This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌷جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
http://telegram.me/bavarh
🆔 @Sayehsokhan
این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
http://telegram.me/bavarh
🆔 @Sayehsokhan
❤12👍11👎2👏2
آیا آموزش اولویت اول دولت ماست؟
✍ دولت ژاپن یک ایستگاه دورافتاده قطار در شمالیترین نقطه کشور بنام کامی شیراتاکی را فقط به خاطر اینکه یک دختر دبیرستانی از آن استفاده میکرد باز نگه داشته بود.
این ایستگاه قرار بود بسته شود اما شرکت راه آهن ژاپن بعد از اینکه متوجه شد یک دختر دبیرستانی هر صبح و عصر از آن برای رفت و آمد به مدرسه استفاده میکند از تصمیم خود منصرف شد و ایستگاه را تا زمانی که دختر فارغالتحصیل شود باز نگهداشت.
این ایستگاه در بین دو شهر قرار داشت و قطار فقط 8 صبح و 4 بعد از ظهر یکبار در آن توقف میکرد. زمان توقف قطار بر اساس برنامه رفت و برگشت دختر تنظیم شده بود.
و این چنین است که دولت ژاپن مورد تکریم ملتش میباشد چرا که آموزش، اولویت اول دولت میباشد و مسئولین حاضرند برای حفظ منافع حتی یک دانش آموز متحمل هزینههای سنگین شوند.
در صفحه فیسبوک یک شهروند ژاپنی چنین نوشته است:
" من حاضرم در راه چنین دولتی جانم را فداکنم ، چون هیچ کودکی بحال خود رها نمیشود "
🆔 @Sayehsokhan
✍ دولت ژاپن یک ایستگاه دورافتاده قطار در شمالیترین نقطه کشور بنام کامی شیراتاکی را فقط به خاطر اینکه یک دختر دبیرستانی از آن استفاده میکرد باز نگه داشته بود.
این ایستگاه قرار بود بسته شود اما شرکت راه آهن ژاپن بعد از اینکه متوجه شد یک دختر دبیرستانی هر صبح و عصر از آن برای رفت و آمد به مدرسه استفاده میکند از تصمیم خود منصرف شد و ایستگاه را تا زمانی که دختر فارغالتحصیل شود باز نگهداشت.
این ایستگاه در بین دو شهر قرار داشت و قطار فقط 8 صبح و 4 بعد از ظهر یکبار در آن توقف میکرد. زمان توقف قطار بر اساس برنامه رفت و برگشت دختر تنظیم شده بود.
و این چنین است که دولت ژاپن مورد تکریم ملتش میباشد چرا که آموزش، اولویت اول دولت میباشد و مسئولین حاضرند برای حفظ منافع حتی یک دانش آموز متحمل هزینههای سنگین شوند.
در صفحه فیسبوک یک شهروند ژاپنی چنین نوشته است:
" من حاضرم در راه چنین دولتی جانم را فداکنم ، چون هیچ کودکی بحال خود رها نمیشود "
🆔 @Sayehsokhan
👏17❤13👍12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 روانِ امن؛ کودکِ تابآور
قسمت چهارم: چرا بعضی ترسها سالها در ذهن کودک میمانند؟
✍ «گاهی آنچه کودک را سالها آزار میدهد، خودِ حادثه نیست؛ احساسی است که در آن لحظه با آن تنها مانده است.»
همه ترسها ماندگار نمیشوند. بسیاری از کودکان، پس از تجربه یک اتفاق ناگوار، بهتدریج آرامش خود را بازمییابند. اما گاهی یک ترس، ماهها یا حتی سالها در ذهن کودک باقی میماند و با شنیدن یک صدا، دیدن یک تصویر یا یادآوری یک خاطره، دوباره زنده میشود.
روانشناسان این واکنش را طبیعی میدانند. وقتی کودک در برابر یک حادثه بسیار ترسناک قرار میگیرد و احساس کند امنیتش از بین رفته یا در آن لحظه کسی احساس او را ندیده و درکش نکرده است، ذهن او آن تجربه را بهعنوان یک «خطر همیشگی» ثبت میکند. به همین دلیل، ممکن است مدتها بعد نیز با کوچکترین نشانهای، همان ترس دوباره در وجودش شعلهور شود.
اما خبر خوب این است که همه تجربههای تلخ، به زخمهای ماندگار تبدیل نمیشوند.
آنچه بیش از خودِ حادثه اهمیت دارد، واکنش ما پس از آن حادثه است.
اگر کودک احساس کند کسی حرفش را میشنود، احساسش را میپذیرد، او را در آغوش میگیرد و دوباره به زندگی عادی بازمیگرداند، احتمال اینکه آن تجربه به زخمی ماندگار تبدیل شود، بسیار کمتر خواهد شد.
پس در روزهای بحران، از خودمان بپرسیم:
«امروز چه کاری انجام دادم که احساس امنیت را به فرزندم برگردانم؟»
گاهی پاسخ این پرسش، بسیار ساده است: چند دقیقه بازی کردن. یک گفتوگوی صمیمانه. کتاب خواندن کنار هم. قدم زدن در طبیعت. یا فقط یک آغوش گرم و طولانی.
این کارهای به ظاهر کوچک، به ذهن کودک پیام میدهند که زندگی هنوز ادامه دارد، هنوز زیبایی وجود دارد و هنوز میتوان احساس امنیت کرد.
«کودکان، از میان خاطرات تلخ عبور میکنند؛ اگر دست مهربانی در تمام مسیر همراهشان باشد.»
🌿 تمرین امروز:
امشب، از فرزندمان بپرسیم: «امروز چه چیزی باعث شد خوشحال شود؟ و چه چیزی کمی او را ترساند؟»
فقط گوش کنیم. قضاوت نکنیم.
گاهی شنیدن، بزرگترین درمان است.
🌱 هر کودکِ تابآور، حاصل حضورِ یک بزرگسالِ آرام است.
ادامه دارد...
🆔 @Sayehsokhan
قسمت چهارم: چرا بعضی ترسها سالها در ذهن کودک میمانند؟
✍ «گاهی آنچه کودک را سالها آزار میدهد، خودِ حادثه نیست؛ احساسی است که در آن لحظه با آن تنها مانده است.»
همه ترسها ماندگار نمیشوند. بسیاری از کودکان، پس از تجربه یک اتفاق ناگوار، بهتدریج آرامش خود را بازمییابند. اما گاهی یک ترس، ماهها یا حتی سالها در ذهن کودک باقی میماند و با شنیدن یک صدا، دیدن یک تصویر یا یادآوری یک خاطره، دوباره زنده میشود.
روانشناسان این واکنش را طبیعی میدانند. وقتی کودک در برابر یک حادثه بسیار ترسناک قرار میگیرد و احساس کند امنیتش از بین رفته یا در آن لحظه کسی احساس او را ندیده و درکش نکرده است، ذهن او آن تجربه را بهعنوان یک «خطر همیشگی» ثبت میکند. به همین دلیل، ممکن است مدتها بعد نیز با کوچکترین نشانهای، همان ترس دوباره در وجودش شعلهور شود.
اما خبر خوب این است که همه تجربههای تلخ، به زخمهای ماندگار تبدیل نمیشوند.
آنچه بیش از خودِ حادثه اهمیت دارد، واکنش ما پس از آن حادثه است.
اگر کودک احساس کند کسی حرفش را میشنود، احساسش را میپذیرد، او را در آغوش میگیرد و دوباره به زندگی عادی بازمیگرداند، احتمال اینکه آن تجربه به زخمی ماندگار تبدیل شود، بسیار کمتر خواهد شد.
پس در روزهای بحران، از خودمان بپرسیم:
«امروز چه کاری انجام دادم که احساس امنیت را به فرزندم برگردانم؟»
گاهی پاسخ این پرسش، بسیار ساده است: چند دقیقه بازی کردن. یک گفتوگوی صمیمانه. کتاب خواندن کنار هم. قدم زدن در طبیعت. یا فقط یک آغوش گرم و طولانی.
این کارهای به ظاهر کوچک، به ذهن کودک پیام میدهند که زندگی هنوز ادامه دارد، هنوز زیبایی وجود دارد و هنوز میتوان احساس امنیت کرد.
«کودکان، از میان خاطرات تلخ عبور میکنند؛ اگر دست مهربانی در تمام مسیر همراهشان باشد.»
🌿 تمرین امروز:
امشب، از فرزندمان بپرسیم: «امروز چه چیزی باعث شد خوشحال شود؟ و چه چیزی کمی او را ترساند؟»
فقط گوش کنیم. قضاوت نکنیم.
گاهی شنیدن، بزرگترین درمان است.
🌱 هر کودکِ تابآور، حاصل حضورِ یک بزرگسالِ آرام است.
ادامه دارد...
🆔 @Sayehsokhan
👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی زخمی که امروز با خودمان حمل میکنیم، فقط متعلق به ما نیست...
ترومای بیننسلی یعنی دردها، ترسها، باورها و الگوهای ناسالمی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند؛ بدون اینکه کسی متوجه حضورشان باشد. کودکی که در فضایی پر از اضطراب، سرزنش، سکوت عاطفی یا ناامنی رشد میکند، ممکن است سالها بعد همان احساسات را در روابط، فرزندپروری یا تصمیمهای زندگی خود تجربه کند.
شاید دلیل بعضی از نگرانیهای همیشگی، ترس از صمیمیت، احساس ناکافی بودن یا ناتوانی در ابراز احساسات، فقط به تجربیات شخصی ما محدود نباشد؛ گاهی ریشه آنها در داستانهای ناتمام نسلهای قبل نهفته است.
خبر خوب این است که آگاهی، نقطه پایان چرخههای تکراری است. وقتی ریشه زخمها را بشناسیم، میتوانیم انتخاب کنیم که آنها را به نسل بعد منتقل نکنیم.
شفا یافتن فقط برای خودمان نیست؛ هدیهای است که به فرزندان و نسلهای آینده میدهیم. 🌱
دردی را که به ارث بردهای، به ارث نگذار.
ما قربانی چرخهای میشویم که نسلها تکرار شدند.
#روانشناسی #اضطراب #افسردگی
🆔 @Sayehsokhan
ترومای بیننسلی یعنی دردها، ترسها، باورها و الگوهای ناسالمی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند؛ بدون اینکه کسی متوجه حضورشان باشد. کودکی که در فضایی پر از اضطراب، سرزنش، سکوت عاطفی یا ناامنی رشد میکند، ممکن است سالها بعد همان احساسات را در روابط، فرزندپروری یا تصمیمهای زندگی خود تجربه کند.
شاید دلیل بعضی از نگرانیهای همیشگی، ترس از صمیمیت، احساس ناکافی بودن یا ناتوانی در ابراز احساسات، فقط به تجربیات شخصی ما محدود نباشد؛ گاهی ریشه آنها در داستانهای ناتمام نسلهای قبل نهفته است.
خبر خوب این است که آگاهی، نقطه پایان چرخههای تکراری است. وقتی ریشه زخمها را بشناسیم، میتوانیم انتخاب کنیم که آنها را به نسل بعد منتقل نکنیم.
شفا یافتن فقط برای خودمان نیست؛ هدیهای است که به فرزندان و نسلهای آینده میدهیم. 🌱
دردی را که به ارث بردهای، به ارث نگذار.
ما قربانی چرخهای میشویم که نسلها تکرار شدند.
#روانشناسی #اضطراب #افسردگی
🆔 @Sayehsokhan
❤18👍5👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد.
سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در ملا عام شلاق خوردند
۲.۲ میلیون دختر و زن از درس و تعلیم محروم هستند
🔻شکوه و عظمت و مظلومیت این زن معلم را و درنده خویی وعمق حماقت طالبان را ببینید
🆔https://t.me/hajsadri
🆔 @Sayehsokhan
سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در ملا عام شلاق خوردند
۲.۲ میلیون دختر و زن از درس و تعلیم محروم هستند
🔻شکوه و عظمت و مظلومیت این زن معلم را و درنده خویی وعمق حماقت طالبان را ببینید
🆔https://t.me/hajsadri
🆔 @Sayehsokhan
👎17❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز شنبه است... 🌿
✍ هفتهای تازه آغاز شده است؛ فرصتی دوباره برای اینکه کمی آگاهانهتر زندگی کنیم و رابطههای بهتری بسازیم.
شاید دشوارترین کار دنیا، داشتن رابطهای سالم و رضایتبخش با عزیزان و اطرافیانمان باشد. اما خبر خوب این است که رابطههای خوب، اتفاقی به وجود نمیآیند؛ آنها حاصل یادگیری و تمرین هستند. یکی از مهمترین این مهارتها، مدیریت ذهن و شیوه سخن گفتن با دیگران است.
ذهن ما مانند کاروانسرایی است که لحظهبهلحظه افکار، احساسات، خاطرهها، نگرانیها، آرزوها و تصویرهای گوناگون از آن عبور میکنند. آمدن این مهمانها در اختیار ما نیست؛ اما ماندنشان، تا حد زیادی به واکنش ما بستگی دارد.
گاهی به یک فکر، یک خاطره یا یک احساس ناخوشایند میچسبیم و اجازه نمیدهیم از ذهنمان عبور کند. همانجاست که آرامشمان را از دست میدهیم و این آشفتگی، وارد رابطههایمان نیز میشود.
در چنین لحظههایی ممکن است با سرزنش کردن، مقصر دانستن دیگران، لحن تند، قضاوت، مقایسه، برچسب زدن، منت گذاشتن، جر و بحث، تلاش برای تغییر دیگران، بخواهیم حال خودمان را بهتر کنیم؛ اما معمولاً نتیجه، چیزی جز دورتر شدن دلها نیست.
به جای این واکنشها، بهتر است لحظهای مکث کنیم، رفتار خودمان را ارزیابی کنیم و از خود بپرسیم:
«الان کدام رفتار من، به بهتر شدن این رابطه کمک میکند؟»
یادمان باشد ما به این دنیا نیامدهایم تا همه را اصلاح کنیم، روی کسی را کم کنیم یا دیگران را به راهی که خودمان درست میدانیم هدایت کنیم. بزرگترین مسئولیت ما، ساختن نسخهای بهتر از خودمان است.
پیشنهاد عملی این هفته:
هر شب، پیش از خواب، به خودمان از صفر تا بیست نمره بدهیم.
امروز، وقتی رفتار یا سخنی از دیگری مرا ناراحت کرد:
۱. چند بار توانستم قبل از واکنش، فقط چند ثانیه مکث کنم و نفسی عمیق بکشم؟
۲. چند بار به جای سرزنش یا تلاش برای تغییر دیگری، رفتار خودم را ارزیابی کردم؟
۳. چند بار اجازه دادم فکر یا احساس ناخوشایند، بدون جنگیدن با آن، از ذهنم عبور کند؟
در پایان هفته، معدل نمرههای خود را حساب کنیم.
اگر فقط همین یک عادت را تمرین کنیم، به تدریج آرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرد و رابطههایمان نیز گرمتر و صمیمیتر خواهند شد.
خوب آگاهیم که "هر بار که به جای تغییر دیگری، روی تغییر رفتار خودمان تمرکز میکنیم، یک قدم به آرامش نزدیکتر میشویم.»
هفتهای سرشار از آرامش، خودارزیابی و رابطههای بهتر برای همه شما آرزو میکنم.
ارادتمند
حسن ملکیان
مدیر انتشارات سایه سخن 🌱
🆔 @Sayehsokhan
✍ هفتهای تازه آغاز شده است؛ فرصتی دوباره برای اینکه کمی آگاهانهتر زندگی کنیم و رابطههای بهتری بسازیم.
شاید دشوارترین کار دنیا، داشتن رابطهای سالم و رضایتبخش با عزیزان و اطرافیانمان باشد. اما خبر خوب این است که رابطههای خوب، اتفاقی به وجود نمیآیند؛ آنها حاصل یادگیری و تمرین هستند. یکی از مهمترین این مهارتها، مدیریت ذهن و شیوه سخن گفتن با دیگران است.
ذهن ما مانند کاروانسرایی است که لحظهبهلحظه افکار، احساسات، خاطرهها، نگرانیها، آرزوها و تصویرهای گوناگون از آن عبور میکنند. آمدن این مهمانها در اختیار ما نیست؛ اما ماندنشان، تا حد زیادی به واکنش ما بستگی دارد.
گاهی به یک فکر، یک خاطره یا یک احساس ناخوشایند میچسبیم و اجازه نمیدهیم از ذهنمان عبور کند. همانجاست که آرامشمان را از دست میدهیم و این آشفتگی، وارد رابطههایمان نیز میشود.
در چنین لحظههایی ممکن است با سرزنش کردن، مقصر دانستن دیگران، لحن تند، قضاوت، مقایسه، برچسب زدن، منت گذاشتن، جر و بحث، تلاش برای تغییر دیگران، بخواهیم حال خودمان را بهتر کنیم؛ اما معمولاً نتیجه، چیزی جز دورتر شدن دلها نیست.
به جای این واکنشها، بهتر است لحظهای مکث کنیم، رفتار خودمان را ارزیابی کنیم و از خود بپرسیم:
«الان کدام رفتار من، به بهتر شدن این رابطه کمک میکند؟»
یادمان باشد ما به این دنیا نیامدهایم تا همه را اصلاح کنیم، روی کسی را کم کنیم یا دیگران را به راهی که خودمان درست میدانیم هدایت کنیم. بزرگترین مسئولیت ما، ساختن نسخهای بهتر از خودمان است.
پیشنهاد عملی این هفته:
هر شب، پیش از خواب، به خودمان از صفر تا بیست نمره بدهیم.
امروز، وقتی رفتار یا سخنی از دیگری مرا ناراحت کرد:
۱. چند بار توانستم قبل از واکنش، فقط چند ثانیه مکث کنم و نفسی عمیق بکشم؟
۲. چند بار به جای سرزنش یا تلاش برای تغییر دیگری، رفتار خودم را ارزیابی کردم؟
۳. چند بار اجازه دادم فکر یا احساس ناخوشایند، بدون جنگیدن با آن، از ذهنم عبور کند؟
در پایان هفته، معدل نمرههای خود را حساب کنیم.
اگر فقط همین یک عادت را تمرین کنیم، به تدریج آرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرد و رابطههایمان نیز گرمتر و صمیمیتر خواهند شد.
خوب آگاهیم که "هر بار که به جای تغییر دیگری، روی تغییر رفتار خودمان تمرکز میکنیم، یک قدم به آرامش نزدیکتر میشویم.»
هفتهای سرشار از آرامش، خودارزیابی و رابطههای بهتر برای همه شما آرزو میکنم.
ارادتمند
حسن ملکیان
مدیر انتشارات سایه سخن 🌱
🆔 @Sayehsokhan
❤22👏2
📚 #کتاب: #از_خودشکفایی_تا_بالندگی
📘 نام اصلی: Flourish: A Visionary New Understanding of Happiness and Well-being
✍️ اثر: مارتین سلیگمن
👌 ترجمه: دکتر زهره قربانی
📇 انتشارات: سایه سخن
✍️ آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا بعضی دانشآموزان با اشتیاق به مدرسه میروند و بعضی دیگر روزهای تحصیل را فقط تحمل میکنند؟
تصور کنید صبح زود است. زنگ مدرسه به صدا درآمده و دانشآموزان وارد کلاس میشوند. برخی با چشمانی کنجکاو و پرانرژی به استقبال یادگیری میروند و برخی دیگر تنها منتظرند ساعتها بگذرد و روز به پایان برسد.
چه چیزی این دو گروه را از هم متمایز میکند؟
آیا موفقیت تحصیلی فقط به هوش و استعداد بستگی دارد؟
آیا میتوان یادگیری را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرد؟
مارتین سلیگمن، پدر روانشناسی مثبتنگر، در فصل پنجم کتاب «از خودشکفایی تا بالندگی» به این پرسشها پاسخ میدهد. او نشان میدهد که آموزش تنها انتقال دانش نیست؛ بلکه فرصتی است برای پرورش توانمندیها، امید، خوشبینی، پشتکار و احساس معنا در زندگی.
سلیگمن معتقد است زمانی که دانشآموزان نقاط قوت خود را بشناسند و به کار گیرند، مدرسه از یک محیط صرفاً آموزشی به مکانی برای رشد، شکوفایی و بالندگی تبدیل میشود.
🔹 آیا فرزندان ما از یادگیری لذت میبرند یا فقط برای کسب نمره درس میخوانند؟
🔹 آیا مدارس ما به پرورش تواناییها و استعدادهای دانشآموزان توجه میکنند؟
🔹 آیا ما به جای تمرکز بر ضعفها، نقاط قوت کودکان و نوجوانان را میبینیم؟
کتاب «از خودشکفایی تا بالندگی» ما را با دستاوردهای ارزشمند روانشناسی مثبتنگر آشنا میکند و نشان میدهد که خوشبختی و موفقیت، صرفاً نتیجه شرایط بیرونی نیست؛ بلکه مهارتهایی هستند که میتوان آنها را آموخت، پرورش داد و در زندگی به کار گرفت.
این کتاب برای همه والدین، معلمان، مدیران مدارس و کسانی که به رشد و شکوفایی انسان علاقهمندند، دریچهای تازه به سوی زندگی بهتر میگشاید.
🆔 @Sayehsokhan
📘 نام اصلی: Flourish: A Visionary New Understanding of Happiness and Well-being
✍️ اثر: مارتین سلیگمن
👌 ترجمه: دکتر زهره قربانی
📇 انتشارات: سایه سخن
✍️ آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا بعضی دانشآموزان با اشتیاق به مدرسه میروند و بعضی دیگر روزهای تحصیل را فقط تحمل میکنند؟
تصور کنید صبح زود است. زنگ مدرسه به صدا درآمده و دانشآموزان وارد کلاس میشوند. برخی با چشمانی کنجکاو و پرانرژی به استقبال یادگیری میروند و برخی دیگر تنها منتظرند ساعتها بگذرد و روز به پایان برسد.
چه چیزی این دو گروه را از هم متمایز میکند؟
آیا موفقیت تحصیلی فقط به هوش و استعداد بستگی دارد؟
آیا میتوان یادگیری را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرد؟
مارتین سلیگمن، پدر روانشناسی مثبتنگر، در فصل پنجم کتاب «از خودشکفایی تا بالندگی» به این پرسشها پاسخ میدهد. او نشان میدهد که آموزش تنها انتقال دانش نیست؛ بلکه فرصتی است برای پرورش توانمندیها، امید، خوشبینی، پشتکار و احساس معنا در زندگی.
سلیگمن معتقد است زمانی که دانشآموزان نقاط قوت خود را بشناسند و به کار گیرند، مدرسه از یک محیط صرفاً آموزشی به مکانی برای رشد، شکوفایی و بالندگی تبدیل میشود.
🔹 آیا فرزندان ما از یادگیری لذت میبرند یا فقط برای کسب نمره درس میخوانند؟
🔹 آیا مدارس ما به پرورش تواناییها و استعدادهای دانشآموزان توجه میکنند؟
🔹 آیا ما به جای تمرکز بر ضعفها، نقاط قوت کودکان و نوجوانان را میبینیم؟
کتاب «از خودشکفایی تا بالندگی» ما را با دستاوردهای ارزشمند روانشناسی مثبتنگر آشنا میکند و نشان میدهد که خوشبختی و موفقیت، صرفاً نتیجه شرایط بیرونی نیست؛ بلکه مهارتهایی هستند که میتوان آنها را آموخت، پرورش داد و در زندگی به کار گرفت.
این کتاب برای همه والدین، معلمان، مدیران مدارس و کسانی که به رشد و شکوفایی انسان علاقهمندند، دریچهای تازه به سوی زندگی بهتر میگشاید.
🆔 @Sayehsokhan
❤10
🌹🌷آرزوی مرگ معلم برای دانشآموزش که بهترین انشای مرگ را نوشته بود*
معلمی از دانشآموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند
آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانشآموزان است و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!
به نام خدا.
انشایم را با نام زندگی آغاز میکنم.
آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد!
ما از صبح که بیدار میشویم عزرائیل یار جدا نشدنی ماست.
مثلا همین جمعهای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند.
خواب بودم که مادرم داد زد "الهی خدا مرگت بده! پا نمیشی از این وسط!!!"
همین را که گفت فهمیدم یعنی زود بیدار شو و اتاقت را جمع کن.
بعد بابا در حمام را باز کرد و گفت خبر مرگشون کی میان؟؟
بعد هم که خاله پری آمد و همه خوب و خوش بودیم.
البته شوهر خاله پری معتقد است ما خوشی نداریم و با این گرانیها همه باید سرمان را بگذاریم و برویم بمیریم.
بعد هم که خواستند بروند هر چه مامان اصرار کرد، برای ناهار بمانند گفت به مرگ خودم ناهار خوردیم!
و رفتند!!!
مثلا خود ما آقا، میگوییم خدا کند فلان معلم بمیرد!
یا شما خودتان آقا همش میگویید "مرگ! چه مرگتونه".
داییام میگوید کاش صاحب خانهشان بمیرد.
من فکر میکنم صاحبخانهاش هم، هر ماه که اجاره دایی عقب میافتد همین دعا را به جانش میکند!
مطمئنم اگر مرگ نبود هیچکس به ادامه زندگی امیدی نداشت
برای همین من مرگ را خیلی دوست دارم.
ما هر روز صبح مرگ را سر صف صدا میکنیم و برای خیلی از کشورها با مشت پر آرزوی مرگ میکنیم.
در نماز جمعه، سخنرانیها،جشنها،عزاها همش آرزوی مرگ برای همه دنیا میکنیم یا میخواهیم آنها را بکشیم...
آقا با مشت پر و بسته با فریاد و خشم، هیچ دستی برای دوستی و زندگی دادن بطرف کسی کشیده نمیشود.
ماشین بابا هر روز صبح روشن نمیشود و ما میفهمیم که باز یک مرگش شده؛ طوری که بابا میگوید عزرائیل خودت بیا و راحتم کن!
کلا مرگ خوب است.
بابا میگوید دیدن مرگ آدمهای بد هم خیلی خوب است چون یاد میگیریم کار بد نکنیم.
در ایام مرگ مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی میکنیم.
آقا ما اینقدر مرگ را دوست داریم که بعد از فوتبال و والیبال و کشتی...بعد از وزنهبرداری چه ببریم و چه ببازیم بالاخره برای یکی آرزوی مرگ میکنیم.
عمو احمد میگوید مرگ رحمت خداست و اگر مرگ میآمد نصف مملکت میمردند، جمعیت کم میشد و مشکلات بیکاری، کمآبی و فقر هم رفع میشد!
من فکر میکنم مرگ واقعا چیز خوبی است.
پدربزرگم هم که مُرد همه میگفتند خدا را شکر که مُرد؛ راحت شد.
مرگ آنقدر خوب است که ما صبح عید نوروز سر قبر همه آدمهای فامیل که مرده اند میرویم و مردهها را بیشتر از زندهها دوست داریم.
نمیخواهم شعار بدهم اما من فکر میکنم عزرائیل در ایران خیلی پر کار است. این بود انشای من‼️
انشای دانش آموز که به اتمام رسید،
معلم گفت:
"بمیری.برو بتمرگ" چه قشنگ نوشتی!
http://telegram.me/bavarh
🆔 @Sayehsokhan
معلمی از دانشآموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند
آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانشآموزان است و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!
به نام خدا.
انشایم را با نام زندگی آغاز میکنم.
آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد!
ما از صبح که بیدار میشویم عزرائیل یار جدا نشدنی ماست.
مثلا همین جمعهای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند.
خواب بودم که مادرم داد زد "الهی خدا مرگت بده! پا نمیشی از این وسط!!!"
همین را که گفت فهمیدم یعنی زود بیدار شو و اتاقت را جمع کن.
بعد بابا در حمام را باز کرد و گفت خبر مرگشون کی میان؟؟
بعد هم که خاله پری آمد و همه خوب و خوش بودیم.
البته شوهر خاله پری معتقد است ما خوشی نداریم و با این گرانیها همه باید سرمان را بگذاریم و برویم بمیریم.
بعد هم که خواستند بروند هر چه مامان اصرار کرد، برای ناهار بمانند گفت به مرگ خودم ناهار خوردیم!
و رفتند!!!
مثلا خود ما آقا، میگوییم خدا کند فلان معلم بمیرد!
یا شما خودتان آقا همش میگویید "مرگ! چه مرگتونه".
داییام میگوید کاش صاحب خانهشان بمیرد.
من فکر میکنم صاحبخانهاش هم، هر ماه که اجاره دایی عقب میافتد همین دعا را به جانش میکند!
مطمئنم اگر مرگ نبود هیچکس به ادامه زندگی امیدی نداشت
برای همین من مرگ را خیلی دوست دارم.
ما هر روز صبح مرگ را سر صف صدا میکنیم و برای خیلی از کشورها با مشت پر آرزوی مرگ میکنیم.
در نماز جمعه، سخنرانیها،جشنها،عزاها همش آرزوی مرگ برای همه دنیا میکنیم یا میخواهیم آنها را بکشیم...
آقا با مشت پر و بسته با فریاد و خشم، هیچ دستی برای دوستی و زندگی دادن بطرف کسی کشیده نمیشود.
ماشین بابا هر روز صبح روشن نمیشود و ما میفهمیم که باز یک مرگش شده؛ طوری که بابا میگوید عزرائیل خودت بیا و راحتم کن!
کلا مرگ خوب است.
بابا میگوید دیدن مرگ آدمهای بد هم خیلی خوب است چون یاد میگیریم کار بد نکنیم.
در ایام مرگ مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی میکنیم.
آقا ما اینقدر مرگ را دوست داریم که بعد از فوتبال و والیبال و کشتی...بعد از وزنهبرداری چه ببریم و چه ببازیم بالاخره برای یکی آرزوی مرگ میکنیم.
عمو احمد میگوید مرگ رحمت خداست و اگر مرگ میآمد نصف مملکت میمردند، جمعیت کم میشد و مشکلات بیکاری، کمآبی و فقر هم رفع میشد!
من فکر میکنم مرگ واقعا چیز خوبی است.
پدربزرگم هم که مُرد همه میگفتند خدا را شکر که مُرد؛ راحت شد.
مرگ آنقدر خوب است که ما صبح عید نوروز سر قبر همه آدمهای فامیل که مرده اند میرویم و مردهها را بیشتر از زندهها دوست داریم.
نمیخواهم شعار بدهم اما من فکر میکنم عزرائیل در ایران خیلی پر کار است. این بود انشای من‼️
انشای دانش آموز که به اتمام رسید،
معلم گفت:
"بمیری.برو بتمرگ" چه قشنگ نوشتی!
http://telegram.me/bavarh
🆔 @Sayehsokhan
❤27👏11👍5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
:
🌾پاک سازی آگاهی🌾
۱. هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرفترین آرزویتان برای امروز چیست.
۲.انتخاب کنید که امروز میخواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دستیابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!
۳. با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.
۴. با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکیست که در آغوش گرفتهاید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط آور به او بدهید.
۵. همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانیها و دل مشغولیهای خود را به قدرتی بزرگتر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویشهای خود را بنویسید و در کیسهی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.
۶. امروز، زندگیاتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همهی آنچه را نمیتوانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.
۷. برای هر کار خوبی که به انجام میرسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبیهایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیتهایتان سرخ شوید.
۸. واقعاً کفشهای قدیمی و کهنهی خود را به کسی بدهید یا در زبالهدانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمیخواهید و استفاده نمیکنید، ببخشید یا دور بیندازید.
۹. شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینههای زندگیتان اختیاردار است. حالا از آن شیوهی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.
۱۰. به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختیست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم میریزد، کشف کنید.
۱۱. وقتی احساس میکنید حوصلهی شما سررفته یا گیر افتادهاید، خطر کنید. کاری پیشبینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.
۱۲. هرچه سریعتر خشمها، رنجشها و کینهها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگیها را به نیروی الهی درون واگذارید.
۱۳. با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایستهی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفتهای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.
۱۴. یادتان باشد که شما شایستهی بیشتر از اینها هستید.
🆔 @Sayehsokhan
🌾پاک سازی آگاهی🌾
۱. هر روز صبح که از خواب بیدار میشوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرفترین آرزویتان برای امروز چیست.
۲.انتخاب کنید که امروز میخواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دستیابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!
۳. با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.
۴. با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکیست که در آغوش گرفتهاید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط آور به او بدهید.
۵. همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانیها و دل مشغولیهای خود را به قدرتی بزرگتر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویشهای خود را بنویسید و در کیسهی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.
۶. امروز، زندگیاتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همهی آنچه را نمیتوانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.
۷. برای هر کار خوبی که به انجام میرسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبیهایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیتهایتان سرخ شوید.
۸. واقعاً کفشهای قدیمی و کهنهی خود را به کسی بدهید یا در زبالهدانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمیخواهید و استفاده نمیکنید، ببخشید یا دور بیندازید.
۹. شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینههای زندگیتان اختیاردار است. حالا از آن شیوهی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.
۱۰. به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختیست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم میریزد، کشف کنید.
۱۱. وقتی احساس میکنید حوصلهی شما سررفته یا گیر افتادهاید، خطر کنید. کاری پیشبینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.
۱۲. هرچه سریعتر خشمها، رنجشها و کینهها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگیها را به نیروی الهی درون واگذارید.
۱۳. با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایستهی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفتهای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.
۱۴. یادتان باشد که شما شایستهی بیشتر از اینها هستید.
🆔 @Sayehsokhan
❤18👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 این ویدئو به زیبایی نشان میدهد که کودکان چگونه از طریق یادگیری مشاهدهای، رفتارهای اطراف خود را تقلید میکنند. آنها بدون اینکه کسی آموزشی مستقیم به آنها بدهد، تنها با دیدن، میآموزند.
این همان حقیقتی است که سالها پژوهشهای روانشناسی بر آن تأکید کردهاند: کودکان بیش از آنکه به حرفهای ما گوش دهند، از آنچه میبینند یاد میگیرند.
پس اگر یک فیلم چند دقیقهای میتواند اینقدر بر رفتار دو کودک اثر بگذارد، تصور کنید ساعتها تماشای برنامههای تلویزیونی، ماهواره، یوتیوب یا شبکههای اجتماعی چه نقشی در شکلگیری باورها، هیجانها و رفتارهای فرزندانمان خواهد داشت.
رسانهها فقط سرگرم نمیکنند؛ آنها آرامآرام شخصیت میسازند.
🌱 بیایید همانقدر که برای تغذیه جسم فرزندمان حساس هستیم، برای تغذیه ذهن او نیز آگاهانه انتخاب کنیم.
«فرزند ما فقط بینندهی رسانه نیست؛ او در حال تمرین کردن زندگی است.»
🆔 @Sayehsokhan
این همان حقیقتی است که سالها پژوهشهای روانشناسی بر آن تأکید کردهاند: کودکان بیش از آنکه به حرفهای ما گوش دهند، از آنچه میبینند یاد میگیرند.
پس اگر یک فیلم چند دقیقهای میتواند اینقدر بر رفتار دو کودک اثر بگذارد، تصور کنید ساعتها تماشای برنامههای تلویزیونی، ماهواره، یوتیوب یا شبکههای اجتماعی چه نقشی در شکلگیری باورها، هیجانها و رفتارهای فرزندانمان خواهد داشت.
رسانهها فقط سرگرم نمیکنند؛ آنها آرامآرام شخصیت میسازند.
🌱 بیایید همانقدر که برای تغذیه جسم فرزندمان حساس هستیم، برای تغذیه ذهن او نیز آگاهانه انتخاب کنیم.
«فرزند ما فقط بینندهی رسانه نیست؛ او در حال تمرین کردن زندگی است.»
🆔 @Sayehsokhan
❤14👍4
«اگر همه چیز مطابق میل تو پیش برود، ده سال دیگر چه کسی خواهی بود؟
و اگر هیچ چیز تغییر نکند، چه کسی خواهی ماند؟
فاصله میان این دو، شاید مهمترین داستان زندگی هر انسان باشد...
داستانِ بودن و شدن.»
«بزودی در سایه سخن، کتابی منتشر میشود که به همین فاصله میپردازد؛ فاصله میان آنچه هستیم و آنچه میتوانیم بشویم.»
کتاب #در_باب_بودن_و_شدن
«کتابی است درباره رنجِ زندگی نازیسته و شجاعتِ تبدیل شدن به آن کسی که میتوانی باشی.»😉📚🌱
«برخی کتابها چیزی به دانستههای ما اضافه میکنند؛ برخی کتابها چیزی را در ما بیدار این کتاب قرار نیست فقط چند مفهوم اگزیستانسیالیستی به ما بیاموزد، بلکه قرار است ما را با خودمان روبهرو کند،
اگر این اتفاق رخ دهد ما نیمی از راه را رفتهایم.
از این بهتر چی؟
🆔 @Sayehsokhan
و اگر هیچ چیز تغییر نکند، چه کسی خواهی ماند؟
فاصله میان این دو، شاید مهمترین داستان زندگی هر انسان باشد...
داستانِ بودن و شدن.»
«بزودی در سایه سخن، کتابی منتشر میشود که به همین فاصله میپردازد؛ فاصله میان آنچه هستیم و آنچه میتوانیم بشویم.»
کتاب #در_باب_بودن_و_شدن
«کتابی است درباره رنجِ زندگی نازیسته و شجاعتِ تبدیل شدن به آن کسی که میتوانی باشی.»😉📚🌱
«برخی کتابها چیزی به دانستههای ما اضافه میکنند؛ برخی کتابها چیزی را در ما بیدار این کتاب قرار نیست فقط چند مفهوم اگزیستانسیالیستی به ما بیاموزد، بلکه قرار است ما را با خودمان روبهرو کند،
اگر این اتفاق رخ دهد ما نیمی از راه را رفتهایم.
از این بهتر چی؟
🆔 @Sayehsokhan
❤18👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM