آرام بمون. زندگیت تازه صفر شده و یه ورق جدید باز شده. از این زندگی جدیدت لذت ببر. تو همین بخش ارتقا پیدا کن. نخواه هول هولکی همه کاری رو شروع کنی و نصفه ول کنی و حس کنی ریدی. تازه داری با زندگی کردن آشنا میشی. گند نزن توش. با آرامش به بخش خودت رسیدگی کن. به وقتش هم میفهمی باید تو چه مسیر جدید قدم بذاری و جلو بری. هول نزن انقدر.
یکی از چالشهای همیشگی من با زندگی، "درک وجود زندگیهای گوناگونه"
همیشه وقتی یکجا تعداد زیادی آدم میبینم به جنون میرسم و ساعتها فکر میکنم که :
یعنی تک به تک اینها یک زندگی جداگونه دارن؟ همهشون افکار خودشون رو دارن؟ دغدغههایی بجز دغدغههای من دارن؟ چیزهایی رو تجربه میکنن که شاید یک صدمش شبیه به چیزهایی که من تجربه میکنم نیست؟
مگه چه تعداد مشکل تو دنیا وجود داره؟ مگه چه تعداد دغدغهی گوناگون هست؟ چقدر سلایق متفاوت هستن؟
چطور ممکنه این همه آدم روی یک کره وجود داشته باشن و زندگی کنن و هرکس با دیگری فرق کنه؟ چطور ممکنه این همه زندگی وجود داشته باشه؟
دیوانهکننده نیست؟ اینکه فقط تو و چهارنفر اطرافت در جهان نیستید.
همیشه وقتی یکجا تعداد زیادی آدم میبینم به جنون میرسم و ساعتها فکر میکنم که :
یعنی تک به تک اینها یک زندگی جداگونه دارن؟ همهشون افکار خودشون رو دارن؟ دغدغههایی بجز دغدغههای من دارن؟ چیزهایی رو تجربه میکنن که شاید یک صدمش شبیه به چیزهایی که من تجربه میکنم نیست؟
مگه چه تعداد مشکل تو دنیا وجود داره؟ مگه چه تعداد دغدغهی گوناگون هست؟ چقدر سلایق متفاوت هستن؟
چطور ممکنه این همه آدم روی یک کره وجود داشته باشن و زندگی کنن و هرکس با دیگری فرق کنه؟ چطور ممکنه این همه زندگی وجود داشته باشه؟
دیوانهکننده نیست؟ اینکه فقط تو و چهارنفر اطرافت در جهان نیستید.
ناراحت کننده نیست؟
اینکه میلیاردها انسان وجود داره و تو تا آخر عمرت با یک هزارمشون هم ملاقات نمیکنی و
یک هزارمشون هم نمیتونی بشناسی.
کلی آدم وجود داره که شاید اگر همدیگه رو ببینید خیلی باهم حال کنید و شادترین حالت زندگی رو بگذرونید اما تو هیچوقت نمیتونی این رو بفهمی.
اینکه میلیاردها انسان وجود داره و تو تا آخر عمرت با یک هزارمشون هم ملاقات نمیکنی و
یک هزارمشون هم نمیتونی بشناسی.
کلی آدم وجود داره که شاید اگر همدیگه رو ببینید خیلی باهم حال کنید و شادترین حالت زندگی رو بگذرونید اما تو هیچوقت نمیتونی این رو بفهمی.
چیزی که باید نتیجه بده، بالاخره نتیجه میده.
حالا یا سه ماه بعد، یا سه سال بعد. برای نتیجه عجله نکن. به موقعش مشخص میشه.
حالا یا سه ماه بعد، یا سه سال بعد. برای نتیجه عجله نکن. به موقعش مشخص میشه.
Forwarded from آرشیو بیگانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎭 #DanielSloss - Jigsaw (2018)
«لازم نیست وارد رابطه شید تا زندگیتون کامل شه!»
این بیت از هزار تا فیلم و سخنرانی و داستان درمورد چیزای عاشقانه و رومانتیک بهتره. تک تک ثانیه هاش با خودتون میگید دقیقا همینه!
.
«یه کسایی که هیچ وقت یاد نگرفتن از تنهاییشون لذت ببرن بقیه رو استخدام میکنن که عاشقشون باشن»
پ.ن: من هیچ وقت نمیگم این پست رو بفرستید واسه بقیه، ولی این یکیو میگم، اونم فقط چون رو خودم خیلی تاثیر گذاشت وقتی دیدمش و حرفاش درسته!
پ.ن۲: آخر این اسپیشال دنیل اسلاس میگه که اگه به خاطر این اجرا من رابطه تونو میخواید تموم کنید تو توییتر بگید بهم. چند ماه پیش تو یه مصاحبه گفت این بیت باعث شده تا حالا بیشتر از ۹۰ هزار تا رابطه تموم شه و حدود ۱۵۰ تا ازدواج هم به طلاق ختم شه :))
«لازم نیست وارد رابطه شید تا زندگیتون کامل شه!»
این بیت از هزار تا فیلم و سخنرانی و داستان درمورد چیزای عاشقانه و رومانتیک بهتره. تک تک ثانیه هاش با خودتون میگید دقیقا همینه!
.
«یه کسایی که هیچ وقت یاد نگرفتن از تنهاییشون لذت ببرن بقیه رو استخدام میکنن که عاشقشون باشن»
پ.ن: من هیچ وقت نمیگم این پست رو بفرستید واسه بقیه، ولی این یکیو میگم، اونم فقط چون رو خودم خیلی تاثیر گذاشت وقتی دیدمش و حرفاش درسته!
پ.ن۲: آخر این اسپیشال دنیل اسلاس میگه که اگه به خاطر این اجرا من رابطه تونو میخواید تموم کنید تو توییتر بگید بهم. چند ماه پیش تو یه مصاحبه گفت این بیت باعث شده تا حالا بیشتر از ۹۰ هزار تا رابطه تموم شه و حدود ۱۵۰ تا ازدواج هم به طلاق ختم شه :))
جدیدا خیلی مادربزرگگونه پیام مینویسم.
شبیه کساییم که به عزیزانشون که مهاجرت کردن پیام میدن.
مثلا میرم پیوی فلانی و مینویسم :
"سلام
مدتی هست باهم صحبت نکردیم، دلم واست تنگ شده بود.
این عکس رو ازت دیدم خوشحال شدم.
مراقب خودت باش"
نمیدونم چرا اما با این سبک حال و احوال کردن راحتتر شدم. نه بحث رو میپیچونی، نه دنبال اینی که یه موضوع پیدا کنی و خودت رو به در و دیوار بزنی تا سر بحث باز شه، نه هی بنویسی سلام، چند ساعت بعد بگی خوبی، دوباره بری بعد بنویسی هیچی خبری نیست تو چه خبر.
ساده و بیسیک چیزی که میخوای رو میگی، از صفحه چت میای بیرون و میری دنبال زندگیت.
شاید مادربزرگها هم وقتی پیر میشن برای اینکه انرژی زیاد نسوزونن و هی بحث رو کِش ندن اینجوری مینویسن و حوصلهشون نمیکشه.
شاید من زود پیر شدم یا من راه بهینه رو پیدا کردم. بهرحال هرچی که هست من باهاش راحتم.
شبیه کساییم که به عزیزانشون که مهاجرت کردن پیام میدن.
مثلا میرم پیوی فلانی و مینویسم :
"سلام
مدتی هست باهم صحبت نکردیم، دلم واست تنگ شده بود.
این عکس رو ازت دیدم خوشحال شدم.
مراقب خودت باش"
نمیدونم چرا اما با این سبک حال و احوال کردن راحتتر شدم. نه بحث رو میپیچونی، نه دنبال اینی که یه موضوع پیدا کنی و خودت رو به در و دیوار بزنی تا سر بحث باز شه، نه هی بنویسی سلام، چند ساعت بعد بگی خوبی، دوباره بری بعد بنویسی هیچی خبری نیست تو چه خبر.
ساده و بیسیک چیزی که میخوای رو میگی، از صفحه چت میای بیرون و میری دنبال زندگیت.
شاید مادربزرگها هم وقتی پیر میشن برای اینکه انرژی زیاد نسوزونن و هی بحث رو کِش ندن اینجوری مینویسن و حوصلهشون نمیکشه.
شاید من زود پیر شدم یا من راه بهینه رو پیدا کردم. بهرحال هرچی که هست من باهاش راحتم.
یه جایی از زندگی هست که باید یاد بگیری
"آدمها تموم میشن." نه تمومی که خدافظی کنی و دو هفته بعد حرف بزنید، نه اونی که بری و دو سال دیگه بیای، نه یه بحث. تموم به معنای تموم شدن واقعی. به معنی دیگه صحبت نکردن، دیگه ندیدن همدیگه، تحریف صداها، قاطی کردن تاریخ تولد، فراموش کردن شوخیها، دور شدن، بستهبندی خاطرات، رفتن، گذر کردن، تموم شدن.
تموم شدن مثل وقتی که با دوست کلاس اولت خدافظی کردی. با اینکه خاطرههای خوشگل داشتید و خوشحال بودید، اما خدافظی کردید و دیگه همدیگه رو ندیدید. هالهای از لحظاتتون کف ذهنت مونده اما اون ادم دیگه نیست.
شده هم که با دوست دبستانت هنوز دوست باشی. جفتش اتفاق افتاده. اما کدوم بیشتر رخ داده؟
همون رفتنی که بیشتر اتفاق افتاده، بِیس زندگیه و قراره تا ابد بیشتر از اون یکی نقش ایفا کنه.
"آدمها تموم میشن." نه تمومی که خدافظی کنی و دو هفته بعد حرف بزنید، نه اونی که بری و دو سال دیگه بیای، نه یه بحث. تموم به معنای تموم شدن واقعی. به معنی دیگه صحبت نکردن، دیگه ندیدن همدیگه، تحریف صداها، قاطی کردن تاریخ تولد، فراموش کردن شوخیها، دور شدن، بستهبندی خاطرات، رفتن، گذر کردن، تموم شدن.
تموم شدن مثل وقتی که با دوست کلاس اولت خدافظی کردی. با اینکه خاطرههای خوشگل داشتید و خوشحال بودید، اما خدافظی کردید و دیگه همدیگه رو ندیدید. هالهای از لحظاتتون کف ذهنت مونده اما اون ادم دیگه نیست.
شده هم که با دوست دبستانت هنوز دوست باشی. جفتش اتفاق افتاده. اما کدوم بیشتر رخ داده؟
همون رفتنی که بیشتر اتفاق افتاده، بِیس زندگیه و قراره تا ابد بیشتر از اون یکی نقش ایفا کنه.
Forwarded from 𝙽𝚎𝚔𝚘𝙾𝚓𝚒𝚌𝚑𝚊𝚗 (-𝚜𝚊𝚗𝚊)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی این خیلی تکوندهنده بود برام..