سرخط
Photo
🔴 سرمایهداری و تخریب محیط زیست
بحران اقلیمی، بحران عدالت است؛ آلودگیای که ۱٪ از ثروتمندترینها در یک روز تولید میکنند از آلودگیای که کل ۵۰٪ فقیر در یک سال تولید میکنند بیشتر است.
امّا در نهایت هزینهی این نابرابری، گره خورده به زندگی کسانی که کمترین سهم را در آلودگی و بیشترین آسیبپذیری را از آلودگی دارند.
تغییر، ابتدا با آگاهی و سپس با #عدالت_اقلیمی آغاز میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/5n86ewtr
#اقلیم #محیطزیست #محیط_زیست #سرمایهداری #سوسیالیسم #شیوهتولید
@SarKhatism
بحران اقلیمی، بحران عدالت است؛ آلودگیای که ۱٪ از ثروتمندترینها در یک روز تولید میکنند از آلودگیای که کل ۵۰٪ فقیر در یک سال تولید میکنند بیشتر است.
امّا در نهایت هزینهی این نابرابری، گره خورده به زندگی کسانی که کمترین سهم را در آلودگی و بیشترین آسیبپذیری را از آلودگی دارند.
تغییر، ابتدا با آگاهی و سپس با #عدالت_اقلیمی آغاز میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/5n86ewtr
#اقلیم #محیطزیست #محیط_زیست #سرمایهداری #سوسیالیسم #شیوهتولید
@SarKhatism
Telegraph
سرمایهداری و تخریب محیط زیست
• اُکسفام: آلودگیای که یکدهمِ درصدِ ثروتمند در یک روز تولید میکنند، بیشتر از آلودگیای است که ۵۰ درصد فقیر در یک سال تولید میکنند! • ثروتمندترین افراد روی زمین به طور متوسط، روزانه ۸۰۰ کیلوگرم کربن دیاکسید تولید میکنند. فقیرترین نیمی جمعیت جهان فقط…
سرخط
Photo
🔴 #عکسنوشته | ۱
ترازوی بانوی عدالت، تفاوتی با ترازوی میوهفروش ندارد؛ کفههای حاوی چیزهای کمی، وزنه و پرتقال، جرم و اعدام. این ترازو نمیتواند رابطهی اجتماعی و کیفیتها را ببیند و بسنجد. بانوی عدالت، چشمبند به چشم میزند تا کوری خود را پنهان کند.
در دنیای امروز، در جهان تحت سلطهی سرمایه، عدالت هم مانند همه چیز به کالا تبدیل شدهاست. همانطور که میوهفروش پرتقال را وزن میکند تا پول بگیرد، نظام قضایی هم جرم را میسنجد تا مجازات تعیین کند. در هر دو، چیزی که سنجیده میشود، فقط «کمیت» است؛ یعنی مقدار. اما عدالت، مثل انسان و رنج، چیزی کیفی است، یعنی به روابط طبقاتی، زمینههای اجتماعی و وضعیتهای اقتصادی بستگی دارد.
عدالت در جامعهی سرمایهداری نمیتواند ریشههای نابرابری را ببیند، چون خود بخشی از همان ساختار نابرابر است. در این جهان کالایی، چشمبند بانوی عدالت نماد بیطرفی نیست؛ بلکه نشانهی ناتوانی او در دیدن واقعیت اجتماعی است. او چشمبند میزند تا کور بودن خود را پنهان کند، تا نبیند که فقر، تبعیض و نابرابری چگونه برخی را به سوی جرم و برخی دیگر را به سوی داوری دربارهی مجازات میبرد.
عدالت بورژوایی (عدالتی که بر پایهی منافع طبقهی سرمایهدار شکل گرفته) ریشهی جرم را نادیده میگیرد و انکار میکند. در منطق سرمایهداری، عدالت بیرون از روابط طبقاتی نیست. جرم و مجازات، مانند قیمت و کالا، بر پایهی ارزشگذاریهای اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرند. آنکه فقیر است، همانطور که کارش کمتر «ارزش» دارد، جانش هم در منطق این نظام، «ارزش» کمتری پیدا میکند و گردنش گزینهی مناسبی میشود برای طناب دار. عدالت بورژوایی تنها ظاهر عقلانی و دقیق دارد، اما در عمل، ابزار حفظ روابط ناعادلانهای است که باید با دستان طبقهی کارگر نابود شوند.
#اعدام #مجازات #عدالت #عدالت_بورژوایی #طبقه_کارگر
@Sarkhatism بازنشر از سرخط
@ManjanighCollective انتشار از
ترازوی بانوی عدالت، تفاوتی با ترازوی میوهفروش ندارد؛ کفههای حاوی چیزهای کمی، وزنه و پرتقال، جرم و اعدام. این ترازو نمیتواند رابطهی اجتماعی و کیفیتها را ببیند و بسنجد. بانوی عدالت، چشمبند به چشم میزند تا کوری خود را پنهان کند.
در دنیای امروز، در جهان تحت سلطهی سرمایه، عدالت هم مانند همه چیز به کالا تبدیل شدهاست. همانطور که میوهفروش پرتقال را وزن میکند تا پول بگیرد، نظام قضایی هم جرم را میسنجد تا مجازات تعیین کند. در هر دو، چیزی که سنجیده میشود، فقط «کمیت» است؛ یعنی مقدار. اما عدالت، مثل انسان و رنج، چیزی کیفی است، یعنی به روابط طبقاتی، زمینههای اجتماعی و وضعیتهای اقتصادی بستگی دارد.
عدالت در جامعهی سرمایهداری نمیتواند ریشههای نابرابری را ببیند، چون خود بخشی از همان ساختار نابرابر است. در این جهان کالایی، چشمبند بانوی عدالت نماد بیطرفی نیست؛ بلکه نشانهی ناتوانی او در دیدن واقعیت اجتماعی است. او چشمبند میزند تا کور بودن خود را پنهان کند، تا نبیند که فقر، تبعیض و نابرابری چگونه برخی را به سوی جرم و برخی دیگر را به سوی داوری دربارهی مجازات میبرد.
عدالت بورژوایی (عدالتی که بر پایهی منافع طبقهی سرمایهدار شکل گرفته) ریشهی جرم را نادیده میگیرد و انکار میکند. در منطق سرمایهداری، عدالت بیرون از روابط طبقاتی نیست. جرم و مجازات، مانند قیمت و کالا، بر پایهی ارزشگذاریهای اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرند. آنکه فقیر است، همانطور که کارش کمتر «ارزش» دارد، جانش هم در منطق این نظام، «ارزش» کمتری پیدا میکند و گردنش گزینهی مناسبی میشود برای طناب دار. عدالت بورژوایی تنها ظاهر عقلانی و دقیق دارد، اما در عمل، ابزار حفظ روابط ناعادلانهای است که باید با دستان طبقهی کارگر نابود شوند.
#اعدام #مجازات #عدالت #عدالت_بورژوایی #طبقه_کارگر
@Sarkhatism بازنشر از سرخط
@ManjanighCollective انتشار از
سرخط
Video
🔴 جنگ فرهنگی یا جنگ طبقاتی؟
[ترجمهی آزاد]
۱) جنگ فرهنگی جنگی است که حول هویت میچرخد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که حول قدرت مادی میچرخد.
۲) جنگ فرهنگی جنگی است که بر جنسیت، ترنس، مهاجر، نژاد و سبک زندگی تمرکز میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که بر مالکیت ابزار تولید، شرکتها و بازارها تمرکز میکند.
۳) جنگ فرهنگی جنگی است که میخواهد «درست/غلط» تعیین کند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که میخواهد «ثروت/قدرت» را تعیین تکلیف کند.
۴) جنگ فرهنگی جنگی است که سیاست را احساسیسازی میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که سیاست را قابل اندازهگیری و حساب کردن میکند.
۵) جنگ فرهنگی جنگی است که انرژی مردم را صرف برد و باخت اخلاقی میکند؛ اینکه چه کسی در نهایت میتواند باور و سبک زندگی خودش را به بقیه تحمیل کند. جنگ طبقاتی جنگی است که انرژی مردم را صرف بازتوزیع واقعی قدرت و ثروت میکند.
۶) جنگ فرهنگی جنگی است که اثری مادی مستقیم ندارد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که خروجیاش پول واقعی، نابرابری واقعی و زیرساخت واقعی است.
۷) جنگ فرهنگی جنگی است که مردم را علیه هم قطبی میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که مردم را علیه ساختار قدرت متحد میکند.
۸) جنگ فرهنگی جنگی است که روی نمادها و هویتها تمرکز میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که روی اقتصاد سیاسی تمرکز میکند.
۹) جنگ فرهنگی جنگی است که سیستم دوست دارد ادامه یابد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که ساختار مادی سیستم را تهدید میکند.
۱۰) جنگ فرهنگی جنگی است که توجه را منحرف میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که میپرسد «پول کجاست و چه کسانی آن را انباشت میکنند؟».
#جنگ_طبقاتی
#جنگ_فرهنگی
#طبقه_کارگر
#عدالت_اقتصادی
#ثروت__کجا_میره
#قدرت_طبقه
#توزیع_ثروت
#زندگی_قابل_زیستن
#دستمزد_کافی
#کارگر
#کار_و_ثروت
#سرمایهدارها_نمیخواهند_بفهمیم
@SarKhatism
[ترجمهی آزاد]
۱) جنگ فرهنگی جنگی است که حول هویت میچرخد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که حول قدرت مادی میچرخد.
۲) جنگ فرهنگی جنگی است که بر جنسیت، ترنس، مهاجر، نژاد و سبک زندگی تمرکز میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که بر مالکیت ابزار تولید، شرکتها و بازارها تمرکز میکند.
۳) جنگ فرهنگی جنگی است که میخواهد «درست/غلط» تعیین کند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که میخواهد «ثروت/قدرت» را تعیین تکلیف کند.
۴) جنگ فرهنگی جنگی است که سیاست را احساسیسازی میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که سیاست را قابل اندازهگیری و حساب کردن میکند.
۵) جنگ فرهنگی جنگی است که انرژی مردم را صرف برد و باخت اخلاقی میکند؛ اینکه چه کسی در نهایت میتواند باور و سبک زندگی خودش را به بقیه تحمیل کند. جنگ طبقاتی جنگی است که انرژی مردم را صرف بازتوزیع واقعی قدرت و ثروت میکند.
۶) جنگ فرهنگی جنگی است که اثری مادی مستقیم ندارد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که خروجیاش پول واقعی، نابرابری واقعی و زیرساخت واقعی است.
۷) جنگ فرهنگی جنگی است که مردم را علیه هم قطبی میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که مردم را علیه ساختار قدرت متحد میکند.
۸) جنگ فرهنگی جنگی است که روی نمادها و هویتها تمرکز میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که روی اقتصاد سیاسی تمرکز میکند.
۹) جنگ فرهنگی جنگی است که سیستم دوست دارد ادامه یابد؛ جنگ طبقاتی جنگی است که ساختار مادی سیستم را تهدید میکند.
۱۰) جنگ فرهنگی جنگی است که توجه را منحرف میکند؛ جنگ طبقاتی جنگی است که میپرسد «پول کجاست و چه کسانی آن را انباشت میکنند؟».
#جنگ_طبقاتی
#جنگ_فرهنگی
#طبقه_کارگر
#عدالت_اقتصادی
#ثروت__کجا_میره
#قدرت_طبقه
#توزیع_ثروت
#زندگی_قابل_زیستن
#دستمزد_کافی
#کارگر
#کار_و_ثروت
#سرمایهدارها_نمیخواهند_بفهمیم
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 انتخاب زهران ممدانی:
🖊 خوشبینی به سوسیال دموکراسی یا فراموشی بنبست ساختاری؟
انتخاب زهران ممدانی، یک مسلمان هندیتبار سوسیال دموکرات، به عنوان شهردار نیویورک، بیتردید پدیدهای نمادین و کمسابقه در کشوری است که طبقه حاکمه آن را میتوان یکی از پیشرفتهترین نمونههای «امپریالیسم» دانست. این انتخاب، از این منظر حائز اهمیت است که نشان میدهد تودههای زحمتکش و حتی بخشهایی از طبقه متوسطِ زیر ضرب نئولیبرالیسم، علیرغم سالها بمباران ایدئولوژیک رسانهای و هویتگرایی نژادی-مذهبی که ستون فقرات فاشیسم نوین است، همچنان خواستار عدالت اجتماعی هستند. آنها در عمل نشان دادند که میتوانند بر فراز مناقشات هویتی مصنوعی، حول محور منافع اقتصادی مشترک (مسکن، دستمزد، خدمات عمومی) همصدا شوند. این رویداد، ضعف ایدئولوژی مسلط در جذب کامل آگاهی تودهها را نیز عیان میسازد.
ادامهی مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/2z4b8jwr
#زهران_ممدانی #سوسیالدموکراسی #سوسیال_دموکراسی #برنی_سندرز #کمونیسم #امپریالیسم #سرمایهداری #فاشیسم #نئولیبرالیسم
@SarKhatism
🖊 خوشبینی به سوسیال دموکراسی یا فراموشی بنبست ساختاری؟
انتخاب زهران ممدانی، یک مسلمان هندیتبار سوسیال دموکرات، به عنوان شهردار نیویورک، بیتردید پدیدهای نمادین و کمسابقه در کشوری است که طبقه حاکمه آن را میتوان یکی از پیشرفتهترین نمونههای «امپریالیسم» دانست. این انتخاب، از این منظر حائز اهمیت است که نشان میدهد تودههای زحمتکش و حتی بخشهایی از طبقه متوسطِ زیر ضرب نئولیبرالیسم، علیرغم سالها بمباران ایدئولوژیک رسانهای و هویتگرایی نژادی-مذهبی که ستون فقرات فاشیسم نوین است، همچنان خواستار عدالت اجتماعی هستند. آنها در عمل نشان دادند که میتوانند بر فراز مناقشات هویتی مصنوعی، حول محور منافع اقتصادی مشترک (مسکن، دستمزد، خدمات عمومی) همصدا شوند. این رویداد، ضعف ایدئولوژی مسلط در جذب کامل آگاهی تودهها را نیز عیان میسازد.
ادامهی مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/2z4b8jwr
#زهران_ممدانی #سوسیالدموکراسی #سوسیال_دموکراسی #برنی_سندرز #کمونیسم #امپریالیسم #سرمایهداری #فاشیسم #نئولیبرالیسم
@SarKhatism
Telegraph
🔴 انتخاب زهران ممدانی:
🔷 ۱. انتخابی که نشانهای از تمایل تودهها به عدالت اجتماعی در دل امپریالیسم-نئولیبرالیسم-فاشیسم است. انتخاب زهران ممدانی، یک مسلمان فلسطینیتبار سوسیال دموکرات، به عنوان شهردار نیویورک، بیتردید پدیدهای نمادین و کمسابقه در کشوری است که طبقه حاکمه آن را…
🔴 قیمت مسکن:
☑️ چطور بازار آزادیها به اسم علم، به ما دروغ میگویند؟
🔘 چندی پیش ویدئویی از جانب دانشجویی جوان که مدافع بازار آزاد است در نقد صحبتهای یوسف اباذری در دانشگاه تهران منتشر شد. این دانشجوی جوان، ادعا کرد که یوسف اباذری میگوید «مسکنسازی دولتی» بهتر از «مسکنسازی خصوصی» است. البته که حرف اباذری این نبود که مسکنسازی دولتی ضرورتاً چیز خوبی است. با این حال، این ویدئوی دستبهدستشده، سوار بر این نکته، سلسله استدلالاتی را اقامه میکند تا اثبات کند «تعیین قیمت مسکن در بازار آزاد امری طبیعی و درست است و باعث خانهدار شدن مردم میشود و هر شکلی از مداخلهی دولتی، غیرطبیعی و به ضرر مردم است.»
🔷 در این نوشته، به سؤالات زیر پاسخ میدهیم:
- از نظر چپها، عرضه و تقاضا چه جایگاهی در بازار مسکن دارد؟
- نقش دولت چیست؟
- چه مسائل و مشکلاتی در حوزهی مسکن وجود دارد؟
- راه حل چیست؟
ادامهی مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/dan7t79m
@SarKhatism
☑️ چطور بازار آزادیها به اسم علم، به ما دروغ میگویند؟
🔘 چندی پیش ویدئویی از جانب دانشجویی جوان که مدافع بازار آزاد است در نقد صحبتهای یوسف اباذری در دانشگاه تهران منتشر شد. این دانشجوی جوان، ادعا کرد که یوسف اباذری میگوید «مسکنسازی دولتی» بهتر از «مسکنسازی خصوصی» است. البته که حرف اباذری این نبود که مسکنسازی دولتی ضرورتاً چیز خوبی است. با این حال، این ویدئوی دستبهدستشده، سوار بر این نکته، سلسله استدلالاتی را اقامه میکند تا اثبات کند «تعیین قیمت مسکن در بازار آزاد امری طبیعی و درست است و باعث خانهدار شدن مردم میشود و هر شکلی از مداخلهی دولتی، غیرطبیعی و به ضرر مردم است.»
🔷 در این نوشته، به سؤالات زیر پاسخ میدهیم:
- از نظر چپها، عرضه و تقاضا چه جایگاهی در بازار مسکن دارد؟
- نقش دولت چیست؟
- چه مسائل و مشکلاتی در حوزهی مسکن وجود دارد؟
- راه حل چیست؟
ادامهی مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/dan7t79m
@SarKhatism
Telegraph
🔴 قیمت مسکن: چطور بازار آزادیها به اسم علم، به ما دروغ میگویند؟
🔘 چندی پیش ویدئویی از جانب دانشجویی جوان که مدافع بازار آزاد است در نقد صحبتهای یوسف اباذری در دانشگاه تهران منتشر شد. این دانشجوی جوان، ادعا کرد که یوسف اباذری میگوید «مسکنسازی دولتی» بهتر از «مسکنسازی خصوصی» است. البته که حرف اباذری این نبود که مسکنسازی…
سرخط
Photo
🔴 #عکسنوشته | ۲
باور به اینکه «بخشش ثروتمندان میتواند جهان را تغییر دهد» تنها بازتولید همان اصل ضددموکراتیک است که گویی ثروتمندان بهتر میدانند.
- بریدهای از متن ««نیکوکاری سرمایهدارانهٔ آمریکایی و دستورکار سلامت جهانی: بنیادهای راکفلر و گیتس، گذشته و حال»
منتشر شده در کانون هستان
@HastaanCommunity
🖋 شرح سرخط:
این جمله ساز و کار پنهان قدرت را افشا میکند. میگوید:
وقتی باور کنیم «اگر ثروتمندان پول خیر بدهند، دنیا درست میشود»، در واقع داریم میپذیریم که تصمیم گرفتن دربارهی جهان به جای مردم، به جای جامعه و به جای سیاست دموکراتیک، حق «ثروتمندان» است. یعنی داریم قبول میکنیم آنها بهتر میفهمند، آنها بهتر تشخیص میدهند و آنها باید تعیین کنند چه مسئلهای مهم است و چه مسئلهای مهم نیست.
و این دقیقا ضد دموکراسی است. چون دموکراسی یعنی مردم تصمیم بگیرند؛ نه پول و ثروت و قدرت خصوصی.
این شعار زیبا که «بخشش ثروتمندان جهان را نجات میدهد»، در عمل پوششی است برای اینکه قدرت سیاسی، قدرت مفهومسازی و قدرت تعیین اولویتها از مردم گرفته شود و در دست همان اقلیتی بماند که پول روی پول گذاشتهاند.
این جمله هشدار میدهد که وقتی ما نجات جهان را به «خیرخواهی ثروتمندان» واگذار میکنیم، عملاً قبول کردهایم که جهان باید طبق نظر آنها اداره شود، نه طبق نظر عمومی اکثریت مردم.
این نقد فقط اخلاقی نیست؛ ساختاری، معرفتشناسانه و سیاسی هم است. وقتی ما صورتبندی جهان را اینگونه تعریف میکنیم که «مسئلهی جهان کمبود پول است و راه حل آن بخشش صاحبان پول»، در واقع جهان را درون منطقی خاص میبریم که:
۱) مشکل را «فنی» و «مالی» تعریف میکند
نه «تاریخی، سیاسی و طبقاتی».
۲) سرچشمهی رنج و نابرابری را پنهان میکند
و آن را «خطای تصادفی» یا «کمبود منابع» مینمایاند، نه نتیجهی فرایند انباشت ثروت توسط سرمایهداران.
۳) نقش عاملان رنج (یعنی همان صاحبان سرمایه) را تبدیل میکند به «منجی».
۴) قدرت تعریف اولویتها را از مردم میگیرد و به اقلیت دارای سرمایه میدهد.
باور به این جمله، دموکراسی را نه فقط در سطح انتخابات و سیاست رسمی، بلکه در سطح تعیین «معنای جهان» واگذار میکند به ثروتمندان.
پس ضددموکراتیک بودن این باور
فقط این نیست که پول جای رأی را میگیرد؛ در این است که پول جای «توان فکر کردن جمعی» را میگیرد.
وقتی نابرابری ساختاری را با «بخشش ثروتمندان» تزئین میکنیم، ساختار تبعیضآمیز را تغییر طبیعی، اخلاقی و مشروع میکنیم.
این طبیعیسازی خطر اصلی است.
#عدالت #مبارزه_طبقاتی #سرمایهداری #لیبرالیسم #دموکراسی #ثروت
@SarKhatism
باور به اینکه «بخشش ثروتمندان میتواند جهان را تغییر دهد» تنها بازتولید همان اصل ضددموکراتیک است که گویی ثروتمندان بهتر میدانند.
- بریدهای از متن ««نیکوکاری سرمایهدارانهٔ آمریکایی و دستورکار سلامت جهانی: بنیادهای راکفلر و گیتس، گذشته و حال»
منتشر شده در کانون هستان
@HastaanCommunity
🖋 شرح سرخط:
این جمله ساز و کار پنهان قدرت را افشا میکند. میگوید:
وقتی باور کنیم «اگر ثروتمندان پول خیر بدهند، دنیا درست میشود»، در واقع داریم میپذیریم که تصمیم گرفتن دربارهی جهان به جای مردم، به جای جامعه و به جای سیاست دموکراتیک، حق «ثروتمندان» است. یعنی داریم قبول میکنیم آنها بهتر میفهمند، آنها بهتر تشخیص میدهند و آنها باید تعیین کنند چه مسئلهای مهم است و چه مسئلهای مهم نیست.
و این دقیقا ضد دموکراسی است. چون دموکراسی یعنی مردم تصمیم بگیرند؛ نه پول و ثروت و قدرت خصوصی.
این شعار زیبا که «بخشش ثروتمندان جهان را نجات میدهد»، در عمل پوششی است برای اینکه قدرت سیاسی، قدرت مفهومسازی و قدرت تعیین اولویتها از مردم گرفته شود و در دست همان اقلیتی بماند که پول روی پول گذاشتهاند.
این جمله هشدار میدهد که وقتی ما نجات جهان را به «خیرخواهی ثروتمندان» واگذار میکنیم، عملاً قبول کردهایم که جهان باید طبق نظر آنها اداره شود، نه طبق نظر عمومی اکثریت مردم.
این نقد فقط اخلاقی نیست؛ ساختاری، معرفتشناسانه و سیاسی هم است. وقتی ما صورتبندی جهان را اینگونه تعریف میکنیم که «مسئلهی جهان کمبود پول است و راه حل آن بخشش صاحبان پول»، در واقع جهان را درون منطقی خاص میبریم که:
۱) مشکل را «فنی» و «مالی» تعریف میکند
نه «تاریخی، سیاسی و طبقاتی».
۲) سرچشمهی رنج و نابرابری را پنهان میکند
و آن را «خطای تصادفی» یا «کمبود منابع» مینمایاند، نه نتیجهی فرایند انباشت ثروت توسط سرمایهداران.
۳) نقش عاملان رنج (یعنی همان صاحبان سرمایه) را تبدیل میکند به «منجی».
۴) قدرت تعریف اولویتها را از مردم میگیرد و به اقلیت دارای سرمایه میدهد.
باور به این جمله، دموکراسی را نه فقط در سطح انتخابات و سیاست رسمی، بلکه در سطح تعیین «معنای جهان» واگذار میکند به ثروتمندان.
پس ضددموکراتیک بودن این باور
فقط این نیست که پول جای رأی را میگیرد؛ در این است که پول جای «توان فکر کردن جمعی» را میگیرد.
وقتی نابرابری ساختاری را با «بخشش ثروتمندان» تزئین میکنیم، ساختار تبعیضآمیز را تغییر طبیعی، اخلاقی و مشروع میکنیم.
این طبیعیسازی خطر اصلی است.
#عدالت #مبارزه_طبقاتی #سرمایهداری #لیبرالیسم #دموکراسی #ثروت
@SarKhatism
🔴 داستان سودان (بخش اول)
جرقه و امید: از نان تا انقلاب
📅 دسامبر ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۱۹
نان کمیاب شده بود.
سه برابر شدن قیمت نان بود که باعث شد در شهر صنعتی آتبارا، کارگران راهآهن، معلمان و دانشآموزان به خیابان بریزند.
شعارشان ساده بود:
«تسقط بس!» (فقط با سقوط رژیم راضی میشویم.)
این انقلاب میتوانست شروع زندگی شرافتمندانه برای کارگران و کارمندان سودانی باشد. اما متأسفانه ضدانقلاب پیروز شد. چگونه؟ رویای دموکراسی، راه را برای سازش با سرمایهداران باز کرد.
متن را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/29jcrhpu
در پست بعدی ادامهی داستان انقلاب سودان را میشنویم.
#سودان #نئولیبرالیسم #سرمایه_داری #سرمایهداری #طبقه_کارگر #مبارزه_طبقاتی #سازماندهی
@SarKhatism
جرقه و امید: از نان تا انقلاب
📅 دسامبر ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۱۹
نان کمیاب شده بود.
سه برابر شدن قیمت نان بود که باعث شد در شهر صنعتی آتبارا، کارگران راهآهن، معلمان و دانشآموزان به خیابان بریزند.
شعارشان ساده بود:
«تسقط بس!» (فقط با سقوط رژیم راضی میشویم.)
این انقلاب میتوانست شروع زندگی شرافتمندانه برای کارگران و کارمندان سودانی باشد. اما متأسفانه ضدانقلاب پیروز شد. چگونه؟ رویای دموکراسی، راه را برای سازش با سرمایهداران باز کرد.
متن را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/29jcrhpu
در پست بعدی ادامهی داستان انقلاب سودان را میشنویم.
#سودان #نئولیبرالیسم #سرمایه_داری #سرمایهداری #طبقه_کارگر #مبارزه_طبقاتی #سازماندهی
@SarKhatism
Telegraph
🔴 داستان سودان (بخش اول) جرقه و امید: از نان تا انقلاب
مقدمه سودان، کشوری است میان رود نیل و صحرا، با منابع طبیعی بسیار. دهههاست که در استعمار، جنگ داخلی و فقر دستوپا میزند. از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۹، عمرالبشیر با کودتایی نظامی قدرت را در دست داشت. او وعدهی شریعت اسلامی و عدالت اجتماعی داد، اما سه دهه بعد، کشور…
سرخط
🔴 داستان سودان (بخش اول) جرقه و امید: از نان تا انقلاب 📅 دسامبر ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۱۹ نان کمیاب شده بود. سه برابر شدن قیمت نان بود که باعث شد در شهر صنعتی آتبارا، کارگران راهآهن، معلمان و دانشآموزان به خیابان بریزند. شعارشان ساده بود: «تسقط بس!» (فقط با سقوط…
Audio
پادکست «داستان سودان (بخش اول)؛ جرقه و امید: از نان تا انقلاب (دسامبر ۲۰۱۸ تا آوریل ۲۰۱۹)»
@sarkhatism
@sarkhatism
سرخط
Photo
🔴 داستان سودان (بخش دوم)
رویای دموکراسی؛ چه چیزی راه را بر بازگشت ارتش و ژنرالهای پولپرست باز کرد؟
📅 ۲۰۱۹ – ۲۰۲۵
انقلاب سودان، از آرزوی نان آغاز شد و به غارت طلا رسید.
از امید آغاز شد و به ویرانی کشیده شد.
اما در هر مرحله، آگاهی مردم رشد کرد.
ارتش و امپریالیسم، انقلاب را دزدیدند.
لیبرالها با وعدهی دموکراسی، راه بازگشت بورژوازی را هموار کردند.
و وقتی سازش شکست خورد، ژنرالها بر سر غنیمت جنگیدند.
امروز، در سال ۲۰۲۵، سودان زخمی است، اما زنده و پویا.
شبکههای مقاومت هنوز نفس میکشند،
و از دل درد، اندیشهی نو زاده میشود:
آزادی بدون سوسیالیسم، فریب است.
متن را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/viMzd
در پست بعدی درسهایی از انقلاب سودان را مرور میکنیم.
#سودان #نئولیبرالیسم #سرمایه_داری #سرمایهداری #طبقه_کارگر #مبارزه_طبقاتی #سازماندهی
@SarKhatism
رویای دموکراسی؛ چه چیزی راه را بر بازگشت ارتش و ژنرالهای پولپرست باز کرد؟
📅 ۲۰۱۹ – ۲۰۲۵
انقلاب سودان، از آرزوی نان آغاز شد و به غارت طلا رسید.
از امید آغاز شد و به ویرانی کشیده شد.
اما در هر مرحله، آگاهی مردم رشد کرد.
ارتش و امپریالیسم، انقلاب را دزدیدند.
لیبرالها با وعدهی دموکراسی، راه بازگشت بورژوازی را هموار کردند.
و وقتی سازش شکست خورد، ژنرالها بر سر غنیمت جنگیدند.
امروز، در سال ۲۰۲۵، سودان زخمی است، اما زنده و پویا.
شبکههای مقاومت هنوز نفس میکشند،
و از دل درد، اندیشهی نو زاده میشود:
آزادی بدون سوسیالیسم، فریب است.
متن را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/viMzd
در پست بعدی درسهایی از انقلاب سودان را مرور میکنیم.
#سودان #نئولیبرالیسم #سرمایه_داری #سرمایهداری #طبقه_کارگر #مبارزه_طبقاتی #سازماندهی
@SarKhatism
Telegraph
🔴 داستان سودان (بخش دوم): رویای دموکراسی؛ چه چیزی راه را بر بازگشت ارتش و ژنرالهای پولپرست باز کرد؟ - سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵
در آوریل سال ۲۰۱۹، عمرالبشیر سقوط کرد. مردم در خیابانها رقصیدند، فریاد زدند، و به آیندهی روشن امید بستند. اما در همان لحظه، ارتش قدرت را گرفت. ژنرالها وعده دادند: «ما کشور را به دموکراسی خواهیم رساند.» این آغاز فریب بود. دهها هزار نفر مقابل ستاد ارتش…