#از_شما
*❣به نام خالق زیباییها❣*
*💐🌱 بامداد اولین آدینه زمستانی تان سرشار از گرمی و آرامش و لبخند باد. 💞🌾🌸🌿*
💠 شکرگزاری مداوم، یکی از شیوههای مؤثر در همسو شدن با نظام هستی و فراهم آمدن زمینه تحقق خواستهها است. نظام کائنات بر اساس کلام و احساس درونی انسان واکنش نشان میدهد و متناسب با آن، شرایط لازم برای دستیابی به اهداف را مهیا میکند.
زمانی که گفتار و احساسات درونی فرد آمیخته با قدردانی و سپاس از نعمتها و داشتههای موجود باشد، زمینه دریافت نعمتهای بیشتر و فرصتهای گستردهتر فراهم میشود؛ همیشه نگاه قدردان، ذهن و رفتار انسان را در مسیر رشد و فراوانی هدایت میکند.
*✅ شکرگزاری عاملی برای افزایش نعمتها و فضیلتی اخلاقی است که موجب آرامش درونی، رضایت قلبی و مسئولیتپذیری بیشتر در برابر نعمتهای زندگی میشود. انسانی که قدر داشتههای خود را میداند، با نگرشی مثبت و متعادلتر، مسیر تعالی فردی و اجتماعی را هموارتر میسازد.*
🌼🍃🌸🌼🍃🌸
محمدحسین فرقانی
آدینه: ۱۴۰۴/۱۰/۰۵
با سپاس فراوان از جناب آقای مهندس فرقانی عزیز از یزد
🆔 @Sayehsokhan
*❣به نام خالق زیباییها❣*
*💐🌱 بامداد اولین آدینه زمستانی تان سرشار از گرمی و آرامش و لبخند باد. 💞🌾🌸🌿*
💠 شکرگزاری مداوم، یکی از شیوههای مؤثر در همسو شدن با نظام هستی و فراهم آمدن زمینه تحقق خواستهها است. نظام کائنات بر اساس کلام و احساس درونی انسان واکنش نشان میدهد و متناسب با آن، شرایط لازم برای دستیابی به اهداف را مهیا میکند.
زمانی که گفتار و احساسات درونی فرد آمیخته با قدردانی و سپاس از نعمتها و داشتههای موجود باشد، زمینه دریافت نعمتهای بیشتر و فرصتهای گستردهتر فراهم میشود؛ همیشه نگاه قدردان، ذهن و رفتار انسان را در مسیر رشد و فراوانی هدایت میکند.
*✅ شکرگزاری عاملی برای افزایش نعمتها و فضیلتی اخلاقی است که موجب آرامش درونی، رضایت قلبی و مسئولیتپذیری بیشتر در برابر نعمتهای زندگی میشود. انسانی که قدر داشتههای خود را میداند، با نگرشی مثبت و متعادلتر، مسیر تعالی فردی و اجتماعی را هموارتر میسازد.*
🌼🍃🌸🌼🍃🌸
محمدحسین فرقانی
آدینه: ۱۴۰۴/۱۰/۰۵
با سپاس فراوان از جناب آقای مهندس فرقانی عزیز از یزد
🆔 @Sayehsokhan
❤10👏3
🔴 تا بوده اینطور بوده!
🔻 وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس میرفت پر شد ، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست .
خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود .
مرد انگلیسی پرسید ، چرا نگرانید ؟ مشکلی هست؟
🔸 خانم فرانسوی گفت من با خودم 10.000یورو دارم که بیشاز مقدار مجاز برای خارجی است
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفش کنیم .
اگر پلیس شما را گرفت ، اقلا نصفش حفظ شود . آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم. و همین کار را کردند .
🔸 در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوتر از مرد انگلیسی رد شد و حتی چمدانش را نگشتند .
🔸نوبت مرد انگلیسی که شد . مرد انگلیسی شروع به داد و فریاد کرد و گفت سرکار ! این خانم 10 هزار یورو با خودش دارد .
نصفش را به من داده تا رد کنم . نصف دیگرش هم با خودش است .
بگیریدش .
من یک انگلیسی هستم و به وطنم خیانت نمیکنم .
من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چهقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم .
🔸 زن را بازرسی کردند و پول را گرفتند .
افسر پلیس از میهن دوستی او تقدیر کرد و گفت حتی یک قاچاق ساده ، به اقتصاد کشور ضرر میزند و از مرد انگلیسی بسیار تشکر کرد .
قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت .
🔸 زن فرانسوی بعد از دو روز دید که همان مرد انگلیسی جلوی منزلش است .
🔸مردِ انگلیسی با آرامش معناداری ، پاکتِ حاوی 15.000 یورو را به وی داد و گفت این 10 هزار یورو پول شما و این 5 هزار هم جایزه شما !
🔸 تعجب نکنید .
من میخواستم حواس آنها از کیف خودم که حاوی 3 میلیون یورو بود پرت کنم !
و مجبور شدم چنین حیلهای بهکار برم !
⛔️ نتیجه :
گاهی "هیاهو برپاکردن" پوششی است برای فراموشی خیلی چیزها! و دزدی و غارت بیشتر.
🆔 @Sayehsokhan
🔻 وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس میرفت پر شد ، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست .
خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود .
مرد انگلیسی پرسید ، چرا نگرانید ؟ مشکلی هست؟
🔸 خانم فرانسوی گفت من با خودم 10.000یورو دارم که بیشاز مقدار مجاز برای خارجی است
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفش کنیم .
اگر پلیس شما را گرفت ، اقلا نصفش حفظ شود . آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم. و همین کار را کردند .
🔸 در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوتر از مرد انگلیسی رد شد و حتی چمدانش را نگشتند .
🔸نوبت مرد انگلیسی که شد . مرد انگلیسی شروع به داد و فریاد کرد و گفت سرکار ! این خانم 10 هزار یورو با خودش دارد .
نصفش را به من داده تا رد کنم . نصف دیگرش هم با خودش است .
بگیریدش .
من یک انگلیسی هستم و به وطنم خیانت نمیکنم .
من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چهقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم .
🔸 زن را بازرسی کردند و پول را گرفتند .
افسر پلیس از میهن دوستی او تقدیر کرد و گفت حتی یک قاچاق ساده ، به اقتصاد کشور ضرر میزند و از مرد انگلیسی بسیار تشکر کرد .
قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت .
🔸 زن فرانسوی بعد از دو روز دید که همان مرد انگلیسی جلوی منزلش است .
🔸مردِ انگلیسی با آرامش معناداری ، پاکتِ حاوی 15.000 یورو را به وی داد و گفت این 10 هزار یورو پول شما و این 5 هزار هم جایزه شما !
🔸 تعجب نکنید .
من میخواستم حواس آنها از کیف خودم که حاوی 3 میلیون یورو بود پرت کنم !
و مجبور شدم چنین حیلهای بهکار برم !
⛔️ نتیجه :
گاهی "هیاهو برپاکردن" پوششی است برای فراموشی خیلی چیزها! و دزدی و غارت بیشتر.
🆔 @Sayehsokhan
❤19👍10👏5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعر فلسفی
سرایندهی شعر این کلیپ، جناب یوسف شیخی، در دوره کارشناسی ارشد، درس ادبیات تطبیقی، دانشجوی من بود. هرکجا هست خدایا به سلامت دارش!
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
سرایندهی شعر این کلیپ، جناب یوسف شیخی، در دوره کارشناسی ارشد، درس ادبیات تطبیقی، دانشجوی من بود. هرکجا هست خدایا به سلامت دارش!
https://telegram.me/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
❤8👏5
🎧 اپیزود بیستم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود ششم از فصل سوم | دربارهٔ شفقتبهخود
خیلیهامون بلدیم با بقیه مهربون باشیم، اما وقتی نوبت خودمون میرسه، صداهایی توی ذهنمون فعال میشن که فقط خستهمون میکنن.
در اپیزود جدید «مدرسهی شادمانی» همراه دکتر فرزانه نوروزی رفتیم سراغ یکی از مهمترین مهارتهای سلامت روان، شفقتبهخود. درباره این حرف زدیم که چرا مهربونی با خود اینقدر سخت شده، چه سوءتفاهمهایی دربارهاش وجود داره، و چطور میشه یک رابطهی انسانیتر با خود ساخت.
اگه مدتهاست با صدای منتقد درونت درگیری، این اپیزود میتونه نقطهی شروع خوبی باشه.
📲 و اگه دوست داری تمرینهای مدیتیشن و ذهنآگاهی رو هم امتحان کنی، اپلیکیشن «آرامیا» همراهته. لینک و کد تخفیف ۲۵٪ برای اشتراک سالانهش👇
https://aramia.me/qNyBL
📌کد تخفیف: happiness
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vi/878614035
✅ Channel: @school_of_happiness
اپیزود ششم از فصل سوم | دربارهٔ شفقتبهخود
خیلیهامون بلدیم با بقیه مهربون باشیم، اما وقتی نوبت خودمون میرسه، صداهایی توی ذهنمون فعال میشن که فقط خستهمون میکنن.
در اپیزود جدید «مدرسهی شادمانی» همراه دکتر فرزانه نوروزی رفتیم سراغ یکی از مهمترین مهارتهای سلامت روان، شفقتبهخود. درباره این حرف زدیم که چرا مهربونی با خود اینقدر سخت شده، چه سوءتفاهمهایی دربارهاش وجود داره، و چطور میشه یک رابطهی انسانیتر با خود ساخت.
اگه مدتهاست با صدای منتقد درونت درگیری، این اپیزود میتونه نقطهی شروع خوبی باشه.
📲 و اگه دوست داری تمرینهای مدیتیشن و ذهنآگاهی رو هم امتحان کنی، اپلیکیشن «آرامیا» همراهته. لینک و کد تخفیف ۲۵٪ برای اشتراک سالانهش👇
https://aramia.me/qNyBL
📌کد تخفیف: happiness
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vi/878614035
✅ Channel: @school_of_happiness
👍7❤1
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جمله یادآور این حقیقت ساده و عمیق است که رنج و ناراحتی، نشانهی نقص یا ضعف ما نیست، بلکه نشانهی زنده بودن ماست. انسان زنده، انسانی است که احساس میکند؛ و احساس کردن یعنی گاهی درد کشیدن، مضطرب شدن، شکست خوردن و زمین خوردن. تنها کسانی که هیچ رنجی را تجربه نمیکنند، کسانی هستند که دیگر در جریان زندگی حضور ندارند.
سوزان دیوید تأکید میکند که سلامت روان در حذف دردها نیست، بلکه در توانِ ادامه دادن با وجود آنهاست. زندگی سالم یعنی پذیرفتن آسیبپذیری، یاد گرفتن از اشتباهها و برخاستن پس از شکست، بدون انکار احساسات ناخوشایند. ادامه دادن، نه با بیدردی، بلکه با آگاهی و شجاعت، معنای واقعی زنده بودن است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جمله یادآور این حقیقت ساده و عمیق است که رنج و ناراحتی، نشانهی نقص یا ضعف ما نیست، بلکه نشانهی زنده بودن ماست. انسان زنده، انسانی است که احساس میکند؛ و احساس کردن یعنی گاهی درد کشیدن، مضطرب شدن، شکست خوردن و زمین خوردن. تنها کسانی که هیچ رنجی را تجربه نمیکنند، کسانی هستند که دیگر در جریان زندگی حضور ندارند.
سوزان دیوید تأکید میکند که سلامت روان در حذف دردها نیست، بلکه در توانِ ادامه دادن با وجود آنهاست. زندگی سالم یعنی پذیرفتن آسیبپذیری، یاد گرفتن از اشتباهها و برخاستن پس از شکست، بدون انکار احساسات ناخوشایند. ادامه دادن، نه با بیدردی، بلکه با آگاهی و شجاعت، معنای واقعی زنده بودن است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍4
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
از خانواده و دوستانم حمایت کنم و با درآغوش گرفتن و گفتن کلمات محبتآمیز به آنها عشق بورزم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
از خانواده و دوستانم حمایت کنم و با درآغوش گرفتن و گفتن کلمات محبتآمیز به آنها عشق بورزم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤15
🌿 یاران همیشه همراه سایه سخن 🌿
🔗 وقتی قیمت یک کیلوگرم گوجهفرنگی یا مرغ در طول یک سال دو برابر شود، طبیعی است که خط فقر برای تأمین همین سبد حداقلی، از حد تصور خارج شود.
وقتی فشارِ اقتصادی بالا میرود،
اولین جایی که آسیب میبیند
نه حسابِ بانکی،
که سرمایههایِ درونیِ ماست؛
#صبر، #مهربانی، #امید
و #توانِ_دیدن_یکدیگر
خستگی، نگرانی و ترس از فردا
آرامآرام
خودش را
در تندیِ کلام،
کنارهگیری،
یا سرزنشِ همدیگر نشان میدهد.
📌 اما یک حقیقتِ مهم را نباید فراموش کنیم:
مشکلاتِ مالی
بهخودیِ خود
رابطهها را نابود نمیکنند؛
این نحوهی فعال کردن یا خاموش کردنِ توانمندیهایِ منش ماست
که رابطه را
یا فرسوده میکند و یا عمیقتر.
در کتاب #سی_روز_با_توانمندیهایِ_منش نوشتهی:
#جین_اس_اندرسون و ترجمهی: خانم دکتر زهره قربانی یاد میگیریم که در روزهایِ سخت،
بیش از هر چیز
به سراغِ «قدرتهایِ درونی» خودمان برویم؛
قدرتهایی مثل
#همدلی،
#قدردانی،
#خویشتنداری،
و #امید.
#دکتر_ویلیام_گلسر هم بهدرستی میگوید:
«بیشترِ رنجهایِ ما
نتیجهی رابطههایِ ناخشنودکننده است.»
و میتوان افزود:
بسیاری از این رابطههایِ ناخشنودکننده
حاصلِ فراموشکردنِ بهترین بخشِ خودمان
در سختترین شرایط است.
👌 رابطهی سالم در زمانِ فشار یعنی:
بهجای مقصر دانستن،
شجاعتِ گفتنِ احساسات را تمرین کنیم؛
بهجای سکوتِ پرخشم،
احترام را به گفتوگو برگردانیم؛
و بهجای تلاش برای کنترلِ دیگری،
بر انتخابِ آگاهانهی رفتارِ خودمان تمرکز کنیم.
گاهی فقط گفتنِ این جمله به همسرمان:
«میدانم شرایط سخت است،
اما من دارم تلاش میکنم
بهترین نسخهی خودم کنارِ تو باشم»
توانی دارد
بیش از هر راهحلِ فوری.
بیایید در این روزهای سخت و سهمگین
رابطه را قربانیِ فشار نکنیم؛
بلکه با فعال کردنِ توانمندیهایِ منشمان
آن را
پناهِ عبور از فشار بسازیم.
از طرف خانوادهی سایه سخن
برای شما
رابطههایی امن،
گفتوگوهایی صادقانه،
و دلهایی که
حتی در تنگنای زندگی
بهترینهایِ خود را
از یاد نمیبرند
آرزو میکنیم 🤍
🟢 اگر موافقید امروز یک تمرین عملی در (کمتر از ۳ دقیقه) انجام دهید:
امروز در یکی از گفتوگوهایِ نزدیکتان،
قبل از پاسخ دادن،
از خودتان فقط یک سؤال بپرسید:
«الان کدام توانمندیِ منش من
میتواند رابطه را امنتر کند؟»
سپس آگاهانه فقط یکی را انتخاب کنید:
#همدلی،
#خویشتنداری،
یا #مهربانی.
نه برای تغییرِ طرف مقابل؛
بلکه فقط برای انتخابِ بهترِ خودتان.
همین انتخابِ کوچک،
میتواند حالِ یک رابطه را
در یک روزِ سخت
عوض کند 🤍
🆔 @Sayehsokhan
🔗 وقتی قیمت یک کیلوگرم گوجهفرنگی یا مرغ در طول یک سال دو برابر شود، طبیعی است که خط فقر برای تأمین همین سبد حداقلی، از حد تصور خارج شود.
وقتی فشارِ اقتصادی بالا میرود،
اولین جایی که آسیب میبیند
نه حسابِ بانکی،
که سرمایههایِ درونیِ ماست؛
#صبر، #مهربانی، #امید
و #توانِ_دیدن_یکدیگر
خستگی، نگرانی و ترس از فردا
آرامآرام
خودش را
در تندیِ کلام،
کنارهگیری،
یا سرزنشِ همدیگر نشان میدهد.
📌 اما یک حقیقتِ مهم را نباید فراموش کنیم:
مشکلاتِ مالی
بهخودیِ خود
رابطهها را نابود نمیکنند؛
این نحوهی فعال کردن یا خاموش کردنِ توانمندیهایِ منش ماست
که رابطه را
یا فرسوده میکند و یا عمیقتر.
در کتاب #سی_روز_با_توانمندیهایِ_منش نوشتهی:
#جین_اس_اندرسون و ترجمهی: خانم دکتر زهره قربانی یاد میگیریم که در روزهایِ سخت،
بیش از هر چیز
به سراغِ «قدرتهایِ درونی» خودمان برویم؛
قدرتهایی مثل
#همدلی،
#قدردانی،
#خویشتنداری،
و #امید.
#دکتر_ویلیام_گلسر هم بهدرستی میگوید:
«بیشترِ رنجهایِ ما
نتیجهی رابطههایِ ناخشنودکننده است.»
و میتوان افزود:
بسیاری از این رابطههایِ ناخشنودکننده
حاصلِ فراموشکردنِ بهترین بخشِ خودمان
در سختترین شرایط است.
👌 رابطهی سالم در زمانِ فشار یعنی:
بهجای مقصر دانستن،
شجاعتِ گفتنِ احساسات را تمرین کنیم؛
بهجای سکوتِ پرخشم،
احترام را به گفتوگو برگردانیم؛
و بهجای تلاش برای کنترلِ دیگری،
بر انتخابِ آگاهانهی رفتارِ خودمان تمرکز کنیم.
گاهی فقط گفتنِ این جمله به همسرمان:
«میدانم شرایط سخت است،
اما من دارم تلاش میکنم
بهترین نسخهی خودم کنارِ تو باشم»
توانی دارد
بیش از هر راهحلِ فوری.
بیایید در این روزهای سخت و سهمگین
رابطه را قربانیِ فشار نکنیم؛
بلکه با فعال کردنِ توانمندیهایِ منشمان
آن را
پناهِ عبور از فشار بسازیم.
از طرف خانوادهی سایه سخن
برای شما
رابطههایی امن،
گفتوگوهایی صادقانه،
و دلهایی که
حتی در تنگنای زندگی
بهترینهایِ خود را
از یاد نمیبرند
آرزو میکنیم 🤍
🟢 اگر موافقید امروز یک تمرین عملی در (کمتر از ۳ دقیقه) انجام دهید:
امروز در یکی از گفتوگوهایِ نزدیکتان،
قبل از پاسخ دادن،
از خودتان فقط یک سؤال بپرسید:
«الان کدام توانمندیِ منش من
میتواند رابطه را امنتر کند؟»
سپس آگاهانه فقط یکی را انتخاب کنید:
#همدلی،
#خویشتنداری،
یا #مهربانی.
نه برای تغییرِ طرف مقابل؛
بلکه فقط برای انتخابِ بهترِ خودتان.
همین انتخابِ کوچک،
میتواند حالِ یک رابطه را
در یک روزِ سخت
عوض کند 🤍
🆔 @Sayehsokhan
❤17👍1
#رابرت_باب_سالو و آثار بینظیرش
#رابرت_باب_سالو از مربیان برجستهی موسسهی ویلیام گلسر آمریکا تمام تجارب خود در مدارس مختلف را در ۷ جلد کتاب به چاپ رسانده است که انتشارات #سایه_سخن این افتخار را داشته که همهی آنها را ترجمه و چاپ کرده و تقدیم کند به مربیان، مدیران، مشاوران، معلمان و دانشآموزان گرامی و فرهیخته.
این آثار ارزشمند عبارتند از:
1⃣ به کودکان شاد بودن را بیاموز
2⃣ من شاد بودن را میآموزم
3⃣ دانشآموز با انگیزه
4⃣ برانگیختن شوق یادگیری
5⃣ مدیر الهامبخش
6⃣ معلم مدرسه الهامبخش
7⃣ آموزش کیفی در مدرسه الهامبخش
آنچه منظور کلی #رابرت_باب_سالو در این ۷ کتاب بیان شده از این قرار است:
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 تویی معلم
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که توی راهرو ازشون پرسیدی حالشون چطوره؟
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو هفتههای اول سخت تلاش کردی که اسمشون را یاد بگیری
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که به مسابقات ورزشی و کنسرتهاشون رفتی
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو کلاس با صدای بلند و ناهماهنگ آهنگ تولدت مبارک را خواندی.
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو شفاف و واقعی بودی و بلد بودی به خودت بخندی و باهاشون بخندی
پس چی واقعا مهمه؟ چطور انگیزه بدیم؟ چطور الهامبخش باشیم؟
بگذاریم که بچهها توی کلاس نقش خودشون را با این شش مهارت داشته باشند.
مهارتهای لازم برای دانشآموزان عبارتند از:
1⃣ مهارت انتخاب
2⃣ مهارت همکاری
3⃣ مهارت ارتباط برقرارکردن
4⃣ مهارت خلاقیت
5⃣ مهارت تفکر انتقادی
و آخرین و مهمترین مهارت:
6⃣ عشق
➖➖➖➖
اگر نکتههای بالا رو دوست داشتی؟ کتابهای #باب_سالو فوقالعادهاند
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی این کتابها رو به خودت هدیه بدی
🆔 @Sayehsokhan
#رابرت_باب_سالو از مربیان برجستهی موسسهی ویلیام گلسر آمریکا تمام تجارب خود در مدارس مختلف را در ۷ جلد کتاب به چاپ رسانده است که انتشارات #سایه_سخن این افتخار را داشته که همهی آنها را ترجمه و چاپ کرده و تقدیم کند به مربیان، مدیران، مشاوران، معلمان و دانشآموزان گرامی و فرهیخته.
این آثار ارزشمند عبارتند از:
1⃣ به کودکان شاد بودن را بیاموز
2⃣ من شاد بودن را میآموزم
3⃣ دانشآموز با انگیزه
4⃣ برانگیختن شوق یادگیری
5⃣ مدیر الهامبخش
6⃣ معلم مدرسه الهامبخش
7⃣ آموزش کیفی در مدرسه الهامبخش
آنچه منظور کلی #رابرت_باب_سالو در این ۷ کتاب بیان شده از این قرار است:
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 تویی معلم
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که توی راهرو ازشون پرسیدی حالشون چطوره؟
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو هفتههای اول سخت تلاش کردی که اسمشون را یاد بگیری
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که به مسابقات ورزشی و کنسرتهاشون رفتی
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو کلاس با صدای بلند و ناهماهنگ آهنگ تولدت مبارک را خواندی.
👌چیزی که بچهها بیشتر از همه یادشون میمونه 📌📌 اینه که تو شفاف و واقعی بودی و بلد بودی به خودت بخندی و باهاشون بخندی
پس چی واقعا مهمه؟ چطور انگیزه بدیم؟ چطور الهامبخش باشیم؟
بگذاریم که بچهها توی کلاس نقش خودشون را با این شش مهارت داشته باشند.
مهارتهای لازم برای دانشآموزان عبارتند از:
1⃣ مهارت انتخاب
2⃣ مهارت همکاری
3⃣ مهارت ارتباط برقرارکردن
4⃣ مهارت خلاقیت
5⃣ مهارت تفکر انتقادی
و آخرین و مهمترین مهارت:
6⃣ عشق
➖➖➖➖
اگر نکتههای بالا رو دوست داشتی؟ کتابهای #باب_سالو فوقالعادهاند
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی این کتابها رو به خودت هدیه بدی
🆔 @Sayehsokhan
نشر سایه سخن
آموزش کیفی در مدرسه الهام بخش - نشر سایه سخن
تئوری انتخاب از اندیشه تا عمل: این کتاب به دانش آموزان و معلمان کمک میکند دریابند «یادگیری» چگونه کیفیت زندگی را افزایش میدهد.
❤8
Audio
🎙 شب غزالی| شب های بخارا
به مناسبت انتشار کتاب «غزالیِ فیلسوف» نوشتهٔ الکساندر تریگر، با ترجمهٔ سمانه فیضی و احمد ایزدی
👤 مصطفی ملکیان
📅 ۲۰ آذرماه ۱۴۰۴
@mostafamalekian
🆔 @Sayehsokhan
به مناسبت انتشار کتاب «غزالیِ فیلسوف» نوشتهٔ الکساندر تریگر، با ترجمهٔ سمانه فیضی و احمد ایزدی
👤 مصطفی ملکیان
📅 ۲۰ آذرماه ۱۴۰۴
@mostafamalekian
🆔 @Sayehsokhan
❤5
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جملهی ناتانیل براندن بر یک اصل بنیادین روانشناختی دست میگذارد: رابطهی ما با خودمان، زیربنای همهی روابط دیگر است. اگر نتوانیم خودمان را بشناسیم، بپذیریم و با خود صادق باشیم، عشق ورزیدن به دیگری به وابستگی، ترس از طرد یا تلاش برای جبران کمبودها تبدیل میشود، نه یک پیوند سالم و بالغ.
براندن تأکید میکند که عشق به خود به معنای خودخواهی نیست، بلکه یعنی احترام به نیازها، احساسات و مرزهای درونیمان. وقتی این رابطهی درونی به تعادل برسد، عشق به دیگران از سر نیاز و خلأ نخواهد بود، بلکه از سر وفور و انتخاب آگاهانه شکل میگیرد؛ عشقی آزاد، مسئولانه و پایدار.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جملهی ناتانیل براندن بر یک اصل بنیادین روانشناختی دست میگذارد: رابطهی ما با خودمان، زیربنای همهی روابط دیگر است. اگر نتوانیم خودمان را بشناسیم، بپذیریم و با خود صادق باشیم، عشق ورزیدن به دیگری به وابستگی، ترس از طرد یا تلاش برای جبران کمبودها تبدیل میشود، نه یک پیوند سالم و بالغ.
براندن تأکید میکند که عشق به خود به معنای خودخواهی نیست، بلکه یعنی احترام به نیازها، احساسات و مرزهای درونیمان. وقتی این رابطهی درونی به تعادل برسد، عشق به دیگران از سر نیاز و خلأ نخواهد بود، بلکه از سر وفور و انتخاب آگاهانه شکل میگیرد؛ عشقی آزاد، مسئولانه و پایدار.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤21👏3
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
مسیر رشد، بالندگی، کشف و لذتبردن را جستجو کنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
مسیر رشد، بالندگی، کشف و لذتبردن را جستجو کنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤19👏3
#از_شما
*ملت احمد شاهی*
احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس از آنکه ازشاهی ایران عزل شد گرچه او خود را عزلشدنی نمیدانست چهار سال و چهار ماه بیشتر زنده نماد.
جوان بیآزاری بود و دیوارش درعصرگذار به تجدد از همه کوتاهتر بود.
وقتی پاریس بود، خودرو رولزرویسی داشت که با آن درخیابان شانزه لیزه رفتوآمد میکرد.
خود او حکایت بامزهای دربارۀ این ماشین تعریف میکرد...
میگفت: در یکی از رُمانهای پلیسی مردی به قتل رسید وشرلوک هولمز رابرای کشف راز قتل خبر کردند.
شرلوک دقایقی جنازه را وارسی کرد و چیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت، از جمله این که گفت: «مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آنقدر هم مُفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد.»
از شرلوک پرسیدند، این مسئله را از کجا فهمیده!
پاسخ میدهد: «لباسی که تن مقتول است از خیاطخانۀ معروفی است که فقط افراد پولدار میتوانند از آن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفی دیگر استطاعت مالی آنرا ندارد لباس جدیدی از آنجا بخرد، اما آنقدرهم مُفلس نشده که برای نان شبش همین لباس راهم بفروشد...»
احمدشاه خود را باآن جسد مقایسه میکرد و میگفت:
«حکایت من و این رولزرویس همین است. هر کس مرا با این رولزرویس ببیند، میفهمد زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که میتوانستهام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویسم قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن را بگیرم، وآنقدر هم مفلوک نشدهام که ماشینم را بفروشم .»
واما این روزها حال و روز بیشترما ایرانیها هم همین شده. دور ازجان شما که میخوانید، مانند آقای مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه خودمان شدهایم.
آنچه احمدشاه در مورد خود میگفت، این روزها درمورد همۀ ماصدق میکند. وقتی میبینیم کسی ماشین دارد، میفهمیم زمانی آنقدر پولدار بوده که میتوانسته ماشین بخرد! اما دیگر استطاعت عوضکردن همان ماشین را حتی اگر پراید باشد ندارد، اما همینکه آن ماشین را دارد، یعنی هنوز آنقدر مُفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پُرکردن جیب خالی همان را هم بفروشد.
درمورد خانه دیگر حرفی نمیزنم که هر متر مربعش، همین حوالی جنوب شهر که من زندگی میکنم، قیمت یک روزلرویس احمدشاه شده! راستش را بخواهید چند وقتی است وضع آن جسد داستان شرلوک هولمز راحتی در مورد چیزهای پیشپاافتادهای مثل اُدکلن دارم!
با خودم میگویم، زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که فلان ادکلن را میخریدم اما دیگر استطاعت خرید جایگزینش را ندارم، برای همین، تهماندۀ اُدکلنم را اتُماتُم مصرف میکنم.
این است که میگویم شدهایم *ملت احمد شاهی*
البته شباهتهامان به احمدخان، بیش از اینهاست. ما هم مانند او ازایران تبعید شدهایم، البته با این تفاوت که چون مانند حضرت اشرف استطاعت زندگی خارج از ایران و خرید بلیت هواپیما و اینجور رویاهای ملوکانه را نداریم، ترجیح دادیم دوران تبعیدمان را همین جا در ایران بگذرانیم و در همین اندرونی آپارتمان اجارهای خودمان قبلۀ عالم باشیم .
شباهت دیگر ما به احمد شاه این است که اوخَلع قدرت شده بود، درست عین ما .
شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم، هریک دلمان را به لَکَنتهای که برایمان مانده خوش کردهایم و به اينكه قدرت اول منطقهايم و زندگی در مرحلۀ مخلوعِ معزولِ تبعیدیِ بیاُدکلن بَسنده میکنیم.
<<شاغلام>>
🆔 @Sayehsokhan
*ملت احمد شاهی*
احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس از آنکه ازشاهی ایران عزل شد گرچه او خود را عزلشدنی نمیدانست چهار سال و چهار ماه بیشتر زنده نماد.
جوان بیآزاری بود و دیوارش درعصرگذار به تجدد از همه کوتاهتر بود.
وقتی پاریس بود، خودرو رولزرویسی داشت که با آن درخیابان شانزه لیزه رفتوآمد میکرد.
خود او حکایت بامزهای دربارۀ این ماشین تعریف میکرد...
میگفت: در یکی از رُمانهای پلیسی مردی به قتل رسید وشرلوک هولمز رابرای کشف راز قتل خبر کردند.
شرلوک دقایقی جنازه را وارسی کرد و چیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت، از جمله این که گفت: «مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آنقدر هم مُفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد.»
از شرلوک پرسیدند، این مسئله را از کجا فهمیده!
پاسخ میدهد: «لباسی که تن مقتول است از خیاطخانۀ معروفی است که فقط افراد پولدار میتوانند از آن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفی دیگر استطاعت مالی آنرا ندارد لباس جدیدی از آنجا بخرد، اما آنقدرهم مُفلس نشده که برای نان شبش همین لباس راهم بفروشد...»
احمدشاه خود را باآن جسد مقایسه میکرد و میگفت:
«حکایت من و این رولزرویس همین است. هر کس مرا با این رولزرویس ببیند، میفهمد زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که میتوانستهام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویسم قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن را بگیرم، وآنقدر هم مفلوک نشدهام که ماشینم را بفروشم .»
واما این روزها حال و روز بیشترما ایرانیها هم همین شده. دور ازجان شما که میخوانید، مانند آقای مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه خودمان شدهایم.
آنچه احمدشاه در مورد خود میگفت، این روزها درمورد همۀ ماصدق میکند. وقتی میبینیم کسی ماشین دارد، میفهمیم زمانی آنقدر پولدار بوده که میتوانسته ماشین بخرد! اما دیگر استطاعت عوضکردن همان ماشین را حتی اگر پراید باشد ندارد، اما همینکه آن ماشین را دارد، یعنی هنوز آنقدر مُفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پُرکردن جیب خالی همان را هم بفروشد.
درمورد خانه دیگر حرفی نمیزنم که هر متر مربعش، همین حوالی جنوب شهر که من زندگی میکنم، قیمت یک روزلرویس احمدشاه شده! راستش را بخواهید چند وقتی است وضع آن جسد داستان شرلوک هولمز راحتی در مورد چیزهای پیشپاافتادهای مثل اُدکلن دارم!
با خودم میگویم، زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که فلان ادکلن را میخریدم اما دیگر استطاعت خرید جایگزینش را ندارم، برای همین، تهماندۀ اُدکلنم را اتُماتُم مصرف میکنم.
این است که میگویم شدهایم *ملت احمد شاهی*
البته شباهتهامان به احمدخان، بیش از اینهاست. ما هم مانند او ازایران تبعید شدهایم، البته با این تفاوت که چون مانند حضرت اشرف استطاعت زندگی خارج از ایران و خرید بلیت هواپیما و اینجور رویاهای ملوکانه را نداریم، ترجیح دادیم دوران تبعیدمان را همین جا در ایران بگذرانیم و در همین اندرونی آپارتمان اجارهای خودمان قبلۀ عالم باشیم .
شباهت دیگر ما به احمد شاه این است که اوخَلع قدرت شده بود، درست عین ما .
شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم، هریک دلمان را به لَکَنتهای که برایمان مانده خوش کردهایم و به اينكه قدرت اول منطقهايم و زندگی در مرحلۀ مخلوعِ معزولِ تبعیدیِ بیاُدکلن بَسنده میکنیم.
<<شاغلام>>
🆔 @Sayehsokhan
👍14❤7
🔹 تئاتر و سینمای ایران، وامدار بهرام بیضایی است.
بهرام بیضایی، نویسنده، نمایشنامهنویس، کارگردان، ایرانشناس، استاد دانشگاه تهران و استنفورد و پژوهشگر سرشناس ایرانی، روز پنجشنبه ۵ دیماه ۱۴۰۴ و در سالروز تولد ۸۷ سالگیاش درگذشت.
کدام قلم میتواند به تمامی، از دانش شگرف، خلاقیت یگانه و رنج هجران وطنی بگوید که سالهاست بیضایی را از ما دور نگهداشته، اما اندیشهاش را نه؟
بیضایی زنده است؛
در واژهها،
در صحنهها،
در حافظه فرهنگی ما.
به قول بیضایی:
"آنچه میماند، اندیشه است."
بهرام بیضایی، متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود و آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» از مهمترین کارهای او به شمار میروند.
او در کنار فعالیت هنری، پژوهشگری برجسته در حوزه اسطورهشناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سالهای پایانی عمر خود را در تبعید و تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.
🆔 @Sayehsokhan
بهرام بیضایی، نویسنده، نمایشنامهنویس، کارگردان، ایرانشناس، استاد دانشگاه تهران و استنفورد و پژوهشگر سرشناس ایرانی، روز پنجشنبه ۵ دیماه ۱۴۰۴ و در سالروز تولد ۸۷ سالگیاش درگذشت.
کدام قلم میتواند به تمامی، از دانش شگرف، خلاقیت یگانه و رنج هجران وطنی بگوید که سالهاست بیضایی را از ما دور نگهداشته، اما اندیشهاش را نه؟
بیضایی زنده است؛
در واژهها،
در صحنهها،
در حافظه فرهنگی ما.
به قول بیضایی:
"آنچه میماند، اندیشه است."
بهرام بیضایی، متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود و آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» از مهمترین کارهای او به شمار میروند.
او در کنار فعالیت هنری، پژوهشگری برجسته در حوزه اسطورهشناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سالهای پایانی عمر خود را در تبعید و تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.
🆔 @Sayehsokhan
Instagram
@stanfordiranianstudies
We are heartbroken to share the passing of a towering figure of Iranian literature and art, our esteemed colleague of the past fifteen years, Bahram Beyzaie (1938-2025). He passed away on his eighty-seventh birthday—the fifth of Dey, a date designated as…
❤15
✅سیمای دو زن
✍️علیاکبر سعیدی سیرجانی
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
🍃🍃
@bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
✍️علیاکبر سعیدی سیرجانی
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هردو سرودهٔ «نظامی گنجوی» سرایندهٔ توانمند ایرانی هستند.
منظومهٔ «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و یادی است از معشوقهٔ از کفرفتهٔ دوران جوانی نظامی به نام «آفاق». به نحوی که در این هشتصد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید؛ و «لیلی و مجنون» هم داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهرهٔ زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست. در این سرزمین پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه عاشقانهای رد و بدل کنند.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار. نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهٔ استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند و زندانبانش، زن فلکزدهای است به نام مادر که به فرمان شفاعتناپذیر شوهر مجبور است رابطهٔ دخترش را با جهان خارج قطع کند.
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست. شیرین، دستپروردهٔ زنی است که به گفتهٔ نظامی: «ز مردان بیشتر دارد سترگی». شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد برمینشیند و با جماعتی از دختران همسنوسال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتبخانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهٔ نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این است تصویری از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب و جایگاه زن در ایران.
🍃🍃
@bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
❤19
سراب آرزو_ایرج بسطامی
@jarasmusic
«سراب آرزو»
بازخوانی: #ایرج_بسطامی
آهنگ: #پرویز_یاحقی
شعر: #بیژن_ترقی
دستگاه/آواز: ابوعطا
منم چو چشمهی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه و فسانهام
بلرزدم ز دل نسیمی
به وقت زندگی حبابم
در این زمانِ بی نشانهام
آرزو، آرزو، ای سراب بیکران
ای امید بی نشان
ای که شعلههای تو آتشم زند به جان
کانال موسیقی #جرس
⬇️⬇️⬇️
@jarasmusic
🆔 @Sayehsokhan
«سراب آرزو»
بازخوانی: #ایرج_بسطامی
آهنگ: #پرویز_یاحقی
شعر: #بیژن_ترقی
دستگاه/آواز: ابوعطا
منم چو چشمهی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه و فسانهام
بلرزدم ز دل نسیمی
به وقت زندگی حبابم
در این زمانِ بی نشانهام
آرزو، آرزو، ای سراب بیکران
ای امید بی نشان
ای که شعلههای تو آتشم زند به جان
کانال موسیقی #جرس
⬇️⬇️⬇️
@jarasmusic
🆔 @Sayehsokhan
❤13
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
برایان مگی در این جمله مرز روشنی میان «خوب زیستن» و «موفق بودن» میکشد. او زندگی را میدان مسابقه نمیبیند که ارزشش فقط با دستاوردها سنجیده شود، بلکه آن را تجربهای میداند که باید زیسته و چشیده شود. لذت بردن از زندگی، به معنای حضور آگاهانه، معنا یافتن در لحظهها و وفادار ماندن به ارزشهای شخصی است؛ حتی اگر به موفقیتهای بیرونی و قابلنمایش ختم نشود.
در بخش دوم، مگی به سوءتفاهم رایجی اشاره میکند که موفقیت را هدف نهایی زندگی میداند. او یادآور میشود که موفقیت، اگر هم حاصل شود، باید پیامد یک زندگی اصیل باشد نه معیار ارزش آن. از این نگاه، خوب زندگی کردن خود کفایت دارد؛ چراکه انسانی که با رضایت درونی زیسته، حتی بدون مدالها و عنوانها، به چیزی اساسیتر از موفقیت دست یافته است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
برایان مگی در این جمله مرز روشنی میان «خوب زیستن» و «موفق بودن» میکشد. او زندگی را میدان مسابقه نمیبیند که ارزشش فقط با دستاوردها سنجیده شود، بلکه آن را تجربهای میداند که باید زیسته و چشیده شود. لذت بردن از زندگی، به معنای حضور آگاهانه، معنا یافتن در لحظهها و وفادار ماندن به ارزشهای شخصی است؛ حتی اگر به موفقیتهای بیرونی و قابلنمایش ختم نشود.
در بخش دوم، مگی به سوءتفاهم رایجی اشاره میکند که موفقیت را هدف نهایی زندگی میداند. او یادآور میشود که موفقیت، اگر هم حاصل شود، باید پیامد یک زندگی اصیل باشد نه معیار ارزش آن. از این نگاه، خوب زندگی کردن خود کفایت دارد؛ چراکه انسانی که با رضایت درونی زیسته، حتی بدون مدالها و عنوانها، به چیزی اساسیتر از موفقیت دست یافته است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤15👍1