ستارههای آسمانم
امشب به شما فکر کردم. هرشب فکر میکنم، گاهی فکرهایم را مکتوب میکنم و گاهی بجای بغض، سنگ میشود و در گلویم میماند. گاهی بجای اشک، سیل میشود و از چشمانم جاری میشود و گاه بجای کلام، فریاد میشود. هرشب به شما فکر میکنم. به آن دقایق آخرتان. به نگین که بعد از اصابت گلوله بهش گفت "بابا دارم میسوزم". به شماهایی که گلوله مستقیم به مغزتان نخورد و لحظات آخر را چشیدید. به شمایی که درد کشیدید تا از میهن دل بکنید. به اینکه لحظات آخر به چه اندیشیدید؟ یکی از بستگان شما نوشته بود لحظهی آخر گفتی "نذارید خونم پایمال شه".
به پسر معصومم میاندیشم که نوشته بودن "میخواست با مادرش حرف بزنه ولی فقط خون بالا میآورد". به آن عزیزِ ناشنوا فکر میکنم که حتی نتونست صدای گلوله رو تشخیص بده. به اونهایی که لحظات آخر در آغوشِ هیچکس نبودند. به آنهایی که در سیل جمعیت تنها بودند. به کابینتسازی فکر میکنم که تو بیمارستان گفته بود "چقدر طول میکشه تا دستم خوب شه؟ چقدر دیگه میتونم باش کار کنم؟" و چندساعت بعد برای همیشه چشمهاش رو بست. به آنهایی که گرسنه بودند. آنهایی که گذاشته بودن کارهای نیمهتمامشون رو پس از برگشتن به خونه تمام کنند. به همهی شما فکر میکنم. به تکتکتون. به آرزوهاتون. به کفشهای پسری که مامانش گفت نتونست بپوشتشون و نو موندن. به خونِ برادر که رو لباس خواهرش مونده. به مامانِ مبین. به بابای مانی. به علیرضا. به خدانور. به ندا. به هزاران فرد گمنام.
امشب به شما فکر کردم. هرشب فکر میکنم، گاهی فکرهایم را مکتوب میکنم و گاهی بجای بغض، سنگ میشود و در گلویم میماند. گاهی بجای اشک، سیل میشود و از چشمانم جاری میشود و گاه بجای کلام، فریاد میشود. هرشب به شما فکر میکنم. به آن دقایق آخرتان. به نگین که بعد از اصابت گلوله بهش گفت "بابا دارم میسوزم". به شماهایی که گلوله مستقیم به مغزتان نخورد و لحظات آخر را چشیدید. به شمایی که درد کشیدید تا از میهن دل بکنید. به اینکه لحظات آخر به چه اندیشیدید؟ یکی از بستگان شما نوشته بود لحظهی آخر گفتی "نذارید خونم پایمال شه".
به پسر معصومم میاندیشم که نوشته بودن "میخواست با مادرش حرف بزنه ولی فقط خون بالا میآورد". به آن عزیزِ ناشنوا فکر میکنم که حتی نتونست صدای گلوله رو تشخیص بده. به اونهایی که لحظات آخر در آغوشِ هیچکس نبودند. به آنهایی که در سیل جمعیت تنها بودند. به کابینتسازی فکر میکنم که تو بیمارستان گفته بود "چقدر طول میکشه تا دستم خوب شه؟ چقدر دیگه میتونم باش کار کنم؟" و چندساعت بعد برای همیشه چشمهاش رو بست. به آنهایی که گرسنه بودند. آنهایی که گذاشته بودن کارهای نیمهتمامشون رو پس از برگشتن به خونه تمام کنند. به همهی شما فکر میکنم. به تکتکتون. به آرزوهاتون. به کفشهای پسری که مامانش گفت نتونست بپوشتشون و نو موندن. به خونِ برادر که رو لباس خواهرش مونده. به مامانِ مبین. به بابای مانی. به علیرضا. به خدانور. به ندا. به هزاران فرد گمنام.
Forwarded from نامشان را صدا بزن
جدای از اینها، همدلی و همراهی تو شرایط بحران هم مهمه.
ثمین با "ث"
کسب آمادگی برای شرایط بحران: پیش از جنگ باید چه کرد آمادگی برای شرایط اضطراری راهنمای آمادهسازی کوله اضطرار فایل راهنمای بستن کوله اضطراری در صورت وقوع جنگ چه باید کرد چکلیست اقدامات و کمکهای امدادی چکلیست موادغذایی و بروشور آمادگی نحوه چسب زدن پنجرهها…
سلام بچهها، ممنون که این پست رو فوروراد کردید تا افراد بیشتری آگاه بشن.
اگر شما هم نکتهای مدنظرتون بود که میتونه کمککننده باشه و من جا انداختم، لطفا بهم بگید تا به لیست اضافه کنم.
لیست رو آپدیت میکنم و هربار لینک جدید بهش اضافه میشه برای همین بهتره هربار از پین چنل مرورش کنید تا چیزی از قلم نیفته.
پاینده ایران🤍
اگر شما هم نکتهای مدنظرتون بود که میتونه کمککننده باشه و من جا انداختم، لطفا بهم بگید تا به لیست اضافه کنم.
لیست رو آپدیت میکنم و هربار لینک جدید بهش اضافه میشه برای همین بهتره هربار از پین چنل مرورش کنید تا چیزی از قلم نیفته.
پاینده ایران🤍
Forwarded from نامشان را صدا بزن
از طریق این سایت میتوانید مکانهای حساس و خطرناک نظامی و دیگر نهادهای سرکوب را مشاهده و بررسی کنید.
@NameshunraSedaBezan
@NameshunraSedaBezan
از صبح تاحالا گوشیمو از شارژ درنیاوردم که وقتی برق قطع شد شارژم کامل باشه. یکم دیگه مذاکرات ادامه پیدا کنه باید راجع به بودجه گوشی جدید برای ماها هم حرف بزنید.
هرچقدر خبرهای "دو طرف بهم چراغ سبز نشون دادن و مذاکرات عالی پیش رفت" رو بیشتر دیدید، کوله اضطراریتون رو حجیمتر ببندید.
کوشنر و ویتکاف شبیه وقتیان که موقع مهمونی از در میام تو و به بابام میگم تصادف کردم نصف ماشین رفته، ولی تا آخر مهمونی نمیتونه چیزی به روش بیاره تا مهمونا برن.
اینکه میگید هفتهی آتی یعنی من امشب باید نامه خدافظی و توروخدا مراقب خودت باش، رو به دوستام ارسال کنم.
ویتکاف مود بابای منه وقتی یکماهه هرشب بهش میگم نه ببین چندساعت دیگه همهچی قطع میشه و ما قراره شب با صدای بمبارون از خواب بپریم پس بهتره همهچیو آماده بذاریم و صبح دوباره بیدار میشیم و میبینیم نت هنوز وصله.
کوشنرو مامان منه وقتی از یکماه پیش بهش گفتم قراره بزنه جنگ بشه و نباید تو این شرایط خونهتکونی کنه و الان یکماهه که گذشته و خونهتکونیش رو به اتمامه ولی هنوز جنگ نشده:
(بازم هرشب بهش میگم قراره بزنه)
تا ۷ونیم شب وقت داری آخرین حمامت رو با خیال راحت بری از بعدش ممکنه هرلحظه آب قطع شه و گیر کنی.
Forwarded from نامشان را صدا بزن
تو این سایت هم زندانهای بزرگ هستن، یادتون باشه وقتی اینترنت نیست ممکنه اتفاقات ناگواری بیفته. پس کنارش، یه اسکرینشات از محل زندگی خودتون هم داشته باشید و یه دونه هم از زندانهای نزدیکتون نگه دارید.
@NameshunraSedaBezan
@NameshunraSedaBezan
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
ثمین با "ث"
چکلیست مواد غذایی.pdf
115.4 KB
زحمت تهیه و ساختش رو این دوستمون کشیده.
حداقل یکی از این اپلیکیشنهای رو نصب داشته باشید.
@anjomanposhti
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
وسایل ضروری.pdf
112.1 KB
حالا چک لیست کمکهای امدادی، اقدامات امدادی و وسایل ضروری.
@anjomanposhti
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM