Forwarded from سینزده
من و به جرأت میتونم بگم با اینکه 🐶 اخلاقی اما خوش سفر و نازی💋
سینزده
من و به جرأت میتونم بگم با اینکه 🐶 اخلاقی اما خوش سفر و نازی💋
سگِ جذاب و خوش سفری هستم.
جناب امیرالمومنین
یعنی میشود روزی هم مثل اصحابت در صفین،
اینگونه ما را خطاب کنی:
لَقَد شَفَى وَحَاوِحَ صَدرِي
سر انجام سوزش سينهام
با مقاومت و حملات دلاورانۀ شما، تسكين یافت...
خطبه۱۰۷
یعنی میشود روزی هم مثل اصحابت در صفین،
اینگونه ما را خطاب کنی:
لَقَد شَفَى وَحَاوِحَ صَدرِي
سر انجام سوزش سينهام
با مقاومت و حملات دلاورانۀ شما، تسكين یافت...
خطبه۱۰۷
همیشه از زکریایی متنفر بودم. حالا به همه ثابت شد حسِ من اشتباه نمیکنه.
فقط یه دونه از اعتماد و عشقم باقی مونده که اونم میذارم برای یه آدم لایق و به معنای واقعی کلمه مَرد.
دیدید این ساعتا حیوانات درنده گرسنه میشن تو جنگل دنبال شکارن؟ دقیقا من هرشب این ساعتا ارتباطم با یخچال همین طوره 🐾
این فکت که میگن اگه پسری ازت خوشش بیاد زود جواب پیامتو میده حقه واقعا :)))
نمیدانی چه بهشتی میخواستم برایت بسازم.
بهشتی که در جان خودم بود.
بهشتم را دور تو بر پا میکردم!
عیبی نداشت اگر دوستم هم نمیداشتی، مگر چه میشد؟
همهچیز همانطور میماند، میگذاشتیم همانطور بماند.
فقط مثل یک دوست با من حرف میزدی، کنار هم خوش بودیم و میخندیدیم و شادمانه به چشم هم نگاه میکردیم و زندگی به همین منوال خوشخوشک میگذشت.
حتی اگر عاشق آدم دیگری هم میشدی عیبی نداشت. تو با او خوشوخندان میرفتی و من از آن طرف خیابان نگاهتان میکردم…
بهشتی که در جان خودم بود.
بهشتم را دور تو بر پا میکردم!
عیبی نداشت اگر دوستم هم نمیداشتی، مگر چه میشد؟
همهچیز همانطور میماند، میگذاشتیم همانطور بماند.
فقط مثل یک دوست با من حرف میزدی، کنار هم خوش بودیم و میخندیدیم و شادمانه به چشم هم نگاه میکردیم و زندگی به همین منوال خوشخوشک میگذشت.
حتی اگر عاشق آدم دیگری هم میشدی عیبی نداشت. تو با او خوشوخندان میرفتی و من از آن طرف خیابان نگاهتان میکردم…
نازنین/ داستایوفسکی
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبرداری یا نه ؟
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبرداری یا نه ؟
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه؟
وای از زن عاشق! حتی گناهان و زشتی های معشوقش را هم میپرستد!
در آن حدی که خود مرد هم نمی تواند جنایاتش را بدان گونه که زنی عاشق برایش تبرئه می کند، تبرئه کند.
در آن حدی که خود مرد هم نمی تواند جنایاتش را بدان گونه که زنی عاشق برایش تبرئه می کند، تبرئه کند.
نازنین/داستایوفسکی