نولان، شهرت در سایهی تکنیک یا غیاب نبوغ حقیقی؟
کریستوفر نولان، نامی که در دو دههی اخیر به یکی از شناختهشدهترین کارگردانان هالیوود بدل شده، بیش از آنکه به خاطر نبوغ هنری یا عمق فلسفی آثارش مورد ستایش قرار گیرد، مدیون تواناییاش در خلق تجربههای سینمایی بزرگ و پرزرقوبرق است. او فیلمسازی است که با تکیه بر ساختارهای پیچیده، جلوههای بصری خیرهکننده و ایدههای بلندپروازانه، توانسته جایگاهی ویژه در میان مخاطبان عام و منتقدان به دست آورد، اما آیا این شهرت به معنای برتری او در میان بزرگان تاریخ سینما است؟ پاسخ، در نگاهی دقیقتر، چندان مثبت نیست. نولان، با تمام استعدادش، بیشتر یک معمار تکنیکی است تا یک راوی عمیق یا نوآور واقعی؛ کسی که فرم را بر محتوا ترجیح میدهد و در این ترجیح، گاه از خلق آثاری ماندگار باز میماند.
آنچه نولان را برجسته کرده، توانایی او در به کار گرفتن ابزارهای سینمایی به شکلی است که مخاطب را در لحظه مبهوت کند: از چرخش راهروها در «اینسپشن» تا سفرهای میانستارهای در «Interstellar». با این حال، این شگفتیها اغلب در سطح باقی میمانند و به عمق نمیرسند. در مقایسه با کارگردانانی چون استنلی کوبریک، که در «2001: A Space Odyssey» نهتنها بصریتی خیرهکننده بلکه پرسشهایی عمیق دربارهی وجود انسان مطرح کرد، یا مارتین اسکورسیزی، که در «Raging Bull» و «Goodfellas» انسان را در پیچیدگیهایش کاوید، نولان اغلب در حد یک ایدهپرداز خوشفکر متوقف میشود. آثار او، هرچند تماشاییاند، کمتر نشانهای از آن جرقهی خلاقیت ناب یا تأمل فلسفی دارند که نامداران سینما را متمایز میکند.
بخشی از شهرت نولان، بیتردید، به زمانهای برمیگردد که او در آن فیلم میسازد: دورهای که سینما بیش از پیش به سمت سرگرمیهای عظیم و پرهزینه گرایش یافته و مخاطبان، تشنهی تجربههاییاند که آنها را از واقعیت روزمره جدا کند. نولان این نیاز را بهخوبی درک کرده و با آثاری که ترکیبی از بلاکباستر و ظاهری روشنفکرانهاند، به آن پاسخ داده است. اما این پاسخ، هرچند موفق در گیشه و جلب تحسین، او را از دایرهی تکنیسینهای ماهر فراتر نمیبرد. در برابر غولهایی چون اینگمار برگمان، که روح انسان را در «فریادها و نجواها» به تصویر کشید، یا آکیرا کوروساوا، که در «هفت سامورایی» حماسه و انسانیت را درهم آمیخت، نولان بیشتر به یک قصهگوی پر زرقوبرق میماند تا یک استاد حقیقی سینما. او معروف است، چون زمانهاش را خوب میشناسد، اما از نظر فنی و هنری، در میان نامداران، حرفی تازه و ماندگار برای گفتن ندارد.
🎦 #Cinema
🆔 @ScienceFantasy
کریستوفر نولان، نامی که در دو دههی اخیر به یکی از شناختهشدهترین کارگردانان هالیوود بدل شده، بیش از آنکه به خاطر نبوغ هنری یا عمق فلسفی آثارش مورد ستایش قرار گیرد، مدیون تواناییاش در خلق تجربههای سینمایی بزرگ و پرزرقوبرق است. او فیلمسازی است که با تکیه بر ساختارهای پیچیده، جلوههای بصری خیرهکننده و ایدههای بلندپروازانه، توانسته جایگاهی ویژه در میان مخاطبان عام و منتقدان به دست آورد، اما آیا این شهرت به معنای برتری او در میان بزرگان تاریخ سینما است؟ پاسخ، در نگاهی دقیقتر، چندان مثبت نیست. نولان، با تمام استعدادش، بیشتر یک معمار تکنیکی است تا یک راوی عمیق یا نوآور واقعی؛ کسی که فرم را بر محتوا ترجیح میدهد و در این ترجیح، گاه از خلق آثاری ماندگار باز میماند.
آنچه نولان را برجسته کرده، توانایی او در به کار گرفتن ابزارهای سینمایی به شکلی است که مخاطب را در لحظه مبهوت کند: از چرخش راهروها در «اینسپشن» تا سفرهای میانستارهای در «Interstellar». با این حال، این شگفتیها اغلب در سطح باقی میمانند و به عمق نمیرسند. در مقایسه با کارگردانانی چون استنلی کوبریک، که در «2001: A Space Odyssey» نهتنها بصریتی خیرهکننده بلکه پرسشهایی عمیق دربارهی وجود انسان مطرح کرد، یا مارتین اسکورسیزی، که در «Raging Bull» و «Goodfellas» انسان را در پیچیدگیهایش کاوید، نولان اغلب در حد یک ایدهپرداز خوشفکر متوقف میشود. آثار او، هرچند تماشاییاند، کمتر نشانهای از آن جرقهی خلاقیت ناب یا تأمل فلسفی دارند که نامداران سینما را متمایز میکند.
بخشی از شهرت نولان، بیتردید، به زمانهای برمیگردد که او در آن فیلم میسازد: دورهای که سینما بیش از پیش به سمت سرگرمیهای عظیم و پرهزینه گرایش یافته و مخاطبان، تشنهی تجربههاییاند که آنها را از واقعیت روزمره جدا کند. نولان این نیاز را بهخوبی درک کرده و با آثاری که ترکیبی از بلاکباستر و ظاهری روشنفکرانهاند، به آن پاسخ داده است. اما این پاسخ، هرچند موفق در گیشه و جلب تحسین، او را از دایرهی تکنیسینهای ماهر فراتر نمیبرد. در برابر غولهایی چون اینگمار برگمان، که روح انسان را در «فریادها و نجواها» به تصویر کشید، یا آکیرا کوروساوا، که در «هفت سامورایی» حماسه و انسانیت را درهم آمیخت، نولان بیشتر به یک قصهگوی پر زرقوبرق میماند تا یک استاد حقیقی سینما. او معروف است، چون زمانهاش را خوب میشناسد، اما از نظر فنی و هنری، در میان نامداران، حرفی تازه و ماندگار برای گفتن ندارد.
🎦 #Cinema
🆔 @ScienceFantasy
👎25👍24
Science Fantasy
نولان، شهرت در سایهی تکنیک یا غیاب نبوغ حقیقی؟ کریستوفر نولان، نامی که در دو دههی اخیر به یکی از شناختهشدهترین کارگردانان هالیوود بدل شده، بیش از آنکه به خاطر نبوغ هنری یا عمق فلسفی آثارش مورد ستایش قرار گیرد، مدیون تواناییاش در خلق تجربههای سینمایی…
رفقایی که زعم و چشم انداز متفاوتی نسبت به یادداشت داشتند و ریاکشن دیسلایک «👎» زدند؛ باعث خوشحالی ماست که نگاه خودشون رو در قالب کامنت به سمع و نظر ما برسونن.
گپ و گفت درست حسابی ای خواهد شد 🫶.
گپ و گفت درست حسابی ای خواهد شد 🫶.
👍5👎2🥰1
🦇 ترجمه #اختصاصی کمیک
• Absolute Batman #5
📎 نویسنده افسانه ای داستان های بتمن و طراح نمادین، نیک دراگوتا، قصه شوالیه تاریکی را برای نسل نوین بازگویی میکنند.
بدون عمارت، بدون ثروت، بدون خدمتکار؛ تنها چیزی که باقی میماند شوالیه تاریکی مطلق است.❗️
ارائه ای از رسانه تخصصی ساینس فنتزی🐲
📄 #بتدث
🖥 #اسنیک
📥 Download Link
🗯 #AbsoluteBatman | #DC | #FaComic
🏜 @ScienceFantasy
• Absolute Batman #5
📎 نویسنده افسانه ای داستان های بتمن و طراح نمادین، نیک دراگوتا، قصه شوالیه تاریکی را برای نسل نوین بازگویی میکنند.
بدون عمارت، بدون ثروت، بدون خدمتکار؛ تنها چیزی که باقی میماند شوالیه تاریکی مطلق است.❗️
ارائه ای از رسانه تخصصی ساینس فنتزی🐲
📄 #بتدث
🖥 #اسنیک
📥 Download Link
🗯 #AbsoluteBatman | #DC | #FaComic
🏜 @ScienceFantasy
1👍12👎10❤5☃1
🖋 در آستانهی نیستی: سفری روانشناختی به عمق ناخودآگاه تونی سوپرانو
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Cinema
✒️ @ScienceFantasy
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Cinema
✒️ @ScienceFantasy
Telegraph
در آستانهی نیستی: سفری روانشناختی به عمق ناخودآگاه تونی سوپرانو
فرو رفتن تونی سوپرانو در کما در فصل ششم سریال سوپرانوز، بهویژه در قسمت (Join the Club)، نهتنها یک پیچش داستانی تأثیرگذار است، بلکه پنجرهای به سوی کاوشی عمیق در روان ناخودآگاه این شخصیت پیچیده و چندلایه باز میکند. هنگامی که تونی پس از شلیک عمویش جونیور…
👍6❤5👎2
🖋 در هزارتوی رویاهایی که فرو میریزد: چرا «اینسپشن» ضعیفترین اثر کریستوفر نولان است؟
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Cinema
✒️ @ScienceFantasy
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Cinema
✒️ @ScienceFantasy
Telegraph
در هزارتوی رویاهایی که فرو میریزد: چرا «اینسپشن» ضعیفترین اثر کریستوفر نولان است؟
جهان سینما، با تمام پیچیدگیها و شگفتیهایش، گاه شاهد آثاری است که در هیاهوی ستایشها و تحسینها، نقصهایشان در سایه قرار میگیرد. «اینسپشن» (Inception)، ساختهی کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۰، یکی از همین آثار است که با وجود استقبال گسترده و فروش خیرهکننده،…
👎10👍8❤2
نظرتون چیه نقد کنید چنل رو و پیشنهاداتتون رو کامنت کنید ؟
👍3👎1
📚 سوپرمن و هزاران داستانی که تابحال حول محور شخصیت او به نگارش درآمده است همواره روی قدرت های مافوق بشری وی فوکوس زیادی داشته، اما چه میشود اگر او دیگر پرواز نکند و تصمیم بگیرد تمام زمین را پیاده راه برود تا با نحوی دیگر به دنبال کشف دوباره حقیقت، عدالت و مسائل اجتماعی انسانها باشد؟
نویسندهی متبحری با نام “Straczynski” در چهار شماره از کامیک های سوپرمن تحت عنوان “Superman: Grounded” به این پرسش پاسخ میدهد.
سوپرمن در خیابان دیده میشود! اما نه در روی هوا بلکه مانند فردی عادی در خیابان ها قدم میزند و راه میرود.
دلیل مشخصی برای این کار سوپرمن عنوان نمیشود و همین موجبِ سردرگمی خبرنگاران شده تا جایی که یکی از آنها او را متهم میکند که قدرت های خود را از دست داده است، منتها سوپرمن برخلاف اخلاق دیرینهی خود پاسخی متفاوت میدهد و او را به فاصلهی هزارپایی از زمین میبرد تا بصورت عملی خبرنگار به اشتباه خود پی ببرد!
او کماکان راه میرود و مشکلات گاها ساده و یا دشوار مردم را حل میکند تا جایی که به زنی میرسد که قصد خودکشی دارد، نیروی پلیس با دیدن سوپرمن خوشحال میشوند زیرا معتقدند او به زور هم که شده آن زن را از کارش منصرف خواهد کرد و نخواهد گذاشت که وی خودکشی کند؛ با این حال سوپرمنی که “Straczynski” به نحوی خلق کرده است هیچ وجه اشتراکی با خلقیات و رفتارات سوپرمن عادی ندارد! در کمال تعجب او به آن زن قول میدهد که به هیچ عنوان جلوی او را نخواهد گرفت و اگر با حرف زدن او منصرف نشد آزاد است که از ساختمان بپرد و به زندگیاش پایان بخشد‼️
آن زن اعتراف میکند که دلیلی برای زندگی ندارد؛ عزیز ترین کسانش فوت کردهاند؛ بیکار است؛ و به بحرانی هویتی رسیده است زیرا دیگر ارزش هایش نمیتوانند زندگی او را معنا بخشند سپس او کمی زمان برای استراحت نیاز دارد و تا شب در آنجا میماند، نهایتا سوپرمن در چند حباب زیباترین و متقاعد کننده ترین حرف هایش را به زبان میآورد او ذکر میکند درست است که زندگی همواره دارای غم و اندوه است ولی آیا تضمینی هست که یک روز خوب تا پایان عمر نداشته باشیم؟ اگر مطمعن هستیم که هیچگاه آن روز خوب نخواهد آمد پس باید خودمان را بکشیم، او با این استدلال زن دلشکسته و افسرده را از مرگ نجات میدهد و در نهایت بدون استفاده از قدرت هایش و صرف صحبت با وی او را از کشتن خودش منصرف میکند!
در ادامه او همچنان به کمک کردن به مردم با این طریق جدید ادامه میدهد تا اینکه بتمن به سراغش میآید❗️
بتمن راجع به اینکه سوپرمن با یک بحران عاطفی روبرو شده است به او میگوید که باید دست از راه رفتن بکشد چون این فقط به مردم ضرر میرساند و جای او نباید در خیابان باشد! و قهرمانان محکوم به منزوی بودن هستند.
ادامه داستان همینگونه به صرف کمک کردن و مشکلات سوپرمن میگذرد در نهایت او پسربچه ای که به دست پدرش آزار میبیند را نجات میدهد، همهی این اتفاقات اما شایان ذکر یک پیام است اینکه سوپرمن همیشه نیز قرار نیست ویژگی های اخلاقی کلیشهای خود را داشته باشد، و گهگاهی نیز حتی قویترین فرد روی زمین نیز به تفکر دربارهی ارزش هایش روی میآورد.
بطور قطع “Straczynski” در این عنوان چهار ایشویی با قلم توانای خود یکی از بهترین داستان های سوپرمن را روایت میکند و نشان میدهد که داستان های ابرقهرمانی اساساً در رده های سنی تعریف نمیشوند و همیشه قهرمان داستان دیدی امید گرایانه و آرمانی نخواهند داشت.
این دیدگاه متفاوت که فلسفه ای غریب را در شالودهی ابرقهرمانان القا میکند، میتوان به عنوان یکی از برترین کامیک بوک های به نگارش درآمده در تمام دوران دانست❗
✔️ #Fact | #DC | #Superman
🌐 @ScienceFantasy
نویسندهی متبحری با نام “Straczynski” در چهار شماره از کامیک های سوپرمن تحت عنوان “Superman: Grounded” به این پرسش پاسخ میدهد.
سوپرمن در خیابان دیده میشود! اما نه در روی هوا بلکه مانند فردی عادی در خیابان ها قدم میزند و راه میرود.
دلیل مشخصی برای این کار سوپرمن عنوان نمیشود و همین موجبِ سردرگمی خبرنگاران شده تا جایی که یکی از آنها او را متهم میکند که قدرت های خود را از دست داده است، منتها سوپرمن برخلاف اخلاق دیرینهی خود پاسخی متفاوت میدهد و او را به فاصلهی هزارپایی از زمین میبرد تا بصورت عملی خبرنگار به اشتباه خود پی ببرد!
او کماکان راه میرود و مشکلات گاها ساده و یا دشوار مردم را حل میکند تا جایی که به زنی میرسد که قصد خودکشی دارد، نیروی پلیس با دیدن سوپرمن خوشحال میشوند زیرا معتقدند او به زور هم که شده آن زن را از کارش منصرف خواهد کرد و نخواهد گذاشت که وی خودکشی کند؛ با این حال سوپرمنی که “Straczynski” به نحوی خلق کرده است هیچ وجه اشتراکی با خلقیات و رفتارات سوپرمن عادی ندارد! در کمال تعجب او به آن زن قول میدهد که به هیچ عنوان جلوی او را نخواهد گرفت و اگر با حرف زدن او منصرف نشد آزاد است که از ساختمان بپرد و به زندگیاش پایان بخشد‼️
آن زن اعتراف میکند که دلیلی برای زندگی ندارد؛ عزیز ترین کسانش فوت کردهاند؛ بیکار است؛ و به بحرانی هویتی رسیده است زیرا دیگر ارزش هایش نمیتوانند زندگی او را معنا بخشند سپس او کمی زمان برای استراحت نیاز دارد و تا شب در آنجا میماند، نهایتا سوپرمن در چند حباب زیباترین و متقاعد کننده ترین حرف هایش را به زبان میآورد او ذکر میکند درست است که زندگی همواره دارای غم و اندوه است ولی آیا تضمینی هست که یک روز خوب تا پایان عمر نداشته باشیم؟ اگر مطمعن هستیم که هیچگاه آن روز خوب نخواهد آمد پس باید خودمان را بکشیم، او با این استدلال زن دلشکسته و افسرده را از مرگ نجات میدهد و در نهایت بدون استفاده از قدرت هایش و صرف صحبت با وی او را از کشتن خودش منصرف میکند!
در ادامه او همچنان به کمک کردن به مردم با این طریق جدید ادامه میدهد تا اینکه بتمن به سراغش میآید❗️
بتمن راجع به اینکه سوپرمن با یک بحران عاطفی روبرو شده است به او میگوید که باید دست از راه رفتن بکشد چون این فقط به مردم ضرر میرساند و جای او نباید در خیابان باشد! و قهرمانان محکوم به منزوی بودن هستند.
ادامه داستان همینگونه به صرف کمک کردن و مشکلات سوپرمن میگذرد در نهایت او پسربچه ای که به دست پدرش آزار میبیند را نجات میدهد، همهی این اتفاقات اما شایان ذکر یک پیام است اینکه سوپرمن همیشه نیز قرار نیست ویژگی های اخلاقی کلیشهای خود را داشته باشد، و گهگاهی نیز حتی قویترین فرد روی زمین نیز به تفکر دربارهی ارزش هایش روی میآورد.
بطور قطع “Straczynski” در این عنوان چهار ایشویی با قلم توانای خود یکی از بهترین داستان های سوپرمن را روایت میکند و نشان میدهد که داستان های ابرقهرمانی اساساً در رده های سنی تعریف نمیشوند و همیشه قهرمان داستان دیدی امید گرایانه و آرمانی نخواهند داشت.
این دیدگاه متفاوت که فلسفه ای غریب را در شالودهی ابرقهرمانان القا میکند، میتوان به عنوان یکی از برترین کامیک بوک های به نگارش درآمده در تمام دوران دانست❗
✔️ #Fact | #DC | #Superman
🌐 @ScienceFantasy
🔥8👍5❤3👎2
🖋 در سایهی قدرتهای ازلی: سفری به اعماق خدایان مالازان
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Books
✒️ @ScienceFantasy
📍مطالعهٔ مقاله
📑 #Article : #Books
✒️ @ScienceFantasy
Telegraph
در سایهی قدرتهای ازلی: سفری به اعماق خدایان مالازان
«همهی ما در زنجیرهایی از جنس زمان گرفتاریم، اما این زنجیرها نه از آهن، که از انتخابهایمان ساخته شدهاند. من که خون را به رگهای این جهان ریختم، خود نیز در آن غرق شدم؛ آیا خدایی جز این است که قربانی خویشتن باشی؟ وجودم فریادی است در سکوت ابدیت، و با این حال،…
👍11👎5
طبق نظریه محقق آلمانی هریبرت ایلیگ، ما اکنون در سال ۱۷۲۷ هستیم نه سال ۲۰۲۵ میلادی طبق گفته های او سال عای ۶۱۴ تا ۹۱۱ پس از میلادی هرگز اتفاق نیفتاده و تک تک آثار باقی مانده از انزمان دروغین است ایلیگ در طول تحقیقات خود، تاریخگذاری تقویم جولیان (که ژولیوس سزار سال ۴۵ قبل از میلاد آن را اجرا کرد) را با تقویم کنونی میلادی (که توسط پاپ گریگوری سیزدهم در ۱۵۸۲ پس از میلاد معرفی شد) مقایسه کرد.
او ادعا میکند که بر اساس محاسباتش، حدود ۲۹۷ سال گمشده به نظر میرسد.
پس از این، او استدلال کرد که این سالهای گمشده بهطور مخفیانه، به عنوان بخشی از طرحی که توسط پاپ سیلوِستِر دوم و امپراتور روم مقدس یعنی اتوی سوم طراحی شده بود، اضافه شدند.
این نخبگان قرون وسطایی که در قرن هشتم پس از میلاد میزیستند، ظاهراً میخواستند زمان را جلو ببرند تا سلطنت مربوط به آنها با سال ۱۰۰۰ مطابقت داشته باشد: یعنی دقیقاً یک هزاره پس از تولد عیسی مسیح.
اتو و سیلوِستِر برای مخفی نگه داشتن سرهمبندی خودشان از نسلهای آینده، کاتبانی را برای خلق و رونویسی نسخههای خطی قرون وسطایی حاوی جزئیات وقایع و افراد ساختگی، استخدام کردند.
این نسخههای خطی پس از توزیع در صومعهها و کتابخانههای سراسر اروپا، با تاریخ واقعی اشتباه گرفته شدند.
ایلیگ ادعا میکند که بین دروغهای آنها، شخصیتهای تاریخی مشهوری مانند شارلمانی، پادشاه فرانکها و به اصطلاح «بنیانگذار اروپا» و آلفرد کبیر، پادشاه انگلیس که وایکینگها را بیرون کرد، وجود دارند.
فرضیه زمان کاذب مانند بیشتر تئوری های توطئه،حاوی شالودهی کوچکی از حقیقت است. برای مثال، بیشتر نسخههای خطی اوایل قرون وسطی، کپیهایی از نسخههای اصلی گمشده هستند، چیزی که موجب میشود به برخی جزئیات دقیق آنها شک کنیم.
همچنین درست است که تقویم اروپایی بارها بازنگری شده و بسیاری از راهبهای علاقمند به ریاضی، از موانع فرهنگی زیادی رد شدند تا تاریخهای مناسب برای کریسمس، عید پاک و دیگر تعطیلات مذهبی را بیابند. در نهایت، این نیز درست است که بسیاری از تاریخ، به ویژه تاریخ باستان و قرون وسطی، توسط فاتحان نوشته شده پس بهتر است در خواندن ان کمی دقت به خرج بدهیم.
نظر شما در این باره چیه ؟ خوشحال میشم توی کامنت ها بهمون بگید🤔
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
👍8☃1😨1
در مارول کامیکس بعد از سری گادز ، کازمولوجی و کازمیک ابسترک ها دچار تغییرات زیادی شد یکی از این تغییرات به روی کار آمدن مفاهیمی جدیدی بود که برای خوانندگان و دنبال کنندگان مارول کامیکس آشنا نبودند و برای اولین بار در صفحات رنگارنگ کامیک حضور داشتند !
یکی از این مفاهیم The powers that be است که یکی از هفت مفهوم کیهانیست ، این مفاهیم کیهانی که در کنار یکدیگر و با قدرت هم ساختار جدید مارول را تشکیل میدهند و بر روی آن نظارت دارند و بنا به دلایلی که بیشتر به خاطر تعادل قدرت بود برای خود چند واسطه قرار دادند و قدرت خود را در اختیار آواتار ها و سینتور های مخصوص به خود قرار دادند !
اما The powers that be کیست ؟ این موجودیت که به شکل یک زن خودش را به انسان ها نشان میدهد مسئول تمام رخداد هاییست که جادو در آن ها نقش دارد و تمام وسایل جادویی هم در قلمروی او حضور دارند و او مطلقا در امر جادو برترین است و آواتار او ردواین معروف به واین است همچنین او مخالف The-Natural Order-of-Things است و پس از هزاران سال صرفا از طریق یک قرار مبنی بر تقسیم قدرت خود با آواتار هایشان با هم زد صلح فرو رفتند ..
📚 Doctor strange 2023 vol 6 issues 6
G.O.D.S issues 8
#Fact | #Marvel | #TPTB
@ScienceFantasy
یکی از این مفاهیم The powers that be است که یکی از هفت مفهوم کیهانیست ، این مفاهیم کیهانی که در کنار یکدیگر و با قدرت هم ساختار جدید مارول را تشکیل میدهند و بر روی آن نظارت دارند و بنا به دلایلی که بیشتر به خاطر تعادل قدرت بود برای خود چند واسطه قرار دادند و قدرت خود را در اختیار آواتار ها و سینتور های مخصوص به خود قرار دادند !
اما The powers that be کیست ؟ این موجودیت که به شکل یک زن خودش را به انسان ها نشان میدهد مسئول تمام رخداد هاییست که جادو در آن ها نقش دارد و تمام وسایل جادویی هم در قلمروی او حضور دارند و او مطلقا در امر جادو برترین است و آواتار او ردواین معروف به واین است همچنین او مخالف The-Natural Order-of-Things است و پس از هزاران سال صرفا از طریق یک قرار مبنی بر تقسیم قدرت خود با آواتار هایشان با هم زد صلح فرو رفتند ..
📚 Doctor strange 2023 vol 6 issues 6
G.O.D.S issues 8
#Fact | #Marvel | #TPTB
@ScienceFantasy
🔥6❤3
ما در نوروز امسال با بخش ویژه ایی خدمت شما هستیم ، سینماگرافی!
سینما گرافی ساینس فانتزی و تیم ما به این صورت است که مخاطبین عزیز ما در کامنت برای ما ژانر مورد علاقه خود را بیان میکند و هر ژانری بیشترین تکرار ، لایک و.. را داشت انتخاب میشود و ما در 3 روز آینده یک پست اختصاصی از بهترین فیلم ها و سریال های این ژانر برای شما تهیه میکنیم تا اوغان فراغت جذاب تری در نوروز امسال داشته باشید .
ژانر مورد علاقه شما در 3 روز آینده ؟
سینما گرافی ساینس فانتزی و تیم ما به این صورت است که مخاطبین عزیز ما در کامنت برای ما ژانر مورد علاقه خود را بیان میکند و هر ژانری بیشترین تکرار ، لایک و.. را داشت انتخاب میشود و ما در 3 روز آینده یک پست اختصاصی از بهترین فیلم ها و سریال های این ژانر برای شما تهیه میکنیم تا اوغان فراغت جذاب تری در نوروز امسال داشته باشید .
ژانر مورد علاقه شما در 3 روز آینده ؟
🔥21👎4👍3❤2
اسپکتر آزتار ، نماد خشم خداوند است فرشته ایی رانده شده که تجلی و جوشش خشم خداوند است و به عنوان انتقام از گناهکاران با سری خمیده در زمین پرسه میزند
یکی از بهترین داستان های اسپکتر و شاید برترین آن ها به والیوم سوم سری اختصاصی خود این کرکتر بر میگردد ، نابو به عنوان مشاور در دربار فرعون نفوذ کرده و به آن ها در امور مختلف کمک میکند و بیان شد که اکلیپسو مسئول سیل بزرگ در زمان حضرت نوح است اما با نافرمانی و فراتر رفتن از حد خودش از عرش الهی محروم شد و خداوند اسپکتر را که یک فرشته مطرود از جنگ لوسیفر با بهشتیان ( سیلور سیتی ) بود به عنوان خشم جدید خود معرفی کرد .
در این حال نابو احساس گناه و پشیمانی داشت از اینکه فرعون را از کشتن کودکان عبری منع نکرده بود پس بعد از مرگ فرعون( به دست اسپکتر ) و به روی کار آمدن پسرش به او گفت که عبریان را نکشد اما همچنان نظارت روی عبریان وجود داشت و زندگی برای آن ها سخت شده بود ، بعد از چند سال حضرت موسی اصرار میکنند که فرعون عبریان را آزاد کند که با مخالفت فرعون رو به رو میشود و از آن به بعد مصر تبدیل به جولانگاه بلا های مختلف طبیعی و غیر طبیعی میشود ، فانتوم استرنجر به نابو هشدار میدهد که این مبارزه با اسپکتر پایان خوشی ندارد ، نابو سعی میکند جلوی اسپکتر را بگیرد و کلاهخود سرنوشت را بر سر میگذارد و مبارزه آن ها شدید میشود اما برتری اسپکتر نسبت به نابو محسوس است و اسپکتر به زودی به او چیره میشود ، اسپکتر برای عبریان دریای سرخ را شکاف میدهد و باعث زنده ماندن آن ها میشود این در حالیست که نابو با جسد فرزند بزرگ تر فرعون باز میگردد و به فرعون می گوید این عاقبت غرور اوست و این مجازات را فانتوم استرنجر پیش بینی کرده بودند .
📚 The specter 1994 vol 3 issues 14
#Fact | #DcComics | #Specter
@ScienceFantasy
یکی از بهترین داستان های اسپکتر و شاید برترین آن ها به والیوم سوم سری اختصاصی خود این کرکتر بر میگردد ، نابو به عنوان مشاور در دربار فرعون نفوذ کرده و به آن ها در امور مختلف کمک میکند و بیان شد که اکلیپسو مسئول سیل بزرگ در زمان حضرت نوح است اما با نافرمانی و فراتر رفتن از حد خودش از عرش الهی محروم شد و خداوند اسپکتر را که یک فرشته مطرود از جنگ لوسیفر با بهشتیان ( سیلور سیتی ) بود به عنوان خشم جدید خود معرفی کرد .
در این حال نابو احساس گناه و پشیمانی داشت از اینکه فرعون را از کشتن کودکان عبری منع نکرده بود پس بعد از مرگ فرعون( به دست اسپکتر ) و به روی کار آمدن پسرش به او گفت که عبریان را نکشد اما همچنان نظارت روی عبریان وجود داشت و زندگی برای آن ها سخت شده بود ، بعد از چند سال حضرت موسی اصرار میکنند که فرعون عبریان را آزاد کند که با مخالفت فرعون رو به رو میشود و از آن به بعد مصر تبدیل به جولانگاه بلا های مختلف طبیعی و غیر طبیعی میشود ، فانتوم استرنجر به نابو هشدار میدهد که این مبارزه با اسپکتر پایان خوشی ندارد ، نابو سعی میکند جلوی اسپکتر را بگیرد و کلاهخود سرنوشت را بر سر میگذارد و مبارزه آن ها شدید میشود اما برتری اسپکتر نسبت به نابو محسوس است و اسپکتر به زودی به او چیره میشود ، اسپکتر برای عبریان دریای سرخ را شکاف میدهد و باعث زنده ماندن آن ها میشود این در حالیست که نابو با جسد فرزند بزرگ تر فرعون باز میگردد و به فرعون می گوید این عاقبت غرور اوست و این مجازات را فانتوم استرنجر پیش بینی کرده بودند .
📚 The specter 1994 vol 3 issues 14
#Fact | #DcComics | #Specter
@ScienceFantasy
👍8🔥6❤5👎1
🔥9
Science Fantasy
🦇 ترجمه #اختصاصی کمیک • Absolute Batman #5 📎 نویسنده افسانه ای داستان های بتمن و طراح نمادین، نیک دراگوتا، قصه شوالیه تاریکی را برای نسل نوین بازگویی میکنند. بدون عمارت، بدون ثروت، بدون خدمتکار؛ تنها چیزی که باقی میماند شوالیه تاریکی مطلق است.❗️…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😨9🥰5🎃3👍1🔥1
سوپرمن پاپ کلیسای کاتولیک میشود
داستانی که در آن سوپرمن پاپ کلیسا میشود یکی از روایتهای عجیب و فراموشنشدنی دوران Silver Age کمیکها است. این ایده در شمارههای خاصی از کمیکهای DC Comics مطرح شد، جایی که سوپرمن به دلایل مختلف در نقشهای غیرمنتظرهای قرار میگرفت، از جمله پادشاه، امپراتور، رئیسجمهور و حتی پاپ!
چگونه سوپرمن پاپ شد؟
در یکی از داستانهای دوران کلاسیک کمیکهای DC، سوپرمن بهطور غیرمنتظرهای در موقعیتی قرار میگیرد که بهعنوان رهبر کلیسای کاتولیک انتخاب میشود. این داستان البته در دنیای اصلی DC بهعنوان یک روایت رسمی در نظر گرفته نمیشود، بلکه یکی از داستانهای خیالی (Imaginary Stories) آن دوران بود.
این تصویر متعلق به جلد شماره 311 کمیک Action Comics است که در آوریل 1964 منتشر شد. داستانی که در این شماره روایت میشود، "Superman, King of Earth!" نام دارد.
در این صحنه، سوپرمن بر تخت سلطنتی نشسته و خود را حاکم کل زمین اعلام کرده است. او در حال دستور دادن به رهبران جهان است که پرچمهای ملی خود را با پرچمی که نشان سوپرمن روی آن است، جایگزین کنند. رهبران کشورهای مختلف در یک ضیافت مجلل گرد هم آمدهاند و هدایایی به او تقدیم میکنند، اما سوپرمن اعلام میکند که این هدایا بر تصمیمات او تأثیری نخواهند داشت.
#Fact | #Superman | #DcComics
@ScienceFantasy
داستانی که در آن سوپرمن پاپ کلیسا میشود یکی از روایتهای عجیب و فراموشنشدنی دوران Silver Age کمیکها است. این ایده در شمارههای خاصی از کمیکهای DC Comics مطرح شد، جایی که سوپرمن به دلایل مختلف در نقشهای غیرمنتظرهای قرار میگرفت، از جمله پادشاه، امپراتور، رئیسجمهور و حتی پاپ!
چگونه سوپرمن پاپ شد؟
در یکی از داستانهای دوران کلاسیک کمیکهای DC، سوپرمن بهطور غیرمنتظرهای در موقعیتی قرار میگیرد که بهعنوان رهبر کلیسای کاتولیک انتخاب میشود. این داستان البته در دنیای اصلی DC بهعنوان یک روایت رسمی در نظر گرفته نمیشود، بلکه یکی از داستانهای خیالی (Imaginary Stories) آن دوران بود.
این تصویر متعلق به جلد شماره 311 کمیک Action Comics است که در آوریل 1964 منتشر شد. داستانی که در این شماره روایت میشود، "Superman, King of Earth!" نام دارد.
در این صحنه، سوپرمن بر تخت سلطنتی نشسته و خود را حاکم کل زمین اعلام کرده است. او در حال دستور دادن به رهبران جهان است که پرچمهای ملی خود را با پرچمی که نشان سوپرمن روی آن است، جایگزین کنند. رهبران کشورهای مختلف در یک ضیافت مجلل گرد هم آمدهاند و هدایایی به او تقدیم میکنند، اما سوپرمن اعلام میکند که این هدایا بر تصمیمات او تأثیری نخواهند داشت.
#Fact | #Superman | #DcComics
@ScienceFantasy
👍7👎4👀2🔥1
یک جنایی از جنس رویاها ، چرا شکار و تاریکی یکی از برترین آثار جنایی شرقی است ؟
شاید وقتی اسم ادبیات شرقی به خصوص ادبیات کره و ژاپن بیاید هیچکدام از مخاطبین فارسی زبان درک درستی از سبک نوشتار این نویسندگان نداشته باشند و صرفا به قلم نهلیسیم و پوچ گرای اوسامو دازای عادت کرده باشند و هیچ تصوری از نویسندگان دیگر نداشته باشند ، یکی دیگر از نویسندگان مطرح ژاپنی ادوگاوا رانپو است ( این همونی که ازش رانپو سان از انیمه استی داگز بونگو الهام گرفتن ) . ادوگاوا رانپو در جنایی نویسی تبحر خاصی داشت به طوری که هنگام نوشتن این پست چندین بار دو به شک شدم اما به خاطر چند نکته این کتاب را برگزیدم.
کتاب شکار و تاریکی داستان خود رانپو رو روایت میکند ، رانپو اینبار خودش را قهرمان کتابش انتخاب کرده انگار که در رویاهایش همیشه ته مایه ایی از کارآگاه بودن را تصور کرده در این داستان رانپو خودش قهرمان است .
داستان رمان راجب زنیست که ادعا میکند فردی که عاشق اوست و توسط او رد شده تهدید به قتل شده است و جان خودش و شوهرش در خطر است رانپو تصمیم می گیرد به این خانواده کمک کند و خودش با کنار گذاشتن مسائل مختلف سعی میکند این معما را حل کند اما به مرور زمان این مسئله بسیار ملموس و غیر قابل حل به نظر میرسید که نکته های کوچک در طول داستان باعث میشود که شما پی ببرید این معما قابل حل بوده اما شما توجه نمی کردید !
نقاط قوت این رمان کدامند ؟ بسیار با جزییات است و باید به جزییات توجه کرد ، فضا سازی بد نیست و گمان میکنم در نویسندگان شرقی رانپو قدرت قلم بیشتری در این زمینه دارد و شخصیت پردازی ها به جاست و در این رمان رانپو شخصیت خودش را در قالب کلمات بیان میکند
اگر در تعطیلات عید دنبال سرگرمی هستید این اثر را بخوانید ! ..
پ.ن : بهترین ترجمه این رمانم ترجمه آقای محمود گودرزی است
#Ranpo | #Novel | #Japan
@ScienceFantasy
شاید وقتی اسم ادبیات شرقی به خصوص ادبیات کره و ژاپن بیاید هیچکدام از مخاطبین فارسی زبان درک درستی از سبک نوشتار این نویسندگان نداشته باشند و صرفا به قلم نهلیسیم و پوچ گرای اوسامو دازای عادت کرده باشند و هیچ تصوری از نویسندگان دیگر نداشته باشند ، یکی دیگر از نویسندگان مطرح ژاپنی ادوگاوا رانپو است ( این همونی که ازش رانپو سان از انیمه استی داگز بونگو الهام گرفتن ) . ادوگاوا رانپو در جنایی نویسی تبحر خاصی داشت به طوری که هنگام نوشتن این پست چندین بار دو به شک شدم اما به خاطر چند نکته این کتاب را برگزیدم.
کتاب شکار و تاریکی داستان خود رانپو رو روایت میکند ، رانپو اینبار خودش را قهرمان کتابش انتخاب کرده انگار که در رویاهایش همیشه ته مایه ایی از کارآگاه بودن را تصور کرده در این داستان رانپو خودش قهرمان است .
داستان رمان راجب زنیست که ادعا میکند فردی که عاشق اوست و توسط او رد شده تهدید به قتل شده است و جان خودش و شوهرش در خطر است رانپو تصمیم می گیرد به این خانواده کمک کند و خودش با کنار گذاشتن مسائل مختلف سعی میکند این معما را حل کند اما به مرور زمان این مسئله بسیار ملموس و غیر قابل حل به نظر میرسید که نکته های کوچک در طول داستان باعث میشود که شما پی ببرید این معما قابل حل بوده اما شما توجه نمی کردید !
نقاط قوت این رمان کدامند ؟ بسیار با جزییات است و باید به جزییات توجه کرد ، فضا سازی بد نیست و گمان میکنم در نویسندگان شرقی رانپو قدرت قلم بیشتری در این زمینه دارد و شخصیت پردازی ها به جاست و در این رمان رانپو شخصیت خودش را در قالب کلمات بیان میکند
اگر در تعطیلات عید دنبال سرگرمی هستید این اثر را بخوانید ! ..
پ.ن : بهترین ترجمه این رمانم ترجمه آقای محمود گودرزی است
#Ranpo | #Novel | #Japan
@ScienceFantasy
🔥9👍3👎2
🔥10👍3