✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
اندرو متیوس در این متن، زندگی را مانند یک مدرسه بزرگ میبیند و جهان را معلمی بیپایان معرفی میکند. ما برای یادگیری به دنیا آمدهایم و هر تجربه، حتی شکستها و مردودیها، فرصتی است برای فهمیدن درسهای مهم. تا وقتی درس امروز را نیاموختهایم، نمیتوانیم به مرحله بعد برویم و دوباره باید آن تجربه را تکرار کنیم.
او تأکید میکند که اگر با اتفاقها یا الگوهای تکراری در روابط و زندگی مواجه میشویم، مشکل در بیرون نیست بلکه در درون ماست. تا زمانی که خودمان تغییر نکنیم، سر همان «کلاس» باقی میمانیم و زندگی همان درسها را دوباره و دوباره به ما ارائه میدهد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
اندرو متیوس در این متن، زندگی را مانند یک مدرسه بزرگ میبیند و جهان را معلمی بیپایان معرفی میکند. ما برای یادگیری به دنیا آمدهایم و هر تجربه، حتی شکستها و مردودیها، فرصتی است برای فهمیدن درسهای مهم. تا وقتی درس امروز را نیاموختهایم، نمیتوانیم به مرحله بعد برویم و دوباره باید آن تجربه را تکرار کنیم.
او تأکید میکند که اگر با اتفاقها یا الگوهای تکراری در روابط و زندگی مواجه میشویم، مشکل در بیرون نیست بلکه در درون ماست. تا زمانی که خودمان تغییر نکنیم، سر همان «کلاس» باقی میمانیم و زندگی همان درسها را دوباره و دوباره به ما ارائه میدهد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤14👍3👏2
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم گفتهی آنتونی هاپکینز را بر زبانم جاری کنم:
دلم میخواهد به همهى عقاید
احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آنها توهین به شعور خودم محسوب میشود!!
پس در بهترین حالت تحملشان میکنم و هیچ نمیگویم ...
🆔 @Sayehsokhan
دلم میخواهد به همهى عقاید
احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آنها توهین به شعور خودم محسوب میشود!!
پس در بهترین حالت تحملشان میکنم و هیچ نمیگویم ...
🆔 @Sayehsokhan
❤15👍8
⚡️ زلزلهای در خانه ازدواج
اگر فرد به رابطه عاشقانه فرازناشویی پایان دهد اما از افشا کردن آن برای دیگری اجتناب ورزد مجدداً به جای زوج درمانی، درمان فردی را پیشنهاد می کنیم.
⛈ هرگز کسی را ندیدهام که حتی از فکرکردن به افشای رابطه خلاف تعهد از ترس بخود نلرزد.
☠️ همانطور که کوه یخ کشتی تایتانیک را غرق کرد افشاگری هم رابطه عاطفی را در خطر نابودی قرار میدهد.
👀 اما اطمینان میدهم با وجودی که اعتراف به رابطه عاشقانه فرازناشویی سبب آغاز امواج خروشان میشود، اما بارها شاهد بودهایم که روابط زوجها نه تنها با گفتن حقیقت نجات یافته بلکه بازسازی نیز شده و پیشرفت کرده است.
👁 در حقیقت اولین موج پس از اعتراف، توهمی را که در مورد درست بودن همه چیز داریم نابود میکند.
📚 #برشی_از_کتاب : #10_اصل_برای_زوجدرمانی_موثر
📘#نام_اصلی:
#10_Principles_for_Doing_Effective_Couples_Therapy
✍️ اثر: #جان_گاتمن و #جولی_گاتمن
👌 ترجمه: #مریم_خسروی
📖 صفحه: 97 و 98
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
اگر فرد به رابطه عاشقانه فرازناشویی پایان دهد اما از افشا کردن آن برای دیگری اجتناب ورزد مجدداً به جای زوج درمانی، درمان فردی را پیشنهاد می کنیم.
⛈ هرگز کسی را ندیدهام که حتی از فکرکردن به افشای رابطه خلاف تعهد از ترس بخود نلرزد.
☠️ همانطور که کوه یخ کشتی تایتانیک را غرق کرد افشاگری هم رابطه عاطفی را در خطر نابودی قرار میدهد.
👀 اما اطمینان میدهم با وجودی که اعتراف به رابطه عاشقانه فرازناشویی سبب آغاز امواج خروشان میشود، اما بارها شاهد بودهایم که روابط زوجها نه تنها با گفتن حقیقت نجات یافته بلکه بازسازی نیز شده و پیشرفت کرده است.
👁 در حقیقت اولین موج پس از اعتراف، توهمی را که در مورد درست بودن همه چیز داریم نابود میکند.
📚 #برشی_از_کتاب : #10_اصل_برای_زوجدرمانی_موثر
📘#نام_اصلی:
#10_Principles_for_Doing_Effective_Couples_Therapy
✍️ اثر: #جان_گاتمن و #جولی_گاتمن
👌 ترجمه: #مریم_خسروی
📖 صفحه: 97 و 98
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍1
✍ سالها پیش جمع شدیم و انجمن کردیم که برویم کوه. بهزاد بود و بِنی، رَسی و رحمان، من و عمو. عمو پای ثابت همه جمجاخهای ماست. حکم نمک روی « گِلَه بِریژ»۱ دارد عمو. اگر نباشد، هیچ گوشت و گردشی دلچسب و خوشمزه نمیشود. کولهها و کمرها را بستیم. هر کس خودش را به رنگی و روشی برای فتح قله تیار کرد. بهزاد لباس گرم پوشید با کفش وِرّنی! عینک آفتابی هم که فقط شبها از چشم بهزاد میاُفتد. بِنی شلوار و پیراهنِ لیِ سنگ شورِ تَنگ تنش کرد با کتانی نایک سفید. پنج سانت بین پیراهن و شلوارش خالی مانده بود و پوستش پیدا. خم که میشد فاصله خالی به ده سانت می رسید. رَسی تی شرت سفید گشادی تنش کرد با یک اِسْلَش فسفری سبزرنگ و دمپایی انگشتی! رحمان پیراهن و شلوارَکَش را با هم سِت کرد. یکی از این گوشیهای خلبانی هم گذاشت روی گوشش. من لباس معمولی و پوتین برداشتم و یکی از این « مُوزبِرَه»۲ چینیها که در لوازم ورزشیها میفروشند.
✍ جمع عجایب بودیم و انجمن غرایب. از آن جمع تنها عمو ساز و برگ و ابزار و یراقی در خور کوه و کمر تهیه دیده بود. مادر وقتی که بچهها را با آن سر و ساز و پا و پوشیدنی دید گفت؛ « مَری مِه بِچینُونَه داوَت»؟۳. پدر در حالی که بِرٓنُو جوازدار را از جلد برزنتی بیرون میکشید گفت؛ سر و وضع آدم کوهگَرد این نیست. پارک که نمیخواهید بروید؟ کوه است. خار دارد. مار دارد. « بَرد»۴ هست. بلا هست. بدتری هست. سربالایی میروید. سرازیری میآئید. شاید نیاز شد بپرید. بدوید. معلوم است کوه نرفتهاید و کوه را نمیشناسید. دلسوزانه گفت؛ « نَچِن، نِمَه رَسینو»۵.
✍ جماعت حرف پدر را گوش نکردند و از سمت چُل خَزینَه سینه به سینه کوه شدیم. نرسیده به «چالْ چِِرآوا»۶ کشیدیم به چپ و دامنه پر گَوَنِ « کَش وَلیجُو»۷ را به سمت « آوْتافْ»۸ ادامه دادیم. نرسیده به آوتاف حلقه دمپایی رَسی کنده شد. عمو با مکافاتی دمپایی رسی را سر هم کرد. راه افتادیم اما سرعتمان کُند و حرکتمان کم شده بود. به « شَنْ کُو»۹ که رسیدیم داد بهزاد درآمد. قوزکش تاول زده بود به قدر تخم کبوتر. هندزفری خلبانی شده بود وبال گردن رحمان. بِنی در تنگی و تنگنای لیِ سنگ شور قدم از پی قدم نمیتوانست بردارد. «گَلی گَلی»۱۰راه رفتنش موجب خِفَت و خنده بود. توقف کردیم. دقیقتر این است که بگویم زمینگیر شدیم. شَن کو کجا و قله « آوْبید»۱۱ کجا؟ برنامه کوهگردی متوقف شد. بسنده کردیم به خوردن چای و گرفتن عکس. ناکام و نارسیده، کفری و کوفتی، شَل و پَل، زخمی و زده برگشتیم. برنامهای که ریخته بودیم بعلت ساز و برگ نامناسب بجای عیش مایه طیشمان شد. خُلقمان تنگ شد و وقتمان تباه!
✍ شکل و شیوه و تم و ترکیب دولتمردان و ایدهها و ابزارهایشان برای حل مشکلات ایران و رسیدن به قله ثبات و سامان مرا یاد بنی و بهزاد و رسی و رحمان و پاپوش و پوششان می اندازد. از «هُوماری»۱۲ هُرّو تا قله آوبید صدها درد و درّه و معبر و مسیل و مشکل وجود دارد که عبور از هر کدام ابزار و امکان و آدم خودش را میخواهد. سادهسازی مسیر سخت و صعب آوبید را صاف و سر راست نکرد!
✍ دردها و دغدغههای ایران ما کمتر از سختیهای رسیدن قله آوبید نیستند. دولتمردانی که گاهی اراده و انجمن میکنند برای درمان دردها و زدودن دغدغههای ایران مثل من و بنی و بهزاد و رسی و رحمان ساز و برگ و پا و پاپوشی در خور خارزارها و سنگلاخهای کش ولیجو و آوتاف تدارک ندیدهاند. امر حکومت و تدبیر مُدُن مجموعهای از آدمها و امکانات و ارتباط چند وجهی است که هیچ کدام در دولتمردان ما دیده نمیشوند. نه ادم این عرصه هستند. نه امکاناتش را دارند و نه از روابط و بزنگاههای ملی و بین المللی شناخت درست و دقیق دارند. این ادمها قصدشان شاید خیر باشد اما قامتشان اصلن خوب نیست. عبور از میان انبوه گَوَنها و گرفتاریها با دمپایی انگشتی میسر و ممکن نیست. با خامی و خیالپردازی و شعر و شعار راههای صعب پیموده و چاههای تعب پر نمیشوند. برای کوفتن خرمن خارها نه گاو نری دیده میشود و نه مرد کهن. سپهر سیاسی ما در تصرف «بورَه پیا»۱۳هاست!
✍ سیاستورزی همانند کوهگردی ابزار و اندیشه میخواهد. علم باید داشت. اندازه باید گرفت. یاران یارا میخواهد. بقول پدر گَلی گَلی نمیشود به کوه زد. بِرٓنو را با شنگ و قطار و شال و ستره و سربند میباید حمایل کرد. بِرٓنویی که با تی شرت روی ناف و اسلش فسفری و دمپایی انگشتی بر شانه برود نزد آدمهای اهل از پشه کُش دست بچه هم کم خطرتر است. نه ما آن کاره بودیم و نه شما این کاره!
پ ن:
۱، تکه گوشت کبابی.
۲، عصا. چوبدست.
۳، انگار میخواهید بروید عروسی؟
۴،سنگ.
۵، نروید. نمی،رسید.
۶، چاله چارپایان. اسم مکان.
۷، دامنه ولیجان. اسم مکان.
۸، آبشار. آب جاری از بلندا.
۹،محل رویش درختان شن. اسم مکان.
۱۰،گشادگشاد راه رفتن.
۱۱، قلهای در کوه بلومان.
۱۲، دشت هموار.
۱۳، مرد کم ارزش!
@Khapuorah
#ماشااکبری
✍ جمع عجایب بودیم و انجمن غرایب. از آن جمع تنها عمو ساز و برگ و ابزار و یراقی در خور کوه و کمر تهیه دیده بود. مادر وقتی که بچهها را با آن سر و ساز و پا و پوشیدنی دید گفت؛ « مَری مِه بِچینُونَه داوَت»؟۳. پدر در حالی که بِرٓنُو جوازدار را از جلد برزنتی بیرون میکشید گفت؛ سر و وضع آدم کوهگَرد این نیست. پارک که نمیخواهید بروید؟ کوه است. خار دارد. مار دارد. « بَرد»۴ هست. بلا هست. بدتری هست. سربالایی میروید. سرازیری میآئید. شاید نیاز شد بپرید. بدوید. معلوم است کوه نرفتهاید و کوه را نمیشناسید. دلسوزانه گفت؛ « نَچِن، نِمَه رَسینو»۵.
✍ جماعت حرف پدر را گوش نکردند و از سمت چُل خَزینَه سینه به سینه کوه شدیم. نرسیده به «چالْ چِِرآوا»۶ کشیدیم به چپ و دامنه پر گَوَنِ « کَش وَلیجُو»۷ را به سمت « آوْتافْ»۸ ادامه دادیم. نرسیده به آوتاف حلقه دمپایی رَسی کنده شد. عمو با مکافاتی دمپایی رسی را سر هم کرد. راه افتادیم اما سرعتمان کُند و حرکتمان کم شده بود. به « شَنْ کُو»۹ که رسیدیم داد بهزاد درآمد. قوزکش تاول زده بود به قدر تخم کبوتر. هندزفری خلبانی شده بود وبال گردن رحمان. بِنی در تنگی و تنگنای لیِ سنگ شور قدم از پی قدم نمیتوانست بردارد. «گَلی گَلی»۱۰راه رفتنش موجب خِفَت و خنده بود. توقف کردیم. دقیقتر این است که بگویم زمینگیر شدیم. شَن کو کجا و قله « آوْبید»۱۱ کجا؟ برنامه کوهگردی متوقف شد. بسنده کردیم به خوردن چای و گرفتن عکس. ناکام و نارسیده، کفری و کوفتی، شَل و پَل، زخمی و زده برگشتیم. برنامهای که ریخته بودیم بعلت ساز و برگ نامناسب بجای عیش مایه طیشمان شد. خُلقمان تنگ شد و وقتمان تباه!
✍ شکل و شیوه و تم و ترکیب دولتمردان و ایدهها و ابزارهایشان برای حل مشکلات ایران و رسیدن به قله ثبات و سامان مرا یاد بنی و بهزاد و رسی و رحمان و پاپوش و پوششان می اندازد. از «هُوماری»۱۲ هُرّو تا قله آوبید صدها درد و درّه و معبر و مسیل و مشکل وجود دارد که عبور از هر کدام ابزار و امکان و آدم خودش را میخواهد. سادهسازی مسیر سخت و صعب آوبید را صاف و سر راست نکرد!
✍ دردها و دغدغههای ایران ما کمتر از سختیهای رسیدن قله آوبید نیستند. دولتمردانی که گاهی اراده و انجمن میکنند برای درمان دردها و زدودن دغدغههای ایران مثل من و بنی و بهزاد و رسی و رحمان ساز و برگ و پا و پاپوشی در خور خارزارها و سنگلاخهای کش ولیجو و آوتاف تدارک ندیدهاند. امر حکومت و تدبیر مُدُن مجموعهای از آدمها و امکانات و ارتباط چند وجهی است که هیچ کدام در دولتمردان ما دیده نمیشوند. نه ادم این عرصه هستند. نه امکاناتش را دارند و نه از روابط و بزنگاههای ملی و بین المللی شناخت درست و دقیق دارند. این ادمها قصدشان شاید خیر باشد اما قامتشان اصلن خوب نیست. عبور از میان انبوه گَوَنها و گرفتاریها با دمپایی انگشتی میسر و ممکن نیست. با خامی و خیالپردازی و شعر و شعار راههای صعب پیموده و چاههای تعب پر نمیشوند. برای کوفتن خرمن خارها نه گاو نری دیده میشود و نه مرد کهن. سپهر سیاسی ما در تصرف «بورَه پیا»۱۳هاست!
✍ سیاستورزی همانند کوهگردی ابزار و اندیشه میخواهد. علم باید داشت. اندازه باید گرفت. یاران یارا میخواهد. بقول پدر گَلی گَلی نمیشود به کوه زد. بِرٓنو را با شنگ و قطار و شال و ستره و سربند میباید حمایل کرد. بِرٓنویی که با تی شرت روی ناف و اسلش فسفری و دمپایی انگشتی بر شانه برود نزد آدمهای اهل از پشه کُش دست بچه هم کم خطرتر است. نه ما آن کاره بودیم و نه شما این کاره!
پ ن:
۱، تکه گوشت کبابی.
۲، عصا. چوبدست.
۳، انگار میخواهید بروید عروسی؟
۴،سنگ.
۵، نروید. نمی،رسید.
۶، چاله چارپایان. اسم مکان.
۷، دامنه ولیجان. اسم مکان.
۸، آبشار. آب جاری از بلندا.
۹،محل رویش درختان شن. اسم مکان.
۱۰،گشادگشاد راه رفتن.
۱۱، قلهای در کوه بلومان.
۱۲، دشت هموار.
۱۳، مرد کم ارزش!
@Khapuorah
#ماشااکبری
❤13
🔅“ #تئوری_انتخاب #در_یک_نگاه ” 🔅
بمناسبت #پنجاهمین_چاپ این کتاب
تاثیر سرزنشکردن در زندگی زناشویی:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
مهمترین انگیزه افراد متاهلی که به روابط فرازناشویی روی میآورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است،
چیزی که اکنون آن را در زندگی مشترکشان نمییابند.
بنابراین، جذابیت روابط فرازناشویی بدین دلیل است که هیچیک از طرفین، انتقاد، سرزنش و شکوه نمیکنند یا نق نمیزنند.
حال آنکه اگر در روابط زناشویی سرزنشها و دیگر رفتارهای ویرانگر نباشد، نیازی به برقراری رابطه فرازناشویی احساس نشده و این گونه روابط اصلا آغاز نمیشود
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #پنجاهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
بمناسبت #پنجاهمین_چاپ این کتاب
تاثیر سرزنشکردن در زندگی زناشویی:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
مهمترین انگیزه افراد متاهلی که به روابط فرازناشویی روی میآورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است،
چیزی که اکنون آن را در زندگی مشترکشان نمییابند.
بنابراین، جذابیت روابط فرازناشویی بدین دلیل است که هیچیک از طرفین، انتقاد، سرزنش و شکوه نمیکنند یا نق نمیزنند.
حال آنکه اگر در روابط زناشویی سرزنشها و دیگر رفتارهای ویرانگر نباشد، نیازی به برقراری رابطه فرازناشویی احساس نشده و این گونه روابط اصلا آغاز نمیشود
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #پنجاهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤1
🎥 پیام ویدئویی دکتر علی صاحبی به مناسبت انتشار پنجاهمین چاپ کتاب تئوری انتخاب :
https://aparat.com/v/wakkre1
https://aparat.com/v/wakkre1
❤9👎3👍2
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
اینگمار برگمان در این جمله، پیر شدن را با کوهنوردی مقایسه میکند. او میگوید که با افزایش سن، شاید انرژی و توان جسمی کمتر شود، اما در عوض، دید و درک ما از جهان وسیعتر و عمیقتر میگردد.
این تصویر به ما یادآوری میکند که پیر شدن صرفاً از دست دادن نیرو نیست؛ بلکه فرصتی است برای داشتن نگاه گستردهتر و فهم عمیقتر از زندگی، درست مانند کوهنوردی که هرچه بالاتر میرود، منظرهی اطرافش وسیعتر میشود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
اینگمار برگمان در این جمله، پیر شدن را با کوهنوردی مقایسه میکند. او میگوید که با افزایش سن، شاید انرژی و توان جسمی کمتر شود، اما در عوض، دید و درک ما از جهان وسیعتر و عمیقتر میگردد.
این تصویر به ما یادآوری میکند که پیر شدن صرفاً از دست دادن نیرو نیست؛ بلکه فرصتی است برای داشتن نگاه گستردهتر و فهم عمیقتر از زندگی، درست مانند کوهنوردی که هرچه بالاتر میرود، منظرهی اطرافش وسیعتر میشود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤21👍1
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
بی بهانه آغاز شوم، دوباره ببینم، دوباره ببویم،
دوباره لمس کنم. زندگی را، بودنم را، احساسم را و خود خودم را.
🆔 @Sayehsokhan
بی بهانه آغاز شوم، دوباره ببینم، دوباره ببویم،
دوباره لمس کنم. زندگی را، بودنم را، احساسم را و خود خودم را.
🆔 @Sayehsokhan
❤13👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
صبح، بر میخیزی از جا، قیصری افتاده است!
شب میآسایی، امیرِ دیگری افتاده است!
صبحدم، خورشید چون سر میزند از خاوران
عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است...
"چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!"
سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است!
از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس...
تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است!
رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت
شعلهای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است!
گوش، چون سنگین شود از راه میمانَد رحیل
هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است!
آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی...
راست میبینم که در آتش، پَری افتاده است!!
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
.
@h_jannati
🆔 @Sayehsokhan
صبح، بر میخیزی از جا، قیصری افتاده است!
شب میآسایی، امیرِ دیگری افتاده است!
صبحدم، خورشید چون سر میزند از خاوران
عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است...
"چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!"
سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است!
از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس...
تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است!
رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت
شعلهای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است!
گوش، چون سنگین شود از راه میمانَد رحیل
هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است!
آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی...
راست میبینم که در آتش، پَری افتاده است!!
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
.
@h_jannati
🆔 @Sayehsokhan
❤10👏3
📕ﺭﻭﯼ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ...
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ…
ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ…
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ …
ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ "ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ" ﺭﺍ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
.🆔 @Sayehsokhan
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ...
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ…
ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ…
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ
ﻭﻟﯽ
ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ …
ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ "ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ" ﺭﺍ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ
.🆔 @Sayehsokhan
❤20
#سریال_پلوریبوس و #تئوری_انتخاب
فهرست مطالب مقاله:
آیا خوشبختی بدون اختیار، هنوز هم ارزشمند است؟
پلوریبوس؛ یک درام علمی-تخیلی متفاوت
جهانِ بدون انتخاب؛ خوشبختی به چه قیمتی؟
خوشبختی مصنوعی در برابر انسانِ انتخابگر.
آیا انسانِ بدون اختیار، هنوز انسان است؟
پلوریبوس از نگاه نظریه انتخاب ویلیام گلسر
ارضای نیاز بدون انتخاب؛ رضایت واقعی نیست
نابودی دنیای مطلوب؛ ضربهای به هویت انسان
کارول؛ تجسم انسانِ انتخابگر
«بهباشی» سلیگمن؛ آیا بدون بالندگی ممکن
است؟
واژه پلوریبوس از کجا میآید؟
چرا نام سریال «پلوریبوس» است؟
پلوریبوس؛ کثرتی که نابود شده است
پیوند واژه «پلوریبوس» با روانشناسی فردیت
پلوریبوس در برابر وحدت تحمیلی
جمعبندی معنایی
فهرست مطالب مقاله:
آیا خوشبختی بدون اختیار، هنوز هم ارزشمند است؟
پلوریبوس؛ یک درام علمی-تخیلی متفاوت
جهانِ بدون انتخاب؛ خوشبختی به چه قیمتی؟
خوشبختی مصنوعی در برابر انسانِ انتخابگر.
آیا انسانِ بدون اختیار، هنوز انسان است؟
پلوریبوس از نگاه نظریه انتخاب ویلیام گلسر
ارضای نیاز بدون انتخاب؛ رضایت واقعی نیست
نابودی دنیای مطلوب؛ ضربهای به هویت انسان
کارول؛ تجسم انسانِ انتخابگر
«بهباشی» سلیگمن؛ آیا بدون بالندگی ممکن
است؟
واژه پلوریبوس از کجا میآید؟
چرا نام سریال «پلوریبوس» است؟
پلوریبوس؛ کثرتی که نابود شده است
پیوند واژه «پلوریبوس» با روانشناسی فردیت
پلوریبوس در برابر وحدت تحمیلی
جمعبندی معنایی
نشر سایه سخن
نقد و بررسی سریال پلوریبوس از دیدگاه روانشناسی - نشر سایه سخن
قبل از هر چیز و پیش از ورود به نقد و بررسی سریال پلوریبوس، تیم نویسندگان این پایگاه بر خود لازم میداند از جناب آقای حسن ملکیان، روانشناس و مدیر محترم
❤5