پس از اخباری که مبنی بر نزدیک شدن وارنر به ورشکستگی به گوش میرسید، بالاخره دو کمپانی وارنر و پارامونت درحال مذاکره برای ادغام با یکدیگر هستند!
گفتهشده این ایده پیشنهاد زسلاو بوده است؛ اما هنوز مشخص نیست که وارنر قصد خرید پارامونت را دارد یا اینکه این دو کمپانی ادغام خواهند شد چرا که به گفته افراد مطلع، هر دو گزینه قابل اجرا هستند!(ارزش سهام وارنر ۱۹ میلیارد دلار بیشتر از پارامونت است که در نتیجه مدیران وارنر تسلط بیشتری بر کمپانیجدید خواهند داشت)
🐲 #News | #WB
🏜️ @ScienceFantasy
گفتهشده این ایده پیشنهاد زسلاو بوده است؛ اما هنوز مشخص نیست که وارنر قصد خرید پارامونت را دارد یا اینکه این دو کمپانی ادغام خواهند شد چرا که به گفته افراد مطلع، هر دو گزینه قابل اجرا هستند!(ارزش سهام وارنر ۱۹ میلیارد دلار بیشتر از پارامونت است که در نتیجه مدیران وارنر تسلط بیشتری بر کمپانیجدید خواهند داشت)
🐲 #News | #WB
🏜️ @ScienceFantasy
👍9👎1
روزی ژان لوک گدار با من تماس گرفت و گفت: ژان امروز به سینما بریم؟؟ یک فیلمساز جدید کشف کردهام که ملیتش ایرانی است اما در آلمان فیلم میسازد.
من که زیاد مایل نبودم، ولی برای اینکه دل گدار را نشکنم آن روز به سینما تک رفتیم و فیلم اوتوپیا(1983) اثر سهراب شهید ثالث را دیدیم. فیلمی که مرا مسخ خود کرد تا جایی که نمیتوانستم از جایم تکان بخورم. گدار می گفت این دفعه ی سومی است که این فیلم را می بینم و هنوز درگیرش هستم.
فیلمی که شکوه مینیمالیسمش برابر با آثار خیرهکننده و شاعرانهی استاد بزرگمان روبر برسون بود. حتی از گدار شنیده بودم که برسون خودش شخصآ از دیدن این فیلم به وجد آمده بود.
اما تنها چیزی که مرا ناراحت می کرد این بود که چرا زودتر این هنرمند بزرگ ایرانی را کشف نکردم و از همه مهمتر اینکه چنین فیلمسازی چرا باید از کشورش تبعید شود و مردمش درکش نکنند.
واقعآ برایم جای سؤال بود.
_نقل شده از ژاندارک بونیه منتقد کایه دو سینما
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
من که زیاد مایل نبودم، ولی برای اینکه دل گدار را نشکنم آن روز به سینما تک رفتیم و فیلم اوتوپیا(1983) اثر سهراب شهید ثالث را دیدیم. فیلمی که مرا مسخ خود کرد تا جایی که نمیتوانستم از جایم تکان بخورم. گدار می گفت این دفعه ی سومی است که این فیلم را می بینم و هنوز درگیرش هستم.
فیلمی که شکوه مینیمالیسمش برابر با آثار خیرهکننده و شاعرانهی استاد بزرگمان روبر برسون بود. حتی از گدار شنیده بودم که برسون خودش شخصآ از دیدن این فیلم به وجد آمده بود.
اما تنها چیزی که مرا ناراحت می کرد این بود که چرا زودتر این هنرمند بزرگ ایرانی را کشف نکردم و از همه مهمتر اینکه چنین فیلمسازی چرا باید از کشورش تبعید شود و مردمش درکش نکنند.
واقعآ برایم جای سؤال بود.
_نقل شده از ژاندارک بونیه منتقد کایه دو سینما
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
👍12👎1
مثل اینکه در جنوب روسیه شهر های متعلق به هخامنشی ها پیدا شده و با توجه به این موضوع وسعت سرزمین هخامنشیان به مراتب بیشتر از چیزیه که ما امروزه ازش میدونیم.
🔥26
یکی دیگر از قدرت های کلاسیک حلقه های گرین لنترن ها سفر در زمان بود که امروزه دیگر این قدرت را نمیبینیم. در کامیک های کلاسیک یکبار هل جردن با استفاده از این قدرت به سال 5707که معادل قرن 58 است سفر کرد‼️
کمیک مرتبط :
Green Lantern 1960 #51
🐲 #Fact | #GreenLantern | #Dc | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
کمیک مرتبط :
Green Lantern 1960 #51
🐲 #Fact | #GreenLantern | #Dc | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
🔥11
طی اتفاقاتی دوانتخاب توسط اسپکتر به کایل رینر داده شد
1-به لحظه ای که به یک گرین لنترن تبدیل شد برگردد و زندگی را به شکلی که خودش میخواهد تجربه کند
2-کل انرژی و پتانسیل لنترن بودن راقبول کند و به چیزی کاملا متفاوت تبدیل شود.کایل رینر راه دوم را انتخاب میکند و در این پروسه کل انرژی باتری مرکزی فانوس های سبز را جذب میکند و به Ion تبدیل میشود این موضوع به او اجازه میدهد که به معنای واقعی کلمه در لحظه در همه جا حضور داشته باشد و واقعیت را به میل خودتغییر دهد.او با همین قدرت کل زمین را در 10 دقیقه اسکن و پدر واقعی خود را پیدا کرد،جلوی حمله ناوگان کاملی از Crystal invaders of karalyx را قبل ازحمله در حضور لیگ عدالت گرفت و قصد برگرداندن کوست سیتی و 7 میلیون مردمی که از دست رفته بودند را داشت.او در اخر به این نتیجه رسید که داشتن این قدرت برای هرکسی زیاده روی است و دیگر احتیاجی به آن نداشته وتصمیم به کنار گذاشتن این قدرت میکند.او به سیاره Oa که باتری قدرت مرکزی گرین لنترن در آن قرار داشت رفت و باقدرت خود باتری مرکزی رادوباره شارژ میکند که این قضیه منجربه بازگشت نگهبانان جهان به زندگی میشود
🐲 #Fact
🏜 @ScienceFantasy
1-به لحظه ای که به یک گرین لنترن تبدیل شد برگردد و زندگی را به شکلی که خودش میخواهد تجربه کند
2-کل انرژی و پتانسیل لنترن بودن راقبول کند و به چیزی کاملا متفاوت تبدیل شود.کایل رینر راه دوم را انتخاب میکند و در این پروسه کل انرژی باتری مرکزی فانوس های سبز را جذب میکند و به Ion تبدیل میشود این موضوع به او اجازه میدهد که به معنای واقعی کلمه در لحظه در همه جا حضور داشته باشد و واقعیت را به میل خودتغییر دهد.او با همین قدرت کل زمین را در 10 دقیقه اسکن و پدر واقعی خود را پیدا کرد،جلوی حمله ناوگان کاملی از Crystal invaders of karalyx را قبل ازحمله در حضور لیگ عدالت گرفت و قصد برگرداندن کوست سیتی و 7 میلیون مردمی که از دست رفته بودند را داشت.او در اخر به این نتیجه رسید که داشتن این قدرت برای هرکسی زیاده روی است و دیگر احتیاجی به آن نداشته وتصمیم به کنار گذاشتن این قدرت میکند.او به سیاره Oa که باتری قدرت مرکزی گرین لنترن در آن قرار داشت رفت و باقدرت خود باتری مرکزی رادوباره شارژ میکند که این قضیه منجربه بازگشت نگهبانان جهان به زندگی میشود
🐲 #Fact
🏜 @ScienceFantasy
🔥10❤3👍1
وقتی صحبت از ژانر وحشت میشود اچ پی لاوکرفت یکی از اولین اسم هاییست که به ذهن خطور میکند، نویسنده ایی که به عقیده خیلی از مخاطبان این ژانر پدر وحشت نوین خوانده میشود، این سری ناول ها همیشه پایه هایی مشابه هم داشتنه اند ، یکی از همیشگی ترین این پایه ها هیولاها و خدایان ورای تصور انسان ها هستند که هدف هایشان چیزی جز به جنون کشیدن انسان نیست تا آن ها را آزاد کند و با استفاده از هرج و مرج دنیا را به میل خود شکل دهند در این پست به معرفی معروف ترین هیولای این مجموعه میپردازیم یعنی کطولحو.
کطولحو که در ژرفای اقیانوس آرام، با استفاده از قدرت های ذهنی خود قابلیت تاثیر گذاری بر روی ذهن انسان ها را داراست به راحتی چه در بیداری چه در رویا های شبانهی آن ها ، انسان ها را دچار فروپاشی ذهنی میکند،این موجود کریه اینطور توصیف میشود: سر او اختاپوس بزرگی است و بدن او همچون آدمیان است اما گوشت و خون او به سان ظلمت پوچی قبل از خلقت است .
کطولحو با دیگر موجودات از نژاد های مختلف آمیزش های مکرر انجام میدهد که برای وی فرزندانی همانند کثیلا به ارمغان آورد، دختری که از نظر ظاهری همتای پدرش است و طبق روایات بعد از مرگ کطولحو او را از نو متولد میکند.
🐲 #Fact | #CthulhuMythos
🏜 @ScienceFantasy
کطولحو که در ژرفای اقیانوس آرام، با استفاده از قدرت های ذهنی خود قابلیت تاثیر گذاری بر روی ذهن انسان ها را داراست به راحتی چه در بیداری چه در رویا های شبانهی آن ها ، انسان ها را دچار فروپاشی ذهنی میکند،این موجود کریه اینطور توصیف میشود: سر او اختاپوس بزرگی است و بدن او همچون آدمیان است اما گوشت و خون او به سان ظلمت پوچی قبل از خلقت است .
کطولحو با دیگر موجودات از نژاد های مختلف آمیزش های مکرر انجام میدهد که برای وی فرزندانی همانند کثیلا به ارمغان آورد، دختری که از نظر ظاهری همتای پدرش است و طبق روایات بعد از مرگ کطولحو او را از نو متولد میکند.
🐲 #Fact | #CthulhuMythos
🏜 @ScienceFantasy
👍17
وقتی ثور پسری جوان بود گفته میشد که او از طوفان وحشت دارد و هر زمان که طوفان رخ میداد او در گهواره اش گریه میکرد
اودین که از این موضوع به شدت ناراحت بود در یک طوفان سخت پسرش را از قصر بیرون کرد و به هیچکس اجازه نداد تا او را به قصر بازگرداند
آن شب طوفان تمامی ساختمان های آزگارد را لرزاند. آن طوفان شدید ترین طوفانی بود که خدایان و آزگارد به خود دیدند و هرگز آن را فراموش نکردند
صبح روز بعد شاهزاده کوچک را درحالی پیدا کردند که تا مغز استخوان خیس شده بود ولی اشکی در چشم او دیده نمیشد
او دیگر هرگز با صدای طوفان به گریه نیفتاد
چون حقیقتی که پدر ثور هرگز نفهمیده بود این بود که ثور هرگز بخاطر طوفان گریه نکرده بود...
طوفان گریه ثور بود..
اولین کلمات ثور خطاب به صاعقه ادا شده بود...
📕 کمیک مرتبط
King Thor #4 ( 2019)
🐲 #Fact |#Marvel | #Thor | #Odin | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
اودین که از این موضوع به شدت ناراحت بود در یک طوفان سخت پسرش را از قصر بیرون کرد و به هیچکس اجازه نداد تا او را به قصر بازگرداند
آن شب طوفان تمامی ساختمان های آزگارد را لرزاند. آن طوفان شدید ترین طوفانی بود که خدایان و آزگارد به خود دیدند و هرگز آن را فراموش نکردند
صبح روز بعد شاهزاده کوچک را درحالی پیدا کردند که تا مغز استخوان خیس شده بود ولی اشکی در چشم او دیده نمیشد
او دیگر هرگز با صدای طوفان به گریه نیفتاد
چون حقیقتی که پدر ثور هرگز نفهمیده بود این بود که ثور هرگز بخاطر طوفان گریه نکرده بود...
طوفان گریه ثور بود..
اولین کلمات ثور خطاب به صاعقه ادا شده بود...
📕 کمیک مرتبط
King Thor #4 ( 2019)
🐲 #Fact |#Marvel | #Thor | #Odin | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
🔥34👍7
سهراب شهید ثالث فردی که در کشور محل تولدش به فراموشی رفته، اما سینمای شاعرانه و مینیمالیسمیش تمجید بزرگان سینمای جهان همچون: ژان لوک گدار،برسون(طبق گفته گدار)و حتی منتقدان نشریه معتبر کایه دو سینما را بر انگیخت.
در سال 1352 فیلمی اکران شد که بسیار در سینمای ایران تاثیر داشت. درست است که سال 1348 نیز با اکران قیصر و گاو سینمای ایران دچار تغییرات بزرگی شد، اما این فیلم از جنس دیگری بود نسبت به قیصر و گاو. اسم این فیلم نشاندهنده خود آن هست. "یک اتفاق ساده" در بندر ترکمن(بندر شاه آن زمان) اتفاق افتاد. مکانی که طبق گفته شهید ثالث مانند یک بنبست برای او هست. جایی که در آن زمان راهآهن سراسری ایران در آن زمان به آنجا میرسید. در شروع فیلم نیز به این نکته اشاره میشود. دلیل اینکه میگویم این فیلم کاملا با جنس قیصر و گاو متفاوت است، در این میباشد که سهراب شهید ثالث به مسائل فلسفی و روشنفکرانه، سختی های فقیر بودن و عواطف انسانی که دارد از بین میرود، میپردازد. در کل او سینمای رئالیسم و مستند را پدید میآ ورد.تفاوت دیگر او نیز در این است که، از نابازیگر ها برای فیلمهایش استفاده میکند. او بازیگران را از خیابان وقتی قدم میزد،دید و بازدید از دبستان پسرانه و ... پیدا کرد. چیزی که کیمیایی ،مهرجویی و حاتمی از آن استفاده نمیکنند. البته نمیگویم کیمیایی،مهرجویی و حاتمی کاری اشتباه میکنند. اما سبککاری شهید ثالث این است، مانند استاد بزرگ سینمای ایران عباس کیارستمی. شهید ثالث قبل از کیارستمی بوده است و حتی به تعبیر برخی سینمای کیارستمی ادامهدهنده سینمای شهید ثالث است. تفاوت دیگر سینمای شهید ثالث نیز در رئالیسم فوقالعاده و مستند بودن فیلمهایش است. یعنی زندگی واقعی مردم، برای مثال پدر محمد واقعا فردی دائمالخمر بود و حتی برای همین مرد! برای همین یک اتفاق ساده نیز به صورت کامل راجب اتفاقات ساده زندگی محمد شخصیت اصلی فیلم است و در اصل راجب مرگ مادرش. شاهد موتیفهایی از زندگی محمد هستیم. البته که قطعا فیلم افکار شهید ثالث را منعکس میکند اما به سبکی نوین نه سبک مزخرفی که آنها سالها بر سینمای ایران حاکم بود، فیلمهایی در حد فیلمهایی درجه سوم،چهارم هندی که ارزش دیدن نداشتند. از دلایل متفاوت بودن سینمای شهید ثالث با دیگران را نیز در استفاده از نماهای بلند است چیزی که برای مثال به خوبی در سینمای شاعر سینما یعنی آندری تارکوفسکی کبیر میبينيم. سینمای شهید ثالث شباهتی با سینمای مینیمالیسمی روبر برسون کارگردان نابغه فرانسوی نیز دارد. اینکه روبر برسون و ژان لوک گدار نیز از دیدن فیلم اوتوپیا وی به عظمت این کارگردان پیبردند نیز نماینگر همهچیز است. برای مثال از نظر روبر برسون گوش از چشم فراتر است، برای همین در سینمایش از صدا استفاده میکند، بدون اینکه دوربین به آن بپردازد. شهید ثالث نیز در فیلمش برای مثال از صدای لوکوموتیو استفاده میکند در حالیکه نمیبينيم. یا شباهت دیگر آنها در این است که (البته بخاطر اینکه سبک هر دو مینیمال است) در این میباشد، که اغلب داستانهای در زمان کوتاهی رخ میدهد و از فلش بک یا فلش فوروارد نداریم. کل فیلم در یک زمان واحد به سر میبرد و در زمانی کوتاه (1 روز مثلا) فیلم جریان دارد.
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
در سال 1352 فیلمی اکران شد که بسیار در سینمای ایران تاثیر داشت. درست است که سال 1348 نیز با اکران قیصر و گاو سینمای ایران دچار تغییرات بزرگی شد، اما این فیلم از جنس دیگری بود نسبت به قیصر و گاو. اسم این فیلم نشاندهنده خود آن هست. "یک اتفاق ساده" در بندر ترکمن(بندر شاه آن زمان) اتفاق افتاد. مکانی که طبق گفته شهید ثالث مانند یک بنبست برای او هست. جایی که در آن زمان راهآهن سراسری ایران در آن زمان به آنجا میرسید. در شروع فیلم نیز به این نکته اشاره میشود. دلیل اینکه میگویم این فیلم کاملا با جنس قیصر و گاو متفاوت است، در این میباشد که سهراب شهید ثالث به مسائل فلسفی و روشنفکرانه، سختی های فقیر بودن و عواطف انسانی که دارد از بین میرود، میپردازد. در کل او سینمای رئالیسم و مستند را پدید میآ ورد.تفاوت دیگر او نیز در این است که، از نابازیگر ها برای فیلمهایش استفاده میکند. او بازیگران را از خیابان وقتی قدم میزد،دید و بازدید از دبستان پسرانه و ... پیدا کرد. چیزی که کیمیایی ،مهرجویی و حاتمی از آن استفاده نمیکنند. البته نمیگویم کیمیایی،مهرجویی و حاتمی کاری اشتباه میکنند. اما سبککاری شهید ثالث این است، مانند استاد بزرگ سینمای ایران عباس کیارستمی. شهید ثالث قبل از کیارستمی بوده است و حتی به تعبیر برخی سینمای کیارستمی ادامهدهنده سینمای شهید ثالث است. تفاوت دیگر سینمای شهید ثالث نیز در رئالیسم فوقالعاده و مستند بودن فیلمهایش است. یعنی زندگی واقعی مردم، برای مثال پدر محمد واقعا فردی دائمالخمر بود و حتی برای همین مرد! برای همین یک اتفاق ساده نیز به صورت کامل راجب اتفاقات ساده زندگی محمد شخصیت اصلی فیلم است و در اصل راجب مرگ مادرش. شاهد موتیفهایی از زندگی محمد هستیم. البته که قطعا فیلم افکار شهید ثالث را منعکس میکند اما به سبکی نوین نه سبک مزخرفی که آنها سالها بر سینمای ایران حاکم بود، فیلمهایی در حد فیلمهایی درجه سوم،چهارم هندی که ارزش دیدن نداشتند. از دلایل متفاوت بودن سینمای شهید ثالث با دیگران را نیز در استفاده از نماهای بلند است چیزی که برای مثال به خوبی در سینمای شاعر سینما یعنی آندری تارکوفسکی کبیر میبينيم. سینمای شهید ثالث شباهتی با سینمای مینیمالیسمی روبر برسون کارگردان نابغه فرانسوی نیز دارد. اینکه روبر برسون و ژان لوک گدار نیز از دیدن فیلم اوتوپیا وی به عظمت این کارگردان پیبردند نیز نماینگر همهچیز است. برای مثال از نظر روبر برسون گوش از چشم فراتر است، برای همین در سینمایش از صدا استفاده میکند، بدون اینکه دوربین به آن بپردازد. شهید ثالث نیز در فیلمش برای مثال از صدای لوکوموتیو استفاده میکند در حالیکه نمیبينيم. یا شباهت دیگر آنها در این است که (البته بخاطر اینکه سبک هر دو مینیمال است) در این میباشد، که اغلب داستانهای در زمان کوتاهی رخ میدهد و از فلش بک یا فلش فوروارد نداریم. کل فیلم در یک زمان واحد به سر میبرد و در زمانی کوتاه (1 روز مثلا) فیلم جریان دارد.
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
👍14❤1
یک اتفاق ساده در زندگی محمد مرگ مادرش است، اما وقتی مادرش میمیرد بعد از چندی فراموش میشود،گویی هیچچیزی نشده است. یک اتفاق ساده شاید از نظر فیلمی بی زرقوبرق باشد، اما ضمینهساز موج نو در سینمای ایران شد. همانطور که گفتم شهید ثالث به دنبال حادثه آفرینی نیست، بلکه به دنبال حقایق زندگی است. کاری که شهید ثالث میکند با صحنههای عادی، تماشگران را به عمق فاجعه میبرد و اعتراض خود را نمایان میکند. کسی که میتوان تافتهجدابافته سینمای آن زمان ایران بود، حرفش بوی سینمای نئورئالیسم ایتالیا و موج نو فرانسه میدهد . که کیارستمی نیز همینگونه بود. البته تافتهجدابافته که گویم، مقابلهی خود با سینمای تجاری که در سطح سینمای درجه سهچهار هند بود. سینمایی که پیش برد همانند برسون سینمایی با کمترین دیالوگ بود. چه خوشمان بیاید،چه بدمان بیاید، شهید ثالث از زمان خود جلوتر بود و سینمایی جسورانه و نامتعارف ارائه میکرد. مسئله شهید ثالث نیز مانند بونوئل این بود: زندگی ما در حال بهتر شدن نیست. برای همین نیز فیلمی همچون یک اتفاق ساده و فیلمهای بعدش طعنهای به این موضوع میزند.
فیلم در سال 1352 ساخته شده زمانی که جشنهای 2500 برقرار بودند. زمانی که به عقیده افرادی اوج حکومت شاه بود. البته که از نظر بنده ایران در آن موقع تحت جریان مدرنیزه،کالا های سطحی وارداتی غربی،فساد و ... بود. اتفاقی که افتاد، جدایی عاطفه از مردم آن زمان بود. دقیقا چیزی که در فیلم نیز نشان داده میشود. برای مثال پزشکی که به پیش مادر محمد میرود، فردی سرد است و جان بیمارش برایش مهم نیست. فیلم به سیستم آموزشی مشکلدار زمان شاه نیز طعنههایی میزند(سیستمی که هنوز نیست درست نشده) و به آن میپردازد. موضوع فساد و ریاکاری از طریق نظم و تنبیه کودکان توسط آدمهایی که خود نیز در اوج فاسد بودن نیز مطرح میشود.
مثلاً: پدر پسربچه ای که دوست کودک محمد است او را به خاطر کشیدن سیگار سیلی میزند و بعد بلافاصله خود را به کوری میزند و دست به شانه پسرش راه میافتد برای گدایی. یا معلمی که پسر را هنگام زنگ تفریح تنبیه و وادار به نوشتن مشق کرده خود در حال خوردن غذا و خلال دندانش است و مدیر مدرسه که بی اعتنا به پسربچه مضطرب که در دفتر او ایستاده و اجازه ورود میخواهد به تمیز کردن شیشه عینک خود مشغول می شود.
البته من نمیگویم کار پسر درست است(سیگار کشیدن) اما اگر پدر برای پسر الگویی مناسب نباشد و فردی ریاکار باشد، از پسر چه توقعی میتوان داشت؟ یا همان معلم درست این که کودک باید درسش را بخواند، اما خود معلم نیز باید اینقدر سرد باشد و محمد برایش مهم نباشد؟ یک اتفاق ساده با تمرکز روی مردم فقیر با شرکت خودشان در نقش خودشان در تضاد با تصویر با شکوهی که سیستم شاه میخواست تولید کند حرف، سیاسی خود را میزند.
فیلم اتفاق ساده احتمالا تاثیرگذارترین فیلم وی بر سینمای ایران است، چونکه وی با این فیلم رئالیسم را در سینمای ایران بنا نهاد. رئالیسمی که بعدها استاد سینمای ایران کیارستمی در آن پا نهاد و خود را از بزرگان تاریخ سینمای جهان کرد! سینمایی روشنفکرانه بر خلاف سینمای تجاری و بد قبل از خود. سینمایی که میتوان آن را "سینمای حقیقت" نامید. درست است که در اوایل ورود این سینما به سینما در غرب(اروپا) با مخالفت از سوی تماشگران مواجه شد(البته هنوز نیز است) کسانی مثل برسون با اینکه کاری که میکردند از آن سینمای هیجانی برتر بود، اما مورد توجه قرار نمیگرفتند. درست مثل شهید ثالث که هنوز نیز در محل تولد خود ایران غامض است. اتفاقی بسیار ناراحت کننده که متاسفانه مردم کشور ما دچار آن هستند، البته که در خارج نیز همانطور که گفتم امثال برسون،آنتونیونی،ازو (در کشور خود) افرادی غامض هستند. اما شک دارم به اندازه ایران. کشوری که آثار بزرگان سینمای خویش حاتمی،کيارستمی، شهید ثالث، بیضایی،کیمیاوی، کیمیایی، مهرجویی و ... به دست فراموشی سپرده میشود و مردم به دنبال مشتی فیلم تجاری آبکی همانند سینمای قبل از انقلاب میروند. نمیگویم سینمای تجاری بد است، اما همانقدر که سینمای تجاری نیاز است، سینمای شاعرانه و هنری نیز نیاز است. چیزی که در ایران دارد به دست فراموشی سپرده میشود. متاسفانه راه را اشتباه امدهآیم، وقتی کیارستمی کن میبرد. میگویم به خاطر مسائل سیاسی است! آیا گدار، مجلات سینمایی مثل ساید اند ساوند، منتقدان سینما و ... نیز به این خاطر از کيارستمی تمجید میکنند؟ بله متاسفانه ما راه را اشتباه آمدهایم.راهی که اشتباه آمدهایم،موجب این شده که سینمای ایران به سطح همان گذشته خود بازگردد.
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
فیلم در سال 1352 ساخته شده زمانی که جشنهای 2500 برقرار بودند. زمانی که به عقیده افرادی اوج حکومت شاه بود. البته که از نظر بنده ایران در آن موقع تحت جریان مدرنیزه،کالا های سطحی وارداتی غربی،فساد و ... بود. اتفاقی که افتاد، جدایی عاطفه از مردم آن زمان بود. دقیقا چیزی که در فیلم نیز نشان داده میشود. برای مثال پزشکی که به پیش مادر محمد میرود، فردی سرد است و جان بیمارش برایش مهم نیست. فیلم به سیستم آموزشی مشکلدار زمان شاه نیز طعنههایی میزند(سیستمی که هنوز نیست درست نشده) و به آن میپردازد. موضوع فساد و ریاکاری از طریق نظم و تنبیه کودکان توسط آدمهایی که خود نیز در اوج فاسد بودن نیز مطرح میشود.
مثلاً: پدر پسربچه ای که دوست کودک محمد است او را به خاطر کشیدن سیگار سیلی میزند و بعد بلافاصله خود را به کوری میزند و دست به شانه پسرش راه میافتد برای گدایی. یا معلمی که پسر را هنگام زنگ تفریح تنبیه و وادار به نوشتن مشق کرده خود در حال خوردن غذا و خلال دندانش است و مدیر مدرسه که بی اعتنا به پسربچه مضطرب که در دفتر او ایستاده و اجازه ورود میخواهد به تمیز کردن شیشه عینک خود مشغول می شود.
البته من نمیگویم کار پسر درست است(سیگار کشیدن) اما اگر پدر برای پسر الگویی مناسب نباشد و فردی ریاکار باشد، از پسر چه توقعی میتوان داشت؟ یا همان معلم درست این که کودک باید درسش را بخواند، اما خود معلم نیز باید اینقدر سرد باشد و محمد برایش مهم نباشد؟ یک اتفاق ساده با تمرکز روی مردم فقیر با شرکت خودشان در نقش خودشان در تضاد با تصویر با شکوهی که سیستم شاه میخواست تولید کند حرف، سیاسی خود را میزند.
فیلم اتفاق ساده احتمالا تاثیرگذارترین فیلم وی بر سینمای ایران است، چونکه وی با این فیلم رئالیسم را در سینمای ایران بنا نهاد. رئالیسمی که بعدها استاد سینمای ایران کیارستمی در آن پا نهاد و خود را از بزرگان تاریخ سینمای جهان کرد! سینمایی روشنفکرانه بر خلاف سینمای تجاری و بد قبل از خود. سینمایی که میتوان آن را "سینمای حقیقت" نامید. درست است که در اوایل ورود این سینما به سینما در غرب(اروپا) با مخالفت از سوی تماشگران مواجه شد(البته هنوز نیز است) کسانی مثل برسون با اینکه کاری که میکردند از آن سینمای هیجانی برتر بود، اما مورد توجه قرار نمیگرفتند. درست مثل شهید ثالث که هنوز نیز در محل تولد خود ایران غامض است. اتفاقی بسیار ناراحت کننده که متاسفانه مردم کشور ما دچار آن هستند، البته که در خارج نیز همانطور که گفتم امثال برسون،آنتونیونی،ازو (در کشور خود) افرادی غامض هستند. اما شک دارم به اندازه ایران. کشوری که آثار بزرگان سینمای خویش حاتمی،کيارستمی، شهید ثالث، بیضایی،کیمیاوی، کیمیایی، مهرجویی و ... به دست فراموشی سپرده میشود و مردم به دنبال مشتی فیلم تجاری آبکی همانند سینمای قبل از انقلاب میروند. نمیگویم سینمای تجاری بد است، اما همانقدر که سینمای تجاری نیاز است، سینمای شاعرانه و هنری نیز نیاز است. چیزی که در ایران دارد به دست فراموشی سپرده میشود. متاسفانه راه را اشتباه امدهآیم، وقتی کیارستمی کن میبرد. میگویم به خاطر مسائل سیاسی است! آیا گدار، مجلات سینمایی مثل ساید اند ساوند، منتقدان سینما و ... نیز به این خاطر از کيارستمی تمجید میکنند؟ بله متاسفانه ما راه را اشتباه آمدهایم.راهی که اشتباه آمدهایم،موجب این شده که سینمای ایران به سطح همان گذشته خود بازگردد.
🐲 #Sohrab_Shahid_Saless | #Cinema
🏜 @ScienceFantasy
👍13
سری انیمه فیت ، انیمه ایی است که با بهر برداری از اساطیر مختلف سیر داستانی خود را تکمیل میکند و با نبرد های جذاب بین اساطیر و قهرمانان مختلف بینندگان را مجاب میکند که تا انتهای مجموعه همراه با انیمه باشد .
یکی از قهرمانان و اساطیری که در این مجموعه تناسخ یافت اسکندر فاتح بود ، اسکندر تجسم اسکندر واقعی در دنیای فیت بود که توسط یک جادوگر با استعداد اما رده پایین احضار شد ، اسکندر همانند شاهان رفتار میکرد و پایبند به قوانین اخلاقی خاصی بود به طوری که وقتی سیبر زخمی شده بود به کمک او در مبارزه با دیارموند و برزرک پرداخت ... او همچنین با گیلگامش و ارتور نوشیدنی قبل از نبرد خورد و با آن ها به خوش گذرانی پرداخت و آن ها را به عنوان پادشاهانی لایق و قدرتمند قبول کرده بود ، او در مبارزه با گیلگامش کشته شد مبارزه ایی که گیلگامش در آن بیشتر از مبارزه با هرکول افسانه ایی مجبور شد از قدرت ها و توانایی هایش استفاده کند و حتی از تجسم اصیل خودش استفاده کند.
🐲 #Poster | #Animanga | #Fate
🏜️ @ScienceFantasy
یکی از قهرمانان و اساطیری که در این مجموعه تناسخ یافت اسکندر فاتح بود ، اسکندر تجسم اسکندر واقعی در دنیای فیت بود که توسط یک جادوگر با استعداد اما رده پایین احضار شد ، اسکندر همانند شاهان رفتار میکرد و پایبند به قوانین اخلاقی خاصی بود به طوری که وقتی سیبر زخمی شده بود به کمک او در مبارزه با دیارموند و برزرک پرداخت ... او همچنین با گیلگامش و ارتور نوشیدنی قبل از نبرد خورد و با آن ها به خوش گذرانی پرداخت و آن ها را به عنوان پادشاهانی لایق و قدرتمند قبول کرده بود ، او در مبارزه با گیلگامش کشته شد مبارزه ایی که گیلگامش در آن بیشتر از مبارزه با هرکول افسانه ایی مجبور شد از قدرت ها و توانایی هایش استفاده کند و حتی از تجسم اصیل خودش استفاده کند.
🐲 #Poster | #Animanga | #Fate
🏜️ @ScienceFantasy
👍11🔥1
در سری کامیک های دیفندرز 2016 ، وقتی الکترا و ایرون فیست( دنی رند) با هم رو به رو شدند دیدیم که مهارت های الکترا در مبارزه تن به تن و هنر های رزمی هم سطح و حتی شاید بالاتر از دنی رند قرار داشته باشند و حتی از لحاظ چابکی و سرعت نیز الکترا به صورت پایاپای با دنی رند مبارزه را ادامه بدهد ، اما در انتها دنی به یکباره نیروی چی خود را آزاد کرد و توانست الکترا را شکست بدهد
🐲 #Fact |#Marvel | #IronFist | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
🐲 #Fact |#Marvel | #IronFist | #Comics
🏜 @ScienceFantasy
❤16👍4