدرت هیبریدی» می‌گویند، می‌تواند منجر به ایجاد موجوداتی قوی‌تر، سازگارتر و مقاوم‌تر شود. به نظر می‌رسد «مورچه فرانکنشتاین» یک نمونه کامل از این پدیده در دنیای حشرات است.

🔹 مورچه‌های آتشین که در اوایل قرن بیستم از آمریکای جنوبی وارد آمریکا شدند، به تدریج در مناطق گرم جنوبی گسترش یافتند. اما این هیبرید جدید، با سرعتی بسیار فراتر از پیش‌بینی‌ها در حال پیشروی است و صدها کیلومتر فراتر از مرزهای قبلی دیده شده. اما دلیل این موفقیت چیست؟

ابرقدرت‌های مورچه فرانکنشتاین:
این هیبرید مجموعه‌ای از ویژگی‌های مرگبار را از والدین خود به ارث برده است:
۱- تحمل سرما: آزمایش‌ها نشان می‌دهد این هیبرید می‌تواند دو برابر بیشتر از والدینش در دمای نزدیک به انجماد زنده بماند. این ویژگی به آن اجازه می‌دهد به مناطق سردتر و کوهستانی نفوذ کند.
۲- چند ملکه‌ای (پلی‌ژنی): برخلاف بسیاری از کلونی‌های مورچه‌ها، کلونی‌های این هیبرید می‌توانند چندین ملکه داشته باشند. این یعنی حتی اگر یک ملکه از بین برود، کلونی به سرعت بازسازی می‌شود و نابود کردن آن بسیار دشوارتر است.
۳- انعطاف‌پذیری در انتخاب زیستگاه: این هیبرید تقریباً در هر نوع محیطی، از جنگل‌های کاج گرفته تا مزارع و چمنزارهای حومه شهر، می‌تواند لانه بسازد.

🔹 این مورچه‌ها نه تنها با نیش‌های دردناک خود برای انسان و حیوانات خطرناک هستند، بلکه با آسیب رساندن به محصولات کشاورزی و حتی تجهیزات الکتریکی، خسارات اقتصادی هنگفتی نیز به بار می‌آورند. گسترش سریع این گونه، که با گرم شدن زمستان‌ها در اثر تغییرات اقلیمی تسهیل شده، یک نمونه هشداردهنده از این است که چگونه دخالت انسان و تغییرات محیطی می‌تواند منجر به ظهور تهدیدهای اکولوژیکی جدید و پیش‌بینی‌نشده شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #محیط_زیست #گونه_های_مهاجم #ژنتیک #تکامل #تغییرات_اقلیمی
2
🔺 چرا سگ‌ها و گربه‌ها چمن می‌خورند؟ علم یک باور رایج را رد می‌کند

🔹 تقریباً تمام صاحبان حیوانات خانگی این صحنه را دیده‌اند: سگ یا گربه دلبندشان در حال جویدن مشتاقانه چمن است. رایج‌ترین باور این است که حیوان احساس بیماری می‌کند و برای وادار کردن خود به استفراغ این کار را انجام می‌دهد. اما تحقیقات علمی نشان می‌دهد که این باور، در اغلب موارد، صحیح نیست.

🔹 مطالعات نشان داده‌اند که تنها درصد کمی از حیوانات (کمتر از ۱۰٪) قبل از خوردن چمن، علائم بیماری از خود نشان می‌دهند. همچنین بخش بزرگی از آن‌ها پس از خوردن چمن استفراغ نمی‌کنند. پس اگر دلیلش بیماری نیست، توضیح علمی محتمل‌تر چیست؟

نظریه اصلی: یک رفتار اجدادی برای پاکسازی انگل‌ها
محتمل‌ترین توضیح، یک رفتار غریزی و به ارث رسیده از اجداد وحشی آنهاست. سگ‌سانان و گربه‌سانان وحشی (مانند گرگ‌ها و شیرها) به طور منظم چمن و گیاهان دیگر می‌خوردند. از آنجایی که آنها آنزیم‌های لازم برای هضم سلولز (فیبر گیاهی) را ندارند، این رشته‌های گیاهی هضم‌نشده از دستگاه گوارش عبور کرده و مانند یک تور یا برس، کرم‌ها و انگل‌های روده‌ای را به صورت فیزیکی به دام انداخته و با خود به بیرون دفع می‌کردند. حیوانات خانگی امروزی ما، حتی اگر انگل نداشته باشند، هنوز این غریزه باستانی را برای «پاکسازی سیستم» خود حفظ کرده‌اند.

🔹 البته دلایل ساده‌تری هم می‌تواند وجود داشته باشد. گاهی حیوانات صرفاً از طعم یا بافت چمن لذت می‌برند یا از روی بی‌حوصلگی و کنجکاوی این کار را انجام می‌دهند.

یک نکته ایمنی بسیار مهم
با اینکه چمن خوردن معمولاً بی‌خطر است، اما صاحبان حیوانات باید به دو نکته حیاتی توجه کنند:
۱- گیاهان سمی: بسیاری از گیاهان آپارتمانی و باغچه‌ای برای سگ‌ها و گربه‌ها سمی هستند. اطمینان حاصل کنید که حیوان شما به گیاهان خطرناک دسترسی ندارد.
۲- آفت‌کش‌ها و کودها: هرگز اجازه ندهید حیوان خانگی شما چمنی را بخورد که ممکن است به آفت‌کش‌ها، علف‌کش‌ها یا کودهای شیمیایی آغشته باشد. این مواد می‌توانند باعث مسمومیت شدید شوند.

🔹 در نهایت، اگر حیوان شما به طور ناگهانی و به مقدار زیاد شروع به خوردن چمن کرد یا این رفتار با استفراغ مکرر و اسهال همراه بود، حتماً با دامپزشک مشورت کنید.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#جانورشناسی #دامپزشکی #رفتارشناسی_حیوانات #سگ #گربه #علمی
4
🔺 تقویت مدیتیشن با تحریک عصب گوش: آیا فناوری می‌تواند به مهربانی با خود کمک کند؟

🔹 مدیتیشن و تمرینات ذهن‌آگاهی فواید بسیاری دارند، اما انجام مداوم آن‌ها برای بسیاری از افراد دشوار است. یک پژوهش جدید از دانشگاه کالج لندن (UCL) نشان می‌دهد که یک فناوری غیرتهاجمی می‌تواند به عنوان یک «تقویت‌کننده» عمل کرده و به افراد کمک کند تا سریع‌تر و عمیق‌تر از مزایای مدیتیشن بهره‌مند شوند.

عصب واگ: بزرگراه آرامش در بدن
عصب واگ (Vagus Nerve) طولانی‌ترین عصب مغزی است که از ساقه مغز تا اندام‌های اصلی شکم امتداد دارد. این عصب، جزء کلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک یا همان سیستم «آرامش و گوارش» (Rest-and-Digest) است که با سیستم «جنگ و گریز» (Fight-or-Flight) مقابله می‌کند. فعال‌سازی این عصب می‌تواند به کاهش استرس و تنظیم هیجانات کمک کند.

🔹 در این مطالعه، محققان ۱۲۰ فرد سالم را به چهار گروه تقسیم کردند. آن‌ها با استفاده از یک دستگاه کوچک که روی گوش قرار می‌گرفت، عصب واگ را با پالس‌های الکتریکی ضعیف و بدون درد تحریک کردند. این تحریک یا واقعی بود یا ساختگی (پلاسیبو) و همزمان، شرکت‌کنندگان یا در تمرینات «مدیتیشن خویشتن‌دوستی» شرکت می‌کردند یا در یک تمرین ذهنی خنثی.

🔹 نتایج شگفت‌انگیز بود: گروهی که به طور همزمان تحریک واقعی عصب واگ و مدیتیشن خویشتن‌دوستی را دریافت کرده بودند، افزایش فوری و بسیار بیشتری را در احساس مهربانی به خود تجربه کردند. این یافته نشان می‌دهد که تحریک عصبی به تنهایی اثر چندانی ندارد، اما می‌تواند اثرات مثبت مدیتیشن را به شکل قابل توجهی «تقویت» کند.

خویشتن‌دوستی (Self-Compassion) چیست؟
این مفهوم به معنای رفتار کردن با خود با همان مهربانی، درک و پذیرشی است که با یک دوست خوب رفتار می‌کنیم، به خصوص در زمان شکست یا سختی. این با اعتماد به نفس (که بر پایه ارزیابی موفقیت‌هاست) تفاوت دارد و یکی از پایه‌های اصلی سلامت روان محسوب می‌شود.

🔹 این پژوهش راه را برای استفاده از فناوری‌های نوین به عنوان یک ابزار کمکی در کنار روان‌درمانی‌ها هموار می‌کند. به گفته پروفسور سانجیو کامبوج، سرپرست تیم:
«مدیتیشن می‌تواند کار سختی باشد. یافتن راهی برای تقویت و تسریع اثرات آن می‌تواند یک پیشرفت خوشایند برای درمانگران و بیماران باشد.»


🔹 محققان تأکید می‌کنند که این یک مطالعه اولیه روی افراد سالم است و برای بررسی اثربخشی آن در افراد مبتلا به اضطراب یا افسردگی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #روانشناسی #سلامت_روان #مدیتیشن #فناوری_عصبی #عصب_واگ
2
🔺 فراتر از کالری‌شماری: کشف نقش یک اسید آمینه در تبدیل چربی سفید به چربی قهوه‌ای

🔹 همه می‌دانیم که محدودیت کالری می‌تواند به کاهش وزن کمک کند، اما دانشمندان همیشه به دنبال درک مکانیسم‌های مولکولی دقیق پشت این پدیده بوده‌اند. یک پژوهش جدید و مهم که در ژورنال معتبر Nature Metabolism منتشر شده، یک عامل کلیدی و غیرمنتظره را در این فرآیند شناسایی کرده است: اسید آمینه «سیستئین».

چربی سفید در برابر چربی قهوه‌ای
در بدن ما دو نوع اصلی چربی وجود دارد. چربی سفید (White Fat) انرژی را به شکل تری‌گلیسیرید ذخیره می‌کند و مقدار زیاد آن با چاقی و بیماری‌های متابولیک مرتبط است. چربی قهوه‌ای (Brown Fat) سرشار از میتوکندری است و وظیفه اصلی آن سوزاندن انرژی برای تولید گرماست (ترموجنسیس). یکی از اهداف اصلی در تحقیقات چاقی، یافتن راهی برای «قهوه‌ای کردن» چربی سفید و افزایش فعالیت آن است.

🔹 دانشمندان در یک کارآزمایی بالینی روی انسان‌ها مشاهده کردند که وقتی افراد کالری دریافتی خود را محدود می‌کنند، سطح سیستئین در بافت چربی سفید آن‌ها کاهش می‌یابد. این یک سرنخ مهم بود. آن‌ها برای آزمودن این ایده، در یک مطالعه حیوانی، سیستئین را از رژیم غذایی موش‌ها حذف کردند. نتایج شگفت‌انگیز و هشداردهنده بود:
موش‌ها به سرعت شروع به سوزاندن چربی کردند، چربی سفید آن‌ها شروع به قهوه‌ای شدن کرد و وزنشان به شدت کاهش یافت.

یک یافته حیاتی و هشداردهنده
سیستئین یک اسید آمینه ضروری برای بسیاری از فرآیندهای حیاتی بدن، از جمله ساخت پروتئین و آنتی‌اکسیدان اصلی بدن (گلوتاتیون) است. این پژوهش نشان داد که حذف کامل سیستئین از رژیم غذایی موش‌ها، منجر به کاهش وزن کُشنده می‌شد، مگر اینکه این اسید آمینه دوباره به رژیم غذایی آن‌ها بازگردانده می‌شد. این یافته به وضوح نشان می‌دهد که چرا دستکاری خودسرانه رژیم غذایی و حذف مواد مغذی ضروری، بسیار خطرناک است.

🔹 این پژوهش، سیستئین را به عنوان یک «تنظیم‌کننده اصلی» متابولیسم معرفی می‌کند. این یافته یک مسیر کاملاً جدید برای تحقیقات آینده باز می‌کند: به جای تلاش برای حذف یک ماده حیاتی از رژیم غذایی، دانشمندان اکنون می‌توانند به دنبال طراحی داروهایی باشند که این مسیر متابولیکی خاص را در بافت چربی هدف قرار دهند و بدون ایجاد آسیب، به درمان چاقی و بیماری‌های مرتبط با آن کمک کنند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #متابولیسم #چاقی #کاهش_وزن #زیست_شناسی #تغذیه
1👍1
🔺 سپر صوتی هوشمند: ماده‌ای جدید که صدا را حذف می‌کند اما به هوا اجازه عبور می‌دهد

🔹 مهندسان دانشگاه بوستون یک «سپر صوتی» نوآورانه ساخته‌اند که می‌تواند طیف وسیعی از صداهای مزاحم را مسدود کند، در حالی که کاملاً باز است و به هوا اجازه می‌دهد آزادانه از آن عبور کند. این پیشرفت می‌تواند روش مقابله با آلودگی صوتی را در محیط‌هایی مانند دفاتر، کارخانه‌ها و سیستم‌های تهویه متحول کند.

متامتریال‌ها: مهندسی خواص ناممکن
متامتریال‌ها موادی هستند که خواص عجیب و غیرمعمول خود را نه از ترکیب شیمیایی، بلکه از طراحی هوشمندانه و پیچیده ساختارشان در مقیاس میکرو می‌گیرند. آن‌ها می‌توانند نور، صدا یا امواج دیگر را به روش‌هایی که در مواد طبیعی یافت نمی‌شود، دستکاری کنند.

🔹 مشکل بزرگ در طراحی عایق‌های صوتی، معضل همیشگی «جریان هوا» بوده است. یک دیوار کاملاً بسته صدا را به خوبی مسدود می‌کند، اما جلوی تهویه را هم می‌گیرد. این سپر صوتی جدید که از یک متامتریال ساخته شده، این مشکل را حل می‌کند. این ماده به جای جذب یا بازتاب صدا، به آن «نیرنگ» می‌زند. ساختار آن به گونه‌ای طراحی شده که امواج صوتی ورودی را به «امواج سطحی» تبدیل می‌کند؛ یعنی صدا مجبور می‌شود روی سطح ماده پخش شده و انرژی خود را از دست بدهد، در حالی که جریان هوا بدون مانع از حفره‌های آن عبور می‌کند.

جهش بزرگ: از صدای خاص تا سروصدای عمومی
نسخه‌های قبلی این فناوری تنها می‌توانستند یک فرکانس خاص و از پیش تعیین‌شده را مسدود کنند (باند باریک)، مانند صدای یکنواخت یک موتور. اما این نسخه جدید «پهن‌باند» (Broadband) است؛ یعنی می‌تواند طیف وسیعی از صداهای غیرمنتظره و متغیر (مانند همهمه یک دفتر شلوغ یا صدای ترافیک) را به طور مؤثری حذف کند. این ویژگی، آن را برای استفاده در دنیای واقعی بسیار کارآمدتر می‌کند.

🔹 این فناوری که در ژورنال Scientific Reports منتشر شده، پتانسیل بالایی برای استفاده در محصولات تجاری و صنعتی، از سیستم‌های تهویه مطبوع بی‌صدا گرفته تا دیوارهای جداکننده هوشمند در فضاهای کاری، دارد. این گامی مهم به سوی آینده‌ای آرام‌تر است که در آن، سکوت دیگر به قیمت خفگی و عدم تهویه تمام نمی‌شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فناوری #آکوستیک #متامتریال #مهندسی #آلودگی_صوتی #سلامت_عمومی
🔺 کشف یکی از سنگین‌ترین سیاه‌چاله‌های عالم: هیولایی با جرم ۳۶ میلیارد خورشید که با روشی نوین اندازه‌گیری شد

🔹 اخترشناسان با استفاده از یک روش نوآورانه، جرم یکی از عظیم‌ترین سیاه‌چاله‌های شناخته‌شده را با دقتی بی‌سابقه اندازه‌گیری کرده‌اند: یک هیولای کیهانی با جرم ۳۶.۳ میلیارد برابر خورشید که در قلب یک کهکشان بسیار دور به نام «نعل اسب کیهانی» کمین کرده است.

لنز گرانشی و «نعل اسب کیهانی» چیست؟
بر اساس نظریه نسبیت عام اینشتین، اجرام بسیار پرجرم می‌توانند تار و پود فضا-زمان را خمیده کنند و مانند یک عدسی غول‌پیکر (لنز گرانشی) عمل نمایند. کهکشانی که این سیاه‌چاله در آن قرار دارد، به قدری پرجرم است که نور یک کهکشان دورتر در پشت خود را خم کرده و تصویر آن را به شکل یک نعل اسب درخشان درآورده است.

🔹 وجه تمایز این کشف، نه فقط جرم عظیم، بلکه «روش اندازه‌گیری» آن است. اکثر سیاه‌چاله‌های دوردست، زمانی جرمشان تخمین زده می‌شود که «فعال» هستند و در حال بلعیدن مواد می‌باشند. اما این سیاه‌چاله «خاموش» است. دانشمندان برای اولین بار با ترکیب دو روش قدرتمند به صورت همزمان، جرم آن را محاسبه کردند:
۱- تحلیل لنز گرانشی: بررسی میزان خمیدگی نور توسط کل کهکشان.
۲- دینامیک ستاره‌ای: اندازه‌گیری سرعت سرسام‌آور ستاره‌هایی که با سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ثانیه در نزدیکی مرکز کهکشان در حال چرخش هستند.
این روش ترکیبی، یک اندازه‌گیری مستقیم از اثر گرانش سیاه‌چاله فراهم کرده و عدم قطعیت را به شدت کاهش داده است.

داستان یک «کهکشان فسیلی»
کهکشان میزبان این سیاه‌چاله، یک «کهکشان فسیلی» است؛ یعنی یک کهکشان غول‌پیکر که در طول میلیاردها سال، تمام کهکشان‌های همسایه خود را بلعیده و به تنهایی باقی مانده است. این کشف نشان می‌دهد که این سیاه‌چاله عظیم نیز احتمالاً حاصل ادغام سیاه‌چاله‌های مرکزی تمام آن کهکشان‌های بلعیده‌شده است. ما در حال تماشای «فصل پایانی» و باشکوه تکامل یک کهکشان و سیاه‌چاله آن هستیم.

🔹 این یافته که در ژورنال معتبر MNRAS منتشر شده، نه تنها یک رکوردشکن جدید را به ما معرفی می‌کند، بلکه با ارائه یک روش اندازه‌گیری دقیق‌تر، به دانشمندان کمک می‌کند تا رابطه بین رشد سیاه‌چاله‌ها و کهکشان‌های میزبانشان را در مقیاس‌های کیهانی بهتر درک کنند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#نجوم #سیاه_چاله #اختروفیزیک #لنز_گرانشی #کهکشان #کیهان_شناسی
🔺 «چشم سائورون» در اعماق فضا: حل معمای یک جت کیهانی که مستقیم به ما نگاه می‌کند

🔹 اخترشناسان با استفاده از یک تلسکوپ به اندازه کره زمین، تصویری شگفت‌انگیز از یک جت کیهانی ثبت کرده‌اند که به دلیل شباهت خیره‌کننده‌اش به «چشم سائورون» در فیلم ارباب حلقه‌ها، نام‌گذاری شده است. این کشف، معمای ده ساله‌ای را در مورد یکی از درخشان‌ترین و عجیب‌ترین اجرام آسمان حل کرده است.

معمای بزرگ: چگونه یک جت «کند» اینقدر «درخشان» است؟
جرم مورد مطالعه، یک بلازار به نام PKS 1424+240 است که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد. این بلازار یکی از درخشان‌ترین منابع پرتوهای گامای پرانرژی و نوترینوها در آسمان است. این درخشندگی شدید باید به این معنا باشد که جت پلاسمای آن با سرعتی نزدیک به سرعت نور به سمت ما حرکت می‌کند. اما مشاهدات رادیویی نشان می‌داد که سرعت این جت به طرز عجیبی «کند» است. این یک پارادوکس بزرگ بود.

🔹 تیمی از دانشمندان با ترکیب داده‌های ۱۵ ساله از «آرایه خط پایه بسیار طولانی» (VLBA) - شبکه‌ای از تلسکوپ‌های رادیویی در سراسر جهان که یک تلسکوپ مجازی به اندازه زمین می‌سازند - توانستند یک تصویر بسیار عمیق و با جزئیات بی‌سابقه از این جت تهیه کنند. این تصویر خیره‌کننده، راه‌حل معما را فاش کرد: ما دقیقاً در حال نگاه کردن به «داخل لوله» یا مخروط این جت هستیم.

راه حل فیزیکی: ترکیب «تقویت دوپلری» و «توهم نوری»
این زاویه دید مستقیم و بسیار نادر، دو اثر شگفت‌انگیز از نسبیت خاص اینشتین را به وجود می‌آورد:
۱- تقویت دوپلری: مانند صدای آمبولانسی که وقتی به سمت شما می‌آید زیرتر شنیده می‌شود، نوری که مستقیماً از یک منبع پرسرعت به سمت ما می‌آید، بسیار درخشان‌تر و پرانرژی‌تر به نظر می‌رسد. در این مورد، درخشندگی جت بیش از ۳۰ برابر تقویت شده است.
۲- توهم نوری: وقتی یک جسم تقریباً با سرعت نور مستقیماً به سمت شما حرکت می‌کند، حرکت جانبی آن بسیار ناچیز به نظر می‌رسد و این توهم را ایجاد می‌کند که جسم بسیار کند است.

🔹 بنابراین، این جت کیهانی اصلاً کند نیست؛ بلکه زاویه دید ما باعث شده هم به طرز اغراق‌آمیزی درخشان به نظر برسد و هم به طرز فریبنده‌ای کند. این تصویر همچنین به دانشمندان اجازه داد تا برای اولین بار ساختار میدان مغناطیسی این جت را که شکلی چنبره‌ای (شبیه دونات) دارد، مشاهده کنند. این ساختار در شتاب دادن ذرات به انرژی‌های فوق‌العاده بالا نقش کلیدی دارد. این کشف، یک گام بزرگ در حوزه «اخترشناسی چندپیامی» و درک منشأ پرانرژی‌ترین ذرات کیهان است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#اختروفیزیک #نجوم #بلازار #سیاه_چاله #نوترینو #نسبیت_خاص
1
🔺 هورمون دوستی یا تنظیم‌گر اجتماعی؟ نقش پیچیده اکسی‌توسین در انتخاب دوستان

🔹 همه ما شنیده‌ایم که اکسی‌توسین «هورمون عشق» یا «ماده شیمیایی نوازش» است. اما یک پژوهش جدید و دقیق، این تصور ساده‌انگارانه را به چالش کشیده و نشان می‌دهد که نقش این هورمون در مغز بسیار پیچیده‌تر و جالب‌تر است: اکسی‌توسین نه یک کلید خاموش/روشن برای دوستی، بلکه یک «شتاب‌دهنده» و «تنظیم‌کننده انتخاب اجتماعی» است.

اکسی‌توسین: فراتر از یک هورمون ساده
اکسی‌توسین یک نورومودولاتور است که در تعاملات اجتماعی آزاد می‌شود. اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که نقش آن دوسویه است: این هورمون نه تنها به تقویت پیوند با افراد «خودی» و آشنا کمک می‌کند، بلکه همزمان باعث افزایش پرهیز و دوری از افراد «غریبه» نیز می‌شود. بنابراین، به جای آنکه صرفاً یک «هورمون عشق» باشد، بیشتر یک «تنظیم‌کننده مرزهای اجتماعی» است.

🔹 دانشمندان برای درک نقش اکسی‌توسین در دوستی (و نه پیوند جفتی)، از وُل مرغزار (پستاندار شبیه به همستر است که در مرکز آمریکای شمالی یافت می‌شود.) استفاده کردند. آن‌ها دریافتند ول‌هایی که به صورت ژنتیکی فاقد گیرنده اکسی‌توسین بودند، همچنان می‌توانستند دوست شوند، اما با دو تفاوت بزرگ:
۱- سرعت تشکیل پیوند: ول‌های عادی طی ۲۴ ساعت یک پیوند دوستی قوی برقرار می‌کردند، اما ول‌های فاقد گیرنده اکسی‌توسین برای رسیدن به همین نقطه به یک هفته زمان نیاز داشتند.
۲- انتخاب اجتماعی: در یک محیط گروهی شبیه به مهمانی، ول‌های عادی ابتدا کنار دوست خود می‌ماندند و سپس با دیگران معاشرت می‌کردند. اما ول‌های فاقد گیرنده، دوستان خود را نادیده گرفته و به صورت تصادفی با همه مخلوط می‌شدند. انگار که دوست خود را نمی‌شناختند!

چرا «وُل مرغزار» مدل مناسبی برای مطالعه دوستی است؟
وُل مرغزار (Prairie Voles) از معدود پستاندارانی هستند که مانند انسان‌ها، پیوندهای اجتماعی انتخابی و بلندمدت برقرار می‌کنند. آن‌ها نه تنها جفت‌های تک‌همسر تشکیل می‌دهند، بلکه دوستی‌های پایدار و گزینشی نیز با همسالان خود دارند. این رفتار اجتماعی پیچیده، آن‌ها را به یک مدل حیوانی ایده‌آل برای مطالعه نوروبیولوژی روابط انسانی تبدیل کرده است.

🔹 این یافته‌ها نشان می‌دهد که اکسی‌توسین برای داشتن دوست «ضروری» نیست، اما برای «تسریع» در ایجاد دوستی و مهم‌تر از آن، برای «اولویت‌بندی» دوستان نسبت به غریبه‌ها، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. این تحقیق، درک ما را از شیمی مغز یک گام به واقعیت نزدیک‌تر کرده و نشان می‌دهد که فرآیندهای اجتماعی چقدر پیچیده و ظریف هستند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #مغز #دوستی #اکسی_توسین #روانشناسی_اجتماعی #زیست_شناسی
1