در پست قبل با اصطلاح ”هاروی نایت” آشنا شدیم و گفتیم اولین کسی که در بتفمیلی چنین شبی رو تجربه کرد، بروس بود.
همچنین گفتیم خود بروس هم این اصطلاح رو نمیشناخت تا وقتی که طی یک گشت با ردهود، جیسن بهش گفت با توجه به رفتارهای اخیر دیمین، بین اعضای بتفمیلی بحث شده و همه فکر میکنن دیمین اخیراً ”هاروی نایت” خودش رو گذرونده.
اما هاروی نایت دیمین دقیقاً چی بود؟
این اتفاق زمانی رخ میده که بروس دیمین رو با خودش به یک مراسم خیریه میبره. طی همون شب بروس درگیر صحبت با مهمانها میشه و دیمین رو کنار میز مخصوص بچهها تنها میذاره. اونشب در ظاهر قرار بود فقط یه مراسم معمولی باشه، اما در گاتهام هیچ چیزی معمولی نمیمونه و در اواسط مراسم ناگهان آتشسوزی ای رخ میده و لوسترهای سقف شروع به سقوط میکنن.
دیمین طبق چیزی که درش مهارت داره، فوراً وارد عمل میشه و تلاش میکنه مردم رو نجات بده. اون موفق میشه چند نفر از بزرگترها رو نجات بده، اما وقتی برمیگرده متوجه میشه یکی از دخترهایی که کمی قبل کنار خودش نشسته بود با سقوط لوستر آسیب دیده و بدنش زیرش خُرد شده. در همون لحظه نقطه شکست دیمین شکل میگیره؛ دیدن بدن نیمهجان دختری که چند دقیقه قبل فقط براش یک مزاحم بود باعث شد شوک عظیمی به دیمین وارد شه و به کل نابودش کنه.
با اینکه دختر در نهایت زنده میمونه، این اتفاق از درون شروع به خوردن دیمین میکنه و تاثیرش تا حدیه که باعث میشه اون مستقیماً به بتمن بگه که میخواد رابین بودن رو کنار بذاره.
و این دقیقا ماهیت هاروی نایت هستش لحظهای که قهرمان بودن دیگه شبیه یک ماجراجویی هیجانانگیز نیست و ناگهان بیش از حد واقعی، سنگین و انسانی میشه.
🐲 #Fact | #DC | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
همچنین گفتیم خود بروس هم این اصطلاح رو نمیشناخت تا وقتی که طی یک گشت با ردهود، جیسن بهش گفت با توجه به رفتارهای اخیر دیمین، بین اعضای بتفمیلی بحث شده و همه فکر میکنن دیمین اخیراً ”هاروی نایت” خودش رو گذرونده.
اما هاروی نایت دیمین دقیقاً چی بود؟
این اتفاق زمانی رخ میده که بروس دیمین رو با خودش به یک مراسم خیریه میبره. طی همون شب بروس درگیر صحبت با مهمانها میشه و دیمین رو کنار میز مخصوص بچهها تنها میذاره. اونشب در ظاهر قرار بود فقط یه مراسم معمولی باشه، اما در گاتهام هیچ چیزی معمولی نمیمونه و در اواسط مراسم ناگهان آتشسوزی ای رخ میده و لوسترهای سقف شروع به سقوط میکنن.
دیمین طبق چیزی که درش مهارت داره، فوراً وارد عمل میشه و تلاش میکنه مردم رو نجات بده. اون موفق میشه چند نفر از بزرگترها رو نجات بده، اما وقتی برمیگرده متوجه میشه یکی از دخترهایی که کمی قبل کنار خودش نشسته بود با سقوط لوستر آسیب دیده و بدنش زیرش خُرد شده. در همون لحظه نقطه شکست دیمین شکل میگیره؛ دیدن بدن نیمهجان دختری که چند دقیقه قبل فقط براش یک مزاحم بود باعث شد شوک عظیمی به دیمین وارد شه و به کل نابودش کنه.
با اینکه دختر در نهایت زنده میمونه، این اتفاق از درون شروع به خوردن دیمین میکنه و تاثیرش تا حدیه که باعث میشه اون مستقیماً به بتمن بگه که میخواد رابین بودن رو کنار بذاره.
و این دقیقا ماهیت هاروی نایت هستش لحظهای که قهرمان بودن دیگه شبیه یک ماجراجویی هیجانانگیز نیست و ناگهان بیش از حد واقعی، سنگین و انسانی میشه.
🐲 #Fact | #DC | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
❤16👍2🔥1
Forwarded from Cinema Risess (roozbeh)
حالم داره از همتون بهم میخوره
اینا میان طبق این دین کیریشون به یه دختر قبل اعدام تجاوز میکنن بعد میرن در خونه ننه آقاشو میزنن میگن فلانی قبل اینکه دخترتو بکشه بهش تجاوز کرد
این چند میلیونو بگیرید برای مهریش
مرده کونی رعایت چیو بکنیم اخه حروم لقمه
نترس کار ما تموم شدست هیچیم نمیتونه متوقف و منحرفش بکنه
این حرکتم صرفا یه اکت معترضانست نه چیز دیگه ای
کسی با این چیزا یادش نمیره عزیزشو کشتن
بسه رعایت حال یه مشت عقب مونده
جو ندید مادرتونو میگام
🌞🦁 @CinemaRisesS
اینا میان طبق این دین کیریشون به یه دختر قبل اعدام تجاوز میکنن بعد میرن در خونه ننه آقاشو میزنن میگن فلانی قبل اینکه دخترتو بکشه بهش تجاوز کرد
این چند میلیونو بگیرید برای مهریش
مرده کونی رعایت چیو بکنیم اخه حروم لقمه
نترس کار ما تموم شدست هیچیم نمیتونه متوقف و منحرفش بکنه
این حرکتم صرفا یه اکت معترضانست نه چیز دیگه ای
کسی با این چیزا یادش نمیره عزیزشو کشتن
بسه رعایت حال یه مشت عقب مونده
جو ندید مادرتونو میگام
🌞🦁 @CinemaRisesS
❤9☃5🔥1💔1
🎂 19 فوریه روز تولد بروس وینه. بیاین ببینیم جشن تولد توی لغتنامهی بتمن چه معنی ای داره.
هر سال، بروس وارد دستگاهی شبیهساز با هوش مصنوعی فوق پیشرفته میشه؛ دستگاهی که تمام خاطراتش رو ذخیره میکنه. داخل این شبیهساز، بروس مجبور میشه با بدترین اتفاق هایی که برای بتمن افتاده روبهرو بشه و این دستگاه با سیستمی تجهیز شده که به مرور زمان تکامل پیدا کنه و با انالیز مغز بروس میزان زجری که نیاز داره تا آماده سال بعد بشه رو بسنجه و تنظیم کنه.
با ورود به این دستگاه بروس کاملا فراموش میکنه که وارد چی شده و همه چیز براش کاملا واقعی ان و مثل یه پرونده باهاش برخورد میکنه، اون با اتفاقاتی
مثل دیدن مرگ پدری که بزرگش کرد،
مثل از دست دادن مادر دومش، لزلی تامپکینز؛ کسی که بعد از آلفرد، مهم ترین شخصی بود که توی بزرگ شدن بروس نقش داشت روبرو میشه. سال های طولانی بتمن بودن به بروس نشون داد که روبهروی اون، هرکسی میتونه باشه، و به همین سبب، دستگاه، هر خاطره ای که نیاز بود تا بروس رو آماده کنه رو شبیهسازی میکرد.
بعد از نزدیک ترین ها، اون مجبور میشه مرگ جیم گوردون، بت فمیلی و هرکسی که بهعنوان دوست و همکار بتمن شناخته میشه رو درست جلوی چشمهاش ببینه و حسش کنه.
همزمان باید با هیولایی بجنگه که ترکیبی از تک تک ویلن هاشه، و همه اینها در حالیه که داخل دستگاه، شبیهساز درد هم فعاله و بروس تک تک مشت ها، گازها و شکستگی هارو واقعا حس میکنه.
این روند بهقدری وحشیانه بود که وقتی دیمین میفهمه بروس باید همه این هارو حس کنه، این کار رو زیادهروی میبینه.
اما چرا بروس همچین کاری میکنه؟
بروس در جواب به دیمین میگه این کار رو انجام میده که “ یا تکامل پیدا کنه یا بمیره”؛
چون گاتهام بهش نیاز داره و اون باید بتونه مقابل خطرناک ترین دشمنش بایسته، و اون دشمن کسی نیست جز خود کوچک ترش، جز معصومیت درونش.
وقتی بروس به آخرین مرحله شبیهساز میرسه، نسخهٔ کودک خودش بهمراتب قویتر از چیزی ظاهر میشه که بروس الان هست. این شبیهساز ساخته شده تا دقیقا بهش یادآوری کنه چرا تبدیل به بتمن شد؛ با این پیام که باید به هر روشی که شده بجنگه و هیچوقت در مقابل ماموریتش تسلیم نشه.
حتی شبیهساز بروس رو داخل لباسی قرار میده که جو چیل موقع کشتن پدر و مادرش پوشیده بود؛ برای این یادآوری که جو چیل میتونه هرکسی باشه، و همین دلیله که این مبارزه باید ادامه پیدا کنه. بتمن باید ادامه پیدا کنه.
هوش مصنوعی دستگاه حتی طوری برنامهریزی شده که هر بار بروس عضو جدیدی رو وارد بتفمیلی میکنه یا راهنماییشون میکنه، بهش نشون بده کدومشون ممکنه سرنوشتی مثل جیسن تاد پیدا کنن؛ و به بروس یادآوری کنه که اون خودش این افراد رو وارد این خطر کرده، پس باید دو برابر تلاش کنه تا مطمئن بشه هیچکدوم به اون سرنوشت دوباره دچار نمیشن.
دستگاه دوباره بهش یادآوری میکنه که نباید تسلیم بشه؛ چون شبی که پدر و مادرش مردن، بروس فقط خوش شانس بود و خودش هم میتونست به راحتی با گلوله کشته بشه.
این چرخه ها ادامه پیدا میکنن تا دستگاه تشخیص بده بروس به حد کافی پیش رفته و آماده شده. بعد شبیهساز دوباره به شکل بروس کودک درمیاد و اون رو تا قبرهای توماس و مارتا هدایت میکنه. این بار اما قبر سومی هم اونجاست؛ قبری برای بروس وین کوچک.
بروس کودک برمیگرده و به نسخه بزرگ ترش میگه:
اما بروس چرا خودش رو هر سال اینطوری شکنجه میکنه؟
جواب سادهست: تا بتونه تکتک قتلهایی رو که از زمان بتمن شدن رخ دادن، دنبال کنه. هر سال این عدد کمتر و کمتر میشه. بروس این کار رو میکنه تا هیچوقت ماموریتش رو فراموش نکنه، تا روزی که این عدد به صفر برسه
چون از زمانی که تبدیل به بتمن شده هر سالی که میگذره این قتل ها کمتر و کمتر میشن.
و شاید... اون روز که صفر شد بروس بالاخره بتونه همه این هارو پشت سر بذاره و کمی زندگی کنه.
اگه این مدل فکتها رو دوست دارید، توی کامنت بگید تا نسخه کاملتر و خیلی مفصلتر این داستان و اتفاقات مربوط بهش رو براتون منتشر کنیم.
🐲 #Fact | #DC | #Comics | #Batman
🏜 @ScienceFantasy
هر سال، بروس وارد دستگاهی شبیهساز با هوش مصنوعی فوق پیشرفته میشه؛ دستگاهی که تمام خاطراتش رو ذخیره میکنه. داخل این شبیهساز، بروس مجبور میشه با بدترین اتفاق هایی که برای بتمن افتاده روبهرو بشه و این دستگاه با سیستمی تجهیز شده که به مرور زمان تکامل پیدا کنه و با انالیز مغز بروس میزان زجری که نیاز داره تا آماده سال بعد بشه رو بسنجه و تنظیم کنه.
با ورود به این دستگاه بروس کاملا فراموش میکنه که وارد چی شده و همه چیز براش کاملا واقعی ان و مثل یه پرونده باهاش برخورد میکنه، اون با اتفاقاتی
مثل دیدن مرگ پدری که بزرگش کرد،
مثل از دست دادن مادر دومش، لزلی تامپکینز؛ کسی که بعد از آلفرد، مهم ترین شخصی بود که توی بزرگ شدن بروس نقش داشت روبرو میشه. سال های طولانی بتمن بودن به بروس نشون داد که روبهروی اون، هرکسی میتونه باشه، و به همین سبب، دستگاه، هر خاطره ای که نیاز بود تا بروس رو آماده کنه رو شبیهسازی میکرد.
بعد از نزدیک ترین ها، اون مجبور میشه مرگ جیم گوردون، بت فمیلی و هرکسی که بهعنوان دوست و همکار بتمن شناخته میشه رو درست جلوی چشمهاش ببینه و حسش کنه.
همزمان باید با هیولایی بجنگه که ترکیبی از تک تک ویلن هاشه، و همه اینها در حالیه که داخل دستگاه، شبیهساز درد هم فعاله و بروس تک تک مشت ها، گازها و شکستگی هارو واقعا حس میکنه.
این روند بهقدری وحشیانه بود که وقتی دیمین میفهمه بروس باید همه این هارو حس کنه، این کار رو زیادهروی میبینه.
اما چرا بروس همچین کاری میکنه؟
بروس در جواب به دیمین میگه این کار رو انجام میده که “ یا تکامل پیدا کنه یا بمیره”؛
چون گاتهام بهش نیاز داره و اون باید بتونه مقابل خطرناک ترین دشمنش بایسته، و اون دشمن کسی نیست جز خود کوچک ترش، جز معصومیت درونش.
وقتی بروس به آخرین مرحله شبیهساز میرسه، نسخهٔ کودک خودش بهمراتب قویتر از چیزی ظاهر میشه که بروس الان هست. این شبیهساز ساخته شده تا دقیقا بهش یادآوری کنه چرا تبدیل به بتمن شد؛ با این پیام که باید به هر روشی که شده بجنگه و هیچوقت در مقابل ماموریتش تسلیم نشه.
حتی شبیهساز بروس رو داخل لباسی قرار میده که جو چیل موقع کشتن پدر و مادرش پوشیده بود؛ برای این یادآوری که جو چیل میتونه هرکسی باشه، و همین دلیله که این مبارزه باید ادامه پیدا کنه. بتمن باید ادامه پیدا کنه.
هوش مصنوعی دستگاه حتی طوری برنامهریزی شده که هر بار بروس عضو جدیدی رو وارد بتفمیلی میکنه یا راهنماییشون میکنه، بهش نشون بده کدومشون ممکنه سرنوشتی مثل جیسن تاد پیدا کنن؛ و به بروس یادآوری کنه که اون خودش این افراد رو وارد این خطر کرده، پس باید دو برابر تلاش کنه تا مطمئن بشه هیچکدوم به اون سرنوشت دوباره دچار نمیشن.
دستگاه دوباره بهش یادآوری میکنه که نباید تسلیم بشه؛ چون شبی که پدر و مادرش مردن، بروس فقط خوش شانس بود و خودش هم میتونست به راحتی با گلوله کشته بشه.
این چرخه ها ادامه پیدا میکنن تا دستگاه تشخیص بده بروس به حد کافی پیش رفته و آماده شده. بعد شبیهساز دوباره به شکل بروس کودک درمیاد و اون رو تا قبرهای توماس و مارتا هدایت میکنه. این بار اما قبر سومی هم اونجاست؛ قبری برای بروس وین کوچک.
بروس کودک برمیگرده و به نسخه بزرگ ترش میگه:
“اینجا جاییه که من بهش تعلق دارم. تو برای بتمن بودن باید یه بهایی پرداخت میکردی، و اون بها مرگ من بود. من باهاش مشکلی ندارم چون با دونستن تعداد آدما و بچه هایی که نجات دادیم، فداکاری ما، ارزشش رو داشت. کلی بچهی دیگه تونستن بچگی کنن چون ما نتونستیم. امیدوارم سال آینده هیچوقت اینو فراموش نکنی و ماموریت رو ادامه بدی. گاتهام بهت نیاز داره.”و آخرین کاری که هرسال بروس قبل از خروج از دستگاه باید انجام بده اینه که نسخه کودک خودش رو دفن کنه.
اما بروس چرا خودش رو هر سال اینطوری شکنجه میکنه؟
جواب سادهست: تا بتونه تکتک قتلهایی رو که از زمان بتمن شدن رخ دادن، دنبال کنه. هر سال این عدد کمتر و کمتر میشه. بروس این کار رو میکنه تا هیچوقت ماموریتش رو فراموش نکنه، تا روزی که این عدد به صفر برسه
چون از زمانی که تبدیل به بتمن شده هر سالی که میگذره این قتل ها کمتر و کمتر میشن.
و شاید... اون روز که صفر شد بروس بالاخره بتونه همه این هارو پشت سر بذاره و کمی زندگی کنه.
اگه این مدل فکتها رو دوست دارید، توی کامنت بگید تا نسخه کاملتر و خیلی مفصلتر این داستان و اتفاقات مربوط بهش رو براتون منتشر کنیم.
🐲 #Fact | #DC | #Comics | #Batman
🏜 @ScienceFantasy
❤28🔥4👏2👍1