ثمین با "ث"
1.91K subscribers
396 photos
45 videos
11 files
201 links
مطلب حائز اهمیتی ندارم.
Download Telegram
لطفا اون کاری که می‌دونی اشتباهه رو حتی واسه یکبار امتحان کردن هم انجامش نده.
اولین بار، سخت‌ترین باره. اگر واسه اولین بار انجامش بدی دیگه از بعدش اونقدر سخت نیست.
انجامش نده تا بابش باز نشه و سخت بمونه.
یه سری کارها برای انجام ندادن و سخت بودنن.
به سخت کار کردن نیست، به هوشمندانه کار کردنه.
یکی از تمرین‌های این‌روزام، جلوگیری از دلسوزی زیاد، تا وقتی ازم نخواستن کمک نکردن، نساختن مثلث کارپمن و ناجی نبودنه.
پشت سرم ایستاده و بهم زل زده.
خودِ آینده‌ای که می‌تونم بهش تبدیل شم.
حالا اگر به اون نرسم ازم ناامید می‌شه. نباید بهش ظلم کنم. نباید ناامیدش کنم. اون منتظرمه. اون تنها چیزیه که دارم.
ولی من هنوز اون رویا رو نکشتم.
در آینده یه پیج می‌زنم و داخلش تیکه‌های ۱۰ ثانیه‌ای از زندگی واقعی بدون ادیت می‌ذارم.
من عاشق لحظه‌هاییم که حس واقعی بودن و جریان روان زندگی می‌دن.
واقعی‌ بودن رو به بی‌نقص بودن ترجیح می‌دم.
اشکال نداره عزیزم. یه بار که تا عمق رنج پشیمونی رو لمس کردی، متوجه می‌شی که کجاها باید بیشتر حواست رو جمع کنی تا مجبور به تحمل دوباره‌اش نباشی.
لااقلش داری یه قدم کوچیک برمی‌داری و این کمتر حس انگل بودن میده.
اگر تا یک حدی احمق باشی، سعی می‌کنن سرعقل بیارنت.
اگر از یک حدی بیشتر احمق باشی، دیگه کسی تلاشی نمی‌کنه.
محیط خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو می‌کنی تاثیرگذاره. می‌گی نه؟ محیطت رو عوض کن و ببین چه اتفاقاتی رخ می‌ده.
رفتار اطرافیانم رو نباید پای اعتبار من بذاری.
من مسئول حرف‌ها و برداشت‌های بقیه آدم‌ها نیستم، اگر مشکلی داری باید با خودشون حلش کنی نه من.
بعضی وقتام باید قبول کنی گه خاصی نیستی تا از بعدش راحت‌تر زندگی کنی.
سندروم استکهلم یک عارضه روانی است که در آن گروگان عاشقِ گروگان‌گیر خود می‌شود.
گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدیست که از کسی که جان ، مال ، آزادیش را تهدید می‌کند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش می‌کند.
از بعد روانشناختی آن را نوعی مکانیسم دفاعی نفس تحت استرس می‌دانند که در نتیجه غريزه بقا به وجود می‌آید‌
نام‌گذاری آن از رویداد عجیبی که در سال 1973 در شهر استکهلم سوئد رخ داد گرفته شده است.
چند سارق وارد بانکی شدند و کارمندان آن بانک را به گروگان گرفتند. گروگان‌گیری مدت شش‌روز به‌طول انجامید. سرانجام بین پلیس و سارقان مسلح تبادل آتش صورت گرفت و سارقان گروگان‌ها را سپر خویش قرار دادند و پلیس به خاطر اینکه آسیبی به گروگان‌ها نرسد شلیک را متوقف نمود. پس از مدتی سرانجام بدون اینکه آسیبی به دو طرف برسد این غائله ختم شد.
پس از اتمام گروگان‌گیری، اتفاقات عجیب‌تری افتاد. گروگان‌هایی که شش روز در دست سارقان اسیر بودند بدون آن‌که از طرف آنها تهدید شده باشند به طرفداری از آنان پرداختند. آن‌ها نه‌تنها در دادگاه علیه گروگان‌گیرها شهادت ندادند بلکه از رفتارهای پلیس شکایت کردند. جالب‌تر آن‌که یکی از گروگان‌ها با سردسته‌ی گروه سارقین روابط عاطفی پیدا کرد و بعدها با وی نیز ازدواج نمود.
Greensleeves
او و دوستانش _ he and his friends
هیچوقت نترس
اگر ترسیدی نلرز
اگر لرزیدی نیفت
اگر افتادی نمیر
اگر مردی، دوباره وایسا و بجنگ
به تموم حرفا بخند

به یاد روزهایی که از سایه‌ی خودم هم می‌ترسیدم اما حالا خیلی وقته که ازش گذشته و من تونستم ازش عبور کنم.
تو هم می‌تونی. نترس.
دلم زمانی رو می‌خواد که گوشی نداشتم، نمی‌دونستم ارتباط مجازی یعنی چی، گوشه اتاق مادربزرگم برای خودم خونه درست می‌کردم، مشقام رو سریع می‌نوشتم تا بشینم پای پرشین‌تون، ساعت‌ها با فانی بافت ذوق می‌کردم، تا شب تو کوچه با بچه‌ها دوچرخه سواری می‌کردم. نه می‌دونستم اینستاگرام و تلگرام و اینترنت چیه، نه لانگ دیستنس و مجازی حالیم بود. کل دغدغه‌ام خریدن بستنی و پماد زدن به زانویی بود که خورده بودم زمین و شلوارم پاره شده بود. مامانم هم هرسری می‌گفت با آستین نصفه و شلوارک نرو تو کوچه دست و پاهات سوختن.