********
📌 Airline Ticket
✅a document or electronic record that confirms that an individual is entitled to a seat on a flight.
✅ Flight ticket (عامیانه تر)
✅بلیط هواپیما 🛩
🔻مثلا:
👉A return ticket to Tehran, please.
👈لطفن یه بلیط بازگشت به تهران به من بدین.
✏️انواع و اقسام بلیط ها رو یاد بگیریم:
✏️ Round-trip ticket : بلیط رفت و برگشت
✏️ One-way ticket : بلیط یک طرفه
✏️ First-class ticket : بلیط درجه یک
✏️ Business class ticket : بلیط کلاس تجاری که کمی ارزون تر از درجه یکه
✏️ Economy class ticket : بلیط اقتصادی که ارزون تره
********
📌 Airline Ticket
✅a document or electronic record that confirms that an individual is entitled to a seat on a flight.
✅ Flight ticket (عامیانه تر)
✅بلیط هواپیما 🛩
🔻مثلا:
👉A return ticket to Tehran, please.
👈لطفن یه بلیط بازگشت به تهران به من بدین.
✏️انواع و اقسام بلیط ها رو یاد بگیریم:
✏️ Round-trip ticket : بلیط رفت و برگشت
✏️ One-way ticket : بلیط یک طرفه
✏️ First-class ticket : بلیط درجه یک
✏️ Business class ticket : بلیط کلاس تجاری که کمی ارزون تر از درجه یکه
✏️ Economy class ticket : بلیط اقتصادی که ارزون تره
********
****
📌 Across
✅from one side to the other of something
✅on the opposite side of
✅از میان، از یک سمت به سمت دیگر، از عرض، در سرتاسر، در سوی دیگر
🔻مثلا:
👉They're building a new bridge across the river.
👈دارن روی این رودخونه (از این طرف به اون طرف) یه پل جدید میزنن
👉The library is just across the road.
👈کتابخونه دقیقا اون طرف جادهس.
✏️یه اصطلاح هست به این صورت:
📌 Come across
✅to find something by chance sth/sb
✅یعنی مواجه شدن با کسی، برخوردن به چیزی
🔻مثلا:
👉I came across a word I’d never seen before
👈به کلمهای برخوردم که قبلا هیچ وقت ندیده بودم.
****
📌 Across
✅from one side to the other of something
✅on the opposite side of
✅از میان، از یک سمت به سمت دیگر، از عرض، در سرتاسر، در سوی دیگر
🔻مثلا:
👉They're building a new bridge across the river.
👈دارن روی این رودخونه (از این طرف به اون طرف) یه پل جدید میزنن
👉The library is just across the road.
👈کتابخونه دقیقا اون طرف جادهس.
✏️یه اصطلاح هست به این صورت:
📌 Come across
✅to find something by chance sth/sb
✅یعنی مواجه شدن با کسی، برخوردن به چیزی
🔻مثلا:
👉I came across a word I’d never seen before
👈به کلمهای برخوردم که قبلا هیچ وقت ندیده بودم.
****
****
📌 Special Delivery
✅the delivery of a letter or parcel that is much quicker, and more expensive, than normal delivery
✅تحویل سفارشی
📌 Delivery
✅the action of delivering letters, packages, or goods.
✅the process of giving birth.
✅تحویل کالا، تحویل دادن و انتقال دادن
✅وضع حمل، فراغت از زایمان
🔻مثلا:
👉She answered by special delivery and agreed to meet him on Sunday.
👈نامش رو با پست سفارشی جواب داد و قبول کرد یکشنبه هم دیگه رو ببینن.
✏️ Express delivery : تحویل با پست پیشتاز
🔻مثلا:
👉Please send this letter by express delivery.
👈لطفا این نامه رو با پست پیشتاز بفرستین.
✏️به این اصطلاح ها که مرتبط با این واژه هستن خوب دقت کنین:
✏️get two deliveries of sth in a specific time: دو بار دریافت کردن (تحویل گرفتن) یک چیز در یک زمان مشخص
🔻مثلا:
👉We get two deliveries of mail a day. (= it is delivered twice a day)
👈ما روزی دو تا ایمیل دریافت میکنیم. (تحویل میگیریم.)
✏️ on delivery : موقع تحویل کالا
🔻مثلا:
👉You can pay for the carpet on delivery (= when it is delivered).
👈میتونی پول فرش رو موقع تحویل گرفتنش پرداخت کنی.
✏️ Take delivery of : تحویل گرفتن، دریافت کردن
🔻مثلا:
👉We expect to take delivery of our new car next week. (= we expect to receive our new car)
👈ما انتظار داریم ماشین جدیدمون رو هفتهی بعد تحویل بگیریم.
****
📌 Special Delivery
✅the delivery of a letter or parcel that is much quicker, and more expensive, than normal delivery
✅تحویل سفارشی
📌 Delivery
✅the action of delivering letters, packages, or goods.
✅the process of giving birth.
✅تحویل کالا، تحویل دادن و انتقال دادن
✅وضع حمل، فراغت از زایمان
🔻مثلا:
👉She answered by special delivery and agreed to meet him on Sunday.
👈نامش رو با پست سفارشی جواب داد و قبول کرد یکشنبه هم دیگه رو ببینن.
✏️ Express delivery : تحویل با پست پیشتاز
🔻مثلا:
👉Please send this letter by express delivery.
👈لطفا این نامه رو با پست پیشتاز بفرستین.
✏️به این اصطلاح ها که مرتبط با این واژه هستن خوب دقت کنین:
✏️get two deliveries of sth in a specific time: دو بار دریافت کردن (تحویل گرفتن) یک چیز در یک زمان مشخص
🔻مثلا:
👉We get two deliveries of mail a day. (= it is delivered twice a day)
👈ما روزی دو تا ایمیل دریافت میکنیم. (تحویل میگیریم.)
✏️ on delivery : موقع تحویل کالا
🔻مثلا:
👉You can pay for the carpet on delivery (= when it is delivered).
👈میتونی پول فرش رو موقع تحویل گرفتنش پرداخت کنی.
✏️ Take delivery of : تحویل گرفتن، دریافت کردن
🔻مثلا:
👉We expect to take delivery of our new car next week. (= we expect to receive our new car)
👈ما انتظار داریم ماشین جدیدمون رو هفتهی بعد تحویل بگیریم.
****
****
📌 Courtesy of someone
✅from someone as a gift.
✅به عنوان هدیه از طرف کسی، به رسم ادب از طرفِ
🔻مثلا:
👉This is brought to you (by) courtesy of our sponsors.
👈این به عنوان هدیهای از طرف اسپانسر ما برای شما آورده شده.
✏️به صورت غیر رسمی میشه به عنوان دلیل یه اتفاق از این اصطلاح استفاده کرده:
👉I have a bad cold now, courtesy of my brother.
👈به لطف داداشم حالا یه سرماخوردگی شدید گرفتم. (به خاطر سرماخوردگی اون)
📌 Courtesy
✅Polite behaviour, or a polite action
✅نزاکت، ادب و مهربانی، تواضع و حسن نیت
🔻مثلا:
👉He could at least have had the courtesy to say sorry
👈بالاخره تونست اینقدر ادب داشته باشه که معذرت بخواد.
✏️ common courtesy : برای بیان «رسم ادب» و چیزی که از مردم انتظار میره
🔻مثلا:
👉He didn't even have the common courtesy to say goodbye when he left.
👈حتی اینقدر ادب و (معرفت) نداشت که (مثل همه) وقتی رفت خداحافظی کنه.
****
📌 Courtesy of someone
✅from someone as a gift.
✅به عنوان هدیه از طرف کسی، به رسم ادب از طرفِ
🔻مثلا:
👉This is brought to you (by) courtesy of our sponsors.
👈این به عنوان هدیهای از طرف اسپانسر ما برای شما آورده شده.
✏️به صورت غیر رسمی میشه به عنوان دلیل یه اتفاق از این اصطلاح استفاده کرده:
👉I have a bad cold now, courtesy of my brother.
👈به لطف داداشم حالا یه سرماخوردگی شدید گرفتم. (به خاطر سرماخوردگی اون)
📌 Courtesy
✅Polite behaviour, or a polite action
✅نزاکت، ادب و مهربانی، تواضع و حسن نیت
🔻مثلا:
👉He could at least have had the courtesy to say sorry
👈بالاخره تونست اینقدر ادب داشته باشه که معذرت بخواد.
✏️ common courtesy : برای بیان «رسم ادب» و چیزی که از مردم انتظار میره
🔻مثلا:
👉He didn't even have the common courtesy to say goodbye when he left.
👈حتی اینقدر ادب و (معرفت) نداشت که (مثل همه) وقتی رفت خداحافظی کنه.
****
****
📌 Tough
✅strong and determined.
✅سخت، محکم، سختگیر، شدید
🔻مثلا:
👉These toys are made from tough plastic.
👈اون اسباببازیا از یه پلاستیک سفت (و محکم) ساخته شدن.
👉Tough new safety standards have been introduced for cars.
👈قوانین سفت و سخت امنیتی جدیدی برای ماشینها معرفی شدن.
✏️یه اصطلاح این شکلی هم باهاش هست:
📌 get tough on/with
✅ to deal harshly with
✅یعنی به سختی و به محکمی برخورد کردن
🔻مثلا:
👉Candidates vow to get tough on crime.
👈نامزدها به این رای دادن که با جرم و جنایت به سختی برخورد بشه
****
📌 Tough
✅strong and determined.
✅سخت، محکم، سختگیر، شدید
🔻مثلا:
👉These toys are made from tough plastic.
👈اون اسباببازیا از یه پلاستیک سفت (و محکم) ساخته شدن.
👉Tough new safety standards have been introduced for cars.
👈قوانین سفت و سخت امنیتی جدیدی برای ماشینها معرفی شدن.
✏️یه اصطلاح این شکلی هم باهاش هست:
📌 get tough on/with
✅ to deal harshly with
✅یعنی به سختی و به محکمی برخورد کردن
🔻مثلا:
👉Candidates vow to get tough on crime.
👈نامزدها به این رای دادن که با جرم و جنایت به سختی برخورد بشه
****
****
📌 Apply
✅ to request something, usually officially, especially in writing or by sending in a form
✅to make use of something or use it for a practical purpose
✅درخواست رسمی (بهخصوص در نوشتار)
✅به کار بستن، استفاده کردن
🔻مثلا:
👉I've applied for a new job with the local newspaper.
👈من یه کار جدید با روزنامهی محلی درخواست دادم.
👉We could apply for a loan to buy a car.
👈میتونستیم برای خرید ماشین یه وام درخواست بدیم.
👉He wants a job in which he can apply his foreign languages.
👈اون دنبال یه کاریه که بتونه توش از زبانهای خارجی که بلده استفاده کنه.
****
📌 Apply
✅ to request something, usually officially, especially in writing or by sending in a form
✅to make use of something or use it for a practical purpose
✅درخواست رسمی (بهخصوص در نوشتار)
✅به کار بستن، استفاده کردن
🔻مثلا:
👉I've applied for a new job with the local newspaper.
👈من یه کار جدید با روزنامهی محلی درخواست دادم.
👉We could apply for a loan to buy a car.
👈میتونستیم برای خرید ماشین یه وام درخواست بدیم.
👉He wants a job in which he can apply his foreign languages.
👈اون دنبال یه کاریه که بتونه توش از زبانهای خارجی که بلده استفاده کنه.
****
نمونه تدریس
✅ دوره الگوهای ضروری مکالمه ♦️سطح مقدماتی (A1) تا متوسط (B1) 👇👇👇👇
✨ نمونه تدریس دوره الگوهای ضروری مکالمه👆
سطح A1 (پایه) تا سطح B1 (متوسط)
سطح A1 (پایه) تا سطح B1 (متوسط)
نمونه تدریس
✅ دوره مکالمه VIP صفر تا صد: ♦️سطح مقدماتی (A1) تا متوسط (B1) 👇👇👇👇
✨ نمونه های تدریس دوره مکالمه صفر تا صد👆
سطح +A1 (مقدماتی) تا سطح B1 (متوسط)
سطح +A1 (مقدماتی) تا سطح B1 (متوسط)
نمونه تدریس
✅ دوره مکالمه در فیلم ♦️سطح پیش متوسط (B1) تا بالاتر از متوسط (B2) 👇👇👇👇
✨ نمونه تدریس دوره مکالمه در فیلم 👆
سطح +A2 (پیش متوسط) تا سطح B2
(بالاتر از متوسط)
سطح +A2 (پیش متوسط) تا سطح B2
(بالاتر از متوسط)