تازه‌های علمی
677 subscribers
38 photos
3 videos
2.06K links
🔹 پوشش آخرین یافته‌ها از اعماق کیهان‌ و فیزیک تا دنیای ژنتیک، نوآوری‌های مهندسی، باستان‌شناسی و هوش مصنوعی، همه به زبانی قابل فهم.
کانال تازه‌های آموزشی: @Learning_Focus
Download Telegram
🔺 آیا بی‌نهایت یک توهم است؟ چرا گروهی از ریاضی‌دانان می‌خواهند آن را از علم حذف کنند؟

🔹 تعداد اتم‌های جهان قابل مشاهده حدود 10 به توان 80 است. این یک عدد بسیار بزرگ، اما متناهی است. اما بی‌نهایت چطور؟ آیا این مفهوم بنیادین ریاضیات، واقعاً وجود دارد؟ گروهی کوچک اما رو به رشد از ریاضی‌دانان، فیزیکدانان و فلاسفه معتقدند که بی‌نهایت تنها یک «توهم» است و اصرار بر استفاده از آن، پایه‌های علم را سست کرده است.

«فرامتناهی‌گرایی» (Ultrafinitism) چیست؟
این فلسفه معتقد است که تنها اعدادی «واقعی» هستند که به نوعی با جهان فیزیکی ما در ارتباط باشند؛ یعنی بتوان آن‌ها را ساخت، شمرد یا حداقل در یک کامپیوتر (حتی کامپیوتری به اندازه کل جهان) ذخیره کرد. از این دیدگاه، اعدادی که آنقدر بزرگ هستند که هیچ مرجع فیزیکی در جهان برایشان وجود ندارد، یا مفهوم «بی‌نهایت»، بیشتر شبیه یک ابزار زبانی مفید هستند تا یک واقعیت ریاضی.

🔹 ریاضیات مدرن بر پایه‌ای به نام «نظریه مجموعه‌های ZFC» استوار است که یکی از اصول آن، وجود بی‌نهایت را «فرض» می‌کند. اما از زمان «قضیه ناتمامیت گودل» در سال ۱۹۳۱، ما می‌دانیم که نمی‌توانیم سازگاری این سیستم را از درون خود آن اثبات کنیم. این مانند یک بمب ساعتی در زیرزمین علم است. فرامتناهی‌گرایان معتقدند با حذف مفهوم غیرواقعی بی‌نهایت، می‌توان سیستمی ساخت که پایه‌های محکم‌تر و قابل اثبات‌تری داشته باشد.

چرا این بحث فقط یک بازی ذهنی نیست؟
این دیدگاه پیامدهای بسیار عمیقی برای سایر علوم دارد:
۱- علوم کامپیوتر: مسئله مشهور «P در مقابل NP» که به محدودیت‌های محاسباتی می‌پردازد، در قلب خود با این سوال درگیر است که چه چیزی «عملاً قابل محاسبه» است. فرامتناهی‌گرایی با تمرکز بر محدودیت‌های فیزیکی، دیدگاه جدیدی به این مسئله ارائه می‌دهد.
۲- کیهان‌شناسی: اگر بی‌نهایت در ریاضیات وجود نداشته باشد، شاید در جهان فیزیکی نیز وجود نداشته باشد. فیزیکدانانی مانند «شان کرول» در حال کار بر روی مدل‌های یک «جهان متناهی» هستند که در آن تعداد کل حالت‌های کوانتومی ممکن، محدود است. چنین جهانی ممکن است به جای شروع از یک بیگ بنگ و انبساط ابدی، به صورت دوره‌ای تکرار شود.

🔹 هرچند این دیدگاه هنوز یک جریان اقلیت در دنیای علم محسوب می‌شود، اما تعداد طرفداران آن در حال افزایش است. آن‌ها معتقدند همان‌طور که فیزیک انیشتین یک حد نهایی برای سرعت (سرعت نور) تعیین کرد، شاید لازم باشد که ریاضیات نیز یک حد نهایی برای «عدد» در نظر بگیرد. این بحث، تلاشی است برای محکم کردن پایه‌های علم، قبل از آنکه ترکی در این پایه‌ها باعث یک سیل بزرگ شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#ریاضیات #فلسفه_علم #بی_نهایت #کیهان_شناسی #فیزیک_نظری #علوم_کامپیوتر
2
🔺 «نگلکتون»ها: ذرات فراموش‌شده‌ای که ممکن است کلید کامپیوترهای کوانتومی آینده باشند

🔹 کامپیوترهای کوانتومی امروزی بسیار شکننده هستند و خطاهای محاسباتی به سرعت در آن‌ها انباشته می‌شود.
فیزیکدانان برای حل این مشکل، به دنبال ساخت «کامپیوترهای کوانتومی توپولوژیک» هستند که اطلاعات را با استفاده از ذرات عجیب و غریبی به نام «آنیون»ها ذخیره می‌کنند.
اما آنیون‌های رایج (مانند آنیون‌های آیزینگ)، به تنهایی برای «محاسبات کوانتومی جهانی» کافی نیستند.

«بافتن» آنیون‌ها: چگونه اطلاعات ذخیره می‌شود؟
آنیون‌ها ذراتی نظری در سیستم‌های دوبعدی هستند که برخلاف ذرات معمولی، مسیر حرکت خود را «به خاطر می‌سپارند».
در محاسبات کوانتومی توپولوژیک، اطلاعات با «بافتن» (Braiding) و جابجا کردن این ذرات به دور یکدیگر ذخیره می‌شود.
این روش مانند یک گره روی طناب است؛
یک خطای کوچک نمی‌تواند گره را باز کند و این باعث می‌شود اطلاعات بسیار مقاوم در برابر خطا باشند.

🔹 اکنون، تیمی از محققان دانشگاه USC در پژوهشی که در ژورنال Nature Communications منتشر شده، یک راه حل شگفت‌انگیز پیدا کرده‌اند: آن‌ها با اضافه کردن تنها یک نوع جدید از آنیون، که پیش از این در معادلات ریاضی نادیده گرفته و «دور انداخته شده» بود، توانستند این مشکل را حل کنند.
تیم این ذره جدید را به طرزی هوشمندانه، «نگلکتون» (Neglecton) نام‌گذاری کرده‌اند.

محاسبات کوانتومی «جهانی» چیست؟
یک کامپیوتر کوانتومی «جهانی» (Universal) به ماشینی گفته می‌شود که می‌تواند هر نوع محاسبات کوانتومی را انجام دهد.
آنیون‌های آیزینگ به تنهایی تنها می‌توانند یک زیرمجموعه محدود از عملیات‌ها (مانند «گیت‌های کلیفورد») را انجام دهند که برای یک کامپیوتر عمومی کافی نیست.
نگلکتون به عنوان «قطعه گم‌شده پازل» عمل کرده و با یک آنیون ثابت، به آنیون‌های آیزینگ اجازه می‌دهد تا از طریق بافتن به تمام قدرت محاسباتی مورد نیاز دست یابند.

🔹 این کشف، یک پیشرفت مهم نظری است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان با رویکردهای ریاضی نامتعارف، راه‌حل‌های جدیدی برای مشکلات فیزیکی پیدا کرد.
به گفته محققان، این پژوهش یک گام بزرگ به سوی ساخت کامپیوترهای کوانتومی پایدار با استفاده از ذراتی است که دانشمندان از قبل می‌دانند چگونه آن‌ها را در آزمایشگاه ایجاد کنند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #کامپیوتر_کوانتومی #فناوری #آنیون #توپولوژی #کامپیوتر_کوانتومی_توپولوژیک
2
🔺 آیا خالی کردن خشم واقعا موثر است؟ علم می‌گوید نه، و راه بهتری را پیشنهاد می‌کند

🔹 یک باور رایج وجود دارد که می‌گوید برای کنترل خشم باید آن را «خالی کرد»، درست مانند بخار یک دیگ تحت فشار. اما یک متاآنالیز بزرگ که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، با بررسی ۱۵۴ مطالعه و بیش از ۱۰ هزار شرکت‌کننده، نشان می‌دهد این باور نه تنها اشتباه، بلکه اغلب مضر است.

چرا خالی کردن خشم، آن را بیشتر می‌کند؟ (نظریه دو عاملی هیجان)
هیجانات ما دو بخش دارند: ۱- یک «برانگیختگی فیزیولوژیک» (افزایش ضربان قلب، تنفس سریع و...) ۲- یک «برچسب شناختی» که ما به آن حالت می‌زنیم (مثلاً: «من خشمگین هستم»). روش‌هایی مانند فریاد زدن، مشت زدن به بالش یا حتی دویدن، سطح برانگیختگی فیزیولوژیک بدن را بالاتر می‌برند. این کار مانند ریختن بنزین روی آتش است و باعث می‌شود احساس خشم شدیدتر شود، نه کمتر.

🔹 این پژوهش که در ژورنال معتبر Clinical Psychology Review منتشر شده، نشان می‌دهد که کلید مدیریت خشم، «کاهش سطح برانگیختگی فیزیولوژیک» است. به عبارت دیگر، به جای اینکه به بدن خود سیگنال «جنگ» بدهید، باید آن را به حالت «آرامش» بازگردانید. این به معنای سرکوب خشم نیست، بلکه تنظیم هوشمندانه پاسخ بدن به آن است.

راهنمای عملی: چه کارهایی موثر و چه کارهایی ناکارآمد است؟
بر اساس نتایج این متاآنالیز:

روش‌های ناکارآمد (یا مضر): فعالیت‌هایی که برانگیختگی را افزایش می‌دهند، مانند فریاد زدن، شکستن اشیاء (در اتاق‌های خشم)، مشت زدن به کیسه بوکس و حتی دویدن. (دویدن اگرچه برای سلامت قلب مفید است، اما به دلیل افزایش برانگیختگی، راه مناسبی برای کاهش خشم نیست).

روش‌های موثر: فعالیت‌هایی که برانگیختگی را کاهش می‌دهند، مانند تنفس عمیق دیافراگمی، مدیتیشن، یوگای آرام، آرام‌سازی پیشرونده عضلانی و حتی راهکارهای ساده‌ای مانند شمردن تا ده یا یک «تایم اوت» کوتاه.

🔹 نکته جالب اینجاست که ورزش‌هایی که شامل عنصر «بازی» هستند (مانند ورزش‌های توپی) ممکن است اثر بهتری داشته باشند، زیرا احساسات مثبت ناشی از بازی می‌تواند به تعدیل خشم کمک کند. پیام اصلی این تحقیق واضح است: برای کنترل خشم، به جای «داغ کردن»، باید «حرارت را کم کنید».

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #خشم #سلامت_روان #مدیریت_هیجان #علوم_اعصاب
👍31
🔺 معمای «ستاره‌های دریایی ذوب‌شده» حل شد: دانشمندان عامل مرگ میلیاردها ستاره دریایی را شناسایی کردند

🔹 از سال ۲۰۱۳، یک معمای هولناک، زیست‌شناسان دریایی در سواحل غربی آمریکای شمالی را گیج کرده بود: یک بیماری مرموز به نام «بیماری تحلیل‌رونده» باعث می‌شد ستاره‌های دریایی به معنای واقعی کلمه ذوب شده و از بین بروند. اکنون، پس از یک دهه بررسی‌های کارآگاهی علمی، محققان بالاخره «مجرم» اصلی این فاجعه اکولوژیک را شناسایی کرده‌اند.

🔹 پژوهشگران پس از سال‌ها تحقیق، عامل بیماری را یک باکتری به نام Vibrio pectenicida معرفی کرده‌اند. این باکتری که از خویشاوندان دور باکتری عامل وبا در انسان است، پیش از این به آسیب رساندن به صدف‌ها و مرجان‌ها شناخته شده بود. این یافته که در ژورنال معتبر Nature Ecology and Evolution منتشر شده، یک گام بزرگ در درک این بحران است.

آبشار مرگ: چرا ناپدید شدن ستاره دریایی یک فاجعه است؟
مرگ میلیاردها ستاره دریایی یک اثر دومینویی ویرانگر بر اکوسیستم داشته است. ستاره‌های دریایی، شکارچیان اصلی «توتیای دریایی» هستند. با حذف شکارچی، جمعیت توتیاها منفجر شد. توتیاها نیز به نوبه خود، خوراک اصلی‌شان «جنگل‌های کتانجک» (Kelp Forests) است. در نتیجه، این جنگل‌های زیر آب که پناهگاه حیاتی برای سمورهای دریایی، ماهی‌ها و بی‌شمار گونه دیگر هستند، به طور گسترده‌ای توسط توتیاها از بین رفته و به بیابان‌های بی‌جان زیر آب تبدیل شدند.

🔹 زیبایی علم: وقتی اشتباه کردن یک پیروزی است
این کشف، نمونه‌ای عالی از فرآیند خوداصلاحی علم است. در سال ۲۰۱۴، یک فرضیه اولیه، یک نوع ویروس را عامل بیماری معرفی کرده بود. اما تحقیقات بیشتر این فرضیه را رد کرد. مایک موری، از آکواریوم خلیج مونتری می‌گوید:
«ما اشتباه می‌کردیم. اما این باعث خوشحالی من است. علم اینگونه کار می‌کند. ما گاهی شکست‌ها را کم‌ارزش می‌دانیم، در حالی که از آن‌ها یاد می‌گیریم.»


معمای بعدی: چرا این باکتری طغیان کرد؟
شناسایی باکتری، پایان داستان نیست، بلکه آغاز یک معمای جدید است. این باکتری از قبل در اقیانوس وجود داشته است. سوال اصلی این است: چه عاملی باعث شد که این باکتری ناگهان اینقدر تهاجمی و مرگبار شود؟ محققان اکنون در حال بررسی فرضیه‌هایی مانند گرم شدن آب اقیانوس‌ها، تغییر در اسیدیته آب (pH) و سایر عوامل مرتبط با تغییرات اقلیمی به عنوان «ماشه» احتمالی این طغیان هستند.

🔹 این کشف می‌تواند به توسعه راهکارهایی برای کمک به بازگشت ستاره‌های دریایی کمک کند، از جمله یافتن و پرورش ستاره‌های دریایی مقاوم به این باکتری در اسارت و رهاسازی آن‌ها در طبیعت.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#محیط_زیست #اقیانوس #زیست_شناسی_دریا #بوم_شناسی #کشف_علمی #تغییرات_اقلیمی
1
🔺 اقتصاد سایه در علم: دانشمندان برای حفاظت از علم در برابر شبکه‌های سازمان‌یافته تقلب می‌جنگند

🔹 وقتی به تقلب علمی فکر می‌کنیم، معمولاً تصویر یک محقق تنها که داده‌ها را دستکاری می‌کند به ذهنمان می‌آید. اما یک پژوهش تکان‌دهنده از دانشگاه نورث‌وسترن نشان می‌دهد که با یک تهدید بسیار بزرگتر و سازمان‌یافته‌تر روبرو هستیم: یک صنعت زیرزمینی که با سرعتی نگران‌کننده در حال مسموم کردن ادبیات علمی است.

اکوسیستم تقلب علمی چگونه کار می‌کند؟
این شبکه‌های مجرمانه چندین بازیگر دارند:

- کارخانه‌های مقاله‌سازی (Paper Mills): سازمان‌هایی که مقالات جعلی یا بی‌کیفیت را به صورت انبوه تولید کرده و جایگاه نویسندگی در آن‌ها را به محققان می‌فروشند.

- کارگزاران (Brokers): واسطه‌هایی که بین محققان خریدار، کارخانه‌های مقاله‌سازی و مجلات نفوذی یا آلوده ارتباط برقرار می‌کنند.

- مجلات ربوده‌شده (Hijacked Journals): کلاهبردارانی که وب‌سایت یک مجله معتبر اما از کار افتاده را خریده و با سوءاستفاده از نام آن، مقالات جعلی را منتشر و نمایه می‌کنند.

🔹 این تحقیق که در ژورنال معتبر PNAS منتشر شده، با تحلیل کلان‌داده‌ها نشان می‌دهد که رشد مقالات تقلبی از رشد انتشارات علمی معتبر پیشی گرفته است. این شبکه‌ها نه تنها مقاله، بلکه «استناد» (Citation) و جایگاه نویسندگی (مثلاً نویسنده اول در ازای مبلغ بیشتر) را نیز می‌فروشند و به افراد اجازه می‌دهند بدون انجام تحقیق واقعی، یک رزومه علمی درخشان برای خود بخرند.

چرا این پدیده در حال رشد است؟
فشار شدید در دنیای آکادمیک که به آن فرهنگ «چاپ کن یا حذف شو» (Publish or Perish) می‌گویند، یکی از دلایل اصلی است. رقابت برای بودجه‌های محدود و موقعیت‌های شغلی، برخی را به سمت این مسیرهای میان‌بر سوق می‌دهد. این یک مشکل سیستمی است، نه فقط یک شکست فردی.

🔹 این یافته‌ها یک زنگ خطر جدی برای جامعه علمی است. محققان هشدار می‌دهند که اگر با این پدیده به طور جدی مقابله نشود، اعتماد عمومی به علم که با ارزش‌ترین دارایی آن است، از بین خواهد رفت. به خصوص با ظهور هوش مصنوعی، اگر مدل‌های آینده بر روی این داده‌های آلوده آموزش ببینند، عواقب آن فاجعه‌بار خواهد بود. پروفسور لوئیس آمارال، نویسنده ارشد این مطالعه می‌گوید:
«این مطالعه احتمالاً افسرده‌کننده‌ترین پروژه‌ای است که در تمام عمرم درگیر آن بوده‌ام... اما اگر باور دارید که علم برای بشریت مفید و مهم است، پس باید برای آن بجنگید.»


[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علم #اخلاق_در_علم #تحقیقات_علمی #جامعه_شناسی_علم #تقلب_علمی
1
🔺 شیمی غیرمنتظره کیهان: دانشمندان «مولکول ناممکن» را در شرایط فضایی تولید کردند

🔹 دانشمندان با بازسازی شرایط بسیار سخت حاکم بر ابرهای میان‌ستاره‌ای، موفق به تولید مولکولی به نام «متان‌تترول» شده‌اند که وجود آن بیش از یک قرن تنها در حد تئوری بود و به دلیل ناپایداری شدید، روی زمین دیده نمی‌شود. این کشف، پنجره‌ای جدید به روی شیمی عجیب و غیرمنتظره‌ای که در اعماق فضا رخ می‌دهد، باز می‌کند.

این ماده الکل نوشیدنی نیست!
با وجود اینکه نام این مولکول به «-اُل» ختم می‌شود، اما «متان‌تترول» (C(OH)₄) هیچ ارتباطی با الکل‌های موجود در نوشیدنی‌ها ندارد. این یک ترکیب شیمیایی بسیار ناپایدار است که در شرایط عادی زمین، بلافاصله تجزیه می‌شود.

🔹 چرا این مولکول «ناممکن» است؟
یک قانون نانوشته در شیمی آلی می‌گوید که اتصال بیش از یک گروه هیدروکسیل (OH) به یک اتم کربن، مولکول را بسیار ناپایدار می‌کند. متان‌تترول با داشتن چهار گروه OH متصل به یک کربن، نمونه بارز این ناپایداری است و به همین دلیل هرگز روی زمین مشاهده نشده بود.

🔹 بازسازی فضا در آزمایشگاه
برای تولید این مولکول، تیمی از دانشمندان شرایط فضای میان‌ستاره‌ای را در آزمایشگاه شبیه‌سازی کردند: آن‌ها یخی متشکل از دی‌اکسید کربن و آب را تا دمای فوق‌العاده پایین (نزدیک به صفر مطلق) سرد کرده و در خلاء قرار دادند. سپس این یخ را با تابش‌های پرانرژی، مشابه پرتوهای کیهانی که از ستاره‌ها ساطع می‌شوند، بمباران کردند. این فرآیند باعث آغاز واکنش‌های شیمیایی‌ای شد که در نهایت منجر به تولید و شناسایی مولکول گریزان متان‌تترول گردید.

این کشف چه اهمیتی دارد؟
این تحقیق به ما نشان می‌دهد که قواعد شیمی که ما روی زمین آموخته‌ایم، ممکن است در شرایط متفاوت کیهان، کاربرد نداشته باشند. سرمای شدید و انرژی بالای پرتوهای کیهانی می‌توانند مسیرهایی برای واکنش‌های شیمیایی باز کنند که روی زمین غیرممکن به نظر می‌رسند. این یافته به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چگونه مولکول‌های پیچیده، که می‌توانند پیش‌سازهای حیات باشند، در زادگاه ستاره‌ها و سیارات شکل می‌گیرند. به گفته محققان، ما احتمالاً تنها ۱٪ از مواد شیمیایی موجود در فضا را کشف کرده‌ایم و این تحقیق مرزهای دانش ما را جابجا می‌کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#شیمی #شیمی_فضایی #اختر_شیمی #فضا #مولکول_های_بین_ستاره_ای
1
🔺 معمای DNA کوسه‌های سفید: چرا یک نظریه ۲۰ ساله اشتباه بود و دانشمندان سردرگم مانده‌اند؟

🔹 برای بیش از ۲۰ سال، دانشمندان یک توضیح زیبا و منطقی برای یک الگوی ژنتیکی عجیب در کوسه‌های سفید داشتند. اما یک مطالعه جدید با استفاده از داده‌های ژنومی کامل، این توضیح را به طور کامل رد کرده و دانشمندان را با معمایی بزرگ‌تر از قبل تنها گذاشته است.

راز دو نوع DNA: هسته‌ای در برابر میتوکندریایی
برای درک این معما، باید بدانیم که ما دو نوع DNA داریم:

نوع اول، DNA هسته‌ای: در هسته سلول قرار دارد و از هر دو والد (پدر و مادر) به ارث می‌رسد. این DNA در هر نسل ترکیب می‌شود.

نوع دوم، DNA میتوکندریایی (mtDNA): در میتوکندری (نیروگاه سلول) قرار دارد و تقریباً همیشه فقط از مادر به ارث می‌رسد. این DNA مانند یک کد خانوادگی مادری، تقریباً بدون تغییر منتقل می‌شود.

🔹 معمای اصلی چه بود؟
دانشمندان متوجه شدند که DNA هسته‌ای در بین جمعیت‌های مختلف کوسه‌های سفید در سراسر جهان (مثلاً آفریقای جنوبی و استرالیا) بسیار شبیه و «مخلوط‌شده» است. اما DNA میتوکندریایی آن‌ها به شدت با هم تفاوت دارد و نشان می‌دهد که این جمعیت‌ها از نظر ژنتیکی (از سمت مادری) از هم جدا هستند.

توضیح قدیمی (که اکنون رد شده): نظریه «ماده‌های خانه‌دوست»

توضیح رایج این بود که کوسه‌های نر مسافت‌های طولانی را برای جفت‌گیری طی می‌کنند و DNA هسته‌ای را در سراسر اقیانوس‌ها پخش و مخلوط می‌کنند. اما کوسه‌های ماده «خانه‌دوست» (Philopatric) هستند و برای زاد و ولد همیشه به محل تولد خود بازمی‌گردند. این باعث می‌شود که mtDNA آن‌ها در هر منطقه، منحصر به فرد و ایزوله باقی بماند. این نظریه برای دو دهه، توضیح استاندارد این پدیده بود.

🔹 ابطال یک نظریه
تیم تحقیقاتی جدید برای اولین بار تصمیم گرفت این نظریه را با داده‌های کامل ژنومی و شبیه‌سازی‌های کامپیوتری قدرتمند بیازماید. آن‌ها تاریخچه جمعیتی کوسه‌ها را از آخرین عصر یخبندان بازسازی کردند و سپس شبیه‌سازی کردند که آیا در این مدت (حدود ۱۰ هزار سال)، وفاداری شدید ماده‌ها به محل تولدشان می‌تواند چنین تفاوت بزرگی را در mtDNA ایجاد کند یا خیر. پاسخ قاطعانه «منفی» بود. حتی در افراطی‌ترین سناریوها، این نظریه نمی‌توانست الگوی مشاهده‌شده را توضیح دهد.

🔹 پس علت این تفاوت عجیب چیست؟ دانشمندان گزینه‌های دیگر مانند نسبت جنسیتی نامتعادل یا رانش ژنتیکی را نیز آزمودند و آن‌ها را نیز رد کردند. تنها گزینه باقی‌مانده، یک نوع انتخاب طبیعی فوق‌العاده قوی و «بی‌رحمانه کشنده» است که هرگونه انحراف از mtDNA رایج در یک جمعیت را حذف کند؛ ایده‌ای که به نظر خود محققان نیز بسیار بعید است.

🔹 در نهایت، گاوین نایلر، مدیر برنامه تحقیقات کوسه فلوریدا و از نویسندگان این مطالعه، با صداقتی کم‌نظیر نتیجه را خلاصه می‌کند: «پاسخ صادقانه علمی این است که ما هیچ ایده‌ای نداریم.» و این، خود یک نمایش زیبا از فرآیند واقعی علم است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زیست_شناسی #ژنتیک #کوسه_سفید #تکامل #اقیانوس_شناسی #معمای_علمی
1
🔺 زبان مخفی الماس‌ها: چگونه رنگ یک گوهر، داستان شکل‌گیری قاره‌ها را فاش می‌کند؟

🔹 الماس‌ها در خالص‌ترین حالت خود، چیزی جز اتم‌های کربن نیستند که در اعماق زمین و تحت فشار و دمای شدید به هم پیوسته‌اند. اما چگونه برخی از آن‌ها رنگ‌های خیره‌کننده‌ای مانند آبی، زرد، سبز یا حتی صورتی به خود می‌گیرند؟ پاسخ در «نقص‌های» زیبای آن‌ها نهفته است.

راز رنگ‌ها در یک نگاه:
هر رنگ، داستان یک ناخالصی یا یک رویداد خاص است:

- الماس زرد/نارنجی: حضور اتم‌های «نیتروژن» در شبکه کربنی.

- الماس آبی: حضور اتم‌های «بور» (مانند الماس امید).

- الماس سبز: آسیب به ساختار بلوری بر اثر «تشعشعات رادیواکتیو» از سنگ‌های اطراف.

- الماس صورتی/قرمز: نقص در ساختار بلوری به دلیل «فشار شدید» و غیریکنواخت در اعماق زمین.

🔹 اکثر الماس‌های رنگی به دلیل ورود اتم‌های خارجی رنگ می‌گیرند. اما داستان الماس‌های صورتی و قرمز، کمیاب‌ترین و ارزشمندترین نوع، متفاوت است. رنگ آن‌ها ناشی از یک نقص ساختاری است؛ یعنی شبکه کریستالی کربن در حین شکل‌گیری به شکلی خاص تحت فشار شدید قرار گرفته و «کج شده» است. این نقص باعث می‌شود الماس، نور را به گونه‌ای متفاوت جذب کرده و به رنگ صورتی یا قرمز دیده شود.

الماس صورتی: تاریخ‌نگار زمین
این نقص ساختاری مانند یک «اثر انگشت زمین‌شناسی» عمل می‌کند. دانشمندان با مطالعه این نقص‌ها می‌توانند بفهمند که الماس در چه منطقه‌ای از زمین و تحت چه شرایطی شکل گرفته است. برای مثال، یک مطالعه روی الماس‌های صورتی معدن «آرگایل» در استرالیا نشان داد که این سنگ‌های گران‌بها حدود ۱.۳ میلیارد سال پیش و در حین «شکستن ابرقاره نونا» (یکی از اولین ابرقاره‌های زمین) تشکیل شده‌اند. به عبارت دیگر، این الماس‌های زیبا، یادگاری از یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ سیاره ما هستند.

🔹 بنابراین، هر الماس رنگی تنها یک سنگ قیمتی نیست، بلکه یک کپسول زمان است که داستانی از اتم‌ها، فشارها و تاریخ چند میلیارد ساله زمین را در دل خود جای داده است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#زمین_شناسی #شیمی #گوهرشناسی #الماس #تاریخ_زمین
1
🔺 کشف قوانین جهانی درهم‌تنیدگی کوانتومی: یک کد کیهانی در تمام ابعاد

🔹 درهم‌تنیدگی کوانتومی، پدیده عجیبی که اینشتین آن را «کنش شبح‌وار از راه دور» می‌نامید، یکی از ستون‌های اصلی فناوری‌های آینده مانند کامپیوترهای کوانتومی است. اما درک ساختار آن، به ویژه در دنیای سه‌بعدی ما، همیشه یک چالش بزرگ بوده است. اکنون، تیمی از فیزیکدانان نظری کشف کرده‌اند که این پدیده پیچیده، از یک سری قوانین جهانی ساده و زیبا پیروی می‌کند که در تمام ابعاد فضا-زمان صادق است.

چرا درک درهم‌تنیدگی در دنیای ما دشوار بود؟
بیشتر مطالعات موفق قبلی در مورد ساختار درهم‌تنیدگی، به سیستم‌های ساده‌شده (۱ بعد فضا + ۱ بعد زمان) محدود بودند. حرکت به سمت ابعاد بالاتر (مانند دنیای ۳ بعدی ما) به شدت تحلیل‌ها را پیچیده می‌کرد و به نظر می‌رسید هر سیستمی قوانین خاص خود را دارد. این مانند آن بود که دانشمندان قوانین حاکم بر یک نخ را می‌دانستند، اما نمی‌توانستند قوانین حاکم بر یک پارچه بزرگ را از آن استخراج کنند.

🔹 این پژوهش انقلابی که در ژورنال معتبر Physical Review Letters منتشر شده، با یک رویکرد هوشمندانه این مشکل را حل کرده است. دانشمندان ابزاری قدرتمند به نام «نظریه میدان موثر حرارتی» را از حوزه فیزیک ذرات «قرض گرفته» و از آن برای تحلیل درهم‌تنیدگی استفاده کردند.

نظریه میدان موثر حرارتی به زبان ساده چیست؟

تصور کنید می‌خواهید آب‌وهوای یک شهر را پیش‌بینی کنید. شما نیازی به دانستن موقعیت و سرعت تک‌تک مولکول‌های هوا ندارید. به جای آن، از پارامترهای بزرگ و کلی مانند «دما» و «فشار» استفاده می‌کنید. این نظریه نیز همین کار را برای سیستم‌های کوانتومی انجام می‌دهد: به جای غرق شدن در جزئیات بی‌نهایت پیچیده، بر روی چند پارامتر کلیدی و جهانی تمرکز می‌کند که رفتار کلی سیستم را تعیین می‌کنند.

🔹 با استفاده از این ابزار، تیم تحقیقاتی نشان داد که یک معیار کلیدی برای سنجش درهم‌تنیدگی (آنتروپی رنی)، در تمام ابعاد، به شکلی جهانی توسط تنها چند پارامتر اساسی، مانند «انرژی کازیمیر» (انرژی خلاء کوانتومی)، کنترل می‌شود. این کشف، یک نظم و سادگی شگفت‌انگیز را در قلب یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های طبیعت آشکار می‌کند.

🔹 این دستاورد یک پیشرفت بنیادین در درک ما از قوانین حاکم بر جهان است و پیامدهای عمیقی برای آینده دارد؛ از بهبود شبیه‌سازی‌های کوانتومی و طراحی کامپیوترهای کوانتومی گرفته تا کمک به حل بزرگترین معماهای فیزیک، مانند معمای اطلاعات سیاه‌چاله و ماهیت گرانش کوانتومی.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #درهم_تنیدگی_کوانتومی #فیزیک_نظری #گرانش_کوانتومی #علوم_بنیادی
1
🔺 یخ‌زدگی کوانتومی در دمای اتاق: دانشمندان یک نانوذره را به سردترین حالت ممکنِ حرکت رساندند

🔹 دانشمندان با یک دستاورد شگفت‌انگیز، موفق شدند حرکت چرخشی یک نانوذره شیشه‌ای را به «حالت پایه کوانتومی» آن برسانند؛ یعنی سردترین و آرام‌ترین حالت حرکتی که قوانین فیزیک کوانتوم اجازه می‌دهد. نکته انقلابی اینجاست: این «یخ‌زدگی کوانتومی» نه در یک یخچال برودتی غول‌پیکر، بلکه در دمای اتاق انجام شده است!

«حالت پایه کوانتومی حرکت» چیست؟
در فیزیک کلاسیک، می‌توان یک جسم را آنقدر سرد کرد تا تمام حرکتش متوقف شود. اما در دنیای کوانتومی، به دلیل «اصل عدم قطعیت»، یک ذره هرگز نمی‌تواند کاملاً ساکن باشد و همیشه حداقلِ میزان لرزش را خواهد داشت. به این حداقل لرزش مجاز طبیعت، «حالت پایه کوانتومی حرکت» می‌گویند. رسیدن به این حالت، نهایت کنترل بر یک سیستم مکانیکی است.

🔹 این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature Physics منتشر شده، راه را برای آزمودن یکی از عجیب‌ترین جنبه‌های کوانتوم، یعنی «برهم‌نهی» (اینکه یک جسم همزمان در دو مکان باشد)، بر روی اجسام بزرگ‌تر هموار می‌کند. اما چگونه می‌توان حرکت یک جسم را در حالی که خود جسم در دمای اتاق قرار دارد، تا این حد سرد کرد؟

چگونه می‌توان حرکت را با نور سرد کرد؟
دانشمندان از یک روش هوشمندانه به نام «اپتومکانیک» استفاده کردند:
۱- تله نوری: ابتدا، یک نانوذره شیشه‌ای با استفاده از یک پرتو لیزر قدرتمند در یک محفظه خلاء به صورت معلق در هوا نگه داشته می‌شود (مانند یک موچین نوری).
۲- کاواک خنک‌کننده: سپس این ذره معلق بین دو آینه بسیار دقیق قرار می‌گیرد. با تنظیم دقیق لیزر و آینه‌ها، سیستمی ساخته می‌شود که نور لیزر پس از برخورد با ذره، با انرژی «کمتر» بازمی‌گردد. این انرژی از دست رفته، مستقیماً از انرژی «حرکت چرخشی» ذره دزدیده می‌شود. این فرآیند بارها و بارها تکرار می‌شود تا ذره آرام و آرام‌تر شده و به حالت پایه حرکت خود برسد.

🔹 این تیم موفق شد «خلوص کوانتومی» ۹۲٪ را برای حالت ذره ثبت کند؛ این یعنی ۹۲٪ از رفتار ذره تحت سلطه کامل قوانین کوانتومی بوده و کمترین تأثیر را از محیط گرفته است. این میزان خلوص، حتی از بسیاری از آزمایش‌هایی که در محیط‌های بسیار سرد برودتی انجام شده‌اند نیز بالاتر است و قدرت این تکنیک جدید را نشان می‌دهد.

🔹 این دستاورد می‌تواند منجر به ساخت نسل جدیدی از حسگرهای کوانتومی فوق دقیق برای کاربردهایی مانند سیستم‌های ناوبری بدون نیاز به GPS، تشخیص زودهنگام زلزله و نقشه‌برداری‌های زیرزمینی شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #اپتومکانیک #نانوفناوری #علوم_بنیادی #حسگر_کوانتومی
1
🔺 کشف یک عامل خطر جدید برای آلزایمر: آیا کمبود لیتیوم در مغز نقش دارد؟

🔹 چه می‌شود اگر یکی از عوامل شروع بیماری آلزایمر، نه وجود یک ماده سمی، بلکه کمبود یک عنصر کمیاب و ضروری در مغز باشد؟ یک پژوهش انقلابی که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، شواهد قدرتمندی ارائه می‌دهد که «کمبود لیتیوم درون‌زا» ممکن است یکی از اولین اتفاقاتی باشد که مغز را در مسیر آلزایمر قرار می‌دهد.

لیتیوم: تفاوت بین عنصر کمیاب و دارو
بدن ما به مقادیر بسیار ناچیزی از لیتیوم (که از طریق آب و غذا دریافت می‌شود) برای عملکرد طبیعی نیاز دارد. این «لیتیوم درون‌زا» با لیتیومی که به عنوان دارو برای درمان اختلالات خلقی استفاده می‌شود، تفاوت بنیادی دارد. دوز دارویی لیتیوم هزاران بار بیشتر از مقادیر طبیعی آن در بدن است. این تحقیق در مورد نقش بیولوژیکی مقادیر ناچیز و طبیعی لیتیوم صحبت می‌کند.

🔹 سرنخ اولیه در مغز انسان:
دانشمندان با بررسی نمونه‌های مغزی افراد فوت‌شده، کشف کردند که از میان ۲۷ عنصر فلزی مختلف، تنها عنصری که سطح آن هم در افراد مبتلا به آلزایمر و هم در افراد دارای «اختلال شناختی خفیف» (MCI) به طور قابل توجهی پایین‌تر بود، لیتیوم بود. این نشان می‌دهد که کاهش لیتیوم مغز ممکن است یک رویداد بسیار زودهنگام در این بیماری باشد.

🔹 آزمایش روی موش‌ها: از همبستگی تا علت
برای فهمیدن اینکه آیا این کمبود یک «علت» است یا صرفاً یک «همبستگی»، محققان به سراغ موش‌ها رفتند. آن‌ها به موش‌های مدل آلزایمر و موش‌های سالم، رژیم غذایی فاقد لیتیوم دادند. نتایج تکان‌دهنده بود:

- کمبود لیتیوم باعث افزایش چشمگیر پلاک‌های آمیلوئید و پروتئین تاو شد.

- این کمبود منجر به التهاب، از بین رفتن سیناپس‌ها و آسیب به غلاف میلین اعصاب گردید.

- و در نهایت، زوال حافظه را تسریع کرد.

🔹 یک چرخه معیوب:
این تحقیق همچنین کشف کرد که خود پلاک‌های آمیلوئید، لیتیوم موجود در مغز را مانند یک اسفنج به خود جذب کرده و آن را از دسترس سلول‌ها خارج می‌کنند. این یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند: کمبود لیتیوم به ایجاد پلاک کمک می‌کند و پلاک‌ها کمبود لیتیوم را تشدید می‌کنند.

راه حل هوشمندانه در موش‌ها: نمک «گریزان از پلاک»
دانشمندان برای شکستن این چرخه، به دنبال نمک لیتیومی گشتند که کمتر به پلاک‌ها بچسبد. آن‌ها «لیتیم اوروتات» را یافتند و آن را با دوز بسیار پایین (در حد مقادیر طبیعی و نه دارویی) به آب آشامیدنی موش‌های مدل آلزایمر اضافه کردند. نتایج چشمگیر بود: این درمان توانست از تجمع پلاک و تاو جلوگیری کرده و حتی آسیب‌های موجود را معکوس کند و حافظه را در موش‌ها به حالت عادی بازگرداند. این یافته‌ها مسیر را برای طراحی آزمایش‌های بالینی آینده در انسان هموار می‌کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #آلزایمر #پزشکی #مغز #تحقیقات_علمی #لیتیوم
1
🔺 حساسیت به طرد شدن در ADHD چیست و چگونه می‌توان آن را مدیریت کرد؟

🔹 تصور کنید دوستی چند ساعت است که به پیام شما پاسخ نداده. بسیاری از افراد فکر می‌کنند «احتمالاً سرش شلوغ است». اما فردی با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) ممکن است در سیلی از افکار غرق شود: «حتماً از من متنفر است!» یا «من این دوستی را خراب کردم!». این واکنش‌های عاطفی شدید، بخشی از پدیده‌ای به نام «دیسفوریای حساس به طرد شدن» است.

دیسفوریای حساس به طرد شدن (RSD) چیست؟
این یک اصطلاح بالینی است که برای توصیف درد عاطفی شدید و طاقت‌فرسا در پاسخ به طرد شدن «واقعی» یا «تصور شده» به کار می‌رود. این پدیده هنوز یک تشخیص رسمی در راهنماهای تشخیصی مانند DSM-5 نیست، اما به عنوان یک مفهوم مهم در درک تجربه زیسته افراد دارای ADHD به طور فزاینده‌ای در حال پذیرش است. این حساسیت، یک ضعف شخصیتی نیست، بلکه یک تفاوت نورولوژیکی در پردازش هیجانات است.

🔹 چرا این اتفاق در مغز دارای ADHD رخ می‌دهد؟
یکی از ویژگی‌های کمتر شناخته‌شده ADHD، «اختلال در تنظیم هیجانی» است. مطالعات تصویربرداری مغز نشان می‌دهد که در افراد دارای ADHD، ارتباط و همکاری بین «آمیگدال» (سیستم هشدار هیجانی مغز) و «قشر پیش‌پیشانی» (مرکز کنترل منطقی و تکانه) متفاوت است. در نتیجه، تجربیات عاطفی با شدت بیشتری احساس شده و آرام شدن پس از آن‌ها زمان بیشتری می‌برد.

چند راهکار عملی برای مدیریت این حساسیت:
این واکنش‌ها قابل مدیریت هستند. در ادامه چند راهکار مبتنی بر شواهد ارائه می‌شود:

- آن را نام‌گذاری کنید: گفتن این جمله به خودتان که «این حس، شبیه حساسیت به طرد شدن است»، به شما کمک می‌کند تا از سیل هیجانات فاصله بگیرید.

- قبل از واکنش مکث کنید: چند نفس عمیق، شمارش معکوس یا قدم زدن در فضای باز می‌تواند به آرام شدن سیستم عصبی و بازگشت تفکر منطقی کمک کند.

- داستان را به چالش بکشید: از خود بپرسید: «چه توضیح دیگری می‌تواند وجود داشته باشد؟» یا «اگر دوستم این حس را داشت به او چه می‌گفتم؟».

- درمان تخصصی را در نظر بگیرید: یک روانشناس آگاه به ADHD می‌تواند به شما در درک ریشه‌های این واکنش‌ها و ساختن پاسخ‌های سالم‌تر و مبتنی بر شفقت به خود کمک کند.

- ارتباط شفاف و مهربان: اگر با فردی دارای ADHD زندگی یا کار می‌کنید، بازخورد خود را به روشنی و با مهربانی بیان کنید. پرهیز از کنایه و ابهام می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

🔹 درک این پدیده به ما کمک می‌کند تا بفهمیم این حساسیت شدید، نشانه ضعف نیست، بلکه نحوه عملکرد متفاوت مغز در پردازش نشانه‌های اجتماعی و عاطفی است.

📌 توجه: این مطلب برای افزایش آگاهی در مورد یکی از تجربیات رایج افراد دارای ADHD است و به هیچ وجه نباید به عنوان ابزاری برای خود-تشخیصی استفاده شود. تشخیص ADHD و مسائل مرتبط با آن تنها باید توسط روانپزشک یا روانشناس متخصص انجام شود.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #علوم_اعصاب #ADHD #سلامت_روان #تنظیم_هیجان #دیسفوریا_حساس_به_طرد_شدن
1
🔺 اولین شواهد ژنتیکی قوی برای «سندرم خستگی مزمن» کشف شد: امیدی برای میلیون‌ها بیمار

🔹 در یک پیشرفت بسیار مهم برای یکی از ناتوان‌کننده‌ترین و در عین حال نادیده‌گرفته‌شده‌ترین بیماری‌ها، دانشمندان در مطالعه عظیم DecodeME، برای اولین بار شواهد قوی از وجود پایه‌های ژنتیکی برای «آنسفالومیلیت میالژیک/سندرم خستگی مزمن» (ME/CFS) پیدا کرده‌اند. این بیماری با خستگی شدید و ناتوان‌کننده پس از کمترین فعالیت فیزیکی یا ذهنی شناخته می‌شود.

چرا این کشف اینقدر برای بیماران اهمیت دارد؟
برای دهه‌ها، افراد مبتلا به ME/CFS نه تنها با رنج بیماری، بلکه با ناباوری پزشکان و جامعه نیز دست‌وپنجه نرم کرده‌اند و اغلب به آن‌ها گفته می‌شد که بیماری‌شان «واقعی» نیست یا جنبه روانی دارد. یافتن یک پایه بیولوژیکی و ژنتیکی مشخص، یک «اعتباربخشی» علمی بسیار قدرتمند برای این بیماران است و به طور قاطع ثابت می‌کند که ME/CFS یک بیماری واقعی با ریشه‌های فیزیکی است.

🔹 این مطالعه با مقایسه DNA بیش از ۱۵ هزار فرد مبتلا به ME/CFS با حدود ۲۶۰ هزار فرد سالم، موفق به شناسایی «هشت ناحیه» در ژنوم انسان شد که با ریسک ابتلا به این بیماری در ارتباط هستند. مهم‌تر اینکه، ژن‌های موجود در این نواحی عمدتاً با عملکرد «سیستم ایمنی» و «سیستم عصبی» مرتبط هستند. این یافته با تجربه اکثر بیماران که می‌گویند بیماری‌شان پس از یک عفونت ویروسی آغاز شده، همخوانی دارد.

مطالعه GWAS چیست و «ارتباط ژنتیکی» به چه معناست؟
این مطالعه از نوع «همبستگی سراسر ژنوم» (GWAS) است. در این روش، دانشمندان ژنوم هزاران نفر را بررسی می‌کنند تا ببینند آیا واریانت‌های ژنتیکی خاصی در گروه بیماران، بیشتر از جمعیت عمومی یافت می‌شود یا خیر. این به معنای یافتن «عوامل خطر» است، نه «علت» قطعی. یعنی این ژن‌ها به تنهایی باعث بیماری نمی‌شوند، بلکه ممکن است فرد را در برابر آن آسیب‌پذیرتر کنند.

🔹 نکته بسیار مهم دیگر این است که این مطالعه هیچ ارتباطی بین سیگنال‌های ژنتیکی ME/CFS و سیگنال‌های ژنتیکی شناخته‌شده برای افسردگی یا اضطراب پیدا نکرد. این یافته، فرضیه‌های قدیمی مبنی بر اینکه ME/CFS شکلی از یک بیماری روانی است را بیشتر تضعیف می‌کند. این یک گام بزرگ اولیه است که می‌تواند راه را برای تحقیقات آینده، تشخیص بهتر و در نهایت، یافتن درمان‌های مؤثر برای این بیماری فراموش‌شده هموار کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#پزشکی #ژنتیک #خستگی_مزمن #علوم_اعصاب #سیستم_ایمنی #تحقیقات_علمی
1
🔺 یک میلیون سال دریانوردی تصادفی؟ ابزارهای سنگی جدید، تاریخ انسان در جزایر اندونزی را بازنویسی می‌کند

🔹 کشف ابزارهای سنگی با قدمت حداقل ۱.۰۴ میلیون سال در جزیره سولاوسی اندونزی، دانشمندان را با یک معمای بزرگ روبرو کرده است: انسان‌تباران باستانی چگونه از یک مانع دریایی بزرگ عبور کردند، آن هم در زمانی که به احتمال قوی توانایی ساخت قایق را نداشتند؟

خط والاس: دیوار نامرئی اقیانوس
خط والاس یک مرز زیست‌جغرافیایی نامرئی است که بین جزایر آسیایی و اقیانوسیه قرار دارد. در شرق این خط، گونه‌های جانوری کاملاً متفاوتی زندگی می‌کنند. این خط نشان‌دهنده آب‌های عمیق و جریان‌های شدیدی است که حتی در پایین‌ترین سطح آب دریاها در عصر یخبندان نیز مانعی بزرگ برای عبور بوده‌اند. عبور انسان‌تباران از این خط، یک دستاورد تکاملی بسیار مهم محسوب می‌شود.

🔹 این پژوهش که در ژورنال معتبر Nature منتشر شده، نشان می‌دهد که حضور انسان‌تباران در سولاوسی حداقل ۸۰۰ هزار سال قدیمی‌تر از تصورات قبلی ماست. این یافته، سولاوسی را در کنار جزیره فلورس (محل کشف «هابیت‌ها» یا Homo floresiensis)، به یکی از اولین مقاصد شناخته‌شده انسان‌تباران پس از عبور از دریا تبدیل می‌کند.

چرا عبور تصادفی محتمل‌تر از قایق‌سازی است؟
ساخت قایق و برنامه‌ریزی برای یک سفر دریایی به سرزمینی ناشناخته، نیازمند توانایی‌های شناختی پیشرفته (مانند زبان و تفکر انتزاعی) است که به احتمال زیاد انسان‌تباران ۱ میلیون سال پیش فاقد آن بوده‌اند. فرضیه محتمل‌تر، «عبور تصادفی» است. تصور کنید یک گروه کوچک از انسان‌تباران در کنار ساحل بوده‌اند و یک طوفان یا سونامی، آن‌ها را به همراه بخشی از پوشش گیاهی ساحل (یک کلک طبیعی) به دریا انداخته و جریان‌های اقیانوسی آن‌ها را به صورت کاملاً اتفاقی به سواحل سولاوسی رسانده‌اند.

🔹 این کشف، سوالات هیجان‌انگیز جدیدی را مطرح می‌کند. این مسافران باستانی چه کسانی بودند؟ (احتمالاً گونه Homo erectus). و چه سرنوشتی در این جزیره بزرگ و منزوی پیدا کردند؟ آیا مانند هابیت‌های جزیره فلورس، دچار پدیده «کوتولگی جزیره‌ای» شدند یا مسیر تکاملی متفاوتی را طی کردند؟ باستان‌شناسان اکنون در جستجوی پاسخ این سوالات، در حال کاوش بیشتر در این منطقه شگفت‌انگیز هستند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#باستان_شناسی #دیرینه_شناسی #تکامل_انسان #انسان_نخستین #خط_والاس
🔺 یک ترکیب از ویتامین B3 و چای سبز، به پاکسازی سلول‌های مغزی موش در آزمایشگاه کمک کرد

🔹 دانشمندان در یک پژوهش آزمایشگاهی جدید، یک ترکیب غیردارویی شامل ویتامین B3 و آنتی‌اکسیدان چای سبز را شناسایی کرده‌اند که توانسته به سلول‌های پیر مغز موش کمک کند تا خود را جوان‌سازی کرده و پروتئین‌های مضری را که با بیماری آلزایمر مرتبط هستند، پاک‌سازی کنند.

نکته: تفاوت تحقیقات «در آزمایشگاه» و «در انسان»
این یک مطالعه «درون‌کشتگاهی» (in vitro) است؛ یعنی تمام آزمایش‌ها روی سلول‌هایی که در ظرف آزمایشگاه کشت داده شده‌اند، انجام شده است. این اولین و ابتدایی‌ترین گام در تحقیقات پزشکی است. هزاران ترکیب در این مرحله نتایج امیدوارکننده نشان می‌دهند، اما بعداً در آزمایش‌های انسانی (clinical trials) شکست می‌خورند. بنابراین، این یافته‌ها به هیچ وجه به معنای کشف یک درمان برای انسان نیست.

🔹 چه چیزی در آزمایشگاه مشاهده شد؟

با افزایش سن، سطح انرژی در سلول‌های مغزی کاهش می‌یابد و توانایی آن‌ها برای «خودخواری» (Autophagy) یا همان سیستم پاک‌سازی و بازیافت داخلی سلول، مختل می‌شود. این امر منجر به تجمع پروتئین‌های سمی مانند «آمیلوئید بتا» می‌گردد.
در این تحقیق که در ژورنال GeroScience منتشر شده، محققان دریافتند که تیمار کردن سلول‌های مغزی پیر موش‌های مدل آلزایمر با ترکیبی از نیکوتینامید (نوعی ویتامین B3) و یک ترکیب از چای سبز، سطح یک مولکول انرژی کلیدی به نام GTP را بازیابی کرد. این افزایش انرژی، سیستم پاک‌سازی سلولی را دوباره فعال کرده و به حذف پروتئین‌های آمیلوئید کمک کرد.

مولکول GTP و خودخواری (Autophagy) به زبان ساده
تصور کنید سلول یک شهر است و «خودخواری» سیستم جمع‌آوری زباله آن است. برای اینکه کامیون‌های زباله کار کنند، به سوخت نیاز دارند. در سلول، دو نوع سوخت اصلی وجود دارد: ATP (که همه می‌شناسند) و GTP (که کمتر مورد توجه بوده). این تحقیق نشان می‌دهد که سیستم پاک‌سازی سلولی به شدت به سوخت GTP وابسته است و با افزایش سن، سطح این سوخت کاهش می‌یابد. ترکیب جدید، این منبع سوخت را دوباره پر می‌کند.

🔹 یک هشدار مهم از سوی خود محققان
با وجود این نتایج امیدوارکننده در آزمایشگاه، محقق اصلی این پژوهش هشدار می‌دهد که مسیر رسیدن به یک درمان واقعی بسیار طولانی است. او اشاره می‌کند که در یک آزمایش انسانی اخیر، مصرف خوراکی نیکوتینامید چندان مؤثر نبوده است، زیرا این ماده در جریان خون غیرفعال می‌شود. این نشان می‌دهد که حتی اگر این ترکیب مؤثر باشد، یافتن روشی برای رساندن آن به مغز، خود یک چالش بزرگ است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#علوم_اعصاب #آلزایمر #پیری #زیست_شناسی_سلولی #تحقیقات_پزشکی
🔺 «مرجان مریخی»: کشف سنگی با ظاهری فریبنده که داستان آب در سیاره سرخ را روایت می‌کند

🔹 مریخ‌نورد «کنجکاوی» ناسا تصویری از یک ساختار کوچک و زیبا در دهانه «گیل» ارسال کرده که به طرز شگفت‌انگیزی به یک شاخه مرجان شباهت دارد. اما پیش از هرگونه هیجان، باید بدانیم که این یک فسیل یا بقایای موجود زنده نیست، بلکه یک سنگ کوچک با داستانی چند میلیارد ساله برای گفتن است.

پاریدولیا: چرا در ابرها صورت می‌بینیم؟
مغز انسان برای تشخیص الگوها تکامل یافته است. این توانایی آنقدر قوی است که ما اغلب در داده‌های تصادفی، الگوهای آشنا می‌بینیم؛ مانند دیدن چهره در ابرها، ماه یا پریز برق. به این پدیده روان‌شناختی «پاریدولیا» یا «معنی‌پنداری» می‌گویند. دیدن شکل «مرجان» در این سنگ مریخی نیز نمونه‌ای زیبا از همین پدیده است که مغز ما را فریب می‌دهد.

🔹 این ساختار پیچیده، یک اثر هنری است که توسط دو هنرمند بزرگ مریخ، یعنی «آب» و «باد»، در طول میلیاردها سال خلق شده است.

دستور پخت «مرجان مریخی» چیست؟
۱- میلیاردها سال پیش، زمانی که آب مایع در مریخ جریان داشت، این آب که سرشار از مواد معدنی بود، به درون شکاف‌های سنگ‌های بستر نفوذ کرد.
۲- با گذشت زمان، آب تبخیر شد و مواد معدنی سخت‌تر و مقاوم‌تری را در این شکاف‌ها به جا گذاشت (مانند رگه‌های معدنی).
۳- در میلیون‌ها سال بعد، بادهای مریخ که حامل ذرات شن بودند، مانند یک سنباده‌کش کیهانی عمل کرده و سنگ نرم‌تر اطراف را فرسایش دادند.
۴- آنچه امروز باقی مانده، تنها همان رگه‌های معدنی سخت و مقاوم است که اکنون به شکل این شاخه‌های مرجان‌مانند خودنمایی می‌کند.

🔹 این «مرجان» کوچک که تنها حدود ۲.۵ سانتی‌متر عرض دارد، به خودی خود یک سنگ زیباست، اما اهمیت واقعی آن در داستانی است که روایت می‌کند: این یک شاهد مستقیم دیگر بر وجود آب پایدار در گذشته مریخ است؛ آبی که برای شکل‌گیری چنین ساختارهایی زمان کافی داشته و شرط اصلی برای وجود حیات آن‌گونه که ما می‌شناسیم، بوده است.

[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#مریخ #ناسا #فضا #زمین_شناسی #مریخ_نورد_کنجکاوی #پاریدولیا
🔺 «رقص ابدی اتم‌ها»: دانشمندان برای اولین بار حرکت کوانتومی مولکول‌های پیچیده را به تصویر کشیدند

🔹 در دنیای شهودی ما، اگر چیزی را تا دمای صفر مطلق (-۲۷۳.۱۵ درجه سانتی‌گراد) سرد کنیم، باید کاملاً از حرکت بایستد. اما دنیای کوانتوم قوانین متفاوتی دارد. یک پژوهش پیشگامانه که در ژورنال معتبر Science منتشر شده، برای اولین بار موفق شده است «رقص ابدی» و هماهنگ اتم‌ها را در یک مولکول پیچیده، حتی در پایین‌ترین سطح انرژی ممکن، به صورت مستقیم به تصویر بکشد.

حرکت نقطه صفر چیست؟
این یکی از عجیب‌ترین نتایج اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است. این اصل می‌گوید شما هرگز نمی‌توانید همزمان مکان و سرعت یک ذره را با دقت کامل بدانید. اگر یک ذره کاملاً ساکن بود (سرعت صفر)، شما سرعت آن را با دقت کامل می‌دانستید، پس مکان آن باید کاملاً نامشخص باشد که این غیرممکن است. در نتیجه، ذرات همیشه باید یک حداقل انرژی و لرزش ذاتی داشته باشند تا این قانون نقض نشود. به این لرزش دائمی و گریزناپذیر، «حرکت نقطه صفر» می‌گویند.

🔹 دانشمندان مدت‌ها بود که می‌دانستند این حرکت وجود دارد، اما مشاهده آن در مولکول‌های پیچیده و به صورت جمعی، یک چالش بزرگ بود. آن‌ها در این تحقیق، مولکول «یدوپیریدین» (متشکل از ۱۱ اتم) را بررسی کردند. نتیجه شگفت‌انگیز بود: اتم‌ها نه به صورت تصادفی، بلکه به شکلی کاملاً هماهنگ و در قالب الگوهای مشخصی (مانند یک گروه رقص با کُرِئوگرافی دقیق) با یکدیگر می‌لرزیدند.

چگونه از یک رقص نامرئی عکس می‌گیرند؟
محققان از یک روش هوشمندانه به نام «تصویربرداری انفجار کولنی» استفاده کردند:
۱- با استفاده از قوی‌ترین لیزر اشعه ایکس جهان (European XFEL)، یک پالس فوق‌العاده کوتاه و شدید به مولکول تابانده می‌شود.
۲- این پالس، تعداد زیادی از الکترون‌های مولکول را از جای خود خارج می‌کند.
۳- اتم‌ها که اکنون بار مثبت پیدا کرده‌اند، یکدیگر را با شدت دفع کرده و مولکول «منفجر» می‌شود.
۴- یک آشکارساز فوق حساس به نام COLTRIMS، تکه‌های حاصل از این انفجار را ثبت کرده و از روی مسیر حرکت آن‌ها، ساختار دقیق مولکول را در لحظه قبل از انفجار «بازسازی» می‌کند. این مانند گرفتن یک عکس با سرعت فلاش یک میلیاردم یک میلیاردم ثانیه است!

🔹 این دستاورد یک پیشرفت تاریخی در توانایی ما برای مشاهده جهان کوانتوم است. همانطور که محققان می‌گویند، هدف بعدی آن‌ها ساختن «فیلم‌های کوتاه» از فرآیندهای مولکولی است تا نه تنها رقص اتم‌ها، بلکه رقص بسیار سریع‌تر الکترون‌ها را نیز به تصویر بکشند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#فیزیک_کوانتوم #شیمی #علمی #فناوری #مولکول #لیزر
🔺 هوش مصنوعی، انشای ۱۱ سالگی و پیش‌بینی آینده: یک تحقیق شگفت‌انگیز و بحث‌برانگیز

🔹 آیا یک انشای کوتاه که در ۱۱ سالگی نوشته شده، می‌تواند سرنوشت تحصیلی و شناختی یک فرد را دهه‌ها بعد پیش‌بینی کند؟ یک پژوهش جدید و تکان‌دهنده که در ژورنال Communications Psychology منتشر شده، نشان می‌دهد که مدل‌های زبان بزرگ (LLM) می‌توانند با تحلیل این انشاها، پیش‌بینی‌هایی ارائه دهند که به اندازه ارزیابی یک معلم دقیق، و حتی از داده‌های ژنتیکی نیز قوی‌تر است.

🔹 این تحقیق از یک مجموعه داده منحصر به فرد استفاده کرده است: هزاران انشای حدوداً ۲۵۰ کلمه‌ای که کودکان بریتانیایی در دهه ۱۹۵۰ در سن ۱۱ سالگی نوشته‌اند و به تازگی دیجیتالی شده‌اند. محققان با استفاده از هوش مصنوعی، این انشاها را تحلیل کرده و نتایج آن را با سرنوشت همان افراد در بزرگسالی مقایسه کردند.

هوش مصنوعی چگونه انشا را «می‌فهمد»؟
این مدل‌ها از روشی به نام «جاسازی متن» (Text Embedding) استفاده می‌کنند. آن‌ها هر انشا را به یک «اثر انگشت عددی» پیچیده تبدیل می‌کنند که سبک، ساختار، غنای واژگان و پیچیدگی معنایی متن را در صدها بُعد مختلف ثبت می‌کند. این اثر انگشت سپس به یک مدل یادگیری ماشین داده می‌شود تا الگوهای پنهان در آن را با نتایج آینده افراد (مانند سطح تحصیلات یا توانایی شناختی) مرتبط کند.

🔹 نتایج شگفت‌انگیز:
پیش‌بینی‌های هوش مصنوعی بر اساس همین انشای کوتاه، با ارزیابی معلمانی که آن کودکان را برای سال‌ها می‌شناختند، «برابری» می‌کرد. شگفت‌انگیزتر اینکه، این پیش‌بینی‌ها به طور قابل توجهی از پیش‌بینی‌های مبتنی بر «امتیازهای پلی‌ژنیک» (پیش‌بینی‌های ژنتیکی) بهتر بود. این یافته نشان می‌دهد که مهارت‌های بیانی و نحوه سازماندهی افکار در قالب کلمات در سنین پایین، یک شاخص فوق‌العاده قدرتمند از توانایی‌های شناختی و غیرشناختی فرد است.

یک ابزار قدرتمند یا یک «پیش‌گوی» خطرناک؟ ملاحظات اخلاقی

این یافته‌ها به همان اندازه که هیجان‌انگیز هستند، نگرانی‌های اخلاقی عمیقی را نیز به همراه دارند.

- این یک پیش‌گویی قطعی نیست: این مدل‌ها «همبستگی‌های آماری» را در یک جمعیت بزرگ پیدا می‌کنند و سرنوشت یک «فرد» را تعیین نمی‌کنند. همیشه استثنائات و عوامل بی‌شمار دیگری (محیط، شانس، اراده) وجود دارند.

- خطر برچسب‌گذاری و جبرگرایی: استفاده از چنین ابزارهایی در مدارس می‌تواند منجر به برچسب زدن به کودکان و محدود کردن فرصت‌های آن‌ها بر اساس یک پیش‌بینی الگوریتمی شود.

- تعصبات پنهان: اگر مدل بر روی داده‌های تاریخی که حاوی تعصبات اجتماعی هستند آموزش ببیند، می‌تواند همان تعصبات را علیه گروه‌های محروم بازتولید و تقویت کند.

🔹 این پژوهش بیش از هر چیز، قدرت نهفته در «زبان» را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که هوش مصنوعی ابزاری بی‌سابقه برای رمزگشایی از آن است. با این حال، استفاده مسئولانه از این ابزار و تمرکز بر حمایت از افراد به جای پیش‌بینی سرنوشت آن‌ها، بزرگترین چالشی است که این فناوری پیش روی ما قرار می‌دهد.

[منبع] [منبع]
🆔 @Science_Focus
#هوش_مصنوعی #روانشناسی #جامعه_شناسی #یادگیری_ماشین #علم_داده_ها #اخلاق_در_فناوری
🔺 آیا حساسیت بالا یک سپر دفاعی روانی است؟ تحقیقی که یک باور رایج را به چالش می‌کشد

🔹 بسیاری تصور می‌کنند که «حساسیت بالا» یک نقطه ضعف است که فرد را در برابر استرس و مشکلات روانی شکننده‌تر می‌کند. اما یک پژوهش جدید که در ژورنال گزارش‌های روانشناسی منتشر شده، این ایده را به شکلی غافلگیرکننده به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد این ویژگی ممکن است مانند یک «سپر دفاعی شناختی» عمل کند.

«فرد بسیار حساس» (HSP) به چه معناست؟
این یک اصطلاح روانشناسی برای توصیف افرادی است که سیستم عصبی آن‌ها به طور ذاتی به محرک‌های فیزیکی، اجتماعی و عاطفی، پاسخ قوی‌تری می‌دهد. این افراد به جزئیات و ظرافت‌های محیط خود بسیار آگاهند، خلاقیت بالایی دارند، اما در عین حال ممکن است سریع‌تر دچار برانگیختگی یا خستگی حسی شوند. این یک ویژگی شخصیتی است، نه یک اختلال.

🔹 این تحقیق به بررسی «تجارب ادراکی نامتعارف» (مانند شنیدن صداها یا دیدن چیزهایی که دیگران نمی‌بینند) پرداخت. برخلاف انتظار، مشخص شد که حساسیت بالا به خودی خود باعث افزایش این تجارب نمی‌شود. اما یافته شگفت‌انگیز زمانی آشکار شد که محققان ویژگی دیگری به نام «استعداد به روان‌پریشی» را نیز در نظر گرفتند.

پارادوکس حساسیت: ترمز در برابر ریسک
این یافته کلیدی تحقیق است:

- افرادی که «استعداد به روان‌پریشی» بالایی دارند، همانطور که انتظار می‌رود، تجارب ادراکی نامتعارف بیشتری را گزارش می‌دهند.

- اما اگر همین افراد، «حساسیت بالا» نیز داشته باشند، این ویژگی مانند یک «ترمز» یا «سپر دفاعی» عمل کرده و احتمال گزارش این تجارب را کاهش می‌دهد!
به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد حساسیت بالا به افراد کمک می‌کند تا این تجارب درونی را بهتر پردازش، مدیریت و فیلتر کنند و آن‌ها را به عنوان بخشی از دنیای درونی خود بپذیرند، بدون آنکه این تجارب لزوماً به یک مشکل بالینی تبدیل شوند.

🔹 این یافته‌ها، دیدگاه‌های ساده‌انگارانه را که هر تجربه نامتعارفی را نشانه‌ای از بیماری می‌دانند، به چالش می‌کشد. این تحقیق نشان می‌دهد که حساسیت بالا، نه یک شکنندگی، بلکه نوعی «پیچیدگی روانی» است که می‌تواند به تاب‌آوری فرد کمک کند. لازم به ذکر است که این یک مطالعه همبستگی است و برای اثبات رابطه علت و معلولی به تحقیقات بیشتری نیاز است، اما گامی مهم در جهت کاهش انگ و درک بهتر تنوع تجارب انسانی است.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #سلامت_روان #حساسیت_بالا #علوم_اعصاب #تنوع_عصبی #شخصیت
🔺 کشف فسیل یک پستاندارسان اولیه، شکاف ۴۰ میلیون ساله تکاملی را پر کرد

🔹 دیرینه‌شناسان با کشف یک تکه فک و یک دندان کوچک در گرینلند، گونه جدیدی از یک گروه منقرض‌شده از خویشاوندان پستانداران را شناسایی کرده و یک معمای ۴۰ میلیون ساله در تاریخ تکامل را روشن‌تر کرده‌اند. این گونه جدید که Nujalikodon cassiopeiae نام گرفته، قدیمی‌ترین عضو قطعی گروه خود محسوب می‌شود.

«داکودونت‌ها» چه بودند؟
داکودونت‌ها گروهی از «پستاندارسانان» (Mammaliaforms) بودند که در دوران دایناسورها زندگی می‌کردند. آن‌ها پستاندار واقعی نبودند، اما خویشاوندان بسیار نزدیکی محسوب می‌شدند. ویژگی برجسته آن‌ها داشتن دندان‌های بسیار پیچیده بود که به آن‌ها اجازه می‌داد رژیم غذایی متنوعی داشته باشند و از نظر اکولوژیکی بسیار موفق باشند. با این حال، این گروه بدون به جا گذاشتن هیچ نسل زنده‌ای، منقرض شدند.

🔹 این کشف جدید از این جهت اهمیت دارد که یک «تبار شبح» را به میزان قابل توجهی کوتاه می‌کند. این فسیل که قدمت آن به اوایل دوره ژوراسیک بازمی‌گردد، شکاف ۴۰ میلیون ساله‌ای که بین اولین اعضای احتمالی داکودونت‌ها و نسل‌های متنوع بعدی آن‌ها وجود داشت را به ۳۳ میلیون سال کاهش می‌دهد.

«تبار شبح» (Ghost Lineage) در دیرینه‌شناسی چیست؟
تصور کنید یک آلبوم عکس خانوادگی دارید. شما عکس پدربزرگتان و عکس جد بزرگتان را دارید، اما هیچ عکسی از پدرِ پدربزرگتان در دست نیست. شما می‌دانید که او وجود داشته، اما هیچ مدرک فیزیکی از او ندارید. آن بخش خالی در آلبوم شما، یک «تبار شبح» است. در دیرینه‌شناسی نیز، وقتی می‌دانیم یک گروه باید در یک دوره زمانی وجود داشته باشد اما فسیلی از آن پیدا نکرده‌ایم، با یک تبار شبح روبرو هستیم. این کشف جدید، مانند پیدا کردن اولین عکس از آن جد گمشده است.

🔹 این دندان کوچک، اطلاعات بسیار مهمی را فاش می‌کند. ساختار آن یک حالت «میانی» بین دندان‌های ساده اجداد قدیمی‌تر و دندان‌های بسیار پیچیده داکودونت‌های بعدی را نشان می‌دهد و به دانشمندان سرنخ می‌دهد که این ویژگی کلیدی چگونه تکامل یافته است. علاوه بر این، پیدا شدن این فسیل در گرینلند، این نظریه را تقویت می‌کند که داکودونت‌ها ابتدا در منطقه‌ای که امروز شامل اروپا و گرینلند است پدید آمده و سپس در سراسر نیمکره شمالی پراکنده شده‌اند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#دیرینه_شناسی #تکامل #پستانداران_نخستین #فسیل #داکودونت #ژوراسیک
🔺 معمای ستاره‌های نخستین: چرا هیچ اثری از خود به جا نگذاشته‌اند؟ یک نظریه جدید پاسخ می‌دهد

🔹 کیهان‌شناسان دهه‌ها با یک معمای بزرگ روبرو بوده‌اند: ستاره‌های نسل اول که در «سپیده‌دم کیهانی» متولد شدند کجا هستند و چرا ما تقریباً هیچ اثری از «خاکستر» شیمیایی آن‌ها در ستاره‌های نسل‌های بعدی پیدا نمی‌کنیم؟ اکنون، یک شبیه‌سازی کامپیوتری پیشرفته که نتایج آن در ژورنال Astrophysical Journal Letters منتشر شده، پاسخی زیبا و غافلگیرکننده برای این معما ارائه می‌دهد.

معمای «خاکستر گمشده» چیست؟
ستاره‌ها مانند کارخانه‌های تولید عناصر عمل می‌کنند. طبق نظریه‌های استاندارد، ستاره‌های نسل اول باید غول‌هایی با جرمی بیش از ۱۰۰ برابر خورشید بوده باشند. چنین ستاره‌هایی در پایان عمر خود در انفجارهای ابرنواختری عظیمی از هم پاشیده و «خاکستر» خود، یعنی عناصر سنگین، را در فضا پراکنده می‌کنند. ستاره‌های نسل‌های بعدی باید از این گاز آغشته به خاکستر متولد شوند. اما وقتی ما قدیمی‌ترین ستاره‌های کهکشان خود را مطالعه می‌کنیم، این امضای شیمیایی مورد انتظار را پیدا نمی‌کنیم.

🔹 نظریه قدیمی: غول‌های تنها. تصویر کلاسیک این بود که ستاره‌های نخستین به صورت منفرد و از ابرهای گازی آرام و عظیم متولد می‌شدند.
🔹 نظریه جدید: آشفتگی و خوشه‌های کوچک. شبیه‌سازی جدید نشان می‌دهد که محیط کیهان اولیه بسیار خشن‌تر از تصور ما بوده است. ابرهای گازی که اولین ستاره‌ها را به وجود آوردند، دچار «آشفتگی فراصوت» (جریان‌های گازی با سرعتی بیش از ۵ برابر سرعت صوت) بودند.

راه حل معما: آشفتگی چگونه همه چیز را تغییر می‌دهد؟
این آشفتگی شدید مانند یک مخلوط‌کن کیهانی عمل کرده و ابر گازی عظیم را به جای آنکه اجازه دهد به صورت یکپارچه رمبش کرده و یک ستاره غول‌پیکر بسازد، به «تکه‌های کوچک‌تر» و متعدد خرد کرده است. در نتیجه، به جای یک ستاره ۱۰۰ برابر خورشید، خوشه‌ای از چندین ستاره «کم‌جرم‌تر» (مثلاً با جرمی حدود ۸ برابر خورشید در این شبیه‌سازی) متولد شده‌اند.

🔹 این تغییر در اندازه، سرنوشت ستاره‌ها را به کلی دگرگون می‌کند. ستاره‌های کم‌جرم‌تر، زندگی و مرگ متفاوتی دارند. آن‌ها ممکن است به شکل ابرنواخترهای متفاوتی منفجر شوند یا حتی بدون انفجار، مستقیماً به سیاه‌چاله تبدیل شوند. در هر صورت، «خاکستر» شیمیایی که از خود به جا می‌گذارند، با آنچه از یک ستاره غول‌پیکر انتظار می‌رود، کاملاً متفاوت است. این نظریه به زیبایی توضیح می‌دهد که چرا ما آن امضای شیمیایی مورد انتظار را پیدا نمی‌کنیم.

🔹 این پژوهش، که بر اساس یکی از پیشرفته‌ترین شبیه‌سازی‌های کیهانی انجام شده، دیدگاه ما را نسبت به تولد اولین ساختارها در جهان تغییر می‌دهد و راه را برای مشاهدات آینده با تلسکوپ جیمز وب هموارتر می‌کند.

[منبع]
🆔 @Science_Focus
#کیهان_شناسی #اختروفیزیک #ستاره_شناسی #بیگ_بنگ #جیمز_وب #شبیه_سازی_علمی