Science Fantasy
گوگوریو؛ طلوع و غروب یکی از بزرگترین و قویترین امپراتوری های آسیای شرقی- بخش اول آغاز دشمنی دیرینه کره و چین! با توجه به محبوبیت بسیار زیاد سریال «افسانه جومونگ» همه ما با نحوه شکل گیری کشور گوگوریو و سرنوشت اولین پادشاه اون اشنا هستیم، ولی کشور گوگوریو…
اینو کامل کنیم؟
واسه ادامه این پست دوست دارید نبرد سالسو و زندگینامه اولچی موندوک رو شرح بدم؟
یا بریم واسه ادامش تا سریعتر برسیم به نحوه سقوط گوگوریو؟
تو کامنت ها بگید
واسه ادامه این پست دوست دارید نبرد سالسو و زندگینامه اولچی موندوک رو شرح بدم؟
یا بریم واسه ادامش تا سریعتر برسیم به نحوه سقوط گوگوریو؟
تو کامنت ها بگید
❤6👍1
Science Fantasy
گوگوریو؛ طلوع و غروب یکی از بزرگترین و قویترین امپراتوری های آسیای شرقی- بخش اول آغاز دشمنی دیرینه کره و چین! با توجه به محبوبیت بسیار زیاد سریال «افسانه جومونگ» همه ما با نحوه شکل گیری کشور گوگوریو و سرنوشت اولین پادشاه اون اشنا هستیم، ولی کشور گوگوریو…
🖋 جنگ سه میلیون نفری گوگوریو-چین
📍مطالعهٔ مقاله
پ.ن: اگر دوست داشتید در رابطه با اولچی موندوک و این جنگ اطلاعات بیشتری داشته باشید این مقاله رو بخونید
📑 #Article : #History
✒️ @ScienceFantasy
📍مطالعهٔ مقاله
پ.ن: اگر دوست داشتید در رابطه با اولچی موندوک و این جنگ اطلاعات بیشتری داشته باشید این مقاله رو بخونید
📑 #Article : #History
✒️ @ScienceFantasy
Telegraph
جنگ ۳ میلیون نفری گوگوریو و چین!
همانطور که در پست تلگرامی عرض کردیم دلیل شکست تهاجم خاندان چینی سویی به گوگوریو، ژنرال اولچی موندوک بود.ژنرال اولچی موندوک یکی از برترین ژنرال های تاریخ کره است که توانست به خوبی جلوی ارتش وحشتناک خاندان سویی بایستد و انهارا کاملا شکست دهد.طبق نوشته کتاب…
❤6👍1
برخلاف زمین های دیگر که گالاکتوس موجودی کیهانیست، در زمین ۱۶۱۰(التیمیت) گالاکتوس موجودی کیهانی نیست در این زمین او را « Gah Lak Tus» مینامند و او از تعداد زیادی از سفینه هایی که هر کدام به بزرگی یک شهر هستند تشکیل شده است.
🐲 #Fact | #Marvel | #Galactus
🏜 @ScienceFantasy
🐲 #Fact | #Marvel | #Galactus
🏜 @ScienceFantasy
👍4👎1
هوسار های بالدار،(Winged hussar) سواره نظام سنگین زره لهستانی بودند که بین سال های ۱۵۰۳ تا ۱۷۰۲ مورد استفاده ی پادشاهی لهستان و مشترک المنافع لیتوانی-لهستان قرار میگرفت
تخصص اصلی این سواره نظام انجام شبیخون به دل سپاه دشمن و حمله ی شوک بود( یعنی انجام حملات برق آسا)، بال هایی که در پشت خود میبستند باعث ایجاد وحشت در سپاه دشمن طی حملات برق آسا بود
سلاح های زیادی توسط این سواره نظام استفاده میشد،گرز، تبر، شمشیر، تفنگ های سرپر، نیزه های بلند، چکش جنگی
ریشه اصلی این سواره نظام در صرب های تبعیدی که از بالکان تحت سلطه ی پادشاهی مجارستان بود می آید
ریشه ی خود کلمه ی هوسار از کلمه ی صربی gusar به معنی جنگجو است.
اولین واحد های این سواره نظام، سواره نظام سبک مزدور بودند که به ارتش پادشاهی لهستان خدمت میکردند.
اما پس از اصلاحات پادشاه ایشتوان باتوری، این سواره نظام رسما به عنوان بخشی از ارتش مشترک المنافع شد، و پس از ان به جزع نیرو های مزدور صرب و مجار، از میان خود لهستانی ها نیز برای این واحد سواره نیرو جذب میشد.
این سواره نطام برای پادشاهی لهستان و سپس مشترک المنافع لیتوانی-لهستان بسیار کار آمد بود
در نبرد های کروچولم(۱۶۰۵)کلوشینو(۱۶۱۰) و خوتین(۱۶۷۳) خوش درخشیدند و توانستند نیرو های پادشاهی سوئد (دو نبرد اول) و امپراتوری عثمانی( نبرد اخر) را شکست دهند
اما اوج هنرنمایی این سواره نظام در سال ۱۶۸۳ رغم خورد.
زمانی شهر وین پایتخت امپراتوری مقدس روم، تحت محاصره ی نیرو های امپراتوری عثمانی بود.
پس از ۶۰ روز مقاومت
هوسار های بالدار مشترک المنافع لیتوانی-لهستان به رهبری پادشاهان ژان سوبیسکی سوم، ملقب به شیر لهستان، مدافع ایمان؛ به وین رسیدند و طی دو روز تمام سپاهیان ترک را تار و مار کردند
پس از این نبرد بزرگ سوبیسکی جمله ای را گفت به الهام از جمله ی مشهور سزار
سزار پس از پیروزی بر پادشاهی پنتوس جمله ای مشهور نقل کرد«آمدم، دیدم، فتح کردم»
Veni, vidi, vici
اما سوبیسکی گفت«ما آمدیم، ما دیدیم، خدا فتح کرد»
Venimus, vidimus, Deus vicit
این سواره نظام با قدرت گرفتن تفنگ های جدید و پیشرفت توپ های جنگی استفاده اش به مرور زمان منسوخ شد اخرین نبرد آنها نبرد کیلزوو بود که در برابر امپراتوری سوئد شکست خوردند و پس از آن این واحد به انجام مراسمات تشریفاتی روی آوردند
این سواره نظام امروزه بسیار علاقه ی مردم لهستان است
نشان کلاه خود و بال های هوسار های بالدار مورد استفاده ی لشکر یازدهم سواره نظام ارتش لهستان است
بر روی نشان افتخار این لشکر حک شده« وین ۱۶۸۳»
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
هوسار های بالدار، وحشت دشمنان لهستان
هوسار های بالدار،(Winged hussar) سواره نظام سنگین زره لهستانی بودند که بین سال های ۱۵۰۳ تا ۱۷۰۲ مورد استفاده ی پادشاهی لهستان و مشترک المنافع لیتوانی-لهستان قرار میگرفت
تخصص اصلی این سواره نظام انجام شبیخون به دل سپاه دشمن و حمله ی شوک بود( یعنی انجام حملات برق آسا)، بال هایی که در پشت خود میبستند باعث ایجاد وحشت در سپاه دشمن طی حملات برق آسا بود
سلاح های زیادی توسط این سواره نظام استفاده میشد،گرز، تبر، شمشیر، تفنگ های سرپر، نیزه های بلند، چکش جنگی
ریشه اصلی این سواره نظام در صرب های تبعیدی که از بالکان تحت سلطه ی پادشاهی مجارستان بود می آید
ریشه ی خود کلمه ی هوسار از کلمه ی صربی gusar به معنی جنگجو است.
اولین واحد های این سواره نظام، سواره نظام سبک مزدور بودند که به ارتش پادشاهی لهستان خدمت میکردند.
اما پس از اصلاحات پادشاه ایشتوان باتوری، این سواره نظام رسما به عنوان بخشی از ارتش مشترک المنافع شد، و پس از ان به جزع نیرو های مزدور صرب و مجار، از میان خود لهستانی ها نیز برای این واحد سواره نیرو جذب میشد.
این سواره نطام برای پادشاهی لهستان و سپس مشترک المنافع لیتوانی-لهستان بسیار کار آمد بود
در نبرد های کروچولم(۱۶۰۵)کلوشینو(۱۶۱۰) و خوتین(۱۶۷۳) خوش درخشیدند و توانستند نیرو های پادشاهی سوئد (دو نبرد اول) و امپراتوری عثمانی( نبرد اخر) را شکست دهند
اما اوج هنرنمایی این سواره نظام در سال ۱۶۸۳ رغم خورد.
زمانی شهر وین پایتخت امپراتوری مقدس روم، تحت محاصره ی نیرو های امپراتوری عثمانی بود.
پس از ۶۰ روز مقاومت
هوسار های بالدار مشترک المنافع لیتوانی-لهستان به رهبری پادشاهان ژان سوبیسکی سوم، ملقب به شیر لهستان، مدافع ایمان؛ به وین رسیدند و طی دو روز تمام سپاهیان ترک را تار و مار کردند
پس از این نبرد بزرگ سوبیسکی جمله ای را گفت به الهام از جمله ی مشهور سزار
سزار پس از پیروزی بر پادشاهی پنتوس جمله ای مشهور نقل کرد«آمدم، دیدم، فتح کردم»
Veni, vidi, vici
اما سوبیسکی گفت«ما آمدیم، ما دیدیم، خدا فتح کرد»
Venimus, vidimus, Deus vicit
این سواره نظام با قدرت گرفتن تفنگ های جدید و پیشرفت توپ های جنگی استفاده اش به مرور زمان منسوخ شد اخرین نبرد آنها نبرد کیلزوو بود که در برابر امپراتوری سوئد شکست خوردند و پس از آن این واحد به انجام مراسمات تشریفاتی روی آوردند
این سواره نظام امروزه بسیار علاقه ی مردم لهستان است
نشان کلاه خود و بال های هوسار های بالدار مورد استفاده ی لشکر یازدهم سواره نظام ارتش لهستان است
بر روی نشان افتخار این لشکر حک شده« وین ۱۶۸۳»
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
Telegram
attach 📎
👍2
نمک در نمکدان شوری ندارد کاظم بتمن با کسی شوخی ندارد!😂
کاستوم هالووینی کاسمیرو بازیکن سابق رئال و فعلی یونایتد رو شاهد هستیم.
🐲 #Fun
🏜 @ScienceFantasy
کاستوم هالووینی کاسمیرو بازیکن سابق رئال و فعلی یونایتد رو شاهد هستیم.
🐲 #Fun
🏜 @ScienceFantasy
🔥9👍2
همه ما چه از دوران مدرسه، چه دنبال کردن تاریخ با ماجرای آریو برزن و فداکاری اش اشنا هستیم.
اما امروز میخواهیم کمی دقیق تر به موضوع نگاه کنیم.
طبق گفته مورخان و کتاب های تاریخ اسکندر نوشته کنت کورث و حکومت جهانی ایرانیان از کوروش تا آریو برزن به قلم عبدالرفیع حقیقت و اتیلا به قلم لویزدول پس از ناکام ماندن اسکندر در انجام نقشه خود و گیر انداختن سپاه اریو برزن، او توانست بر ارتش اسکندر غلبه کند و روند جنگ را تغییر دهد به همین منظور اسکندر با دیدن وضعیت نه چندان جالب جنگ دستور عقب نشینی داده و به سمت پارسه حرکت کرد.
اریو برزن و سربازانش در جهت جلوگیری از سقوط کامل پارسه به دنبال اسکندر رفتند اما با توجه به وسعت جنگ و همچنین کمبود نیروی ایرانیان، اکثر ۵ هزار سوارنظام ارتش آریو برزن کشته شده بودند و پیاده نظام ها نیز بیشتر از عشایر تشکیل شده و قادر به دنبال کردن ارتش اسکندر و یا جنگ نبودند و بیشتر لشکریانش زخمی و خسته بودند به همین منظور اریو به سربازان خود دستور داد که فقط کسانی که قادر به حرکت و دنبال کردن ارتش اسکندر هستند دنبالش کنند.
آریو برزن به دنبال ارتش اسکندر در جهت جلوگیری از سقوط پارسه سریعا حرکت کرد و در دامنه کوهی در دو فرسنگی پارسه کمپ زده و به ارتشش دستور استراحت داد تا کسانی که عقب مانده بودند نیز به انها برسند شب شده و لشکریان خسته و زخمی اریو در کنار خواهرش یوتاب جمع شده و استراحت میکنند اما در همان هنگام اریو برزن با شنیدن صدای حرکت سواره نظام ارتش اسکندر و نور مشعل هایشان متوجه نزدیک شدن انان شده و به لشکریانش دستور آماده باش میدهد.
در نزدیکی سپیده دم هردو سپاه روبروی هم قرار گرفته و فرماندهان انان جلوتر از همه در قلب سپاه قرار میگیرند، اسکندر و آریو برزن به سمت هم تاخته و پس از رد وبدل کردم چندین ضربه اسکندر ناگهان با یک ضربه دست چپ آریوبرزن را قطع میکند و متقابلا آریو برزن نیز ضربه ای به شانه اسکندر زده و دو جنگجو چندین قدم به عقب میروند، نبرد در کسری از ثانیه دوباره از سر گرفته میشود و آریوبرزن با حمله ای دوباره به سمت اسکندر ضربه بسیار محکمی برسر اسکندر زده و او را زمین گیر میکند، هنگامی که اسکندر برای لحظاتی از خود بی خود شده بود(گفته شده آثار این ضربه تا اخرین لحظه مرگ اسکندر مانده بود و اسکندر دچار ضربه مغزی شده بود)و فقط یک ضربه (ضربه پایانی که به قصد کشت معمولا شمشیر در قلب یا گلو فرو میرفت) تا مرگ فاصله داشت آریوبرزن بدلیل خونریزی ودرد زیاد ناشی از قطع شدن دست چپش تعادل خود را از دست داد و از اسب به زمین افتاد در همین هنگام اسکندر از مهلکه نجات پیدا کرد و دو سوار یونانی با دیدن این صحنه به سمت آریوبرزن میتازند و با وارد کردن ضربات شمشیر پی در پی در بدنش او را میکشند.
یوتاب که شاهد این اتفاق بود سریعا به سمت دو سوار و اسکندر میتازد و در بین راه با کشتن چند نفر سعی در رسیدن به اسکندر و پیکر آریو برزن داشت که تعادل خود را از دست داده و از اسب بر زمین میوفتد، نیرو های اسکندر سریعا یوتاب زمین گیر شده را محاصره کرده و با یک ضربه سر از بدن او حدا میکنند.
با مرگ دو فرمانده ارتش ایرانیان اسکندر انتظار عقب نشینی از سوی ایرانیان را داشت(در انزمان اگر فرمانده سپاهی کشته میشد سربازان عقب نشینی میکردند) اما لشکریان آریوبرزن تا آخرین لحظه بدون فرمانده جنگیده و آسیب زیادی به یونانیان وارد میکنند اسکندر با دیدن این موضوع شکه شده و سریعا دستور عقب نشینی داد و اینگونه این جنگ با مرگ آریوبرزن و یوتاب و همچنین بیشتر لشکریانشان به پایان رسید.
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
در نبرد تن به تن میان آریو برزن و اسکندر چه رخ داد؟ کدام یک برتر بود؟
همه ما چه از دوران مدرسه، چه دنبال کردن تاریخ با ماجرای آریو برزن و فداکاری اش اشنا هستیم.
اما امروز میخواهیم کمی دقیق تر به موضوع نگاه کنیم.
طبق گفته مورخان و کتاب های تاریخ اسکندر نوشته کنت کورث و حکومت جهانی ایرانیان از کوروش تا آریو برزن به قلم عبدالرفیع حقیقت و اتیلا به قلم لویزدول پس از ناکام ماندن اسکندر در انجام نقشه خود و گیر انداختن سپاه اریو برزن، او توانست بر ارتش اسکندر غلبه کند و روند جنگ را تغییر دهد به همین منظور اسکندر با دیدن وضعیت نه چندان جالب جنگ دستور عقب نشینی داده و به سمت پارسه حرکت کرد.
اریو برزن و سربازانش در جهت جلوگیری از سقوط کامل پارسه به دنبال اسکندر رفتند اما با توجه به وسعت جنگ و همچنین کمبود نیروی ایرانیان، اکثر ۵ هزار سوارنظام ارتش آریو برزن کشته شده بودند و پیاده نظام ها نیز بیشتر از عشایر تشکیل شده و قادر به دنبال کردن ارتش اسکندر و یا جنگ نبودند و بیشتر لشکریانش زخمی و خسته بودند به همین منظور اریو به سربازان خود دستور داد که فقط کسانی که قادر به حرکت و دنبال کردن ارتش اسکندر هستند دنبالش کنند.
آریو برزن به دنبال ارتش اسکندر در جهت جلوگیری از سقوط پارسه سریعا حرکت کرد و در دامنه کوهی در دو فرسنگی پارسه کمپ زده و به ارتشش دستور استراحت داد تا کسانی که عقب مانده بودند نیز به انها برسند شب شده و لشکریان خسته و زخمی اریو در کنار خواهرش یوتاب جمع شده و استراحت میکنند اما در همان هنگام اریو برزن با شنیدن صدای حرکت سواره نظام ارتش اسکندر و نور مشعل هایشان متوجه نزدیک شدن انان شده و به لشکریانش دستور آماده باش میدهد.
در نزدیکی سپیده دم هردو سپاه روبروی هم قرار گرفته و فرماندهان انان جلوتر از همه در قلب سپاه قرار میگیرند، اسکندر و آریو برزن به سمت هم تاخته و پس از رد وبدل کردم چندین ضربه اسکندر ناگهان با یک ضربه دست چپ آریوبرزن را قطع میکند و متقابلا آریو برزن نیز ضربه ای به شانه اسکندر زده و دو جنگجو چندین قدم به عقب میروند، نبرد در کسری از ثانیه دوباره از سر گرفته میشود و آریوبرزن با حمله ای دوباره به سمت اسکندر ضربه بسیار محکمی برسر اسکندر زده و او را زمین گیر میکند، هنگامی که اسکندر برای لحظاتی از خود بی خود شده بود(گفته شده آثار این ضربه تا اخرین لحظه مرگ اسکندر مانده بود و اسکندر دچار ضربه مغزی شده بود)و فقط یک ضربه (ضربه پایانی که به قصد کشت معمولا شمشیر در قلب یا گلو فرو میرفت) تا مرگ فاصله داشت آریوبرزن بدلیل خونریزی ودرد زیاد ناشی از قطع شدن دست چپش تعادل خود را از دست داد و از اسب به زمین افتاد در همین هنگام اسکندر از مهلکه نجات پیدا کرد و دو سوار یونانی با دیدن این صحنه به سمت آریوبرزن میتازند و با وارد کردن ضربات شمشیر پی در پی در بدنش او را میکشند.
یوتاب که شاهد این اتفاق بود سریعا به سمت دو سوار و اسکندر میتازد و در بین راه با کشتن چند نفر سعی در رسیدن به اسکندر و پیکر آریو برزن داشت که تعادل خود را از دست داده و از اسب بر زمین میوفتد، نیرو های اسکندر سریعا یوتاب زمین گیر شده را محاصره کرده و با یک ضربه سر از بدن او حدا میکنند.
با مرگ دو فرمانده ارتش ایرانیان اسکندر انتظار عقب نشینی از سوی ایرانیان را داشت(در انزمان اگر فرمانده سپاهی کشته میشد سربازان عقب نشینی میکردند) اما لشکریان آریوبرزن تا آخرین لحظه بدون فرمانده جنگیده و آسیب زیادی به یونانیان وارد میکنند اسکندر با دیدن این موضوع شکه شده و سریعا دستور عقب نشینی داد و اینگونه این جنگ با مرگ آریوبرزن و یوتاب و همچنین بیشتر لشکریانشان به پایان رسید.
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
Telegram
attach 📎
❤14👍3🔥1
Science Fantasy
در نبرد تن به تن میان آریو برزن و اسکندر چه رخ داد؟ کدام یک برتر بود؟ همه ما چه از دوران مدرسه، چه دنبال کردن تاریخ با ماجرای آریو برزن و فداکاری اش اشنا هستیم. اما امروز میخواهیم کمی دقیق تر به موضوع نگاه کنیم. طبق گفته مورخان و کتاب های تاریخ اسکندر…
بچه ها اگر که پست راجع به تاریخ ایران کمتر شده چون مال کشورمونه سعی دارم جامع ترین حالت رو براتون ارائه بدم به همین منظور مجبور به تحقیق و خوندن کتاب های زیادیم و طول میکشه که مطالبشونو جمع اوری و نقاط مشترکشونو پست کنم.
❤23
🌀 ترجمه #اختصاصی کمیک
• Deadpool Vs Old Man Logan #2
📎 وقتی یه اکس من پیر خرفت با قابلیت شفابخشی و یه وید ویلسون اوسکول با قابلیت شفابخشی رو باهم ترکیب کنی،چی گیرت میاد؟ "ددپول علیه لوگان پیر!"جیمز "لوگان" هاولت دنبال یه جهش یافته لول اومگا که تازگی پیدا شده است و نمیزاره ددپول کمکش کنه. پس طبیعتا، ددپول قسم میخوره در تمام طول ماموریت از دشمن جدیدش جلو بزنه❗️
ارائه ای از رسانه تخصصی ساینس فنتزی🐲
📄 #محمدرضا
🖥 #مهیارانصاری
جلد قبل
📥 Download Link
🗯 #DeadpoolVsLogan | #Marvel | #FaComic
@ScienceFantasy
• Deadpool Vs Old Man Logan #2
📎 وقتی یه اکس من پیر خرفت با قابلیت شفابخشی و یه وید ویلسون اوسکول با قابلیت شفابخشی رو باهم ترکیب کنی،چی گیرت میاد؟ "ددپول علیه لوگان پیر!"جیمز "لوگان" هاولت دنبال یه جهش یافته لول اومگا که تازگی پیدا شده است و نمیزاره ددپول کمکش کنه. پس طبیعتا، ددپول قسم میخوره در تمام طول ماموریت از دشمن جدیدش جلو بزنه❗️
ارائه ای از رسانه تخصصی ساینس فنتزی🐲
📄 #محمدرضا
🖥 #مهیارانصاری
جلد قبل
📥 Download Link
🗯 #DeadpoolVsLogan | #Marvel | #FaComic
@ScienceFantasy
Telegram
attach 📎
❤16👍1
🗯آلبرت تی امستد:
پس از فتح ایران توسط اسکندر و مرگ داریوش سوم اسکندر چند روزی را در شوش به جشن و پایکوبی پرداخت.
هر روزی را که او در سرزمین پهناور ایران میگذراند او را بیشتر و بیشتر شیفته مردم و فرهنگ ایرانیان میکرد. اسکندر با نشستن بر روی تخت پادشاهی به سرزمین و فتوحاتش نگاه میکرد و بیشتر و بیشتر متوجه میشد که یونانیان چقدر از ایران عقب بودند، یونانیان وحشیانی بودند رام نشدنی طبق گفته بند هفتادم کتاب اسکندر نوشته یلوتارک ، اسکندر درمورد هم قومان خویش گفته بود: ایا چنین نیست که یونانیان در میان مقدونیان مانند نیمه خدایانی در بین حیوانات وحشی هستند؟
او با شیفته شدن به فرهنگ ایرانی یاد گرفت بجای نعلین های سه بند یونانی کفش چرمی بپوشد، در جمع باد معده خود را خارج نکند،پیراهن های استین دار و شلوار بر تن کرده و در جمع و مقابل دیگران ادرار نکند.
طبق نوشته های پلوتارک و هرودوت و تاریخ ایران باستان به قلم حسن پیرنیا، اسکندر از لحظه اشنایی با فرهنگ ایران لباس و کلاه یونانی خود را کنار گذاشته و لباس های زربفت برتن میکرد، این لباس ها از پارچه های ابریشمی ساخته و به داشتن پشمی نرم و لطیف مشهور بودند همچنین بافت بیرونی انان درخشندگی خاصی داشت که شاهان هخامنشی به این لباس های چشمگیر و فاخر مشهور بودند.
هنگام فتح ایران وقتی که اسکندر به خزانه هخامنشیان رسید دریافت که خزانه تمام و کمال انجاست و حتی یک سکه نیز از ان کم نشده اسکندر از بین ایرانیان جویای علت این موضوع شد، او گفت شاه ایران کشته شده و مشخصا دولت هخامنشی سقوط کرده بود هر نقطه دیگری بود مردم به خزانه حمله کرده و انرا خالی میکردند اما خزانه بدون هیچ کم و کسری دست نخورده باقی مانده است ایا علت خاصی را داراست؟ انگاه با جوابی دیگر روبرو شد، فردی که اسکندر از او سوال کرده بود گفت، ایرانیان دزد نیستند و هیچگاه برمال و ناموس دیگری چشم ندارند و دزدی را توهین آمیزترین عمل در شان خویش میدانند.
اسکندر که با شوک فرهنگی عظیمی برخورد کرده بود دریافته بود که هدف او و سربازانش باید اموزه های فرهنگی باشد تصمیم گرفت نژاد و فرهنگ جدید ایرانی/یونانی خلق کند.
او به دلیل وسعت و شیفتگی خود به این فرهنگ اکثر مسئولین شهر هارا در پست خود نگهداشت و بیشتر اشراف و کسانی که اسیر کرده بود را ازاد کرد و سعی کرد که فرماندهان و مشاورین خود را از ایرانیان انتخاب کند.
در ابتدا او سی هزار نوجوان اسیر شده خاندان های ایرانی را جدا کرده و در یک پادگان ویژه زیر نظر فرماندهان برجسته یونانی قرار داد و سعی کرد انان را با زبان یونانی اشنا کند و سپس نام «اپیگونی» به معنی بازماندگان را بر روی انها قرار داد.
با این اقدام یونانیانی که مخالف شیفتگی اسکندر به فرهنگ ایرانیان بودند و از دست اسکندر عصبی بودند خشمسان فروکش کرده و تحت تاثیر قرار گرفتند.
انان نیز با پیروی از اسکندر از قاشق(کفچه) استفاده کرده و خوردن غذا با دست را کنار گذاشتند، لباس ها و ظاهرشان را اراسته کرده و دیگر لخت و یا نیمه لخت به هرجایی نرفتند و شعونات اخلاقی را رعایت کرند.
اما این شیفتگی اسکندر تمامی نداشت او به کل زندگی به شیوه عادی و یونانی را کنار گذاشته و به سبک ایرانی بصورت تجملی شروع به زندگی کرد.
او چندین همسر ایرانی برمیگزیند که برجسته ترین انها روشنک بود، روشنک دختر یکی از اشرافزادگان ایرانی بود که به منظور مذاکره در جهت جلوگیری از خونریزی های بیشتر توسط اسکندر، با او دیدار کرد پس از دیدار درهنگام خروج اسکندر روشنک را دیده و سریعا عاشق او میشود. او پیشنهاد صلح را قبول کرده و در ازای ان حتی با وجود ناخشنودی و بی میلی سردارانش، روشنک را به همسری برمیگزیند.
اما کار اسکندر به این ختم نمیشود و او دستور میدهد که تمامی سواره نظام و بزرگان مقدونی باید رخت پارسی بپوشند و هرکس که از انجام این عمل سر باز میزد درجا زندانی و یا کشته میشد.
طبق گفته گزنفون و هرودوت با فتح ایران به مرور فرهنگ یونانی کنار گذاشته و فرهنگ ایرانی به کار گرفته شد.
همچنین پس از ان که بزرگان یونانی و فرماندهان مجبور به زندگی با شیوه و فرهنگ ایرانی شدند گفتند:
با جنگ با ایرانیان بیش از اینکه چیزی بدست بیاوریم، از دست دادیم. زین پس در این جنگ ما مغلوبیم چراکه این ماییم که در قید و بند اخلاق و منش انان هستیم.
پ.ن: دوستان اگر متن زیاد از شاخه ای به شاخه دیگه میپره بخاطر اینه که جمع اوری شده از گفته های چندین نویسنده مختلف در عصر های مختلفه.
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
سرزمین پارس کشور گشای خشمگین را مسخره خود کرد.
پس از فتح ایران توسط اسکندر و مرگ داریوش سوم اسکندر چند روزی را در شوش به جشن و پایکوبی پرداخت.
هر روزی را که او در سرزمین پهناور ایران میگذراند او را بیشتر و بیشتر شیفته مردم و فرهنگ ایرانیان میکرد. اسکندر با نشستن بر روی تخت پادشاهی به سرزمین و فتوحاتش نگاه میکرد و بیشتر و بیشتر متوجه میشد که یونانیان چقدر از ایران عقب بودند، یونانیان وحشیانی بودند رام نشدنی طبق گفته بند هفتادم کتاب اسکندر نوشته یلوتارک ، اسکندر درمورد هم قومان خویش گفته بود: ایا چنین نیست که یونانیان در میان مقدونیان مانند نیمه خدایانی در بین حیوانات وحشی هستند؟
او با شیفته شدن به فرهنگ ایرانی یاد گرفت بجای نعلین های سه بند یونانی کفش چرمی بپوشد، در جمع باد معده خود را خارج نکند،پیراهن های استین دار و شلوار بر تن کرده و در جمع و مقابل دیگران ادرار نکند.
طبق نوشته های پلوتارک و هرودوت و تاریخ ایران باستان به قلم حسن پیرنیا، اسکندر از لحظه اشنایی با فرهنگ ایران لباس و کلاه یونانی خود را کنار گذاشته و لباس های زربفت برتن میکرد، این لباس ها از پارچه های ابریشمی ساخته و به داشتن پشمی نرم و لطیف مشهور بودند همچنین بافت بیرونی انان درخشندگی خاصی داشت که شاهان هخامنشی به این لباس های چشمگیر و فاخر مشهور بودند.
هنگام فتح ایران وقتی که اسکندر به خزانه هخامنشیان رسید دریافت که خزانه تمام و کمال انجاست و حتی یک سکه نیز از ان کم نشده اسکندر از بین ایرانیان جویای علت این موضوع شد، او گفت شاه ایران کشته شده و مشخصا دولت هخامنشی سقوط کرده بود هر نقطه دیگری بود مردم به خزانه حمله کرده و انرا خالی میکردند اما خزانه بدون هیچ کم و کسری دست نخورده باقی مانده است ایا علت خاصی را داراست؟ انگاه با جوابی دیگر روبرو شد، فردی که اسکندر از او سوال کرده بود گفت، ایرانیان دزد نیستند و هیچگاه برمال و ناموس دیگری چشم ندارند و دزدی را توهین آمیزترین عمل در شان خویش میدانند.
اسکندر که با شوک فرهنگی عظیمی برخورد کرده بود دریافته بود که هدف او و سربازانش باید اموزه های فرهنگی باشد تصمیم گرفت نژاد و فرهنگ جدید ایرانی/یونانی خلق کند.
او به دلیل وسعت و شیفتگی خود به این فرهنگ اکثر مسئولین شهر هارا در پست خود نگهداشت و بیشتر اشراف و کسانی که اسیر کرده بود را ازاد کرد و سعی کرد که فرماندهان و مشاورین خود را از ایرانیان انتخاب کند.
در ابتدا او سی هزار نوجوان اسیر شده خاندان های ایرانی را جدا کرده و در یک پادگان ویژه زیر نظر فرماندهان برجسته یونانی قرار داد و سعی کرد انان را با زبان یونانی اشنا کند و سپس نام «اپیگونی» به معنی بازماندگان را بر روی انها قرار داد.
با این اقدام یونانیانی که مخالف شیفتگی اسکندر به فرهنگ ایرانیان بودند و از دست اسکندر عصبی بودند خشمسان فروکش کرده و تحت تاثیر قرار گرفتند.
انان نیز با پیروی از اسکندر از قاشق(کفچه) استفاده کرده و خوردن غذا با دست را کنار گذاشتند، لباس ها و ظاهرشان را اراسته کرده و دیگر لخت و یا نیمه لخت به هرجایی نرفتند و شعونات اخلاقی را رعایت کرند.
اما این شیفتگی اسکندر تمامی نداشت او به کل زندگی به شیوه عادی و یونانی را کنار گذاشته و به سبک ایرانی بصورت تجملی شروع به زندگی کرد.
او چندین همسر ایرانی برمیگزیند که برجسته ترین انها روشنک بود، روشنک دختر یکی از اشرافزادگان ایرانی بود که به منظور مذاکره در جهت جلوگیری از خونریزی های بیشتر توسط اسکندر، با او دیدار کرد پس از دیدار درهنگام خروج اسکندر روشنک را دیده و سریعا عاشق او میشود. او پیشنهاد صلح را قبول کرده و در ازای ان حتی با وجود ناخشنودی و بی میلی سردارانش، روشنک را به همسری برمیگزیند.
اما کار اسکندر به این ختم نمیشود و او دستور میدهد که تمامی سواره نظام و بزرگان مقدونی باید رخت پارسی بپوشند و هرکس که از انجام این عمل سر باز میزد درجا زندانی و یا کشته میشد.
طبق گفته گزنفون و هرودوت با فتح ایران به مرور فرهنگ یونانی کنار گذاشته و فرهنگ ایرانی به کار گرفته شد.
همچنین پس از ان که بزرگان یونانی و فرماندهان مجبور به زندگی با شیوه و فرهنگ ایرانی شدند گفتند:
با جنگ با ایرانیان بیش از اینکه چیزی بدست بیاوریم، از دست دادیم. زین پس در این جنگ ما مغلوبیم چراکه این ماییم که در قید و بند اخلاق و منش انان هستیم.
پ.ن: دوستان اگر متن زیاد از شاخه ای به شاخه دیگه میپره بخاطر اینه که جمع اوری شده از گفته های چندین نویسنده مختلف در عصر های مختلفه.
🐲 #History
🏜 @ScienceFantasy
👍10❤2
حالا که اتک تموم شد و خیلی هاتون دیدینش نظرتون درمورد پایان بندی این اثر چی بود ؟ راضیتون کرد ؟ نظراتتونو کامنت کنید
در دنیای ۶۹۱ از مولتی ورس مارول که در قرن ۳۱ میلادی جریان دارد، دکتر دووم ولورین را می کشد و مغز خودش را درون اسکلت ادمانتیومی ولورین قرار می دهد تا به جاودانگی دست یابد!
🐲 #Fact | #Marvel | #Comics | #DoctorDoom | #Wolverine
🏜 @ScienceFantasy
🐲 #Fact | #Marvel | #Comics | #DoctorDoom | #Wolverine
🏜 @ScienceFantasy
🔥11👍1