حجاز ( محمد موسوی)
Mohammad Musavi
تکنوازی نی در گوشه #حجاز آواز #ابوعطا.
نی :استاد محمد موسوی
موسیقی بیکلام
@matalebzib
قاصد روزان ابری
داروگ
کی میرسد باران؟!
#نیما_یوشیج
@matalebzib
نی :استاد محمد موسوی
موسیقی بیکلام
@matalebzib
قاصد روزان ابری
داروگ
کی میرسد باران؟!
#نیما_یوشیج
@matalebzib
❤4
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
#تیک_نات_هان در این جمله میگوید همیشه لازم نیست در برابر هر موقعیت، فوراً واکنش نشان دهیم یا کاری انجام دهیم. بسیاری از تصمیمهای عجولانه از اضطراب، ترس یا نیاز به کنترل ناشی میشوند و معمولاً نتیجه مطلوبی ندارند. گاهی «ایستادن»، «نظارهکردن» و «تنفسکشیدن» به ما اجازه میدهد وضعیت را بهتر ببینیم و از واکنشهای نسنجیده دور بمانیم. در این سکوت و مکث، وضوح بیشتری پیدا میکنیم.
بیعملی در این نگاه، نوعی انتخاب آگاهانه است. نه از روی تنبلی یا بیتفاوتی، بلکه از روی حکمت. یعنی انتخاب میکنیم فعلاً کاری نکنیم تا شرایط روشنتر شود، احساسات آرام بگیرند و پاسخ درست در زمان مناسب شکل بگیرد. این نوع بیعملی، عملِ متعالی حضور است: تصمیمی برای دخالت نکردن، تا مسیر خودش را نشان دهد و ما به جای واکنش، پاسخ بدهیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
#تیک_نات_هان در این جمله میگوید همیشه لازم نیست در برابر هر موقعیت، فوراً واکنش نشان دهیم یا کاری انجام دهیم. بسیاری از تصمیمهای عجولانه از اضطراب، ترس یا نیاز به کنترل ناشی میشوند و معمولاً نتیجه مطلوبی ندارند. گاهی «ایستادن»، «نظارهکردن» و «تنفسکشیدن» به ما اجازه میدهد وضعیت را بهتر ببینیم و از واکنشهای نسنجیده دور بمانیم. در این سکوت و مکث، وضوح بیشتری پیدا میکنیم.
بیعملی در این نگاه، نوعی انتخاب آگاهانه است. نه از روی تنبلی یا بیتفاوتی، بلکه از روی حکمت. یعنی انتخاب میکنیم فعلاً کاری نکنیم تا شرایط روشنتر شود، احساسات آرام بگیرند و پاسخ درست در زمان مناسب شکل بگیرد. این نوع بیعملی، عملِ متعالی حضور است: تصمیمی برای دخالت نکردن، تا مسیر خودش را نشان دهد و ما به جای واکنش، پاسخ بدهیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤9👏2
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
به همسرم/عزیزم هنگامی که کنار سفره نشستهایم، بگویم:
مرسی که هستی!
چه خوبه که دارمت!
از بودن در کنار تو احساس غرور و شادمانی میکنم!
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
به همسرم/عزیزم هنگامی که کنار سفره نشستهایم، بگویم:
مرسی که هستی!
چه خوبه که دارمت!
از بودن در کنار تو احساس غرور و شادمانی میکنم!
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤12
معجزه حضور و مهر مادر
"زن" یعنی آفرینشِ دوباره، یعنی سرچشمهی مهر بیپایان.
و "مادر" واژهای است که در قاموس هیچ زبانی، نمیگنجد؛ او خود معجزهی تکرارنشدنی خدا بر زمین است.
هر کجا که مهر مادری جاریست، زندگی شکوفا میشود.
بوی بهشت، استعارهایست از عطر نفسهای پر مهر مادرها
روز زن و روز مادر بر تمامی اعضای محترم و بانوان سرفراز ایران زمین خجسته باد.
یاد و خاطرهی مادران سفرکرده، گرامی باد
🆔 @Sayehsokhan
"زن" یعنی آفرینشِ دوباره، یعنی سرچشمهی مهر بیپایان.
و "مادر" واژهای است که در قاموس هیچ زبانی، نمیگنجد؛ او خود معجزهی تکرارنشدنی خدا بر زمین است.
هر کجا که مهر مادری جاریست، زندگی شکوفا میشود.
بوی بهشت، استعارهایست از عطر نفسهای پر مهر مادرها
روز زن و روز مادر بر تمامی اعضای محترم و بانوان سرفراز ایران زمین خجسته باد.
یاد و خاطرهی مادران سفرکرده، گرامی باد
🆔 @Sayehsokhan
❤19👏2
🎉 امروز، روز عشاق و علاقمندان کتابه! 🎉
🌟 بیستم هر ماه، با تخفیف ۲۰٪ در خدمت شما عزیزان هستیم 🌟
📚 اگه دنبال کتابهایی برای #رشد_فردی، #خودیاری، #فرزندپروری #رواندرمانی، یا #مهارتهای_ارتباطی هستید، امروز بهترین فرصت برای تهیهی آنهاست!
همهی کتابهای نشر #سایه_سخن فقط تا پایان امروز با ۲۰٪ تخفیف در دسترس شماست.
💻 سایت ما اینجاست:
🔗 www.sayehsokhan.com
👇 برای راحتی، مستقیم برید سراغ دستهبندی مورد نظرتون:
🔹 [تئوری انتخاب]
🔹 [روانشناسی ACT]
🔹 [روانشناسی مثبتگرا]
🔹 [زوجدرمانی و روابط زناشویی]
🔹 [کتابهای صوتی]
انواع کارتها
انواع کتابهای صوتی
📦 با یک کلیک، کتاب رو انتخاب کن و در خانه تحویل بگیر!
📲 ما اینجاییم:
🆔 @SayehSokhan
🌟 بیستم هر ماه، با تخفیف ۲۰٪ در خدمت شما عزیزان هستیم 🌟
📚 اگه دنبال کتابهایی برای #رشد_فردی، #خودیاری، #فرزندپروری #رواندرمانی، یا #مهارتهای_ارتباطی هستید، امروز بهترین فرصت برای تهیهی آنهاست!
همهی کتابهای نشر #سایه_سخن فقط تا پایان امروز با ۲۰٪ تخفیف در دسترس شماست.
💻 سایت ما اینجاست:
🔗 www.sayehsokhan.com
👇 برای راحتی، مستقیم برید سراغ دستهبندی مورد نظرتون:
🔹 [تئوری انتخاب]
🔹 [روانشناسی ACT]
🔹 [روانشناسی مثبتگرا]
🔹 [زوجدرمانی و روابط زناشویی]
🔹 [کتابهای صوتی]
انواع کارتها
انواع کتابهای صوتی
📦 با یک کلیک، کتاب رو انتخاب کن و در خانه تحویل بگیر!
📲 ما اینجاییم:
🆔 @SayehSokhan
👏5
#از_شما
.
سایهسار مهر؛ به یاد خواهری که تکیهگاه کودکی ما بود
ده سال بیشتر نداشتم؛ تازه سال سوم دبستانم تمام شده بود و مهران، کوچکترین عضو خانواده، حدود یک سال داشت. خانوادهی ما پنج فرزند بودیم: مینا، نخستین فرزند خانواده که دو سال از من بزرگتر بود؛ من؛ سپس مهرداد؛ بعد از او میترا که دو سال از مهرداد کوچکتر بود، و در نهایت مهران که تولدش همزمان شد با فقدان بزرگ دیگری: مرگ پدربزرگ.
مادر، با روحیهای عاطفی و احساسی، دلبستگی ژرفی به پدر خود داشت. او در کودکی دو برادرش را از دست داده بود و این غمِ دیرپا، در آن دوران پرالتهاب بارداری، با اندوه مرگ پدرش گره خورد و او را دچار بحران عصبی شدیدی کرد. بهقدری که پدر ناچار شد برای درمان، او را بیش از یک ماه به بیمارستانی در تهران بسپارد. در این مدت، ما پنج فرزند در خانهی پدری، کنار مادربزرگ زندگی میکردیم؛ مادربزرگی که خود نیز ناتوان و بیمار احوال بود.
روزهای سختی بود؛ پدر درگیر کار و نگرانی، مادری که در بیمارستان تحت درمان بود، و نوزادی یکساله که نبودن مادر نگهداریاش را دشوار میکرد. اما در میان همهی آن آشوبها و سختیها، یک تکیهگاه آرام و کوچک اما بزرگقامت در کنارمان بود: مینا.
او تنها دوازده سال داشت، سنی که معمولاً کودکان تازه معنای مسئولیت را میفهمند، اما مینا انگار سالها پیشتر از سن واقعیاش بزرگ شده بود. در کنار مادربزرگ، که توان چندانی در اداره خانه نداشت، مینا بار همهی امور خانه را به دوش میکشید. درحالیکه هنوز کودکی بیش نبود، باید هم به درسهایش میرسید ــ که همیشه جزو شاگردان بااخلاق و زرنگ کلاس بود ــ و هم از چهار کودک دیگر مراقبت میکرد، بهویژه مهران یکساله که تر و خشک کردنش کاری طاقتفرسا و وقتگیر بود.
در همان روزها بود که برای نخستین بار مفهوم «بزرگی» را نه در قامت آدمهای بزرگسال، که در چهرهی یک دختر دوازدهساله دیدم. هرگاه از کارهای روزانه لحظهای فراغت پیدا میکرد، او را در گوشهای آرام و خلوت میدیدم؛ نشسته با کتابهایش، در سکوتی شکسته از صدای گریهی آرامی که از چشمهای خستهاش جاری بود. اما همین اشکها نیز هرگز به شکوه یا گلایه نمیانجامید. هیچگاه به یاد ندارم که در آن روزهای سخت صدایی از او بلند شده باشد، فریادی، گلهای، اعتراضی… تنها آرامش، تلاش، و مهری بیدریغ.
آن روزها ما هنوز کودک بودیم و نمیتوانستیم عمق رفتار او را درک کنیم. اما مینا در دل همهی ما بذری از محبت و اعتماد کاشت که تا آخرین روز زندگیاش در وجودمان ماندگار ماند. حضور او خلا نبودِ مادر را برایمان پر میکرد. نگاه مهربان و همیشه نگرانش نسبت به تکتک اعضای خانواده، پیوندی بود که گویی از جان او میجوشید؛ پیوندی که هرگز گسستنی نبود.
مینا از معدود زنانی بود که عشق به کتاب، دانش و بحثهای فکری جزء جداییناپذیر زندگیاش بود. ذهنی روشن، کنجکاو و همیشه در جستوجوی فهم عمیقتر. حتی در ماههای بیماریاش ــ روزهایی که تنش زیر فشار رنج میلرزید ــ دست از مطالعه برنداشت. به یاد دارم چگونه با کتابهای روانشناسی مثبت، در پی یافتن ذرهای آرامش درونی بود، آرامشی که در تمام عمرش سخاوتمندانه به دیگران بخشیده بود.
یاد او، نه تنها سوگِ انسانی شریف و یگانه است، بلکه چراغی است که راه فهم عشق، مسئولیت و بزرگواریِ بیصدا را برایمان روشن میکند. حضور او، چه در روزهای کودکی و چه در سالهای پختگی، همواره معنای مهر و فداکاری را برای ما بازتعریف میکرد. اکنون که در نبودش به گذشته مینگرم، درمییابم که هر لحظه از زندگیاش درسی بود برای بهتر شدن، برای انسانتر زیستن، برای قدر دانستن یکدیگر.
روحش شاد و یادش، همچون نوری آرام و پایدار، تا همیشه در دل ما روشن خواهد ماند.
.
با سپاس و قدردانی فراوان از استاد طالبی طاهر و شادی روح بلند خواهر مهربانش که به راستی معلمی فرهیخته، صبور و مبارز بود.
🆔 @Sayehsokhan
.
سایهسار مهر؛ به یاد خواهری که تکیهگاه کودکی ما بود
ده سال بیشتر نداشتم؛ تازه سال سوم دبستانم تمام شده بود و مهران، کوچکترین عضو خانواده، حدود یک سال داشت. خانوادهی ما پنج فرزند بودیم: مینا، نخستین فرزند خانواده که دو سال از من بزرگتر بود؛ من؛ سپس مهرداد؛ بعد از او میترا که دو سال از مهرداد کوچکتر بود، و در نهایت مهران که تولدش همزمان شد با فقدان بزرگ دیگری: مرگ پدربزرگ.
مادر، با روحیهای عاطفی و احساسی، دلبستگی ژرفی به پدر خود داشت. او در کودکی دو برادرش را از دست داده بود و این غمِ دیرپا، در آن دوران پرالتهاب بارداری، با اندوه مرگ پدرش گره خورد و او را دچار بحران عصبی شدیدی کرد. بهقدری که پدر ناچار شد برای درمان، او را بیش از یک ماه به بیمارستانی در تهران بسپارد. در این مدت، ما پنج فرزند در خانهی پدری، کنار مادربزرگ زندگی میکردیم؛ مادربزرگی که خود نیز ناتوان و بیمار احوال بود.
روزهای سختی بود؛ پدر درگیر کار و نگرانی، مادری که در بیمارستان تحت درمان بود، و نوزادی یکساله که نبودن مادر نگهداریاش را دشوار میکرد. اما در میان همهی آن آشوبها و سختیها، یک تکیهگاه آرام و کوچک اما بزرگقامت در کنارمان بود: مینا.
او تنها دوازده سال داشت، سنی که معمولاً کودکان تازه معنای مسئولیت را میفهمند، اما مینا انگار سالها پیشتر از سن واقعیاش بزرگ شده بود. در کنار مادربزرگ، که توان چندانی در اداره خانه نداشت، مینا بار همهی امور خانه را به دوش میکشید. درحالیکه هنوز کودکی بیش نبود، باید هم به درسهایش میرسید ــ که همیشه جزو شاگردان بااخلاق و زرنگ کلاس بود ــ و هم از چهار کودک دیگر مراقبت میکرد، بهویژه مهران یکساله که تر و خشک کردنش کاری طاقتفرسا و وقتگیر بود.
در همان روزها بود که برای نخستین بار مفهوم «بزرگی» را نه در قامت آدمهای بزرگسال، که در چهرهی یک دختر دوازدهساله دیدم. هرگاه از کارهای روزانه لحظهای فراغت پیدا میکرد، او را در گوشهای آرام و خلوت میدیدم؛ نشسته با کتابهایش، در سکوتی شکسته از صدای گریهی آرامی که از چشمهای خستهاش جاری بود. اما همین اشکها نیز هرگز به شکوه یا گلایه نمیانجامید. هیچگاه به یاد ندارم که در آن روزهای سخت صدایی از او بلند شده باشد، فریادی، گلهای، اعتراضی… تنها آرامش، تلاش، و مهری بیدریغ.
آن روزها ما هنوز کودک بودیم و نمیتوانستیم عمق رفتار او را درک کنیم. اما مینا در دل همهی ما بذری از محبت و اعتماد کاشت که تا آخرین روز زندگیاش در وجودمان ماندگار ماند. حضور او خلا نبودِ مادر را برایمان پر میکرد. نگاه مهربان و همیشه نگرانش نسبت به تکتک اعضای خانواده، پیوندی بود که گویی از جان او میجوشید؛ پیوندی که هرگز گسستنی نبود.
مینا از معدود زنانی بود که عشق به کتاب، دانش و بحثهای فکری جزء جداییناپذیر زندگیاش بود. ذهنی روشن، کنجکاو و همیشه در جستوجوی فهم عمیقتر. حتی در ماههای بیماریاش ــ روزهایی که تنش زیر فشار رنج میلرزید ــ دست از مطالعه برنداشت. به یاد دارم چگونه با کتابهای روانشناسی مثبت، در پی یافتن ذرهای آرامش درونی بود، آرامشی که در تمام عمرش سخاوتمندانه به دیگران بخشیده بود.
یاد او، نه تنها سوگِ انسانی شریف و یگانه است، بلکه چراغی است که راه فهم عشق، مسئولیت و بزرگواریِ بیصدا را برایمان روشن میکند. حضور او، چه در روزهای کودکی و چه در سالهای پختگی، همواره معنای مهر و فداکاری را برای ما بازتعریف میکرد. اکنون که در نبودش به گذشته مینگرم، درمییابم که هر لحظه از زندگیاش درسی بود برای بهتر شدن، برای انسانتر زیستن، برای قدر دانستن یکدیگر.
روحش شاد و یادش، همچون نوری آرام و پایدار، تا همیشه در دل ما روشن خواهد ماند.
.
با سپاس و قدردانی فراوان از استاد طالبی طاهر و شادی روح بلند خواهر مهربانش که به راستی معلمی فرهیخته، صبور و مبارز بود.
🆔 @Sayehsokhan
❤28👏2
#باورهای #نلسون_ماندلا
✳ من باور دارم که......
همیشه باید کسانی را که صمیمانه دوستشان دارم با کلمات و #عبارات_زیبا و دوستانه ترک گویم، زیرا ممکن است آخرین باری باشد که آنها را میبینم.
❇من باور دارم که.......
زمینهها و #شرایط خانوادگی و اجتماعی بر آنچه که هستم تاثیرگذار بودهاند اما من خودم #مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
✅ من باور دارم که........
دو نفر ممکن است که دقیقا به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملا متفاوت را ببینند.
❇من باور دارم که.......
#شادترین مردم لزوما کسی که بهترین چیزها را دارد، نیست بلکه کسی است که از چیزهایی که دارد #بهترین_استفاده را می برد.
🆔 @Sayehsokhan
#باورهای #نلسون_ماندلا
✳ من باور دارم که......
همیشه باید کسانی را که صمیمانه دوستشان دارم با کلمات و #عبارات_زیبا و دوستانه ترک گویم، زیرا ممکن است آخرین باری باشد که آنها را میبینم.
❇من باور دارم که.......
زمینهها و #شرایط خانوادگی و اجتماعی بر آنچه که هستم تاثیرگذار بودهاند اما من خودم #مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
✅ من باور دارم که........
دو نفر ممکن است که دقیقا به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملا متفاوت را ببینند.
❇من باور دارم که.......
#شادترین مردم لزوما کسی که بهترین چیزها را دارد، نیست بلکه کسی است که از چیزهایی که دارد #بهترین_استفاده را می برد.
🆔 @Sayehsokhan
❤12👏6
🔖حجره خورشید؛ شرحی درخشان بر مقالات شمس تبریزی
کتاب «حجره خورشید» شرحی دقیق بر گفتارهای شمس تبریزی به قلم سودابه کریمی است، اثری که مهر تأیید و همراهی بزرگترین شمسشناس زمانۀ ما محمدعلی موحد را پیشانی خود دارد. این کتاب تلاش میکند لایههای عمیق عرفان و انسانشناسی در گفتار شمس را دسترسپذیرتر سازد. خواننده با هر بخش، گام به گام با هستیشناسی شمس آشنا میشود؛ از معنای عشق و نیاز تا راز حضور انسان در جهان.
در این پست تصویری، دکتر ایرج شهبازی (نویسنده، استاد دانشگاه و محقق ادبیات عرفانی) دربارهٔ این کتاب صحبت میکند و چشماندازی تازه میگشاید برای درک سخنان شمس.
📎تلگرام نشر روزنه
@kaleme
🆔 @Sayehsokhan
کتاب «حجره خورشید» شرحی دقیق بر گفتارهای شمس تبریزی به قلم سودابه کریمی است، اثری که مهر تأیید و همراهی بزرگترین شمسشناس زمانۀ ما محمدعلی موحد را پیشانی خود دارد. این کتاب تلاش میکند لایههای عمیق عرفان و انسانشناسی در گفتار شمس را دسترسپذیرتر سازد. خواننده با هر بخش، گام به گام با هستیشناسی شمس آشنا میشود؛ از معنای عشق و نیاز تا راز حضور انسان در جهان.
در این پست تصویری، دکتر ایرج شهبازی (نویسنده، استاد دانشگاه و محقق ادبیات عرفانی) دربارهٔ این کتاب صحبت میکند و چشماندازی تازه میگشاید برای درک سخنان شمس.
📎تلگرام نشر روزنه
@kaleme
🆔 @Sayehsokhan
Telegram
انتشارات روزنه
▪️حجره خورشید؛ شرحی درخشان بر مقالات شمس تبریزی
کتاب «حجره خورشید» شرحی دقیق بر گفتارهای شمس تبریزی به قلم سودابه کریمی است، اثری که مهر تأیید و همراهی بزرگترین شمسشناس زمانۀ ما محمدعلی موحد را پیشانی خود دارد. این کتاب تلاش میکند لایههای عمیق عرفان…
کتاب «حجره خورشید» شرحی دقیق بر گفتارهای شمس تبریزی به قلم سودابه کریمی است، اثری که مهر تأیید و همراهی بزرگترین شمسشناس زمانۀ ما محمدعلی موحد را پیشانی خود دارد. این کتاب تلاش میکند لایههای عمیق عرفان…
❤8
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این نگاهِ کازانتزاکیس به خدا، نگاهی سراسر تجربهزیسته، شاعرانه و عمیقاً انسانی است. او خدا را نه در مفاهیم سنگین، نه در مکاتب فلسفی، و نه در آسمانی دور از دسترس، بلکه در تجربههای کوچک، روزمره و بهظاهر عادی پیدا میکند. لحظههایی که آنقدر سادهاند که گاهی از کنارشان عبور میکنیم: یک لیوان آب سرد در گرما، خندهی کودک، نوازش یا حضور معشوق، یا قدمزدنی کوتاه زیر آسمان سحر. اینها برای او فقط لحظه نیستند؛ تجلیهایی هستند از نیرویی بزرگتر که در زندگی جاری است.
جملهی آخر اما هستهی اصلی پیام را روشن میکند: توانایی شناخت خدا زیر هر نقاب، نشانهی بیداری روح است. انسانی که چشم دل دارد، حضور امر قدسی را تنها در معبد و کتاب و آیین نمیجوید، بلکه در جریان معمول زندگی آن را میبیند. چنین انسانی نه فقط «ایمان» دارد، بلکه حساسیت دارد؛ حساسیت به معنا، به زیبایی، و به لحظههایی که زندگی را ارزشمند میکنند. در نگاه کازانتزاکیس، خدا همیشه هست—این ما هستیم که باید یاد بگیریم هرجا که لبخند زندگی پیدا میشود، او را بشناسیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این نگاهِ کازانتزاکیس به خدا، نگاهی سراسر تجربهزیسته، شاعرانه و عمیقاً انسانی است. او خدا را نه در مفاهیم سنگین، نه در مکاتب فلسفی، و نه در آسمانی دور از دسترس، بلکه در تجربههای کوچک، روزمره و بهظاهر عادی پیدا میکند. لحظههایی که آنقدر سادهاند که گاهی از کنارشان عبور میکنیم: یک لیوان آب سرد در گرما، خندهی کودک، نوازش یا حضور معشوق، یا قدمزدنی کوتاه زیر آسمان سحر. اینها برای او فقط لحظه نیستند؛ تجلیهایی هستند از نیرویی بزرگتر که در زندگی جاری است.
جملهی آخر اما هستهی اصلی پیام را روشن میکند: توانایی شناخت خدا زیر هر نقاب، نشانهی بیداری روح است. انسانی که چشم دل دارد، حضور امر قدسی را تنها در معبد و کتاب و آیین نمیجوید، بلکه در جریان معمول زندگی آن را میبیند. چنین انسانی نه فقط «ایمان» دارد، بلکه حساسیت دارد؛ حساسیت به معنا، به زیبایی، و به لحظههایی که زندگی را ارزشمند میکنند. در نگاه کازانتزاکیس، خدا همیشه هست—این ما هستیم که باید یاد بگیریم هرجا که لبخند زندگی پیدا میشود، او را بشناسیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤18👏5
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
به اتفاق یکی از دوستانم کاری را انجام دهیم که او دوست دارد ولی من به آن علاقه ندارم. با این کار #پذیرش خود را محک میزنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
به اتفاق یکی از دوستانم کاری را انجام دهیم که او دوست دارد ولی من به آن علاقه ندارم. با این کار #پذیرش خود را محک میزنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤8👏8
#از_شما
*❣به نام خالق مهر و هستی❣*
*💐🌿 بامداد آدینهتان سرشار از عشق، مهربانی و آرامش باد 🌸🍃💞*
در زندگی، رخدادهایی پیش میآید که در لحظه تلخ و سنگین هستند، اما بسیاری از آنها معنا و ضرورت خود را در گذر زمان آشکار میکنند.
چهبسا همان اتفاقی که ابتدا رنجمان داد، ما را به نقطهای رساند که جز با عبور از آن مرحله ممکن نبود.
در عین حال، انسان برای رسیدن به آرزوهایش بیتاب است و راههای گوناگونی را میآزماید. امّا دستاوردی که بر پایه خطا یا آسیب بنا شده باشد، آرامش، ماندگاری و رضایت حقیقی نمیآورد. هیچ مقصدی ارزش از دست دادن انسانیت را ندارد، و درست در همینجاست که تفاوت نیتهای پاک با نیتهای نادرست روشن میشود. کسی که با نیت درست گام برمیدارد—حتی اگر مسیرش دشوارتر باشد—با ذهنی آرامتر و وجدانی آسودهتر پیش میرود.
*✅ موفقیت حقیقی تنها مقصد نیست؛ انسانیست که در مسیر به آن تبدیل میشوی.*
🌺🌿🌸🌾🌺🌿🌸🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس از مهندس فرقانی بزرگوار
🆔 @Sayehsokhan
*❣به نام خالق مهر و هستی❣*
*💐🌿 بامداد آدینهتان سرشار از عشق، مهربانی و آرامش باد 🌸🍃💞*
در زندگی، رخدادهایی پیش میآید که در لحظه تلخ و سنگین هستند، اما بسیاری از آنها معنا و ضرورت خود را در گذر زمان آشکار میکنند.
چهبسا همان اتفاقی که ابتدا رنجمان داد، ما را به نقطهای رساند که جز با عبور از آن مرحله ممکن نبود.
در عین حال، انسان برای رسیدن به آرزوهایش بیتاب است و راههای گوناگونی را میآزماید. امّا دستاوردی که بر پایه خطا یا آسیب بنا شده باشد، آرامش، ماندگاری و رضایت حقیقی نمیآورد. هیچ مقصدی ارزش از دست دادن انسانیت را ندارد، و درست در همینجاست که تفاوت نیتهای پاک با نیتهای نادرست روشن میشود. کسی که با نیت درست گام برمیدارد—حتی اگر مسیرش دشوارتر باشد—با ذهنی آرامتر و وجدانی آسودهتر پیش میرود.
*✅ موفقیت حقیقی تنها مقصد نیست؛ انسانیست که در مسیر به آن تبدیل میشوی.*
🌺🌿🌸🌾🌺🌿🌸🌾
محمدحسین فرقانی
با سپاس از مهندس فرقانی بزرگوار
🆔 @Sayehsokhan
❤10👍3
پدر -یادش بخیر- میگفت؛ رفاقت را نوبتی نکنید. نوبتی رابطه را نابود و نفله میکند. نوبتی تماس نگیرید. نوبتی به هم سر نزنید. نوبتی مهمانی ندهید. نان و سفره را نوبتی نکنید. دوست داشتن «قَرت و فَرت»۱ نیست که یکی بدهد و دیگری پس بدهد. میگفت؛ رابطه آلاکلنگی عاقبتش سرنگونی است.
میگفت؛ نگویید او دو بار سلام کرده و من سه بار. نشمارید یکبار آنها آمدهاند و دو بار ما رفتهایم. میگفت حساب و کتاب برکت را از دوستی و رفاقت میبَرَد. نوبتی کفن رابطه است!
میگفت؛ آدم «آش میزونی»۲ نباشید. آش میزونی یعنی چه؟ یعنی آش فقط به اندازه آدمها! میگفت، برای دوست و رفیق و قوم و خویش بی حساب و کتاب باشید. برای رفاقت نشمارید. به پای رفاقت بریزید. رفاقت و ریخت و پاش. ده نفر اگر مهمان دارید به اندازه پانزده نفر میزبانی کنید.
میگفت؛ رابطه مثل نَفَس است. باید در هر لحظه جاری باشد. بی اجازه بجوشد. بی نوبت بیاید. سرزده برود. آدم برای نفس کشیدن که وقت و وعده نمیگذارد!
میگفت؛ منتظر نوبت نمانید. نوبتی دوست نداشته باشید. نوبتی دشمنی نکنید. نوبتی مهمانی ندهید. نوبتی احوال نپرسید. نان نوبتی نخورید. آدمها خستهاند. سرشان شلوغ است. دستشان بند است. پایشان گیر است. دلشان پر است. ذهنشان درگیر است. آدمها فراموشکارند. یک روز یکی نوبت را فراموش میکند و مرگ رابطه و رفاقت فرا میرسد!
پ.ن
۱، بده بستان.
۲، آشی که دقیق به اندازه مهمانها پخته شود. صفتی برای آدمهای آزمند و طماع.
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
میگفت؛ نگویید او دو بار سلام کرده و من سه بار. نشمارید یکبار آنها آمدهاند و دو بار ما رفتهایم. میگفت حساب و کتاب برکت را از دوستی و رفاقت میبَرَد. نوبتی کفن رابطه است!
میگفت؛ آدم «آش میزونی»۲ نباشید. آش میزونی یعنی چه؟ یعنی آش فقط به اندازه آدمها! میگفت، برای دوست و رفیق و قوم و خویش بی حساب و کتاب باشید. برای رفاقت نشمارید. به پای رفاقت بریزید. رفاقت و ریخت و پاش. ده نفر اگر مهمان دارید به اندازه پانزده نفر میزبانی کنید.
میگفت؛ رابطه مثل نَفَس است. باید در هر لحظه جاری باشد. بی اجازه بجوشد. بی نوبت بیاید. سرزده برود. آدم برای نفس کشیدن که وقت و وعده نمیگذارد!
میگفت؛ منتظر نوبت نمانید. نوبتی دوست نداشته باشید. نوبتی دشمنی نکنید. نوبتی مهمانی ندهید. نوبتی احوال نپرسید. نان نوبتی نخورید. آدمها خستهاند. سرشان شلوغ است. دستشان بند است. پایشان گیر است. دلشان پر است. ذهنشان درگیر است. آدمها فراموشکارند. یک روز یکی نوبت را فراموش میکند و مرگ رابطه و رفاقت فرا میرسد!
پ.ن
۱، بده بستان.
۲، آشی که دقیق به اندازه مهمانها پخته شود. صفتی برای آدمهای آزمند و طماع.
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
👍22❤5👏3
گفتگو با استاد ملکیان
ساسان حبیب وند- مصطفی ملکیان
🌀 گفتگو با استاد ملکیان
ساسان حبیبوند- مصطفی ملکیان
جلسه نخست، سپتامبر ۲۰۲۳
در این نشستها که محتوای آن برای استفاده علاقمندان منتشر میشود با استاد گرامی درباب موضوعات مورد علاقه مشترک در زمینه های فلسفی، عرفانی و روانشناختی گفتگو کردهایم. همچنین از دیدگاه های ایشان در خصوص آثار این قلم از جمله رمان فلسفی-روانشناختی «بندباز» بهره گرفتهام.
با سپاس از استاد عزیز بابت صرف وقت و محبتشان در انجام این گفتگوها.
ساسان حبیبوند
📌 مباحث این نشست:
🔹 بخش اول:
- جبر یا اختیار؟
- نظریه یکپارچگی جهان
- اشکال به مفهوم علیت
🔹 بخش دوم: رمان "بندباز"
لایههای معنایی پیام کتاب از نظر استاد:
- فلسفی_عرفانی
- روانشناختی
- اخلاقی
- اخلاق عملی
🔹 بخش سوم: خطای رایج درباره فلسفه
- سخن عرفا، فلسفی است
- نقد دیدگاه دکتر سروش درباره مولوی
- عرفان، زیرمجموعه فلسفه است.
- علوم تجربی، تابع فلسفه است.
- فرق فلسفه بعنوان فرآیند و فلسفه بعنوان فرآورده
t.me/sasanhabibvand
🆔 @Sayehsokhan
ساسان حبیبوند- مصطفی ملکیان
جلسه نخست، سپتامبر ۲۰۲۳
در این نشستها که محتوای آن برای استفاده علاقمندان منتشر میشود با استاد گرامی درباب موضوعات مورد علاقه مشترک در زمینه های فلسفی، عرفانی و روانشناختی گفتگو کردهایم. همچنین از دیدگاه های ایشان در خصوص آثار این قلم از جمله رمان فلسفی-روانشناختی «بندباز» بهره گرفتهام.
با سپاس از استاد عزیز بابت صرف وقت و محبتشان در انجام این گفتگوها.
ساسان حبیبوند
📌 مباحث این نشست:
🔹 بخش اول:
- جبر یا اختیار؟
- نظریه یکپارچگی جهان
- اشکال به مفهوم علیت
🔹 بخش دوم: رمان "بندباز"
لایههای معنایی پیام کتاب از نظر استاد:
- فلسفی_عرفانی
- روانشناختی
- اخلاقی
- اخلاق عملی
🔹 بخش سوم: خطای رایج درباره فلسفه
- سخن عرفا، فلسفی است
- نقد دیدگاه دکتر سروش درباره مولوی
- عرفان، زیرمجموعه فلسفه است.
- علوم تجربی، تابع فلسفه است.
- فرق فلسفه بعنوان فرآیند و فلسفه بعنوان فرآورده
t.me/sasanhabibvand
🆔 @Sayehsokhan
❤6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این جملهی ادوارد یانگ یادآوری میکند که برخی چیزها در زندگی ممکن است بدون تلاش مستقیم به ما برسند؛ مثل مقام، شهرت یا ثروت که گاهی نتیجهی شانس، شرایط یا جایگاهی است که در آن به دنیا آمدهایم. اما اینها هیچکدام معیار ارزش واقعی انسان نیستند، چون ناپایدارند و میتوانند همانگونه که آمدهاند، از دست بروند.
در مقابل، خرد چیزی است که هرگز ناگهانی و اتفاقی به دست نمیآید. خرد محصول تجربه، تفکر، یادگیری، و مهمتر از همه، صداقت با خود است. باید برایش وقت گذاشت، درد رشدش را پذیرفت و آن را مانند گنجی درونی پرورش داد. این جمله دعوتی است برای اینکه بهجای تکیه بر دستاوردهای بیرونی، روی آنچه شخصیت و کیفیت زندگی ما را میسازد سرمایهگذاری کنیم: خرد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
این جملهی ادوارد یانگ یادآوری میکند که برخی چیزها در زندگی ممکن است بدون تلاش مستقیم به ما برسند؛ مثل مقام، شهرت یا ثروت که گاهی نتیجهی شانس، شرایط یا جایگاهی است که در آن به دنیا آمدهایم. اما اینها هیچکدام معیار ارزش واقعی انسان نیستند، چون ناپایدارند و میتوانند همانگونه که آمدهاند، از دست بروند.
در مقابل، خرد چیزی است که هرگز ناگهانی و اتفاقی به دست نمیآید. خرد محصول تجربه، تفکر، یادگیری، و مهمتر از همه، صداقت با خود است. باید برایش وقت گذاشت، درد رشدش را پذیرفت و آن را مانند گنجی درونی پرورش داد. این جمله دعوتی است برای اینکه بهجای تکیه بر دستاوردهای بیرونی، روی آنچه شخصیت و کیفیت زندگی ما را میسازد سرمایهگذاری کنیم: خرد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤11👍6👏5
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
به خود بگویم مگر نه اینکه من مدت کوتاهی بر روی این کره خاکی زندگی میکنم، پس چرا خودم را وقف یک تجربه فوقالعاده نکنم؟
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
به خود بگویم مگر نه اینکه من مدت کوتاهی بر روی این کره خاکی زندگی میکنم، پس چرا خودم را وقف یک تجربه فوقالعاده نکنم؟
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
❤16
📖📖📖
*ازشنبه کتاب می خوانم*
روزها، هفتهها و ماهها چرخیدند و باز رسیدیم به «هفته کتاب». برای من که از کودکی، حتی پیش از مدرسه رفتن، بزرگترین دلخوشیام به کتابخواندن است این پرسش پیش آمد که: *اگر کتاب نخوانیم چه میشود*؟ چند پاسخ نوشتهام بیهیچ آدابی و ترتیبی:
اگر کتاب نخوانیم، *حرفهای سطحی را بهجای حرف علمی میپذیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *به ابتذال مجریان و برنامههای تلویزیون دلخوش میشویم*.
اگر کتاب نخوانیم، *خیال میکنیم از همهچیز باخبریم و در همهچیز تخصص داریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *در لکههای فنجان قهوه و فرکانس کائنات دنبال تقدیرمان میگردیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *بدون تخصص و شایستگی هر مقام و منصبی را میپذیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *عنوانمان از خودمان مهمتر میشود و از اینکه ناگهان دکتر ، مهندس و وکیل شدهایم خوشمان میآید*.
اگر کتاب نخوانیم، *زبانمان فقیر، محدود و پرغلط میشود و مانند مقامات مسئول و مجریان تلویزیون، سطحی و نادرست حرفمیزنیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *بسیار بیشتر از آنچه میدانیم، حرف میزنیم و حتی سخنرانی میکنیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *حتی اگر استاد باشیم، دانشجو را وادار میکنیم که مقالهاش را بهنام ما کند که امتیاز بگیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *خیال میکنیم مداحان عالمان دین هستند و سلبریتیها هنرمندند و بلاگرها، مبارزان نستوه*.
اگر کتاب نخوانیم، *گمان میکنیم هرکس که چشمانش را خمار کرد، میتواند شرح مثنوی بگوید و از عرفان دم بزند، حتی با شعرهای سست و جعلی*.
اسماعیل امینی | شاعر و نویسنده
پی نوشت نگارنده : بد نیست روزی حداقل یک الی دوساعت به موبایل هایمان خیانت کنیم و کتاب ها را از کتابخانه ها و پستوها بیرون بیاوریم و در مقابل چشمانمان بگذاریم و بخوانیم و بیندیشیم !
هفتهای سرشار از رشد و آگاهی و شکوفایی برای مردم سرزمینمان ایران آرزومندم.
🆔 @Sayehsokhan
*ازشنبه کتاب می خوانم*
روزها، هفتهها و ماهها چرخیدند و باز رسیدیم به «هفته کتاب». برای من که از کودکی، حتی پیش از مدرسه رفتن، بزرگترین دلخوشیام به کتابخواندن است این پرسش پیش آمد که: *اگر کتاب نخوانیم چه میشود*؟ چند پاسخ نوشتهام بیهیچ آدابی و ترتیبی:
اگر کتاب نخوانیم، *حرفهای سطحی را بهجای حرف علمی میپذیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *به ابتذال مجریان و برنامههای تلویزیون دلخوش میشویم*.
اگر کتاب نخوانیم، *خیال میکنیم از همهچیز باخبریم و در همهچیز تخصص داریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *در لکههای فنجان قهوه و فرکانس کائنات دنبال تقدیرمان میگردیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *بدون تخصص و شایستگی هر مقام و منصبی را میپذیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *عنوانمان از خودمان مهمتر میشود و از اینکه ناگهان دکتر ، مهندس و وکیل شدهایم خوشمان میآید*.
اگر کتاب نخوانیم، *زبانمان فقیر، محدود و پرغلط میشود و مانند مقامات مسئول و مجریان تلویزیون، سطحی و نادرست حرفمیزنیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *بسیار بیشتر از آنچه میدانیم، حرف میزنیم و حتی سخنرانی میکنیم*.
اگر کتاب نخوانیم، *حتی اگر استاد باشیم، دانشجو را وادار میکنیم که مقالهاش را بهنام ما کند که امتیاز بگیریم*.
اگر کتاب نخوانیم، *خیال میکنیم مداحان عالمان دین هستند و سلبریتیها هنرمندند و بلاگرها، مبارزان نستوه*.
اگر کتاب نخوانیم، *گمان میکنیم هرکس که چشمانش را خمار کرد، میتواند شرح مثنوی بگوید و از عرفان دم بزند، حتی با شعرهای سست و جعلی*.
اسماعیل امینی | شاعر و نویسنده
پی نوشت نگارنده : بد نیست روزی حداقل یک الی دوساعت به موبایل هایمان خیانت کنیم و کتاب ها را از کتابخانه ها و پستوها بیرون بیاوریم و در مقابل چشمانمان بگذاریم و بخوانیم و بیندیشیم !
هفتهای سرشار از رشد و آگاهی و شکوفایی برای مردم سرزمینمان ایران آرزومندم.
🆔 @Sayehsokhan
❤19👏7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤎
مادر از همهی ما ضعیفتر بود...
نه بخاطر غصههای مشترکمان
بلکه بخاطر غصههای خصوصی
هر کدام از ما که خورده بود...
زن بودن اگر آزادی نباشد، درد است و اگر
فهم نباشد، زخم است و اگر حمایت نباشد،
تنهایی است....
شما زن ها را نمیشناسید،
زنها عاشقان واقعی هستند...
اگر آن مردی که باید باشد ، باشد...
🇯🇴🇮🇳 👈🏾👈🏾
https://t.me/majallezendegii
روز مادر و روز زن، یادآور این حقیقت است که جهان نه با سرعتِ زمان، بلکه با عمقِ حضور زن معنا پیدا میکند. زنانی که درسکوت، جهان را از درون میسازند؛ نه با هیاهو، بلکه با نیرویی که فیلسوفان آن را «توانِ آفرینشِ بیصدا» مینامند.
مادران و زنان، تنها نقشآفرینان زندگی نیستند؛ آنان ریشههای پنهانِ پایداری و خرد در هر جامعهاند. هر جا که مهربانی، شهامت یا روشنبینی دیده میشود، ردّی از نگاه یک زن درمیان است.
🆔 @Sayehsokhan
مادر از همهی ما ضعیفتر بود...
نه بخاطر غصههای مشترکمان
بلکه بخاطر غصههای خصوصی
هر کدام از ما که خورده بود...
#فراتنس_کافکا
زن بودن اگر آزادی نباشد، درد است و اگر
فهم نباشد، زخم است و اگر حمایت نباشد،
تنهایی است....
#سیمین_دانشور
شما زن ها را نمیشناسید،
زنها عاشقان واقعی هستند...
اگر آن مردی که باید باشد ، باشد...
🇯🇴🇮🇳 👈🏾👈🏾
https://t.me/majallezendegii
روز مادر و روز زن، یادآور این حقیقت است که جهان نه با سرعتِ زمان، بلکه با عمقِ حضور زن معنا پیدا میکند. زنانی که درسکوت، جهان را از درون میسازند؛ نه با هیاهو، بلکه با نیرویی که فیلسوفان آن را «توانِ آفرینشِ بیصدا» مینامند.
مادران و زنان، تنها نقشآفرینان زندگی نیستند؛ آنان ریشههای پنهانِ پایداری و خرد در هر جامعهاند. هر جا که مهربانی، شهامت یا روشنبینی دیده میشود، ردّی از نگاه یک زن درمیان است.
🆔 @Sayehsokhan
👏14❤10