روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی
295 subscribers
107 photos
1 video
19 files
111 links
🧠خلاصه حرفه ای به شکل مایند‌مپ
✍️ترجمه و اشتراک مقالات
🎯تمرکز بر رویکرد خاص و نوین
مخاطب این کانال افراد علمی می‌باشند
Download Telegram
📕گذری به «شکاف‌های گم‌شده» در تاریخ علم فرگشت (شکاف مندل و داروین)

پیوندی که اگر در زمان خودش برقرار می‌شد، شاید مسیرِ درک ما از تکامل دهه‌ها زودتر تغییر می‌کرد.

⭕️ مسئله بزرگِ داروین: ابهام در مکانیسم وراثت
چارلز داروین وقتی نظریه انتخاب طبیعی را در کتاب «خاستگاه گونه‌ها» (۱۸۵۹) ارائه کرد، با یک بن‌بست منطقی بزرگ روبرو بود. او می‌دانست که تنوع بین افراد یک گونه وجود دارد و انتخاب طبیعی بر اساس همین تنوع عمل می‌کند، اما هیچ‌گونه دانش بیولوژیکی برای توضیح اینکه «این ویژگی‌ها چطور از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند» در اختیار نداشت. در آن زمان، باور غالب علمی بر نظریه‌ای به نام «وراثت آمیخته» (Blending Inheritance) استوار بود. تصور دانشمندان آن دوره این بود که ویژگی‌های والدین مانند ترکیب دو رنگ نقاشی در یک ظرف، با هم ترکیب می‌شوند تا رنگِ جدیدی (فرزند) بسازند. داروین خود نیز درگیر این باور بود و این مسئله او را نگران می‌کرد؛ چرا که طبق منطقِ «آمیختگی»، اگر ویژگی‌های مفید در یک نسل با ویژگی‌های معمولی ترکیب شوند، آن ویژگی خاص در نسل‌های بعدی «رقیق» و در نهایت ناپدید می‌شود. این یعنی تکامل باید متوقف می‌شد، چیزی که داروین نمی‌توانست برایش پاسخی بیابد.

⭕️ شاهکار مندل: وراثت ذره‌ای و گسسته
در همان زمانی که داروین درگیر این معما بود، گرگور مندل در باغِ صومعه‌اش در چکِ امروزی، با نگاهی ریاضی و دقیق به بررسی گیاهان نخود پرداخت. مندل برخلاف هم‌عصرانش، به دنبال «میانگین» یا «آمیختگی» نبود. او متوجه شد که صفات به صورت واحدهای جداگانه و دست‌نخورده (که ما امروز به آن‌ها «ژن» یا «الل» می‌گوییم) منتقل می‌شوند. در مدل مندل، اگر گیاهی با گل ارغوانی با گیاهی با گل سفید جفت‌گیری کند، ویژگی‌ها در یک «سوپِ همگن» ذوب نمی‌شوند. در عوض، هر والد «بسته‌ای» از دستورالعمل‌ها را منتقل می‌کند. این یعنی یک صفت می‌تواند در نسل اول پنهان بماند و در نسل دوم دوباره با تمام قدرت ظاهر شود. این کشفِ «وراثت ذره‌ای»، همان حلقه مفقوده‌ای بود که داروین نیاز داشت تا ثابت کند ویژگی‌های مفیدِ ژنتیکی، نه تنها ناپدید نمی‌شوند، بلکه می‌توانند در جمعیت باقی بمانند و به نسل‌های بعد منتقل شوند.

⭕️ جداییِ فاجعه‌بارِ دو نابغه
تراژدی بزرگ در اینجا نهفته است که این دو مسیر فکری (تکامل داروین و وراثت مندل) در زمان حیاتِ نویسندگانشان هرگز به هم نرسیدند. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که مندل نسخه‌هایی از مقالات خود را برای داروین ارسال کرده بود، اما داروین که در آن زمان درگیرِ کار طاقت‌فرسایِ تألیف و پاسخ به منتقدانِ سرسختِ کلیسا و جامعه علمی بود، یا هرگز فرصت نکرد این مقالات را بخواند، یا اگر هم خوانده باشد، به دلیلِ فرمول‌بندی‌های ریاضی‌گونه و غریبِ مندل، اهمیتِ بنیادینِ آن را درک نکرد. این عدم ارتباط باعث شد که دانشِ زیست‌شناسی برای نزدیک به سه دهه در یک خلأِ مفهومی باقی بماند. تنها در اوایل قرن بیستم (حدود سال ۱۹۰۰) بود که با بازکشفِ کارهای مندل توسط دانشمندان دیگر، «سنتز مدرن» اتفاق افتاد؛ یعنی ادغامِ داروینیسم با ژنتیک مندلی که امروزه ستونِ فقراتِ بیولوژی نوین را تشکیل می‌دهد.

این عدم ارتباط، درس بزرگی در تاریخ علم است: اینکه گاهی اوقات پاسخِ پرسش‌هایِ بنیادینِ یک حوزه، در حوزه‌ای دیگر نهفته است، اما به دلیلِ «تخصصی شدن بیش از حد» یا «عدم ارتباط بین رشته‌ها»، سال‌ها در انتظار می‌ماند تا کشف شود. اگر داروین اهمیت کار مندل را درک می‌کرد، شاید او خود اولین کسی می‌بود که «ژنتیکِ تکاملی» را بنیان می‌گذاشت.

گردآوری: امیررضا میرزاجانی

📕Buss, D. M. (2025). Evolutionary psychology: The new science of the mind (7th ed.).


🔻فهرست مطالب کامل فرگشت

join us👇
╔═.🌻.═══════╗
@SciencePSY1
╚════════.🌸.═📚
روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی
Photo
🧠آرون تی بک

امروز، 27 تیر، سالروز تولد آرون بک


🟦زادروز آرون تمکین بک: معمار دنیای شناخت
ا۱۸ ژوئیه ۱۹۲۱، زادروز آرون تمکین بک (Aaron T. Beck) است؛ مردی که نقشه ذهنی ما از دنیای روان‌شناسی را برای همیشه تغییر داد. او فراتر از یک روان‌پزشک ساده، یک انقلابی در عرصه سلامت روان بود که با جسارت، دیدگاه‌های سنتی زمانه‌اش را به چالش کشید و راهی نو گشود تا انسان‌ها نه با غرق شدن در ناخودآگاه، بلکه با تسلط بر آگاهی‌شان، رنج‌های خود را مدیریت کنند.

🟦آنچه بک به دنیای علم هدیه داد
مهم‌ترین میراث او، بنیان‌گذاری «درمان شناختی-رفتاری» (CBT) است. بک کشف کرد که احساسات ما نه توسط وقایع بیرونی، بلکه توسط «تفسیر» ما از آن‌ها شکل می‌گیرد. او با مدل «مثلث شناختی» (باورهای منفی نسبت به خود، جهان و آینده) و مفهوم «افکار خودآیند منفی»، ابزارهای عملی را به دست درمانگران داد تا با شناسایی خطاهای فکری، ساختار هیجانی بیمار را ترمیم کنند. همچنین، «پرسش‌نامه‌ی افسردگی بک» (BDI) که او طراحی کرد، هنوز هم معتبرترین استاندارد ارزیابی سلامت روان در کلینیک‌های جهان است.

🟦آثار ماندگار برای تاریخ روان‌شناسی
در میان انبوه مقالات و پژوهش‌های او، کتاب‌های «شناخت‌درمانی و اختلالات هیجانی» (Cognitive Therapy and the Emotional Disorders) و «شناخت‌درمانی افسردگی» (Cognitive Therapy of Depression) حکم متون مرجع را دارند. این آثار نه تنها پایه‌های نظری، بلکه نقشه‌ی راه عملی برای هر روان‌درمانگری هستند که می‌خواهد با «مهندسی معکوسِ تفکر»، ریشه‌های اضطراب و افسردگی را بخشکاند.


«ما نمی‌توانیم فقط با تغییر افکار، دنیای بیرونی را دگرگون کنیم، اما می‌توانیم شیوه‌ی تعاملمان با آن را تغییر دهیم تا رنج کمتری بکشیم.»


🌀Channel:@SciencePSY1
2
🔹The lag in time between the environment that fashioned our mechanisms (the hunter-gatherer past) and today’s environment means that some of our existing evolved mechanisms may not be optimally designed for the current environment. These are often called “evolutionary mismatches” (Goetz, Pillsworth, Buss, & Conroy-Beam, 2019).


🔹As a behavioral example, mate selection over human evolutionary history was made in the context of choosing from a few dozen potential mates within a close geographical range “in real life.” In the modern environment of internet dating, people search on computer or smartphone screens through hundreds or thousands of potential mates who could live anywhere—one example from a list of eight evolutionary mismatches in the domain of mating (Goetz et al., 2019).

🔺تأخیر زمانی میان محیطی که سازوکارهای ما را شکل داده است ــ یعنی گذشته‌ی شکارچی‌ـ‌گردآورنده ــ و محیط امروز، به این معناست که برخی از سازوکارهای تکامل‌یافته‌ی کنونی ما ممکن است برای محیط فعلی بهینه نباشند. به این پدیده‌ها معمولاً «ناهمخوانی فرگشتی» گفته می‌شود (Goetz, Pillsworth, Buss, & Conroy-Beam, 2019).

🔺به‌عنوان یک نمونه‌ی رفتاری، انتخاب جفت در طول تاریخ تکاملی انسان در شرایطی انجام می‌شد که فرد از میان چند ده شریک بالقوه، آن هم در یک محدوده‌ی جغرافیایی نزدیک و به‌صورت حضوری، انتخاب می‌کرد. اما در محیط مدرنِ دوستیابی اینترنتی، افراد از طریق صفحه‌ی رایانه یا تلفن همراه میان صدها یا هزاران شریک بالقوه جست‌وجو می‌کنند؛ افرادی که ممکن است در هر نقطه‌ای زندگی کنند. این فقط یکی از هشت نمونه‌ی ناهمخوانی فرگشتی در حوزه‌ی جفت‌یابی است (Goetz et al., 2019).

–Amirreza.mir

🌀Channel:@SciencePSY1
1👍1
📘شاهکار هنری انسان عصر یخبندان؛ کشف مجسمه‌های بندانگشتی‌ پرندگان با قدمت ۴۰هزار سال



📎لینک خواندن کامل مقاله ترجمه شده



🌀Channel:@SciencePSY1
روانشناسی فرگشتی| رواندرمانی
Photo
🌐وقتی علم یک افسانه جذاب را به چالش کشید؛ آیا فرهنگ همه‌چیز را می‌سازد؟

🌀مردمی که در آن ها حسادت جنسی وجود نداشت؟


در قرن بیستم، یک ایده بسیار قدرتمند در علوم انسانی شکل گرفت:
انسان ذات ثابتی ندارد؛ او چیزی شبیه یک لوح سفید است و فرهنگ، افکار، احساسات و رفتارهایش را می‌سازد.
طبق این دیدگاه، حسادت، خشونت، رقابت یا حتی میل جنسی، ویژگی‌هایی ذاتی نیستند؛ بلکه محصول جامعه و تربیت‌اند.
این ایده برای بسیاری جذاب بود؛ چون امید می‌داد که اگر فرهنگ را تغییر دهیم، می‌توانیم بسیاری از مشکلات انسانی را از بین ببریم.
یک تز اغراق آمیز

یکی از مشهورترین مثال‌ها، پژوهش‌های مارگارت مید درباره مردم ساموآ بود.
مید در کتاب معروف خود Coming of Age in Samoa (۱۹۲۸) جامعه‌ای را توصیف کرد که در آن نوجوانان آزادی جنسی بیشتری داشتند، روابط اجتماعی آرام‌تر بود و برخلاف جوامع غربی، ظاهراً حسادت جنسی و فشارهای اخلاقی شدید وجود نداشت.
این تصویر بسیار مورد استقبال قرار گرفت؛ چون به نظر می‌رسید نشان می‌دهد مشکلاتی مانند حسادت، رقابت و خشونت، نتیجه فرهنگ غربی هستند، نه بخشی از طبیعت انسان.
پژوهش های بعدی چه گفت؟

اما چند دهه بعد، انسان‌شناس دیگری به نام درک فریمن با بررسی دوباره ساموآ، بسیاری از این برداشت‌ها را زیر سؤال برد.
او گزارش کرد که جامعه ساموآ نیز مانند دیگر جوامع انسانی دارای رقابت، حسادت، تعارضات خانوادگی و محدودیت‌های اخلاقی بوده است و تصویر ارائه‌شده توسط مید بیش از حد آرمانی بوده است.
این بحث فقط درباره یک جزیره کوچک در اقیانوس آرام نبود؛ بلکه یک سؤال بزرگ‌تر را مطرح کرد:

آیا انسان واقعاً هر چیزی است که فرهنگ از او می‌سازد؟


پژوهش‌های بعدی در روان‌شناسی، انسان‌شناسی و علوم تکاملی نشان دادند که پاسخ ساده نیست.
در فرهنگ‌های بسیار متفاوت، الگوهای مشترکی دیده می‌شود:
🧬 انسان‌ها در سراسر جهان هیجان‌های پایه مانند ترس، خشم و شادی را تشخیص می‌دهند.
🧬 حسادت جنسی در بسیاری از جوامع انسانی وجود دارد.
🧬 عشق رمانتیک در فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود.
🧬 انسان‌ها هم توانایی همکاری دارند و هم رقابت.
البته فرهنگ بسیار مهم است؛ فرهنگ تعیین می‌کند این گرایش‌ها چگونه بیان شوند، چه چیزی پذیرفته یا ممنوع باشد و افراد چگونه رفتار خود را تنظیم کنند.
اما شواهد نشان می‌دهد انسان نه یک ماشین فرهنگی بدون طبیعت است و نه موجودی که فقط توسط ژن‌ها کنترل شود.
ما حاصل تعامل دو نیروی بزرگ هستیم:
🧬 تکامل، که گرایش‌های روان‌شناختی مشترک ایجاد کرده است.
🌍 فرهنگ، که این گرایش‌ها را شکل می‌دهد و تغییر می‌دهد.
شناخت انسان بدون در نظر گرفتن هر دو، تصویری ناقص از ما می‌سازد.
📕Buss, D. M. (2025). Evolutionary psychology: The new science of the mind (7th ed.).

–Amirreza.mir

🌀Channel:@SciencePSY1
4
⭕️مشاوره به شخصی که هنوز در زیر چتر والدین است چگونه است؟

اگر کودک یا نوجوان هنوز شدیداً زیر نفوذ و کنترل عاطفی و عملی خانواده، مخصوصاً والدین، باشد، مشاوره‌ی فردیِ او به‌تنهایی معمولاً اثر زیادی ندارد و گاهی حتی اوضاع را بدتر می‌کند.**

🔹پس مشاوره چه زمانی جواب می‌دهد؟

نویسنده(راجرز) می‌گوید مشاوره زمانی خوب جواب می‌دهد که فرد هم بینش پیدا کند و هم بتواند بر اساس آن بینش کاری انجام دهد. یعنی فقط این کافی نیست که مراجع بفهمد مشکلش چیست؛ باید قدرت و آزادی لازم را هم داشته باشد که چیزی را تغییر دهد. کودک معمولاً چنین آزادی‌ای ندارد، چون هنوز در خانه زندگی می‌کند، از نظر هیجانی به والدین وابسته است و تصمیم‌گیری‌های اصلی زندگی‌اش دست خودش نیست.

🔹 چرا مشاوره‌ی کودک به‌تنهایی ممکن است ناموفق باشد؟

اگر کودک در جلسه‌های مشاوره بفهمد که مثلاً بخشی از مشکلش از رابطه با والدین می‌آید، اما در عمل نتواند چیزی را تغییر دهد، این آگاهی فقط باعث فشار بیشتر می‌شود. حتی ممکن است کودک را در برابر والدین قرار دهد، بدون این‌که راه‌حل واقعی‌ای در اختیارش باشد. یعنی بینش پیدا می‌کند، اما اختیار تغییر ندارد؛ و همین تضاد می‌تواند حالش را بدتر کند.

نویسنده همچنین می‌گوید وقتی فقط کودک یا نوجوان درمان می‌شود، ممکن است والد احساس کند درمانگر دارد با فرزندش یک رابطه‌ی نزدیک و ویژه می‌سازد و در نتیجه دچار حسادت یا خصومت شود. این واکنش می‌تواند خودِ فرایند درمان را خراب کند، حتی اگر والد در ظاهر موافق درمان باشد.

🔹 پس راه بهتر چیست؟

متن تأکید می‌کند که در بسیاری از موارد، درمان مؤثر نوجوان بدون درگیر شدن والدین ناقص است. یعنی لازم است والد و فرزند با هم وارد فرایند تغییر شوند، چون مشکل اغلب فقط در خودِ کودک نیست، بلکه در الگوی رابطه‌ی خانواده هم ریشه دارد. اگر فقط کودک درمان شود ولی محیط خانوادگی همان بماند، درمان به نتیجه‌ی پایداری نمی‌رسد.

🔹 چه زمانی مشاوره برای فرد جوان مؤثرتر می‌شود؟

نویسنده می‌گوید وضعیت زمانی فرق می‌کند که فرد از حوزه‌ی کنترل مستقیم خانواده تا حدی خارج شده باشد؛ مثلاً دانشجویی که از خانه دور شده و وارد دانشگاه شده است. حتی اگر آن دانشجو هنوز از نظر شخصیتی وابسته باشد، چون از نظر مکانی از خانواده فاصله گرفته، حالا در موقعیتی قرار گرفته که باید مستقل‌تر عمل کند. همین فشارِ زندگی مستقل، او را به مراجع مناسب‌تری برای مشاوره تبدیل می‌کند، چون حالا امکان تغییر واقعی بیشتری دارد.

🔹نتیجه‌گیری متن

خلاصه‌ی حرف متن این است که برای مؤثر بودن مشاوره در کودک یا نوجوان، معمولاً لازم است او یا از نظر عاطفی یا از نظر مکانی تا حدی از کنترل خانواده آزاد شده باشد. در غیر این صورت، مشاوره‌ی فردیِ صرف اغلب کم‌اثر یا حتی آسیب‌زا می‌شود.

🔹استثناها

متن می‌گوید یک استثنا هم وجود دارد: وقتی مشکل کودک مستقیماً به رابطه‌ی والد-فرزند ربطی ندارد. مثلاً اگر مسئله فقط یک مشکل خاص یادگیری مثل ناتوانی در خواندن باشد، می‌شود مستقیماً به خود کودک کمک کرد. یا مثلاً در بعضی تصمیم‌های شغلی نوجوان، شاید مشاوره مفید باشد. اما حتی آنجا هم اگر نوجوان از نظر هیجانی هنوز خیلی وابسته به خانواده باشد، مشاوره احتمالاً اثر محدودی خواهد داشت.
Counseling and Psychotherapy: Newer Concepts in Practice
1942

#در‌_باب_روان‌درمانی
#مشاوره‌‌فردی

_Amirreza.mir
🌀Channel:@SciencePSY1
👍32
What’s ahead for psychology? 9 trends to watch in 2026
روند مهم روان‌شناسی در ۲۰۲۶ چگونه بوده است؟


سوزان استریت و تیمش ماه ها به بررسی داده های علمی و مصاحبه با متخصصان پرداخته اند تا متوجه بشوند که (( روند رشد روانشناسی به چه سمت است؟)).
استریت یافته ها را را ۹ دسته تقسیم کرده است که خود من آنها را در سه گروه کلی تر تقسیم می کنم.

▫️روان‌شناسی در فناوری
هوش مصنوعی، تکنولوژی های نوآورانه و داده های علوم اعصاب همگی در مسیر افزایش مراقبت های یکپارچه و بهبود کیفیت خدمات روانشناختی مخصوصا به شکل شخصی تر (مختص به هر فرد) هستند.
▫️روان‌شناسي در جامعه و سیاست
روانشناسان به دنبال:
- افزایش حمایت های اجتماعی بیشتر از کودکان
- افزایش استراتژی های حقوقی حمایتی بیشتر از حقوق درمانجویان
- حمایت از افراد اسیب دیده در تغییرات گسترده اقتصادی، سیاسی و جمعی
▫️روان‌شناسی در زندگی روزمره
از جمله مهم ترین حوزه های مورد توجه روانشناسان در جهت بهبود کیفیت اینده و زندگی روزمره :

- بررسی استراتژی های مختلف در جهت اگاه سازی اجتماعی از وضعیت نگران کننوخ آب و هوایی

- پرداختن به اهمیت روایت گری علمی و راهبرد های آن در آگاه سازی اجتماعی
بنابراین یافته‌های استریت نشان می‌دهند که نقش روان‌شناسان در سال ۲۰۲۶ نه تنها به اتاق درمان و مرزهای پژوهشی محدود نمی‌شود، بلکه نگرانی‌ها و نقش اجتماعی آن‌ها با رشد تکنولوژی و انقلاب هوش مصنوعی، بیش از گذشته پررنگ‌تر شده است.

🖌Hurmand

Article Information
Publication Date: January 1, 2026
Publisher: APA (Monitor on Psychology)
By:
Susan Straight
Article link:LINK

#مقاله
#گزارش_علمی
#علم_روانشناسی
🌀Channel:@SciencePSY1
👍3
⭕️سوال: چه میشود اگر درمانگر در اتاق درمان شروع به توصیه کند؟

یک ویژگی مهم رابطه‌ی مشاوره‌ای‌ چیست؟

راجرز می‌گوید:

« آزادی‌اش از هر نوع فشار یا اجبار است.» مشاور ماهر از تحمیل امیال، واکنش‌ها یا تعصبات خودش به موقعیت‌های درمانی خودداری می‌کند. ساعت متعلق به مراجع است، نه مشاور. توصیه، پیشنهاد، فشار برای پیروی از یک مسیر عمل به‌جای دیگری — این‌ها در درمان جایی ندارند.
Counseling and Psychotherapy: Newer Concepts in Practice
1942

#در‌_باب_روان‌درمانی
#مشاوره‌‌فردی

_Amirreza.mir
🌀Channel:@SciencePSY1
👏41
⭕️اکثر مشاور ها خودشان را دستوری میدانند یا غیر دستوری؟

تحقیقات نشان می‌دهد که:
گرایش قطعی‌ای وجود دارد که همه‌ی مشاوران خودشان را غیراجباری و غیردستوری بدانند. جالب است که بیشتر مشاورانی که رتبه‌بندی دستوری‌بودن بالایی دریافت کردند(بیشتر دستوری بودند) باور نداشتند که در مصاحبه، نقش پیشرو می‌گرفتند، هدف را انتخاب می‌کردند، آنچه مراجع باید بکند را پیشنهاد می‌دادند، و او را برای انجامش متقاعد می‌کردند.

Counseling and Psychotherapy: Newer Concepts in Practice
1942

#در‌_باب_روان‌درمانی
#مشاوره‌‌فردی

_Amirreza.mir
🌀Channel:@SciencePSY1
3💔2
#‍ باروخ_اسپینوزا کیست؟

باروخ اسپینوزا که بعدها با نام بندیکت د.اسپینوزا معروف شد فیلسوف مشهور هلندی با اصالتی یهودی است که در 24 نوامبر 1632 زاده شد و در 21 فوریه 1677 درگذشت.
وی یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفۀ قرن هفدهم و زمینه ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به شمار می رود.
فیلسوف و مورخ نامدار هگل،  به یکی از فیلسوفان هم عصرش می گوید «شما یا پیرو اسپینوزا هستید یا اساساً فیلسوف نیستید». همچنین ژیل_دلوز او را «شاهزادۀ فلسفه» نامیده است .
اسپینوزا به دلیل تفکراتش از جامعه یهود طرد شد و تا آخر عمر زندگی خود را دور از خانواده اش به سر برد و هرگز ازدواج نکرد.
کتاب «مسئله اسپینوزا» در خصوص زندگی این فیلسوف بزرگ هلندی و سیاستمدار مشهور دوران فاشیسم, «آلفرد روزنبرگ» است که به فلسفه و زندگی اسپینوزا علاقمند بود.
کتاب «مسئله اسپینوزا» را نویسنده و روانپزشک مشهور« اروین د.یالوم »نوشته است که توسط انتشارات صبح صادق با ترجمۀ حسین کاظمی یزدی در ایران منتشر شده است که چکیده یادداشت های نوشتۀ حاضر از روی این ترجمه است.

▪️طبیعت

هر چیزیکه رخ می دهد بدون استثناء تابع قوانین منظم طبیعت است. هیچ چیزی نمی تواند بر خلاف قوانین ثابت طبیعت رخ دهد. طبیعت، مطابق با قوانین منظمی عمل می کند که نمی توانند با تصورات ماوراء الطبیعی لغو شوند.
طبیعت و خدا همانند هستند و هیچ تفاوتی بین خدا و طبیعت وجود ندارد. خدا طبیعت است و طبیعت خدا.
هر چه هست وجودش این جهانی است و همه چیز با قوانین طبیعت هدایت می شوند. هر اتفاقی که می افتد نتیجۀ قوانین تغییر ناپذیر طبیعت است, ما بخشی از طبیعت هستیم و تابع این قوانین جبری.
علاوه براین، طبیعت بی نهایت پیچیده است. صفت ها یا حالات بی شماری دارد که ما انسانها فقط دوتا از آنها را درک می کنیم : جوهر ماده و تفکر.
هیچ چیزی از روی هوا و هوس اتفاق نمی افتد .هر چیزی معلول چیز قبل از خودش می باشد، هر چه بیشتر خودمان را وقف فهمیدن این شبکۀ علّی بکنیم بیش تر آزاد می شویم.
بر طبق قوانین طبیعت, وقتی بدن بمیرد، نفس هم می میرد .لذا جهان آخرتی در کار نیست. بدن فاسد به خاک برمی گردد و نمی تواند دوباره زنده شود.
ما باید استدلالهایی بیاوریم تا هر انسان مسئول را دربارۀ قداست منابع متون دینی به شک بیندازد. ما باید به او بقبولانیم که هر چیزی که رخ می دهد مبتنی بر قوانین کلّی طبیعت است.

▪️کتاب مقدس و جهان آخرت

باید بگویم که کلمات و ایده های کتاب مقدس زادۀ ذهن بشر است، زادۀ ذهن کسانی که این متون را نوشته اند و تصور می کردند – نه, بهتر است بگوییم آرزو می کردند – شبیه خدا باشند و در تصور خود را به جای خدا قرار داده اند .
مسلماً عباراتی که در کتاب مقدس به « کلام خدا » اشاره دارد فقط از تخیل پیامبران متعدد نشأت گرفته است. این پیامبران، انسان هایی هستند که موهبت تخیلات نامعمول و واضح به آنان عطا شده است ولی ضرورتاً تعقل گسترده ای نداشته اند چون متونشان پراز تناقض است .
بنابراین، نبوت معجزه آسا, چیزی بیش از مفاهیم تخیل شدۀ پیامبران نبوده است و اصولاً هیچ چیز ماوراء الطبیعی وجود ندارد . به عبارت دیگر همه چیز علتی طبیعی دارد.
به این ترتیب, « جهان بعدی » و« زندگی اُخروی با خداوند » حرف هایی انسانی اند، نه الهی.
این که فکر کنیم پس از مرگ، همان طور که الان هستیم، وجود خواهیم داشت با عقل منافات دارد . ذهن و بدن دو جنبه از یک شخص هستند. ذهن نمی تواند پس از مرگ بدن باقی بماند.
در جهان بعدی هیچ سعادت سرمدی ای وجود ندارد ، چون اصولاً جهان دیگری وجود ندارد .وقتی بدن بمیرد، نفس هم می میرد. جهان آخرتی در کار نیست.
🌀وقتی زوج‌ها بعد از جدایی همچنان در یک محیط مشترک هستند چه می‌شود؟


> جدایی رابطه را تمام می‌کند، اما دلبستگی و هیجان‌ها فوراً تمام نمی‌شوند؛ زندگی مشترک این فرایند را سخت‌تر می‌کند.

۱. ادامه تماس
زندگی زیر یک سقف باعث می‌شود فرد دائماً با محرک‌های مربوط به شریک سابق مواجه شود و جدا شدن برایش دشوارتر شود.
۲. حساسیت به Ex
فرد ممکن است دائماً رفتار شریک سابق را زیر نظر بگیرد؛ با چه کسی حرف می‌زند، کجا می‌رود و چه می‌کند.
۳. حسادت
دیدن رابطه یا علاقه‌ی جدید شریک سابق می‌تواند دردناک باشد، حتی اگر خود فرد دیگر رابطه را نخواهد.
۴. بازگشت خاطرات
با کاهش خشم، خاطرات خوب ممکن است دوباره ظاهر شوند و فرد دلتنگ شود.
۵. دلتنگی ≠ اشتباه بودن جدایی
ممکن است هنوز کسی را دوست داشته باشیم و دلتنگش شویم، اما همچنان بدانیم که رابطه باید تمام شود.
۶. خطر صمیمیت دوباره
نزدیکی عاطفی یا جنسی می‌تواند مرز جدایی را مبهم کند و امید به بازگشت رابطه ایجاد کند.
۷. مرزبندی
اگر مجبور به بودن در یک محیط هستند، باید مرزهای مشخصی برای رابطه، صمیمیت و مسئولیت‌های عاطفی تعیین کنند.
۸. تمرکز بر خود
به‌جای اینکه دائماً رفتار Ex را بررسی کنیم، باید روی این سؤال‌ها تمرکز کنیم:

من چه احساسی دارم؟
چه نیازی دارم؟
حالا چه می‌خواهم؟
۹. احساسات متناقض طبیعی‌اند
می‌توان همزمان دلتنگ، عصبانی، حسود و مطمئن به تصمیم جدایی بود.

جمع‌بندی
هدف این نیست که هیچ احساسی نسبت به Ex نداشته باشیم؛ هدف این است که احساساتمان دیگر رفتارمان را کنترل نکنند.
📘لینک مقاله
🌀Channel:@SciencePSY1
👍31
However unpleasant it is to feel self-critical, it is emotionally preferable to acknowledging a realistic threat to one's survival under conditions in which one has no power to change things.
⭕️خود سرزنشی
هر چقدر هم که سرزنش کردن خودمان، ناخوشایند و جان فرسا باشد، از نظر هیجانی بهتر از اعتراف به تهدیدی واقعی برای بقای ما در شرایطی است که هیچ قدرتی برای تغییر اوضاع نداریم.

📌یعنی چه؟
برای یک کودک که در یک خانه پر تنش زندگی میکند، این که بگوید مشکل از اوست و او کودک بدی است برایش راحت تر است تا اینکه این را بپذیرد « که محیط زندگی او ذاتا نا امن است و پدر و مادری دارد که قادر به پشتیبانی و حمایت از او نیستند»  زیرا این گونه حداقل میتواند احساس کنترل کند و با خود بگوید : (اگر بچه خوبی بشم شاید اوضاع درست شود و از من مراقب کنند)
Reference
Psychoanalytic Diagnosis Understanding Personality structure  in the clinical Process second edition by nancy McWilliams
_Amirreza.mir

🌀Channel:@Science
PSY1
The difference between professional curiosity and voyeurism

تفاوت کنجکاوی حرفه‌ای با چشم‌چرانی روانی



اولین باری که اصطلاح چشم چرانی روانی رو شنیدم واقعه هیچ ایده ای از اینکه این پدیده چیست نداشتم. بیشتر فکر می کردم فقط مربوط میشه به scopophilia یا همون اختلال تماشاگری جنسی اما چند دقیقه بعد از اینکه پرفسور دربارش صحبت کرد تازه فهمیدم چقدر هنر روان‌درمانگری پیچیده هست.


اما واقعا داستان چیه؟
چشم چرانی روانی به پرسش ها و رفتار های کنجکاوانه درمانگر گفته میشه که در جهت روند درمان نیست و بیشتر برای اهداف شخصی خود درمانگر و بحث رفع کنجکاوی شخصی خود درمانگر باشند!

خب چه پرسشهایی؟
دقیقا هر پرسشی که درمانگر در جهت درمان و فرایند درمانی از درمانجو نپرسه میشه رفتار چشم چرانی روانی.
مثلا اگر درمانگری درباره سن مادر درمانجو بپرسه چون براش سوال شده و یا درباره رنگ پوست نامزد درمانجو بمرسه چون که نمی دونه و یا از سر کنجکاوی درباره جزئیات روابط سکشوال درمانجو بپرسه با اینکه اصلا از نظر بالینی حائز اهمیت نباشه این اطلاعات اون لحظه هست که درمانگر به قول معرف پاش لغزیده و درمان رو هم شاید به خطر بندازه.

حقیقت مسئله اینجاست که یک درمان اصولی جایی خودشو نشون میده که درمانگر صرفا روی خط هدف های درمانی حرکت کند. (پ.ن: فارغ از رویکرد های مختلف منو شما به عنوان درمانگر و درمانجو باید به هدف درمانی متعهد باشیم نه اینکه درمانگر به کنجکاوی شخصی خودش! بماند که تعهد برخی به پول حتی از تعهدشون به همسرشون بیشتره😂😂😂(مرسی از دکتر گنجی))








احتمالا از من می پرسید که پس چیکار کنیم ؟ چطور تصمیم بگیریم که چه سوالی لازمه چه سوالی نه؟

۱. سوپروایزر بگیرید و تحت سوپروایزری درمانگری را ادامه بدهید!

۲. کتاب و انواع پرسش گری را مطالعه کنید و فیلم های رواندرمانی رویکرد خودتونو حتما نگاه کنید!

۳. از خودتون بپرسید :
این سوال من چه کمکی به درمان می کنه؟


۴. هر رابطه یک فرصته:
در روابط مختلف خودتون موقع حل مسئله یا حتی درد و دل یک‌نفر با شما از خودتون بپرسید(( چه سوالی بپرسم تا بتونم براش (برای فرد و یا حل مشکل او)موثر تر باشم؟))
۵. رواندرمانی بگیرید!:
گاهی چشم‌چرانی روانی از سر زخم هایی میان که خود ما به شکل باز شده و در حال خون ریزی بر بدنمون داریم!
۶. به اموزش ها و حس درمانگریتون اطمینان کنید:
خیلی از اساتید من موافق هستن که یکی از بهترین منابع تصمیم گیری در لحظه فکر و احساسی هست که تون لحظه بهتون می گه چیکار کنید ما جوان تر ها بهش می گیم حس درمانگری .
۷. هدف های درمانی هر را قبل از جلسه با درمانجوتون مرور کنید.



مطمئن باشید موارد بیشتری هست اما این ها بر اساس مطالعات و دوره هایی که گذروندم و تجارب خودم و اساتیدم کاربردی بوده‌اند.

و اگر دنبال اطلاعات بیشتر و کنجکاو بودید که بدونین در شرایط کنونی این تعریف چشم چرانی روانی چه تغییری کرده می تونید به مقاله زیر مراجعه کنید.
From Imagination to Information: Therapist’s Curiosity and Voyeurism in the Age of Social Media

بنابرین امیدوارم که شما تو لیست درمانگران زیادی کنجکاو وارد نشید😉
🖌Hurmand

Reference:
کارگاه،مقاله، چند کتاب، تجارب اساتید و...
متاسفانه نام هایشان یادم نیست😁

🌀Channel:@SciencePSY1
👏41
As a student of psychology, how should I choose my field of specialization?

به عنوان دانشجو روان‌شناسی چطور گرایش تخصصم را انتخاب کنم؟



انتخاب تخصص شاید در ایران کمی راحت تر از خارج از کشور باشه اما به طور کلی وضعیتی هست که می تونه ذهن افراد دغدغه‌مند را مشغول کند.

خب یکی از راه های موثر برای حل این مسئله چیه؟

لطفا به پرسش های زیر جواب بدین تا بتونید بهتر تصمیم بگیرید.

1. Who?
منظور اینه که می خواین با چه افرادی کار کنید؟ یادتون باشه جهان و تخصص روانشناسی به سمت اسپیسیفیک تر شدن داره قدم بر میداره پس مهمه فقط متمرکز بر یک جامعه خاص باشید.
2.what?
می خواین درباره چه چیزی یا بهتره بگم روی چه چیزی کار کنید؟ باز اینجا هم تخصصی عمل کنید چرا؟ جامعه متخصص دارد اما فوق تخصص خیر امیدوارم متوجه صحبتم شده باشید دوستان بزرگوارم.

3.where?
کجا می خواین کار کنید؟ کلینیک؟ بیمارستان؟ پژوهشکده؟ دانشگاه؟ و...
و در چه کشوری(کجا؟) می خواین ایران باشین؟ آمریکا؟ امارات؟ اروپا؟
4. When?
خب می خواین چه زمانی کار کنید یعنی چند ساعت در هفته پاره وقت یا تمام وقت و از طرفی می خواین زمان پیشگیری کار کنید یا زمان مداخله ؟
-چه ساعت‌ها و چه روزهایی می‌خواهی کار کنی؟
-شغلت شیفتی، اورژانسی، پاره‌وقت، تمام‌وقت یا فصلی باشد؟
-مداخله‌ات در چه نقطه‌ای از مشکل اتفاق بیفتد؟ (پیشگیری، بحران حاد، درمان میان‌مدت، پیگیری بلندمدت یا توانبخشی)

همه این پرسش ها میرسه به چندین جواب که بر اساس اون می تونید تصمیم بگیرید.


مثال:
من می خوام سالمند کار کنم who
می خوام کار بالینی کنم و روی حافظه کار کنم. What
در خانه سالمندان می خوام کار کنم در شهر تهران. Where
و می خوام توانبخشی کار کنم و پاره وقت. When


نکات اضافه:


Planing
پس باید :
۱. در حیطه سالمندان شروع کنم به اطلاعات جمع کردن و آموزش دیدن.

۲. رزومه علمی در این حیطه جمع کنم.

۳. در حیطه تخصصی توانبخشی شناختی متمرکز بر توانبخشی حافظه شروع به مطالعه و تحقیق کنم.

۴. دانش بدست اوردم روزمه دارم مدرک هم دارم برم لیست کنم کل خانه سالمندان شهر تهران رو!

۵. اماده بشوم برای مصاحبه!

۶. برم در مصاحبه های شغلی و خودمو جوری پرزنت کنم که نشون بدم کار من خاص هست! (می تونید از امداد غیبی کمک بخواین و متوسل بشین .)

۷. حالا در اخر به عنوان دستیار روانشناس یا روانشناس شما استخدام شدید. موفق باشید.

می دونم با خودتون شاید بگید خب این همه کار چرا؟ و من می گم انتخاب خودتون ابن فقط یک پیشنهاد هست نه بیشتر.
در ضمن شاید گاهی متن و مثال های من امیخته با طنز باشه اما می مطمئنم شما واقعیت پشت اونا رو متوجه میشید😉.

🖌Hurmand

Reference:
Self knowledge + Article

The article;
Title: Who, What, Where:
Mapping Your Career Interests to Choose
the Right Graduate Program for You
Arthur(s): Margaret Gifford, PhD, and Amber Harris, PhD
Department of Psychology, Louisiana State University in Shreveport

Doi: here

#روانشناسی_تخصصی
🌀Channel:@SciencePSY1
4👍1
Displacement in Infidelity Reactions

I have noticed that in couples in which one partner is unfaithful, the other partner directs most of his or her reactive hatred not to the mate who has strayed but to the "other" woman or man.

Tirades about "that home wrecker," implying that the partner was an innocent victim of a cynical seduction, seem to protect an already anguished person from risking any further threat to the relationship that might be created if the betrayed party's rage were aimed directly at the adulterous mate.

⭕️مکانیزم جابه‌جایی در واکنش به خیانت

🔻مک ویلیامز:
«دیده‌ام در رابطه‌هایی که یکی از دو نفر خیانت می‌کند، فردِ آسیب‌دیده معمولاً خشم و نفرتش را بیشتر از اینکه متوجه همسرِ خیانت‌کار کند، به سمت زن یا مردِ سوم می‌برد.

وقتی فرد از “خراب‌کننده‌ی زندگی” حرف می‌زند، در واقع ممکن است همسرش را کسی بداند که فریب خورده است، نه کسی که آگاهانه خیانت کرده. این نگاه می‌تواند از فردِ خیانت‌دیده، که از قبل در رنج و فشار زیادی است، محافظت کند؛ چون خشم مستقیم از همسرِ خیانت‌کار ممکن است رابطه را بیشتر تهدید کند.»

_Amirreza.mir

Reference
Psychoanalytic Diagnosis Understanding Personality structure  in the clinical Process, by nancy McWilliams
🌀Channel:@SciencePSY1
6
⭕️چرا این حرف که «این رفتار برای بقا یا تولیدمثل مفید بوده» کافی نیست؟

🔻چرا توضیح‌های کلی هدایت‌کننده نیستند؟
در روان‌شناسی فرگشتی، اینکه بگوییم یک رفتار یا سازوکار روان‌شناختی «برای بقا مفید بوده» یا «در انتخاب جنسی اهمیت داشته»، به‌تنهایی تبیین چندان قدرتمندی نیست. دلیلش این است که «بقا» و «تولیدمثل» بیش از حد کلی‌اند. یک موجود زنده در طول تاریخ فرگشتی خود با مسائل بسیار متفاوتی مواجه بوده است؛ از پیدا کردن غذا و اجتناب از سموم گرفته تا انتخاب جفت و مراقبت از فرزندان. بنابراین صرفاً دانستن اینکه یک ویژگی به بقا یا تولیدمثل مربوط بوده، هنوز به ما نمی‌گوید این ویژگی دقیقاً برای حل کدام مسئله شکل گرفته است.
این موضوع را می‌توان با یک مثال ساده فهمید. فرض کنید بخواهیم فردی را از نیویورک به یک آدرس مشخص در سان‌فرانسیسکو برسانیم و فقط به او بگوییم «به سمت غرب برو». این دستور از نظر کلی درست است، اما برای رسیدن به مقصد کافی نیست. ممکن است فرد به تگزاس یا آلاسکا برسد و حتی اگر به کالیفرنیا هم برسد، هنوز نمی‌داند به کدام شهر، خیابان و ساختمان باید برود. برای رسیدن به یک مقصد مشخص، به دستورالعمل‌های مشخص نیاز داریم.
🔻چرا مسائل فرگشتی هم باید مشخص باشند؟
مسائل سازشی نیز دقیقاً همین ویژگی را دارند. طبیعت با یک مسئله کلی به نام «بقا» مواجه نیست؛ بلکه موجود زنده باید مجموعه‌ای از مسائل مشخص را حل کند. مثلاً تشخیص غذای سمی با تشخیص یک جفت مناسب، مسئله یکسانی نیست. موفقیت در انتخاب غذا به شناسایی مواد مغذی و اجتناب از سموم وابسته است، در حالی که موفقیت در انتخاب جفت ممکن است به تشخیص باروری، سلامت یا ویژگی‌های مرتبط با والدگری وابسته باشد.
در نتیجه، اگر بگوییم «این سازوکار برای بقا تکامل یافته»، هنوز سؤال اصلی را پاسخ نداده‌ایم: برای حل کدام مسئله بقایی؟ و اگر بگوییم «این رفتار برای تولیدمثل یا انتخاب جنسی تکامل یافته»، باز هم باید بپرسیم: برای حل کدام مسئله تولیدمثلی؟
🔻یک تبیین فرگشتی دقیق چه چیزی را مشخص می‌کند؟
تبیین فرگشتی زمانی واقعاً قدرت توضیحی پیدا می‌کند که از این سطح کلی پایین‌تر بیاید و مشخص کند یک سازوکار دقیقاً چه مسئله‌ای را حل می‌کند و چگونه این کار را انجام می‌دهد. باید بتوانیم درباره آن پیش‌بینی کنیم که چه نوع اطلاعاتی برای سازوکار اهمیت دارد، در چه شرایطی فعال می‌شود و چه نوع پاسخ یا رفتاری تولید می‌کند.
بنابراین گفتن اینکه «این ویژگی در فرگشت مهم بوده» بیشتر نقطه شروع تحلیل است تا پایان آن. اهمیت فرگشتی به‌تنهایی مقصد را مشخص نمی‌کند؛ درست مانند اینکه برای رسیدن به یک آدرس فقط بگوییم «به سمت غرب برو».
پس سؤال درست چیست؟
به جای اینکه فقط بپرسیم:
«این رفتار چه فایده‌ای برای بقا یا تولیدمثل داشته است؟»

باید بپرسیم:
«این سازوکار دقیقاً برای حل چه مسئله سازشی مشخصی طراحی شده است؟»
و بعد بررسی کنیم که آیا این فرضیه می‌تواند الگوی مشخصی از پردازش اطلاعات، هیجان و رفتار را پیش‌بینی کند یا نه.
این تمایز مهم است، چون اگر «بقا» یا «تولیدمثل» را به‌عنوان توضیح نهایی بپذیریم، تقریباً می‌توانیم هر ویژگی روان‌شناختی را به شکلی پسینی به فرگشت نسبت دهیم. اما یک تبیین علمی خوب باید ما را به سمت یک مسئله مشخص، یک سازوکار مشخص و در نهایت پیش‌بینی‌های مشخص هدایت کند.
Buss, D. M. (2025). Evolutionary psychology: The new science of the mind (7th ed.).
–Amirreza.mir
🌀Channel:@SciencePSY1
⭕️پاسخ های کلی شما نشان از علم شما نیست!

🔻کسی می‌پرسد: «مغز چطور همزمان چهره را تشخیص می‌دهد، خطر را حس می‌کند، جفت مناسب را انتخاب می‌کند و تصمیم می‌گیرد فرار کند یا بماند؟»

طرف مقابل می‌گوید: «خب، به خاطر نوروپلاستیسیتی مغز!»
پینکر میگوید:

🔻«گفتن اینکه مغز این مسائل را به خاطر “پلاستیسیته‌اش” حل می‌کند، چندان بهتر از این نیست که بگوییم آن‌ها را با جادو حل می‌کند.» 
> (Pinker, 2002, p. 75)
باس هم همین را جدی می‌گیرد. ذهن انسان نمی‌تواند فقط یک سیستم عمومی و انعطاف‌پذیر باشد. بلکه تعداد زیادی مکانیسم تخصصی لازم است. یک «مادهٔ عمومی» که بدون تخصص بتواند همه این کارها را انجام دهد، باورپذیر نیست.

بعضی‌ها می‌گویند در کنار این ابزارهای تخصصی، چند ظرفیت نسبتاً عمومی هم تکامل یافته (مثل هوش عمومی)، چون محیط اجدادی ما،  متغیر و پر از مسائل جدید بوده است. باس اما محتاط است: فرضیه اختصاصی بودن تا حالا موفق بوده. وجود مکانیسم‌های واقعاً با دامنه‌عمومی هنوز سؤال باز است. تازه حتی مکانیسم‌های اختصاصی هم از هم جدا نیستند؛ با هم حرف می‌زنند و احتمالاً سیستم‌هایی بالاتر آن‌ها را تنظیم می‌کنند.

🔻جواب های کلی مثل، پلاستیسیته و فرگشت برای تک تک مسائل توضیح نیستند ، بلکه نقطه شروع هستند، تفاوت تخصصی و سطحی شدن به همین سادگیست‌!

#رویکرد_ماژولاریتی
#رویکرد_جنرالیتی
Buss, D. M. (2025). Evolutionary psychology: The new science of the mind (7th ed.).

–Amirreza.mir
🌀Channel:@SciencePSY1
3