🔅“ #تئوری_انتخاب #در_یک_نگاه ” 🔅
بمناسبت #پنجاهمین_چاپ این کتاب
تاثیر سرزنشکردن در زندگی زناشویی:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
مهمترین انگیزه افراد متاهلی که به روابط فرازناشویی روی میآورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است،
چیزی که اکنون آن را در زندگی مشترکشان نمییابند.
بنابراین، جذابیت روابط فرازناشویی بدین دلیل است که هیچیک از طرفین، انتقاد، سرزنش و شکوه نمیکنند یا نق نمیزنند.
حال آنکه اگر در روابط زناشویی سرزنشها و دیگر رفتارهای ویرانگر نباشد، نیازی به برقراری رابطه فرازناشویی احساس نشده و این گونه روابط اصلا آغاز نمیشود
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #پنجاهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
بمناسبت #پنجاهمین_چاپ این کتاب
تاثیر سرزنشکردن در زندگی زناشویی:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
مهمترین انگیزه افراد متاهلی که به روابط فرازناشویی روی میآورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است،
چیزی که اکنون آن را در زندگی مشترکشان نمییابند.
بنابراین، جذابیت روابط فرازناشویی بدین دلیل است که هیچیک از طرفین، انتقاد، سرزنش و شکوه نمیکنند یا نق نمیزنند.
حال آنکه اگر در روابط زناشویی سرزنشها و دیگر رفتارهای ویرانگر نباشد، نیازی به برقراری رابطه فرازناشویی احساس نشده و این گونه روابط اصلا آغاز نمیشود
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #پنجاهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤2
🎥 پیام ویدئویی دکتر علی صاحبی به مناسبت انتشار پنجاهمین چاپ کتاب تئوری انتخاب :
https://aparat.com/v/wakkre1
https://aparat.com/v/wakkre1
❤10👎3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
اینگمار برگمان در این جمله، پیر شدن را با کوهنوردی مقایسه میکند. او میگوید که با افزایش سن، شاید انرژی و توان جسمی کمتر شود، اما در عوض، دید و درک ما از جهان وسیعتر و عمیقتر میگردد.
این تصویر به ما یادآوری میکند که پیر شدن صرفاً از دست دادن نیرو نیست؛ بلکه فرصتی است برای داشتن نگاه گستردهتر و فهم عمیقتر از زندگی، درست مانند کوهنوردی که هرچه بالاتر میرود، منظرهی اطرافش وسیعتر میشود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
اینگمار برگمان در این جمله، پیر شدن را با کوهنوردی مقایسه میکند. او میگوید که با افزایش سن، شاید انرژی و توان جسمی کمتر شود، اما در عوض، دید و درک ما از جهان وسیعتر و عمیقتر میگردد.
این تصویر به ما یادآوری میکند که پیر شدن صرفاً از دست دادن نیرو نیست؛ بلکه فرصتی است برای داشتن نگاه گستردهتر و فهم عمیقتر از زندگی، درست مانند کوهنوردی که هرچه بالاتر میرود، منظرهی اطرافش وسیعتر میشود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤24👍3
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
بی بهانه آغاز شوم، دوباره ببینم، دوباره ببویم،
دوباره لمس کنم. زندگی را، بودنم را، احساسم را و خود خودم را.
🆔 @Sayehsokhan
بی بهانه آغاز شوم، دوباره ببینم، دوباره ببویم،
دوباره لمس کنم. زندگی را، بودنم را، احساسم را و خود خودم را.
🆔 @Sayehsokhan
❤21👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
صبح، بر میخیزی از جا، قیصری افتاده است!
شب میآسایی، امیرِ دیگری افتاده است!
صبحدم، خورشید چون سر میزند از خاوران
عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است...
"چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!"
سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است!
از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس...
تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است!
رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت
شعلهای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است!
گوش، چون سنگین شود از راه میمانَد رحیل
هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است!
آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی...
راست میبینم که در آتش، پَری افتاده است!!
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
.
@h_jannati
🆔 @Sayehsokhan
صبح، بر میخیزی از جا، قیصری افتاده است!
شب میآسایی، امیرِ دیگری افتاده است!
صبحدم، خورشید چون سر میزند از خاوران
عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است...
"چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!"
سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است!
از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس...
تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است!
رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت
شعلهای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است!
گوش، چون سنگین شود از راه میمانَد رحیل
هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است!
آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی...
راست میبینم که در آتش، پَری افتاده است!!
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
.
@h_jannati
🆔 @Sayehsokhan
❤13👏4
📕ﺭﻭﯼ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ...
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ…
ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ…
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ …
ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ "ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ" ﺭﺍ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
.🆔 @Sayehsokhan
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ...
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ…
ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ…
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ …
ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ "ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ" ﺭﺍ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
.🆔 @Sayehsokhan
❤34👍1
#سریال_پلوریبوس و #تئوری_انتخاب
فهرست مطالب مقاله:
آیا خوشبختی بدون اختیار، هنوز هم ارزشمند است؟
پلوریبوس؛ یک درام علمی-تخیلی متفاوت
جهانِ بدون انتخاب؛ خوشبختی به چه قیمتی؟
خوشبختی مصنوعی در برابر انسانِ انتخابگر.
آیا انسانِ بدون اختیار، هنوز انسان است؟
پلوریبوس از نگاه نظریه انتخاب ویلیام گلسر
ارضای نیاز بدون انتخاب؛ رضایت واقعی نیست
نابودی دنیای مطلوب؛ ضربهای به هویت انسان
کارول؛ تجسم انسانِ انتخابگر
«بهباشی» سلیگمن؛ آیا بدون بالندگی ممکن
است؟
واژه پلوریبوس از کجا میآید؟
چرا نام سریال «پلوریبوس» است؟
پلوریبوس؛ کثرتی که نابود شده است
پیوند واژه «پلوریبوس» با روانشناسی فردیت
پلوریبوس در برابر وحدت تحمیلی
جمعبندی معنایی
فهرست مطالب مقاله:
آیا خوشبختی بدون اختیار، هنوز هم ارزشمند است؟
پلوریبوس؛ یک درام علمی-تخیلی متفاوت
جهانِ بدون انتخاب؛ خوشبختی به چه قیمتی؟
خوشبختی مصنوعی در برابر انسانِ انتخابگر.
آیا انسانِ بدون اختیار، هنوز انسان است؟
پلوریبوس از نگاه نظریه انتخاب ویلیام گلسر
ارضای نیاز بدون انتخاب؛ رضایت واقعی نیست
نابودی دنیای مطلوب؛ ضربهای به هویت انسان
کارول؛ تجسم انسانِ انتخابگر
«بهباشی» سلیگمن؛ آیا بدون بالندگی ممکن
است؟
واژه پلوریبوس از کجا میآید؟
چرا نام سریال «پلوریبوس» است؟
پلوریبوس؛ کثرتی که نابود شده است
پیوند واژه «پلوریبوس» با روانشناسی فردیت
پلوریبوس در برابر وحدت تحمیلی
جمعبندی معنایی
نشر سایه سخن
نقد و بررسی سریال پلوریبوس از دیدگاه روانشناسی - نشر سایه سخن
قبل از هر چیز و پیش از ورود به نقد و بررسی سریال پلوریبوس، تیم نویسندگان این پایگاه بر خود لازم میداند از جناب آقای حسن ملکیان، روانشناس و مدیر محترم
❤10
سلام بر دوستان و همراهان عزیز سایه سخن
در این مدت، سکوتی آگاهانه را انتخاب کردیم؛
سکوتی از جنس همدلی، تأمل و احترام به روزهای سنگینی که بر همهی ما گذشت.
همهی ما، کموبیش، طعم اندوه، دلنگرانی و فقدان را چشیدهایم
و در دل این روزها، با پرسشها و احساسات سختی روبهرو بودهایم.
با اینهمه، زندگی همچنان جریان دارد
و ما باور داریم که زنده نگه داشتن امید، خود نوعی مسئولیت انسانی است.
امروز تصمیم گرفتیم احوالی از شما بپرسیم و دوباره در کنارتان باشیم؛
نه برای نادیده گرفتن رنجها،
بلکه برای یادآوری اینکه در روزهای دشوار،
همراهی، گفتوگو و مراقبت از یکدیگر بیش از همیشه معنا دارد.
ما اینجا هستیم،
در کنار شما، با دردی مشترک و نگاهی رو به فردا.
تا وقتی زندگی هست،
امید هست، نور هست و امکانِ ادامه دادن هست.
به لطف خدا و شما عزیزان، دوستانی که جویای حال ما بودن، ما هم خوبیم، فقط از نظر روحی همچون شما شرایط مناسبی نداریم.
به امید خدا به زودی برمیگردیم...🖤
هر جا هستید لطفا مراقب خودتون باشید.🙏
💚🤍❤️
🆔 @Sayehsokhan
در این مدت، سکوتی آگاهانه را انتخاب کردیم؛
سکوتی از جنس همدلی، تأمل و احترام به روزهای سنگینی که بر همهی ما گذشت.
همهی ما، کموبیش، طعم اندوه، دلنگرانی و فقدان را چشیدهایم
و در دل این روزها، با پرسشها و احساسات سختی روبهرو بودهایم.
با اینهمه، زندگی همچنان جریان دارد
و ما باور داریم که زنده نگه داشتن امید، خود نوعی مسئولیت انسانی است.
امروز تصمیم گرفتیم احوالی از شما بپرسیم و دوباره در کنارتان باشیم؛
نه برای نادیده گرفتن رنجها،
بلکه برای یادآوری اینکه در روزهای دشوار،
همراهی، گفتوگو و مراقبت از یکدیگر بیش از همیشه معنا دارد.
ما اینجا هستیم،
در کنار شما، با دردی مشترک و نگاهی رو به فردا.
تا وقتی زندگی هست،
امید هست، نور هست و امکانِ ادامه دادن هست.
به لطف خدا و شما عزیزان، دوستانی که جویای حال ما بودن، ما هم خوبیم، فقط از نظر روحی همچون شما شرایط مناسبی نداریم.
به امید خدا به زودی برمیگردیم...🖤
هر جا هستید لطفا مراقب خودتون باشید.🙏
💚🤍❤️
🆔 @Sayehsokhan
❤115👍10👏1
🖊 چرا شاهنامه اینقدر خاص است؟
✍️صالح نیکبخت
فردوسی در شاهنامه دو خط قرمز دارد؛ دو ستونی که در آن خفقانِ سنگین، با تمام وجود فریاد میزند: ایراندوستی و خردگرایی. کمتر کتابی در تاریخ اینچنین پیدرپی در ستایش خرد سخن گفته. شاهنامه با این ابیات آغاز میشود:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
از نظر فردوسی خدا یکتاست، اما راهِ رسیدن به او خرد است. خرد، خط قرمز فردوسی است؛ و اگر دیو و اژدها و جادو در نگاه نخست با خرد ناسازگار مینمایند، او از همان آغاز میگوید:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگ فسون و بهانه مدان
از او هرچه اندرخورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی بَرَد
در شاهنامه، هیچ چیز سفید مطلق نیست؛ نه قهرمان بیعیب داریم نه شرور مطلق! پادشاهان و پهلوانان، ترکیبی از سفیدی و سیاهیاند و با سنجش عشق به ایران و خرد، در ذهن مخاطب ستودنی یا ناپسند جلوه میکنند. از این جهت شاهنامه، آینهٔ زندگی واقعی مردمان این سرزمین است.
معیار فردوسی از شخصیتهای شاهنامه فعل آنهاست نه نژادشان. از اغریرث ترکزبان، پیران ویسهٔ وزیر توران، مرداس پدر ضحاک و مهراب کابلی عرب به نیکی یاد میکند، اما بیخردی کیکاووس و گشتاسپ ایرانی او را به خشم میآورد.
فردوسی حتی در میدان جنگ، خردگراست؛ دشمن را کوچک نمیشمارد و بارها درایت و مردانگی پهلوانان تورانی را ستایش میکند.
در سالهای سرودن شاهنامه، ایرانِ بعد از ورود تازیان، نه زبان دارد، نه تاریخ، نه اسطوره. هرچه میگویند اینهاست: «موسی از نیل نجات یافت»، «نوح کشتی ساخت»، «ابراهیم در آتش نسوخت»، «یوسف و زلیخا عاشق شدند».
در همان شرایط، حکیمی از طوس برخاست که با زیرکیِ دیوانهوار برای هر روایتِ غیرایرانی، نسخهای ایرانیِ اصیلتر را به شعر درآورد؛ روایتهایی که قلب را به لرزه و روح را به پرواز درمیآورند.
او به ایرانیان یادآور میشود پیش از داستان فرعون و موسی، داستان ضحاک و فریدون وجود داشت: ضحاک همه نوزادان پسر را میکشد، فریدون در جنگل با شیر گاو بزرگ میشود و به جادو و ظلم ضحاک پایان میدهد.
در برابر قالیچهٔ سلیمان، جمشید با جام جادوییاش به آسمان پرواز میکند؛ و به فرمان ایزد در برابر طوفان برف سهمگین جفتی از هر حیوان را به بهشت زیرزمینی میبرد، داستانی مشابه کشتی نوح و جالب اینکه عمر جمشید هم ۹۰۰ سال است!
جمشید در نهایت ادعای خدایی میکند (مانند نمرود) و در درختی توسط ضحاک به دو نیم میشود، شبیه زکریا نبی (دو نیم شدن با اره توسط ابلیس).
انتخاب ایرج، پسر کوچکتر فریدون، به پادشاهی ایرانزمین؛ سپس کشتهشدن او به دست برادران حسود؛
و نابینایی فریدون از شدت اندوه مرگ پسر؛
این رویدادها، آینهای تمامنما از داستان یوسف و یعقوب است، همان برادركشیِ پنهان در سایه حسد، همان نابینایی پدر از غم جدایی، برادركشیِ ایرج به دستِ سلم و تور، تراژدیِ خونینی که مرزهای خانوادگی را به آتش میکشد، در برابر هابیل و قابیل؛ پسرکشیِ رستم و سهراب، در برابر ابراهیم و اسماعیل؛ سزارینِ رستم در برابر سزارین سزار؛ زنده بودن کیخسرو، شاهِ عارفی که عدالت را اجرا خواهد کرد، در برابر یحیی؛ و قدرتِ پهلوانیِ رستم و قارن در مقابل قدرت اسطورههای اقوام دیگر!
از همه گیراتر، داستان سیاوش: شاهزادهای پاکتر از برف و معصومتر از صبح. در برابر عشق حرام سودابه میایستد و میگوید: «من پسر کیکاووسم، اما پیش از آن، پسر ایرانم.» برای اثبات پاکی، از آتش میگذرد؛ شعلهها میرقصند، اما دودی نمیگیرد؛ همان آتش ابراهیم!
فردوسی با زیرکیِ بیهمتا، بیآنکه روایتهای دیگر را رد کند، نسخههای ایرانی را کهنتر و اصیلتر میداند؛ شاهکاری که روح پارسی را جاودانه ساخت. در شاهنامه میگوید: «اینها را فسانه مدان»؛ اینها روایتهای حقیقی یک ملتاند که به شعر درآمدند. اگر تقلیدی هست، دیگران تقلید کردهاند!
علاوه بر این شاهنامه پراست از داستانهای جذاب و پندآموز: عشق ممنوعهٔ زال و رودابه از دو نژاد دشمن؛ ضحاک ماردوش، نماد پلیدی با مارهایی که مغز جوانان ایرانی را میبلعند و هوش ملت را میمکند؛ هفتخوان رستم، قیام کاوه آهنگر که با پیشبند چرمین زنجیر ظلم را پاره میکند؛ نبرد هاماوران؛ رویینتنی اسفندیار و...
فردوسی مسلمان بود، اما ایران برایش از هر چیز گرانقدرتر بود.
با شاهنامه ثابت کرد:
ایران نه فقط یک سرزمین، بلکه مادرِ همهٔ اسطورههای جهان است.
این است شاهنامه.
نه یک کتاب،
بلکه سندِ هویتِ یک تمدن.
اگر در تمام عمر فقط یک کتاب بخوانید،
بگذارید همین باشد.
🆔 @Sayehsokhan
✍️صالح نیکبخت
فردوسی در شاهنامه دو خط قرمز دارد؛ دو ستونی که در آن خفقانِ سنگین، با تمام وجود فریاد میزند: ایراندوستی و خردگرایی. کمتر کتابی در تاریخ اینچنین پیدرپی در ستایش خرد سخن گفته. شاهنامه با این ابیات آغاز میشود:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
از نظر فردوسی خدا یکتاست، اما راهِ رسیدن به او خرد است. خرد، خط قرمز فردوسی است؛ و اگر دیو و اژدها و جادو در نگاه نخست با خرد ناسازگار مینمایند، او از همان آغاز میگوید:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگ فسون و بهانه مدان
از او هرچه اندرخورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی بَرَد
در شاهنامه، هیچ چیز سفید مطلق نیست؛ نه قهرمان بیعیب داریم نه شرور مطلق! پادشاهان و پهلوانان، ترکیبی از سفیدی و سیاهیاند و با سنجش عشق به ایران و خرد، در ذهن مخاطب ستودنی یا ناپسند جلوه میکنند. از این جهت شاهنامه، آینهٔ زندگی واقعی مردمان این سرزمین است.
معیار فردوسی از شخصیتهای شاهنامه فعل آنهاست نه نژادشان. از اغریرث ترکزبان، پیران ویسهٔ وزیر توران، مرداس پدر ضحاک و مهراب کابلی عرب به نیکی یاد میکند، اما بیخردی کیکاووس و گشتاسپ ایرانی او را به خشم میآورد.
فردوسی حتی در میدان جنگ، خردگراست؛ دشمن را کوچک نمیشمارد و بارها درایت و مردانگی پهلوانان تورانی را ستایش میکند.
در سالهای سرودن شاهنامه، ایرانِ بعد از ورود تازیان، نه زبان دارد، نه تاریخ، نه اسطوره. هرچه میگویند اینهاست: «موسی از نیل نجات یافت»، «نوح کشتی ساخت»، «ابراهیم در آتش نسوخت»، «یوسف و زلیخا عاشق شدند».
در همان شرایط، حکیمی از طوس برخاست که با زیرکیِ دیوانهوار برای هر روایتِ غیرایرانی، نسخهای ایرانیِ اصیلتر را به شعر درآورد؛ روایتهایی که قلب را به لرزه و روح را به پرواز درمیآورند.
او به ایرانیان یادآور میشود پیش از داستان فرعون و موسی، داستان ضحاک و فریدون وجود داشت: ضحاک همه نوزادان پسر را میکشد، فریدون در جنگل با شیر گاو بزرگ میشود و به جادو و ظلم ضحاک پایان میدهد.
در برابر قالیچهٔ سلیمان، جمشید با جام جادوییاش به آسمان پرواز میکند؛ و به فرمان ایزد در برابر طوفان برف سهمگین جفتی از هر حیوان را به بهشت زیرزمینی میبرد، داستانی مشابه کشتی نوح و جالب اینکه عمر جمشید هم ۹۰۰ سال است!
جمشید در نهایت ادعای خدایی میکند (مانند نمرود) و در درختی توسط ضحاک به دو نیم میشود، شبیه زکریا نبی (دو نیم شدن با اره توسط ابلیس).
انتخاب ایرج، پسر کوچکتر فریدون، به پادشاهی ایرانزمین؛ سپس کشتهشدن او به دست برادران حسود؛
و نابینایی فریدون از شدت اندوه مرگ پسر؛
این رویدادها، آینهای تمامنما از داستان یوسف و یعقوب است، همان برادركشیِ پنهان در سایه حسد، همان نابینایی پدر از غم جدایی، برادركشیِ ایرج به دستِ سلم و تور، تراژدیِ خونینی که مرزهای خانوادگی را به آتش میکشد، در برابر هابیل و قابیل؛ پسرکشیِ رستم و سهراب، در برابر ابراهیم و اسماعیل؛ سزارینِ رستم در برابر سزارین سزار؛ زنده بودن کیخسرو، شاهِ عارفی که عدالت را اجرا خواهد کرد، در برابر یحیی؛ و قدرتِ پهلوانیِ رستم و قارن در مقابل قدرت اسطورههای اقوام دیگر!
از همه گیراتر، داستان سیاوش: شاهزادهای پاکتر از برف و معصومتر از صبح. در برابر عشق حرام سودابه میایستد و میگوید: «من پسر کیکاووسم، اما پیش از آن، پسر ایرانم.» برای اثبات پاکی، از آتش میگذرد؛ شعلهها میرقصند، اما دودی نمیگیرد؛ همان آتش ابراهیم!
فردوسی با زیرکیِ بیهمتا، بیآنکه روایتهای دیگر را رد کند، نسخههای ایرانی را کهنتر و اصیلتر میداند؛ شاهکاری که روح پارسی را جاودانه ساخت. در شاهنامه میگوید: «اینها را فسانه مدان»؛ اینها روایتهای حقیقی یک ملتاند که به شعر درآمدند. اگر تقلیدی هست، دیگران تقلید کردهاند!
علاوه بر این شاهنامه پراست از داستانهای جذاب و پندآموز: عشق ممنوعهٔ زال و رودابه از دو نژاد دشمن؛ ضحاک ماردوش، نماد پلیدی با مارهایی که مغز جوانان ایرانی را میبلعند و هوش ملت را میمکند؛ هفتخوان رستم، قیام کاوه آهنگر که با پیشبند چرمین زنجیر ظلم را پاره میکند؛ نبرد هاماوران؛ رویینتنی اسفندیار و...
فردوسی مسلمان بود، اما ایران برایش از هر چیز گرانقدرتر بود.
با شاهنامه ثابت کرد:
ایران نه فقط یک سرزمین، بلکه مادرِ همهٔ اسطورههای جهان است.
این است شاهنامه.
نه یک کتاب،
بلکه سندِ هویتِ یک تمدن.
اگر در تمام عمر فقط یک کتاب بخوانید،
بگذارید همین باشد.
🆔 @Sayehsokhan
❤37👏5👍1
Audio
www.YasinMedia.com
📚خوانش شاهنامه فردوسی از
نسخه مسکو ص ۱الی ۹
👈با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش اول
عناوین
_ آغاز کتاب
_ستایش خرد
_ گفتار اندر آفرینش :عالم .آفتاب،ماه
-گفتار در: ستایش پیامبر ، فراهم آوردن کتاب ،داستان دقیقی ،ابومنصور و ستایش سلطان محمود، پادشاهی کیومرث و هوشنگ
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
نسخه مسکو ص ۱الی ۹
👈با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش اول
عناوین
_ آغاز کتاب
_ستایش خرد
_ گفتار اندر آفرینش :عالم .آفتاب،ماه
-گفتار در: ستایش پیامبر ، فراهم آوردن کتاب ،داستان دقیقی ،ابومنصور و ستایش سلطان محمود، پادشاهی کیومرث و هوشنگ
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
❤23
#یادمان
به یاد فردوسی بزرگ
شاهنامه برای ایرانیان، تنها یک متنِ ادبی نیست که ارزشهای ادبی یا فرهنگی یا زبانی یا تاریخی داشته باشد؛ بلکه این کتابِ بیهمتا، دانشنامه یا فرهنگنامهای است که همهی جنبههای فکری و فرهنگی و مسائل مربوط به زندگی در آن گردآمده است.
برشمردن و فهرست کردنِ شمارِ موضوعهای شاهنامه، کاری بسیار دشوار و زمانبَر است. میتوان گفت: هیچنکتهی مرتبط با زندگی فردی و جمعی نیست که با صراحت یا در ضمنِ مطلبی دیگر، بیان نشده باشد. اندیشههای دینی و حکمت آمیز دربارهی خدا، خِرَد، دین و باورهای اسطورهای، تنها بخشِ کوچکی از مطالبِ شاهنامه است. درضمن داستانها، هرچه به زندگی فردی و اجتماعی یا خانوادگی ربطی داشته باشد، از آدابِ تولد گرفته تا آیینهای سوگواری، مسائل مربوط به جنگ، صلح، رسومِ زناشویی، نامهنگاری، آیینهای تربیتی و آموزشی، مناسبات اداری و حکومتی، تفریحات، عشق ورزی، بادهگساری، آدابِ سُفره و غذاخوری، موسیقی و آواز، رقص، داستانگویی زنان، خرافهها، باورها، بیمها، امیدها و...در شاهنامه به گونهای مختصر یا مفصّل آمده است.
گوشهای از زندگی را نمیتوان یافت که به آن، سری نزده باشد. آشکار است که نمونهآوردن برای هرمورد، فرصتی فراهم و مجالی ممکن میخواهد و سخت به درازا میکشد. هرکس باید خود به این کتاب سری بزند و هرآنچه میخواهد بیابد.
شاهنامه کتاب آزادی
شاهنامه را تاکنون به نامهای گوناگون خواندهاند: هویّتِ زبان فارسی، سندملیّتِ ایرانی، کتاب حماسه، تاریخِ پیش از اسلام و.... هریک از این نامها به محتوای ویژه مربوط است و درجای خود، درست مینماید. شاید بتوان نامِ دیگری هم براین کتاب افزود:
شاهنامه، کتاب آزادی.
آزادی و آزادیبخشی در سراسر شاهنامه جلوه دارد: گیومرث، نخستین پادشاه ایرانیان (به نظر گروهی، نخستین انسان نیز هست) میکوشد تا آدمی را از بندِ طبیعت رها سازد و به او گونهای آزادی ببخشد. گیومرث، کوهنشین بود و هنوز شهرنشینی آغازنشدهبود. لباسپوشیدن و پرورشِ جانوران را او آغازنمود. پس از او«هوشنگ» میآید و:
به فرمانِ یزدانِ پیروزگر،
به داد و دَهِش، تنگ بستش کمر.
وزان پس جهان یکسر آباد کرد،
همه روی گیتی، پُر از دادکرد.
هوشنگ، با کشفِ آتش، استخراجِ فلزات و آهنگری را بنیاد نهاد. از دریا به دشت و کویر، آبرسانی کرد و کشاورزی را رونق داد. جانورانی چون: گاو، خر و گوسفند را اهلی نمود. ازپوست جانورانِ وحشی جامه ساخت. هرکس به کشت و کار پرداخت. این کارها به رهایی انسان از تنگناهای طبیعت یاری رساند.
سپس جمشید بر سرکار آمد و کوششهای بسیار به کار بست و به آزادی بیشتر بشر همت گُماشت. اما در پایان، به جهتِ آمیختنِ دین و سیاست، نخستین استبدادِ شناخته شده را حاکم ساخت که به روی کار آمدن ضحّاک منجر شد. پادشاهی جمشید هفتصدسال بود. جمشید نخستین پادشاهی است که دین و سیاست را با هم آمیخت و گفت:
منم، گفت: با فَرّهِ ایزدی،
هَمَم شهریاری و هم موبَدی.
بَدان را زِ بَد، دست کوته کنم،
روان را سوی روشنی، رَه کنم.
او میخواست با ازمیان بُردنِ بَدیها، مردم را به بهشت برسانَد و روانشان را روشن نماید. روشِ او، به روی کارآمدنِ «ضَحّاک» و ایجادِ دوزخ درکشور انجامید. نخستین کاری که جمشید کرد، ساختِ سِلاح و جامه و ابزارهای جنگی و گسترش روحیهی جنگاوری بود:
نُخست آلتِ جنگ را دست بُرد،
درِ نام جُستن به گُردان سپرد.
به فَرِّ کیی، نرم کرد آهنا؛
چو خود و زِره کرد و چون جوشنا.
در پی استبداد و ستم جمشید و سپس ضحاک، نخستین جنبشِ آزادی خواهیِ سیاسی نیز رخ داد. کاوه و فریدون، نماد این آزادیخواهی اجتماعی و سیاسی هستند.
گذشتن رستم از هفتخان، برای رهایی«کیکاووس»که میتوان آن را نمادِ تربیتِ سیاسی حاکم برای حکومتی عادلانه نامید، گذشتن اسفندیار از هفتخان، برای رهایی خواهرانش( نماد آزادی زنان) آزادی بیژن از چاه افراسیاب، آزادی ایران بانیروی مردم و رهبری کیخسرو، آزادی از تعلّقات جهانی که از سوی کیخسرو صورت گرفت و حکومت را رها کرد تا خود به رستگاری برسد و آموزشی ارجمند به سیاستمداران دهد که رازِ نیکنامی و رمزِ بقای جامعه و نیرومندیِ آن، در انتقالِ خودخواسته و به موقعِ قدرتِ سیاسی به دیگران است، آزادیهای میهن دوستانه(کوشش گُردآفرید برای رهایی ایران از دست سهراب) و...همه از کوشش برای هرگونه آزادی فرد و جامعه نشان دارد.
کار بزرگِ ابوالقاسم حسن بن احمد فردوسی(329-411هجری) در رهایی زبان فارسی و هویتِ ایرانی از چیرگی بیگانگان، نشان داد که«آزادی» پایه و بنیادِ پیامهای شاهنامه است.
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
به یاد فردوسی بزرگ
شاهنامه برای ایرانیان، تنها یک متنِ ادبی نیست که ارزشهای ادبی یا فرهنگی یا زبانی یا تاریخی داشته باشد؛ بلکه این کتابِ بیهمتا، دانشنامه یا فرهنگنامهای است که همهی جنبههای فکری و فرهنگی و مسائل مربوط به زندگی در آن گردآمده است.
برشمردن و فهرست کردنِ شمارِ موضوعهای شاهنامه، کاری بسیار دشوار و زمانبَر است. میتوان گفت: هیچنکتهی مرتبط با زندگی فردی و جمعی نیست که با صراحت یا در ضمنِ مطلبی دیگر، بیان نشده باشد. اندیشههای دینی و حکمت آمیز دربارهی خدا، خِرَد، دین و باورهای اسطورهای، تنها بخشِ کوچکی از مطالبِ شاهنامه است. درضمن داستانها، هرچه به زندگی فردی و اجتماعی یا خانوادگی ربطی داشته باشد، از آدابِ تولد گرفته تا آیینهای سوگواری، مسائل مربوط به جنگ، صلح، رسومِ زناشویی، نامهنگاری، آیینهای تربیتی و آموزشی، مناسبات اداری و حکومتی، تفریحات، عشق ورزی، بادهگساری، آدابِ سُفره و غذاخوری، موسیقی و آواز، رقص، داستانگویی زنان، خرافهها، باورها، بیمها، امیدها و...در شاهنامه به گونهای مختصر یا مفصّل آمده است.
گوشهای از زندگی را نمیتوان یافت که به آن، سری نزده باشد. آشکار است که نمونهآوردن برای هرمورد، فرصتی فراهم و مجالی ممکن میخواهد و سخت به درازا میکشد. هرکس باید خود به این کتاب سری بزند و هرآنچه میخواهد بیابد.
شاهنامه کتاب آزادی
شاهنامه را تاکنون به نامهای گوناگون خواندهاند: هویّتِ زبان فارسی، سندملیّتِ ایرانی، کتاب حماسه، تاریخِ پیش از اسلام و.... هریک از این نامها به محتوای ویژه مربوط است و درجای خود، درست مینماید. شاید بتوان نامِ دیگری هم براین کتاب افزود:
شاهنامه، کتاب آزادی.
آزادی و آزادیبخشی در سراسر شاهنامه جلوه دارد: گیومرث، نخستین پادشاه ایرانیان (به نظر گروهی، نخستین انسان نیز هست) میکوشد تا آدمی را از بندِ طبیعت رها سازد و به او گونهای آزادی ببخشد. گیومرث، کوهنشین بود و هنوز شهرنشینی آغازنشدهبود. لباسپوشیدن و پرورشِ جانوران را او آغازنمود. پس از او«هوشنگ» میآید و:
به فرمانِ یزدانِ پیروزگر،
به داد و دَهِش، تنگ بستش کمر.
وزان پس جهان یکسر آباد کرد،
همه روی گیتی، پُر از دادکرد.
هوشنگ، با کشفِ آتش، استخراجِ فلزات و آهنگری را بنیاد نهاد. از دریا به دشت و کویر، آبرسانی کرد و کشاورزی را رونق داد. جانورانی چون: گاو، خر و گوسفند را اهلی نمود. ازپوست جانورانِ وحشی جامه ساخت. هرکس به کشت و کار پرداخت. این کارها به رهایی انسان از تنگناهای طبیعت یاری رساند.
سپس جمشید بر سرکار آمد و کوششهای بسیار به کار بست و به آزادی بیشتر بشر همت گُماشت. اما در پایان، به جهتِ آمیختنِ دین و سیاست، نخستین استبدادِ شناخته شده را حاکم ساخت که به روی کار آمدن ضحّاک منجر شد. پادشاهی جمشید هفتصدسال بود. جمشید نخستین پادشاهی است که دین و سیاست را با هم آمیخت و گفت:
منم، گفت: با فَرّهِ ایزدی،
هَمَم شهریاری و هم موبَدی.
بَدان را زِ بَد، دست کوته کنم،
روان را سوی روشنی، رَه کنم.
او میخواست با ازمیان بُردنِ بَدیها، مردم را به بهشت برسانَد و روانشان را روشن نماید. روشِ او، به روی کارآمدنِ «ضَحّاک» و ایجادِ دوزخ درکشور انجامید. نخستین کاری که جمشید کرد، ساختِ سِلاح و جامه و ابزارهای جنگی و گسترش روحیهی جنگاوری بود:
نُخست آلتِ جنگ را دست بُرد،
درِ نام جُستن به گُردان سپرد.
به فَرِّ کیی، نرم کرد آهنا؛
چو خود و زِره کرد و چون جوشنا.
در پی استبداد و ستم جمشید و سپس ضحاک، نخستین جنبشِ آزادی خواهیِ سیاسی نیز رخ داد. کاوه و فریدون، نماد این آزادیخواهی اجتماعی و سیاسی هستند.
گذشتن رستم از هفتخان، برای رهایی«کیکاووس»که میتوان آن را نمادِ تربیتِ سیاسی حاکم برای حکومتی عادلانه نامید، گذشتن اسفندیار از هفتخان، برای رهایی خواهرانش( نماد آزادی زنان) آزادی بیژن از چاه افراسیاب، آزادی ایران بانیروی مردم و رهبری کیخسرو، آزادی از تعلّقات جهانی که از سوی کیخسرو صورت گرفت و حکومت را رها کرد تا خود به رستگاری برسد و آموزشی ارجمند به سیاستمداران دهد که رازِ نیکنامی و رمزِ بقای جامعه و نیرومندیِ آن، در انتقالِ خودخواسته و به موقعِ قدرتِ سیاسی به دیگران است، آزادیهای میهن دوستانه(کوشش گُردآفرید برای رهایی ایران از دست سهراب) و...همه از کوشش برای هرگونه آزادی فرد و جامعه نشان دارد.
کار بزرگِ ابوالقاسم حسن بن احمد فردوسی(329-411هجری) در رهایی زبان فارسی و هویتِ ایرانی از چیرگی بیگانگان، نشان داد که«آزادی» پایه و بنیادِ پیامهای شاهنامه است.
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
❤14👏3
Audio
www.YasinMedia.com
📚خوانش شاهنامه فردوسی از
نسخه مسکو ص ۱۰ الی ۱۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش دوم
پادشاهی هوشنگ ،طهمورث ،جمشید ، ضحاک
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
نسخه مسکو ص ۱۰ الی ۱۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش دوم
پادشاهی هوشنگ ،طهمورث ،جمشید ، ضحاک
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
❤15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهنامه و فردوسی
دکتر عزتالله همایونفر
سالن تربیت بدنی دانشگاه نوشیروان بابل - ۱۳۵۴ خورشیدی
سخنان اینمرد بزرگ را با سخنرانیهای امروزیان داوری کنید! دانایی و توانایی در گفتنِ نکتهای ادبی و تاریخی، چنان دلکش و گواراست که انسان میخواهد بارها بشنود. شُکوهِ شورانگیزِ جایگاهِ شاهانامه و نقش فردوسی در ماندگاری زبان فارسی، براستی ستودنی است.
اکنون آیا از دانشگاه نوشیروان بابِل چیزی باقی مانده است؟ به انبوه شنوندگان بنگرید!
یاد فردوسی و اینگویندهی توانا گرامی باد!
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
دکتر عزتالله همایونفر
سالن تربیت بدنی دانشگاه نوشیروان بابل - ۱۳۵۴ خورشیدی
سخنان اینمرد بزرگ را با سخنرانیهای امروزیان داوری کنید! دانایی و توانایی در گفتنِ نکتهای ادبی و تاریخی، چنان دلکش و گواراست که انسان میخواهد بارها بشنود. شُکوهِ شورانگیزِ جایگاهِ شاهانامه و نقش فردوسی در ماندگاری زبان فارسی، براستی ستودنی است.
اکنون آیا از دانشگاه نوشیروان بابِل چیزی باقی مانده است؟ به انبوه شنوندگان بنگرید!
یاد فردوسی و اینگویندهی توانا گرامی باد!
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
❤25👏3
Audio
www.YasinMedia.com
📚خوانش شاهنامه فردوسی از
نسخه مسکو ص ۲۰ الی۲۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش سوم
ادامه ضحاک ، تولد فریدون قیام کاوه آهنگر . به پا خاستن فریدون ، به بند کردن ضحاک
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
نسخه مسکو ص ۲۰ الی۲۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش سوم
ادامه ضحاک ، تولد فریدون قیام کاوه آهنگر . به پا خاستن فریدون ، به بند کردن ضحاک
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
❤17
❤82👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز ایدئولوژی زده ...!!
دکتر آذرخش مکری :
« هر باوری که در برابر شواهد جدید تغییر نکند و همزمان وفاداری مطلق به خودی و نفرت از غیرخودی بسازد،
از سطح باور شخصی عبور کرده و به ایدئولوژی تبدیل میشود.
ایدئولوژی فقط «سفت فکر کردن» نیست...!!
جایی خطرناک میشود که یک باور، هم اصلاحناپذیر باشد و هم به تو بگوید چه کسی «خودی» است و چه کسی «غیرخودی.»...!!
از اینجا به بعد، حقیقت دیگر مهم نیست؛
«وفاداری به ایدئولوژی و....» فقط مهم است!!!!!
🆔 @Sayehsokhan
دکتر آذرخش مکری :
« هر باوری که در برابر شواهد جدید تغییر نکند و همزمان وفاداری مطلق به خودی و نفرت از غیرخودی بسازد،
از سطح باور شخصی عبور کرده و به ایدئولوژی تبدیل میشود.
ایدئولوژی فقط «سفت فکر کردن» نیست...!!
جایی خطرناک میشود که یک باور، هم اصلاحناپذیر باشد و هم به تو بگوید چه کسی «خودی» است و چه کسی «غیرخودی.»...!!
از اینجا به بعد، حقیقت دیگر مهم نیست؛
«وفاداری به ایدئولوژی و....» فقط مهم است!!!!!
🆔 @Sayehsokhan
👍26❤11👏8
Audio
www.YasinMedia.com
📚خوانش شاهنامه فردوسی از
نسخه مسکو ص ۳۰ الی ۳۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش چهارم
فرجام ضحاک ، پادشاهی فریدون . فریدون و فرزندان او
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
نسخه مسکو ص ۳۰ الی ۳۹
🎤با صدای اسمائیل قادرپناه
💐💐💐
⬅️ بخش چهارم
فرجام ضحاک ، پادشاهی فریدون . فریدون و فرزندان او
🍃🍃🍃
https://t.me/shahnamekhanigroup
🆔 @Sayehsokhan
❤16
👈زرین کوب و شاهنامه
✍️حماسهی فردوسی جلوهگاه اعتدال اخلاقی است و برخلاف ایلیاد خشم و بیداد جهان جویانهی انسانها، خدایان را هم در آن به خشم و بیداد نمیکشاند.
🔅هدف تعلیم این حماسه پرورش حسّ تجاوز نسبت به نظم و عدالت که افلاطون آن را عیب عمدهی حماسهی هومیروس میداند نیست،
احیاء حسّ عصیان نسبت به تجاوز، نسبت به بینظمی و بیعدالتی است...
🔅نفرت از تجاوزها و غارتهایی که در غزنه به نام دین انجام میشد، کراهت از دروغ و ریایی که نام عدالت و مصلحت میگرفت تمام وجود فردوسی را پر کرده بود و انعکاس آن را در جای جای شاهنامه میتوان یافت...
🔅با اینهمه جامعهی پایان عهد ساسانی یا آنچه در عهد اسلامی وارث آن بود به این افسانهها به چشم تاریخ نگاه میکرد - نه افسانهی صرف.
🔅حتی مقارن تاخت و تاز عرب و قرنها بعد از آن در سیستان، جایی را به نام قرنین نشان میدادند که ستورگاه مرکبان رستم بود - و آخور رخش، و همین طرز تلقّی بود که در بین بقایای دهقانان خراسان وجود داشت - ابومنصور، و خودِ فردوسی.
👤عبدالحسین زرین کوب
📙 نامورنامه، 1389، 111، 112
🆔 @Sayehsokhan
✍️حماسهی فردوسی جلوهگاه اعتدال اخلاقی است و برخلاف ایلیاد خشم و بیداد جهان جویانهی انسانها، خدایان را هم در آن به خشم و بیداد نمیکشاند.
🔅هدف تعلیم این حماسه پرورش حسّ تجاوز نسبت به نظم و عدالت که افلاطون آن را عیب عمدهی حماسهی هومیروس میداند نیست،
احیاء حسّ عصیان نسبت به تجاوز، نسبت به بینظمی و بیعدالتی است...
🔅نفرت از تجاوزها و غارتهایی که در غزنه به نام دین انجام میشد، کراهت از دروغ و ریایی که نام عدالت و مصلحت میگرفت تمام وجود فردوسی را پر کرده بود و انعکاس آن را در جای جای شاهنامه میتوان یافت...
🔅با اینهمه جامعهی پایان عهد ساسانی یا آنچه در عهد اسلامی وارث آن بود به این افسانهها به چشم تاریخ نگاه میکرد - نه افسانهی صرف.
🔅حتی مقارن تاخت و تاز عرب و قرنها بعد از آن در سیستان، جایی را به نام قرنین نشان میدادند که ستورگاه مرکبان رستم بود - و آخور رخش، و همین طرز تلقّی بود که در بین بقایای دهقانان خراسان وجود داشت - ابومنصور، و خودِ فردوسی.
👤عبدالحسین زرین کوب
📙 نامورنامه، 1389، 111، 112
🆔 @Sayehsokhan
👍8❤6👎1