در عالم کمیک پانیشر سگی به نام مکس دارد. وقتی صاحب قبلی مکس توسط گروهی از مجرمین به قتل رسید، او هم به دنبال قاتلین صاحباش رفت و در مسیرش با پانیشر رو به رو شد. پانیشر به اتفاق سگی که تازه با آن آشنا شده بود مجرمان را به قتل رساند. بعد از آن هم سگ را که در نبرد آسیب دیده بود پیش دوستش میکرو برد. میکرو پس از مداوا کردن وی نام مکس را پیشنهاد کرد، پانیشر هم تصمیم گرفت او را پیش خود نگه دارد.
✔️ #Fact | #Marvel | #Punisher
🌐 @ComicRegion
✔️ #Fact | #Marvel | #Punisher
🌐 @ComicRegion
پس از این که اسپایدرمن هویت خود را در راستای حمایت از قانون ثبت نام سوپرهیروها فاش کرد، کینگ پین که آن موقع در زندان بود قاتلی را برای کشتن وی استخدام کرد. اما پیتر به لطف حس عنکبوتیاش پس از تیراندازی از گلوله جا خالی داد و در نتیجه زن عمو می که کنار پیتر بود مورد اصابت آن قرار گرفت و به کما رفت. پس از این اتفاق پیتر به زندان رفت، ویلسون فیسک را به باد کتک گرفت و گفت اگر می بمیرد او را به قتل میرساند، کینگ پین هم در جوابش میگوید اگر میخواهد او را به قتل برساند زودتر این کار را انجام دهند. در ادامه پیتر جلوی کینگ پین که به زمین افتاده میرود و میگوید :
میدونی، ازت یه سری چیزا راجب خشونت و زمان بندی مناسب یاد گرفتم فیسک. کاری که باهات کردم خیلی از کشتنت بدتره. من تو رو خُرد کردم، و همه کسایی که تو این اتاق هستن هم دیدن اینکارو کردم.
✔️ #Quotes | #Marvel | #SpiderMan
🌐 @ComicRegion
میدونی، ازت یه سری چیزا راجب خشونت و زمان بندی مناسب یاد گرفتم فیسک. کاری که باهات کردم خیلی از کشتنت بدتره. من تو رو خُرد کردم، و همه کسایی که تو این اتاق هستن هم دیدن اینکارو کردم.
✔️ #Quotes | #Marvel | #SpiderMan
🌐 @ComicRegion
- My biggest regret is that I don’t really have time to read.
امروز سالگرد تولد مرحوم استن لیست؛
کسی که در خلقت بسیاری از کارکترهای مهم مارول نظیر اسپایدرمن دست داشت، و قطعا جزو تاثیرگذارترین نویسندگان این عرصه به شمار میرود
تولدت مبارک 🖤
🌐 @ComicRegion
امروز سالگرد تولد مرحوم استن لیست؛
کسی که در خلقت بسیاری از کارکترهای مهم مارول نظیر اسپایدرمن دست داشت، و قطعا جزو تاثیرگذارترین نویسندگان این عرصه به شمار میرود
تولدت مبارک 🖤
🌐 @ComicRegion
Forwarded from Rip
در کودکی بروس، زمانی که با آلفرد پنیورث آشنا میشود لحجه او برایش جذاب و سرگرم به نظر میرسد و میگوید اولین چیزی که میخواهد از آلفرد یاد بگیرد طرز صحبت کردن و لحجه اوست.
| #Fact | #BruceWayne | #Alfred
@BatBrand
| #Fact | #BruceWayne | #Alfred
@BatBrand
مدتها پیش قومی از میمونهای مِکاک در نزدیکی چشمههای آب گرم در ژاپن زندگی میکردند، تا این که یک مزدور زخمی که در حال فرار بود به زیستگاهشان آمد و میمونها هم تصمیم گرفتند او را مداوا کنند. از این قوم، یکی از میمونها به غریبهای که به زیستگاهاش تجاوز کرده بود اعتماد نداشت و وقتی وضعیت سلامت مزدور بدتر شد به سران قبیله پیشنهاد کرد بیخیال او شوند. اما وقتی با مخالفت آنها مواجه شد سعی کرد از فنونی که هنگام دیدن تمرین مزدور یاد گرفته بود علیه قبیلهاش استفاده کرد و پیرو این اتفاق از جمع آنها طرد شد. کمی بعدتر افرادی که دنبال آن قاتل بودند، آمدند و میمونها را به همراه او قتل عام کردند. وقتی میمون طرد شده با این صحنه مواجه شد، با سلاح مزدور به قاتلین حمله کرد و آنها را کشت. با گذر زمان، این میمون که امروزه تحت عنوان هیت مانکی شناخته میشود تبدیل به یکی از آدمکشهای مطرح و توانای جهان مارول شد.
✔️ #Fact | #Marvel | #HitMonkey
🌐 @ComicRegion
✔️ #Fact | #Marvel | #HitMonkey
🌐 @ComicRegion
نیت ریچاردز ملقب به کنگ فاتح مسافر زمانی از قرن سی میلادی است که مصر را نخستین مقصدش برگزید و مدتی در آنجا بهعنوان راماتوت حکمرانی کرد. وقتی نسخه جوان او از آیندهاش با خبر شد، به گذشته سفر کرد و سعی کرد با پوشیدن زرهای مشابه آیرونمن و انتخاب لقب آیرونلد و عضویت در تیم اولیه یانگ اونجرز از سرنوشت خود جلوگیری کند، که البته ناکام ماند. نهایتا کنگ بالغ تصمیم گرفت با تعلیم نسخهی جواناش بهترین نسخهی ممکن از خود را بسازد؛ اما وقتی همتای جواناش برخلاف دستورش عاشق شد، کنگ بالغ همهی قومی که معشوقه همتای جواناش با آنها زندگی میکرد را کشت. نیت هم تجهیزات کنگ را دزدید و به مصر باستان رفت. او دد آنجا با موننایتِ آن دوران یعنی راونا رنسلیر مواجه شد که میخواست در مقابل راماتوت بجنگد. نیت با کاستوم آیرونلد به راونا کمک کرد اما سرآخر هردوشان توسط افراد راماتوت دستگیر شدند. نهایتا با مداخله فنتستیک فور از زمان حال، حکومت راماتوت نابود شد و بقایاش نیز توسط پیروان ان صباح النور یا همان اپوکالیپس سوزانده شد.
✔️ #Fact | #Marvel | #KangTheConqueror
🌐 @ComicRegion
✔️ #Fact | #Marvel | #KangTheConqueror
🌐 @ComicRegion
یکبار ویکتور سیج ملقب به کوئسشن حین سفر هوایی با خواندن کمیک واچمن کمی خود را سرگرم کرد تا این که خوابش برد. او خواب دید که با رورشاک -که آلن مور برای خلق آن از خود کوئسشن الهام گرفته- رو به رو شده است. مدتی پس از پرواز، ویکتور به دنبال آدم فاسدی که دنبالش بود رفت اما بخاطر ضربهای که از یکی از افراد او خورد بیهوش شد. وقتی ویکتور به هوش آمد دید در ماشینی در حال حرکت در برف و بوران است، بنابراین از ماشین به بیرون پرید و سعی کرد از دست آنها فرار کند. در همین حین نیز به این فکر میکرد که چقدر سرنوشتش از نظر مرگ در برف شبیه رورشاک است. نهایتا گرین ارو به داد او رسید و او را نجات داد.
✔️ #Fact | #DC | #TheQuestion
🌐 @ComicRegion
✔️ #Fact | #DC | #TheQuestion
🌐 @ComicRegion
👍6❤4