هموطنان عزیز
مردم ایران
در نهمین سالگرد راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد قرار داریم. حرکتی آرام، عظیم و شگفتآور. نشانهای از آنکه اراده انسانهای تنها، آن زمان که به یکدیگر پیوند بخورد، چون قطرههایی است که اندک اندک جمع میشوند و دریایی بزرگ را تشکیل میدهند. دریایی به نام ملت. یک ملت بزرگ. یک ملت مستقل. یک ملت مقتدر. ملتی که میتواند بایستد، از حقوق خود دفاع کند، کرامت خود را پاس بدارد و مشکلاتاش را با اتکا به خود و به شیوه مسالمتآمیز طرح و در صورت همراهی حل کند. و مگر نه این است که ما چنین ملتی بودیم؟
ما اقتدار خود را بارها و بارها در طول تاریخ به نمایش گذاشته و ثبت کردهایم. در انقلاب پر افتخار مشروطه؛ در انقلاب آزادیخواهانه و استقلالطلبانه ۵۷ و در جریان هشت سال دفاع در برابر دشمنی که برای تجاوزکاری خود به کمکهای آشکار و پنهان نیمی از جهان متکی بود. پس چطور کار ما به اینجا رسید؟ یکصد سال پس از مشروطه و ۴۰ سال پس از انقلاب ۵۷، آیا این رویایی بود که ایرانیان به دنبالش بودند؟
فقر و احتیاج قامت بسیاری را خم کرده؛ و رکود و بیکاری جوانان ما را درمانده ساخته؛ کارگران ما برای دریافت کمترین حقوقشان فریاد میزنند و جوابی نمیگیرند. از معلمانمان که میگفتیم شغلشان شغل انبیاست، حق هر اعتراضی سلب شده است. زنان ما برای بدیهیترین حقوقی که شایسته کرامت انسانیشان باشد مبارزه میکنند و هزینه میدهند. اقوام و مذاهب متنوع کشور چنان در تور تبعیض گرفتارند که گویی ایرانی نیستند. حصارهای خودی و غیرخودی همه ما را پراکنده ساخته است. چنان متفرق شدهایم که دیگر یک ملت به نظر نمیرسیم. حتی از همدیگر بیزار شدهایم و به سیمای هم چنگ میزنیم. وقتی در داخل با هموطنان خود چنین میکنیم، چه جای تعجب که در میان جهانیان نیز به منزویترینها بدل شویم؟ ایرانی که پدران و مادران ما رویایش را داشتند این نبود. ایرانی که آباد و آزاد میخواستیماش چنین نبود.
هموطنان
۹ سال پیش میلیونها ایرانی بار دیگر قدم به خیابان گذاشتند تا یادآوری کنند که این ملت هنوز بزرگ است و هرگز حاکمیت بر سرنوشت خویش را رها نخواهد کرد. دریغ که آن صدای نجیب، شریف، آرام اما رسا پاسخ درخوری دریافت نکرد. از آن پس ما باز هم روزهای سختی را پشتسر گذاشتیم و به مدد یکدیگر تلاش کردیم که آرامش و عقلانیت را به کشور باز گردانیم. بسیاری از ما زخمهایی را در سینه داریم که شاید هیچگاه التیام نیابد. اما آنان که بیشتر زخم برداشتند، دلسوزانهتر، با گذشتتر و با نجابتتر، از دردهای شخصی خود به سود مصالح ملی چشم پوشیدند. ما صبورانه انتظار کشیدیم، قهر را کنار گذاشتیم، دوباره رای دادیم و امیدوار باقی ماندیم، اما آنچه دریافت کردیم شایسته و متناسب این تلاش صبورانه ملی نبود.
هنوز هم تمام سوالات و نگرانیهای آن روزها پا برجاست. هنوز هم بخش بزرگی از این مردم احساس میکنند که شهروندانی بیگانه محسوب میشوند. و حتی بدتر این که، حاکمان ما هرچند به درستی حاضرند با کشورهای دیگر بر سر میز مذاکره بنشیند، اما در شنیدن خواستههای رسای مردم خود کوششی ندارند. هنوز هم «کرامت انسانی» شهروند ایرانی در شان و شایستگیاش حفظ نمیشود. هنوز نگرانی از نابودی سرزمین عزیزمان، با تهدیدات بزرگی همچون خشکسالی، آلودگی و ریزگردها پابرجاست. هنوز اقتصاد ما ناتوان، کارگران ما گرفتار و خانوادههای ما نگران هستند و فقر و فساد و تبعیض چون خوره پایه های اعتماد و انسجام عمومی را از درون تهی می کند. در کنار همه این نگرانیهای داخلی، سایه شوم و مداوم تهدیدهای خارجی بدخواهان این ملت و خطر تحریمهای جدید و ای بسا گستاختر شدن دشمنان این کشور بار دیگر از راه رسیده است.
مردم ایران
در نهمین سالگرد راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد قرار داریم. حرکتی آرام، عظیم و شگفتآور. نشانهای از آنکه اراده انسانهای تنها، آن زمان که به یکدیگر پیوند بخورد، چون قطرههایی است که اندک اندک جمع میشوند و دریایی بزرگ را تشکیل میدهند. دریایی به نام ملت. یک ملت بزرگ. یک ملت مستقل. یک ملت مقتدر. ملتی که میتواند بایستد، از حقوق خود دفاع کند، کرامت خود را پاس بدارد و مشکلاتاش را با اتکا به خود و به شیوه مسالمتآمیز طرح و در صورت همراهی حل کند. و مگر نه این است که ما چنین ملتی بودیم؟
ما اقتدار خود را بارها و بارها در طول تاریخ به نمایش گذاشته و ثبت کردهایم. در انقلاب پر افتخار مشروطه؛ در انقلاب آزادیخواهانه و استقلالطلبانه ۵۷ و در جریان هشت سال دفاع در برابر دشمنی که برای تجاوزکاری خود به کمکهای آشکار و پنهان نیمی از جهان متکی بود. پس چطور کار ما به اینجا رسید؟ یکصد سال پس از مشروطه و ۴۰ سال پس از انقلاب ۵۷، آیا این رویایی بود که ایرانیان به دنبالش بودند؟
فقر و احتیاج قامت بسیاری را خم کرده؛ و رکود و بیکاری جوانان ما را درمانده ساخته؛ کارگران ما برای دریافت کمترین حقوقشان فریاد میزنند و جوابی نمیگیرند. از معلمانمان که میگفتیم شغلشان شغل انبیاست، حق هر اعتراضی سلب شده است. زنان ما برای بدیهیترین حقوقی که شایسته کرامت انسانیشان باشد مبارزه میکنند و هزینه میدهند. اقوام و مذاهب متنوع کشور چنان در تور تبعیض گرفتارند که گویی ایرانی نیستند. حصارهای خودی و غیرخودی همه ما را پراکنده ساخته است. چنان متفرق شدهایم که دیگر یک ملت به نظر نمیرسیم. حتی از همدیگر بیزار شدهایم و به سیمای هم چنگ میزنیم. وقتی در داخل با هموطنان خود چنین میکنیم، چه جای تعجب که در میان جهانیان نیز به منزویترینها بدل شویم؟ ایرانی که پدران و مادران ما رویایش را داشتند این نبود. ایرانی که آباد و آزاد میخواستیماش چنین نبود.
هموطنان
۹ سال پیش میلیونها ایرانی بار دیگر قدم به خیابان گذاشتند تا یادآوری کنند که این ملت هنوز بزرگ است و هرگز حاکمیت بر سرنوشت خویش را رها نخواهد کرد. دریغ که آن صدای نجیب، شریف، آرام اما رسا پاسخ درخوری دریافت نکرد. از آن پس ما باز هم روزهای سختی را پشتسر گذاشتیم و به مدد یکدیگر تلاش کردیم که آرامش و عقلانیت را به کشور باز گردانیم. بسیاری از ما زخمهایی را در سینه داریم که شاید هیچگاه التیام نیابد. اما آنان که بیشتر زخم برداشتند، دلسوزانهتر، با گذشتتر و با نجابتتر، از دردهای شخصی خود به سود مصالح ملی چشم پوشیدند. ما صبورانه انتظار کشیدیم، قهر را کنار گذاشتیم، دوباره رای دادیم و امیدوار باقی ماندیم، اما آنچه دریافت کردیم شایسته و متناسب این تلاش صبورانه ملی نبود.
هنوز هم تمام سوالات و نگرانیهای آن روزها پا برجاست. هنوز هم بخش بزرگی از این مردم احساس میکنند که شهروندانی بیگانه محسوب میشوند. و حتی بدتر این که، حاکمان ما هرچند به درستی حاضرند با کشورهای دیگر بر سر میز مذاکره بنشیند، اما در شنیدن خواستههای رسای مردم خود کوششی ندارند. هنوز هم «کرامت انسانی» شهروند ایرانی در شان و شایستگیاش حفظ نمیشود. هنوز نگرانی از نابودی سرزمین عزیزمان، با تهدیدات بزرگی همچون خشکسالی، آلودگی و ریزگردها پابرجاست. هنوز اقتصاد ما ناتوان، کارگران ما گرفتار و خانوادههای ما نگران هستند و فقر و فساد و تبعیض چون خوره پایه های اعتماد و انسجام عمومی را از درون تهی می کند. در کنار همه این نگرانیهای داخلی، سایه شوم و مداوم تهدیدهای خارجی بدخواهان این ملت و خطر تحریمهای جدید و ای بسا گستاختر شدن دشمنان این کشور بار دیگر از راه رسیده است.
مردم ایران
به باور ما، این مشکلات هرچند گسترده، متنوع و گاه ریشهدار و بلندمدت هستند، اما همگی در یک نقطه مشترک به هم میرسند: فراموشی محوریت اصلی سیاست در ایران، رویگردان شدن از «مردم»! پس راه حل آن نیز هرچند پیچیده مینماید، اما در نهایت سهل و ساده است: بازگشت به مردم. ما باید به خودمان بازگردیم؛ تحولخواهان باید به مردم بازگردند تا امیدی باشد که سیاستگذاران و حاکمان هم به مردم بازگردند. بازگشت به مردم، بازگشت به خویشتن است. باید به مردمی که خودمان نیز جزیی از آن هستیم اعتماد کنیم و اطمینان داشته باشیم که عموم مردم بهتر و بیشتر از هر شخص یا گروهی مصالح و منافع خود را تشخیص میدهند. باید بدانیم که کوچکترین گامها در مسیر اصلاحات نیز نیازمند حضور فعال اجتماعی و مشارکت پیگیرانه و مطالبهمحور شهروندان است. با خانهنشین کردن شهروندان و دور کردن آنان از عرصه مشارکت فعال و تقلیل دادن سهم مشارکت مردمی به شرکت در انتخابات؛ این روند نامیمون متوقف نخواهد شد. تنها با حضور و پیگیری و قدرت موثر بدنه اجتماعی است که میتوان ابزار کافی برای چانهزنیهای درون حکومتی را فراهم ساخت؛ و تنها کسانی میتوانند نمایندگی این مذاکرات را بر عهده بگیرند که پیشتر با حمایت از پشتوانه حضور مردمی، اعتماد آنان را جلب کرده و مشروعیت خود در میان تحولخواهان را تثبیت کرده باشند.
ما به عنوان گام نخست برای بازگشت به مردم در سیاستگذاری و سیاستورزی، برای احیای وحدت ملی و شکلگیری اراده عمومی در بازسازی کشور، برای اقتدار و اتحاد و آزادی و عدالت داخلی، و در یک کلام، برای «نجات ایران»، خواستار برداشته شدن محدودیتهای ناروا و در اولین گام «رفع حصر» هستیم. ما باور داریم که بازگشت مهندس موسوی، حجتالاسلام کروبی و دکتر رهنورد به دل جامعه سیاسی کشور، نمادین ترین گام برای حرکت به سمت یک گشایش ملی و یک وفاق و اقتدار ملی است. اینان سرمایههای گرانبهایی هستند که باید از حضورشان در جمع گسترده خود بهرهمند شویم و در کنار یکدیگر راه دشوار اما شیرین و روشن بازسازی کشور با همراه با همه نیروها را آغاز کنیم. بیتردید، این تنها نخستین گام است، اما گامی است بلند و نشان دهنده عزمی راسخ و آشکار برای ساخت دوباره یک ایران آباد و آزاد، و زیستی عادلانه و شرافتمندانه برای تمامی ایرانیان. برای ایرانی مقتدر، که متعلق به تمامی ایرانیان باشد.
در گام بعد، باید «خانه ملت» را به جایگاه شایسه خود باز گردانیم. باید اجازه بدهیم نمایندگان واقعی مردم در مجلس حاضر شوند تا تمام توان تخصصی کشور، فارغ از جناحبندیها و اختلافات، فارغ از گرایشهای قومی و مذهبی، فارغ از تمایلات سیاسی، همه در کنار یکدیگر قرار بگیرند. تنها چنین مجلسی که برآمده از آرای واقعی مردم و نماینده تمامی گروههای حاضر در جامعه باشد میتواند بهترین تدبیر را در حل مشکلات کشور به کار گیرد. مجلسی که از فیلترهای سلیقه ای و تنگ نظری های استصوابی عبور نکرده باشد و مجلسی که حق نظارت و قانونگذاری در تمامی جنبههای امور اداره کشور را داشته باشد. این، معنای واقعی بازگشت حکومت به سوی مردم و تبلور عینی حق حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش است.
در نهایت آنکه، اینها تنها پیشنهادات و شعارهایی نصیحتگونه نیستند. این میتواند پیمانی باشد برای همه ما و سرآغازی برای گام نهادن در مسیری که دوباره تمامی دلسوزان را گرد هم جمع کند. ما قصد داریم این راه را تا نجات کامل ایران از خطراتی که همه از آن آگاه هستیم طی کنیم.
به باور ما، این مشکلات هرچند گسترده، متنوع و گاه ریشهدار و بلندمدت هستند، اما همگی در یک نقطه مشترک به هم میرسند: فراموشی محوریت اصلی سیاست در ایران، رویگردان شدن از «مردم»! پس راه حل آن نیز هرچند پیچیده مینماید، اما در نهایت سهل و ساده است: بازگشت به مردم. ما باید به خودمان بازگردیم؛ تحولخواهان باید به مردم بازگردند تا امیدی باشد که سیاستگذاران و حاکمان هم به مردم بازگردند. بازگشت به مردم، بازگشت به خویشتن است. باید به مردمی که خودمان نیز جزیی از آن هستیم اعتماد کنیم و اطمینان داشته باشیم که عموم مردم بهتر و بیشتر از هر شخص یا گروهی مصالح و منافع خود را تشخیص میدهند. باید بدانیم که کوچکترین گامها در مسیر اصلاحات نیز نیازمند حضور فعال اجتماعی و مشارکت پیگیرانه و مطالبهمحور شهروندان است. با خانهنشین کردن شهروندان و دور کردن آنان از عرصه مشارکت فعال و تقلیل دادن سهم مشارکت مردمی به شرکت در انتخابات؛ این روند نامیمون متوقف نخواهد شد. تنها با حضور و پیگیری و قدرت موثر بدنه اجتماعی است که میتوان ابزار کافی برای چانهزنیهای درون حکومتی را فراهم ساخت؛ و تنها کسانی میتوانند نمایندگی این مذاکرات را بر عهده بگیرند که پیشتر با حمایت از پشتوانه حضور مردمی، اعتماد آنان را جلب کرده و مشروعیت خود در میان تحولخواهان را تثبیت کرده باشند.
ما به عنوان گام نخست برای بازگشت به مردم در سیاستگذاری و سیاستورزی، برای احیای وحدت ملی و شکلگیری اراده عمومی در بازسازی کشور، برای اقتدار و اتحاد و آزادی و عدالت داخلی، و در یک کلام، برای «نجات ایران»، خواستار برداشته شدن محدودیتهای ناروا و در اولین گام «رفع حصر» هستیم. ما باور داریم که بازگشت مهندس موسوی، حجتالاسلام کروبی و دکتر رهنورد به دل جامعه سیاسی کشور، نمادین ترین گام برای حرکت به سمت یک گشایش ملی و یک وفاق و اقتدار ملی است. اینان سرمایههای گرانبهایی هستند که باید از حضورشان در جمع گسترده خود بهرهمند شویم و در کنار یکدیگر راه دشوار اما شیرین و روشن بازسازی کشور با همراه با همه نیروها را آغاز کنیم. بیتردید، این تنها نخستین گام است، اما گامی است بلند و نشان دهنده عزمی راسخ و آشکار برای ساخت دوباره یک ایران آباد و آزاد، و زیستی عادلانه و شرافتمندانه برای تمامی ایرانیان. برای ایرانی مقتدر، که متعلق به تمامی ایرانیان باشد.
در گام بعد، باید «خانه ملت» را به جایگاه شایسه خود باز گردانیم. باید اجازه بدهیم نمایندگان واقعی مردم در مجلس حاضر شوند تا تمام توان تخصصی کشور، فارغ از جناحبندیها و اختلافات، فارغ از گرایشهای قومی و مذهبی، فارغ از تمایلات سیاسی، همه در کنار یکدیگر قرار بگیرند. تنها چنین مجلسی که برآمده از آرای واقعی مردم و نماینده تمامی گروههای حاضر در جامعه باشد میتواند بهترین تدبیر را در حل مشکلات کشور به کار گیرد. مجلسی که از فیلترهای سلیقه ای و تنگ نظری های استصوابی عبور نکرده باشد و مجلسی که حق نظارت و قانونگذاری در تمامی جنبههای امور اداره کشور را داشته باشد. این، معنای واقعی بازگشت حکومت به سوی مردم و تبلور عینی حق حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش است.
در نهایت آنکه، اینها تنها پیشنهادات و شعارهایی نصیحتگونه نیستند. این میتواند پیمانی باشد برای همه ما و سرآغازی برای گام نهادن در مسیری که دوباره تمامی دلسوزان را گرد هم جمع کند. ما قصد داریم این راه را تا نجات کامل ایران از خطراتی که همه از آن آگاه هستیم طی کنیم.
در صورت تمایل لطفا به آدرس ذیل مراجعه و امضای اینترنتی خود را ثبت بفرمایید.
https://goo.gl/forms/zGATTKkUuiteu7wM2
@SaveIranStatement
https://goo.gl/forms/zGATTKkUuiteu7wM2
@SaveIranStatement
Google Docs
بیانیه سالگرد ۲۵ خرداد
هموطنان عزیز
مردم ایران
در نهمین سالگرد راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد قرار داریم. حرکتی آرام، عظیم و شگفتآور. نشانهای از آنکه اراده انسانهای تنها، آن زمان که به یکدیگر پیوند بخورد، چون قطرههایی است که اندک اندک جمع میشوند و دریایی بزرگ را تشکیل میدهند.…
مردم ایران
در نهمین سالگرد راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد قرار داریم. حرکتی آرام، عظیم و شگفتآور. نشانهای از آنکه اراده انسانهای تنها، آن زمان که به یکدیگر پیوند بخورد، چون قطرههایی است که اندک اندک جمع میشوند و دریایی بزرگ را تشکیل میدهند.…
توضیح ضروری:
فهرست اسامی که پیشتر در کانال منتشر شده بود، منحصرا مربوط به بیانیه اول بوده است و ابدا به معنای تایید را رد بیانیه دوم از جانب امضاکنندگان قبلی نیست. فهرست امضا کنندگان بیانیه دوم به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد.
@SaveIranStatement
فهرست اسامی که پیشتر در کانال منتشر شده بود، منحصرا مربوط به بیانیه اول بوده است و ابدا به معنای تایید را رد بیانیه دوم از جانب امضاکنندگان قبلی نیست. فهرست امضا کنندگان بیانیه دوم به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد.
@SaveIranStatement
فهرست تدوین گران و امضا کنندگان بیانیه دوم برای نجات ایران به شرح زیر اعلام میشود:
(اسامی صرفا بر پایه حروف الفبا فهرست شده اند)
ابوطالب آدینه وند
حسن اسدی زیدآبادی
ابراهیم اصغرزاده
آرمان امیری
قربان بهزادیان نژاد
علیرضا بهشتی حسینی
علی پایا
حسین پایا
علی تاجرنیا
مصطفی تاجزاده
رضا تهرانی
حمیدرضا جلایی پور
سعید حجاریان
محمد حسین نیا
حسین رفیعی
عبدالله رمضان زاده
محمد جواد روح
بهرام سمیع
حجت شریفی
احسان شریعتی
محسن صفایی فراهانی
کیوان صمیمی
اعظم طالقانی
علیرضا علوی تبار
مسعود غفاری
علی اصغر غلامی
محمد کیانوش راد
مرتضی مبلغ
فخرالسادات محتشمی پور
مهرداد محمدی
محمدجواد مظفر
علی ملیحی
احمد منتظری
عبدالله مومنی
لطف الله میثمی
بهاره هدایت
رضا یوسفیان
از همینجا از تمامی هم وطنان دعوت می کنیم تا در صورت موافقت و همدلی با مطالبات بیانیه، حمایت خود را از آن اعلام کنند. ما فهرست این حمایت ها را نیز در آینده منتشر خواهیم کرد.
@SaveIranStatement
(اسامی صرفا بر پایه حروف الفبا فهرست شده اند)
ابوطالب آدینه وند
حسن اسدی زیدآبادی
ابراهیم اصغرزاده
آرمان امیری
قربان بهزادیان نژاد
علیرضا بهشتی حسینی
علی پایا
حسین پایا
علی تاجرنیا
مصطفی تاجزاده
رضا تهرانی
حمیدرضا جلایی پور
سعید حجاریان
محمد حسین نیا
حسین رفیعی
عبدالله رمضان زاده
محمد جواد روح
بهرام سمیع
حجت شریفی
احسان شریعتی
محسن صفایی فراهانی
کیوان صمیمی
اعظم طالقانی
علیرضا علوی تبار
مسعود غفاری
علی اصغر غلامی
محمد کیانوش راد
مرتضی مبلغ
فخرالسادات محتشمی پور
مهرداد محمدی
محمدجواد مظفر
علی ملیحی
احمد منتظری
عبدالله مومنی
لطف الله میثمی
بهاره هدایت
رضا یوسفیان
از همینجا از تمامی هم وطنان دعوت می کنیم تا در صورت موافقت و همدلی با مطالبات بیانیه، حمایت خود را از آن اعلام کنند. ما فهرست این حمایت ها را نیز در آینده منتشر خواهیم کرد.
@SaveIranStatement
هم وطنان عزیز
مردم گرامی ایران
https://t.me/SaveIranStatement/16
بار دیگر به مردادماه رسیدهایم. ماهی که یادآور سالگرد امضای فرمان مشروطیت است. ۱۱۲ سال پیش پدران و مادرانمان به پا خاستند تا برگی زرین از تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین را رقم بزنند. برپاخاستند که بگویند: «به ملتی بزرگ نمیتوان بزرگی فروخت».
انقلاب مشروطه ایران، سندی است که نشان میدهد تمدن بزرگ و دیرپای ایرانی، حتی در مواجهه با جهان جدید، سنتهای جدید و مطالبات جدید نیز توانایی زایش، استقلال و روزآمدی را دارد. این تمدن هرچند کهن است، اما پوسیده، دلمرده و راکد نیست. این ملت همپای تاریخ به پیش آمده، مشکلات بزرگ را پشت سر گذاشته، اما هرگز متوقف نشده است.
از مشروطه تا کنون، بیش از یک قرن مسیر پر فراز و نشیب آزادیخواهی و قانونگرایی را پشت سر گذاشتهایم. در این راه تجربیات فراوانی کسب کردیم و دستاوردهای ارزشمندی به ارمغان آوردیم. هرچند هنوز چالشهایی پیش روی ماست که نشان از تعویق در تحقق مطالبات مشروطیت دارد، اما در تمام طول این سالها ما بارها و بارها برای بازگشت به روح مطالبات مشروطه به پا خاستهایم. جنبش ملی به رهبری دکتر مصدق، منادی احیای مشروطیت با تاکید بر استقلال ملی بود. انقلاب ۵۷، فریاد دوباره استبدادستیزی و طغیان علیه نابودی اصول مشروطه بود، هرچند با خروش طوفانی خود، خشک و تر را با هم سوزاند و برخی دستاوردها را نیز انکار کرد. جنبش اصلاحات و پس از آن، جنبش سبز، دو خیزش دیگر برای بازگشت به روح اصیل قانونگرایی بودند و تلاش کردند تا این بار، ضمن حفظ دستاوردهای پیشین، تنها بر روی کاستیها تمرکز کنند و با حرکتی آرامتر به سوی احیای مطالبات مشروطه گام بر دارند.
باور ما بر آن است که در تمامی این سالها، هرکجا دستاوردی به همراه داشتهایم، محصول انباشت تجربیات تاریخی و پندآموزی از پیشینه پدران و مادرانمان بوده است. محصول نگاهی تاریخی و پیوسته به گذشته این سرزمین که سرشار از تلخکامیها و شادمانیها بوده. در نقطه مقابل، هرکجا شکستی حاصل شده و ناکامی به بار آمده، ناشی از غفلت ما بوده است. غفلت در پندگرفتن از تاریخ؛ در پشت پا زدن به اندوختههای پیشین؛ در نادیده گرفتن راههای سپری شده و در افتادن به مسیرهای نادرستی که پیشتر تجربه کرده بودیم ... (ادامه را در لینک زیر بخوانید)
http://telegra.ph/بیانیه-دوم-برای-نجات-ایران-08-10-4
مردم گرامی ایران
https://t.me/SaveIranStatement/16
بار دیگر به مردادماه رسیدهایم. ماهی که یادآور سالگرد امضای فرمان مشروطیت است. ۱۱۲ سال پیش پدران و مادرانمان به پا خاستند تا برگی زرین از تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین را رقم بزنند. برپاخاستند که بگویند: «به ملتی بزرگ نمیتوان بزرگی فروخت».
انقلاب مشروطه ایران، سندی است که نشان میدهد تمدن بزرگ و دیرپای ایرانی، حتی در مواجهه با جهان جدید، سنتهای جدید و مطالبات جدید نیز توانایی زایش، استقلال و روزآمدی را دارد. این تمدن هرچند کهن است، اما پوسیده، دلمرده و راکد نیست. این ملت همپای تاریخ به پیش آمده، مشکلات بزرگ را پشت سر گذاشته، اما هرگز متوقف نشده است.
از مشروطه تا کنون، بیش از یک قرن مسیر پر فراز و نشیب آزادیخواهی و قانونگرایی را پشت سر گذاشتهایم. در این راه تجربیات فراوانی کسب کردیم و دستاوردهای ارزشمندی به ارمغان آوردیم. هرچند هنوز چالشهایی پیش روی ماست که نشان از تعویق در تحقق مطالبات مشروطیت دارد، اما در تمام طول این سالها ما بارها و بارها برای بازگشت به روح مطالبات مشروطه به پا خاستهایم. جنبش ملی به رهبری دکتر مصدق، منادی احیای مشروطیت با تاکید بر استقلال ملی بود. انقلاب ۵۷، فریاد دوباره استبدادستیزی و طغیان علیه نابودی اصول مشروطه بود، هرچند با خروش طوفانی خود، خشک و تر را با هم سوزاند و برخی دستاوردها را نیز انکار کرد. جنبش اصلاحات و پس از آن، جنبش سبز، دو خیزش دیگر برای بازگشت به روح اصیل قانونگرایی بودند و تلاش کردند تا این بار، ضمن حفظ دستاوردهای پیشین، تنها بر روی کاستیها تمرکز کنند و با حرکتی آرامتر به سوی احیای مطالبات مشروطه گام بر دارند.
باور ما بر آن است که در تمامی این سالها، هرکجا دستاوردی به همراه داشتهایم، محصول انباشت تجربیات تاریخی و پندآموزی از پیشینه پدران و مادرانمان بوده است. محصول نگاهی تاریخی و پیوسته به گذشته این سرزمین که سرشار از تلخکامیها و شادمانیها بوده. در نقطه مقابل، هرکجا شکستی حاصل شده و ناکامی به بار آمده، ناشی از غفلت ما بوده است. غفلت در پندگرفتن از تاریخ؛ در پشت پا زدن به اندوختههای پیشین؛ در نادیده گرفتن راههای سپری شده و در افتادن به مسیرهای نادرستی که پیشتر تجربه کرده بودیم ... (ادامه را در لینک زیر بخوانید)
http://telegra.ph/بیانیه-دوم-برای-نجات-ایران-08-10-4
Telegram
بیانیه نجات ایران
متن کامل بیانیه دوم برای نجات ایران
@SaveIranStatement
@SaveIranStatement
Forwarded from انجمن اسلامى فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه بوعلى سينا
✅ بيانيه انجمن اسلامى فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه بوعلى سينا در تائيد و حمايت بيانيه دوم "نجات ايران":
در شرایط کنونی کشور همگی آگاه به وجود بحرانهای متعدد در مدیریت و جامعه هستیم که با عدم وجود عزم جدی برای اصلاح و تغییر روندهای گذشته، این بحرانها تشدید و تحکیم نیز شده است. امید به اصلاح علاوه بر آنکه از رفتار حاکمیت نشات میگیرد، در رفتار نیروهای تحولخواه نیز ریشه دارد. اگر با اسارت در چارچوبهای محافظهکارانه مدیریت یا عدم صراحت یا ترس از تغییر گرفتار وضعيت فعلى شویم، امید و اعتماد مردم را به یاس و سرخوردگی بدل ساختهایم و در اینصورت مشخص نیست چه سرنوشتی برای کشور رقم خواهد خورد.
برای حل معضلات موجود، بازگشت به مردم و تکیه بر خواست و نیروی آنها، تنها راه نجات خواهد بود. آنها که با جلب اعتماد مردم، امیدواری آنان را برای ایجاد تغییر پشتوانه خود کردهاند، اگر نیروهای توجیه و تحکیم شرایط موجود باشند، چیزی جز گسترش یاس در جامعه را رقم نزدهاند.
برای عبور از این وضعیت نیاز است نیروهای اصلاحی با صراحت و جسارت بیشتری معضلات موجود را بیان کنند و هر یک در حد توان خود، در این شرایط خطیر به فعالیتی در خور و موثر ادامه دهند. برای جلب همراهی مردم باید از تجارب تاریخی درس گرفت و اجازه خاکستر شدن همه آن تجارب گرانبهای معاصر را در هجوم براندازان و تندروها نداد.
بیانیه دوم نجات ایران، به عنوان نقطه عطفی در بیان روشن راهحلها هم برای حاکمیت و هم برای نیروهای تحولخواه، میتواند نقطه اتکایی برای رهایی از ابهام و سردرگمی موجود باشد. راهکار بیان شده علاوه بر راههای پیش روی حاکمیت برای نجات ایران، میتواند چراغ راه نیروهای تحولخواه برای ادامه مسیر باشد.
ما به عنوان تشکلی دانشجویی که نگران وضعیت فعلی و آینده کشور هستیم، علاوه بر حمایت از این بیانیه، همگان را به مطالعه و تدقیق در آن و همچنین یاری رساندن در حد توان خود برای گام برداشتن در مسیر نجات ایران دعوت میکنیم. دوازده راهکار نوشته شده در این بیانیه، هر یک مسیری سخت برای رفتن را در پیش دارد اما میدانیم که برای نجات ایران، جز این چارهای نداریم. در متن بیانیه آمده است:" در نهایت اینکه در این مدت، بسیاری خرده گرفتند که این بازخوانیها و این مطالبات دیگر به فرجامی نخواهد رسید. برخی به ما میگویند که خشم و نارضایتی عمومی گوشهای شنوا را بسته و برخی دیگر ناامید هستند که حاکمیت هیچ نشانی از همراهی و عقلانیت در این مدت از خود بروز نداده است؛ کما اینکه تداوم حصرهای غیرقانونی نشان آشکاری است که شاید حکومت بار دیگر تن به مذاکره و مصالحه با بیگانگان بدهد، اما همچنان قصدی برای یک آشتی و اتحاد ملی ندارد. ما اما چنین گمان نمیکنیم.
پاسخ ما همچنان همان است که میرحسین موسوی در بیانیه شماره ۹ خود آورده بود: «مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم». نیروهای مستقل نمیتوانند و نباید خاموش و منفعل باقی بمانند تا بیگانگان دچار این وسوسه شوند که این جای خالی را با نیروهای وابسته و دستنشانده پر کنند. پس ما نیز راه پیشینیان خود را ادامه خواهیم داد و مطالباتی را که برای نجات ایران ضروری میدانیم پیگیری خواهیم کرد."
انجمن اسلامی فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بوعلیسینا همدان
متن کامل بیانیه دوم نجات ایران :
http://yon.ir/9vs1j
در شرایط کنونی کشور همگی آگاه به وجود بحرانهای متعدد در مدیریت و جامعه هستیم که با عدم وجود عزم جدی برای اصلاح و تغییر روندهای گذشته، این بحرانها تشدید و تحکیم نیز شده است. امید به اصلاح علاوه بر آنکه از رفتار حاکمیت نشات میگیرد، در رفتار نیروهای تحولخواه نیز ریشه دارد. اگر با اسارت در چارچوبهای محافظهکارانه مدیریت یا عدم صراحت یا ترس از تغییر گرفتار وضعيت فعلى شویم، امید و اعتماد مردم را به یاس و سرخوردگی بدل ساختهایم و در اینصورت مشخص نیست چه سرنوشتی برای کشور رقم خواهد خورد.
برای حل معضلات موجود، بازگشت به مردم و تکیه بر خواست و نیروی آنها، تنها راه نجات خواهد بود. آنها که با جلب اعتماد مردم، امیدواری آنان را برای ایجاد تغییر پشتوانه خود کردهاند، اگر نیروهای توجیه و تحکیم شرایط موجود باشند، چیزی جز گسترش یاس در جامعه را رقم نزدهاند.
برای عبور از این وضعیت نیاز است نیروهای اصلاحی با صراحت و جسارت بیشتری معضلات موجود را بیان کنند و هر یک در حد توان خود، در این شرایط خطیر به فعالیتی در خور و موثر ادامه دهند. برای جلب همراهی مردم باید از تجارب تاریخی درس گرفت و اجازه خاکستر شدن همه آن تجارب گرانبهای معاصر را در هجوم براندازان و تندروها نداد.
بیانیه دوم نجات ایران، به عنوان نقطه عطفی در بیان روشن راهحلها هم برای حاکمیت و هم برای نیروهای تحولخواه، میتواند نقطه اتکایی برای رهایی از ابهام و سردرگمی موجود باشد. راهکار بیان شده علاوه بر راههای پیش روی حاکمیت برای نجات ایران، میتواند چراغ راه نیروهای تحولخواه برای ادامه مسیر باشد.
ما به عنوان تشکلی دانشجویی که نگران وضعیت فعلی و آینده کشور هستیم، علاوه بر حمایت از این بیانیه، همگان را به مطالعه و تدقیق در آن و همچنین یاری رساندن در حد توان خود برای گام برداشتن در مسیر نجات ایران دعوت میکنیم. دوازده راهکار نوشته شده در این بیانیه، هر یک مسیری سخت برای رفتن را در پیش دارد اما میدانیم که برای نجات ایران، جز این چارهای نداریم. در متن بیانیه آمده است:" در نهایت اینکه در این مدت، بسیاری خرده گرفتند که این بازخوانیها و این مطالبات دیگر به فرجامی نخواهد رسید. برخی به ما میگویند که خشم و نارضایتی عمومی گوشهای شنوا را بسته و برخی دیگر ناامید هستند که حاکمیت هیچ نشانی از همراهی و عقلانیت در این مدت از خود بروز نداده است؛ کما اینکه تداوم حصرهای غیرقانونی نشان آشکاری است که شاید حکومت بار دیگر تن به مذاکره و مصالحه با بیگانگان بدهد، اما همچنان قصدی برای یک آشتی و اتحاد ملی ندارد. ما اما چنین گمان نمیکنیم.
پاسخ ما همچنان همان است که میرحسین موسوی در بیانیه شماره ۹ خود آورده بود: «مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم». نیروهای مستقل نمیتوانند و نباید خاموش و منفعل باقی بمانند تا بیگانگان دچار این وسوسه شوند که این جای خالی را با نیروهای وابسته و دستنشانده پر کنند. پس ما نیز راه پیشینیان خود را ادامه خواهیم داد و مطالباتی را که برای نجات ایران ضروری میدانیم پیگیری خواهیم کرد."
انجمن اسلامی فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بوعلیسینا همدان
متن کامل بیانیه دوم نجات ایران :
http://yon.ir/9vs1j
Telegraph
متن کامل بیانیه دوم نجات ایران
متن کامل بیانیه شماره دو برای نجات ایران به همراه اسامی تدوین کنندگان آن به شرح زیر است: هم وطنان عزیز مردم گرامی ایران بار دیگر به مردادماه رسیدهایم. ماهی که یادآور سالگرد امضای فرمان مشروطیت است. ۱۱۲ سال پیش پدران و مادرانمان به پا خاستند تا برگی زرین…
Forwarded from زيتون | Zeitoons@
پیشنویسِ دعوت به اعتراضات خیابانی
محمدجواد اکبرین
بیانیه ۳۷ تن از چهرههای سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی که با تیتر «نجات ایران» در رسانهها منتشر شده به دنبال چیست؟ بیانیهای که امضای کسانی را پای خود دارد که سالنا زندان رفته و در مبارزه با استبداد دینی رنج کشیدهاند و از قضا امضای فرزندان نمادهای انقلابِ ۵۷ بر «معنا»ی آن افزوده است؛ فرزندان منتظری، بهشتی، طالقانی و شریعتی. مقصود این بیانیه چیست و مقصدش کجاست؟
برخی از منتقدانِ بیانیه، آن را «بازخوانی بحرانها بدون ارائهی راه حل عملی» یافته و در نتیجه، آن را بیهوده خواندهاند؛ گویی مرادشان این است که وقتی در توصیف بحران، مجموعهای از «هست»ها را میشمارید و مجموعهای از «باید»ها را پیشنهاد میدهید و با اینکه میدانید به شنیدنِ حاکمیت امیدی نیست از راه حلّ عملی و مردمیِ رسیدن به آن بایدها چیزی نمیگویید کاری عبث کردهاید.
مدعای یادداشت حاضر اما این است که بیانیه هم در «توصیف»، هم در «توصیه» و هم در «تجویز» موفق بوده و حتی آخرین چاره را هم در صورت ناشنیده ماندنِ توصیهها، ناگفته نگذاشته (که توضیح خواهم داد) اما حتی اگر به توصیه و تجویز هم نمیرسید باز هم نمیشد آن را اندک انگاشت؛ زیرا این ۳۷نفر نه در امنیتِ دور از دسترس حکومت، و نه با نام مستعار در فضای مجازی، بلکه در «میانهی میدان» با تمام حیثیت و هویت حقیقی خود سخن گفتهاند و چه گفتهاند؟
به قانون اساسی که رسیدهاند آن را نیازمند تغییر و همهپرسی دانستهاند و حتی جهتگیری تغییرش را نیز مشخص کردهاند: «یک پیماننامه ملی» که در آن «خواست و اراده اکثریت مردم در قوانین اساسی و زیربنایی لحاظ شده و رضایت عمومی جلب شود». در توصیف سایر نهادهای نظام، از رئیسجمهورِ «تدارکاتچی» و «خبرگان تشریفاتی» و «مجلسِ ناتوان از حل بحرانهای ملی» و از نظامیانی نوشتهاند که «در تمامی شئون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی ورزشی، گستردهترین و بیسابقهترین نفوذ» را دارند. از قوه قضائیهای نوشتهاند که «سرمنشاء بیشترین مفاسد و نارضایتیها» است و از «آفت خانمانسوز فساد که تهماندهی امید ملی را خشکانده». از «بخش بزرگی از جامعه ایرانی که زیر فشار فقر، تورم و بیکاری کمر خم کرده و مطالبات اقتصادی را در اولویت نخست خود میبیند» و نیز از «تبعیضها و تلاشهای اقتدارگرایانه در جهت مهندسی اجتماعی و زخمهای جامعه که جبران آن نیازمند سالها تلاش و آرامش است».
در پی این توصیفها، البته توصیههایی کردهاند که مخاطبش حاکمیت است و گره ماجرا در همینجاست که منتقدان را میآزارد؛ پرسش آنها این است: در ویرانهای که بیانیه به درستی ترسیم و توصیفش میکند و با حکومتی که در هر بحرانی ثابت کرده از دندان تیزش بیش از گوش ناشنوایش بهره میبرد، «مخاطب بایدها» و توصیههایتان کیست و سرانجام چاره کدام است؟
به نظر میرسد منتقدان، این بیانیه را مبتلا به همان مشکلی میدانند که سخنان اخیر خاتمی و راهکارهای ۱۵گانهاش دارد؛ کلیگویی و بیبرنامهگی! اما اتفاقا این بیانیه آمده است تا ضمن تاکید بر سخنان خاتمی، ضعف آن را جبران کند و در بند دوازدهم بیانیه، چنین کرده است. این بند، اگر چه همچنان جا را برای شنوایی حاکمیت باز میگذارد و این در را نمیبندد اما ضعف اصلاحطلبیِ خاتمی را با قوتِ مقاومت موسوی جبران میکند؛ آنجا که «با تاکیدی ویژه» هم از «اصل ۲۷ قانون اساسی» میگوید که موضوع آن «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح» است و هم از «بیانیهی نهمِ» میرحسین موسوی که بر ادامه اعتراضات تاکید دارد.
متن کامل در زیتون:
http://zeitoons.com/54124
محمدجواد اکبرین
بیانیه ۳۷ تن از چهرههای سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی که با تیتر «نجات ایران» در رسانهها منتشر شده به دنبال چیست؟ بیانیهای که امضای کسانی را پای خود دارد که سالنا زندان رفته و در مبارزه با استبداد دینی رنج کشیدهاند و از قضا امضای فرزندان نمادهای انقلابِ ۵۷ بر «معنا»ی آن افزوده است؛ فرزندان منتظری، بهشتی، طالقانی و شریعتی. مقصود این بیانیه چیست و مقصدش کجاست؟
برخی از منتقدانِ بیانیه، آن را «بازخوانی بحرانها بدون ارائهی راه حل عملی» یافته و در نتیجه، آن را بیهوده خواندهاند؛ گویی مرادشان این است که وقتی در توصیف بحران، مجموعهای از «هست»ها را میشمارید و مجموعهای از «باید»ها را پیشنهاد میدهید و با اینکه میدانید به شنیدنِ حاکمیت امیدی نیست از راه حلّ عملی و مردمیِ رسیدن به آن بایدها چیزی نمیگویید کاری عبث کردهاید.
مدعای یادداشت حاضر اما این است که بیانیه هم در «توصیف»، هم در «توصیه» و هم در «تجویز» موفق بوده و حتی آخرین چاره را هم در صورت ناشنیده ماندنِ توصیهها، ناگفته نگذاشته (که توضیح خواهم داد) اما حتی اگر به توصیه و تجویز هم نمیرسید باز هم نمیشد آن را اندک انگاشت؛ زیرا این ۳۷نفر نه در امنیتِ دور از دسترس حکومت، و نه با نام مستعار در فضای مجازی، بلکه در «میانهی میدان» با تمام حیثیت و هویت حقیقی خود سخن گفتهاند و چه گفتهاند؟
به قانون اساسی که رسیدهاند آن را نیازمند تغییر و همهپرسی دانستهاند و حتی جهتگیری تغییرش را نیز مشخص کردهاند: «یک پیماننامه ملی» که در آن «خواست و اراده اکثریت مردم در قوانین اساسی و زیربنایی لحاظ شده و رضایت عمومی جلب شود». در توصیف سایر نهادهای نظام، از رئیسجمهورِ «تدارکاتچی» و «خبرگان تشریفاتی» و «مجلسِ ناتوان از حل بحرانهای ملی» و از نظامیانی نوشتهاند که «در تمامی شئون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی ورزشی، گستردهترین و بیسابقهترین نفوذ» را دارند. از قوه قضائیهای نوشتهاند که «سرمنشاء بیشترین مفاسد و نارضایتیها» است و از «آفت خانمانسوز فساد که تهماندهی امید ملی را خشکانده». از «بخش بزرگی از جامعه ایرانی که زیر فشار فقر، تورم و بیکاری کمر خم کرده و مطالبات اقتصادی را در اولویت نخست خود میبیند» و نیز از «تبعیضها و تلاشهای اقتدارگرایانه در جهت مهندسی اجتماعی و زخمهای جامعه که جبران آن نیازمند سالها تلاش و آرامش است».
در پی این توصیفها، البته توصیههایی کردهاند که مخاطبش حاکمیت است و گره ماجرا در همینجاست که منتقدان را میآزارد؛ پرسش آنها این است: در ویرانهای که بیانیه به درستی ترسیم و توصیفش میکند و با حکومتی که در هر بحرانی ثابت کرده از دندان تیزش بیش از گوش ناشنوایش بهره میبرد، «مخاطب بایدها» و توصیههایتان کیست و سرانجام چاره کدام است؟
به نظر میرسد منتقدان، این بیانیه را مبتلا به همان مشکلی میدانند که سخنان اخیر خاتمی و راهکارهای ۱۵گانهاش دارد؛ کلیگویی و بیبرنامهگی! اما اتفاقا این بیانیه آمده است تا ضمن تاکید بر سخنان خاتمی، ضعف آن را جبران کند و در بند دوازدهم بیانیه، چنین کرده است. این بند، اگر چه همچنان جا را برای شنوایی حاکمیت باز میگذارد و این در را نمیبندد اما ضعف اصلاحطلبیِ خاتمی را با قوتِ مقاومت موسوی جبران میکند؛ آنجا که «با تاکیدی ویژه» هم از «اصل ۲۷ قانون اساسی» میگوید که موضوع آن «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح» است و هم از «بیانیهی نهمِ» میرحسین موسوی که بر ادامه اعتراضات تاکید دارد.
متن کامل در زیتون:
http://zeitoons.com/54124
Zeitoons
پیشنویسِ دعوت به اعتراضات خیابانی
پیشنویسِ دعوت به اعتراضات خیابانی | سایت مستقل تحلیلی خبری