Can anyone be their own therapist?
آیا هر کسی میتواند درمانگر خودش باشد؟
این پرسش ذهن بسیاری از افراد را درگیر میکند. شاید دقیقتر باشد اگر بپرسیم:
آیا هر کسی میتواند خودش را درمان کند؟
پاسخ این سؤال به سه پرسش اساسی وابسته است:
- مشکل دقیقاً چیست و شدت آن چقدر است؟
- در فرایند درمان چه اتفاقی میافتد؟
- مسیر درمان چگونه پیش میرود؟
مشکل درمانجو دقیقاً چیست؟
اگر مشکل چندان جدی نبود چی؟
🖌Hurmand
Reference:
Self knowledge + Article
The article:
Title: Is guided self-help as effective as face-to-face psychotherapy for depression and anxiety disorders? A systematic review and meta-analysis of comparative outcome studies
Author(s): P. Cuijpers, T. Donker, A. van Straten, J. Li, and G. Andersson
Department / Affiliation: Department of Clinical Psychology, VU University Amsterdam, The Netherlands (and EMGO Institute for Health and Care Research, VU University Amsterdam and VU University Medical Center)
DOI: here
#رواندرمانی #نادانستههای_رواندرمانی
#TherapyTruths
آیا هر کسی میتواند درمانگر خودش باشد؟
این پرسش ذهن بسیاری از افراد را درگیر میکند. شاید دقیقتر باشد اگر بپرسیم:
آیا هر کسی میتواند خودش را درمان کند؟
پاسخ این سؤال به سه پرسش اساسی وابسته است:
- مشکل دقیقاً چیست و شدت آن چقدر است؟
- در فرایند درمان چه اتفاقی میافتد؟
- مسیر درمان چگونه پیش میرود؟
مشکل درمانجو دقیقاً چیست؟
گاهی تصور میشود برخی مشکلات سطحیاند و با خواندن چند کتاب یا گوشدادن به پادکست حل میشوند. اما شواهد پژوهشی نشان میدهد این تصور اغلب نادرست است.
برای ارزیابی شدت مشکل، دو سؤال بالینی مهم مطرح است:
۱. آیا این مسئله باعث رنج قابلتوجهی شده است؟ این رنج چقدر عمیق است و آیا افراد مهم زندگی فرد را نیز تحت تأثیر قرار داده؟
۲. آیا این مشکل باعث اختلال جدی در کار، روابط یا فعالیتهای روزمره شده است؟
اگر پاسخ به این دو سؤال مثبت باشد و شدت رنج و اختلال کارکرد بالا باشد، مسئله سطحی نیست. در چنین شرایطی مراجعه به متخصص اولویت دارد؛ زیرا احتمال نیاز به کمک تخصصی وجود دارد. مطالعات متعدد نشان میدهند که برای مشکلات متوسط تا شدید، خودیاریِ بدون هدایت حرفهای معمولاً کافی نیست و میتواند منجر به تأخیر در درمان شود.
اگر مشکل چندان جدی نبود چی؟
در این مرحله سؤال دوم اهمیت پیدا میکند: در درمان چه اتفاقی میافتد؟یادته پرسیدم: مسیر درمان چگونه است؟
درمانگر فردی است که بدون قضاوت و با صبوری گوش میدهد. او فضایی فراهم میکند تا فرد حس درکشدن را تجربه کند و سپس با نگاهی چندبُعدی و نسبتاً بیطرف، به او کمک میکند راهحل را بیابد. یکی از مزایای اصلی درمانگر، عینیت نسبی اوست؛ چیزی که فرد بهتنهایی بهسختی میتواند برای خود فراهم کند، زیرا ذهن انسان معمولاً دچار سوگیری تأییدی و اجتناب هیجانی است.
اگر فرد بتواند:
- تا حدی به خود حس درکشدن بدهد،
- با احساساتش صادقانه روبهرو شود (نه اینکه بخواهد آنها را حذف یا سرکوب کند)،
- مشکل آنقدر جدی نباشد که آسیب معناداری به زندگی او یا اطرافیانش وارد کرده باشد،
- و بتواند مسئله را بدون قضاوت و جبههگیری بررسی کند،
در این صورت استفاده از منابع خودیاری مبتنی بر شواهد (کتابهای معتبر، برنامههای دیجیتال ساختارمند یا منابع علمی) میتواند به بهبود کمک کند. البته باید توجه داشت که خودیاری هدایتشده (با پشتیبانی محدود یک متخصص) معمولاً مؤثرتر از خودیاری کاملاً مستقل است.
در مسیر درمان، خود فرد مسئول اصلی تغییر است. درمانگر مسیر را نشان میدهد و فرایند را تسهیل میکند؛ این فرد است که راه را طی میکند. درمانگر جایگزین فرد نیست، بلکه تسهیلگر فرایند تغییر است.
🖌Hurmand
Reference:
Self knowledge + Article
The article:
Title: Is guided self-help as effective as face-to-face psychotherapy for depression and anxiety disorders? A systematic review and meta-analysis of comparative outcome studies
Author(s): P. Cuijpers, T. Donker, A. van Straten, J. Li, and G. Andersson
Department / Affiliation: Department of Clinical Psychology, VU University Amsterdam, The Netherlands (and EMGO Institute for Health and Care Research, VU University Amsterdam and VU University Medical Center)
DOI: here
#رواندرمانی #نادانستههای_رواندرمانی
#TherapyTruths
❤1
🔻فرگشت یعنی اینکه اگر شما در باشگاه برای مدت طولانی برای خود عضله بسازید، این ویژگی به فرزند شما منتقل خواهد شد ؟
Anonymous Quiz
15%
بله با اینکار میتوانم ژن عضلات قوی را به فرزندم منتقل کنم
85%
خیر
نظریه توارث ویژگیهای اکتسابی از لامارک چه میگفت؟
Anonymous Quiz
76%
زرافههایی گردنشون رو کش میدادند که به برگهای بالای درخت برسن و گردنشون دراز شد.
24%
فقط زرافه هایی که گردنشان به شکل تصادفی بلند بود بقا پیدا کردند.
در کدام نظریه گونهها هر از گاهی، بهخاطر یه فاجعهی بزرگ (مثل سیل یا زلزلهی عظیم)، یهو منقرض میشن، و بعدش گونههای جدید جاشون رو میگیرن؟
Anonymous Quiz
44%
نظریه لامارک
56%
نظریه کوویه
⭕️پاسخنامه (پیشاداورین)
بیا امروز یه دورهی کامل بزنیم؛ از اونجایی که آدمها هنوز فکر میکردن گونهها یهجورایی "دارن به سمت کمال پیش میرن"، تا اونجایی که بالاخره فهمیدیم توارث دقیقاً چطوری کار میکنه. سعی میکنم مثل یه گفتوگوی معمولی پیش برم، با مثالهای ساده، تا همهچیز دستت بیاد.
خب اول بگم که داروین اولین نفری نبود که فکر میکرد گونهها تغییر میکنن. قبل از اون، دو تا دیدگاه معروف وجود داشت.
اولی، لامارک بود. لامارک🔻 فکر میکرد گونهها بهطور طبیعی دارن به سمت شکلهای "بالاتر" پیشرفت میکنن، و مکانیزمی که پیشنهاد داد این بود: توارث ویژگیهای اکتسابی. یعنی چی؟ یعنی اگه تو یه چیزی رو در طول زندگیت به دست بیاری، میتونی اون رو به بچهت منتقل کنی. مثال کلاسیکش هم زرافههاست: لامارک میگفت زرافهها گردنشون رو کش میدادن که به برگهای بالای درخت برسن، و همین کشیدن گردن، باعث میشد گردن بلندتری داشته باشن، و این گردن بلندشده رو هم به بچههاشون منتقل میکردن. البته الان میدونیم این نظریه غلطه — اگه تو باشگاه بری و عضله بسازی، بچهت با عضلات آماده به دنیا نمیاد!
دومی، کوویه🔻 بود. کوویه یه ایدهی کاملاً متفاوت داشت به اسم فاجعهگرایی. اون میگفت گونهها هر از گاهی، بهخاطر یه فاجعهی بزرگ (مثل سیل یا زلزلهی عظیم)، یهو منقرض میشن، و بعدش گونههای جدید جاشون رو میگیرن. یعنی یهجور بازنشانی مداوم.
قبل از داروین، حتی بدون اینکه کسی مکانیزم دقیق فرگشت رو بدونه، سه تا سرنخ مهم وجود داشت که نشون میداد یه اتفاقی داره میافته:
اول، ساختارهای همولوگ🔻 یعنی وقتی اسکلت دست انسان، بال خفاش، و بالهی نهنگ رو کنار هم میذاری، میبینی که ترتیب استخوانهاشون خیلی شبیه همه — حتی با اینکه یکی برای گرفتن چیزهاست، یکی برای پرواز، یکی برای شنا. انگار همه از روی یه "الگوی پایه" ساخته شدن و بعد هرکدوم برای کار خودشون تغییر کردن. (عکس)
دوم، فسیلها🔻 وقتی لایههای مختلف زمین رو نگاه میکنی، میبینی گونهها در طول زمان عوض شدن. مثلاً فسیلهای اسب رو که کنار هم بذاری، از یه جونور کوچیک چندانگشتی شروع میشه و آرومآروم به اسب تکسم امروزی میرسه.(عکس)
سوم، رویانشناسی🔻 این یکی جالبه: اگه جنین انسان، جنین مرغ، و جنین ماهی رو در مراحل اولیهی رشد کنار هم بذاری، همشون یه ساختارهایی شبیه شکاف آبشش دارن! این یعنی یهجایی، یه نیای مشترک داشتن.(عکس )
اطلاعات بیشتر کلیک کنید
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
بیا امروز یه دورهی کامل بزنیم؛ از اونجایی که آدمها هنوز فکر میکردن گونهها یهجورایی "دارن به سمت کمال پیش میرن"، تا اونجایی که بالاخره فهمیدیم توارث دقیقاً چطوری کار میکنه. سعی میکنم مثل یه گفتوگوی معمولی پیش برم، با مثالهای ساده، تا همهچیز دستت بیاد.
🔻قبل از داروین: دو تا ایدهی رقیب
خب اول بگم که داروین اولین نفری نبود که فکر میکرد گونهها تغییر میکنن. قبل از اون، دو تا دیدگاه معروف وجود داشت.
اولی، لامارک بود. لامارک🔻 فکر میکرد گونهها بهطور طبیعی دارن به سمت شکلهای "بالاتر" پیشرفت میکنن، و مکانیزمی که پیشنهاد داد این بود: توارث ویژگیهای اکتسابی. یعنی چی؟ یعنی اگه تو یه چیزی رو در طول زندگیت به دست بیاری، میتونی اون رو به بچهت منتقل کنی. مثال کلاسیکش هم زرافههاست: لامارک میگفت زرافهها گردنشون رو کش میدادن که به برگهای بالای درخت برسن، و همین کشیدن گردن، باعث میشد گردن بلندتری داشته باشن، و این گردن بلندشده رو هم به بچههاشون منتقل میکردن. البته الان میدونیم این نظریه غلطه — اگه تو باشگاه بری و عضله بسازی، بچهت با عضلات آماده به دنیا نمیاد!
دومی، کوویه🔻 بود. کوویه یه ایدهی کاملاً متفاوت داشت به اسم فاجعهگرایی. اون میگفت گونهها هر از گاهی، بهخاطر یه فاجعهی بزرگ (مثل سیل یا زلزلهی عظیم)، یهو منقرض میشن، و بعدش گونههای جدید جاشون رو میگیرن. یعنی یهجور بازنشانی مداوم.
🔻اما چه مدارکی از قبل برای فرگشت وجود داشت؟
قبل از داروین، حتی بدون اینکه کسی مکانیزم دقیق فرگشت رو بدونه، سه تا سرنخ مهم وجود داشت که نشون میداد یه اتفاقی داره میافته:
اول، ساختارهای همولوگ🔻 یعنی وقتی اسکلت دست انسان، بال خفاش، و بالهی نهنگ رو کنار هم میذاری، میبینی که ترتیب استخوانهاشون خیلی شبیه همه — حتی با اینکه یکی برای گرفتن چیزهاست، یکی برای پرواز، یکی برای شنا. انگار همه از روی یه "الگوی پایه" ساخته شدن و بعد هرکدوم برای کار خودشون تغییر کردن. (عکس)
دوم، فسیلها🔻 وقتی لایههای مختلف زمین رو نگاه میکنی، میبینی گونهها در طول زمان عوض شدن. مثلاً فسیلهای اسب رو که کنار هم بذاری، از یه جونور کوچیک چندانگشتی شروع میشه و آرومآروم به اسب تکسم امروزی میرسه.(عکس)
سوم، رویانشناسی🔻 این یکی جالبه: اگه جنین انسان، جنین مرغ، و جنین ماهی رو در مراحل اولیهی رشد کنار هم بذاری، همشون یه ساختارهایی شبیه شکاف آبشش دارن! این یعنی یهجایی، یه نیای مشترک داشتن.(عکس )
اطلاعات بیشتر کلیک کنید
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
🔻Channel:@SciencePSY1
🔻مقاله مهمی که در آن آشکار شد که «هر گونهای همیشه بیشتر از اونی که محیط بتونه تأمین کنه، بچه تولید میکنه» از چه کسی بود؟ و حامل کدام مفهوم مهم بود؟
Anonymous Quiz
86%
توماس مالتوس- تنازع بقا
14%
لامارک- انتخاب جنسی
🔻سه شرط اصلی انتخاب طبیعی کدام اند؟
Anonymous Quiz
30%
انتخاب جنسی/تولید مثل افتراقی/تنوع زیستی
45%
تنوع زیستی/وراثت/تولید مثل افتراقی
20%
تنوع زیستی/انتخاب طبیعی/انتخاب جنسی
5%
انتخاب طبیعی/تولید مثل افتراقی/تنوع اکتسابی
🔻اگر در جمعیتی فرضی از یک پروانهی جنگلی، تمامی اعضای گونه به واسطهی شباهت ژنتیکیِ صددرصدی دارای بالهایی با رنگ کاملاً یکدست و یکنواخت باشند، مکانیزم انتخاب طبیعی با چه وضعیتی روبهرو خواهد شد؟
Anonymous Quiz
57%
همچنان کارآمد خواهد بود، زیرا پروانهها میتوانند با تغییر رفتار محیطی خود شانس بقا را حفظ کنند.
43%
خنثی و متوقف میشود،بدون وجود تمایزات فردی اساساً بستری برای تفکیک، مقایسه و انتخاب ایجاد نخواهد شد.
🔻اگر فردی بر اثر تمرینات طاقتفرسای ورزشی حجم توده عضلانی چشمگیری به دست آورد اما ساختار DNA سلولهای جنسی وی دچار جهش توارثپذیر نشده باشد، این دگرگونی جسمانی چه نقشی در مسیر فرگشتی گونه ایفا میکند؟
Anonymous Quiz
31%
به علت بهبود عملکرد فرد، این ویژگی اکتسابی به عنوان یک مزیت انتخابی تدریجاً درنسل وی تثبیت میشود
69%
خیر.تنها تغییراتِ ثبتشده در ژنوم که به نسل بعد منتقل میشوند پیشران فرگشت هستند.
🔻در مفهوم “موفقیت تولیدمثلی افتراقی” که ستون سوم انتخاب طبیعی است، دقیقاً چه چیزی سنجیده میشود؟
Anonymous Quiz
14%
توانایی مطلقِ یک موجود برای زنده ماندن تا حداکثر طول عمرِ بیولوژیکیِ گونهی خود.
14%
تعداد کلِ فرزندان تولیدشده توسط یک فرد، بدون توجه به وضعیت سایر اعضای جمعیت.
71%
توانایی فرد در تولید مثلِ بیشتر و انتقال موفقترِ ژنها به اعضایِ همان جمعیت در یک شرایط محیطی مشابه
0%
میزانِ قدرت بدنی فرد در نزاعهای درونگونهای برای به دست آوردنِ منابع غذایی بیشتر.
⭕️پاسخنامه داروین 1
داستان از سال ۱۸۳۱ شروع میشه، وقتی داروین جوون سوار یه کشتی به اسم بیگل میشه و پنج سال میره دور دنیا میگرده. یکی از مهمترین توقفهاش جزایر گالاپاگوسه. اونجا داروین یه چیز جالب میبینه: پرندههای کوچیکی به اسم سهره، که تو هر جزیره منقارشون فرق داره! بعضیها منقار کلفت و کوتاه دارن (برای شکستن دونههای سخت)، بعضیها منقار باریک و بلند (برای خوردن حشره)، بعضیها هم مخصوص کاکتوسن. داروین بعداً میفهمه همهی این سهرهها از یه جد مشترک اومدن، ولی چون هر جزیره غذای متفاوتی داشته، فشار محیط باعث شده منقارشون در طول نسلها فرق کنه. این یعنی انتخاب طبیعی رو داشتی زنده و در حال کار میدیدی.
اما جرقهی اصلی نظریه از کجا اومد؟ از یه اقتصاددان به اسم توماس مالتوس. مالتوس یه مقاله نوشته بود که میگفت جمعیتها همیشه سریعتر از منابع غذایی رشد میکنن. داروین این ایده رو گرفت و یه چیز خیلی مهم فهمید: هر گونهای همیشه بیشتر از اونی که محیط بتونه تأمین کنه، بچه تولید میکنه.
مثلاً یه جفت پرنده ممکنه دهها تخم بذاره، ولی محیط فقط جا برای چند تاشون داره که تا بزرگسالی زنده بمونن. اگه همهی بچهها زنده میموندن، جمعیت بهسرعت منفجر میشد. پس همیشه یه "رقابت برای بقا" هست — و این رقابت باعث میشه فقط اونهایی که یه ویژگی مناسبتر دارن، دووم بیارن. این دقیقاً همون چیزیه که داروین بهش گفت انتخاب طبیعی.
آموزش کامل تر پایین میذارم براتون به همراه تحلیل تست
کلیک کنید رو لینک زیر:
سهگانهانتخاب طبیعی
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
🔻سفر با کشتی بیگل و سهرهها
داستان از سال ۱۸۳۱ شروع میشه، وقتی داروین جوون سوار یه کشتی به اسم بیگل میشه و پنج سال میره دور دنیا میگرده. یکی از مهمترین توقفهاش جزایر گالاپاگوسه. اونجا داروین یه چیز جالب میبینه: پرندههای کوچیکی به اسم سهره، که تو هر جزیره منقارشون فرق داره! بعضیها منقار کلفت و کوتاه دارن (برای شکستن دونههای سخت)، بعضیها منقار باریک و بلند (برای خوردن حشره)، بعضیها هم مخصوص کاکتوسن. داروین بعداً میفهمه همهی این سهرهها از یه جد مشترک اومدن، ولی چون هر جزیره غذای متفاوتی داشته، فشار محیط باعث شده منقارشون در طول نسلها فرق کنه. این یعنی انتخاب طبیعی رو داشتی زنده و در حال کار میدیدی.
🔻ایدهای که از مالتوس گرفت
اما جرقهی اصلی نظریه از کجا اومد؟ از یه اقتصاددان به اسم توماس مالتوس. مالتوس یه مقاله نوشته بود که میگفت جمعیتها همیشه سریعتر از منابع غذایی رشد میکنن. داروین این ایده رو گرفت و یه چیز خیلی مهم فهمید: هر گونهای همیشه بیشتر از اونی که محیط بتونه تأمین کنه، بچه تولید میکنه.
مثلاً یه جفت پرنده ممکنه دهها تخم بذاره، ولی محیط فقط جا برای چند تاشون داره که تا بزرگسالی زنده بمونن. اگه همهی بچهها زنده میموندن، جمعیت بهسرعت منفجر میشد. پس همیشه یه "رقابت برای بقا" هست — و این رقابت باعث میشه فقط اونهایی که یه ویژگی مناسبتر دارن، دووم بیارن. این دقیقاً همون چیزیه که داروین بهش گفت انتخاب طبیعی.
🔻سه تیکهی پازل انتخاب طبیعی
خب حالا خود مکانیزم انتخاب طبیعی از سه تیکه تشکیل شده:⭕️اگر شما سه رکن اصلی انتخاب طبیعی رو متوجه نشوید، انگار هیچی از فرگشت نفهمیده اید.
اول، تنوع باید وجود داشته باشه🕧 — یعنی افراد یه گونه باید با هم فرق داشته باشن، وگرنه چیزی برای انتخاب کردن نیست.
دوم، این تنوع باید ارثی باشه🕧 — یعنی به نسل بعد منتقل بشه. اگه یه ویژگی اکتسابی باشه (مثل عضلهای که تو باشگاه ساختی) و ارثی نباشه، هیچ تأثیری روی فرگشت نداره.
سوم، موفقیت تولیدمثلی افتراقی🕧 — یعنی افرادی که ویژگی مفیدتری دارن (مثلاً منقار قویتر)، راحتتر غذا پیدا میکنن، بهتر زنده میمونن، و در نتیجه بچهی بیشتری تولید میکنن. مهم اینه که این موفقیت نسبت به بقیه سنجیده میشه، نه بهصورت مطلق(تعداد بچه هایی که به سن بلوغ میرسند)
آموزش کامل تر پایین میذارم براتون به همراه تحلیل تست
کلیک کنید رو لینک زیر:
سهگانهانتخاب طبیعی
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
🔻Channel:@SciencePSY1
👍1
روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی pinned «⭕️فهرست کلی مطالب 🔻روانشناسی فرگشتی(تکاملی) روانشناسی فرگشتی چیست؟ سوالات اصلی روانشناسی فرگشتی تاریخچه فرگشت: پیش از داروین0 ظهور عصر جدید: داروین 1 داستان یک تناقض: داروین 2 ویژگی حیاتی فرگشت : داروین 3 کشف ژنتیک بدون داروین: 4 آزمون پیشاداروین 0…»
⭕️سهگانه فهم انتخاب طبیعی
بذار اول یه نکتهی خیلی مهم رو روشن کنیم:
وقتی میگیم انتخاب طبیعی (Natural Selection)، منظورمون این نیست که طبیعت آگاهانه میشینه و انتخاب میکنه که «این حیوان خوبه، پس نگهش دارم؛ اون یکی بده، پس حذفش کنم!»
انتخاب طبیعی یک فرایند غیرآگاهانه است که وقتی چند شرط خاص همزمان وجود داشته باشند، اتفاق میافتد.
برای فهمیدن این فرایند، سه رکن اساسی را باید کنار هم ببینیم:
🎈۱. تنوع بین افراد (Variation)
🎈۲. وراثتپذیری این تفاوتها (Heritability)
🎈۳. تفاوت در موفقیت تولیدمثلی (Differential Reproductive Success)
اگر این سه مورد را درست بفهمی، بخش بزرگی از منطق انتخاب طبیعی را فهمیدهای.
🔻۱. تنوع بین افراد (Variation)
اولین چیزی که لازم داریم اینه که افراد یک جمعیت دقیقاً شبیه هم نباشن.
فرض کن یک جمعیت از خرگوشها داریم.
همهی خرگوشها از یک گونهاند، ولی وقتی دقیق نگاه میکنی، میبینی با هم فرق دارند:
یکی کمی سریعتر میدود، یکی کندتر.
یکی کمی بزرگتره، یکی کوچکتر.
یکی موهای ضخیمتری داره، یکی موهای نازکتر.
یکی رنگ روشنتری داره، یکی تیرهتر.
این تفاوتهای بین افراد را میگوییم Variation یا تنوع.
حالا تصور کن همهی خرگوشها دقیقاً یکسان بودند.
همه دقیقاً یک سرعت داشتند، یک رنگ داشتند، یک اندازه داشتند و از نظر هر ویژگی دیگری هم یکسان بودند.
در چنین شرایطی انتخاب طبیعی نمیتواند مثلاً «خرگوش سریعتر» را نسبت به «خرگوش کندتر» افزایش بدهد، چون اصلاً خرگوش سریعتر و کندتری وجود ندارد!
پس اولین سؤال این است:
اگر جواب «نه» باشد، انتخاب طبیعی برای آن ویژگی چیزی برای انتخاب ندارد.
🔻۲. وراثتپذیری (Heritability)
اما اینجا یک نکتهی بسیار مهم وجود دارد.
صرف اینکه افراد با هم فرق داشته باشند، کافی نیست.
فرض کن در جمعیت خرگوشها، بعضی خرگوشها خیلی عضلانیترند و سریعتر میدوند.
حالا یک شکارچی وارد محیط میشود.
خرگوشهای سریعتر راحتتر فرار میکنند و بیشتر زنده میمانند.
ممکنه فکر کنیم:
«خب، پس انتخاب طبیعی باعث میشه نسلهای بعدی سریعتر بشن.»
اما هنوز یک سؤال مهم داریم:
آیا تفاوت سرعت دویدن این خرگوشها ارثی است؟
فرض کن مشخص بشه این تفاوت اصلاً ژنتیکی نیست.
مثلاً بعضی خرگوشها بهطور اتفاقی در دوران رشد غذای بهتری دریافت کردهاند و به همین دلیل عضلانیتر و سریعتر شدهاند.
پس ما Variation داریم.
ما حتی تفاوت در بقا هم داریم.
اما اگر این تفاوت به نسل بعد منتقل نشود، انتخاب طبیعی نمیتواند آن تفاوت را به شکل پایدار در جمعیت افزایش دهد.
بنابراین رکن دوم:
اینجا یک سوءتفاهم رایج وجود دارد.
وراثتپذیری یعنی آن ویژگی دقیقاً و صددرصد از والد به فرزند منتقل شود؟
نه.
لازم نیست ۱۰۰٪ وراثتی باشد.
مثلاً اگر یک ویژگی تا حدی تحت تأثیر ژنتیک باشد و تا حدی هم تحت تأثیر محیط، باز هم میتواند تحت انتخاب طبیعی قرار بگیرد.
پس بهتره به جای اینکه بگیم:
«این ویژگی کاملاً ژنتیکی است»
بگوییم:
🔻۳. تفاوت در موفقیت تولیدمثلی (Differential Reproductive Success)
حالا فرض کنیم دو شرط اول را داریم:
خرگوشها با هم متفاوتاند.
این تفاوتها هم تا حدی وراثتپذیرند.
اما هنوز یک قطعهی مهم پازل باقی مانده:
آیا این تفاوت واقعاً روی تولیدمثل اثر میگذارد؟
مثلاً فرض کن خرگوشهای سریعتر، وقتی شکارچی میآید، راحتتر فرار میکنند.
در نتیجه تعداد بیشتری از آنها زنده میمانند و به سن تولیدمثل میرسند.
از طرف دیگر، خرگوشهای کندتر بیشتر شکار میشوند.
حالا خرگوشهای سریعتر نهتنها بیشتر زنده میمانند، بلکه بهطور متوسط فرزندان بیشتری را به نسل بعد منتقل میکنند.
اینجاست که میگوییم:
Differential Reproductive Success
یعنی افراد یک جمعیت، از نظر میزان مشارکتشان در نسلهای آینده یکسان نیستند.
یکی ممکن است فرزندان بیشتری داشته باشد.
یکی کمتر.
یکی اصلاً به سن تولیدمثل نرسد.
بنابراین ژنها و صفاتی که با موفقیت تولیدمثلی بیشتر همراهاند، میتوانند در نسلهای بعد فراوانتر شوند.
خودتان را تست کنید(کلیک کنید)
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
بذار اول یه نکتهی خیلی مهم رو روشن کنیم:
وقتی میگیم انتخاب طبیعی (Natural Selection)، منظورمون این نیست که طبیعت آگاهانه میشینه و انتخاب میکنه که «این حیوان خوبه، پس نگهش دارم؛ اون یکی بده، پس حذفش کنم!»
انتخاب طبیعی یک فرایند غیرآگاهانه است که وقتی چند شرط خاص همزمان وجود داشته باشند، اتفاق میافتد.
برای فهمیدن این فرایند، سه رکن اساسی را باید کنار هم ببینیم:
🎈۱. تنوع بین افراد (Variation)
🎈۲. وراثتپذیری این تفاوتها (Heritability)
🎈۳. تفاوت در موفقیت تولیدمثلی (Differential Reproductive Success)
اگر این سه مورد را درست بفهمی، بخش بزرگی از منطق انتخاب طبیعی را فهمیدهای.
🔻۱. تنوع بین افراد (Variation)
اولین چیزی که لازم داریم اینه که افراد یک جمعیت دقیقاً شبیه هم نباشن.
فرض کن یک جمعیت از خرگوشها داریم.
همهی خرگوشها از یک گونهاند، ولی وقتی دقیق نگاه میکنی، میبینی با هم فرق دارند:
یکی کمی سریعتر میدود، یکی کندتر.
یکی کمی بزرگتره، یکی کوچکتر.
یکی موهای ضخیمتری داره، یکی موهای نازکتر.
یکی رنگ روشنتری داره، یکی تیرهتر.
این تفاوتهای بین افراد را میگوییم Variation یا تنوع.
حالا تصور کن همهی خرگوشها دقیقاً یکسان بودند.
همه دقیقاً یک سرعت داشتند، یک رنگ داشتند، یک اندازه داشتند و از نظر هر ویژگی دیگری هم یکسان بودند.
در چنین شرایطی انتخاب طبیعی نمیتواند مثلاً «خرگوش سریعتر» را نسبت به «خرگوش کندتر» افزایش بدهد، چون اصلاً خرگوش سریعتر و کندتری وجود ندارد!
پس اولین سؤال این است:
آیا در جمعیت، تفاوتی بین افراد وجود دارد؟
اگر جواب «نه» باشد، انتخاب طبیعی برای آن ویژگی چیزی برای انتخاب ندارد.
🔻۲. وراثتپذیری (Heritability)
اما اینجا یک نکتهی بسیار مهم وجود دارد.
صرف اینکه افراد با هم فرق داشته باشند، کافی نیست.
فرض کن در جمعیت خرگوشها، بعضی خرگوشها خیلی عضلانیترند و سریعتر میدوند.
حالا یک شکارچی وارد محیط میشود.
خرگوشهای سریعتر راحتتر فرار میکنند و بیشتر زنده میمانند.
ممکنه فکر کنیم:
«خب، پس انتخاب طبیعی باعث میشه نسلهای بعدی سریعتر بشن.»
اما هنوز یک سؤال مهم داریم:
آیا تفاوت سرعت دویدن این خرگوشها ارثی است؟
فرض کن مشخص بشه این تفاوت اصلاً ژنتیکی نیست.
مثلاً بعضی خرگوشها بهطور اتفاقی در دوران رشد غذای بهتری دریافت کردهاند و به همین دلیل عضلانیتر و سریعتر شدهاند.
پس ما Variation داریم.
ما حتی تفاوت در بقا هم داریم.
اما اگر این تفاوت به نسل بعد منتقل نشود، انتخاب طبیعی نمیتواند آن تفاوت را به شکل پایدار در جمعیت افزایش دهد.
بنابراین رکن دوم:
تفاوتی که انتخاب طبیعی روی آن اثر میگذارد باید دستکم تا حدی وراثتپذیر باشد.
اینجا یک سوءتفاهم رایج وجود دارد.
وراثتپذیری یعنی آن ویژگی دقیقاً و صددرصد از والد به فرزند منتقل شود؟
نه.
لازم نیست ۱۰۰٪ وراثتی باشد.
مثلاً اگر یک ویژگی تا حدی تحت تأثیر ژنتیک باشد و تا حدی هم تحت تأثیر محیط، باز هم میتواند تحت انتخاب طبیعی قرار بگیرد.
پس بهتره به جای اینکه بگیم:
«این ویژگی کاملاً ژنتیکی است»
بگوییم:
بخشی از تفاوت بین افراد در این ویژگی، وراثتپذیر است.
🔻۳. تفاوت در موفقیت تولیدمثلی (Differential Reproductive Success)
حالا فرض کنیم دو شرط اول را داریم:
خرگوشها با هم متفاوتاند.
این تفاوتها هم تا حدی وراثتپذیرند.
اما هنوز یک قطعهی مهم پازل باقی مانده:
آیا این تفاوت واقعاً روی تولیدمثل اثر میگذارد؟
مثلاً فرض کن خرگوشهای سریعتر، وقتی شکارچی میآید، راحتتر فرار میکنند.
در نتیجه تعداد بیشتری از آنها زنده میمانند و به سن تولیدمثل میرسند.
از طرف دیگر، خرگوشهای کندتر بیشتر شکار میشوند.
حالا خرگوشهای سریعتر نهتنها بیشتر زنده میمانند، بلکه بهطور متوسط فرزندان بیشتری را به نسل بعد منتقل میکنند.
اینجاست که میگوییم:
Differential Reproductive Success
یعنی افراد یک جمعیت، از نظر میزان مشارکتشان در نسلهای آینده یکسان نیستند.
یکی ممکن است فرزندان بیشتری داشته باشد.
یکی کمتر.
یکی اصلاً به سن تولیدمثل نرسد.
بنابراین ژنها و صفاتی که با موفقیت تولیدمثلی بیشتر همراهاند، میتوانند در نسلهای بعد فراوانتر شوند.
خودتان را تست کنید(کلیک کنید)
🔻فهرست مطالب کامل
–Amirreza.mir
🔻Channel:@SciencePSY1
❤3
درود
همراهان گرامی از شما دعوت می شودکه در زیر این پیام، پرسش های خود را در ارتباط با رواندرمانی بپرسید.
قرار است در لیستی با عنوان #سی_پرسش_درباره_رواندرمانی
به پاسخ به پرسش های رایج در ارتباط با رواندرمانی بپردازیم.
از همراهی شما سپاسگزارم.
همراهان گرامی از شما دعوت می شودکه در زیر این پیام، پرسش های خود را در ارتباط با رواندرمانی بپرسید.
قرار است در لیستی با عنوان #سی_پرسش_درباره_رواندرمانی
به پاسخ به پرسش های رایج در ارتباط با رواندرمانی بپردازیم.
از همراهی شما سپاسگزارم.
❤1
Hurmand Hooshmand
Voice message
#سی_پرسش_درباره_رواندرمانی
پرسش۲
چه تفاوت هایی بین رویکرد شناخت درمانی بک با روان درمانی البرت الیس دارد؟
در صوت بالا به شکل خیلی کلی نگری تفاوت این دو رویکرد گفته شده است.
اما برای اگاهی بیشتر پیشنهاد می شود به کتاب های زیر مراجعه کنید.
Theory and Practice of Counseling and Psychotherapy Gerald Corey
Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases Richard S Sharf
#نظریه_های_روانددمانی
🖌Hurmand
🌀Channel: @SciencePSY1
پرسش۲
چه تفاوت هایی بین رویکرد شناخت درمانی بک با روان درمانی البرت الیس دارد؟
در صوت بالا به شکل خیلی کلی نگری تفاوت این دو رویکرد گفته شده است.
اما برای اگاهی بیشتر پیشنهاد می شود به کتاب های زیر مراجعه کنید.
Theory and Practice of Counseling and Psychotherapy Gerald Corey
Theories of Psychotherapy and Counseling: Concepts and Cases Richard S Sharf
#نظریه_های_روانددمانی
🖌Hurmand
🌀Channel: @SciencePSY1
❤1
روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی
⭕️سهگانه فهم انتخاب طبیعی بذار اول یه نکتهی خیلی مهم رو روشن کنیم: وقتی میگیم انتخاب طبیعی (Natural Selection)، منظورمون این نیست که طبیعت آگاهانه میشینه و انتخاب میکنه که «این حیوان خوبه، پس نگهش دارم؛ اون یکی بده، پس حذفش کنم!» انتخاب طبیعی یک فرایند…
در یک جمعیت، صفتی ارثی است و افراد از نظر آن متفاوتاند، اما افراد دارای انواع مختلف این صفت هیچ تفاوتی در موفقیت تولیدمثلی ندارند. کدام شرط ناقص است؟
Anonymous Quiz
45%
تنوع
18%
وراثت
18%
تولید مثل افتراقی
18%
هیچکدام
❤1
روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی
⭕️سهگانه فهم انتخاب طبیعی بذار اول یه نکتهی خیلی مهم رو روشن کنیم: وقتی میگیم انتخاب طبیعی (Natural Selection)، منظورمون این نیست که طبیعت آگاهانه میشینه و انتخاب میکنه که «این حیوان خوبه، پس نگهش دارم؛ اون یکی بده، پس حذفش کنم!» انتخاب طبیعی یک فرایند…
در یک جمعیت موش، موشهای روشن و تیره وجود دارند. رنگ بدن ارثی است. روی زمین تیره، موشهای تیره کمتر شکار میشوند و فرزندان بیشتری باقی میگذارند. کدام مورد نشاندهندهی Variation(تنوع) است؟
Anonymous Quiz
13%
کمتر شکار شدن موشهای تیره
0%
ارثی بودن رنگ
63%
وجود موشهای روشن و تیره
25%
فرزندان بیشتر موشهای تیره
❤1
کدام گزینه هر سه شرط اصلی انتخاب طبیعی را دارد؟
Anonymous Quiz
20%
افراد متفاوتاند، برخی قویترند، محیط تغییر میکند.
40%
افراد متفاوتاند، تفاوتها ارثیاند، و برخی افراد بهطور میانگین فرزندان بیشتری باقی میگذارند.
0%
افراد متفاوتاند، برخی عمر طولانیتری دارند، و محیط سخت است.
40%
افراد برای سازگاری با محیط تغییر میکنند و این تغییر را به فرزندان منتقل میکنند.
❤1