أمهمانی ادگار
ادگار، پیرمردی ۹۶ ساله، به پسرش میگوید:
• پسرم… (پسرش ۶۲ ساله است)
• بله پدر! بفرمایید.
• میخواهم با دوستانم یک دورهمی بگذارم و میخواهم در برگزاریاش کمکم کنی.
• حتماً پدر، نگران نباشید، کمکتان میکنم.
• کمکم در چه کاری؟
• در مهمانی، پدر!!!
• آهااا بله!!! همین الآن یادم رفت!
آن بعدازظهر، پسرش پدر را به آشپزخانه صدا میزند و برگهای را که روی یخچال چسبانده، به او نشان میدهد که رویش نوشته:
۱- قهوه سرو کن.
۲- ساندویچها را سرو کن.
۳- نوشابه و نوشیدنیها را سرو کن.
۴- کیک را سرو کن.
ادگار گفت:
• عالیه! حالا دیگر مشکلی نخواهم داشت.
• ممنون پسرم!
آن بعدازظهر، دوستانش رسیدند. هیچکدام کمتر از ۸۰ سال نداشتند.
ادگار، که میزبان خوبی بود، آنها را به سالن غذاخوری راهنمایی کرد و خودش به آشپزخانه رفت.
و خواند:
۱- قهوه سرو کن.
و برای دوستانش قهوه آورد.
بعد از مدتی صحبت، ادگار که کمی مضطرب شده بود، دوباره به آشپزخانه رفت و خواند:
۱- قهوه سرو کن.
و دوباره برایشان قهوه ریخت…
و این کار را چهار بار تکرار کرد.
در پایان، دوستانش خداحافظی کردند و رفتند.
یکی از آنها در راه به دیگری گفت:
• تیتو، متوجه شدی؟ چه میزبان بدی بود ادگار… حتی یک فنجان قهوه هم برایمان نیاورد!!!
تیتو جواب داد:
• ادگار؟ دربارهی چه کسی حرف میزنی؟
آن شب، پسر ادگار به خانهی پدرش برگشت و با تعجب دید که ساندویچها، نوشیدنیها و کیک هنوز دستنخوردهاند. از پدرش پرسید:
• پدر، چی شد؟
ادگار جواب داد:
• پسرم، باور نمیکنی! هیچکدامشان نیامدند…
نتیجهی داستان:
بیایید همین حالا دور هم جمع شویم، تا زمانی که هنوز یکدیگر را به یاد میآوریم و میشناسیم…
👌 یکی از دوستانم این را برایم فرستاده، ولی یادم نمیآید کدامشان 😁
🆔 @Sayehsokhan
ادگار، پیرمردی ۹۶ ساله، به پسرش میگوید:
• پسرم… (پسرش ۶۲ ساله است)
• بله پدر! بفرمایید.
• میخواهم با دوستانم یک دورهمی بگذارم و میخواهم در برگزاریاش کمکم کنی.
• حتماً پدر، نگران نباشید، کمکتان میکنم.
• کمکم در چه کاری؟
• در مهمانی، پدر!!!
• آهااا بله!!! همین الآن یادم رفت!
آن بعدازظهر، پسرش پدر را به آشپزخانه صدا میزند و برگهای را که روی یخچال چسبانده، به او نشان میدهد که رویش نوشته:
۱- قهوه سرو کن.
۲- ساندویچها را سرو کن.
۳- نوشابه و نوشیدنیها را سرو کن.
۴- کیک را سرو کن.
ادگار گفت:
• عالیه! حالا دیگر مشکلی نخواهم داشت.
• ممنون پسرم!
آن بعدازظهر، دوستانش رسیدند. هیچکدام کمتر از ۸۰ سال نداشتند.
ادگار، که میزبان خوبی بود، آنها را به سالن غذاخوری راهنمایی کرد و خودش به آشپزخانه رفت.
و خواند:
۱- قهوه سرو کن.
و برای دوستانش قهوه آورد.
بعد از مدتی صحبت، ادگار که کمی مضطرب شده بود، دوباره به آشپزخانه رفت و خواند:
۱- قهوه سرو کن.
و دوباره برایشان قهوه ریخت…
و این کار را چهار بار تکرار کرد.
در پایان، دوستانش خداحافظی کردند و رفتند.
یکی از آنها در راه به دیگری گفت:
• تیتو، متوجه شدی؟ چه میزبان بدی بود ادگار… حتی یک فنجان قهوه هم برایمان نیاورد!!!
تیتو جواب داد:
• ادگار؟ دربارهی چه کسی حرف میزنی؟
آن شب، پسر ادگار به خانهی پدرش برگشت و با تعجب دید که ساندویچها، نوشیدنیها و کیک هنوز دستنخوردهاند. از پدرش پرسید:
• پدر، چی شد؟
ادگار جواب داد:
• پسرم، باور نمیکنی! هیچکدامشان نیامدند…
نتیجهی داستان:
بیایید همین حالا دور هم جمع شویم، تا زمانی که هنوز یکدیگر را به یاد میآوریم و میشناسیم…
👌 یکی از دوستانم این را برایم فرستاده، ولی یادم نمیآید کدامشان 😁
🆔 @Sayehsokhan
👍16❤14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی
صمد بهرنگی با این جمله، به زیبایی نشان میدهد که وقتی ما اقدام و مسیر را شروع کنیم، ترس کمرنگ میشود.
واقعاً تلنگری است برای همهی ما که منتظر شرایط کامل میمانیم و به خاطر ترس دست به حرکت نمیزنیم.
همهاش که نباید ترسید…
گاهی کافی است یک قدم برداریم، راه بیفتیم، و ببینیم ترسها چطور یکییکی محو میشوند.
حرکت، کلید غلبه بر ترس است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
صمد بهرنگی با این جمله، به زیبایی نشان میدهد که وقتی ما اقدام و مسیر را شروع کنیم، ترس کمرنگ میشود.
واقعاً تلنگری است برای همهی ما که منتظر شرایط کامل میمانیم و به خاطر ترس دست به حرکت نمیزنیم.
همهاش که نباید ترسید…
گاهی کافی است یک قدم برداریم، راه بیفتیم، و ببینیم ترسها چطور یکییکی محو میشوند.
حرکت، کلید غلبه بر ترس است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👍16👏4👎1
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هفتم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هفتم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤8
اهمیت شناخت منابع «باید و نبایدها» در فرزندپروری
✍ ما والدین در تربیت فرزندانمان بایدها ونبایدهای فراوانی داریم که بطور خودکار به کار میگیریم.
آنچه اهمیت دارد این است که:
بچهها باید یاد بگیرند که همهی بایدها و نبایدهای زندگی از یک سنخ نیستند. و نباید آنها را یک کاسه بدانیم.
باید به آنها بیاموزیم که منابع هنجارگذار اجتماعی گوناگوناند و هرکدام اعتبار و جایگاه خاص خود را دارند.
وقتی من دست به یک عمل ارادی میزنم، کسری از ثانیه پیش از آن، نطفهی یک «باید» در ذهنم شکل گرفته است.
اما این بایدها از کجا میآیند؟
منابع هنجارگذار اجتماعی را میتوان در شش دسته خلاصه کرد:
1⃣ بایدهای اخلاقی: مثل «باید راست گفت» یا «نباید متکبر بود».
2⃣ بایدهای قانونی و حقوقی: الزاماتی که قانون بر ما تحمیل میکند.
3⃣ بایدهای مناسکی و شعائری: مانند «باید نماز خواند» یا نباید دروغ گفت.
4⃣ بایدهای ناشی از آداب و رسوم اجتماعی: مثل «سیزدهبدر باید به طبیعت رفت».
5⃣ بایدهای زیباشناختی: آنچه حس زیبایی و تناسب در ما برمیانگیزد.
6⃣ بایدهای مصلحتاندیشانه: آنچه به سود و زیان فردی یا جمعی مربوط است.
👌 یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که برای فرزندانمان «باید» میگذاریم، بیآنکه منبع و منشأ آن را مشخص کنیم.
بچه نمیداند این باید از کجا آمده و چرا باید از آن پیروی کند.
در میان همهی این منابع ششگانه،
بایدهای اخلاقی در رأس قرار دارند و در تعارض با سایر بایدها، حق وتو دارند.
پس از آن، بایدهای مصلحتاندیشانه در مرتبهی دوم اهمیتاند.
در اینجا دو پرسش مطرح میشود:
سؤال ۱:
وقتی از فرزندتان چیزی میخواهید (مثلاً میگویید «باید درس بخوانی» یا «نباید با فلان دوست بگردی»)،
تا حالا فکر کردهاید این «باید» از کدام منبع هنجارگذار اجتماعی میآید؟
اخلاقی است؟ قانونی است؟ یا فقط برآمده از مصلحت و تجربهی شماست؟
سؤال ۲:
آیا برای فرزندتان توضیح میدهید که چرا این «باید» وجود دارد و از کجا آمده،
یا فقط انتظار دارید آن را بپذیرد چون شما گفتهاید؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
📚 پیشنهاد کتابها
۱. فرزندپروری ذهن آگاهانه نوشتهی سوزان باگلز
مترجمان: فرشید علیپور، مریم کاظمی، وحید نجاتی و مائده احمدزاده
ناشر: نشر روزاندیش
۲. کتاب فرزندپروری آگاهانه اثر سوزان برجیس
مترجم: حبیب امانی
نشر: نیوند
🆔 @Sayehsokhan
✍ ما والدین در تربیت فرزندانمان بایدها ونبایدهای فراوانی داریم که بطور خودکار به کار میگیریم.
آنچه اهمیت دارد این است که:
بچهها باید یاد بگیرند که همهی بایدها و نبایدهای زندگی از یک سنخ نیستند. و نباید آنها را یک کاسه بدانیم.
باید به آنها بیاموزیم که منابع هنجارگذار اجتماعی گوناگوناند و هرکدام اعتبار و جایگاه خاص خود را دارند.
وقتی من دست به یک عمل ارادی میزنم، کسری از ثانیه پیش از آن، نطفهی یک «باید» در ذهنم شکل گرفته است.
اما این بایدها از کجا میآیند؟
منابع هنجارگذار اجتماعی را میتوان در شش دسته خلاصه کرد:
1⃣ بایدهای اخلاقی: مثل «باید راست گفت» یا «نباید متکبر بود».
2⃣ بایدهای قانونی و حقوقی: الزاماتی که قانون بر ما تحمیل میکند.
3⃣ بایدهای مناسکی و شعائری: مانند «باید نماز خواند» یا نباید دروغ گفت.
4⃣ بایدهای ناشی از آداب و رسوم اجتماعی: مثل «سیزدهبدر باید به طبیعت رفت».
5⃣ بایدهای زیباشناختی: آنچه حس زیبایی و تناسب در ما برمیانگیزد.
6⃣ بایدهای مصلحتاندیشانه: آنچه به سود و زیان فردی یا جمعی مربوط است.
👌 یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که برای فرزندانمان «باید» میگذاریم، بیآنکه منبع و منشأ آن را مشخص کنیم.
بچه نمیداند این باید از کجا آمده و چرا باید از آن پیروی کند.
در میان همهی این منابع ششگانه،
بایدهای اخلاقی در رأس قرار دارند و در تعارض با سایر بایدها، حق وتو دارند.
پس از آن، بایدهای مصلحتاندیشانه در مرتبهی دوم اهمیتاند.
در اینجا دو پرسش مطرح میشود:
سؤال ۱:
وقتی از فرزندتان چیزی میخواهید (مثلاً میگویید «باید درس بخوانی» یا «نباید با فلان دوست بگردی»)،
تا حالا فکر کردهاید این «باید» از کدام منبع هنجارگذار اجتماعی میآید؟
اخلاقی است؟ قانونی است؟ یا فقط برآمده از مصلحت و تجربهی شماست؟
سؤال ۲:
آیا برای فرزندتان توضیح میدهید که چرا این «باید» وجود دارد و از کجا آمده،
یا فقط انتظار دارید آن را بپذیرد چون شما گفتهاید؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
📚 پیشنهاد کتابها
۱. فرزندپروری ذهن آگاهانه نوشتهی سوزان باگلز
مترجمان: فرشید علیپور، مریم کاظمی، وحید نجاتی و مائده احمدزاده
ناشر: نشر روزاندیش
۲. کتاب فرزندپروری آگاهانه اثر سوزان برجیس
مترجم: حبیب امانی
نشر: نیوند
🆔 @Sayehsokhan
❤10👏3
🔅“ #تئوری_انتخاب #در_یک_نگاه ” 🔅
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
چرا دوستیها، صمیمانهتر از بیشتر ازدواجهاست؟
پاسخ، در تمایل به کنترل کردن ماست.
ما در روابط دوستانه نیازی به کنترل و تغییر دیگری نمیبینیم. او را میپذیریم و سعی میکنیم با عیب و حُسن او کنار بیاییم و از بودن در کنارش لذت ببریم.
ولی در زندگی مشترک، اغلب زوج ها به شدت تمایل به کنترل و تغییر دیگری دارند، تا به خواستهها و ایدهآلهایشان نزدیکتر شود. غافل از اینکه ما قادر به کنترل و تغییر دیگران نیستیم.
همین تلاشِ دائمی برای کنترل و تغییر دیگری باعث میشود ما نتوانیم حقیقتا از بودن در کنار یکدیگر لذت ببریم.
روزی که متوجه بشویم این موضوع از توان ما خارج است و دست از کنترل دیگری برداریم، صمیمت به رابطه ما برمیگردد.
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #چهل_و_نهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگه:
چرا دوستیها، صمیمانهتر از بیشتر ازدواجهاست؟
پاسخ، در تمایل به کنترل کردن ماست.
ما در روابط دوستانه نیازی به کنترل و تغییر دیگری نمیبینیم. او را میپذیریم و سعی میکنیم با عیب و حُسن او کنار بیاییم و از بودن در کنارش لذت ببریم.
ولی در زندگی مشترک، اغلب زوج ها به شدت تمایل به کنترل و تغییر دیگری دارند، تا به خواستهها و ایدهآلهایشان نزدیکتر شود. غافل از اینکه ما قادر به کنترل و تغییر دیگران نیستیم.
همین تلاشِ دائمی برای کنترل و تغییر دیگری باعث میشود ما نتوانیم حقیقتا از بودن در کنار یکدیگر لذت ببریم.
روزی که متوجه بشویم این موضوع از توان ما خارج است و دست از کنترل دیگری برداریم، صمیمت به رابطه ما برمیگردد.
#تئوری_انتخاب
#دکتر_ویلیام_گلسر
ترجمه:#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #چهل_و_نهم
#ویلیام_گلسر #ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار #انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
👏12👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
🌿 آلبر کامو با این جملهی ساده و در عین حال عمیقش، جوهرهی روابط انسانی سالم را در دو نکته خلاصه میکند:
پیوند در شباهتها و
احترام به تفاوتها.
رابطهها وقتی قشنگ میشوند که:
۱️⃣ شباهتها را کشف کنیم و از آنها لذت ببریم
۲️⃣ به تفاوتها احترام بگذاریم و آنها را بپذیریم.
پیوند و تنوع، هر دو برای ماندگاری روابط ضروریاند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🌿 آلبر کامو با این جملهی ساده و در عین حال عمیقش، جوهرهی روابط انسانی سالم را در دو نکته خلاصه میکند:
پیوند در شباهتها و
احترام به تفاوتها.
رابطهها وقتی قشنگ میشوند که:
۱️⃣ شباهتها را کشف کنیم و از آنها لذت ببریم
۲️⃣ به تفاوتها احترام بگذاریم و آنها را بپذیریم.
پیوند و تنوع، هر دو برای ماندگاری روابط ضروریاند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤15👍3
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هشتم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش هشتم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤3
🧠 مرز میان تخیل و توهم و رابطهی آن با فرزندپروری
تخیل یعنی توانایی دیدن چیزی که هنوز وجود ندارد، اما میتواند وجود داشته باشد.
تخیل، پلی است میان واقعیت و امکان.
وقتی کودک تخیل میکند، در حال تمرین دیدن احتمالات است، نه فرار از واقعیت.
مثلا وقتی میگوید: «اگر من جای دوستم بودم، ناراحت میشدم»، این یک تمرین اخلاقی است.
تخیل به او اجازه میدهد در دنیای دیگران قدم بگذارد و همین میشود همدلی و انسانیت.
👌توهم یعنی جدا شدن از واقعیت و پافشاری بر چیزی که وجود ندارد.
توهم، فرار از جهان است؛ تخیل، آفرینش جهان.
کسی که دچار توهم است، نمیبیند؛ فقط آنچه را میخواهد میبیند.
انسانی که تخیل را خوب میفهمد و میتواند با کفش دیگری راه برود یعنی در پوست دیگری رفته، اگر قادر نباشد که از نقش خود بیرون بیاید، به توهم دچار شده است.
💡 خانم #سیمون_وی سخن قابل تاملی دارد:
"اخلاقیترین کار، تخیل کردن است، چون در تخیل میتوانیم رنج دیگری را حس کنیم و غیر اخلاقیترین کار توهم است."
یعنی اگر بتوانیم خودمان را جای دیگری بگذاریم، دیگر نمیتوانیم بیرحمانه رفتار کنیم.
👌#آدولف_آیشمن افسر آلمانی در آشویتس از چیزی بنام "تخیل" بویی نبرده بود، چون نمیتوانست تصور کند که انسانِ پشت آن شمارهها هم درد دارد، خانواده دارد، امید دارد.
آیشمن گرچه باعث مرگ هزاران نفر شد اما خودش هرگز شخصاً کسی را نکشت، ولی با نظم و دقت اداری، قطارهایی را هماهنگ میکرد که انسانها را به کورههای آدمسوزی میبردند.
👌 #هانا_آرنت در گزارش معروفش از دادگاه او (در کتاب آیشمن در اورشلیم) به این نتیجه رسید که آیشمن هیولا نبود، بلکه انسانی عادی بود که فکر نکرد و فقط در توهم بود.
او نام این پدیده را گذاشت: "ابتذال شر"
یعنی شرّ میتواند از دل آدمهای منظم، مطیع و بیتخیل هم بیرون بیاید.
#هانا_آرنت در همان دادگاه گفت:
"شرارت گاهی از تفکر نکردن میآید. و بعلاوه گاهی از تخیل نکردن."
او در گزارشش از آن دادگاه نوشت که آیشمن تا آخرین لحظه هیچ احساس پشیمانی نداشت و تنها گفت:
" من فقط دستورها را اجرا میکردم.
او این بیاحساسی را نشانهای از «فقدان تخیل اخلاقی» میدانست.
✍ بطور کلی با همهی این توضیحات، مهمترین وظیفهی ما والدین تشویق فرزندانمان به تخیل است.
🌱 حال چگونه این تخیل کردن را به بچههایمان بیاموزیم؟
۱. قصهگویی روزانه:
قصهها بهترین ابزار تربیت تخیلاند.
اما نه فقط شنیدن، بلکه بازگویی و تغییر دادن قصهها؛ مثلاً از فرزندمان بپرسیم:
«اگر تو جای شخصیت اصلی قصه بودی، چه میکردی؟»
«اگر داستان در شهر ما اتفاق میافتاد، چه میشد؟»
این تمرین تخیل اخلاقی است.
۲. بازیهای نقشآفرینی :
بچهها با بازی «من معلمم، تو شاگردی» یا «من دکترم، تو مریضی» تمرین میکنند تا در نقش دیگری ظاهر شوند یا در دنیای دیگران زندگی کنند.
این تمرین نه فقط سرگرمی بلکه همدلی است، و بسیار موثر است.
۳. نوشتن یا نقاشی آزاد:
اجازه بدهیم بچهها بدون الگو نقاشی کنند یا داستان بسازند.
سؤال نکنیم «این چیه؟» بلکه بپرسیم «چه احساسی داشتی وقتی اینو کشیدی؟»
یعنی از تصویر به معنا برسیم.
۴. تماشای جهان با چشم تازه:
وقتی با بچهها بیرون میرویم، میتوانیم بپرسیم:
«اگر این درخت حرف میزد، چی میگفت؟»
«فکر میکنی این سنگ چند سالشه؟»
این پرسشها مغز فرزندمان را از قالب خارج میکنند.
❓و اما پرسشهایی برای والدین:
:
1⃣ آیا من به فرزندم اجازه میدهم جهان را آنطور که خودش میبیند، تصور کند؟
یا مدام در حال تصحیح و کنترل او هستم؟
وقتی فرزندم با «نه عزیزم، اینطور نیست» مواجه شود، کمکم خیالپردازی را «اشتباه» میپندارد و درونش خاموش میشود.
2⃣ آیا تخیل فرزندمان را به سوی همدلی هدایت میکنیم یا به سوی فرار از واقعیت؟
اگر تخیلش را با پرسشهایی مثل «فکر میکنی او چه احساسی دارد؟» تغذیه کنیم، بطور حتم تخیلش اخلاقی میشود.
اما اگر فقط در دنیای بازیهای ویدیویی، کامپیوتری، خیالهای قدرتطلبانه رها شود، تخیلش به توهمِ تسلط تبدیل میشود.
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
📚 پیشنهاد کتابهایی در این خصوص:
1⃣ تشویق خلاقیت و تخیل در کودکان (نویسنده: برنادت دافی، مترجم: مهشید یاسائی ناشر: ققنوس.
2⃣ فرزندپروری: از درون به برون (نویسندگان: دانیل ج. سیگل و مری هارتزل، مترجم: مهرناز شهرآرای) ناشر: آسیم.
🆔 @Sayehsokhan
تخیل یعنی توانایی دیدن چیزی که هنوز وجود ندارد، اما میتواند وجود داشته باشد.
تخیل، پلی است میان واقعیت و امکان.
وقتی کودک تخیل میکند، در حال تمرین دیدن احتمالات است، نه فرار از واقعیت.
مثلا وقتی میگوید: «اگر من جای دوستم بودم، ناراحت میشدم»، این یک تمرین اخلاقی است.
تخیل به او اجازه میدهد در دنیای دیگران قدم بگذارد و همین میشود همدلی و انسانیت.
👌توهم یعنی جدا شدن از واقعیت و پافشاری بر چیزی که وجود ندارد.
توهم، فرار از جهان است؛ تخیل، آفرینش جهان.
کسی که دچار توهم است، نمیبیند؛ فقط آنچه را میخواهد میبیند.
انسانی که تخیل را خوب میفهمد و میتواند با کفش دیگری راه برود یعنی در پوست دیگری رفته، اگر قادر نباشد که از نقش خود بیرون بیاید، به توهم دچار شده است.
💡 خانم #سیمون_وی سخن قابل تاملی دارد:
"اخلاقیترین کار، تخیل کردن است، چون در تخیل میتوانیم رنج دیگری را حس کنیم و غیر اخلاقیترین کار توهم است."
یعنی اگر بتوانیم خودمان را جای دیگری بگذاریم، دیگر نمیتوانیم بیرحمانه رفتار کنیم.
👌#آدولف_آیشمن افسر آلمانی در آشویتس از چیزی بنام "تخیل" بویی نبرده بود، چون نمیتوانست تصور کند که انسانِ پشت آن شمارهها هم درد دارد، خانواده دارد، امید دارد.
آیشمن گرچه باعث مرگ هزاران نفر شد اما خودش هرگز شخصاً کسی را نکشت، ولی با نظم و دقت اداری، قطارهایی را هماهنگ میکرد که انسانها را به کورههای آدمسوزی میبردند.
👌 #هانا_آرنت در گزارش معروفش از دادگاه او (در کتاب آیشمن در اورشلیم) به این نتیجه رسید که آیشمن هیولا نبود، بلکه انسانی عادی بود که فکر نکرد و فقط در توهم بود.
او نام این پدیده را گذاشت: "ابتذال شر"
یعنی شرّ میتواند از دل آدمهای منظم، مطیع و بیتخیل هم بیرون بیاید.
#هانا_آرنت در همان دادگاه گفت:
"شرارت گاهی از تفکر نکردن میآید. و بعلاوه گاهی از تخیل نکردن."
او در گزارشش از آن دادگاه نوشت که آیشمن تا آخرین لحظه هیچ احساس پشیمانی نداشت و تنها گفت:
" من فقط دستورها را اجرا میکردم.
او این بیاحساسی را نشانهای از «فقدان تخیل اخلاقی» میدانست.
✍ بطور کلی با همهی این توضیحات، مهمترین وظیفهی ما والدین تشویق فرزندانمان به تخیل است.
🌱 حال چگونه این تخیل کردن را به بچههایمان بیاموزیم؟
۱. قصهگویی روزانه:
قصهها بهترین ابزار تربیت تخیلاند.
اما نه فقط شنیدن، بلکه بازگویی و تغییر دادن قصهها؛ مثلاً از فرزندمان بپرسیم:
«اگر تو جای شخصیت اصلی قصه بودی، چه میکردی؟»
«اگر داستان در شهر ما اتفاق میافتاد، چه میشد؟»
این تمرین تخیل اخلاقی است.
۲. بازیهای نقشآفرینی :
بچهها با بازی «من معلمم، تو شاگردی» یا «من دکترم، تو مریضی» تمرین میکنند تا در نقش دیگری ظاهر شوند یا در دنیای دیگران زندگی کنند.
این تمرین نه فقط سرگرمی بلکه همدلی است، و بسیار موثر است.
۳. نوشتن یا نقاشی آزاد:
اجازه بدهیم بچهها بدون الگو نقاشی کنند یا داستان بسازند.
سؤال نکنیم «این چیه؟» بلکه بپرسیم «چه احساسی داشتی وقتی اینو کشیدی؟»
یعنی از تصویر به معنا برسیم.
۴. تماشای جهان با چشم تازه:
وقتی با بچهها بیرون میرویم، میتوانیم بپرسیم:
«اگر این درخت حرف میزد، چی میگفت؟»
«فکر میکنی این سنگ چند سالشه؟»
این پرسشها مغز فرزندمان را از قالب خارج میکنند.
❓و اما پرسشهایی برای والدین:
:
1⃣ آیا من به فرزندم اجازه میدهم جهان را آنطور که خودش میبیند، تصور کند؟
یا مدام در حال تصحیح و کنترل او هستم؟
وقتی فرزندم با «نه عزیزم، اینطور نیست» مواجه شود، کمکم خیالپردازی را «اشتباه» میپندارد و درونش خاموش میشود.
2⃣ آیا تخیل فرزندمان را به سوی همدلی هدایت میکنیم یا به سوی فرار از واقعیت؟
اگر تخیلش را با پرسشهایی مثل «فکر میکنی او چه احساسی دارد؟» تغذیه کنیم، بطور حتم تخیلش اخلاقی میشود.
اما اگر فقط در دنیای بازیهای ویدیویی، کامپیوتری، خیالهای قدرتطلبانه رها شود، تخیلش به توهمِ تسلط تبدیل میشود.
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
📚 پیشنهاد کتابهایی در این خصوص:
1⃣ تشویق خلاقیت و تخیل در کودکان (نویسنده: برنادت دافی، مترجم: مهشید یاسائی ناشر: ققنوس.
2⃣ فرزندپروری: از درون به برون (نویسندگان: دانیل ج. سیگل و مری هارتزل، مترجم: مهرناز شهرآرای) ناشر: آسیم.
🆔 @Sayehsokhan
❤12
✍ مولوی کتابی دارد به نام «فیه ما فیه». معنای واژه به واژهاش میشود در آن است آنچه که در آن است! مولوی از نوادر ادبیات ایران، ترکیبی است از آشفتگی و آسودگی. آمیزهای از عقل و عشق. معجونی از جذبه و جنون. در آنات و ایام آشوب و آشفتگی شعر سروده و در لحظات سکون و سکوت نثر نوشته. مثنوی معنوی و دیوان شمس حاصل شورش و شَتَکهای روحی مولوی هستند. کتابهای فیه ما فیه و مجالس سبعه و مکاتیب نتیجه ایام آرامش و التیام مولوی.
✍ فیه ما فیه در حقیقت نوشته خود مولوی نیست. شرح درسها و مباحثههای مولوی با شاگردان و مریدانش بوده است. شاگردانش از سی سال درس و بحث و کلاس و کلام او یادداشت برداشتهاند و حاصل این جمع آوری شده است کتاب فیه مافیه که البته نام دیگرش اسرار جلالیه است. موضوع کتابِ نقد و تفسیر است. سلسله گفتارهایی در باره اندیشه و حکمت و سیاست و جامعه و اخلاق و فلسفه. کتاب با جملهای درخشان و تاثیرگذار آغاز میشود. طلیعهای تند و تیز و گزنده. انتقادی که وزن و وجه سیاسی و اجتماعی بسیار سنگینی دارد. مولوی در مطلع فیه ما فیه گفته است؛ «شَرُّ الْعُلَماءِ مَنْ زَارَ الْاُمَراءَ». بدترین دانایان کسی است که به دیدار حاکمان میرود! این مطلع معلوم میکند که مولوی فقط کنشگری اهل سیر و سماع و سرودن نبوده است. او یک معترض اجتماعی سیاسی بوده است. کنشگری که قدرت و مراتب آن را به نیکی میشناخته و نقد و نفی میکرده است.
✍مولوی معتقد بوده است دانایان نباید جلوی حاکمان دست دراز کنند. حتا پا را فراتر میگذارد و میگوید به دیدار صاحبان قدرت رفتن برای اهل دانش و بینش کراهت و کاستی دارد. در اندیشه مولوی هنر از قدرت برتر و بالاتر است. آگاهی افضل از سلطه است. مولوی گفته و شأگردانش نوشتهاند که آگاهی از همه شئون شریفتر و شیرینتر است. او هنر را بالاتر از قدرت مینشاند و قدرت را به دیدار دانش اولیٰتر میشمارد!
✍ مولوی گفته است وقتی که دانش به دیدار قدرت برود دانش و هنر تحقیر و تخفیف میشود. وظیفه دانا اطاعت از قدرت نیست. آراستن قدرت هم نیست. کار صاحب فضیلت آفریدن قدرت و آزمودن آن است. هنرمند مامور نیست. مسئول است. مولوی به روشنی میدانسته است که وقتی قدرت به دانش و هنر لبخند بزند، قدرتمند یا دهان دانشمند را خریده، یا چشم هنرمند را کور کرده و یا پنبه در گوش اهل فضیلت تپانده است. مولوی گفته است ای مردم! آگاه باشید، هر گاه که دیدید عالِم و آگاهی به دیدار امیری میرود یا گرسنه نان است یا مشتاق نام است یا خریدار ننگ!
✍ چرا مولوی مطلع فیه ما فیه را با انذار علما و انکار امرا شروع کرده است؟ چون که مولوی معتقد بوده است دانش دشمن دروغ است و قدرت فرزند دروغ. زانو به زانو نشستن و چشم در چشم شدن این دو آشتی میان دروغ و دانش است. آشتی علما و امرا البته عیش صاحب دروغ است و عزای مالک دانش.
✍ مولوی در استفاده از واژه علما رندی ظریفی به کار برده است. علما اگر چه به معنای عام صاحبان همه علوم را گویند اما بین مردم آگاهان علوم دینی! به علما معروف هستند. مولوی بی پرده گفته است که زانو به زانو شدن عالِم دین با صاحب قدرت و قداره شرّ و شرارت است. امروزه اگر مولوی بود و میخواست مصادیق شرّ العلما را برای ما برشمارد حتمن میگفت هنر پیشگان، نویسندگان، شاعران، دانشگاهیان، متفکران، فوتبالیستها، ورزشکاران، روزنامهنگاران، سلبریتیها، نظامیها، نمازیها، حوزویها، اصولیها، اصلاحیها، معممها، مکلاها آنی و اندی که به دیدار اهل قدرت بروند مصداق شرّالعلما هستند. اهالی دانش و آگاهی همان لحظه که چشم به سلام و صله حاکمان باز کنند مرجعیت اجتماعی و مقبولیت اخلاقی خود را از دست میدهند.
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
✍ فیه ما فیه در حقیقت نوشته خود مولوی نیست. شرح درسها و مباحثههای مولوی با شاگردان و مریدانش بوده است. شاگردانش از سی سال درس و بحث و کلاس و کلام او یادداشت برداشتهاند و حاصل این جمع آوری شده است کتاب فیه مافیه که البته نام دیگرش اسرار جلالیه است. موضوع کتابِ نقد و تفسیر است. سلسله گفتارهایی در باره اندیشه و حکمت و سیاست و جامعه و اخلاق و فلسفه. کتاب با جملهای درخشان و تاثیرگذار آغاز میشود. طلیعهای تند و تیز و گزنده. انتقادی که وزن و وجه سیاسی و اجتماعی بسیار سنگینی دارد. مولوی در مطلع فیه ما فیه گفته است؛ «شَرُّ الْعُلَماءِ مَنْ زَارَ الْاُمَراءَ». بدترین دانایان کسی است که به دیدار حاکمان میرود! این مطلع معلوم میکند که مولوی فقط کنشگری اهل سیر و سماع و سرودن نبوده است. او یک معترض اجتماعی سیاسی بوده است. کنشگری که قدرت و مراتب آن را به نیکی میشناخته و نقد و نفی میکرده است.
✍مولوی معتقد بوده است دانایان نباید جلوی حاکمان دست دراز کنند. حتا پا را فراتر میگذارد و میگوید به دیدار صاحبان قدرت رفتن برای اهل دانش و بینش کراهت و کاستی دارد. در اندیشه مولوی هنر از قدرت برتر و بالاتر است. آگاهی افضل از سلطه است. مولوی گفته و شأگردانش نوشتهاند که آگاهی از همه شئون شریفتر و شیرینتر است. او هنر را بالاتر از قدرت مینشاند و قدرت را به دیدار دانش اولیٰتر میشمارد!
✍ مولوی گفته است وقتی که دانش به دیدار قدرت برود دانش و هنر تحقیر و تخفیف میشود. وظیفه دانا اطاعت از قدرت نیست. آراستن قدرت هم نیست. کار صاحب فضیلت آفریدن قدرت و آزمودن آن است. هنرمند مامور نیست. مسئول است. مولوی به روشنی میدانسته است که وقتی قدرت به دانش و هنر لبخند بزند، قدرتمند یا دهان دانشمند را خریده، یا چشم هنرمند را کور کرده و یا پنبه در گوش اهل فضیلت تپانده است. مولوی گفته است ای مردم! آگاه باشید، هر گاه که دیدید عالِم و آگاهی به دیدار امیری میرود یا گرسنه نان است یا مشتاق نام است یا خریدار ننگ!
✍ چرا مولوی مطلع فیه ما فیه را با انذار علما و انکار امرا شروع کرده است؟ چون که مولوی معتقد بوده است دانش دشمن دروغ است و قدرت فرزند دروغ. زانو به زانو نشستن و چشم در چشم شدن این دو آشتی میان دروغ و دانش است. آشتی علما و امرا البته عیش صاحب دروغ است و عزای مالک دانش.
✍ مولوی در استفاده از واژه علما رندی ظریفی به کار برده است. علما اگر چه به معنای عام صاحبان همه علوم را گویند اما بین مردم آگاهان علوم دینی! به علما معروف هستند. مولوی بی پرده گفته است که زانو به زانو شدن عالِم دین با صاحب قدرت و قداره شرّ و شرارت است. امروزه اگر مولوی بود و میخواست مصادیق شرّ العلما را برای ما برشمارد حتمن میگفت هنر پیشگان، نویسندگان، شاعران، دانشگاهیان، متفکران، فوتبالیستها، ورزشکاران، روزنامهنگاران، سلبریتیها، نظامیها، نمازیها، حوزویها، اصولیها، اصلاحیها، معممها، مکلاها آنی و اندی که به دیدار اهل قدرت بروند مصداق شرّالعلما هستند. اهالی دانش و آگاهی همان لحظه که چشم به سلام و صله حاکمان باز کنند مرجعیت اجتماعی و مقبولیت اخلاقی خود را از دست میدهند.
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
❤14👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💥انتشارات سایه سخن
📚 #دانش_آموز_باانگیزه
نوشته: #باب_سالو
ترجمه: #حسن_ملکیان
چاپ: #دوم
✅تا زمانی که شیوههای آموزش خود را بر اساس #پاداش و #تنبیه برنامه ریزی میکنیم با تعداد زیادی از ترک تحصیلیها و دانشآموزان ناکام مواجه میشویم.
📃 این کتاب در 15 فصل کاملا کاربردی به یاری معلمان عزیز آمده است.
عناوین فصلهای این کتاب به شرح زیرند:
1️⃣ بیرون راندن #ترس از کلاس درس
2️⃣ به حداقل رساندن اجبار
3️⃣ حذف جایزه
4⃣ کشف نیروی انگیزشی درونی
5⃣ آموزش قوانین، مقررات و روشها
6⃣ علاقمندی به کار و لذتبردن از آن
7️⃣ ارتباط قوی با دانش آموزان
8⃣ طرح درس مناسب
9⃣ توضیحات واقعگرایانه
🔟 برنامهریزی بر اساس #نیازهای دانشآموزان
11: آموزش خودارزیابی آگاهانه به دانشآموزان
12: آموزش مولفههای رفتار به دانشآموزان
13: آموزش کمتر، ولی عمیقتر
14: ایجاد هویت حرفهای
15: اندیشههای نهایی
🆔 @SayehSokhan
📚 #دانش_آموز_باانگیزه
نوشته: #باب_سالو
ترجمه: #حسن_ملکیان
چاپ: #دوم
✅تا زمانی که شیوههای آموزش خود را بر اساس #پاداش و #تنبیه برنامه ریزی میکنیم با تعداد زیادی از ترک تحصیلیها و دانشآموزان ناکام مواجه میشویم.
📃 این کتاب در 15 فصل کاملا کاربردی به یاری معلمان عزیز آمده است.
عناوین فصلهای این کتاب به شرح زیرند:
1️⃣ بیرون راندن #ترس از کلاس درس
2️⃣ به حداقل رساندن اجبار
3️⃣ حذف جایزه
4⃣ کشف نیروی انگیزشی درونی
5⃣ آموزش قوانین، مقررات و روشها
6⃣ علاقمندی به کار و لذتبردن از آن
7️⃣ ارتباط قوی با دانش آموزان
8⃣ طرح درس مناسب
9⃣ توضیحات واقعگرایانه
🔟 برنامهریزی بر اساس #نیازهای دانشآموزان
11: آموزش خودارزیابی آگاهانه به دانشآموزان
12: آموزش مولفههای رفتار به دانشآموزان
13: آموزش کمتر، ولی عمیقتر
14: ایجاد هویت حرفهای
15: اندیشههای نهایی
🆔 @SayehSokhan
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
کفشی که برای پای تو راحت است، شاید پای دیگری را زخم کند...
گاهی فراموش میکنیم که هر انسانی مسیر، تجربه و رنج خاص خودش را دارد.
آنچه برای ما درست و مفید است، ممکن است برای دیگری دردناک یا بیمعنا باشد.
زندگی نسخهی واحدی ندارد؛ هرکسی باید کفش خودش را بپوشد و راه خودش را برود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
کفشی که برای پای تو راحت است، شاید پای دیگری را زخم کند...
گاهی فراموش میکنیم که هر انسانی مسیر، تجربه و رنج خاص خودش را دارد.
آنچه برای ما درست و مفید است، ممکن است برای دیگری دردناک یا بیمعنا باشد.
زندگی نسخهی واحدی ندارد؛ هرکسی باید کفش خودش را بپوشد و راه خودش را برود.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤13👏8👎1
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش نهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش نهم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
❤6
"ما با هم تصویر ایدهآلی میسازیم و در جهت رسیدن به آن گام برمیداریم"
یکی از نکات برجستهای که میتواند ما والدین را یاری کند تا فرزندمان، ما را در تصویر اول دنیای مطلوبشان بگذارند، این است:
"به جای تلاش برای کنترل بیرونی فرزند، روی کمک به او برای ساختن کنترل درونی و تصویر دلخواه از خودش کار کنیم".
از #دکتر_نانسی_باک در کتاب #راهنمای_تئوری_انتخاب_برای_فرزندپروری میخوانیم که::
بر اساس تئوری انتخاب، کودک و والدین هر کدام از نیازها و انگیزههای متفاوتی برخوردارند مثلاً کودک به آزادی، قدرت، تعلقخاطر و لذت توجه دارد و والد به امنیت، راهنمایی، هدایت.
اگر والد فقط بر «کنترل رفتار کودک» تمرکز کند (پاداش، تنبیه، سرزنش) این تلاش نه تنها تصویر و هویت درونی کودک را تقویت نمیکند، بلکه موجب تخریب و تضعیف رابطه میشود.
اما اگر والد بتواند به کودک کمک کند تا تصویر خودش از دنیای مطلوب و خودش در آن دنیا را بسازد (یعنی «من چگونه میخواهم باشم؟»، «چه چیزی برایم معنی دارد؟»)، آنگاه کودک انگیزهی درونی پیدا میکند که خودش انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و رابطه با والد را – نه صرفاً بخاطر دستور والد – بلکه بهخاطر عشق و تعلقخاطر و رضایت خودش حفظ کند.
👌چگونه میتوان این نکته را عملی کرد؟
مثلاً:
وقتی با فرزندمان صحبت میکنیم، از او بخواهیم تصویری از «فرزند ایدهآل» برای خود ترسیم کند:
«اگر قرار بود در ده سال آینده صاحب یک سبک زندگی باشی که از آن راضیای، دوست داری چه طور انسانی باشی؟
چه ویژگیهای خاصی داشته باشی؟
چه کارهای متفاوتی انجام میدهی؟»
سپس والد میتواند تصویری که کودک با استفاده از تخیل خود ساخته است را تأیید کند و با فرزند همکاری کند تا قدمهای کوچک برای نزدیکتر شدن به آن تصویر ایدهآل را پیدا کند، و در عین حال به رابطهی خوشایند و احترامآمیز بین خودشان توجه نماید.
اگر کودکی کاری میکند که والد خوش ندارد، بهجای تمرکز صرف بر «متوقف کردن آن رفتار»، میتوان پرسید:
«آیا این رفتارت، تصویر دلخواهت را به حرکت درمیآورد؟»
این پرسش، کودک را تشویق میکند تا نگاه کند و ببیند که: «کجای این انتخاب من، مرا به آن تصویر دلخواه میرساند؟»
این رویکرد باعث میشود که والد با ذهنیت «من میخواهم کنترل کنم» کمتر عمل کند و بیشتر به ذهنیت «ما با هم تصویر ایدهآلی میسازیم و در جهت رسیدن به آن گام برمیداریم» برسد.
🈺 نتیجه؟ ارتباطی مبتنی بر احترام و همکاری بیشتر، و فرزندی که احساس میکند «من صاحب انتخابم هستم» و نه فقط «باید اطاعت کنم».
«بهجای کنترل بیرونی رفتارِ فرزند، به او کمک کنیم تصویری روشن از «خود دلخواه خود» بسازد — وقتی کودک آن تصویر را داشته باشد، انتخابهایش از درون هدایت میشود نه از روی ترس یا اجبار.»
"یادمان باشد که ارتباط امن و محترمانه پایهٔ تغییر است: از کودک خود بپرسیم آیا این رفتار او را به تصویر دلخواهش نزدیک میکند؟
این پرسش، مسئولیتپذیری و انگیزهٔ درونی را برمیانگیزد."
👌 گاهی اوقات ما والدین، آزاد گذاشتن و رهاکردن فرزندانمان را به عنوان یکی از عوامل تعیینکنندۀ فرزندپروری خوب میدانیم و معتقدیم باید همه نوع آزادی را به کودکانمان بدهیم، در حالیکه زندگیکردن با این دیدگاه ممکن است آسیب جسمانی سختی در پی داشته باشد.
البته همه واقفیم که این نوع تربیت کار آسانی نیست اما با تلاش آگاهانه شدنی است.
✍ تاملی در #فرزندپروری_آگاهانه
1⃣ آیا من در رفتار روزانهام به فرزندم نشان میدهم که او در دنیای مطلوب من جای دارد، یا فقط وقتی مطابق خواستهی خودم رفتار میکند؟
2⃣ آیا من به فرزندم فرصت میدهم تصویر دلخواه خودش را بسازد، یا میکوشم تصویر خودم را در ذهن او بکِشم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🎁 اگر خواستی بیشتر در این مورد بررسی و تحقیق کنی پیشنهاد میکنم: خواندن کتاب #راهنمای_تئوری_انتخاب_برای_فرزندپروری اثر #دکتر_نانسی_باک با ترجمه خانم #سحر_محمدی را به خودت هدیه بده:
🆔 @Sayehsokhan
یکی از نکات برجستهای که میتواند ما والدین را یاری کند تا فرزندمان، ما را در تصویر اول دنیای مطلوبشان بگذارند، این است:
"به جای تلاش برای کنترل بیرونی فرزند، روی کمک به او برای ساختن کنترل درونی و تصویر دلخواه از خودش کار کنیم".
از #دکتر_نانسی_باک در کتاب #راهنمای_تئوری_انتخاب_برای_فرزندپروری میخوانیم که::
بر اساس تئوری انتخاب، کودک و والدین هر کدام از نیازها و انگیزههای متفاوتی برخوردارند مثلاً کودک به آزادی، قدرت، تعلقخاطر و لذت توجه دارد و والد به امنیت، راهنمایی، هدایت.
اگر والد فقط بر «کنترل رفتار کودک» تمرکز کند (پاداش، تنبیه، سرزنش) این تلاش نه تنها تصویر و هویت درونی کودک را تقویت نمیکند، بلکه موجب تخریب و تضعیف رابطه میشود.
اما اگر والد بتواند به کودک کمک کند تا تصویر خودش از دنیای مطلوب و خودش در آن دنیا را بسازد (یعنی «من چگونه میخواهم باشم؟»، «چه چیزی برایم معنی دارد؟»)، آنگاه کودک انگیزهی درونی پیدا میکند که خودش انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و رابطه با والد را – نه صرفاً بخاطر دستور والد – بلکه بهخاطر عشق و تعلقخاطر و رضایت خودش حفظ کند.
👌چگونه میتوان این نکته را عملی کرد؟
مثلاً:
وقتی با فرزندمان صحبت میکنیم، از او بخواهیم تصویری از «فرزند ایدهآل» برای خود ترسیم کند:
«اگر قرار بود در ده سال آینده صاحب یک سبک زندگی باشی که از آن راضیای، دوست داری چه طور انسانی باشی؟
چه ویژگیهای خاصی داشته باشی؟
چه کارهای متفاوتی انجام میدهی؟»
سپس والد میتواند تصویری که کودک با استفاده از تخیل خود ساخته است را تأیید کند و با فرزند همکاری کند تا قدمهای کوچک برای نزدیکتر شدن به آن تصویر ایدهآل را پیدا کند، و در عین حال به رابطهی خوشایند و احترامآمیز بین خودشان توجه نماید.
اگر کودکی کاری میکند که والد خوش ندارد، بهجای تمرکز صرف بر «متوقف کردن آن رفتار»، میتوان پرسید:
«آیا این رفتارت، تصویر دلخواهت را به حرکت درمیآورد؟»
این پرسش، کودک را تشویق میکند تا نگاه کند و ببیند که: «کجای این انتخاب من، مرا به آن تصویر دلخواه میرساند؟»
این رویکرد باعث میشود که والد با ذهنیت «من میخواهم کنترل کنم» کمتر عمل کند و بیشتر به ذهنیت «ما با هم تصویر ایدهآلی میسازیم و در جهت رسیدن به آن گام برمیداریم» برسد.
🈺 نتیجه؟ ارتباطی مبتنی بر احترام و همکاری بیشتر، و فرزندی که احساس میکند «من صاحب انتخابم هستم» و نه فقط «باید اطاعت کنم».
«بهجای کنترل بیرونی رفتارِ فرزند، به او کمک کنیم تصویری روشن از «خود دلخواه خود» بسازد — وقتی کودک آن تصویر را داشته باشد، انتخابهایش از درون هدایت میشود نه از روی ترس یا اجبار.»
"یادمان باشد که ارتباط امن و محترمانه پایهٔ تغییر است: از کودک خود بپرسیم آیا این رفتار او را به تصویر دلخواهش نزدیک میکند؟
این پرسش، مسئولیتپذیری و انگیزهٔ درونی را برمیانگیزد."
👌 گاهی اوقات ما والدین، آزاد گذاشتن و رهاکردن فرزندانمان را به عنوان یکی از عوامل تعیینکنندۀ فرزندپروری خوب میدانیم و معتقدیم باید همه نوع آزادی را به کودکانمان بدهیم، در حالیکه زندگیکردن با این دیدگاه ممکن است آسیب جسمانی سختی در پی داشته باشد.
البته همه واقفیم که این نوع تربیت کار آسانی نیست اما با تلاش آگاهانه شدنی است.
✍ تاملی در #فرزندپروری_آگاهانه
1⃣ آیا من در رفتار روزانهام به فرزندم نشان میدهم که او در دنیای مطلوب من جای دارد، یا فقط وقتی مطابق خواستهی خودم رفتار میکند؟
2⃣ آیا من به فرزندم فرصت میدهم تصویر دلخواه خودش را بسازد، یا میکوشم تصویر خودم را در ذهن او بکِشم؟
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🎁 اگر خواستی بیشتر در این مورد بررسی و تحقیق کنی پیشنهاد میکنم: خواندن کتاب #راهنمای_تئوری_انتخاب_برای_فرزندپروری اثر #دکتر_نانسی_باک با ترجمه خانم #سحر_محمدی را به خودت هدیه بده:
🆔 @Sayehsokhan
نشر سایه سخن
راهنمای تئوری انتخاب برای فرزندپروری - نشر سایه سخن
این کتاب از مجموعه کتابهای "تئوری انتخاب در عمل" است و به شما کمک میکند از تربیت فرزند خود لذت ببرید و فرزندی فوقالعاده پرورش دهید.
❤10👍1👏1
«گاندی، قهرمان جدال با خویشتن »
دکتر حمید مُشگی (پزشک و پژوهشگر)
نماد صلح بود اما درونش جنگی برپا بود . مهاتما گاندی، مردی که امپراتوری بریتانیا را با «نافرمانی بیخشونت» به زانو درآورد؛
بهعنوان پیامآور عشق و آزادی شناخته میشود اما زیر جامهی سادهاش، رازهایی نهفته بود.
گاندی ساده زیست بود ؛ روزه میگرفت و به انسانیت باور داشت اما سیاهپوستان را با لحنی تحقیرآمیز یاد میکرد و سیاهان را از هندیها پایینتر میدانست .
در هند، از زنان میخواست سکوت و عفاف پیشه کنند و به اینکه زنان نقشی در دنیای مدرن داشته باشند اعتقادی نداشت و نکتهی عجیب در مورد گاندی اینکه در خلوت، به قول خودش دست به «آزمایشهای اخلاقی» میزد و عریان در کنار دختران جوان میخوابید تا پاکی خود را در بوتهی آزمایش بگذارد .
روانکاوان میگویند گاندی درگیر نبردی فرویدی بود؛ میان غریزهی سرکوب شده و وجدان آهنین خود.
فروید میگوید هر میل سرکوبشدهای راهی برای بازگشت میجوید و گاندی شاید آن را در اخلاقِ افراطی پنهان میکرد.
کارل یونگ اما چهرهای دیگر از او میدید ؛ مردی که سایهاش را نمیپذیرفت و قهرمانی که با نیمهی تاریک خود در جدالی همیشگی و خاموش بود .
او قدیس نبود اما جهانی را تکان داد.
گاندی نشان داد که گاه بزرگترین انقلابها، نه در میدان سیاست، بلکه در درون انسان رخ میدهد.
نبردی بیپایان میان تن و جان ،
میان انسان و سایهاش.
#گاندی #فروید #یونگ #روان #روانکاو #سایه #قدیس
t.me/Hamidmoshgy
🆔 @Sayehsokhan
دکتر حمید مُشگی (پزشک و پژوهشگر)
نماد صلح بود اما درونش جنگی برپا بود . مهاتما گاندی، مردی که امپراتوری بریتانیا را با «نافرمانی بیخشونت» به زانو درآورد؛
بهعنوان پیامآور عشق و آزادی شناخته میشود اما زیر جامهی سادهاش، رازهایی نهفته بود.
گاندی ساده زیست بود ؛ روزه میگرفت و به انسانیت باور داشت اما سیاهپوستان را با لحنی تحقیرآمیز یاد میکرد و سیاهان را از هندیها پایینتر میدانست .
در هند، از زنان میخواست سکوت و عفاف پیشه کنند و به اینکه زنان نقشی در دنیای مدرن داشته باشند اعتقادی نداشت و نکتهی عجیب در مورد گاندی اینکه در خلوت، به قول خودش دست به «آزمایشهای اخلاقی» میزد و عریان در کنار دختران جوان میخوابید تا پاکی خود را در بوتهی آزمایش بگذارد .
روانکاوان میگویند گاندی درگیر نبردی فرویدی بود؛ میان غریزهی سرکوب شده و وجدان آهنین خود.
فروید میگوید هر میل سرکوبشدهای راهی برای بازگشت میجوید و گاندی شاید آن را در اخلاقِ افراطی پنهان میکرد.
کارل یونگ اما چهرهای دیگر از او میدید ؛ مردی که سایهاش را نمیپذیرفت و قهرمانی که با نیمهی تاریک خود در جدالی همیشگی و خاموش بود .
او قدیس نبود اما جهانی را تکان داد.
گاندی نشان داد که گاه بزرگترین انقلابها، نه در میدان سیاست، بلکه در درون انسان رخ میدهد.
نبردی بیپایان میان تن و جان ،
میان انسان و سایهاش.
#گاندی #فروید #یونگ #روان #روانکاو #سایه #قدیس
t.me/Hamidmoshgy
🆔 @Sayehsokhan
👍8❤5👎1