در آرک Going Sane از مجموعهی Batman: Legends of the Dark Knight که در سال ۱۹۹۵ در شمارههای ۶۵ تا ۶۸ منتشر شد، جوکر برای نخستینبار با جهانی بدون بتمن مواجه میشود؛ جهانی که نه در آن نقشهای برای خندیدن هست، نه دلیلی برای دیوانه بودن. در جریان یکی از تقابلهای کلاسیک میان این دو، جوکر بتمن را به دام میاندازد و انفجار مهیبی ساختمان را با او درونش میبلعد. وقتی جوکر با تکههای پارهپاره شنل و کمربند بتمن روبهرو میشود، لبخند همیشگیاش یخ میزند. او باور میکند بتمن مرده... و عجیبتر اینکه نمیخندد.
مرگ بتمن نه او را خوشحال میکند، نه خشمگین. فقط خالیاش میکند. و در دل این خلأ، اتفاقی رخ میدهد که حتی گاتهام هم پیشبینیاش را نمیکرد: ذهن جوکر آرام میگیرد.
جوکر، با فرورفتن در تعادل روانیای که هرگز تجربهاش نکرده بود، هویتی تازه برای خود میسازد. نامش را «جوزف کر» میگذارد؛ بازی کلامیای با همان نام همیشگیاش. صورتش را اصلاح میکند، موهایش را کوتاه میکند، لباسهای رسمی میپوشد و به زندگیای معمولی پا میگذارد. در یک اداره استخدام میشود، آپارتمانی اجاره میکند، و با زنی به نام ربکا براون آشنا میشود. رابطهشان آرام و بیحاشیه شکل میگیرد. در چشمان ربکا، انعکاسی از خودش را میبیند که همیشه از آن محروم بوده: یک انسان عادی. و برای لحظهای، باور میکند که شاید واقعاً میتواند اینگونه بماند.
اما حقیقت این است که تنها چیزی که جوکر را آرام کرده بود، نبودِ بتمن بود — نه درمان، نه توبه، فقط فقدان.
در همین حین، بتمن که برخلاف تصور جوکر از انفجار جان سالم بهدر برده، زخمخورده اما زنده، از خلیج گاتهام به بیرون میافتد و ماهها در سایه بهبود مییابد. تا اینکه دوباره به خیابانهای شهر بازمیگردد. آرام و بیصدا، اما نه برای همیشه پنهان. خبرهای بازگشت شوالیهی تاریکی کمکم در رسانهها و کوچههای شهر میپیچد. جوزف، با شنیدن زمزمهها، نخستین نشانهها را حس میکند: اضطراب، توهم، نگاههایی که انگار چیزی را در تاریکی میبینند. صداها بازمیگردند. لبخند تغییر میکند. خندهها دوباره شکل میگیرند.
و جوکر، دوباره متولد میشود.
او نه بهخاطر میل به آشوب، بلکه بهخاطر سقوط هویت جدیدش بازمیگردد. چون آن زندگی آرام، آن عشق تازه، آن شغل و ظاهر متمدن… همهاش بدون حضور بتمن معنا داشت. و حالا که بتمن بازگشته، آن دنیای موقتی مثل رویایی است که نمیشود نگهاش داشت.
و شاید دقیقاً همینجاست که جوکر دیگر فقط یک روانپریش نیست، بلکه نماد تراژدی انسانیه که تنها در برابرِ دشمنش معنا دارد. در غیاب تقابل، او نه آرام، که پوچ میشود. و در بازگشت آن سایهی قدیمی، دوباره مجبور میشود به همان چیزی تبدیل شود که از آن ساخته شده بود.
شاید جوکر دیوانه نیست؛ فقط محکوم است که همیشه بیدار بماند… چون کابوس، فقط در خواب نمیماند.
🐲 #Fact | #Dc | #Joker | #Batman
🏜 @ScienceFantasy
مرگ بتمن نه او را خوشحال میکند، نه خشمگین. فقط خالیاش میکند. و در دل این خلأ، اتفاقی رخ میدهد که حتی گاتهام هم پیشبینیاش را نمیکرد: ذهن جوکر آرام میگیرد.
جوکر، با فرورفتن در تعادل روانیای که هرگز تجربهاش نکرده بود، هویتی تازه برای خود میسازد. نامش را «جوزف کر» میگذارد؛ بازی کلامیای با همان نام همیشگیاش. صورتش را اصلاح میکند، موهایش را کوتاه میکند، لباسهای رسمی میپوشد و به زندگیای معمولی پا میگذارد. در یک اداره استخدام میشود، آپارتمانی اجاره میکند، و با زنی به نام ربکا براون آشنا میشود. رابطهشان آرام و بیحاشیه شکل میگیرد. در چشمان ربکا، انعکاسی از خودش را میبیند که همیشه از آن محروم بوده: یک انسان عادی. و برای لحظهای، باور میکند که شاید واقعاً میتواند اینگونه بماند.
اما حقیقت این است که تنها چیزی که جوکر را آرام کرده بود، نبودِ بتمن بود — نه درمان، نه توبه، فقط فقدان.
در همین حین، بتمن که برخلاف تصور جوکر از انفجار جان سالم بهدر برده، زخمخورده اما زنده، از خلیج گاتهام به بیرون میافتد و ماهها در سایه بهبود مییابد. تا اینکه دوباره به خیابانهای شهر بازمیگردد. آرام و بیصدا، اما نه برای همیشه پنهان. خبرهای بازگشت شوالیهی تاریکی کمکم در رسانهها و کوچههای شهر میپیچد. جوزف، با شنیدن زمزمهها، نخستین نشانهها را حس میکند: اضطراب، توهم، نگاههایی که انگار چیزی را در تاریکی میبینند. صداها بازمیگردند. لبخند تغییر میکند. خندهها دوباره شکل میگیرند.
و جوکر، دوباره متولد میشود.
او نه بهخاطر میل به آشوب، بلکه بهخاطر سقوط هویت جدیدش بازمیگردد. چون آن زندگی آرام، آن عشق تازه، آن شغل و ظاهر متمدن… همهاش بدون حضور بتمن معنا داشت. و حالا که بتمن بازگشته، آن دنیای موقتی مثل رویایی است که نمیشود نگهاش داشت.
و شاید دقیقاً همینجاست که جوکر دیگر فقط یک روانپریش نیست، بلکه نماد تراژدی انسانیه که تنها در برابرِ دشمنش معنا دارد. در غیاب تقابل، او نه آرام، که پوچ میشود. و در بازگشت آن سایهی قدیمی، دوباره مجبور میشود به همان چیزی تبدیل شود که از آن ساخته شده بود.
شاید جوکر دیوانه نیست؛ فقط محکوم است که همیشه بیدار بماند… چون کابوس، فقط در خواب نمیماند.
🐲 #Fact | #Dc | #Joker | #Batman
🏜 @ScienceFantasy
🔥16❤1
ولدمورت، جادوگری که با نام واقعی تام مارولو ریدل به دنیا آمد، نماد تمامعیار پلیدی و سقوط اخلاقی در دنیای هری پاتر است. او با ذهنی تیز و ارادهای فولادین، از نوجوانی قدم در مسیر تاریکی گذاشت؛ مسیری که او را از کودکی تنها و سرگردان، به بزرگترین تهدید دنیای جادوگری تبدیل کرد.
ریشههای تاریکی ولدمورت در دوران کودکیاش، رها شدن توسط مادر و بزرگ شدن در یتیمخانه نهفته بود. این تنهایی عمیق و نفرت از ضعفهای انسانی، جرقهی تحولی شد که به خلق سیاهی مطلق انجامید. او با نفرتی عمیق نسبت به خون خود و محدودیتهای انسانی، دنیایی را ساخت که در آن قدرت و جاودانگی هدف نهایی بود.
برای رسیدن به این هدف، ولدمورت روح خود را به هفت هورکراکس تقسیم کرد؛ اشیایی که هرکدام نقطهای تاریک و خونین در زندگی او بودند. این هورکراکسها نه تنها به او قدرتی فراتر بخشیدند، بلکه مرگ را برایش به تعویق انداختند. اما این لکههای تاریک، هر بار که بیشتر میشدند، انسانیت او را کمتر و کمتر میکردند و او را به موجودی بیرحم و ترسناک بدل ساختند.
ترس عمیق ولدمورت از مرگ، او را به جنون کشاند و باعث شد برای حفظ خود حتی به قتل نزدیکترین افراد هم رحم نکند. در طول داستان، بارها تلاش کرد از مرگ فرار کند، اما هر شکست، بخشی از وجودش را نابود کرد و سرانجام به سقوطی تلخ و رقتانگیز انجامید؛ سقوطی که نتیجه ناتوانیاش در درک عشق، بخشش و وجوه انسانی بود.
ولدمورت نه تنها دشمن هری پاتر بود، بلکه تجسم تمام آن نیروهای تاریکی بود که انسان را به ورطه سقوط میکشاند: ترس، تنهایی، غرور و بیرحمی مطلق. داستان او تلنگریست که نشان میدهد هیچ قدرتی بدون هزینه به دست نمیآید و حتی بزرگترین جادوگران هم نمیتوانند از سرنوشت گریخت.
ولدمورت دیگر هرگز چهرهی انسانی نداشت؛ پوستی خشک و بیرنگ، سفید و بیجان، مثل مردهای که از گور برخاسته باشد. بینیاش کاملاً محو شده بود و به جای آن دو سوراخ باریک و عمودی قرار داشت که بیاختیار ذهن را به یاد مار میانداخت. چشمهایش، که زمانی ممکن بود در آنها نشانی از انسانیت باشد، اکنون قرمز و سوزان بودند؛ شبیه به شعلههای خشم و نفرتی که درونش شعلهور بود و هیچ امیدی به فروکش کردن نداشت.
این چهرهی وحشتناک نتیجه سالها استفاده از جادوی سیاه و شکنجه روحی بود؛ هر بار که روح خود را به هورکراکسها بخش میکرد، بخشی از انسانیتش را فدا میکرد و به موجودی تبدیل میشد که بیشتر شبیه یک هیولای افسانهای بود تا یک جادوگر. او خود را از انسانیت جدا کرد و به هیبتی افسانهای بدل شد، موجودی که از ترس و نفرت خلق شده بود و تنها هدفش باقیماندن جاودانه و قدرت مطلق بود.
بینی افتادهاش و چشمان مارگونهاش، نه فقط ظاهرش را بلکه ذاتش را نیز به تصویر میکشیدند؛ نشانهای از روحی که از جنس پلیدی، مرگ و بیرحمی بود. این چهره نمادی بود از سقوط کامل انسانیت، آینه تمامنمای انتخابهایی که ولدمورت در زندگیاش کرد و پایان غمانگیز جادوگری که همه چیز را فدای ترس از مرگ و قدرت کرد.
🐲 #Fact | #Books | #Harrypotter | #Voldemort
🏜 @ScienceFantasy
ریشههای تاریکی ولدمورت در دوران کودکیاش، رها شدن توسط مادر و بزرگ شدن در یتیمخانه نهفته بود. این تنهایی عمیق و نفرت از ضعفهای انسانی، جرقهی تحولی شد که به خلق سیاهی مطلق انجامید. او با نفرتی عمیق نسبت به خون خود و محدودیتهای انسانی، دنیایی را ساخت که در آن قدرت و جاودانگی هدف نهایی بود.
برای رسیدن به این هدف، ولدمورت روح خود را به هفت هورکراکس تقسیم کرد؛ اشیایی که هرکدام نقطهای تاریک و خونین در زندگی او بودند. این هورکراکسها نه تنها به او قدرتی فراتر بخشیدند، بلکه مرگ را برایش به تعویق انداختند. اما این لکههای تاریک، هر بار که بیشتر میشدند، انسانیت او را کمتر و کمتر میکردند و او را به موجودی بیرحم و ترسناک بدل ساختند.
ترس عمیق ولدمورت از مرگ، او را به جنون کشاند و باعث شد برای حفظ خود حتی به قتل نزدیکترین افراد هم رحم نکند. در طول داستان، بارها تلاش کرد از مرگ فرار کند، اما هر شکست، بخشی از وجودش را نابود کرد و سرانجام به سقوطی تلخ و رقتانگیز انجامید؛ سقوطی که نتیجه ناتوانیاش در درک عشق، بخشش و وجوه انسانی بود.
ولدمورت نه تنها دشمن هری پاتر بود، بلکه تجسم تمام آن نیروهای تاریکی بود که انسان را به ورطه سقوط میکشاند: ترس، تنهایی، غرور و بیرحمی مطلق. داستان او تلنگریست که نشان میدهد هیچ قدرتی بدون هزینه به دست نمیآید و حتی بزرگترین جادوگران هم نمیتوانند از سرنوشت گریخت.
ولدمورت دیگر هرگز چهرهی انسانی نداشت؛ پوستی خشک و بیرنگ، سفید و بیجان، مثل مردهای که از گور برخاسته باشد. بینیاش کاملاً محو شده بود و به جای آن دو سوراخ باریک و عمودی قرار داشت که بیاختیار ذهن را به یاد مار میانداخت. چشمهایش، که زمانی ممکن بود در آنها نشانی از انسانیت باشد، اکنون قرمز و سوزان بودند؛ شبیه به شعلههای خشم و نفرتی که درونش شعلهور بود و هیچ امیدی به فروکش کردن نداشت.
این چهرهی وحشتناک نتیجه سالها استفاده از جادوی سیاه و شکنجه روحی بود؛ هر بار که روح خود را به هورکراکسها بخش میکرد، بخشی از انسانیتش را فدا میکرد و به موجودی تبدیل میشد که بیشتر شبیه یک هیولای افسانهای بود تا یک جادوگر. او خود را از انسانیت جدا کرد و به هیبتی افسانهای بدل شد، موجودی که از ترس و نفرت خلق شده بود و تنها هدفش باقیماندن جاودانه و قدرت مطلق بود.
بینی افتادهاش و چشمان مارگونهاش، نه فقط ظاهرش را بلکه ذاتش را نیز به تصویر میکشیدند؛ نشانهای از روحی که از جنس پلیدی، مرگ و بیرحمی بود. این چهره نمادی بود از سقوط کامل انسانیت، آینه تمامنمای انتخابهایی که ولدمورت در زندگیاش کرد و پایان غمانگیز جادوگری که همه چیز را فدای ترس از مرگ و قدرت کرد.
There is no good and evil, there is only power, and those too weak to seek it.
—Voldemort
🐲 #Fact | #Books | #Harrypotter | #Voldemort
🏜 @ScienceFantasy
🔥11❤2
Science Fantasy
بررسی درستی و یا نادرستی حمایت از LGBTQ+ و چند کلام حرف با روشنفکر نما ها❗️
📍مطالعه مقاله
📍مطالعه مقاله
Ready for part 2?
🔥12👎5👍3
مواظب خودتون باشید رفقا وضعیت خوب نیست زیاد امیدوارم همه سلامت باشید
❤15
سعی کنید حس وطندوستیتونو به تقویت برسونید
چون جنگو ببازید زندگیو هم باختید.
چون جنگو ببازید زندگیو هم باختید.
❤17👍4👎4
ببینید عزیزام شرایط یکمی شلوغه و اگر ساکن شهر بزرگید و خواستین از شهر برید شهرستان یا روستا و اگر جایی نداشتین که برید تو روستای پدری بنده و اقامتگاه خودمون بهتون جای رایگان میدیم :
آدرسشم پلدختر تو استان لرستان
اگر کسی خواست با شماره زیر تماس بگیره ( تلگرامم روشه )
+989009605040
آدرسشم پلدختر تو استان لرستان
اگر کسی خواست با شماره زیر تماس بگیره ( تلگرامم روشه )
+989009605040
❤30
Science Fantasy
ببینید عزیزام شرایط یکمی شلوغه و اگر ساکن شهر بزرگید و خواستین از شهر برید شهرستان یا روستا و اگر جایی نداشتین که برید تو روستای پدری بنده و اقامتگاه خودمون بهتون جای رایگان میدیم : آدرسشم پلدختر تو استان لرستان اگر کسی خواست با شماره زیر تماس بگیره ( تلگرامم…
هزار تا غذا پختم انگار عروسیمه ( پخش شده تو خرم آباد و پلدختر بین مسافرا)
رفقا بازم پیام بالا رو بخونید هر کی میخواست بیاد اولش هماهنگ کنه تا یه اتاق براش خالی کنیم و تمیزش کنیم
رفقا بازم پیام بالا رو بخونید هر کی میخواست بیاد اولش هماهنگ کنه تا یه اتاق براش خالی کنیم و تمیزش کنیم
🔥17❤2👍2
فصل گرماست و خیلی سخته حدود ده دستگاه کولر آبی به صورت رایگان برای کسای که کولر ندارن و کولرشون آسیب دیده ( متاسفانه امکان ارسال به شهر های خارج از استان لرستان رو نداریم ) از طرف تیم ساینس فانتزی اهدا میشه
و بعد از این ماجرا ها از طرف همین تیم هزینه برق کاری ، بنایی و گچ کاری صد خانه آسیب دیده تقبل میشه
برای گرفتن کولر و وقت تعمیر خانه ( مشکل خونتون رو بگید )
+989009605040
و بعد از این ماجرا ها از طرف همین تیم هزینه برق کاری ، بنایی و گچ کاری صد خانه آسیب دیده تقبل میشه
برای گرفتن کولر و وقت تعمیر خانه ( مشکل خونتون رو بگید )
+989009605040
❤28
Science Fantasy
ببینید عزیزام شرایط یکمی شلوغه و اگر ساکن شهر بزرگید و خواستین از شهر برید شهرستان یا روستا و اگر جایی نداشتین که برید تو روستای پدری بنده و اقامتگاه خودمون بهتون جای رایگان میدیم : آدرسشم پلدختر تو استان لرستان اگر کسی خواست با شماره زیر تماس بگیره ( تلگرامم…
رفقا اگر از لرستان رد شدین هم غذا حاضره و هم اقامتا اصلا هم نگران هزینه نباشید که که اقامت تا 14 روز آینده رایگانه و اگر حتی وضعیت بدتر شد اقامت رایگان تمدید میشه پس نگران نباشید :
@EldiaRulers
+989009605040
@EldiaRulers
+989009605040
❤1
تو تلگرام : داریم مذاکره میکنیم
تو روبیکا و سروش : دست بالاتر تو جنگ داریم به ساعت دیگه هم اینترنتا وصل میشن
تو ایتا : همه دنیا رو داریم می گیریم تازه ترامپ خادم امام رضاست ...
تو روبیکا و سروش : دست بالاتر تو جنگ داریم به ساعت دیگه هم اینترنتا وصل میشن
تو ایتا : همه دنیا رو داریم می گیریم تازه ترامپ خادم امام رضاست ...
🥰11👍1👎1
شما که من پست سیاسی بزنم نزنم لفت میدید
پس جا داره تا زمونی که وقت هست اینم بگم
کص ننه روسیه
کص ننه روسیه
کص ننه روسیه
پس جا داره تا زمونی که وقت هست اینم بگم
کص ننه روسیه
کص ننه روسیه
کص ننه روسیه
👍29❤7👎4
Science Fantasy
شما که من پست سیاسی بزنم نزنم لفت میدید پس جا داره تا زمونی که وقت هست اینم بگم کص ننه روسیه کص ننه روسیه کص ننه روسیه
حرومزاده ها با فاصله چند سال نزدیک ۲۰ ایالت ازمون جدا کردن
قرار داد های بولشت کردن تومون
دوبار طی جنگ جهانی شمال ایرانو فتح کردن
سعی داشتن آذربایجانو ازمون جدا کنن
مشروطه خواهان رو هم کشتن
الانم که باز ما موقع اوج جنگشون با اکراین بهشون کمک کردیم
نه سوخو هارو تحویلمون دادن
نه کار دیگه ای
قرار داد های بولشت کردن تومون
دوبار طی جنگ جهانی شمال ایرانو فتح کردن
سعی داشتن آذربایجانو ازمون جدا کنن
مشروطه خواهان رو هم کشتن
الانم که باز ما موقع اوج جنگشون با اکراین بهشون کمک کردیم
نه سوخو هارو تحویلمون دادن
نه کار دیگه ای
👍32👎2☃1
سلام رفقا ، امیدوارم حال دلتون خوب باشه و تنتون سالم و تندرست باشه دلتنگتون بودیم ( شاید شما دلتنگ ما نبودین) به هر حال فعالیت چنل از فردا به صورت قبل بر میگرده امیدوارم حمایت کنید و ما رو به دوستاتون معرفی کنید
❤20👎5🏆3👍2
خشم هالک ، بیشتر مقصر یک بنر است !
در حال مطالعه سری ایمورتال هالک بودم که به ایشو یازدهم و دوازدهم رسیدم و تاثیر عمیق پدر بروس بنر یعنی برایان بنر را بر روی نه تنها بروس بلکه بر روی هالک نیز به خوبی مشاهده کردم .
در این سری قید شد که برایان توسط پدر بزرگش بزرگ شده اما هیچوقت پدر بزرگش با او رفتار درستی نداشته و او را یک چیز اضافه در دنیا میدیده به طوری که برایان بنر خودش را لایق دوست داشته شدن نمی دیده و به دنبال این بوده که معنی دوست داشته شدن و مورد علاقه دیگران بودن را پیدا کند.
سال ها بعد زمانی که او یک محقق فوق العاده خوش نام در پرتو های گاما بود با ربکا ( مادر بروس بنر ) آشنا شد و بالاخره معنای دوست داشته شدن را فهمیده اما بعد از به دنیا آمدن بروس و کشته شدن مادر او ( ربکا در سری کلاسیک به دست برایان بنر کشته شد ) بعد از کشته شدن ربکا به دست او ( البته قبل آن هم خشونت های زیادی داشت چون دائم الخمر بود ) او دیگر دوست داشته شدن را درک نکرد و چون خودش کودکی سختی داشت بروس را به شدت از لحاظ بدنی و عاطفی تنبیه میکرد ، در نوشته های ال ووینگ هم آمده بود که برایان به بروس به خاطر توجه بیش از حد ربکا به او حسودی میکرد ( البته شاید عوامل دیگری هم باعث خشم هالک شوند که آن ها را هم بررسی میکنیم ) .
📖 : Immortal hulk 2018 issues 11 / 16
#Hulk | #Marvelcomics | #Devilhulk
@ScienceFantasy
در حال مطالعه سری ایمورتال هالک بودم که به ایشو یازدهم و دوازدهم رسیدم و تاثیر عمیق پدر بروس بنر یعنی برایان بنر را بر روی نه تنها بروس بلکه بر روی هالک نیز به خوبی مشاهده کردم .
در این سری قید شد که برایان توسط پدر بزرگش بزرگ شده اما هیچوقت پدر بزرگش با او رفتار درستی نداشته و او را یک چیز اضافه در دنیا میدیده به طوری که برایان بنر خودش را لایق دوست داشته شدن نمی دیده و به دنبال این بوده که معنی دوست داشته شدن و مورد علاقه دیگران بودن را پیدا کند.
سال ها بعد زمانی که او یک محقق فوق العاده خوش نام در پرتو های گاما بود با ربکا ( مادر بروس بنر ) آشنا شد و بالاخره معنای دوست داشته شدن را فهمیده اما بعد از به دنیا آمدن بروس و کشته شدن مادر او ( ربکا در سری کلاسیک به دست برایان بنر کشته شد ) بعد از کشته شدن ربکا به دست او ( البته قبل آن هم خشونت های زیادی داشت چون دائم الخمر بود ) او دیگر دوست داشته شدن را درک نکرد و چون خودش کودکی سختی داشت بروس را به شدت از لحاظ بدنی و عاطفی تنبیه میکرد ، در نوشته های ال ووینگ هم آمده بود که برایان به بروس به خاطر توجه بیش از حد ربکا به او حسودی میکرد ( البته شاید عوامل دیگری هم باعث خشم هالک شوند که آن ها را هم بررسی میکنیم ) .
📖 : Immortal hulk 2018 issues 11 / 16
#Hulk | #Marvelcomics | #Devilhulk
@ScienceFantasy
🔥12❤4👎1
لیست 100 فیلم برتر قرن بیست و یکم از نگاه نیویورک تایمز
لیستی که بنده به عنوان یکی از سرگرمی های تابستانه خود در نظر گرفته ام و هر روز به دیدن یکی از این فیلم ها خواهم پرداخت و برای شما نقدی کوتاه هر چند به کوتاهی یک توییت خواهم نوشت ، شما عزیزان هم میتوانید ببینید ( هر یک از فیلم های لیست ) و نقد هایتان را برایمان بفرستید
#Movie | #Review | #Top100
@ScienceFantasy
لیستی که بنده به عنوان یکی از سرگرمی های تابستانه خود در نظر گرفته ام و هر روز به دیدن یکی از این فیلم ها خواهم پرداخت و برای شما نقدی کوتاه هر چند به کوتاهی یک توییت خواهم نوشت ، شما عزیزان هم میتوانید ببینید ( هر یک از فیلم های لیست ) و نقد هایتان را برایمان بفرستید
#Movie | #Review | #Top100
@ScienceFantasy
❤14👍2👎2🔥1
پیتر دیوید ، اسطوره ایی فراموش نشدنی !
وقتی که خبر مرگ این نویسنده بزرگ را شنیدم کمی متاثر شدم شاید برایم جزو نویسندگان خاص کامیک بوک بود اما خیلی از آثارش را به یاد نمی آوردم افسوس خوردم چون ذاتا او آدمی خوب بود که به همه مسائل اجتماعی در کامیک هایش سر میزد و در نگارش آثارش همواره توجه میکرد که قدمی برای اصلاح جامعه و طرز تفکر آن ها میگذاشت .
در ماجرای مرگ جیم ویلسون که یکی از ساید کرکتر های معروف شخصیت هالک است پیتر دیوید با الهام گرفتن از یک اتفاق واقعی یعنی مرگ کودکی به نام رایان وایت بر اثر ویروس ایدز این شروع به نگارش این داستان کرد در آن دوره در جوامع آمریکایی ، اروپایی هر کسی ویروس ایدز میگرفت بدون در نظر شرایط آن را همجنسگرا نام میبردند و همگی ویروس ایدز را شایع بین همجنسگرایان میندانستد که این شامل رایان وایت هم شد ( که بعد ها مشخص شد رایان وایت بر اثر تزریق خون آلوده به این بیماری مبتلا شده ) پیتر دیوید با نوشتن این شماره از کامیک های incredible hulk میخواست به مردم بفهماند که راه های دیگری برای انتقال ویروس ایدز هست و گاهی بیماران این بیماری جز بدشناسی چیز دیگری نداشته اند.....
📖 : The incredible hulk issues 420
#Hulk | #marvelcomics | #Fact
@ScienceFantasy
وقتی که خبر مرگ این نویسنده بزرگ را شنیدم کمی متاثر شدم شاید برایم جزو نویسندگان خاص کامیک بوک بود اما خیلی از آثارش را به یاد نمی آوردم افسوس خوردم چون ذاتا او آدمی خوب بود که به همه مسائل اجتماعی در کامیک هایش سر میزد و در نگارش آثارش همواره توجه میکرد که قدمی برای اصلاح جامعه و طرز تفکر آن ها میگذاشت .
در ماجرای مرگ جیم ویلسون که یکی از ساید کرکتر های معروف شخصیت هالک است پیتر دیوید با الهام گرفتن از یک اتفاق واقعی یعنی مرگ کودکی به نام رایان وایت بر اثر ویروس ایدز این شروع به نگارش این داستان کرد در آن دوره در جوامع آمریکایی ، اروپایی هر کسی ویروس ایدز میگرفت بدون در نظر شرایط آن را همجنسگرا نام میبردند و همگی ویروس ایدز را شایع بین همجنسگرایان میندانستد که این شامل رایان وایت هم شد ( که بعد ها مشخص شد رایان وایت بر اثر تزریق خون آلوده به این بیماری مبتلا شده ) پیتر دیوید با نوشتن این شماره از کامیک های incredible hulk میخواست به مردم بفهماند که راه های دیگری برای انتقال ویروس ایدز هست و گاهی بیماران این بیماری جز بدشناسی چیز دیگری نداشته اند.....
#Hulk | #marvelcomics | #Fact
@ScienceFantasy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12💔4🏆2👎1
دوست دارید یه بخش کامیک تاک بزنیم ؟
یا یه میز گفت و گوی صوتی که با هم آثار رو بررسی کنیم یا آثار مختلف رو بخونیم ؟
تو کامنتا نظرتون رو بگید
یا یه میز گفت و گوی صوتی که با هم آثار رو بررسی کنیم یا آثار مختلف رو بخونیم ؟
تو کامنتا نظرتون رو بگید
👍26👎5🔥4