از فراز دست او چون سرنگون برخاک غلتیدم
وای بر رستم..وای بر رستم
درفش کاویان را واژگون دیدم
خاک ایران را ز خون پاک ایران لعلگون دیدم
دشت را دریای خون دیدم
باز رستم را در آن دریای خون، در آزمون دیدم
در سکوت مرگبار دشت
نعرهای بر گوش جانم ریخت
هوشدارویی به مغز و استخوانم ریخت
بر سرم فریاد زد بیتاب
پهلوان بیدار شو از خواب
جنگ رستم نیست با سهراب
آنچه امروزت به میدان است
جنگ توران است و ایران است
پیش از آنکه تیغ سهرابم بدراند جگر
در کشتی اول
خود تهمتن را به دست خویشتن کشتم...
در دل پیکار ... رستم و زنهار
صبح فردا ... کشتی دوم ...
تا دهم درس وطنخواهی دلیران را
خنجر سردار ایران
چاک میزد سینهی سردار توران را
تیغ خون آلود در مشتم
در دو کشتی رستم و سهراب را کشتم
آنچه باقی ماند
آنچه او تا جاودان جاوید کیهان بود
سرفراز و سرور تاریخ دوران بود
"ایران بود
ایران بود..."
-استاد علیرضا شجاعپور
وای بر رستم..وای بر رستم
درفش کاویان را واژگون دیدم
خاک ایران را ز خون پاک ایران لعلگون دیدم
دشت را دریای خون دیدم
باز رستم را در آن دریای خون، در آزمون دیدم
در سکوت مرگبار دشت
نعرهای بر گوش جانم ریخت
هوشدارویی به مغز و استخوانم ریخت
بر سرم فریاد زد بیتاب
پهلوان بیدار شو از خواب
جنگ رستم نیست با سهراب
آنچه امروزت به میدان است
جنگ توران است و ایران است
پیش از آنکه تیغ سهرابم بدراند جگر
در کشتی اول
خود تهمتن را به دست خویشتن کشتم...
در دل پیکار ... رستم و زنهار
صبح فردا ... کشتی دوم ...
تا دهم درس وطنخواهی دلیران را
خنجر سردار ایران
چاک میزد سینهی سردار توران را
تیغ خون آلود در مشتم
در دو کشتی رستم و سهراب را کشتم
آنچه باقی ماند
آنچه او تا جاودان جاوید کیهان بود
سرفراز و سرور تاریخ دوران بود
"ایران بود
ایران بود..."
-استاد علیرضا شجاعپور
Forwarded from ALWAYS
علیرضا شجاعپور شعری در مورد رزم رستم و سهراب داره که توش دلیل اینکه رستم پسرش رو کشت توضیح میده: “رستم میگه: میدانستم از آغاز، وانچه چون خورشید میتابید بر جانم، آفتاب روی سهراب است.” برای همین میخواست اجازه بده که سهراب پیروز میدان بشه اما: “در سکوت مرگبار دشت، نعرهای بر گوش جانم ریخت: پهلوان بیدار شو از خواب، جنگ رستم نیست با سهراب. آنچه امروزت به میدان است، جنگ توران است و ایران است.” اینجوری شد که رستم برای درس وطنخواهی دلیران و واژگون ندیدن درفش کاویان، پسرش رو کشت: “آنچه باقی ماند، آنچه او تا جاودان جاوید کیهان بود، سرفراز و سردر تاریخ دوران بود، ایران بود!”
ستارههای آسمانم
امشب به شما فکر کردم. هرشب فکر میکنم، گاهی فکرهایم را مکتوب میکنم و گاهی بجای بغض، سنگ میشود و در گلویم میماند. گاهی بجای اشک، سیل میشود و از چشمانم جاری میشود و گاه بجای کلام، فریاد میشود. هرشب به شما فکر میکنم. به آن دقایق آخرتان. به نگین که بعد از اصابت گلوله بهش گفت "بابا دارم میسوزم". به شماهایی که گلوله مستقیم به مغزتان نخورد و لحظات آخر را چشیدید. به شمایی که درد کشیدید تا از میهن دل بکنید. به اینکه لحظات آخر به چه اندیشیدید؟ یکی از بستگان شما نوشته بود لحظهی آخر گفتی "نذارید خونم پایمال شه".
به پسر معصومم میاندیشم که نوشته بودن "میخواست با مادرش حرف بزنه ولی فقط خون بالا میآورد". به آن عزیزِ ناشنوا فکر میکنم که حتی نتونست صدای گلوله رو تشخیص بده. به اونهایی که لحظات آخر در آغوشِ هیچکس نبودند. به آنهایی که در سیل جمعیت تنها بودند. به کابینتسازی فکر میکنم که تو بیمارستان گفته بود "چقدر طول میکشه تا دستم خوب شه؟ چقدر دیگه میتونم باش کار کنم؟" و چندساعت بعد برای همیشه چشمهاش رو بست. به آنهایی که گرسنه بودند. آنهایی که گذاشته بودن کارهای نیمهتمامشون رو پس از برگشتن به خونه تمام کنند. به همهی شما فکر میکنم. به تکتکتون. به آرزوهاتون. به کفشهای پسری که مامانش گفت نتونست بپوشتشون و نو موندن. به خونِ برادر که رو لباس خواهرش مونده. به مامانِ مبین. به بابای مانی. به علیرضا. به خدانور. به ندا. به هزاران فرد گمنام.
امشب به شما فکر کردم. هرشب فکر میکنم، گاهی فکرهایم را مکتوب میکنم و گاهی بجای بغض، سنگ میشود و در گلویم میماند. گاهی بجای اشک، سیل میشود و از چشمانم جاری میشود و گاه بجای کلام، فریاد میشود. هرشب به شما فکر میکنم. به آن دقایق آخرتان. به نگین که بعد از اصابت گلوله بهش گفت "بابا دارم میسوزم". به شماهایی که گلوله مستقیم به مغزتان نخورد و لحظات آخر را چشیدید. به شمایی که درد کشیدید تا از میهن دل بکنید. به اینکه لحظات آخر به چه اندیشیدید؟ یکی از بستگان شما نوشته بود لحظهی آخر گفتی "نذارید خونم پایمال شه".
به پسر معصومم میاندیشم که نوشته بودن "میخواست با مادرش حرف بزنه ولی فقط خون بالا میآورد". به آن عزیزِ ناشنوا فکر میکنم که حتی نتونست صدای گلوله رو تشخیص بده. به اونهایی که لحظات آخر در آغوشِ هیچکس نبودند. به آنهایی که در سیل جمعیت تنها بودند. به کابینتسازی فکر میکنم که تو بیمارستان گفته بود "چقدر طول میکشه تا دستم خوب شه؟ چقدر دیگه میتونم باش کار کنم؟" و چندساعت بعد برای همیشه چشمهاش رو بست. به آنهایی که گرسنه بودند. آنهایی که گذاشته بودن کارهای نیمهتمامشون رو پس از برگشتن به خونه تمام کنند. به همهی شما فکر میکنم. به تکتکتون. به آرزوهاتون. به کفشهای پسری که مامانش گفت نتونست بپوشتشون و نو موندن. به خونِ برادر که رو لباس خواهرش مونده. به مامانِ مبین. به بابای مانی. به علیرضا. به خدانور. به ندا. به هزاران فرد گمنام.
Forwarded from نامشان را صدا بزن
جدای از اینها، همدلی و همراهی تو شرایط بحران هم مهمه.
ثمین با "ث"
کسب آمادگی برای شرایط بحران: پیش از جنگ باید چه کرد آمادگی برای شرایط اضطراری راهنمای آمادهسازی کوله اضطرار فایل راهنمای بستن کوله اضطراری در صورت وقوع جنگ چه باید کرد چکلیست اقدامات و کمکهای امدادی چکلیست موادغذایی و بروشور آمادگی نحوه چسب زدن پنجرهها…
سلام بچهها، ممنون که این پست رو فوروراد کردید تا افراد بیشتری آگاه بشن.
اگر شما هم نکتهای مدنظرتون بود که میتونه کمککننده باشه و من جا انداختم، لطفا بهم بگید تا به لیست اضافه کنم.
لیست رو آپدیت میکنم و هربار لینک جدید بهش اضافه میشه برای همین بهتره هربار از پین چنل مرورش کنید تا چیزی از قلم نیفته.
پاینده ایران🤍
اگر شما هم نکتهای مدنظرتون بود که میتونه کمککننده باشه و من جا انداختم، لطفا بهم بگید تا به لیست اضافه کنم.
لیست رو آپدیت میکنم و هربار لینک جدید بهش اضافه میشه برای همین بهتره هربار از پین چنل مرورش کنید تا چیزی از قلم نیفته.
پاینده ایران🤍
Forwarded from نامشان را صدا بزن
از طریق این سایت میتوانید مکانهای حساس و خطرناک نظامی و دیگر نهادهای سرکوب را مشاهده و بررسی کنید.
@NameshunraSedaBezan
@NameshunraSedaBezan
از صبح تاحالا گوشیمو از شارژ درنیاوردم که وقتی برق قطع شد شارژم کامل باشه. یکم دیگه مذاکرات ادامه پیدا کنه باید راجع به بودجه گوشی جدید برای ماها هم حرف بزنید.
هرچقدر خبرهای "دو طرف بهم چراغ سبز نشون دادن و مذاکرات عالی پیش رفت" رو بیشتر دیدید، کوله اضطراریتون رو حجیمتر ببندید.
کوشنر و ویتکاف شبیه وقتیان که موقع مهمونی از در میام تو و به بابام میگم تصادف کردم نصف ماشین رفته، ولی تا آخر مهمونی نمیتونه چیزی به روش بیاره تا مهمونا برن.
اینکه میگید هفتهی آتی یعنی من امشب باید نامه خدافظی و توروخدا مراقب خودت باش، رو به دوستام ارسال کنم.
ویتکاف مود بابای منه وقتی یکماهه هرشب بهش میگم نه ببین چندساعت دیگه همهچی قطع میشه و ما قراره شب با صدای بمبارون از خواب بپریم پس بهتره همهچیو آماده بذاریم و صبح دوباره بیدار میشیم و میبینیم نت هنوز وصله.
کوشنرو مامان منه وقتی از یکماه پیش بهش گفتم قراره بزنه جنگ بشه و نباید تو این شرایط خونهتکونی کنه و الان یکماهه که گذشته و خونهتکونیش رو به اتمامه ولی هنوز جنگ نشده:
(بازم هرشب بهش میگم قراره بزنه)
تا ۷ونیم شب وقت داری آخرین حمامت رو با خیال راحت بری از بعدش ممکنه هرلحظه آب قطع شه و گیر کنی.
Forwarded from نامشان را صدا بزن
تو این سایت هم زندانهای بزرگ هستن، یادتون باشه وقتی اینترنت نیست ممکنه اتفاقات ناگواری بیفته. پس کنارش، یه اسکرینشات از محل زندگی خودتون هم داشته باشید و یه دونه هم از زندانهای نزدیکتون نگه دارید.
@NameshunraSedaBezan
@NameshunraSedaBezan
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
ثمین با "ث"
چکلیست مواد غذایی.pdf
115.4 KB
زحمت تهیه و ساختش رو این دوستمون کشیده.
حداقل یکی از این اپلیکیشنهای رو نصب داشته باشید.
@anjomanposhti
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM