يكى از زيبا ترين چیزهایی كه آدم از معشوق مى تواند بشنود، همين است كه ماريا به آلبر كامو نوشت :
« حتى اگر با تو مخالف باشم، در جبهه ى تو میمانم، پس نترس »
« حتى اگر با تو مخالف باشم، در جبهه ى تو میمانم، پس نترس »
کاش میشد آدم سفر کنه به هر خاطرهای که از گذشته داره و اونارو بارها زندگی کنه.
داشتم فکر میکردم کسی هست که دوس داشته باشه بعضی از خاطرههاش با من رو دوباره تکرار کنه؟
Forwarded from عاوائيسم🪄
کی گفته سفر در زمان غیرممکنه؟
یه آهنگ تو رو میبره به پاییز ۸ سال پیش. یه عطر میبرتت به یه عصر تاریک زمستونی ۱۲ سال پیش.
یه آهنگ تو رو میبره به پاییز ۸ سال پیش. یه عطر میبرتت به یه عصر تاریک زمستونی ۱۲ سال پیش.
ﺷﺐ ﺷﺐ ﺷﺐ ﺷﺐ
ﺑﺎزم ﺷﺐ اوﻣﺪ
ﻫﻴﺶ ﻛﻰ ﺧﺒﺮی اَﻤﻦ ﻧﮕﺮﻓﺖ
ﻏﻢ ﻏﻢ ﻏﻢ ﻏﻢ
ﺑﺎزم ﻏﻢ اوﻣﺪ
ﮔﻮﺷﻪ دل ﻣﻦ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺖ
ﺑﺎزم ﺷﺐ اوﻣﺪ
ﻫﻴﺶ ﻛﻰ ﺧﺒﺮی اَﻤﻦ ﻧﮕﺮﻓﺖ
ﻏﻢ ﻏﻢ ﻏﻢ ﻏﻢ
ﺑﺎزم ﻏﻢ اوﻣﺪ
ﮔﻮﺷﻪ دل ﻣﻦ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺖ
ﻏﻤﮕﻴﻦ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﻧﺸﻰ ای دل
ای دﻟﻢ دﻟﻮاﭘﺲ
ﻛﺎش ﻳﻜﻰ ﻳﮏ ﮔﻮﺷﻪ اﻳﻦ دﻧﻴﺎ
ﻣﻨﺘﻈﺮم ﺑﺎﺷﻪ
وﻟﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ
ای دﻟﻢ دﻟﻮاﭘﺲ
ﻛﺎش ﻳﻜﻰ ﻳﮏ ﮔﻮﺷﻪ اﻳﻦ دﻧﻴﺎ
ﻣﻨﺘﻈﺮم ﺑﺎﺷﻪ
وﻟﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ
ﻣﻰ ﺷﻨﻮی ﺻﺪای ﭘﺎ ﻣﻴﺎد
ﻳﻪ ﻓﻜﺮ دوﺑﺎره داره ﻣﻰ ره ﺗﻮ ﺳﺮم
ﻣﻦ ﻣﻰ دوﻧﻢ اون اَﻤﻦ ﭼﻰ ﻣﻰ ﺧﻮاد
ﻣﻰ ﺧﻮاد ﻫﻤﻪ ﭼﻰ رو ﺑﺮﻳﺰه ﺑﻬﻢ
ﻳﻪ ﻓﻜﺮ دوﺑﺎره داره ﻣﻰ ره ﺗﻮ ﺳﺮم
ﻣﻦ ﻣﻰ دوﻧﻢ اون اَﻤﻦ ﭼﻰ ﻣﻰ ﺧﻮاد
ﻣﻰ ﺧﻮاد ﻫﻤﻪ ﭼﻰ رو ﺑﺮﻳﺰه ﺑﻬﻢ
ژیکــان
هرکس میخواد رختکن بازنده ها گوش بده لطفا از قسمت کیومرث مرزبان گوش بده 🙏
اینو گوش دادم و به جرات میتونم بگم، اولین پادکستی بود که انقدر خندیدم باهاش. سطح طنز خیلی مهمه دوستان. مثلا اینا سطح طنزشون خیلی به من نزدیکه. بی ادبن ولی بی ادبیشون منزجر کننده نیست.
Forwarded from ناشناس پلاس
شاید خیلی بی اهمیت باشه
ولی من کیف میکنم از اینکه اینجام:)
ولی من کیف میکنم از اینکه اینجام:)
آن زمانی که دیگر نباشم
ابری با توست
سایهاش بر سرت
آن ابر منم
نخواهی شناخت
شبانگاهی بر بالینت
به این سو، آن سو
نه در خواب و نه در بیداری
آن رویا منم
نخواهی شناخت
در تنهایی سخن میگویی با آنکه نیست
باز میگویی هرآنچه را تاکنون نگفتهای
با تمام جان به تو گوش میسپارد
آن که نیست منم
نخواهی شناخت
به ناگاه سوزشی در جانت
بیآنکه بدانی از کجاست
قلبت به تپش در میآید از خاطرات
آن سوزش منم
نخواهی شناخت.
بیهوده میبارد این باران، اشعاری از عزیز نسین
#شما_فرستادید
ابری با توست
سایهاش بر سرت
آن ابر منم
نخواهی شناخت
شبانگاهی بر بالینت
به این سو، آن سو
نه در خواب و نه در بیداری
آن رویا منم
نخواهی شناخت
در تنهایی سخن میگویی با آنکه نیست
باز میگویی هرآنچه را تاکنون نگفتهای
با تمام جان به تو گوش میسپارد
آن که نیست منم
نخواهی شناخت
به ناگاه سوزشی در جانت
بیآنکه بدانی از کجاست
قلبت به تپش در میآید از خاطرات
آن سوزش منم
نخواهی شناخت.
بیهوده میبارد این باران، اشعاری از عزیز نسین
#شما_فرستادید
Forwarded from سینزده
من و به جرأت میتونم بگم با اینکه 🐶 اخلاقی اما خوش سفر و نازی💋
سینزده
من و به جرأت میتونم بگم با اینکه 🐶 اخلاقی اما خوش سفر و نازی💋
سگِ جذاب و خوش سفری هستم.